﻿WEBVTT

00:00:01.500 --> 00:00:06.500
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:07.924 --> 00:00:11.302
‫تراژدی شکسپیر مانند این داستان اینه

00:00:11.886 --> 00:00:18.143
‫که موفقیت بزرگی که وینسنت کندی مک‌من به دست آورده

00:00:18.226 --> 00:00:21.896
‫از رفتارهایی نشات می‌گیره که برای جبران گذشته بوده،

00:00:22.522 --> 00:00:27.861
‫برخلاف اون ۱۲ سال اول سخت و وحشتناک زندگیش.

00:00:28.695 --> 00:00:33.992
‫و هدف اصلی زندگیش
‫فرار از اون آزار و اذیت و سوء استفاده‌ها،

00:00:35.118 --> 00:00:37.037
‫با ساختن فضایی بوده که...

00:00:38.121 --> 00:00:40.498
‫...دست هیچکس بهش نرسه

00:00:41.249 --> 00:00:45.628
‫و در برابر نیروهای خارجی آسیب‌پذیر نباشه،

00:00:45.712 --> 00:00:49.799
‫و کنترل کامل سرنوشتش رو داشته باشه.

00:00:53.970 --> 00:00:56.347
‫چیزی که از دوران کودکی وینس مک‌من می‌دونیم

00:00:57.182 --> 00:00:59.476
‫تنها همون چیزیه که خودش گفته.

00:01:00.727 --> 00:01:04.272
‫سال‌ها پیش توی مصاحبه‌ای با پلی‌بوی درباره گذشته‌اش حرف زده،

00:01:05.940 --> 00:01:07.901
‫و درباره آزارهای جسمی که

00:01:07.984 --> 00:01:10.111
‫از طرف ناپدریش متحمل شده، صحبت کرده،

00:01:11.279 --> 00:01:13.948
‫و به آزارهای جنسی هم اشاره کرده

00:01:15.075 --> 00:01:18.870
‫که به نظر میاد از طرف مادرش بوده.

00:01:22.499 --> 00:01:24.959
‫من اهل نگاه به گذشته نیستم.

00:01:25.043 --> 00:01:29.130
‫نمی‌دونم می‌ترسم برگردم عقب یا نه،
"‫اینجوری ام که"اونجا چی هست؟

00:01:30.507 --> 00:01:32.092
‫کودکی من هرچی بود، بود.

00:01:33.134 --> 00:01:34.385
‫زندگی سختی بود.

00:01:34.469 --> 00:01:37.847
‫منظورم اینه که جنگ بود، درگیری بود، چیزای زشتی بود.

00:01:37.931 --> 00:01:40.350
‫و این چیزا رو دوست نداری،

00:01:40.433 --> 00:01:44.020
‫ولی من حس می‌کردم وقتی بچه‌ای و پدرتو در میارن،

00:01:44.771 --> 00:01:49.234
‫اگه بعدش هنوز نفس می‌کشی، هنوز زنده‌ای، برنده‌ای.

00:01:50.318 --> 00:01:52.570
‫از لحاظ روان‌شناسی می‌دونم

00:01:52.654 --> 00:01:55.740
‫وقتی یه بچه مورد آزار قرار می‌گیره، معمولاً خودش هم همون کار رو می‌کنه.

00:01:56.407 --> 00:01:58.409
‫ولی به نظرم بعضی وقتا این فقط یه بهانه‌ست.

00:01:59.452 --> 00:02:00.954
‫من هیچ وقت اینو قبول نکردم.

00:02:01.037 --> 00:02:04.249
‫می‌دونی، هر چیزی که بد باشه، هر اتفاق تلخی که برات می‌افته،

00:02:04.833 --> 00:02:05.667
‫از شرش خلاص شو.

00:02:07.460 --> 00:02:11.172
‫یه وقتایی برمی‌گرده؟ قطعا. یه وقتایی اذیتت می‌کنه؟ حتما.

00:02:11.256 --> 00:02:14.384
‫ولی پشت سر بزار این لعنتی رو و برو جلو.

00:02:19.000 --> 00:02:23.000
‫قسمت پنجم: کسب و کار خانوادگی

00:02:29.274 --> 00:02:30.525
‫ببخشید. واقعاً متأسفم.

00:02:35.071 --> 00:02:37.657
‫در ادامه، برای اولین بار می‌بینید

00:02:37.740 --> 00:02:39.576
‫شین مک‌من و استفنی مک‌من،

00:02:39.659 --> 00:02:41.536
‫دو فرزند وینس و لیندا مک‌من،

00:02:41.619 --> 00:02:46.082
‫در مورد اینکه زندگی‌شون جلوی دوربین‌ها چطور بوده، حرف می‌زنن.

00:02:46.749 --> 00:02:50.837
‫خیلی برام جالبه بدونم، بزرگ شدن به عنوان یه مک‌من چطور بوده؟

00:02:53.423 --> 00:02:55.758
‫می‌خوای شروع کنی؟ بفرما.

00:02:57.218 --> 00:03:01.723
‫به عنوان پسر وینس مک‌من، من توی یه دنیای خیلی خاص بزرگ شدم.

00:03:05.768 --> 00:03:08.271
‫من همیشه دوست داشتم وارد این کار بشم،

00:03:08.354 --> 00:03:10.815
‫و به‌خصوص تو خود تجارت.

00:03:12.358 --> 00:03:13.860
‫از سن خیلی کم شروع کردم.

00:03:13.943 --> 00:03:15.778
‫- یک، دو...
‫- اه!

00:03:16.613 --> 00:03:18.948
‫یادمه توی تماشاچی‌ها بودم، یادمه پشت صحنه بودم.

00:03:19.032 --> 00:03:21.618
‫همه جا بودم، داشتم همه چیز رو جذب می‌کردم.

00:03:23.203 --> 00:03:26.539
‫می‌دونی، من رینگ رو جارو می‌زدم،
‫لباس‌ها رو برای ورزشکارا برمی‌گردوندم.

00:03:27.040 --> 00:03:28.208
‫یک...

00:03:28.291 --> 00:03:31.127
‫بعدش شدم داور و گوینده رینگ،

00:03:31.711 --> 00:03:34.714
‫و شروع کردم به جمع کردن تجربه.

00:03:34.797 --> 00:03:38.218
‫شین و آقای مک‌من!

00:03:38.301 --> 00:03:40.511
‫نقش من به عنوان یک اجراکننده

00:03:40.595 --> 00:03:43.097
‫از جایی شروع شد که به نوعی جایگزین بابام شدم.

00:03:43.181 --> 00:03:45.558
‫دیدید شین برای باباش طناب رو نگه می‌داره؟

00:03:45.642 --> 00:03:49.520
‫اگه بابام کسی رو عصبانی می‌کرد، نمی‌تونستی سریع به خودش برسی.

00:03:49.604 --> 00:03:51.189
‫باید از چند مرحله می‌گذشتی.

00:03:52.023 --> 00:03:54.609
‫بعدش همه خوششون اومد و حال می‌کردن،

00:03:54.692 --> 00:03:56.444
‫و ما هم ادامه دادیم.

00:03:56.527 --> 00:04:00.323
‫یه صدای عظیم از هو کردن برای بچه شگفت‌انگیز،

00:04:00.406 --> 00:04:01.991
‫وارث تاج و تخت...

00:04:02.075 --> 00:04:03.451
‫و من عاشقش بودم،

00:04:03.534 --> 00:04:06.412
‫اینکه بتونم کاری رو انجام بدم
‫که از بچگی همیشه می‌خواستم انجام بدم.

00:04:06.496 --> 00:04:07.956
‫از وقتی خیلی کوچیک بودم.

00:04:15.922 --> 00:04:19.092
‫و اینطوری بود که
‫پویایی خانواده شروع به رشد کرد

00:04:19.175 --> 00:04:21.052
‫و در نهایت تبدیل شد به دختر وینس.

00:04:21.135 --> 00:04:23.680
‫اجازه بدید یه لحظه چیزی بگم، لطفاً.

00:04:23.763 --> 00:04:26.015
‫من همیشه می‌خواستم
‫عضوی از این شرکت باشم،

00:04:26.099 --> 00:04:28.434
‫و امروز خیلی به این افتخار می‌کنم.

00:04:29.519 --> 00:04:32.981
‫وقتی بزرگ می‌شدم،
‫همه چیز بزرگ‌تر از اونچه بود به نظر می‌رسید،

00:04:33.564 --> 00:04:36.317
‫و اینو به‌عنوان یه بچه حس می‌کردم.

00:04:36.401 --> 00:04:39.279
‫فقط هیجان‌انگیزترین چیزی بود
‫که می‌شد توش نقش داشت.

00:04:42.782 --> 00:04:44.575
‫WWE همیشه بحث‌برانگیز بوده،

00:04:44.659 --> 00:04:46.869
‫و وقتی که من داشتم بزرگ می‌شدم،

00:04:46.953 --> 00:04:50.039
‫بعضیا فقط به خاطر بابام عاشقم بودن،

00:04:50.123 --> 00:04:52.959
‫و بعضیا اصلاً به من توجهی نمی‌کردن

00:04:53.042 --> 00:04:54.544
‫فقط به خاطر بابام.

00:04:54.627 --> 00:04:56.379
‫وینس مک‌من، در کنار

00:04:56.462 --> 00:04:59.007
‫دختر کوچکش، استفانی مک‌من.

00:04:59.757 --> 00:05:03.094
‫اولین بار کی بحث کاراکتر شدن تو پیش اومد؟

00:05:03.678 --> 00:05:05.972
‫بعد از اینکه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم.

00:05:06.055 --> 00:05:08.599
‫فقط ریلکس باش، هیچ فشاری نیست.
‫همه چی خوب پیش می‌ره.

00:05:08.683 --> 00:05:11.519
‫- قراره باهام مهربون باشی؟
‫- قطعاً.

00:05:11.602 --> 00:05:14.063
‫تصمیمی که تو یه مدت خیلی کوتاه گرفته شد

00:05:14.147 --> 00:05:16.566
‫که امتحان کنیم و ببینیم چی می‌شه.

00:05:16.649 --> 00:05:17.734
‫- نوبت توئه!
‫- نه!

00:05:17.817 --> 00:05:22.655
‫وقتی که استف شروع به کار با ما کرد،
‫همه چی خیلی سریع پیش رفت.

00:05:23.906 --> 00:05:25.241
‫یه داستانی بود

00:05:25.325 --> 00:05:28.536
‫که توش استف قرار بود با
‫یه استعداد به اسم Test ازدواج کنه.

00:05:29.579 --> 00:05:33.082
‫ولی نویسنده‌ها نمی‌دونستن
‫پایان این داستان چیه.

00:05:33.791 --> 00:05:36.336
‫هیچوقت یه پایان برای این داستان نبود.

00:05:37.712 --> 00:05:41.132
‫پس من یه ایده به ذهنم رسید
‫و به وینس ارائه ـش کردم.

00:05:41.215 --> 00:05:43.217
‫باید یه نگاهی به این بندازی.

00:05:43.968 --> 00:05:47.472
‫"چی می‌شه اگه من
‫تو مهمونی مجردی‌ش باشم و بهش مشروب بدم،

00:05:48.306 --> 00:05:50.683
‫و در نهایت باهاش ازدواج کنم،

00:05:50.767 --> 00:05:53.102
‫مثلاً تو یکی از اون مراسم‌های
‫درایو-ثرو تو وگاس؟"

00:05:54.312 --> 00:05:55.563
‫اون گفت، "عاشقشم."

00:05:55.646 --> 00:05:57.148
‫وای خدای من!

00:05:57.231 --> 00:05:58.816
‫ازت متنفرم!

00:05:58.900 --> 00:06:00.818
‫و جمله‌ش این بود:

00:06:00.902 --> 00:06:04.405
‫"و وینس، سوال این نیست که اگه،
‫بلکه چند بار..."

00:06:04.489 --> 00:06:07.784
‫... چند بار
‫ما ازدواجمون رو کامل کردیم؟
‫(شب زفاف داشتیم)

00:06:08.910 --> 00:06:10.661
‫وای خدای من. باورم نمی‌شه.

00:06:10.745 --> 00:06:14.290
‫اولین باری که بعد از این اتفاقات
‫برگشتیم به تلویزیون،

00:06:14.374 --> 00:06:17.585
مردم علیه استف شدن
‫و شروع کردن به شعار دادن "هرزه".

00:06:17.668 --> 00:06:20.880
‫هرزه! هرزه! هرزه! هرزه!

00:06:21.464 --> 00:06:23.591
‫وینس وقتی دید جمعیت براش دیوونه شدن،

00:06:24.258 --> 00:06:25.510
‫برگشت به من نگاه کرد و گفت...

00:06:26.344 --> 00:06:27.970
‫یعنی، "این یعنی پول."

00:06:28.054 --> 00:06:32.266
‫هرزه! هرزه! هرزه!

00:06:32.350 --> 00:06:35.228
‫من یه لبخند گنده زدم چون این یعنی

00:06:35.311 --> 00:06:37.021
‫مخاطبا دارن مشارکت می‌کنن.

00:06:37.105 --> 00:06:39.315
‫هر موقع مخاطبا مشارکت کنن،

00:06:39.399 --> 00:06:41.776
‫یعنی عاشق چیزی هستن که انجام می‌دی.

00:06:41.859 --> 00:06:43.403
‫هرزه! هرزه! هرزه!

00:06:43.486 --> 00:06:46.864
‫استف یه ضدقهرمان عالی شد.

00:06:46.948 --> 00:06:49.450
‫اون حاضر بود هر کاری بکنه.

00:06:49.534 --> 00:06:52.703
‫همیشه می‌گفت،
‫"هر چیزی که می‌خوای، بابا."

00:06:52.787 --> 00:06:54.247
‫می‌دونست که من دنبال چی هستم.

00:06:54.831 --> 00:06:59.127
‫اگه کسی چیزی از فریب دادن بدونه، اون تویی!

00:07:00.586 --> 00:07:02.797
‫وقتی جوون‌تر بودم و تازه کارمو شروع کرده بودم،

00:07:02.880 --> 00:07:05.925
‫کاملاً آماده بودم هر چیزی که اون بخواد انجام بدم.

00:07:06.008 --> 00:07:07.927
‫ولش کن! اینو ببین!

00:07:08.010 --> 00:07:10.513
‫وقتی به گذشته و کارایی که کردم نگاه می‌کنم، می‌گم:

00:07:10.596 --> 00:07:12.682
‫"وای خدای من. باورم نمی‌شه که اینو کردم."

00:07:12.765 --> 00:07:14.976
‫آره... قطعاً.

00:07:15.059 --> 00:07:18.104
‫فکر نمی‌کردی عجیبه
‫که بابات داشت این کارو ازت می‌خواست؟

00:07:20.106 --> 00:07:22.692
‫آره، بعضی وقتا
‫فکر می‌کردم یه کم عجیبه،

00:07:23.818 --> 00:07:27.530
‫ولی اون زمان
‫کسب‌وکار ما فرق می‌کرد.

00:07:27.613 --> 00:07:30.908
‫هرزه! هرزه! هرزه! هرزه!

00:07:30.992 --> 00:07:33.828
‫از همه چیزای دیوونه‌ای
‫که تو زندگیم اتفاق افتاده،

00:07:33.911 --> 00:07:37.623
‫از شروع کردن به عنوان یه طرفدار
‫تا رسیدن به اینجا،

00:07:38.458 --> 00:07:41.711
‫قسمت خانوادگی‌ش
‫شاید دیوونه‌ کننده ‌ترینش باشه.

00:07:41.794 --> 00:07:43.838
‫- شما از نظر قانونی زن و شوهرید.
‫- اهم!

00:07:43.921 --> 00:07:45.715
‫بعد از این داستان که

00:07:45.798 --> 00:07:49.469
‫استف به صورت مخفیانه
‫و بر خلاف میلش با من ازدواج می‌کنه،

00:07:50.219 --> 00:07:52.889
‫یه ماجرای بزرگ درست شد،
‫دوره مک‌من-هلمسلی،

00:07:52.972 --> 00:07:55.475
‫و حالا ما داریم WWE رو اداره می‌کنیم.

00:07:55.558 --> 00:07:58.144
‫دوران مک‌من-هلمسلی.

00:07:59.187 --> 00:08:02.148
‫این‌جاست که من هر روز باهاش بودم.

00:08:03.274 --> 00:08:05.693
‫و این‌طوری بود که واقعا با هم آشنا شدیم.

00:08:05.776 --> 00:08:07.862
‫من اجازه نداشتم با استعداد هامون قرار بذارم،

00:08:07.945 --> 00:08:12.783
‫اما این پدرم بود که به‌طرز عجیبی
‫ما رو بهم نزدیک کرد.

00:08:13.868 --> 00:08:15.703
‫پائول، که انسان فوق‌العاده‌ایه،

00:08:15.786 --> 00:08:17.163
‫من و اون دوست بودیم،

00:08:17.246 --> 00:08:20.666
‫و حتی به استف می‌گفتم،
‫"استف، باید یکی پیدا کنی،

00:08:20.750 --> 00:08:23.628
‫یک مرد واقعی، مثل تریپل‌اچ."

00:08:23.711 --> 00:08:25.755
‫و بعد برادرم می‌گفت،
‫"نه، تریپل‌اچ نه."

00:08:25.838 --> 00:08:28.758
‫و پدرم می‌گفت،
‫"آره، نه، البته که نه، تریپل‌اچ نه،

00:08:28.841 --> 00:08:30.801
‫ولی یه نفر مثل اون."

00:08:30.885 --> 00:08:34.096
‫شین خیلی مخالف بود.
‫خیلی جدی.

00:08:34.180 --> 00:08:35.598
‫- بریم.
‫- حالمو بهم می‌زنی.

00:08:35.681 --> 00:08:38.059
‫هی داداش... بیخیال یه بغل بده.

00:08:38.643 --> 00:08:41.687
‫میدونی... سطح مقدماتی استوری ها.

00:08:41.771 --> 00:08:43.773
‫"با دختر رئیس قرار نذار."

00:08:44.690 --> 00:08:46.317
‫شین اومد پیشم و گفت،

00:08:46.400 --> 00:08:48.402
‫"داری اجازه می‌دی دخترت با یه کشتی‌گیر قرار بذاره؟"

00:08:49.987 --> 00:08:52.698
‫"شین، من همچین آدمی ام."

00:08:52.782 --> 00:08:55.910
‫"من دارم کشتی می‌گیرم، دارم اجرا می‌کنم.
‫نمی‌دونم منظورت چیه."

00:08:55.993 --> 00:08:59.121
‫پس برای من منطقی بود که استفانی

00:08:59.205 --> 00:09:02.917
‫با کسی مثل پائول قرار بذاره و ازدواج کنه.

00:09:04.085 --> 00:09:05.920
‫وقتی که همه‌چیز پیش می‌ره،

00:09:06.003 --> 00:09:08.673
‫لحظاتی هست که وینس،

00:09:08.756 --> 00:09:11.259
‫وینس مک‌من داره این کارو می‌کنه،

00:09:11.342 --> 00:09:15.513
‫حتی زمانی که ما داریم برای مراسم عروسی
‫دنبال لوکیشن می‌گردیم،

00:09:15.596 --> 00:09:19.433
‫اون به‌طور جدی پیشنهاد می‌ده
‫که مراسم رو توی پی ‌پر ‌ویو برگزار کنیم.

00:09:19.517 --> 00:09:25.606
‫خب، چی می‌شد اگه عروسی استفانی و پائول
‫زنده توی پی ‌پر ‌ویو پخش می‌شد؟

00:09:25.690 --> 00:09:28.859
‫واو. مردم اینو می‌خریدن.
‫باور نکردنی می‌شد. عالی می‌شد.

00:09:28.943 --> 00:09:32.113
‫و استف گفت، "آه... نه."

00:09:32.196 --> 00:09:36.659
‫و وقتی استف گفت، "عمرا،"

00:09:36.742 --> 00:09:38.911
‫قیافه ش اینجوری بود که، "خودخواهه."

00:09:38.995 --> 00:09:41.205
‫مثلا، "باورم نمیشه که خودخواهی."

00:09:42.415 --> 00:09:46.669
‫بعدش وینس
‫مبارزه وینس و استف رو ثبت می‌کنه،

00:09:46.752 --> 00:09:48.629
‫که فکر کنم یه مبارزه خیابونی بود،

00:09:49.463 --> 00:09:53.050
‫شش روز قبل از عروسی واقعی‌مون.

00:09:53.134 --> 00:09:54.927
‫اون می‌خواد دخترشو تحقیر کنه!

00:09:55.011 --> 00:09:57.179
‫یادم میاد که مامانم
‫واقعاً بابام رو تهدید کرد

00:09:57.263 --> 00:10:00.016
‫که اگه من برای عروسی چشمم کبود باشه
‫ یا مچم شکسته باشه،

00:10:00.099 --> 00:10:02.768
‫اون بلافاصله ازش طلاق می‌گیره.

00:10:02.852 --> 00:10:05.813
‫لازمه بگم که هیچ کبودی رو چشمم نداشتم.
‫مچمم شکسته نشد.

00:10:05.896 --> 00:10:09.775
‫شاید توی مبارزه خفه شدم،
‫ولی اون یه چیز دیگه بود.

00:10:09.859 --> 00:10:13.362
‫آره، فقط دیوونگی بود. دیوونگی کامل.

00:10:13.446 --> 00:10:16.532
‫چه جور خانواده‌ایه که من باهاش ازدواج کردم؟

00:10:16.616 --> 00:10:17.700
‫راست میگه!

00:10:17.783 --> 00:10:19.994
‫شماها
‫باید سردسته

00:10:20.077 --> 00:10:25.916
‫پراشتباه‌ترین خانواده روی کره زمین باشین!

00:10:27.501 --> 00:10:30.129
‫اونا اون سریال خانوادگی مک‌من رو ساختن،

00:10:30.212 --> 00:10:33.674
‫و بچه‌ها در نهایت
‫بازیگران خیلی محبوبی شدن. فوق‌العاده محبوب.

00:10:34.634 --> 00:10:37.094
‫در تمام این مدت لیندا کجا بود؟

00:10:37.178 --> 00:10:39.221
‫اون قطعاً
‫جزء بزرگی از همه این‌ها بود.

00:10:39.305 --> 00:10:41.724
‫لیندا مک‌من!

00:10:42.850 --> 00:10:45.686
‫لیندا توی شرکت نقش خیلی مهمی داشت.

00:10:45.770 --> 00:10:49.440
‫شرکت کشتی‌کج جهانی
‫به اسم شرکت وینس مک‌من شناخته میشه.

00:10:49.523 --> 00:10:52.276
‫اسم‌هایی که خیلی کم می‌شنوید،
‫اسم لیندا مک‌من بود،

00:10:52.360 --> 00:10:57.073
‫و اون مدیر اجرایی ارشد این شرکته.

00:10:57.657 --> 00:11:00.117
‫وقتی من اومدم،
‫مقام‌های زیادی وجود نداشت،

00:11:00.201 --> 00:11:03.329
‫وینس رئیس بود،
‫لیندا رئیس دوم بود.

00:11:04.455 --> 00:11:06.207
‫لیندا کارهای تجاری رو مدیریت می‌کرد.

00:11:06.290 --> 00:11:09.543
‫وینس هم کارهای خلاقانه و چشم‌انداز رو مدیریت می‌کرد.

00:11:09.627 --> 00:11:13.714
‫پس مادرم منو با لیندا آشنا کرد، همسرم.

00:11:13.798 --> 00:11:15.925
‫فکر کنم 16 سالم بود.

00:11:16.717 --> 00:11:19.387
‫لیندا توی یه خانواده کاملاً معمولی بزرگ شد.

00:11:19.970 --> 00:11:23.057
‫پدر و مادرش هر دو کار می‌کردن، و خونه‌ خوبی داشتن.

00:11:23.140 --> 00:11:28.813
‫ثروتمند نه، ولی یه خانواده کاملاً معمولی،
‫و من یه جورایی جذب این موضوع شدم.

00:11:30.439 --> 00:11:34.235
‫اون یه جورایی شهرت پسر بد رو از دبیرستان داشت،

00:11:34.318 --> 00:11:37.405
‫و منم، خب، دقیقاً برعکسش بودم.

00:11:38.280 --> 00:11:40.241
‫و می‌دونی چیه؟ ازش خوشم میومد.

00:11:41.450 --> 00:11:44.829
‫لیندا، حدود 17 سالش بود که ازدواج کردیم، خیلی جوون بود.

00:11:45.413 --> 00:11:48.332
‫و بهش قول داده بودم که همیشه دوستش خواهم داشت،

00:11:48.416 --> 00:11:51.419
‫و بهش قول داده بودم که هیچ وقت لحظه‌
‫ کسل کننده ای نداشته باشیم.

00:11:51.502 --> 00:11:54.171
‫قطعا به اون قول عمل کردم.

00:12:02.138 --> 00:12:05.599
‫این خیلی بیشتر از اون چیزی که به تو آسیب بزنه، به من آسیب می‌رسونه.

00:12:07.685 --> 00:12:10.146
‫مامانم هیچ وقت نمی‌خواست توی تلویزیون باشه. هیچ وقت.

00:12:10.229 --> 00:12:11.856
‫اون از بودن توی تلویزیون متنفر بود.

00:12:11.939 --> 00:12:15.317
‫می‌گفت، "وینس، لطفاً منو توی این موقعیت نذار. من بازیگر خوبی نیستم."

00:12:16.193 --> 00:12:17.862
‫از بین چهار نفر ما،

00:12:17.945 --> 00:12:20.406
‫من احتمالاً
‫کمترین راحتی رو جلوی دوربین دارم.

00:12:20.489 --> 00:12:24.034
‫و اصلاً به خوبی شین و استیفانی و وینس نیستم.

00:12:24.118 --> 00:12:27.121
‫تبریک می‌گم، تریپل اچ.

00:12:27.204 --> 00:12:29.790
‫اون بازیگر خوبی نبود، و خودش می‌دونست،

00:12:29.874 --> 00:12:32.543
‫اما شین درگیره،
‫استیفانی درگیره، من درگیرم.

00:12:33.169 --> 00:12:34.587
‫"ما می‌تونیم ازت به عنوان یک شخصیت استفاده کنیم."

00:12:35.296 --> 00:12:37.923
‫پس بدون هیچ مقدمه‌ای،

00:12:38.007 --> 00:12:40.885
‫اجازه بدید همسرم، لیندا رو معرفی کنم،

00:12:40.968 --> 00:12:45.765
‫همراه با تریش زیبا.

00:12:46.724 --> 00:12:48.517
‫من از یک مسیر غیر سنتی

00:12:48.601 --> 00:12:50.644
‫وارد دنیای کشتی کج شدم.

00:12:50.728 --> 00:12:53.314
‫من داشتم مدلینگ تناسب اندام انجام می‌دادم.

00:12:54.148 --> 00:12:57.193
‫مدل تناسب اندام، اون رو از جلد مجله ماسل می‌شناسی.

00:12:58.027 --> 00:12:59.361
‫تریش استراتوس.

00:13:00.738 --> 00:13:03.991
‫وقتی که بچه بودم خیلی طرفدار سیندی لاپر بودم،

00:13:04.074 --> 00:13:06.368
‫و اون با وندی ریکتر بود.
‫که برام خیلی هیجان انگیز بود.

00:13:06.452 --> 00:13:09.288
‫دیدن یه زن توی رینگ تو سن من خیلی باحال بود.

00:13:10.372 --> 00:13:12.541
‫اما وقتی من اولین بار تو سال 2000 شروع کردم،

00:13:13.083 --> 00:13:15.961
‫به نظرم،
‫نقش زن‌ها خیلی جنسی بود.

00:13:16.712 --> 00:13:18.506
‫خب، تریش.

00:13:18.589 --> 00:13:19.924
‫- آقای مک‌من.
‫- آ...

00:13:20.007 --> 00:13:21.717
‫یکی از اولین داستان‌های من

00:13:21.801 --> 00:13:23.636
‫این بود که با وینس مک‌من جفت شدم.

00:13:23.719 --> 00:13:27.056
‫این که قرار بود با رئیس کار کنم،
‫و با آقای مک‌من،

00:13:27.139 --> 00:13:29.266
‫یه فرصت فوق‌العاده بود.

00:13:29.350 --> 00:13:31.352
‫خیلی هیجان‌زده بودم.

00:13:31.435 --> 00:13:32.478
‫خودشه.

00:13:32.561 --> 00:13:35.272
‫فکر نمی‌کنم داستان اینطور مطرح شده بود که،
‫چیزی که قراره اتفاق بیفته اینه که.

00:13:35.356 --> 00:13:36.816
‫"تو قراره معشوقه وینس باشی."

00:13:36.899 --> 00:13:38.692
‫من خیلی بد بودم، وینس.

00:13:38.776 --> 00:13:40.277
‫لازمه که در کونی بهم بزنی.

00:13:40.861 --> 00:13:43.697
‫"و بعد تو قراره همسرش رو با دارو بیهوش کنی."

00:13:43.781 --> 00:13:45.825
‫تو دوز لیندا رو بیشتر کردی، درسته؟

00:13:45.908 --> 00:13:46.742
‫صد رد صد.

00:13:46.826 --> 00:13:49.870
‫اینطوری مطرح نشد که.
‫"الان باید چیکار کنم"

00:13:50.454 --> 00:13:51.705
‫این چیزی بود که به تدریج شکل گرفت.

00:13:51.789 --> 00:13:54.124
‫مثل این بود که،
‫"ببینیم این رو تا کجا می‌تونیم پیش ببریم،"

00:13:54.834 --> 00:13:57.253
‫و خب، مسیر جالبی به خودش گرفت.

00:13:57.336 --> 00:13:58.587
‫اینو داشته باش.

00:13:58.671 --> 00:14:03.342
‫من، تریش استراتوس رو جلوی همسرم که روی ویلچره بوسیدم.

00:14:03.425 --> 00:14:04.885
‫وای نه... وای خدایا.

00:14:04.969 --> 00:14:09.139
‫و دلیل اینکه این کار رو کردیم
‫این بود که نشون بدیم من چقدر یک آدم شرور هستم.

00:14:09.223 --> 00:14:11.308
‫منظورم اینه که نمی‌تونی شرورتر از این بشی.

00:14:12.434 --> 00:14:14.603
‫ما کاملاً آگاه بودیم که داریم چی کار می‌کنیم

00:14:14.687 --> 00:14:16.814
‫تا سوختی برای داستان‌مون فراهم کنیم،

00:14:16.897 --> 00:14:19.358
‫و لیندا هم با این قضیه خیلی راحت بود.

00:14:19.441 --> 00:14:21.485
‫اون توی این قضیه بود.
‫می‌دونی، همه‌مون توش بودیم.

00:14:22.069 --> 00:14:24.738
‫یک صحنه بود که من خم می‌شدم و لیندا رو می‌بوسیدم.

00:14:25.406 --> 00:14:27.199
‫و این ایده خود لیندا بود.
‫اون گفت که،

00:14:27.283 --> 00:14:30.369
‫"اگه بخوای خم بشی و سرمو ببوسی، خیلی‌ها رو عصبانی می‌کنه."

00:14:31.662 --> 00:14:34.957
‫کاری که باید بکنی اینه که احساسات رو برانگیزونی،

00:14:35.040 --> 00:14:38.002
‫چه عصبانیت باشه،
‫چه خوشحالی.

00:14:38.085 --> 00:14:42.631
‫حتی بعضی وقت‌ها تنفر، اگه آدم بده،
‫می‌دونی، یکم از حد گذرونده باشه.

00:14:43.299 --> 00:14:45.426
‫ولی همیشه به خاطر احساساته.

00:14:45.509 --> 00:14:47.344
‫روز ولنتاین خوبی داشته باشی، لیندا.

00:14:48.512 --> 00:14:50.639
‫رابطه نمایشی با تریش.

00:14:50.723 --> 00:14:53.100
‫واکنش خانواده به اون چی بود؟

00:14:53.809 --> 00:14:57.271
‫فکر نمی‌کنم خانواده‌مون باهاش مشکلی داشته باشه،

00:14:57.354 --> 00:15:00.399
‫چون می‌دونستن که من یه شخصیت هستم.

00:15:00.482 --> 00:15:01.692
‫تریش هم یه شخصیت بود.

00:15:01.775 --> 00:15:04.737
‫پس، تا جایی که من یادمه، فکر نمی‌کنم
‫هیچ‌کسی باهاش مشکلی داشته باشه.

00:15:05.738 --> 00:15:09.700
‫اگه چیزی راجع به مادرم گفته بشه،
‫معمولاً اولین واکنشم اینه که "نه."

00:15:09.783 --> 00:15:13.579
‫می‌دونی، مادرم برام یه جورایی مقدسه،
‫پس اون یکی رو خیلی دوست نداشتم.

00:15:14.163 --> 00:15:15.789
‫شین گفت که یکم...

00:15:15.873 --> 00:15:17.666
‫- باشه.
‫- می‌دونی.

00:15:18.250 --> 00:15:21.128
‫خب، شین یکم
‫محافظه ‌کار تر از بقیه‌مونه،

00:15:21.211 --> 00:15:24.131
‫پس شین ممکنه کمی باهاش مشکل داشته باشه،

00:15:24.214 --> 00:15:25.466
‫چون گاهی...

00:15:25.549 --> 00:15:28.260
‫"صبر کن، چون،
‫الان داری خیلی به واقعیت نزدیک می‌شی."

00:15:28.344 --> 00:15:31.555
‫من فکر می‌کنم، "این یه داستانه.
‫شخصیت‌ها دارن تماشاگر رو سرگرم می‌کنن."

00:15:31.639 --> 00:15:33.265
‫"فقط باهاش کنار بیا."

00:15:40.606 --> 00:15:43.734
‫پس، 15 سال بعد،
‫من مصاحبه می‌کنم،

00:15:43.817 --> 00:15:47.279
‫درباره روزای قدیم صحبت می‌کنیم،
‫و این... هیچ وقت ناامید کننده نبوده.

00:15:47.363 --> 00:15:50.199
‫همیشه اینجوریه که،
‫"پس، یه زمانی بود که..."

00:15:50.282 --> 00:15:51.158
‫و من می‌گم، "آها."

00:15:51.742 --> 00:15:55.329
‫"...که روی چهار دست و پا می‌رفتی
‫و مثل یه سگ پارس می‌کردی."

00:15:55.996 --> 00:15:58.958
‫ببخشید! خیلی ببخشید!

00:15:59.041 --> 00:16:00.334
‫شرمنده‌ای؟

00:16:01.085 --> 00:16:03.587
‫خب، بهت می‌گم،
‫اگه اینقدر متاسفی

00:16:03.671 --> 00:16:06.590
‫پس بهم ثابت کن که چقدر شرمنده‌ای.

00:16:08.050 --> 00:16:11.303
‫مثل یه سگ روی دست و پاهات بشین!

00:16:11.387 --> 00:16:13.389
‫اوه، محض رضای خدا.

00:16:13.472 --> 00:16:15.891
‫صحنه "مثل سگ پارس کردن"
‫واضحاً خیلی به یاد موندنیه،

00:16:15.975 --> 00:16:18.018
‫و واقعاً...

00:16:18.102 --> 00:16:19.853
‫آره، کاش هیچ وقت اون رو نمی‌ساختن.

00:16:19.937 --> 00:16:21.647
‫من یه زمانی یه سگ ماده داشتم

00:16:21.730 --> 00:16:24.316
‫و اون سگ
‫همه کاری که بهش می‌گفتم رو انجام می‌داد.

00:16:24.400 --> 00:16:27.444
‫- حالا، لعنتی، برو پایین، بشین پایین!
‫- آه، این دیگه زیاده رویه.

00:16:27.528 --> 00:16:30.698
‫زود باش مثل یه سگ پارس کن،
‫بگو که متاسفی.

00:16:33.617 --> 00:16:36.829
‫با قسمت "پارس کردن مثل سگ"، می‌خواستن من اینجوری باشم...

00:16:36.912 --> 00:16:39.081
‫خیلی افتضاح بود،

00:16:39.164 --> 00:16:43.210
‫ولی دقیقاً همون حس افتضاحی بود
‫که می‌خواستیم شما حس کنید. متوجه نیستین؟

00:16:43.794 --> 00:16:49.049
‫اگه واقعاً، واقعاً پشیمونی، تریش،
‫لباسات رو دربیار!

00:16:49.133 --> 00:16:51.093
‫آره! آره...

00:16:51.176 --> 00:16:52.678
‫گفتم همین الان درشون بیار!

00:16:53.303 --> 00:16:55.556
‫این چه جور مردیه... این...

00:16:55.639 --> 00:16:57.391
‫این یه اجرای بی‌نظیره

00:16:57.474 --> 00:17:01.520
‫از نوع "همه چی داشته باش و باز هم بخواه"،

00:17:01.603 --> 00:17:05.691
‫چون در عین حال که به همه می‌فهمونه
‫که باید ازش متنفر باشیم،

00:17:05.774 --> 00:17:09.486
‫یه نمایش تحریک‌آمیز هم بهشون می‌ده...

00:17:09.570 --> 00:17:11.697
‫اوه، پشیمونی! پشیمونی!

00:17:11.780 --> 00:17:14.241
‫سوتینتو دربیار، همین الان!

00:17:14.324 --> 00:17:16.493
‫...در حالی که می‌دونه
‫این کارش اشتباهه.

00:17:16.577 --> 00:17:21.331
‫ولی این لذت تماشای تحقیر شدنش رو
‫خراب نمی‌کنه.

00:17:23.042 --> 00:17:26.462
‫وقتی این بخش رو دیدم، به نظرم افتضاح بود،
‫ولی می‌دونی،

00:17:26.545 --> 00:17:31.633
‫رسلینگ خیلی مردونه بود،
‫و برای مردهایی که درباره زنای جذاب خیال‌بافی می‌کردن.

00:17:31.717 --> 00:17:35.929
‫ولی همینطور یه جورایی ازشون بدشون می‌اومد،
‫چون نمی‌تونستن بهشون دست پیدا کنن.

00:17:36.013 --> 00:17:40.976
‫برای همین، دیدن اینکه زنای جذاب تحقیر بشن
‫برای خیلی از اون مردا باحال بود.

00:17:41.977 --> 00:17:45.272
گفتنِ این حرف خیلی زشته،
‫ولی دقیقاً همون چیزی بود که وجود داشت.

00:17:46.690 --> 00:17:49.902
‫ما می‌دونستیم که داریم
‫یه صحنه حساس رو به هوادارا نشون می‌دیم.

00:17:49.985 --> 00:17:53.322
‫می‌دونستیم که درباره‌ش صحبت می‌شه،
‫و تفسیر و سوءتفسیر می‌شه،

00:17:53.405 --> 00:17:54.531
‫ولی ازش آگاه بودیم.

00:17:55.532 --> 00:17:57.618
‫و نکته اینه که وقتی اون صحنه رو ساختیم،

00:17:57.701 --> 00:18:00.662
‫می‌دونستیم که نتیجه‌گیریش
‫تو رسلمنیا، بزرگ‌ترینِ استیج ها چی‌میشه.

00:18:04.458 --> 00:18:07.127
‫در نهایت،
‫همه‌چیز تو رسلمنیا

00:18:07.211 --> 00:18:09.546
‫تو یه مسابقه بین شین و بابام تموم شد.

00:18:11.757 --> 00:18:13.801
‫این مسابقه پسر در برابر پدر بود،

00:18:13.884 --> 00:18:17.805
‫و تو یه گوشه
‫دوست دخترم تریش بود.

00:18:17.888 --> 00:18:19.139
‫البته فقط تو داستان.

00:18:19.223 --> 00:18:22.559
‫و تو گوشه شین، لیندا، همسرم، بود.

00:18:23.769 --> 00:18:27.189
‫باید برای سوءاستفاده‌هایی که
‫از مادرم می‌شد، خودی نشون می‌دادم.

00:18:27.272 --> 00:18:30.567
‫می‌دونی، دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم،
‫که واقعاً هم همین‌طور بود.

00:18:30.651 --> 00:18:33.904
‫و خواهرم که طرف پدرم رو گرفته بود،
‫می‌دونی، مثل آدمای بی‌رحم،

00:18:33.987 --> 00:18:35.030
‫خیلی شبیه پدرم بود.

00:18:36.073 --> 00:18:39.576
‫قبل از اینکه وارد اون مسابقه بشم،
‫خیلی استرس داشتم،

00:18:39.660 --> 00:18:42.329
‫چون هیچ‌وقت
‫روی پدرم دست بلند نکرده بودم.

00:18:43.080 --> 00:18:44.540
‫همیشه یک‌طرفه بوده.

00:18:45.833 --> 00:18:48.794
‫وقتی بچه بودم،
‫من و پدرم کشتی می‌گرفتیم.

00:18:49.670 --> 00:18:52.756
‫یه بار، پدرم پهلوهامو با دستش فشار داد.

00:18:52.840 --> 00:18:55.259
‫می‌دونی، زد تو پوست و همه چی.

00:18:55.342 --> 00:18:58.053
‫گفتم، "آخ!" و وقتی عقب کشیدم،
‫موهامو از پشت گرفت

00:18:58.137 --> 00:19:01.515
‫و هلم داد عقب، و من قیافه ام اینجوری بود که،
‫"تو کاملاً تقلب کردی."

00:19:01.598 --> 00:19:02.599
‫گفتم، "نمی‌تونی این کارو کنی."

00:19:02.683 --> 00:19:07.062
‫اون گفت، "این کاریه که تو زندگی می‌کنم.
‫تقلب می‌کنم و برنده می‌شم."

00:19:07.146 --> 00:19:09.857
‫گفت، "این درس رو یاد بگیر."
‫گفت، "بعضی وقتا باید تقلب کنی."

00:19:09.940 --> 00:19:11.984
‫و من گفتم، "باشه."

00:19:13.235 --> 00:19:17.573
‫پس قبل از اینکه وارد اون مسابقه بشم،
‫یه کم وحشت کردم.

00:19:17.656 --> 00:19:19.616
‫گفتم،
‫"نمی‌تونم. نمی‌تونم."

00:19:20.659 --> 00:19:24.163
‫از شین خواستم که بهم ضربه بزنه،
‫و اون گفت، "نمی‌تونم."

00:19:24.246 --> 00:19:25.873
‫"بهم سیلی بزن. این کارو می‌تونی."

00:19:25.956 --> 00:19:26.957
‫"نه، نمی‌تونم."

00:19:28.041 --> 00:19:29.084
‫"من می‌تونم بهت سیلی بزنم."

00:19:30.627 --> 00:19:32.296
‫سیلی زدن به پسر خودش.

00:19:32.379 --> 00:19:35.048
‫زنگ به صدا دراومد. پدرم
‫چهارتا مشت زد تو صورتم.

00:19:35.132 --> 00:19:36.758
‫همون اول کار.

00:19:37.426 --> 00:19:39.928
‫منم چندتا محکم بهش زدم،
‫و توجهشو جلب کردم.

00:19:40.012 --> 00:19:42.389
‫و بعد اون گفت،
‫"باشه، دیگه مشکلی نیست."

00:19:42.472 --> 00:19:45.976
‫"آه! آخ!"
‫چشمام فوراً ورم کرد.

00:19:46.059 --> 00:19:48.812
‫گفتم، "خب، شاید
‫از چیزی که فکر می‌کردم راحت‌تر باشه."

00:19:52.149 --> 00:19:53.066
‫شین، این کارو نکن!

00:19:58.363 --> 00:20:00.032
‫این لحظه رسلمنیای من تو اون سال بود.

00:20:00.616 --> 00:20:03.994
‫من تونستم جلوی وینس مک‌من و همه چیزایی که بهش اعتقاد داشت وایستم.

00:20:04.077 --> 00:20:06.079
‫یادم میاد که روی اون لحظه باهاش کار کردم.

00:20:06.163 --> 00:20:08.457
‫اون گفت: "هیچ‌جوره عقب نکش."

00:20:08.540 --> 00:20:10.292
‫و من هم عقب نکشیدم.

00:20:10.375 --> 00:20:15.339
‫وینس، تازه متوجه شده که همسر خواب‌آلودش، لیندا، اینجاست!

00:20:18.050 --> 00:20:23.055
‫تو مبارزه با شین، لیندا آروم‌آروم از جاش بلند شد.

00:20:29.937 --> 00:20:32.439
‫یه ضربه بزرگ بود، و بعدش باید کار رو تموم می‌کردیم.

00:20:32.522 --> 00:20:36.485
‫صبر کن، وینس یه گوشه، شین یه گوشه دیگه.

00:20:36.568 --> 00:20:38.946
‫تماشاگرها عاشق اینن که به نظر واقعی بیاد.

00:20:39.696 --> 00:20:40.906
‫وای خدای من!

00:20:40.989 --> 00:20:43.992
‫گاهی واقعاً هم واقعی میشه. اینا مک‌من‌های واقعی هستن.

00:20:44.743 --> 00:20:47.788
‫وقتی تنش رو می‌سازی، این شخصیت‌ها رو می‌سازی،

00:20:47.871 --> 00:20:51.250
‫و بعد داستان به سرانجام می‌رسه، آه، خیلی حس خوبی داره.

00:20:51.333 --> 00:20:54.419
‫شین مک‌من پدرش رو شکست داد

00:20:54.503 --> 00:20:58.215
‫توی یه مبارزه خیابونی وحشیانه اینجا تو رسلمنیا!

00:21:03.011 --> 00:21:05.347
‫برای وینس، هیچ‌چیز خط قرمز نبود.

00:21:06.932 --> 00:21:09.351
‫چی واقعی بود؟ چی نبود؟ مهم نبود.

00:21:09.434 --> 00:21:12.813
‫اگه پول درمی‌آورد، اگه توجه جلب می‌کرد،

00:21:12.896 --> 00:21:16.733
‫هر چیزی که کارش رو قوی‌تر می‌کرد، براش باز بود.

00:21:16.817 --> 00:21:20.654
‫می‌خوام یه پیام به مادرت بدی، و اون اینه که به زودی،

00:21:20.737 --> 00:21:25.617
‫بعد از این که طلاق قطعی شد، یه خانم مک‌من جدید خواهیم داشت.

00:21:25.701 --> 00:21:30.455
‫یه خانم مک‌من جذاب که می‌تونه با نیازهای جنسی من همراه باشه.

00:21:30.539 --> 00:21:31.415
‫آها.

00:21:32.749 --> 00:21:36.461
‫وینس یه استاد واقعی در محو کردن خطوط داستان بود.

00:21:36.545 --> 00:21:41.008
‫اون چیزی رو که با یه ذره واقعیت شروع می‌شد، می‌پیچوند،

00:21:41.091 --> 00:21:44.428
‫و بعدش قدم‌به‌قدم پیش می‌برد

00:21:44.511 --> 00:21:48.682
‫تا جایی که نمی‌دونستی چی رو باید باور کنی و چی رو باور نکنی.

00:21:49.558 --> 00:21:52.060
‫تو بهم بدهکاری... سیبل

00:21:53.395 --> 00:21:55.647
‫و وقتی آدمایی مثل تو بهم بدهکار می‌شن...

00:21:58.442 --> 00:22:01.653
‫من معمولا... بدهی ـمو جمع می‌کنم.

00:22:03.405 --> 00:22:05.073
‫سیبل احتمالاً یکی از...

00:22:05.157 --> 00:22:08.368
‫از نظر موفقیت خالص تو بازاریابی تو یه بازه زمانی کوتاه،

00:22:08.452 --> 00:22:11.913
‫یکی از شخصیت‌های کم‌تر دیده‌شده‌ای بود که داشتن.

00:22:12.456 --> 00:22:15.292
‫یعنی واقعاً یه برگ برنده برای جذب مخاطب بود.

00:22:15.959 --> 00:22:17.169
‫سیبل وقتی می‌اومد رو آنتن،

00:22:17.252 --> 00:22:20.130
‫نیم میلیون نفر برای تماشای بخش‌های مربوط به اون می‌نشستن.

00:22:20.630 --> 00:22:23.091
‫تنها کسی که یادمه بهتر عمل می‌کرد، آستین بود.

00:22:24.343 --> 00:22:29.681
‫ولی اون تو اوج محبوبیتش شرکت رو ترک کرد
‫و ازش شکایت کرد.

00:22:29.765 --> 00:22:30.849
‫تو این گوشه...

00:22:30.932 --> 00:22:34.269
‫قهرمان سابق زنان رسلینگ، سیبل.

00:22:34.353 --> 00:22:36.480
‫حریفش، وینس مک‌من.

00:22:36.563 --> 00:22:39.733
‫مرکز این دعوا یه شکایت 110 میلیون دلاریه

00:22:39.816 --> 00:22:42.402
‫که شامل اتهام‌های
‫آزار جنسی هم می‌شد.

00:22:42.486 --> 00:22:45.614
‫یعنی ازت می‌خواستن کارایی بکنی که نمی‌خواستی؟

00:22:45.697 --> 00:22:46.907
‫آره.
‫تقریباً. خب.

00:22:46.990 --> 00:22:49.993
‫اونا وادارم می‌کردن کارایی کنم
‫که دوست نداشتم.

00:22:50.660 --> 00:22:54.373
‫سیبل از تو
‫و WWE شکایت کرد و 110 میلیون دلار خواست،

00:22:54.456 --> 00:22:58.168
‫و ادعا کرد، بین چیزای دیگه،
‫احساس تحقیر می‌کرده.

00:22:58.752 --> 00:23:01.713
‫فکر نمی‌کنم ازش چیزی خواسته باشم
‫که تحقیرکننده باشه.

00:23:02.506 --> 00:23:04.383
‫یه شکایت دیگه.
‫سیبل کی بود؟

00:23:04.466 --> 00:23:07.427
‫و چطور تو سازمان نقش داشت؟

00:23:07.511 --> 00:23:10.597
‫راستش چیز زیادی از شکایت سیبل
‫یادم نمیاد.

00:23:10.680 --> 00:23:14.142
‫هیچ‌کدوم از اون اتهامایی
‫که مطرح شد، یادت نمیاد؟

00:23:14.226 --> 00:23:16.019
‫نه، راستش نه. یه جورایی برام مبهمه.

00:23:16.103 --> 00:23:18.522
‫فقط می‌دونم برگشت سر کار، همین.

00:23:19.898 --> 00:23:25.237
‫استفنی مک‌من، می‌خوام
‫با دستیار جدیدت، سیبل، آشنا بشی.

00:23:27.364 --> 00:23:29.908
‫نکنه بدن سیبل باعث می‌شه یادت بره

00:23:29.991 --> 00:23:33.620
‫که سیبل از شرکت مون
‫چند میلیون دلار شکایت کرد؟

00:23:33.703 --> 00:23:35.705
‫که سیبل رفت تو تیم کسایی

00:23:35.789 --> 00:23:37.833
‫که سعی می‌کنن از شرکت ما شکایت کنن؟

00:23:37.916 --> 00:23:39.459
‫همه چی براش تو پول خلاصه شده.

00:23:39.543 --> 00:23:41.294
‫سیبل فقط به همین اهمیت می‌ده.

00:23:41.378 --> 00:23:44.548
‫سیبل برای چی شکایت کرد؟
‫از من، از تو؟

00:23:44.631 --> 00:23:46.967
‫اون از ما به خاطر آزار جنسی شکایت کرد!

00:23:47.884 --> 00:23:52.222
‫چیزی که درباره وینس وجود داره اینه
‫که وینس هر کاری می‌کنه

00:23:52.305 --> 00:23:55.684
‫اگه فکر کنه برای کسب‌وکارش خوبه،
‫حتی استخدام کسی که ازش شکایت کرده.

00:23:55.767 --> 00:24:00.063
‫خب، فکر کنم چندتا راه
‫برای تشکر کردن ازت وجود داره.

00:24:01.356 --> 00:24:03.066
‫چرا از این شروع نکنیم؟

00:24:04.526 --> 00:24:07.654
‫وقتی برش گردوندی،
‫یه داستانی با شخصیتت بود

00:24:07.737 --> 00:24:09.114
‫که توش یه رابطه بود.
‫با کی؟

00:24:10.157 --> 00:24:11.158
‫با سیبل.
‫من؟
‫با تو.

00:24:13.994 --> 00:24:16.580
‫داستان بود.
‫داستان.

00:24:16.663 --> 00:24:18.206
‫خدای من.

00:24:19.499 --> 00:24:21.460
‫چون این تو رینگ اتفاق می‌افتاد،

00:24:21.543 --> 00:24:25.922
‫ما می‌تونستیم سرگرم‌کننده و شوکه‌شده
‫به هر کاری که می‌کرد واکنش نشون بدیم،

00:24:26.006 --> 00:24:28.425
‫ولی یه جورایی ازش شونه خالی کنیم،

00:24:28.508 --> 00:24:32.262
‫چون فقط رسلینگه،
‫فقط یه نمایشه.

00:24:32.345 --> 00:24:36.141
‫ما این رو عادی می‌دونیم که وینس مک‌من،
‫با ساختن شخصیت مستر مک‌من،

00:24:36.224 --> 00:24:39.269
‫از داستان زندگی خودش استفاده کرده

00:24:39.352 --> 00:24:41.271
‫تا ما رو جذب کنه.

00:24:41.354 --> 00:24:44.941
‫یادت میاد تو سال 2001
‫اون مصاحبه پلی‌بوی رو انجام دادی؟

00:24:45.650 --> 00:24:46.485
‫آره، درسته.

00:24:48.153 --> 00:24:51.656
‫تو اون مصاحبه درباره چندتا رابطه مختلف حرف زدی.

00:25:00.665 --> 00:25:04.711
‫کنجکاو بودم چرا اصلاً تو اون مقاله همچین حرف‌هایی زدی.

00:25:05.253 --> 00:25:08.715
‫تو اون مقاله، احساس کردم خیلی رک حرف زدم.

00:25:08.798 --> 00:25:11.218
‫اون موقع نقش بازی نمی‌کردم. می‌دونی؟

00:25:11.301 --> 00:25:13.970
‫واکنش خیلی صادقانه و مستقیمی بود

00:25:14.054 --> 00:25:15.764
‫به سؤالاتی که پرسیده شد.

00:25:24.606 --> 00:25:27.901
‫فکر می‌کنی بعضی از این داستان‌هایی که بعداً مطرح شد،

00:25:27.984 --> 00:25:30.820
‫عناصری از زندگی تو بودن که توشون به کار بردی؟

00:25:30.904 --> 00:25:32.864
‫یا اصلاً ربطی نداشت؟

00:25:32.948 --> 00:25:34.574
‫اوه، کاملاً بی‌ربط بود.

00:25:34.658 --> 00:25:37.452
‫می‌دونی، باز هم، من به عنوان یه آدم عادی،

00:25:37.536 --> 00:25:39.079
‫اصلاً اون شخصیتی که تو رینگ می‌بینی نیستم،

00:25:39.162 --> 00:25:42.499
‫هرچند بعضی‌ها شوخی‌شو می‌کنن که یکیه،

00:25:42.582 --> 00:25:44.751
‫ولی، به هر حال، نه.

00:25:47.796 --> 00:25:54.678
‫وینس مک‌من تو تمام زندگیش
‫فقط یه رابطه کاملاً وفادارانه داشته

00:25:54.761 --> 00:25:57.931
‫و اون با کسب‌وکاریه که ساخته.

00:25:58.848 --> 00:26:03.770
‫اون عشقشه، اون علاقه‌ـشه، اون اربابشه.

00:26:04.521 --> 00:26:06.523
‫وینس صاحب این کسب‌وکار نیست.

00:26:07.148 --> 00:26:09.693
‫این کسب‌وکار صاحبِ وینس مک‌منه.

00:26:10.318 --> 00:26:17.200
‫و اون با تمام قلبش، اشتیاقش و زندگیش،
‫به این کسب‌وکار خدمت می‌کنه.

00:26:18.451 --> 00:26:21.788
‫و اگه این باعث بشه احساسات زنش، استفنی،

00:26:21.871 --> 00:26:26.876
‫شین، پدرش یا حتی خودش آسیب ببینه...

00:26:28.461 --> 00:26:29.921
‫گورِ بابای همشون.

00:26:34.009 --> 00:26:36.219
‫با افزایش محبوبیت رسلینگ،

00:26:36.303 --> 00:26:38.513
‫مالکان کمپانی WWE

00:26:38.597 --> 00:26:43.101
‫تصمیم گرفتن با هم مشورت کنن
‫و سهام شرکتشون رو بفروشن.

00:26:43.602 --> 00:26:46.354
‫WWE داره عمومی میشه.

00:26:48.023 --> 00:26:49.941
‫عمومی شدن معنای زیادی داشت.

00:26:50.734 --> 00:26:56.072
‫ما رو قانونی کرد،
‫ولی دلیل اصلیش صرفاً تجارت بود.

00:26:56.656 --> 00:26:59.951
‫مقدار پولی که برای شرکت فراهم شد،

00:27:00.869 --> 00:27:03.955
‫به ما اجازه داد وارد تجارت کازینو بشیم.

00:27:06.291 --> 00:27:08.501
‫وارد تجارت رستوران بشیم.

00:27:08.585 --> 00:27:10.086
‫هوادارهای رسلینگ

00:27:10.170 --> 00:27:13.465
‫با افتتاح یه رستوران بار جدید
‫تو تایمز اسکوئر نیویورک هیجان‌زده شدن.

00:27:13.548 --> 00:27:16.051
‫ما درست وسطش هستیم. جایی که باید باشیم.

00:27:16.926 --> 00:27:18.845
‫با داشتن این سرمایه‌گذاری،

00:27:18.928 --> 00:27:22.474
‫می‌تونی جا‌به‌جاش کنی،
‫دوباره روی خودت سرمایه‌گذاری کنی،

00:27:22.557 --> 00:27:23.767
‫که همیشه انجامش دادیم،

00:27:23.850 --> 00:27:27.520
‫و می‌تونی به چیزهای دیگه‌ای
‫که ممکنه ارزشمند باشن فکر کنی.

00:27:29.147 --> 00:27:33.151
‫همگی مجددا خوش اومدید به WCW!

00:27:33.234 --> 00:27:38.573
‫کیدمن و دِ فرنچایز دعوای شخصی‌شون رو به رینگ کشوندن...

00:27:38.657 --> 00:27:40.492
‫...توی مسابقه Viagra-on-a-pole!

00:27:41.076 --> 00:27:44.871
‫تا سال 2000، WWE به طور کامل کنترل

00:27:44.954 --> 00:27:47.666
‫جنگ‌های شب‌های دوشنبه با WCW رو به دست گرفته بود.

00:27:48.166 --> 00:27:49.876
‫ما فقط بهش می‌خندیدیم.

00:27:49.959 --> 00:27:52.837
‫- اوه خدای من!
‫- دهنش پر از ویاگراست.

00:27:52.921 --> 00:27:55.006
‫این یه سقوط طولانی و دردناک بود.

00:27:56.925 --> 00:28:00.095
‫خیلی‌ها توی WCW مسئولیت داشتن،

00:28:00.178 --> 00:28:01.805
‫و به پایین‌ترین سطح رسید.

00:28:01.888 --> 00:28:03.348
‫یک دوجین توینکی اونجاست!

00:28:03.932 --> 00:28:06.476
‫به نظر می‌اومد WCW حتی تلاش هم نمی‌کرد.

00:28:08.770 --> 00:28:12.399
‫از دید جنگ، بچه‌ها تمام تلاششون رو کردن،

00:28:12.482 --> 00:28:14.234
‫ولی فکر نمی‌کنم بشه یه جنگ رو برد

00:28:14.317 --> 00:28:17.195
‫اگه آدمای درست توی اتاق جنگ نباشن

00:28:17.278 --> 00:28:18.905
‫که تصمیمات درست بگیرن.

00:28:19.489 --> 00:28:21.074
‫از دفتر من برو بیرون.

00:28:21.157 --> 00:28:24.577
‫فقط... جرات داری. درستش نکن. جرات داری.

00:28:24.661 --> 00:28:27.247
‫اریک بیشاف خیلی از کارها رو درست انجام داد؟ شاید.

00:28:27.330 --> 00:28:29.165
‫خیلی از کارها رو اشتباه انجام داد؟ آره.

00:28:29.249 --> 00:28:31.668
‫اون رئیس بود، ولی توپ رو انداخت.

00:28:32.711 --> 00:28:35.171
‫خیلی راحت می‌شه گفت: "نگاه کن به اریک."

00:28:35.255 --> 00:28:38.717
‫"اون از موفقیت زیاد رسید به اینکه اجازه بده این موفقیت به سرش بزنه."

00:28:38.800 --> 00:28:40.719
‫می‌فهمم چرا کسی این رو می‌گه،

00:28:40.802 --> 00:28:44.180
‫ولی این نظر کسیه که هیچ ایده‌ای نداره

00:28:44.264 --> 00:28:46.683
‫که پشت صحنه واقعاً چی می‌گذشت.

00:28:47.517 --> 00:28:51.396
‫تولد بزرگ‌ترین شرکت رسانه‌ای و سرگرمی در جهان.

00:28:51.479 --> 00:28:55.442
‫ادغام 7.5 میلیارد دلاری تایم وارنر و ترنر برادکستینگ

00:28:55.525 --> 00:28:56.901
‫کامل شد.

00:28:57.736 --> 00:29:00.363
‫شرایط توی WCW به خاطر ادغام AOL تایم وارنر

00:29:00.447 --> 00:29:02.866
‫خیلی بد شده بود.

00:29:02.949 --> 00:29:06.619
‫من توی اتاقی با 12 یا 14 مدیر اجرایی که قبلاً ندیده بودم نشسته بودم

00:29:07.203 --> 00:29:09.164
‫که بهم می‌گفتن چطور باید رسلینگ تولید کنم

00:29:09.247 --> 00:29:11.458
‫در حالی که هیچ‌کدومشون قبلاً محصول رو ندیده بودن.

00:29:13.293 --> 00:29:18.465
‫هیچ‌کدوم از اون مدیرهای اجرایی
‫نمی‌خواستن WCW بخشی از AOL-Time Warner باشه.

00:29:18.965 --> 00:29:20.967
‫رسلینگ یه سرگرمی سطح پایین بود،

00:29:21.050 --> 00:29:22.802
‫با اینکه خیلی محبوب بود.

00:29:22.886 --> 00:29:25.388
‫آیا این پایان یک عصره؟

00:29:25.472 --> 00:29:27.348
‫روایت اینه که با ادغام،

00:29:27.432 --> 00:29:29.142
‫این افراد دیگه رسلینگ رو نمی‌خوان.

00:29:29.225 --> 00:29:31.811
‫این یه بهانه‌ست.
‫WCW داشت محصول بدی ارائه می‌داد.

00:29:31.895 --> 00:29:33.897
‫جنگ چریکی
‫توی یه استخر شنا!

00:29:33.980 --> 00:29:35.607
‫بازکیل داره میاد!

00:29:35.690 --> 00:29:36.649
‫شماره 69...

00:29:36.733 --> 00:29:39.819
‫یادم میاد که به من دقیقاً گفتن
‫اگه ریتینگ‌هامون اینطور نبود

00:29:39.903 --> 00:29:41.362
‫و اینقدر پول از دست نمی‌دادیم،

00:29:41.446 --> 00:29:43.156
‫همه‌چی خوب بود.

00:29:43.239 --> 00:29:45.617
‫وقتی تبدیل به یه شرکت بزرگ ضررده شد،

00:29:45.700 --> 00:29:48.203
‫بله، مشخصاً می‌خواستن بفروشنش.

00:29:48.286 --> 00:29:50.038
‫و این در رو برای وینس باز کرد.

00:29:50.121 --> 00:29:51.956
‫به من گوش بده، باشه؟

00:29:52.040 --> 00:29:54.042
‫با شرکت از طرف ترنر تماس گرفتن، گفتن:

00:29:54.125 --> 00:29:56.586
‫"هی، داریم به فروش WCW فکر می‌کنیم.
‫علاقه‌مندی؟"

00:29:57.545 --> 00:29:58.797
‫جواب بله بود.

00:29:58.880 --> 00:30:00.340
‫و ظرف سه روز،

00:30:00.423 --> 00:30:02.592
‫کل چشم‌انداز
‫این کسب‌وکار تغییر کرد.

00:30:03.718 --> 00:30:05.887
‫من اغلب به تد ترنر فکر می‌کنم.

00:30:05.970 --> 00:30:09.182
‫اون گفت،
‫"آره، وقتی بحث رقابته،

00:30:09.265 --> 00:30:10.975
‫می‌خوام مثل یه حشره لهش کنم."

00:30:13.478 --> 00:30:14.604
‫این اتفاق نیفتاد.

00:30:16.648 --> 00:30:19.859
‫وینس شرکت رو
‫با 2.5 میلیون دلار خرید،

00:30:19.943 --> 00:30:23.363
‫که احتمالاً یه میلیون بار سودشو کرد.

00:30:23.446 --> 00:30:26.574
‫این مثل خریدن منهتن با 24 دلار بود.

00:30:27.158 --> 00:30:29.702
‫من خوش‌شانس بودم
‫که اون شب توی هواپیمای چارتر بودم

00:30:29.786 --> 00:30:31.871
‫شبی که WCW رو خرید.

00:30:31.955 --> 00:30:33.706
‫توی اون پرواز جشن گرفتیم.

00:30:35.166 --> 00:30:39.462
‫یادم میاد که پرواز
‫کاملاً دیوانه‌کننده بود.

00:30:40.338 --> 00:30:41.589
‫ولی فرداش چی؟

00:30:42.423 --> 00:30:44.050
‫همه‌چی مثل روزای قبل.

00:30:44.634 --> 00:30:47.303
‫این کار خیلی بی‌سروصدا
‫از سطح شرکتی انجام شد.

00:30:48.304 --> 00:30:54.227
‫ولی نحوه‌ای که خرید WCW رو
‫به همه طرفدارها اعلام کردیم

00:30:54.310 --> 00:30:56.104
‫زنده روی آنتن بود.

00:31:02.527 --> 00:31:03.611
‫تصورش کن.

00:31:04.320 --> 00:31:07.699
‫من توی تلویزیون WCW هستم.

00:31:08.908 --> 00:31:10.201
‫چطور ممکنه؟

00:31:11.244 --> 00:31:12.912
‫خب، فقط یه راه داره.

00:31:12.996 --> 00:31:15.373
‫می‌دونین، فقط بحثِ زمان بود

00:31:15.456 --> 00:31:21.296
‫که کِی من، وینس مک‌من،
‫رقیبم رو بخرم.

00:31:21.379 --> 00:31:25.383
‫درسته. حالا WCW مال منه.

00:31:25.466 --> 00:31:27.760
‫در مذاکرات، یکی از چیزایی که می‌خواستم

00:31:27.844 --> 00:31:31.264
‫این بود که دو برنامه زنده روی شبکه‌های مختلف داشته باشیم که با هم تلاقی کنن.

00:31:31.890 --> 00:31:33.766
‫یه پخش همزمان زنده داشتیم،

00:31:33.850 --> 00:31:36.561
‫آخرین برنامه نایترو WCW تو پاناما سیتی بود،

00:31:36.644 --> 00:31:38.271
‫و WWE تو کلیولند بود.

00:31:38.354 --> 00:31:40.565
‫و اونجا بود که رونمایی بزرگ انجام شد.

00:31:40.648 --> 00:31:43.151
‫برنده جنگ‌های شب دوشنبه،

00:31:43.234 --> 00:31:44.652
‫خانم‌ها و آقایان،

00:31:44.736 --> 00:31:46.738
‫وینسنت کِی مک‌من!

00:31:46.821 --> 00:31:49.032
‫جمعیت شوکه شده بود، می‌دونی؟

00:31:49.115 --> 00:31:52.493
‫و ما تونستیم این کارو بدون اینکه لو بره انجام بدیم.

00:31:53.161 --> 00:31:55.371
‫واضحه که همتون می‌دونید

00:31:56.039 --> 00:31:59.626
‫که من WCW رو خریدم.

00:32:04.380 --> 00:32:07.634
‫یه لحظه وسوسه شدم که ببینمش،
‫اما نتونستم خودمو راضی به این کار کنم.

00:32:07.717 --> 00:32:09.010
‫این مثل این می‌مونه که...

00:32:10.303 --> 00:32:12.972
‫بالاخره قبول کنی که واقعاً شکست خوردی،

00:32:13.056 --> 00:32:14.891
‫و راضی به این کار نشدم.

00:32:14.974 --> 00:32:18.019
‫باید گلوی رقیبت رو محکم بگیری،

00:32:18.102 --> 00:32:21.397
‫و جون رقابت رو ازش بکشی بیرون.

00:32:21.898 --> 00:32:23.983
‫همون کاری که با WCW کردم!

00:32:28.863 --> 00:32:31.908
‫موضوع این نیست که با بردن خیلی کیف می‌کنم.

00:32:32.450 --> 00:32:35.912
‫این حرف یه کم مغرورانه است، ولی... من انتظار برد دارم.

00:32:36.704 --> 00:32:41.250
‫پس اون احساس بزرگ شادی که بگی،
‫"آره. من بردم. کارت عالی بود." وجود نداره.

00:32:41.334 --> 00:32:43.086
‫اون اتفاق نمی‌افته.

00:32:43.169 --> 00:32:45.171
‫راضی‌کننده‌ست، ولی میرم سراغ چیز بعدی.

00:32:46.381 --> 00:32:49.550
‫اون یه حس فوق‌العاده بود چون اونا وینس رو تا لبه بردن،

00:32:49.634 --> 00:32:52.929
‫و اون از این چالش پیروز بیرون اومد.

00:32:53.846 --> 00:32:55.807
‫اما، از یه طرف یه کم تلخ و شیرین بود،

00:32:55.890 --> 00:33:00.395
‫چون وینس زیر فشار رشد می‌کنه و تو رقابت سالم شکوفا می‌شه.

00:33:00.478 --> 00:33:02.313
‫به نظرم این بهترین حالت وینس رو ازش بیرون می‌کشه.

00:33:03.606 --> 00:33:06.067
‫وقتی دیگه اون رقابت نیست یه چیزی کم می‌شه.

00:33:06.150 --> 00:33:10.488
‫پس، می‌دونی، حالا یه چالش جدید هست، مثل راه‌اندازی یه لیگ فوتبال.

00:33:10.989 --> 00:33:14.450
‫هواداران فوتبال که منتظرن تبشون ارضا بشه.

00:33:14.534 --> 00:33:15.994
‫یه بازی جدید تو شهره...

00:33:16.077 --> 00:33:19.163
‫نابغه WWE وینس مک‌من.

00:33:19.247 --> 00:33:22.166
‫اون از نبوغ بازاریابیش استفاده می‌کنه،
‫تا از رینگ به زمین فوتبال برسه.

00:33:22.250 --> 00:33:28.297
‫امروز، ما با اطمینان برند جدیدمون، XFL رو معرفی می‌کنیم.

00:33:29.007 --> 00:33:33.386
‫من یهویی اعلام کردم که
‫قراره یه لیگ فوتبال جدید باشه.

00:33:33.970 --> 00:33:35.972
‫بدون آمادگی، بدون تجربه تو فوتبال،

00:33:36.055 --> 00:33:37.640
‫چیز زیادی از فوتبال نمی‌دونستم،

00:33:37.724 --> 00:33:41.519
‫اما فرصتی بود برای فوتبال بازی کردن وقتی NFL نبود.

00:33:41.602 --> 00:33:44.939
‫مک‌من می‌گه این جذاب‌ترین بازی تو شهر خواهد بود.

00:33:45.023 --> 00:33:48.568
‫یه لیگ فوتبال کاملاً جدید، و یه لیگ با نگرشی کاملاً متفاوت.

00:33:48.651 --> 00:33:51.154
‫یه لیگی که توش بازیکن‌ها باید سخت‌تر تمرین کنن

00:33:51.237 --> 00:33:53.406
‫و خودشونو به حد نهایی برسونن.

00:33:53.489 --> 00:33:54.866
‫این ایده‌ش بود.

00:33:55.533 --> 00:34:00.580
‫ورزش رو بگیر و بیشتر شبیه WWE کن.

00:34:00.663 --> 00:34:04.667
‫دوربین و میکروفون روی بازیکن‌ها و مربی‌ها، تو رختکن.

00:34:05.376 --> 00:34:08.337
‫می‌خواستم فوتبالی بسازم که مردم واقعاً باهاش ارتباط بگیرن.

00:34:08.421 --> 00:34:10.423
‫میدونی، از همه یه شخصیت بسازم

00:34:10.506 --> 00:34:12.467
‫ما می‌تونیم از دید تلویزیونی این داستان‌ها رو دنبال کنیم،

00:34:12.550 --> 00:34:16.637
‫و اون داستان‌ها رو تعریف کنیم که مردم به شخصیت‌ها بیشتر علاقه‌مند بشن.

00:34:16.721 --> 00:34:18.765
‫فکر می‌کنم به دلایل زیادی موفق میشه.

00:34:18.848 --> 00:34:23.102
‫ما آمریکا رو می‌شناسیم. می‌دونیم مردم آمریکا دوست دارن چی تماشا کنن.

00:34:23.186 --> 00:34:25.730
‫از نظر من، این نمی‌تونه شکست بخوره.

00:34:27.023 --> 00:34:30.151
‫از استادیومی پر از تماشاگر در لاس‌وگاس،

00:34:30.234 --> 00:34:32.612
‫هفته اول XFL.

00:34:32.695 --> 00:34:38.242
‫خانم‌ها و آقایان، این XFL ـه!

00:34:40.161 --> 00:34:41.412
‫XFL جسورانه ـست!

00:34:42.455 --> 00:34:43.748
‫وای!

00:34:47.043 --> 00:34:51.047
‫اولین هفته از XFL رتبه‌بندی فوق‌العاده‌ای داشت، بسیار بزرگ.

00:34:51.130 --> 00:34:53.591
‫و از نظر من، این یه موفقیت بود.

00:34:53.674 --> 00:34:57.095
‫کنجکاوی بینندگان، شب اول XFL رو موفق کرد

00:34:57.178 --> 00:35:00.515
‫با رتبه‌بندی تلویزیونی بیش از دو برابر چیزی که به تبلیغ‌کنندگان گفته شده بود.

00:35:01.182 --> 00:35:03.976
‫فکر می‌کنم جواب سؤال "آیا مردم حاضرن

00:35:04.060 --> 00:35:06.896
‫یک لیگ فوتبال تحت رهبری مک‌من رو امتحان کنن؟"
‫یک بله قاطع بود.

00:35:07.730 --> 00:35:09.232
‫همه می‌خواستن ببیننش.

00:35:09.315 --> 00:35:13.736
‫مشکل این بود که وقتی دیدنش، کیفیت بازی‌ها پایین بود.

00:35:14.695 --> 00:35:17.115
‫لری، از تیم هیتمِن، از خط ۴۵ خودشون...

00:35:17.198 --> 00:35:18.324
‫توپ رو از دست داد!

00:35:18.407 --> 00:35:20.743
‫نه حتی دفع شد، کاملاً گمش کرد!

00:35:21.661 --> 00:35:25.581
‫XFL با تبلیغات گسترده شروعی پرهیاهو داشت.

00:35:26.082 --> 00:35:29.710
‫کیفیت فوتبال بالا نبود، ولی برای من اهمیتی نداشت.

00:35:29.794 --> 00:35:35.258
‫کل حال و هوای WWE که دور این لیگ بود، جذابیت داشت.

00:35:36.717 --> 00:35:40.263
‫به نظرم، این واقعاً احمقانه و خسته‌کننده بود.

00:35:40.346 --> 00:35:41.389
‫و بی‌ادبانه.

00:35:41.472 --> 00:35:44.892
‫من عاشق آمریکام! سرزمین شیر و عسل!

00:35:44.976 --> 00:35:48.437
‫مردم فکر می‌کنن من درباره این چیزها زیادی سختگیرم،

00:35:48.521 --> 00:35:51.399
‫ولی هر چیزی جای خودش رو داره.

00:35:51.482 --> 00:35:53.276
‫اگر کمی هوش و ذکاوت همراهش باشه،

00:35:53.359 --> 00:35:55.778
‫اگر کمی هنر یا خلاقیت داشته باشه،

00:35:55.862 --> 00:35:57.822
‫یا کیفیت بالایی داشته باشه،

00:35:57.905 --> 00:36:00.825
‫اون وقت من اهمیتی نمی‌دم. باشه؟

00:36:00.908 --> 00:36:02.326
‫من اهمیتی نمی‌دم.

00:36:02.827 --> 00:36:05.037
‫ولی این هیچ‌کدوم از اونا رو نداشت.

00:36:05.121 --> 00:36:08.833
‫سؤالی درباره مخاطب هدف XFL دارین؟

00:36:08.916 --> 00:36:12.712
‫اسم تیم رو بذارین "مردهای ناامید ممفیس که هنوز با مادرشون زندگی می‌کنن."

00:36:13.296 --> 00:36:16.424
‫NBC فکر می‌کرد واقعاً مطبوعات رو تحت کنترل داره،

00:36:16.507 --> 00:36:18.467
‫و مطبوعات با ما مهربون رفتار می‌کنن.

00:36:18.551 --> 00:36:22.096
‫همه مدیران NBC که مسئول ایجاد XFL بودن،

00:36:22.180 --> 00:36:25.433
‫به مرگ خودشون راضی شدن. درسته.

00:36:27.226 --> 00:36:28.936
‫XFL یه فاجعه بود.

00:36:30.313 --> 00:36:32.690
‫وقتی وینس با من صحبت کرد،

00:36:32.773 --> 00:36:35.651
‫این لیگ قبلش پایین‌ترین رتبه‌بندی‌ها رو

00:36:35.735 --> 00:36:39.030
‫در تاریخ اوج تلویزیون آمریکا ثبت کرده بود.

00:36:39.113 --> 00:36:43.367
‫رتبه‌بندی‌های XFL نسبت به هفته اول 75 درصد کاهش داشت.

00:36:43.451 --> 00:36:45.745
‫توی اتاق انتظار به وینس گفتم:

00:36:45.828 --> 00:36:47.914
‫"سؤال‌های سختی مطرح می‌شن."

00:36:47.997 --> 00:36:50.833
‫"فکر می‌کنم منصفانه باشه، ولی سخت." اون گفت: "باشه."

00:36:50.917 --> 00:36:54.921
‫فکر می‌کردم می‌خوام برم درباره XFL صحبت کنم و رفتار دوستانه‌ای داشته باشم.

00:36:55.004 --> 00:36:58.090
‫به من گفته شده بود که اینجوریه. ولی کاستاس شروع کرد به تحریک کردن من.

00:36:58.174 --> 00:37:00.593
‫پیش‌نمایش قبل از بازی، مخصوصاً هفته اول.

00:37:00.676 --> 00:37:01.510
‫ما همچین چیزهایی نداریم.

00:37:01.594 --> 00:37:03.346
‫یکی از بی‌معنی‌ترین چیزهایی بود که دیدم.

00:37:04.430 --> 00:37:06.849
‫باب کارش رو کرد. کارش رو خوب انجام داد.

00:37:06.933 --> 00:37:07.850
‫مچم رو گرفت.

00:37:07.934 --> 00:37:11.103
‫- می‌خوای اجازه بدی یه لحظه حرفم رو تموم کنم، رفیق؟
‫- دارم ازت سؤال می‌پرسم.

00:37:11.187 --> 00:37:14.398
‫پس دهنت رو ببند و بذار جواب بدم.

00:37:14.482 --> 00:37:15.942
‫با کمال میل جواب می‌دم.

00:37:16.025 --> 00:37:18.736
‫و حس کردم دارم هی نزدیک‌تر می‌شم.

00:37:18.819 --> 00:37:21.280
‫می‌تونستم دست‌هام رو حس کنم، تصور می‌کردم

00:37:21.364 --> 00:37:24.325
‫چی می‌شد اگه دست‌هام دور اون گردن کوچیکش حلقه می‌زد.

00:37:24.408 --> 00:37:26.911
‫تو نمی‌دونی داری درباره چی حرف می‌زنی.

00:37:27.411 --> 00:37:30.164
‫شخصیت آقای مک‌من، به نوعی،

00:37:30.248 --> 00:37:33.417
‫اغراق‌شده بعضی از ویژگی‌های خود وینس هست.

00:37:33.501 --> 00:37:36.462
‫پس شاید توی اون لحظه، بخشی از اون یکی شدن.

00:37:36.545 --> 00:37:38.923
‫- اجازه می‌دی حرفم رو تموم کنم؟
‫- قطعاً.

00:37:39.006 --> 00:37:41.592
‫چیزی که می‌خوام بگم، رفیق. با یه لبخند بزرگ، باشه؟

00:37:41.676 --> 00:37:44.929
‫- این برای من خنده‌داره.
‫- این برای تو خنده‌داره. تو هم برای من خنده‌داری.

00:37:45.012 --> 00:37:47.139
‫من از خودم هم عصبانی بودم،

00:37:47.223 --> 00:37:50.101
‫چون به دام افتادم، باید متوجه می‌شدم، ولی نشدم، مثل یه احمق.

00:37:50.184 --> 00:37:53.688
‫- برای اون جمعیت WWE کافی نیست.
‫- درسته.

00:37:53.771 --> 00:37:57.024
‫و فوتبالش هم برای جمعیت ورزشی کافی نیست.

00:37:57.608 --> 00:38:01.487
‫من یه کارآفرینم.
‫من کسی‌ام که این شرکت رو می‌چرخونه.

00:38:01.570 --> 00:38:05.908
‫من کسی‌ام که هم شرکت خودم
‫و هم این کشور رو سرپا نگه می‌داره.

00:38:05.992 --> 00:38:07.702
‫من ریسک می‌کنم.

00:38:07.785 --> 00:38:12.999
‫اولین فصل XFL،
‫آخرین فصلش هم شد.

00:38:13.082 --> 00:38:15.626
‫این لیگ نتونست
‫توجه تماشاگرها رو جلب کنه،

00:38:15.710 --> 00:38:17.169
‫و قطعاً منتقدها رو هم نه.

00:38:20.006 --> 00:38:23.759
‫XFL شکست خورد،
‫چون محصول خوبی نبود.

00:38:24.302 --> 00:38:26.137
‫در بهترین سال‌هاش،

00:38:26.220 --> 00:38:32.101
‫WWE با تعریف خودش،
‫یه محصول عالی بود.

00:38:32.727 --> 00:38:34.478
‫ولی این محصول خوبی نبود.

00:38:35.187 --> 00:38:38.024
‫فکر می‌کنم تعطیل شدن XFL
‫بعد از یک سال، ضربه بزرگی بود.

00:38:38.107 --> 00:38:40.693
‫می‌دونید، وینس
‫هرچی داشت براش گذاشته بود.

00:38:40.776 --> 00:38:43.487
‫لوگوی XFL که مردم می‌دیدن،

00:38:43.571 --> 00:38:46.907
‫وینس بود که توپ XFL رو دستش گرفته
‫و به دوربین نگاه می‌کنه.

00:38:48.034 --> 00:38:48.951
‫مزخرف بود.

00:38:50.077 --> 00:38:51.245
‫افتضاح بود.

00:38:51.996 --> 00:38:54.582
‫اون زمان،
‫اوضاع خیلی بد بود.

00:38:55.291 --> 00:38:58.461
‫یکی بعد از دیگری،
‫مشکلات پشت سر هم پیش می‌اومدن.

00:38:59.086 --> 00:39:03.716
‫کمپانی رسلینگ جهانی (WWE)
‫دیگه نمی‌تونه از اسم "WWF" استفاده کنه.

00:39:03.799 --> 00:39:07.553
‫امروز از طرف بنیاد جهانی حیات وحش
‫یک ضربه اساسی خورد.

00:39:08.429 --> 00:39:10.389
‫وقتی این شکایت مطرح شد،

00:39:10.473 --> 00:39:13.184
‫سعی کردیم مثل همیشه از خودمون دفاع کنیم.

00:39:13.267 --> 00:39:15.895
‫ولی معلوم شد: "صبر کن.
‫ما نمی‌تونیم این پرونده رو ببریم."

00:39:16.479 --> 00:39:20.483
‫اون‌ها در واقع مدت‌ها قبل از ما
‫از حروف اختصاری WWF استفاده کرده بودن.

00:39:21.067 --> 00:39:25.988
‫برای همین WWF به WWE تغییر کرد،
‫چون ما سرگرمی هستیم.

00:39:27.698 --> 00:39:31.285
‫اینکه مجبور شدیم اسممون رو تغییر بدیم،
‫اتفاق خوبی نبود.

00:39:31.369 --> 00:39:34.288
‫من نمی‌خواستم این کار رو کنم،
‫ولی کاری از دستت برنمیاد.

00:39:34.372 --> 00:39:37.666
‫وقتی چیزی تموم شد،
‫باید ادامه بدی.

00:39:39.668 --> 00:39:41.087
‫هر وقت شکستی پیش میاد،

00:39:42.213 --> 00:39:44.465
‫و شکست‌های زیادی تو زندگیم داشتم،

00:39:45.508 --> 00:39:48.594
‫اگه بذاری تو ذهنت بمونه، مثلاً:
‫"کاش اون کار جواب می‌داد."

00:39:48.677 --> 00:39:52.181
‫"اگه این کار رو می‌کردم،
‫اون یکی جواب می‌داد." دیوونه می‌شی.

00:39:52.681 --> 00:39:55.643
‫اون لامصبو ولش کن،
‫و به یه چیز مثبت فکر کن.

00:39:55.726 --> 00:39:58.604
‫و روی یه چیز مثبت کار کن،
‫نه یه چیز منفی.

00:39:59.980 --> 00:40:06.570
‫وینس یکی از اصول همیشگیش این بود: "نشون نده."

00:40:07.405 --> 00:40:09.573
‫برای همین قیافه نگرفته بود.

00:40:09.657 --> 00:40:15.704
‫اگه روز بعد از اینکه
‫رسماً اعلام شد XFL برنمی‌گرده،

00:40:15.788 --> 00:40:17.206
‫می‌رفتی سر کار،
‫اصلاً متوجه نمی‌شدی.

00:40:17.289 --> 00:40:20.501
‫تمرکزش این بود:
‫"خب، برای راو چی داریم؟ بیاید شروع کنیم."

00:40:22.545 --> 00:40:25.172
‫به یاد دارم توی یکی از سالن‌ها
‫با وینس صحبت کردم.

00:40:25.256 --> 00:40:26.549
‫من رو کنار کشید و گفت:

00:40:26.632 --> 00:40:29.218
‫"یه ایده دارم که هالک هوگان رو برگردونیم

00:40:29.301 --> 00:40:33.013
‫و می‌خوام شما دوتا تو رسلمنیا
‫اصلی‌ترین مسابقه رو داشته باشید. نظرت چیه؟"

00:40:33.097 --> 00:40:38.102
‫و من بلافاصله گفتم:
‫"واقعا عاشقشم!"

00:40:38.811 --> 00:40:39.937
‫نماد در برابر نماد.

00:40:42.356 --> 00:40:43.732
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم، داداش.
‫وقتی برگشتم،

00:40:44.900 --> 00:40:49.822
‫بعد از 9 یا 10 سال که
‫توی WCW یه دردسر بزرگ برای وینس بودیم،

00:40:50.489 --> 00:40:52.700
‫و عملاً سعی داشتیم
‫کارش رو به تعطیلی بکشونیم،

00:40:53.784 --> 00:40:56.745
‫اصلاً درباره گذشته صحبت نکردیم.

00:40:58.164 --> 00:41:01.208
‫اون خیلی وقت‌ها باعث ناامیدی من شد،

00:41:01.292 --> 00:41:03.919
‫و لحظاتی بود
‫که دوست داشتم خفش کنم.

00:41:05.546 --> 00:41:08.174
‫ولی تو تجارت،
‫کینه نگه داشتن جواب نمی‌ده.

00:41:08.257 --> 00:41:12.219
‫فلسفه من اینه که
‫صرف نظر از اینکه شخصاً چی اتفاق افتاده،

00:41:12.303 --> 00:41:13.679
‫تماشاگرها چی می‌خوان؟

00:41:15.598 --> 00:41:17.308
‫همه چیزی که می‌خوان، سرگرم شدن هست.

00:41:17.391 --> 00:41:21.020
‫پس، طبیعی هست که غرورت رو قورت بدی
‫و یه بشقاب عن بخوری

00:41:21.103 --> 00:41:23.481
‫و برگردونیش، و همین دیگه.

00:41:25.065 --> 00:41:26.942
‫این خیلی خاصه، جی.آر.!

00:41:27.026 --> 00:41:30.738
‫این خیلی منحصربه‌فرده!
‫این واقعاً یه مسابقه رویایی ـه!

00:41:30.821 --> 00:41:33.199
‫ولی وقتی به اون رسلمنیا فکر می‌کنم،

00:41:33.282 --> 00:41:36.327
‫حالا هم بدنم مورمور می‌شه،

00:41:37.077 --> 00:41:41.290
‫چون اون جمعیت دیوونه بود.
‫و ما اینو حس می‌کردیم.

00:41:42.249 --> 00:41:44.668
‫یه لحظه نمادین بود،
‫اگه اون صحنه رو ببینید،

00:41:44.752 --> 00:41:47.505
‫که اونا شروع به جذب واکنش جمعیت کردن

00:41:47.588 --> 00:41:51.091
‫و همزمان شروع کردن
‫به نگاه کردن به چپ و راستشون.

00:41:51.675 --> 00:41:53.552
‫این حرکات نه تمرین شده بود و نه برنامه‌ریزی شده.

00:41:53.636 --> 00:41:56.055
‫فقط دو افسانه بودن که در لحظه فهمیدن چه کنن

00:41:56.138 --> 00:41:59.225
‫و اون لحظه شد به یاد موندنی‌ترین چیز.

00:42:00.434 --> 00:42:02.603
‫این برخورد دو دوره بود.

00:42:03.562 --> 00:42:07.358
‫و هیچکدوم نمی‌دونستن تماشاگرا چطور واکنش نشون میدن.

00:42:07.441 --> 00:42:08.359
‫منم نمی‌دونستم.

00:42:08.859 --> 00:42:11.403
‫اونا آماده بودن که هرطور که پیش می‌رفت عمل کنن.

00:42:13.447 --> 00:42:16.033
‫من باید آدم بد می‌بودم و اون آدم خوب.

00:42:18.994 --> 00:42:20.829
‫اما وقتی راک شروع کرد به زدن من،

00:42:20.913 --> 00:42:23.082
‫اونا شروع کردن به هو کردن راک از سالن.

00:42:25.668 --> 00:42:27.336
‫سناریو باید عوض می‌شد.

00:42:29.296 --> 00:42:31.924
‫همون لحظه که وارد رینگ شدیم، جمعیت بهمون فهموند.

00:42:34.510 --> 00:42:39.139
‫"دوستت داریم، راک، ولی امشب، هوگان دلیل اینجا بودنته."

00:42:40.015 --> 00:42:46.188
‫من مجبور شدم در لحظه تغییر کنم
‫و مبارزه رو با حس و ظرافت جلو ببرم.

00:42:47.481 --> 00:42:49.316
‫ما پایان مسابقه رو تغییر ندادیم.

00:42:50.359 --> 00:42:51.944
‫همچنان اون شب من برنده شدم.

00:42:52.570 --> 00:42:55.406
‫اما برنده واقعی هالک هوگان بود.

00:42:59.827 --> 00:43:03.664
‫فکر می‌کنی وینس بعد از رفتن به WCW
‫بهت اعتماد کرد؟

00:43:06.625 --> 00:43:10.796
‫فکر کنم حالا اعتماد بیشتری دارم...

00:43:10.879 --> 00:43:11.839
‫...تا هر زمانی که قبلاً داشتم.

00:43:13.882 --> 00:43:16.051
‫فکر کنم یه حس راحتی وجود داره

00:43:16.135 --> 00:43:19.805
‫که بدونی نمی‌تونم پیراهن رو پاره کنم
‫و ۱۰۰ هزار نفر رو توی سالن بیارم.

00:43:22.141 --> 00:43:23.892
‫هر تصمیمی که می‌گیره

00:43:23.976 --> 00:43:26.437
‫همیشه با این فکره که چی برای تجارت خوبه.

00:43:27.605 --> 00:43:29.481
‫آوردن کسایی که اخراجشون کرده،

00:43:29.565 --> 00:43:32.192
‫آوردن کسایی که علیه‌ش توی دادگاه شهادت دادن،

00:43:32.276 --> 00:43:34.778
‫کسایی که توی مصاحبه‌ها علیه‌ش حرف زدن،

00:43:34.862 --> 00:43:38.032
‫و اگه فکر کنه برای شرکت مفیده
‫همچنان اونا رو برمی‌گردونه.

00:43:38.616 --> 00:43:43.078
‫اجازه بدید مدیر جدید راو رو بهتون معرفی کنم،

00:43:43.162 --> 00:43:45.372
‫اریک بیشاف!

00:43:45.456 --> 00:43:47.666
‫نمی‌تونم باور کنم!

00:43:47.750 --> 00:43:50.836
‫مردم میگن: "می‌ترسم پل‌های بین خودم و وینس رو خراب کنم."

00:43:50.919 --> 00:43:53.172
‫و من میگم: "میدونی، اگه این کار رو بکنی،

00:43:53.255 --> 00:43:56.800
‫شانس بازگشتت بیشتر از اینه که اصلاً این کار رو نکنی." این طرز کار وینسه.

00:43:58.302 --> 00:44:00.220
‫فکر می‌کنی این یه موضوع کنترله؟

00:44:00.304 --> 00:44:01.972
‫چالشه. فکر می‌کنم این یه چالشه.

00:44:03.140 --> 00:44:04.600
‫اگه ازش انتقاد کنی،

00:44:04.683 --> 00:44:07.811
‫می‌خواد آخر کار ثابت کنه که برمی‌گردی پیشش.

00:44:07.895 --> 00:44:09.730
‫ممنون، ممنون. دوستت دارم.

00:44:11.857 --> 00:44:13.859
‫فکر نمی‌کنم احساسات شخصیم

00:44:13.942 --> 00:44:16.528
‫هیچ‌وقت مانع انجام یه کار تجاری خوب شده باشه.

00:44:20.741 --> 00:44:23.911
‫یه چیزی که از ماجرای "مونترال اسکروجاب" یاد گرفتم،

00:44:23.994 --> 00:44:26.997
‫اینه که هیچ‌چیز شیرین‌تر از یه "دابل کراس" خوب نیست.
‫(نارو زدن)

00:44:27.706 --> 00:44:29.041
‫من توی تجارت هستم.

00:44:30.542 --> 00:44:32.044
‫و تجارت اولویت داره.

00:44:36.882 --> 00:44:38.592
‫از دید عموم مردم،

00:44:38.676 --> 00:44:41.929
‫داغ‌ترین دوره‌ای که داشتن بین سال‌های ۹۸ تا ۲۰۰۲ بود،

00:44:42.012 --> 00:44:46.767
‫وقتی که داشتند WCW رو تصاحب می‌کردن و بعد WCW رو نابود کردن.

00:44:46.850 --> 00:44:50.729
‫و بعد از اون، وقتی WCW از بین رفت، کل تجارت افت کرد.

00:44:51.522 --> 00:44:54.900
‫در دوره‌هایی که هیچ رقابتی وجود نداره، رسلینگ خیلی کمتر جذاب میشه،

00:44:54.983 --> 00:44:58.612
‫و از نظر خلاقیت هم از دوران اوجشون افت کردن.

00:44:59.697 --> 00:45:03.367
‫تو اون زمان، من روی موج بودم، تو اوج بودم،

00:45:03.450 --> 00:45:06.620
‫ولی از فرآیند خلاقیت ناامید شده بودم.

00:45:07.871 --> 00:45:10.791
‫گاهی اوقات که به استیو یه ایده ارائه می‌شد،

00:45:11.375 --> 00:45:13.293
‫می‌گفت:

00:45:13.377 --> 00:45:15.087
‫"من هیچوقت اینو نمی‌گم."

00:45:15.170 --> 00:45:16.213
‫"دوستش ندارم."

00:45:16.296 --> 00:45:17.715
‫"از نوع خلاقیتش خوشم نمیاد."

00:45:17.798 --> 00:45:20.551
‫استیو، همه‌چیز رو روشن بگو. اصل مطلب رو بهمون بگو.

00:45:20.634 --> 00:45:22.678
‫تهش اینه که همه چی مزخرفه.

00:45:22.761 --> 00:45:25.222
‫من از مسیری که برای استون کلد تعیین شده
‫راضی نیستم.

00:45:25.305 --> 00:45:27.516
‫از مسیری که کمپانی به خودش گرفته
‫راضی نیستم.

00:45:27.599 --> 00:45:29.977
‫اون روزا اوضاع بین من و وینس خوب نبود.

00:45:30.644 --> 00:45:35.107
‫ولی من مصدومیت های زیادی هم داشتم،
‫و تصمیم گرفتم که دیگه بسه.

00:45:35.190 --> 00:45:40.362
‫شاید به نفعم باشه که از این مسیر کنار برم.

00:45:41.280 --> 00:45:44.116
‫اون یه ستاره بزرگ بود و حالا دیگه رفته.

00:45:44.867 --> 00:45:47.327
‫رسلینگ یه محصول انعطاف‌پذیره.

00:45:48.036 --> 00:45:49.913
‫ستاره‌ها همیشه میرن.

00:45:49.997 --> 00:45:54.460
‫مثل راک، چون رفت سراغ صنعت سینما.

00:45:56.170 --> 00:45:58.046
‫راک و آستین

00:45:58.130 --> 00:46:02.509
‫به‌عنوان بزرگ‌ترین نام‌های کمپانی
‫احتمالاً نفر یک و یک‌الف بودن.

00:46:02.593 --> 00:46:04.845
‫هر دو تاشون تا سال 2004 رفته بودن،

00:46:04.928 --> 00:46:07.514
‫و حالا وقتش بود که ستاره‌های جدید بسازیم.

00:46:09.516 --> 00:46:13.187
‫یه پروموی معروف بود که وینس داشت با
‫اعضای راو صحبت می‌کرد...

00:46:13.270 --> 00:46:17.399
‫بیشتر از هر ویژگی‌ای که منو آدم موفقی کرده،

00:46:18.317 --> 00:46:20.778
‫باید بگم اون ویژگی...

00:46:21.695 --> 00:46:23.822
‫و اون گفت: "تهاجم بی‌رحمانه."

00:46:24.406 --> 00:46:26.450
‫تهاجم بی‌رحمانه ـس...
‫(Ruthless Aggression)

00:46:27.743 --> 00:46:33.957
‫اون به کل تیم اجرا گفت،
‫"بچه‌ها، ما دنبال یه چیزی هستیم."

00:46:34.041 --> 00:46:37.711
‫"الان وقتشه.
‫من کسی رو می‌خوام که تهاجم بی‌رحمانه داشته باشه."

00:46:37.795 --> 00:46:42.758
‫کی اینقدر تهاجم بی‌رحمانه داره تا
‫از پس این فداکاری بر بیاد؟

00:46:42.841 --> 00:46:47.054
‫من دنبال کسی هستم که بگه، "باشه. من همون لعنتی‌ام."

00:46:47.137 --> 00:46:51.558
‫کی بین شما می‌خواد یه سوپراستار بشه؟

00:46:52.851 --> 00:46:55.979
‫اون موقع، من یه استعداد تازه‌وارد بودم

00:46:56.063 --> 00:46:59.107
‫برای همین توی اون سخنرانی جلوی دوربین نبودم.

00:46:59.191 --> 00:47:00.984
‫اما سه روز بعدش،

00:47:01.068 --> 00:47:04.988
‫توی یه ضبط تلویزیونی بودم
‫که اندرتیکر نتونسته بود بیاد.

00:47:05.906 --> 00:47:09.618
‫زود باشید بچه ها،
‫یه نفر باید باشه که بخواد این لحظه رو تصاحب کنه.

00:47:09.701 --> 00:47:10.786
‫اونا یه نفر می‌خواستن.

00:47:10.869 --> 00:47:14.873
‫یکی تو جلسه تولید گفت: "جان سینا چطوره؟"

00:47:15.874 --> 00:47:18.544
‫و اینجوری بود که اولین مسابقه تلویزیونیم رو گرفتم.

00:47:18.627 --> 00:47:22.172
‫این جان سیناست. یه کمی درباره‌ ـش شنیدیم...

00:47:22.256 --> 00:47:27.177
‫حریفم کرت انگل بود،
‫یکی از چهره‌های بزرگ WWE.

00:47:27.261 --> 00:47:30.806
‫چی داری که...؟

00:47:31.723 --> 00:47:33.267
‫فکر می‌کنی می‌تونی...

00:47:34.268 --> 00:47:37.104
‫پا بزاری توی این رینگ...

00:47:37.187 --> 00:47:39.439
‫و با بهترین چهره این صنعت مبارزه کنی؟

00:47:39.523 --> 00:47:42.192
‫جان سینا گفت:
‫"چرا می‌خوام شکستت بدم؟"

00:47:42.276 --> 00:47:44.695
‫"به‌خاطر تهاجم بی‌رحمانه."

00:47:46.029 --> 00:47:48.907
‫Ruthless aggression.

00:47:50.659 --> 00:47:53.620
‫و این شروع چند سال بعد بود،

00:47:53.704 --> 00:47:57.958
‫که بعداً به‌عنوانِ،
‫عصر تهاجم بی‌رحمانه شناخته شد.

00:47:59.960 --> 00:48:02.588
‫این دوران، یه دوره گذار بود

00:48:02.671 --> 00:48:05.132
‫از دوره مرز‌شکنی به دوره‌ای واقع‌گرایانه‌تر.

00:48:05.215 --> 00:48:07.384
‫تمرکز روی توانایی افراد بود.

00:48:07.467 --> 00:48:10.137
‫افرادی مثل ادی گررو و کرت انگل.

00:48:10.220 --> 00:48:12.180
‫حتی از اسم‌های واقعی استفاده می‌کردن،

00:48:12.264 --> 00:48:16.518
‫مثل براک لزنر، رندی اورتن، کریس بنوا، باتیستا.

00:48:16.602 --> 00:48:18.937
‫یه فاز واقع‌گرایی بود.

00:48:19.605 --> 00:48:23.442
‫اما من مجبور بودم جان سینا باشم
‫و واقعاً نمی‌دونستم کی ام.

00:48:24.610 --> 00:48:27.029
‫و شخصیت نداشتم.

00:48:27.112 --> 00:48:29.197
‫فقط همین آدم بی‌روح بودم.

00:48:30.073 --> 00:48:31.241
‫هیچ جذابیتی نداشتم.

00:48:32.200 --> 00:48:33.911
‫تو بدرد نمی‌خوری، جان سینا!

00:48:33.994 --> 00:48:37.247
‫تقریبا نزدیک بود به خاطر این قضیه
‫اخراج بشم.

00:48:38.290 --> 00:48:40.125
‫خستگی تو چهره جان سیناس.

00:48:40.208 --> 00:48:42.419
‫ولی وقتی حس می‌کنی داری اخراج می‌شی،

00:48:42.502 --> 00:48:44.379
‫می‌خوای یه کم بیشتر خوش بگذرونی.

00:48:45.255 --> 00:48:49.217
‫یه روز بچه‌ها تو اتوبوس تور داشتن رپ می‌خوندن،

00:48:49.843 --> 00:48:52.763
‫من از جام بلند شدم و رفتم عقب،

00:48:53.347 --> 00:48:57.059
‫و تو پنج دقیقه همه رو ضایع کردم.

00:48:57.809 --> 00:49:00.354
‫نفهمیدم که استفنی مک‌من تو اتوبوسه.

00:49:00.437 --> 00:49:02.397
‫اون گفت:
‫"دوست داری اینو تو تلویزیون انجام بدی؟"

00:49:03.774 --> 00:49:05.609
‫گفتم، "معلومه که دوست دارم".

00:49:06.526 --> 00:49:09.279
‫♪ به جز میکروفون باز، یه چیزی که منو عصبانی می‌کنه ♪

00:49:09.363 --> 00:49:11.990
‫♪ یه بتل رویال 30 نفره مردونه قدیمیه ♪

00:49:12.074 --> 00:49:14.701
‫♪ من شاهدش میشم و تاثیرم رو می‌ذارم ♪

00:49:14.785 --> 00:49:17.871
‫♪ به وینی مک نشون میدم که پر از تهاجم بی‌رحمانه ـم... ♪

00:49:17.955 --> 00:49:19.498
‫جان توانایی رپ کردن داشت.

00:49:20.082 --> 00:49:20.916
‫خودشه.

00:49:20.999 --> 00:49:25.754
‫به جای اینکه کسی باشه که بخوای از لیست حذفش کنی،

00:49:25.837 --> 00:49:30.509
‫اینطور بود که: "صبر کن. این یه چیز متفاوته.
‫این خیلی متفاوته."

00:49:30.592 --> 00:49:34.972
‫جان سینا، دکتر تاگنامیکس.

00:49:35.055 --> 00:49:38.767
‫اون رفت و بدون ترس انجامش داد. خیلی خوب انجامش داد.

00:49:39.643 --> 00:49:43.063
‫یهو تبدیل شد به یه ستاره بزرگ
‫و تماشاگرا عاشقش شدن.

00:49:43.772 --> 00:49:49.236
‫...برای قهرمان جدید WWE،
‫جان سینا!

00:49:49.319 --> 00:49:51.571
‫سینا! سینا! سینا!

00:49:51.655 --> 00:49:53.198
‫وقتی محبوب میشی،

00:49:53.865 --> 00:49:57.327
‫و تماشاگرا تو رو می‌فهمن
‫و بهت واکنش نشون میدن،

00:49:58.161 --> 00:50:01.999
‫اونجاست که شروع می‌کنی
‫توجه وینس رو جلب کنی.

00:50:02.749 --> 00:50:04.626
‫تو منو یاد خودم میندازی.

00:50:04.710 --> 00:50:06.586
‫میای اینجا،
‫میگی تو ذهنت چیه.

00:50:06.670 --> 00:50:09.172
‫به هیچ‌کس دیگه اهمیت نمیدی، مگه نه؟

00:50:09.673 --> 00:50:13.010
‫اون موقع بود که رابطه ما
‫واقعاً شروع به تقویت کرد.

00:50:14.052 --> 00:50:17.597
‫وینس چیزای زیادی درباره بیزینس
‫و چجوری اجرا کردن به من یاد داد.

00:50:18.598 --> 00:50:23.270
‫به عنوان شخصیت رپ، چیزای زیادی که
‫دیدم و دوست نداشتم گرفتم

00:50:23.353 --> 00:50:25.981
‫و تبدیلشون کردم به این شخصیت.

00:50:27.524 --> 00:50:30.986
‫این همون چیزیه که وینس
‫با شخصیت آقای مک‌من انجام داد.

00:50:34.990 --> 00:50:38.243
‫در مورد جلب تنفر
‫با شخصیت آقای مک‌من،

00:50:38.744 --> 00:50:41.455
‫یکی از مشکلات و یکی از دارایی‌های من تو زندگی

00:50:41.538 --> 00:50:44.958
‫اینه که وقتی به انجام چیزی فکر می‌کنم،
‫میرم امتحانش می‌کنم.

00:50:45.042 --> 00:50:46.960
‫اون چیه؟

00:50:48.670 --> 00:50:54.009
‫مبارک باد نام
‫وینسنت کندی مک‌من!

00:50:55.260 --> 00:50:57.220
‫بزرگراه به سمت جهنم!

00:50:57.304 --> 00:50:58.513
‫نه!

00:50:59.306 --> 00:51:01.183
‫آیا زمانی بود که در اون دوره

00:51:01.266 --> 00:51:05.187
‫یه متن یا چیزی گرفته باشی
‫و با خودت بگی: "این دیگه زیاده رویه"؟

00:51:05.270 --> 00:51:06.104
‫آره.

00:51:06.188 --> 00:51:08.690
‫مغزتو کشیدم بیرون.

00:51:08.774 --> 00:51:10.776
‫وینس مجبورم می‌کرد هر طور شده اجراش کنم.

00:51:11.359 --> 00:51:13.862
‫بین اجراکننده‌ها نگرانی‌هایی بود

00:51:13.945 --> 00:51:17.365
‫که اگر کاری که ازشون خواسته شده بود انجام ندن،
‫ممکنه مجازات بشن.

00:51:17.449 --> 00:51:22.204
‫و آره، این اتفاق برای بعضیا گاهی می‌افتاد.

00:51:23.121 --> 00:51:25.791
‫یه بار من قهرمان بودم،

00:51:25.874 --> 00:51:29.961
‫و یه‌دفعه خودمو توی یه صحنه دیدم
‫که قرار بود با یه زن عشق بازی کنم،

00:51:30.045 --> 00:51:33.507
‫که به نظرم شخصیت من چنین چیزی نمی‌خواست.

00:51:35.550 --> 00:51:39.096
‫تصادفی بود که هفته بعدش
‫کمربند قهرمانی رو از دست دادم؟

00:51:39.179 --> 00:51:43.308
‫... استراتوس. این کافیه؟ بله، ما یه قهرمان جدید داریم!

00:51:43.391 --> 00:51:44.893
‫شاید.

00:51:44.976 --> 00:51:46.978
‫شاید مجازات شدم. نمی‌دونم.

00:51:47.479 --> 00:51:49.022
‫قهرمان جدید زنان...

00:51:49.106 --> 00:51:52.109
‫گفتی چند بار بوده که گفتی نه.

00:51:52.192 --> 00:51:54.736
‫یادت میاد به چه چیزایی نه گفتی؟

00:51:55.487 --> 00:51:56.446
‫آره.
‫خب...

00:51:59.616 --> 00:52:01.785
‫بله، چند مورد بود، ولی...

00:52:02.369 --> 00:52:06.039
‫آره، نمی‌خوام این یکیو بگم.

00:52:08.125 --> 00:52:12.212
‫یکی از ایده‌های داستانی من
‫این بود که استفانی باردار بشه،

00:52:12.879 --> 00:52:16.591
‫و فکر می‌کنم... من کسی بودم که باعثش شدم.

00:52:16.675 --> 00:52:18.135
‫شخصیتم یعنی.

00:52:18.218 --> 00:52:20.053
‫فکر می‌کنم یه چیزی شبیه به همین بود.

00:52:20.137 --> 00:52:22.848
‫ولی خب نه، این مورد باهاش موافقت نشد.

00:52:25.225 --> 00:52:29.020
‫استف نقش شخصیت مک‌من،

00:52:29.604 --> 00:52:32.149
‫وینس مک‌من، رئیس WWE،

00:52:32.899 --> 00:52:34.651
‫و پدرش رو داره.

00:52:35.152 --> 00:52:37.612
‫تفکیک این‌ها سخته.

00:52:41.241 --> 00:52:44.995
‫من توی کار بهش می‌گم "وینس"،
‫و خونه بهش می‌گم "بابا".

00:52:45.078 --> 00:52:48.039
‫پدرم با رئیسم فرق داره.

00:52:48.623 --> 00:52:51.001
‫رئیسم سر سخت‌تر از پدرمه.

00:52:51.084 --> 00:52:56.631
‫اون توقع نتیجه داره. مخصوصا از طرف خانواده ـش..

00:52:57.424 --> 00:53:01.052
‫وینس نمی‌خواست کارها کاملاً بر اساس پارتی‌بازی باشه.

00:53:01.136 --> 00:53:04.055
‫این خوب به نظر نمی‌رسید،
‫نه برای وینس و نه برای شین و استفانی،

00:53:04.139 --> 00:53:07.184
‫پس اون‌ها رو توی کارهای مختلف مشغول کرد

00:53:07.267 --> 00:53:09.811
‫تا زمانی که توی موقعیت‌های مهم قرار بگیرن.

00:53:09.895 --> 00:53:11.855
‫و باهاشون سخت‌گیر بود.

00:53:11.938 --> 00:53:14.107
‫وقتی شین و استفانی ایده‌هایی می‌دادن،

00:53:14.191 --> 00:53:15.400
‫وینس کاملاً ردشون می‌کرد.

00:53:15.483 --> 00:53:17.194
‫می‌گفت ایده هاشون مزخرفه

00:53:17.903 --> 00:53:20.280
‫می‌خواست که اونا استاندارد بالاتری داشته باشن.

00:53:20.780 --> 00:53:23.366
‫فکر می‌کنی بابات توی بچگی باهات سختگیر بوده؟

00:53:23.450 --> 00:53:26.786
‫بابام قطعا توی بچگی باهام سختگیر بود.
‫تا همین امروز هم هست.

00:53:27.287 --> 00:53:32.292
‫من توی کسب‌وکار با بچه‌هام سختگیرتر از هر کس دیگه‌ای بودم.

00:53:33.418 --> 00:53:36.713
‫فکر کنم دلیلش این بود که می‌خواستم
‫از همه بهتر باشن.

00:53:36.796 --> 00:53:40.091
‫فامیلی‌شون مک‌منه، پس بیخیال دیگه.

00:53:40.175 --> 00:53:41.635
‫یک، دو...

00:53:41.718 --> 00:53:44.679
‫همیشه یه استاندارد بالاتر.
‫می‌دونی، من نماینده اون هستم،

00:53:44.763 --> 00:53:48.516
‫و خیلی مهمه که درست نمایندگیش کنم.

00:53:48.600 --> 00:53:49.893
‫ماریس، بیا پایین.

00:53:49.976 --> 00:53:51.436
‫آفرین دختر.
‫یک، دو...

00:53:52.270 --> 00:53:55.607
‫اون قطعا با من راحت‌تر از شین بود،

00:53:55.690 --> 00:53:58.276
‫ولی من هم مثل برادرم بهش چالش ندادم.

00:53:58.360 --> 00:54:02.280
‫فکر می‌کنم رابطه پدر و پسر
‫یه رابطه خاصه.

00:54:02.364 --> 00:54:03.615
‫پدر و پسر!
‫صبر کن یه لحظه.

00:54:04.950 --> 00:54:09.162
‫مردم مقاله‌ها و کتاب‌ها یا هرچی
‫راجع به کسب‌وکار خانوادگی می‌فرستن.

00:54:09.246 --> 00:54:12.457
‫هیچ‌وقت ندیدم یکی بگه،
‫"بابا عالی بود."

00:54:12.540 --> 00:54:14.251
‫"با بابام خیلی خوب بودیم،

00:54:14.334 --> 00:54:16.544
‫بعد کسب‌وکارو بهم داد،
‫و همه‌چیز عالی پیش رفت."

00:54:16.628 --> 00:54:18.296
‫"تا وقتی مرد،
‫همه‌چیز عالی بود..."

00:54:18.880 --> 00:54:20.423
‫این اتفاق نمی‌افته. سخته.

00:54:20.507 --> 00:54:22.217
‫شین، داری چیکار می‌کنی؟

00:54:24.010 --> 00:54:26.221
‫نیازی نیست خیلی دور بری. شین رو ببین.

00:54:26.304 --> 00:54:28.348
‫من هیچوقت برای تو مهم نبودم!

00:54:28.431 --> 00:54:30.642
‫هیچ‌وقت نتونستم کاری کنم که راضی باشی!

00:54:30.725 --> 00:54:32.143
‫هیچی درست نیست!

00:54:32.227 --> 00:54:35.146
‫معاملاتم توی کسب‌وکار،
‫مهم نبود چقدر پول برات درآوردم،

00:54:35.230 --> 00:54:37.565
‫هیچ‌وقت برات کافی نبود!

00:54:37.649 --> 00:54:45.073
‫خانواده مک‌من یه چیزایی توش هست
‫که خیلیا از پویایی داخلش خبر ندارن.

00:54:45.156 --> 00:54:48.285
‫مثلا این‌که، "آیا تو پشت صحنه هم
‫اون‌قدر هم بی‌رحمانه‌ ـس؟"

00:54:48.368 --> 00:54:50.453
‫تنها چیزی که همیشه ازت می‌خواستم...

00:54:50.537 --> 00:54:53.915
‫تنها چیزی که همیشه می‌خواستم
‫این بود که به من افتخار کنی!

00:54:53.999 --> 00:54:55.417
‫به من!

00:54:56.960 --> 00:55:00.380
‫ولی بالاخره فهمیدم.
‫این اتفاق هیچوقت قرار نیست بیفته،

00:55:00.463 --> 00:55:02.340
‫چون اصلاً هیچ‌وقت درباره من نبوده.

00:55:02.424 --> 00:55:05.552
‫همیشه درباره تو بوده! تو، بابا!

00:55:06.219 --> 00:55:09.055
‫ولی تو هیچ‌وقت
‫پرده رو کامل کنار نزدی،

00:55:09.139 --> 00:55:12.267
‫چون چرا باید بخوای
‫همه چیزو درست کنی؟ بذار مردم حرف بزنن.

00:55:12.350 --> 00:55:14.936
‫این راجع به بیزینس خانوادگیه.

00:55:15.020 --> 00:55:18.481
‫این درباره ماست، بابا.
‫این درباره من و توئه.

00:55:18.982 --> 00:55:22.277
‫اوه، نه، نه، نه.
‫این دیگه بیزینس خانوادگی نیست.

00:55:22.360 --> 00:55:25.447
‫این بیزینس منه.

00:55:26.239 --> 00:55:29.784
‫پیشنهاد می‌کنم
‫که همین الان از اینجا بری،

00:55:29.868 --> 00:55:31.661
‫چه پسرم باشی چه نباشی.

00:55:31.745 --> 00:55:33.455
‫همین الان.

00:55:35.582 --> 00:55:37.917
‫هیچ‌وقت دقیقاً متوجه نشدم

00:55:38.001 --> 00:55:41.463
‫که شین تو همه اینا چه جایگاهی داره.

00:55:41.546 --> 00:55:46.426
‫گاهی وقتا پذیرفته می‌شد.
‫گاهی کاملاً نامرئی بود.

00:55:46.509 --> 00:55:49.012
‫هیچ‌وقت نفهمیدم چه خبره،

00:55:49.095 --> 00:55:53.183
‫ولی همیشه حس می‌کردم که
‫یه جورایی مثل گوسفند سیاه خونواده‌ست،
‫(گاو پیشونی سفید خودمون)

00:55:53.266 --> 00:55:55.935
‫و هیچ‌وقت نمی‌دونستم داستان واقعی

00:55:56.019 --> 00:55:59.397
‫پشت پرده رابطه‌اش با پدرش چی بوده.

00:56:00.982 --> 00:56:04.611
‫شین کاملاً می‌خواست
‫نسل بعدی مک‌من باشه،

00:56:04.694 --> 00:56:06.529
‫و همیشه فکر می‌کرد اینطوری میشه.

00:56:06.613 --> 00:56:11.659
‫یه زمانی از باباش خواست
‫یه کمپانی براش بخره که خودش اداره کنه

00:56:11.743 --> 00:56:15.497
‫و ثابت کنه که
‫پروموتر نسل بعدی مک‌منه

00:56:15.580 --> 00:56:17.665
‫قبل از این‌که WWE رو در دست بگیره.

00:56:20.543 --> 00:56:23.922
‫اون زمان، UFC به مشکل مالی خورده بود

00:56:24.005 --> 00:56:28.426
‫و اومدن پیش ما و گفتن: "می‌خواین UFC رو بخرید؟"

00:56:29.177 --> 00:56:32.597
‫من گفتم: "این عالیه." گفتم: "بابا، این یکی رو بگیریم."

00:56:33.723 --> 00:56:36.434
‫احساس می‌کردم می‌تونیم این برند رو خیلی رشد بدیم،

00:56:36.518 --> 00:56:39.938
‫چون دقیقاً با کاری که ما می‌کنیم هماهنگه.

00:56:40.021 --> 00:56:42.982
‫ما یه تیم تولید داریم، تیم اجرای زنده، تیم فروش.

00:56:43.066 --> 00:56:45.610
‫همه چی رو آماده داشتیم.

00:56:45.693 --> 00:56:47.695
‫به نظر من این فقط یه کار ساده بود.

00:56:48.530 --> 00:56:51.241
‫وقتی مسئله خرید UFC مطرح شد،

00:56:51.324 --> 00:56:53.535
‫من از مدل کسب‌وکارش خوشم نیومد،

00:56:54.411 --> 00:56:57.622
‫چون مدل ما اینه که شخصیت خلق می‌کنیم،

00:56:57.705 --> 00:56:59.582
‫مثل دیزنی یا یه شرکت دیگه،

00:56:59.666 --> 00:57:01.543
‫و می‌تونیم تا ابد ازشون استفاده کنیم،

00:57:02.377 --> 00:57:06.005
‫برخلاف بوکسور یا مبارز UFC.

00:57:06.089 --> 00:57:09.259
‫وقتی شکست می‌خوری یا آسیب می‌بینی، کارت تمومه.

00:57:09.342 --> 00:57:11.845
‫اینا واقعی‌ان. هیچ بازیگری در کار نیست.

00:57:11.928 --> 00:57:14.597
‫هیچ جوره نمی‌تونن اینقدر خوب نقش بازی کنن.

00:57:15.265 --> 00:57:17.725
‫ما توی تجارت نمایشیم. اونا تو ورزش.

00:57:18.226 --> 00:57:21.479
‫به هر حال، فکراشو کرد و بی‌خیالش شد و...

00:57:22.230 --> 00:57:25.150
‫فرصت رو از دست داد و موضوع تموم شد.

00:57:26.484 --> 00:57:28.570
‫آیا می‌شد سرمایه‌گذاری خوبی باشه؟

00:57:28.653 --> 00:57:32.073
‫از نگاه الان، شاید. به نظرم سرمایه‌گذاری عالی‌ای بود.

00:57:33.783 --> 00:57:37.620
‫ده سال بعد یا یه چیزی تو همین حدود،
‫UFC رو به قیمت زیادی فروختن.

00:57:37.704 --> 00:57:42.041
‫و شین فکر می‌کنه باید بابت ایده خرید UFC به خودش اعتبار بده.

00:57:42.125 --> 00:57:44.961
‫شین واقعاً فکر می‌کرد اون مسیر درسته.

00:57:45.044 --> 00:57:48.631
‫اگه اینطور فکر می‌کنی، شین، پولت رو بذار وسط.

00:57:48.715 --> 00:57:51.634
‫که کار نمی‌کرد... نمی‌تونست کار کنه، ولی...

00:57:51.718 --> 00:57:54.762
‫چون سرمایه زیادی لازم بود و شین سرمایه کمی داشت،

00:57:54.846 --> 00:57:57.015
‫برای همین سرمایه‌گذاری خوبی نبود.

00:57:58.683 --> 00:58:02.812
‫مهم‌ترین لحظه‌ای که بین وینس و شین دیدم

00:58:03.396 --> 00:58:06.566
‫یه بحث خلاقانه بود که یه شب اتفاق افتاد.

00:58:06.649 --> 00:58:11.070
‫شین یه ایده داشت که خیلی بهش ایمان داشت،

00:58:11.154 --> 00:58:13.198
‫و وینس کاملاً مخالفش بود.

00:58:13.698 --> 00:58:17.285
‫و مثل بیشتر چیزایی که با وینس پیش میاد،

00:58:17.827 --> 00:58:21.164
‫وقتی شروع به بالا گرفتن می‌کنن، خیلی سریع بالا می‌گیره.

00:58:22.123 --> 00:58:26.336
‫و وینس در نهایت رو به شین کرد و گفت: "تا وقتی من زنده‌ام، نه."

00:58:27.170 --> 00:58:30.089
‫و وینس که داشت چیزی می‌خورد،

00:58:30.173 --> 00:58:32.675
‫چاقوش رو داد دست شین،

00:58:32.759 --> 00:58:36.888
‫و گفت: "همینجا. زود باش. همینجا."

00:58:36.971 --> 00:58:41.726
‫"اگه واقعاً اینو می‌خوای، خنجر رو همین‌جا فرو کن،

00:58:42.268 --> 00:58:44.896
‫چون این تنها راهیه که باید انجامش بدی

00:58:44.979 --> 00:58:46.814
‫تا این تصمیم رو بگیری."

00:58:47.398 --> 00:58:50.235
‫"و اگه خنجر رو همین‌جا فرو نکنی،

00:58:51.194 --> 00:58:53.488
‫اون وقت می‌فهمم که مرد این کار نیستی،

00:58:53.571 --> 00:58:56.366
‫و منم باید اینو در نظر بگیرم."

00:58:56.866 --> 00:58:59.702
‫"یا می‌تونی سهم منو بخری...

00:59:00.912 --> 00:59:02.956
‫همون‌طور که من سهم پدرم رو خریدم."

00:59:03.498 --> 00:59:05.625
‫"و اگه من از سر راهت کنار نرفتم،

00:59:06.668 --> 00:59:09.337
‫آماده باش که منو از سر راهت برداری،

00:59:09.420 --> 00:59:12.340
‫همون‌طور که من مجبور بودم پدرمو کنار بذارم

00:59:12.423 --> 00:59:15.677
‫وقتی که اصلاً کارها رو به روش من انجام نمی‌داد."

00:59:20.348 --> 00:59:24.227
‫ترک کردن تنها چیزی که عاشقشم برام خیلی سخت بود،

00:59:24.310 --> 00:59:27.230
‫تنها کاری که تو تمام عمرم می‌خواستم انجام بدم،

00:59:27.313 --> 00:59:30.775
‫اما اون موقع پدرم نیروی قدرتمند پشت قضیه بود،

00:59:30.858 --> 00:59:34.320
‫و من با خودم گفتم: "اگه وقتشه که چیزای جدید رو امتحان کنم،

00:59:34.404 --> 00:59:35.613
‫پس وقتشه."

00:59:37.282 --> 00:59:38.950
‫دلیل رفتن شین این بود که...

00:59:39.033 --> 00:59:41.452
‫شین می‌خواست رئیس بشه،

00:59:41.536 --> 00:59:43.454
‫و فکر می‌کرد وقت رفتن منه.

00:59:44.706 --> 00:59:48.793
‫شین ارزش زیادی داشت، اما اون شرکت مال خودش نبود.

00:59:48.876 --> 00:59:49.794
‫اون مال من بود.

00:59:50.295 --> 00:59:53.881
‫اداره کردن یه کسب‌وکار خانوادگی خیلی سخته. لعنتی خیلی سخته.

00:59:54.465 --> 00:59:57.385
‫تقریباً انگار تو هر چیزی با هم مخالف بودیم،

00:59:57.468 --> 00:59:59.178
‫و از هم دور شدیم.

00:59:59.846 --> 01:00:02.098
‫فقط تو یه سری چیزا با هم تفاهم نداشتیم.

01:00:02.181 --> 01:00:04.183
‫ولی اون رئیس بود.

01:00:04.684 --> 01:00:07.228
‫وقتی می‌گفت چیزی رو آبی کن، آبی می‌شد.

01:00:07.979 --> 01:00:12.567
‫و من با خودم گفتم: "یا اینجا می‌مونم و می‌بینم که نابود می‌شیم،

01:00:12.650 --> 01:00:15.653
‫یا وقتشه که عقب بکشم."

01:00:15.737 --> 01:00:19.782
‫اون پدرمه، می‌دونی؟ نمی‌خواستم اینو به خطر بندازم.

01:00:19.866 --> 01:00:21.868
‫پس تصمیم گرفتم کنار بکشم.

01:00:24.412 --> 01:00:27.790
‫پس ازش تشکر کردم و بغلش کردم، و همین بود.

01:00:28.916 --> 01:00:31.502
‫هر کسی باید جایگاه خودش رو بفهمه.

01:00:31.586 --> 01:00:35.131
‫و وقتی یه نفر از خانواده فکر می‌کنه: "صبر کن، این با من..."

01:00:35.214 --> 01:00:38.885
‫برو کنار! این شو مال منه! من اینجا رو می‌گردونم!

01:00:39.886 --> 01:00:41.721
‫...اما اون دید رو ندارن...

01:00:41.804 --> 01:00:42.930
‫قدرت با منه!

01:00:43.014 --> 01:00:45.933
‫...مثل کسی که یه کسب‌وکار ساخته و رشد داده.

01:00:46.934 --> 01:00:49.812
‫دیدگاهشون متفاوته، شاید جواب بده.

01:00:49.896 --> 01:00:52.690
‫ولی می‌دونی چیه؟ ما با دیدگاه من پیش می‌ریم.

01:00:53.691 --> 01:00:58.029
‫هیچ چیزی از برنامه‌های شین مک‌من امشب درست پیش نرفته!

01:00:58.112 --> 01:01:01.032
‫به هر کسی پیشنهاد می‌کنم، خانوادتون رو وارد کسب‌وکار نکنید.

01:01:01.115 --> 01:01:01.949
‫خیلی بی‌رحمه.

01:01:02.033 --> 01:01:04.243
‫یه جایی از مسیر، همه‌چیز منفجر می‌شه.

01:01:06.621 --> 01:01:09.582
‫در طول چند دهه، مک‌من WWE رو

01:01:09.666 --> 01:01:12.835
‫به یه غول سرگرمی میلیارد دلاری تبدیل کرد.

01:01:13.920 --> 01:01:17.423
‫اما وقایع اخیر نشون می‌ده که ممکنه مدیریت تغییر کنه.

01:01:17.507 --> 01:01:19.676
‫اتهامات جدید و بمب‌گونه سوءاستفاده جنسی.

01:01:19.759 --> 01:01:22.136
‫- این خیلی ویران‌کننده‌ست.
‫- دیوونه‌کننده!

01:01:22.220 --> 01:01:24.555
‫ممکنه وینس رو کنار بزنن؟ نمی‌دونم.

01:01:24.639 --> 01:01:27.058
‫آینده این شرکت به مویی بنده.

01:01:27.141 --> 01:01:31.646
‫این رسوایی اخیر همه رو شوکه می‌کنه.

01:01:36.250 --> 01:01:42.500
‫در سال 1999، رنا لزنر (سیبل) پرونده قانونی
‫خودش رو با تایتان اسپورت (WWE) حل و فصل کرد.

01:01:54.000 --> 01:02:01.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.