﻿WEBVTT

00:00:01.460 --> 00:00:02.500
‫چی‌شده؟

00:00:09.830 --> 00:00:10.830
‫عه؟

00:00:10.920 --> 00:00:11.960
‫گربه؟

00:00:11.980 --> 00:00:21.980
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:43.960 --> 00:01:46.250
‫تضعیف شده، ولی هنوز زنده‌ست.

00:01:47.000 --> 00:01:49.540
‫مهارت اضافه تغییرشکل‌دهنده رو داره.

00:01:49.630 --> 00:01:50.750
‫تغییرشکل‌دهنده‌ست؟

00:01:50.830 --> 00:01:54.630
‫آره. یه اژدهای واقعی هرگز به
‫این آسونی از پا درنمیومد.

00:01:55.040 --> 00:01:57.000
‫این یه هیولاست ملقب به...

00:01:57.380 --> 00:01:58.920
‫گربه سیاه.

00:01:59.000 --> 00:02:02.420
‫از کجا می‌دونی؟
‫داری از چشمان دنیا استفاده می‌کنی؟

00:02:02.500 --> 00:02:04.380
‫تو چرا استفاده‌ش نمی‌کنی؟

00:02:05.420 --> 00:02:06.880
‫نمی‌تونم کنترلش کنم.

00:02:07.150 --> 00:02:07.770
‫چشم دنیا

00:02:07.960 --> 00:02:09.500
‫احتمالا باید سطحش رو بیشتر بالا ببرم.

00:02:10.080 --> 00:02:12.750
‫پس درواقع داری از مهارته اجتناب می‌کنی.

00:02:14.960 --> 00:02:17.960
‫باورم نمی‌شه اجازه دادم که
‫دوتا ناشی من رو شکست بدن.

00:02:18.920 --> 00:02:23.460
‫محض سرگرمی به شکل اژدهایی که یه بار
‫دیده بودم درومدم. مثل اینکه زیاده‌روی کردم.

00:02:23.960 --> 00:02:26.170
‫وایسا، می‌تونی حرف بزنی؟

00:02:26.460 --> 00:02:29.290
‫من رو با هیولایی که کاملا از روی
‫غریضه رفتار می‌کنه اشتباه نگیر.

00:02:29.380 --> 00:02:34.750
‫ارباب شیطان من رو جوری خلق کرده
‫که موجودی فوق‌العاده خردمند باشم.

00:02:35.000 --> 00:02:37.250
‫الان به خودش گفت باهوش؟

00:02:37.330 --> 00:02:38.790
‫تاحالا شبیهت ندیده بودم.

00:02:38.880 --> 00:02:44.290
‫بحث الف جداست، ولی یه
‫بچه نُنُر زیر صدسال چی می‌دونه؟

00:02:44.380 --> 00:02:47.920
‫گنده گنده حرف می‌زنی، ولی از
‫موقعیتی که توشی خوب خبر داری، نه؟

00:02:48.290 --> 00:02:50.960
‫انقدر آسیب دیدی که نمی‌تونی حرکت کنی، مگه نه؟

00:02:51.500 --> 00:02:55.000
‫هرکار می‌خوای با من بکن، ولی قبلش...

00:02:55.330 --> 00:02:58.460
‫اجازه بده پیغام ارباب شیطان
‫رو بهت منتقل کنم.

00:02:58.540 --> 00:02:59.500
‫چی؟

00:02:59.580 --> 00:03:00.790
‫ارباب شیطان؟ به من؟

00:03:01.460 --> 00:03:04.500
‫«به کوه آتشفشان، سرزمین شیاطین بیا.»

00:03:04.580 --> 00:03:07.920
‫«در اعماق قلعه‌ام منتظرت خواهم بود.»

00:03:08.500 --> 00:03:09.580
‫همین بود.

00:03:09.670 --> 00:03:12.670
‫چه چیزا. چطور ارباب شیطان من رو می‌شناسه؟

00:03:13.000 --> 00:03:15.540
‫تازه، می‌گی حتی می‌دونسته که به اینجا میام؟

00:03:15.630 --> 00:03:16.960
‫نمی‌دونم.

00:03:17.040 --> 00:03:21.170
‫من خبر ندارم که تو اعماق ذهنش
‫چی می‌گذره.

00:03:21.250 --> 00:03:22.210
‫خب حالا...

00:03:22.290 --> 00:03:24.330
‫کارم رو انجام دادم. منو بکش.

00:03:26.330 --> 00:03:27.290
‫نمی‌کشم.

00:03:27.380 --> 00:03:29.460
‫فقط انجامش بده.

00:03:29.540 --> 00:03:34.210
‫مگه بقیه نژادها، شیاطین و هیولاها
‫رو دشمن مشترک خودشون نمی‌دونن؟

00:03:36.080 --> 00:03:39.210
‫اون که به هیچ‌جام نیست، درضمن...

00:03:40.670 --> 00:03:44.960
‫همچین اعتقادی به این قضیه
‫«شیاطین خبیث‌ان» ندارم.

00:03:45.040 --> 00:03:49.880
‫ولی آکیرا، این در تا وقتی که باس
‫یا مبارزه‌طلب نمیرن باز نمی‌شه.

00:03:49.960 --> 00:03:51.500
‫خودم می‌دونم.

00:03:51.580 --> 00:03:53.670
‫پس چرا من رو نمی‌کشی؟

00:03:53.750 --> 00:03:55.420
‫چون عاشق گربه‌هام.

00:03:55.500 --> 00:03:56.540
‫ها؟

00:03:56.630 --> 00:03:59.750
‫عمرا بتونم کسی که چنین
‫پوشش خوشگلی داره رو بکشم.

00:04:00.250 --> 00:04:04.500
‫درضمن، می‌تونم باهات حرف بزنم،
‫برعکس بقیه هیولاها.

00:04:04.920 --> 00:04:09.460
‫هرچقدر می‌خوای مسخره‌م کن، ولی
‫واقعا دوست داری اینجا از گرسنگی بمیری؟

00:04:09.540 --> 00:04:12.790
‫مطمئنم یه راه مخفی
‫یا همچین چیزی وجود داره.

00:04:12.880 --> 00:04:14.960
‫خب، همچین بی‌راه هم نمی‌گی...

00:04:15.080 --> 00:04:16.500
‫پس یه راهی هست؟

00:04:17.750 --> 00:04:19.500
‫پیمان یک هیولا.

00:04:20.630 --> 00:04:24.330
‫اگه این جانور رو اهلی خودت کنی،
‫دیگه باس نیست.

00:04:24.420 --> 00:04:25.540
‫فقط به طور تئوری.

00:04:25.630 --> 00:04:30.080
‫مراسم مورد نیاز مستلزم اینه که
‫ارباب، کنترل مانای بی‌نظیری داشته باشه.

00:04:30.170 --> 00:04:32.170
‫این جوجه از پسش برنمیاد.

00:04:32.750 --> 00:04:34.330
‫مگه ندیدی قبلش چیکار کرد؟

00:04:34.420 --> 00:04:35.460
‫ها؟

00:04:35.670 --> 00:04:39.540
‫تنها کسی که شنیدم تونست از پس اون کار
‫بر بیاد قهرمان افسانه‌ای بود.

00:04:39.630 --> 00:04:44.000
‫می‌گی اون با مانایی که از بدنش
‫خارج شد من رو گول زد؟

00:04:44.710 --> 00:04:47.380
‫آکیرا کاملا توانایی شروع آیین رو داره.

00:04:47.460 --> 00:04:49.790
‫هرچند نمی‌تونم بگم موفق می‌شه یا نه.

00:04:50.420 --> 00:04:52.130
‫اگه موفق نشم چی می‌شه؟

00:04:52.540 --> 00:04:56.420
‫یکیمون می‌میره. شایدم جفتمون.

00:04:58.460 --> 00:04:59.420
‫مشکلی نیست.

00:04:59.500 --> 00:05:02.790
‫چرا زندگیت رو برای این به خطر میندازی؟

00:05:02.880 --> 00:05:05.670
‫چون تصمیم گرفتم این چیزیه که می‌خوام.

00:05:05.750 --> 00:05:06.960
‫احمق.

00:05:07.080 --> 00:05:10.880
‫راحت باش. من که برام مهم نیست
‫اگه شکست بخوری و بمیریم.

00:05:11.290 --> 00:05:13.670
‫دیگه واقعا داره می‌ره رو مخم.

00:05:13.750 --> 00:05:17.130
‫همه‌ش یه جوری رفتار می‌کنی انگار
‫برات مهم نیست زنده بمونی یا بمیری.

00:05:17.210 --> 00:05:18.630
‫داره کله‌مو خراب می‌کنه.

00:05:20.290 --> 00:05:25.500
‫فقط می‌دونم که خیری تو
‫ادامه زندگیم وجود نداره.

00:05:25.580 --> 00:05:26.920
‫چطوری آیین رو انجام بدم؟

00:05:27.000 --> 00:05:31.290
‫آه، چیز. اول، به جانور یه اسم بده.

00:05:41.460 --> 00:05:43.210
‫«شب» چطوره؟

00:05:43.790 --> 00:05:47.670
‫به خاطر خز تیره قشنگت.

00:05:52.960 --> 00:05:57.040
‫بعد، دستت رو بذار روی جانور
‫و مانات رو بهش منتقل کن.

00:05:57.130 --> 00:06:00.330
‫احتمالا از پسش برمیای، ولی...

00:06:00.420 --> 00:06:03.250
‫دیگه راه برگشتی نداره.

00:06:03.330 --> 00:06:07.670
‫یا موفق می‌شی که روحتون رو
‫پیوند بدی و یا می‌میری.

00:06:08.000 --> 00:06:08.960
‫من...

00:06:09.080 --> 00:06:10.540
‫قرار نیست اینجا بمیرم.

00:06:11.670 --> 00:06:12.710
‫هوم.

00:06:31.540 --> 00:06:34.330
‫الان تو ذهنشم؟

00:06:37.000 --> 00:06:38.080
‫یه شهر؟

00:06:56.670 --> 00:06:57.750
‫بس کن!

00:07:10.040 --> 00:07:11.250
‫شمشیرت رو بکش.

00:07:11.540 --> 00:07:13.130
‫من رو بکش.

00:07:13.420 --> 00:07:17.880
‫اگه روحت اینجا بمیره، از بدنت چیزی
‫جز یه جسد پوسیده باقی نمی‌مونه.

00:07:17.960 --> 00:07:20.880
‫کشتن من تنها راه زنده موندنته!

00:07:44.460 --> 00:07:46.420
‫بالاخره آماده جنگیدنی؟

00:07:46.500 --> 00:07:50.250
‫حالا اگه می‌خوای زنده بمونی منو بکش!

00:08:03.330 --> 00:08:05.040
‫چی تو سرته؟

00:08:05.460 --> 00:08:07.920
‫فقط باید منو می‌کشتی.

00:08:08.960 --> 00:08:11.670
‫قرار نیست بکشمت.

00:08:12.210 --> 00:08:14.670
‫و می‌دونم تو هم واقعا نمی‌خوای
‫که من رو بکشی.

00:08:15.290 --> 00:08:17.210
‫من یه هیولام.

00:08:17.290 --> 00:08:21.710
‫قانونی هست که بگه هیولاها
‫مجبورن بقیه نژادها رو بکشن؟

00:08:21.790 --> 00:08:23.880
‫قانونی درکار نیست. غریضه محضه.

00:08:23.960 --> 00:08:26.830
‫داشتن هوش اون رو ازبین نمی‌بره.

00:08:26.920 --> 00:08:31.210
‫ولی تو حالت از اینجوری زندگی کردن
‫بهم می‌خوره، مگه نه؟

00:08:32.540 --> 00:08:33.960
‫اشکالی نداره.

00:08:34.580 --> 00:08:35.960
‫من ازت مراقبت می‌کنم.

00:08:36.790 --> 00:08:41.790
‫مطمئن می‌شم که هیچ‌وقت دوباره
‫اینجوری خرابی به بار نیاری.

00:09:07.330 --> 00:09:08.420
‫آکیرا!

00:09:09.380 --> 00:09:11.130
‫تموم شد؟

00:09:11.540 --> 00:09:13.630
‫آکیرا... زنده‌ای!

00:09:24.250 --> 00:09:25.750
‫اون علامت، نماد پیمان شماست.

00:09:29.080 --> 00:09:31.210
‫نشون می‌ده که الان روح‌هاتون
‫به هم پیوند خوردن!

00:09:35.130 --> 00:09:39.250
‫علاقه‌مند شدم ببینم که
‫زندگیت تو رو به کجا می‌بره.

00:09:39.330 --> 00:09:42.330
‫اسم اربابت اودا آکیراست.

00:09:42.420 --> 00:09:44.500
‫از داشتنت خوشحالم، شب.

00:09:44.580 --> 00:09:47.710
‫شب... اسم قشنگیه.

00:09:47.790 --> 00:09:52.250
‫اودا آکیرا، ارباب جدید من،
‫بهت سوگند وفاداری می‌خورم.

00:09:52.580 --> 00:09:55.420
‫من آملیام. از دیدنت خوشحالم، شب.

00:09:55.790 --> 00:09:59.670
‫همچنین. به عنوان دوست اربابم،
‫.بهت احترام می‌ذارم

00:09:59.960 --> 00:10:01.830
‫دوست؟
‫ما دوستیم!

00:10:07.790 --> 00:10:08.830
‫خروجی رو ببین.

00:10:09.170 --> 00:10:10.420
‫یه دایره تلپورت؟

00:10:10.500 --> 00:10:14.790
‫مثل اینکه هزارتو قبول کرده
‫که من دیگه اینجا باس نیستم.

00:10:21.580 --> 00:10:26.670
‫خب، من که دوست دارم ادامه بدم،
‫ولی تو نمی‌تونی حرکت کنی، می‌تونی؟

00:10:26.750 --> 00:10:29.170
‫خروجی تا وقتی ازش استفاده نشه
‫از بین نمی‌ره.

00:10:29.250 --> 00:10:31.290
‫بذار استراحت کنم و انرژیمو به دست بیارم.

00:10:31.670 --> 00:10:34.170
‫مشکلی نیست. می‌دونیم که هیولاهای دیگه
‫نمی‌تونن وارد اتاق باس بشن.

00:10:34.250 --> 00:10:35.250
‫اوه در اون صورت...

00:10:35.330 --> 00:10:36.830
‫چرا وقتمون رو با حرف زدن نگذرونیم؟

00:10:37.710 --> 00:10:42.170
‫من که با بانو آملیا موافقم. فرصت خوبیه
‫تا همدیگه رو بیشتر بشناسیم.

00:10:42.250 --> 00:10:43.960
‫زود باهامون صمیمی شدی ها.

00:10:44.500 --> 00:10:46.750
‫البته باهاش مشکلی ندارم.

00:10:50.830 --> 00:10:54.580
‫خیلی کنجکاو شدم وقتی فهمیدم
‫تو قاره یه سرزمینی به اسم یاماتو بوده،

00:10:54.670 --> 00:10:56.710
‫ولی اصلا انتظار چنین چیزی رو نداشتم.

00:10:58.750 --> 00:11:03.380
‫مگه نگفته بودن که قهرمان چند نسل پیش
‫پیداش کرده بود؟

00:11:03.460 --> 00:11:05.290
‫هیچی نشده عاشق اینجا شدم!

00:11:07.170 --> 00:11:08.210
‫واهای!

00:11:08.290 --> 00:11:10.710
‫خیلی بهتون میاد!

00:11:10.790 --> 00:11:11.790
‫عالیه!

00:11:11.880 --> 00:11:12.830
‫عاشقش شدم!

00:11:12.920 --> 00:11:15.250
‫جدی می‌گی؟ عجیب اینا نیست؟

00:11:15.330 --> 00:11:16.290
‫نه بابا!

00:11:16.380 --> 00:11:20.210
‫برای پوشیدنشون کمک نیاز داشتیم.
‫ببخشید که منتظر موندید.

00:11:20.630 --> 00:11:22.210
‫بیاید بخوریم!

00:11:22.920 --> 00:11:25.630
‫باورم نمی‌شه می‌تونم یه کاسه برنج
‫و غذای دریایی بخورم!

00:11:25.710 --> 00:11:29.710
‫حتی چشمه آب‌گرم هم اینجا دارن.
‫خیلی خوشحالم که باهات اومدم، ساتو!

00:11:30.460 --> 00:11:34.210
‫عاشق این حس دوران اِدویی‌ام که اینجا می‌ده!

00:11:34.290 --> 00:11:37.460
‫حس می‌کنم هرلحظه ممکنه با ریوما-سان
‫یا کوندو-سان برخورد کنم!

00:11:37.540 --> 00:11:39.500
‫یوکی-چان، می‌شه یکم واسابی بخورم؟

00:11:39.580 --> 00:11:40.540
‫بفرما.

00:11:40.630 --> 00:11:43.460
‫اگه کسی چیزیش باقی مونده
‫!همه‌شو بده به من

00:11:43.540 --> 00:11:45.790
‫شیوری-چان مشخصه عاشق واسابی‌ای ها!

00:11:46.920 --> 00:11:48.460
‫بیاید درمورد شرایط حرف بزنیم.

00:11:48.540 --> 00:11:52.290
‫اول، بودجه‌مون. داره تموم می‌شه،
‫پس هرچه زودتر باید کار پیدا کنیم.

00:11:52.670 --> 00:11:54.210
‫می‌تونیم ماجراجو بشیم.

00:11:54.290 --> 00:11:56.170
‫سر راهمون چندتاشون رو دیدیم،

00:11:56.250 --> 00:11:59.130
‫و گفتن اگه تو انجمن ثبت‌نام کنیم
‫می‌تونیم کار پیدا کنیم.

00:11:59.210 --> 00:12:00.250
‫خوبه.

00:12:00.330 --> 00:12:01.710
‫بعدش، اطلاعات نیاز داریم.

00:12:01.790 --> 00:12:04.500
‫ما هیچ‌چیزی درمورد این دنیا نمی‌دونیم.

00:12:04.830 --> 00:12:08.250
‫باید با کلی از مردم حرف بزنیم و اگه
‫می‌تونیم چندتا کتاب برداریم.

00:12:09.460 --> 00:12:13.420
‫فکر می‌کنی اون بیرون کتابی درمورد
‫اینکه چطور برگردیم خونه هست؟

00:12:13.500 --> 00:12:14.960
‫درمورد اون، راستش...

00:12:16.170 --> 00:12:20.130
‫فکر می‌کنم سریع‌ترین راه برگشتن به
‫خونه شکست دادن ارباب شیطانه.

00:12:21.040 --> 00:12:22.710
‫چرا اینطور فکر می‌کنی؟

00:12:23.210 --> 00:12:27.580
‫پادشاه و شاهدخت ما رو احضار کردن.
‫پس قطعا می‌دونن چطوری ما رو برگردونن.

00:12:28.290 --> 00:12:31.080
‫اگه قهرمان واقعی بشیم،
‫می‌تونیم باهاشون مذاکره کنیم.

00:12:31.380 --> 00:12:34.080
‫بقیه همکلاسی‌هامون هنوز
‫داخل قصرن.

00:12:34.500 --> 00:12:37.460
‫آره. پس همین که به اندازه کافی
‫پول و اطلاعات جمع کردیم،

00:12:37.540 --> 00:12:40.580
‫بلافاصله به سمت قاره شیطان
‫حرکت می‌کنیم.

00:12:40.880 --> 00:12:43.290
‫نه. باید اول آکیرا رو ببینیم.

00:12:43.380 --> 00:12:47.380
‫اگه یه‌جا بمونیم، وقتی بالاخره
‫به اینجا برسه می‌بینیمش.

00:12:47.670 --> 00:12:52.420
‫مهارت بصیرت من می‌گه اون
‫خیلی قوی‌تر از تک‌تک ماست.

00:12:52.500 --> 00:12:55.210
‫خطرناکه که بدون اون ارباب شیطان
‫رو به چالش بکشیم.

00:12:55.290 --> 00:12:58.040
‫اگه آساهینا-کون انقدر قوی
‫حسش می‌کنه، پس منم موافقم.

00:12:58.130 --> 00:12:59.080
‫خوبه پس.

00:12:59.170 --> 00:13:02.500
‫خیلی دوست دارم دوباره باهاش حرف بزنم.
‫سلایقمون شبیه همه.

00:13:02.790 --> 00:13:05.500
‫ممکنه که اون قاتل فرمانده ساران باشه، خبر داری؟!

00:13:05.580 --> 00:13:07.670
‫قبلا درمورد اون حرف زدیم.

00:13:08.000 --> 00:13:12.330
‫ذهنمون خیلی ساده توسط نفرین
‫بسته شده بود.

00:13:12.420 --> 00:13:16.040
‫نمی‌دونم. اودا-کون تموم مدت
‫سرگرم کار‌های خودش بود.

00:13:16.130 --> 00:13:18.290
‫واقعا قراره باهامون همکاری کنه؟

00:13:19.460 --> 00:13:21.790
‫تو رهبر این بخشی، ساتو-کون.

00:13:21.880 --> 00:13:25.170
‫نظر تو درمورد پیشنهاد آساهینا-کون چیه؟

00:13:26.420 --> 00:13:29.330
‫اینطور نیست که آکیرا غریبه باشه.

00:13:29.420 --> 00:13:32.670
‫شکی هم ندارم که اون از همه ما قوی‌تره.

00:13:33.790 --> 00:13:36.960
‫هرچند چشمم آب نمی‌خوره باهم تیم بشیم.

00:13:37.080 --> 00:13:38.130
‫هرچی نباشه...

00:13:38.420 --> 00:13:43.500
‫ما از مهدکودک همکلاسی بودیم،
‫و همچنان اون من رو یادش نمیاد.

00:13:43.580 --> 00:13:44.580
‫چی؟

00:13:44.670 --> 00:13:47.500
‫درسته. آکیرا با کار گروهی میونه خوبی نداره.

00:13:47.580 --> 00:13:50.170
‫از اونجایی که من هم کنارتون بودم،
‫خوب می‌دونم.

00:13:50.540 --> 00:13:53.580
‫ظاهرا، فقط شمشیر مقدس قهرمان
‫می‌تونه ارباب شیطان رو بکشه.

00:13:53.670 --> 00:13:56.790
‫که یعنی هماهنگی تو گروهمون کلیدی خواهد بود.

00:13:57.130 --> 00:14:01.630
‫آکیرا دلیلی نداره که با چنین تفاوت قدرتی
‫بینمون ازش پیروی کنه.

00:14:01.710 --> 00:14:06.330
‫فقط وقتی باید به تیم شدن باهاش
‫فکر کنیم که به همون اندازه قوی شدیم.

00:14:06.420 --> 00:14:07.460
‫موافقم.

00:14:08.040 --> 00:14:09.960
‫پس می‌تونیم اینجا منتظر آکیرا باشیم،

00:14:10.080 --> 00:14:14.210
‫ولی فقط تا زمانی که هیولاهای منطقه
‫رقبای ارزشمندی برای تمرین کردن باشن.

00:14:14.500 --> 00:14:15.710
‫همه پایه‌اید؟

00:14:16.040 --> 00:14:16.960
‫آره.

00:14:17.080 --> 00:14:18.170
‫حتما!
‫باشه!

00:14:22.130 --> 00:14:24.960
‫خیلی‌خب. بریم تو کارش.

00:14:48.170 --> 00:14:49.960
‫چـ-چرا؟

00:14:50.250 --> 00:14:52.500
‫همین سوال رو از خودت می‌پرسیم.

00:14:53.580 --> 00:14:54.710
‫چرا...

00:14:55.080 --> 00:14:57.460
‫هنوز زنده‌ای؟

00:15:09.420 --> 00:15:11.580
‫مجبور شدم از سرزمین مادریم فرار کنم،

00:15:14.580 --> 00:15:18.380
‫رفتم سمت یه ساحل و همونجا
‫یه اسلایم تیره من رو بلعید.

00:15:19.130 --> 00:15:21.790
‫وقتی به هوش اومدم، تو اونجا بودی، آکیرا.

00:15:21.880 --> 00:15:23.920
‫مثل اینکه خیلی بهت سخت گذشته.

00:15:24.000 --> 00:15:25.460
‫هرچند، تعجب‌برانگیزه.

00:15:25.540 --> 00:15:27.460
‫اسلایم‌ها انسان نمی‌خورن.

00:15:27.540 --> 00:15:31.170
‫و عجیب‌تر اینکه چطور از اینکه
‫هضم بشی قسر در رفتی.

00:15:31.250 --> 00:15:35.290
‫از اون اسلایم ممنونم.
‫به خاطرش تونستم آکیرا رو ببینم.

00:15:36.130 --> 00:15:38.420
‫شوخی می‌کنی دیگه.

00:15:38.500 --> 00:15:42.500
‫باید برگردی به سرزمینت و
‫تکلیفت رو مشخص کنی.

00:15:43.380 --> 00:15:46.960
‫نمی‌شه. دیگه خونه‌ای ندارم که بهش برگردم.

00:15:47.830 --> 00:15:51.670
‫با حرف حلش کنید. خواهر کوچیکه‌ت
‫کسیه که مشکل داره، درسته؟

00:15:52.920 --> 00:15:55.170
‫برای همینه که نمی‌شه.

00:15:56.380 --> 00:15:59.170
‫می‌فهمم که خانواده بودن
‫سختش می‌کنه.

00:15:59.250 --> 00:16:00.290
‫ولی ببین،

00:16:00.460 --> 00:16:02.500
‫خانواده همه چیزو حل می‌کنه.

00:16:05.380 --> 00:16:06.500
‫منم...

00:16:07.670 --> 00:16:09.170
‫یه خواهر کوچولو دارم.

00:16:15.630 --> 00:16:18.420
‫بیا. خیلی وقت بود که
‫صفحه‌ت شکسته بود، نه؟

00:16:18.500 --> 00:16:20.670
‫برای همین انقدر کم خواب بودی؟

00:16:21.170 --> 00:16:23.880
‫من که ازت نخواستم اضافه کاری کنی
‫!تا برام این رو بخری

00:16:23.960 --> 00:16:25.420
‫خدایا، تف توش!

00:16:25.830 --> 00:16:28.920
‫کدوم برادر بدی اشک خواهرشو درمیاره؟

00:16:29.330 --> 00:16:30.290
‫مامان.

00:16:30.380 --> 00:16:31.880
‫الان وقتش بود بیدار شی؟

00:16:31.960 --> 00:16:33.040
‫آره!

00:16:33.500 --> 00:16:36.880
‫بی‌خیال، یویی. باید بدونی که
‫آکیرا اینکار رو از سر عشق کرده.

00:16:38.250 --> 00:16:39.290
‫مگه نه؟

00:16:41.380 --> 00:16:43.500
‫می‌دونم. برای همین اعصابمو خرد می‌کنه.

00:16:44.250 --> 00:16:46.330
‫گمونم اینبار ببخشمت.

00:16:46.420 --> 00:16:48.130
‫فکر کنم می خواستی بگی «ممنون».

00:16:51.830 --> 00:16:55.630
‫بگذریم. خانواده‌ها دعوا می‌کنن.
‫ولی درآخر همچنان خانواده‌ان.

00:16:56.500 --> 00:17:00.290
‫مال تو توی یه دنیای دیگه‌ست، درسته؟

00:17:00.380 --> 00:17:02.170
‫می‌خوای ببینیشون، آکیرا؟

00:17:02.250 --> 00:17:06.420
‫آره. ای کاش می‌تونستم همین الان
‫برم خونه و مامان و خواهرم رو ببینم.

00:17:07.170 --> 00:17:08.210
‫اوه...

00:17:08.880 --> 00:17:10.920
‫ولی قبلش کاری هست که باید انجام بدم.

00:17:12.500 --> 00:17:15.670
‫توی دنیام، هیچ‌وقت آدم چشمگیری نبودم.

00:17:15.750 --> 00:17:18.460
‫هیچ‌کس واقعا متوجهم نمی‌شد.

00:17:18.540 --> 00:17:22.670
‫طبیعیه که حضور پنهان
‫از بهترین مهارت‌هامه.

00:17:23.130 --> 00:17:28.960
‫با این‌حال، یک مرد من رو پیدا کرد
‫ و بهم یاد داد چطور تو این دنیا زنده بمونم.

00:17:29.080 --> 00:17:32.170
‫و اون حرومی‌ها کشتنش.

00:17:33.250 --> 00:17:36.960
‫اگه درگیر من نشده بود هنوز زنده بود.

00:17:37.380 --> 00:17:38.330
‫آ-آکیـ-

00:17:38.420 --> 00:17:41.630
‫تا زمانی که انتقام فرمانده ساران رو
‫!نگیرم نمی‌رم خونه

00:17:41.710 --> 00:17:42.750
‫آکیرا!

00:17:43.380 --> 00:17:46.630
‫ارباب، می‌شه لطفا خونخواهیت
‫رو کنترل کنی؟

00:17:46.920 --> 00:17:48.130
‫شرمنده.

00:17:50.830 --> 00:17:54.920
‫حالا، منظورت از ساران همون
‫ساران میثری‌عه؟

00:17:55.000 --> 00:17:56.750
‫حتی منم اون اسم رو می‌شناسم.

00:17:57.630 --> 00:18:00.710
‫به عنوان یه فرمانده شوالیه،
‫حسابی معروفه.

00:18:00.790 --> 00:18:02.250
‫آه، این توضیحش می‌ده.

00:18:07.000 --> 00:18:09.130
‫برای چی اینکار رو کردی ارباب؟

00:18:09.210 --> 00:18:13.000
‫گند زدم به حس و حالمون،
‫می‌خواستم حالت رو جا بیارم.

00:18:13.380 --> 00:18:15.830
‫اغلب با ولگرد‌های محله‌مون
‫اینجوری بازی می‌کردم.

00:18:15.920 --> 00:18:17.750
‫من که گربه ولگرد نیستم!

00:18:17.830 --> 00:18:20.040
‫منم می‌خوام امتحانش کنم، آکیرا!

00:18:20.130 --> 00:18:21.580
‫شما دیگه نه، بانو آملیا.

00:18:23.080 --> 00:18:25.170
‫!خیلی نرم و لطیفی

00:18:25.250 --> 00:18:31.040
‫بذار بگم که وقتی گفتم
‫عاشق گربه هام شوخی نکردم.

00:18:31.130 --> 00:18:32.420
‫منم گربه‌ها رو دوست دارم.

00:18:32.500 --> 00:18:35.540
‫هی خدا. می‌شه یکم جدی بگیرید قضیه رو؟

00:18:36.040 --> 00:18:38.580
‫اگه یکیمون بمیره...

00:18:38.670 --> 00:18:43.080
‫اون یکی هم می‌میره،
‫چون روح‌هامون پیوند خوردن، نه؟

00:18:43.170 --> 00:18:44.250
‫دقیقا.

00:18:44.920 --> 00:18:49.130
‫از طرفی، مهم نیست که چقدر از هم دور باشیم،
‫ می‌تونیم از طریق ذهنمون با هم ارتباط بگیریم.

00:18:49.210 --> 00:18:51.040
‫این حتی از گوشی هم راحت‌تره.

00:18:51.130 --> 00:18:52.210
‫حسودیم شد.

00:18:52.630 --> 00:18:53.830
‫مگه نه؟

00:18:53.920 --> 00:18:56.210
‫ولی این من بودم که با شب
‫پیمان بستم.

00:18:56.290 --> 00:18:58.420
‫اون آشنای منه.

00:18:58.500 --> 00:19:01.750
‫منظورم این بود که به شب حسودیم می‌شه، نه تو.

00:19:01.830 --> 00:19:03.080
‫چیزی گفتی؟

00:19:03.170 --> 00:19:04.420
‫چیزی نگفتم.

00:19:08.040 --> 00:19:09.670
‫بیاید بریم.

00:19:10.250 --> 00:19:12.880
‫شب، این به کجا می‌ره؟

00:19:12.960 --> 00:19:14.330
‫نمی‌دونم.

00:19:14.420 --> 00:19:19.540
‫این دوره زمونه فقط بعضی از شیاطین می‌دونن
‫ که چطوری دایره‌های جادویی بسازن و به کار بگیرن.

00:19:19.630 --> 00:19:20.670
‫که اینطور.

00:19:20.960 --> 00:19:26.130
‫همین که انتقامم رو گرفتم، باید یه سر
‫به قلمروشون برم و بخوام یکی برام بسازن.

00:19:26.830 --> 00:19:29.920
‫وقتی برم اونجا، ارباب شیطان رو ملاقات می‌کنم
‫ و بهش می‌گم کارت رو انجام دادی.

00:19:30.330 --> 00:19:31.880
‫خیلی ممنون.

00:19:33.330 --> 00:19:35.210
‫قبلا یه بار شنیدم...

00:19:35.540 --> 00:19:39.170
‫که دایره تلپورت آبی کمرنگ
‫تو رو به جایی می‌بره که می‌خوای بری.

00:19:39.250 --> 00:19:42.960
‫اگه چند‌نفر از یکی استفاده کنن،
‫فقط به یکی از درخواست‌ها پاسخ می‌ده.

00:19:43.040 --> 00:19:45.290
‫اگه چیزی که می‌گی درست باشه،

00:19:45.380 --> 00:19:48.210
‫نمی‌دونیم سر از کجا درمیاریم
‫مگر اینکه واقعا بریم اونجا.

00:19:48.710 --> 00:19:49.750
‫من...

00:19:50.040 --> 00:19:52.630
‫تا وقتی با تو باشم برام مهم نیست
‫که کجا می‌رم.

00:19:57.960 --> 00:20:00.670
‫آره، چون وقتی من کنارت باشم
‫گشنه نمی‌مونی.

00:20:00.750 --> 00:20:01.830
‫خیلی‌خب، بریم.

00:20:02.830 --> 00:20:05.250
‫در اون لحظه چیزی از ذهنم خطور کرد.

00:20:05.670 --> 00:20:08.080
‫اگه می‌خواستم به اون روز‌های آروم برگردم،

00:20:08.500 --> 00:20:11.080
‫اون دایره تلپورت آرزوم رو برآورده می‌کرد؟

00:20:11.960 --> 00:20:15.130
‫ولی من فورا اون فکر رو از سرم بیرون بردم.

00:20:15.880 --> 00:20:19.170
‫نمی‌تونستم بذارم فعلا اون آرزو
‫برآورده بشه.

00:20:27.630 --> 00:20:28.750
‫وای.

00:20:29.080 --> 00:20:30.080
‫ممکن نیست...

00:20:30.170 --> 00:20:33.080
‫اون درخت مقدسه. که یعنی...

00:20:33.170 --> 00:20:36.380
‫ما تو قاره جنگلیم،
‫سرزمین الف‌ها.

00:20:36.460 --> 00:20:39.330
‫به جای خیلی دوری تلپورت کردیم. ولی...

00:20:39.420 --> 00:20:41.250
‫بدتر از این هم ممکن بود پیش بیاد.

00:20:41.630 --> 00:20:44.790
‫چرا؟ من که هنوز نمی‌خواستم برگردم اینجا!

00:21:01.540 --> 00:21:02.580
‫آکیرا!

00:21:03.960 --> 00:21:05.710
‫یه حرکت اشتباه و سر بی سر.

00:21:06.750 --> 00:21:07.830
‫آکیرا!

00:21:12.080 --> 00:21:13.880
‫لیام گلادیالوس...

00:21:14.710 --> 00:21:17.330
‫اومدم که اون درخشش عجیب رو بررسی کنم،

00:21:17.420 --> 00:21:19.630
‫و مجرمی رو پیدا کردم که
‫سرزمینش رو رها کرده بود!

00:21:20.130 --> 00:21:24.420
‫تو دیگه شاهدخت نیستی.
‫اینجا هیچ جایی نداری.

00:21:24.500 --> 00:21:26.330
‫زودباش مثل دفعه قبل فرار-

00:21:28.580 --> 00:21:32.000
‫از آدم‌هایی که اینجوری حرف می‌زنن عنم می‌گیره.
‫کسی نظر تو رو نپرسید عن‌‌آقا.

00:21:32.380 --> 00:21:34.460
‫آکیرا، ممنونم.

00:21:34.540 --> 00:21:37.040
‫نچ. مثل اینکه کار از کار گذشته.

00:21:38.040 --> 00:21:39.750
‫هیچی نشده محاصره شدیم.

00:21:43.290 --> 00:21:46.080
‫در عجبم که جرئت کردی برگردی اینجا.

00:21:47.750 --> 00:21:48.920
‫کیلیکا...

00:21:49.250 --> 00:21:54.170
‫ولی اینبار بابت گناهانی که مقابل من
‫مرتکب شدی تقاص می‌دی، فرزند آفت.

00:21:55.250 --> 00:21:58.000
‫شیرفهم شدی، خواهر عزیزم؟

00:22:00.210 --> 00:22:01.250
‫اوه...

00:22:03.670 --> 00:22:05.460
‫این خصومت خانوادگی از حد گذشته.

00:22:08.080 --> 00:22:10.040
‫قسمت ۳: آدمکش با گربه بازی می‌کند

00:22:10.060 --> 00:22:20.060
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:20.084 --> 00:22:41.084
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:49.030 --> 00:23:50.030
‫هفته بعد
‫قسمت 3: آدمکش اسم را صدامی‌زند