﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:10.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:12.850 --> 00:00:14.360
‫دیگه بس کن، مگ!

00:00:14.890 --> 00:00:18.870
‫آخ، استاد، چرا وقتی من فقط دارم استراحت می‌کنم اینقدر از دستم کفری‌ای؟

00:00:19.090 --> 00:00:23.080
‫تازگیا نصفه‌شبا کلی صداهای عجیب غریب از خودت درمیاری.

00:00:23.460 --> 00:00:25.090
‫صداهای عجیب غریب؟

00:00:25.090 --> 00:00:29.340
‫منظورت قهقهه‌های دلنشین و زیبای یه دختر ۱۷ ساله‌اس؟

00:00:29.340 --> 00:00:32.720
‫چی داری میگی؟ صدات شبیه یه مرد ۴۰ ساله شده.

00:00:32.720 --> 00:00:33.800
‫بیا.

00:00:34.590 --> 00:00:36.010
‫فقط من نیستم.

00:00:36.010 --> 00:00:39.060
‫فامیلیارها هم شکایت‌نامه دادن.

00:00:39.060 --> 00:00:41.020
‫موجودات کوچولو هم؟

00:00:42.210 --> 00:00:43.810
‫بذار ببینم...

00:00:43.810 --> 00:00:48.810
‫هوم... «مگ خیلی پرسروصداست. لطفاً یه کاری درموردش بکنین.»

00:00:49.170 --> 00:00:50.280
‫ها...

00:00:50.280 --> 00:00:52.200
‫خب، اینو باش!

00:00:52.200 --> 00:00:56.110
‫عجیبه که یه مشت حیوون می‌تونن زبون نوشتاری رو بفهمن.

00:00:56.110 --> 00:00:58.660
‫موافق نیستی، وایت‌اَول؟

00:01:00.440 --> 00:01:07.000
‫فکر نکنم فامیلیار زیادی باشن که هوش فهمیدن نوشته رو داشته باشن، هان؟

00:01:07.300 --> 00:01:12.580
‫می‌دونی، استاد، تو شرق دور پرنده‌ها رو سیخی می‌خورن. بهش میگن «یاکیتوری».

00:01:12.580 --> 00:01:16.470
‫ظاهراً، نوک بال‌ها، پوست، و دمشون مخصوصاً خوشمزه‌اس.

00:01:16.470 --> 00:01:17.840
‫دیگه بس کن.

00:01:18.500 --> 00:01:21.790
‫این چیه؟ به نظر میاد کلی جمع کردی.

00:01:21.790 --> 00:01:23.720
‫داشتی به این نگاه می‌کردی و ریز ریز می‌خندیدی؟

00:01:23.950 --> 00:01:26.190
‫آره. دقیقاً داشتم همین کارو می‌کردم.

00:01:28.040 --> 00:01:32.820
‫۴۰ تا اشک شوق می‌شمرم و ۱۰ تای دیگه.

00:01:32.820 --> 00:01:36.650
‫یعنی اون ۱۰ تا بی‌فایده‌ان؟

00:01:36.650 --> 00:01:38.120
‫کی می‌دونه؟

00:01:38.120 --> 00:01:45.330
‫تمام اشک‌هایی که جمع کردی خالصن، پس احتمالاً می‌تونی یه استفاده‌ای براشون پیدا کنی.

00:01:45.660 --> 00:01:49.160
‫راستی، این اشکارو چطوری به دست آوردی؟

00:01:49.500 --> 00:01:55.340
‫چطوری؟ با کمک کردن به مردم شهر و گوش دادن به حرفاشون. واقعاً از همه راهی.

00:01:55.600 --> 00:01:59.590
‫این برای اون کارا یه کم زیاد به نظر میاد، نه؟

00:01:59.830 --> 00:02:02.720
‫خب، دیگه به گرفتنشون عادت کردم.

00:02:03.720 --> 00:02:07.600
‫شمّ من خیلی قوی‌تر شده.

00:02:07.600 --> 00:02:11.730
‫چه پدرمادرایی با بچه‌های شیطون، چه پیرمرد پیرزنای ضعیف،

00:02:11.730 --> 00:02:16.360
‫فوراً می‌تونم آدمایی که ممکنه به کمک احتیاج داشته باشن رو تشخیص بدم و روشون تمرکز کنم.

00:02:17.740 --> 00:02:20.990
‫جمع کردن اشک مثل آب خوردنه.

00:02:22.200 --> 00:02:24.540
‫چه حرفای گنده‌ای می‌زنی.

00:02:24.540 --> 00:02:28.070
‫این یعنی اینقدر رشد کردم.

00:02:28.070 --> 00:02:32.510
‫بالاخره، من یه کارو با سوفی، جادوگر معروف دنیا، تموم کردم.

00:02:33.660 --> 00:02:34.970
‫مگ.

00:02:34.970 --> 00:02:37.880
‫استفاده از جادو برای یه مدت برات ممنوعه.

00:02:40.010 --> 00:02:41.210
‫چی؟

00:02:50.650 --> 00:02:59.990
‫روزی روزگاری مرگ یک جادوگر

00:04:12.230 --> 00:04:17.240
‫آسمانِ شب، بدونِ جادو

00:04:12.230 --> 00:04:17.240
‫آسمانِ شب، بدونِ جادو

00:04:14.020 --> 00:04:17.980
‫مشکلش چیه؟ نمی‌فهمم.

00:04:17.980 --> 00:04:21.640
‫فکر کردم با دیدن این همه اشکی که جمع کردم کلی ذوق می‌کنه،

00:04:21.640 --> 00:04:24.410
‫ولی به جاش، یهو استفاده از جادو رو برام ممنوع کرد.

00:04:24.410 --> 00:04:27.950
‫یعنی، آخه یعنی چی؟ می‌رم اون عجوزه رو می‌کشم.

00:04:27.950 --> 00:04:29.580
‫حرف دهنتو بفهم.

00:04:33.320 --> 00:04:36.330
‫به هر حال، مطمئنم دلیل خوبی داره.

00:04:36.330 --> 00:04:39.300
‫اون از اونایی نیست که بی‌خودی چیزی بخواد

00:04:39.300 --> 00:04:43.480
‫فقط چون از یه چیزی خوشش نمیاد یا چون می‌خواد قدرت‌نمایی کنه.

00:04:44.220 --> 00:04:46.800
‫خب، فکر کنم. حق با توئه در این مورد.

00:04:46.800 --> 00:04:49.810
‫آهان، نکنه از جادو برای کارای شیطانی استفاده کردی یا چیزی؟

00:04:50.310 --> 00:04:54.690
‫معلومه که نه. اگه این کارو می‌کردم منو می‌کشت. فکر می‌کنی چند وقته تو این کارم؟

00:04:54.690 --> 00:04:56.940
‫کسی تو شهر ازت شکایت کرده؟

00:04:56.940 --> 00:04:58.510
‫نه، امکان نداره.

00:04:58.510 --> 00:05:02.780
‫روزی که کسی با وجود ریختن اشک شوق ازم شکایت کنه،

00:05:02.780 --> 00:05:05.030
‫روزیه که دیگه می‌زنم به سیم آخر.

00:05:06.070 --> 00:05:08.240
‫این سخته.

00:05:08.690 --> 00:05:09.700
‫هی.

00:05:09.700 --> 00:05:14.040
‫واقعاً اینقدر راحته که اشک شوق به دست بیاری؟

00:05:14.040 --> 00:05:19.880
‫منم فکر می‌کردم سخته، ولی وقتی قلقش دستت بیاد سخت نیست.

00:05:26.490 --> 00:05:33.060
‫اگه زن‌ها، بچه‌ها، و کارمندای خسته رو هدف بگیری، مثل آب خوردنه.

00:05:33.060 --> 00:05:36.020
‫تقریباً زیادی آسونه، واسه همین دیگه به گرفتنشون عادت کردم.

00:05:36.020 --> 00:05:38.620
‫حرفات شبیه کلاهبرداراس.

00:05:39.820 --> 00:05:42.360
‫ولی یه کم ناامید شدم.

00:05:42.360 --> 00:05:43.340
‫چی؟

00:05:43.340 --> 00:05:48.500
‫احساس می‌کنم دلم نمی‌خواست بشنوم که در مورد «قلق» یا «عادت کردن» به گرفتنشون حرف می‌زنی.

00:05:48.500 --> 00:05:49.780
‫چرا نه؟

00:05:50.020 --> 00:05:54.760
‫چون اشک شوق قوی‌ترین راه برای نشون دادن خوشحالیه.

00:05:55.160 --> 00:06:01.000
‫فکر کنم وقتی برای هر کدومشون ارزش قائل بودی رو بیشتر دوست داشتم.

00:06:02.600 --> 00:06:07.180
‫اینجوری نیست که الان بی‌خیالشون باشم.

00:06:07.180 --> 00:06:09.880
‫خب، پس فکر کنم مشکلی نیست.

00:06:13.260 --> 00:06:16.690
‫باید قدر هر قطره اشکو بدونی.

00:06:16.690 --> 00:06:19.500
‫من قراره تو یه سال هزارتا جمع کنم.

00:06:19.500 --> 00:06:23.830
‫همین خودش به اندازه کافی سخته، ولی زندگیمم بهش بستگی داره.

00:06:23.830 --> 00:06:26.930
‫فکر نمی‌کنی غیرممکنه که تا ابد برای هرکدومشون ارزش قائل باشم؟

00:06:28.170 --> 00:06:31.610
‫خب، شاید، ولی...

00:06:33.180 --> 00:06:34.690
‫اوه، ببخشید.

00:06:34.690 --> 00:06:37.550
‫ببخشید. بعد از این با یکی قرار دارم.

00:06:39.710 --> 00:06:44.420
‫چی می‌تونه باعث بشه عزیزترین دوستتو ول کنی بری؟

00:06:44.420 --> 00:06:46.590
‫پسر که نیست، هست؟

00:06:46.870 --> 00:06:49.050
‫با یه دوست دوران مدرسه‌ام قرار دارم.

00:06:49.710 --> 00:06:51.140
‫بعداً می‌بینمت، مگ.

00:06:51.140 --> 00:06:53.600
‫سعی کن با خانم فاوست آشتی کنی.

00:06:56.420 --> 00:06:59.100
‫دوست دوران مدرسه، ها؟

00:07:05.330 --> 00:07:11.450
‫هی، می‌دونستی؟ میگن زن‌های مجردی که شروع می‌کنن به حیوون گرفتن، دیگه کارشون تمومه.

00:07:15.830 --> 00:07:19.160
‫آره. شام امشب گوشت کبابیه.

00:07:25.730 --> 00:07:31.010
‫فکرشو که می‌کنم، تازگیا اینجا یه اشک شوق به دست آوردم.

00:07:31.610 --> 00:07:34.660
‫بعد از دانشگاه، تو یه شرکتی کار پیدا کرد.

00:07:34.660 --> 00:07:39.060
‫کارش سخت بود و هر شب مجبور بود تا دیروقت بمونه.

00:07:39.060 --> 00:07:42.240
‫معامله‌ای که نزدیک بود جوشش بده، بهم خورد.

00:07:42.240 --> 00:07:46.150
‫من دست اون مرد مستأصل رو گرفتم.

00:07:46.490 --> 00:07:51.010
‫یه کم سرد بود، برا همین بهش یه قهوه دادم و به درد دلاش گوش کردم.

00:07:51.010 --> 00:07:55.450
‫با گیاهایی هم که داشتم یه بخور درست کردم و بهش دادم.

00:07:57.340 --> 00:08:01.550
‫احساس می‌کنم یه چیزی هم بهش گفتم.

00:08:02.750 --> 00:08:04.190
‫چی گفتم؟

00:08:06.270 --> 00:08:11.390
‫اگه باعث شده گریه کنه، حتماً یه چیز خیلی خوبی گفتم.

00:08:11.390 --> 00:08:19.270
‫با این حال، فکر کنم خیلی هم عجیب نیست که یه فارغ‌التحصیل تازه که مشکل داره

00:08:19.270 --> 00:08:23.850
‫فقط چون یه دختر ۱۷ ساله به حرفاش گوش داده بزنه زیر گریه.

00:08:25.810 --> 00:08:29.650
‫باید قدر هر قطره اشکو بدونی.

00:08:30.490 --> 00:08:33.620
‫جون کندن تا ابد برای فقط یه قطره اشک

00:08:33.620 --> 00:08:37.810
‫و با راندمان بالا صدتاشو جمع کردن، دو تا چیز متفاوتن.

00:08:38.160 --> 00:08:43.880
‫این فکر که کار سخت ارزش بیشتری داره حتی اگه نتیجه نده، دیگه قدیمی شده.

00:08:44.380 --> 00:08:45.750
‫موافق نیستی؟

00:08:47.950 --> 00:08:50.200
‫شاید دیگه متوسل شم به جادو.

00:08:50.200 --> 00:08:52.380
‫سلام، خانم جادوگر.

00:08:55.840 --> 00:08:57.640
‫چی؟ این دیگه کیه؟

00:08:57.960 --> 00:09:01.000
‫اوه، اوم، سلام. سلام علیکم.

00:09:02.600 --> 00:09:05.310
‫سلام، مگ. ممنون برای اون روز.

00:09:05.310 --> 00:09:09.290
‫اوه، کاری نکردم که.

00:09:11.460 --> 00:09:13.190
‫تو دیگه کی هستی بابا؟

00:09:13.320 --> 00:09:15.090
‫هی، این مگه.

00:09:15.580 --> 00:09:17.650
‫سلام، خانم جادوگر.

00:09:18.160 --> 00:09:20.490
‫ممنون برای اون روز، مگ.

00:09:20.620 --> 00:09:22.330
‫آه، این مگه!

00:09:22.450 --> 00:09:25.690
‫سلام، مگ! امروز سرحال به نظر میای!

00:09:27.880 --> 00:09:30.130
‫امروز چه خبره؟

00:09:30.130 --> 00:09:35.970
‫آدمایی که اصلاً یادم نمیاد دیده باشمشون،
‫هی دارن باهام حرف می‌زنن.

00:09:41.170 --> 00:09:43.850
‫می‌تونم یه کمکی بهش بکنم.

00:09:43.850 --> 00:09:49.070
‫به حرفاش در مورد سختی بزرگ کردن بچه گوش بدم، بعد با گیاهای آرامش‌بخش و جادو...

00:09:49.070 --> 00:09:53.120
‫نه، وایسا. استفاده از جادو برام ممنوعه. لعنتی.

00:09:53.120 --> 00:09:56.810
‫ولی این یه فرصته که چندتا اشک شوق بگیرم.

00:09:57.160 --> 00:09:58.310
‫ببخشید.

00:09:58.310 --> 00:09:59.200
‫ها؟

00:09:59.610 --> 00:10:02.580
‫اوه، د-داره با من حرف می‌زنه؟

00:10:03.060 --> 00:10:05.430
‫دوباره شروع شد؟

00:10:05.790 --> 00:10:07.870
‫اوم...

00:10:08.270 --> 00:10:10.000
‫این کیه؟

00:10:14.130 --> 00:10:15.510
‫فایده نداره!

00:10:15.810 --> 00:10:18.400
‫اصلاً نمی‌دونم!

00:10:18.400 --> 00:10:21.360
‫باید بشناسیش. سعی کن یادت بیاد.

00:10:21.360 --> 00:10:24.720
‫یادم نمیاد. هیچ خاطره‌ای ازش ندارم.

00:10:24.720 --> 00:10:26.490
‫مگه سیاستمداری تو؟

00:10:26.490 --> 00:10:28.640
‫همیشه یه احمق بودی.

00:10:28.640 --> 00:10:30.000
‫چی گفتی؟

00:10:30.000 --> 00:10:30.850
‫خانم جادوگر.

00:10:31.370 --> 00:10:33.830
‫دلم می‌خواست دوباره ببینمتون.

00:10:33.830 --> 00:10:37.070
‫خوشحالم که دیدمتون. ممنون برای اون روز.

00:10:37.070 --> 00:10:38.530
‫اوه، خواهش می‌کنم.

00:10:40.180 --> 00:10:45.050
‫داره چی میگه؟ منو با یه جادوگر دیگه اشتباه گرفته؟

00:10:45.050 --> 00:10:47.750
‫خیلی کمکم کردین.

00:10:47.750 --> 00:10:50.960
‫واقعاً من بودم؟

00:10:52.360 --> 00:10:56.660
‫خیلی خوشحالم که کمکم کردین.

00:10:56.660 --> 00:10:58.670
‫و-واقعاً؟

00:10:59.010 --> 00:11:02.100
‫مجبورم همینجوری یه کاریش بکنم.

00:11:02.100 --> 00:11:07.460
‫باهاش گپ می‌زنم و تا جایی که می‌تونم اطلاعات جمع می‌کنم تا حافظه‌ام یاری کنه.

00:11:08.450 --> 00:11:12.370
‫مشکلی نیست، مگ رزبری. می‌دونم از پسش برمیای!

00:11:14.060 --> 00:11:17.600
‫حتماً خیلی سخت بوده. می‌دونین، به خاطر بچه‌تون...

00:11:17.600 --> 00:11:20.570
‫اوه، بله. خیلی شیطونه.

00:11:20.570 --> 00:11:21.630
‫چالش!

00:11:21.630 --> 00:11:23.570
‫ولی خوشحالم که پیداش کردین.

00:11:23.570 --> 00:11:25.280
‫چی؟ چیو پیدا کردم؟

00:11:25.280 --> 00:11:26.610
‫خانم!

00:11:27.670 --> 00:11:32.270
‫اوه، می‌دونین. منم دلم می‌خواست ببینمتون، پس خوشحالم که پیداتون کردم.

00:11:32.710 --> 00:11:36.700
‫منم خوشحالم که دوباره دیدمتون، جادوگرِ لاپیس.

00:11:36.700 --> 00:11:40.960
‫اگه شما نبودین، مطمئنم من و شوهرم الان وسط یه دعوای حسابی بودیم.

00:11:40.960 --> 00:11:41.950
‫چالش!

00:11:41.950 --> 00:11:44.430
‫هیچی مهم‌تر از این نیست که یه خانواده با هم خوب باشن.

00:11:44.790 --> 00:11:51.640
‫دقیقاً. این روزا، کم نیستن زوج‌هایی که سر سوءتفاهمای کوچیک طلاق می‌گیرن.

00:11:51.640 --> 00:11:56.270
‫خب، شوهرتون که مرده. مطمئنم یکی دو تا زن تو گذشته‌اش داشته.

00:11:56.270 --> 00:11:57.060
‫یه زن؟

00:11:57.060 --> 00:11:57.690
‫خانم!

00:11:57.690 --> 00:12:00.190
‫یعنی، البته که نداشته!

00:12:00.940 --> 00:12:04.570
‫اینجا جهنمه. یکی منو نجات بده.

00:12:04.900 --> 00:12:09.870
‫نگاه کنین. ساعتی که تعمیر کردین هنوز کار می‌کنه.

00:12:09.870 --> 00:12:11.790
‫چی؟ یه ساعت؟

00:12:12.750 --> 00:12:14.180
‫اوه، الان یادم اومد.

00:12:14.180 --> 00:12:19.270
‫بچه‌اش اون ساعت باارزشی که از مادرشوهرش به ارث برده بود رو شکسته بود.

00:12:19.270 --> 00:12:22.550
‫بردیمش پیش یه ساعت‌ساز، ولی نتونست تعمیرش کنه،

00:12:22.550 --> 00:12:26.550
‫برا همین من از قدرتم استفاده کردم و درستش کردم.

00:12:26.820 --> 00:12:32.430
‫ساعت خراب نبود. پریِ توش فقط پر زده بود رفته بود.

00:12:32.700 --> 00:12:35.130
‫صداش کردم برگرده...

00:12:37.620 --> 00:12:40.370
‫و ساعت دوباره شروع به کار کرد.

00:12:41.600 --> 00:12:47.910
‫بعد، لبخندی زد انگار واقعاً خیالش راحت شده بود و اشکا از گونه‌هاش سرازیر شدن.

00:12:51.190 --> 00:12:57.020
‫اصلاً نمی‌دونستم پریا می‌تونن جلوی کار کردن ساعتو بگیرن، نه فقط خرابی مکانیکی.

00:12:57.020 --> 00:13:01.510
‫خب، حتی پریا هم شخصیت دارن. بعضیاشون خیلی ترسو هستن.

00:13:01.730 --> 00:13:05.170
‫من فقط گشتم دنبالش و صداش کردم برگرده.

00:13:06.890 --> 00:13:12.770
‫دیدن این خانم منو یاد اون موقعی انداخت که پری رو به ساعت فاین برگردوندم.

00:13:13.090 --> 00:13:21.070
‫ذهن ساده‌لوح من فکر می‌کرد اگه همون کارو براش بکنم گریه می‌کنه.

00:13:21.070 --> 00:13:24.190
‫خب، دیگه به گرفتنشون عادت کردم.

00:13:24.190 --> 00:13:27.030
‫وقتی قلقش دستت بیاد سخت نیست.

00:13:28.300 --> 00:13:32.090
‫یعنی چی بهش «عادت» کردی؟ چه «قلقی»؟

00:13:32.730 --> 00:13:34.080
‫خانم جادوگر؟

00:13:34.080 --> 00:13:38.210
‫حالتون خوبه؟ دارین یه کم رنگ‌پریده میشین.

00:13:38.980 --> 00:13:39.990
‫من خوبم.

00:13:40.850 --> 00:13:44.260
‫از کی اینقدر خودمو مهم فرض کردم؟

00:13:44.750 --> 00:13:50.130
‫اولش، از گرفتن یه احساس خالص از کسی خوشحال می‌شدم،

00:13:50.130 --> 00:13:55.480
‫چون احساس می‌کردم براشون مفید بودم.

00:13:55.880 --> 00:14:01.310
‫ولی یه جایی، حتی دیگه درست به صورت آدما نگاه نمی‌کردم،

00:14:01.310 --> 00:14:04.660
‫و یادم رفت با تمام وجود باهاشون ارتباط برقرار کنم.

00:14:05.800 --> 00:14:07.240
‫مطمئنی حالت خوبه؟

00:14:07.490 --> 00:14:09.870
‫اوه، آره، آره.

00:14:09.870 --> 00:14:16.160
‫نگران چیزی هستین؟ اگه هستین، خوشحال میشم گوش بدم.

00:14:16.160 --> 00:14:19.720
‫ن-نه، چیز مهمی نیست.

00:14:21.010 --> 00:14:22.880
‫اوه، خانم...

00:14:22.880 --> 00:14:23.960
‫ریچل.

00:14:23.960 --> 00:14:25.050
‫ها؟

00:14:25.050 --> 00:14:27.450
‫هنوز اسممو بهتون نگفتم.

00:14:27.450 --> 00:14:29.550
‫اسم من ریچله.

00:14:30.290 --> 00:14:33.560
‫م-من مگم. مگ رزبری.

00:14:33.900 --> 00:14:35.500
‫مگ، ها؟

00:14:37.110 --> 00:14:40.480
‫عجیبه که تازه الان داریم خودمونو معرفی می‌کنیم.

00:14:42.060 --> 00:14:43.940
‫آره...

00:14:44.320 --> 00:14:49.530
‫اوم، خانم ریچل، وقتی فکر می‌کنین اشتباه کردین چیکار می‌کنین؟

00:14:49.530 --> 00:14:50.740
‫اشتباه؟

00:14:51.080 --> 00:14:57.420
‫کارای دختری که همه مهربون صداش می‌کردن در واقع حساب‌شده و موذیانه بود.

00:14:57.420 --> 00:15:02.560
‫ولی بعد، یهو فهمید داره چیکار می‌کنه.

00:15:03.760 --> 00:15:06.660
‫اگه فکر می‌کردم اشتباه کردم،

00:15:07.510 --> 00:15:12.390
‫به اشتباهم اعتراف می‌کردم و از اول شروع می‌کردم.

00:15:12.770 --> 00:15:14.430
‫از اول شروع می‌کردی؟

00:15:14.430 --> 00:15:17.260
‫همه اشتباه می‌کنن.

00:15:17.260 --> 00:15:23.560
‫به نظرم چیز مهم اینه که بعد از اشتباه کردن تغییر کنی.

00:15:24.720 --> 00:15:26.520
‫فکر می‌کنی می‌تونم تغییر کنم؟

00:15:26.520 --> 00:15:31.370
‫مطمئنم اگه بخوای می‌تونی تغییر کنی.

00:15:39.470 --> 00:15:43.080
‫پس این چیزی بود که استادم در موردش حرف می‌زد.

00:15:43.690 --> 00:15:46.250
‫استفاده از جادو برای یه مدت برات ممنوعه.

00:15:46.250 --> 00:15:49.380
‫چی؟ چ-چرا؟

00:15:49.380 --> 00:15:53.340
‫چون با این روند، بی‌فایده میشی.

00:15:53.700 --> 00:15:55.100
‫ولی چرا؟

00:15:55.320 --> 00:15:57.730
‫دستتو بذار رو قلبت و بهش فکر کن.

00:15:58.030 --> 00:16:00.730
‫باید خودت جوابو پیدا کنی.

00:16:01.740 --> 00:16:04.430
‫اگه من بهت بگم فایده نداره.

00:16:05.800 --> 00:16:07.360
‫من افتضاحم.

00:16:07.670 --> 00:16:11.320
‫واقعاً بی‌فایده‌ام.

00:16:22.390 --> 00:16:25.830
‫احتمالاً گریه نمی‌کنه حتی اگه کمکش کنم.

00:16:26.080 --> 00:16:30.870
‫هیچ‌کس اونقدر دل‌نازک نیست که فقط چون یکی کمکش کرده کیفاشو بیاره، گریه کنه.

00:16:31.340 --> 00:16:36.290
‫مطمئنم اگه بخوای می‌تونی تغییر کنی.

00:16:38.810 --> 00:16:42.430
‫خانم، چی شده؟ اگه بخواین، می‌تونم کمک کنم.

00:16:54.420 --> 00:16:56.280
‫خیلی سنگینه.

00:16:59.430 --> 00:17:02.110
‫حالتون خوبه؟ بیام پایین؟

00:17:02.110 --> 00:17:06.210
‫لازم نیست! یه زن هیچوقت حرفشو پس نمی‌گیره!

00:17:09.700 --> 00:17:14.800
‫چرا وقتی یه جادوگرم دارم کار بدنی می‌کنم؟

00:17:14.800 --> 00:17:20.760
‫این موقعیت جادو نمی‌طلبه؟

00:17:21.960 --> 00:17:26.140
‫به اندازه کافی طاقت آوردم. شاید دیگه از جادو استفاده کنم.

00:17:35.360 --> 00:17:38.310
‫از اینجا شروع می‌کنم.

00:17:43.060 --> 00:17:45.300
‫خسته شدم.

00:17:53.280 --> 00:17:55.000
‫ممنونم.

00:17:55.830 --> 00:17:57.050
‫خواهش می‌کنم.

00:18:00.260 --> 00:18:02.350
‫چه منظره‌ای، مگه نه؟

00:18:06.880 --> 00:18:10.690
‫تو شاگرد خانم فاوست، مگ هستی، مگه نه؟

00:18:10.690 --> 00:18:12.010
‫اوم، بله.

00:18:12.010 --> 00:18:18.140
‫شنیده بودم که اینور اونور به مردم کمک می‌کنی، ولی واقعاً دختر خوبی هستی.

00:18:18.140 --> 00:18:20.700
‫ش-شما اینطور فکر می‌کنین؟

00:18:21.210 --> 00:18:23.240
‫کی اینو بهتون گفته؟

00:18:23.240 --> 00:18:25.810
‫آدمایی که تو مغازه‌ها و تو شهر دیدم.

00:18:25.810 --> 00:18:28.080
‫همه در مورد تو بهم گفتن.

00:18:28.550 --> 00:18:29.460
‫چی؟

00:18:29.750 --> 00:18:31.930
‫این باید یه جایزه باشه.

00:18:32.310 --> 00:18:33.610
‫یه جایزه؟

00:18:33.610 --> 00:18:37.800
‫یه جایزه از شهر لاپیس برای کسی که سخت کار کرده.

00:18:37.800 --> 00:18:41.930
‫کسی که روز به روز برای این شهر خیلی بیشتر زحمت می‌کشه.

00:18:42.250 --> 00:18:44.890
‫جادوگرِ لاپیس.

00:18:47.130 --> 00:18:50.020
‫اوه، درسته.

00:18:50.280 --> 00:18:54.320
‫من عاشق مردمی‌ام که تو این شهر زندگی می‌کنن.

00:19:02.230 --> 00:19:04.500
‫جادوگرِ لاپیس، ها؟

00:19:08.080 --> 00:19:09.300
‫باشه!

00:19:14.320 --> 00:19:15.360
‫خانم جادوگر!

00:19:18.850 --> 00:19:19.850
‫ها؟

00:19:21.530 --> 00:19:25.270
‫تو همون پسری هستی که از کارش ناراحت بود. چه تصادفی.

00:19:25.270 --> 00:19:28.190
‫خوشحالم که پیداتون کردم. این برای تشکر از اون روزه.

00:19:28.190 --> 00:19:28.880
‫ها؟

00:19:29.550 --> 00:19:35.310
‫وای! از نونوایی سر نبشه! و چقدر گرمه. تازه پخته شده.

00:19:36.010 --> 00:19:38.650
‫استادم عاشق اینه.

00:19:38.650 --> 00:19:41.030
‫داشتم می‌بردمش براش.

00:19:41.030 --> 00:19:42.570
‫این همه زحمتو به خودت دادی؟

00:19:44.020 --> 00:19:46.950
‫واقعاً می‌خواستم ازتون تشکر کنم.

00:19:47.400 --> 00:19:53.810
‫از کار زیاد کلافه شده بودم، ولی کسی رو نداشتم باهاش حرف بزنم. نزدیک بود از هم بپاشم.

00:19:54.280 --> 00:19:57.510
‫و بعد، شما نشستین و باهام حرف زدین.

00:19:57.800 --> 00:19:59.630
‫شما نجاتم دادین.

00:20:00.620 --> 00:20:02.180
‫اغراق می‌کنی.

00:20:02.180 --> 00:20:04.080
‫حرفاتون خیلی روم تأثیر گذاشت.

00:20:04.690 --> 00:20:05.730
‫شما گفتین...

00:20:06.640 --> 00:20:08.170
‫«به خودت افتخار کن.»

00:20:08.830 --> 00:20:11.130
‫من یه همچین حرف منطقی‌ای زدم؟

00:20:12.850 --> 00:20:14.030
‫به خودت افتخار کن...

00:20:15.680 --> 00:20:18.650
‫شما گفتین همیشه کسی باشم که بتونم بهش افتخار کنم.

00:20:18.650 --> 00:20:25.240
‫به خودم ایمان داشته باشم حتی اگه تمام دنیا بهم خیانت کنه.

00:20:25.240 --> 00:20:29.450
‫که چطور این یه روزی منو سر پا نگه میداره.

00:20:29.930 --> 00:20:32.160
‫ممنونم، جادوگرِ لاپیس.

00:20:42.580 --> 00:20:44.350
‫«جادوگرِ لاپیس،» ها؟

00:20:46.140 --> 00:20:49.060
‫لقب قشنگیه که بهت دادن، مگ.

00:20:49.060 --> 00:20:52.720
‫استاد! شما اینجا چیکار می‌کنین؟

00:20:53.310 --> 00:20:59.100
‫اومدم دنبال شاگرد احمقم که آشپزی و تمیزکاری رو پیچونده و رفته ولگردی.

00:20:59.100 --> 00:21:00.290
‫قُلپ.

00:21:00.290 --> 00:21:02.410
‫صبر کنین، الان چی گفتین؟

00:21:02.410 --> 00:21:03.830
‫«شاگرد احمقم.»

00:21:03.830 --> 00:21:05.230
‫نه، قبل از اون.

00:21:05.910 --> 00:21:09.350
‫استاد، شما الان گفتین...

00:21:11.840 --> 00:21:14.300
‫شما الان گفتین من «لقب» دارم؟

00:21:14.870 --> 00:21:15.910
‫بله.

00:21:16.420 --> 00:21:20.710
‫این روزا، با لقب‌ها مثل مدال رفتار میشه،

00:21:20.710 --> 00:21:24.420
‫ولی اصلشون تو شناخته شدن توسط دیگرانه.

00:21:24.870 --> 00:21:26.340
‫شناخته شدن؟

00:21:27.160 --> 00:21:28.760
‫تو همین الانشم لقب داری؟

00:21:28.760 --> 00:21:31.930
‫حالا می‌دونم چرا تو لقب نداری، اِس‌بِری.

00:21:32.200 --> 00:21:35.310
‫تو هنوز نتونستی نظرشونو جلب کنی.

00:21:35.740 --> 00:21:39.050
‫وقتی یه جادوگر نظر مردمو جلب می‌کنه،

00:21:39.050 --> 00:21:43.940
‫یه اسم خاص با قدردانی و اعتماد بهش میدن.

00:21:44.220 --> 00:21:46.610
‫لقب‌ها از اینجا میان.

00:21:47.400 --> 00:21:51.580
‫تو همین الانشم مگ رزبری، جادوگرِ لاپیسی.

00:21:51.950 --> 00:21:55.040
‫من جادوگرِ لاپیسم؟

00:22:02.650 --> 00:22:05.210
‫خب، داره سرد میشه. بیا بریم خونه.

00:22:05.210 --> 00:22:07.250
‫امشب خورشت داریم.

00:22:07.250 --> 00:22:11.350
‫واقعاً؟ خیلی وقته خورشتتونو نخوردم.

00:22:11.350 --> 00:22:13.060
‫تو درستش می‌کنی.

00:22:13.290 --> 00:22:15.020
‫درسته.

00:22:15.340 --> 00:22:18.020
‫راستش، امشب، فکر کنم من درستش کنم.

00:22:18.020 --> 00:22:18.850
‫چی؟

00:22:19.230 --> 00:22:21.740
‫برای جشن گرفتن لقب جدیدت.

00:22:21.740 --> 00:22:24.200
‫استاد!

00:22:24.660 --> 00:22:29.740
‫یه کم نون تازه پخته شده هم بهم دادن. نون مورد علاقه‌تونه.

00:22:30.520 --> 00:22:33.350
‫بهتره تا هنوز گرمه بخوریمش.

00:22:33.350 --> 00:22:37.810
‫باشه! بیا اونقدر بخوریم تا بترکیم!

00:22:37.834 --> 00:22:58.834
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:58.858 --> 00:23:19.858
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:27.470 --> 00:23:29.380
‫پس اون مگ رزبریه؟

00:23:35.310 --> 00:23:39.980
‫کلمات و فجایع و آیین‌ها

00:23:35.310 --> 00:23:39.980
‫کلمات و فجایع و آیین‌ها