﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:08.600
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:08.820 --> 00:00:12.960
‫این اواخر، اربابم مشغول تحقیق در مورد پروژه‌ی هسته‌ی سیاره‌ایه

00:00:12.960 --> 00:00:15.990
‫که تو مراسم جادویی اعلام شد.

00:00:15.990 --> 00:00:21.750
‫منم با جمع‌آوری مواد و انجام کاراش، مشغول کمک به اون بودم.

00:00:22.310 --> 00:00:26.050
‫به خاطر همین، هیچ وقتی برای جمع‌آوری اشکای شادی نداشتم.

00:00:27.710 --> 00:00:34.660
‫یعنی اون پیرزن— منظورم اینه که، یعنی اربابم عمر محدود منو فراموش کرده؟

00:00:40.890 --> 00:00:41.970
‫هی! وایسا!

00:00:43.650 --> 00:00:45.810
‫اوه، جادوگر لاجوردیه.

00:00:45.810 --> 00:00:49.650
‫خوشحالم که منو شناختی. تو، اِ...

00:00:49.650 --> 00:00:51.000
‫مِری.

00:00:51.000 --> 00:00:52.210
‫درسته. مِری.

00:00:52.210 --> 00:00:55.340
‫داشتم فکر می‌کردم اون زخم رو گردنت چطوری به وجود اومده.

00:01:09.590 --> 00:01:18.930
‫روزی روزگاری مرگ یک جادوگر

00:02:31.300 --> 00:02:36.260
‫خانواده‌ای که توسط یک شیطان طلسم شده

00:02:31.300 --> 00:02:36.260
‫خانواده‌ای که توسط یک شیطان طلسم شده

00:02:32.210 --> 00:02:33.340
‫چه زخمی؟

00:02:33.340 --> 00:02:38.070
‫گردنتو لمس کن. یه چیزی داری که شبیه سوختگیه.

00:02:38.070 --> 00:02:40.220
‫چی؟ هیچی اونجا نیست.

00:02:40.860 --> 00:02:42.600
‫امکان نداره.

00:02:43.930 --> 00:02:45.810
‫چی شده، مِری؟

00:02:46.980 --> 00:02:51.150
‫یه نگاه بنداز. مِری یه زخم شبیه سوختگی رو گردنش داره. می‌بینیش؟

00:02:51.150 --> 00:02:52.770
‫چی؟

00:02:51.490 --> 00:02:52.770
‫یه سوختگی؟

00:02:54.500 --> 00:02:55.860
‫هیچی اونجا نیست.

00:02:56.080 --> 00:02:56.780
‫چی؟

00:02:57.000 --> 00:02:59.460
‫ولی یه زخم شبیه سوختگی دقیقاً اونجاس.

00:02:59.460 --> 00:03:00.400
‫کجا؟

00:03:00.400 --> 00:03:03.910
‫چی؟ ا-اِم، ببخشید.

00:03:04.380 --> 00:03:05.510
‫چیه؟

00:03:05.510 --> 00:03:08.370
‫نظرت در مورد زخم رو گردن این دختر کوچولو چیه؟

00:03:08.670 --> 00:03:11.170
‫چه زخمی؟

00:03:11.170 --> 00:03:13.080
‫من چیزی نمی‌بینم.

00:03:13.080 --> 00:03:14.350
‫چی؟

00:03:18.150 --> 00:03:26.430
‫مِگ، چشمای تو می‌تونن چیزای ناشناخته رو یه کم بهتر از آدمای معمولی یا جادوگرا ببینن.

00:03:26.430 --> 00:03:28.760
‫شما نمی‌تونین اون چیزا رو ببینین، ارباب؟

00:03:28.760 --> 00:03:29.890
‫درسته.

00:03:29.890 --> 00:03:36.550
‫روشن‌بینی من می‌تونه در طول زمان و مکان ببینه، ولی نمی‌تونه از مرز بین دنیاها عبور کنه.

00:03:39.990 --> 00:03:43.170
‫مِگ، چرا اینقدر ناراحتی؟

00:03:43.170 --> 00:03:44.240
‫ها؟

00:03:44.240 --> 00:03:46.540
‫تو همیشه شیر دوست داشتی.

00:03:46.540 --> 00:03:48.150
‫عاشقشم.

00:03:48.150 --> 00:03:50.640
‫سس گوشت هم اونقدر بد نیست.

00:03:50.640 --> 00:03:52.580
‫قابل قبوله.

00:03:52.580 --> 00:03:54.960
‫به جاش استیک می‌خواستی؟

00:03:54.960 --> 00:03:57.130
‫چرا همش در مورد غذا حرف می‌زنی؟!

00:03:57.350 --> 00:04:00.810
‫فقط دارم شوخی می‌کنم. پس چی شده؟

00:04:02.820 --> 00:04:04.180
‫بهم بگو.

00:04:05.290 --> 00:04:09.680
‫خب، راستش، امروز بعد از ظهر یه چیزی دیدم که توجهمو جلب کرد.

00:04:10.150 --> 00:04:14.440
‫این دختره که اسمش مِری بود، یه زخم شبیه سوختگی رو گردنش داشت.

00:04:14.720 --> 00:04:18.150
‫ولی به نظر میاد فقط من می‌تونستم ببینمش.

00:04:18.150 --> 00:04:19.750
‫فقط تو؟

00:04:19.750 --> 00:04:22.950
‫آره. شبیه یه نشان بود.

00:04:24.350 --> 00:04:27.830
‫نصیحت منو گوش کن و از اون دختره دور بمون.

00:04:27.830 --> 00:04:28.770
‫چی؟

00:04:29.160 --> 00:04:32.670
‫اون علامت، داغ شیطانه.

00:04:32.670 --> 00:04:34.620
‫د-داغ شیطان؟

00:04:36.180 --> 00:04:43.670
‫مِری توسط یه شیطان‌پرست متعصب به شیطان قربانی شده.

00:04:43.670 --> 00:04:45.130
‫کی همچین کاری می‌کنه؟!

00:04:45.130 --> 00:04:47.010
‫نمی‌تونم بگم.

00:04:47.230 --> 00:04:50.100
‫حتی با روشن‌بینی شما؟

00:04:50.100 --> 00:04:56.350
‫وقتی با شیطان قرارداد می‌بندی، گذشته و آینده‌ت تو تاریکی فرو میره.

00:04:56.720 --> 00:05:00.020
‫جادوی شیطان اینقدر قدرتمنده.

00:05:04.610 --> 00:05:06.950
‫هیچ راهی برای نجاتش نیست؟

00:05:08.400 --> 00:05:10.620
‫خودتو قاطی شیطان‌پرستی نکن.

00:05:10.620 --> 00:05:14.200
‫قبل از اینکه حکم اعدامت اجرا بشه، می‌کشتت.

00:05:18.900 --> 00:05:20.840
‫خیلی بی‌انگیزه‌م.

00:05:24.300 --> 00:05:26.090
‫آه، مِگه.

00:05:26.780 --> 00:05:30.580
‫اوه، خوشحالم دوباره می‌بینمت، مِری! ه-هرچند فکر کنم فقط دیروز دیدمت.

00:05:32.870 --> 00:05:34.290
‫چه قیافه‌ی بامزه‌ای.

00:05:34.290 --> 00:05:37.690
‫مِری، تنها بیرون دنبال کار نیستی، هستی؟

00:05:37.690 --> 00:05:40.440
‫نه، با مامان و بابام اومدم نون بخرم.

00:05:40.440 --> 00:05:42.680
‫اوه؟ پس همین نزدیکیا زندگی می‌کنی؟

00:05:42.680 --> 00:05:44.320
‫تو خیابون نیت جنوبی.

00:05:44.320 --> 00:05:47.200
‫جدی؟ اونجا نزدیک خونه‌ی فاینه.

00:05:47.200 --> 00:05:49.200
‫فاینو می‌شناسی؟

00:05:49.200 --> 00:05:52.160
‫آره، از بچگی. ما بهترین دوستای همیم.

00:05:52.160 --> 00:05:54.500
‫فکر کنم می‌تونی بگی ما دوستای واقعی‌ایم.

00:05:54.500 --> 00:05:58.460
‫می‌بینم. پس تو و فاین دوستین، ها؟

00:05:58.680 --> 00:06:01.710
‫اگه حرفی داری، بگو.

00:06:01.710 --> 00:06:02.990
‫از آشنایی با شما خوشبختم.

00:06:04.210 --> 00:06:07.540
‫شما شاگرد خانم فاوست، خانم مِگ هستین، مگه نه؟

00:06:07.540 --> 00:06:08.760
‫اوه، اِ، آره.

00:06:09.030 --> 00:06:10.850
‫ممنون که از مِری مراقبت می‌کنین.

00:06:10.850 --> 00:06:12.770
‫من مادرشم، جیل.

00:06:16.430 --> 00:06:20.060
‫ا-اِم، خانم جیل، اشکالی نداره یه نگاه به گردنتون بندازم؟

00:06:20.060 --> 00:06:22.690
‫یه کم کثیفی اونجاس.

00:06:22.690 --> 00:06:24.080
‫اوه، واقعاً؟

00:06:31.850 --> 00:06:32.840
‫آخ.

00:06:32.840 --> 00:06:33.920
‫حالتون خوبه؟

00:06:34.560 --> 00:06:35.830
‫آره، خوبم.

00:06:36.260 --> 00:06:38.960
‫فقط یه شوک استاتیکی بود.

00:06:38.960 --> 00:06:41.750
‫برای اینکه فقط اون باشه، خیلی متعجب به نظر می‌رسیدین.

00:06:41.750 --> 00:06:48.270
‫اوه، اِ، شوکای استاتیکی همیشه اینجوری یهو یه حالت خلسه‌ی بهم میدن.

00:06:49.440 --> 00:06:51.700
‫می‌بینم. بیچاره.

00:06:53.070 --> 00:06:59.580
‫قربانی کردن کسی برای شیطان به خون یا یه دسته موی اون شخص نیاز داره.

00:06:59.580 --> 00:07:02.190
‫انجام این مراسم آسون نیست.

00:07:02.880 --> 00:07:07.280
‫مِری احتمالاً توسط یکی از نزدیکانش قربانی شده.

00:07:07.280 --> 00:07:11.330
‫یه دوست صمیمی، یه فامیل، یا حتی شاید...

00:07:12.400 --> 00:07:13.530
‫خانواده‌ش.

00:07:13.760 --> 00:07:15.020
‫خانواده‌ش؟

00:07:16.780 --> 00:07:21.000
‫شیاطین به کسایی که قربانی تقدیم می‌کنن قدرت میدن.

00:07:21.400 --> 00:07:26.030
‫مخصوصاً عاشق آدمایی هستن که اعضای خانواده‌شونو قربانی می‌کنن.

00:07:27.490 --> 00:07:31.440
‫پس کسی که مِری و جیل رو قربانی کرده...

00:07:31.440 --> 00:07:33.180
‫مِری. جیل.

00:07:33.180 --> 00:07:34.490
‫این دختره رو می‌شناسی؟

00:07:35.360 --> 00:07:36.310
‫بابایی!

00:07:36.820 --> 00:07:40.230
‫داشتیم با مِگ جادوگر حرف می‌زدیم.

00:07:40.670 --> 00:07:43.600
‫اوه، واقعاً؟ شاگرد خانم فاوست؟

00:07:43.600 --> 00:07:45.640
‫بذار منم بهتون ملحق بشم.

00:07:48.830 --> 00:07:53.990
‫م-من، اِ، همین الان یادم افتاد که اربابم ازم خواسته بود یه کاری بکنم.

00:07:53.990 --> 00:07:56.580
‫چی؟ همین الان داری میری؟

00:07:57.920 --> 00:08:01.120
‫ببخشید! راستش خیلی سرم شلوغه.

00:08:02.970 --> 00:08:07.130
‫اون همونه. اون قرارداد رو بسته.

00:08:07.130 --> 00:08:11.090
‫حتی حس نمی‌کردم آدم باشه.

00:08:21.920 --> 00:08:24.440
‫شایعاتی در مورد خانواده‌ی مِری؟

00:08:24.440 --> 00:08:29.860
‫اونا همیشه صمیمی بودن. فکر نمی‌کنم هیچ چیز منفی‌ای در موردشون شنیده باشم.

00:08:29.860 --> 00:08:31.230
‫آه، ولی...

00:08:31.230 --> 00:08:32.080
‫ولی؟

00:08:32.080 --> 00:08:33.360
‫اوه، اِم...

00:08:33.360 --> 00:08:39.620
‫پدره، تِد، رو تو شهر دیدم، و قیافه‌ش خیلی گرفته بود.

00:08:41.200 --> 00:08:45.120
‫وقتی از مادرم پرسیدم، گفت یه چیزایی در مورد ورشکستگی کارش.

00:08:45.340 --> 00:08:47.000
‫یه کار ورشکسته؟

00:08:47.430 --> 00:08:51.000
‫تو کار جدیدشم اوضاع براش خوب پیش نمیره.

00:08:51.940 --> 00:08:55.330
‫یه مدتی با آدمای عجیبی قاطی شده بود.

00:08:55.330 --> 00:08:59.630
‫شایعاتی در مورد انجام مراسمای مشکوک توسط اونا بود.

00:09:03.500 --> 00:09:04.660
‫هی، مِگ.

00:09:05.230 --> 00:09:08.720
‫داری خودتو قاطی یه چیز خطرناک می‌کنی؟

00:09:14.090 --> 00:09:18.820
‫دیگه پنهون کردنش فایده‌ای نداره. می‌خواستم بکشونمت تو یه کوچه، و—

00:09:18.820 --> 00:09:20.850
‫تو دروغگوی خیلی بدی هستی.

00:09:20.850 --> 00:09:21.900
‫ببخشید.

00:09:22.960 --> 00:09:25.150
‫یه دلیلی داری که نمی‌تونی بهم بگی، درسته؟

00:09:25.150 --> 00:09:27.630
‫در اون صورت، لازم نیست بگی.

00:09:27.950 --> 00:09:29.330
‫باشه...

00:09:29.330 --> 00:09:35.670
‫شرط می‌بندم پسرای مدرسه رو با حرفای شیرین و حرکات بامزه گول می‌زنی، مگه نه؟

00:09:35.670 --> 00:09:38.930
‫اینقدر دلت کتک می‌خواد؟

00:09:43.810 --> 00:09:45.860
‫حداقل اینو بهم قول بده.

00:09:45.860 --> 00:09:47.520
‫هیچ کار خطرناکی نکن.

00:09:47.520 --> 00:09:49.510
‫بهم قول بده که سالم می‌مونی.

00:09:50.020 --> 00:09:51.440
‫می‌خوای ازدواج کنیم؟

00:09:51.980 --> 00:09:53.070
‫احمق.

00:09:55.150 --> 00:09:56.610
‫ببخشید، فاین.

00:09:56.950 --> 00:09:59.520
‫شاید نتونم اون قولو نگه دارم.

00:10:02.950 --> 00:10:08.010
‫فهمیدی؟ به محض اینکه اربابم برگشت سر کار، بهم بگو، باشه؟

00:10:14.490 --> 00:10:15.300
‫پیداش کردم.

00:10:19.850 --> 00:10:26.320
‫اگه می‌شه با شیطان قرارداد بست، پس باید راهی برای شکستن اون هم باشه.

00:10:27.060 --> 00:10:31.620
‫از خوندنم فهمیدم که بستن قرارداد به برپا کردن یه محراب نیاز داره،

00:10:31.620 --> 00:10:35.140
‫و انجام معامله تو روز سیزدهم ماه.

00:10:36.010 --> 00:10:42.780
‫روح قربانی تا ابد یا تا وقتی که شیطان ازش خسته بشه، بازیچه‌ی شیطان می‌شه.

00:10:43.490 --> 00:10:46.130
‫قربانی بی‌وقفه شکنجه می‌شه.

00:10:46.130 --> 00:10:48.870
‫هر چقدر هم گریه یا فریاد بزنن، هیچکس نمی‌تونه نجاتشون بده.

00:10:49.290 --> 00:10:52.150
‫مهم نیست چه شکنجه‌ای تحمل کنن، نمی‌تونن بمیرن.

00:10:52.150 --> 00:10:57.880
‫بدنشون دائماً بازسازی می‌شه تا امیال سادیستی و شهوانی شیطان رو ارضا کنه.

00:11:07.790 --> 00:11:11.720
‫شاید بتونم نجاتشون بدم اگه محرابو نابود کنم.

00:11:14.970 --> 00:11:18.210
‫ارباب؟ چیزی رو فراموش کردین؟

00:11:21.040 --> 00:11:22.610
‫ارباب؟

00:11:36.010 --> 00:11:38.140
‫اون چی بود؟

00:11:39.430 --> 00:11:45.180
‫موجودات غیرانسانی با کسایی که وجودشونو تشخیص میدن حرف می‌زنن.

00:11:46.050 --> 00:11:50.670
‫شیطان شاید از قبل از من باخبر باشه.

00:11:54.120 --> 00:11:56.530
‫و اینطوری، سیزدهم رسید.

00:12:07.240 --> 00:12:11.460
‫من الان میرم بیرون، ولی شما دو تا اینجا بمونین. فهمیدین؟

00:12:13.920 --> 00:12:15.970
‫اینجوری نگام نکنین.

00:12:15.970 --> 00:12:19.500
‫شما اینجا می‌مونین و منتظر می‌شین تا من برگردم.

00:12:19.500 --> 00:12:21.850
‫و اگه اتفاقی برام افتاد...

00:12:24.860 --> 00:12:28.420
‫بیخیال! به هر حال، شما دو تا اینجا منتظر بمونین!

00:12:31.560 --> 00:12:34.980
‫نمی‌تونین یه بار به اربابتون اعتماد کنین؟ ای بابا!

00:12:47.500 --> 00:12:50.780
‫اشکالی نداره. الان یه لقب دارم.

00:12:50.780 --> 00:12:52.650
‫می‌تونم انجامش بدم.

00:13:05.380 --> 00:13:07.340
‫ها؟ مِگه!

00:13:11.400 --> 00:13:16.090
‫ببخشید که اول صبح که روز تعطیلتونه مزاحم شدم.

00:13:16.090 --> 00:13:22.020
‫فاین گفت شما همین نزدیکیا زندگی می‌کنین، و چون منم این اطراف بودم، گفتم یه سر بزنم و سلام کنم.

00:13:22.020 --> 00:13:24.400
‫آه، اینا برای شماس.

00:13:24.400 --> 00:13:27.180
‫چطوره با هم چای بخوریم؟

00:13:27.180 --> 00:13:29.890
‫وای، چه برگای چای و کلوچه‌های خوشمزه‌ای.

00:13:29.890 --> 00:13:32.720
‫مامانی، من کلوچه می‌خوام.

00:13:32.720 --> 00:13:35.550
‫چون اونم اینجاس، شاید یه کم بخوریم.

00:13:35.550 --> 00:13:36.660
‫هورا!

00:13:36.660 --> 00:13:39.120
‫کلوچه، کلوچه.

00:13:39.120 --> 00:13:41.500
‫اوه، بذار کمکت کنم.

00:14:03.000 --> 00:14:06.030
‫حالا، محراب کجاس؟

00:14:13.370 --> 00:14:14.870
‫این چیه؟

00:14:14.870 --> 00:14:16.960
‫یه کتاب در مورد شیطان‌پرستی.

00:14:34.720 --> 00:14:37.480
‫محراب باید پایین این پله‌ها باشه.

00:14:59.610 --> 00:15:01.430
‫خانم جیل؟ مِری؟

00:15:01.430 --> 00:15:02.590
‫بیدارین؟

00:15:04.650 --> 00:15:08.800
‫بیخیال دیگه، مِگ. واقعاً نباید اتاقای مردمو بگردی.

00:15:09.040 --> 00:15:11.930
‫ولی چرا؟ شما چای رو خوردین.

00:15:11.930 --> 00:15:15.150
‫اوه، بله. ممنون بابت اون چای خوشمزه.

00:15:15.150 --> 00:15:18.480
‫اگه یه کم قوی‌تر بود، شاید نزدیک بود گیر بیفتم.

00:15:29.520 --> 00:15:30.450
‫محراب!

00:15:31.090 --> 00:15:37.830
‫شیطان عاشق جادوگراس، حتی اگه هنوزم بی‌تجربه باشی.

00:15:37.830 --> 00:15:40.460
‫پس، فقط منو قربانی کن!

00:15:40.460 --> 00:15:43.170
‫چرا باید این کارو با خانواده‌ت بکنی؟

00:15:43.780 --> 00:15:46.850
‫شیطان احساسات واقعی پرستندگانشو جستجو می‌کنه،

00:15:46.850 --> 00:15:51.470
‫پس ما باید مهمترین چیزمونو قربانی کنیم.

00:15:51.470 --> 00:15:52.630
‫چرا؟

00:15:52.860 --> 00:15:55.140
‫دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

00:15:55.600 --> 00:16:02.890
‫قطارای شلوغ، سرزنش شدن توسط رئیسای بی‌لیاقت، نگاهای سرد تو اداره.

00:16:02.890 --> 00:16:06.360
‫همه‌ش. همه‌ش. همه‌ش.

00:16:06.360 --> 00:16:08.780
‫باید انتقاممو بگیرم.

00:16:08.780 --> 00:16:14.830
‫از اونایی که منو تحقیر کردن، و از همه‌ی اونایی که مسخره‌م کردن.

00:16:14.830 --> 00:16:16.900
‫به خاطر همچین چیزای کوچیکی این کارو می‌کنی؟

00:16:17.540 --> 00:16:19.330
‫کوچیک؟

00:16:19.330 --> 00:16:21.670
‫تو هیچ ایده‌ای نداری!

00:16:21.670 --> 00:16:24.410
‫تو هیچ ایده‌ای از تحقیری که تحمل کردم نداری!

00:16:24.410 --> 00:16:26.380
‫همه‌ی اشکایی که ریختم!

00:16:26.380 --> 00:16:28.460
‫دختری مثل تو چی می‌تونه بدونه؟!

00:16:28.460 --> 00:16:30.670
‫تو هنوزم خانواده‌تو داری!

00:16:30.670 --> 00:16:34.200
‫خانواده‌ی من هیچ حمایتی ازم نمی‌کنن.

00:16:34.200 --> 00:16:37.120
‫فقط راه فرارمو می‌بندن و منو تو تله میندازن.

00:16:37.940 --> 00:16:43.300
‫می‌خوام این زندگی بی‌معنی رو تموم کنم.

00:16:45.060 --> 00:16:49.070
‫با قدرت یه شیطان، ممکنه!

00:16:49.070 --> 00:16:49.520
‫نکن!

00:16:56.840 --> 00:17:01.540
‫شیطان، قدرت همه‌چیزدانتو به من عطا کن!

00:17:01.540 --> 00:17:07.910
‫علاوه بر همسر و دختر عزیزم، این جادوگر رو هم به تو قربانی می‌کنم!

00:17:41.040 --> 00:17:44.920
‫اوه. دارم می‌میرم.

00:17:45.390 --> 00:17:48.630
‫هنوز کلی کار بود که می‌خواستم انجام بدم.

00:17:53.540 --> 00:17:56.720
‫ارباب...

00:18:02.260 --> 00:18:04.860
‫جرئت نکن به دخترم دست بزنی!

00:18:07.190 --> 00:18:09.400
‫داغه! داغه!

00:18:09.400 --> 00:18:10.520
‫کمکم کن!

00:18:09.400 --> 00:18:10.520
‫ارباب!

00:18:16.660 --> 00:18:19.150
‫جیل! مِری!

00:18:20.330 --> 00:18:21.440
‫لعنتی!

00:18:22.110 --> 00:18:23.540
‫لعنتی!

00:18:22.700 --> 00:18:24.410
‫برگرد به جهنم.

00:18:34.410 --> 00:18:37.260
‫ارباب، انگشت شستتون. باید درمانش کنیم.

00:18:37.660 --> 00:18:39.660
‫گوش کن، مِگ.

00:18:39.660 --> 00:18:41.890
‫این هزینه‌ی لمس کردن یه شیطانه.

00:18:46.720 --> 00:18:49.100
‫جادوگرا به هیچ وجه همه‌کاره نیستن.

00:18:49.100 --> 00:18:53.400
‫اونا فقط می‌تونن از کسایی که تو آغوششونن محافظت کنن.

00:18:53.880 --> 00:18:54.740
‫بله، ارباب.

00:18:55.850 --> 00:19:01.360
‫با این حال، تو تونستی از کسایی که فراتر از اون بودن محافظت کنی.

00:19:01.890 --> 00:19:02.740
‫بله، ارباب.

00:19:09.920 --> 00:19:15.200
‫خانم فاوست، خانم مِگ. خیلی ممنون بابت همه‌چی.

00:19:15.670 --> 00:19:19.810
‫شاید در آینده به عنوان یه مادر و فرزند تنها با مشکلاتی روبرو بشین.

00:19:20.180 --> 00:19:26.670
‫سخت می‌شه، ولی تا وقتی مِری رو دارم، ادامه میدم.

00:19:27.370 --> 00:19:31.060
‫مِری، وقت رفتنه. خداحافظی کن.

00:19:31.060 --> 00:19:32.140
‫نه!

00:19:32.140 --> 00:19:33.860
‫اینقدر لجباز نباش.

00:19:33.860 --> 00:19:37.000
‫نه، نه! نمی‌خوام خداحافظی کنم!

00:19:37.000 --> 00:19:39.160
‫بابایی چرا رفته؟

00:19:40.260 --> 00:19:42.530
‫نمی‌خوام جابجا بشم!

00:19:42.790 --> 00:19:46.080
‫می‌خواستم با مِگ بیشتر بازی کنم!

00:19:46.540 --> 00:19:51.370
‫متأسفم، مِری. تقصیر منه که باباییت رفته.

00:19:54.310 --> 00:20:00.010
‫اگه جادوگر بهتری بودم، می‌تونستم نجاتش بدم.

00:20:00.670 --> 00:20:03.080
‫ولی اینو بهت قول میدم.

00:20:03.690 --> 00:20:07.060
‫جادوگر حتی بهتری هم می‌شم.

00:20:07.060 --> 00:20:13.690
‫یه جادوگر بزرگ و قدرتمند می‌شم که اونقدر قوی باشه که بتونه آدمایی مثل باباییتو نجات بده.

00:20:13.690 --> 00:20:16.860
‫اون وقت، میام بهت نشون میدم چی شدم.

00:20:18.710 --> 00:20:20.820
‫باشه. قول میدم.

00:20:21.220 --> 00:20:21.840
‫آره.

00:20:25.240 --> 00:20:28.200
‫بیا بهمون سر بزن، مِگ!

00:20:28.200 --> 00:20:31.450
‫میام! قول میدم!

00:20:36.090 --> 00:20:38.760
‫از این پشیمون نشو، مِگ.

00:20:39.840 --> 00:20:43.150
‫تو هم در آینده مجبور به انتخاب میشی.

00:20:43.150 --> 00:20:47.650
‫در مورد پیروی از باورهای خودت و دفاع از چیزی که فکر می‌کنی درسته.

00:20:49.240 --> 00:20:50.100
‫بله، ارباب.

00:20:50.680 --> 00:20:53.750
‫وقتی تصمیمی گرفتی، بهش پایبند باش.

00:20:53.750 --> 00:20:57.810
‫این کاریه که همه‌ی جادوگرای مشهور دنیا قبل از تو انجام دادن.

00:20:58.340 --> 00:21:03.030
‫یه روزی، بزرگترین جادوگر دنیا می‌شم و هیچ پشیمونی‌ای نخواهم داشت.

00:21:04.190 --> 00:21:07.980
‫پس، با نشون دادن یه کم عشق به موجودات دست‌آموزت شروع کن.

00:21:09.510 --> 00:21:11.950
‫اونا خیلی نگران تو بودن.

00:21:14.460 --> 00:21:19.340
‫باشه، باشه. امروز، جفتتونو مثل شیرینی لیس می‌زنم!

00:21:24.130 --> 00:21:30.720
‫راستی، ارباب، وقتی شیطان ظاهر شد، نشنیدم منو دخترم صدا زدین؟

00:21:30.720 --> 00:21:34.530
‫هوم، نمی‌دونم در مورد چی حرف می‌زنی.

00:21:34.530 --> 00:21:38.220
‫شاید ترست از دیدن یه شیطان باعث شده چیزایی بشنوی.

00:21:38.770 --> 00:21:40.760
‫ا-ارباب!

00:21:43.000 --> 00:21:45.490
‫می‌خوام قوی‌تر بشم.

00:21:45.490 --> 00:21:50.260
‫یه جادوگر بزرگ می‌شم تا بتونم آدمای بیشتری رو نجات بدم.

00:21:52.980 --> 00:21:57.650
‫تا ناتوانیم هیچوقت باعث نشه دوباره طعم پشیمونی رو بچشم.

00:21:57.674 --> 00:22:18.674
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:18.698 --> 00:22:39.698
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:35.310 --> 00:23:39.940
‫درخت غول‌پیکر پیر می‌خوابد

00:23:35.310 --> 00:23:39.940
‫درخت غول‌پیکر پیر می‌خوابد