﻿WEBVTT

00:00:01.430 --> 00:00:03.480
‫عــــــــا آه، چه حیف شد.

00:00:03.480 --> 00:00:06.650
‫بعد از اون‌همه تلاشی که کرد تا بتونه فضا رو درک کنه.

00:00:10.650 --> 00:00:14.410
‫چه عجیب! پس تو می‌تونی منو ببینی.

00:00:14.410 --> 00:00:16.870
‫دست مریزاد، آزوساگاوا-کون.

00:00:18.450 --> 00:00:20.580
‫جنابعالی کی باشین؟

00:00:20.580 --> 00:00:22.790
‫تو که باید منو بشناسی دیگه.

00:00:24.830 --> 00:00:28.250
‫اسم من... کیریشیما توکوـه.

00:00:30.090 --> 00:00:35.510
‫با اون لباست این اطراف می‌چرخی و
‫به‌عنوان هدیه «سندروم بلوغ» می‌دی دست مردم؟

00:00:35.840 --> 00:00:41.180
‫دقیقاً. کار بابانوئل اینه بره سراغ بچه‌های خوب و بهشون هدیه بده.

00:00:41.560 --> 00:00:45.940
‫پس یعنی، چون بچه‌ی خوبی بودم اومدی سراغم.

00:00:45.940 --> 00:00:48.860
‫تو می‌خوای هویت واقعی بابانوئل رو لو بدی...

00:00:49.480 --> 00:00:51.530
‫پس می‌ری تو لیست بچه‌های شیطون.

00:00:52.230 --> 00:00:54.450
‫ازت یه خواهشی داشتم.

00:00:54.450 --> 00:00:55.280
‫چــیــه؟

00:00:55.700 --> 00:00:58.240
‫می‌شه دیگه اون هدیه‌ها رو پخش نکنی؟

00:00:58.740 --> 00:00:59.580
‫باشــــه.

00:00:59.580 --> 00:01:00.950
‫عــه؟ به همین راحتی؟

00:01:01.450 --> 00:01:02.540
‫آخه...

00:01:02.540 --> 00:01:04.410
‫دیگه هیچ هدیه‌ای برام نمونده.

00:01:05.370 --> 00:01:07.880
‫اونجا... دقیقاً چندتا داشتی؟

00:01:08.380 --> 00:01:09.210
‫این‌قدر.

00:01:09.670 --> 00:01:10.500
‫صدتا؟

00:01:10.750 --> 00:01:15.510
‫نه‌خــــــــیر، حتی نزدیکشم نبود. بابانوئل رو دست‌کم گرفتی هـــا.

00:01:15.930 --> 00:01:16.970
‫پس، هزارتا؟

00:01:16.970 --> 00:01:18.680
‫نزدیک بود! حدود ۱۰ میلیون.

00:01:21.310 --> 00:01:26.230
‫که یعنی، ایشون، ایشون، ایشون و اون‌یکی‌شون...

00:01:26.230 --> 00:01:28.060
‫همه‌شون ازم هدیه گرفتن.

00:01:28.560 --> 00:01:31.650
‫بابانوئل که نباید وقت دیگه‌ای به‌جز شب کریسمس کار بکنه.

00:01:32.070 --> 00:01:35.190
‫خودشون بودن که می‌خواستن ازم هدیه بگیرن.

00:01:35.690 --> 00:01:37.200
‫اون هم یکی‌شون بود.

00:01:43.000 --> 00:01:53.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:12.960 --> 00:03:15.960
‫۳۰ اکـــتـــبـــر

00:03:16.880 --> 00:03:18.130
‫می‌گم، کونیمی.

00:03:18.760 --> 00:03:19.590
‫چیه؟

00:03:19.760 --> 00:03:22.220
‫قسمت ۴ شـجـاعـت
‫بابانوئل دامن‌کوتاه دوست داری؟

00:03:22.220 --> 00:03:24.260
‫والا چی بگم.

00:03:24.260 --> 00:03:25.890
‫پس، عاشقشونی؟

00:03:25.890 --> 00:03:27.560
‫آره، عاشقشونم.

00:03:27.970 --> 00:03:31.980
‫مثلاً، اگه یه بابانوئل جذاب دامن‌کوتاه از جلوت رد بشه،

00:03:31.980 --> 00:03:33.600
‫کونیمی، تو چی‌کار می‌کنی؟

00:03:33.600 --> 00:03:35.110
‫دوبار نگاهش می‌کنم.

00:03:35.110 --> 00:03:36.070
‫گل گفتی.

00:03:36.070 --> 00:03:37.980
‫بعدش بهش زل می‌زنم.

00:03:37.980 --> 00:03:38.980
‫گل گفتی.

00:03:38.980 --> 00:03:42.910
‫این مکالمه‌ی وحشتناک تا کی قراره ادامه داشته باشه؟

00:03:44.410 --> 00:03:48.120
‫هم ساکوتا، هم فوتابا، جفت‌تون توی این مدت که چه‌قدر تغییر کردین.

00:03:48.620 --> 00:03:50.830
‫اونی که بیشتر از همه تغییر کرده خودتی، کونیمی.

00:03:51.370 --> 00:03:54.580
‫زندگی روزمره‌ی آتش‌نشان‌ها چطوریه؟

00:03:55.080 --> 00:03:59.050
‫معمولاً یه روز کاری بیست‌وچهارساعته‌ست و بعدش یه روز استراحت.

00:03:59.050 --> 00:04:02.260
‫صبح می‌رم سر شیفتم و تا صبح روز بعدش کار می‌کنم.

00:04:02.260 --> 00:04:04.390
‫بعدش یه روز کامل می‌رم مرخصی.

00:04:04.890 --> 00:04:09.310
‫که یعنی، الان که اومدی مرخصی، یعنی تازه از شیفت شب برگشتی؟

00:04:09.310 --> 00:04:10.680
‫اوضاع جسمیت خوبه؟

00:04:11.100 --> 00:04:14.140
‫آره. نوبتی چرت می‌زنیم،

00:04:14.140 --> 00:04:17.520
‫ولی لباس‌هامون تنمونه که اگه یه‌وقت لازم شد سریع اعزام بشیم.

00:04:18.020 --> 00:04:20.860
‫کونیمی دیگه رسماً عضوی از نیروی کار جامعه شده.

00:04:20.860 --> 00:04:22.280
‫معلومه که شدم.

00:04:22.950 --> 00:04:26.690
‫حداقل، اون‌قدری در میارم که بتونم
‫کاسه‌ی ماهی و مرغ سوخاری رو باهم سفارش بدم.

00:04:26.780 --> 00:04:27.700
‫مرفه بی‌درد.

00:04:28.450 --> 00:04:30.040
‫فوتابا، تو هم بخور.

00:04:30.540 --> 00:04:32.910
‫باشه، پس یکی برمی‌دارم.

00:04:33.370 --> 00:04:36.790
‫راستی، اوضاع دانشگاه چطوره؟ خوش می‌گذره؟

00:04:37.290 --> 00:04:41.290
‫دانشجوها معمولاً توی انجمن‌ها و
‫مهمونی‌های آشنایی حسابی کیف می‌کنن، نه؟

00:04:41.380 --> 00:04:44.470
‫احتمالاً همه‌ی دانشجوها به‌جز من.

00:04:44.470 --> 00:04:47.600
‫منو که حتی یه‌بارم به مهمونی‌هایی آشنایی دعوت نکردن.

00:04:47.600 --> 00:04:51.600
‫چون‌که آزوساگاوا خوشگل‌ترین دوست‌دختر دنیا رو داره.

00:04:52.100 --> 00:04:55.770
‫اون‌وقت تو چی، فوتابا؟ خودت رفتی تا حالا؟

00:04:56.190 --> 00:04:57.310
‫معلومه که نرفتم.

00:04:57.310 --> 00:04:59.360
‫چرا نرفتی؟

00:04:59.360 --> 00:05:01.860
‫شاید دعوتت کردن ولی نرفتی؟

00:05:01.860 --> 00:05:03.860
‫دعوت که شدم،

00:05:03.860 --> 00:05:06.700
‫ولی همون روز برای کار تدریسم شیفت داشتم.

00:05:06.700 --> 00:05:09.410
‫پس یعنی کارو بهونه کردی که نری.

00:05:12.830 --> 00:05:14.250
‫یکی از اعضای دانشگاهمه.

00:05:14.250 --> 00:05:16.000
‫نیاز نیست نگران ما باشی.

00:05:16.500 --> 00:05:17.330
‫ببخشین.

00:05:17.960 --> 00:05:18.830
‫چی شده؟

00:05:19.340 --> 00:05:21.880
‫فوتابا غرق زندگی دانشجویی شده، نه؟

00:05:21.880 --> 00:05:24.170
‫خب معلومه. خیر سرش دانشجوـه ها.

00:05:24.170 --> 00:05:25.340
‫بی‌راهم نمی‌گی.

00:05:25.670 --> 00:05:29.720
‫دانش‌آموزهاش توی آموزشگاه هم احترام زیادی براش قائلن.

00:05:29.720 --> 00:05:31.350
‫به گوشم رسیده.

00:05:31.350 --> 00:05:32.680
‫از فوتابا؟

00:05:32.680 --> 00:05:34.680
‫نه، یکی از کوهای‌هام توی تیم بسکتبال.

00:05:34.680 --> 00:05:36.730
‫ظاهراً یکی از شاگردهای فوتاباست.

00:05:36.730 --> 00:05:39.860
‫فکر کنم اگه ببینیش درجا می‌شناسیش، چون قدش از منم بلندتره.

00:05:39.860 --> 00:05:42.900
‫عـــــا، یه دانش‌آموز قدبلند توی کلاس‌ها داشتیم.

00:05:43.400 --> 00:05:46.950
‫بگذریم، خوشحالم که هردوتاتون حالتون خوبه.

00:05:47.700 --> 00:05:49.370
‫مثل اینکه کیف‌تون حسابی کوکه.

00:05:51.740 --> 00:05:53.040
‫دوستت بود زنگ زد؟

00:05:53.450 --> 00:05:54.290
‫اوهوم.

00:05:54.290 --> 00:05:57.080
‫هی دارم بهش می‌گم یه‌بار منو هم معرفی کنه،

00:05:57.080 --> 00:05:59.080
‫ولی اصلاً نمی‌ذاره باهاشون آشنا بشم.

00:05:59.460 --> 00:06:03.250
‫چندبار بگم، آخه چرا باید تو رو بهشون معرفی کنم؟

00:06:03.250 --> 00:06:06.130
‫باید بهشون یه عرض ادبی بکنم و بگم حسابی مراقبت باشن.

00:06:06.130 --> 00:06:06.970
‫آفرین!

00:06:09.590 --> 00:06:10.930
‫دفعه‌ی بعدی می‌پرسم.

00:06:11.390 --> 00:06:12.680
‫اوه، جدی؟

00:06:13.390 --> 00:06:16.890
‫می‌پرسم ببینم دلشون می‌خواد با دوتا پسر که دوست‌دختر دارن آشنا بشن؟

00:06:16.890 --> 00:06:19.350
‫فوتابا، هیچ‌رقمه قرار نیست معرفی‌مون کنی، نه؟

00:06:21.860 --> 00:06:24.150
‫انوشیما چه خفنه! هنوز روی آبه.

00:06:24.150 --> 00:06:25.610
‫چه خوش‌عکس!

00:06:25.610 --> 00:06:27.860
‫بهتره ما هم یه عکس بگیریم.

00:06:31.200 --> 00:06:33.620
‫اسمش رو می‌ذاریم «ورود به انوشیما».

00:06:34.200 --> 00:06:38.370
‫اگه زیاد لفتش بدیم، کل این منطقه هم می‌ره زیر آب.

00:06:38.910 --> 00:06:42.500
‫بهتره کم‌کم برگردیم. منم بعدش باید برم سر کار.

00:06:42.960 --> 00:06:45.920
‫کونیمی، تو هم اگه مرخصی داری، بهتره بری خونه و استراحت کنی.

00:06:48.220 --> 00:06:50.050
‫اوه، راستی ساکوتا.

00:06:50.050 --> 00:06:50.890
‫هــــا؟

00:06:50.890 --> 00:06:52.470
‫چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

00:06:53.100 --> 00:06:55.720
‫خسته نباشی. تمرین شیش‌ماهه‌تو خوب پشت‌سر گذاشتی.

00:06:55.720 --> 00:06:58.230
‫و تبریک می‌گم که تونستی یه سمت
‫توی تیم‌های عملیاتی به‌دست بیاری.

00:06:58.730 --> 00:06:59.730
‫همین خوبه؟

00:07:00.230 --> 00:07:02.860
‫فکرشو می‌کردم. هنوز دوزاریت نیفتاده.

00:07:02.860 --> 00:07:03.690
‫در مورد چی؟

00:07:04.060 --> 00:07:05.650
‫فعلاً چیزی نمی‌گم.

00:07:05.650 --> 00:07:07.610
‫به‌نظرم این‌طوری جالب‌تر پیش می‌ره.

00:07:09.490 --> 00:07:11.950
‫آتش‌نشانی کار سختی به‌نظر میاد.

00:07:12.450 --> 00:07:14.330
‫ولی، به کونیمی میاد.

00:07:14.830 --> 00:07:17.330
‫آزوساگاوا، به تو که اصلاً نمیاد.

00:07:17.330 --> 00:07:20.830
‫خب، رویای من اینه که بابانوئل بشم.

00:07:21.330 --> 00:07:25.880
‫شاید به‌خاطر همین حرف‌هاست که توهم زدی
‫یه بابانوئل با دامن کوتاه دیدی؟

00:07:25.880 --> 00:07:28.090
‫عــــه، پس به‌نظرت چی بود؟

00:07:28.590 --> 00:07:34.600
‫اینکه فقط تو تونستی ببینیش، خیلی شبیه ماجرای ساکوراجیما-سنپای‌ـه.

00:07:36.510 --> 00:07:40.310
‫خودم هم یکم در مورد کیریشیما توکو توی اینترنت جست‌وجو کردم.

00:07:40.890 --> 00:07:45.310
‫ولی نتایج جست‌وجوم فقط به یه‌سری
‫شایعه ختم شدن که اعتباری نداشتن.

00:07:45.440 --> 00:07:48.610
‫شنیدم یه شایعه بود که می‌گفت هویت واقعیش مای-سان‌ـه.

00:07:49.110 --> 00:07:51.200
‫وقتی از یه زاویه‌ی دیگه بهش نگاه کنی،

00:07:51.200 --> 00:07:54.820
‫نبودن اطلاعات توی این دوره‌زمونه به خودی خودش چیز عجیبیه.

00:07:55.410 --> 00:08:01.090
‫الان توی دوره‌ای زندگی می‌کنیم که وقتی تلویزیون و رسانه‌ها
‫اسم خلافکارها رو نمی‌گن، توی اینترنت همه خبردار می‌شن طرف کی بوده.

00:08:01.460 --> 00:08:03.960
‫ولی درست مثل ماجرای مای-سان،

00:08:03.960 --> 00:08:07.290
‫آدم‌های اطراف کیریشیما توکو هم اون رو نمی‌شناسن.

00:08:07.290 --> 00:08:10.210
‫برای همین نیست که تونسته هویتش رو مخفی نگه داره؟

00:08:10.710 --> 00:08:11.920
‫اگه این‌طوره،

00:08:11.920 --> 00:08:16.100
‫الان تقریباً دوساله که داره مثل یه شبح زندگی می‌کنه.

00:08:16.640 --> 00:08:20.680
‫حدوداً می‌شه از همون زمانی که شروع کرده به آپلود کردن ویدیوهاش.

00:08:22.390 --> 00:08:25.480
‫دوسال عین یه شبح زندگی‌کردن باید سخت باشه.

00:08:25.980 --> 00:08:27.940
‫گیریم که کیریشیما توکو، بابانوئل دامن‌کوتاه باشه...

00:08:27.940 --> 00:08:32.360
‫همونی که «سندروم بلوغ» رو به بقیه هدیه می‌داده...

00:08:32.860 --> 00:08:34.700
‫آزوساگاوا، می‌خوای باهاش چی‌کار کنی؟

00:08:35.030 --> 00:08:39.580
‫می‌خوای مثل یه قهرمان عدالت بری
‫همه رو از دست «سندروم بلوغ» نجات بدی؟

00:08:40.080 --> 00:08:42.200
‫همه؟ منظورت ۱۰ میلیون نفره؟

00:08:42.200 --> 00:08:44.040
‫آره، ۱۰ میلیون نفر.

00:08:44.540 --> 00:08:48.380
‫متأسفانه، من سرم با قربون‌صدقه‌ی مای-سان رفتن حسابی شلوغه.

00:08:48.840 --> 00:08:51.800
‫این حرف‌ها به کنار، یه شخص خاص توی ذهنته، مگه نه؟

00:08:52.300 --> 00:08:54.470
‫اسمش آکاگی ایکومی بود؟

00:08:54.470 --> 00:08:56.510
‫نمی‌شه گفت بهش فکر می‌کنم،

00:08:56.510 --> 00:08:58.930
‫بیشتر انگار یه چیزی ته دلمه که داره اذیتم می‌کنه.

00:08:59.270 --> 00:09:04.440
‫شاید برات بهتر باشه که کلاً پرت به پر
‫کیرشیما توکو و آکاگی ایکومی نخوره.

00:09:04.940 --> 00:09:08.400
‫چیزی که آدم‌ها واقعاً بهش نیاز دارن، دوستایی‌ان که نگرانشون باشن.

00:09:08.730 --> 00:09:12.070
‫اینکه هردفعه هم بخوای نصیحت‌شون کنی خودش عذابه.

00:09:12.070 --> 00:09:14.360
‫تازه، وقتی هم که این‌همه داره تکرار می‌شه،

00:09:14.360 --> 00:09:16.110
‫حس می‌کنم دقیقاً‌ شبیه...

00:09:16.450 --> 00:09:17.660
‫شبیه چیه؟

00:09:17.660 --> 00:09:21.490
‫شبیه اون کارآگاه‌های معروف که هرجا پا می‌ذارن یه قتل اتفاق میفته.

00:09:21.830 --> 00:09:24.750
‫حالا که انگار توی چنین موقعیتی قرار گرفتم، نظری چیزی نداری؟

00:09:25.290 --> 00:09:28.080
‫اول از همه، دفعه‌ی بعدی که اون بابانوئل دامن‌کوتاه رو دیدی،

00:09:28.080 --> 00:09:29.960
‫چرا شماره‌ش رو ازش نمی‌گیری؟

00:09:30.460 --> 00:09:32.880
‫نظرت راجع‌به پسرایی که دوست‌دختر دارن...

00:09:32.880 --> 00:09:34.630
‫ولی از دخترا شماره می‌گیرن، چیه؟

00:09:35.130 --> 00:09:36.680
‫دست شیطون رو از پشت بستن.

00:09:41.930 --> 00:09:44.020
‫من نیستم! جدی می‌گمـ ـ

00:09:44.390 --> 00:09:47.480
‫آروم باش. می‌تونیم توی یه اتاق دیگه صحبت کنیم.

00:09:47.480 --> 00:09:48.690
‫سوءتفاهم شده!

00:09:49.270 --> 00:09:50.650
‫مگه این‌طور نیست؟

00:09:51.940 --> 00:09:57.070
‫معذرت می‌خوام. من همچین حسی بهتون نداشتم، سنسه.

00:09:57.490 --> 00:10:00.700
‫بی‌خیال. تو که می‌گفتی همیشه قابل اتکا بودم!

00:10:00.700 --> 00:10:02.080
‫خب، سکیموتو-سنسه، از این‌طرف.

00:10:02.080 --> 00:10:04.620
‫خودت گفتی در مورد مسائل غیردرسی هم مشاوره می‌خوای!

00:10:04.620 --> 00:10:05.170
‫پس چرا-

00:10:05.170 --> 00:10:06.870
‫خودم به حرف‌هات گوش می‌کنم.

00:10:07.210 --> 00:10:08.580
‫این دیگه عجیب بود.

00:10:08.580 --> 00:10:11.920
‫راستی، اینو تو بحث رویابینی دیدم. بیا ببینش.

00:10:13.920 --> 00:10:16.380
‫آزوساگاوا، مراقب باش عاقبتت این‌طوری نشه.

00:10:16.920 --> 00:10:19.640
‫فکر کردی قراره بیفتم دنبال یکی از دانش‌آموزهام؟

00:10:20.140 --> 00:10:21.350
‫نه، نمی‌ری.

00:10:21.850 --> 00:10:24.470
‫ولی احتمالش هست اون‌ها بیفتن دنبالت، نه؟

00:10:32.110 --> 00:10:36.440
‫یه بابانوئل دامن‌کوتاه؟ نکنه باز یکی از اون فانتزی‌هاته؟

00:10:36.440 --> 00:10:38.490
‫۳۱ اکـــتـــبـــر
‫تو هم اینجا بودی، تویوهاما؟

00:10:38.490 --> 00:10:40.360
‫ازاولش همین‌جا بودم!

00:10:41.200 --> 00:10:42.410
‫حتی اگه نامرئی هم باشی،

00:10:42.410 --> 00:10:45.830
‫بازم راه نمیفتی با همچین لباسی تو حیاط دانشگاه بچرخی.

00:10:46.330 --> 00:10:49.160
‫داره می‌گه تو خیلی بی‌ملاحظه‌ای، مای-سان.

00:10:49.670 --> 00:10:52.380
‫البته، توی ماجرای مای-سان لباسش تحریک‌کننده‌ترم بود.

00:10:52.380 --> 00:10:53.630
‫آخه، دختر خرگوشـ ـ

00:10:53.630 --> 00:10:56.210
‫با توجه به اینکه جز ساکوتا کسی نمی‌تونست ببینتش،

00:10:56.210 --> 00:10:59.220
‫خیلی شبیه به ماجرای خودمه.
‫آخ، آی، مردم!

00:10:59.220 --> 00:11:01.180
‫چی دارین می‌گین اصلاً؟

00:11:02.220 --> 00:11:03.470
‫اوه، راستی تویوهاما.

00:11:03.470 --> 00:11:07.310
‫وقتی هیروکاوا-سان توی اون تبلیغ آهنگ کیریشیما توکو رو خوند،

00:11:07.680 --> 00:11:09.640
‫خواننده‌ی واقعیش رو ندید؟

00:11:09.640 --> 00:11:12.400
‫می‌خواست ببینه، ولی هیچ‌وقت موفق نشد ببینتش.

00:11:12.520 --> 00:11:17.530
‫حتی شرکتی هم که تصمیم گرفت از اون آهنگ برای ویدیوی
‫تبلیغاتی استفاده کنه، گفت تمام مکاتبات‌شون از طریق ایمیل بوده.

00:11:18.070 --> 00:11:23.250
‫اول از همه، فکر کنم باید بریم با همکلاسی دوران راهنمایی
‫ساکوتا-کون، یعنی آکاگی ایکومی-سان صحبت کنیم.

00:11:23.740 --> 00:11:26.990
‫مثل اینکه از بابانوئل دامن‌کوتاه یه هدیه گرفته، نه؟

00:11:26.990 --> 00:11:28.160
‫دقیقاً.

00:11:28.700 --> 00:11:30.410
‫چه‌جور دختری بود؟

00:11:30.410 --> 00:11:32.290
‫چه‌جور دختری؟

00:11:33.250 --> 00:11:35.540
‫از اون دخترای منظم و درس‌خون.

00:11:36.170 --> 00:11:39.800
‫اون‌موقع هم خیلی باهاش حرف نمی‌زدم.

00:11:40.380 --> 00:11:44.260
‫پس خیلی باهاش حرف نمی‌زدی، ولی این‌قدر توی ذهنت مونده؟

00:11:44.760 --> 00:11:47.600
‫به‌خاطر اینه که توی یه دنیای احتمالی دیگه هم دیدیش؟

00:11:47.600 --> 00:11:49.060
‫اینم می‌شه...

00:11:49.890 --> 00:11:52.140
‫ولی توی روزی که مراسم ورودی برگزار شد...

00:11:52.770 --> 00:11:54.810
‫آزوساگاوا-کون... خودتی؟

00:11:56.150 --> 00:11:58.030
‫آکاگی، خودتی؟

00:11:58.530 --> 00:12:00.490
‫اوهوم. خیلی‌وقته ندیدمت.

00:12:00.990 --> 00:12:03.990
‫...اون بود که اول سر صحبت رو باهام باز کرد.

00:12:04.490 --> 00:12:08.490
‫برای همین فکر کردم شاید می‌خواسته در مورد چیزی صحبت کنه.

00:12:09.040 --> 00:12:13.460
‫و حس می‌کنی این قضیه یه ارتباطی با «سندروم بلوغ» داره.

00:12:14.040 --> 00:12:15.580
‫یه همچین چیزی.

00:12:27.680 --> 00:12:29.970
‫توی فستیوال دانشگاه می‌خواین اجرای زنده بذارین؟

00:12:29.970 --> 00:12:31.850
‫عــــه؟ بهت نگفتم مگه؟

00:12:32.480 --> 00:12:36.190
‫حسابی درگیر قضیه‌ی زوکی و اون بابانوئل دامن‌کوتاه بودم.

00:12:38.190 --> 00:12:40.440
‫به‌نظرم که خیلی خوبه.
‫تمام توانشو گذاشت پای این لباس.

00:12:41.110 --> 00:12:43.570
‫نگران نباش. منم می‌تونم ببینمش.

00:12:44.280 --> 00:12:47.780
‫راستی، امروز هالووین‌ـه.

00:12:57.500 --> 00:12:59.500
ایکومی آکاگی دانشجوی سال اول پرستاری
‫برای درخواست‌ها و سوالات به دفتر پشتیبانی داوطلبان مراجعه کنید.

00:12:59.880 --> 00:13:02.720
‫اگه چیزی که کیریشیما توکو گفت حقیقت داشته باشه...

00:13:03.130 --> 00:13:06.970
‫و آکاگی هم «سندروم بلوغ» هدیه گرفته باشه...

00:13:08.300 --> 00:13:11.890
‫سندروم بلوغ آکاگی چی‌کار می‌کنه؟

00:13:18.810 --> 00:13:20.400
‫اشکالی نداره اینجا بشینم؟

00:13:21.400 --> 00:13:22.570
‫نه‌خیر، نمی‌شه.

00:13:22.570 --> 00:13:24.110
‫مهم نیست، نشستم دیگه.

00:13:25.740 --> 00:13:28.030
‫آزوساگاوا-کون، امروز هم تنهایی؟

00:13:28.030 --> 00:13:30.410
‫همون‌طور که می‌بینی، خودمون دوتا اینجاییم.

00:13:30.410 --> 00:13:32.200
‫این پسره واقعاً رو اعصابه.

00:13:32.620 --> 00:13:34.410
‫میتو، تو هم امروز تنهایی؟

00:13:34.410 --> 00:13:37.250
‫همون‌طور که می‌بینی آزوساگاوا-کون، خودمون دوتا اینجاییم.

00:13:37.250 --> 00:13:39.080
‫این دختره واقعاً رو اعصابه.

00:13:39.540 --> 00:13:41.500
‫مای-سان امروز سر کاره؟

00:13:41.500 --> 00:13:44.050
‫دیروز و پریروز هم سر کار بود.

00:13:44.050 --> 00:13:46.720
‫البته، امروز منو تا دانشگاه رسوند.

00:13:47.220 --> 00:13:49.760
‫که این‌طور، پس...

00:13:50.350 --> 00:13:51.180
‫بیا.

00:13:51.600 --> 00:13:53.270
‫سهم مای-سان رو هم می‌دم به تو.

00:13:53.770 --> 00:13:55.270
‫امروز، روز مرباست؟

00:13:55.520 --> 00:13:58.730
‫اگه درست یادم باشه، روز مربا ۲۰ آپریل بود.

00:13:58.730 --> 00:14:00.560
‫پس یعنی واقعاً روز مربا داریم.

00:14:00.860 --> 00:14:02.230
‫این‌ها سوغاته.

00:14:02.730 --> 00:14:06.240
‫به مناسبت اینکه مانامی گواهینامه‌ش رو گرفت،
‫دیروز رفتیم با ماشین یه دور زدیم.

00:14:06.610 --> 00:14:08.860
‫پس اوضاعت با دوستت برقراره.

00:14:08.860 --> 00:14:12.120
‫الان دیگه دانشجو شدم، باید یاد بگیرم روابطو خوب مدیریت کنم.

00:14:12.580 --> 00:14:16.250
‫از جروبحث کردن با بقیه که چیزی عایدم نمی‌شه.

00:14:16.250 --> 00:14:18.920
‫امروزم دوباره به یه مهمونی آشنایی دیگه دعوتم کردن.

00:14:18.920 --> 00:14:21.340
‫شنیدم پسرهاش خوشتیپن و دانشجوی پزشکی هم هستن.

00:14:21.540 --> 00:14:24.880
‫راستی، یادمه گفتی چون دوست‌پسر نداری...

00:14:24.880 --> 00:14:28.220
‫دوست‌هات برات این مهمونی‌های آشنایی رو راه میندازن.

00:14:28.220 --> 00:14:30.760
‫به‌خاطر من این کارها رو می‌کنن، نمی‌تونم ردشون کنم.

00:14:31.220 --> 00:14:34.680
‫الان دیگه دانشجو شدی، باید یاد بگیری روابطو خوب مدیریت کنی.

00:14:35.180 --> 00:14:37.690
‫از جروبحث کردن با بقیه که چیزی عادیت نمی‌شه

00:14:38.020 --> 00:14:39.900
‫این پسره بــــد می‌ره رو اعصابم.

00:14:40.350 --> 00:14:42.400
‫اوه، اینجا بودی پس. آزوساگاوا—

00:14:42.400 --> 00:14:43.900
‫عـــ ــ عــه؟ اوه، میتو-سان؟

00:14:43.900 --> 00:14:46.990
‫خب، بقیه‌ش رو می‌ذارم برای شما جوون‌ها! راحت باشین!

00:14:48.240 --> 00:14:49.950
‫از دستت رفت، فوکویاما.

00:14:50.490 --> 00:14:51.450
‫چی؟

00:14:51.450 --> 00:14:54.030
‫فرصت خوبی بود که به میتو نزدیک‌تر بشی.

00:14:54.240 --> 00:14:57.160
‫فکر می‌کنی آمادگی روحیش رو دارم؟

00:14:57.160 --> 00:15:00.790
‫از اونجایی که دنبال دوست‌دختری، فکر می‌کردم همیشه آمادگیش رو داری.

00:15:00.790 --> 00:15:03.710
‫اگه داشتم که تا الان یه دوست‌دختر پیدا می‌کردم.

00:15:04.210 --> 00:15:06.130
‫راستی آزوساگاوا، امروز بی‌کاری؟

00:15:06.130 --> 00:15:07.550
‫دارم می‌رم یه مهمونی آشنایی،

00:15:07.550 --> 00:15:09.840
‫ولی یکی از بچه‌ها سرما خورده، برای همین تعدادمون کمه.

00:15:10.300 --> 00:15:14.680
‫مگه پسرهایی که دوست‌دختر دارن، برای همچین جمع‌هایی ضدحال نیستن؟

00:15:14.680 --> 00:15:17.640
‫من که خوشحالم می‌شم، چون این‌طوری یه رقیب کم می‌شه.

00:15:17.640 --> 00:15:21.400
‫دستم به دامنت آزوساگاوا، همه‌ی دخترهاش دانشجوی پرستاری‌ان.

00:15:21.400 --> 00:15:22.440
‫پرستاری...

00:15:22.770 --> 00:15:24.270
‫گفتم که پرستارن. پرستــار!

00:15:24.270 --> 00:15:26.360
‫یه‌ذره هیجان نشون بده لطفاً!

00:15:26.360 --> 00:15:28.320
‫پرستار آینده، دیگه؟

00:15:28.320 --> 00:15:30.530
‫نکنه خدایی‌ناکرده... پرستار دوست نداری؟

00:15:30.530 --> 00:15:33.660
‫اگه یه بابانوئل دامن‌کوتاه بود با کله میومدم.

00:15:33.660 --> 00:15:34.990
‫اونم خوبه.

00:15:34.990 --> 00:15:37.080
‫بگذریم، دستم به دامنت آزوساگاوا.

00:15:37.080 --> 00:15:39.620
‫یعنی دلت میاد من یه دوست‌دختر پرستار پیدا نکنم؟

00:15:39.620 --> 00:15:40.830
‫راستش فاقد اهمیته.

00:15:40.830 --> 00:15:42.000
‫بابا بی‌خیال!

00:15:42.210 --> 00:15:45.420
‫اول از همه که، مای-سان اصلاً اجازه نمی‌ده بیام.

00:15:45.420 --> 00:15:48.420
‫خیلی‌خب. پس اگه اجازه بده مشکلی نداری؟

00:15:49.590 --> 00:15:50.760
‫چرا نمی‌ری؟

00:15:50.760 --> 00:15:52.130
‫مگه نباید نرم؟

00:15:52.510 --> 00:15:56.930
‫ولی ساکوتا، اگه الان از دستت بره، شاید دیگه هیچ‌وقت چنین فرصتی گیرت نیاد.

00:15:57.100 --> 00:15:59.680
‫گیرم هم نیاد، باید جلومو بگیری مای-سان.

00:15:59.680 --> 00:16:01.390
‫آخه، تو دوست‌دخترمی.

00:16:01.390 --> 00:16:04.480
‫گفتم که امروز رو برات استثناء قائل می‌شم.

00:16:04.810 --> 00:16:06.820
‫دخترهاش دانشجوی پرستاری بودن، آره؟

00:16:07.570 --> 00:16:09.690
‫مگه آکاگی-سان هم پرستاری نمی‌خوند؟

00:16:10.240 --> 00:16:11.820
‫می‌خونه، ولی...

00:16:11.820 --> 00:16:13.780
‫اگه چیزی دستگیرت بشه که خوب می‌شه.

00:16:17.790 --> 00:16:20.620
‫پسر... دارم استرسی می‌شم.

00:16:20.620 --> 00:16:23.120
‫یه راه خوب برای کاهش استرس هست.

00:16:23.120 --> 00:16:24.000
‫عـــه؟ چی؟

00:16:24.420 --> 00:16:28.090
‫اول، دوتا انگشت‌های اشاره‌تو بذار کنار لبت.

00:16:28.590 --> 00:16:29.420
‫این‌طوری؟

00:16:29.420 --> 00:16:32.510
‫بعدش، دهنت رو با دوتا انگشت‌هات به دو طرف بکش.

00:16:32.510 --> 00:16:33.340
‫این‌طوری؟

00:16:33.340 --> 00:16:35.760
‫همین‌طوری انگشت‌هاتو نگه دار و بگو «کانازاوا بونکو».

00:16:36.300 --> 00:16:37.890
‫کــانـــازاوا اونــکـــو.
‫عَــــن

00:16:44.900 --> 00:16:48.810
‫اگه تو مهمونی چیزی برای گفتن نداشتی، این جوکی که یادت دادم رو تعریف کن.

00:16:48.900 --> 00:16:51.940
‫تمام تلاشمو می‌کنم که مجبور نشم در مورد عـَن جوک تعریف کنم.

00:16:52.400 --> 00:16:54.030
‫چه‌قدر آدم اینجاست.

00:16:54.030 --> 00:16:55.780
‫آخه امشب هالووین‌ـه.

00:16:55.780 --> 00:16:57.620
‫آزوساگاوا، تو شلوغی گمم نکنی.

00:16:58.080 --> 00:16:59.790
‫اگه گم شدم، یه‌راست می‌رم خونه.

00:16:59.790 --> 00:17:01.120
‫واسه همین می‌گم دیگه.

00:17:01.620 --> 00:17:02.910
‫پس می‌خوای دست همدیگه رو بگیریم؟

00:17:02.910 --> 00:17:04.290
‫نمی‌خــــــــــوام!

00:17:05.580 --> 00:17:07.210
‫من کودانی ریوهی‌ام.

00:17:07.790 --> 00:17:09.710
‫دانشجوی سال دوم بازرگانی بین‌الملل.

00:17:10.130 --> 00:17:14.840
‫سلام. منم دانشجوی سال اول علوم آمار، آزوساگاوا ساکوتا هستم.

00:17:15.220 --> 00:17:18.260
‫همین الان بهم خبر دادن که دوتا از دخترها رسیدن ایستگاه قطار.

00:17:18.760 --> 00:17:21.970
‫یکی‌شون گفت یک دیر می‌رسه، پس هروقت اون دوتا رسیدن شروع می‌کنیم.

00:17:22.430 --> 00:17:25.600
‫ولی آزوساگاوا خیلی خوشحال شدم که اومدی.

00:17:25.600 --> 00:17:28.190
‫شخصاً دوست داشتم باهات حرف بزنم.

00:17:28.190 --> 00:17:29.770
‫نکنه منم سوژه شدم؟

00:17:30.020 --> 00:17:31.440
‫معلومه که نه!

00:17:32.360 --> 00:17:33.400
‫شب به‌خیر!

00:17:33.490 --> 00:17:34.400
‫شب به‌خیر!

00:17:34.780 --> 00:17:37.320
‫منتظرتون بودیم. بفرمایین، بفرمایین بشینین.

00:17:37.320 --> 00:17:39.160
‫چـشـم، با اجازه!

00:17:39.160 --> 00:17:40.450
‫با اجازه!

00:17:42.200 --> 00:17:46.000
‫و کارائوکه‌ی افترپاریش هم حسابی ترکوند!

00:17:46.370 --> 00:17:49.000
‫کودانی-سان، شما چه آهنگ‌هایی می‌خونین؟

00:17:49.000 --> 00:17:51.920
‫این اواخر بیشتر آهنگ‌های کیرشیما توکو بوده.

00:17:51.920 --> 00:17:53.760
‫عــــه؟ جدی می‌گین؟

00:17:54.090 --> 00:17:56.010
‫من عاشق این آهنگشم.

00:18:01.140 --> 00:18:04.100
‫آره واقعاً. صداش خیلی شفاف و دل‌نشینه.

00:18:04.100 --> 00:18:07.020
‫اوه، مثل اینکه یه دختر دیگه‌مون هم تازه رسید ایستگاه قطار.

00:18:07.020 --> 00:18:09.440
‫یعنی احتمالاً ۱۰ دقیقه‌ی دیگه می‌رسه اینجا؟

00:18:09.770 --> 00:18:10.770
‫آها، راستی!

00:18:10.770 --> 00:18:13.070
‫بیاین، اینو ببینین! اینو من نوشتم!

00:18:13.530 --> 00:18:16.280
‫پست رویابینی‌م واقعی شد!

00:18:16.280 --> 00:18:20.070
‫تو که هر هفته می‌ری مهمونی آشنایی، معلومه بالأخره یکیش واقعی می‌شه.

00:18:20.070 --> 00:18:21.780
‫ولی آخه، من اینو یک ماه پیش نوشتم.

00:18:22.280 --> 00:18:24.200
‫شارپ رویابینی؟

00:18:25.120 --> 00:18:27.710
‫شارپ نیست. هشتگه.

00:18:27.710 --> 00:18:31.420
‫آزوساگاوا خیلی اهل این داستان‌ها نیست، چون گوشی هوشمند نداره.

00:18:31.420 --> 00:18:32.090
‫جدی؟

00:18:32.090 --> 00:18:32.800
‫مگه می‌شه؟

00:18:33.300 --> 00:18:36.050
‫خب، این چیزه، دریمنیگ چیه؟

00:18:36.050 --> 00:18:38.970
‫شاگردهام توی کلاس تقویتی هم در موردش حرف می‌زدن.

00:18:38.970 --> 00:18:44.180
‫اولش یه هشتگ بود برای اینکه در مورد
‫خواب‌هایی که اون‌روز دیدی حرف بزنی.

00:18:44.560 --> 00:18:46.980
‫آه، راستی هشتگ یه نماده...

00:18:46.980 --> 00:18:50.020
‫که نشون می‌ده در مورد یه موضوع خاص حرف می‌زنی.

00:18:50.020 --> 00:18:53.650
‫ولی اخیراً شایعاتی راه افتاده که انگار
‫بعضی از پست‌هایی که مردم گذاشتن...

00:18:53.650 --> 00:18:54.940
‫دارن تبدیل به خواب پیشگویی می‌شن.

00:18:55.360 --> 00:18:56.940
‫منم یکم در تحقیق کردم.

00:18:57.440 --> 00:18:59.820
‫مثلاً رسوایی‌های سلبریتی‌هاش دقیق بود.

00:18:59.820 --> 00:19:01.820
‫یا حوادث ناشی از بارون شدید واقعاً اتفاق افتادن.

00:19:02.200 --> 00:19:04.370
‫واقعاً شبیه خواب‌های پیشگویی‌ـه.

00:19:04.370 --> 00:19:06.620
‫و خواب منم یه مهمونی آشنایی بود!

00:19:07.200 --> 00:19:09.620
‫خواب‌هایی که واقعی می‌شن، خواب پیشگویی...

00:19:09.920 --> 00:19:11.920
‫حرف‌هاتو باور نمی‌کنن، چیهارو.

00:19:11.920 --> 00:19:13.590
‫خب، یه لحظه بذارین ببینم...

00:19:13.590 --> 00:19:17.260
‫کسی در مورد اینکه امروز اتفاقی این اطراف میفته، گذاشته یا نه.

00:19:18.130 --> 00:19:19.050
‫یکی هست!

00:19:19.050 --> 00:19:20.340
‫چیه، چیه؟

00:19:20.340 --> 00:19:23.760
‫«خواب دیدم که برای مهمونی هالووین ساکوراچیگو
‫لباس فرشته‌ی مطرود رو پوشیدم...

00:19:23.760 --> 00:19:26.350
‫و دوست‌پسرم با لباس شیطان منو می‌بوسه.»

00:19:26.350 --> 00:19:27.640
‫خب به ما چه؟

00:19:27.640 --> 00:19:28.890
‫یکی دیگه هم هست.

00:19:29.350 --> 00:19:31.230
‫«خواب دیدم که یه فانوس کدوتنبل...

00:19:31.230 --> 00:19:33.770
‫از توی حیاط ایستگاه ساکوراچیگو افتاد پایین...

00:19:33.770 --> 00:19:38.860
‫و یه دختره که لباس شنل‌قرمزی پوشیده بود آسیب دید. خواب ترسناکی بود.»

00:19:38.860 --> 00:19:41.280
‫کلی آدم جلوی ایستگاه قطار جمع شده بودن.

00:19:41.280 --> 00:19:45.030
‫حالا که بحثش شد، آزوساگاوا-کون تو برای هالووین نمی‌ری سر قرار؟

00:19:46.120 --> 00:19:49.710
‫آزوساگاوا-کون، واقعاً با ساکوراجیما مای تو رابطه‌ای؟

00:19:50.210 --> 00:19:51.750
‫نه‌خیر، نیستم.

00:19:51.750 --> 00:19:52.580
‫حدس می‌زدم.

00:19:52.580 --> 00:19:54.290
‫تو که باهاش تو رابطه‌ای.

00:19:54.290 --> 00:19:57.630
‫حسودیم شد که با ساکوراجیما مای تو رابطه‌ای.

00:19:57.630 --> 00:20:00.670
‫منم بعد از دیدن اون فیلمش رفتم اهداکننده‌ی عضو شدم.

00:20:01.010 --> 00:20:02.930
‫من اون سریالشو خیلی دوست داشتم.

00:20:03.220 --> 00:20:06.140
‫همون که یه دختر گوشه‌گیر دبیرستانی کارآگاه بود...

00:20:06.140 --> 00:20:08.520
‫و هر قسمت برای مجرم‌ها بنتو درست می‌کرد.

00:20:08.850 --> 00:20:13.600
‫منم راهنمایی که بودم، برای نقش پارتنر ساکوراجیما مای تست دادم.

00:20:13.600 --> 00:20:14.480
‫جدی؟

00:20:14.810 --> 00:20:18.400
‫اصلاً می‌گم، چطوری با یه سلبریتی رفتی تو رابطه؟

00:20:18.400 --> 00:20:20.650
‫می‌ری همون دبیرستانی که اونم می‌ره.

00:20:20.650 --> 00:20:22.860
‫با همین یه قلم که نمی‌شه بری تو رابطه.

00:20:23.360 --> 00:20:24.990
‫جرقه‌ش از کجا خورد؟

00:20:26.370 --> 00:20:29.040
‫وسط امتحان‌های میان‌ترم، یواشکی زدم بیرون...

00:20:29.040 --> 00:20:30.910
‫زدی بیرون و...

00:20:30.910 --> 00:20:33.040
‫رفتم وسط حیاط خالی مدرسه...

00:20:33.040 --> 00:20:34.540
‫رفتی وسط و...

00:20:34.960 --> 00:20:39.510
‫طوری داد زدم «عــاشــقــتــم» که کل مدرسه صدام رو بشنون.

00:20:40.090 --> 00:20:41.220
‫واقعــاً؟

00:20:41.220 --> 00:20:42.680
‫واقعاً راست می‌گه.

00:20:43.720 --> 00:20:45.680
‫منم داشتم از توی کلاس نگاهش می‌کردم.

00:20:46.180 --> 00:20:47.680
‫ببخشین دیر رسیدم.

00:20:47.680 --> 00:20:50.140
‫دانشجوی سال اول پرستاری، کامیساتو ساکی‌ام.

00:20:50.640 --> 00:20:53.850
‫آزوساگاوا-کون هم که اونجاست، همکلاسی دوران دبیرستانم بود.

00:20:53.850 --> 00:20:56.610
‫ساکی، تو آزوساگاوا-کون رو می‌شناسی؟

00:20:56.610 --> 00:20:58.610
‫که یعنی، ساکوراجیما مای رو هم می‌شناسی؟

00:20:59.610 --> 00:21:03.320
‫پس منظور کونیمی از دوزاریت نیفتاده، این بود

00:21:04.110 --> 00:21:06.620
‫خب دیگه، ما داریم می‌ریم سراغ افترپارتی!

00:21:06.620 --> 00:21:08.280
‫می‌بینمت، آزوساگاوا!

00:21:11.950 --> 00:21:14.290
‫خب دیگه، منم با مترو می‌رم...

00:21:16.500 --> 00:21:18.630
‫دهن کونیمی رو سرویس می‌کنم.

00:21:18.650 --> 00:21:28.650
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:28.680 --> 00:21:38.680
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:21:41.280 --> 00:21:42.320
‫آکاگی؟

00:21:46.110 --> 00:21:48.030
‫ببخشید. باید برم.

00:21:59.380 --> 00:22:02.170
‫مامان، می‌خوام با کدوتنبله یه عکس بگیرم!

00:22:05.380 --> 00:22:07.130
‫از اون‌طرف نرو!

00:22:15.850 --> 00:22:17.060
‫حالت خوبه؟

00:22:17.060 --> 00:22:17.900
‫اوهوم.

00:22:18.190 --> 00:22:20.190
‫میو، جاییت که زخمی نشد؟

00:22:20.190 --> 00:22:21.020
‫خوبم!

00:22:21.610 --> 00:22:22.860
‫خیلی ممنون.

00:22:23.360 --> 00:22:24.400
‫کاری نکردم.

00:22:24.400 --> 00:22:26.400
‫دختر، از این اونه-سان مهربون تشکر کردی؟

00:22:27.240 --> 00:22:29.530
‫اونه-چان، ممنونم.

00:22:30.410 --> 00:22:31.780
‫خواهش می‌کنم.

00:22:35.700 --> 00:22:38.120
‫...و یه دختره که لباس شنل‌قرمزی پوشیده بود آسیب دید.
‫خواب وحشتناکی بود.
رویابینی#

00:22:38.670 --> 00:22:40.130
‫یعنی بهش الهام شد؟

00:22:43.750 --> 00:22:44.840
‫آکاگــی!

00:22:50.220 --> 00:22:51.060
‫این دختره...

00:22:52.350 --> 00:22:53.720
‫داره چی‌کار می‌کنه دقیقاً؟

00:22:55.310 --> 00:23:05.370
آدم شیطون خواب مرغ شب‌خوان رو نمی‌بینه

00:23:55.990 --> 00:23:59.990
‫آفرین آزوساگاوا، عجب شیطونی هستی تو دیگه.
قسمت بعد - ضربان ناموزون