﻿WEBVTT

00:00:08.900 --> 00:00:10.150
‫آکاگی چطوره؟

00:00:10.150 --> 00:00:11.780
‫مثل اینکه الان حالش بهتره.

00:00:12.280 --> 00:00:14.820
‫گفتن با یکم استراحت‌کردن خوب می‌شه.

00:00:15.570 --> 00:00:18.580
‫کامیساتو، نظر تو در مورد آکاگی چیه؟

00:00:19.080 --> 00:00:20.540
‫چی شد یه‌دفعه؟

00:00:20.790 --> 00:00:24.250
‫آخه، آکاگی اون‌قدر جدیه که یکم آدمو نگران می‌کنه، نه؟

00:00:24.250 --> 00:00:27.330
‫اون می‌خواد به بقیه کمک کنه،
‫برای همینم تصمیم گرفته پرستار بشه.

00:00:27.330 --> 00:00:29.750
‫توی کارهای داوطلبانه هم خیلی فعاله.

00:00:29.750 --> 00:00:32.130
‫یه دانش‌آموز نمونه‌ی تمام‌عیار.

00:00:32.130 --> 00:00:34.840
‫البته، اولش فکر می‌کردم این کارها
‫رو برای حفظ ظاهر انجام می‌ده.

00:00:35.340 --> 00:00:36.510
‫حفظ ظاهر؟

00:00:36.510 --> 00:00:37.340
‫می‌دونی دیگه؛

00:00:37.680 --> 00:00:40.850
‫آدم‌هایی که هرکاری بگی می‌کنن تا خودشون رو مطرح کنن.

00:00:41.350 --> 00:00:44.100
‫ولی تهش هیچی توی وجودشون نیست،

00:00:44.100 --> 00:00:46.310
‫و فقط برای پُز دادن این کارها رو می‌کنن.

00:00:46.310 --> 00:00:47.980
‫کارت ویزیت پخش می‌کنن و از این حرف‌ها.

00:00:49.270 --> 00:00:50.820
‫ولی ایکومی فرق می‌کنه.

00:00:51.320 --> 00:00:55.650
‫اون کارهاش رو نه برای پُز دادن انجام می‌ده،
‫نه برای اینکه خودش رو بالاتر نشون بده.

00:00:55.650 --> 00:00:58.370
‫واقعاً ته دلش می‌خواد به بقیه کمک بکنه.

00:00:59.530 --> 00:01:01.080
‫بعضی وقت‌ها ترسناک می‌شه دیگه.

00:01:04.750 --> 00:01:07.880
‫چیهارو سرم رو خورد از بس گفت برگردم پیش‌شون، پس من رفتم.

00:01:07.880 --> 00:01:09.750
‫راحت باش، برو به سلامت.

00:01:09.750 --> 00:01:11.500
‫می‌تونم ایکومی رو بسپرم بهت؟

00:01:12.000 --> 00:01:14.130
‫اگه به کمکت احتیاج داشت،

00:01:14.130 --> 00:01:17.340
‫مطمئنم مثل همین الان، آکاگی خودش بهت زنگ می‌زنه.

00:01:17.340 --> 00:01:20.470
‫ولی وقتی توی دردسر بزرگی میفته، هیچ‌وقت
‫درخواست کمک نمی‌کنه، واسه همین پرسیدم.

00:01:26.000 --> 00:01:36.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:56.570 --> 00:03:00.030
‫تو و من در میان قلمروی خاطرات
‫قسمت ۶

00:03:03.700 --> 00:03:05.700
‫آکاگی، می‌تونم بیام تو؟

00:03:06.370 --> 00:03:07.540
‫اوهوم.

00:03:11.670 --> 00:03:12.540
‫کمک می‌خوای؟

00:03:14.670 --> 00:03:17.210
‫یا اگه می‌خوای کامیساتو رو صدا کنم برگرده.

00:03:17.800 --> 00:03:18.670
‫باشه.

00:03:18.670 --> 00:03:19.920
‫ممنون می‌شم.

00:03:20.800 --> 00:03:21.800
‫دارم زیپشو باز می‌کنم.

00:03:27.430 --> 00:03:28.310
‫ممنونم.

00:03:29.640 --> 00:03:31.230
‫کار دیگه‌ای هست کمکت کنم؟

00:03:31.730 --> 00:03:33.730
‫اگه کار دیگه‌ای داشتم ساکی رو صدا می‌زنم.

00:03:34.230 --> 00:03:36.650
‫می‌خوام لباس‌هام رو عوض کنم، پس نیا تو.

00:03:43.490 --> 00:03:46.830
‫اون چیزی که یکم پیش دیدم، بیماری نبود، درسته؟

00:03:47.620 --> 00:03:50.410
‫مثل همون داستان‌های ترسناکیه که بچه بودی تو تلویزیون می‌دیدی، نه؟

00:03:51.000 --> 00:03:53.420
‫فکر کنم بهش می‌گن پُلترگایست؟
‫عبارتی آلمانی در افسانه‌های اشباح، که به معنای روح خبیث یا روح پرسروصدا است.

00:03:54.000 --> 00:03:55.210
‫هرازگاهی اتفاق میفته.

00:03:55.710 --> 00:03:57.550
‫ولی نگران نباش.

00:03:57.550 --> 00:03:59.340
‫می‌دونم چطور حلش کنم.

00:03:59.710 --> 00:04:02.630
‫می‌دونی چطوری حلش کنی، ولی مشکل هنوز سرجاشه.

00:04:03.130 --> 00:04:05.970
‫پس یعنی راه‌حلش باید کار سختی باشه، درسته؟

00:04:06.890 --> 00:04:09.180
‫درسته. سخته...

00:04:09.930 --> 00:04:11.560
‫که فراموشت کنم، آزوساگاوا-کون.

00:04:15.860 --> 00:04:17.940
‫واقعاً کار سختیه.

00:04:19.530 --> 00:04:21.530
‫فکر کردی هیچ ربطی به این موضوع نداری؟

00:04:22.740 --> 00:04:24.280
‫چی‌کار به من داره؟

00:04:24.780 --> 00:04:27.830
‫پس واقعاً هیچی از وقایع اون‌روز یادت نمیاد.

00:04:30.620 --> 00:04:32.960
‫حرفی که الان زدم یکم دوپهلو و اعصاب‌خردکن بود.

00:04:34.040 --> 00:04:36.420
‫می‌گم، چطوره یه مسابقه بدیم؟

00:04:37.420 --> 00:04:40.250
‫ببینیم من زودتر فراموشت می‌کنم،

00:04:40.630 --> 00:04:44.130
‫یا تو زودتر یادت میاد اون‌روز چه اتفاقی افتاد؟

00:04:44.430 --> 00:04:46.640
‫اگه برنده بشم چی گیرم میاد؟

00:04:47.140 --> 00:04:53.770
آزوساگاوا-کون، ‫اگه یادت بیاد اون‌روز چه اتفاقی افتاد،
‫این سندروم بلوغ من قطعاً از بین می‌ره.

00:04:54.640 --> 00:04:58.770
‫بذار روشنت کنم، به یاد آوردن کاری‌ـه که خیلی توش مهارت دارم.

00:04:59.110 --> 00:05:01.650
‫خداروشکر که یه انگیزه‌ای پیدا کردی.

00:05:01.650 --> 00:05:06.950
‫اگه تو ببری، فکر کنم دیگه لازم نیست به هشتگ رویابینی وابسته باشم.

00:05:06.950 --> 00:05:08.280
‫این چه‌جور منطق مسخره‌ایه؟

00:05:08.820 --> 00:05:12.370
‫داری می‌گی پست‌های هشتگ رویابینی رو می‌بینی و به مردم کمک می‌کنی،

00:05:12.370 --> 00:05:16.580
‫تا این‌طوری منو فراموش کنی و از سندروم بلوغ خلاص بشی؟

00:05:18.210 --> 00:05:22.670
‫واسه همین مهم نیست چه‌قدر بهم بگی، بازم نمی‌تونم ازش دست بکشم.

00:05:24.010 --> 00:05:27.300
‫اگه تو بردی، من باید چی‌کار کنم؟

00:05:27.800 --> 00:05:29.510
‫لازم نیست کار خاصی بکنی.

00:05:29.510 --> 00:05:32.970
‫تا اون‌موقع، من دیگه کاملاً فراموشت کردم.

00:05:32.970 --> 00:05:36.350
‫پس لطفاً دیگه توی زندگیم دخالت نکن.

00:05:37.980 --> 00:05:39.440
‫از همین لحظه شروع می‌کنیم.

00:05:39.940 --> 00:05:40.530
‫آماده...

00:05:41.320 --> 00:05:41.770
‫شروع.

00:05:45.950 --> 00:05:48.950
‫می‌بینمت. من دیگه باید برگردم سراغ بازاچه.

00:05:48.950 --> 00:05:49.780
‫باشه.

00:05:54.370 --> 00:05:56.250
‫اونی-سان!

00:05:59.920 --> 00:06:02.250
‫خداروشکر پیدات کردم.

00:06:02.250 --> 00:06:04.880
‫این‌قدر دیر کردی که همه نگران شدن.

00:06:05.090 --> 00:06:08.050
‫ببخشید، حتی شما رو هم به زحمت انداختم، کانو سان.

00:06:08.050 --> 00:06:09.010
‫اشکالی نداره.

00:06:09.550 --> 00:06:10.550
‫اون الان…

00:06:11.140 --> 00:06:12.760
‫ایکومی-سنپای بود، مگه نه؟

00:06:13.180 --> 00:06:15.060
‫کانو-سان، می‌شناختیش؟

00:06:15.060 --> 00:06:17.310
‫باهم به یه دبیرستان می‌رفتیم.

00:06:17.850 --> 00:06:22.030
‫زمان کوتاهی بود، ولی وقتی که داشتیم
‫برای جشنواره‌ی ورزشی آماده می‌شدیم، کمکم کرد.

00:06:22.520 --> 00:06:25.570
‫آکاگی توی دبیرستان چه‌جور آدمی بود؟

00:06:25.900 --> 00:06:27.530
‫یعنی چی چه‌جوری؟

00:06:28.030 --> 00:06:32.070
‫اوه، بذار اول به کائه-چان خبر بدم که پیدات کردم.

00:06:33.330 --> 00:06:35.240
‫تا بهارِ سالی که رفتم اونجا،

00:06:35.240 --> 00:06:37.750
‫اون رئیس شورای دانش‌آموزی دبیرستان ما بود.

00:06:38.250 --> 00:06:41.630
‫ایکومی-سنپای تو کارهای داوطلبانه‌ی محلی هم فعال بود.

00:06:42.130 --> 00:06:43.590
‫پس همیشه همین‌طوری بوده.

00:06:44.090 --> 00:06:44.960
‫عـــه؟

00:06:44.960 --> 00:06:48.220
‫حتی الان هم، یه انجمن داوطلبانه درست کرده...

00:06:48.220 --> 00:06:51.010
‫تا به بچه‌هایی که نتونستن برن مدرسه کمک کنه.

00:06:51.510 --> 00:06:53.640
‫ایکومی-سنپای یه همچین آدمیه.

00:06:53.640 --> 00:06:57.220
‫همیشه اولین‌نفر بود که حاضر به انجام کارهایی می‌شد...

00:06:57.220 --> 00:06:59.600
‫که بقیه فقط تو دلشون می‌گفتن «کاش یکی این کارو می‌کرد».

00:06:59.980 --> 00:07:01.980
‫همه می‌گفتن خیلی آدم فوق‌العاده‌ایه.

00:07:02.480 --> 00:07:06.400
‫پس آکاگی دوران دبیرستان پروپیمونی داشته، نه؟

00:07:08.940 --> 00:07:10.070
‫اشتباه می‌کنم؟

00:07:10.570 --> 00:07:14.070
‫هر چیزی که الان می‌خوام بگم فقط در حد شایعه‌ست، اشکالی نداره؟

00:07:24.290 --> 00:07:25.380
‫یکم می‌خوای؟

00:07:25.380 --> 00:07:26.670
‫دستت درد نکنه.

00:07:29.170 --> 00:07:30.760
‫تونستی آکاگی-سان رو ببینی؟

00:07:31.630 --> 00:07:35.010
‫آکاگی وقتی دبیرستان بود، یه دوست‌پسر بزرگ‌تر داشته.

00:07:35.010 --> 00:07:38.220
‫می‌گفتن از خونه‌ی اون می‌رفته مدرسه.

00:07:38.720 --> 00:07:40.520
‫دیگه به خونه برنمی‌گشت...

00:07:40.520 --> 00:07:43.520
‫و مشاور مدرسه هم چندباری احضارش کرده بود.

00:07:44.360 --> 00:07:46.570
‫این‌ها رو از خود آکاگی-سان شنیدی؟

00:07:47.070 --> 00:07:50.030
‫نه، شنیدم صرفاً در حد شایعه بوده.

00:07:50.780 --> 00:07:54.490
‫این با اون چیزی که تو از آکاگی-سان تعریف کردی فرق می‌کنه.

00:07:54.910 --> 00:07:59.450
‫آره. برای همینه که الان درک‌کردن آکاگی برام سخت‌تر شده.

00:08:00.000 --> 00:08:03.000
‫۷ نـــوامـــبـــر

00:08:06.790 --> 00:08:09.210
‫اون یکی از کتاب‌های دانشگاهته، نه؟

00:08:09.210 --> 00:08:11.170
‫می‌خوای دوباره توی کنکور شرکت کنی؟

00:08:11.170 --> 00:08:12.760
‫مال دانش‌آموز کلاس تقویتی‌مه.

00:08:13.090 --> 00:08:16.930
‫نکنه این دانش‌آموز همون کوهایی‌ـه که کونیمی می‌گفت؟

00:08:16.930 --> 00:08:19.560
‫آره. کاسای تورانوسکه-کون.

00:08:19.560 --> 00:08:21.810
‫نپرسیدی چرا می‌خواد کنکور بده؟

00:08:21.810 --> 00:08:23.310
‫گفت همین‌طوری دلش خواسته.

00:08:25.810 --> 00:08:28.320
‫راستی، یه نظریه هست که می‌گه پلترگایست...

00:08:28.320 --> 00:08:32.860
‫به‌خاطر احساسات ناپایداری که توی
‫دوره‌ی بلوغ شکل می‌گیره، به وجود میاد.

00:08:32.860 --> 00:08:36.370
‫پس سندروم بلوغ از اون قدیم‌ندیما هم وجود داشته.

00:08:36.780 --> 00:08:39.910
‫ولی این حجم از اطلاعاتی که دادی نمی‌تونم نظر قطعی بدم.

00:08:39.910 --> 00:08:42.080
‫موارد مبهم زیادی وجود داره.

00:08:42.080 --> 00:08:46.170
‫علائم فیزیکیش خیلی به قضیه‌ی کائده شباهت دارن، نه؟

00:08:46.670 --> 00:08:50.050
‫ولی این‌طور هم نیست که جای زخمی روی بدنش مونده باشه، مگه نه؟

00:08:50.380 --> 00:08:51.420
‫روی کمرش...

00:08:51.920 --> 00:08:53.300
‫جای چندتا خراش بود...

00:08:53.300 --> 00:08:55.510
‫انگار که اطراف شونه‌هاش رو چنگ کشیده باشه.

00:08:56.590 --> 00:08:57.430
‫دیدیش؟

00:08:57.890 --> 00:08:59.510
‫وقتی کمکش کردم لباس عوض کنه.

00:09:01.140 --> 00:09:03.930
‫فقط زیپ پشت لباسشو براش باز کردم بابا.

00:09:03.930 --> 00:09:06.400
‫می‌تونی همین‌ها رو به ساکوراجیما-سنپای هم بگی؟

00:09:06.900 --> 00:09:08.810
‫می‌شه این قضیه رو همین‌جا خاکش کنیم؟

00:09:11.150 --> 00:09:13.690
‫توروخدا یه جوابی بهم بده.

00:09:16.030 --> 00:09:19.200
‫خب، اگه تو نتونی به نتیجه‌ای برسی، دیگه عقلم قد نمی‌ده.

00:09:19.700 --> 00:09:24.870
‫ولی اگه توی داستانش هیچ دروغی نگفته باشه،
‫یه‌چیزی هست که می‌تونم بهت بگم.

00:09:24.870 --> 00:09:26.500
‫اوه، دست‌خوش فوتابا.

00:09:27.000 --> 00:09:28.170
‫از تو بعید بود.

00:09:28.170 --> 00:09:29.630
‫هنوز نفهمیدی؟

00:09:29.630 --> 00:09:30.460
‫چی رو؟

00:09:30.960 --> 00:09:33.300
‫اون عاشقت بوده، آزوساگاوا.

00:09:33.300 --> 00:09:35.090
‫اون‌قدری که الان می‌خواد فراموشش کنه.

00:09:35.470 --> 00:09:37.840
‫ولی بین من و آکاگی که خبری نبوده.

00:09:38.340 --> 00:09:39.970
‫شنیدم دخترهایی توی دنیا هستن که...

00:09:39.970 --> 00:09:42.770
‫فقط با یه چوکو-کورنت یه دل نه صد دل عاشقت می‌شن.
‫نوعی شیرینی شبیه به کروسان

00:09:42.770 --> 00:09:45.230
‫وقتی تو اینو بگی دیگه باور نکردنش سخت می‌شه.

00:09:45.730 --> 00:09:48.350
‫قبل‌از اینکه اون شبحی که تسخیرش کرده بهت حمله کنه...

00:09:48.480 --> 00:09:50.730
‫زود باش و بهش یاد‌آوری کن.

00:09:57.110 --> 00:09:58.610
‫#رویابینی ...امیدوارم فردا بتونم یه دوست‌دختر بامزه پیدا کنم
‫#رویابینی خواب دیدم که یه وسیله‌ی گمشده پیدا کردم. شاید هفته‌ی بعد بفهمم ماجراش چیه؟
‫.دیشب خواب دیدم که یه بچه‌ی گم‌شده داشت روی سکو قطار توـه ایستگاه یوکوسوکا گریه می‌کرد
.همین آخر هفته می‌خوام برم اونجا. کسی به بچه محل نمی‌ذاشت، ولی خوابم خیلی واقعی بود و تو ذهنم موند

00:09:58.610 --> 00:10:00.120
‫#رویابینی یه خواب دیدم که بعدازظهر همین شنبه، سر راه مدرسه، یه قطار خورد به ماشینی که موتور‌ش
.خراب شده بود (آره، خودمم فهمیدم عجیبه). تصادف کوچیکی بود، ولی از ترس پریدم از خواب بیدار شدم

00:10:00.120 --> 00:10:01.740
‫#رویابینی خواب دیدم که آخرای سال، توی یه چشمه آب‌گرم همین‌طور محو شدم تو افق. یعنی این‌قدر خسته‌م؟
‫#رویابینی یه خواب دیدم که دوچرخه‌‌ی نوم رو، درست جلوی ایستگاه کاماکورا دزدیدن! این اتفاق موقع
...برگشت از یه بازی بیرون از شهر افتاد، پس احتمالاً شنبه‌ست... امیدوارم این خواب به واقعیت تبدیل نشه

00:10:05.500 --> 00:10:07.960
‫۸ نـــوامـــبـــر

00:10:08.370 --> 00:10:09.380
‫خوش اومدین!

00:10:10.380 --> 00:10:11.960
‫هرجایی که راحت بودین بشینین!

00:10:14.300 --> 00:10:15.670
‫راستی، کوگا...

00:10:15.670 --> 00:10:16.760
‫چیه؟

00:10:16.760 --> 00:10:19.340
‫قضیه‌ی هشتگ رویابینی رو می‌دونی، نه؟

00:10:19.340 --> 00:10:20.850
‫سنپای، یکم قدیمی نشده؟

00:10:21.220 --> 00:10:24.180
‫به‌عنوان یه سنپای که آینده رو می‌بینه، نظرت چیه؟

00:10:26.310 --> 00:10:28.190
‫نسبت بهش یه حس بدی دارم.

00:10:28.600 --> 00:10:30.690
‫شاید تو هم تجربه‌اش کردی؟

00:10:31.190 --> 00:10:35.190
‫من نه. خوابی که نانا-چان دید به واقعیت تبدیل شد.

00:10:35.190 --> 00:10:38.360
‫همونی که توی ساحل چندتا پسر اومدن طرف من...

00:10:38.360 --> 00:10:39.200
‫خب؟

00:10:39.860 --> 00:10:41.740
‫آخرش، نانا-چان با یکی‌شون دوست شد.

00:10:41.740 --> 00:10:42.580
‫هــــــا؟

00:10:42.830 --> 00:10:45.660
‫یکی از بچه‌های مدرسه‌ی راهنمایی نانا-چان بود.

00:10:45.660 --> 00:10:49.120
‫اینکه یونه‌یاما-سان تونست رو دستت بلند شه این‌قدر شوکه‌کننده بود؟

00:10:49.120 --> 00:10:51.330
‫مـ ـ موضوع اصلاً این نیست!

00:10:51.330 --> 00:10:54.210
‫هول برت نداره بری با یه پسر عجیب‌و‌غریب دوست شی، باشه؟

00:10:56.300 --> 00:10:57.880
‫عــــه؟ سنپای، این...

00:10:58.380 --> 00:10:59.510
‫تبریک بابت قبولی.

00:10:59.930 --> 00:11:02.090
‫ولی، هنوز که قبول نشدم.

00:11:02.090 --> 00:11:05.560
‫تو که از راه معرفی‌نامه‌ی مدرسه اولویت پذیرشتو گرفتی، مگه نه؟

00:11:05.560 --> 00:11:06.390
‫گرفتم، ولی...

00:11:06.770 --> 00:11:10.640
‫نکنه برنامه داری یه حرکتی بزنی که معرفی‌نامه رو باطل کنی؟

00:11:10.770 --> 00:11:12.400
‫معلومه که نمی‌خوام همچین کاری کنم!

00:11:12.400 --> 00:11:15.150
‫خب، پس تو هم الان از دید بقیه دانشجو حساب می‌شی.

00:11:16.570 --> 00:11:18.110
‫می‌تونم بازش کنم؟

00:11:18.780 --> 00:11:21.200
‫عـــــــــــا، خیلی دلم از این‌ها می‌خواست!

00:11:21.490 --> 00:11:23.240
‫خیلی گرون بودن، نه؟

00:11:23.240 --> 00:11:25.530
‫وقتی داشتم در موردش حرف می‌زدم زوکی بهم دادش.

00:11:25.530 --> 00:11:27.330
‫گفت چندتا دونه اضافه گیرش اومده.

00:11:27.330 --> 00:11:30.120
‫بهش گفتم این‌ها هدیه‌ی قبولی دانشگاه یکی از کوهای‌هامه.

00:11:30.500 --> 00:11:32.210
‫خیلی ممنون، سنپای!

00:11:35.630 --> 00:11:36.500
‫توموبه-سان.

00:11:37.000 --> 00:11:38.710
‫ساکوتا-کون، خیلی‌وقته ندیدمت.

00:11:39.420 --> 00:11:42.050
‫اومده بودین به کائده سر بزنین؟

00:11:42.050 --> 00:11:44.140
‫همین حوالی بودم، با خودم گفتم یه سری بهش بزنم.

00:11:45.470 --> 00:11:49.060
‫وقتی کائده-چان رو می‌بینم خودم هم روحیه می‌گیرم.

00:11:49.560 --> 00:11:51.480
‫توموبه-سان، همه‌ش به لطف خودتونه.

00:11:51.980 --> 00:11:54.020
‫ساکوتا-کون، دانشگاه چطور پیش می‌ره؟

00:11:54.440 --> 00:11:56.980
‫روزها رو عادی می‌گذرونم.

00:11:57.610 --> 00:12:00.610
‫آکاگی ایکومی-سان رو توی دانشگاه ندیدی؟

00:12:00.950 --> 00:12:04.660
‫هـــا؟ شما آکاگی رو از کجا می‌شناسین، توموبه-سان؟

00:12:06.120 --> 00:12:09.450
‫خیلی‌وقت نیست که با آکاگی-سان آشنا شدم،

00:12:09.450 --> 00:12:12.250
‫ولی خیلی دختر سخت‌کوش و کاردرستیه.

00:12:12.620 --> 00:12:16.920
‫خودشم خبر داره که بقیه همچین دیدی نسبت بهش دارن، نه؟

00:12:17.420 --> 00:12:18.670
‫همین‌طوره.

00:12:18.670 --> 00:12:22.220
‫مثل اینکه با چنین شهرتی یه حس رضایت از خودش پیدا می‌کنه.

00:12:22.760 --> 00:12:28.220
‫داشتم به انجمن داوطلبیش که از ماه پیش راه‌اندازی کرده کمک می‌کردم،

00:12:28.220 --> 00:12:31.770
‫و اون‌موقع بود که شنیدم از کدوم مدرسه‌ی راهنمایی اومده.

00:12:32.270 --> 00:12:34.650
‫آکاگی چیزی در مورد من نگفت؟

00:12:35.150 --> 00:12:36.980
‫توی دانشگاه‌تون اتفاقی افتاده؟

00:12:37.480 --> 00:12:44.240
‫نه، چیز خاصی نیست. ولی یکی از دوست‌هاش
‫بهم گفت که آکاگی این‌مدت یه‌مقدار عجیب رفتار می‌کرده.

00:12:44.740 --> 00:12:47.870
‫اگه چیزی باعث نگرانی آکاگی شده باشه،
‫به‌نظرتون چی می‌تونه باشه؟

00:12:48.780 --> 00:12:53.330
‫گمونم، محتمل‌ترین دلیلش اینه که عاشق کسی شده باشه؟

00:12:53.790 --> 00:12:55.670
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

00:12:56.080 --> 00:12:58.460
‫بذارم ببینم. دیگه چی...

00:12:58.460 --> 00:12:59.590
‫یه‌چیزی در مورد من؟

00:13:00.090 --> 00:13:03.550
‫شاید صرفاً نمی‌خواسته دوباره تو رو ببینه، ساکوتا-کون.

00:13:05.680 --> 00:13:08.390
‫فکر می‌کنم بزرگ‌ترین شکستی که آکاگی تا حالا تجربه کرده...

00:13:08.390 --> 00:13:11.680
‫این بود که هیچ‌وقت نتونست تو رو نجات بده.

00:13:12.220 --> 00:13:16.150
‫شاید هنوز از اون موضوع پشیمونه و داره
‫اون حس رو تا همین لحظه دنبال خودش می‌کشه.

00:13:17.810 --> 00:13:19.320
‫می‌گم، توموبه-سان...

00:13:20.480 --> 00:13:22.400
‫یه خواهشی ازتون داشتم.

00:13:24.990 --> 00:13:26.490
‫۱۲ نـــوامـــبـــر

00:13:26.490 --> 00:13:28.660
‫ایکومی-سنسه، خداحافظ!

00:13:29.160 --> 00:13:30.490
‫مراقب باشین!

00:13:34.460 --> 00:13:39.250
‫ببخشید که بهت نگفتم درخواست
‫درخواست بازدید از طرف ساکوتا-کون بوده.

00:13:39.250 --> 00:13:42.710
‫نه، توموبه-سان شما که مقصر نیستین.

00:13:42.710 --> 00:13:46.300
‫جدی؟ مشکلی نداره از اینجا به بعد خودتون تنها باشین؟

00:13:46.300 --> 00:13:48.970
‫بله. بابت زحمات امروزتون خیلی ممنونم.

00:13:49.390 --> 00:13:50.760
‫هفته‌ی آینده می‌بینمت.

00:13:58.350 --> 00:13:59.980
‫آکاگی، عصبانی‌ای؟

00:14:00.770 --> 00:14:03.610
‫ما الان وسط یه مسابقه‌ایم دیگه، مگه نه؟

00:14:04.190 --> 00:14:08.820
‫آزوساگاوا-کون، اگه همین‌طوری دوروبرم بپلکی،
‫حتی اگه بخوام هم نمی‌تونم فراموشت کنم.

00:14:11.280 --> 00:14:12.580
‫عجله داری جایی بری؟

00:14:13.540 --> 00:14:15.910
‫آزوساگاوا-کون، چشم‌های تیزی داری.

00:14:16.410 --> 00:14:19.250
‫می‌خوای بری دختر گمشده‌ی یوکوسکا رو نجات بدی؟

00:14:19.250 --> 00:14:21.960
‫یا می‌خوای جلوی تصادف تو یه گذرگاه راه‌آهن رو بگیری؟

00:14:21.960 --> 00:14:24.550
‫اوه راستی، یه مورد دوچرخه‌دزدی هم بود.

00:14:24.920 --> 00:14:26.220
‫پس پیگیرشون بودی.

00:14:26.720 --> 00:14:29.510
‫نکنه فکر کردی می‌تونی به همه‌شون برسی؟

00:14:31.760 --> 00:14:35.350
‫چند نفر دیگه رو باید نجات بدی تا پشیمونی‌هات تموم شن برن؟

00:14:38.020 --> 00:14:40.020
‫چیزی... یادت اومده؟

00:14:40.480 --> 00:14:42.110
‫داشتم فکر می‌کردم که شاید پشیمونی...

00:14:42.110 --> 00:14:44.610
‫نتونستی توی دوران راهنمایی منو نجات بدی...

00:14:44.610 --> 00:14:46.940
‫و تا همین لحظه داری اون حسو دنبال خودت می‌کشی.

00:14:50.360 --> 00:14:51.570
‫من...

00:14:56.410 --> 00:14:57.580
‫آکاگی؟

00:15:01.210 --> 00:15:04.040
‫دوباره... اونم این‌موقع صبح.

00:15:05.710 --> 00:15:06.760
‫آکاگی.

00:15:06.760 --> 00:15:07.840
‫ببخشید.

00:15:09.220 --> 00:15:12.430
مراقب اون پسره باش. حالت خوبه؟
‫همه‌چی درست می‌شه. بابت دستت متأسفم

00:15:14.810 --> 00:15:17.980
‫همه‌چی درست می‌شه. بابت دستت متأسفم
مراقب اون پسره باش. حالت خوبه؟

00:15:19.730 --> 00:15:20.810
‫ولم کن.

00:15:22.730 --> 00:15:25.900
‫وقتی پای تو وسط باشه، هیچی خوب پیش نمی‌ره.

00:15:26.400 --> 00:15:28.820
‫پس دلیلش واقعاً منم.

00:15:29.610 --> 00:15:32.530
‫شاید خودتم می‌دونی که قضیه‌ی اون پلترگایست چیه؟

00:15:33.030 --> 00:15:35.830
‫اگه اون رو هم بهت می‌گفتم که دیگه مسابقه‌ای در کار نبود.

00:15:35.830 --> 00:15:36.740
‫ایکومی.

00:15:41.750 --> 00:15:44.290
‫بهت که گفتم؛ دیگه نمی‌خوام ببینمت، نه؟

00:15:44.290 --> 00:15:45.130
‫ببخشید.

00:15:45.540 --> 00:15:48.010
‫فقط می‌خواستم به حرف‌هام گوش کنی.

00:15:48.010 --> 00:15:50.670
‫الان باید به یه کاری برسم. معذرت می‌خوام.

00:15:57.430 --> 00:16:00.230
‫تو... نکنه آزوساگاوا-کون هستی؟

00:16:02.390 --> 00:16:05.650
‫اون‌موقع که توی دبیرستان بود، تقریباً یک‌سال با هم دوست بودیم.

00:16:06.150 --> 00:16:08.230
‫از آکاگی راجع‌به من شنیدی؟

00:16:08.230 --> 00:16:12.030
‫اون قبلاً کتاب یادبود دوران راهنماییش رو بهم نشون داده بود.

00:16:12.030 --> 00:16:15.410
‫یکم راجع‌به اتفاقاتی که اون‌موقع توی کلاس افتاده بود شنیدم.

00:16:15.950 --> 00:16:18.790
‫مثل اینکه بدجوری نگران حالت بوده.

00:16:19.290 --> 00:16:21.120
‫چرا به‌هم زدین؟

00:16:21.830 --> 00:16:24.830
‫پارسال دنبال کار می‌گشتم، خیلی سرم شلوغ بود.

00:16:25.330 --> 00:16:28.050
‫فرصت این رو نداشتم که به اون هم توجه کنم.

00:16:28.750 --> 00:16:32.130
‫به ۵۰ تا شرکت درخواست کار دادم، و همه‌شون ردم کردن.

00:16:32.630 --> 00:16:36.050
‫اون تمام این مدت ازم حمایت می‌کرد.

00:16:36.550 --> 00:16:39.220
‫میومد به اتاقم، برام غذا درست می‌کرد،

00:16:39.220 --> 00:16:42.430
‫و پیراهن‌هایی که برای مصاحبه می‌پوشیدم رو اتو می‌کشید.

00:16:43.020 --> 00:16:44.940
‫حتی وقتی که می‌خواستم برم برای مصاحبه،

00:16:44.940 --> 00:16:47.650
‫یه‌بارم بهم نگفت، «موفق باشی.»

00:16:47.650 --> 00:16:50.190
‫حتماً فکر می‌کرده که این حرف‌ها بیشتر باعث استرسم می‌شه.

00:16:50.690 --> 00:16:54.570
‫با این حرف‌ها، واقعاً نمی‌فهمم که چرا از هم جدا شدین.

00:16:55.780 --> 00:16:57.370
‫سرتاپای من رو استرس گرفته بود،

00:16:57.620 --> 00:17:00.700
‫و ناخواسته آدمی مثل ایکومی برام آزاردهنده شده بود.

00:17:01.200 --> 00:17:05.330
‫قبل‌از اینکه به خودم بیام، دهن باز کردم و گفتم،
‫«بذار یه‌مدت به حال خودم باشم.»

00:17:05.830 --> 00:17:08.170
‫واقعاً کار خیلی زشتیه.

00:17:08.170 --> 00:17:09.630
‫خودم هم قبول دارم.

00:17:10.050 --> 00:17:12.510
‫پس، تویی که دوست‌پسر سابقش هستی،

00:17:12.510 --> 00:17:14.970
‫چی شد که تصمیم گرفتی الان بیای دیدن آکاگی؟

00:17:15.470 --> 00:17:18.510
‫اون توی شبکه‌های اجتماعی نوشته بود...

00:17:18.510 --> 00:17:22.350
‫که خواب دیده به‌خاطر ضرب‌وشتم توی یه دعوا بازداشت شده.

00:17:22.850 --> 00:17:23.770
‫آکاگی؟

00:17:24.230 --> 00:17:27.520
‫شایعاتی که دهن‌به‌دهن می‌شن رو می‌دونی که؟
‫همون قضیه‌ی هشتگ رویابینی.

00:17:27.810 --> 00:17:29.940
‫بعد از دیدنش احساس نگرانی کردم.

00:17:30.440 --> 00:17:33.820
‫با خودم گفتم شاید تنها گذاشتن ایکومی کار اشتباهی باشه.

00:17:34.360 --> 00:17:37.030
‫چون‌که یه بخشی از اون...

00:17:37.030 --> 00:17:39.490
‫خودش رو با حمایت از دیگران سرپا نگه می‌داره.

00:17:40.580 --> 00:17:42.950
‫این چیزی نیست که آدم‌های بالغ بهش باور داشته باشن.

00:17:43.450 --> 00:17:45.710
‫می‌دونی اون خواب کِی بوده؟

00:17:46.500 --> 00:17:49.040
‫نوشته «۲۷ نوامبر».

00:17:51.090 --> 00:17:53.090
‫جشن دورهمی مدرسه‌ی راهنمایی.

00:17:59.550 --> 00:18:02.430
‫امروز شنبه‌ست. توی دانشگاه چی‌کار می‌کنی؟

00:18:06.270 --> 00:18:08.230
‫چه بلایی سر آکاگی آوردی؟

00:18:08.600 --> 00:18:11.320
‫من صرفاً هدایا رو پخش کردم،

00:18:11.320 --> 00:18:13.480
‫همون هدایایی که آرزوشون رو داشتن.

00:18:13.480 --> 00:18:17.240
‫پس بابانوئل دیگه پلترگایست هم بذل‌و‌بخشش می‌کنه.

00:18:17.240 --> 00:18:21.620
‫چی می‌گی تو؟ سندروم بلوغ اون که همچین چیزی نیست.

00:18:21.950 --> 00:18:24.910
‫اون هشتگ رویابینی دسته‌گل توـه، کیریشیما-سان؟

00:18:25.410 --> 00:18:28.790
‫هرکسی نگران آینده‌ایه که در پیش داره، مگه نه؟

00:18:29.290 --> 00:18:31.840
‫واسه همین توی خواب‌هاشون آینده رو بهشون نشون می‌دی؟

00:18:32.090 --> 00:18:34.130
‫این‌طور نیست که خودم نشون‌شون بدم.

00:18:34.130 --> 00:18:36.470
‫به خواست خودشونه که اون خواب‌ها رو می‌بینن.

00:18:36.470 --> 00:18:38.130
‫پس، یه‌چیز دیگه؛

00:18:38.970 --> 00:18:40.800
‫می‌تونم شماره‌ی تلفنتو داشته باشم؟

00:18:43.060 --> 00:18:45.640
‫توی دانشگاه چی می‌خونی؟

00:18:45.930 --> 00:18:47.020
‫علوم آمار.

00:18:47.520 --> 00:18:49.230
‫خیلی هم عالی شد.

00:18:49.230 --> 00:18:51.650
‫اگه توی کار آمار و ارقامی، پس اعداد رو هم خوب بلدی، نه؟

00:18:52.860 --> 00:18:54.650
‫سه، دو، یک...

00:18:54.940 --> 00:18:56.110
‫صـفـر!

00:18:56.110 --> 00:18:57.610
‫خب، تموم شد.

00:18:58.200 --> 00:18:59.820
‫یه‌بار دیگه، بی‌زحمت.

00:19:00.200 --> 00:19:02.240
‫فقط همین یه شانس رو داشتی.

00:19:02.240 --> 00:19:04.370
‫مثل اینکه یکی دیگه هم اومده اینجا مزاحم کارم بشه.

00:19:06.120 --> 00:19:07.500
‫ببخشید معطل شدی.

00:19:07.500 --> 00:19:09.670
‫مای-سان، خسته نباشی بابت کلاس تقویتیت.

00:19:10.000 --> 00:19:12.750
‫کلاس تقویتی نبود، کلاس جبرانی بود.

00:19:13.250 --> 00:19:15.300
‫ساکوتا، الان داشتی با کسی حرف می‌زدی؟

00:19:15.800 --> 00:19:18.920
‫همون‌طور که می‌بینی، با کیریشیما توکو-سان حرف می‌زدم.

00:19:20.680 --> 00:19:21.890
‫اینجا بود؟

00:19:21.890 --> 00:19:22.890
‫آره.

00:19:24.050 --> 00:19:25.970
‫حال آکاگی-سان چطوره؟

00:19:26.470 --> 00:19:29.730
‫اتفاقات زیادی افتاد، دوست‌پسر سابق آکاگی رو دیدم.

00:19:29.730 --> 00:19:30.560
‫چطوری؟

00:19:30.980 --> 00:19:32.690
‫داستانش مفصله.

00:19:33.190 --> 00:19:35.440
‫پس توی راه خونه برام تعریف کن.

00:19:35.440 --> 00:19:36.900
‫اوه، راستی...

00:19:37.440 --> 00:19:39.860
‫می‌خوام از یه‌چیزی در مورد آکاگی مطمئن شم،

00:19:39.860 --> 00:19:41.780
‫پس گفتم یه‌سر برم خونه‌ی مامان‌و‌بابام.

00:19:41.780 --> 00:19:45.160
‫پس می‌تونیم بریم از ایستگاه یوکوهاما پودینگ کاسه‌ای بخریم.

00:19:45.530 --> 00:19:47.750
‫عـــه؟ مای-سان، تو هم میای خونه‌مون؟

00:19:47.750 --> 00:19:50.080
‫آخه فقط یه‌بار توی بهار دیدمشون.

00:19:50.580 --> 00:19:52.120
‫زود باش، بیا بریم.

00:19:54.590 --> 00:19:55.630
‫سلام.

00:19:56.050 --> 00:19:57.460
‫یه‌ مدتی می‌شه ندیدم‌تون.

00:19:57.460 --> 00:19:59.380
‫اوه! سلام، روز به‌خیر.

00:19:59.880 --> 00:20:02.340
‫ای‌وای... مای-سان هم باهات بود؟

00:20:02.930 --> 00:20:04.350
‫مادر!

00:20:04.890 --> 00:20:07.350
‫ببخشید که بی‌خبر مزاحم‌تون شدم.

00:20:07.350 --> 00:20:08.560
‫این چه حرفیه.

00:20:08.560 --> 00:20:10.140
‫ساکوتا، تو هم خوش اومدی.

00:20:10.140 --> 00:20:10.980
‫مرسی.

00:20:11.440 --> 00:20:12.900
‫اینم سوغاتی‌تون.

00:20:13.350 --> 00:20:16.360
‫دستت درد نکنه. شام که می‌خورین؟

00:20:16.860 --> 00:20:19.860
‫باید یکم بیشتر غذا درست کنم و پلوپز رو دوباره روشن کنم.

00:20:19.860 --> 00:20:21.080
‫نه، زود می‌ریم، زحمت نکـ ـ

00:20:21.120 --> 00:20:21.820
‫کمک‌تون می‌کنم.

00:20:22.200 --> 00:20:25.280
‫جدی؟ ولی اشکالی نداره؟

00:20:25.700 --> 00:20:28.290
‫دوست دارم فنون آشپزی شما رو یاد بگیرم، مادر.

00:20:28.660 --> 00:20:33.290
‫ای‌وای، مثل اینکه ساکوتا عروس‌خانومش رو پیدا کرده.

00:20:34.210 --> 00:20:37.500
‫راستی بابا، کسی به اسم آکاگی یادت میاد؟

00:20:38.000 --> 00:20:39.760
‫باهم به یه مدرسه‌ی راهنمایی می‌رفتیم.

00:20:40.260 --> 00:20:42.130
‫آه... آره، یادم میاد.

00:20:42.130 --> 00:20:45.930
‫اگه درست یادم باشه، مادرش یکی از اعضای اصلی انجمن والدین بود.

00:20:46.430 --> 00:20:49.220
‫اگه اشتباه نکنم وکیل بود، نه؟

00:20:49.220 --> 00:20:52.060
‫کنار کارش این فعالیت‌ها رو هم انجام می‌داد، آدم شگفت‌انگیزیه.

00:20:52.520 --> 00:20:54.810
‫ولی... چی شد یه‌دفعه‌ای بحثش رو پیش کشیدی؟

00:20:54.810 --> 00:20:56.860
‫باهم یه دانشگاه می‌ریم.

00:20:56.860 --> 00:21:01.320
‫من که اصلاً‌ چیزی یادم نمیاد،
‫برای همین می‌خواستم بدونم چه‌جور آدمیه.

00:21:01.320 --> 00:21:04.030
‫اوه. پس احتمالاً الان بهترین فرصته.

00:21:09.370 --> 00:21:10.200
‫بیا.

00:21:11.370 --> 00:21:12.290
‫چرا...

00:21:12.450 --> 00:21:15.170
‫وقتی داشتیم لباس‌های زمستونی رو در میاوردیم پیداش کردیم.

00:21:15.580 --> 00:21:19.840
‫شرکت اسباب‌کشی متوجه شد وقتی جابه‌جا شدیم
‫این توی آشغال‌هایی بود که می‌خواستیم بریزیم بیرون...

00:21:19.840 --> 00:21:21.300
‫و آوردنش پیش من.

00:21:26.260 --> 00:21:27.890
کلاس ۱-۳

00:21:36.020 --> 00:21:40.150
‫وقتی از دبستان فارغ‌التحصیل شدم،
‫توی انشای فارغ‌التحصیلیم نوشتم...

00:21:40.570 --> 00:21:44.110
‫«می‌خوام آدم‌بزرگی بشم که بتونه به بقیه کمک کنه.»

00:21:44.110 --> 00:21:46.240
‫توی سال اول، نماینده‌ی کلاسم بودم.

00:21:46.240 --> 00:21:51.330
‫با سنپای‌هام برای آماده‌سازی جشنواره‌ی فرهنگی و ورزشی
‫همکاری کردم، و برام تجربه‌ی خیلی پرباری بود.

00:21:51.330 --> 00:21:54.330
‫خاطرات سال دومم قطعاً مربوط به دوران شورای دانش‌آموزی می‌شه.

00:21:54.330 --> 00:21:58.790
‫کار به‌عنوان دفتردار شورای دانش‌آموزی برام کاملاً جدید و ارزشمند بود.

00:21:59.460 --> 00:22:02.590
‫سال سوم که شد، نتونستم هیچ کاری انجام بدم.

00:22:03.260 --> 00:22:04.760
‫برای همین تو دوران دبیرستانم،

00:22:04.760 --> 00:22:08.340
‫می‌خواستم حتماً تبدیل به آدم‌بزرگی بشم که به بقیه کمک می‌کنه.

00:22:08.840 --> 00:22:13.850
‫پس آکاگی واقعاً از این‌که نتونسته منو نجات بده، پشیمون بوده.

00:22:15.730 --> 00:22:19.230
خاطرات زندگی دوران راهنمایی - کلاس ۱-۳ - آزوساگاوا ساکوتا

00:22:21.940 --> 00:22:25.990
‫آزوساگاوا-کون، یادت میاد برای انشای فارغ‌التحصیلی راهنمایی‌ چی نوشتی؟

00:22:26.650 --> 00:22:31.240
‫آخه، نوشته بودی، «یه‌روزی می‌خوام به مهربونی برسم.»

00:22:31.620 --> 00:22:33.990
‫من اصلاً همچین چیزی اینجا ننوشته بودم.

00:22:34.410 --> 00:22:36.080
‫می‌دونی چی فکر می‌کنم، ساکوتا-کون...

00:22:36.660 --> 00:22:40.460
‫فکر می‌کنم زندگی برای اینه که ما آدم‌های مهربون‌تری بشیم.

00:22:41.040 --> 00:22:43.420
‫اون‌ها حرف‌هایی بودن که از شوکو-سان شنیده بودم.

00:22:43.920 --> 00:22:48.130
‫اون‌موقع، هنوز درست یادم نیومده بود که شوکو-سان رو دیده بودم.

00:22:48.630 --> 00:22:50.720
‫پس محاله که همچین چیزی نوشته باشم.

00:22:51.430 --> 00:22:53.600
‫نکنه... اون...

00:22:55.270 --> 00:23:05.190
آدم شیطون خواب مرغ شب‌خوان رو نمی‌بینه

00:23:05.210 --> 00:23:15.210
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:15.234 --> 00:23:36.234
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:55.990 --> 00:23:58.000
‫دست‌خوش، آزوساگاوا...

00:23:58.000 --> 00:23:59.330
‫عجب شیطونی هستی.
قسمت بعد - فرای فضای هیلبرت
‫فضای هیلبرت: یه فضای ریاضی (گاهی با بی‌نهایت بُعد) که همه‌ی حالت‌های ممکن
‫یک سیستم کوانتومی توش نمایش داده می‌شن و می‌شه فاصله و زاویه بینشون رو سنجید.