﻿WEBVTT

00:00:00.100 --> 00:00:03.080
‫۲۷ نـــوامـــبـــر

00:00:06.090 --> 00:00:10.080
‫سنپای، یه پست با هشتگ رویابینی پیدا کردم که برام جالب بود.

00:00:10.080 --> 00:00:13.200
‫هــا؟ بازم یکی از اون خواب‌هاست که توش بالأخره دوست‌پسردار می‌شی؟

00:00:13.200 --> 00:00:14.910
‫نه بابا، منظورم اون نیست!

00:00:15.560 --> 00:00:18.600
‫خواب دیدم توی کلاس یه مهتابی رو شکوندم و به خودم آسیب زدم.

00:00:18.600 --> 00:00:21.460
‫توی کلاس ۱-۲ دبیرستان مینه‌گاهارا بودم...

00:00:21.460 --> 00:00:24.770
‫پس حتماً وقتی بود که داشتم بعد از
‫فعالیت‌های باشگاهی لباس عوض می‌کردم. #رویابینی.

00:00:24.770 --> 00:00:26.630
‫منظورش دبیرستان خودمونه.

00:00:27.010 --> 00:00:28.260
‫و همین امروزم هست!

00:00:29.150 --> 00:00:31.160
‫نگران نباش بابا، خبری نیست.

00:00:31.160 --> 00:00:32.760
‫چرا؟

00:00:32.760 --> 00:00:35.440
‫چون یه قهرمان عدالت می‌ره ترتیبشو می‌ده.

00:00:35.460 --> 00:00:45.460
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:06.520 --> 00:02:07.880
‫قسمت ۷ - فرای فضای هیلبرت

00:02:07.880 --> 00:02:10.610
‫ببخشید معطل شدی. مرسی که تا اینجا اومدی.

00:02:10.960 --> 00:02:14.030
‫به‌هرحال داشتم از کار آموزشم برمی‌گشتم، پس طوری نیست.

00:02:15.450 --> 00:02:19.590
‫اول از همه، در مورد قضیه‌ی سندروم بلوغ آکاگی ایکومی بگم؛

00:02:19.590 --> 00:02:23.370
‫آزوساگاوا، فکر می‌کنم حدسیاتی که داشتی درست بودن.

00:02:23.370 --> 00:02:25.080
‫فکرشو می‌کردم.

00:02:25.080 --> 00:02:26.670
‫و یه‌چیز دیگه.

00:02:27.000 --> 00:02:27.720
‫این.

00:02:29.370 --> 00:02:32.130
‫این قضیه‌ای که می‌گه ارتباطی به تو نداره؟

00:02:34.130 --> 00:02:35.750
‫چرا احتمالاً داره.

00:02:35.750 --> 00:02:38.050
‫حتی یه دعوت‌نامه هم براش هست.

00:02:38.500 --> 00:02:41.960
‫آکاگی ایکومی هم در مورد این دورهمی کلاس‌تون خواب دیده، مگه نه؟

00:02:41.960 --> 00:02:44.750
‫توی خوابی که دید، اون باعث یه ضدوخورد شده.

00:02:44.750 --> 00:02:49.180
‫خب آزوساگاوا، از اونجایی که انگار محض احتیاط
‫از قبل یه کارهایی کردی، اون‌قدرها نگران نیستم.

00:02:49.750 --> 00:02:51.550
‫ولی بازم، مراقب باش.

00:02:51.550 --> 00:02:54.280
‫شاید اونی که مجروح می‌شه خودت باشی.

00:03:01.370 --> 00:03:04.360
‫شاید بهتر باشه یه مجله بذارم زیر لباسم.

00:03:20.450 --> 00:03:23.670
‫آها... شما همون فارغ‌التحصیلی بودین که باهامون تماس گرفت؟

00:03:23.670 --> 00:03:24.540
‫بله.

00:03:24.540 --> 00:03:26.620
‫لطفاً اسمتون رو اینجا بنویسین.

00:03:29.710 --> 00:03:31.020
‫عــا، ایشون؟

00:03:31.020 --> 00:03:36.950
‫یکی دیگه از دانش آموزهامون هم اومده بود که می‌خواست
‫برای گزارش دانشگاهش از مدرسه بازدید کنه.

00:04:05.070 --> 00:04:07.750
‫آکاگی تمام این‌مدت از کارت پشیمون بودی، نه؟

00:04:09.140 --> 00:04:13.590
‫اون‌موقع، وقتی سرتاپای خواهرمو زخم‌ها
‫و کبودی‌های عجیب گرفته بود...

00:04:13.590 --> 00:04:17.030
‫فقط می‌خواستم معلم و بقیه‌ی بچه‌های کلاس حرفمو باور کنن.

00:04:17.030 --> 00:04:20.270
‫می‌خواستم یکی پیدا شه که بهش کمک کنه.

00:04:21.090 --> 00:04:22.780
‫آزوساگاوا رد داده.

00:04:22.780 --> 00:04:24.600
‫عقلشو از دست داده.

00:04:26.440 --> 00:04:30.800
‫همیشه پشیمون بودی که اون‌موقع نتونستی بهم کمک کنی، مگه نه؟

00:04:31.940 --> 00:04:33.160
‫یکم فرق می‌کنه.

00:04:34.760 --> 00:04:36.830
‫چیزی که بابتش پشیمونم این بود که...

00:04:36.830 --> 00:04:43.430
‫دوستم گفت، «ایکومی، یه‌جوری جمعش کن!»
‫و منم نتونستم هیچ‌کاری انجام بدم.

00:04:44.260 --> 00:04:47.700
‫آخرش، خودم رو از اون قضیه کشیدم کنار...

00:04:47.700 --> 00:04:51.080
‫و نمی‌دونستم باید چی‌کار بکنم.

00:04:52.640 --> 00:04:57.160
‫امروز من رو کشوندی اینجا که فقط در مورد خاطرات قدیمی حرف بزنیم؟

00:04:57.160 --> 00:04:58.780
‫با یه پست الکی؟

00:04:59.160 --> 00:05:01.520
‫حالا بد شد کسی صدمه ندید؟

00:05:01.520 --> 00:05:02.660
‫درست می‌گی.

00:05:03.050 --> 00:05:05.320
‫ولی، این دیگه دفعه‌ی آخره، باشه؟

00:05:05.320 --> 00:05:08.020
‫به‌خاطر این ماجرا، دورهمی کلاس‌مون رو از دست دادم.

00:05:08.020 --> 00:05:11.240
‫خب، اینم خودش یه‌جور دورهمیه، غیر از اینه؟

00:05:11.240 --> 00:05:13.710
‫بالأخره توی کلاس قدیمی‌مونیم دیگه.

00:05:13.710 --> 00:05:15.900
‫شاید برای تو این‌طور باشه، آزوساگاوا-کون.

00:05:15.900 --> 00:05:17.670
‫واسه خودتم همین‌طوره،‌ آکاگی.

00:05:18.090 --> 00:05:20.750
‫به‌هرحال خودتم میومدی سر همین کلاس.

00:05:21.560 --> 00:05:24.000
‫حداقل، توی یه دنیای دیگه این‌طور بود.

00:05:28.510 --> 00:05:30.850
‫این باد خیلی نوستالژیکه.

00:05:31.290 --> 00:05:34.250
‫بوی دریا، خط افق...

00:05:37.820 --> 00:05:39.440
‫از کجا فهمیدی؟

00:05:39.440 --> 00:05:43.160
‫فکر کنم اولین‌باری که احساس کردم یه‌جای
‫کار می‌لنگه، توی مراسم ورودی بود.

00:05:43.510 --> 00:05:46.370
‫اون‌موقع خودت اومدی سمتم و سر صحبتو باز کردی،

00:05:46.370 --> 00:05:48.270
‫ولی بعدش دیگه هیچ خبری نشد، درسته؟

00:05:49.960 --> 00:05:54.120
‫خب، تا همین اواخر، خودمم خیلی بهش فکر نکرده بودم.

00:05:54.730 --> 00:05:57.030
‫پس... بعد از شب هالووین بود؟

00:05:57.030 --> 00:05:58.250
‫آره.

00:05:58.740 --> 00:06:01.230
‫از اون‌موقع، نمی‌تونستم چشممو روی این تناقضا ببندم.

00:06:01.610 --> 00:06:02.780
‫مثلاً؟

00:06:02.780 --> 00:06:04.960
‫برای مثال، صمیمیتت با کامیساتو.

00:06:05.400 --> 00:06:10.500
‫چون‌که توی اون دنیای دیگه من و ساکی
‫توی سال دوم و سوم همکلاسی بودیم.

00:06:10.500 --> 00:06:13.350
‫و بعدشم اون قضیه‌ی پلترگایست بود.

00:06:13.350 --> 00:06:17.900
‫احساساتی که مال آکاگی دنیای دیگه بود،
‫به این دنیا هم سرایت کرده بودن، درسته؟

00:06:18.390 --> 00:06:21.700
‫حتی اون نوشته‌های روی دستتم مال اون‌یکی آکاگی بودن، مگه نه؟

00:06:23.590 --> 00:06:26.140
‫تا اینجای کار، همه‌ش در حد حدسه، مگه نه؟

00:06:26.530 --> 00:06:29.970
‫وقتی آلبوم فارغ‌التحصیلی رو دیدم دیگه مطمئن شدم.

00:06:29.970 --> 00:06:31.790
‫مگه نگفتی انداختیش دور؟

00:06:32.120 --> 00:06:36.840
‫آکاگی گفتی یادت میاد... که من توی انشای
‫فارغ‌التحصیلی چی نوشته بودم، درسته؟

00:06:36.840 --> 00:06:39.980
‫«یه‌روزی، می‌خوام به مهربونی برسم.»

00:06:39.980 --> 00:06:42.160
‫هیچ‌وقت همچین چیزی ننوشتم.

00:06:42.670 --> 00:06:46.250
‫اونا کلماتی بودن که از یکی دیگه شنیده بودم.

00:06:46.690 --> 00:06:49.830
‫وقتی راهنمایی بودم، حتی همچین چیزی یادم نمیومد.

00:06:49.830 --> 00:06:52.310
‫برای همین امکان نداره من نوشته باشمش.

00:06:53.430 --> 00:06:58.490
‫منِ دنیای دیگه زودتر از خودم اون جمله رو به یاد آورده،

00:06:58.490 --> 00:07:00.850
‫تا بتونه توی متن انشای فارغ‌التحصیلی بنویستش.

00:07:01.640 --> 00:07:04.080
‫حتماً نسبت به من آدم بهتری بوده.

00:07:05.040 --> 00:07:09.040
‫برای من، این دنیا حس آرامش بیشتری داره.

00:07:09.040 --> 00:07:11.270
‫چون من نسخه‌ی ضعیف‌ترم؟

00:07:11.270 --> 00:07:12.130
‫آره.

00:07:12.880 --> 00:07:15.080
‫متن انشای فارغ‌التحصیلی من رو خوندی؟

00:07:15.480 --> 00:07:18.500
‫«می‌خوام آدم‌بزرگی بشم که بتونه به بقیه کمک کنه.»

00:07:18.500 --> 00:07:22.040
‫رویایی که داشتم توی اون دنیا هیچ‌وقت به واقعیت تبدیل نشد.

00:07:22.540 --> 00:07:24.870
‫چون اونجا یه آزوساگاوای قوی‌تر وجود داشت.

00:07:25.870 --> 00:07:29.570
‫وقتی راهنمایی بودم، اصلاً اجازه نداشتم کاری انجام بدم.

00:07:30.080 --> 00:07:34.600
‫حتی وقتی که برای خواهرت قلدری می‌کردن، آزوساگاوا-کون خودت رفتی...

00:07:35.080 --> 00:07:36.940
‫با گرفتن اتاق پخش حل‌و‌فصلش کردی.

00:07:36.940 --> 00:07:39.610
‫حقا که منِ اون دنیا خیلی اهل قرتی‌بازیه.

00:07:40.050 --> 00:07:41.780
‫توی دبیرستان هم همین‌طور بود.

00:07:42.180 --> 00:07:47.740
‫توی هر مشکلی می‌خواستم بهت کمک کنم،
‫خودت به تنهایی از پسش بر میومدی.

00:07:48.980 --> 00:07:51.930
‫اونی که به «کسی که می‌خوام بهش تبدیل»، تبدیل شد...

00:07:51.930 --> 00:07:53.850
‫من نبودم، تو بودی آزوساگاوا-کون

00:07:54.660 --> 00:07:56.870
‫حتی توی کنکور هم قبول نشدم،

00:07:56.870 --> 00:08:00.380
‫و نه تونستم دانشجو بشم، نه «کسی که می‌خواستم بهش تبدیل بشم».

00:08:02.820 --> 00:08:05.630
‫هیچی برام اون‌جور که باید پیش نرفت.

00:08:06.830 --> 00:08:08.760
‫برای همین هرروز فکرم شده بود این که...

00:08:09.680 --> 00:08:11.870
‫می‌خوام فرار کنم برم یه‌جای دیگه.

00:08:15.580 --> 00:08:16.790
‫و بعدش...

00:08:24.720 --> 00:08:26.470
‫اومدم به این دنیا.

00:08:27.700 --> 00:08:30.990
‫وقتی به خودم اومدم، داشتم توی مسیر درخت‌کاری‌شده‌ی دانشگاه قدم می‌زدم.

00:08:32.640 --> 00:08:35.660
‫و همون لحظه، تو رو پیدا کردم، آزوساگاوا-کون.

00:08:35.660 --> 00:08:38.250
‫آزوساگاوا-کون... خودتی؟

00:08:39.300 --> 00:08:41.330
‫آکاگی... خودتی؟

00:08:42.000 --> 00:08:45.640
‫اول فکر کردم دارم خواب می‌بینم، ولی بعدش فهمیدم خواب نیست.

00:08:46.010 --> 00:08:49.580
‫چون توی اون دنیای دیگه، ما یه‌بار همدیگه رو دیده بودیم.

00:08:51.840 --> 00:08:55.010
‫توی زمستون سال دوم‌مون، تو اومدی اونجا، مگه نه؟

00:08:55.730 --> 00:08:56.910
‫آزوساگاوا-کون.

00:08:56.910 --> 00:08:58.090
‫جــ ــ جانم؟

00:08:58.090 --> 00:08:59.770
‫امروز... تمیزکاری کلاس با توـه، درسته؟

00:09:00.170 --> 00:09:01.790
‫الان‌هاست که زنگ بخوره.

00:09:04.710 --> 00:09:06.230
‫خوب متوجهش شدی.

00:09:07.290 --> 00:09:09.610
‫چون‌که... همیشه داشتم نگاهت می‌کردم.

00:09:10.690 --> 00:09:13.240
‫هیچ‌وقت دلت نخواست برگردی؟

00:09:13.240 --> 00:09:16.120
‫نخواستم، و هنوزم نمی‌خوام.

00:09:16.630 --> 00:09:20.760
‫اینجا... دانشجوی همون دانشگاهی‌ام که می‌خواستم برم...

00:09:20.760 --> 00:09:23.000
‫و رهبر یه گروه داوطلبانه،

00:09:23.000 --> 00:09:24.210
‫و همین‌طور...

00:09:24.210 --> 00:09:26.110
‫یه قهرمان عدالت.

00:09:27.880 --> 00:09:31.740
‫توی این دنیا، تونستم به همونی تبدیل بشم که همیشه می‌خواستم.

00:09:31.740 --> 00:09:35.390
‫پس چرا منو به چالش کشیدی؟

00:09:35.940 --> 00:09:39.570
‫چون فکر کردم توی این دنیا، بالأخره می‌تونم شکستت بدم.

00:09:39.570 --> 00:09:45.050
‫پس چرا؟ حتی با اینکه باختی، انگار الان خیالت راحت شده.

00:09:45.650 --> 00:09:46.760
‫چون‌که...

00:09:47.770 --> 00:09:51.140
‫ته دلت، می‌خواستی یکی متوجه این قضیه بشه، نمی‌خواستی؟

00:09:51.140 --> 00:09:54.700
‫که این آکاگی ایکومی‌ای که اینجاست، واقعی نیست.

00:09:55.030 --> 00:09:57.160
‫چرا... همچین فکری می‌کنی؟

00:09:57.160 --> 00:10:01.460
‫چون تو از اوناش نیستی که بتونی خودتو بابت فرار کردن ببخشی.

00:10:01.920 --> 00:10:05.160
‫واسه همین می‌خواستی یکی از این حقه‌ای که سوار کردی باخبر بشه.

00:10:06.360 --> 00:10:09.090
‫پس آره... گمونم می‌تونی بگی...

00:10:09.460 --> 00:10:12.090
‫«آکاگی، تونستم پیدات کنم.»

00:10:17.700 --> 00:10:22.000
‫وقتی بچه بودم... همیشه توی قایم‌موشک خیلی خوب بودم.

00:10:23.310 --> 00:10:27.560
‫ولی... هیچ‌وقت فکر نکردم می‌تونم تا ابد این‌جوری بمونم.

00:10:28.470 --> 00:10:31.880
‫وقتی کسی نفهمید، وقتی کسی متوجه نشد...

00:10:32.410 --> 00:10:34.970
‫کم‌کم شروع کردم به فراموش‌کردن هویت واقعیم.

00:10:36.220 --> 00:10:40.360
‫اون منی که همه داشتن می‌دیدن، آکاگی ایکومی واقعی نبود.

00:10:41.320 --> 00:10:45.330
‫وقتی حتی نسخه‌ی «جایگزین من» براشون کافیه، پس دیگه من واقعاً چی‌ام؟

00:10:45.330 --> 00:10:46.930
‫ذهنم درگیر این موضوع بود.

00:10:47.690 --> 00:10:50.090
‫الان تونستی یکم درکش کنی، مگه نه؟

00:10:51.200 --> 00:10:52.680
‫اصلاً و ابداً.

00:10:53.460 --> 00:10:57.940
‫آکاگی، تو یه آدم حریصی که می‌خواد همه‌چیو خودش تنهایی به دوش بکشه.

00:10:59.520 --> 00:11:03.750
‫به‌طرز احمقانه‌ای جدی هستی، و حتی توی
‫کاسپلی پرستار هم خیلی خوشگل می‌شی.

00:11:04.530 --> 00:11:05.880
‫آکاگی همچین آدمیه.

00:11:10.530 --> 00:11:11.590
‫چی می‌گی تو؟

00:11:15.640 --> 00:11:18.300
‫اون‌روزم همین‌طوری قدم می‌زدیم.

00:11:18.300 --> 00:11:19.420
‫آره.

00:11:19.420 --> 00:11:21.550
‫یادت میاد در مورد چی حرف می‌زدیم؟

00:11:22.430 --> 00:11:25.580
‫ولی... آخه چرا همچین دبیرستانی رو انتخاب کردی؟

00:11:26.240 --> 00:11:29.340
‫آخه می‌تونستی جاهای بهتر از اینم بری.

00:11:33.040 --> 00:11:34.370
‫آزوساگاوا-کون...

00:11:37.380 --> 00:11:39.530
‫هیچی. فراموشش کن.

00:11:43.450 --> 00:11:45.350
‫حرف‌هایی که اون‌موقع می‌خواستی بزنی...

00:11:45.970 --> 00:11:48.100
‫موفق شدی به منِ اون دنیا بگی؟

00:11:48.440 --> 00:11:52.410
‫اگه اون‌موقع حرفم رو تا آخر می‌زدم، چی‌کار می‌کردی، آزوساگاوا-کون؟

00:11:52.410 --> 00:11:54.930
‫احتمالاً از خوشحالی بال در میاوردم.

00:11:55.310 --> 00:11:57.700
‫حتی با اینکه اون‌موقع یه دوست‌دختر فوق‌العاده داشتی؟

00:11:58.070 --> 00:12:02.160
‫من از اون آدما نیستم که اگه یکی بگه دوستم داره ناراحت بشم.

00:12:02.540 --> 00:12:06.500
‫آزوساگاوا-کون... هیچ‌وقت به سؤال‌هایی که
‫ازت می‌پرسن جواب سرراست نمی‌دی، مگه نه؟

00:12:06.960 --> 00:12:08.210
‫آکاگی، خودتم همینی.

00:12:25.410 --> 00:12:26.930
‫اینجا آخر خطه.

00:12:28.570 --> 00:12:29.810
‫به همین زودی؟

00:12:30.490 --> 00:12:32.360
‫مثل اینکه الان همه‌چی آماده‌ست.

00:12:32.360 --> 00:12:33.020
‫ها؟

00:12:33.480 --> 00:12:35.990
‫یه پیام از طرف اون‌یکی من دارم.

00:12:39.070 --> 00:12:41.570
توی دورهمی کلاس منتظرتم

00:12:43.450 --> 00:12:44.280
‫دیدیش؟

00:12:44.280 --> 00:12:46.760
‫آکاگی می‌خواد چی‌کار کنه؟!

00:12:49.160 --> 00:12:50.190
‫بای‌بای.

00:13:05.220 --> 00:13:06.580
‫یه لحظه وایسا...!

00:13:12.390 --> 00:13:15.300
‫هنوز وقت دارم به جشن دورهمی برسم، نه؟!

00:13:28.080 --> 00:13:29.120
‫ای‌وای!

00:13:29.120 --> 00:13:30.460
‫آره یادمه!

00:13:41.560 --> 00:13:43.680
‫چرا من باید همچین کاری بکنم؟!

00:13:52.750 --> 00:13:54.130
‫هوی، اون...

00:13:56.040 --> 00:13:57.980
‫آزوساگاواست، مگه نه؟

00:13:57.980 --> 00:13:58.650
‫چرا؟

00:13:58.650 --> 00:14:00.010
‫کی دعوتش کرد؟

00:14:00.010 --> 00:14:01.280
‫من از کجا بدونم؟

00:14:05.290 --> 00:14:06.290
‫آکاگی.

00:14:10.240 --> 00:14:11.540
‫ایکومی اونجا بود؟!

00:14:11.540 --> 00:14:12.670
‫امکان نداره!

00:14:12.670 --> 00:14:13.720
‫از کی اونجا بود؟

00:14:15.070 --> 00:14:18.730
‫الان تقریباً یک‌ساعته که اینجام.

00:14:19.620 --> 00:14:24.060
‫از اون لحظه‌ای که فوجینو-کون رسید و برای سلامتی همه سخنرانی کرد.

00:14:24.520 --> 00:14:27.160
‫از وقتی تانیمورا-سان مست کرد و لیوانش رو شکست.

00:14:27.610 --> 00:14:30.930
‫از وقتی ناکای-کون به آیوزاوا-سان اعتراف کرد.

00:14:31.450 --> 00:14:32.980
‫تمام این مدت همین‌جا بودم.

00:14:38.120 --> 00:14:40.570
‫خیلی‌وقته ندیدمت، آزوساگاوا-کون.

00:14:41.500 --> 00:14:43.740
‫من رو یادت میاد؟

00:14:43.740 --> 00:14:45.110
‫یادم رفته بود.

00:14:46.140 --> 00:14:47.870
‫قلبم به درد اومد.

00:14:52.700 --> 00:14:54.290
‫همه‌تون دیدین، مگه نه؟

00:14:54.600 --> 00:14:57.160
‫منم سندروم بلوغ داشتم.

00:14:57.160 --> 00:14:58.940
‫یه لحظه وایسا، آکاگی!

00:14:58.940 --> 00:15:00.720
‫این چیزها شوخی‌بردار نیست!

00:15:00.720 --> 00:15:05.170
‫اگه فکر می‌کنین شعبده‌بازی کردم،
‫کسی هست بتونه توضیح بده چطور انجامش دادم؟

00:15:06.490 --> 00:15:08.750
‫سندروم بلوغ واقعاً وجود داره.

00:15:09.330 --> 00:15:10.540
‫این یه حقیقته.

00:15:11.350 --> 00:15:13.880
‫اونی که اشتباه می‌کرد آزوساگاوا-کون نبود.

00:15:13.880 --> 00:15:15.690
‫ماها بودیم.

00:15:17.150 --> 00:15:19.190
‫الان دیگه این حرف‌ها رو نزن، ایکومی!

00:15:19.190 --> 00:15:22.440
‫سندروم بلوغ؟ خسته شدم دیگه!

00:15:22.440 --> 00:15:25.420
‫بابت همین قضیه، پدر و مادرم همیشه سرزنشم می‌کنن،

00:15:25.420 --> 00:15:28.020
‫حتی توی دبیرستانم همه ازم درباره‌ی دوران راهنمایی می‌پرسیدن،

00:15:28.020 --> 00:15:30.090
‫عین خلافکارها باهام رفتار می‌کردن!

00:15:30.460 --> 00:15:33.000
‫حتی همین امروز، برای اومدن به اینجا استرس داشتم!

00:15:33.330 --> 00:15:35.020
‫ولی خوشحالم اومدم.

00:15:35.020 --> 00:15:39.480
‫چون وقتی باهم حرف زدیم، یادم افتاد روزهای خوبی هم داشتیم.

00:15:40.000 --> 00:15:42.400
‫دوباره همه‌چی رو خراب نکن!

00:15:42.400 --> 00:15:44.880
‫مخصوصاً با خزعبلاتی مثل سندروم بلوغ!

00:15:44.880 --> 00:15:46.350
‫راست می‌گه، ایکومی!

00:15:46.350 --> 00:15:47.840
‫اصلاً می‌خوای چی‌کار کنی؟!

00:15:48.460 --> 00:15:51.560
‫رینا، اگه این‌قدر استرس داشتی، پس چرا اومدی اینجا؟

00:15:52.860 --> 00:15:55.760
‫بقیه‌تونم همین‌طور. اگه این‌قدر استرس داشتین، چرا اومدین؟

00:15:56.960 --> 00:15:59.740
‫«در مورد دورهمی امروز خواب دیدم.»

00:15:59.740 --> 00:16:01.350
‫رینا، تو هم همین رو نوشتی، مگه نه؟

00:16:01.870 --> 00:16:05.990
‫همه‌تون به سندروم بلوغ می‌خندین، ولی هشتگ رویابینی رو باور می‌کنین.

00:16:08.100 --> 00:16:11.830
‫همه‌تون همین‌طورین. اون‌موقع هم همه‌تون همین رو می‌گفتین، نه؟

00:16:12.230 --> 00:16:13.890
‫«آزوساگاوا عقلشو از دست داده.»

00:16:14.680 --> 00:16:17.790
‫ولی حقیقت اینه؛ اونی که عقلشو از دست داد بودیم.

00:16:18.280 --> 00:16:22.440
‫از روی نادونی، آزوساگاوا کون رو دست انداختیم، بهش آسیب زدیم،

00:16:22.960 --> 00:16:25.550
‫بهش برچسب بی‌عقلی زدیم،

00:16:25.930 --> 00:16:27.970
‫و زندگیش رو نابود کردیم.

00:16:29.370 --> 00:16:31.050
‫حتی وقتی فهمیدیم اشتباه کردیم،

00:16:31.580 --> 00:16:35.060
‫هیچ‌وقت جبران نکردیم، فقط خندیدیم، گذشتیم و رفتیم.

00:16:35.060 --> 00:16:36.560
‫این خیلی بدتره.

00:16:36.860 --> 00:16:40.230
‫حتی اگه اینا رو هم بگی، الان دیگه خیلی دیره!

00:16:41.410 --> 00:16:42.760
‫رینا راست می‌گه.

00:16:43.160 --> 00:16:46.560
‫به خاطر اون اتفاق، اوضاع برای من هم هیچ‌وقت خوب پیش نرفت.

00:16:47.090 --> 00:16:50.240
‫حتی وقتی وارد دبیرستان شدم، اصلاً خوش نگذشت.

00:16:50.840 --> 00:16:52.250
‫هرروزش برام عذاب بود.

00:16:52.730 --> 00:16:54.280
‫اونقدری که هنوز غمش توی دلمه.

00:16:54.880 --> 00:16:56.550
‫پس چرا...؟

00:16:56.550 --> 00:16:58.000
‫با این‌حال،

00:16:58.330 --> 00:17:01.970
‫تنها کسی که حق داره بگه «دیگه خیلی دیره»، آزوساگاوا-کونه و بس.

00:17:12.510 --> 00:17:13.760
‫شوخی کــــردم!

00:17:14.120 --> 00:17:16.890
‫پسر... گل کاشتی، آکاگی.

00:17:17.290 --> 00:17:19.360
‫من و آکاگی باهم به یه دانشگاه می‌ریم.

00:17:19.360 --> 00:17:22.700
‫وقتی شنیدم قراره جشن دورهمی باشه، ازش خواستم کمکم کنه.

00:17:22.700 --> 00:17:23.810
‫نه، این‌طور نیست—

00:17:23.810 --> 00:17:25.730
‫حقه‌ی جالبی بود دوستان، مگه نه؟

00:17:25.730 --> 00:17:28.240
‫هنر بازیگری آکاگی هم رودست نداره!

00:17:28.690 --> 00:17:30.400
‫همه‌ش یه شوخی بود!

00:17:30.400 --> 00:17:34.650
‫حرف زدن در مورد وقایع دوران راهنمایی دیگه جداً مال عهد دقیانوسه.

00:17:34.650 --> 00:17:37.580
‫زندگی من که نابود نشده بابا.

00:17:37.580 --> 00:17:42.370
‫راستش، فکر کنم خیلی خوشبخت‌تر از همه‌ی شماها هم هستم

00:17:42.370 --> 00:17:47.880
‫احتمالاً همه‌تون خبر دارین دیگه، من با همون ساکوراجیما مای معروف تو رابطه‌م!

00:17:47.880 --> 00:17:51.380
‫خب، گمونم می‌شه گفت منم به نوعی «حقتونو گذاشتم کف دست‌تون»!

00:17:55.450 --> 00:17:58.020
‫یعنی قرار بود قسمت خنده‌دارش باشه ها.

00:17:58.540 --> 00:18:00.730
‫امروزم اومده بودم اینجا که همینو بگم.

00:18:01.090 --> 00:18:02.190
‫شرمنده مزاحم شدم.

00:18:02.470 --> 00:18:03.120
‫فعلاً!

00:18:35.250 --> 00:18:37.050
‫الان راضی شدی؟

00:18:37.570 --> 00:18:38.930
‫راضی شدم؟

00:18:39.250 --> 00:18:42.240
‫همه‌چیز طبق نقشه‌ت پیش رفت، نه؟

00:18:42.240 --> 00:18:44.240
‫نقشه؟ چی می‌گی؟

00:18:44.240 --> 00:18:46.640
‫همه‌ی همکلاسی‌های دوران راهنمایی‌مونو جمع کردی...

00:18:46.640 --> 00:18:51.320
‫و مجبورشون کردی وجود سندرم بلوغ رو جلوی من قبول کنن.

00:18:52.690 --> 00:18:55.410
‫واسه همین این جشن دورهمی رو ترتیب دادی، نه؟

00:18:56.410 --> 00:18:59.890
‫بعدشم با هشتگ رویابینی منو کشوندی اینجا،

00:18:59.890 --> 00:19:02.680
‫و اون دروغ بزرگ رو در مورد دعوا و ضرب‌و‌شتم سرهم کردی.

00:19:03.870 --> 00:19:06.330
‫حالا که فهمیدی، دیگه نیازی نیست پنهانش کنم.

00:19:06.680 --> 00:19:09.470
‫از کی داشتی اینو برنامه‌ریزی می‌کردی؟

00:19:09.980 --> 00:19:12.350
‫از وقتی خودم سندرم بلوغ گرفتم.

00:19:12.840 --> 00:19:14.870
‫فکر می‌کردم دارم کار درستی می‌کنم.

00:19:15.700 --> 00:19:21.300
‫وقتی توی مراسم ورودی دانشگاه دیدمت، شوکه شدم.

00:19:21.900 --> 00:19:25.350
‫آزوساگاوا-کون، طوری اونجا ایستاده بودی انگار هیچ اتفاقی نیفتاده بود،

00:19:25.800 --> 00:19:29.480
‫طوری لبخند می‌زدی، که انگارهمه‌چیز رو فراموش کردی.

00:19:30.540 --> 00:19:35.540
‫درحالی که من هنوز درگیر گذشته بودم،
‫از خودم خجالت می‌کشیدم، به هیچ‌جا هم نرسیده بودم.

00:19:36.320 --> 00:19:39.120
‫طاقت نداشتم که من رو این شکلی ببینی.

00:19:40.220 --> 00:19:42.700
‫تو اون دوران رو پشت‌سر گذاشته بودی،

00:19:42.700 --> 00:19:44.700
‫ولی من حتی یه قدم هم برنداشته بودم.

00:19:45.510 --> 00:19:49.520
‫احساس بدبختی می‌کردم، و نمی‌تونستم دیگه یه لحظه هم اونجا بمونم.

00:19:49.520 --> 00:19:52.510
‫فقط می‌خواستم فرار کنم، از ته دل.

00:19:59.820 --> 00:20:02.600
‫به جای خیلی دوری هم فرار کردی.

00:20:03.010 --> 00:20:06.980
‫اولش، واقعاً فکر کردم دارم خواب می‌بینم.

00:20:07.830 --> 00:20:11.230
‫ولی بعد از اینکه یه روز کامل اونجا گذروندم،

00:20:11.710 --> 00:20:14.610
‫وقتی فردا صبحش بیدار شدم،

00:20:15.130 --> 00:20:16.920
‫هنوز توی همون دنیای دیگه بودم.

00:20:18.240 --> 00:20:20.660
‫دیگه مجبور بودم قبول کنم واقعیت همینه.

00:20:21.680 --> 00:20:23.920
‫نمی‌خواستی برگردی اینجا؟

00:20:24.350 --> 00:20:25.950
‫چرا، نگران بودم.

00:20:25.950 --> 00:20:30.980
‫ولی بعد از یه ماه، کم‌کم به این فکر افتادم که شاید همین‌طوری اوضاع بهتر باشه.

00:20:31.560 --> 00:20:34.710
‫برای آکاگی، حتماً دنیای خیلی راحتی بوده.

00:20:35.090 --> 00:20:36.590
‫خیلی بیشتر از اینجا.

00:20:37.420 --> 00:20:43.640
‫اونجا که بودم، توی کنکور قبول نشده بودم و
‫داشتم برای آزمون مجدد آماده می‌شدم.

00:20:43.640 --> 00:20:46.800
‫این‌طوری، دیگه توی دانشگاه مجبور نمی‌شدی ریخت منو ببینی.

00:20:47.190 --> 00:20:49.020
‫چیزی که باعث شد اوضاع آسون‌تر بشه...

00:20:49.570 --> 00:20:52.870
‫این بود که اتفاقات مربوط به دوران راهنمایی حل شده بود.

00:20:53.240 --> 00:20:57.500
‫شنیدم برای کمک به خواهرم اتاق پخش رو گرفته بودم دستم.

00:20:57.500 --> 00:21:00.550
‫برای همین فکر کردم می‌تونم دوباره از نو شروع کنم.

00:21:01.080 --> 00:21:04.800
‫توی این دنیا، باور داشتم می‌تونم کسی بشم که می‌خواستم.

00:21:04.800 --> 00:21:07.660
‫آکاگی اون دنیا هم همین حرفو می‌زد.

00:21:09.340 --> 00:21:10.920
‫می‌گم، آزوساگاوا-کون...

00:21:12.280 --> 00:21:16.300
‫چطور می‌تونم اون نسخه‌ی بی‌عرضه و بی‌چاره‌ی خودم رو فراموش کنم؟

00:21:17.660 --> 00:21:19.170
‫کاری نداره که.

00:21:20.110 --> 00:21:21.040
‫واقعاً؟

00:21:21.430 --> 00:21:26.060
‫هرروز صبحانه بخور، برو مدرسه، بشین سر کلاسات،

00:21:26.060 --> 00:21:30.350
‫با دوستات بحثای چرت‌و‌پرت بکن، برو سر کار، یه دوش بگیر،

00:21:30.350 --> 00:21:32.370
‫مسواک بزن، بعدشم بگیر بخواب.

00:21:32.800 --> 00:21:36.200
‫البته، مطمئنم بعضی شبا هم هستن
‫که اتفاقای بد بازم یادت میان.

00:21:36.570 --> 00:21:41.690
‫ولی این‌جور مواقع فقط یکم توی تخت غلت می‌زنی،
‫بعدش تا به خودت بیای، می‌بینی خوابت برده.

00:21:42.080 --> 00:21:44.680
‫ساعت زنگ می‌خوره و به بدترین حالت از خواب بیدار می‌شی.

00:21:45.060 --> 00:21:48.440
‫ولی بعدش صبحانه می‌خوری و باز دوباره می‌ری مدرسه.

00:21:49.050 --> 00:21:51.080
‫تا کی باید این کار رو ادامه بدم؟

00:21:51.080 --> 00:21:53.390
‫من از کجا بدونم؟

00:21:53.390 --> 00:21:54.520
‫راست می‌گی.

00:21:55.160 --> 00:21:58.630
‫واقعاً که بی‌عرضه و خسته‌کننده‌م.

00:21:58.630 --> 00:22:01.180
‫حداقل امروز این قضیه رو فهمیدی.

00:22:02.280 --> 00:22:06.320
‫نه فردا، نه پس‌فردا، نه هفته‌ی بعد یا یه سال بعدش.

00:22:07.270 --> 00:22:09.610
‫واقعاً مسیر پرپیچ‌و‌خمی بود تا رسیدم اینجا.

00:22:11.710 --> 00:22:12.980
‫ولی خوشحالم «امروز» بود.

00:22:14.080 --> 00:22:14.960
‫دقیقاً.

00:22:18.490 --> 00:22:20.240
‫همه خشک‌شون زده بود.

00:22:20.730 --> 00:22:22.930
‫وقتی داشتی پُز دوست‌دختر سلبریتی‌ت رو می‌دادی.

00:22:22.930 --> 00:22:25.990
‫می‌گن اصلاً چنین دورهمی‌هایی مال فخر فروختنه.

00:22:25.990 --> 00:22:28.390
‫ولی واقعاً خیلی نامردی بود.

00:22:28.390 --> 00:22:31.040
‫یادم باشه بعداً از مای-سان تشکر کنم.

00:22:31.040 --> 00:22:33.670
‫آخه، کل امروز حسابی هوامو داشت.

00:22:33.690 --> 00:22:40.690
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:41.420 --> 00:22:43.930
‫۲۸ نـــوامـــبـــر

00:22:45.070 --> 00:22:46.450
‫می‌گم، مای-سان...

00:22:47.610 --> 00:22:51.020
‫باید بابت یه‌چیزی ازت معذرت‌خواهی کنم.

00:22:51.020 --> 00:22:52.360
‫بازم خیانت کردی؟

00:22:52.360 --> 00:22:54.470
‫کی بهت خیانت کردم آخه؟

00:22:54.470 --> 00:22:57.700
‫همیشه‌ی خدا زود می‌ری با یه دختر دوست می‌شی.

00:22:57.700 --> 00:22:59.900
‫دیروز، حسابی پُز دادم...

00:23:00.270 --> 00:23:02.790
‫گفتم با ساکوراجیما مای تو رابطه‌م.

00:23:02.790 --> 00:23:06.440
‫اشکالی نداره که. مگه حقیقتم همین نیست؟

00:23:06.440 --> 00:23:08.430
‫خب، راستم می‌گی.

00:23:08.430 --> 00:23:13.290
‫یا نکنه می‌خوای بگی من دوست‌دختری نیستم که ارزش پُزدادن داشته باشه؟

00:23:15.140 --> 00:23:16.380
‫یه لحظه وقت دارین؟

00:23:17.690 --> 00:23:19.250
‫راحت باش.
‫نه‌خیر، نداریم.

00:23:20.370 --> 00:23:23.020
‫آکاگی-سان بودین، درسته؟ بفرمایین بشینین.

00:23:25.110 --> 00:23:27.220
‫من که مزاحم‌تون نیستم؟

00:23:27.220 --> 00:23:30.850
‫نه، این موضوع به شما هم مربوط می‌شه، ساکوراجیما-سان.

00:23:31.300 --> 00:23:32.600
‫به من؟

00:23:33.650 --> 00:23:34.600
‫این رو ببینین.

00:23:34.600 --> 00:23:37.980
‫یه پیغام از آزوساگاوا این‌جا
‫برای آزوساگاوا اون‌جا!

00:23:38.300 --> 00:23:39.450
‫این که...

00:23:39.450 --> 00:23:40.980
‫نگران نباش.

00:23:40.980 --> 00:23:44.240
‫من همونم که توی این دنیا متولد شده.

00:23:44.590 --> 00:23:46.430
‫خب، این پیام چیه؟

00:23:49.990 --> 00:23:52.490
‫کیریشیما توکو رو پیدا کن! مای در خطره!

00:23:52.514 --> 00:23:55.214
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:56.000 --> 00:23:58.980
‫آفرین آزوساگاوا-کون، عجب شیطونی هستی.
قسمت بعد - راز و قول