﻿WEBVTT

00:00:00.836 --> 00:00:07.836
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:08.860 --> 00:00:10.110
‫جلوی رفیقات...

00:00:10.820 --> 00:00:13.070
‫اینقدر خودت رو سرسخت نشون نده،

00:00:13.480 --> 00:00:15.070
‫ناتسوکی سوبارو!

00:00:15.570 --> 00:00:18.060
‫کله‌ات شدیداً بهم‌ریخته و آشفته‌ست،

00:00:18.060 --> 00:00:20.240
‫و نمی‌دونی چیکار کنی، درست نمیگم؟

00:00:20.850 --> 00:00:23.540
‫همه‌ش تو موقعیت‌هایی قرار می‌گیری
‫که باید دستتو برا کمک دراز کنی،

00:00:23.540 --> 00:00:26.230
‫ولی هم دست‌هات و هم مغزت ناتوان‌تر
‫از چیزین که بتونن به چیزی برسن.

00:00:26.230 --> 00:00:29.880
‫در نتیجه آخرش به این می‌رسی که با
‫دستپاچگی اینور اونور تلو تلو بخوری، نه؟

00:00:31.940 --> 00:00:33.510
‫می‌شنوی چی میگم؟

00:00:34.060 --> 00:00:36.720
‫اگه می‌شنوی، یه چی بگو!

00:00:37.350 --> 00:00:38.550
‫این دیگه برا چی بود؟!

00:00:40.690 --> 00:00:43.120
‫بالأخره عصبانیتت آروم شد،

00:00:43.120 --> 00:00:45.330
‫ولی یادت رفت حواست به راه رفتنت باشه.

00:00:45.330 --> 00:00:48.600
‫همین به تنهایی شخصیتت رو کامل توصیف می‌کنه، نه؟

00:00:48.600 --> 00:00:49.540
‫رقت‌انگیزه.

00:00:49.540 --> 00:00:51.630
‫واقعاً؟!

00:00:56.910 --> 00:00:59.660
‫این جداً تمام قدرتیه که داری.

00:01:00.590 --> 00:01:04.120
‫اینکه جلوی دختری که عاشقشی
‫ادای سرسخت‌ها رو در بیاری عیب نداره.

00:01:04.500 --> 00:01:07.610
‫و تو هم می‌تونی جلوی دختری که از تو
‫خوشش میاد، ادای سرسخت‌ها رو در بیاری.

00:01:07.610 --> 00:01:08.830
‫هیچکس به این گیری نمیده.

00:01:09.390 --> 00:01:11.800
‫ولی ته تهش همینه!

00:01:12.610 --> 00:01:14.800
‫می‌دونی که به اندازه‌ی کافی خوب نیستی، مگه نه؟

00:01:14.800 --> 00:01:16.680
‫می‌دونی که دستت نمی‌رسه، مگه نه؟

00:01:17.080 --> 00:01:19.550
‫می‌خوای جلوی دختری که ازش خوشت میاد
‫خوب جلوه کنی، مگه نه؟

00:01:19.550 --> 00:01:23.000
‫می‌خوای کسی باشی که اون دختری که ازش
‫خوشت میاد بهت افتخار کنه، مگه نه؟

00:01:23.760 --> 00:01:27.100
‫پس چرا کمک کسی رو قبول نمی‌کنی؟!

00:01:27.760 --> 00:01:28.940
‫یکی مثلِ...

00:01:29.530 --> 00:01:30.770
‫یه دوست!

00:01:35.250 --> 00:01:38.070
‫من به یکی دیگه تکیه کردم.

00:01:38.070 --> 00:01:39.840
‫درخواست کمک کردم.

00:01:40.630 --> 00:01:42.270
‫ولی جواب نداد.

00:01:43.920 --> 00:01:44.620
‫شاید...

00:01:45.440 --> 00:01:49.830
‫ولی یادم نیست تا حالا
‫از من درخواست کمک کرده باشی.

00:01:50.080 --> 00:01:51.920
‫نـ-نه، منظو...

00:01:58.400 --> 00:02:00.490
‫تو کله‌ام پر از سوال مواله.

00:02:01.130 --> 00:02:04.160
‫پر از چیزهاییه که حتی اگه
‫بهت بگم هم، باور نمی‌کنی.

00:02:04.630 --> 00:02:06.980
‫نمی‌دونم از کجا شروع کنم...

00:02:07.680 --> 00:02:10.690
‫فقط شروع کن.
‫تا آخرش به حرفات گوش میدم.

00:02:11.370 --> 00:02:13.320
‫ولی در اون‌صورت-

00:02:13.320 --> 00:02:16.430
‫مگه بهت نگفتم اون شکلی
‫ادای سرسخت‌ها رو در نیار؟!

00:02:16.430 --> 00:02:19.330
‫اگه اینقدر وقت داری که همه‌چیزو
‫توی کله‌ات بیش از حد پیچیده کنی،

00:02:19.330 --> 00:02:20.820
‫پس یه راست همه‌ش رو بریز بیرون!

00:02:20.820 --> 00:02:22.550
‫گفتنش برای تو راحته، ولی من-

00:02:22.550 --> 00:02:24.680
‫کل اون سوال موال‌ها رو بریز بیرون!

00:02:24.680 --> 00:02:28.220
‫و وقتی تموم شد،
‫فقط بهم بگو که باورت کنم!

00:02:28.220 --> 00:02:29.850
‫چون دوستتم، باشه؟

00:02:36.050 --> 00:02:39.550
‫شاید باورم نکنی، ولی...

00:02:52.630 --> 00:02:53.650
‫رزوال!

00:02:58.480 --> 00:02:59.810
‫بیا شرط ببنیدم،

00:02:59.810 --> 00:03:02.990
‫سر آرزوی خودم و خودت!

00:03:06.980 --> 00:03:13.830
‫بدون شک انتظار نداشتم تو رو
‫دوباره توی این زندگیت ببینم.

00:03:14.430 --> 00:03:17.230
‫این آخرین مسابقه‌ی من و توئه.

00:03:17.620 --> 00:03:21.970
‫قراره به هر قیمتی که شده،
‫توی همین دور پناهگاه و عمارتو نجات بدم.

00:03:22.440 --> 00:03:25.500
‫و تک تک نقشه‌هات رو ‫نقش بر آب می‌کنم.

00:03:25.840 --> 00:03:29.010
‫تو می‌خوای حالا که منو تحت کنترل خودت داری،
‫دوباره از اول شروع کنی.

00:03:29.010 --> 00:03:33.740
‫و تنها قدرتی که ‫داری رو بیخیال شی؟

00:03:35.060 --> 00:03:38.280
‫اینکه بتونی از اول شروع کنی
‫با اینکه نجاتشون بدی، فرق دارن.

00:03:39.530 --> 00:03:41.780
‫ولی من و تو جفتمون زیادی مغروریم.

00:03:42.270 --> 00:03:45.540
‫این قدرت اونقدرا هم بدردبخور نیست.

00:03:46.770 --> 00:03:48.640
‫اگه به فرض این آخرین بار باشه،

00:03:49.110 --> 00:03:51.730
‫از من چی می‌خوای؟

00:03:51.730 --> 00:03:53.500
‫درخواستم ساده‌ست.

00:03:54.160 --> 00:03:57.840
‫اگه هم عمارت و هم پناهگاه رو نجات دادم،

00:03:58.290 --> 00:04:00.950
‫اون کتابو میندازی دور و باهام میای.

00:04:00.950 --> 00:04:02.930
‫قراره امیلیا رو حاکم جدید کنم،

00:04:02.930 --> 00:04:06.180
‫و برای اینکار به کمکت نیاز دارم.

00:04:07.790 --> 00:04:08.640
‫چرند نگو.

00:04:09.090 --> 00:04:11.870
این پیشنهاد کاملاً کژه.

00:04:11.870 --> 00:04:13.230
‫فکر کردی می‌تونی منو بابت کار-

00:04:13.230 --> 00:04:15.850
‫اگه مسئله بخشیدنت بود،

00:04:15.850 --> 00:04:18.250
‫عمراً همچین کاری نمی‌کردم.

00:04:18.620 --> 00:04:21.030
‫ولی اون مشکلیه برای قلب من، نه کس دیگه‌ای.

00:04:22.610 --> 00:04:25.860
‫هنوز اتفاق مرگباری رخ نداده،

00:04:25.860 --> 00:04:28.200
‫پس اگه بتونم اینو حل کنم...
‫گرفتی چی شد؟

00:04:28.730 --> 00:04:31.410
‫چطور یه ایده می‌تونه تا این حد بی‌دردسر باشه؟

00:04:31.780 --> 00:04:35.050
‫خب، من عاشق ایده‌های بی‌دردسرم!

00:04:35.050 --> 00:04:37.620
‫امیلیا برای اینکه حاکم بعدی بشه،
‫تمام تلاششو می‌کنه...

00:04:37.620 --> 00:04:40.160
‫و منم کنارش خواهم بود تا بهش تبریک بگم.

00:04:40.160 --> 00:04:43.010
‫می‌خوام تو هم جزء کسایی باشه که
‫اطرافش خواهند بود.

00:04:43.860 --> 00:04:45.720
‫فقط محض اطلاع، شرکت در اون اجباریه!

00:04:47.220 --> 00:04:51.320
‫انتظار داری خواسته‌ات بدون اینکه
‫بیخیال چیزی بشی، برآورده شه؟

00:04:51.320 --> 00:04:54.290
‫فقط همین هم نیست،
‫میگی وجود منم اجباریه...

00:04:54.290 --> 00:04:56.810
‫و اصرار می‌کنی که منو در آینده
‫جزء پایه و اساس‌ها قرار بدی؟

00:04:57.660 --> 00:04:59.650
‫می‌دونی دیگه، سوبارو-کون؟

00:05:00.180 --> 00:05:01.110
‫چیو؟

00:05:01.690 --> 00:05:06.570
‫از طمعِ محض این راه‌حل.

00:05:14.280 --> 00:05:17.720
‫دشمن تو شده
‫قوی‌ترین کارت داخل بازی.

00:05:17.720 --> 00:05:19.830
‫هنوزم برات کافی نیست؟

00:05:24.160 --> 00:05:26.250
‫مهم نیست چطور باهاش بجنگی،

00:05:26.250 --> 00:05:28.120
‫نمی‌تونی ازش رد بشی.

00:05:28.510 --> 00:05:31.730
‫با امیلیا-سامایی که نمی‌تونه
‫رو پاش وایسه، حصار سرجاش می‌مونه.

00:05:32.200 --> 00:05:34.170
‫پناهگاه پوشیده از برف می‌شه،

00:05:34.170 --> 00:05:36.390
‫و عمارت غرق فاجعه‌ی خونین می‌شه.

00:05:36.390 --> 00:05:39.770
‫آره، که باعث می‌شه تماشای گریه
‫کردنت از قبل هم لذت بخش‌تر بشه.

00:05:41.730 --> 00:05:44.720
‫که اینطور. درست میگی.

00:05:44.720 --> 00:05:48.110
‫ایده‌ی بدی نیست که آماده‌سازی‌های لازم
‫رو برای منِ بعدی انجام بدم.

00:05:49.520 --> 00:05:52.330
‫پس می‌تونم اینو اینطور برداشت کنم
‫که تو با شرط‌بندی موافقی؟

00:05:55.740 --> 00:05:59.260
‫خب، حالا که قضیه حل شد
‫می‌تونم شروع کنم.

00:06:00.100 --> 00:06:01.130
‫سوبارو-کون...

00:06:02.050 --> 00:06:06.420
‫برفِ پناهگاه و حمله‌ی عمارت
‫در عرض سه روز شروع میشن.

00:06:06.420 --> 00:06:09.340
‫نهایت تلاشت رو بکن تا باهاش مقابله کنی...
‫و با فلاکت شکست بخوری.

00:06:09.690 --> 00:06:10.800
‫هرچی می‌خوای بگو.

00:06:15.040 --> 00:06:19.520
‫رزوال، آرایش دلقکت رو دوباره آماده کن، باشه؟
‫حواسم رو پرت می‌کنی.

00:06:20.080 --> 00:06:22.480
‫به‌عنوان دوتا دلقک تحت موهبت سرنوشت،

00:06:22.850 --> 00:06:25.480
‫بیا منصفانه و برابر بجنگیم.

00:06:25.490 --> 00:06:25.530
شرط مستقیم

00:06:25.530 --> 00:06:25.570
شرط مستقیم

00:06:25.570 --> 00:06:25.610
شرط مستقیم

00:06:25.610 --> 00:06:25.650
شرط مستقیم

00:06:25.650 --> 00:06:25.690
شرط مستقیم

00:06:25.690 --> 00:06:25.740
شرط مستقیم

00:06:25.740 --> 00:06:25.780
شرط مستقیم

00:06:25.780 --> 00:06:25.820
شرط مستقیم

00:06:25.820 --> 00:06:25.860
شرط مستقیم

00:06:25.860 --> 00:06:25.900
شرط مستقیم

00:06:25.900 --> 00:06:25.940
شرط مستقیم

00:06:25.940 --> 00:06:25.990
شرط مستقیم

00:06:25.990 --> 00:06:26.030
شرط مستقیم

00:06:26.030 --> 00:06:26.070
شرط مستقیم

00:06:26.070 --> 00:06:26.110
شرط مستقیم

00:06:26.110 --> 00:06:26.150
شرط مستقیم

00:06:26.150 --> 00:06:26.190
شرط مستقیم

00:06:26.190 --> 00:06:26.240
شرط مستقیم

00:06:26.240 --> 00:06:26.280
شرط مستقیم

00:06:26.280 --> 00:06:26.320
شرط مستقیم

00:06:26.320 --> 00:06:26.360
شرط مستقیم

00:06:26.360 --> 00:06:26.400
شرط مستقیم

00:06:26.400 --> 00:06:26.440
شرط مستقیم

00:06:26.440 --> 00:06:26.490
شرط مستقیم

00:06:26.490 --> 00:06:26.530
شرط مستقیم

00:06:26.530 --> 00:06:26.570
شرط مستقیم

00:06:26.570 --> 00:06:26.610
شرط مستقیم

00:06:26.610 --> 00:06:26.650
شرط مستقیم

00:06:26.650 --> 00:06:26.690
شرط مستقیم

00:06:26.690 --> 00:06:26.740
شرط مستقیم

00:06:26.740 --> 00:06:26.780
شرط مستقیم

00:06:26.780 --> 00:06:26.820
شرط مستقیم

00:06:26.820 --> 00:06:26.860
شرط مستقیم

00:06:26.860 --> 00:06:26.900
شرط مستقیم

00:06:26.900 --> 00:06:26.950
شرط مستقیم

00:06:26.950 --> 00:06:26.990
شرط مستقیم

00:06:26.990 --> 00:06:27.030
شرط مستقیم

00:06:27.030 --> 00:06:27.070
شرط مستقیم

00:06:27.070 --> 00:06:27.110
شرط مستقیم

00:06:27.110 --> 00:06:27.150
شرط مستقیم

00:06:27.150 --> 00:06:27.200
شرط مستقیم

00:06:27.200 --> 00:06:27.240
شرط مستقیم

00:06:27.240 --> 00:06:27.280
شرط مستقیم

00:06:27.280 --> 00:06:27.320
شرط مستقیم

00:06:27.320 --> 00:06:27.360
شرط مستقیم

00:06:27.360 --> 00:06:27.400
شرط مستقیم

00:06:27.400 --> 00:06:27.450
شرط مستقیم

00:06:27.450 --> 00:06:27.490
شرط مستقیم

00:06:27.490 --> 00:06:27.530
شرط مستقیم

00:06:27.530 --> 00:06:27.570
شرط مستقیم

00:06:27.570 --> 00:06:27.610
شرط مستقیم

00:06:27.610 --> 00:06:27.650
شرط مستقیم

00:06:27.650 --> 00:06:27.700
شرط مستقیم

00:06:27.700 --> 00:06:27.740
شرط مستقیم

00:06:27.740 --> 00:06:27.780
شرط مستقیم

00:06:27.780 --> 00:06:27.820
شرط مستقیم

00:06:27.820 --> 00:06:27.860
شرط مستقیم

00:06:27.860 --> 00:06:27.900
شرط مستقیم

00:06:27.900 --> 00:06:27.950
شرط مستقیم

00:06:27.950 --> 00:06:27.990
شرط مستقیم

00:06:27.990 --> 00:06:28.030
شرط مستقیم

00:06:28.030 --> 00:06:28.070
شرط مستقیم

00:06:28.070 --> 00:06:28.110
شرط مستقیم

00:06:28.110 --> 00:06:28.150
شرط مستقیم

00:06:28.150 --> 00:06:28.200
شرط مستقیم

00:06:28.200 --> 00:06:28.240
شرط مستقیم

00:06:28.240 --> 00:06:28.280
شرط مستقیم

00:06:28.280 --> 00:06:28.320
شرط مستقیم

00:06:28.320 --> 00:06:28.360
شرط مستقیم

00:06:28.360 --> 00:06:28.400
شرط مستقیم

00:06:28.400 --> 00:06:28.450
شرط مستقیم

00:06:30.900 --> 00:06:33.910
‫دسیسه‌ای که داری با دوستت می‌چینی چطور پیش میره؟

00:06:34.360 --> 00:06:35.450
‫تو چطور؟

00:06:35.450 --> 00:06:37.810
کارهایی که رزوال کرده رو پذیرفتی؟

00:06:37.810 --> 00:06:42.290
‫فقط یک چیز هست، که بیش‌تر از
‫هرچیزی براش اهمیت قائلم.

00:06:42.810 --> 00:06:45.830
‫اون چیز هیچوقت نغییر نخواهد کرد، به هیچ‌عنوان.

00:06:46.270 --> 00:06:49.420
‫پس زحمت نکش و منتظر اینکه
‫نظرمو عوض کنم نباش.

00:06:49.420 --> 00:06:51.210
‫هیچ‌وقت نگو به هیچ وجه.

00:06:51.210 --> 00:06:52.720
‫ساکت باش.

00:06:54.880 --> 00:06:56.780
‫به امیلیا-ساما امید بستی؟

00:06:57.120 --> 00:07:00.100
‫آره، بستم، بهش باور دارم.

00:07:00.770 --> 00:07:04.110
‫امیلیا-ساما هنوز دلیل تلاششون رو نفهمیدن.

00:07:05.210 --> 00:07:07.600
‫تا وقتی که نفهمن، همین
‫اتفاقات دوباره تکرار میشن.

00:07:08.360 --> 00:07:10.910
‫دیگه از چیزی که تو کتاب نوشته
‫راهمون کج شده.

00:07:10.910 --> 00:07:12.950
‫رزوال دیگه آزاده!

00:07:15.820 --> 00:07:17.890
‫جدی جدی نصیحتم کرد...

00:07:17.890 --> 00:07:19.730
‫از منم خوشش میاد؟

00:07:19.730 --> 00:07:21.960
‫هنوزم اینطوری حرف می‌زنی؟

00:07:21.960 --> 00:07:24.540
‫اگه بشنوه چی میگی، خیلی عصبانی می‌شه ها.

00:07:25.160 --> 00:07:28.130
‫از اونجایی که رام-سان با مارگراف کار می‌کنن.

00:07:28.130 --> 00:07:30.140
‫باعث نمی‌شه با هم دشمن بشین؟

00:07:30.140 --> 00:07:31.380
‫رام دشمنمه؟

00:07:35.010 --> 00:07:39.240
‫خب، حالا می‌فهمم که تا
‫چه حد به رام-سان اعتماد داری.

00:07:39.240 --> 00:07:41.960
‫خب؟ خود مارگراف چی شد؟

00:07:41.960 --> 00:07:43.310
‫همه چی آماده‌ست.

00:07:43.810 --> 00:07:45.860
‫رسماً شرط‌‌بندی برقراره.

00:07:45.860 --> 00:07:47.390
‫مایه‌ی خوشحالیه.

00:07:47.800 --> 00:07:51.500
‫البته، فکر نمی‌کنم تا حالا
‫تو زندگیش تو چیزی باخته باشه.

00:07:51.500 --> 00:07:53.320
‫پس شک نداشتم که قبول می‌کنه.

00:07:54.010 --> 00:07:56.030
‫و بعدشم...

00:07:57.030 --> 00:07:59.340
‫گارفیل، آره.

00:08:02.580 --> 00:08:05.710
‫ولی قبلش، می‌تونم یه چی رو چک کنم؟

00:08:06.940 --> 00:08:10.460
‫باشه. پس منم همونطور که گفتیم
‫نقشی که دارم رو انجام می‌دم.

00:08:10.990 --> 00:08:12.970
‫و امیلیا-ساما هم...

00:08:14.530 --> 00:08:17.110
‫اون چیزیه که نمی‌تونم روی
‫کمکت براش حساب باز کنم.

00:08:17.680 --> 00:08:20.430
‫یا شایدم باید بگم کمک خودم...

00:08:22.420 --> 00:08:25.900
‫هنوز هیچی از اینکه چی باعث می‌شه
‫امیلیا اینقدر درد بکشه نفهمیدم.

00:08:26.200 --> 00:08:28.980
‫آخرشم گمونم ترسیده بودم.

00:08:28.980 --> 00:08:30.740
‫آره به خدا.

00:08:30.740 --> 00:08:32.660
‫اینقدر سعی نکن ادای بی‌گناه‌ها رو در بیاری.

00:08:32.660 --> 00:08:34.050
‫هوی!

00:08:34.050 --> 00:08:37.780
‫خب آماده‌ای که یه ذره از اینکه
‫چی باعث می‌شه امیلیا-سان اذیت شن رو بفهمی؟

00:08:38.270 --> 00:08:41.250
‫خب، اگه بشه آماده‌ام که ازش بپرسم.

00:08:41.640 --> 00:08:44.930
‫برعکس گارفیل، لازم نیست
‫با امیلیا نگران مُردن باشم.

00:08:44.930 --> 00:08:47.630
‫مطمئن نیستم که باید بخندم یا نه.

00:08:47.940 --> 00:08:51.260
‫درهرصورت، گمونم کسی که باید شرایط سختی که
‫شانس بردش کمه رو قبول کنه تویی، نه؟

00:08:51.680 --> 00:08:52.990
‫آره والا.

00:08:53.450 --> 00:08:56.470
‫ولی قبول کردن شرط حتی بدونِ
‫در نظر گرفتن شانسم برای بردن؟

00:08:57.430 --> 00:08:58.810
‫اولین بارمه.

00:09:05.970 --> 00:09:10.000
‫فکر می‌کردم اینجا پیدات کنم، ریوزو-سان.

00:09:10.000 --> 00:09:15.380
‫مثل کسی صحبت می‌کنی که انگار
‫منو خیلی خوب می‌شناسه.

00:09:16.310 --> 00:09:19.160
‫باید بگم که حق با توئه.
‫تقریباً همه‌چیزو می‌دونم.

00:09:19.670 --> 00:09:21.510
‫حتی اینکه هدفت اینجا چیه رو هم می‌دونم.

00:09:22.980 --> 00:09:27.010
‫پس گمونم اونی که رز جوان منتظرش بود،
‫تو بودی.

00:09:27.010 --> 00:09:29.970
‫آره، شرمنده.
‫کل اون چیزه منتفی شده.

00:09:29.970 --> 00:09:30.500
‫ها؟

00:09:31.250 --> 00:09:34.960
‫درهرصورت، الآن وسط یه مسابقه‌ی
‫خیلی بزرگ با رزوال‌ام.

00:09:34.960 --> 00:09:37.650
‫می‌خوام آخرش چیزی بشه
‫که برای همه خوب باشه،

00:09:37.650 --> 00:09:41.090
‫برای همین ازت کمک می‌خوام.

00:09:41.830 --> 00:09:45.520
‫چرا از قدرتت به عنوان یه فرستاده
‫استفاده نمی‌کنی تا کمکم رو بخوای؟

00:09:45.960 --> 00:09:47.940
‫نمی‌خوام به همچین قدرتی تکیه کنم.

00:09:48.990 --> 00:09:51.480
‫اومدم اینجا باهات صحبت کنم.

00:09:53.490 --> 00:09:56.490
‫جوون‌ها خیلی راحت می‌تونن
‫ادای سرسخت بودن رو دربیارن ها.

00:09:57.040 --> 00:09:59.560
‫خب؟ رقابتت سر چیه؟

00:09:59.560 --> 00:10:04.700
‫به زبون ساده بخوام بگم، گمونم باید بگم
‫یه راهی برای آزاد کردن پناهگاه.

00:10:05.440 --> 00:10:09.440
‫البته می‌دونم که تو مخالف آزاد کردنشی.

00:10:10.260 --> 00:10:12.920
‫مخالف آزاد کردن پناهگاهم؟

00:10:13.280 --> 00:10:16.310
‫ها؟ نکنه مخالفش نیستی؟

00:10:17.780 --> 00:10:21.050
‫ناموساً؟! شوخی می‌کنی!
‫پس چرا...

00:10:24.050 --> 00:10:27.550
‫ولی بازم نمی‌تونم بگم
‫که سوء ظنت کاملاً بی‌اساسه.

00:10:28.240 --> 00:10:31.340
‫نظرت راجبه گار جوان چیه؟

00:10:32.720 --> 00:10:36.150
‫به‌نظرم... راهی نیست
‫که باهاش درگیر نشیم.

00:10:38.420 --> 00:10:39.420
‫که اینطور.

00:10:39.420 --> 00:10:40.360
‫ولی...

00:10:40.840 --> 00:10:45.580
‫ولی اینکه بعدش می‌تونیم دوست باشیم
‫یا نه رو باید صبر کنیم و ببینیم.

00:10:48.180 --> 00:10:50.030
‫برای اینکه کمکم کنی اون تصمیم رو بگیرم،

00:10:50.420 --> 00:10:53.200
‫می‌خوام بیشتر درباره‌ش بدونم.

00:10:55.780 --> 00:10:59.720
‫توی گول زدن بزرگترت خیلی ماهری، سوی جوان.

00:11:03.990 --> 00:11:06.890
از ساحره درمورد من سوال کردی، مگه نه؟

00:11:07.780 --> 00:11:11.250
‫و درمورد کپی‌های ریوزو میر،

00:11:11.250 --> 00:11:14.610
‫و شایدم در مورد هدف ساختن‌شون.

00:11:14.610 --> 00:11:16.900
‫بهم راجب آزمایش جاودانگی گفت...

00:11:16.900 --> 00:11:19.550
‫و اینکه شما رویوزوها حامل‌های مناسبی براش بودین.

00:11:20.430 --> 00:11:25.750
‫تا امروز، من از کریستالی که کپی‌ها رو
‫می‌سازه محافظت می‌کردم و زیر نظر داشتمش.

00:11:25.750 --> 00:11:31.120
‫چهارتامون نوبتی نظارت روشو برعهده می‌گیریم.

00:11:31.620 --> 00:11:34.220
‫راجب «چهارتای اول» شنیدم.

00:11:34.220 --> 00:11:37.080
‫پس به جز تو اون سه تا...

00:11:41.200 --> 00:11:43.410
‫اسم من ناتسوکی سوباروئه.

00:11:43.410 --> 00:11:45.580
‫اسم تو چیه، ریوزو-سان؟

00:11:46.800 --> 00:11:49.300
‫اسم من «ریوزو آرما»ست.

00:11:49.300 --> 00:11:52.640
‫یکی از چهار کپی اول هستم.

00:11:53.310 --> 00:11:54.350
‫آرما؟

00:11:54.350 --> 00:11:56.270
‫من «ریوزو بیلما» هستم.

00:11:57.130 --> 00:12:00.790
‫اولین ریوزو-سانی که دیدم
‫گفت «بیلما»ست.

00:12:01.240 --> 00:12:04.490
‫هیچ‌وقت قصد نداشتم چیزی از
‫ریوزو-سان مخفی کنم...

00:12:05.070 --> 00:12:07.630
‫ولی این همه دردسر برای چیه؟

00:12:08.200 --> 00:12:11.650
‫بدن‌هامون از گوشت و خون ساخته نشده.

00:12:11.650 --> 00:12:18.000 line:20%
‫‫*اودو: انرژی زندگی‌ای که از بدو تولد در بدن جریان دارد،
‫و برخلاف مانا که انرژی جادویی محیط است، می‌باشد.

00:12:11.650 --> 00:12:15.010
‫از اودوی مصنوعیِ پوشیده شده در مانا ساخته شدن.

00:12:15.330 --> 00:12:18.000
‫تمام فعالیت‌‌هامون مانا مصرف می‌کنن،

00:12:18.000 --> 00:12:21.210
‫و فعالیت مداوم برای یک روز کامل غیرممکنه.

00:12:21.700 --> 00:12:24.240
‫که اینطور، درست مثل روح‌ها.

00:12:24.240 --> 00:12:26.910
‫برای همین بود که چهارتاتون به نوبت انجامش می‌دادین.

00:12:27.480 --> 00:12:29.920
‫ولی... مشکلی باهاش نداری؟

00:12:30.730 --> 00:12:32.910
‫خیلی مهربونی ها، سوی جوان.

00:12:34.980 --> 00:12:41.780
‫هرچند، یکی از چهارتای اول،
‫ریوزو شیما، استثناست.

00:12:42.400 --> 00:12:43.990
‫ریوزو شیما؟

00:12:44.580 --> 00:12:46.050
‫چیزی که گفتی رو به کسی نمیگم.

00:12:46.050 --> 00:12:48.910
‫به اسم ریوزو شیما قسم می‌خورم.

00:12:49.780 --> 00:12:53.120
‫حدود ده سال پیش، باعث یه دردسری شد.

00:12:53.500 --> 00:12:56.220
‫از اون موقع از نقش نظارت برکنار شد،

00:12:56.220 --> 00:12:59.580
‫و حال در جنگل با کپی‌های دیگه زندگی‌ می‌کنه.

00:13:00.050 --> 00:13:04.730
‫به همین دلیل، در حال حاضر
‫ما سه تا نقش نظارت رو برعهده داریم.

00:13:05.080 --> 00:13:06.640
‫باعث چه دردسری شد؟

00:13:07.140 --> 00:13:11.840
‫با وارد شدن به مقبره، از پیمانی که
‫با ساحره‌ای که مارو ساخت بستیم، تخطی کرد...

00:13:12.480 --> 00:13:19.000
‫تا گار جوان رو وقتی که قانون‌ها رو شکوند تا
‫آزمون بده و برنگشته بود، برگردونه.

00:13:20.300 --> 00:13:24.310
‫شیما رو از وقتی که از وظیفه‌اش
‫کنار گذاشته شد، ندیدم.

00:13:24.850 --> 00:13:26.810
‫ولی تعجب نمی‌کنم اگه...

00:13:26.810 --> 00:13:31.760
‫گار جوان با شیما ملاقات داشته،
‫با کسی که خاطراتی داره که ما نداریم.

00:13:31.760 --> 00:13:34.010
‫خاطراتی که شما سه تا ندارین؟

00:13:34.480 --> 00:13:39.040
‫اون گذشته‌ای رو میگم که گار جوان
‫توی آزمونِ مقبره دید.

00:13:39.760 --> 00:13:43.670
‫از شرایط خانوادگی گار جوان باخبری؟

00:13:39.760 --> 00:13:43.670
‫از وضعیت خانوادگی گار جوان اطلاع داری؟

00:13:44.180 --> 00:13:48.730
‫آره، می‌دونم که فردریکا خواهر
‫ناتنیش از یه پدر دیگه‌ست،

00:13:48.730 --> 00:13:50.490
‫و چون خون غیر انسانی کمتری داره،

00:13:50.490 --> 00:13:52.890
‫ده سال پیش پناهگاه رو ترک کرد.

00:13:54.930 --> 00:13:57.390
‫چرا پناهگاه رو ترک کردی؟

00:13:58.930 --> 00:14:02.170
‫گمونم می‌خواستم...

00:14:02.700 --> 00:14:06.580
‫برای مردمی که داخل پناهگاه زندگی می‌کنن فرصتی درست کنم...

00:14:06.580 --> 00:14:08.860
‫تا وقتی حصار شکسته شد اونجا رو ترک کنند.

00:14:09.650 --> 00:14:12.160
‫می‌خواستم یه جایی برای اون‌ها درست کنم.

00:14:12.890 --> 00:14:14.740
‫حداقل این چیزی بود که گفت.

00:14:15.500 --> 00:14:19.810
‫نگو که گذشته‌ای که گارفیلد دیده برای
‫زمانی‌‌‍ه که فردریکا از اینجا رفت؟

00:14:19.810 --> 00:14:22.710
‫نه، احتمالاً چیزی که دیده...

00:14:23.180 --> 00:14:29.430
‫برای زمانی‌‌‍ه که مادرشون گار جوان و «فرد»
‫رو تنها گذاشت و از پناهگاه رفت.

00:14:30.980 --> 00:14:33.320
‫اون گارفیل احمق و بیچاره...

00:14:33.320 --> 00:14:35.310
‫از دنیای بیرون می‌ترسه.

00:14:37.010 --> 00:14:39.680
‫پس دلیل اینکه اون مخالف آزاد سازی پناهگاهه،

00:14:40.030 --> 00:14:45.030
‫بخاطر تلخی‌ اینه که مادرشون اونا رو
‫رها کرد و دنیای بیرون رو انتخاب کرد؟

00:14:47.040 --> 00:14:51.430
‫اون پسر خودش رو گارفیل تینزل صدا می‌کنه.

00:14:51.430 --> 00:14:53.920
‫اون نام خانوادگی مادرشه.

00:14:53.920 --> 00:14:58.040
‫فکر می‌کنم از اون اسم استفاده می‌کنه تا مادرش رو فراموش نکنه.

00:14:59.120 --> 00:15:02.970
‫اینکه بخاطر خشم‌‌‍ه یا ناراحتی...

00:15:03.330 --> 00:15:08.300
‫جواب این سوال احتمالاً فقط دست شیما و خودشه.

00:15:14.080 --> 00:15:15.280
‫امیلیا-تان؟

00:15:16.270 --> 00:15:17.110
‫ها؟

00:15:19.470 --> 00:15:20.350
‫سوبارو؟

00:15:21.200 --> 00:15:22.900
‫اون پایین چیکار می‌کنی، امیلیا-تان؟

00:15:22.900 --> 00:15:24.310
‫پشتت کثیف میشه ها.

00:15:24.880 --> 00:15:27.460
‫چیزه... خیلی بد خوابم.

00:15:28.430 --> 00:15:30.020
‫شرمنده... دروغ گفتم.

00:15:30.020 --> 00:15:32.600
‫راستش خوابم نمی‌برد.

00:15:34.150 --> 00:15:38.200
‫ولی نگران نباش. تا شب خوب استراحت می‌کنم.

00:15:39.110 --> 00:15:40.900
‫ولی دیگه ظهر شده.

00:15:40.900 --> 00:15:43.430
‫داری می‌گی می‌خوای تا شب بخوابی؟

00:15:43.790 --> 00:15:46.400
‫امیلیا-تان، خیلی تنبل هستی.

00:15:46.980 --> 00:15:48.300
‫جوری که این حرفو زدی...

00:15:49.000 --> 00:15:51.160
‫یه احساس خیلی عجیبی بهم می‌ده.

00:15:51.530 --> 00:15:53.550
‫خیلی بدی، سوبارو.

00:15:55.540 --> 00:15:56.300
‫ممنون.

00:16:01.200 --> 00:16:06.530
‫امیلیا، دلت می‌خواد درمورد چیزی
‫که در آزمون دیدی با من حرف بزنی؟

00:16:08.100 --> 00:16:11.740
‫درموردش حرف زدن احتمالاً حالت رو بهتر نمی‌کنه.

00:16:12.290 --> 00:16:15.120
‫ولی اگه به من بگی، می‌تونیم باهم نگرانش باشیم.

00:16:15.590 --> 00:16:17.830
‫ولی نمی‌دونم که می‌تونم کمکی کنم یا نه...

00:16:17.830 --> 00:16:21.040
‫ولی آیا بهم اجازه می‌دی که من هم
‫با دشمن‌هایی که می‌جنگی بجنگم؟

00:16:26.780 --> 00:16:27.670
‫سوبارو...

00:16:28.160 --> 00:16:31.380
‫سوبارو، تو این همه به من ایمان داری...

00:16:40.070 --> 00:16:41.310
‫من...

00:16:42.040 --> 00:16:43.980
‫گذشته‌ای که من دیدم...

00:16:44.500 --> 00:16:48.300
‫فکر کنم خاطره‌ای بود از قبل از وقتی که به خواب برم.

00:16:49.140 --> 00:16:55.000
‫بهت نگفته بودم که برای مدت
‫طولانی‌ای در یخ منجمد بودم، درسته؟

00:16:55.000 --> 00:16:57.270
‫در یخ... منجمد بودی؟

00:16:57.270 --> 00:17:00.660
‫برای مدت طولانی‌ای در جنگل منجمد بودم.

00:17:01.300 --> 00:17:03.470
‫تا وقتی که پاک پیدام کرد و منو بیرون آورد،

00:17:03.470 --> 00:17:09.630
‫برای مدت خیلی خیلی طولانی‌ای داخل یخ خوابیده بودم.

00:17:10.800 --> 00:17:11.810
‫از کِی؟

00:17:11.810 --> 00:17:15.010
‫گمونم از وقتی که شش یا هفت سالم بود.

00:17:15.010 --> 00:17:18.070
‫تا قبل از اینکه جنگل یخ بزنه، فکر کنم
‫اونجا همه کنار هم زندگی می‌کردیم.

00:17:18.070 --> 00:17:18.980
‫فکر می‌کنی؟

00:17:18.980 --> 00:17:22.310
‫چیز زیادی قبل از اون اتفاق یادم نیست.

00:17:22.790 --> 00:17:24.420
‫خانواده‌ت چی؟

00:17:24.880 --> 00:17:28.020
‫خانواده‌م تو جنگل نبودن.

00:17:28.540 --> 00:17:31.350
‫ولی یه نفر بود که مثل یه مادر بود برام...

00:17:32.680 --> 00:17:33.410
‫ها؟

00:17:34.210 --> 00:17:35.750
‫چی، چرا...

00:17:37.140 --> 00:17:38.740
‫ما...در؟

00:17:42.350 --> 00:17:44.690
‫آروم باش. یواش یواش پیش برو.

00:17:46.150 --> 00:17:48.370
‫چه اتفاقی برای بقیه افتاد؟

00:17:49.420 --> 00:17:51.760
‫همون بلایی که... سر من اومد.

00:17:52.180 --> 00:17:53.590
‫در یخ منجمد شدن.

00:17:54.180 --> 00:17:55.880
‫توی جنگل زندگی می‌کردم،

00:17:56.060 --> 00:18:01.050
‫همراه پاک منتظر بودم تا بقیه
‫هم چشم‌هاشون رو باز کنن.

00:18:01.780 --> 00:18:03.720
‫ولی اون روز هیچوقت از راه نرسید.

00:18:04.730 --> 00:18:07.390
‫برای همین... از جنگل رفتم

00:18:08.010 --> 00:18:09.770
‫و در انتخابات سلطنتی شرکت کردم.

00:18:09.770 --> 00:18:10.300
‫ها؟

00:18:10.790 --> 00:18:13.650
‫جنگل چه ربطی به انتخابات سلطنتی داره؟

00:18:14.090 --> 00:18:16.970
‫رزوال بهم قول داد...

00:18:18.130 --> 00:18:21.100
‫اگر بتونی به تخت بنشینی،

00:18:21.100 --> 00:18:24.550
‫شاید بتونم یخی که این جنگل رو فرا گرفته آب کنم.

00:18:26.020 --> 00:18:27.390
‫نظرت راجب من تغییر کرد؟

00:18:28.100 --> 00:18:35.210
‫بقیه‌ی کاندیداها با اهداف و عزم قوی شرکت می‌کنند،

00:18:35.210 --> 00:18:38.590
‫ولی دلیل من خیلی خیلی شخصیه.

00:18:39.140 --> 00:18:42.930
‫پس این «دلیل خودخواهانه‌ای»ـه که درموردش حرف می‌زدی؟

00:18:44.980 --> 00:18:49.260
‫اینکه می‌خوای کسایی که برات مهم
‫هستن رو نجات بدی اصلا چیز بدی نیست.

00:18:49.650 --> 00:18:54.150
‫چه تعداد کمی رو نجات بدی، چه زیاد،
‫از شریف بودن کارت کم نمی‌کنه.

00:18:55.370 --> 00:18:56.040
‫اوهوم...

00:18:56.980 --> 00:18:59.360
‫خیلی... ممنونم.

00:19:03.410 --> 00:19:04.420
‫امیلیا؟

00:19:12.720 --> 00:19:15.460
‫خاطراتی که امیلیا بیاد نمیاره...

00:19:15.460 --> 00:19:18.080
‫سرنخی برای گذشتن از آزمون‌ها داره؟

00:19:21.040 --> 00:19:23.260
‫شاید امیلیا بیاد نیاره،

00:19:23.560 --> 00:19:25.220
‫ولی اگه از کسی که یادشه سوال کنم ...

00:19:37.290 --> 00:19:39.400
‫منو ببخش، امیلیا.

00:19:42.660 --> 00:19:43.630
‫آخ!

00:19:44.220 --> 00:19:46.790
‫این همه شدت دیگه لازم نبود.

00:19:47.200 --> 00:19:49.280
‫همم، مطمئن نیستم...

00:19:49.280 --> 00:19:51.700
‫بنظر می‌رسه عشق تو از نوع «پر نیاز» باشه،

00:19:51.700 --> 00:19:54.420
‫برای همین می‌ترسم بذارم کنار لیا بمونی.

00:19:54.420 --> 00:19:55.500
‫بزنم محوت کنم؟

00:19:55.500 --> 00:19:58.050
‫یه جور نگو که انگار چیز خاصی نیست!

00:19:58.050 --> 00:20:01.140
‫به هرحال، امیلیا-تان خیلی غمگینه...

00:20:01.140 --> 00:20:03.790
‫چون خانواده یا همون حیوون خونگیش فرار کرده.

00:20:03.790 --> 00:20:05.510
‫فرار نکردم دقیقاً.

00:20:05.510 --> 00:20:07.600
‫همیشه درونش بودم.

00:20:08.260 --> 00:20:10.680
‫ولی خوب شد که صدام زدی، سوبارو.

00:20:10.680 --> 00:20:13.000
‫خوش‌حال شدم، سوبارو.

00:20:18.410 --> 00:20:19.030
‫امیلیا!

00:20:28.250 --> 00:20:30.800
‫بازم خواب ترسناک دیدی؟

00:20:30.800 --> 00:20:31.690
‫پاک؟!

00:20:36.970 --> 00:20:39.280
‫خداروشکر! این همه وقت کجا بودی؟

00:20:39.280 --> 00:20:40.830
‫خیلی نگرانت بودم!

00:20:41.180 --> 00:20:43.390
‫دیگه اینطوری ناپدید نشو!

00:20:44.270 --> 00:20:44.930
‫پاک؟

00:20:45.600 --> 00:20:48.640
‫از همیشه کوچیک‌تر بنظر نمیام؟

00:20:49.620 --> 00:20:52.150
‫گمونم زودتر از چیزی که فکرش رو می‌کردم انرژیم تموم شد.

00:20:52.520 --> 00:20:55.730
‫البته، بصورت ارادی داشتم
‫پیمانمون رو میشکستم،

00:20:55.730 --> 00:20:59.360
‫پس گمونم منطقی بنظر می‌رسه که بزرگ‌ترین
‫قدرتم به عنوان یه روح رو از دست بدم.

00:20:59.360 --> 00:21:01.440
‫پیمانمون رو می‌شکستی؟

00:21:01.970 --> 00:21:03.900
‫چـ-چی داری می‌گی؟

00:21:03.900 --> 00:21:06.980
‫همه‌ی این مدت کنارت بودم.

00:21:06.980 --> 00:21:09.990
‫بخاطر دلایل شخصی نمی‌تونستم بهت بگم،

00:21:09.990 --> 00:21:11.590
‫و بخاطر مشکلات خودت،

00:21:12.500 --> 00:21:13.950
‫ولی از این به بعد...

00:21:15.400 --> 00:21:16.060
‫ها؟

00:21:18.240 --> 00:21:21.920
‫ها... چی؟! وایسا ببینم!

00:21:25.760 --> 00:21:28.080
‫بـ-بیچاره شدیم، پاک!

00:21:28.080 --> 00:21:30.190
‫سنگی که داخلش زندگی می‌کنی...

00:21:30.190 --> 00:21:31.470
‫منو ببخش، بیا.

00:21:31.840 --> 00:21:35.340
‫ای‌ کاش می‌تونستم همه چیز رو
‫برات توضیح بدم، ولی وقت ندارم.

00:21:35.660 --> 00:21:37.680
‫با اینکه برام دردناکه،

00:21:37.680 --> 00:21:42.560
‫ولی تو رو به کسی می‌سپارم که بعد
‫از من بیشترین عشق رو نسبت بهت داره.

00:21:42.560 --> 00:21:44.560
‫چی... داری می‌گی؟

00:21:45.260 --> 00:21:48.310
‫همچین کسی... همچین کسی نیست...

00:21:48.310 --> 00:21:49.010
‫لیا...

00:21:49.490 --> 00:21:52.550
‫پیمان بینمون رو میشکنم.

00:21:53.220 --> 00:21:55.390
‫واقعاً متأسفم که اینطوری یک طرفه شد.

00:21:55.970 --> 00:21:59.420
‫وقتی که من رفتم، مهری که روی
‫خاطراتت هست برداشته میشه.

00:21:59.420 --> 00:22:03.180
‫بیاد آوردنشون احتمالاً خیلی غمگینت می‌کنه.

00:22:03.640 --> 00:22:05.900
‫حتی شاید بیشتر از الان بخوای گریه کنی.

00:22:10.380 --> 00:22:11.290
<i>‫امیلیا...</i>‫

00:22:11.840 --> 00:22:15.020
<i>‫خیلی خیلی دوستت دارم</i>‫

00:22:15.020 --> 00:22:15.760
‫نه...

00:22:20.870 --> 00:22:23.360
‫همم، خوبه.

00:22:24.490 --> 00:22:25.150
‫لیا...

00:22:26.710 --> 00:22:30.870
‫من از هرکس دیگه‌ای تو دنیا بیشتر عاشقتم.

00:22:46.180 --> 00:22:48.300
‫امیلیا-ساما بیهوش شده؟

00:22:48.740 --> 00:22:52.580
‫آره، روحِ کاربرِ روحی ترکش کرد.

00:22:52.980 --> 00:22:56.260
‫اگه اینقدر دیوونه‌ش کنه که آزمون‌ها رو از دست بده،

00:22:56.260 --> 00:22:57.680
‫دیگه به چه دردمون می‌خوره؟

00:22:58.720 --> 00:23:00.630
‫اینطوری نگو.

00:23:00.630 --> 00:23:05.190
‫این مسئله‌ای مربوط به قلبه، برای همین براش غمگینم.

00:23:05.840 --> 00:23:08.900
‫ضمناً، گار جوان، درمورد سوی جوان...

00:23:09.400 --> 00:23:11.490
‫اون پسره که بخار بد بو دورش رو گرفته؟

00:23:11.910 --> 00:23:15.170
‫درسته. می‌دونم که قبلاً چی گفتم،

00:23:15.170 --> 00:23:18.590
‫ولی بنظر نمی‌رسه که ارتباطی با ساحره داشته باشه.

00:23:20.210 --> 00:23:21.670
‫کی می‌دونه.

00:23:22.390 --> 00:23:25.320
‫زودتر برو بخواب، عجوزه پیر.

00:23:25.320 --> 00:23:28.760
‫«گرگی که کل شب رو بیدار بمونه،
‫حسرت پاهای کوتاهش رو ‌می‌خوره.»

00:23:31.330 --> 00:23:33.270
‫امیلیا، حالت خوبه؟

00:23:33.650 --> 00:23:34.430
‫اوهوم.

00:23:34.800 --> 00:23:36.330
‫مطمئنم... که خوب می‌شم.

00:23:36.820 --> 00:23:40.340
‫دوست دارم فکر کنم که
‫تا صبح حالم خوب می‌شه.

00:23:45.740 --> 00:23:48.480
‫بـ-به هرحال، خیلی نگرانش نباش!

00:23:48.810 --> 00:23:50.610
‫اگه کاری هست که من بتونم انجامش بدم...

00:23:50.610 --> 00:23:53.700
‫چیز زیادی برای دادن ندارم،
‫ولی هرچی دارم مال توئه.

00:24:00.240 --> 00:24:01.460
‫امیلیا؟

00:24:02.000 --> 00:24:03.920
‫دستم رو نگه دار.

00:24:04.660 --> 00:24:07.050
‫تا صبح اینجا می‌مونی؟

00:24:07.530 --> 00:24:08.550
‫اگر بمونی...

00:24:09.370 --> 00:24:10.730
‫فکر کنم بتونم...

00:24:12.660 --> 00:24:13.760
‫ببخشید.

00:24:14.750 --> 00:24:15.660
‫ببخشید.

00:24:16.480 --> 00:24:17.340
‫خواهش می‌کنم...

00:24:20.850 --> 00:24:23.690
‫اگر این چیزیه که می‌خوای، پس خیلی راحته.

00:24:24.230 --> 00:24:27.380
‫وقتی صبح فرا برسه... وقتی فردا بشه، حالت خوب می‌شه.

00:24:27.960 --> 00:24:29.150
‫من باورت دارم.

00:24:32.160 --> 00:24:32.810
‫اوهوم.

00:24:42.290 --> 00:24:43.540
‫امیلیا!

00:24:46.920 --> 00:24:49.930
‫ببخشید امیلیا، منو ببخش.

00:24:50.720 --> 00:24:54.800
‫کسایی که اون دروغ محبت آمیز رو بهت
‫گفتن، که می‌خوان ازت محافظت کنن...

00:24:55.530 --> 00:24:57.040
‫لطفاً از اون‌ها متنفر نباش.

00:24:58.010 --> 00:25:02.520
‫امیلیا، خیلی دوستت دارم.

00:25:12.290 --> 00:25:14.110
‫مادر فورتونایِ دروغگو.

00:25:15.280 --> 00:25:16.820
‫پاک دروغگو.

00:25:18.520 --> 00:25:21.270
‫سوباروی... دروغگو.

00:25:24.290 --> 00:25:25.700
‫امیلیا-ساما!

00:25:25.700 --> 00:25:26.500
‫پیداش کردید؟

00:25:26.720 --> 00:25:27.550
‫نه.

00:25:29.500 --> 00:25:30.840
‫امیلیا-ساما!

00:25:31.120 --> 00:25:32.930
‫امیلیا-ساما!

00:25:32.930 --> 00:25:34.800
‫رام، اینجا چه خبره؟

00:25:34.800 --> 00:25:35.220
‫گارف...

00:25:36.090 --> 00:25:38.330
‫می‌دونی امیلیا-ساما کجا رفته؟

00:25:38.330 --> 00:25:38.930
‫چی؟

00:25:39.490 --> 00:25:42.000
‫امیلیا-ساما ناپدید شده.

00:25:42.470 --> 00:25:44.430
‫همه پخش شدن که دنبالش بگردن.

00:25:47.170 --> 00:25:49.900
‫خیلی خب، منم این دور و اطراف رو می‌گردم.

00:25:54.570 --> 00:25:56.070
‫هی، عجوزه! بیداری؟

00:25:56.800 --> 00:26:00.050
‫شاید یه نفر دنبال شازده خانوم بیاد اینجا.

00:26:00.050 --> 00:26:01.150
‫بهتره بری-

00:26:04.840 --> 00:26:07.080
‫عجوزه؟! عجوزه!

00:26:13.500 --> 00:26:15.460
‫بنظر می‌رسه یه کاسه‌ای زیر نیم‌ کاسه‌ست.

00:26:24.710 --> 00:26:26.430
‫عجوزه! اینجایی؟!

00:26:27.860 --> 00:26:29.480
‫اینجام نیست.

00:26:38.030 --> 00:26:40.140
‫امکان نداره. نکنه...

00:26:41.490 --> 00:26:42.340
‫عجوزه؟!

00:26:44.720 --> 00:26:47.910
‫از اینکه ناامیدتون می‌کنم متأسفم...

00:26:50.080 --> 00:26:52.310
‫ولی یک دوست ازم درخواست کمک کرد.

00:26:53.340 --> 00:26:57.010
‫متوجه‌ام که نقش کوچیکیه،
‫ولی قصد بازی کردنش رو دارم.

00:26:58.520 --> 00:26:59.540
‫تو...

00:26:59.540 --> 00:27:03.140
‫راستش، می‌خواستم اینجا درموردش باهاتون بحث کنم.

00:27:03.140 --> 00:27:04.770
‫بحث کنی؟

00:27:04.770 --> 00:27:09.510
‫درسته، می‌خواستم با شما همراه ریوزو...

00:27:09.510 --> 00:27:12.140
‫یا درواقع، در حضور شیما-سان باهاتون صحبت کنم.

00:27:12.140 --> 00:27:16.900
‫ولی انتظار قضیه‌ای که برای
‫امیلیا-ساما پیش اومد رو نداشتم.

00:27:17.690 --> 00:27:22.070
‫با این همه، نقشه‌های توطئه‌آمیز
‫بسیاری طرح ریزی شده بود.

00:27:23.360 --> 00:27:26.080
‫پس حالا که میزبان این ضیافت حضور نداره،

00:27:26.540 --> 00:27:28.910
‫چطوره شما نقش میزبان رو برعهده بگیرید؟

00:27:34.270 --> 00:27:35.390
<i>‫... که می‌خوان ازت محافظت کنن...</i>‫

00:27:35.390 --> 00:27:36.180
<i>‫من رو ببخش.</i>‫

00:27:36.180 --> 00:27:36.930
<i>‫لطفاً ازشون متنفر نباش...</i>‫

00:27:36.930 --> 00:27:37.490
<i>‫امیلیا...</i>‫

00:27:37.490 --> 00:27:38.870
<i>‫کسایی که اون دروغ محبت‌امیز رو بهت گفتن....</i>‫

00:27:38.870 --> 00:27:39.680
<i>‫منو ببخش.</i>‫

00:27:39.680 --> 00:27:41.050
<i>‫خیلی دوستت دارم.</i>‫

00:27:41.050 --> 00:27:43.850
‫آه، خداروشکر. بالاخره پیدات کردم.

00:27:47.380 --> 00:27:48.620
‫سوبارو؟

00:27:53.700 --> 00:27:55.980
‫خب، بیا صحبت کنیم.

00:27:57.970 --> 00:27:59.070
‫امیلیا-تان.