﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:20.350
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:00.930 --> 00:02:05.100
‫#1  کسی که به موقع میاد

00:00:20.350 --> 00:00:21.520
‫یورش اژدهایان

00:00:21.850 --> 00:00:23.440
‫اینجا در پادشاهی ریدیل

00:00:23.520 --> 00:00:28.030
‫منطقه کنت کربک سال
‫هاست که با اژدهایان درگیر هستند

00:00:32.280 --> 00:00:35.870
‫سرگذشت این خانواده نبرد
‫های تاریخ ساز آن هاست

00:00:38.920 --> 00:00:41.830
‫لعنتی تاثیری نداره روش مگر
‫اینکه دقیقا بین چشماش هدف بگیریم

00:00:42.370 --> 00:00:44.000
‫گاردتون رو حفظ کنید!

00:00:46.680 --> 00:00:48.510
‫آرایش رو بهم نزنید!

00:00:48.590 --> 00:00:50.510
برای فعال شدن ورد ها زمان نیاز داریم

00:01:12.490 --> 00:01:13.820
‫اژدهایان بلای زندگی هستند

00:01:15.580 --> 00:01:17.330
‫مخصوصا اژدهای سیاه...

00:01:17.460 --> 00:01:21.330
‫که تا به حال تنها دو دفعه
در تاریخ امپراطوری ریدیل

00:01:21.830 --> 00:01:23.790
‫بر اساس گفته های دو فاجعه قبلی

00:01:23.870 --> 00:01:27.300
‫شهر هایی بودن که بطور کامل از روی نقشه محو شدند

00:01:28.170 --> 00:01:30.920
‫ایزابل-ساما اینجا خیلی خطرناکه
‫باید زودتر تخلیه کنیم

00:01:31.880 --> 00:01:34.470
‫پدرم همراه شوالیه ها
‫دارند میچنگند

00:01:35.430 --> 00:01:40.100
‫به عنوان دخترش هرگز نمیتونم
‫مردممون رو ترک کنم

00:01:41.850 --> 00:01:43.100
‫حتی اگر...

00:01:44.350 --> 00:01:47.150
‫همینجا توی کربک بمیرم

00:02:04.580 --> 00:02:07.550
‫مونیکا ، غذا برات اوردم

00:02:14.680 --> 00:02:16.390
‫خیلی وقته ندیده بودمت!

00:02:16.470 --> 00:02:19.220
‫یک سری چیزا با خودم اوردم,
‫در رو برام نگه دار لطفا

00:02:19.310 --> 00:02:20.850
‫باشه

00:02:23.930 --> 00:02:25.610
‫اینم از این

00:02:27.980 --> 00:02:30.070
‫نرو! حالت خوبه!؟

00:02:30.150 --> 00:02:32.480
‫مثل همیشه شلخته ایی

00:02:32.980 --> 00:02:37.080
‫این کتاب های که اینجا گذاشتی مهم هستن&gt;
‫میخوای بندازمشون بیرون؟

00:02:37.870 --> 00:02:39.580
‫هم-م شون مهـــمه

00:02:41.950 --> 00:02:44.120
‫راستی میدونستی...

00:02:44.200 --> 00:02:47.670
‫سه ماه پیش اژدها-ها
‫به مرز شرقی حمله کردند

00:02:47.750 --> 00:02:50.920
‫شنیدم که نژاد پترو
‫رو یکی نزدیک روستا دیده

00:02:51.000 --> 00:02:52.550
‫جای ترسناکش اینجاست که...

00:02:52.630 --> 00:02:56.010
‫رهبرشون همون اژدهای افسانه ای

00:02:56.100 --> 00:02:57.930
‫اژدها سیاه ورگان بودش

00:02:59.470 --> 00:03:03.640
‫مثل یگی از هفت حکیم بزرگ
‫رو فرستاده بودن اونجا

00:03:04.730 --> 00:03:08.900
‫هفت حکیم ، هفت چادوگر برتر کشورمونن

00:03:11.150 --> 00:03:12.520
‫به نظرت کی بوده؟

00:03:12.610 --> 00:03:15.030
‫کوچک ترین جادوگر توی هفت حکیم

00:03:15.120 --> 00:03:18.870
‫چادوگر خاموش ، که خودش تنهایی همشون رو از بین برده

00:03:21.080 --> 00:03:24.880
‫میگن که جادوگر خاموش تنها جادوگری هستش که...

00:03:24.960 --> 00:03:27.420
‫میتونه بدونه ورد و ابزار جادو بکنه

00:03:27.960 --> 00:03:31.920
‫انجام طلسم بدون ورد ، خیلی خفن نیست؟

00:03:32.630 --> 00:03:33.840
‫ی-یی-دقیقه صبر کن

00:03:37.720 --> 00:03:39.050
‫این همه!؟

00:03:39.140 --> 00:03:41.550
‫مرسی که همیشه چیزایی
‫که نیاز دارم رو برام میاری

00:03:42.140 --> 00:03:44.550
‫مونیکا-سان دقیقا چه شغلی داری؟

00:03:46.940 --> 00:03:48.560
‫ریاضیات؟

00:03:48.650 --> 00:03:50.900
‫پس ریاضی درس میدی؟

00:03:50.980 --> 00:03:53.480
‫یه چیزی تو همون مایه ها

00:03:55.280 --> 00:03:58.740
‫پس اونی هم که اومده بود توی روستامون
‫هم باید معلم ریاضی باشه

00:04:01.530 --> 00:04:04.530
‫یکیشون گفته بود که یکی از
‫یکی از همکاراته ، میخواست ببینتت

00:04:04.620 --> 00:04:06.080
‫منم بهشون آدرست رو دادم

00:04:09.460 --> 00:04:10.460
‫من ازش خواستم

00:04:15.590 --> 00:04:16.590
‫خیلی وقته ند-...

00:04:22.430 --> 00:04:25.350
‫ل-ل-ل-ل-لوی-لویس

00:04:25.440 --> 00:04:28.730
‫من "ل-ل-ل-ل-لویی-لویس

00:04:28.810 --> 00:04:32.150
‫نیستم میشه اسمم رو عوض نکنی

00:04:32.230 --> 00:04:33.940
‫بب-ببخشید

00:04:37.740 --> 00:04:40.910
‫مرسی که بهم مسیر رو بهم
‫نشون دادی خانم جوان

00:04:41.450 --> 00:04:42.950
‫خواهش میکنم

00:04:43.530 --> 00:04:46.540
‫خب من فعلا میرم
‫بای بای!

00:04:49.500 --> 00:04:53.040
‫منم از دیدنت خوشحالم لویس-سان

00:04:53.250 --> 00:04:55.430
‫بله...خیلی زمان میگذره

00:04:56.380 --> 00:04:59.760
‫عضوی از هفت حکیم ، جادوگر خاموش

00:04:59.840 --> 00:05:01.510 line:20%
‫جادوگر خاموش
‫مونیکا اورت

00:05:05.270 --> 00:05:09.770
‫انسان ها بدون طلسم نمیتوانند از مانا استفاده کنند

00:05:10.480 --> 00:05:16.070
‫اما یک فرد هست که توانسته
‫غیرممکن را ممکن کندُِ

00:05:16.650 --> 00:05:18.700
‫اسم اون مونیکا اوررت هستش

00:05:19.490 --> 00:05:22.990
‫این دختر که خودش رو توی این کلبه کوهستانی حبس کرده

00:05:23.070 --> 00:05:27.750
‫یکی از هفت حکیم
‫و بهترین جادوگر در امپراطوری ریدیل

00:05:28.290 --> 00:05:30.620
‫اون جادوگر خاموش هستش

00:05:32.000 --> 00:05:36.510
‫این داستان این دختر که
‫چطور به جادوی بدون ورد مسلط شد

00:05:36.590 --> 00:05:38.800
‫یک داستان بسیار راحت و ساده

00:05:39.630 --> 00:05:42.760
‫مونیکا شدیدا خجالیته
‫و به راحتی مضطرب میشه

00:05:42.840 --> 00:05:46.600
‫اون سخت میتونه جلوی دیگران صحبت بکنه

00:05:47.680 --> 00:05:49.100
‫آموزشگاه جادوگیری مینورا

00:05:49.180 --> 00:05:51.030
‫وقتی که با یک غریبه برخورد میکنه

00:05:51.030 --> 00:05:51.100
‫وقتی که با یک غریبه برخورد میکنه

00:05:51.180 --> 00:05:55.150
‫شروع میکنه به تشنج کردن
‫و جتی کوچک ترین صدایی هم ازش در نمیاد

00:05:55.240 --> 00:05:58.240
‫در بدترین حالت ممکنه که بالا بیاره یا حتی غش بکنه

00:05:58.320 --> 00:06:01.740
‫به طور طبیعی هیچ راهی نداشت که بتونه جادو انجام بده

00:06:02.530 --> 00:06:05.160
‫خیلی نزدیک بود که شکست بخوره اما راهی رو پیدا کرد

00:06:05.790 --> 00:06:10.290
‫اگر خجالت میکشه که
‫جلوی مسئول آزمون طلسم رو بگه

00:06:12.160 --> 00:06:15.010
‫میتونم جادو رو بدون گفتن طلسم استفاده کنم

00:06:16.130 --> 00:06:21.050
‫اغلب مردم سعی میکنند که به ترس خود
‫از دیگران و اضطرابشون غلبه کنند

00:06:21.630 --> 00:06:25.390
‫اما طرز فکر مونیکا جهت
‫عجیبی به خود گرفت

00:06:25.470 --> 00:06:28.770
‫این باعث شد که استعداد اون شکوفا بشه

00:06:31.020 --> 00:06:35.150
‫و این دختر نابغه به طور کامل به طلسم بدون ورد مسلط شد

00:06:35.230 --> 00:06:38.030
‫و به سرعت تبدیل به یکی از هفت حکیم شد

00:06:38.110 --> 00:06:39.980
‫بله همچنین چیزی اتفاق افتاده

00:06:40.070 --> 00:06:42.690
‫وقتی تلاش و زحمات به جهتی غیرقابل پیش بینی میرند

00:06:51.370 --> 00:06:57.210
‫میبینم که هنوزم دارم
‫استعدادت رو هدر میدی

00:06:58.500 --> 00:07:00.630
‫جادوگر محافط
‫لویس میلر

00:07:00.710 --> 00:07:03.000
‫راین ، مانع صدا رو فعال کن

00:07:03.590 --> 00:07:04.750
‫به رو چشم

00:07:18.070 --> 00:07:19.860
‫همینم از الهه ی باد انتظار میرفت

00:07:19.940 --> 00:07:21.360 line:20%
‫الهه ی باد
‫رینزبلفید

00:07:21.440 --> 00:07:23.980
‫اگر اسنان ها هم میتونستند
‫بدون طلسم از مانا استفاده کنند...

00:07:25.830 --> 00:07:29.910
‫نیازی نبود که من طلسم بدون
‫ورد رو استاد بشم

00:07:30.740 --> 00:07:32.120
‫خب...

00:07:32.700 --> 00:07:36.290
‫امروز اومدم ببینمت چونکه
‫میخواستم یک چیزی ازت بپرسم

00:07:36.960 --> 00:07:38.420
‫من؟؟

00:07:39.420 --> 00:07:40.540
‫بله

00:07:40.630 --> 00:07:43.130
‫حقیقت رو بخوام بگم اینکه
‫به عنوان محافظ شاهزاده دوم انتخاب شدم

00:07:43.210 --> 00:07:45.550
‫اون هم یک دستور مخفیانه
‫از شخص پادشاه

00:07:46.680 --> 00:07:50.260
‫ولی مگه شما جزئه دسته شاهزاده اول نبودید

00:07:50.350 --> 00:07:51.890
‫همینطوره

00:07:51.970 --> 00:07:55.730
‫ولی به دلایلی برای
‫محافظت از شاهزاده دوم انتخاب شدم

00:07:57.360 --> 00:07:59.440
‫و خودم میدونم که چرا اینطور شده

00:07:59.520 --> 00:08:01.770
‫اما اگر بخوایم راجب نیات اعلیحضرت
‫روی حدس صحبت بکنیم

00:08:01.860 --> 00:08:03.150
‫بی احترامی محسوب میشه

00:08:03.230 --> 00:08:05.200
‫پس دیگه همیقدر کافیه

00:08:05.280 --> 00:08:10.240
‫چیز مهم اینکه که به من
‫دستور داده شده از شاهزاده  دوم محافظت کنم

00:08:10.320 --> 00:08:11.870
‫بدون اینکه خودش خبردار بشه

00:08:12.820 --> 00:08:14.990
‫اعلیحضرت فلیکس، شاهزاده‌ی دوم،

00:08:15.290 --> 00:08:18.040
‫تو آکادمی شبانه روزی
‫سرندیا تحصیل میکنه

00:08:18.960 --> 00:08:21.960
‫برام راحت که تلاش کنم
‫وارد آکادمی بشم...

00:08:22.170 --> 00:08:24.460
‫ولی این کار بی‌معنیه.
‫
‫

00:08:24.960 --> 00:08:30.340
‫با این شهرت و قیافه‌ام
‫ اصلاً مناسب کار مخفی نیستم.

00:08:31.470 --> 00:08:33.010
‫یه کم زیادی به خودت مغرور نیستی؟

00:08:33.090 --> 00:08:34.760
‫مستخدم های پرو دستمزد نمی گیرند

00:08:35.730 --> 00:08:37.100
‫پس الان..چطوری...

00:08:37.980 --> 00:08:41.730
‫دوک کلاکفورد، حامی قوی شاهزاده‌ی دوم هستش

00:08:41.810 --> 00:08:43.940
‫که رهبری و کنترل آکادمی رو به عهده دارند

00:08:44.850 --> 00:08:46.280
‫پس، این را آماده کردم.

00:08:48.360 --> 00:08:52.160
‫یه حفاظ جادویی که خطر و تهدید ها رو تشخیص میده

00:08:52.240 --> 00:08:56.080
‫و اینکه به عنوان یه سپر برد کوتاه هم عمل میکنه

00:08:56.170 --> 00:08:57.460
‫درست میگم؟

00:08:58.120 --> 00:08:59.830
‫فقط با نگاه کردن می‌تونی همه‌ی این‌ها رو بفهمی.

00:09:00.500 --> 00:09:05.970
‫همینطوره ، این یه محافظ که خودم با دقت کامل درستش کردم

00:09:06.510 --> 00:09:11.220
‫این سنجاق سینه
‫و اون یکی که به اعلیحضرت دادم جفت هستند

00:09:11.680 --> 00:09:15.890
‫و بهم اجاده میده که همیشه
‫موقعیت و حرکت اعلیحضرت رو زیرنظر داشته باشم

00:09:15.980 --> 00:09:19.020
‫این کار، جاسوسی حساب نمی‌شه؟

00:09:19.310 --> 00:09:22.520
‫طبیعیه  که کسی رو که موظفی ازش محافظت کنی
‫همیشه زیر نظر داشته باشی.

00:09:22.850 --> 00:09:26.150
‫اما اگر بفهمه تو
‫دردسر میوفتی

00:09:27.400 --> 00:09:30.490
‫مثل اینکه همکار عزیزم خیلی قضیه رو جدی گرفته

00:09:31.150 --> 00:09:33.400
‫پس بزارم یه نصحیتی بهت بکنم

00:09:33.860 --> 00:09:37.410
‫"هرچقدر بیشتر ندونه براش بهتره"

00:09:40.080 --> 00:09:45.550
‫پادشاه این رو به عنوان یه
‫هدیه به اعلیحضرت دادن

00:09:46.170 --> 00:09:49.010
‫اما دقیقا فردای روزی که این
‫رو بهش داد شکست

00:09:49.170 --> 00:09:52.470
‫این همه زحمت و تلاشی که من سر این گذاشتم

00:09:52.550 --> 00:09:54.510
‫فقط توی یک روز از بین رفت

00:09:55.180 --> 00:09:58.060
‫خب، وقتی سنجاق شکست،

00:09:58.140 --> 00:10:00.890
‫اون‌قدر خنده‌دار بود
‫که نتونستم جلوی خنده‌م رو بگیرم.
‫
‫

00:10:02.680 --> 00:10:07.570
‫برای ساختن اون سنجاق یه مدت طولانی
‫دوری از همسر عزیزم رو تحمل کردم

00:10:12.070 --> 00:10:13.860
‫شاهزاده دوم...

00:10:14.690 --> 00:10:16.290
‫حالشون خوبه؟

00:10:19.080 --> 00:10:20.160
‫معلومه

00:10:20.250 --> 00:10:24.120
‫با وجود اینکه خیلی خسته بودم
‫با عجله رفتم سمت آکادمی

00:10:25.550 --> 00:10:29.840
‫وقتی رسیدم
‫فقط گفتن هیچ اتفاقی نیفتاده.

00:10:30.460 --> 00:10:33.260
‫فقط گفتند که سنجاق‌سینه به‌طور اتفاقی شکسته

00:10:41.470 --> 00:10:45.900
‫خب دیگه، تا الآن که باید فهمیده
‫باشی چی می‌خوام بگم، نه؟

00:10:52.280 --> 00:10:56.700
‫می‌خوام تو یواشکی بری آکادمی
‫و به‌جای من از شاهزاده محافظت کنی

00:10:57.330 --> 00:11:00.700
‫نمی-تتونم  ، براا چی من باید...

00:11:00.790 --> 00:11:04.330
‫برخلاف من، تو جزو اشراف‌زاده‌ها نیستی

00:11:04.410 --> 00:11:06.960
‫حتی توی مراسم ها هم
‫خودتو رو از دیگران دور نگه میداری

00:11:07.050 --> 00:11:08.840
‫پس کسی تو رو نمیشناسه

00:11:08.920 --> 00:11:10.670
‫مهم تر از اون

00:11:10.750 --> 00:11:13.750
‫هیچکس به یه همچنین دختر ساده ای شک نمیکنه

00:11:13.840 --> 00:11:15.640
‫که یکی از هفت حکیم باشد.

00:11:16.390 --> 00:11:17.970
‫ا… ا… ا… اما…

00:11:18.890 --> 00:11:21.760
‫هیچ ع… ع… عذر و بهانه‌ای پذیرفته نیست!

00:11:21.850 --> 00:11:24.140
‫مهم تر از اون
‫استعداد تو توی اجرا جادوی بدون ورد هستش

00:11:24.220 --> 00:11:26.650
‫برای محافظت مخفیانه خیلی هم خوبه

00:11:28.020 --> 00:11:29.400
‫نهههه!

00:11:29.480 --> 00:11:32.320
‫نمی..یییخوام..

00:11:35.780 --> 00:11:40.660
‫حدود دو ساله که ما جزو هفت حکیم هستیم.

00:11:41.240 --> 00:11:44.160
‫تمام کاری که تو این مدت کردی
‫اینه که خودتو اینجا حبس کردی.

00:11:44.240 --> 00:11:47.000
‫و خودتو غرق کتاب و تحقیقات کردی

00:11:47.750 --> 00:11:51.500
‫ولی سه ماه پیش یه اژدها کشتم!

00:11:52.000 --> 00:11:56.390
‫من تو سه ماه گذشته حدود
‫ده تا اژدها کشتم ، منظورت چیه؟

00:11:58.760 --> 00:12:00.180
‫ببین

00:12:00.260 --> 00:12:05.520
‫تو جزو جادوگران سطح بالای پادشاهی
‫و علاوه بر اون یکی از هفت حکیم

00:12:05.860 --> 00:12:09.270
‫نمی‌فهمی که بعضی کارها فقط از عهده تو برمی‌آید؟

00:12:09.560 --> 00:12:12.400
‫می‌دونی دیگه، مگه نه؟
‫می‌دونی که، درست می‌گم؟

00:12:12.650 --> 00:12:13.690
‫ پس همون‌جوری رفتار کن.

00:12:16.370 --> 00:12:17.780
‫فهمیدی؟

00:12:18.620 --> 00:12:23.990
‫ام.ام.امااااا من فقط به عنوان
‫یه جایگزین اومدم داخل هفت حکیم

00:12:24.660 --> 00:12:27.670
‫اما و اگر نداریم ما اینجا

00:12:27.750 --> 00:12:31.880
‫اعلیحضرت مسئولیت کامل محافظت
‫از شاهزاده دوم را به من سپرده‌اند

00:12:34.330 --> 00:12:39.140
‫که یعنی تو هم به عنوان یکی از
‫حکیم ها مسئولیت داری که قبول کنی

00:12:44.140 --> 00:12:45.440
‫خوبه که می‌فهمی.

00:12:47.650 --> 00:12:49.690
‫خوب، در مورد جزئیات…

00:12:51.020 --> 00:12:52.440
‫چند سال پیش

00:12:53.100 --> 00:12:55.570
‫داخل یه صومعه
‫توی قلمرو کنت کربک

00:12:55.660 --> 00:12:57.910
‫یه دختر یتیم بود

00:12:57.990 --> 00:12:59.280
‫خب...

00:12:59.360 --> 00:13:03.320
‫زن کنت قبلی کربک، کسی رو دید
‫که خیلی شبیه شوهر مرحومش بود.

00:13:03.410 --> 00:13:07.370
‫بخاطر همین تصمیم گرفت  تصمیم گرفت به فرزندی قبولش کنه.

00:13:08.040 --> 00:13:13.370
‫این دختر پیش اون کنتس زندگی
‫خوب و کودکی بسیار شادی داشت

00:13:14.500 --> 00:13:16.590
‫داستان قشنگیه.

00:13:17.260 --> 00:13:21.760
‫اما کنتس یه بیماری ناعلاج گرفت و از دنیا رفت

00:13:21.840 --> 00:13:22.840
‫نه..چرا

00:13:24.050 --> 00:13:26.140
‫اون دختر که دیگه کسی رو نداشت،

00:13:26.230 --> 00:13:30.600
‫اون دختر توسط دختر کنت اذیت میشد
‫و مجبور شد که به عنوان خدمتکارش کار کنه

00:13:31.230 --> 00:13:36.070
‫عد، وقتی اون دختر کنت توی آکادمی سرندیا قبول شد،

00:13:36.150 --> 00:13:40.360
‫دختر مجبور شد به عنوان همراه او همراهش بره

00:13:40.950 --> 00:13:43.320
‫دخترک بیچاره...

00:13:43.400 --> 00:13:46.870
‫بله. تو نقش آن دختر بیچاره را بازی خواهی کرد

00:13:49.750 --> 00:13:50.870
‫چییی؟

00:14:04.670 --> 00:14:07.850
‫هی، مونیکا! هی!

00:14:08.020 --> 00:14:09.230 line:20%
‫آشنای مونیکا
‫نرو

00:14:09.310 --> 00:14:12.930 line:20%
‫نگام کن همین پنجه
‫های که خیلی دوستشون داریه ، نگا!

00:14:18.940 --> 00:14:22.440
‫من… باید از شاهزاده محافظت کنم…؟

00:14:22.940 --> 00:14:24.240
‫نمی-تتونم...

00:14:26.700 --> 00:14:30.000
‫اگر اینقدر بدت میاد
‫برای چی فرار نمیکنی

00:14:30.080 --> 00:14:34.370
‫این هیچ وقت جواب نمی‌ده!
‫لوئیس هرجایی که برم پیدام میکنه

00:14:34.450 --> 00:14:37.760
‫من دیدمشون من اون پینه های
‫که زیر دستکاش قایم کرده رو دیدم

00:14:37.840 --> 00:14:41.260
‫هی...مگه قرار نبود که اون نگهبان
‫دنیای مرده ها باشه؟

00:14:42.090 --> 00:14:44.590
‫همین قدر وحشتناکه!

00:14:44.670 --> 00:14:49.970
‫پس جنبه مثبتش رو نگاه کن!
‫شاهزاده لابد خیلی خوش قیافست درسته؟

00:14:50.520 --> 00:14:52.390
‫من خودم عاشق کتابم، می‌دونی.

00:14:52.890 --> 00:14:56.320
‫چون تو کتاب داستین گانتر نوشته شده
‫و من همه چیز رو درباره‌ش می‌دونم.

00:14:58.400 --> 00:14:59.900
‫نمیفهمم چی میگی

00:15:00.440 --> 00:15:03.150
‫مگه هفت حکیم توی
‫مراسم ها و اینجور چیزا شرکت نمیکنن؟

00:15:03.900 --> 00:15:05.700
‫اونجا ندیدیش؟

00:15:07.040 --> 00:15:09.160
‫من کل مدت چشمام بسته بود

00:15:11.740 --> 00:15:14.490
‫هی..من یه سوالی برام پیش اومد!

00:15:15.330 --> 00:15:16.460
‫چی؟

00:15:16.710 --> 00:15:21.090
‫نباید بدونی کسی که داری محافظتش می‌کنی چه شکلیه؟

00:15:24.170 --> 00:15:27.510
‫تو زمستون اول یه خوکچه فروختن

00:15:27.600 --> 00:15:30.890
‫تو زمستون دوم یه خوکچه فروختن

00:15:30.970 --> 00:15:34.430
‫تو زمستون سوم، دو خوکچه فروختن.

00:15:34.510 --> 00:15:37.900
‫تو زمستون چهارم، سه خوکچه فروختن.

00:15:37.980 --> 00:15:41.440
‫تو زمستون پنجم، پنج خوکچه فروختن.

00:15:41.520 --> 00:15:45.110
‫واسه خودشون همینطوری میچرخیدن

00:15:45.190 --> 00:15:48.280
‫اوینک اوینک! اوینک اوینک!

00:15:48.370 --> 00:15:51.740
‫اگر تو ششمین سال، هشت تا خوکچه فروختی،

00:15:51.830 --> 00:15:58.590
‫تو دهمین زمستون چند تا خوکچه فروخته می‌شن؟
‫
‫

00:15:59.090 --> 00:16:01.630
‫پنجاه و پنج تا خوکچه

00:16:02.250 --> 00:16:05.210
‫سال بیست و هشتم، سه صد و هفده هزار و هشتصد و یازده تا خوکچه

00:16:05.290 --> 00:16:08.180
‫سال 29 ام پونصد چهارده هزار و دیستو...
‫ - همکار...

00:16:08.260 --> 00:16:10.050
‫حکیم...
‫- سال 30 ام هشت صد هزار و...

00:16:10.720 --> 00:16:12.390
‫داشتم به یچیزی فکر میکردم

00:16:15.610 --> 00:16:17.400
‫یه کم دیگه می‌رسیم.

00:16:17.610 --> 00:16:22.020
‫اگر میشه بهتون یه روش جدیدی
‫که برای فرود اومدن درست کردم نشون بدم

00:16:22.110 --> 00:16:23.520
‫نیازی نیست ممنون

00:16:25.740 --> 00:16:27.030
‫به خونه ما خوش اومدی!

00:16:30.160 --> 00:16:33.240
‫رزالی ، برگشتم خونه!

00:16:33.990 --> 00:16:36.330
‫یه لحظه....
‫خیلی خب حرکت چشم ها مشکلی ندارند

00:16:36.420 --> 00:16:37.540
‫لثه هاش هم همه سالمن

00:16:37.630 --> 00:16:40.750 line:20%
‫اما با این حال یکم رنگ پریده ای
‫ناخونات هم سفیدن...

00:16:40.830 --> 00:16:41.830 line:20%
‫رزالی میلر

00:16:41.920 --> 00:16:44.420 line:20%
‫یکی هم نشونه های
‫کم خونی و سوء تغذیه داری

00:16:44.500 --> 00:16:45.550
‫چند سالته؟

00:16:45.640 --> 00:16:47.680
‫شونزده سالمه!

00:16:47.760 --> 00:16:48.800
‫زیادی لاغری!

00:16:48.890 --> 00:16:52.050
‫نمی‌دونم کی هستی
‫ولی هرکسی می‌تونه بفهمه حالت خوب نیست...

00:16:52.140 --> 00:16:53.390
‫نمی‌شد یه بارم یه چیزی قشنگ بهم بگی؟

00:16:53.470 --> 00:16:55.690
‫نمیشد وقتی یکبار اومدم خونه بهم خوش امد بگی؟

00:16:55.770 --> 00:16:58.190
‫مراقبت از مریض الان از همه چی مهم‌تره.

00:17:02.440 --> 00:17:05.740
‫خب یکم سر و روت درست درمون شد

00:17:06.280 --> 00:17:09.950
‫خیلی خب وقتشه مهمون ها رو ببینی

00:17:10.450 --> 00:17:12.030
‫مهمونا؟؟

00:17:16.120 --> 00:17:18.330
‫از این به بعد تو کی هستی؟

00:17:19.920 --> 00:17:22.960
‫اما این داستانی که تو انتخاب کردی داستان ساز نمیشه؟

00:17:23.040 --> 00:17:25.590
‫چون ممکنه بقیه موقع شندینش اذیت بشن

00:17:25.680 --> 00:17:30.760
‫کنت کربک گفت اتفاقا خیلی شاعرانه هستش

00:17:30.840 --> 00:17:32.180
‫خیلی خوشش اومده بود

00:17:32.260 --> 00:17:33.510
‫خوشش اومده؟

00:17:33.590 --> 00:17:37.850
‫به هر حال ، اسم کنت کربک برات آشنا نیست؟

00:17:40.440 --> 00:17:42.020
‫اژدهایی که من کشتم…

00:17:42.600 --> 00:17:43.850
‫درسته

00:17:43.940 --> 00:17:48.820
‫این همون منقطه ای هستش
‫که سه ماه پیش در برابر ورگان ازش محافظت کردی

00:17:48.900 --> 00:17:52.860
‫کنت گفت که اگر برای جادوگر خاموش باشه
‫حاضره که باهامون همکاری کنه

00:17:54.240 --> 00:17:55.240
‫خب...

00:17:56.410 --> 00:17:57.830
‫بریم؟

00:18:02.910 --> 00:18:04.460
‫روز بخیر....

00:18:05.630 --> 00:18:10.170
‫ای وای مونیکا دوباره
‫که مثل همیشه لباسهای کهنه بدرد نخورت رو پوشیدی

00:18:10.260 --> 00:18:14.170
‫اصلا توی خانواده کربک جایگاهی نداری که...

00:18:14.260 --> 00:18:16.930
‫فقط باعث سرافندگی خانوادمونی

00:18:25.230 --> 00:18:26.490
‫خب چطور بودش؟

00:18:26.990 --> 00:18:29.320
‫مثل این نجیب زاده
‫های شرور به نظر میرسیدم؟

00:18:29.400 --> 00:18:33.440
‫من هر روز داشتم لحنام رو تمرین میکردم

00:18:36.660 --> 00:18:38.950
‫ببخشید زیاد از حد بودش

00:18:41.750 --> 00:18:45.250
‫باعث افتخاره که برای اولین
‫بار با شما ملاقات میکنم

00:18:45.760 --> 00:18:47.300 line:20%
‫ایزابل نورتون هستم

00:18:47.380 --> 00:18:48.920 line:20%
‫دختر کنت کربیک
‫ایزابل نورتن

00:18:49.010 --> 00:18:52.340 line:20%
‫از طرف پدرم و اهالی روستا
‫Iزتون تشکر میکنم

00:18:52.420 --> 00:18:53.590
‫که اژدهای سیاه رو از بین بردین

00:18:56.430 --> 00:18:59.680
‫خانم
‫نمی‌خوای به بانو ایزابل سلام کنی؟

00:19:03.430 --> 00:19:05.350
‫اون یکمی خجالتی هستش

00:19:05.430 --> 00:19:06.820
‫مشکلی نیست

00:19:08.440 --> 00:19:14.610
‫بخاطر اینکه من میدونم مونیکا-ساما
‫از هرکسی که میشناسم شجاع و قویی تره

00:19:16.950 --> 00:19:17.950
‫آگاتا

00:19:19.080 --> 00:19:21.580
‫ممنونم که این همه سال
‫به خانوادمون خدمت کردی

00:19:22.290 --> 00:19:24.040
‫وقتشه که تو رو از مسئولیتهات رها کنم

00:19:25.620 --> 00:19:28.670
‫نه...من تا آخرش همراه شما میمونم

00:19:31.630 --> 00:19:32.920
‫ممنونم

00:19:33.170 --> 00:19:35.090
‫آگاتا نه-سان یه اتفاقی افتاده

00:19:35.550 --> 00:19:38.310
‫یه جادوگر از پایتخت سلطنتی
‫اژدهای سیاه رو شکست داد

00:19:39.560 --> 00:19:41.060
‫جادوگر خاموش بود

00:19:41.890 --> 00:19:45.560
‫میگن که اون خودش به تنهایی
‫اون اژدهای سیاه رو از بین برده!

00:19:47.440 --> 00:19:48.440
‫صدمات چی بودن؟

00:19:48.980 --> 00:19:50.320
‫هیچ تلفات یا کشته‌ای نداشتیم.

00:19:56.780 --> 00:19:57.950
‫بانوی من…

00:20:14.460 --> 00:20:15.670
‫نه!

00:20:16.390 --> 00:20:18.510
‫پتردراگون‌ها اومدن که انتقام اژدهای سیاه رو بگیرن

00:20:23.220 --> 00:20:24.930
‫بانوی من!!

00:20:51.630 --> 00:20:54.710
‫وقتی که از جادو استفاده میکنی
‫معجزه ها اتفاق میوفتند

00:20:55.840 --> 00:21:00.470
‫جادوگری یعنی هنر ساختن جادو با ورد گفتن.

00:21:00.550 --> 00:21:02.180
‫و استفاده از مانا

00:21:09.730 --> 00:21:13.810
‫انسان‌ها بدون ورد خواندن نمی‌توانند مانا را کنترل کنند.

00:21:15.190 --> 00:21:20.530
‫اما با این حال یک نابغه
‫غیرممکن رو ممکن کرد

00:21:23.200 --> 00:21:25.660
‫نام او مونیکا اورِوت است.

00:21:26.500 --> 00:21:31.500
‫یکی از هفت حکیم و بهترین جادوگر قلمروی ریدیل

00:21:32.370 --> 00:21:34.170
‫جادوگر خاموش

00:21:42.340 --> 00:21:48.390
‫اولین جادوگری که تو تاریخ، جادوهای بدون ورد را ساخت

00:21:50.480 --> 00:21:53.940
‫نه تنها ورگان رو شکست دادید
‫بلکه پتردراگون ها رو هم از بین بردید

00:21:54.020 --> 00:21:55.600
‫خودتون تنهایی!!

00:21:55.690 --> 00:21:59.360
‫علاوه بر اون یکاری کردید
‫شهرمون هیچ آسیبی نبینه

00:21:59.450 --> 00:22:00.740
‫تازه همینه اینا...

00:22:00.820 --> 00:22:02.900
‫بدون اینکه حتی یک کلمه بگید!

00:22:02.990 --> 00:22:05.240
‫خیـــــلی خفن بودش!

00:22:06.290 --> 00:22:07.620
‫چی بگم...

00:22:07.710 --> 00:22:10.830
‫شنیدم که قراره یه ماموریت
‫توی آکادمی ما انجام بدید

00:22:11.500 --> 00:22:14.620
‫اینقدر اینقدر اینقدر
‫اذیتتون میکنم که عمرا

00:22:14.710 --> 00:22:18.920
‫کسی بخواد بهتون شک بکنه

00:22:19.010 --> 00:22:24.340
‫نگران نباشید و تمام حواستون
‫روی محافظت از شاهزاده باشه

00:22:25.110 --> 00:23:54.930
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:23:54.954 --> 00:24:06.954
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:30.930 --> 00:22:32.160
راز های جادوگر خاموش

00:22:30.930 --> 00:22:32.160
جادوگر خاموش