﻿WEBVTT

00:00:00.926 --> 00:00:02.725
‫جواهرات مادرت رو دزدیدی

00:00:02.759 --> 00:00:04.558
‫یه بازرس خصوصی تو راهـه
‫« آنچه گذشت... »

00:00:04.592 --> 00:00:06.735
‫کارآگاهی که شرکت بیمه استخدام کرده

00:00:06.759 --> 00:00:08.358
‫برتویسل، قربان

00:00:08.392 --> 00:00:09.525
‫می‌تونه هر جایی که تو نمی‌تونی بری بره

00:00:09.559 --> 00:00:12.334
‫احتمالاً فرضیه‌ی خاص خودش رو
‫نسبت به جرم بیان می‌کنه

00:00:12.359 --> 00:00:13.302
‫من حقیقت رو فاش می‌کنم،

00:00:13.326 --> 00:00:15.458
‫وگرنه یه قرون هم
‫بابت این ادعا بهت نمی‌رسه

00:00:15.492 --> 00:00:18.158
‫نه تنها کسی ندزدیدتت،
‫بلکه خودت با پای خودت با چارلی رفتی

00:00:18.192 --> 00:00:20.191
‫اون هم الان تو زندانـه و
‫ممکنـه اعدام بشه

00:00:20.225 --> 00:00:21.692
‫اما قبول داری که

00:00:21.726 --> 00:00:24.258
‫از بین بردن نخ سرخ
‫به نفع جفت‌مونـه، موریارتی؟

00:00:24.292 --> 00:00:27.258
‫حتماً خیلی برات سختـه که
‫از من کمک بخوای

00:00:27.292 --> 00:00:28.602
‫پس جوانب احتیاط رو رعایت کن

00:00:28.626 --> 00:00:31.325
‫باید یاد بگیری توی لباس گوسفند،
‫نقش گرگ رو بازی کنی

00:00:31.359 --> 00:00:33.158
‫ولم کن وگرنه مغزت رو متلاشی می‌کنم

00:00:34.183 --> 00:00:41.183
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:46.526 --> 00:00:48.147
‫قانوناً می‌تونم برای دفاع از خودم
‫بهت شلیک کنم،

00:00:48.172 --> 00:00:49.145
‫ولی ترجیح میدم صحبت کنیم
نیازه ‫پاسبون خبر کنم؟

00:00:50.425 --> 00:00:52.482
‫یا خودت میگی
‫چرا واسه من کمین کردی؟

00:00:52.507 --> 00:00:53.792
من ‫پاسبون خبر کنم

00:00:53.826 --> 00:00:55.335
‫یا خودت میگی چرا
‫کل بعد از ظهر

00:00:55.359 --> 00:00:56.391
‫افتادی دنبال من؟

00:00:56.425 --> 00:00:58.025
‫قول میدی دیگه بهم حمله نکنی؟

00:01:04.893 --> 00:01:07.292
‫قشنگ بودن تا اینکه
‫زدی له‌ولورده‌شون کردی

00:01:11.359 --> 00:01:14.244
‫شرمنده، قصد جسارت نداشتم

00:01:14.688 --> 00:01:16.321
‫گل واسه چیـه؟

00:01:16.346 --> 00:01:18.396
‫بلکه سرِ معرفی معذب نشیم

00:01:19.259 --> 00:01:20.536
‫دوباره امتحان کنم؟

00:01:27.859 --> 00:01:29.158
‫خیلی خوشگلن، مرسی
‫قربون شما

00:01:30.193 --> 00:01:32.425
‫خب، زودتر خودت رو معرفی می‌کردی

00:01:32.670 --> 00:01:35.070
‫ترسیدم نکنه واکنش بدی نشون بدی

00:01:35.095 --> 00:01:37.061
‫بی‌دلیل هم نبود

00:01:37.086 --> 00:01:38.759
‫شاید یکمی تند رفته باشم

00:01:40.798 --> 00:01:42.031
‫من آمیلیا روهاس هستم
‫من هم مایکل وایلی

00:01:44.852 --> 00:01:46.652
‫دستم زیر سنگ شماست

00:01:47.527 --> 00:01:50.391
‫چه کاری از دست خدمتکاری مثل من
‫برای آقای محترمی مثل شما بر میاد؟

00:01:50.425 --> 00:01:53.391
‫هیچ خدمتکاری تا حالا
‫دست رد به سینه‌ی من نزده

00:01:53.425 --> 00:01:55.258
‫زمین تا آسمون با بقیه فرق داری

00:01:55.292 --> 00:01:56.923
کارفرمات هم همینطوره

00:01:56.948 --> 00:02:01.286
‫آهان، پس این گل به خاطر آقای هولمزه؟

00:02:02.159 --> 00:02:04.314
‫قشنگ عین آمریکایی‌ها سریع میری سر اصل مطلب

00:02:04.339 --> 00:02:06.231
‫شما هم خیلی قشنگ
‫سؤالاتم رو می‌پیچونی

00:02:06.256 --> 00:02:07.834
‫چرا به کمک من احتیاج داری؟

00:02:07.859 --> 00:02:09.559
‫چه ربطی به رئیسم داره؟

00:02:12.293 --> 00:02:13.725
‫چند سال پیش،

00:02:13.759 --> 00:02:15.600
‫آقای هولمز توی پرونده‌ی حبس جنایتکار معروف،

00:02:15.625 --> 00:02:18.272
‫پروفسور جیمز موریارتی دست داشت

00:02:18.947 --> 00:02:20.148
‫تا حالا اسمش به گوشت خورده؟

00:02:20.173 --> 00:02:23.405
‫نه، ولی تازه چند وقتیـه که
‫برای آقای هولمز کار می‌کنم

00:02:24.225 --> 00:02:25.325
‫عه؟
‫چجور آدمیـه؟

00:02:26.792 --> 00:02:28.625
‫من جاسوس نیستم، آقای وایلی

00:02:28.659 --> 00:02:30.925
‫جاسوس که کلمه‌ی قشنگی نیست

00:02:30.959 --> 00:02:33.291
‫در ضمن، من علاقه‌ای به
‫عادات شخصی ایشون ندارم

00:02:33.325 --> 00:02:35.158
‫به چی علاقه دارید پس؟

00:02:35.192 --> 00:02:38.425
‫رابطه‌ی رئیست با پروفسور موریارتی

00:02:38.459 --> 00:02:40.792
‫خوشم نمیاد غیبتش رو بکنم

00:02:40.826 --> 00:02:43.258
‫کیـه که نخواد غیبتِ رئیسش رو بکنه؟

00:02:44.659 --> 00:02:47.191
‫صرفاً می‌خوام بدونم
‫آقای هولمز قصد داره

00:02:47.225 --> 00:02:49.725
‫به پروفسور موریارتی
‫اتهامات بیشتری بزنه یا نه

00:02:49.759 --> 00:02:51.758
‫اگه بتونی ته و توش رو در بیاری،
‫از خجالتت در میام

00:02:51.792 --> 00:02:54.325
‫یه پوند کامل بابت زحماتت میدم

00:02:54.359 --> 00:02:55.859
‫پول کمی نیست

00:02:55.893 --> 00:02:57.892
‫چطوری باهات تماس بگیرم؟

00:02:57.935 --> 00:03:00.501
‫فردا منتظرت می‌مونم،
‫بعلاوه‌ی روزهای بعدش

00:03:00.526 --> 00:03:05.492
‫ساعت ۴ عصر توی چایخونه‌ی
‫خانم بیلی توی خیابون پارک

00:03:05.792 --> 00:03:07.692
‫اگه چیزی دستگیرت شد، بیا

00:03:07.726 --> 00:03:10.325
‫بابت قرار فردامون
‫پنج شیلینگ اضافه‌تر میدم

00:03:10.359 --> 00:03:12.458
‫برای اینکه بیشتر وسوسه بشی،

00:03:12.492 --> 00:03:14.295
‫چایی رو هم مهمون منی

00:03:15.259 --> 00:03:17.595
‫به پیشنهادت فکر می‌کنم، آقای وایلی

00:03:18.697 --> 00:03:20.768
‫ممنون بابت گل و

00:03:20.792 --> 00:03:22.358
‫مرسی که یه گلوله خالی نکردی توی مغزم

00:03:22.392 --> 00:03:24.692
‫شاید درست نباشه
‫اینطوری بگم، خانم روهاس

00:03:24.726 --> 00:03:26.052
‫ولی سر زیبایی دارید

00:03:26.077 --> 00:03:28.234
‫خوشحالم اسلحه‌ام پُر نبود

00:03:28.259 --> 00:03:29.511
‫فردا می‌بینمت پس

00:03:37.800 --> 00:03:42.454
‫« شرلوک و دخترش »
‫« فصل اول »
‫« قسمت چهارم: برای اقوام »

00:03:43.051 --> 00:03:45.651
‫آمیلیا، کجایی؟

00:03:45.859 --> 00:03:48.258
‫آمیلیا، لازمت دارم

00:03:48.292 --> 00:03:49.459
‫با عرض معذرت، قربان

00:03:49.493 --> 00:03:52.458
‫خانم روهاس رفتن اسب‌تون رو بیارن و
‫هنوز برنگشتن

00:03:52.492 --> 00:03:54.592
‫میگه به دستور شما رفته،

00:03:54.626 --> 00:03:57.558
‫ولی این دستورات رو باید
‫اول به من منتقل کنید

00:03:57.592 --> 00:03:58.735
‫اگه تا حالا متوجه نشدی،
‫باید بگم که

00:03:58.759 --> 00:04:01.658
‫آمیلیا سَوای از خدمتکار بودن،
‫دستیار بنده هم هست

00:04:01.692 --> 00:04:02.792
‫توی مسئله‌ای کمک‌دستمـه که

00:04:02.826 --> 00:04:04.558
‫شامل برگشتن خواهر شما هم میشه

00:04:04.592 --> 00:04:06.219
‫چه مرگشـه این؟

00:04:06.244 --> 00:04:08.191
‫عارضم خدمت‌تون،
‫خانمم به شدت مأخوذ به حیاست و

00:04:08.225 --> 00:04:09.892
‫با تصور اینکه دخترکی معصوم

00:04:09.926 --> 00:04:12.758
‫درگیر این کابوس آدم‌ربایی شده،

00:04:12.792 --> 00:04:15.492
‫به‌قدری برآشفت که
‫تاب تحملش رو از دست داد

00:04:15.526 --> 00:04:17.558
‫خب، ما رو عفو بفرمایید، خانم هلیگن

00:04:17.592 --> 00:04:19.692
‫اگه دست گذاشتم روی
‫حُجب‌وحیای شما،

00:04:19.726 --> 00:04:21.391
‫ولی به...
‫عه، اومدی که.

00:04:21.425 --> 00:04:22.742
‫چرا انقدر لِفتش دادی؟

00:04:22.767 --> 00:04:24.710
‫ولش کن، عجیب عجله دارم

00:04:24.735 --> 00:04:25.762
‫تا لباس‌های چرکم رو در میارم

00:04:25.787 --> 00:04:27.859
‫برام تعریف کن چی شد

00:04:27.893 --> 00:04:30.158
‫داره لباس‌هاش رو در میاره

00:04:32.192 --> 00:04:34.325
‫کلارا از آبرو و حیثیتش ترسیده،

00:04:34.359 --> 00:04:37.125
‫ولی قبول داره که فقط ما
‫می‌تونیم ازش محافظت کنیم

00:04:37.159 --> 00:04:39.225
‫حتی خانم اندرسون
‫ازم خواست بشم

00:04:39.259 --> 00:04:41.225
‫محافظ کلارا

00:04:41.259 --> 00:04:43.925
‫آقای برتویسل،
‫همون بازرس بیمه،

00:04:43.959 --> 00:04:46.374
‫بهم پیشنهاد شغلی داد که
‫برم و بشم کمک‌دستش

00:04:47.259 --> 00:04:50.291
‫برتی برتویسل

00:04:50.325 --> 00:04:51.358
‫مرتیکه‌ی ‌خودشیفته

00:04:51.392 --> 00:04:53.125
‫فکر کن بری بشی دستیارش

00:04:53.159 --> 00:04:55.158
‫هر روز خدا برات اظهار فضل کنه

00:04:55.194 --> 00:04:56.513
‫عجب شغل مزخرفی!

00:04:56.538 --> 00:04:59.525
‫بازم، گهگداری میاد
‫باهام مشورت می‌کنه

00:04:59.559 --> 00:05:01.029
‫خیلی هم بی‌عقل نیست

00:05:01.054 --> 00:05:03.291
‫ولی اون یکی پیشنهاد که

00:05:03.325 --> 00:05:05.296
‫بری بشی محافظ دختر سفیر آمریکا،

00:05:05.321 --> 00:05:06.871
‫ارزش فکر کردن داره؛

00:05:06.902 --> 00:05:08.767
‫نه تنها برای امنیت جانی خودت،
‫بلکه به خاطر کلارا

00:05:08.792 --> 00:05:13.358
‫هر چی نباشه، تنها سرنخیـه که
‫ما رو به نخ سرخ وصل می‌کنه

00:05:13.383 --> 00:05:15.817
‫باورم نمیشه اینقدر سریع
‫دخل چارلی بیچاره رو آوردن

00:05:15.842 --> 00:05:17.934
‫سریع‌تر از سیگنال تلگراف

00:05:17.959 --> 00:05:20.291
‫هر چند، قبل از مرگ نابهنگامش،

00:05:20.325 --> 00:05:24.125
‫تونستم اسم همدست‌هاش رو
‫از زیر زبونش بکشم بیرون

00:05:24.168 --> 00:05:27.738
‫شاید باورت نشه ولی اسم‌شون
‫آقای ویمز و مگتـه

00:05:27.763 --> 00:05:30.892
‫بدون شک اسم‌شون مستعاره و
‫مقصد احتمالی‌شون هم همین‌طور

00:05:30.926 --> 00:05:34.949
‫ولی با این اطلاعات،
‫امیدوارم به زودی هویت‌شون رو شناسایی کنیم

00:05:34.974 --> 00:05:35.818
‫بله؟
‫شناسایی کردیم

00:05:38.792 --> 00:05:40.335
‫وقتی داشتن از کارخونه‌ی تابوت‌سازی
‫می‌رفتن دیدم‌شون

00:05:40.359 --> 00:05:41.425
‫درست قبلِ چارلی
‫بله، خب، چارلی فکر می‌کرد

00:05:42.560 --> 00:05:45.625
‫یه افسر پلیس بهشون
‫هشدار داده بود که فرار کنن

00:05:45.659 --> 00:05:47.358
‫یکی که قطعاً رده بالا بوده

00:05:47.392 --> 00:05:49.792
‫چطوری بدون اینکه کسی ببینتت،
‫رفتی ملاقات چارلی؟

00:05:49.826 --> 00:05:51.358
‫به کمک یکی از زندانی‌های قدیمی

00:05:51.392 --> 00:05:53.698
‫در ازای اینکه پسر فراریش رو پیدا کنم

00:05:53.723 --> 00:05:55.801
‫پرونده‌ای که بدون
‫تخطی از شروط اعضای نخ سرخ

00:05:55.826 --> 00:05:57.792
‫پام به اسکاتلندیارد باز میشه

00:05:57.826 --> 00:06:00.191
‫این زندانیه...

00:06:00.225 --> 00:06:02.892
‫کوچیک‌ترین ارتباطی به
‫درگیری‌های الان‌مون نداره

00:06:02.926 --> 00:06:05.801
‫ تو پاشو برو
‫رد ویمز و مگت رو بزن

00:06:05.826 --> 00:06:07.518
‫تا اینجا خطرناک‌ترین مأموریت‌مونـه و

00:06:07.543 --> 00:06:10.225
‫نباید غیرمسلح بری

00:06:10.259 --> 00:06:14.690
‫پس بیا ساز و کار اینو بهت...

00:06:16.786 --> 00:06:18.462
‫بگی‌نگی قدیمیـه، نه؟

00:06:21.093 --> 00:06:24.725
‫نقص‌های دیگه‌ای هم داره، اما
‫خوب نگهش داشتی

00:06:24.759 --> 00:06:26.358
‫بازم گلوله لازم دارم

00:06:26.392 --> 00:06:28.525
‫شیش‌تا کافیـه

00:06:28.559 --> 00:06:31.458
‫چطوری اینقدر توی کار با اسلحه ماهری؟

00:06:31.492 --> 00:06:34.878
‫مامانم با دستگاهی که ساخت
‫بهم یاد داد

00:06:38.185 --> 00:06:40.985
‫یادت باشه
‫حواست به لرزشش باشه

00:06:41.010 --> 00:06:42.310
‫و جلوتر از هدف نشونه بگیرم

00:06:43.206 --> 00:06:44.404
بکش

00:06:47.271 --> 00:06:48.833
‫وقتشـه بریم سراغ یه چیز سخت‌تر

00:06:52.131 --> 00:06:53.331
بکش

00:06:56.292 --> 00:06:57.558
‫پیشرفت کردی

00:06:57.592 --> 00:07:00.232
‫اولین بارتـه که با دوتا کبوتر سفالی
‫توی آسمون یکیش رو تونستی بزنی

00:07:00.257 --> 00:07:01.859
‫به چه دردم می‌خوره؟

00:07:01.893 --> 00:07:03.425
‫تو رو خدا نگو به خاطر حیات‌وحش

00:07:03.459 --> 00:07:05.425
‫چون همینجوریشم بلدم
‫چطوری حیوون‌های وحشی رو شکار کنم

00:07:05.459 --> 00:07:07.158
‫یا از خودم در مقابل‌شون محافظت کنم

00:07:07.192 --> 00:07:08.792
‫حق با توئـه، آمیلیا

00:07:08.826 --> 00:07:11.026
‫گرگ و خرس دشمن تو نیستن

00:07:11.051 --> 00:07:12.583
‫خب، پس کیـه؟

00:07:12.608 --> 00:07:14.625
‫مادر من آپاچی بوده و

00:07:14.659 --> 00:07:16.291
‫پدرم هم دامدار

00:07:16.325 --> 00:07:19.125
‫پدربزرگم هم سرباز اسپانیا

00:07:19.159 --> 00:07:22.658
‫خونِ این سه نفر تو رگ‌هاتـه،
‫بعلاوه‌ی اینکه یه رگت انگلیسیـه

00:07:22.692 --> 00:07:24.067
‫اصل‌ونسبت مردم رو می‌ترسونه

00:07:24.092 --> 00:07:25.834
‫چرا خب؟

00:07:25.988 --> 00:07:27.787
‫ما هم انسانیم

00:07:27.812 --> 00:07:30.212
‫انسانی که به جایی تعلق‌ نداره

00:07:31.425 --> 00:07:32.780
‫قبیله‌مون دو نفره‌ست

00:07:34.159 --> 00:07:37.558
‫خب، شاید یه روزی بتونیم
‫قبیله‌مون رو سه نفره کنیم

00:07:37.726 --> 00:07:40.989
‫می‌تونم با مرد قدرتمند و جذابی ازدواج کنم

00:07:41.014 --> 00:07:42.747
‫اون می‌تونه دست‌مون رو بگیره

00:07:42.772 --> 00:07:44.075
‫منتظر بمونیم پس؟

00:07:45.225 --> 00:07:47.658
‫چشم‌انتظار کسی که
‫اصلاً نمی‌شناسیمش؟

00:07:47.692 --> 00:07:50.818
‫یا آماده بشیم
‫از خودمون محافظت کنیم؟

00:07:55.191 --> 00:07:56.377
‫بکش

00:07:59.893 --> 00:08:02.625
‫پس، مامانت همه‌ی اینها رو یادت داده،

00:08:02.665 --> 00:08:04.049
‫ولی بهت نگفته چطوری

00:08:04.074 --> 00:08:05.614
‫توی درگیری افراط یا تفریط نکنی؟

00:08:05.639 --> 00:08:06.671
‫جان؟

00:08:06.696 --> 00:08:08.213
‫ضارب انداختت روی زمین و

00:08:08.238 --> 00:08:09.767
‫اقل‌کم یه بار روی زمین غلت زدی

00:08:09.792 --> 00:08:11.600
‫اینجوری میگم، چون ردِ دستِ یه مرد

00:08:11.625 --> 00:08:12.668
‫روی شونه‌ات مونده،
‫اگرچه که نمیشه اسمش رو مرد گذاشت

00:08:13.959 --> 00:08:16.358
‫به‌هم‌ریختگی لباس‌هات و

00:08:16.392 --> 00:08:17.731
‫این گِل و لایِ

00:08:17.756 --> 00:08:20.043
‫مالیده به کف اتاقی که
‫تازه خانم هلیگن تمیز کرده،

00:08:20.068 --> 00:08:22.734
‫نشون میده که مستقیماً
‫با چمن و گِل برخورد داشتی

00:08:22.759 --> 00:08:24.258
‫محالـه کسی
‫برای برگردوندنِ یه اسب

00:08:24.292 --> 00:08:26.727
‫درگیر همچین مسائلی بشه

00:08:26.752 --> 00:08:28.052
‫این، اینو نگاه

00:08:28.885 --> 00:08:31.392
‫گل پامچال

00:08:31.893 --> 00:08:34.534
‫بله، پامچال معمولی

00:08:34.559 --> 00:08:39.291
‫حالا توضیح بده درگیری برای چی بوده،
‫من که گفتم خودت رو قاتی چیزی نکنی

00:08:39.325 --> 00:08:40.834
‫خب، تقصیر من نبود

00:08:40.859 --> 00:08:44.367
‫یه آقایی بود، یه آقای پیر. هم‌سن‌وسال خودت،

00:08:44.392 --> 00:08:48.425
‫وقتی داشتم به چنس آب می‌دادم،
‫سعی کرد بدزدتش

00:08:48.459 --> 00:08:51.592
‫سُر خوردم و از جلوی چنس افتادم کنار

00:08:51.626 --> 00:08:54.258
‫ولی سریع از جام پریدم و
‫با اون مردک درگیر شدم،

00:08:54.292 --> 00:08:56.164
‫اون هم تا دید مقابله به مثل کردم
‫دُمشو گذاشت رو کولش و فرار کرد

00:08:56.189 --> 00:08:57.813
‫چرا دنبالش نکردی؟

00:08:57.838 --> 00:09:00.473
‫چون نمی‌خواستم اسبت رو
‫به امون خدا ول کنم،

00:09:00.498 --> 00:09:03.331
‫شاید دزده هم‌دست می‌داشت

00:09:05.382 --> 00:09:07.758
‫خب، جواب سؤالم رو گرفتم،

00:09:07.792 --> 00:09:11.191
‫هر چند به گل پامچال
‫اشاره‌ای نکردی

00:09:11.225 --> 00:09:13.291
‫حالا، تا شب نشده

00:09:13.325 --> 00:09:15.658
‫آقای هلیگن می‌رسونتت کارخونه‌ی تابوت‌سازی

00:09:15.692 --> 00:09:18.892
‫تا ببینی اونجا تلفن داره یا نه

00:09:18.926 --> 00:09:20.492
‫تلفن یه چیز نسبتاً جدیده...

00:09:20.526 --> 00:09:21.925
‫می‌دونم تلفن چیـه

00:09:21.959 --> 00:09:23.458
‫فقط می‌خواستم مطمئن بشم

00:09:23.492 --> 00:09:25.692
‫بعدش هم میرید ریچموند

00:09:25.726 --> 00:09:27.692
‫دنبال ویمز و مگت

00:09:27.726 --> 00:09:30.425
میری بهترین رستوران اونجا و

00:09:30.459 --> 00:09:34.258
در ازای شیش پنی
نقاشی بقیه رو می‌کشی

00:09:34.292 --> 00:09:36.825
‫از نقاشی همدست‌های چارلی هم

00:09:36.859 --> 00:09:38.513
‫به عنوان نمونه‌کار استفاده کن

00:09:38.538 --> 00:09:40.734
‫که اگه کسی بشناستشون...

00:09:40.759 --> 00:09:42.085
‫بله، احتمالاً درباره‌ی
‫شباهت‌شون نظر میدن

00:09:43.393 --> 00:09:46.079
‫جالبـه که انقدر سریع دستم رو می‌خونی

00:09:46.104 --> 00:09:47.767
‫خیلی جالبـه

00:09:47.792 --> 00:09:52.158
‫خب، این دو سکه طلا بابت هزینه‌ها

00:09:52.192 --> 00:09:54.391
‫اگه تونستی رد آدم‌رباها رو بزنی،

00:09:54.425 --> 00:09:56.792
‫یا رد جایی که واتسون و
‫خانم هادسون رو زندانی کردن،

00:09:56.826 --> 00:09:59.239
‫فی‌الفور برام تلگرام بفرست

00:09:59.264 --> 00:10:01.200
‫خودت کجا میری؟

00:10:01.225 --> 00:10:02.325
‫اسکاتلندیارد
‫میرم خودم رو احمق جلوه بدم

00:10:03.820 --> 00:10:05.501
‫باید سریع بجنبم. پالتوم کو؟

00:10:05.526 --> 00:10:06.801
‫آها، توی راه پله گذاشتمش

00:10:13.938 --> 00:10:16.394
‫اسلحه یادت نره

00:10:34.440 --> 00:10:37.190
‫« کارخانه‌ی تابوت‌سازی ودرسی »

00:10:47.159 --> 00:10:48.236
‫خیلی ممنونم منو رسوندید

00:10:48.260 --> 00:10:51.325
‫کاری نکردم، آمیلیا،
‫هر چند به نظرم درست نیست که

00:10:51.359 --> 00:10:53.125
‫جونت رو به خاطر دستمزد یه ظرفشور

00:10:53.159 --> 00:10:54.558
‫به خطر بندازی

00:10:54.592 --> 00:10:56.892
‫دلیل خوبی برای کمک به
‫آقای هولمز دارم

00:10:56.926 --> 00:10:58.346
‫عین خودتون و خانم هلیگن

00:10:58.371 --> 00:11:00.076
‫ای کاش اینقدر ناراحتش نمی‌کردم

00:11:00.101 --> 00:11:01.992
‫نه، اصلاً اینطور نیست، نه

00:11:02.017 --> 00:11:03.792
‫از قبلِ ازدواج‌مون،

00:11:03.826 --> 00:11:06.458
‫دوران خدمت‌مون به ارل کامپتون،

00:11:06.492 --> 00:11:09.492
‫خانم به شدت به آداب معاشرت اشراف داشت

00:11:09.526 --> 00:11:13.158
‫آقای هولمز و رفتارهاش گاهاً
‫غیرمعمول میشه

00:11:13.192 --> 00:11:15.515
‫نظرات خانم هلیگن برام محترمـه

00:11:16.260 --> 00:11:18.525
‫من باشم جلوش از
کلمه‌ی «نظر» استفاده نمی‌کنم

00:11:18.559 --> 00:11:22.191
‫به چشم خودش، اینها نظراتش نیستن،
‫بلکه حقیقت محض‌ان

00:11:22.225 --> 00:11:25.151
‫مخالفت باهاش حکم شنا خلاف جریان رود رو داره

00:11:27.159 --> 00:11:30.225
‫کالسکه‌ای که اونجاست
‫روش نشان خانوادگی ودرسی رو داره

00:11:30.259 --> 00:11:31.102
‫چه عجیب

00:11:31.126 --> 00:11:32.660
‫اصلاً اینطور نیست، آقای هلیگن

00:11:32.685 --> 00:11:34.634
‫بالاخره یکم شانس بهم رو کرده

00:11:35.047 --> 00:11:37.229
‫ببخشید، سریع میام

00:11:37.254 --> 00:11:39.335
‫ولی لرد ودرسی، ما نمی‌تونیم
‫دست‌خالی بریم

00:11:39.359 --> 00:11:40.625
‫ادامه بده، خب؟

00:11:40.650 --> 00:11:42.868
‫تحقیقات‌ شما جلوی مرگ‌ومیر بقیه رو نگرفته

00:11:42.893 --> 00:11:44.718
‫تحقیقات‌مون هنوز به اتمام نرسیده

00:11:44.743 --> 00:11:47.534
‫به منظور بازسازی جزئی
‫تعطیل کرده بودیم

00:11:47.559 --> 00:11:49.468
‫کسی خبر نداشت
‫آدم‌رباها اینجا مخفی شده بودن

00:11:49.492 --> 00:11:52.558
‫اول ما باید کارمون رو تموم کنیم تا
‫شما بتونید از سر بگیرید

00:11:52.592 --> 00:11:54.191
‫اگه نرید،

00:11:54.225 --> 00:11:56.733
‫پیش مافوق‌تون شکایت می‌کنم

00:11:57.065 --> 00:11:59.185
‫هر طور راحتید، لرد ودرسی

00:12:02.426 --> 00:12:04.135
‫سریع با اسکاتلندیارد تماس بگیر

00:12:04.159 --> 00:12:05.892
‫دفتر سربازرس ویتلاک

00:12:05.926 --> 00:12:08.704
‫خانم، کارخونه تعطیلـه

00:12:08.828 --> 00:12:12.334
‫شرمنده، قربان. برادرم نجار اینجاست

00:12:12.359 --> 00:12:14.325
‫ولی خیلی ناخوش‌احوالـه

00:12:14.359 --> 00:12:15.588
‫متأسفم از این بابت

00:12:15.613 --> 00:12:17.866
‫متأسفانه، این تابوت‌ها فروشی نیستن

00:12:17.891 --> 00:12:22.158
‫نه، قربان. فقط اومدم ببینم
‫کارخونه رو کِی باز می‌کنید

00:12:22.192 --> 00:12:22.968
‫نگران باشید، خانم

00:12:22.992 --> 00:12:25.225
‫برادرتون تا یکشنبه سرپا بشه...

00:12:25.259 --> 00:12:26.292
‫تموم که شدید،

00:12:26.327 --> 00:12:27.946
‫با تلفن خودتون توی ریچموند
‫بهم زنگ بزنید

00:12:27.971 --> 00:12:29.567
‫وای، خیال خانواده‌ام رو راحت کردید

00:12:29.592 --> 00:12:30.568
‫خیلی ازتون ممنونم

00:12:30.592 --> 00:12:32.391
‫باید برم بهشون خبر بدم

00:12:32.425 --> 00:12:33.361
‫ممنونم
‫با اجازه، آقا

00:12:39.717 --> 00:12:40.916
‫کجا بریم، سرورم؟

00:12:40.941 --> 00:12:42.897
‫ریچموند، بجنب

00:12:48.392 --> 00:12:49.768
‫کجا بریم، خانم روهاس؟

00:12:49.792 --> 00:12:52.083
‫ریچموند، اون کالسکه رو دنبال کنید

00:12:59.659 --> 00:13:02.158
‫معلومـه که می‌تونم
‫بهتون تلفن نشون بدم، آقای هولمز

00:13:02.192 --> 00:13:04.258
‫حالا که مثل همیشه تشریف آوردید،

00:13:04.292 --> 00:13:05.802
‫می‌تونم چندتا از جدیدترین

00:13:05.826 --> 00:13:07.704
‫اختراعات مبارزه با جرائم اسکاتلندیارد رو

00:13:07.729 --> 00:13:10.086
‫از بخش علوم پیشرفته نشون‌تون بدم

00:13:10.111 --> 00:13:14.338
‫مثلاً، با اینکه خیلی جدید نیستن و

00:13:14.363 --> 00:13:17.462
‫چندتاییش رو توی خیابون دیدید، اما...

00:13:18.926 --> 00:13:21.501
‫قربان، روز می‌رسه که لامپ‌های الکتریکی
‫جای چراغ نفتی رو می‌گیره

00:13:21.526 --> 00:13:23.300
‫با چنان درخششی که
‫در کلام نمی‌گنجه

00:13:23.325 --> 00:13:24.658
‫تاریکی شب رو از بین می‌بره و
‫جنایتکارها رو فراری میده

00:13:26.192 --> 00:13:28.201
‫یا باعث میشه خلافکارها
‫راحت‌تر قربانی‌هاشون رو پیدا کنن،

00:13:28.225 --> 00:13:29.792
‫کارآگاه سوان

00:13:29.826 --> 00:13:31.468
‫اینو نگاه کنید

00:13:31.493 --> 00:13:33.834
‫نمونه دست‌خط تموم
‫باج‌گیرها و کلاهبردارهای

00:13:33.859 --> 00:13:35.191
‫شناخته‌شده‌ی داخل کشور

00:13:35.225 --> 00:13:36.702
‫تقریباً به جایی رسیدیم که می‌تونیم

00:13:36.726 --> 00:13:39.458
‫با یه دست‌خط ساده
‫مجرمین رو شناسایی کنیم

00:13:39.492 --> 00:13:41.158
‫خب، ایشالا که این خلافکارها

00:13:41.192 --> 00:13:42.987
‫خبردار نشن ماشین تحریر اختراع شده

00:13:43.012 --> 00:13:45.674
‫بعلاوه، به لطف آقای الف.ر. هنری و

00:13:45.699 --> 00:13:47.258
‫چند تن افراد خارجی،

00:13:47.292 --> 00:13:49.725
‫بخش علوم در حال توسعه‌ی فهرستیـه که

00:13:49.759 --> 00:13:52.525
‫می‌تونه اثرانگشت‌ها رو
‫ایجاد، ثبت و بزرگ‌نمایی کنه

00:13:52.559 --> 00:13:54.207
‫چون اثرانگشت هر کسی مختص خودشـه

00:13:54.232 --> 00:13:57.191
‫خب، باعث شدید به فکر
‫سرمایه‌گذاری روی تولید دستکش بیفتم

00:13:57.225 --> 00:14:00.325
‫خب، کارآگاه سوان،
‫با اینکه اطلاعات زیادی نصیبم شده،

00:14:00.359 --> 00:14:02.558
‫ولی بیشتر مایلم
‫در مورد تلفن‌ها بدونم

00:14:02.592 --> 00:14:05.725
‫درستـه، چقدر خوش‌شانسید، آقای هولمز

00:14:05.759 --> 00:14:07.558
‫چون ظاهراً تلفن خیلی به کار
‫اداره‌ی پلیس اومده و

00:14:07.592 --> 00:14:08.502
‫نه‌تنها یکی،

00:14:08.526 --> 00:14:10.658
‫بلکه چهارتا تلفن توی اداره‌مون داریم

00:14:10.692 --> 00:14:12.158
‫یکی‌شون اینجاست

00:14:12.192 --> 00:14:14.645
امیدوار بودم
نمونه‌ی فعالش رو ببینم

00:14:14.670 --> 00:14:15.801
‫البته

00:14:15.826 --> 00:14:18.534
‫تا اتاق سربازرس ویتلاک می‌برم‌تون

00:14:18.559 --> 00:14:20.092
‫اجازه بدید یه چیزی بگم، قربان

00:14:20.117 --> 00:14:23.035
‫تحسین‌برانگیزه که
‫آقای متشخصی به سن شما

00:14:23.060 --> 00:14:25.901
‫هنوز هم دنبال اختراعات روز دنیاست

00:14:25.926 --> 00:14:27.492
‫کمتر کسی پیدا میشه که

00:14:27.526 --> 00:14:30.558
‫توی این سن و سال
‫اینقدر پیگیر این مسائل باشه

00:14:30.592 --> 00:14:32.425
‫کارآگاه، اینجور تعریف‌ها رو

00:14:32.459 --> 00:14:35.039
نگه دارید برای مراسم ختم

00:14:35.064 --> 00:14:37.534
‫جدی گفتم، قربان. خیال‌تون تخت

00:14:37.559 --> 00:14:40.325
‫بفرمایید از این طرف،
‫تلفن‌ها طبقه‌ی بالا هستن

00:14:40.359 --> 00:14:42.111
‫می‌تونید سوار آسانسور جدیدمون بشید

00:14:43.472 --> 00:14:45.151
‫از این طرف، آقای هولمز

00:14:47.225 --> 00:14:48.892
‫حالم از این وامونده به هم می‌خوره

00:14:48.926 --> 00:14:51.692
‫تلفن‌ به درد تحقیق و ردیابی نمی‌خوره

00:14:51.726 --> 00:14:53.859
‫مثلاً وقتی که دختر سفیر آمریکا رو
‫نجات دادم

00:14:53.893 --> 00:14:56.114
‫عه، هنرنماییِ شما بود؟

00:14:56.344 --> 00:14:59.334
‫خب، فروتنی شما توی مطبوعات
‫قابل تحسینـه

00:14:59.359 --> 00:15:01.258
‫هنوز خبرش رو منتشر نکردیم،

00:15:01.292 --> 00:15:03.391
‫اما درشکه‌چی‌ای که
‫دخترک رو دزدیده بود،

00:15:03.425 --> 00:15:05.602
‫کار درست رو انجام داد و
‫خودش رو توی سلولش دار زد

00:15:05.626 --> 00:15:09.009
‫پرونده بدون استفاده از تلفن بسته شد

00:15:09.034 --> 00:15:10.168
‫پرونده بسته شد

00:15:10.193 --> 00:15:14.367
‫یعنی جواهرات گمشده‌ی سفیر رو پیدا کردید؟

00:15:14.392 --> 00:15:15.892
‫نه هنوز، نه

00:15:15.926 --> 00:15:19.358
‫ولی مجرم تا ابد که نمی‌تونه مخفی‌شون کنه

00:15:19.392 --> 00:15:21.758
‫خودم شخصاً مسئولیت این پرونده رو
‫به عهده گرفتم،

00:15:21.792 --> 00:15:24.380
‫پس مطمئنم جواهرات پیدا میشن

00:15:25.102 --> 00:15:28.734
‫آقای هولمز، چیز دیگه‌ای هست که
‫در خصوص تلفن بخواید بدونید؟

00:15:28.759 --> 00:15:30.558
‫گذشته از شکایات بولیوانت،

00:15:30.592 --> 00:15:31.734
‫به نظرتون به درد بخورن؟
‫البته

00:15:33.212 --> 00:15:36.704
‫به عنوان مثال، اگه مظنونی
‫با قطار از لندن فرار کنه،

00:15:37.392 --> 00:15:40.658
‫بی‌دردسر زنگ می‌زنم و

00:15:40.692 --> 00:15:43.058
‫قبل اینکه مظنون پاش رو
‫از قطار بیرون بذاره،

00:15:43.083 --> 00:15:44.668
‫مأمور می‌فرستم دم ایستگاه

00:15:44.692 --> 00:15:45.568
‫تلفن‌چی
‫خیر، نیازی نیست. تشکر

00:15:48.158 --> 00:15:49.857
‫بدون اینکه از سر جام تکون بخورم

00:15:49.882 --> 00:15:51.267
‫چه خوب

00:15:51.292 --> 00:15:54.084
‫گمونم باید یکی برای خودم بخرم

00:15:54.109 --> 00:15:55.351
‫هنوز برای استفاده‌ی شخصی توی منزل
‫هزینه‌ی گزافی روی دست‌تون می‌ذارن

00:15:56.826 --> 00:15:58.225
‫در راستای اجرای عدالت،

00:15:58.259 --> 00:16:01.258
‫از ولخرجی دریغ نمی‌کنم

00:16:01.292 --> 00:16:03.325
‫همین الان نصف روزم رو
‫برای دیدن اون آدم رذل،

00:16:03.359 --> 00:16:05.492
‫یعنی موریارتی تلف کردم

00:16:05.526 --> 00:16:07.892
‫اگه می‌شد تلفنی باهاش صحبت کنم،

00:16:07.926 --> 00:16:10.858
‫هم این همه راه تا اونجا نمی‌رفتم و

00:16:10.992 --> 00:16:13.789
‫هم چندین ساعت پیش اون
‫مردک نفرت‌انگیز سر نمی‌کردم

00:16:13.814 --> 00:16:14.868
‫موریارتی

00:16:14.893 --> 00:16:16.692
‫این مردک پست چی برای گفتن داشت؟

00:16:16.726 --> 00:16:20.792
‫داشت یه داستان رقت‌انگیز درباره‌ی پسرش،

00:16:20.826 --> 00:16:23.158
‫دنیل می‌گفت که دهه‌ی ۸۰

00:16:23.192 --> 00:16:25.325
‫به عنوان یه مجرم فرستادنش استرالیا

00:16:25.359 --> 00:16:27.425
‫حالا هم این بچه برگشته لندن،

00:16:27.459 --> 00:16:29.391
‫ولی نمیره ملاقات پدرش

00:16:29.425 --> 00:16:35.502
‫آره، دو ماه پیش یه چیزی در این مورد دیدم

00:16:36.292 --> 00:16:38.892
‫دفتر مرکزی هر روز لیستی از

00:16:38.926 --> 00:16:43.258
‫انقلابی‌های بالقوه، افراد نامناسب و
‫مجرمین سابقه‌دار برام می‌فرسته

00:16:43.292 --> 00:16:45.568
‫خدا می‌دونه چطوری می‌تونم
‫تک‌تک‌شون رو زیر نظر داشته باشم

00:16:45.592 --> 00:16:47.692
‫دنیل موریارتی هم توی لیستـه؟

00:16:47.726 --> 00:16:50.725
‫بله، توی استرالیا که بود
‫اسمش رو

00:16:50.759 --> 00:16:53.658
‫گذاشت مایکل وایلی،
‫بدبخت حق هم داشت

00:16:53.692 --> 00:16:56.892
‫توی یه کارگزاری بورس کار می‌کنه

00:16:56.926 --> 00:16:58.668
‫می‌خواید بیاریمش بازجویی بشه؟

00:16:58.692 --> 00:17:00.158
‫موریارتی جوون رو؟

00:17:00.192 --> 00:17:01.825
‫نه، نه، به نظرم بهتره

00:17:01.859 --> 00:17:04.125
‫قضیه رو غیررسمی حل کنیم

00:17:04.159 --> 00:17:07.525
‫احیاناً نظری ندارید در مورد اینکه

00:17:07.559 --> 00:17:11.125
‫ممکنه جواهرات گمشده‌ی سفیر کجا باشن؟

00:17:11.159 --> 00:17:14.028
‫گمونم می‌تونم بهتون زنگ بزنم

00:17:14.826 --> 00:17:15.866
‫جناب سربازرس، برام سؤالـه که

00:17:15.893 --> 00:17:17.770
‫تلفن رو که می‌خرید،

00:17:17.795 --> 00:17:19.725
‫شامل تموم امکاناتش هم میشه؟

00:17:19.759 --> 00:17:22.558
‫یا که بابت هر تماس
‫هزینه می‌پردازید؟

00:17:22.592 --> 00:17:23.909
‫البته که هردو

00:17:23.934 --> 00:17:26.501
‫میشه بی‌زحمت یه قبضی بهم بدید تا

00:17:26.526 --> 00:17:30.040
‫بتونم هزینه‌های ماهانه‌ام رو تخمین بزنم؟

00:17:30.065 --> 00:17:32.204
‫بله، فکر کنم یه نسخه داشته باشم

00:17:32.591 --> 00:17:36.191
‫البته روی قبض اسمی ذکر نشده

00:17:36.225 --> 00:17:40.725
‫فقط شماره‌های گرفته شده و
‫مدت زمان تماس‌ها ثبت شدن

00:17:40.759 --> 00:17:41.998
‫هر وقت خواستید
‫با خیال راحت بررسیش کنید

00:17:42.023 --> 00:17:43.601
‫ممنون، جناب سربازرس

00:17:43.626 --> 00:17:45.125
‫خوشحالم تونستم کمک کنم

00:17:45.159 --> 00:17:46.492
‫شما ثابت‌شده‌اید

00:17:46.526 --> 00:17:48.093
‫امیدوارم در آینده هم همین‌طور باشه

00:17:48.118 --> 00:17:50.334
‫خیلی لطف دارید

00:17:50.359 --> 00:17:53.823
‫من دیگه زحمت رو کم می‌کنم و
‫شما دوتا بزرگوار رو

00:17:53.848 --> 00:17:56.625
‫با وظایف مهم‌ترتون تنها میذارم

00:17:56.659 --> 00:17:57.817
‫خدا نگه‌دار

00:18:01.659 --> 00:18:04.517
‫آقای هولمز، پایین می‌رید؟

00:18:04.726 --> 00:18:05.726
‫بله

00:18:07.459 --> 00:18:09.900
‫دیدار با شما همیشه باعث افتخاره، قربان

00:18:18.225 --> 00:18:21.943
‫می‌خواستم در مورد آخرین پیشرفت‌ها

00:18:21.968 --> 00:18:24.249
‫در زمینه‌ی مشترک‌مون
‫ازتون کمکی بگیرم،

00:18:24.274 --> 00:18:26.067
‫البته اگه بتونم روی رازداری‌تون حساب کنم

00:18:26.092 --> 00:18:27.771
‫نمی‌خوام خبری به گوش مافوق‌ها برسه که

00:18:27.796 --> 00:18:29.621
‫با هم در تماس بودیم

00:18:29.646 --> 00:18:31.503
‫اینجوری شاید فکر کنن
‫اون قدرت سابق رو ندارم

00:18:31.528 --> 00:18:34.152
‫قطعاً هنوز سال‌های خوبی
‫در پیش دارید، قربان

00:18:34.177 --> 00:18:36.183
‫هر چند کمک به شما باعث افتخاره

00:18:45.283 --> 00:18:47.527
‫« ملک ودرسی »

00:18:56.045 --> 00:18:58.687
‫آقای هلیگن، برید به
‫نزدیک‌ترین اداره‌ی تلگراف و

00:18:58.712 --> 00:19:00.628
‫یه پیام برای آقای هولمز بفرستید

00:19:00.653 --> 00:19:02.187
‫بهش بگید که لرد ودرسی

00:19:02.212 --> 00:19:04.211
‫تنها مالک کارخونه‌ی تابوت‌سازی نیست،

00:19:04.236 --> 00:19:06.337
‫بلکه یه کاخ توی ریچموند داره

00:19:06.362 --> 00:19:10.852
‫آمیلیا، من دستیار آقای هولمزم،
‫پادو که نیستم

00:19:12.315 --> 00:19:15.617
‫بیاید، این دوتا سکه‌های طلا رو
‫بگیرید و پیامم رو برسونید و

00:19:15.642 --> 00:19:18.484
‫بعدش برید بهترین رستوران شهر و
‫یه دلی از عزا دربیارید،

00:19:18.509 --> 00:19:19.734
‫ولی مابقی پول رو نگه دارید
‫خدای بزرگ

00:19:21.057 --> 00:19:23.134
‫دوتا سکه‌ی طلای کامل رو از کجا گیر آوردی؟

00:19:23.159 --> 00:19:25.787
‫نمی‌خواد بگی،
‫موقع خوردن گوشت خوک با مخلفات

00:19:25.812 --> 00:19:28.172
‫به جوابش فکر می‌کنم،

00:19:28.336 --> 00:19:31.373
‫ولی اگه تا سه ساعت دیگه نیومدی شهر،

00:19:31.398 --> 00:19:33.901
‫برمی‌گردم و بیرون دروازه منتظر می‌مونم

00:19:36.165 --> 00:19:39.133
‫چند سال پیش یه تجربه‌ی بد با سگ‌ها داشتم

00:19:39.371 --> 00:19:41.501
‫به نظرم اگه با من بیای امن‌تره

00:19:41.526 --> 00:19:42.766
‫نگران نباشید، آقای هلیگن

00:19:42.791 --> 00:19:45.234
‫اگه پیدام کنه،
‫بلدم چطور گلیمم رو از آب بیرون بکشم

00:19:45.259 --> 00:19:47.793
‫فکر کنم دکتر واتسون و
‫خانم هادسون رو اینجا نگه داشتن و

00:19:47.818 --> 00:19:50.885
‫آقای هولمز باید فوراً از مسئله خبردار بشه

00:19:51.579 --> 00:19:54.545
‫حالا برید خبر رو
‫به دستش برسونید و از شام لذت ببرید

00:20:07.072 --> 00:20:08.072
‫ساکت

00:20:09.492 --> 00:20:11.310
‫بشین، بشین

00:20:12.792 --> 00:20:14.524
‫بمون، بمون

00:20:17.584 --> 00:20:19.509
‫بمون، بمون

00:20:26.020 --> 00:20:29.133
‫خیلی وقتـه که کار سختی به

00:20:29.158 --> 00:20:31.134
‫شما پسرها نسپرده بودم

00:20:31.159 --> 00:20:33.493
‫متأسفانه یکم قراره تو زحمت بیفتید

00:20:33.518 --> 00:20:36.834
‫شاو، می‌خوام بری تمام بی‌خانمان‌های
‫خیابون بیکر رو جمع کنی و
‫(خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب)

00:20:36.859 --> 00:20:39.021
‫بری پاتوق کارمندهای بورس و

00:20:39.046 --> 00:20:41.567
‫دنبال یه جوون ۲۵ ساله‌ی استرالیاییِ

00:20:41.592 --> 00:20:45.391
‫تازه‌وارد به اسم مایکل وایلی بگردی

00:20:45.425 --> 00:20:48.725
‫اگه پیداش کردید،
‫نفری دو شیلینگ می‌گیرید

00:20:48.759 --> 00:20:51.065
‫ولی این کار یه شبانه‌روز وقت می‌گیره

00:20:51.090 --> 00:20:52.289
‫دیگه ۱۱ سال‌مون نیست
‫نیم کرونِ دیگه هم اضافه می‌کنم

00:20:53.452 --> 00:20:55.950
‫ولی می‌خوام تا غروب فردا پیداش کنید

00:20:55.975 --> 00:20:57.333
‫همه چی مرتبـه، قربان؟
‫امیدوارم اینطور باشه، خانم هلیگن

00:20:58.487 --> 00:20:59.667
‫شام بیرونم
‫کالسکه!

00:21:01.459 --> 00:21:03.932
‫خب، نیم کرونِ دیگه می‌گیرید

00:21:03.957 --> 00:21:06.134
‫اگه خاطرجمع شید کسی دنبالم نیاد

00:21:06.159 --> 00:21:07.892
‫برو ریچموند، ملک لرد ودرسی

00:21:07.926 --> 00:21:09.906
‫راه دوریـه، قربان

00:21:09.931 --> 00:21:10.995
‫داشتم می‌رفتم خونه
‫خیلی‌خب، دو برابر میدم

00:21:12.359 --> 00:21:14.625
‫بعدش هم بمون که منو برگردونی

00:21:14.659 --> 00:21:16.348
‫تو رو خدا راه بیفت، مرد

00:21:16.373 --> 00:21:17.767
‫یه مورد اضطراریـه
‫یالا، بچه‌ها

00:21:18.841 --> 00:21:19.892
‫وقت رفتنـه

00:21:19.917 --> 00:21:21.673
‫ببخشید، آقا، یه لحظه وایسید

00:21:21.698 --> 00:21:24.166
‫میشه دو دقیقه منتظر بمونید؟
‫شاید حتی کمتر

00:21:24.191 --> 00:21:25.915
‫فقط دو دقیقه، قسم می‌خورم

00:22:21.585 --> 00:22:23.734
‫خواهش می‌کنم سر و صدا نکن

00:22:23.759 --> 00:22:27.056
‫من رو شرلوک هولمز فرستاده.
‫اومدم اینجا بهت کمک کنم.

00:22:27.645 --> 00:22:28.645
‫فقط...

00:22:31.359 --> 00:22:32.839
‫یکم صبر کن

00:22:45.319 --> 00:22:46.918
‫سر و صدا نکن

00:23:13.138 --> 00:23:14.996
‫نشونم بده کجان

00:23:22.470 --> 00:23:25.601
‫باید تا امشب یه آرامگاه ابدی
‫واسه مهمون‌هامون پیدا کنیم

00:23:25.626 --> 00:23:26.967
‫همسرم و خدمتکارهای دیگه

00:23:26.992 --> 00:23:28.767
‫فردا نزدیک‌های ظهر برمی‌گردن

00:23:28.812 --> 00:23:30.527
‫براشون چاله می‌کنم و

00:23:30.552 --> 00:23:32.784
‫توش آهک می‌ریزم تا
‫زودتر به سفر آخرت برن

00:23:32.809 --> 00:23:34.275
‫ولی تابوت‌ها حیف شدن

00:23:34.300 --> 00:23:37.431
‫قیمت‌شون الان کمتر از
‫یکی دو هفته‌ی دیگه‌ست

00:23:48.359 --> 00:23:51.572
‫اولری، تو این تابوت‌ها رو باز کردی؟

00:23:52.893 --> 00:23:54.752
‫نه، قربان، کار من نبود

00:23:56.479 --> 00:23:58.241
‫در تابوت‌ها رو به زور باز کردن

00:24:14.058 --> 00:24:15.312
‫بلند شو

00:24:16.478 --> 00:24:18.459
‫آروم بلند شو

00:24:21.332 --> 00:24:22.848
‫دست‌هاتو ببر بالا

00:24:24.218 --> 00:24:26.649
‫یه حرکت اضافه کنی،

00:24:26.674 --> 00:24:29.514
‫میری توی یکی از
‫همین تابوت‌هایی که باز کردی

00:24:35.845 --> 00:24:37.634
‫خیلی‌خب، بانوی من

00:24:37.659 --> 00:24:39.105
‫اسم واقعیت چیـه؟
‫اسمم اهمیتی نداره

00:24:41.659 --> 00:24:43.406
‫اسم مادرمـه که مهمـه

00:24:45.299 --> 00:24:46.905
‫لوسیا روهاس

00:24:49.392 --> 00:24:51.358
‫متأسفم، تا به حال نشنیدم

00:24:51.593 --> 00:24:54.325
‫اون هم یکی دیگه از قربانی‌های نخ سرخـه

00:24:54.359 --> 00:24:55.888
‫آدم‌هایی مثل تو کشتنش

00:24:55.913 --> 00:24:57.701
‫منظورت آدم‌هایی مثل اونـه دیگه؟

00:24:57.726 --> 00:24:59.525
‫تو از کجا سر و کله‌ات پیدا شد؟

00:24:59.559 --> 00:25:01.592
‫از کجا می دونستی ما اینجاییم؟

00:25:02.926 --> 00:25:05.758
‫الان دیگه واسه توضیح دادن دیره، جناب لرد

00:25:06.018 --> 00:25:07.451
‫از قبل جسدها رو دیده

00:25:08.797 --> 00:25:10.447
‫- ما هم دیده
‫- شلیک نکن

00:25:10.472 --> 00:25:12.433
‫اول باید تماس بگیرم ببینم دستور چیـه

00:25:12.458 --> 00:25:14.999
‫تو هم بهتره جایگاهت رو فراموش نکنی

00:25:18.585 --> 00:25:19.585
‫خیلی‌خب

00:25:21.626 --> 00:25:26.380
‫لرد‌ها همیشه بلدن دستور بدن،
‫از ایرلند بگیر تا هندوستان

00:25:27.209 --> 00:25:31.734
‫برو. همین حالا.
‫قبل از اینکه صبرم سر بیاد.

00:25:31.829 --> 00:25:32.968
‫سگه هم با خودت ببر و
‫بذارش آشپزخونه و در هم ببند

00:25:34.320 --> 00:25:36.751
‫نمی‌خوام دوباره این‌ور و اون‌ور پرسه بزنه

00:25:44.898 --> 00:25:47.816
‫حالا که لردی بین‌مون نیست، بانوی من،

00:25:48.592 --> 00:25:51.592
‫شاید بتونیم یه راه بهتری
‫واسه آشنایی پیدا کنیم

00:26:02.004 --> 00:26:04.754
‫همین‌جاست، وایسا
‫(ملک ودرسی)

00:26:05.752 --> 00:26:07.087
‫وایسا، وایسا

00:26:13.812 --> 00:26:15.541
‫کسی منتظرتونـه، قربان؟

00:26:16.305 --> 00:26:17.604
‫امیدوارم نباشه

00:26:19.679 --> 00:26:22.022
‫صبر کنید، قربان. با این سن و سال؟

00:26:22.625 --> 00:26:25.038
‫امروز هر چی راجع‌به
‫سن و سالم حرف شنیدم بسه

00:26:25.063 --> 00:26:26.113
‫سپاس بی‌کران

00:26:26.138 --> 00:26:29.275
‫محض اطلاع شما،
‫بنده تازه وارد ۴۰ سالگی شدم

00:26:29.300 --> 00:26:31.501
‫باید اعتراف کنم، قربان،
‫اصلاً به ۴۰ ساله‌ها نمی‌خورید

00:26:31.526 --> 00:26:32.558
‫لطف داری

00:26:34.392 --> 00:26:36.585
‫برو، برو!

00:27:13.626 --> 00:27:15.243
‫بگو ببینم، دخترک

00:27:17.979 --> 00:27:18.979
‫حالت خوبـه؟

00:27:22.659 --> 00:27:23.862
‫می‌خواست منو...

00:27:29.526 --> 00:27:31.792
‫لازم نیست توضیح بدی

00:27:31.826 --> 00:27:33.258
‫درک می‌کنم

00:27:37.612 --> 00:27:39.044
‫اینجا جات امنـه؟

00:27:39.292 --> 00:27:40.292
‫تنهاییم؟

00:27:41.091 --> 00:27:43.062
‫نه، نه

00:27:44.325 --> 00:27:46.161
‫خدمتکارها و خانواده‌ی ودرسی رفتن

00:27:46.186 --> 00:27:48.342
‫ولی خودش داخل خونه‌ست

00:27:49.558 --> 00:27:52.992
‫در واقع، کالسکه و تابوت‌ها هم هستن

00:28:21.473 --> 00:28:23.739
‫حیف که نمی‌تونیم ازشون سؤالی بپرسیم

00:28:27.392 --> 00:28:30.032
‫البته دیگه باری رو دوش‌مون نیستن

00:28:31.926 --> 00:28:36.129
‫من همیشه یه فلاسک جیبیِ برَندی
‫واسه مقاصد درمانی همراه خودم دارم

00:28:36.154 --> 00:28:37.501
‫واقعاً معجزه می‌کنه

00:28:37.526 --> 00:28:39.019
‫تو هم می‌خوای؟

00:28:47.121 --> 00:28:52.972
‫شاید این اصطبل‌ها برات دلگیر باشن،

00:28:53.526 --> 00:28:56.246
‫ولی امکانش هست
‫با اسلحه‌ی مسلح اینجا بمونی؟

00:28:56.271 --> 00:29:00.545
‫آره، ولی اگه قراره سراغ ودرسی بری،

00:29:01.526 --> 00:29:03.158
‫مراقب باش،
‫اون هم باهاشون همدستـه

00:29:03.192 --> 00:29:05.258
‫با توجه به وضع ویمز و مگت،

00:29:05.292 --> 00:29:06.902
‫فکر کنم ودرسیـه که باید بترسه

00:29:06.926 --> 00:29:08.258
‫آقای هلیگن کجاست؟

00:29:08.292 --> 00:29:09.925
‫رفته شام بخوره

00:29:09.959 --> 00:29:11.540
‫تا یه ساعت دیگه می‌رسه

00:29:11.565 --> 00:29:12.565
‫درستـه

00:29:13.643 --> 00:29:14.643
‫بسیارخب

00:29:17.285 --> 00:29:20.150
‫کارت خوب بود، حرف نداشتی

00:29:24.592 --> 00:29:27.291
‫متأسفم که پاتو به این دردسر باز کردم

00:29:27.461 --> 00:29:28.868
‫از صمیم قلبم میگم

00:29:29.153 --> 00:29:30.315
‫همین‌جا بمون

00:29:56.192 --> 00:29:58.559
‫لطفاً پشت خط بمونید
‫تا شما رو وصل کنم

00:30:10.625 --> 00:30:11.977
‫آقای شرلوک هولمز

00:30:12.792 --> 00:30:14.425
‫دیدار دوباره‌تون باعث افتخاره

00:30:14.459 --> 00:30:16.645
‫خیلی بهم لطف دارید، جناب لرد

00:30:17.692 --> 00:30:20.592
‫اعتراف می‌کنم که نمی‌دونم

00:30:20.626 --> 00:30:24.103
‫توی چنین شرایطی باید چطور رفتار کرد،

00:30:24.128 --> 00:30:27.461
‫ولی شاید بهتر باشه
‫جای تلفن با من صحبت کنید

00:30:27.486 --> 00:30:29.463
‫بذارید گوشی رو بذارم سر جاش

00:30:31.592 --> 00:30:34.112
‫لطفاً تکون نخورید

00:30:34.192 --> 00:30:37.225
‫کاملاً بی‌حرکتم

00:30:37.259 --> 00:30:39.064
‫باید حدس می‌زدم که میای

00:30:39.089 --> 00:30:41.934
‫اون دختره که توی اصطبلـه
‫از جاسوس‌های توئـه؟

00:30:41.959 --> 00:30:44.425
‫آره، همچنین زنده و سالمـه

00:30:44.459 --> 00:30:47.325
‫برخلاف همدست شما

00:30:47.359 --> 00:30:49.825
‫غم نبودش کسی رو ناراحت نمی‌کنه

00:30:49.859 --> 00:30:51.711
‫ولی نبود تو از طرفی...

00:30:51.999 --> 00:30:55.172
‫کشتن من فکر مفتضحانه‌ایـه، جناب لرد

00:30:55.727 --> 00:30:58.191
‫حتی برای کسی که توی این زمان کم

00:30:58.225 --> 00:30:59.692
‫به اندازه‌ی شما اشتباه کرده

00:30:59.726 --> 00:31:01.196
‫پلیس‌ها دارن میان

00:31:01.221 --> 00:31:05.136
‫نخیر، نمیان. ولی اگه بیان،

00:31:05.161 --> 00:31:07.268
‫چی دستگیرشون میشه، آقای هولمز؟

00:31:07.292 --> 00:31:08.625
‫این رو باید دید

00:31:08.659 --> 00:31:12.592
‫اگه واتسون و خانم هادسون
‫زنده باشن، حال‌شون خوب باشه و

00:31:12.626 --> 00:31:13.569
‫سلامت باشن،

00:31:13.593 --> 00:31:16.458
‫پلیس‌ها که برسن،

00:31:16.492 --> 00:31:17.592
‫فقط جسد آدمرباها رو پیدا می‌کنن و

00:31:17.626 --> 00:31:19.358
‫شاید بتونن جواهراتی که

00:31:19.392 --> 00:31:21.658
‫از توی خونه‌ی سفیر آمریکا
‫دزدیده شده رو پس بگیرن

00:31:21.692 --> 00:31:23.099
‫من می‌تونم متقاعدشون کنم که

00:31:23.124 --> 00:31:26.323
‫شما هیچ اطلاعی از
‫این کلاهبرداری نداشتید و

00:31:26.959 --> 00:31:30.239
‫موقعیت و سرمایه‌ای که داشتید
‫باعث شه که تجدیدنظر کنن

00:31:31.192 --> 00:31:33.225
‫سرمایه‌ای که داشتم، آقای هولمز؟

00:31:33.259 --> 00:31:35.325
‫هر چند که باعث خرسندی من نیست،

00:31:35.350 --> 00:31:38.325
‫ولی میشه متوجه‌ رد
‫قاب‌های نقاشی گران‌بهایی که

00:31:38.359 --> 00:31:40.358
‫حالا دیگه آویزون نیستن شد و

00:31:40.392 --> 00:31:43.291
‫کت‌تون که چهار سال پیش مد بود و

00:31:43.325 --> 00:31:45.592
‫شما با جوهر رنگش رو تازه کردید و

00:31:45.635 --> 00:31:49.767
‫کروات‌تون هم از بس
‫استفاده شده که لبه‌هاش نخ‌نما شده و

00:31:49.792 --> 00:31:52.725
‫فرشی که روش وایسادم پر از لکه و پارگیـه

00:31:52.759 --> 00:31:55.013
‫من تنها دو عادت بد می‌شناسم که

00:31:55.038 --> 00:31:56.859
‫منجر به چنین وضعیتی میشن و

00:31:56.893 --> 00:31:59.558
‫از اونجایی که صورت‌تون هنوز جَوون مونده،

00:31:59.592 --> 00:32:02.692
‫مشکل‌تون بیشتر از اینکه
‫اعتیاد به الکل باشه،

00:32:02.726 --> 00:32:04.925
‫از بخت بدتون توی قمار بوده

00:32:05.065 --> 00:32:08.457
‫درست حدس زدید، آقای هولمز،
‫درست حدس زدید

00:32:09.326 --> 00:32:13.291
‫قمار باعث شد روی خوشبختیم
‫شرط ببندم و تهش هم باختم

00:32:13.325 --> 00:32:14.746
‫ولی ازتون خواهش می‌کنم، جناب لرد

00:32:15.923 --> 00:32:19.189
‫یه بار دیگه تاس بندازید و
‫روی من شرط ببندید

00:32:19.365 --> 00:32:22.031
‫کمکم کنید دوستانم رو نجات بدم،
‫شاید همه چی به خوبی و خوشی تموم بشه

00:32:22.056 --> 00:32:25.122
‫دوستان‌تون مدت‌هاست
‫از اینجا رفتن، آقای هولمز

00:32:25.147 --> 00:32:27.480
‫نخ سرخ اونا رو داره و
‫من نمی‌تونم کمک‌تون کنم نجات‌شون بدید

00:32:27.505 --> 00:32:29.971
‫ولی می‌تونید علیه نخ سرخ اقدام کنید، قربان

00:32:31.406 --> 00:32:34.138
‫کمکم کنید این جنایتکارها رو
‫به سزای اعمال‌شون برسونم

00:32:34.163 --> 00:32:38.062
‫شما خیلی خودتون رو
‫دست بالا گرفتید، آقای هولمز

00:32:38.087 --> 00:32:39.707
‫به سزای اعمال‌شون؟

00:32:42.626 --> 00:32:46.158
‫آدم اگه بخواد شن‌های صحرا رو جمع کنه،

00:32:46.192 --> 00:32:48.925
‫یا نمک رو از اقیانوس‌ها پاک کنه
‫کارش راحت‌تره

00:32:48.959 --> 00:32:51.358
‫واقعاً نمی‌دونید با کی‌ها طرفید، مگه نه؟

00:32:52.392 --> 00:32:55.597
‫اینا یه مشت جیب‌بر خیابونی نیستن، قربان

00:32:56.259 --> 00:33:00.194
‫نخ سرخ یعنی صنعتی شدن جرم و جنایت و

00:33:00.219 --> 00:33:02.135
‫دارن واسه بزرگ‌ترین جنایتی که

00:33:02.159 --> 00:33:04.925
‫توی ذهن بشر شکل گرفته آماده میشن

00:33:04.959 --> 00:33:08.558
‫یا لاأقل بزرگ‌تر از تصور ناچیز شما

00:33:08.592 --> 00:33:10.325
‫نه، من یه فکر خیلی بهتری دارم

00:33:10.359 --> 00:33:11.921
‫کشتن من بی‌فایده‌ست

00:33:11.946 --> 00:33:13.345
‫کمک کردن بدتره

00:33:14.657 --> 00:33:16.397
‫نه تنها سر خودم رو به باد میدم،

00:33:16.425 --> 00:33:18.341
‫بلکه همسر و بچه‌هام رو هم از دست میدم

00:33:19.512 --> 00:33:23.194
‫آره. اونقدری بی‌رحم هستن که
‫از این کار هم ابایی نداشته باشن

00:33:23.219 --> 00:33:26.517
‫باور کنید که هیچ راه فراری ندارید

00:33:26.542 --> 00:33:27.991
‫نه، آقای هولمز

00:33:28.016 --> 00:33:32.613
‫شما راه فراری ندارید،
‫ولی من دارم و فرار می‌کنم

00:33:35.472 --> 00:33:36.572
‫دیدار به قیامت

00:34:03.103 --> 00:34:06.020
« شرکت سلطنتی تلفن و تلگراف با مسئولیت محدود »

00:34:21.878 --> 00:34:25.628
‫« خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب »

00:34:32.372 --> 00:34:36.371
‫می‌بینم حالت با توجه به شرایط بد نیست

00:34:37.537 --> 00:34:40.200
‫مطمئنی بعدازظهر باهام کاری نداری؟

00:34:40.225 --> 00:34:41.332
‫نه

00:34:41.357 --> 00:34:43.234
‫ادامه‌ی تحقیقات راجع‌به نخ سرخ

00:34:43.259 --> 00:34:45.504
‫میره واسه زمان نصب تلفن

00:34:46.292 --> 00:34:49.328
‫تو این فاصله دنبال یه

00:34:49.353 --> 00:34:52.159
‫جَوونِ شرور به اسم دن موریارتی می‌گردم

00:34:52.184 --> 00:34:55.167
‫همچنین معروف به مایکل وایلی

00:34:55.192 --> 00:34:56.860
‫مایکل وایلی؟

00:34:56.885 --> 00:34:58.912
‫آره، اسمیـه که پسر یکی از

00:34:58.937 --> 00:35:00.645
‫خطرناک‌ترین خلاف‌کارهای کشور که

00:35:00.670 --> 00:35:03.372
‫پدرش بعضی وقت‌ها
‫به دلش میفته که سربه‌نیستم کنه هست

00:35:03.397 --> 00:35:04.868
‫نمی‌خواد خیلی نگرانش باشی

00:35:04.893 --> 00:35:06.841
‫موریارتیِ پدر در حال حاضر توی زندانـه و

00:35:06.866 --> 00:35:09.129
‫آزارش فعلاً به مورچه هم نمی‌رسه

00:35:10.740 --> 00:35:12.000
‫من آمیلیا روهاس هستم
‫من هم مایکل وایلی

00:35:14.492 --> 00:35:16.417
‫ دستم زیر سنگ شماست

00:35:16.442 --> 00:35:18.908
‫فردا منتظرت می‌مونم،
‫ بعلاوه‌ی روزهای بعدش

00:35:18.933 --> 00:35:23.645
‫ساعت ۴ عصر توی چایخونه‌ی
‫ خانم بیلی توی خیابون پارک

00:35:24.926 --> 00:35:27.592
‫امروز رو به عنوان مرخصی ماهانه‌ات در نظر بگیر

00:35:27.626 --> 00:35:29.817
‫پولی که هلیگن بهت برگردوند رو نگه دار و

00:35:29.842 --> 00:35:32.200
‫واسه یه چیز غیرضروری

00:35:32.225 --> 00:35:33.201
‫خرجش کن

00:35:33.225 --> 00:35:35.425
‫راحت باش، هر کاری که می‌خوای بکن

00:35:35.459 --> 00:35:37.289
‫یه پیاده‌روی حسابی برات خوبـه،

00:35:37.314 --> 00:35:38.567
‫ترجیحاً کنار پارک

00:35:38.592 --> 00:35:40.599
‫تا حد امکان توی مکان‌های عمومی باش

00:35:40.624 --> 00:35:42.896
‫اصلاً خیلی از محله دور نشو

00:35:42.921 --> 00:35:44.887
‫نمی‌دونی چقدر خوشحالم که
‫آزادم هر کاری که می‌خوام بکنم

00:35:44.912 --> 00:35:47.467
‫فقط مراقب خودت باش، لطفاً

00:35:48.076 --> 00:35:50.552
‫عجیبـه که نگرانیم واسه امنیتت

00:35:50.577 --> 00:35:52.243
‫باعث شده که تمرکزم رو از دست بدم

00:35:52.268 --> 00:35:53.567
‫بخصوص وقتی مردم میگن

00:35:53.592 --> 00:35:56.491
‫ممکنـه با جرایمی روبه‌رو بشیم که
‫بزرگ‌تر از تصور ناچیز منـه

00:35:57.566 --> 00:35:58.688
‫یکی پشت دره
‫می‌بینم روش‌های حل مسئله‌ام

00:36:00.132 --> 00:36:01.842
‫اونقدرها هم بی‌فایده نبوده

00:36:03.146 --> 00:36:07.978
‫از روی احترام به خانم هلیگن هم شده

00:36:08.003 --> 00:36:10.436
‫اگه ممکنـه از در خدمتکارها بیرون برو

00:36:10.461 --> 00:36:11.461
‫من...

00:36:12.384 --> 00:36:13.384
‫باشه

00:36:14.459 --> 00:36:19.625
‫مرسی بابت محبت‌تون، آقای هولمز

00:36:20.239 --> 00:36:22.005
‫واقعاً ازتون ممنونم

00:36:27.081 --> 00:36:28.494
‫صبح بخیر. کمکی ازم برمیاد؟
‫سلام خانم هادسون

00:36:29.562 --> 00:36:32.149
‫با شرلوک هولمز کار داشتم

00:36:32.174 --> 00:36:33.996
‫- وقت قبلی گرفتید؟
‫- بانو وایولت

00:36:34.021 --> 00:36:38.261
‫فداتون بشم آخه، خانم هادسون،
‫بقیه با من وقت قبلی می‌گیرن، نه برعکس

00:36:40.619 --> 00:36:43.484
‫اینجایی پس، شرلوک

00:36:43.624 --> 00:36:46.590
‫چقدر از دیدنت خوشحال شدم

00:36:49.974 --> 00:36:54.491
‫توی این ۲۰ سال
‫اتاق‌هات هیچ تغییری نکردن

00:36:56.907 --> 00:37:00.540
‫چقدر خوبـه که صاحب‌خونه‌ی عزیز و پیرت

00:37:00.565 --> 00:37:02.231
‫هنوز حواسش به در هست

00:37:03.312 --> 00:37:05.920
‫دکتر واتسونِ وفادار کجاست؟

00:37:06.865 --> 00:37:09.150
‫رفته ایتالیا پیاده‌روی

00:37:09.768 --> 00:37:12.100
‫ایشون هم خانم هادسون نبود

00:37:12.125 --> 00:37:14.940
‫خانم هادسون رفته ارتفاعات اسکاتلند
‫دیدن خانواده‌ی همسرش

00:37:14.965 --> 00:37:17.231
‫ایشون خواهر دوقلوی خانم هادسون،
‫خانم هلیگنـه

00:37:17.323 --> 00:37:19.150
‫چه شباهت شگفت‌انگیزی

00:37:19.626 --> 00:37:21.792
‫فکر می‌کردم شاید
‫توی این پرونده‌ی هولناک

00:37:21.826 --> 00:37:24.225
‫توی ریچموند
‫داری با پلیس همکاری می‌کنی

00:37:24.259 --> 00:37:25.391
‫عجب

00:37:25.624 --> 00:37:27.167
‫مگه نشنیدی؟

00:37:28.259 --> 00:37:31.892
‫لرد ودرسی اول درشکه‌چی و
‫بعد خودش رو کشت و

00:37:32.077 --> 00:37:35.282
‫پلیس‌ها جنازه‌ی دوتا جنایتکار دیگه رو
‫توی کارخونه‌ی تابوت‌سازی پیدا کردن که

00:37:35.307 --> 00:37:37.952
‫توی اصطبل یه گلوله
‫توی سرشون خالی شده بود

00:37:37.977 --> 00:37:39.702
‫پرونده خودش حل و فصل شد

00:37:40.839 --> 00:37:42.127
‫امیدوارم اینطور نباشه

00:37:42.759 --> 00:37:45.525
‫یه قتل جنجالی می‌تونه
‫حال و هوای فصل رو عوض کنه،

00:37:45.559 --> 00:37:48.525
‫که اتفاقاً از همیشه کسل‌کننده‌تر بوده

00:37:48.559 --> 00:37:49.938
‫من یه راست از خونه‌ی

00:37:49.963 --> 00:37:52.114
‫سفیر آمریکا اینجا اومدم

00:37:52.139 --> 00:37:53.368
‫گمونم بشناسیش
‫با هم آشنا شدیم

00:37:54.766 --> 00:37:57.462
‫همسرش اصرار داره که

00:37:57.487 --> 00:38:01.296
‫یکی از خدمتکارهات،
‫خانم آمیلیا روهاس رو

00:38:01.321 --> 00:38:03.799
‫به عنوان محافظ دخترش، کلارا، انتخاب کنه

00:38:03.824 --> 00:38:07.436
‫اونوقت برنامه‌های خانوادگی
‫سفیر چه ربطی به شما داره؟

00:38:07.460 --> 00:38:09.408
‫از وقتی که من یه بار
‫نزد علیاحضرت معرفی شدم،

00:38:09.433 --> 00:38:11.916
‫گاهاً ازم می‌خوان تا
‫به دخترهای جَوون کمک کنم که

00:38:11.941 --> 00:38:13.506
‫همین مسیر رو برن

00:38:13.531 --> 00:38:16.780
‫کلارا اندرسون یکی از
‫دختران تحت حمایت منـه

00:38:16.805 --> 00:38:20.071
‫خانواده‌ی اندرسون زحمت مخارج
‫رفت و برگشت من به آمریکا رو کشیده

00:38:20.096 --> 00:38:24.108
‫تا دختر بی‌تجربه‌شون، کلارا، رو

00:38:24.133 --> 00:38:26.234
‫واسه ورود به جامعه آماده کنم

00:38:26.259 --> 00:38:29.055
‫نمی‌تونم بگم این اتفاق
‫دقیقاً چه زمانی میفته

00:38:29.080 --> 00:38:32.238
‫چون تمامی تاریخ‌های
‫مناسبِ مراسم رقص رزرو شدن،

00:38:32.263 --> 00:38:34.528
‫ولی یه کاریش می‌کنم

00:38:34.553 --> 00:38:35.982
‫در ازای دریافت حق‌الزحمه، گمونم؟

00:38:36.007 --> 00:38:40.911
‫از نظر مالی،
‫به برادر کوچیک‌ترم وابسته‌ام که

00:38:41.347 --> 00:38:45.167
‫نه تنها آدم باهوشی نیست،
‫بلکه بویی از بخشندگی هم نبرده

00:38:45.192 --> 00:38:46.766
‫ولی برگردیم سر خدمتکار خودت

00:38:46.874 --> 00:38:49.406
‫نباید آمیلیا خودش نظری بده؟

00:38:49.431 --> 00:38:50.581
‫دلیلی نمی‌بینم

00:38:52.292 --> 00:38:55.225
‫من شدیداً با این مسئله مخالفم که

00:38:55.259 --> 00:38:58.740
‫خدمتکارها رو عضوی از خانواده حساب کنن

00:38:58.765 --> 00:38:59.765
‫ابداً

00:39:00.726 --> 00:39:05.840
‫تنها سؤال اینـه که
‫اون دختر جایگاه خودش رو می‌دونه؟

00:39:05.865 --> 00:39:07.514
‫بالاخره هر چی نباشه...

00:39:08.879 --> 00:39:10.612
‫هر چی نباشه چی؟

00:39:11.850 --> 00:39:12.951
‫یه آمریکاییـه

00:39:13.056 --> 00:39:16.434
‫آمریکایی‌ها معروفن به
‫گستاخی و رفتار ناپخته

00:39:16.459 --> 00:39:19.430
‫بعضی‌هاشون هم
‫آدم‌های بی‌احساسی هستن که

00:39:19.455 --> 00:39:21.601
‫به نظر برای یه زن خیلی زشتـه

00:39:21.626 --> 00:39:23.119
‫خب، اگه آمیلیا رو

00:39:23.144 --> 00:39:25.557
‫واسه جامعه‌ی متمدن مناسب نمی‌دونی،

00:39:25.582 --> 00:39:27.409
‫شاید بهتره پیش خودم بمونه

00:39:27.434 --> 00:39:29.466
‫از دست تو، شرلوک

00:39:29.531 --> 00:39:32.953
‫این عکس رو از کجا آوردی؟

00:39:33.619 --> 00:39:35.241
‫نگاه‌شون کن!

00:39:35.638 --> 00:39:39.667
‫گاوچرون‌ها، آدمکش‌ها،
‫سرخ‌پوست‌ها و تیراندازها

00:39:39.692 --> 00:39:41.988
‫توی ردیف عقب هم ما وایسادیم

00:39:42.013 --> 00:39:45.334
‫خدایا، چقدر جوون بودیم

00:39:45.359 --> 00:39:50.191
‫اوه، این هم همون خانمیـه که
‫دل رو بهش باخته بودی

00:39:50.225 --> 00:39:52.625
‫طراح بود، نه؟

00:39:52.659 --> 00:39:55.692
‫هیچوقت یادم نمیره که
‫با داوینچی مقایسه‌اش می‌کردی

00:39:55.726 --> 00:39:57.625
‫با اون اختراعات غیرممکنش

00:39:57.659 --> 00:39:58.758
‫اسمش چی بود؟

00:39:58.792 --> 00:40:00.525
‫کفتر کوچولو؟

00:40:00.559 --> 00:40:02.258
‫کبوتر کوچولو

00:40:02.292 --> 00:40:05.429
‫در واقع یه مهندس زبده بود

00:40:05.454 --> 00:40:08.051
‫خودشـه، الان یادم اومد

00:40:08.425 --> 00:40:12.258
‫می‌خواستی طرح‌هاش رو ببرم

00:40:12.292 --> 00:40:15.225
‫واسه یه سلاح مرگبار نشون بدم، مگه نه؟

00:40:15.259 --> 00:40:18.933
‫برای پدرم که اون زمان وزیر جنگ بود

00:40:18.958 --> 00:40:22.858
‫خیلی مشتاق بودی که
‫یه نمونه‌ی اولیه ازش ساخته بشه

00:40:23.893 --> 00:40:26.158
‫اون فقط یه یادگاریـه، همین

00:40:26.192 --> 00:40:28.887
‫ولی به کار من مربوط میشه

00:40:28.912 --> 00:40:30.887
‫خودت هم خوب می‌دونی

00:40:30.912 --> 00:40:35.835
‫راستش رو بخوای، فکر کنم
‫دلیل استخدام اون دختر هم همین بوده

00:40:36.699 --> 00:40:38.749
‫این عکس رو واسه آمیلیا گذاشتی، نه؟

00:40:39.392 --> 00:40:41.758
‫قلبت نرم شده

00:40:41.792 --> 00:40:43.492
‫تلگرافی که بهت دادم

00:40:43.526 --> 00:40:46.258
‫جزئیات تاریخ تولد آمیلیا توش نوشته شده

00:40:46.292 --> 00:40:48.158
‫مادرش طبق گفته‌ی کارآگاه‌های پینکرتون

00:40:48.192 --> 00:40:50.445
‫کسی نیست جز همین کبوتر کوچولو که

00:40:50.470 --> 00:40:51.792
‫داشتیم راجع‌بهش حرف می‌زدیم

00:40:51.826 --> 00:40:56.258
‫فقط اسمش رو به لوسیا روهاس تغییر داده و

00:40:56.292 --> 00:40:58.391
‫پدر ناشناخته‌ی آمیلیا هم

00:40:58.425 --> 00:41:01.566
‫یه کاشف بوده که از دنیا رفته

00:41:01.591 --> 00:41:04.752
‫درستـه. آمیلیا هم همچین چیزی بهم گفت

00:41:06.692 --> 00:41:10.225
‫شاید آمیلیا هم حاصل یکی از اون

00:41:10.259 --> 00:41:14.725
‫عشق‌های شعله‌وری بوده که
‫توی نمایشنامه‌ها زیاد می‌شنویم

00:41:15.025 --> 00:41:18.918
‫تنها ۱۸ ماه بعد از اینکه
‫مادرش لندن رو ترک کرد به‌دنیا اومد

00:41:20.371 --> 00:41:21.573
‫۱۸ ماه؟

00:41:22.492 --> 00:41:23.839
‫عجیبـه

00:41:27.059 --> 00:41:28.095
‫بگیرش
‫نه، نگه‌ش دار

00:41:29.192 --> 00:41:31.902
‫فقط اطلاعات زمینه‌ای‌ایـه که
‫پینکرتون‌ها جمع‌آوری کردن

00:41:31.926 --> 00:41:33.452
‫هیچ سند رسمی‌ای توش نیست و

00:41:33.477 --> 00:41:35.300
‫تمام اطلاعات لازم رو یادداشت کردم

00:41:35.325 --> 00:41:40.201
‫حالا هم نمی‌خواد واسه مرگ مادرش

00:41:40.226 --> 00:41:42.434
‫قضیه‌ی رفتنش رو بزرگ کنی

00:41:42.459 --> 00:41:45.987
‫این تغییرات باعث پیشرفت
‫موقعیت اجتماعیش میشه و

00:41:46.012 --> 00:41:49.274
‫قطعاً به نفع کشوره

00:41:49.299 --> 00:41:53.329
‫سلام منو به دکتر واتسون و خانم هادسون برسون

00:41:58.651 --> 00:42:01.724
‫اگه مادرم همچین حرفی زده،
‫پس من دختر توام

00:42:04.746 --> 00:42:06.863
‫۱۸ ماه

00:42:07.658 --> 00:42:14.658
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.