﻿WEBVTT

00:00:01.523 --> 00:00:04.683
‫آلت قتاله.
‫خوب کاری کردی نگهش داشتی.
‫« آنچه گذشت... »

00:00:04.683 --> 00:00:06.043
‫لوسیا روهاس

00:00:06.043 --> 00:00:08.603
‫مادرم یکی دیگه از
‫قربانی‌های نخ سرخـه

00:00:08.603 --> 00:00:09.403
‫دارن واسه بزرگ‌ترین جنایتی که

00:00:09.403 --> 00:00:12.203
‫توی ذهن بشر شکل گرفته آماده میشن

00:00:13.043 --> 00:00:15.363
‫حالا که لردی بین‌مون نیست، بانوی من،

00:00:15.363 --> 00:00:18.603
‫شاید بتونیم یه راه بهتری
‫واسه آشنایی پیدا کنیم

00:00:18.603 --> 00:00:20.403
‫می‌خواست...

00:00:20.403 --> 00:00:22.563
‫ولی بیشتر مایلم در مورد تلفن‌ها بدونم

00:00:22.563 --> 00:00:25.203
‫تلفن‌ به درد تحقیق و ردیابی نمی‌خوره

00:00:25.203 --> 00:00:27.203
‫مثلاً وقتی که دختر سفیر آمریکا رو نجات دادم

00:00:27.203 --> 00:00:30.603
‫جواهرات مسروقه‌ی سفیر رو هم پیدا کردید؟

00:00:30.603 --> 00:00:32.083
‫نه هنوز

00:00:32.083 --> 00:00:34.563
‫خودم شخصاً مسئولیت
‫این پرونده رو به عهده گرفتم

00:00:34.563 --> 00:00:36.643
‫پس مطمئنم جواهرات پیدا میشن

00:00:36.643 --> 00:00:37.883
‫مایکل وایلی هستم

00:00:37.883 --> 00:00:40.443
‫اسم پسر یکی از
‫خطرناک‌ترین خلاف‌کارهای کشوره

00:00:40.443 --> 00:00:42.883
‫ملقب به دن موریارتی

00:00:42.883 --> 00:00:44.283
‫جاسوس که کلمه‌ی قشنگی نیست
‫به چی علاقه دارید پس؟

00:00:45.643 --> 00:00:48.083
‫رابطه‌ی رئیست با پروفسور موریارتی

00:00:48.083 --> 00:00:50.283
‫اگه بتونی ته و توش رو در بیاری،
‫از خجالتت در میام

00:00:50.283 --> 00:00:51.203
‫فردا منتظرت می‌مونم

00:00:51.203 --> 00:00:54.763
‫توی چایخونه‌ی خانم بیلی توی خیابون پارک

00:00:56.000 --> 00:01:03.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:07.723 --> 00:01:09.323
‫بفرما تو، خانم هلیگن

00:01:09.323 --> 00:01:12.363
‫کارآگاه سوان و دوستش رو هم با خودت بیار

00:01:13.483 --> 00:01:15.923
‫معذرت می‌خوام، آقای هولمز، ولی
‫از کجا فهمیدید کی اومده؟

00:01:15.923 --> 00:01:18.283
‫از پله‌ها ‫صدای پای سه نفر رو شنیدم و

00:01:18.283 --> 00:01:20.243
‫استنباطش خیلی سخت نبود که
‫بخوام بفهمم

00:01:20.243 --> 00:01:23.243
‫نصاب تلفنی که کارآگاه سوان قول داده بود

00:01:23.243 --> 00:01:26.683
‫تا قبل ۹ صبح بیاد اینجا،
‫به طرز بسیار عجیبی

00:01:26.683 --> 00:01:29.123
‫سه‌ونیم بعد از ظهر
‫سروکله‌اش پیدا شده

00:01:29.123 --> 00:01:32.723
‫روز بخیر، آقای هولمز.
‫اجازه بدید معرفی کنم...

00:01:32.723 --> 00:01:35.003
‫آقای پیت پاوند هستم، در خدمت شما

00:01:37.043 --> 00:01:39.283
‫فکر کنم در آینده ‫اگه تأخیر داشتید

00:01:39.283 --> 00:01:41.603
‫می‌تونید با تلفن جدیدم تماس بگیرید و
‫اطلاع بدید

00:01:41.603 --> 00:01:42.603
‫هر چی شما بگید، قربان

00:01:42.603 --> 00:01:45.323
‫خب، بفرمایید کجا دستگاه رو ‫نصب کنم؟

00:01:45.323 --> 00:01:47.123
‫یه جایی نزدیک همین میز

00:01:47.123 --> 00:01:49.443
‫آقای هولمز، تجدید نظر کنید

00:01:49.443 --> 00:01:51.723
‫نصب این وسیله
‫توی اتاق‌تون مساویـه با

00:01:51.723 --> 00:01:53.323
‫پایان حریم خصوصی‌ شما

00:01:53.323 --> 00:01:55.323
‫وای، نه، نه، نه، خانم هلیگن

00:01:55.323 --> 00:01:57.323
‫تصور کنید در حالی که
‫بی‌دغدغه توی اتاق خودتون نشستید،

00:01:57.323 --> 00:01:59.363
‫بتونید با کل دنیا ارتباط برقرار کنید

00:01:59.363 --> 00:02:03.363
‫می‌تونید پلیس خبر کنید یا دکتر

00:02:03.363 --> 00:02:05.603
‫یا اصلاً با اقوام و دوستان
‫راه دورتون صحبت کنید

00:02:05.603 --> 00:02:06.803
‫بسی حیرت‌انگیزه

00:02:06.803 --> 00:02:09.123
‫عذر می‌خوام، جناب.
‫یه چندتا اندازه‌گیری لازمـه.

00:02:11.283 --> 00:02:12.443
‫با عرض پوزش، قربان

00:02:12.443 --> 00:02:15.225
‫در رو که باز کردم،
‫این اوباش پریدن تو

00:02:15.250 --> 00:02:16.490
‫موردی نداره، آقای هلیگن
‫منتظر این جوونک‌ها بودم

00:02:17.668 --> 00:02:19.013
‫بله، چی شده؟

00:02:19.038 --> 00:02:20.551
‫شرمنده بدون اطلاع قبلی اومدیم، آقای هولمز

00:02:20.576 --> 00:02:22.305
‫ولی مایکل وایلی‌نامی که
‫دنبالش بودید رو پیدا کردیم

00:02:22.330 --> 00:02:23.968
‫بسیارعالی، مرحبا

00:02:24.956 --> 00:02:25.996
‫کارآگاه سوان،

00:02:26.923 --> 00:02:28.923
‫فکر کنم برای نصب تلفن
‫نیازی به حضور بنده ندارید

00:02:28.923 --> 00:02:30.403
‫بله، همینطوره، جناب هولمز
‫خانم و آقای هلیگن،

00:02:31.883 --> 00:02:33.603
خونه رو می‌سپارم به شما

00:02:33.603 --> 00:02:35.083
‫شاو، با دوست‌هات بریم

00:02:35.083 --> 00:02:38.163
‫با آقای وایلی آشنا بشیم

00:02:46.243 --> 00:02:48.582
‫دیگه کم‌کم داشتم از
‫اومدنت قطع امید می‌کردم

00:02:48.607 --> 00:02:49.723
‫اجازه دارم بگم
‫چشم‌هام به در خشک شد؟

00:02:51.194 --> 00:02:52.803
‫گل‌هات پیشکش خودت

00:02:52.803 --> 00:02:54.323
‫صرفاً اومدم بهت بگم چیزی

00:02:54.323 --> 00:02:55.563
‫درباره‌ی آقای هولمز بهت نمیگم
‫ولی خیال می‌کردم توافق کردیم...

00:02:56.843 --> 00:03:01.163
‫نه، من با آقایی
‫به اسم مایکل وایلی توافق کردم

00:03:01.163 --> 00:03:03.603
‫جنابعالی دن موریارتی هستی و
‫پدرت

00:03:03.603 --> 00:03:06.523
‫یه مجرم جانیـه که
‫قصد جون آقای هولمز رو کرده بود

00:03:06.523 --> 00:03:09.203
‫اینارم امروز صبح که داشتم ‫از خونه
بیرون می‌رفتم ‫از دهن خودش شنیدم

00:03:09.203 --> 00:03:11.203
‫آروم، خواهش می‌کنم.
‫مردم می‌شنون.

00:03:11.203 --> 00:03:13.483
‫چی؟ اینجوری بابت دروغی که گفتی
‫عذرخواهی می‌کنی؟

00:03:13.483 --> 00:03:14.483
‫نه، نه، نه

00:03:14.483 --> 00:03:16.563
‫البته که خیلی بابت دروغم شرمنده‌ام، اما...

00:03:21.720 --> 00:03:26.538
‫« شرلوک و دخترش »
‫« فصل اول »
‫« قسمت پنجم: بدبین »

00:03:26.563 --> 00:03:27.883
‫خانم هلیگن

00:03:27.883 --> 00:03:31.043
‫لطفاً حواس‌تون باشه توی این چند دقیقه،
‫نه کارآگاه سوان و

00:03:31.043 --> 00:03:33.043
‫نه آقای پاوند وارد اتاق نشن

00:03:33.043 --> 00:03:36.443
‫چشم، قربان

00:03:39.443 --> 00:03:42.207
‫حالا رفتار زشتت رو

00:03:42.232 --> 00:03:44.003
‫توجیه کن

00:03:44.003 --> 00:03:46.796
‫- نمی...
‫- شما نه. آقای موریارتی

00:03:47.323 --> 00:03:49.123
‫توی مسیر،

00:03:49.123 --> 00:03:52.810
‫خانم روهاس مدعی شد که
‫مُصر به جاسوسی از بنده بودید

00:03:52.835 --> 00:03:53.924
‫انکار می‌کنی؟

00:03:53.949 --> 00:03:56.683
‫ناگفته نمونه، جناب،
‫مسئله یه کنجکاوی ساده نیست

00:03:56.683 --> 00:03:57.803
‫تا جواب قانع‌کننده ازت نشنوم

00:03:57.803 --> 00:04:00.803
‫از جات تکون نمی‌خوری

00:04:00.803 --> 00:04:02.803
‫داستانش مفصلـه، آقای هولمز

00:04:02.803 --> 00:04:04.883
‫خب، خلاصه‌اش کن

00:04:04.883 --> 00:04:06.483
‫پدرت تاوان گزافی داد ‫تا فهمید

00:04:06.483 --> 00:04:08.043
‫چقدر توی استنباطِ

00:04:08.043 --> 00:04:10.723
‫اطلاعات محدود توانایی دارم

00:04:10.723 --> 00:04:12.643
‫داستان از خود پدرم شروع میشه

00:04:13.803 --> 00:04:15.243
‫بعد از مرگ مادرم،

00:04:15.243 --> 00:04:18.403
پدرم دنیاش توی سوگواری و کارش
خلاصه شده بود

00:04:18.403 --> 00:04:19.843
‫من هم که به حال خودم رها شده بودم،

00:04:19.843 --> 00:04:23.803
‫یه خانواده‌ی سارق من رو
‫به فرزندی قبول کردن و گولم زدن که

00:04:23.803 --> 00:04:26.043
‫به نفع خودشون
‫دست توی جیب مردم بکنم

00:04:26.043 --> 00:04:28.083
ننه‌من‌غریبم‌بازیِ قشنگیـه

00:04:28.963 --> 00:04:30.603
‫دزد ماهری نبودم و

00:04:30.733 --> 00:04:32.653
‫توی نُه سالگی دستگیر شدم

00:04:32.678 --> 00:04:33.878
‫ولی بچه‌ای بیش نبودی

00:04:33.903 --> 00:04:35.903
‫از دید سلطنت جور دیگه بود

00:04:35.928 --> 00:04:38.284
‫گرفتن من رو فرستادن استرالیا و

00:04:38.309 --> 00:04:41.923
‫فروختنم به یه دامدار ‫توی یه جای پرت و
شدم کارگر

00:04:41.923 --> 00:04:43.436
‫چطور تونستن همچین کاری بکنن؟

00:04:43.461 --> 00:04:45.258
‫توی لندن، معضل بزهکاری نوجوون‌ها و

00:04:45.283 --> 00:04:47.763
‫توی استرالیا،
‫کمبود نیروی کار بیداد می‌کرد

00:04:47.763 --> 00:04:49.963
‫هر تصمیمی هم در راستای
‫حلِ یکی از این دو معضل به‌واسطه‌ی دیگری

00:04:49.963 --> 00:04:54.003
‫هم غیرانسانی بود و هم به‌شدت محبوب

00:04:54.003 --> 00:04:56.691
‫- سیاست
‫- بله، زندون‌ها رو خالی کردن

00:04:56.716 --> 00:04:59.676
‫ولی به یتیم‌خونه‌ها و
‫پرورشگاه‌ها هم رحم نکردن

00:05:00.523 --> 00:05:03.843
‫چه بچه‌هایی رو که
‫از آغوش خانواده‌شون دور و

00:05:03.843 --> 00:05:05.563
‫به اون سر دنیا تبعید نکردن،

00:05:05.563 --> 00:05:10.043
‫اون هم با شرایطی که درست نیست
‫جلوی یه خانم جوان مطرح بشه

00:05:10.043 --> 00:05:12.843
‫اطلاعات زیادی درباره‌ی
‫کودکان کار دارم

00:05:12.843 --> 00:05:15.723
‫شاید جرقه‌ی این کار از
‫مأموریت‌های کالیفرنیا خورده باشه

00:05:15.723 --> 00:05:18.163
‫مطمئن باش تو خواب هم
‫همچین وضعیتی رو ندیدی

00:05:18.163 --> 00:05:19.883
‫ممکن بود بشم یکی عین اونها...

00:05:19.883 --> 00:05:22.003
‫اگه من و مادرم مزرعه‌ی خودمون رو نمی‌داشتیم

00:05:23.003 --> 00:05:26.923
چند وقت ازت بیگاری کشیدن؟

00:05:27.104 --> 00:05:29.464
‫۱۴‏ ماه آزگار زمان برد تا بتونم

00:05:29.489 --> 00:05:31.965
‫فرار کنم و اسمم رو بذارم مایکل وایلی

00:05:32.243 --> 00:05:36.403
‫بعلاوه‌ی ۱۴ سال تلاش مداوم
‫برای کسب یه موقعیت

00:05:36.403 --> 00:05:39.843
‫توی یکی از شرکت‌های تجاری که
‫توی لندن شعبه داشته باشه

00:05:40.603 --> 00:05:44.203
‫از اونجایی که پدرم من رو پیدا نکرد،
‫خودم تصمیم گرفتم بیام سراغش

00:05:45.403 --> 00:05:47.363
‫ولی خیلی زود
‫بعد از رسیدنم اینجا،

00:05:47.363 --> 00:05:50.083
‫فهمیدم که پروفسور جیمز موریارتی

00:05:50.083 --> 00:05:52.163
‫دیگه ریاضی درس نمیده،

00:05:52.163 --> 00:05:54.323
‫بلکه شده سرکرده‌ی
یه امپراتوری جنایتکار گسترده‌ و

00:05:54.323 --> 00:05:55.443
افتاده ‫گوشه‌ی زندان

00:05:55.443 --> 00:05:57.563
‫از همونجا اصرار داره ببینتت

00:05:57.563 --> 00:06:00.123
‫یه روز،
‫وقتی که دِینش به جامعه ادا شد،

00:06:00.123 --> 00:06:04.083
‫امیدوارم من و پدرم
دوباره به آغوش هم برگردیم

00:06:04.083 --> 00:06:06.563
‫اما اگه با شرایط فعلی
‫به دیدنش برم،

00:06:06.563 --> 00:06:08.883
‫ممکنـه کارفرمام
‫به هویت واقعیم پی ببره...

00:06:08.883 --> 00:06:11.031
‫که شغل و آینده‌ات رو خدشه‌دار می‌کنه

00:06:11.056 --> 00:06:13.610
‫فکرش رو بکن،
‫پدرت ولت کنه به امون خدا

00:06:13.763 --> 00:06:15.123
واسه خودت مردی بشی و

00:06:15.123 --> 00:06:17.283
‫پدرت اصلاً ندونه وجود خارجی داری

00:06:17.283 --> 00:06:19.203
‫آره، چقدر مزخرف

00:06:19.203 --> 00:06:21.923
‫آمیلیا، لطفاً برو طبقه‌ی بالا و
‫وسایلت رو جمع کن

00:06:21.923 --> 00:06:23.523
‫چی؟ چرا؟

00:06:23.523 --> 00:06:25.083
‫خب، همونطوری که صحبت کردیم،

00:06:25.083 --> 00:06:27.083
‫قرار بود بری عمارت سفیر و

00:06:27.083 --> 00:06:28.443
‫محافظ دخترش بشی

00:06:29.883 --> 00:06:31.003
‫ولی من فکر می‌کردم...

00:06:31.003 --> 00:06:32.683
‫وسایلت رو که جمع کردی،

00:06:32.683 --> 00:06:35.723
‫تأثیر این تحول مثبت رو ارزیابی می‌کنیم

00:06:41.723 --> 00:06:43.563
‫آقای هولمز، خواهش می‌کنم

00:06:43.563 --> 00:06:45.723
‫تمنا می‌کنم. به حرفم گوش بدید

00:06:47.283 --> 00:06:48.763
‫سلام

00:06:48.763 --> 00:06:52.123
‫کارآگاه سوان هستم از
‫بخش علوم اسکاتلندیارد

00:06:52.123 --> 00:06:54.123
‫از دیدن‌تون خوشحالم.
‫من آمیلیا روهاس هستم.

00:06:54.123 --> 00:06:56.083
‫برای مشاوره از آقای هولمز اومدید اینجا؟

00:06:56.083 --> 00:06:58.683
‫- نه، براشون کار می‌کنم
‫- خب، بنده اومدم

00:06:58.683 --> 00:07:02.403
‫ناظر مراحل نصب تلفن جدیدشون باشم

00:07:02.403 --> 00:07:03.603
‫تا حالا از تلفن استفاده کردید؟
‫- نه
‫- نه؟

00:07:04.523 --> 00:07:05.403
‫نه هنوز

00:07:05.403 --> 00:07:07.283
‫خب، اگه مایل بودید
‫تمرین کنید،

00:07:07.283 --> 00:07:09.083
‫کافیـه با این شماره تماس بگیرید

00:07:10.603 --> 00:07:13.163
‫تازه گفتم برام نصبش کنن،
‫برای همین حتماً جواب میدم

00:07:14.163 --> 00:07:18.003
‫اکثر روزهای زندگیم رو
‫گوشه‌ی دفترم سر می‌کنم. بیست‌وچهارساعتـه

00:07:18.003 --> 00:07:19.843
‫- می‌تونم...
‫- بله، البته

00:07:20.843 --> 00:07:24.483
‫شرمنده مصدع اوقات شدم

00:07:26.003 --> 00:07:28.163
‫از اونجایی هم که امکان ملاقاتش
‫توی زندون کاملاً صفره،

00:07:28.163 --> 00:07:31.283
‫می‌ترسم اگه اتهامات بیشتری
‫علیهش وارد کنید،

00:07:31.283 --> 00:07:33.723
‫دوره‌ی حبسش طولانی‌تر بشه

00:07:33.723 --> 00:07:36.523
‫آخه به نظرم اگه شرایط مهیا بشه،
‫حتماً این کار رو می‌کنید

00:07:36.523 --> 00:07:38.694
‫در این مورد، حرف درستی زدید

00:07:38.719 --> 00:07:39.759
‫اگه قانون دستم رو نمی‌بست،

00:07:39.784 --> 00:07:42.063
‫برای همیشه پروفسور رو
‫پشت میله‌های زندون نگه می‌داشتم

00:07:42.088 --> 00:07:44.083
‫متأسفانه، این یه مورد در توانم نیست

00:07:44.083 --> 00:07:45.403
‫ولی یه کاری ازم بر میاد و

00:07:45.403 --> 00:07:49.243
‫اون هم اینـه که ازت بخوام
‫تا جای ممکن از آمیلیا فاصله بگیری

00:07:49.243 --> 00:07:50.243
‫شما در جایگاهی نیستید که
‫بخواید همچین درخواستی بکنید

00:07:50.243 --> 00:07:52.683
‫خوب گوش‌هات رو باز کن، آقای موریارتی

00:07:52.683 --> 00:07:53.963
‫بهت دستور میدم...
‫به چه حقی؟

00:07:55.163 --> 00:07:56.363
‫شما تازه استخدامش کردید

00:07:56.363 --> 00:07:58.203
‫در این مورد با شما بحث نمی‌کنم!

00:07:58.203 --> 00:08:02.203
‫یه خارجی دورگه‌ی بدون جایگاه و منزلت

00:08:02.203 --> 00:08:04.163
‫نباید با مردی که
‫اسم مستعار داره

00:08:04.163 --> 00:08:07.203
‫نشست‌وبرخاست کنه، آقای وایلی

00:08:07.203 --> 00:08:10.083
‫بعلاوه، دیگه نمی‌تونی
‫از پدرت فاصله بگیری

00:08:10.083 --> 00:08:11.603
‫اصرار داره بری ملاقاتش

00:08:11.603 --> 00:08:13.883
من فقط یه دفتردارم تو بازار بورس

00:08:13.883 --> 00:08:17.363
‫تمام‌وقت در اختیار کارفرمام،
جناب نایجل پارکس هستم

00:08:17.363 --> 00:08:19.963
‫وقتی تونستی برای چایی‌خوری
‫با خدمتکار من وقت خالی پیدا کنی،

00:08:19.963 --> 00:08:21.970
‫پس می‌تونی برای دیدن پدرت هم
‫وقتت رو خالی کنی

00:08:21.995 --> 00:08:24.978
‫قربان! بهشون گفتم بیرون بمونن

00:08:25.003 --> 00:08:26.843
‫شاید بهتر باشه
‫یه روز دیگه کارم رو تموم کنم

00:08:26.843 --> 00:08:28.843
اتفاقاً سه هفته‌ی دیگه وقت خالی دارم

00:08:28.843 --> 00:08:31.043
‫مسخره‌ست که
‫با مشتری‌ دست‌به‌نقدتون

00:08:31.043 --> 00:08:33.003
‫اینطوری بدرفتاری می‌کنید

00:08:33.003 --> 00:08:34.843
‫بسیارخب، آقای پاوند.
‫به کارتون ادامه بدید.

00:08:38.923 --> 00:08:41.123
‫حرف دیگه‌ای مونده، آقای وایلی؟

00:08:43.163 --> 00:08:45.123
‫در عجبم چطور آدم زیرکی مثل شما،

00:08:45.123 --> 00:08:48.163
‫آقای هولمز، شرایط فعلی رو با

00:08:48.163 --> 00:08:49.803
‫چشم‌اندازهای آینده اشتباه گرفته

00:08:49.803 --> 00:08:51.283
‫شاید به مرور زمان متوجه بشید که

00:08:51.283 --> 00:08:53.523
‫چقدر توانایی‌های من رو دست‌کم گرفتید

00:08:56.243 --> 00:08:59.883
‫راستی قبل رفتنم، آقای هولمز

00:08:59.883 --> 00:09:01.523
‫خدمت‌تون عرض کنم که آمیلیا

00:09:01.523 --> 00:09:04.203
‫مبلغ هنگفتی رو
‫برای جاسوسی از شما رد کرده

00:09:05.243 --> 00:09:07.403
‫خب، با توجه به شرایط فعلی
‫انتظار داشتم دقیقاً

00:09:07.403 --> 00:09:09.083
‫به همین موضوع اشاره کنی

00:09:09.083 --> 00:09:11.585
‫خانم هلیگن، بی‌زحمت مهمان‌ ما رو
‫تا بیرون راهنمایی کنید

00:09:11.610 --> 00:09:13.913
‫بله، جناب آقای هولمز

00:09:20.823 --> 00:09:22.598
‫آقای پاوند، آخرهای کارتونـه؟

00:09:22.623 --> 00:09:24.101
‫بله، چیزی نمونده

00:09:27.000 --> 00:09:34.000
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:09:45.883 --> 00:09:48.443
‫به آقای هلیگن گفتم
‫داری من رو می‌فرستی برم

00:09:48.443 --> 00:09:50.483
‫اصلاً انصاف نیست

00:09:50.483 --> 00:09:53.408
‫فقط به خاطر اینـه که
‫بهت نگفتم دن تعقیبم می‌کرده؟

00:09:53.433 --> 00:09:55.938
‫خودت همیشه‌ی خدا
‫همه چی رو از من پنهون می‌کنی

00:09:55.963 --> 00:09:58.243
‫در مورد رفتنت به عمارت سفیر
‫خیلی قبل‌تر از اینکه

00:09:58.243 --> 00:10:00.083
‫تو رو با آقای موریارتی ببینم تصمیم گرفتیم

00:10:00.083 --> 00:10:02.203
‫بیشتر از این نمی‌تونم
‫چیزی در موردش بگم

00:10:02.203 --> 00:10:04.323
‫تو تازه اومدی لندن و
‫مردهای جوون از

00:10:04.323 --> 00:10:07.123
‫دخترهای ساده و کم‌سن‌وسال
‫سوءاستفاده می‌کنن

00:10:07.123 --> 00:10:10.163
‫ازت خواهش می‌کنم
‫توجهش رو جلب نکنی

00:10:10.163 --> 00:10:13.003
‫لندن رو نمی‌شناسم، پسرها رو که می‌شناسم

00:10:13.003 --> 00:10:15.803
‫می‌دونم قبلاً در مورد کار کردنِ من
‫برای خانواده‌ی اندرسون صحبت کرده بودیم

00:10:15.803 --> 00:10:17.880
‫ولی حس می‌کنی
‫می‌خوای تنبیهم کنی

00:10:17.905 --> 00:10:20.273
‫به خاطر اینکه بهم گفتی
‫با کسی که تعقیبم می‌کنه درگیر نشم و

00:10:20.298 --> 00:10:21.437
‫برعکسش اتفاق افتاد

00:10:21.462 --> 00:10:24.483
‫درستـه که به حرفم گوش نکردی و
‫اشتباه هم کردی

00:10:24.483 --> 00:10:25.883
‫تازه باید زودتر از اینها بهم می‌گفتی

00:10:25.883 --> 00:10:29.243
‫ولی شغل جدیدت، یعنی محافظت از کلارا
‫برای تنبیهت نیست

00:10:29.243 --> 00:10:31.283
‫یه توافقـه با اندرسون‌ها که

00:10:31.283 --> 00:10:33.243
‫نمی‌تونستم رد کنم

00:10:33.243 --> 00:10:35.243
‫پات که به عمارت سفیر باز بشه،

00:10:35.243 --> 00:10:37.363
‫دیگه آشکارا با من در ارتباط نیستی و

00:10:37.363 --> 00:10:39.163
‫اینجوری خطر کمتری تهدیدت می‌کنه

00:10:39.163 --> 00:10:41.043
‫- من از پس خودم بر میام
‫- کلارا هم مثل توئـه؟

00:10:42.203 --> 00:10:45.163
‫یادت باشه، آدم‌رباها اون رو در ازای
‫یه دسته‌کلید

00:10:45.163 --> 00:10:47.723
‫آزاد کردن، ولی دسته‌کلید چی؟

00:10:47.723 --> 00:10:50.043
‫ما باید از کلارا محافظت کنیم

00:10:50.043 --> 00:10:51.723
‫ما نمی‌دونیم سفیر چه کلیدهایی رو

00:10:51.723 --> 00:10:53.363
‫برای پس گرفتن دخترش معامله کرده

00:10:53.363 --> 00:10:56.203
‫چارلی درشکه‌چی هم از دست‌مون پریده

00:10:56.203 --> 00:10:59.323
‫بنابراین کلارا بهترین شانس ما
‫برای رسیدن به نخ سرخـه

00:10:59.323 --> 00:11:01.843
‫اگه می‌خوای واتسون و
‫خانم هادسون رو پیدا کنی و

00:11:01.843 --> 00:11:03.443
‫قاتل مادرت شناسایی بشه،

00:11:03.443 --> 00:11:06.283
‫باید از تموم فرصت‌هایی که
‫سر راهمون سبز میشه استفاده کنیم و

00:11:06.283 --> 00:11:09.203
‫حضورت توی عمارت سفیر

00:11:09.203 --> 00:11:10.843
‫شانس‌مون رو بیشتر می‌کنه

00:11:10.843 --> 00:11:14.803
‫حالا، این شماره تلفن منـه،

00:11:14.803 --> 00:11:18.203
‫اگه بالاخره بندوبساط نصب‌شون تموم بشه

00:11:18.203 --> 00:11:22.675
‫به محض اینکه چیزی درباره‌ی نخ سرخ فهمیدی،
‫بدون معطلی بهم زنگ بزن

00:11:24.483 --> 00:11:29.123
‫- چشم، تموم تلاشم رو می‌کنم
‫- ممنون

00:11:29.123 --> 00:11:32.923
‫آمیلیا، یادت نره،
‫لرد ویلاسی خودش رو کشت

00:11:32.923 --> 00:11:36.083
‫تا از دست نخ سرخ خلاص بشه و
‫خانواده‌اش رو نجات بده

00:11:36.083 --> 00:11:41.203
‫پس ازت خواهش می‌کنم
‫مراقب خودت باش

00:11:53.843 --> 00:11:56.043
‫تک‌تک شما یا خارجی هستید

00:11:56.043 --> 00:11:57.883
‫یا دختر بازرگان

00:11:57.883 --> 00:12:00.643
‫به بهانه‌ی تولد یا طبقه‌ی اجتماعی‌تون
‫در مضیقه هستید
(عمارت بانو وایولت)

00:12:00.643 --> 00:12:03.643
‫وقتی میگم طرز ایستادن و راه رفتن‌تون
‫اشرافیت شما رو می‌رسونه

00:12:03.643 --> 00:12:05.643
‫بهم اعتماد کنید

00:12:05.643 --> 00:12:08.123
‫مردان رده‌بالا از اون سر سالن رقص

00:12:08.123 --> 00:12:09.403
‫شونه‌ی افتاده یک دختر رو تشخیص میدن

00:12:09.403 --> 00:12:11.963
‫همگی یه قدم جلو،

00:12:11.963 --> 00:12:14.203
‫دو قدم عقب

00:12:14.203 --> 00:12:18.283
‫دوباره، سر بالا، لبخند محو

00:12:18.283 --> 00:12:21.523
‫یک قدم جلو، دو قدم عقب

00:12:21.523 --> 00:12:25.243
‫این نشونه‌ی خانم بودنِ شماست

00:12:25.243 --> 00:12:27.763
‫حالا

00:12:28.643 --> 00:12:29.443
‫حالا

00:12:31.563 --> 00:12:34.403
‫همینطوری که تعادل‌تون رو حفظ می‌کنید،

00:12:37.883 --> 00:12:40.843
‫یه موضوع مناسب
‫برای صحبت بین خانم و آقا

00:12:40.843 --> 00:12:43.083
‫پیشنهاد بدید

00:12:43.083 --> 00:12:45.043
‫- کلارا؟
‫- هنر

00:12:45.043 --> 00:12:48.563
‫خوبـه. بخصوص اگه
‫نظر خیلی قاطعی نداشته باشید

00:12:48.563 --> 00:12:50.603
‫ممکنـه آقا با نظرت مخالفت کنه

00:12:50.603 --> 00:12:52.603
‫- اِما
‫- سیاست

00:12:52.603 --> 00:12:54.563
‫ابداً

00:12:54.563 --> 00:12:58.483
‫اون آقا ممکنـه نظر خودش رو بگه.
‫اکثراً همین اتفاق میفته.

00:12:58.483 --> 00:13:03.563
‫این دغدغه‌ها در حد و اندازه‌ی خانم‌ها نیست

00:13:03.563 --> 00:13:06.843
‫مردها موقع نوشیدن برندی و کشیدن سیگار
‫خیال می‌کنن دنیا تحت کنترلشونـه،

00:13:06.843 --> 00:13:09.723
‫ولی این ماییم که
‫اونها رو کنترل می‌کنیم، خانم‌ها

00:13:09.723 --> 00:13:13.443
از همین مسیره که
به قدرت می‌رسیم

00:13:14.803 --> 00:13:17.283
‫ای خدا، برای امروز دیگه کافیـه

00:13:17.283 --> 00:13:18.483
‫کلاراجان، بیا یه لحظه
‫باهات خصوصی کار دارم

00:13:19.883 --> 00:13:21.643
‫یکی همه‌ی کتاب‌ها رو جمع کنه و

00:13:21.643 --> 00:13:23.483
‫بذاره سر جاشون

00:13:23.483 --> 00:13:26.603
‫- کجا بذارم‌شون؟
‫- جاشون توی قفسه بالاییه‌ست

00:13:28.003 --> 00:13:31.603
‫دختر قشنگم،
‫متأسفم که این خبر رو بهت میدم

00:13:31.603 --> 00:13:32.643
‫همچنان

00:13:32.643 --> 00:13:34.643
‫اسمت صدر لیستـه،
‫شاید شرایط عوض شد و

00:13:34.643 --> 00:13:36.003
‫فصل جشن‌ها تمدید شد،

00:13:36.003 --> 00:13:40.003
‫ولی هنوز تاریخ دقیقی
‫برای جشنت مشخص نشده

00:13:40.003 --> 00:13:41.283
‫یه فکری دارم

00:13:44.003 --> 00:13:46.163
‫وای خدا! کلارا، بیا کمک!

00:13:46.163 --> 00:13:48.683
‫- حالش خوبـه؟
‫- اما؟ خواهش می‌کنم

00:13:48.683 --> 00:13:51.923
‫یکی کمک کنه، اما!

00:13:51.923 --> 00:13:53.723
‫- مُرده
‫- وایِ من

00:14:06.203 --> 00:14:08.163
‫برام عجیب نیست که
‫می‌خوای مدارکت رو نشونم بدی،

00:14:08.163 --> 00:14:10.883
‫چون به علاقه‌ات در خصوص این پرونده آگاهم
(دفتر بازرس برتویسل)

00:14:10.883 --> 00:14:12.723
‫- عه، چطور؟
‫- اون خانم جوانی که

00:14:12.723 --> 00:14:14.723
‫به نجات دختر سفیر کمک کرد

00:14:14.723 --> 00:14:16.323
‫خدمتکار شخص خودتـه

00:14:16.323 --> 00:14:18.603
‫نمی‌تونی منکر این بشی که
‫داره از دستوراتت پیروی می‌کنه

00:14:18.603 --> 00:14:22.083
‫پیگیر یه مورد شخصی مرتبط با این پرونده‌ست

00:14:22.083 --> 00:14:23.923
‫آخه خانم روهاس چه ارتباطی با

00:14:23.923 --> 00:14:26.283
‫جواهرات مسروقه‌ای به ارزش ۵۰هزار پوند داره؟

00:14:26.283 --> 00:14:27.683
‫خب، همین چند روز پیش
‫همین سؤال‌ها رو از

00:14:27.683 --> 00:14:29.323
‫لرد ویلاسی پرسیده بودی و

00:14:29.323 --> 00:14:32.243
‫بعدش سه قتل و یه خودکشی اتفاق افتاد

00:14:32.243 --> 00:14:35.763
‫اصلاً روحمم خبر نداشت
ویلاسی درگیر مشکلات مالیـه

00:14:35.763 --> 00:14:40.603
‫امروز اقرار می‌کنم که
‫انگار دستی توی این ماجرا داشته

00:14:40.603 --> 00:14:43.545
‫همدستی ویلاسی مثل روز روشن بود،

00:14:43.570 --> 00:14:45.379
‫اما بعید می‌دونم
‫قبل اینکه به خودش شلیک کنه

00:14:45.404 --> 00:14:47.390
‫سه نفر دیگه رو کشته باشه

00:14:47.891 --> 00:14:49.811
‫حیف شد که درشکه‌چیش،

00:14:49.836 --> 00:14:52.116
‫اولری بلفاست، کشته شد

00:14:53.043 --> 00:14:55.123
‫مظنون محشری می‌شد

00:14:55.123 --> 00:14:58.203
‫به گفته‌ی پلیس یه انقلابیـه که

00:14:58.203 --> 00:15:00.123
‫در پیِ سرنگونیِ سلطنتـه

00:15:00.123 --> 00:15:02.723
‫خب، عجیبـه که یه لرد
‫همچین آدمی رو استخدام کرده

00:15:02.723 --> 00:15:04.883
‫جواهرات مسروقه رو
‫توی مِلک ویلاسی پیدا کردید؟

00:15:04.883 --> 00:15:06.283
‫نه متأسفانه

00:15:06.283 --> 00:15:10.003
‫البته دوتا سرنخ پیدا کردم که
‫شاید برات جالب باشه

00:15:10.003 --> 00:15:12.923
‫توصیه کردی اطلاعات‌مون رو
‫با هم به اشتراک بذاریم،

00:15:12.923 --> 00:15:14.163
‫ولی فقط منم که دارم صحبت می‌کنم و
‫تو فقط شنونده بودی

00:15:15.483 --> 00:15:18.443
خوبـه تو هم عادت کنی
اینجوری باشی، برتی

00:15:18.443 --> 00:15:20.003
‫با این حال، نوبت منـه

00:15:20.003 --> 00:15:22.483
‫خب، دوتا جسد دیگه‌ای که
‫توی مِلک ویلاسی

00:15:22.483 --> 00:15:26.083
‫پیدا کردید،
اجساد ‫آقایون ویمز و مگت،

00:15:26.083 --> 00:15:28.803
‫فی‌الواقع آدم‌ربا‌های کلارا اندرسون نبودن،

00:15:28.803 --> 00:15:30.683
‫بلکه همدست‌های آدم‌رباهاش بودن که

00:15:30.683 --> 00:15:32.883
‫همه‌شون توسط بزرگ‌ترین و

00:15:32.883 --> 00:15:35.763
‫شرورترین باند خلافکاری که تا حالا دیدم
‫به قتل رسیدن

00:15:35.763 --> 00:15:38.163
‫جرمی که باورش برای من و تصوراتم هم

00:15:38.163 --> 00:15:42.203
‫سخت و دور از انتظاره

00:15:42.203 --> 00:15:45.483
‫این همون باند تبهکاریـه که

00:15:45.483 --> 00:15:46.683
‫خدمتکارت باهاش مشکل شخصی داره؟

00:15:46.683 --> 00:15:48.803
‫اونها مادرش رو هم
‫وقتی توی کالیفرنیا

00:15:48.803 --> 00:15:50.283
‫زندگی می‌کردن کشتن

00:15:50.283 --> 00:15:53.843
‫راستی، توی جستجوهات

00:15:53.843 --> 00:15:55.963
‫به دنبال جواهرات مسروقه

00:15:55.963 --> 00:15:59.043
‫به یه همچین سلاحی برخوردی؟

00:16:00.643 --> 00:16:01.923
‫نه متأسفانه

00:16:03.123 --> 00:16:06.323
‫چرا خودت پیگیر این اتهامات نشدی؟

00:16:06.323 --> 00:16:08.123
‫من رو زیر نظر دارن، برتی

00:16:08.123 --> 00:16:11.043
‫اگه ببینن توی این مسائل ورود کردم،
‫ممکنـه به قیمت جون خیلی‌ها تموم بشه

00:16:11.043 --> 00:16:15.003
‫خب، سرنخ‌هام دیگه اونقدرها هم...

00:16:15.003 --> 00:16:16.403
‫جالب به نظر نمیان
‫خب، برای من که هستن

00:16:18.443 --> 00:16:20.723
‫نمی‌تونم خیلی بمونم.
‫چی دستگیرت شد؟

00:16:20.723 --> 00:16:22.523
‫پنج جفت ردّپا و یه دکمه

00:16:24.843 --> 00:16:27.203
‫خب، انگار داریم به یه جاهایی می‌رسیم

00:16:27.203 --> 00:16:29.091
‫ایشالا که همینطوره، آقای هولمز

00:16:29.116 --> 00:16:30.276
‫ایشالا. دنبالم بیاید

00:16:32.483 --> 00:16:35.043
‫متوجهم که حیات‌وحش

00:16:35.043 --> 00:16:37.883
‫جای مناسبی برای متمدن‌شدن نبوده،

00:16:37.883 --> 00:16:42.883
‫ولی یه خدمتکار هیچوقت نباید
‫از کارفرماش کمک بخواد

00:16:42.883 --> 00:16:47.043
‫الان اِما فوت کرد

00:16:47.043 --> 00:16:49.283
‫حواست رو جمع کن، دخترجون

00:16:49.283 --> 00:16:51.283
‫عین سلطان جنگل،

00:16:51.283 --> 00:16:53.683
با چنگال‌های تیزمون اینجا رو

00:16:53.683 --> 00:16:56.043
کردیم امپراتوری

00:16:58.483 --> 00:17:01.363
‫دفعه‌ی بعدی که کمک‌لازم بودی
‫اینو یادت باشه

00:17:20.243 --> 00:17:22.683
‫مشخصـه که اولین ردپاها مال

00:17:22.683 --> 00:17:24.603
‫یه مردی بوده که یه‌نمه لنگ می‌زده

00:17:24.603 --> 00:17:26.123
‫دومین ردپا متعلق به زنی بوده که

00:17:26.123 --> 00:17:29.123
‫یکی دو دفعه توی مسیر سکندری خورده

00:17:29.123 --> 00:17:31.203
‫این دو جفت ردپا کنارِ

00:17:31.203 --> 00:17:33.283
‫رد چرخ‌های یه کالسکه ناپدید میشن که

00:17:33.283 --> 00:17:36.043
‫از خیابون به سمت لندن در حرکت بوده

00:17:36.043 --> 00:17:40.003
‫به نظرم این آقایون
‫این دکمه رو توی مسیر گم کردن،

00:17:40.003 --> 00:17:41.643
‫ولی مشخص نیست

00:17:41.643 --> 00:17:42.963
‫چرا اتفاقاً هست

00:17:42.963 --> 00:17:45.043
‫دکمه قدیمی نیست، درستـه؟

00:17:45.043 --> 00:17:47.603
‫پس تازه افتاده و اتفاقی هم نبوده

00:17:47.603 --> 00:17:49.443
‫ببین نخش چطوری پاره شده

00:17:49.443 --> 00:17:52.403
‫عمداً از جلیقه‌ی یه بابایی کنده شده و

00:17:52.403 --> 00:17:54.951
اینجا انداختنش که ما پیگیرش بشیم

00:17:54.976 --> 00:17:58.673
‫باریکلا رفیق شفیق و قدیمی من.
‫باریکلا.

00:17:58.783 --> 00:18:00.943
‫لطف داری

00:18:00.943 --> 00:18:03.557
‫خوشحالم می‌بینم این دکمه
‫اطلاعات بیشتری از این اتفاق بهمون داده

00:18:03.582 --> 00:18:05.054
‫از این اتفاق نه، از صاحب دکمه

00:18:05.623 --> 00:18:09.359
‫می‌بینی چطور دکمه
‫از صدف ساخته شده و

00:18:09.384 --> 00:18:11.798
‫پارچه‌ای که بهش
‫دوخته شده از جنس اعلاست؟

00:18:11.823 --> 00:18:14.663
‫پس این متعلق به فرد متخصصـه

00:18:14.663 --> 00:18:17.183
‫می‌بینی روش یه فرورفتگی داره؟

00:18:17.183 --> 00:18:19.103
‫که همین نشون میده مرتباً
‫به یه جسم فلزی

00:18:19.103 --> 00:18:21.143
‫مثل گوشیِ پزشکی برخورد کرده

00:18:21.143 --> 00:18:24.823
‫برتی، این دکمه نشونه‌ی زنده بودنـه و

00:18:24.823 --> 00:18:27.023
‫باید لحظه‌ای که اون رو بهم دادی رو

00:18:27.023 --> 00:18:29.423
‫اولین نشونه‌ی واقعی از امید
‫طی هفته‌های اخیر بدونم

00:18:29.423 --> 00:18:32.823
‫پس این تحقیقات اونقدری بزرگ هست
‫که جفت‌مون رو درگیر خودش کنه

00:18:32.823 --> 00:18:34.623
‫موافقی دوتایی اونو پیش ببریم؟

00:18:34.623 --> 00:18:38.903
‫اگه حین ادامه‌ی تحقیقاتت
‫در مورد جواهرات گمشده

00:18:38.903 --> 00:18:42.863
‫بتونی سریعاً مرگ لوسیا روهاس که

00:18:42.863 --> 00:18:44.746
‫خارج از لس آنجلس رخ داد رو تأیید کنی و

00:18:44.771 --> 00:18:47.543
‫مطمئن بشی آمیلیا واقعاً دختر اونـه،

00:18:47.543 --> 00:18:50.251
‫فردا جزئیات بیشتری از
‫این پرونده رو باهات به اشتراک میذارم

00:18:50.276 --> 00:18:51.733
‫تا اون موقع،

00:18:52.103 --> 00:18:55.543
‫پیشنهاد می‌کنم همیشه یه
‫رولور همراه خودت داشته باشی و

00:18:55.543 --> 00:18:59.663
‫با همین توصیه، باهات خداحافظی می‌کنم

00:18:59.895 --> 00:19:03.575
‫روز خوبی داشته باشید، جناب هولمز.
‫براتون آرزوی موفقیت می‌کنم.

00:19:04.663 --> 00:19:07.263
‫رفاقت با شرلوک هولمز، هان؟

00:19:07.288 --> 00:19:08.728
‫فکرش رو بکن!

00:19:09.787 --> 00:19:11.208
‫« دفتر بازرس برتویسل »

00:19:16.147 --> 00:19:18.533
‫« اقامتگاه سفیر آمریکا »

00:19:18.583 --> 00:19:20.943
‫فکر به اِما از سرم بیرون نمیره

00:19:20.943 --> 00:19:23.063
‫به همین سادگی افتاد و مُرد

00:19:23.063 --> 00:19:25.343
‫بانو وایولت هم انگار نه انگار

00:19:25.343 --> 00:19:28.983
‫- یعنی از اِما بدش می‌اومد؟
‫- نه، به هیچ وجه

00:19:28.983 --> 00:19:31.097
‫اِما هم توی یادگیری و هم توی رقصیدن

00:19:31.122 --> 00:19:32.680
‫از همه‌مون بهتر بود

00:19:34.143 --> 00:19:38.023
‫من تمام دعوت‌نامه‌های فصل
‫به مراسم رقص رو نگه داشتم تا

00:19:38.023 --> 00:19:39.938
‫یه روزی بتونم به
‫دخترم اونا رو نشون بدم

00:19:39.963 --> 00:19:41.545
‫اِما مثل ماه بود و

00:19:41.570 --> 00:19:43.604
‫دل تو دلش نبود که ۱۸ سالش بشه

00:19:43.629 --> 00:19:44.629
‫ولی الان...

00:19:57.103 --> 00:19:59.023
‫من نگفتم پله‌ی بالای
‫نردبون کتاب‌خونه‌ات رو

00:19:59.023 --> 00:20:01.983
‫روغن‌کاری کنی تا
‫دختر مردم سُر بخور و بیفته

00:20:01.983 --> 00:20:04.023
‫اگه تو اینقدر سنگ نمی‌انداختی و
‫مخالفت نمی‌کردی

00:20:04.023 --> 00:20:07.423
‫کلارا می‌تونست یه سال دیگه
‫واسه ورودش به جامعه صبر کنه

00:20:07.423 --> 00:20:09.343
‫نه، تو خوب گوش بده چی میگم

00:20:09.343 --> 00:20:11.823
‫نمیذارم دخترم توی ۱۸ سالگی
‫وارد مراسم رقص بشه

00:20:11.823 --> 00:20:13.773
‫مگه اینکه تا دو روز قبلش

00:20:13.798 --> 00:20:15.558
‫کل مبلغ خسارت جواهرات رو دریافت کنم

00:20:15.583 --> 00:20:18.503
‫من تمام و کمال نقشم رو
‫توی این همکاری انجام دادم

00:20:18.503 --> 00:20:23.390
‫از نفوذت استفاده کن تا
‫شرکت بیمه فوراً خسارت من رو بده

00:20:23.503 --> 00:20:26.031
‫وگرنه آتیشش دامن خودت رو می‌گیره

00:20:26.056 --> 00:20:29.044
‫شب عالی، متعالی

00:21:14.863 --> 00:21:19.469
‫الو، تلفن‌چی؟
‫میشه به مارلی‌بون ۱۵ وصل کنی؟

00:21:20.063 --> 00:21:23.071
‫- منظورت مرل‌بونـه؟
‫- بله، بله

00:21:23.096 --> 00:21:24.176
‫یه لحظه

00:21:24.856 --> 00:21:25.956
‫متأسفم،

00:21:25.981 --> 00:21:28.390
‫شماره‌ای که می‌خواید
‫باهاش تماس بگیرید فعال نیست

00:21:38.103 --> 00:21:40.623
‫آقای پاوند، ازتون توضیح می‌خوام

00:21:40.623 --> 00:21:43.983
‫دیروز به من گفتید
‫این تلفن صحیح و سالمـه

00:21:43.983 --> 00:21:45.373
‫اگه می‌خواید مزاحم کارم بشید،

00:21:45.398 --> 00:21:47.078
‫زنگ بزنید به اون یکی شرکت تلفن

00:21:47.103 --> 00:21:50.383
‫اوه، یادم رفته بود.
‫شرکت دیگه‌ای در کار نیست.

00:21:56.143 --> 00:21:58.726
‫انگاری دوستت خیلی از
‫به سخره گرفتن مشتری‌ها

00:21:58.751 --> 00:22:00.037
‫لذت می‌بره

00:22:00.062 --> 00:22:03.017
‫فکر نکنم به بدی
‫نصاب‌های دیگه باشه، قربان

00:22:03.899 --> 00:22:05.339
‫تا ایشون مشغولـه،

00:22:05.364 --> 00:22:07.804
‫بیا این دوتا قبض تلفن رو مقایسه کنیم

00:22:07.829 --> 00:22:10.647
‫یکی مربوط به جناب لرد فقید ویلاسیـه و

00:22:10.672 --> 00:22:12.334
‫اون یکی تماس‌های دفتر

00:22:12.359 --> 00:22:14.587
‫سربازرس ویتلاکـه

00:22:14.612 --> 00:22:17.964
‫حالا شماره‌هایی که توی هر
‫دو قبض هستن رو پیدا می‌کنیم و

00:22:17.989 --> 00:22:19.772
‫شاید بتونیم دوباره

00:22:19.797 --> 00:22:21.903
‫بعضی از همدست‌ها رو شناسایی کنیم

00:22:21.903 --> 00:22:24.343
‫ولی قربان، نباید برای بررسی
‫قبض تلفن‌های خصوصی

00:22:24.343 --> 00:22:26.543
‫مجوزی داشته باشیم؟

00:22:26.543 --> 00:22:29.343
‫در این مورد باید بگم که
‫من مرد قانون نیستم، سوان

00:22:29.343 --> 00:22:32.543
‫برای من هیچ مقامی
‫بالاتر از حس کنجکاوی خودم نیست و

00:22:32.543 --> 00:22:34.263
‫این قبض رو خود سربازرس ویتلاک

00:22:34.263 --> 00:22:36.503
‫شخصاً به من داده

00:22:36.503 --> 00:22:39.200
‫پس از لحاظ قانونی مشکلی نیست

00:22:42.325 --> 00:22:45.858
‫یک، دو، سه، یک، دو، سه،
‫یک، دو، سه،

00:22:45.883 --> 00:22:50.294
‫یک، دو، سه، یک، دو، سه.
‫عالیـه، یا در همین حد خوبـه.

00:22:50.319 --> 00:22:51.421
‫حالا...

00:22:52.423 --> 00:22:55.543
‫همونطور که می‌دونید،
‫اقامتگاه سفیر ایتالیا

00:22:55.543 --> 00:22:57.579
‫سالن رقص مناسبی نداره

00:22:57.604 --> 00:23:01.118
‫بنابراین، مراسم معرفی به جامعه‌ی
‫دخترش فردا عصر

00:23:01.143 --> 00:23:03.943
‫همینجا برگزار میشه،
‫چون جناب سفیر

00:23:03.943 --> 00:23:06.463
‫در درک آداب و ‌رسوم ما ناتوانـه

00:23:06.488 --> 00:23:08.278
‫اما فعلاً،

00:23:08.303 --> 00:23:12.103
‫چند تا پسر جوون دعوت کردم تا
‫اون چیزی رو که

00:23:12.103 --> 00:23:13.659
‫- می‌تونیم با لطف و بزرگواری...
‫- پسر جوون!

00:23:13.684 --> 00:23:16.678
‫بهش بگیم «رقص» رو تمرین کنید

00:23:16.703 --> 00:23:21.703
‫گرچه این پسرها
‫از هیچ نظر برای ازدواج مناسب نیستن،

00:23:22.189 --> 00:23:25.789
‫ولی توی سالن رقص و با موسیقی مناسب،

00:23:25.878 --> 00:23:27.238
‫به خوبی با رقص آشنایی دارن
‫بیاید

00:23:34.736 --> 00:23:36.816
‫اینجوری، می‌بینید؟

00:23:36.863 --> 00:23:39.680
‫زیباست، مگه نه؟

00:23:44.983 --> 00:23:47.983
‫النور، موقع حرکت سرت رو بالا بگیر

00:23:47.983 --> 00:23:51.463
‫تا چونه‌ات زیر گردنت جمع نشه

00:23:51.463 --> 00:23:55.761
‫دبورا، تو باید هدایت بشی،
‫نه اینکه بِکشنت!

00:24:00.574 --> 00:24:02.279
‫شلخته‌ی دست و پا چلفتی!

00:24:21.398 --> 00:24:23.558
‫من نگفتم پله‌ی بالای
‫نردبون کتاب‌خونه‌ات رو

00:24:23.583 --> 00:24:26.478
‫روغن‌کاری کنی تا
‫دختر مردم سُر بخور و بیفته

00:24:26.503 --> 00:24:27.743
‫حاضر و آماده‌ست، قربان

00:24:27.743 --> 00:24:30.503
‫الان می‌تونید با خیال راحت
‫از تلفن‌تون استفاده کنید

00:24:30.503 --> 00:24:35.303
‫ممنون. راستی، آقای پاوند،
‫کمک بزرگی کردید

00:24:35.303 --> 00:24:37.463
‫- جدی می‌فرمایید؟
‫- بله، فقط برام جای سؤال بود

00:24:37.463 --> 00:24:40.423
‫با این دانشی که دارید

00:24:40.423 --> 00:24:43.743
‫می‌تونید اسم صاحب تلفن رو
‫از روی شماره در بیارید؟

00:24:43.743 --> 00:24:45.863
‫اتفاقاً می‌تونم

00:24:45.863 --> 00:24:47.903
‫عالیـه. لطفاً توضیح بدید

00:24:47.903 --> 00:24:50.366
‫کافیـه بهش زنگ بزنید و
‫اسم‌شون رو بپرسید

00:24:53.451 --> 00:24:55.531
‫امر دیگه‌ای نیست، قربان؟

00:24:55.556 --> 00:24:58.374
‫ظاهراً نه. می‌تونید تشریف ببرید

00:25:01.063 --> 00:25:03.423
‫یکم دردسر داره،
‫ولی فکرش رو بکنید، قربان

00:25:03.423 --> 00:25:06.223
‫شما اولین نفری خواهید بود که
‫از چنین تلفنی استفاده می‌کنید

00:25:06.223 --> 00:25:08.783
‫الو، تلفن‌چی، میشه منو به

00:25:08.783 --> 00:25:12.183
‫بلگریویا ۴۸۳ وصل کنید؟

00:25:12.183 --> 00:25:13.903
‫باورم نمیشه که به یه شرکت پول دادم تا

00:25:13.903 --> 00:25:15.921
‫به این شکل با گستاخی با من صحبت کنه

00:25:15.946 --> 00:25:18.358
‫این افولِ ادب و نزاکت
‫پایان نجابت عمومی خواهد بود!

00:25:18.383 --> 00:25:21.303
‫الو، اینجا اداره‌ی اشیای گمشده‌ی

00:25:21.303 --> 00:25:22.626
‫ایستگاه پدینگتونـه

00:25:22.651 --> 00:25:24.838
‫تماس گرفتم تا گزارش مفقودی

00:25:24.863 --> 00:25:26.903
‫یه رمان سه جلدی رو بدم

00:25:26.903 --> 00:25:30.063
‫- جناب هولمز!
‫- پس با کی تماس گرفتم؟

00:25:30.063 --> 00:25:33.463
‫دوشس بیوه‌ی لینکلن‌شر

00:25:33.463 --> 00:25:36.863
‫- کی فکرش رو می‌کرد!
‫- جناب هولمز، با شمام!

00:25:36.863 --> 00:25:39.583
‫شما همین الان به
‫افولِ ادب و نزاکت اعتراض کردید

00:25:39.583 --> 00:25:42.007
‫اونوقت اومدید به کسی که
‫هفت‌پشت غریبه‌ست دروغ می‌گید؟

00:25:42.032 --> 00:25:43.392
‫دروغ نگفتم

00:25:43.417 --> 00:25:46.118
‫صرفاً یه ترفند انحرافی ساده بود

00:25:46.143 --> 00:25:47.783
‫اطلاعاتی که می‌خواستم رو بدست آوردم و

00:25:47.783 --> 00:25:50.023
‫ته و توی کسی که
‫با ویلاسی و دفتر سربازرس

00:25:50.023 --> 00:25:53.299
‫تماس گرفته بود هم در آوردم

00:25:53.324 --> 00:25:54.946
‫بیا یه دور دیگه امتحان کنیم

00:25:55.835 --> 00:25:57.310
‫ولی... نه

00:25:58.343 --> 00:26:03.395
‫الو، تلفن‌چی، میشه لطفاً
‫منو به ایست ۳۱ وصل کنی؟

00:26:03.802 --> 00:26:07.016
‫از پذیرش عزیزانی که
‫دل نازکی دارن معذوریم

00:26:07.614 --> 00:26:09.112
‫بله، بله

00:26:09.137 --> 00:26:12.503
‫الو؟ دارم با صاحب‌خونه صحبت می‌کنم؟

00:26:12.503 --> 00:26:15.423
‫خب، من پارسال با جناب توماس

00:26:15.423 --> 00:26:19.390
‫در مورد تمیز کردن فرش‌ها
‫با دستگاه جدید صحبت کردم...

00:26:19.415 --> 00:26:20.415
‫الو؟

00:26:22.983 --> 00:26:25.107
‫جفت‌شون به یه
‫کارگزار بورس تماس گرفته بودن

00:26:25.132 --> 00:26:28.478
‫- بازی شروع شده
‫- عدالت بازی نیست، آقای هولمز

00:26:28.503 --> 00:26:29.983
‫شما اختراعی که برای

00:26:29.983 --> 00:26:31.503
‫ارتباط بهتر مردم جهان
‫ساخته شده رو برداشتید و

00:26:31.503 --> 00:26:35.143
‫با دروغ و فریب
‫از کاربردش سوءاستفاده کردید

00:26:35.143 --> 00:26:37.663
‫مجرم‌ها همین اول کاری
‫تلفن ارزشمندت رو به فساد کشیدن

00:26:37.663 --> 00:26:38.851
‫حالا که جون خیلی‌ها در خطره،

00:26:38.876 --> 00:26:41.305
‫منم چاره‌ای ندارم جز این که
‫راه همون‌ها رو پیش بگیرم

00:26:43.521 --> 00:26:44.721
‫بله، الو؟

00:26:44.746 --> 00:26:49.743
‫تلفن‌چی، میشه لطفاً من رو
‫به کینزینگتون ۱۹ وصل کنی؟

00:26:49.743 --> 00:26:51.951
‫برو خودتو واسه یه شوک بزرگ‌تر آماده کن

00:26:51.976 --> 00:26:53.296
‫یه بدترش رو می‌خوام رو کنم

00:26:53.976 --> 00:26:55.340
‫برو

00:27:31.049 --> 00:27:34.224
‫دکتر کالیر. صبر کنید، بازم هست

00:27:34.249 --> 00:27:36.998
‫اگه شما اشتراک مجله‌ی
‫«هورس اند هاوند» رو دارید،

00:27:37.023 --> 00:27:38.983
‫می‌تونیم اشتراک مجله‌ی
‫«استرند» هم اضافه کنیم

00:27:38.983 --> 00:27:42.342
‫اینجوری اتاق انتظار
‫متنوعی خواهیم داشت. چی؟

00:27:42.543 --> 00:27:47.746
‫عجب، آسایشگاه روانی ریون‌کرست
‫ویژه‌ی مجرمان روانی!

00:27:48.263 --> 00:27:51.935
‫ببخشید، دکتر. بدرد مهمان‌ها نمی‌خوره؟

00:27:59.063 --> 00:28:02.863
‫آمیلیا، اینجایی. می‌خواستم تو رو به...

00:28:02.863 --> 00:28:06.090
‫مایکل وایلی.
‫افتخار آشنایی با ایشون رو داشتم.

00:28:07.023 --> 00:28:09.823
‫خوشحالم دوباره شما رو می‌بینم،
‫خانم روهاس

00:28:09.823 --> 00:28:13.250
‫شرط می‌بندم پشت این آشنایی
‫یه داستانی هست. ببخشید

00:28:13.275 --> 00:28:16.195
‫میرم ببینم النور بالاخره
‫پرهای شترمرغ رو گرفته یا نه

00:28:22.463 --> 00:28:24.383
‫تعجب می‌کنم تونستی از
‫شغل پرمشغله‌ات بزنی و

00:28:24.383 --> 00:28:27.365
‫به این مراسم رقص عجیب‌غریب بیای!

00:28:28.663 --> 00:28:32.180
‫کارفرمام با اون خانم وایولتِ مرموز دوستـه

00:28:32.903 --> 00:28:36.623
‫به پسرهایی که با این
‫دخترهای پُر فیس و افاده برقصن

00:28:36.623 --> 00:28:39.223
‫دو شیلینگ میده

00:28:39.223 --> 00:28:42.183
‫بعلاوه‌ی یه شام رایگان،
‫اگه فردا واسه مراسم رقص بیایم

00:28:42.183 --> 00:28:45.383
‫من فقط به امید دیدن شما قبول کردم،

00:28:45.383 --> 00:28:47.507
‫ولی بعدش شما رفتی

00:28:50.543 --> 00:28:52.343
‫از دستم ناراحتی؟

00:28:52.343 --> 00:28:56.543
‫ناراحت؟ چون آقای هولمز
‫دیگه بهم اعتماد نداره؟

00:28:56.543 --> 00:28:58.903
‫چون شغلی که عاشقش بودم
‫رو از دست دادم تا

00:28:58.903 --> 00:29:00.983
‫پرستار دختری که
‫دیوونه‌ی یه پسره بشم؟

00:29:00.983 --> 00:29:03.223
‫من فقط خواستم
‫یه لطف کوچیک در حقم بکنی

00:29:03.223 --> 00:29:05.611
‫بدون اینکه برات دردسری بشه

00:29:06.916 --> 00:29:09.441
‫من از صمیم قلب عذرخواهی می‌کنم

00:29:10.223 --> 00:29:11.343
‫لاأقل دستمزد بهتری

00:29:11.343 --> 00:29:13.143
‫به نسبت وقتی که
‫با آقای هولمز هستی می‌گیری؟

00:29:13.143 --> 00:29:16.367
‫همه که توی انتخاب شغل
‫پول براشون ملاک نیست

00:29:16.783 --> 00:29:19.947
‫در ضمن، اونقدری مشغله دارم که
‫وقتی واسه خرج کردن ندارم

00:29:21.882 --> 00:29:22.882
‫الو؟

00:29:24.743 --> 00:29:26.663
‫گفتم الو

00:29:26.663 --> 00:29:28.103
‫سلام، خانم

00:29:28.103 --> 00:29:32.143
‫من نماینده‌ی صندوق حمایت از
‫پلیس، بیوه‌ها و یتیمان هستم و

00:29:32.143 --> 00:29:34.903
‫می‌خواستم ببینم ممکنه کمکی بکنید...

00:29:34.903 --> 00:29:37.303
‫شیطنت‌هات تمومی نداره، شرلوک هولمز؟

00:29:37.303 --> 00:29:40.086
‫داشتم قطع می‌کردم که یهو صدات رو شناختم

00:29:40.170 --> 00:29:42.878
‫واقعاً ناراحت شدم

00:29:42.903 --> 00:29:46.210
‫امیدوار بودم تغییر صدام
‫اونقدری گولت بزنه که

00:29:46.235 --> 00:29:48.886
‫دست‌کم یکی از اون
‫سرزنش‌های افسانه‌ایت رو بشنوم

00:29:48.911 --> 00:29:50.524
‫باید حسابی سرت غر بزنم،

00:29:50.549 --> 00:29:53.755
‫ولی بیشتر کنجکاوم بدونم
‫چرا بهم زنگ زدی

00:29:53.823 --> 00:29:56.103
‫خواستم بگم چقدر دیدنت

00:29:56.103 --> 00:29:58.103
‫هفته‌ی پیش برام لذت‌بخش بود

00:29:58.103 --> 00:30:00.225
‫چه قلب مهربونی داری

00:30:00.250 --> 00:30:02.296
‫همچنین خواستم ببینم خانم روهاس

00:30:02.321 --> 00:30:05.783
‫برای دختر سفیر محافظ مناسبی بوده یا نه؟

00:30:05.783 --> 00:30:08.303
‫این دختر کلیومترها با چیزی که
‫انتظار می‌رفت فاصله داره،

00:30:08.303 --> 00:30:10.887
‫ولی مسئولیتش رو خیلی جدی می‌گیره

00:30:10.912 --> 00:30:13.398
‫می‌خوای خدمتکار سابقت رو سر کار ببینی؟

00:30:13.423 --> 00:30:14.863
‫فردا عصر قراره یه مراسم رقص

00:30:14.863 --> 00:30:17.623
‫به مناسبت رفتن دختر
‫سفیر ایتالیا به جامعه بگیرم

00:30:17.623 --> 00:30:19.975
‫دعوت‌نامه‌اش رو فوراً برات می‌فرستم

00:30:20.000 --> 00:30:23.638
‫- فردا عصر مراسم رقصـه؟
‫- خواهش می‌کنم افتخار بده

00:30:23.663 --> 00:30:25.351
‫بسیارخب، میام

00:30:25.376 --> 00:30:27.403
‫ولی به نظرت این مراسماتِ معرفی به جامعه

00:30:27.428 --> 00:30:29.754
‫متظاهرگونه نیست؟

00:30:29.779 --> 00:30:31.838
‫پس چطور قراره
‫دخترها رو واسه ازدواج با

00:30:31.863 --> 00:30:33.437
‫اشراف‌زاده‌ها آماده کنیم،

00:30:33.462 --> 00:30:36.085
‫اگه دور و ورشون رو
‫از همین آدم‌های متظاهر پر نکنیم؟

00:30:36.110 --> 00:30:37.143
‫الان دیگه باید برم
‫ولی امیدوارم ببینمت، شرلوک

00:30:38.536 --> 00:30:40.360
‫لطفاً ساعت چهار اینجا باش.
‫خدانگهدار.

00:30:58.679 --> 00:31:00.392
‫« بانو وایولت »

00:31:11.563 --> 00:31:14.380
‫« خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب »

00:31:14.405 --> 00:31:17.183
‫شاید لباس رسمی پوشیدن
‫اونم توی روز روشن یکم عجیب باشه،

00:31:17.183 --> 00:31:18.663
‫ولی بد نیست بعضی وقت‌ها

00:31:18.663 --> 00:31:22.029
‫بین آدم‌های درست و حسابی
‫دیده بشید، آقای هولمز

00:31:22.129 --> 00:31:23.256
‫رقص؟

00:31:24.419 --> 00:31:26.358
‫- موسیقی؟
‫- بله

00:31:26.383 --> 00:31:28.903
‫بدون ذره‌ای گفت‌وگوی مهیج

00:31:28.903 --> 00:31:32.143
‫شاید چون کل بعدازظهر رو
‫در سکوت سپری می‌کنن

00:31:32.143 --> 00:31:34.183
‫آقای هلیگن، لطفاً منو دم در پیاده کنید و

00:31:34.183 --> 00:31:36.703
‫اگه مشکلی نیست،
‫یک ساعت بعد برگردید

00:31:36.703 --> 00:31:38.614
‫فکر نکنم در جایگاه من باشه که

00:31:38.639 --> 00:31:40.879
‫مشکلی داشته باشم، آقای هولمز

00:31:41.903 --> 00:31:45.544
‫ایشون حتماً آقای برتویسلـه.
‫لطفاً راهنمایی‌شون کنید.

00:32:05.303 --> 00:32:08.903
‫- بعدازظهر بخیر، شرلوک
‫- برتی

00:32:08.903 --> 00:32:12.614
‫واسه گزارشی که برات دارم
‫زیادی شق و رق کردی

00:32:12.639 --> 00:32:14.039
‫آره، می‌دونم. متأسفانه،

00:32:14.064 --> 00:32:16.478
‫بعدازظهر جایی دعوتم

00:32:16.503 --> 00:32:20.080
‫تو کار جذاب‌تری با من داری؟

00:32:20.105 --> 00:32:21.504
‫صد البته

00:32:21.529 --> 00:32:25.583
‫اولاً، خبر مرگ لوسیا روهاس اعلام شد،

00:32:25.583 --> 00:32:27.839
‫ولی هیچ تحقیقات رسمی‌ای شکل نگرفت و

00:32:27.864 --> 00:32:31.038
‫این خانم بخت‌برگشته هم
‫یه دختری داره که پدرش نامشخصـه،

00:32:31.063 --> 00:32:32.263
‫از اونجایی که دخترش

00:32:32.263 --> 00:32:33.863
‫شیش ماه بعد از پایان نمایش غرب وحشی

00:32:33.863 --> 00:32:36.913
‫توی لندن به دنیا اومده،
‫پدرش احتمالاً انگلیسی بوده

00:32:36.938 --> 00:32:39.438
‫شیش ماه؟ مطمئنی؟

00:32:39.463 --> 00:32:40.606
‫کاملاً

00:32:41.063 --> 00:32:43.303
‫تاریخش رو تونستم از طریق مکاتبه‌ای

00:32:43.303 --> 00:32:46.383
‫با خود بوفالو بیل مشخص کنم،

00:32:46.383 --> 00:32:49.619
‫هر چند اون زنی به اسم
‫لوسیا روهاس نمی‌شناخت

00:32:49.644 --> 00:32:52.324
‫- بلکه به اسم...
‫- بله، بله. کبوتر کوچولو

00:32:52.349 --> 00:32:55.334
‫اسم مستعارش توی غرب وحشی بود

00:32:56.343 --> 00:32:57.640
‫ببخشید

00:32:58.703 --> 00:33:03.663
‫اینکه آمیلیا دختر
‫لوسیا روهاس هست یا نه رو

00:33:03.663 --> 00:33:05.423
‫من نمی‌تونم بگم

00:33:05.423 --> 00:33:08.183
‫ولی باید این احتمال رو بدیم که
‫داره نقش بازی می‌کنه

00:33:08.183 --> 00:33:09.544
‫واسه دختری که آه در بساط نداره

00:33:09.569 --> 00:33:13.094
‫خوب تونسته از این ماجرا سود بره

00:33:13.119 --> 00:33:14.125
‫درستـه

00:33:14.150 --> 00:33:16.438
‫با این حال بابت جمع‌آوری

00:33:16.463 --> 00:33:18.991
‫این اطلاعات ازت ممنونم

00:33:19.016 --> 00:33:21.315
‫- واقعاً ممنونم
‫- باعث افتخاره

00:33:21.943 --> 00:33:25.513
‫یک‌سری تلگرام هم به
‫خارج از کشور فرستاده شده بود

00:33:25.675 --> 00:33:26.747
‫بله

00:33:29.116 --> 00:33:30.807
‫درستـه

00:33:31.256 --> 00:33:33.471
‫- بفرمایید
‫- ممنون

00:33:36.332 --> 00:33:37.953
‫چیز جدیدی دست‌گیرت نشد؟

00:33:37.978 --> 00:33:38.999
‫نه

00:33:39.024 --> 00:33:41.503
‫جز اینکه ظاهراً بین سرقت جواهرات و

00:33:41.503 --> 00:33:44.077
‫یکی از افراد رده‌بالای اسکاتلندیارد
‫رابطه‌ای هست

00:33:44.102 --> 00:33:45.678
‫خب، جای تعجبی هم نیست

00:33:45.703 --> 00:33:47.543
‫با ۵۰ هزار پوندی که تعمیم دادن،

00:33:47.543 --> 00:33:49.647
‫آدم می‌تونه کل نیروهای پلیس رو بخره

00:33:49.672 --> 00:33:50.805
‫مگه نه؟
‫همینطوره

00:33:51.863 --> 00:33:53.777
‫چیزی رو داری ازم پنهون می‌کنی، شرلوک؟

00:33:53.802 --> 00:33:54.802
‫آره

00:33:56.223 --> 00:33:59.623
‫با اینکه خیلی‌ها ممکنـه تو رو
‫یه آدم وراج متکبر بدونن،

00:33:59.623 --> 00:34:03.553
‫ولی من می‌دونم که تو
‫یه محقق جدی و بالقوه‌ای

00:34:03.578 --> 00:34:06.286
‫- خب، نظر لطفتـه. گمونم
‫- بله

00:34:06.311 --> 00:34:07.798
‫بیا بریم

00:34:07.823 --> 00:34:10.023
‫جواهرات زمانی پیدا میشن که

00:34:10.023 --> 00:34:12.383
‫بتونیم اون گروه خلافکاری که
‫دزدیدنش رو دست‌گیر کنیم

00:34:12.383 --> 00:34:15.817
‫پس، از من به تو نصیحت، برتی،
‫حواست رو شیش دنگ جمع کنی

00:34:15.842 --> 00:34:18.082
‫دوست عزیزم، شیش دنگی!

00:34:31.143 --> 00:34:34.125
‫خدای من، آمیلیا. قشنگ نیست؟

00:34:34.223 --> 00:34:36.332
‫مثل قصه‌ی پریون می‌مونه!

00:34:38.783 --> 00:34:41.331
‫فقط شما می‌تونید بیاید، خانم اندرسون.
‫خدمتکارتون نمی‌تونه.

00:34:41.356 --> 00:34:43.968
‫ایشون خدمتکارم نیست. محافظمـه

00:34:44.463 --> 00:34:47.143
‫این دختر اجنبی
‫نباید وارد مراسم بشه

00:34:47.143 --> 00:34:48.903
‫من می‌خوام همراه من بیاد

00:34:48.903 --> 00:34:50.703
‫- خانم اندرسون
‫- نه، خودم می‌خوام...

00:34:50.703 --> 00:34:52.388
‫- لطف می‌کنید اگه نیاریدش
‫- ...که باهام بیاد داخل

00:34:52.413 --> 00:34:54.024
‫خانم اندرسون، خواهش می‌کنم، لطفاً

00:34:54.049 --> 00:34:55.289
‫ولی باید...

00:34:56.103 --> 00:34:57.743
‫خیلی توجه‌ها رو جلب نکن، کلارا

00:34:57.743 --> 00:34:59.263
‫یه مهمونیـه دیگه

00:34:59.263 --> 00:35:01.521
‫فقط با یه پسر دو بار نرقص،

00:35:01.546 --> 00:35:03.146
‫یا از جمعیت دور نشو

00:35:03.983 --> 00:35:05.023
‫- باشه؟
‫- باشه

00:35:05.023 --> 00:35:08.063
‫برو داخل، چیزی نیست

00:35:09.863 --> 00:35:12.180
‫اون بیرون یه نیمکت هست.
‫بفرما، برو.

00:35:20.183 --> 00:35:22.383
‫دختر سفیر آمریکا

00:35:22.383 --> 00:35:25.991
‫در درگاه سنت جیمز، خانم کلارا اندرسون

00:35:50.623 --> 00:35:53.903
‫چرا جای اینکه مراقب کلارا باشی،
‫این بیرون وایسادی؟

00:35:53.903 --> 00:35:55.383
‫این تازه اولشـه

00:35:55.383 --> 00:35:58.383
‫وایسا تا بهت بگم
‫چی از بانو وایولت می‌دونم

00:35:58.383 --> 00:35:59.463
‫اون شدیداً...

00:35:59.463 --> 00:36:02.663
‫شدیداً با گروه نخ سرخ همدستـه.
‫آره، خودم می‌دونم.

00:36:02.663 --> 00:36:04.390
‫نه، بیشتر از این حرف‌هاست

00:36:06.183 --> 00:36:07.183
‫بیا بریم

00:36:24.896 --> 00:36:26.233
‫خانم اندرسون

00:36:26.743 --> 00:36:29.823
‫- باز هم همدیگه رو دیدیم
‫- همینطوره

00:36:29.823 --> 00:36:34.023
‫- آقای وایلی بودید؟
‫- خوشحالم به خاطر سپردید

00:36:34.023 --> 00:36:36.463
‫اجازه هست اسمم رو
‫روی کارت رقص‌تون بنویسم؟

00:36:36.463 --> 00:36:39.663
‫البته، ولی فقط یه فرصت بیشتر ندارید

00:36:39.663 --> 00:36:41.394
‫بهم دستور دادن با مهمان‌ها معاشرت کنم

00:36:41.447 --> 00:36:44.798
‫در مورد سلاح سرد داخل
‫اتاق پذیرایی بانو وایولت مطمئنی؟

00:36:44.823 --> 00:36:46.423
‫همون طراحیِ چاقوییـه که

00:36:46.423 --> 00:36:48.383
‫وارد بدن مادرت شده؟

00:36:48.383 --> 00:36:49.343
‫همون‌قدری که شما
‫مطمئنی اون دکمه‌ای که
‫آقای برتویسل پیدا کرده بود

00:36:50.836 --> 00:36:52.510
‫متعلق به دکتر واتسونـه

00:36:54.829 --> 00:36:57.000
‫کم‌کم داریم نزدیک می‌شیم، آمیلیا

00:36:58.023 --> 00:37:00.069
‫شاید جدا کردنت از کلارا

00:37:00.094 --> 00:37:02.158
‫یه سیاستی توش بوده

00:37:02.183 --> 00:37:04.783
‫همیشه می‌گفتی باز هم
‫سعی می‌کنن بهش نزدیک بشن

00:37:05.130 --> 00:37:06.330
‫کلارا خیلی...

00:37:08.417 --> 00:37:09.937
‫زود خام میشه

00:37:09.962 --> 00:37:13.494
‫می‌بینم بهش علاقمند شدی

00:37:14.263 --> 00:37:17.143
‫الان که می‌بینم چطور بزرگ شده،

00:37:17.143 --> 00:37:20.183
‫می‌فهمم تقصیر خودش نیست که اینجوریـه

00:37:20.183 --> 00:37:22.623
‫روزی که همدیگه رو دیدیم
‫خیلی باهام مهربون بود

00:37:22.623 --> 00:37:27.112
‫شاید حسودیم میشه که هنوز
‫مادر بالا سرشـه تا باهاش حرف بزنه و

00:37:27.442 --> 00:37:30.160
‫من حاضرم همه چیزم رو بدم
‫تا با مادر خودم صحبت کنم

00:37:30.823 --> 00:37:32.808
‫حتی شده واسه یه دقیقه

00:37:33.829 --> 00:37:37.120
‫حتی در این حد که بهش بگم
‫دارم کاری که ازم خواسته رو انجام میدم

00:37:38.183 --> 00:37:40.000
‫بگذریم

00:37:43.383 --> 00:37:51.028
‫آمیلیا، خواستم از اینکه
‫وقتی خونه‌ی سفیر فرستادمت

00:37:51.469 --> 00:37:55.481
‫باهات بد برخورد کردم،
‫عذرخواهی کنم

00:37:56.556 --> 00:37:58.319
‫واقعاً معذرت می‌خوام. آره

00:37:59.382 --> 00:38:01.110
‫طوری نیست، آقای هولمز

00:38:01.583 --> 00:38:03.783
‫هنوز اخلاق‌هاتون دستم نیومده

00:38:03.783 --> 00:38:05.747
‫بنابراین به خودم نگرفتم

00:38:07.823 --> 00:38:10.543
‫در ضمن، شما گفتی که یکی باید

00:38:10.543 --> 00:38:13.383
‫مراقب کلارا باشه و من الان نمی‌تونم

00:38:13.383 --> 00:38:17.303
‫ذهنت همیشه درگیر پرونده‌ست.
‫تحسین‌برانگیزه.

00:38:17.303 --> 00:38:19.439
‫بعداً در مورد بانو وایولت صحبت می‌کنیم

00:38:19.464 --> 00:38:22.173
‫تو غیابت،
‫خودم مراقب بانوی جوان‌مون هستم

00:38:22.198 --> 00:38:25.478
‫این آدم‌ها با خدمتکار جماعت
‫هم‌صحبت نمیشن، آقای هولمز

00:38:25.503 --> 00:38:27.835
‫مطمئنم یکی ما رو زیرنظر داره

00:38:29.230 --> 00:38:31.778
‫چیزهای دیگه‌ای هست که
‫می‌خوام بهتون بگم، ولی باشه واسه بعد

00:38:31.803 --> 00:38:34.043
‫همینطوره. خیلی کارم طول نمی‌کشه

00:38:38.914 --> 00:38:43.592
‫آقای شرلوک هولمز از لندن، خیابان بیکر

00:38:43.617 --> 00:38:45.408
‫- خودشـه!
‫- خدای من

00:38:45.433 --> 00:38:48.123
‫- هولمز
‫- شرلوک هولمز

00:39:04.343 --> 00:39:09.343
‫- به موقع رسیدی
‫- امیدوار بودم غافلگیرت کنم

00:39:09.343 --> 00:39:11.663
‫عالی بود. حالا اگه منو ببخشی،

00:39:11.663 --> 00:39:13.103
‫باید برم به سالن رقص و

00:39:13.103 --> 00:39:16.210
‫به خاطر رقص مفتضحانه‌شون
‫سر شاگردها غر بزنم

00:39:16.235 --> 00:39:17.638
‫بعداً بیا صحبت کنیم

00:39:17.663 --> 00:39:19.305
‫قول میدم مزاحم بشم

00:39:29.103 --> 00:39:33.543
‫دارم می‌میرم! کمکم کنید! کمک!
‫تو رو خدا یکی کمکم کنه!

00:39:33.543 --> 00:39:34.532
‫حالت خوبـه؟

00:39:34.557 --> 00:39:37.198
‫یه سر تا سالن رقص بریم و
‫اولین رقص والس‌تون رو شروع کنیم؟

00:39:37.223 --> 00:39:39.118
‫ممنون، آقای وایلی

00:39:39.143 --> 00:39:40.513
‫همیشه یادم می‌مونه
‫شما اولین کسی بودید که
‫ازم تقاضای رقص کردید،

00:39:41.683 --> 00:39:44.598
‫اما متأسفانه بهم یاد دادن بیشتر از این نمونم

00:39:44.623 --> 00:39:48.103
‫خانم اندرسون،
‫به این زودی که نمی‌تونید برید

00:39:48.103 --> 00:39:50.726
‫آقای هولمز،
‫چقدر از دیدن‌تون خوشحال شدم

00:39:50.751 --> 00:39:53.358
‫ولی متأسفانه باید برم

00:39:53.383 --> 00:39:55.520
‫محافظم رو بالاجبار
‫پیش کالسکه‌ها نگه داشتن و

00:39:55.545 --> 00:39:57.398
‫وقتی دوستم بیرون توی سرما باشه،

00:39:57.430 --> 00:39:59.259
‫تنهایی از مراسم لذت نمی‌برم

00:39:59.284 --> 00:40:00.748
‫حالت خوبـه؟

00:40:16.983 --> 00:40:19.912
‫منظورت چیـه که
‫جلوی ورود آمیلیا رو گرفتن؟

00:40:20.499 --> 00:40:21.753
‫هیچ عذری پذیرفتنی نیست
‫ببخشید

00:40:22.783 --> 00:40:25.183
‫من همین الان با ایشون صحبت کردم.
‫صبر کنید، آقای وایلی...

00:40:25.336 --> 00:40:26.936
‫عذر می‌خوام، خانم اندرسون

00:40:28.703 --> 00:40:31.402
‫کمک! کمکم کنید!

00:40:32.943 --> 00:40:34.308
‫کمک!

00:40:36.396 --> 00:40:42.394
‫کمک! آهای! کسی نیست؟ خواهش می‌کنم!

00:40:42.576 --> 00:40:44.205
‫- کمک!
‫- یالا!

00:40:45.609 --> 00:40:47.009
‫کمک!

00:40:51.522 --> 00:40:58.522
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.