﻿WEBVTT

00:00:00.810 --> 00:00:02.790
‫قسمت قبل در تئوگونیا.

00:00:06.790 --> 00:00:08.440
‫چطور جرأت می‌کنی؟!

00:00:23.000 --> 00:00:33.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:54.230 --> 00:01:58.010
‫حقیقت‌جو
‫‫"حقیقت‌جو‫".

00:01:59.140 --> 00:02:02.760
‫سرورم. سرورم.

00:02:07.890 --> 00:02:09.570
‫اوه، شماهایید.

00:02:09.890 --> 00:02:11.650
‫چی شده؟

00:02:11.650 --> 00:02:14.060
‫ما هم می‌تونیم همینو ازت بپرسیم.

00:02:14.060 --> 00:02:18.430
‫بعد از خوردن سنگ خدای جنگجوی زره‌پوش،
‫یهو باد شدیدی وزید.

00:02:18.890 --> 00:02:20.530
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

00:02:20.530 --> 00:02:24.410
‫پس هر چی که بود،
‫یه چیز شگفت‌انگیزی بود...

00:02:24.640 --> 00:02:26.320
‫این جنگجوی زره‌پوش...

00:02:26.790 --> 00:02:32.290
‫یک نفر به قدرت آدورا-خان،
‫حتماً یک خدای زمین قدرتمند هم داره.

00:02:32.300 --> 00:02:39.800
‫اما تو سنگ خداش رو گرفتی و ارتباط
‫آدورا-خان رو با خداش قطع کردی.

00:02:39.800 --> 00:02:42.430
‫قدرتش رو گرفتم، هان؟

00:02:43.050 --> 00:02:49.560
‫اون اتفاق عجیبی که افتاد
‫شاید فریاد اون خدا بوده.

00:02:49.560 --> 00:02:56.080
‫قدرتی که خداها میدن اینقدر خاصه
‫که می‌تونه باعث همچین چیزی بشه؟

00:02:56.080 --> 00:03:01.220
‫از این به بعد چطوری باید
‫از این قدرت استفاده کنم؟

00:03:04.380 --> 00:03:06.590
‫راستی، شماها هم فهمیدین؟

00:03:06.590 --> 00:03:07.390
‫چی رو؟

00:03:07.390 --> 00:03:10.080
‫وقتی داشتیم می‌جنگیدیم...

00:03:11.580 --> 00:03:15.340
‫یه نگاه بدی حس کردم،
‫انگار یکی داشت ما رو می‌پایید.

00:03:15.340 --> 00:03:17.020
‫منم حسش کردم.

00:03:17.020 --> 00:03:18.150
‫می‌دونستم.

00:03:18.150 --> 00:03:22.010
‫چون دشمنی حس نکردم،
‫بهش اهمیت ندادم،

00:03:22.010 --> 00:03:24.350
‫ولی نمی‌دونم چی بود.

00:03:31.460 --> 00:03:34.620
‫داریم برمی‌گردیم به دره.

00:03:34.620 --> 00:03:35.930
‫مواظب باشید.
‫چشم، سرورم.

00:03:42.510 --> 00:03:44.110
‫آهان، راستی.

00:03:45.020 --> 00:03:48.120
‫اینا جونمو نجات دادن.

00:03:48.510 --> 00:03:50.110
‫ممنون، السا.

00:03:53.800 --> 00:03:55.630
‫اینا توپک برنجی‌ان، پس؟

00:04:05.860 --> 00:04:08.190
‫کای؟ برگشتی.

00:04:08.190 --> 00:04:08.890
‫کای!

00:04:09.140 --> 00:04:10.640
‫بانو ژوزه غش کرد!
‫چی؟!

00:04:16.150 --> 00:04:18.110
‫چش شده؟

00:04:18.110 --> 00:04:20.700
‫تب کرد و یهو غش کرد.

00:04:21.620 --> 00:04:22.680
‫این چه نشونه‌ایه؟

00:04:22.680 --> 00:04:24.430
‫فکر کنم می‌شناسمش.

00:04:24.430 --> 00:04:25.240
‫چی؟

00:04:25.240 --> 00:04:27.830
‫کای، در مورد اورگ‌ها چی فهمیدی؟

00:04:27.830 --> 00:04:29.330
‫چیزی که الان مهم‌تره اینه که...

00:04:29.550 --> 00:04:32.010
‫زود بانو ژوزه رو می‌بریم خونه.

00:04:32.010 --> 00:04:33.810
‫خب، اورگ‌ها چی شدن؟

00:04:33.810 --> 00:04:37.950
‫تا من پیداشون کنم،
‫یکی دیگه شکستشون داده بود.

00:04:37.950 --> 00:04:38.820
‫چی؟!
‫شوخی می‌کنی، نه؟

00:04:39.960 --> 00:04:43.940
‫جسد یه اورگ زره‌پوش بود،
‫احتمالاً یه فرمانده.

00:04:44.420 --> 00:04:47.800
‫بقیه سربازا رفته بودن.
‫شاید فرار کردن.

00:04:49.470 --> 00:04:52.900
‫شکست فرمانده‌شون کافیه
‫تا فرار کنن؟

00:04:52.900 --> 00:04:56.230
‫آره، اگه فرمانده‌شون صاحب نگهبان بوده باشه.

00:04:57.480 --> 00:05:01.060
‫پس اول باید بانو ژوزه رو
‫برگردونیم دهکده.

00:05:01.060 --> 00:05:02.880
‫برگردیم به دهکده لاگ.

00:05:15.910 --> 00:05:17.410
‫خونی شدی.
‫هان؟

00:05:20.840 --> 00:05:24.470
‫احتمالاً وقتی از وسط یه گودال خون می‌دویدم
‫روم ریخته.

00:05:24.470 --> 00:05:25.850
‫واقعاً؟

00:05:30.760 --> 00:05:32.300
‫این چیه؟

00:05:32.300 --> 00:05:34.600
‫ماکاک‌ها بهشون حمله کردن؟

00:05:34.600 --> 00:05:37.520
‫وقتی ما دنبال اورگ‌ها بودیم؟

00:05:37.520 --> 00:05:40.230
‫کای، برو جلو ببین چه خبره.

00:05:40.760 --> 00:05:43.170
‫نمی‌تونیم بانو ژوزه رو اینطوری
‫ببریم تو دهکده.

00:05:43.170 --> 00:05:44.050
‫فهمیدم.

00:05:48.260 --> 00:05:50.230
‫یکی یه چیزی بیاره این زخم رو ببندیم!

00:05:50.230 --> 00:05:52.510
‫اینا رو ببرید سربازخونه!

00:05:54.420 --> 00:05:56.790
‫آه، کای! برگشتی.

00:05:56.790 --> 00:05:59.130
‫استاد باسکو، اینجا چه اتفاقی افتاده؟

00:05:59.130 --> 00:06:01.790
‫ماکاک‌ها بهمون حمله کردن.

00:06:01.790 --> 00:06:03.160
‫چقدر خرابی...

00:06:03.160 --> 00:06:05.510
‫خیلی زیاد بودن و حمله کردن.

00:06:05.510 --> 00:06:09.550
‫به لطف بارون، به زور
‫فراریشون دادیم، ولی همونطور که می‌بینی،

00:06:09.550 --> 00:06:12.250
‫دهکده خیلی آسیب دیده.

00:06:13.580 --> 00:06:15.200
‫خیلی بده.

00:06:15.200 --> 00:06:17.310
‫ماکاک‌ها سنگ‌اندازهای ماهری هستن.

00:06:18.420 --> 00:06:20.210
‫کای!

00:06:30.500 --> 00:06:32.010
‫السا!

00:06:32.010 --> 00:06:33.410
‫کای!

00:06:34.910 --> 00:06:35.850
‫کای.

00:06:39.080 --> 00:06:40.830
‫خوشحالم که سالمی.

00:06:41.540 --> 00:06:42.380
‫آره.

00:06:44.850 --> 00:06:45.840
‫ژوزه!

00:06:47.590 --> 00:06:49.130
‫تو هم؟

00:06:50.700 --> 00:06:53.720
‫ارباب وزین، این نشونه‌ها احتمالاً یعنی...

00:06:53.720 --> 00:06:57.720
‫می‌دونم چیه و کی این بلا رو سرشون آورده.

00:07:02.230 --> 00:07:03.680
‫ارباب اولها هم؟

00:07:03.680 --> 00:07:09.100
‫چطور اون میمون‌ها جرأت کردن این کار رو
‫با هر دو تا بچه‌ام بکنن؟

00:07:18.160 --> 00:07:20.520
‫تازه با نیروی کمکی
‫تعدادشون بیشتر هم شده.

00:07:21.000 --> 00:07:23.290
‫نقشه دارن دوباره حمله کنن.

00:07:30.570 --> 00:07:31.670
‫ممنون.

00:07:32.600 --> 00:07:35.600
‫باورم نمیشه خرابی‌ها
‫تا اینجای دهکده هم رسیده.

00:07:35.960 --> 00:07:40.670
‫من با مادرم و خواهر کوچیکم
‫به اینجا پناه آوردیم.

00:07:40.670 --> 00:07:45.150
‫ترسیده بودم، ولی وقتی قیافه‌ت رو یادم می‌اومد،
‫خیالم راحت می‌شد.

00:07:45.150 --> 00:07:47.950
‫من دیگه باید برم.

00:07:48.630 --> 00:07:50.050
‫ممنون.

00:07:50.050 --> 00:07:51.650
‫مواظب خودت باش.

00:07:54.160 --> 00:07:57.160
‫آهان، راستی. باید از تو هم تشکر کنم، السا.

00:07:57.160 --> 00:07:58.270
‫هان؟

00:07:58.270 --> 00:08:01.430
‫به لطف کوفته برنجی‌های تو، من...

00:08:01.430 --> 00:08:02.280
‫مانسو.

00:08:02.280 --> 00:08:04.670
‫آهان، اینجایی.

00:08:04.670 --> 00:08:06.800
‫بارون می‌خواد تو رو ببینه.

00:08:08.110 --> 00:08:13.290
‫می‌فهمم. پس اورگ‌ها دیگه خطری ندارن.

00:08:13.290 --> 00:08:14.040
‫بله.

00:08:15.480 --> 00:08:20.530
‫باورم نمی‌شه چه بلایی سر بانو ژوزه
‫و حتی ارباب اولها اومده.

00:08:21.180 --> 00:08:25.860
‫این نتیجه‌ی نفرینیه که روی
‫سنگ قبرهای خدایان زمین انداخته شده.

00:08:25.860 --> 00:08:26.770
‫نفرین؟

00:08:26.770 --> 00:08:29.010
‫کار ماکاک‌ها بود.

00:08:29.010 --> 00:08:34.470
‫اونا قوی‌ترین جنگجوهای ما رو از پا درآوردن
‫تا بتونن به روستا حمله کنن.

00:08:34.470 --> 00:08:40.290
‫تازه، طبق گفته‌ی دیده‌بان‌هامون،
‫حمله‌ی بعدی هم نزدیکه.

00:08:40.290 --> 00:08:45.540
‫اگه نفرین رو باطل کنیم،
‫ارباب اولها می‌تونه دوباره بجنگه.

00:08:45.800 --> 00:08:50.800
‫کای، می‌خوام برای باطل کردنش به من ملحق بشی.

00:08:50.800 --> 00:08:53.050
‫می‌خوایم نفرین رو از بین ببریم، درسته؟

00:08:53.050 --> 00:08:56.290
‫می‌خوام منو همراهی کنی.

00:08:56.290 --> 00:08:57.800
‫چرا من؟

00:08:57.800 --> 00:09:00.680
‫چون به قدرت تو ایمان دارم.

00:09:02.430 --> 00:09:07.770
‫باید بری به روستاهای متروکه‌ای
‫که هر ماه به قبرهاشون سر می‌زنی.

00:09:08.410 --> 00:09:12.980
‫خدای ارباب اولها توی روستای اِلگ هست،
‫و خدای ژوزه توی روستای اِدا.

00:09:14.060 --> 00:09:17.340
‫زنده موندن روستای لاگ
‫به این مأموریت بستگی داره. فهمیدی؟

00:09:17.340 --> 00:09:19.830
‫وقتمون کمه.

00:09:19.830 --> 00:09:21.950
‫ما روت حساب می‌کنیم، کای.

00:09:25.290 --> 00:09:26.080
‫بله، قربان.

00:09:30.550 --> 00:09:32.880
‫بیشتر! بیشتر نوشیدنی برام بیار!

00:09:32.880 --> 00:09:34.820
‫ف... فوراً، قربان!

00:09:40.370 --> 00:09:43.190
‫چرا اونجوری نگام می‌کنی،
‫خوک کثیف؟

00:09:44.680 --> 00:09:49.520
‫ارباب بازرس یه حامل نگهبانه.
‫نمی‌تونست حداقل به ما کمک کنه؟

00:09:49.830 --> 00:09:52.440
‫کاش کمک می‌کرد.

00:09:54.750 --> 00:09:56.880
‫وقتی آماده شدی،
‫دم دروازه‌ی شمالی می‌بینمت.

00:09:56.880 --> 00:09:57.570
‫بله، قربان.

00:10:01.930 --> 00:10:03.590
‫اونجایی، السا؟

00:10:03.590 --> 00:10:04.450
‫کای؟
‫چی شده؟

00:10:05.600 --> 00:10:08.320
‫اون کوفته برنجی‌ها عالی بودن.

00:10:08.320 --> 00:10:10.220
‫اونجا جونم رو نجات دادن.

00:10:10.220 --> 00:10:12.210
‫واقعاً؟ چه خوب.

00:10:12.460 --> 00:10:15.090
‫ولی من باید دوباره برم.

00:10:15.090 --> 00:10:15.890
‫چی؟

00:10:15.890 --> 00:10:18.370
‫ولی نگران نباش.
‫این دفعه زود برمی‌گردم.

00:10:19.340 --> 00:10:23.490
‫وقتی این ماجرا تموم بشه،
‫می‌برمت یه جای باحال.

00:10:23.490 --> 00:10:25.990
‫اونجا با هم کوفته برنجی می‌خوریم.

00:10:26.540 --> 00:10:29.600
‫باشه. منتظرت می‌مونم.

00:10:33.330 --> 00:10:34.780
‫برمی‌گردم.

00:10:38.490 --> 00:10:40.510
‫ببخشید که منتظرت گذاشتم.

00:10:41.270 --> 00:10:42.120
‫اون چیه؟

00:10:42.370 --> 00:10:44.940
‫یه چیزی از طرف ارباب وِزین.

00:10:44.940 --> 00:10:47.140
‫برای باطل کردن نفرین لازمش داریم.

00:10:47.140 --> 00:10:49.640
‫رفتی کسی رو ببینی؟

00:10:49.640 --> 00:10:51.380
‫اونجوری نیست.

00:10:53.340 --> 00:10:59.130
‫پشت این دروازه‌ها، زندگی دنیوی‌ای هست
‫که خیلی وقت پیش رهاش کردم.

00:11:01.860 --> 00:11:05.060
‫من پسر دوم یه نجیب‌زاده‌ی فقیر بودم.

00:11:05.640 --> 00:11:10.960
‫سخت درس خوندم تا بتونم
‫خدای خانواده‌ام رو به ارث ببرم،

00:11:10.960 --> 00:11:14.650
‫ولی برای حامل نگهبان شدن انتخاب نشدم.

00:11:15.580 --> 00:11:20.240
‫چون دیگه جایی توی خونه نداشتم،
‫رفتم به صومعه.

00:11:20.240 --> 00:11:23.410
‫بعد از اون، هر روز تمرین کردم.

00:11:23.710 --> 00:11:29.940
‫یه زندگی پر از عشق، شادی،
‫و گاهی هم غم...

00:11:30.380 --> 00:11:31.990
‫این چیزیه که باید ازش محافظت کنیم.

00:11:33.920 --> 00:11:35.350
‫جناب کشیش...

00:11:36.200 --> 00:11:37.800
‫بریم.

00:11:55.800 --> 00:11:59.850
‫اون روستای اِلگه، جایی که خدای زمینِ
‫ارباب اولها نگهداری می‌شه.

00:11:59.850 --> 00:12:00.590
‫آره.

00:12:01.180 --> 00:12:03.710
‫چند تا نگهبان ماکاک اونجا هست؟

00:12:03.710 --> 00:12:05.240
‫یه نگاهی می‌ندازم.

00:12:05.240 --> 00:12:05.950
‫چی؟

00:12:10.740 --> 00:12:13.080
‫همون حسِ تحت نظر بودنِ
‫اون موقع رو دارم.

00:12:13.080 --> 00:12:14.350
‫کدوم موقع؟

00:12:14.350 --> 00:12:16.210
‫آه، اِم...

00:12:16.210 --> 00:12:18.890
‫به این توانایی می‌گن ‫"صد چشم‫".

00:12:18.890 --> 00:12:21.850
‫یه فنّ سریه که
‫توی صومعه یاد گرفتم.

00:12:21.850 --> 00:12:25.720
‫می‌تونم هر چیزی رو ببینم، هر چقدر هم که دور باشه.

00:12:28.570 --> 00:12:31.150
‫وضعیت روستای اِلگ رو دیدم.

00:12:31.150 --> 00:12:32.850
‫پنج تا نگهبان هستن.

00:12:32.850 --> 00:12:34.850
‫بریم؟

00:13:03.490 --> 00:13:05.300
‫تحسین‌برانگیزه، جناب کشیش!

00:13:06.170 --> 00:13:08.170
‫بالاخره نشونش دادین.

00:13:08.170 --> 00:13:09.770
‫ها؟ اوه!

00:13:10.560 --> 00:13:14.060
‫خیلی وقت بود می‌خواستم با چشمای خودم ببینمش.

00:13:14.400 --> 00:13:16.910
‫اجازه بدین دوباره خودمو معرفی کنم.

00:13:16.910 --> 00:13:24.650
‫من ‫"نادا‫"، جوینده‌ی حقیقت هستم، از طرف ‫"ماس‫"
‫فرستاده شدم تا حقیقت رو درباره‌ی خدایان پیدا کنم.

00:13:25.180 --> 00:13:28.320
‫لطفاً بی‌ادبی من رو ببخشید.

00:13:28.570 --> 00:13:37.580
‫ازتون می‌خوام از قدرت خدای وحشی‌تون به نفع
‫‫"پادشاهی متحد انسان‌ها‫" استفاده کنین.

00:13:37.580 --> 00:13:39.140
‫لطفاً بلند شین.

00:13:39.140 --> 00:13:41.840
‫یالا. باید نفرین ارباب اولها رو باطل کنیم.

00:13:41.840 --> 00:13:43.710
‫با اجازه‌ی شما.

00:13:56.330 --> 00:14:01.870
‫‫"پادشاهی متحد انسان‌ها‫"
‫به یه خدای جدید و قدرتمند احتیاج داره.

00:14:01.870 --> 00:14:05.760
‫منو آوردین اینجا که درباره‌ی این موضوع صحبت کنیم؟

00:14:05.760 --> 00:14:09.890
‫کای، می‌دونی چرا به یه خدای قدرتمند احتیاج داریم؟

00:14:09.890 --> 00:14:13.740
‫برای اینکه پادشاهی قوی‌تر بشه، درسته؟

00:14:15.890 --> 00:14:18.480
‫اجازه بده باهات صادق باشم.

00:14:18.900 --> 00:14:25.120
‫پادشاهی متحد ما هر سال
‫داره ضعیف‌تر می‌شه.

00:14:25.120 --> 00:14:26.380
‫غیرممکنه.

00:14:26.380 --> 00:14:29.030
‫جناب گاندال نمونه‌ی خوبی برای این موضوعه.

00:14:29.030 --> 00:14:31.880
‫حاملان نگهبانِ دشت مرکزی

00:14:31.880 --> 00:14:35.140
‫که از پادشاه حمایت می‌کنن، غرق خوشگذرونی شدن
‫و درس و تمرینشون رو فراموش کردن.

00:14:35.140 --> 00:14:41.400
‫در نتیجه، قدرت خدایانی که
‫از پادشاه حمایت می‌کنن خیلی ضعیف شده.

00:14:41.400 --> 00:14:45.650
‫اگه پادشاهی همونقدر قوی بود که قبلاً بود،

00:14:45.650 --> 00:14:51.030
‫فوراً یه ارتش می‌فرستادن تا این روستا رو پس بگیره،
‫نه اینکه ولش کنن به امون خدا.

00:14:51.030 --> 00:14:53.540
‫پادشاهی داره ضعیف می‌شه؟

00:14:54.030 --> 00:14:56.540
‫تعداد فاجعه‌هایی
‫مثل اتفاقی که افتاد

00:14:56.540 --> 00:14:58.650
‫توی این روستا همینطور بیشتر می‌شه.

00:15:00.040 --> 00:15:05.190
‫‫"آرامگاه‫" رو به زوال ما دیگه به سختی
‫می‌تونه از پادشاه حمایت کنه.

00:15:07.130 --> 00:15:10.600
‫باید خدایان جدیدی رو قبول کنیم، حتی اگه به معنیِ

00:15:11.380 --> 00:15:14.550
‫در هم شکستنِ سلسله مراتبِ
‫موجود توی پادشاهی باشه.

00:15:19.000 --> 00:15:22.240
‫اولها ماسا، لاگ زو لاگ.

00:15:25.870 --> 00:15:27.040
‫این چیه؟

00:15:28.590 --> 00:15:32.140
‫خدای این روستا به خدای روستای لاگ خدمت می‌کنه.

00:15:32.140 --> 00:15:35.370
‫این خونِ حامل نگهبانشه،
‫ارباب وزینه.

00:15:40.590 --> 00:15:43.350
‫مراسم باطل کردن کامل شد.

00:15:47.500 --> 00:15:51.600
‫تغییر بزرگی در راهِ دنیای ماست.

00:15:52.010 --> 00:15:56.560
‫ماکاک‌ها سعی کردن روستای لاگ رو با

00:15:56.560 --> 00:15:59.520
‫نفرین کردن سنگ قبرها و ناتوان کردن حاملان نگهبان تسخیر کنن.

00:15:59.520 --> 00:16:04.770
‫اونا انقدر ناامید بودن که حاضر بودن

00:16:05.060 --> 00:16:08.270
‫خدایان زمین رو ضعیف کنن و
‫زمین رو فقیر کنن.

00:16:08.270 --> 00:16:10.140
‫ناامید؟

00:16:10.140 --> 00:16:16.030
‫طبق تحقیقات من، ملت ماکاک در حال حاضر
‫با یه تهدید بزرگ روبرو هستن.

00:16:16.250 --> 00:16:20.290
‫تهدیدی که نمی‌ذاره
‫اونا به زندگی اونجا ادامه بدن.

00:16:20.290 --> 00:16:28.490
‫فکر می‌کنم ماکاک‌ها برای پیدا کردن
‫جای جدیدی برای زندگی حمله می‌کنن.

00:16:29.170 --> 00:16:32.930
‫همین در مورد اورگ‌هایی که دنبالشون بودیم هم صدق می‌کنه.

00:16:32.930 --> 00:16:35.170
‫اورگ‌ها هم ناامیدن؟

00:16:35.170 --> 00:16:40.060
‫شنیدم که موجودات عجیب و غریبی
‫از شمال تهدیدشون می‌کنن.

00:16:40.060 --> 00:16:45.060
‫برای اینکه جلوشون رو بگیرن
‫به قدرت یه خدای جدید احتیاج داشتن.

00:16:45.060 --> 00:16:49.220
‫به خاطر همین هم یه ‫"ریگداروس‫"
‫مثل آدوراکان رو فرستادن.

00:16:49.220 --> 00:16:54.300
‫با این سرعت، و با نزدیک شدن
‫چنین تغییر بزرگی،

00:16:54.300 --> 00:16:57.570
‫پادشاهی انسان‌ها هم ممکنه نابود بشه.

00:16:58.200 --> 00:16:59.580
‫فهمیدی، کای؟

00:17:00.010 --> 00:17:07.580
‫می‌تونی قدرت خدات رو به پادشاهی قرض بدی
‫تا جون یک میلیون نفر رو نجات بدی؟

00:17:07.580 --> 00:17:09.240
‫جناب کشیش...

00:17:09.240 --> 00:17:10.390
‫بکشینش!

00:17:12.120 --> 00:17:12.760
‫کای؟

00:17:13.040 --> 00:17:16.060
‫بکشینش! بکشینش!

00:17:18.020 --> 00:17:21.890
‫اینا خیلی زیادن. بذار فکر کنم.

00:17:22.690 --> 00:17:23.800
‫باشه.

00:17:24.280 --> 00:17:25.930
‫بعدش می‌ریم روستای اِدا.

00:17:25.930 --> 00:17:30.400
‫می‌خوام تا وقتی نفرین اونجا رو باطل می‌کنیم
‫جوابت رو بهم بدی.

00:17:38.030 --> 00:17:40.910
‫چی؟ خال‌های ارباب جوان دارن محو می‌شن.

00:17:41.530 --> 00:17:42.790
‫اولها داره خوب می‌شه؟

00:17:42.790 --> 00:17:46.280
‫بله، هرچند هنوز بیهوشه.

00:17:46.280 --> 00:17:50.040
‫فهمیدم. پس جناب نادا داره موفق می‌شه.

00:17:50.320 --> 00:17:55.670
‫اگه اولها بتونه بجنگه، نیروهای ما
‫خیلی قوی‌تر می‌شن.

00:18:27.960 --> 00:18:34.920
‫قدرت این خدا انقدر باورنکردنیه
‫که نمی‌دونستم چطور ازش استفاده کنم.

00:18:34.920 --> 00:18:37.840
‫ولی اگه برای نجات پادشاهی انسان‌ها باشه...

00:18:38.580 --> 00:18:41.470
‫پس دیگه روستایی شبیه این
‫وجود نخواهد داشت...

00:18:41.930 --> 00:18:44.320
‫این می‌تونه راه خوبی برای استفاده از اون باشه.

00:18:44.810 --> 00:18:48.360
‫ولی چرا خدای دره عصبانیه؟

00:18:48.730 --> 00:18:51.380
‫تصمیمت رو گرفتی؟

00:18:51.380 --> 00:18:52.610
‫نه...

00:18:52.610 --> 00:18:58.860
‫اگه خدای تو به ‫"آرامگاه‫" پادشاهی بپیونده،
‫لطف خدای پادشاه رو هم به دست میاری.

00:18:59.300 --> 00:19:02.660
‫قدرت تو حتی بیشتر هم می‌شه.

00:19:02.660 --> 00:19:07.870
‫اونوقت می‌تونی به راحتی مردم
‫روستای لاگ رو نجات بدی.

00:19:10.320 --> 00:19:13.630
‫و البته آدم‌هایی که
‫برات مهم هستن هم همینطور.

00:19:22.760 --> 00:19:24.390
‫چی شده؟

00:19:24.390 --> 00:19:31.020
‫اگه به جز روستای لاگ،
‫آدم‌های دیگه‌ای هم باشن که باید ازشون محافظت کنم چی؟

00:19:31.020 --> 00:19:36.970
‫آه، منظورت ‫"کورور‫"هاست؟
‫اونا توی اون جنگ بودن.

00:19:36.970 --> 00:19:40.780
‫من مسئولیت دارم از اون‌ها هم محافظت کنم.

00:19:40.780 --> 00:19:44.030
‫اون‌ها از قبل خودشون رو به تو وقف کردن؟

00:19:44.570 --> 00:19:45.530
‫آره.

00:19:47.360 --> 00:19:50.290
‫ازت می‌خوام اون‌ها رو ترک کنی.

00:19:50.290 --> 00:19:51.790
‫چی؟

00:19:51.790 --> 00:19:54.090
‫چرا باید این کارو بکنم؟

00:19:54.480 --> 00:19:59.550
‫‫"آرامگاه‫" پادشاهی نمی‌تونه
‫پیروان ‫"نیمه انسان‫" پست رو قبول کنه.

00:19:59.550 --> 00:20:03.740
‫انسان‌ها، انسان به دنیا میان و
‫توسط آسمان‌ها آزمایش می‌شن.

00:20:03.740 --> 00:20:07.060
‫فکر ارتباط با گونه‌های دیگه اصلاً مطرح نیست.

00:20:07.060 --> 00:20:09.390
‫اون‌ها پست نیستن!

00:20:12.190 --> 00:20:18.070
‫ازت می‌خوام تمام قدرت خدات رو
‫فقط به ‫"پادشاهی متحد‫" تقدیم کنی.

00:20:19.090 --> 00:20:21.820
‫اگه اینطوره، پس نمی‌تونم این کارو بکنم.

00:20:23.930 --> 00:20:25.520
‫حاملان نگهبان

00:20:25.520 --> 00:20:29.080
‫مسئولیت دارن که از خدای زمین و
‫مردمی که اونجا زندگی می‌کنن محافظت کنن.

00:20:29.080 --> 00:20:34.330
‫اگه معنی‌ش این باشه که مردمی رو که به من امید دارن
‫ترک کنم، نمی‌تونم به پادشاهی خدمت کنم.

00:20:34.330 --> 00:20:37.350
‫چیزی نظرت رو عوض می‌کنه؟

00:20:37.350 --> 00:20:41.090
‫نه. درخواستت رو قاطعانه رد می‌کنم.

00:20:41.690 --> 00:20:44.090
‫تو خیلی لجبازی، نه؟

00:20:44.480 --> 00:20:48.220
‫به نظر نمی‌رسه بتونم
‫نظرت رو عوض کنم.

00:20:48.480 --> 00:20:49.940
‫پس من تسلیم می‌شم.

00:20:50.260 --> 00:20:53.100
‫راهی پیدا می‌کنم که این رو برای ماس توضیح بدم.

00:20:54.310 --> 00:20:55.710
‫جناب کشیش...

00:20:59.110 --> 00:21:00.600
‫فوبا روئو.

00:21:00.600 --> 00:21:03.610
‫زوگیا تاکادمُن راگدراگ.

00:21:09.120 --> 00:21:12.940
‫حالا، نمی‌دونم توی روستای لاگ
‫چه خبره.

00:21:13.250 --> 00:21:15.620
‫فقط امیدوارم هنوز مورد حمله قرار نگرفته باشن.

00:21:17.630 --> 00:21:20.380
‫نگران لیدی ژوزه، السا و بقیه‌م.

00:21:20.840 --> 00:21:22.290
‫زود برگردیم.

00:21:27.310 --> 00:21:28.110
‫ها؟

00:21:34.270 --> 00:21:36.230
‫داـ... داری ...

00:21:42.150 --> 00:21:44.910
‫باید ماکاک‌ها رو شکست بدیم...

00:21:44.910 --> 00:21:47.490
‫ارباب جوان! لطفاً بیدار شین!

00:21:47.510 --> 00:21:52.510
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:21:55.000 --> 00:22:00.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:23:25.000 --> 00:23:35.270
‫قسمت بعد، ‫"به ایسپی ریو‫".

00:23:26.730 --> 00:23:32.090
‫در ویرانی و کشتار، هم برنده‌ها و هم بازنده‌ها
‫به یه نقطه ختم می‌شن.

00:23:35.890 --> 00:23:38.270
‫در پایان چه چیزی منتظر اوناست؟

00:23:37.080 --> 00:23:40.250
‫به ایسپی ریو