﻿WEBVTT

00:00:00.200 --> 00:00:04.322
‫به دلیل تصاویر و موضوعات مطرح‌شده
‫این برنامه برای مخاطبان بزرگسال توصیه می‌شود

00:01:11.155 --> 00:01:15.036
‫« هـنـر خـوشـی »

00:01:21.249 --> 00:01:25.249
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:41.267 --> 00:01:42.181
‫برو ببینم

00:01:42.899 --> 00:01:44.130
‫برو!

00:01:45.537 --> 00:01:46.718
‫نباید وارد این خونه بشی

00:02:06.615 --> 00:02:07.455
‫نه

00:02:08.535 --> 00:02:10.495
‫توی اتاق من نه...

00:02:39.376 --> 00:02:42.136
‫مرگ لئونورا رو حس می‌کردم
‫که توی سراسر خونه پرسه می‌زنه

00:02:42.336 --> 00:02:43.776
‫فکر می‌کردم همراه خودم آوردمش

00:02:44.416 --> 00:02:46.696
‫و همراه با لئونورا،
‫مُرده‌های دیگه هم اومده بودن

00:02:47.616 --> 00:02:49.096
‫مُرده‌هایی که دیگه بهشون فکر نمی‌کردم

00:02:49.696 --> 00:02:52.296
‫اونا رو احساس می‌کردم،
‫همه‌جا دنبالم می‌اومدن

00:02:53.496 --> 00:02:54.496
‫مثل سایه‌ی خودم بودن

00:02:56.416 --> 00:02:58.176
‫صبح بخیر، خانم.
‫خوب خوابیدید؟

00:02:58.296 --> 00:02:59.496
‫- اجازه هست بیام داخل؟
‫- بله

00:03:00.016 --> 00:03:03.656
‫اینم از صبحانه‌تون.
‫یا به قول فرانسوی‌ها «اُپلا»

00:03:04.576 --> 00:03:07.056
‫تخت‌تون رو مرتب کردید؟
‫نیازی نیست، من اون کارها رو انجام میدم

00:03:07.216 --> 00:03:09.616
‫بهش عادت کردم.
‫توی صومعه خودمون مرتب می‌کنیم

00:03:09.816 --> 00:03:12.176
‫- سردتونه؟ آتیش رو روشن کنم؟
‫- نه

00:03:12.376 --> 00:03:15.536
‫کمک‌تون چمدون رو خالی کنم؟
‫لیوان‌تون رو هم آوردید؟

00:03:16.656 --> 00:03:18.576
‫نمی‌دونستم دارن می‌فرستنم کجا، پس...

00:03:18.816 --> 00:03:21.056
‫- من نقره هستم
‫- مودستا

00:03:21.216 --> 00:03:23.816
‫- اینجا بهتون صبحانه میدم
‫- اسم قشنگی داری

00:03:23.936 --> 00:03:26.696
‫اسم واقعیم لوئیجاست،
‫اما شاهدخت بهم میگه نقره

00:03:26.856 --> 00:03:28.656
‫چون خیلی حرف می‌زنم
‫و هیچوقت آروم نمی‌گیرم

00:03:28.856 --> 00:03:31.496
‫- شاهدخت؟
‫- آره، شاهدخت برندیفورتی

00:03:32.056 --> 00:03:35.016
‫نمی‌شناسیدش؟ این خونه مال اونه

00:03:35.536 --> 00:03:36.816
‫این خونه‌ی ویلاییشه

00:03:36.896 --> 00:03:38.416
‫کاخ بزرگش توی کاتانیاست

00:03:38.496 --> 00:03:41.296
‫متاسفانه، به‌خاطر شروع جنگ
‫مجبور شدیم بیایم اینجا

00:03:42.296 --> 00:03:44.136
‫این برای شماست،
‫برای اینکه یاد بگیرید چطور رفتار کنید

00:03:44.216 --> 00:03:47.016
‫اما شاهدخت گفت بهتون بگم
‫می‌تونید هر کاری دوست دارید بکنید

00:03:47.056 --> 00:03:48.576
‫می‌تونید توی بوستان قدم بزنید

00:03:48.696 --> 00:03:52.416
‫یا با آب داغ حموم کنید.
‫عالیه، حموم رو آماده می‌کنم!

00:03:52.576 --> 00:03:53.776
‫و اگه بلدید پیانو بزنید،

00:03:53.896 --> 00:03:56.136
‫یه پیانوی بزرگ توی
‫سالن موسیقی هست

00:03:59.296 --> 00:04:01.456
‫و اجازه ندارید برید طبقه‌ی بالا

00:04:01.536 --> 00:04:04.976
‫- رفتن به اونجا کاملاً ممنوعه
‫- در واقع دیشب شنیدم...

00:04:05.136 --> 00:04:07.096
‫نزدیک بود مهم‌ترین مطلب رو یادم بره!

00:04:07.296 --> 00:04:10.416
‫شاهدخت می‌خواد شما رو ببینه.
‫بعدازظهر به صرف چای شما رو می‌بینه

00:04:10.576 --> 00:04:14.016
‫حتماً محترمانه باهاش صحبت کنید،
‫اما خیلی رسمی نباشه

00:04:14.176 --> 00:04:17.896
‫شاهدخت اهل پیدمونت‌ـه.
‫در شمال ایتالیا. مادرش فرانسوی بود

00:04:18.296 --> 00:04:20.176
‫از تشریفات خوشش نمیاد.
‫اگه اجازه بدید من برم

00:04:21.496 --> 00:04:24.376
‫میرم که صبحونه‌تون رو بخورید.
‫اگه خوشتون اومد بهم بگید

00:04:24.536 --> 00:04:26.056
‫- روز خوبی داشته باشی
‫- روز خوش

00:04:56.456 --> 00:04:57.296
‫و چطوره؟

00:04:57.776 --> 00:04:58.936
‫نمی‌دونم
‫حتماً خوشگله

00:05:00.536 --> 00:05:01.416
‫حتماً یه چیزی دیدی

00:05:03.096 --> 00:05:04.816
‫بهم بگو

00:05:06.216 --> 00:05:08.776
‫بهت گفتم، مامان.
‫منم از دور دیدمش

00:05:38.274 --> 00:05:39.234
‫بیا

00:06:01.546 --> 00:06:04.986
‫خداروشکر شبیه بقیه‌ی هیولاهایی نیست
‫که توی صومعه‌مون هستن

00:06:07.786 --> 00:06:12.146
‫اگه لباس‌هات رو نادیده بگیریم،
‫در کل ظاهر زیبایی داری

00:06:13.026 --> 00:06:16.266
‫کاوالینا، باید بهم می‌گفتی
‫که خیلی عادیه

00:06:16.346 --> 00:06:19.626
‫شاید خوشگل نباشه، اما عادی هست.
‫باید بهم می‌گفتی

00:06:21.306 --> 00:06:23.786
‫اون بئاتریچ‌ـه،
‫به اسم کاوالینا هم شناخته میشه

00:06:26.306 --> 00:06:31.146
‫بئاتریچ خواهر کوچیک‌تر لئونوراست،
‫مادر والای صومعه

00:06:35.146 --> 00:06:38.306
‫- مادر لئونورا اینجا زندگی می‌کرده؟
‫- آره، اینجا به دنیا اومد

00:06:39.786 --> 00:06:42.106
‫دوست داشتم مدتی
‫پیش ما زندگی کنی

00:06:42.146 --> 00:06:46.426
‫دوست داشتم دختری رو ببینم
‫که دخترم خیلی بهش وابسته شده بود

00:06:46.546 --> 00:06:48.146
‫میشه لطفاً بگی اسمت چی بود؟

00:06:48.226 --> 00:06:51.066
‫- مودستا
‫- وای، خدا، چه اسم وحشتناکی!

00:06:52.106 --> 00:06:53.706
‫عجب صفت غم‌انگیزی
‫(مودستا: متواضع، فروتن)

00:06:55.146 --> 00:06:57.666
‫ناراحت نشی، اما باید
‫اسمت رو عوض کنیم

00:06:58.746 --> 00:07:01.586
‫- آره، باید عوضش کنیم
‫- اصلاً ناراحت نشدم

00:07:01.706 --> 00:07:04.146
‫- بشین
‫- چای بریزم، شاهدخت؟

00:07:04.266 --> 00:07:06.586
‫خب، آره، زمان چای خوردنه

00:07:12.666 --> 00:07:15.946
‫خواهر کوستانزا چطوره؟

00:07:20.106 --> 00:07:23.586
‫یا بهتره بگم مادر کوستانزا،
‫چون لئونورا مُرده

00:07:23.706 --> 00:07:26.106
‫- هنوزم زشته؟
‫- حالش خوبه. ممنون

00:07:26.226 --> 00:07:28.586
‫منم اگه زشت بودم
‫حتماً راهبه می‌شدم

00:07:39.066 --> 00:07:41.026
‫لئونورا رو زیاد می‌شناختی؟

00:07:44.026 --> 00:07:47.346
‫بله، از ۹ سالگی که وارد صومعه شدم
‫اون رو دیدم

00:07:47.506 --> 00:07:49.426
‫زمان زیادی کنار اون بودی؟

00:07:50.506 --> 00:07:51.426
‫آره

00:07:52.626 --> 00:07:54.066
‫اون شب پیشش بودی؟

00:07:55.506 --> 00:07:58.666
‫نه، فقط موقع شام
‫توی سالن غذاخوری دیدمش

00:07:59.306 --> 00:08:02.546
‫مادر لئونورا برای
‫همه‌مون آدم مهمی بود

00:08:02.666 --> 00:08:03.666
‫اون همیشه...

00:08:04.546 --> 00:08:07.306
‫به فکر بقیه بود، مثل یه قدیسه بود

00:08:07.506 --> 00:08:11.626
‫ولی چطور اون اتفاق افتاده؟
‫تونستید یه توضیحی براش پیدا کنید؟

00:08:14.306 --> 00:08:15.146
‫خب...

00:08:15.586 --> 00:08:18.746
‫لبه‌ی برج که خراب شد
‫خیلی داغون شده بود، شاهدخت

00:08:21.026 --> 00:08:22.786
‫لئونورا نمی‌دونست؟

00:08:22.946 --> 00:08:25.786
‫باغبون‌مون همیشه بهش می‌گفت
‫که اونجا باید تعمیر بشه

00:08:27.026 --> 00:08:29.946
‫خیلی بهش گفت، خدایا...

00:08:32.146 --> 00:08:34.466
‫اما اون لبه‌ی قدیمی خیلی زیبا بود،

00:08:34.866 --> 00:08:36.746
‫و مادر لئونورا عاشق زیبایی بود

00:08:36.866 --> 00:08:39.786
‫آره. توی خانواده‌ی ما
‫همه عاشق زیبایی هستن

00:08:45.426 --> 00:08:47.826
‫قبل از اینکه بری،
‫باید مدارک رو امضا کنی

00:08:47.986 --> 00:08:49.106
‫کدوم مدارک؟

00:08:50.026 --> 00:08:51.426
‫کدوم مدارک؟

00:08:52.146 --> 00:08:56.106
‫سر دفتر وقتی اومد بهت میگه،
‫الان دیگه برو، خسته‌ام

00:08:56.706 --> 00:08:58.586
‫وقتی جوون‌ها رو
‫تماشا می‌کنم خسته میشم

00:08:58.706 --> 00:09:00.106
‫چون زشت نیستی،

00:09:00.146 --> 00:09:03.306
‫اجازه داری روزهای بعد هم
‫باهامون چای بخوری

00:09:03.466 --> 00:09:04.906
‫اشارات واضح بودن

00:09:04.986 --> 00:09:08.106
‫- الان خوشحال شدی، کاوالینا؟
‫- البته، مامان، خیلی خوشحال شدم

00:09:08.146 --> 00:09:10.826
‫مشکوک بودن که من
‫مسئول مرگ لئونورا هستم

00:09:13.746 --> 00:09:16.306
‫نمی‌دونم چه فکری راجع به ما می‌کنی.
‫چون خیلی آدم مومنی هستی...

00:09:16.466 --> 00:09:18.306
‫حس می‌کردم چشم همه
‫به من دوخته شده

00:09:18.466 --> 00:09:20.506
‫...وقتی کلیسای رها شده‌مون رو ببینی

00:09:21.506 --> 00:09:23.146
‫باید بیش‌تر احتیاط می‌کردم

00:09:24.386 --> 00:09:26.386
‫تا همین‌جاش هم مرتکب
‫اشتباه‌های زیادی شده بودم

00:09:28.706 --> 00:09:29.746
‫راه فراری نداشتم

00:09:30.826 --> 00:09:31.946
‫اصلاً فرار کنم برم کجا؟

00:09:33.986 --> 00:09:35.946
‫اصلاً دوست نداشتم برگردم به صومعه

00:09:36.066 --> 00:09:37.346
‫واقعاً می‌خوای راهبه بشی؟

00:09:37.426 --> 00:09:38.986
‫احتیاط

00:09:40.186 --> 00:09:43.426
‫فقط به یه صورت می‌تونستم
‫کاری کنم بهم مشکوک نباشن

00:09:43.506 --> 00:09:47.026
‫اینکه ثابت می‌کردم
‫آدم مومن و معتقدی بودم

00:09:48.466 --> 00:09:49.586
‫یه آدم با تقوا

00:09:49.746 --> 00:09:51.146
‫داشتن یه رسالت الهی چطوره؟

00:09:51.786 --> 00:09:54.866
‫چه حسی داره؟

00:09:56.826 --> 00:09:57.986
‫مثل...

00:09:58.706 --> 00:09:59.986
‫نغمه‌ی پرنده‌هاست

00:10:01.746 --> 00:10:02.586
‫چقدر قشنگ

00:10:04.466 --> 00:10:08.146
‫مامان میگه دختری مثل تو
‫بهتره اینطور شغلی داشته باشه

00:10:08.306 --> 00:10:11.426
‫چون زندگی توی صومعه نسبت
‫به دنیای خارج از صومعه برات امن‌تره

00:10:15.866 --> 00:10:17.546
‫احتیاط

00:10:26.466 --> 00:10:27.586
‫این اتاق لئونوراست

00:10:28.906 --> 00:10:30.946
‫نمی‌تونیم بریم داخل،
‫دارن آماده‌ش می‌کنن

00:10:33.906 --> 00:10:35.346
‫برای چه کاری آماده‌ش می‌کنن؟

00:10:36.706 --> 00:10:40.066
‫مامان دوست داره اتاق‌های آدم‌های مُرده
‫تمیز و مرتب باشن

00:10:40.146 --> 00:10:41.306
‫آماده باشن برای وقتی که برمی‌گردن

00:10:42.866 --> 00:10:44.146
‫کدوم آدم‌های مُرده؟

00:10:44.586 --> 00:10:45.986
‫اینجا همه مُردن

00:10:47.506 --> 00:10:49.266
‫فقط من و مامان زنده‌ایم

00:10:49.386 --> 00:10:51.266
‫باید پرده رو بکشیم،
‫مهمون داره نگاه می‌کنه

00:10:51.346 --> 00:10:53.026
‫البته خدمتکارها هم زنده‌ان

00:10:54.586 --> 00:10:56.786
‫با اینکه ممنوعه،
‫اما اتاق‌ها رو نشونت میدم

00:10:56.946 --> 00:10:57.906
‫لطفاً من رو ببخشید

00:10:58.586 --> 00:10:59.906
‫این راز کوچولوی بین خودمونه

00:11:00.986 --> 00:11:04.346
‫نباید به کسی بگی،
‫حتی به نقره هم نگو، اون یه جاسوسه

00:11:07.466 --> 00:11:08.786
‫می‌تونم بیام داخل یا...

00:11:10.066 --> 00:11:12.226
‫یا دوست داری تنها باشی
‫و تفکر کنی؟

00:11:18.066 --> 00:11:19.386
‫تو یتیمی، درسته؟

00:11:21.066 --> 00:11:21.986
‫آره

00:11:23.026 --> 00:11:24.666
‫پس لئونورا برات مثل یه مادر بوده

00:11:27.026 --> 00:11:28.866
‫یه جورایی، آره

00:11:33.026 --> 00:11:35.146
‫حقیقت داره که مادرت
‫زنده‌زنده توی آتیش سوخته؟

00:11:36.466 --> 00:11:38.586
‫ظاهراً اطلاعاتت راجع به من کامله

00:11:42.186 --> 00:11:43.146
‫آره، حقیقت داره

00:11:49.986 --> 00:11:51.866
‫نمی‌تونم قول بدم
‫که موقع شام می‌بینمت،

00:11:51.946 --> 00:11:54.026
‫چون هر کی یه موقع غذا می‌خوره

00:11:55.266 --> 00:11:59.226
‫و مامان وقتی عزاداره
‫هیچوقت شب‌ها از اتاقش بیرون نمیاد

00:12:02.266 --> 00:12:03.386
‫فردا می‌بینمت پس

00:12:05.506 --> 00:12:06.506
‫خداحافظ

00:13:31.910 --> 00:13:33.666
‫هی، خیلی آدم آشغالی هستی

00:13:34.426 --> 00:13:35.746
‫- چیه؟
‫- بس کن

00:13:41.506 --> 00:13:42.866
‫آفرین!

00:13:44.146 --> 00:13:45.146
‫یا مادر مقدرس...

00:13:45.826 --> 00:13:47.426
‫- بدو!
‫- سریع برو معذرت‌خواهی کن

00:13:47.546 --> 00:13:49.266
‫بگو داشتیم مسخره‌بازی می‌کردیم

00:13:55.226 --> 00:13:56.226
‫خانم...

00:14:00.346 --> 00:14:01.346
‫خانم!

00:14:02.946 --> 00:14:03.986
‫بمونید

00:14:06.346 --> 00:14:09.386
‫دنبال چیزی می‌گشتید؟
‫کمک می‌خواید؟

00:14:09.506 --> 00:14:12.666
‫نه، فقط از طبقه‌ی بالا
‫صداهای عجیب‌وغریب می‌شنیدم

00:14:14.946 --> 00:14:16.546
‫لازم نیست نگران باشید

00:14:17.786 --> 00:14:20.306
‫می‌ذارم برید استراحت کنید،
‫حتماً خیلی خسته‌اید

00:14:26.986 --> 00:14:29.066
‫اگه باعث میشه خیالتون راحت‌تر باشه...

00:14:30.426 --> 00:14:31.586
‫در اتاقتون رو قفل کنید

00:14:37.266 --> 00:14:40.506
‫خودت می‌بینی، همه توی مراسم
‫بانوی بخشنده‌ی نیکوکار حاضر میشن

00:14:40.507 --> 00:14:42.706
‫خانواده‌های بیسکاری، گراوینا و سراواله

00:14:42.866 --> 00:14:44.471
‫حتی دوک‌های تارگاجی

00:14:44.472 --> 00:14:47.987
‫چقدر خسته‌کننده.
‫آدم‌های غیرقابل تحملی‌ان

00:14:49.586 --> 00:14:52.266
‫از اینکه تصمیم گرفتم
‫بریم اونجا پشیمون شدم

00:14:52.386 --> 00:14:56.386
‫خوش می‌گذره. تازه،
‫کیک‌های خوش‌مزه‌ای هم دارن

00:14:56.506 --> 00:15:01.066
‫- اسمشون چی بود، مامان؟
‫- کیک انگشتیِ... نمی‌دونم چی

00:15:02.066 --> 00:15:03.586
‫توی صومعه چیکار می‌کنید؟

00:15:04.586 --> 00:15:06.706
‫خب، مطالعه می‌کنیم...

00:15:07.946 --> 00:15:09.226
‫سبزیجات پرورش می‌دیم...

00:15:10.226 --> 00:15:13.786
‫گل‌دوزی می‌کنیم، موسیقی مطالعه می‌کنیم،
‫اما بیش‌تر دعا می‌خونیم

00:15:13.866 --> 00:15:15.546
‫خیلی شبیه لئونورا هستی

00:15:17.866 --> 00:15:20.306
‫طرز صحبت کردنت، رفتارت...

00:15:23.826 --> 00:15:25.666
‫اصلاً انگار داری رفتار
‫اون رو تقلید می‌کنی

00:15:25.826 --> 00:15:28.666
‫من هیچوقت ندیدمش. وقتی من
‫به دنیا اومدم اون توی صومعه بود

00:15:30.306 --> 00:15:31.146
‫چی شده؟

00:15:33.026 --> 00:15:34.466
‫معذرت می‌خوام، شاهدخت

00:15:38.906 --> 00:15:40.186
‫می‌خوای عرقت رو خشک کنی؟

00:15:41.546 --> 00:15:42.506
‫ممنون

00:15:43.546 --> 00:15:46.106
‫تموم نشد؟ داریم ذوب می‌شیم

00:15:46.226 --> 00:15:47.186
‫دیگه آخراشه

00:15:52.026 --> 00:15:55.746
‫کاوالینا، بس کن!
‫شبیه یه کلاغ بی‌قرار شدی!

00:16:03.986 --> 00:16:04.986
‫صاف بمون

00:16:13.706 --> 00:16:14.786
‫سه تا کلاغ

00:16:16.146 --> 00:16:17.346
‫شبیه سه تا کلاغیم

00:16:18.786 --> 00:16:22.186
‫با لباس‌های سیاه...
‫سه تا پرنده‌ی بد شگون

00:16:26.506 --> 00:16:27.826
‫سه تا کلاغ...

00:16:28.746 --> 00:16:31.866
‫شاهدخت، می‌تونیم سوار بشیم
‫و سفرمون رو ادامه بدیم

00:16:34.586 --> 00:16:36.186
‫نه. برمی‌گردیم خونه

00:16:37.706 --> 00:16:39.986
‫دیگه دوست ندارم برم به بیانکاویلا

00:16:40.106 --> 00:16:42.226
‫منصفانه نیست، گفتی باید بریم

00:16:42.386 --> 00:16:44.906
‫- خب، نظرم عوض شده
‫- اما مامان...

00:16:45.026 --> 00:16:47.266
‫حق ندارم حرف خودم رو عوض کنم؟

00:16:47.386 --> 00:16:48.866
‫حق ندارم برم؟

00:16:48.946 --> 00:16:51.306
‫از وقتی جنگ شروع شده
‫تا حالا هیچکس رو ندیدیم

00:16:51.426 --> 00:16:54.426
‫مثل زندانی‌ها هستیم،
‫مثل راهبه‌های منزوی

00:16:54.546 --> 00:16:56.226
‫- خب؟
‫- خب، دیگه داریم می‌رسیم

00:16:56.306 --> 00:16:59.546
‫- بیا مودستا رو ببریم دعا بخونه
‫- می‌تونه توی ویلا دعا بخونه

00:16:59.706 --> 00:17:03.146
‫عبادتگاه قشنگی داریم.
‫هیچکس ازش استفاده نمی‌کنه، ولی مقدسه

00:17:03.226 --> 00:17:07.946
‫حداقل یکی می‌تونه ازش استفاده کنه.
‫یالا، بجنبید، سریع سوار بشید

00:17:08.506 --> 00:17:10.066
‫یالا! روکو!

00:17:12.786 --> 00:17:15.266
‫- گفتم بجنبید!
‫- کلیسا... آخ!

00:17:16.066 --> 00:17:17.706
‫می‌خواستم ببرمش کلیسا

00:17:21.346 --> 00:17:24.026
‫- خودتون سوار نمی‌شید، شاهدخت؟
‫- دارم سعی می‌کنم آروم بشم!

00:17:24.146 --> 00:17:26.826
‫تو برو اون ماشین لامصب رو روشن کن!

00:17:35.906 --> 00:17:36.986
‫خانم مودستا؟

00:17:38.706 --> 00:17:42.866
‫با توجه به چیزی که دیشب دیدید،
‫نمی‌خوام که...

00:17:42.986 --> 00:17:45.546
‫به کسی چیزی نمیگم.
‫اگه نگران این هستید

00:17:46.426 --> 00:17:47.346
‫ممنون

00:17:48.546 --> 00:17:50.346
‫نباید شغلم رو از دست بدم

00:17:52.466 --> 00:17:56.186
‫تازه، موضوع جدی‌ای نیست.
‫فقط همدیگه رو شاد می‌کنیم...

00:17:56.346 --> 00:17:58.146
‫نیاز نیست کارتون رو توضیح بدید

00:17:59.306 --> 00:18:00.586
‫اسم دختره «مِینا»ست

00:18:01.426 --> 00:18:04.306
‫قبل از شروع جنگ با شوهرش
‫توی سیرک کار می‌کرد

00:18:05.066 --> 00:18:08.146
‫خیلی برای مردم جذاب بود،
‫«زن خالکوبی‌دار»

00:18:10.146 --> 00:18:12.306
‫ولی شوهرش برای جنگ
‫به خدمت گرفته شد

00:18:13.986 --> 00:18:15.746
‫و خودش هم تونست
‫اینجا مشغول به کار بشه

00:18:19.266 --> 00:18:20.906
‫همه‌ی مردها به ارتش ملحق شدن

00:18:22.226 --> 00:18:23.666
‫مردهای زیادی نموندن

00:18:27.946 --> 00:18:30.586
‫اسمت... روکوئه، درسته؟

00:18:31.266 --> 00:18:32.186
‫آره

00:18:32.986 --> 00:18:34.146
‫تو چرا نرفتی جنگ؟

00:18:37.146 --> 00:18:38.506
‫ریه‌هام خرابن

00:18:39.866 --> 00:18:44.546
‫وقتی بچه بودم سل داشتم،
‫و متاسفانه طرد داشتم

00:18:44.666 --> 00:18:45.586
‫متاسفم

00:18:49.146 --> 00:18:50.386
‫از تاریکی می‌ترسی؟

00:18:51.906 --> 00:18:52.866
‫اینم از این!

00:18:55.106 --> 00:18:57.706
‫وقتی عمه آدلاید زنده بود
‫تعدادشون خیلی بیش‌تر بود

00:18:58.786 --> 00:19:00.386
‫شبیه کلیسای جامع‌ان

00:19:03.506 --> 00:19:05.986
‫اینجا کنار این همه
‫پرنده‌ی آوازخون می‌خوابید؟

00:19:08.706 --> 00:19:10.386
‫وقتی لئونورا به صومعه رفت،

00:19:10.466 --> 00:19:12.946
‫عمه آدلاید هم دیگه
‫دوست نداشت کسی رو ببینه

00:19:13.866 --> 00:19:16.826
‫حتی من رو هم نمی‌دید.
‫من رو که می‌دید یاد لئونورا می‌افتاد

00:19:18.786 --> 00:19:19.746
‫از مامان متنفر بود

00:19:21.026 --> 00:19:23.546
‫می‌گفت تقصیر اون بوده
‫که لئونورا رفته

00:19:24.706 --> 00:19:26.866
‫فقط از این موجودات مراقبت می‌کرد

00:19:34.706 --> 00:19:35.586
‫بهم گفتن...

00:19:37.866 --> 00:19:40.226
‫وقتی یکی از پرنده‌های مادر می‌مُرده...

00:19:41.266 --> 00:19:42.586
‫و تخم‌هاش تنها می‌موندن...

00:19:46.266 --> 00:19:47.426
‫عمه براشون مادری می‌کرده

00:20:14.786 --> 00:20:16.106
‫این سالن مخصوص رقصه

00:20:17.786 --> 00:20:18.786
‫خوبه، نه؟

00:20:20.266 --> 00:20:22.426
‫وقتی خشک بشه بهت نشونش میدم

00:20:25.506 --> 00:20:27.386
‫- ببخشید...
‫- چیزی نیست

00:20:28.346 --> 00:20:31.146
‫خوبم. اصلاً زمین نخوردم

00:20:32.186 --> 00:20:33.146
‫چی شده؟

00:20:34.066 --> 00:20:35.546
‫قضیه‌ی اون لبخند اندوهگین چیه؟

00:20:36.266 --> 00:20:37.426
‫متوجه شدی، نه؟

00:20:40.826 --> 00:20:43.186
‫به همین دلیل مامان
‫بهم میگه کاوالینا، یعنی اسب کوچولو

00:20:44.146 --> 00:20:45.266
‫دلت به حالم می‌سوزه؟

00:20:45.946 --> 00:20:46.866
‫معلومه که نه

00:20:47.946 --> 00:20:49.266
‫خیلی خوشگلی

00:20:49.786 --> 00:20:50.706
‫ممنون

00:20:51.346 --> 00:20:53.906
‫اگه جلوی مامان لنگ لنگان راه برم،
‫سرم داد می‌زنه

00:20:54.466 --> 00:20:56.786
‫حق هم داره، هیچکس دوست نداره
‫به دختری که لنگ می‌زنه نگاه کنه

00:20:57.186 --> 00:20:59.946
‫منم با احتیاط نقشم رو بازی کردم

00:21:00.106 --> 00:21:03.106
‫اما نمی‌دونستم موثر هست یا نه

00:21:03.426 --> 00:21:05.226
‫بیا بریم، می‌خوام
‫اتاق پذیرایی نیاکان رو نشونت بدم

00:21:05.546 --> 00:21:06.546
‫همه چیز...

00:21:07.946 --> 00:21:09.946
‫از جمله قدم‌های لرزانش...

00:21:11.306 --> 00:21:15.266
‫بهم اطمینان می‌دادن که می‌تونم
‫اعتماد به نفس داشته باشم و لبخند بزنم

00:21:15.386 --> 00:21:17.066
‫زیباییش من رو مسحور کرد

00:21:17.146 --> 00:21:18.586
‫اما وقتی تنها بودم...

00:21:20.586 --> 00:21:22.346
‫شک تمام وجودم رو می‌گرفت

00:21:32.706 --> 00:21:35.826
‫اینکه بگیم خدا خلق‌شون کرده
‫یه جواب سرسریه

00:21:35.986 --> 00:21:38.186
‫واسه‌ی اینکه زیبایی
‫پروانه‌ها رو توجیح کنیم

00:21:39.066 --> 00:21:40.786
‫دایی جاکوبو همیشه اینطور می‌گفت

00:21:41.746 --> 00:21:45.586
‫بجه‌ی موردعلاقه‌ی مامان بود.
‫خوشگل‌ترین عضو خانواده‌ی برندیفورتی بود

00:21:46.546 --> 00:21:47.746
‫یه فیلسوف بود

00:21:48.986 --> 00:21:49.946
‫مرتد بود

00:21:51.146 --> 00:21:54.586
‫دایی جاکوبو دانشمند هم بود.
‫هواپیما طراحی می‌کرد

00:21:56.026 --> 00:21:57.426
‫خلبان هم بود

00:21:58.306 --> 00:22:01.746
‫ولی توی یه جنگ زخمی شد
‫و به صورت نیمه فلج برگشت

00:22:02.146 --> 00:22:03.826
‫قبلاً هر روز بعدازظهر می‌اومدم اینجا

00:22:06.146 --> 00:22:07.666
‫داستان‌های جنگ رو برام تعریف می‌کرد

00:22:07.746 --> 00:22:11.746
‫گفت به لطف هواپیماها
‫جنگ به زودی تموم میشه

00:22:13.906 --> 00:22:15.346
‫ولی جنگ یه چیز بی‌پایانه

00:22:34.226 --> 00:22:35.226
‫خوابیدی؟

00:22:58.546 --> 00:23:01.506
‫یا مریم مقدس، بازم تویی.
‫چیکار می‌کنی؟

00:23:01.706 --> 00:23:03.746
‫بجنب، سالوو، هنوز توی خوابی؟

00:23:03.906 --> 00:23:05.546
‫من؟ خودت چی پس؟

00:23:07.146 --> 00:23:08.986
‫- صبح بخیر، خانم
‫- صبح بخیر

00:23:09.146 --> 00:23:11.906
‫- از امروز دیگه عزاداری تموم شد
‫- به همین زودی؟

00:23:12.066 --> 00:23:13.146
‫دستور شاهدخته

00:23:14.226 --> 00:23:16.586
‫- یالا، بذار کمکت کنم
‫- ممنون

00:23:17.586 --> 00:23:18.630
‫- این رو بگیر
‫- صبح بخیر
‫از اینجاش؟

00:23:37.946 --> 00:23:38.786
‫خانم

00:24:05.746 --> 00:24:06.546
‫اما...

00:24:09.266 --> 00:24:12.426
‫- چطور ممکنه؟
‫- تا حالا گرامافون ندیدی؟

00:24:20.266 --> 00:24:22.586
‫- این دستگاه دیگه چیه؟
‫- می‌خورتت

00:24:24.266 --> 00:24:26.266
‫تا حالا گرامافون ندیده

00:24:26.426 --> 00:24:30.066
‫چرا چرت میگی، کاوالینا، به نظرت
‫توی صومعه گرامافون دارن؟

00:24:30.226 --> 00:24:33.306
‫به هر حال، وقتی می‌بینم
‫با اون لباس‌ها وارد اتاق میشی

00:24:33.466 --> 00:24:37.026
‫مثل یه غروب زمستونی دلگیر میشم

00:24:38.586 --> 00:24:41.506
‫تا وقتی که مهمون مایی،
‫باید تسلیم زیبایی بشی

00:24:41.706 --> 00:24:45.226
‫این عادت مذهبی رو کنار بذار.
‫رنگ روشن بپوش

00:24:45.346 --> 00:24:48.786
‫رنگ روشن می‌خوام!
‫نشاط می‌خوام. مودی!

00:24:50.506 --> 00:24:53.266
‫اوه، بهت نگفته؟
‫از این به بعد می‌خوام «مودی» صدات کنم

00:24:53.386 --> 00:24:57.026
‫ورلن، بودلر، رَمبو. می‌شناسیشون؟

00:24:57.466 --> 00:24:59.306
‫- شاعران نفرین‌شده
‫- متاسفم، شاهدخت

00:24:59.386 --> 00:25:01.586
‫- مودی یعنی «نفرین‌شده»
‫- نفرین‌شده

00:25:01.746 --> 00:25:05.226
‫ازش به بهترین معنای کلمه استفاده می‌کنم،
‫تازه مسئله‌ی آوا هم هست

00:25:05.346 --> 00:25:07.906
‫مودی، مودستا...

00:25:12.386 --> 00:25:13.986
‫باید این شاعرها رو بشناسم؟

00:25:14.066 --> 00:25:16.906
‫البته. بیا بریم توی کتاب‌خونه،
‫چند تا کتاب بهت قرض میدم

00:25:18.266 --> 00:25:20.786
‫اون خوندن بلد نیست،
‫اما من بلدم پیانو بزنم

00:25:48.666 --> 00:25:49.466
‫اینم از این

00:25:49.546 --> 00:25:51.186
‫- خوبه
‫- قشنگه

00:25:51.346 --> 00:25:52.746
‫دکمه‌هاش زیادن

00:25:56.466 --> 00:25:57.386
‫برو روی صندلی

00:26:00.426 --> 00:26:01.586
‫خیلی قشنگه

00:26:02.586 --> 00:26:03.786
‫حالا این...

00:26:05.946 --> 00:26:08.946
‫خیلی تنگه، باید درست بشه

00:26:10.546 --> 00:26:13.146
‫- داری گریه می‌کنی؟
‫- نه، فقط چند روز باید این رو بپوشید

00:26:13.186 --> 00:26:17.666
‫فقط برای راضی کردن بانو گایا.
‫لباس می‌مونه همون‌جا. فرار نمی‌کنه

00:26:18.346 --> 00:26:20.866
‫تو آینه خودت رو ببین،
‫خیلی دل‌ربا شدی

00:26:26.986 --> 00:26:29.826
‫این لباس خیلی برات احمقانه‌ست؟

00:26:29.906 --> 00:26:32.106
‫قشنگه. ازش خوشتون میاد؟

00:26:33.386 --> 00:26:34.466
‫می‌بینی؟

00:26:36.346 --> 00:26:39.586
‫- مراقب باشی نیُفتی
‫- چیکار می‌کنید؟

00:26:41.866 --> 00:26:43.586
‫ببین، حتماً می‌افته

00:26:51.026 --> 00:26:53.666
‫«یک مو از تنش، یک رشته از چهره‌اش

00:26:53.786 --> 00:26:55.066
‫در بیت آخر،

00:26:55.146 --> 00:26:58.786
‫ورلن میگه وجدزدگی
‫مسیحیان گذشته رو تجربه می‌کنه»

00:26:58.946 --> 00:27:01.746
‫داره با عشق زندگیش رَمبو
‫توی اروپا سفر می‌کنه

00:27:01.866 --> 00:27:05.146
‫- یه جور ماه عسل...
‫- شاهدخت، روزنامه رو آوردن

00:27:05.266 --> 00:27:07.826
‫- و همچنین می‌تونیم...
‫- همچنین امروز...

00:27:07.946 --> 00:27:11.146
‫شمع و روغن چراغ هم برامون میارن،

00:27:11.266 --> 00:27:13.186
‫اما پول زیادی برامون باقی نمونده

00:27:13.306 --> 00:27:16.666
‫خیلی‌خب، آنتونیو، الان نه.
‫دارم با مودی حرف می‌زنم

00:27:17.706 --> 00:27:20.146
‫- یالا، برو
‫- البته، شاهدخت

00:27:20.226 --> 00:27:24.066
‫در واقع، نه، آنتونیو، بیا.
‫نقش «پوپی» رو بازی کن

00:27:24.146 --> 00:27:25.906
‫- اما...
‫- یالا

00:27:26.546 --> 00:27:29.546
‫پالادین اورلاندو! من اینجام!

00:27:29.706 --> 00:27:34.986
‫ازت می‌خوام شمشیر وحشتناک من
‫و قدرتش رو امتحان کنی!

00:27:35.106 --> 00:27:36.826
‫به افتخار خودمون! به سمت سلاح‌ها!

00:27:48.306 --> 00:27:50.306
‫- ممنون، شاهدخت
‫- دیگه برو

00:27:51.946 --> 00:27:52.786
‫برو!

00:27:56.266 --> 00:27:57.346
‫آنتونیوی بیچاره

00:27:58.866 --> 00:28:00.706
‫خیلی وقته داره پول‌های من رو می‌دزده

00:28:01.346 --> 00:28:03.746
‫امیدوارم حداقل ازشون
‫خوب استفاده کنه

00:28:04.266 --> 00:28:07.026
‫به هر حال اینجا همه
‫پول‌های من رو می‌دزدن

00:28:07.146 --> 00:28:08.106
‫اما اشکالی نداره،

00:28:08.146 --> 00:28:11.266
‫اگه برای خوش گذروندن
‫باید اون بها رو بپردازم، مشکلی نیست

00:28:12.706 --> 00:28:16.826
‫«با صدای غم‌انگیز آوازِ ویولن‌های پاییز

00:28:16.986 --> 00:28:18.706
‫قلب من...»

00:28:18.826 --> 00:28:20.546
‫من می‌تونم مدیریتشون کنم

00:28:21.226 --> 00:28:23.386
‫توی صومعه حسابداری یاد گرفتم

00:28:25.466 --> 00:28:29.586
‫اگه بهم اجازه بدید، می‌تونم هزینه‌هایی
‫که آنتونیو ذکر کرد رو بررسی کنم

00:28:30.586 --> 00:28:32.226
‫چقدر مفید

00:28:32.346 --> 00:28:38.146
‫بچرخ، با لطافت. بچرخ. بچرخ

00:28:38.226 --> 00:28:41.066
‫متکبرانه‌تر. بالاتر

00:28:41.386 --> 00:28:42.986
‫صاف بمون. خم نشو

00:28:43.386 --> 00:28:45.066
‫به آرومی بچرخ

00:28:45.226 --> 00:28:49.386
‫همینطوری. با لطافت. بچرخ. بچرخ

00:28:49.546 --> 00:28:51.746
‫خیلی خوبه. یه بار دیگه

00:29:57.026 --> 00:29:58.066
‫محض رضای خدا!

00:30:01.986 --> 00:30:03.226
‫معذرت می‌خوام، مودستا...

00:30:03.797 --> 00:30:05.026
‫نمی...

00:30:07.066 --> 00:30:08.146
‫ببخشید

00:30:32.906 --> 00:30:38.426
‫- ببخشید، نمی‌خواستم مزاحم بشم
‫- نه، مشکلی نیست. مشغول دعا خوندن نبودم

00:30:38.946 --> 00:30:42.266
‫به هر حال، وقتی برگردم به صومعه،
‫از صبح تا شب دعا می‌خونم

00:30:46.026 --> 00:30:47.386
‫- ببخشید
‫- نه

00:30:50.492 --> 00:30:52.332
‫دیگه کسی رو ندارم

00:30:52.416 --> 00:30:55.256
‫صومعه تنها خونه‌ایه که دارم

00:30:56.776 --> 00:30:59.376
‫ما مثل اونا نمی‌تونیم
‫سرنوشتمون رو انتخاب کنیم

00:31:00.096 --> 00:31:01.776
‫دیگران سرنوشت من رو رقم می‌زنن

00:31:03.216 --> 00:31:04.576
‫من رو فرستادن وسط جنگ

00:31:06.936 --> 00:31:08.671
‫وقتی توی سنگر بودیم
‫و بارون می‌اومد

00:31:08.672 --> 00:31:09.672
‫چندین هفته توی آب زندگی می‌کردیم

00:31:11.016 --> 00:31:13.616
‫وقتی کفش‌هامون رو درمی‌آوردیم،
‫پوست پامون هم درمی‌اومد

00:31:16.856 --> 00:31:18.776
‫اگه فرار نمی‌کردم، تا الان مُرده بودم

00:31:21.056 --> 00:31:22.176
‫سرباز فراری هستی؟

00:31:22.616 --> 00:31:25.056
‫بقیه‌ی سربازها هم مثل من فقیر بودن

00:31:25.176 --> 00:31:28.656
‫اهل فریولی و ساردینیا و اینجور جاها بودن...
‫اصلاً حرف‌هاشون رو نمی‌فهمیدم

00:31:30.696 --> 00:31:32.336
‫و من باید برای ایتالیا می‌مُردم؟

00:31:34.776 --> 00:31:36.896
‫به مدت چندین ماه توی
‫سولفاتارا قایم شده بودم

00:31:38.416 --> 00:31:39.776
‫اگه پیدات می‌کردن چی میشد؟

00:31:40.296 --> 00:31:41.696
‫می‌کُشتنم

00:31:41.776 --> 00:31:44.816
‫وقتی سرباز فراری پیدا میشه
‫هم‌رزم‌های خودش بهش شلیک می‌کنن

00:31:44.936 --> 00:31:48.016
‫حرومزاده‌ها. ببخشید که بی‌ادبی می‌کنم

00:31:48.656 --> 00:31:51.056
‫فقط فکر کردن بهش
‫باعث میشه عصبانی بشم

00:31:53.576 --> 00:31:55.936
‫پس اینکه ریه‌هات خرابن حقیقت نداره

00:31:58.656 --> 00:31:59.456
‫نه

00:32:00.616 --> 00:32:02.656
‫اینجا هیچکس نمی‌دونه
‫که من سرباز فراری‌ام

00:32:05.176 --> 00:32:08.376
‫حتی نمی‌دونم چرا دارم به تو میگم...

00:32:10.016 --> 00:32:13.256
‫حس می‌کنم می‌تونم بهت اعتماد کنم.
‫معذرت می‌خوام که اینقدر راحت باهات حرف می‌زنم

00:32:15.336 --> 00:32:16.736
‫معلومه که می‌تونی بهم اعتماد کنی

00:32:27.296 --> 00:32:29.336
‫نه، نه. کافیه

00:32:33.016 --> 00:32:34.616
‫منم می‌خوام یه رازی رو بهت بگم

00:32:36.416 --> 00:32:38.416
‫هیچوقت رسالت الهی‌ای نداشتم

00:32:39.856 --> 00:32:41.656
‫وقتی دعا می‌کنم،
‫کسی رو خطاب نمی‌کنم

00:32:46.376 --> 00:32:47.696
‫می‌تونی مودستا صدام کنی

00:32:48.696 --> 00:32:49.576
‫خیلی‌خب؟

00:32:50.656 --> 00:32:52.656
‫خانم مودستا، همه‌جا رو دنبالتون گشتم

00:32:52.816 --> 00:32:55.216
‫شاهدخت باهاتون کار داره،
‫توی اتاق مطالعه منتظره

00:32:55.296 --> 00:32:56.216
‫خانم گایا...

00:32:57.136 --> 00:32:58.976
‫وقتش رسیده دوباره سوار اسب بشی

00:32:59.616 --> 00:33:01.896
‫- اما دیگه ضعیف و بی‌حال شدم
‫- الکی میگی

00:33:02.016 --> 00:33:05.336
‫فقط تو می‌تونی من رو شکست بدی.
‫باز هم باید اسب‌سواری کنی

00:33:10.216 --> 00:33:11.816
‫کارمین، اون...

00:33:12.816 --> 00:33:16.336
‫همون دختریه که گفتم،
‫اسمش مودستاست، اما...

00:33:16.576 --> 00:33:19.016
‫من ترجیح میدم مودی صداش کنم

00:33:20.616 --> 00:33:21.536
‫صبح بخیر

00:33:22.856 --> 00:33:26.376
‫- صبح بخیر
‫- کارمین از بچگی بخشی از خانواده‌ی ما بوده

00:33:26.656 --> 00:33:29.256
‫اون اینجا رو مدیریت می‌کنه

00:33:29.976 --> 00:33:32.896
‫کشاورزی، کارگرها، حیوانات...

00:33:33.176 --> 00:33:36.096
‫خیلی از زمین‌هامون رو هم اجاره میده

00:33:36.216 --> 00:33:39.016
‫مدیریت کردن همه‌شون برام سخت بود

00:33:40.216 --> 00:33:42.656
‫- اما هنوزم مال خودتن
‫- آره، باشه

00:33:42.776 --> 00:33:43.896
‫مال خودتن

00:33:44.816 --> 00:33:47.096
‫به هر حال، سردفتر موسومچی
‫الان می‌رسه،

00:33:47.176 --> 00:33:49.896
‫و می‌تونی اون مدارکی
‫که گفتم رو امضا کنی

00:33:50.776 --> 00:33:53.216
‫- قبل از اینکه بری
‫- واقعاً؟

00:33:53.336 --> 00:33:56.296
‫- دو روز دیگه
‫- کسی بهم نگفته بود...

00:33:56.456 --> 00:33:57.936
‫خب، الان دارم بهت میگم

00:33:58.016 --> 00:34:00.296
‫یا باید یه پیغام برات می‌فرستادم؟

00:34:00.416 --> 00:34:03.037
‫کارمین، برو ببین گائتانو نرسیده

00:34:03.038 --> 00:34:05.182
‫ممکنه پایین منتظر مونده باشه

00:34:06.256 --> 00:34:07.176
‫بشین

00:34:16.136 --> 00:34:18.896
‫نمی‌دونم به مرگ لئونورا فکر نکنم

00:34:20.776 --> 00:34:21.816
‫حقیقت رو بهم بگو

00:34:24.736 --> 00:34:25.976
‫داشت عذاب می‌کشید؟

00:34:26.616 --> 00:34:30.256
‫تو باهاش صمیمی بودی.
‫نظرت چیه؟

00:34:33.096 --> 00:34:34.296
‫از زندگی راضی نبود؟

00:34:36.016 --> 00:34:37.976
‫کارش از روی ناامیدی بود؟

00:34:38.736 --> 00:34:40.336
‫شاهدخت، فکر می‌کنید...

00:34:41.216 --> 00:34:42.056
‫اون...

00:34:43.016 --> 00:34:43.976
‫نه

00:34:44.816 --> 00:34:47.056
‫نه، نباید...
‫نباید اونطور فکری بکنید. به خدا

00:34:48.176 --> 00:34:51.976
‫لئونورا توی صومعه به آرامش رسیده بود.
‫زندگیش سرشار از خوشی بود

00:34:53.936 --> 00:34:55.976
‫فقط یه حادثه‌ی وحشتناک بود

00:34:57.616 --> 00:35:00.238
‫لبه‌ی برج خراب شده بود.
‫باید عوضش می‌کردن

00:35:00.239 --> 00:35:01.733
‫چندین بار بهش گفته بودیم

00:35:05.736 --> 00:35:07.296
‫حرف‌هات بهم آرامش میدن

00:35:09.096 --> 00:35:10.616
‫وزن سنگینی از روی
‫قلبم برداشته شد

00:35:12.576 --> 00:35:13.416
‫اومدن

00:35:14.016 --> 00:35:17.936
‫خب، بیاید مدارک رو امضا کنیم، یالا

00:35:18.056 --> 00:35:20.976
‫- صبح بخیر، شاهدخت
‫- صبح بخیر، همیشه دیر میایی

00:35:21.056 --> 00:35:23.976
‫- یک ساعت پیش رسیدم
‫- بشین. بفرما

00:35:24.616 --> 00:35:26.816
‫- ممنون
‫- یالا، کارمین

00:35:28.416 --> 00:35:29.336
‫خب...

00:35:30.696 --> 00:35:31.776
‫مودستا...
‫- اِسپاتارو
‫- اِسپاتارو

00:35:34.096 --> 00:35:37.136
‫متولد ۱ ژانویه‌ی سال ۱۹۰۰

00:35:38.936 --> 00:35:41.576
‫روز اول قرن جدید به دنیا اومدی.
‫دختره‌ی خوش‌شانس

00:35:41.736 --> 00:35:42.856
‫یالا. امضا کن

00:35:42.976 --> 00:35:45.056
‫منطقه ذکر شده، کیانا دل بووه

00:35:45.136 --> 00:35:48.056
‫اما شهر و آدرس دائمی نوشته نشده

00:35:48.136 --> 00:35:51.576
‫آدرس صومعه رو بنویس.
‫قراره اونجا زندگی کنه

00:35:51.696 --> 00:35:54.216
‫«در حضور شاهدخت گایا برندیفورتی

00:35:54.336 --> 00:35:56.056
‫مودستای مذکور...»

00:35:56.136 --> 00:35:58.696
‫تا من می‌خونم تو هم
‫لطفاً اینجا رو امضا کن

00:35:59.616 --> 00:36:01.536
‫«برای تضمین داشتن آینده‌ای امن‌تر،

00:36:01.656 --> 00:36:03.896
‫مادر لئونورا برندیفورتیِ فوت‌شده‌ی عزیز

00:36:04.056 --> 00:36:10.936
‫برات یه مستمری
‫سالانه‌ی ۱۸۰۰ لیری تعیین کرده»

00:36:11.696 --> 00:36:12.696
‫خب...

00:36:13.256 --> 00:36:14.816
‫- تا آخر عمر؟
‫- آره

00:36:14.896 --> 00:36:18.096
‫اما اگه زندگی مذهبیت رو کنار بذاری
‫و بری سراغ لذت‌های دنیوی،

00:36:18.216 --> 00:36:19.536
‫مستمریت قطع میشه

00:36:19.656 --> 00:36:24.336
‫- اما اون اتفاق نمی‌افته. برو
‫- لطفاً اینجا رو هم امضا کن

00:36:26.776 --> 00:36:30.896
‫- خب، هنوزم حضور من نیازه؟
‫- آره، شاهدخت، اما بعداً میام پیشتون

00:36:31.016 --> 00:36:33.216
‫پس من برم،
‫چون حوصله‌م داره سر میره

00:36:34.696 --> 00:36:35.696
‫شاهدخت

00:36:39.296 --> 00:36:42.576
‫اون وسیله چی بود؟
‫همون کشتی هوایی آلمانی؟

00:36:43.736 --> 00:36:48.176
‫توی روزنامه‌ها نوشته بودن.
‫اون همه بمبارون وحشتناک

00:36:48.296 --> 00:36:51.096
‫آشوب به پا شده بود.
‫همه ترسیده بودن

00:36:51.256 --> 00:36:52.456
‫یه آشوب الکی

00:36:53.976 --> 00:36:56.536
‫حتی به اهداف هم اصابت نکردن

00:36:57.376 --> 00:36:59.696
‫پس منم رفتم به کاتانیا

00:36:59.816 --> 00:37:05.376
‫و شروع کردم به تدریس رقص باله
‫به دخترهای بارونِ ویلاجویوزا

00:37:06.816 --> 00:37:09.856
‫- محض رضای خدا
‫- بیچاره‌ها، شاهدخت...

00:37:10.616 --> 00:37:14.416
‫چقدر ناامیدکننده.
‫اونا چاق و کوتاهن...

00:37:14.576 --> 00:37:17.896
‫- پاهای کوتاهی دارن...
‫- شاهدخت، شبیه ۲ تا اردکن

00:37:17.976 --> 00:37:22.016
‫حتی مادرشون هم شبیه یه گاوه.
‫همیشه همینطور بوده

00:37:25.176 --> 00:37:29.896
‫در عوض بئاتریچ خیلی
‫با لطافت قدم برمی‌داره

00:37:30.016 --> 00:37:33.016
‫- یه ویژگی خاص داره... چی می‌گفتن؟
‫- نگرش

00:37:33.096 --> 00:37:35.456
‫نگرش! دقیقاً!

00:37:40.736 --> 00:37:42.936
‫ماتیلدار، چرا یه‌کم سرگرم‌مون نمی‌کنی؟

00:37:43.656 --> 00:37:47.016
‫استاد، باید آواز خوندنش رو
‫بشنوید. برعکس منه

00:37:47.176 --> 00:37:49.976
‫واقعاً؟ بخون، بخون، دختر کوچولو

00:37:50.096 --> 00:37:51.896
‫- مامان، اجازه هست؟
‫- البته، عزیزم

00:37:52.016 --> 00:37:52.976
‫خیلی‌خب

00:37:54.016 --> 00:37:56.456
‫اگه شروع کنه به آواز خوندن،
‫دیگه دست برنمی‌داره

00:38:10.376 --> 00:38:11.736
‫صداش شبیه صدای یه بلبله

00:38:12.016 --> 00:38:13.296
‫کاوالینا، صبر کن!

00:38:15.136 --> 00:38:16.056
‫مشکلت چیه؟

00:38:16.816 --> 00:38:17.816
‫پس داری میری؟

00:38:19.376 --> 00:38:20.296
‫علیاحضرت...

00:38:23.576 --> 00:38:24.456
‫با احترام

00:38:26.776 --> 00:38:28.181
‫- اون کیه؟
‫- «پیترو»ئه

00:38:28.376 --> 00:38:31.056
‫تنها کسیه که اجازه داره
‫بره طبقه‌ی بالا

00:38:32.096 --> 00:38:33.896
‫میشه بدونم طبقه‌ی بالا چه خبره؟

00:38:37.016 --> 00:38:38.256
‫یه چیزی اون بالا زندگی می‌کنه

00:38:40.616 --> 00:38:44.501
‫پیترو باهاش سروکله می‌زنه.
‫فقط اون می‌تونه، چون بزرگ و قویه

00:38:44.896 --> 00:38:47.336
‫- اسم اون «چیز» چیه؟
‫- نمی‌دونم

00:38:48.376 --> 00:38:49.216
‫تا حالا ندیدمش

00:38:50.936 --> 00:38:52.336
‫می‌خوام برم توی اتاقم

00:38:53.936 --> 00:38:54.856
‫شب بخیر

00:39:50.376 --> 00:39:51.296
‫مودستا!

00:39:53.776 --> 00:39:54.776
‫صبح بخیر

00:39:57.096 --> 00:39:58.016
‫صبح بخیر

00:39:59.616 --> 00:40:01.456
‫- روز زیباییه، نه؟
‫- آره

00:40:03.016 --> 00:40:05.656
‫محل اقامت من اینجاست.
‫اینجا زندگی می‌کنم

00:40:11.216 --> 00:40:15.576
‫داشتم به اون ماجرا فکر می‌کردم...
‫اون روز...

00:40:17.176 --> 00:40:20.176
‫به حرف‌هامون فکر می‌کردم

00:40:21.016 --> 00:40:22.256
‫هر دوتامون توی زندگی زجر کشیدیم

00:40:23.656 --> 00:40:24.936
‫زندگی خیلی بهمون سخت گذشته

00:40:26.056 --> 00:40:29.816
‫اما مهربونیت
‫و طرز اعتماد کردنت بهم...

00:40:30.576 --> 00:40:31.736
‫باعث خوشحالیم شد

00:40:33.376 --> 00:40:37.176
‫احتمالاً درست فکر می‌کنم
‫که تو هم از من بدت نمیاد...

00:40:37.816 --> 00:40:41.136
‫باید اعتراف کنم که از همون روز اولی
‫که دیدمت، خیلی بهت علاقه‌مند شدم

00:40:41.296 --> 00:40:43.216
‫- روکو، من نمی...
‫- صبر کن

00:40:44.736 --> 00:40:47.656
‫گفتی نمی‌خوای برگردی
‫به صومعه، درسته؟

00:40:47.776 --> 00:40:50.776
‫گفتی رسالت الهی نداری. پس بمون

00:40:52.216 --> 00:40:53.696
‫حاضرم باهات ازدواج کنم

00:40:57.176 --> 00:41:00.136
‫اگه قبول کنی، به شاهدخت میگم
‫که عاشق همدیگه شدیم...

00:41:00.296 --> 00:41:05.718
‫چون خوندن و نوشتن بلدی
‫می‌تونی توی دفتر حسابداری کار کنی

00:41:05.776 --> 00:41:08.096
‫- آدم‌های زیادی بلد نیستن...
‫- آره، ولی آروم باش

00:41:09.696 --> 00:41:11.296
‫روکو، نمی‌دونم چی بگم

00:41:13.696 --> 00:41:16.136
‫تا همین چند هفته پیش
‫داشتم توی صومعه زندگی می‌کردم

00:41:16.936 --> 00:41:18.256
‫و باید برگردم

00:41:22.016 --> 00:41:23.696
‫حاضرم باهات ازدواج کنم

00:41:26.896 --> 00:41:28.216
‫اما درک می‌کنم

00:41:28.376 --> 00:41:30.936
‫و لازم نیست الان جوابم رو بدی

00:41:35.096 --> 00:41:38.936
‫به هر حال، نترس، عاشق شدن
‫یعنی به هم علاقه داشتن

00:41:44.216 --> 00:41:45.176
‫باهاش ازدواج کنم؟

00:41:45.696 --> 00:41:48.136
‫این راه موندن توی ویلا بود؟

00:41:50.256 --> 00:41:53.702
‫اما اگه به صومعه برنگردم،
‫ارثیه رو از دست میدم

00:41:55.136 --> 00:41:57.136
‫مستمری سالانه‌ی لئونورا یه هدیه نبود

00:41:58.376 --> 00:41:59.656
‫یه تله بود

00:42:00.296 --> 00:42:02.936
‫- صبح بخیر، شاهدخت
‫- صبح بخیر، مودی

00:42:04.336 --> 00:42:06.576
‫ممنون. این رو هم خوندم

00:42:10.056 --> 00:42:12.336
‫- کتاب‌خون مشتاقی هستی، مودی
‫- آره

00:42:14.256 --> 00:42:17.256
‫اگه اشکالی نداره، دوست دارم
‫کتاب اون یکی شاعر رو هم بخونم

00:42:18.096 --> 00:42:19.856
‫با... باد... «بادلار»؟

00:42:20.696 --> 00:42:23.256
‫بودلر...

00:42:23.336 --> 00:42:25.256
‫البته. بهت قرض می‌دمش. بیا

00:42:26.296 --> 00:42:27.336
‫بجنب

00:42:29.776 --> 00:42:34.176
‫اینجاست، توی مخفی‌گاهم.
‫بیا داخل

00:42:37.856 --> 00:42:39.296
‫بهت می‌دمش، اما...

00:42:40.576 --> 00:42:44.016
‫نمی‌خوام اون راهبه‌های خداترس
‫که توی صومعه‌ان، پیداش کنن

00:42:44.616 --> 00:42:45.416
‫ممنون

00:42:47.256 --> 00:42:48.816
‫ناراحتم که قراره بری

00:42:51.976 --> 00:42:53.536
‫اینجا همه خیلی حوصله سر برن

00:42:55.096 --> 00:42:58.176
‫دختر ساکتی هستی، اما جالبی

00:43:00.056 --> 00:43:02.016
‫خوب گوش دادن رو بلدی

00:43:08.016 --> 00:43:10.256
‫وقتی سنت میره بالا
‫تنهایی خیلی وحشتناک میشه

00:43:10.696 --> 00:43:14.256
‫تقریباً همه‌ی عزیزانم رو از دست دادم

00:43:16.336 --> 00:43:21.216
‫اما مراقب باش، هر داغی که می‌بینی
‫به یه روش مختلف زجر می‌کشی

00:43:23.336 --> 00:43:28.056
‫جاکوبو که رفت،
‫خیلی تنها شدم. برای همیشه

00:43:29.856 --> 00:43:30.856
‫من و جاکوبو...

00:43:31.936 --> 00:43:33.136
‫همدیگه رو درک می‌کردیم

00:43:34.296 --> 00:43:35.936
‫اون بچه‌ی موردعلاقه‌م بود

00:43:36.576 --> 00:43:40.976
‫من آدم ریاکاری نیستم،
‫پس نمی‌تونم انکارش کنم. همه می‌دونستن

00:43:43.936 --> 00:43:44.896
‫نه...

00:43:46.096 --> 00:43:48.856
‫دخترم... دخترم فرق داره

00:43:49.896 --> 00:43:50.816
‫اون...

00:43:51.736 --> 00:43:55.056
‫یه احمق بود. با دست‌های خودش
‫زندگیش رو نابود کرد

00:43:55.216 --> 00:43:57.416
‫با زیبایی و مقامی که داشت

00:43:57.616 --> 00:44:00.016
‫می‌تونست توی زندگی
‫به همه چیز برسه

00:44:00.136 --> 00:44:01.056
‫در عوض...

00:44:02.176 --> 00:44:05.896
‫از مردی حامله شد
‫که نمی‌تونست باهاش ازدواج کنه

00:44:10.656 --> 00:44:14.256
‫من و شوهرم مجبور شدیم
‫بارداریش رو پنهان کنیم...

00:44:15.616 --> 00:44:17.456
‫تا اینکه بئاتریچ رو به دنیا آورد

00:44:19.176 --> 00:44:20.696
‫متوجه نمیشم...

00:44:23.856 --> 00:44:27.056
‫راجع به لئونورا حرف می‌زنم.
‫تنها دخترم

00:44:27.176 --> 00:44:30.336
‫وقتی بچه‌ش به دنیا اومد،
‫اینجا پیش خودمون نگهش داشتیم، اما...

00:44:31.016 --> 00:44:33.856
‫صومعه تنها گزینه‌ش بود

00:44:34.656 --> 00:44:36.656
‫البته هیچوقت ما رو نبخشید،

00:44:36.736 --> 00:44:38.656
‫دیگه نمی‌خواست ما رو ببینه

00:44:38.816 --> 00:44:40.456
‫تمام نامه‌هام رو پاره می‌کرد

00:44:40.896 --> 00:44:44.216
‫اگه دست من بود،
‫همین‌جا نگهش می‌داشتم

00:44:44.376 --> 00:44:48.016
‫اما توی این کشور،
‫پدرها و شوهرها تصمیم‌گیرنده هستن

00:44:49.856 --> 00:44:52.616
‫شاید هم به اندازه‌ی کافی براش نجنگیدم

00:46:16.616 --> 00:46:18.776
‫اینقدر قیافه‌ت رو زشت نکن

00:46:28.296 --> 00:46:30.136
‫چطور ممکنه مامان، مادر من باشه؟

00:46:31.216 --> 00:46:32.776
‫نمی‌بینی چقدر پیره؟

00:46:34.976 --> 00:46:37.776
‫همه می‌دونن یه نمایش برای
‫خدشه‌دار نشدن نجابته

00:46:37.777 --> 00:46:38.896
‫هیچکس باور نمی‌کنه

00:46:41.376 --> 00:46:42.456
‫فقط تو باور کردی

00:47:12.963 --> 00:47:13.956
‫این چی؟

00:48:16.736 --> 00:48:19.896
‫و برای اولین بار توی زندگیم...

00:48:20.936 --> 00:48:23.256
‫هنگام هم‌خوابه شدن با کسی
‫بهم عشق ورزیده شد

00:48:53.016 --> 00:48:57.456
‫این چشم خوشگله،
‫این هم داداششه

00:48:58.296 --> 00:49:00.016
‫این کلیسا کوچولوئه...

00:49:00.736 --> 00:49:02.576
‫اینا هم برادرهای دینی‌ان

00:49:03.096 --> 00:49:06.856
‫و دماغت هم ناقوس کلیساست
‫که پشت سر هم میگه دینگ‌دانگ، دینگ‌دانگ

00:49:07.696 --> 00:49:09.456
‫مامان همیشه این کار رو باهام می‌کرد

00:49:12.736 --> 00:49:14.216
‫تو از کجا یادش گرفتی؟

00:49:19.696 --> 00:49:21.296
‫دل همه‌مون برات تنگ میشه

00:49:24.536 --> 00:49:27.016
‫فردا صبح ساعت ۶
‫ماشین رو آماده می‌کنم

00:49:27.136 --> 00:49:28.176
‫ممنون، روکو

00:49:28.696 --> 00:49:31.056
‫آره، دل همه‌مون برات تنگ میشه

00:49:31.216 --> 00:49:33.936
‫اینقدر ناله نکن، روکو!
‫اصلاً نیازی نیست

00:49:34.056 --> 00:49:38.376
‫قراره از اینجا بره، نمی‌میره که.
‫محض رضای خدا بهش لبخند بزن!

00:49:39.776 --> 00:49:42.256
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

00:50:00.296 --> 00:50:01.216
‫برو

00:50:02.056 --> 00:50:03.016
‫از خداحافظی متنفرم

00:50:15.416 --> 00:50:18.776
‫چرا می‌خوای این رو ببری؟
‫دیگه نمی‌تونی بپوشیش

00:50:18.936 --> 00:50:20.856
‫چرا داری می‌بریش؟

00:50:26.376 --> 00:50:29.696
‫بانداژهایی که دوست‌شون داری
‫رو آتیش می‌زنم!

00:50:36.176 --> 00:50:37.456
‫سنجاق سینه‌ی لئونورا

00:50:38.376 --> 00:50:42.416
‫- و کتاب اشعار. تو یه دزدی!
‫- یه یادگاریه

00:50:42.536 --> 00:50:45.016
‫مودستا، تو یه دزدی،
‫میرم به مامان میگم...

00:50:45.136 --> 00:50:48.016
‫چرا یهویی اینقدر ظالم شدی؟
‫فقط یه کتاب و یه سنجاق سینه برداشتم!

00:50:48.176 --> 00:50:51.736
‫چون ناراحتم.
‫خیلی ناراحتم که داری میری

00:50:52.616 --> 00:50:55.936
‫منم باهات میام به صومعه،
‫منم سوگندهای دینی رو یاد می‌کنم

00:50:57.336 --> 00:50:58.216
‫تو مال منی

00:50:59.016 --> 00:51:00.256
‫تو هم مال منی

00:51:04.736 --> 00:51:05.856
‫نمی‌تونم طاقت بیارم

00:51:07.296 --> 00:51:09.456
‫- پیشم بمون. بمون همین‌جا
‫- صبر کن...

00:51:09.576 --> 00:51:10.656
‫اینجا پیشم بمون!

00:52:05.096 --> 00:52:06.296
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

00:52:09.216 --> 00:52:12.056
‫روکو! روکو!

00:52:13.016 --> 00:52:16.376
‫روکو، عجله کن!
‫نمی‌تونم کنترلش کنم، بیا

00:52:16.456 --> 00:52:18.656
‫عجله کن، روکو!
‫خیلی عصبانیه!

00:52:22.256 --> 00:52:25.096
‫- چه بلایی سرت آورده؟
‫- انواع و اقسام بلاها

00:52:25.256 --> 00:52:26.176
‫چیکار کرده؟

00:52:26.336 --> 00:52:29.216
‫گازم گرفت، بهم چنگ انداخت،
‫با ناخن‌هاش و دندون‌هاش!

00:52:36.016 --> 00:52:38.856
‫مجبور شدم ببندمش،
‫دیگه نمی‌تونستم کنترلش کنم

00:52:41.096 --> 00:52:44.936
‫گوش کن. می‌شنوی؟
‫خیلی عصبانیه

00:52:47.016 --> 00:52:48.856
‫خانم، نیاید داخل. خطرناکه

00:52:50.016 --> 00:52:52.216
‫برید بیرون، خانم!

00:52:54.136 --> 00:52:56.376
‫آروم باش، آروم باش. بس کن!

00:53:24.176 --> 00:53:25.336
‫بهش دست نزنید!

00:53:31.816 --> 00:53:33.696
‫ولش کنید. ولش کنید

00:54:05.016 --> 00:54:06.096
‫این یه معجزه‌ست...

00:54:08.256 --> 00:54:09.176
‫یه معجزه‌ست

00:54:10.616 --> 00:54:12.656
‫هیچوقت چنین اتفاقی نیُفتاده

00:54:14.056 --> 00:54:15.336
‫آروم شد

00:54:19.016 --> 00:54:20.896
‫خانم، شما یه قدیسه هستید

00:54:23.776 --> 00:54:24.856
‫شما یه قدیسه هستید

00:54:31.256 --> 00:54:32.336
‫یه معجزه‌ست

00:54:33.576 --> 00:54:37.016
‫معجزه‌ست. بدون هیچ دارو
‫و تزریقی آروم شد

00:54:37.136 --> 00:54:38.216
‫یه قدیسه!

00:54:38.240 --> 00:54:40.240
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:54:40.442 --> 00:54:43.195
‫[ آنچه در قسمت آینده خواهید دید ]