﻿WEBVTT

00:00:02.400 --> 00:00:09.400
‫به دلیل تصاویر و موضوعات مطرح‌شده
‫این برنامه برای مخاطبان بزرگسال توصیه می‌شود

00:01:11.035 --> 00:01:15.036
‫« هـنـر خـوشـی »

00:01:15.037 --> 00:01:22.037
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:45.187 --> 00:01:46.428
‫بیدار بشید، خانم

00:01:49.467 --> 00:01:53.867
‫شاهدخت گفتن این رو بپوشید.
‫لباس عروسی خودشون بوده

00:01:53.947 --> 00:01:55.827
‫فوق‌العاده نیست؟

00:01:57.067 --> 00:01:59.067
‫بجنبید، باید عجله کنیم

00:02:05.347 --> 00:02:06.587
‫دست‌هاتون رو ببرید بالا

00:02:08.027 --> 00:02:11.747
‫- ساعت چنده؟
‫- مدتی از ۳ صبح گذشته

00:02:40.673 --> 00:02:42.033
‫خیلی خوشگل شدید

00:02:42.873 --> 00:02:46.193
‫این‌که اون موجود می‌تونه با شما
‫ازدواج بکنه، یه هدیه‌ی بهشتیه

00:02:46.273 --> 00:02:50.193
‫اون شاهزاده ایپولیتوئه.
‫اسم داره، یه موجود نیست

00:02:50.273 --> 00:02:54.113
‫درست می‌گید. حماقت من رو ببخشید.
‫بعضی‌وقت‌ها بدون فکر کردن حرف می‌زنم

00:03:04.193 --> 00:03:07.073
‫من برم تور رو بیارم.
‫تازه مرتبش کردیم

00:03:17.993 --> 00:03:19.673
‫می‌بینم که ناراحتی، منا

00:03:20.553 --> 00:03:21.673
‫به‌خاطر روکو ناراحتی؟

00:03:22.233 --> 00:03:23.553
‫آره، متاسفم

00:03:25.193 --> 00:03:26.673
‫بهش علاقه داشتم

00:03:31.113 --> 00:03:35.953
‫یه بار مخفیانه بهم گفت
‫که اون هم به تو علاقه داشته

00:03:36.593 --> 00:03:38.793
‫و اگه شوهرت از جنگ برنگشته بود،

00:03:38.873 --> 00:03:40.953
‫بهت پیشنهاد می‌داد

00:03:42.313 --> 00:03:43.953
‫خودش این رو گفت؟

00:03:46.113 --> 00:03:47.593
‫- واقعاً؟
‫- آره

00:03:48.473 --> 00:03:50.633
‫زندگی عجیبه، خانم مودستا

00:03:53.273 --> 00:03:55.393
‫خیلی عشق به سرانجام نرسیده
‫وجود داره...

00:03:59.753 --> 00:04:00.873
‫آماده‌اید؟

00:04:06.233 --> 00:04:07.513
‫بی‌سروصدا

00:04:15.233 --> 00:04:17.033
‫تبریک میگم، شاهدخت

00:04:24.953 --> 00:04:27.233
‫مودستا اِسپاتارو،

00:04:27.313 --> 00:04:31.073
‫آیا قبول می‌کنید که مطابق
‫با آیین کلیسای مادر مقدس

00:04:31.153 --> 00:04:36.153
‫شاهزاده ایپولیتو کوستانتینو برندیفورتی،

00:04:36.193 --> 00:04:39.953
‫بارونِ باسلو، مارکیِ بیانکاویلا را

00:04:40.033 --> 00:04:43.993
‫به عنوان همسر خود برگزینید؟

00:04:44.073 --> 00:04:45.153
‫بله

00:04:45.193 --> 00:04:49.073
‫و شما، شاهزاده ایپولیتو
‫کوستانتینو برندیفورتی،

00:04:49.153 --> 00:04:52.713
‫بارونِ باسلو، مارکیِ بیانکاویلا،

00:04:52.793 --> 00:04:58.673
‫آیا قبول می‌کنید که مطابق
‫با آیین کلیسای مادر مقدس

00:04:58.753 --> 00:05:02.233
‫- بله. بله
‫- مودستا اِسپاتارو را به همسری برگزینید؟

00:05:02.313 --> 00:05:06.193
‫- بله
‫- پس شما را زن و شوهر اعلام می‌کنم

00:05:25.073 --> 00:05:26.233
‫بفرمایید

00:05:28.233 --> 00:05:31.113
‫گفتم دو تا تخت مجزا
‫براتون بذارن، شاهدخت

00:05:35.673 --> 00:05:36.793
‫یه زنگ اونجا هست

00:05:38.073 --> 00:05:40.753
‫هر وقت خواستید، صدام کنید.
‫هر موقع از شبانه‌روز

00:05:41.713 --> 00:05:42.793
‫ممنون

00:05:43.713 --> 00:05:45.193
‫خوب بخوابید، شاهدخت

00:05:57.113 --> 00:05:58.233
‫برو کنار

00:06:04.513 --> 00:06:05.513
‫مودی...

00:07:22.833 --> 00:07:23.953
‫صبح بخیر، شاهدخت

00:07:57.393 --> 00:07:58.873
‫خیلی خوشگلی...

00:07:59.833 --> 00:08:00.793
‫مثل یه بچه گربه...

00:08:01.833 --> 00:08:02.833
‫خطرناکی

00:08:05.273 --> 00:08:06.553
‫می‌خوای امتحان کنی؟

00:08:09.353 --> 00:08:12.593
‫نه، خودم.
‫دستت رو ببر کنار

00:08:21.833 --> 00:08:23.153
‫داری دیوونه‌م می‌کنی

00:08:30.593 --> 00:08:32.073
‫صبح بخیر

00:08:32.153 --> 00:08:34.033
‫اینا والدین روکو هستن

00:08:34.113 --> 00:08:37.153
‫از سن ویتو اومدن وسایلش رو ببرن

00:08:37.193 --> 00:08:39.193
‫ممنون که این همه راه رو اومدید

00:08:39.793 --> 00:08:40.753
‫تسلیت میگم

00:08:55.753 --> 00:08:57.953
‫وقتی اون اتفاق افتاد
‫شما هم پیشش بودید، درسته؟

00:08:59.233 --> 00:09:00.753
‫آره

00:09:00.833 --> 00:09:03.753
‫این از طرف شاهدخت گایا
‫و بقیه‌ی اعضای ویلاست

00:09:04.753 --> 00:09:07.193
‫امیداوریم یه‌کم دردتون رو تسکین بده

00:09:08.713 --> 00:09:11.153
‫این کار نیازی نبود. ممنون

00:09:11.633 --> 00:09:15.193
‫برامون یه نامه فرستاده بود،
‫نوشته بود عاشق یه دختر شده

00:09:15.273 --> 00:09:17.273
‫می‌خواست باهاش ازدواج کنه

00:09:18.633 --> 00:09:21.713
‫- اما موانعی سر راهش بوده
‫- واقعاً؟

00:09:23.393 --> 00:09:25.233
‫کدوم دختر؟

00:09:25.313 --> 00:09:28.313
‫فکر کنم عاشق دختر
‫یکی از کشاورزهامون شده

00:09:32.233 --> 00:09:33.593
‫این رو آوردم...

00:09:35.113 --> 00:09:36.753
‫تا یه چیزی برای به یاد داشتن
‫روکو داشته باشه

00:09:36.833 --> 00:09:39.553
‫می‌تونید بدیدش به من.
‫خودم شخصاً می‌دمش به دختره

00:09:45.633 --> 00:09:49.193
‫همونطور که برنامه ریخته بودم،
‫داشتم به یه آدم سلطنتی خوب تبدیل می‌شدم

00:09:49.753 --> 00:09:51.553
‫با همه مهربون بودم

00:09:51.633 --> 00:09:54.273
‫برای آروم کردن منا
‫بهش دروغ می‌گفتم

00:09:54.913 --> 00:09:56.593
‫هدایای سخاوتمندانه می‌دادم

00:09:56.713 --> 00:10:00.073
‫متکبرانه و لبخند به لب قدم می‌زدم

00:10:00.153 --> 00:10:02.553
‫و همه عقب می‌رفتن

00:10:03.353 --> 00:10:07.113
‫و به احترام بانوی بزرگوار
‫سرشون رو خم می‌کردن

00:10:07.193 --> 00:10:08.713
‫چون منم آدم سلطنتی‌ای بودم

00:10:10.313 --> 00:10:12.033
‫اما هنوم دست‌نیافتنی بودم

00:10:19.833 --> 00:10:22.433
‫- صبح بخیر، علیاحضرت
‫- صبح بخیر، تریسا

00:10:23.593 --> 00:10:25.473
‫- صبح بخیر، علیاحضرت
‫- صبح بخیر، سالوو

00:10:26.273 --> 00:10:27.993
‫- علیاحضرت
‫- بئاتریچ رو ندیدی؟

00:10:28.073 --> 00:10:31.593
‫یک ساعت پیش داشتن از پله‌ها پایین می‌رفتن،
‫اما بعد از اون دیگه ندیدمشون

00:10:32.313 --> 00:10:33.793
‫شاهدخت بئاتریچ رو ندیدی؟

00:10:37.193 --> 00:10:39.113
‫همه‌جا رو دنبالت گشتم

00:10:39.193 --> 00:10:40.953
‫هنوز روی تختی؟

00:10:41.713 --> 00:10:45.113
‫- داشتم یه‌کم استراحت می‌کردم
‫- اما وقت ناهاره

00:10:45.713 --> 00:10:47.793
‫دیروز اومدم توی اتاقت،
‫اما اونجا نبودی

00:10:47.873 --> 00:10:49.793
‫نمی‌تونم ایپولیتو رو تنها بذارم

00:10:52.313 --> 00:10:54.553
‫الان که ازدواج کردیم
‫باید کنارش بخوابم

00:10:54.633 --> 00:10:57.433
‫خودمون چی پس؟
‫دیگه اصلاً همدیگه رو نمی‌بینیم

00:10:57.513 --> 00:11:00.713
‫- اونطور نگو، دیوونه
‫- بهم نگو دیوونه

00:11:02.073 --> 00:11:04.033
‫- چی می‌خونی؟
‫- هیچی

00:11:04.113 --> 00:11:05.993
‫- بده ببینمش
‫- چیزی نیست

00:11:06.073 --> 00:11:07.153
‫بذار ببینمش

00:11:20.913 --> 00:11:22.953
‫این عکس‌ها مال کی‌ان؟

00:11:24.713 --> 00:11:27.753
‫دایی جاکوبو.
‫از توی اتاقش این رو دزدیدم

00:11:32.313 --> 00:11:34.313
‫با ایپولیتو اون کار رو می‌کنی؟

00:11:36.153 --> 00:11:38.553
‫مجبور نیستم هیچکدوم
‫از این کارها رو بکنم

00:11:39.313 --> 00:11:41.593
‫فقط ازش مراقبت می‌کنم،
‫مثل یه برادر

00:11:42.233 --> 00:11:43.473
‫قسم بخور

00:11:45.073 --> 00:11:46.353
‫معلومه که قسم می‌خورم

00:11:47.553 --> 00:11:49.353
‫حتی بهم دست هم نمی‌زنه

00:11:50.953 --> 00:11:52.953
‫و نمی‌دونی خوابیدن
‫با یه مرد چطوره؟

00:11:57.753 --> 00:11:58.913
‫نه، نمی‌دونم

00:12:02.153 --> 00:12:04.273
‫منم نمی‌دونم، و هیچوقت هم نمی‌فهمم

00:12:05.153 --> 00:12:09.073
‫و به‌خاطر پاهام هیچوقت نمی‌تونم
‫ازدواج بکنم، قبلاً بهت گفتم

00:12:09.153 --> 00:12:11.153
‫مامان هم هیچ نوه‌ای نمی‌خواد

00:12:11.913 --> 00:12:15.993
‫نمی‌خواد توی خانواده بیش‌تر از این
‫فلج و هیولا وجود داشته باشه

00:12:21.593 --> 00:12:25.193
‫- تا ابد عاشق هم می‌مونیم، درسته؟
‫- اما تو اصلاً پیش من نیستی

00:12:29.953 --> 00:12:32.153
‫به قصری که توی کاتانیا داریم فکر می‌کنم...

00:12:32.713 --> 00:12:34.233
‫هر روز آدم‌های زیادی رو می‌دیدیم

00:12:34.313 --> 00:12:36.153
‫و عصرها بیرون می‌رفتیم

00:12:44.633 --> 00:12:46.553
‫از توی کاخ میشه دریا رو دید؟

00:12:47.993 --> 00:12:49.353
‫معلومه که میشه

00:12:50.553 --> 00:12:52.033
‫از توی همه‌ی اتاق‌ها معلومه

00:12:52.793 --> 00:12:54.233
‫نور قشنگی داره

00:12:55.953 --> 00:12:57.353
‫جنگ تموم شد!

00:12:57.433 --> 00:12:58.993
‫چه خبره؟

00:12:59.553 --> 00:13:00.953
‫جنگ تموم شد!

00:13:01.033 --> 00:13:03.553
‫- خدایا، امکان نداره
‫- جنگ تموم شد!

00:13:07.233 --> 00:13:08.393
‫جنگ تموم شد!

00:13:09.273 --> 00:13:10.473
‫واقعاً؟

00:13:12.473 --> 00:13:13.913
‫بالاخره برمی‌گردیم به کاتانیا!

00:13:17.793 --> 00:13:19.113
‫جنگ تموم شد!

00:13:20.113 --> 00:13:21.353
‫چه خبره؟

00:13:22.193 --> 00:13:24.513
‫- جنگ تموم شد!
‫- برای ما تموم نشده!

00:13:25.793 --> 00:13:26.953
‫می‌فهمید؟

00:13:28.193 --> 00:13:29.353
‫برای ما تموم نشده

00:13:30.713 --> 00:13:33.913
‫مگه خود شما جنگ رو نمی‌خواستید؟

00:13:33.993 --> 00:13:36.753
‫مگه چی هستید؟
‫چند تا توله سگ خنگ؟

00:13:37.313 --> 00:13:39.473
‫بذارید واضح براتون توضیح بدم

00:13:40.233 --> 00:13:42.593
‫جنگ هرگز برای ما تموم نمیشه

00:13:44.473 --> 00:13:46.273
‫چیزی برای جشن گرفتن وجود نداره

00:13:46.353 --> 00:13:49.353
‫برگزاری هر گونه جشنی اکیداً ممنوعه

00:13:49.433 --> 00:13:52.633
‫- برگردید سر کارتون. ممنون
‫- منصفانه نیست!

00:13:55.193 --> 00:13:57.633
‫شما دو نفر اونجا چیکار می‌کنید؟
‫بیاید بالا

00:14:03.313 --> 00:14:04.353
‫مامان...

00:14:10.473 --> 00:14:13.953
‫اصلاً چطور می‌تونید با اونطور
‫آدم‌هایی قاطی بشید؟

00:14:14.033 --> 00:14:16.193
‫اما مامان جنگ بالاخره تموم شد!

00:14:17.553 --> 00:14:18.793
‫ببینیدش

00:14:21.513 --> 00:14:24.393
‫عشقی که بین ما بود
‫حتی قابل توصیف هم نیست

00:14:25.553 --> 00:14:29.233
‫هر روز در این کمد رو باز می‌کنم
‫تا بوی لباس‌هاش رو حس کنم

00:14:30.233 --> 00:14:32.993
‫اون تنها بچه‌ایه
‫که دوستش داشتم

00:14:33.073 --> 00:14:34.433
‫و اون توی جنگ مُرد

00:14:35.193 --> 00:14:37.618
‫چه جنگ تموم بشه، چه نشه،

00:14:37.619 --> 00:14:40.473
‫جنگ برای ما برندیفورتی‌ها تموم نمیشه

00:14:45.593 --> 00:14:47.913
‫به کاتانیا برنمی‌گردیم. هرگز

00:14:49.153 --> 00:14:51.913
‫کاتانیا بخشی از یه زندگی دیگه‌ست

00:14:51.993 --> 00:14:58.233
‫زندگی‌ای که توش پسر من زنده،
‫سالم، قوی و خوش‌تیپ بود

00:15:01.802 --> 00:15:03.353
‫الان دیگه خوراک کرم‌ها شده

00:15:05.153 --> 00:15:08.313
‫وقتی من بمیرم،
‫تو توی همین ویلا می‌مونی

00:15:08.393 --> 00:15:10.633
‫باید مراقب اتاقم باشی،

00:15:10.753 --> 00:15:13.313
‫همونطوری که من از اتاق‌های
‫آشناهای مُرده مراقبت کردم

00:15:13.393 --> 00:15:15.033
‫این سرنوشت توئه

00:15:15.113 --> 00:15:18.193
‫منصفانه نیست، مامان. من دوست دارم
‫برم به کاتانیا، می‌خوام زندگی کنم

00:15:19.113 --> 00:15:20.313
‫می‌خوای زندگی کنی؟

00:15:22.473 --> 00:15:25.513
‫تو فقط یه فلج بیچاره‌ای،
‫فایده‌ی زندگی چیه؟

00:15:28.193 --> 00:15:31.833
‫به هر حال، بحث کردن فایده‌ای نداره.
‫من تصمیمم رو گرفتم

00:15:39.433 --> 00:15:41.873
‫به چی فکر می‌کنی؟
‫اینکه من دیوونه‌ام؟

00:15:42.473 --> 00:15:43.473
‫نه

00:15:44.433 --> 00:15:49.433
‫فکر می‌کنی من خودخواهم؟

00:15:49.513 --> 00:15:50.993
‫معلومه که اونطور فکری می‌کنم

00:15:51.793 --> 00:15:54.233
‫آخه من هیچوقت نگفتم
‫که آدم خیرخواهی‌ام

00:15:56.073 --> 00:15:58.593
‫آدم خیرخواه بودن کاملاً...

00:15:59.913 --> 00:16:01.153
‫حقه‌بازیه

00:16:01.753 --> 00:16:03.033
‫ساختگیه

00:16:04.193 --> 00:16:05.753
‫ریاکاریه

00:16:06.993 --> 00:16:08.913
‫«جلب حسن توجه مخاطب»

00:16:08.993 --> 00:16:12.233
‫اصلاً خیرخواهی بقیه‌ی مردم
‫برام مهم نیست

00:16:13.193 --> 00:16:14.713
‫اگه من رو ببخشید...

00:16:14.793 --> 00:16:16.513
‫کافیه

00:16:18.033 --> 00:16:20.353
‫دیگه خسته شده بودم
‫از اینکه وانمود می‌کردم

00:16:20.433 --> 00:16:22.593
‫از کسی اطاعت می‌کنم که
‫برای زندگی ما تصمیم می‌گیره،

00:16:22.713 --> 00:16:24.633
‫از اعمال قدرتش خسته شده بودم

00:16:26.833 --> 00:16:30.249
‫شاهدخت برای شام نمیاد پایین،
‫می‌خواد توی اتاقش گوشتابه بخوره

00:16:30.250 --> 00:16:31.593
‫الان آماده می‌کنم

00:16:32.273 --> 00:16:34.313
‫صلح بالاخره آزادمون کرده بود

00:16:34.393 --> 00:16:36.473
‫خیلی وقت بود منتظر این لحظه بودیم

00:16:37.313 --> 00:16:39.833
‫تمام مردم ایتالیا ریخته بودن بیرون.
‫در حالی که ما...

00:16:39.913 --> 00:16:42.233
‫من هیچوقت تجربه‌ش نکرده بودم،
‫حتی قبل از جنگ هم تجربه‌ش نکردم

00:16:43.193 --> 00:16:44.553
‫نمی‌دونم صلح چیه

00:16:45.593 --> 00:16:47.313
‫من بهتون اجازه‌ی جشن گرفتن میدم

00:16:48.953 --> 00:16:50.153
‫من مجوز میدم

00:16:51.313 --> 00:16:55.273
‫اما باید خارج از اینجا جشن بگیرید.
‫توی ملک باشه، اما دور از ویلا

00:16:55.793 --> 00:16:59.153
‫اما بعد از اینکه شاهدخت گایا خوابید

00:17:00.073 --> 00:17:01.393
‫ممنون

00:17:02.233 --> 00:17:05.113
‫نگران نباشید، هر چی شما بگید

00:17:06.313 --> 00:17:07.393
‫اما می‌دونم خوشی چیه

00:17:08.553 --> 00:17:11.553
‫می‌تونم توی وجود دیگران حسش کنم

00:17:11.633 --> 00:17:15.633
‫یهویی توی خون‌شون،
‫توی چشم‌های درخشان‌شون منفجر میشه

00:17:16.593 --> 00:17:18.193
‫و من می‌خواستم همه‌ش مال خودم باشه

00:17:18.273 --> 00:17:19.513
‫از این طرف

00:17:55.473 --> 00:17:57.153
‫چرا دیگه نمی‌رقصید؟

00:17:58.633 --> 00:18:00.473
‫ادامه بدید، ما هم اومدیم جشن بگیریم!

00:18:01.873 --> 00:18:03.993
‫یالا، آهنگ رو ادامه بدید!

00:18:24.953 --> 00:18:26.113
‫شاهدخت!

00:18:26.193 --> 00:18:28.113
‫- شاهدخت
‫- چی شده؟

00:18:29.953 --> 00:18:33.593
‫- چه خبره؟
‫- یه خبر خوب دارم

00:18:33.713 --> 00:18:36.393
‫- چی؟
‫- شوهرم داره برمی‌گرده

00:18:38.033 --> 00:18:40.753
‫زنده مونده، شاهدخت

00:18:40.833 --> 00:18:44.033
‫خیلی برات خوشحالم.
‫باید کنارش باشی

00:18:44.113 --> 00:18:46.953
‫نمی‌تونم. به شاهدخت گایا چی بگم؟

00:18:47.033 --> 00:18:49.273
‫نگران شاهدخت نباش،
‫خودم باهاش حرف می‌زنم

00:18:49.353 --> 00:18:51.193
‫- واقعاً؟
‫- برو

00:18:51.713 --> 00:18:53.433
‫ممنون، شاهدخت!

00:20:29.753 --> 00:20:32.233
‫کنار همدیگه خیلی خوشگل بودید

00:20:32.953 --> 00:20:35.593
‫حتی به چشم‌های دخترت
‫نگاه هم نکردی

00:20:35.713 --> 00:20:37.553
‫اون شاهدخت برندیفورتیه

00:20:38.353 --> 00:20:42.793
‫من کارمینِ کشاورزم.
‫چرا اون کار رو کردی؟

00:20:43.833 --> 00:20:45.393
‫فقط یه رقص ساده بود

00:21:00.873 --> 00:21:02.193
‫خیلی خوشگلی

00:21:25.833 --> 00:21:27.833
‫♪ اگه به ارابه‌چی بدمت ♪

00:21:27.913 --> 00:21:30.553
‫♪ مدام در حال رفت و آمده ♪

00:21:36.913 --> 00:21:38.233
‫بیا اینجا

00:21:43.233 --> 00:21:44.193
‫چه بلایی سرت آوردن؟

00:21:44.273 --> 00:21:46.393
‫- چی؟
‫- چی شده؟

00:21:48.553 --> 00:21:49.633
‫هیچی...

00:21:50.313 --> 00:21:51.353
‫هیچی...

00:22:01.953 --> 00:22:02.873
‫بیا بریم

00:22:03.753 --> 00:22:06.193
‫چرا؟ می‌خوام برقصم

00:22:06.233 --> 00:22:08.633
‫- من می‌خوام برم
‫- چرا؟

00:22:08.753 --> 00:22:10.393
‫تو اگه می‌خوای بمونی، بمون

00:22:28.033 --> 00:22:29.073
‫بس کن

00:23:17.473 --> 00:23:20.353
‫علیاحضرت، ببخشید که مزاحم شدم

00:23:20.433 --> 00:23:23.153
‫یه نامه از کاتانیا اومده

00:23:23.993 --> 00:23:25.073
‫یعنی از طرف کیه؟

00:23:30.513 --> 00:23:32.873
‫بدن دردت چطوره، آنتونیو؟

00:23:32.953 --> 00:23:35.833
‫از طرف دوکِ تارگاجیه.
‫می‌خواد دوباره به دیدنمون بیاد

00:23:35.913 --> 00:23:37.953
‫دیگه اصلاً آرامش نداریم

00:23:38.033 --> 00:23:41.713
‫مردم دوباره اون دورهمی‌های شب‌هنگام
‫برای رقصیدن رو شروع می‌کنن

00:23:44.393 --> 00:23:48.193
‫«در راه بازگشت از کاتانیا،
‫فردا از کنار کاخ شما عبور خواهم کرد

00:23:48.233 --> 00:23:49.993
‫باید با شما صحبت کنم»

00:23:50.073 --> 00:23:53.713
‫حتماً کار مهمی داره، مامان.
‫شاید می‌خواد یه عروسی رو اطلاع بده

00:23:53.793 --> 00:23:55.273
‫اوه، چقدر حوصله سر بر

00:23:56.313 --> 00:23:59.873
‫- بی‌حوصلگی خیلی شیطانیه
‫- شاید می‌خواد از من خواستگاری کنه

00:24:01.353 --> 00:24:03.183
‫باید ببینی چقدر خوش‌تیپه، مودستا

00:24:03.553 --> 00:24:05.993
‫حرف‌های مسخره نزن، بئاتریچ

00:24:06.073 --> 00:24:09.873
‫بگو ببینم، کِی ظاهراً عاشقت شده؟

00:24:12.593 --> 00:24:14.473
‫آنتونیو، فردا خونه باید بدرخشه

00:24:14.553 --> 00:24:18.033
‫آره، و تمام تلاشت رو بکن
‫که حالت بهتر بشه، آنتونیو

00:24:18.113 --> 00:24:20.033
‫بهتر شدن هم
‫به اراده‌ی آدم بستگی داره

00:24:46.793 --> 00:24:48.513
‫نه، ببخشید، بازش کن

00:24:56.433 --> 00:24:58.313
‫لباسم خیلی تنگه

00:25:00.553 --> 00:25:03.073
‫آخرین بار ۳ سال پیش پوشیدمش،
‫شاید چاق شدم

00:25:04.193 --> 00:25:07.553
‫- برم عوضش کنم؟
‫- خیلی هم بهت میاد

00:25:08.633 --> 00:25:09.793
‫خوشگل شدی

00:25:11.553 --> 00:25:12.393
‫رسیدن

00:25:15.313 --> 00:25:17.233
‫درست راه برو، بئاتریچ

00:25:26.593 --> 00:25:27.513
‫بشین
‫زود باش

00:25:37.833 --> 00:25:40.753
‫شاهدخت، باید بیاید پایین.
‫دوک می‌خواد باهاتون صحبت کنه

00:25:40.833 --> 00:25:43.313
‫خب، باید می‌گفتی بیاد داخل

00:25:50.993 --> 00:25:52.033
‫لوئیجی

00:25:53.673 --> 00:25:55.153
‫نزدیک‌تر نیاید، شاهدخت

00:25:56.553 --> 00:25:59.273
‫قضیه‌ی اون شال چیه؟
‫شبیه یه راهزن شدی

00:25:59.353 --> 00:26:00.993
‫ممکنه مسری باشه

00:26:02.393 --> 00:26:04.073
‫مسری باشه؟ منظورت چیه؟

00:26:04.593 --> 00:26:07.273
‫- مادرم تب داره و ۲ روزه حالت تهوع داره
‫- ویتوریا؟

00:26:07.873 --> 00:26:09.993
‫حتی خواهر کوچیک‌ترم هم
‫صبح ناخوش احوال بود

00:26:10.873 --> 00:26:12.393
‫خودم فعلاً خوبم

00:26:12.513 --> 00:26:14.633
‫دارم از کاتانیا برمی‌گردم

00:26:14.713 --> 00:26:17.713
‫اونجا یه‌کم دارو گرفتم
‫و این دو تا پرستار رو پیدا کردم

00:26:18.593 --> 00:26:22.553
‫- متوجه نمیشم، چه خبره؟
‫- می‌خواستم شخصاً بهتون هشدار بدم

00:26:23.593 --> 00:26:26.113
‫می‌دونم خیلی وقته
‫به کاتانیا نرفتید، اما...

00:26:26.193 --> 00:26:29.753
‫یه بیماری بد توی شهر وجود داره،
‫یه طاعون وحشتناک

00:26:30.633 --> 00:26:33.433
‫اگه کسی از شما تب داشت،
‫باید فوراً طبیب خبر کنید

00:26:34.553 --> 00:26:35.993
‫نونزیا تب داره

00:26:38.193 --> 00:26:41.273
‫- نزدیکش نشید. از بقیه جداش کنید
‫- باشه...

00:26:41.953 --> 00:26:45.113
‫- دیگه باید برم
‫- نه، ما...

00:26:45.193 --> 00:26:47.633
‫ناهار آماده کردیم

00:26:47.713 --> 00:26:49.153
‫ببخشید

00:26:53.713 --> 00:26:55.633
‫لوئیجی. لوئیجی

00:26:56.513 --> 00:26:57.393
‫لوئیجی

00:26:58.153 --> 00:26:59.793
‫سلام من رو به ویتوریا برسون

00:27:01.193 --> 00:27:02.833
‫سلامم رو به ویتوریا برسون

00:27:16.873 --> 00:27:18.633
‫خب؟ حال نونزیا چطوره؟

00:27:19.273 --> 00:27:21.153
‫متاسفانه حالش خوب نیست، شاهدخت

00:27:21.913 --> 00:27:22.993
‫براش دعا کنید

00:27:23.673 --> 00:27:25.513
‫به همه بگید ازش دوری کنن

00:27:25.593 --> 00:27:28.593
‫غذا و دارو رو بذارید جلوی در اتاقش

00:27:28.673 --> 00:27:30.113
‫دقیقاً چه بیماری‌ای داره؟

00:27:30.873 --> 00:27:35.193
‫- یه آنفلوانزا. بهش میگن آنفلوانزای اسپانیایی
‫- اوه، آنفلوانزا، چقدر بزرگش کردن...

00:27:35.273 --> 00:27:37.793
‫خیلی واگیردار و احتمالاً کشنده‌ست

00:27:37.873 --> 00:27:39.873
‫کل قاره درگیر این بیماری شده

00:27:40.393 --> 00:27:43.153
‫ظاهراً سربازهای جبهه
‫این بیماری رو با خودشون آوردن

00:27:43.753 --> 00:27:47.873
‫باید فاصله‌تون رو حفظ کنید
‫و برای یه قرنطینه آماده بشد

00:27:47.953 --> 00:27:50.673
‫باید ارتباطات به کم‌ترین حد برسن

00:27:50.753 --> 00:27:54.193
‫حتی توی ویلا هم باید
‫از هم فاصله داشته باشید

00:27:54.953 --> 00:27:59.153
‫حتی خیلی خوب میشه
‫اگه همه تا جایی که ممکنه

00:27:59.233 --> 00:28:00.553
‫توی اتاق خودشون بمونن

00:28:00.633 --> 00:28:03.273
‫- چقدر حوصله سر بر...
‫- می‌دونم، شاهدخت

00:28:04.553 --> 00:28:06.513
‫تعداد دهقان‌های بیمار
‫از دهقان‌های سالم بیش‌تر شده

00:28:06.593 --> 00:28:09.193
‫- شرایط به شدت وخیمه
‫- باید چیکار کنیم؟

00:28:10.953 --> 00:28:14.873
‫باید دستکش بپوشید
‫و از ماسک استفاده کنید

00:28:14.953 --> 00:28:18.593
‫می‌تونید ملحفه‌ها رو قیچی کنید
‫و خودتون باهاش ماسک درست کنید

00:28:18.673 --> 00:28:21.913
‫ضدعفونی‌کننده بگیرید،
‫همه چیز باید ضدعفونی بشه

00:28:22.393 --> 00:28:24.043
‫ملحفه‌ها، رومیزی‌ها و ظرف‌ها رو بشورید

00:28:26.793 --> 00:28:29.873
‫دست به دهنتون نزنید
‫و مدام دست‌هاتون رو بشورید

00:28:29.953 --> 00:28:32.833
‫به جاهایی که بقیه دست زدن
‫به هیچ وجه دست نزنید

00:28:33.393 --> 00:28:36.233
‫اما مهم‌تر از همه،

00:28:36.313 --> 00:28:40.593
‫وضعیت سلامت کسایی که نزدیک‌تون
‫زندگی می‌کنن رو زیر نظر داشته باشید

00:29:45.793 --> 00:29:50.233
‫انباری رو پر کردم از نعمت‌های خدا:
‫پنیر، گوشت، حبوبات

00:29:50.313 --> 00:29:53.033
‫شاهدخت گفت شراب مالوازیا
‫و زیبیبو هم بگیرم

00:29:53.553 --> 00:29:56.553
‫به اندازه‌ی یه سال غذا دارید و مجبور نیستید
‫گرسنگی و تشنگی رو تحمل کنید

00:29:56.633 --> 00:29:57.993
‫می‌تونی بری، ممنون

00:30:05.873 --> 00:30:07.513
‫«نیستید»؟ منظورت چیه؟

00:30:07.593 --> 00:30:09.793
‫تا یه مدت دیگه به ویلا برنمی‌گردم

00:30:10.833 --> 00:30:13.033
‫تا وقتی این طاعون تموم بشه
‫می‌خوام توی خونه‌م بمونم

00:30:13.633 --> 00:30:14.633
‫کدوم خونه؟

00:30:15.153 --> 00:30:16.313
‫مودستا...

00:30:17.033 --> 00:30:19.753
‫واقعاً فکر کردی اون آلونک
‫خونه‌ی واقعی منه؟

00:30:20.673 --> 00:30:21.993
‫همه‌مون یه خونه داریم

00:30:23.353 --> 00:30:24.553
‫یه خونه واقعی

00:30:28.233 --> 00:30:30.753
‫بیرون از ویلا همه دارن
‫بیمار میشن، کارمین

00:30:35.593 --> 00:30:37.713
‫اگه بری، ممکنه هیچوقت برنگردی

00:30:54.113 --> 00:30:55.393
‫خطرناکه

00:31:16.553 --> 00:31:17.993
‫خانم گایا، اینجا چیکار می‌کنید؟

00:31:19.193 --> 00:31:20.673
‫توی خونه چرخیدن خطرناکه

00:31:20.753 --> 00:31:23.193
‫باید همیشه ماسک بزنید،
‫خودتون می‌دونید

00:31:23.873 --> 00:31:27.233
‫- داره فرا می‌رسه، مودی
‫- دماغ و دهنتون رو بپوشونید

00:31:38.873 --> 00:31:40.233
‫حواسم بهت بوده

00:31:42.433 --> 00:31:44.273
‫سکان کشتی رو به دست گرفتی

00:31:45.753 --> 00:31:48.073
‫کارها رو مدیریت می‌کنی،
‫دستور میدی...

00:31:49.033 --> 00:31:50.313
‫داری تمام تلاشت رو می‌کنی

00:31:52.553 --> 00:31:55.433
‫اما این همه سخت‌کوشی فایده‌ای نداره

00:31:58.833 --> 00:32:00.993
‫پایان داره فرا می‌رسه، مودی

00:32:02.033 --> 00:32:06.073
‫داره توی خونه پرسه می‌زنه،
‫از کنار همه رد میشه

00:32:06.153 --> 00:32:08.873
‫نباید از جنگ می‌ترسیدیم...

00:32:09.993 --> 00:32:11.593
‫باید از این صلح می‌ترسیدیم

00:32:24.433 --> 00:32:27.073
‫- لطفاً بذار موسیقی پخش بشه
‫- چی؟

00:32:27.153 --> 00:32:28.633
‫بذار موسیقی پخش بشه

00:34:24.341 --> 00:34:25.461
‫آنتونیو، چیکار می‌کنی؟

00:34:27.261 --> 00:34:30.461
‫یکی باید همیشه اینجا باشه...

00:34:31.341 --> 00:34:33.261
‫تا از مهمون‌ها استقبال کنه

00:34:34.059 --> 00:34:36.659
‫اما قرار نیست مهمون داشته باشیم،
‫کسی نمیاد اینجا

00:34:38.859 --> 00:34:42.899
‫پس میشه برم چند ساعت
‫استراحت کنم، علیاحضرت؟

00:34:42.979 --> 00:34:44.139
‫البته

00:34:45.539 --> 00:34:47.179
‫فکر کنم تب دارم

00:34:47.899 --> 00:34:48.979
‫برو یه‌کم استراحت کن

00:34:50.419 --> 00:34:53.219
‫میگم شامت رو بذارن دم در اتاقت

00:35:19.979 --> 00:35:22.579
‫بز!

00:35:24.455 --> 00:35:25.062
‫بز...

00:35:44.899 --> 00:35:46.059
‫کارمین...

00:35:53.997 --> 00:35:55.182
‫«منا»ست...

00:35:55.979 --> 00:35:58.361
‫- من میرم، شاهدخت
‫- نه

00:35:59.822 --> 00:36:01.102
‫خودم میرم

00:36:04.259 --> 00:36:06.699
‫- شاهدخت، حالتون چطوره؟
‫- منا، بمون همون‌جا

00:36:06.779 --> 00:36:08.779
‫نمی‌تونم بذارم بیایی داخل، شرمنده.
‫باید بری

00:36:08.859 --> 00:36:12.539
‫ممکنه آنفلوانزای اسپانیایی داشته باشی،
‫حتی اگه علامتی نداشته باشی

00:36:12.619 --> 00:36:14.699
‫ندارم، شاهدخت، قسم می‌خورم

00:36:15.219 --> 00:36:17.819
‫اگه حالم خوب نبود،
‫به نظرتون می‌تونستم تا اینجا بیام؟

00:36:17.899 --> 00:36:20.859
‫این بیماری خیلی موذیه.
‫آنتونیو از دیروز تبش شروع شده

00:36:20.939 --> 00:36:23.379
‫- من با کسی در ارتباط نبودم
‫- منم ممکنه بیمار باشم

00:36:23.979 --> 00:36:25.539
‫دیشب بالا آوردم

00:36:29.219 --> 00:36:31.619
‫شوهرم توی جنگ معلول شده

00:36:32.179 --> 00:36:34.899
‫- دیگه کسی بهش شغلی نمیده
‫- نشنیدی الان چی گفتم؟

00:36:34.979 --> 00:36:36.579
‫- خواهش می‌کنم
‫- باید بری

00:36:36.659 --> 00:36:39.019
‫نمی‌تونم به‌خاطر تو
‫جون خانواده‌م رو در خطر بندازم

00:36:42.739 --> 00:36:43.899
‫خانواده‌ت؟

00:36:45.019 --> 00:36:46.139
‫برو پی کارت!

00:36:56.019 --> 00:36:57.819
‫از کِی تا حالا اینقدر...

00:37:01.859 --> 00:37:02.979
‫خبیث شدی؟

00:37:06.739 --> 00:37:08.299
‫قبلاً آدم دیگه‌ای بودی

00:37:09.579 --> 00:37:10.619
‫الان شبیه شاهدخت گایا شدی

00:37:24.859 --> 00:37:26.219
‫صبح بخیر

00:37:26.299 --> 00:37:28.699
‫پستچی از اینجا رد میشد
‫و چند تا روزنامه برامون گذاشت

00:37:28.779 --> 00:37:32.539
‫نمی‌فهمم چی میگی.
‫ماسکت رو دربیار، خیلی فاصله داریم

00:37:34.059 --> 00:37:36.659
‫پستچی امروز صبح
‫چند تا روزنامه هم برامون گذاشته

00:37:36.739 --> 00:37:40.819
‫ده روزی یک بار میاد،
‫امیدوارم روزنامه‌ها برای امروز باشن

00:37:42.979 --> 00:37:45.619
‫نه، مال دو روز پیشن

00:37:45.699 --> 00:37:48.219
‫حداقل تیترها رو بخون.
‫خودت هم کنجکاو نیستی؟

00:37:49.899 --> 00:37:53.019
‫«آنفلوانزا در حال بدتر شدن است...»

00:37:53.099 --> 00:37:55.339
‫هنوزم درمورد اون خبر می‌نویسن...

00:37:55.979 --> 00:37:58.259
‫یالا، یه چیز دیگه بخون

00:37:59.739 --> 00:38:02.819
‫«یک متمم جدید در قانون
‫اساسی آمریکا به تایید رسید

00:38:02.899 --> 00:38:05.659
‫- از این پس اکیداً ممنوع است که...»
‫- نه، حوصله سر بره. یکی دیگه

00:38:06.699 --> 00:38:08.299
‫«جنگ داخلی در روسیه ادامه دارد

00:38:08.899 --> 00:38:11.539
‫ارتش سفید جلوی پیشروی
‫ارتش سرخ را نمی‌گیرد»

00:38:11.619 --> 00:38:13.699
‫اینم از لطافت و زیبایی...

00:38:14.939 --> 00:38:18.259
‫همه چیز روزبه‌روز ناراحت‌کننده‌تر
‫و فلاکت‌بارتر میشه

00:38:18.339 --> 00:38:21.979
‫روستاها و کاخ‌ها رو
‫مصادره می‌کنن... چرا؟

00:38:22.939 --> 00:38:26.979
‫بعدش یه عالمه خونه‌ی کوچیک
‫و زشت می‌سازن که شبیه به همن،

00:38:27.019 --> 00:38:28.619
‫همه‌شون خیلی ضایعن

00:38:33.819 --> 00:38:35.099
‫به نظرت...

00:38:37.419 --> 00:38:41.179
‫از وقتی این همه‌گیری شروع شده
‫زیادی غذا درست نمی‌کنن؟

00:38:42.379 --> 00:38:43.899
‫دیگه حال به هم زن شده

00:38:43.979 --> 00:38:47.579
‫هیچوقت اینقدر غذا درست نکردیم،
‫حتی وقتی هر روز مهمون داشتیم

00:38:48.299 --> 00:38:49.299
‫و...

00:38:51.619 --> 00:38:52.779
‫تو هم همینطور، مودی...

00:38:54.339 --> 00:38:58.979
‫باید کم‌تر غذا بخوری، چاق شدی

00:38:59.899 --> 00:39:01.819
‫خوش‌اندامیت رو از دست میدی...

00:39:03.019 --> 00:39:06.099
‫اینطوری مشخص میشه
‫که یه دهقانی...

00:39:08.059 --> 00:39:12.099
‫مخصوصاً با اون لپ‌های تپلت، ببخشید...

00:39:14.499 --> 00:39:15.739
‫خیلی خجالت‌آوره

00:39:19.779 --> 00:39:21.139
‫به هر حال...

00:39:24.179 --> 00:39:25.659
‫من دارم محو میشم...

00:39:27.099 --> 00:39:28.739
‫و تو داری شکوفا میشی

00:39:32.699 --> 00:39:34.699
‫به نظرت مزخرف نیست؟

00:39:58.739 --> 00:40:01.099
‫فکر کن یه بچه این داخل می‌بود...

00:40:04.179 --> 00:40:06.819
‫آره، یه بچه...

00:40:09.099 --> 00:40:10.699
‫همه‌ش ورجه ورجه می‌کرد

00:40:13.299 --> 00:40:15.539
‫از یه اتاق به اتاق دیگه می‌رفت...

00:40:19.819 --> 00:40:21.939
‫یه زندگی جدید توی خونه می‌بود

00:40:24.739 --> 00:40:26.059
‫خوشت میاد؟

00:40:26.659 --> 00:40:29.779
‫آره، خیلی زیاد.
‫اسمش رو چی بذاریم؟

00:40:36.339 --> 00:40:37.579
‫نمی‌دونم

00:40:54.659 --> 00:40:56.419
‫صدا از اتاق عمه آدلاید اومد

00:41:35.539 --> 00:41:36.419
‫خب؟

00:41:38.099 --> 00:41:43.379
‫شاهدخت خیلی بد زمین خوردن.
‫چند تا از دنده‌هاشون شکستن

00:41:43.499 --> 00:41:45.379
‫چی شده؟ چرا زمین خورده؟

00:41:46.339 --> 00:41:49.899
‫نمی‌دونم. حتماً از هوش رفتن

00:41:49.979 --> 00:41:52.539
‫متاسفانه قلبشون خیلی ضعیفه

00:41:53.619 --> 00:41:56.779
‫اگه خیلی درد داشتن...

00:41:57.939 --> 00:41:59.059
‫این رو بدید بهشون بخورن

00:41:59.619 --> 00:42:00.739
‫مخلوط افیونه

00:42:00.819 --> 00:42:05.019
‫به‌خاطر آنفلوانزای اسپانیایی فقط
‫یک نفر باید ازشون مراقبت کنه

00:42:05.099 --> 00:42:07.739
‫- هر چقدر ارتباطات کم‌تر باشه، بهتره
‫- البته

00:42:07.819 --> 00:42:08.899
‫خداحافظ

00:42:11.979 --> 00:42:15.539
‫- کیه؟
‫- منم مودستا، ناهارتون رو آوردم

00:42:15.619 --> 00:42:16.659
‫بیا داخل

00:42:25.939 --> 00:42:28.299
‫- حالتون چطوره؟
‫- خیلی خرابم

00:42:30.659 --> 00:42:32.979
‫مرگ خیلی راحت‌تره

00:42:41.099 --> 00:42:44.619
‫- نه، گرسنه‌م نیست
‫- باید غذا بخورید که قوی بشید

00:42:55.979 --> 00:42:58.219
‫مثل یه بچه بهم غذا میدی

00:43:12.859 --> 00:43:14.979
‫بسه. غیر قابل تحمله

00:43:17.179 --> 00:43:20.259
‫- دردتون رو می‌گید؟
‫- نه، شرایطی که دارم رو میگم

00:43:23.619 --> 00:43:26.739
‫نمی‌خوام به جز تو
‫کسی من رو اینطور ببینه

00:43:32.419 --> 00:43:36.019
‫- «نباید به هیچ وجه وسوسه شوم...»
‫- «که از آن سوسک جدا شوم

00:43:36.899 --> 00:43:39.869
‫با لحنی نگران‌کننده و
‫غم‌انگیز پرسیدم: «به چه صورت؟»

00:43:40.019 --> 00:43:42.059
‫«با فرض بر اینکه طلای ناب است»

00:43:42.139 --> 00:43:44.695
‫با جدیت عمیقی این حرف را زد،
‫و من به طرز وصف‌ناپذیری شوکه شدم

00:43:44.873 --> 00:43:47.579
‫با لبخند پیرزمندانه‌ای ادامه داد:

00:43:47.659 --> 00:43:50.059
‫«این حشره قرار است
‫بخت مرا دگرگون کند

00:43:50.139 --> 00:43:53.619
‫و دوباره دارایی‌های خانواده‌م را
‫به من برگرداند

00:43:54.299 --> 00:43:57.019
‫پس اینکه برایم ارزشمند است
‫جای شگفتی دارد؟

00:43:57.659 --> 00:44:01.699
‫چون بخت صلاح دیده
‫که آن را به من اعطا کند،

00:44:01.779 --> 00:44:03.739
‫من فقط می‌توانم
‫درست از آن استفاده کنم

00:44:03.819 --> 00:44:06.219
‫تا به طلایی که این حشره
‫نشانه‌ی آن است، دست یابم»

00:44:07.739 --> 00:44:09.979
‫ژوپیتر، آن سوسک را برایم بیاور!»

00:45:09.539 --> 00:45:11.499
‫وقتی این همه‌گیری تموم بشه...

00:45:12.259 --> 00:45:15.259
‫خودم شخصاً به خانواده‌ی آنتونیو
‫رسیدگی می‌کنم

00:45:17.499 --> 00:45:19.339
‫تمام عمرش رو اینجا کار کرد

00:45:19.979 --> 00:45:23.339
‫خب، وقتی زنده بود،
‫همیشه بهش می‌گفتید «آنتونیوی بیچاره»

00:45:23.419 --> 00:45:26.059
‫و حالا که مُرده، فقط می‌گید آنتونیو

00:45:27.779 --> 00:45:29.539
‫آره، چون...

00:45:30.419 --> 00:45:32.019
‫ما زنده‌ها بیچاره‌ایم

00:45:36.548 --> 00:45:38.588
‫چطور اینقدر چاق شدی؟

00:45:40.188 --> 00:45:43.388
‫- داری یه شوخی کثیف با من می‌کنی؟
‫- نه

00:45:44.308 --> 00:45:47.308
‫می‌بینم که سریع متوجه شدی
‫منظور من چی بوده

00:45:48.428 --> 00:45:49.588
‫لباس‌هات رو دربیار

00:45:51.308 --> 00:45:53.508
‫- چی؟
‫- لخت شو

00:45:55.828 --> 00:45:56.628
‫نه

00:45:59.788 --> 00:46:00.628
‫لباس‌هات رو دربیار

00:46:01.708 --> 00:46:02.708
‫خجالت می‌کشم

00:46:03.228 --> 00:46:05.708
‫- من جای مادرت رو دارم. بجنب
‫- نمی‌تونم

00:46:05.788 --> 00:46:06.948
‫نمی‌تونی؟

00:46:08.828 --> 00:46:10.188
‫دامنت رو دربیار

00:46:18.748 --> 00:46:19.708
‫اون یکی رو هم دربیار

00:46:30.308 --> 00:46:31.468
‫لباس زیرت رو هم دربیار

00:46:34.588 --> 00:46:36.388
‫پایین. پایین‌تر

00:46:38.068 --> 00:46:39.508
‫لباست رو بگیر بالا

00:46:45.428 --> 00:46:47.068
‫باورم نمیشه...

00:46:48.548 --> 00:46:51.708
‫چقدر احمقی که گذاشتی
‫اون موجود حامله‌ت کنه

00:46:54.428 --> 00:46:58.468
‫قبل از اینکه عروسی کنید
‫بهت هشدار دادم که بچه‌دار نشو

00:47:07.508 --> 00:47:10.548
‫دوران مادری یه‌جور
‫غیبت احمقانه ایجاد می‌کنه،

00:47:10.628 --> 00:47:12.508
‫از زندگی دورت می‌کنه

00:47:13.708 --> 00:47:18.148
‫وقتی مثل هر زن دیگه‌ای باردار بشی

00:47:18.908 --> 00:47:22.028
‫ممکنه هوش و قدرتت رو
‫از دست بدی، چقدر حیف

00:47:22.108 --> 00:47:22.948
‫ببخشید

00:47:23.028 --> 00:47:25.708
‫اسم خانواده‌ی برندیفورتی
‫باید با من دفن بشه

00:47:26.388 --> 00:47:27.548
‫خیلی‌خب؟

00:47:27.628 --> 00:47:29.788
‫و اجازه نمیدم هیچکس...

00:47:30.908 --> 00:47:34.628
‫و تکرار می‌کنم، هیچکس،

00:47:34.748 --> 00:47:36.788
‫برخلاف اراده‌ی من عمل کنه

00:47:39.148 --> 00:47:44.788
‫بعد از تولد اون موجود،
‫دوبار دیگه حامله شدم

00:47:44.868 --> 00:47:48.748
‫و خودم بهش رسیدگی کردم،
‫با اینکه احساس خوبی نداشتم

00:47:48.828 --> 00:47:50.188
‫اما کاری که نیاز بود رو انجام دادم!

00:47:50.268 --> 00:47:53.148
‫- شما بچه‌های دیگه‌ای داشتید
‫- گوش کن، فقط یه بار میگم

00:47:53.188 --> 00:47:55.268
‫اگه بچه می‌خوای،
‫باید از اینجا بری!

00:47:56.108 --> 00:47:57.268
‫اما...

00:47:58.068 --> 00:47:59.548
‫از ارث محروم میشی

00:47:59.628 --> 00:48:01.628
‫هر کس ویلا رو ترک کنه، خب...

00:48:02.708 --> 00:48:05.508
‫تمام دارایی من به کسی می‌رسه
‫که توی ویلا باشه

00:48:20.007 --> 00:48:21.887
‫به هر حال، هنوزم میشه
‫اوضاع رو مرتب کرد

00:48:23.247 --> 00:48:24.407
‫اونطور بهم نگاه نکن

00:48:24.487 --> 00:48:27.327
‫نمیگم باید کاری رو انجام بدی
‫که مادرت انجام داده

00:48:27.407 --> 00:48:31.847
‫اینکه از گیاهان دارویی، پمادهای سمی
‫یا میل‌های بافتنی استفاده کنی، مثل خودم

00:48:32.487 --> 00:48:36.087
‫میگم با خبر کردن یه طبیب
‫می‌تونی اوضاع رو مرتب کنی

00:48:36.127 --> 00:48:37.567
‫اما باید عجله کنی،

00:48:37.687 --> 00:48:40.567
‫چون اگه بیش‌تر صبر کنیم،
‫ممکنه خطرناک باشه

00:48:40.687 --> 00:48:43.007
‫و نمی‌خوام خودت رو هم از دست بدم

00:48:43.487 --> 00:48:44.967
‫حرف خنده‌داری نزدم

00:48:45.047 --> 00:48:48.447
‫باید ساکت باشی و خجالت بکشی

00:48:50.927 --> 00:48:52.327
‫خودت رو...

00:48:52.694 --> 00:48:53.927
‫خوش‌شانس بدون

00:48:55.147 --> 00:48:57.107
‫دیگه بذار استراحت کنم.
‫برو بیرون

00:48:57.505 --> 00:48:58.427
‫برو

00:49:40.718 --> 00:49:47.718
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:49:49.777 --> 00:49:52.387
‫[ آنچه در قسمت آینده خواهید دید ]