﻿WEBVTT

00:00:00.080 --> 00:00:02.040
‫آنچه گذشت...

00:00:02.040 --> 00:00:04.740
‫اتهام وارده به متهم، ایتن مکینتاش

00:00:04.765 --> 00:00:06.805
‫قتل درجه دو هست

00:00:06.830 --> 00:00:10.160
‫متهم بدون وثیقه در بازداشت می‌مونه

00:00:10.160 --> 00:00:11.760
‫خب کی می‌تونیم ایتن رو ببینیم؟

00:00:11.760 --> 00:00:15.480
‫- ‫قیم قانونی ایتن می‌تونه بره دیدنش
‫- ‫پس یعنی من نمی‌تونم ببینمش

00:00:15.820 --> 00:00:17.620
‫وجهه‌ی ظاهری این وضعیتت

00:00:17.620 --> 00:00:19.280
‫داره هیئت‌مدیره رو نگران می‌کنه

00:00:19.280 --> 00:00:20.790
‫مگه هیئت‌مدیره خودت نیستی؟

00:00:20.790 --> 00:00:24.620
‫شما و آدام مکینتاش ‫با همدیگه با
‫یه مشتری کار می‌کردید ‫به نام گروه جنتری؟

00:00:24.620 --> 00:00:26.660
‫- درسته
‫- ‫شاید جیک رودریگز

00:00:26.660 --> 00:00:27.830
‫واقعاً حسادت می‌کرده

00:00:27.830 --> 00:00:31.540
‫یه مرد مجرد که با یه زوج جذاب
‫زیاد وقت می‌گذرونه

00:00:31.540 --> 00:00:33.940
‫مثلث پیچیده‌ایـه ولی در حدی که بکُشتش؟

00:00:34.320 --> 00:00:35.580
‫انگار باورش شده

00:00:35.580 --> 00:00:38.600
‫مزیت حواس‌پرتی یک بیوه‌ی عزادار

00:00:38.600 --> 00:00:40.080
‫حرف تو گوشش نمیره،
‫توی بچگیش هم همین بود

00:00:41.540 --> 00:00:42.720
‫باید باهاتون روراست باشم

00:00:42.720 --> 00:00:44.720
‫تو در ظاهر آدمِ بی‌نقصی هستی

00:00:44.720 --> 00:00:47.020
‫ولی همه‌ی خانواده‌ها ‫رازهایی دارن

00:00:47.316 --> 00:00:48.370
‫مال من نیست

00:00:48.370 --> 00:00:49.920
‫شاید بهتره این مسائل مطرح نشن

00:00:49.920 --> 00:00:51.060
‫یادته چطوری یادت دادم؟

00:00:51.060 --> 00:00:52.910
‫ولی هر اختلافی هم که بین‌تون بوده باشه،

00:00:52.910 --> 00:00:55.120
‫مشخصه اون پسر رو دوست دارین

00:00:55.120 --> 00:00:56.700
‫می‌خواین برگرده خونه؟

00:00:56.700 --> 00:00:58.020
‫پس همه‌چی رو بهم بگین

00:01:05.000 --> 00:01:23.024
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:40.790 --> 00:01:43.450
دلم ماشین چمن‌زنیم رو می‌خواد

00:01:46.660 --> 00:01:48.580
‫اونقدرا درب‌وداغون نیست

00:01:48.580 --> 00:01:49.870
‫مراسم رو میگم

00:01:49.870 --> 00:01:53.250
‫خب عالی که نیست اما
‫افتضاح هم نیست

00:01:53.250 --> 00:01:56.370
‫خب، اونقدرها آدم محبوبی نبودی

00:01:56.370 --> 00:01:57.870
‫مادرت رو نگاه

00:01:58.026 --> 00:01:59.841
‫از این که مجبوره با

00:01:59.865 --> 00:02:02.306
مردم حرف بزنه خیلی ناراحتـه

00:02:04.000 --> 00:02:06.620
‫خب، شاید این لباس که پوشیدی
‫یکم خوشحالش کنه

00:02:06.620 --> 00:02:09.620
‫هیچوقت نمی‌ذاشت خیلی بهم خوش بگذره.
‫حالا نوبت منـه

00:02:13.580 --> 00:02:15.580
‫نیکی هنوز نیومده

00:02:15.580 --> 00:02:17.160
‫هیچوقت پیداش نمی‌شد

00:02:17.160 --> 00:02:19.000
‫مگه این دفعه چه فرقی داره؟

00:02:19.000 --> 00:02:21.200
‫من که میگم همیشه با خودش روراست بوده

00:02:22.580 --> 00:02:24.818
‫شرمنده، من برم یکم با مردم حرف بزنم

00:02:24.842 --> 00:02:27.428
‫خودت که می‌دونی،
الان تو کانون توجهاتم

00:02:36.040 --> 00:02:38.620
‫عوضی

00:02:46.290 --> 00:02:47.700
‫مامان؟

00:02:49.000 --> 00:02:51.000
‫میشه این رو نگه داری؟

00:03:06.800 --> 00:03:10.460
« خواهر بهتر »

00:03:12.000 --> 00:03:13.500
‫آره

00:03:20.160 --> 00:03:22.500
‫- صبح‌بخیر
‫- سلام

00:03:24.040 --> 00:03:27.830
واسه اول صبح، غذای زیادیـه

00:03:28.800 --> 00:03:31.080
‫خب، خوابم نبرد

00:03:31.290 --> 00:03:32.950
‫بیا

00:03:33.720 --> 00:03:34.950
‫ممنون

00:03:34.950 --> 00:03:37.250
‫خب، می‌دونم باید صبر کنیم تا

00:03:37.250 --> 00:03:39.450
‫«کاملاً سرد» بشه اما بیخیال

00:03:39.450 --> 00:03:43.950
‫باید تا گرمـه ازش لذت ببریم، نه؟

00:03:43.950 --> 00:03:46.160
‫نه، نه.
‫گشنم نیست

00:03:47.200 --> 00:03:48.950
‫بوش خیلی خوبـه

00:03:51.120 --> 00:03:53.870
‫دیشب یه خواب عجیبی‌غریبی
‫درمورد مامان و بابا دیدم

00:03:53.870 --> 00:03:55.410
‫- جداً؟
‫- آره

00:03:55.410 --> 00:03:58.580
‫مراسم ختم بابا بود اما
‫خودش هم بود...

00:03:58.580 --> 00:04:00.830
‫شوخی می‌کرد و مجلس رو گرم می‌کرد

00:04:00.830 --> 00:04:02.750
‫دوستای ویتنامیش هم اونجا بودن

00:04:02.750 --> 00:04:04.790
‫مثل همیشه به حرفای همه گوش می کردن و

00:04:06.140 --> 00:04:07.540
‫مامان هم بود

00:04:07.540 --> 00:04:09.580
‫میخ به تابوب می‌کوبید

00:04:10.480 --> 00:04:12.700
‫که مطمئن شه از اونجا بیرون نیاد

00:04:12.700 --> 00:04:14.790
‫آره

00:04:14.790 --> 00:04:17.200
‫یادتـه اون روز که پریود شدم

00:04:17.200 --> 00:04:19.870
‫مامان به‌لحظه نکشید و
‫تموم درها رو قفل کرد؟

00:04:19.870 --> 00:04:22.370
‫خیلی روی خون‌ریزی حساس بود

00:04:22.370 --> 00:04:24.790
‫خیلی متعصب بود

00:04:30.910 --> 00:04:33.000
‫- وای خدا
‫- چی‌شده؟

00:04:34.540 --> 00:04:37.250
‫«همسر خواهر، زندگی دوگانه»

00:04:37.250 --> 00:04:40.410
‫- حداقل عکس خوبی ازمون گرفتن
‫- همه‌جا گذاشتنش

00:04:40.410 --> 00:04:43.410
‫خب که چی؟
‫حداقل درمورد ایتن نیست

00:04:43.410 --> 00:04:45.450
‫چرا هست چون همه‌مون
عین دیوونه‌ها شدیم

00:04:45.450 --> 00:04:47.200
‫خب...

00:04:48.700 --> 00:04:51.500
‫عالی شد. حالا کاترین گفته برم خونه‌ش

00:04:51.913 --> 00:04:55.020
‫خب، فکر می‌کردم
اون مراسم ختم الکی، امشب بود

00:04:55.020 --> 00:04:55.880
‫نه،‌ نه

00:04:55.880 --> 00:04:59.060
‫اون رو که کنسل می‌کنه اما
‫باید این قضیه رو راست و ریس کنم

00:05:00.040 --> 00:05:01.790
‫هی، چیزی هست که من ندونم؟

00:05:04.790 --> 00:05:07.870
‫مردم می‌دونن ایتن از کجا اومده

00:05:07.870 --> 00:05:10.950
‫آره. از زن سابق آدام

00:05:13.250 --> 00:05:14.790
‫هیچوقت وارد جزئیات نشدیم

00:05:16.290 --> 00:05:17.950
‫فقط می‌خواستیم از نو شروع کنیم

00:05:21.330 --> 00:05:23.750
همه‌مون این نعمت رو نداشتیم

00:05:28.950 --> 00:05:31.950
‫خب برو. من که درهرصورت
‫باید آماده شم برم به دیدن ایتن

00:05:32.200 --> 00:05:33.840
‫لطفاً درمورد مقاله چیزی بهش نگو

00:05:33.840 --> 00:05:37.160
‫- باشه؟
‫ - مطمئنم زیر نظرمون داره

00:05:43.320 --> 00:05:45.400
‫این همه رنگ رو نگاه کن

00:05:47.160 --> 00:05:49.656
‫چندین سال تلاش کردم تا

00:05:49.680 --> 00:05:52.830
‫رابطه‌ی بین‌مون صادقانه باشه

00:05:54.500 --> 00:05:57.500
‫می‌خواستم بدونی که
‫می‌تونی روم حساب کنی

00:05:57.500 --> 00:05:59.120
‫بهم اعتماد کنی...

00:05:59.120 --> 00:06:00.580
‫- خب دارم
‫- اما نکردی

00:06:02.450 --> 00:06:06.160
‫برای زنی مثل من که تو
‫زندگیش کلی بدبختی کشیده،

00:06:06.160 --> 00:06:09.473
‫این همه تحقیر شده و
‫زندگیش برای همه رو شده،

00:06:09.497 --> 00:06:12.810
‫فکر نمی‌کردی که پیشم در امان باشی؟

00:06:13.830 --> 00:06:16.450
‫کلی چیزهای زشت بود که
‫از همدیگه می‌دونستیم

00:06:17.940 --> 00:06:20.000
‫هیئت‌مدیره نمی‌تونه هی جلسه رو بندازه عقب

00:06:20.000 --> 00:06:22.820
‫هرکاری از دستم بر بیاد می‌کنم تا
‫از منافعت دفاع کنم

00:06:23.750 --> 00:06:25.080
‫یکم وقت می‌خوام

00:06:25.080 --> 00:06:27.120
‫تا برگردم شهر و یه‌سری وسایل جمع کنم

00:06:27.120 --> 00:06:29.300
‫مجبورم همین اطراف بمونم تا
‫به ایتن نزدیک‌تر باشم

00:06:29.300 --> 00:06:31.140
‫خب، احتمالاً کار عاقلانه همین باشه

00:06:31.140 --> 00:06:34.660
‫این مقاله‌‌هه که می‌خوای
برای عموم منتشر کنی

00:06:34.660 --> 00:06:37.200
‫باید چیزهایی که می‌خوای بنویسی رو
‫بهمون بگی. خیلی زود

00:06:37.200 --> 00:06:39.680
‫- تا آخر امروز به دستت می‌رسونم
‫- از پسش برمیای؟

00:06:39.680 --> 00:06:41.320
‫آره، می‌تونم

00:06:50.160 --> 00:06:52.330
‫- سلام عزیزم
‫- سلام مامان

00:06:55.130 --> 00:06:56.680
‫چه خوشگل شدن

00:06:58.250 --> 00:07:00.870
‫کلوئی

00:07:00.870 --> 00:07:02.540
‫عزیزم

00:07:02.540 --> 00:07:04.660
‫- میشه بغلت کنم؟
‫- معلومـه

00:07:05.300 --> 00:07:07.700
‫سلام جنی.
‫حالت چطوره؟

00:07:07.700 --> 00:07:09.500
‫مگه مهمـه؟

00:07:09.500 --> 00:07:11.700
‫حال تو چطوره؟

00:07:11.700 --> 00:07:13.200
‫من فقط...

00:07:13.200 --> 00:07:15.750
‫تصورش برام سختـه

00:07:17.040 --> 00:07:19.760
‫- آره
‫- خیلی واسه امشب ذوق دارم

00:07:19.760 --> 00:07:22.020
‫واقعاً باید دور هم جمع شیم

00:07:23.040 --> 00:07:24.660
‫فکر نمی‌کردم قرارمون امشب باشه...

00:07:24.660 --> 00:07:27.250
‫آره، من و مامان داشتیم
گل‌ها رو مرتب می‌کردیم

00:07:27.250 --> 00:07:30.040
‫خیلی مهمـه بین کسایی باشی که
‫هر دوتون رو می‌شناختن

00:07:30.040 --> 00:07:32.660
‫برای گرامی داشتن یاد آدام

00:07:32.660 --> 00:07:34.790
‫و این که یکم غذا بهت بدیم

00:07:35.480 --> 00:07:36.720
‫حالا ببینیم امروز چی میشه

00:07:36.720 --> 00:07:38.680
‫امروز میای اینجا

00:07:42.160 --> 00:07:43.830
‫بله، کلوئی تیلورم

00:07:43.830 --> 00:07:47.290
‫جسد شوهرم، آدام مکینتاش در ارتباط با
‫پرونده‌ی قتل نگه داشته شده اما

00:07:47.290 --> 00:07:48.910
‫کالبدشکافیش تموم شده

00:07:48.910 --> 00:07:50.740
‫پلیس‌ها دیگه کاری باهاش ندارن

00:07:51.660 --> 00:07:52.870
‫امروز

00:07:52.870 --> 00:07:55.450
‫می‌خوام امروز بسوزونمش

00:07:55.450 --> 00:07:58.910
‫به‌اندازه‌ی کافی صبر کردیم.
‫ممنون

00:08:27.080 --> 00:08:28.950
‫بگیر بخواب

00:08:28.950 --> 00:08:30.410
‫گوشت با منـه؟

00:08:30.410 --> 00:08:32.160
‫بگیر بخواب!

00:08:32.160 --> 00:08:34.080
‫دیگه آخرهاشـه

00:08:49.080 --> 00:08:51.500
‫این یکی رو دوست دارم

00:08:51.500 --> 00:08:53.660
‫شبیه عمو جِفم می‌مونه

00:08:55.000 --> 00:08:56.870
‫اون هم آرنجش قلابی بود

00:08:59.760 --> 00:09:02.280
‫موقع کار با تسمه نقاله
‫دستش قطع شد

00:09:15.950 --> 00:09:18.040
‫بعضی از صبح‌ها،

00:09:18.040 --> 00:09:20.840
‫بعد از خوردن هات‌چاکلت‌هایی که
‫با ویسکی قاتی شده بود

00:09:20.840 --> 00:09:24.410
‫بابام من و خواهرم رو مجبور می‌کرد
‫بریم ماشین‌سواری‌های طولانی

00:09:24.410 --> 00:09:27.350
‫تو جاده با ماشین استیشن واگنش

00:09:27.374 --> 00:09:29.330
‫مارپیچی حرکت می‌کرد

00:09:29.330 --> 00:09:32.160
‫خیلی بازی باحالی بود

00:09:32.160 --> 00:09:34.370
‫همیشه حالت تهوع بهم دست می‌داد

00:09:34.370 --> 00:09:36.500
‫و خواهرم عین چی می‌ترسید

00:09:40.950 --> 00:09:43.620
‫اما دوست داشتم ویسکی توی شکمم باشه

00:09:43.620 --> 00:09:44.830
‫حس خوبی بهم می‌داد

00:09:46.160 --> 00:09:49.330
‫با این که حالم رو بد می‌کرد

00:09:49.330 --> 00:09:52.790
‫و واقعاً دوست داشتم راز نگه‌‌دار باشم

00:09:54.500 --> 00:09:56.660
‫خیالش رو بابت این قضیه راحت می‌کرد

00:09:56.660 --> 00:09:57.870
‫اوم...

00:10:00.410 --> 00:10:03.040
‫چیزی بود که بین‌مون بود

00:10:03.040 --> 00:10:04.660
‫بین من و پدرم و...

00:10:08.580 --> 00:10:10.580
‫تا این که دیگه تموم شد

00:10:11.830 --> 00:10:15.540
‫تا این که دیگه چشم دیدنم رو نداشت

00:10:16.970 --> 00:10:21.612
‫پس شاید من اون بخش از خواهرمم که

00:10:21.637 --> 00:10:23.657
‫انکارش می‌کنه

00:10:26.500 --> 00:10:28.410
‫اون بخش هرز‌ه‌طورش...

00:10:28.823 --> 00:10:31.148
‫اون بخشیش که صبحونه‌ها با مامان

00:10:31.172 --> 00:10:35.105
‫همبرگر ۲۵ سنتی وایت کستل می‌خورد

00:10:35.130 --> 00:10:36.830
‫اون دفنش کرد...

00:10:36.830 --> 00:10:40.700
‫همراه با...

00:10:42.333 --> 00:10:45.060
‫کوچیک‌ترین آثاری از من دفنش کرد

00:10:46.120 --> 00:10:49.103
‫خدایا، چقدر بدم میاد با این که سنم بالاست،

00:10:49.128 --> 00:10:51.808
‫همچنان به‌خاطر خواهر کوچیکم گریه می‌کنم

00:10:56.540 --> 00:11:00.579
‫اما شاید خیلی چیزی خوبی نیست که

00:11:00.604 --> 00:11:02.459
‫اومدم اینجا

00:11:15.330 --> 00:11:16.950
‫- سلام
‫- سلام

00:11:19.620 --> 00:11:22.160
‫به گمونم خوندیش دیگه؟

00:11:22.720 --> 00:11:23.720
‫باشه، خیلی‌خب

00:11:23.720 --> 00:11:25.977
‫شاید چندتا سوال تو ذهنت باشه

00:11:26.002 --> 00:11:28.330
‫خودم هم هنوز چندتا سوال دارم

00:11:28.330 --> 00:11:31.910
‫اما اگه مشکلی نداری،
‫چندتا چیز هست که می‌خواستم اول بگم

00:11:31.910 --> 00:11:33.500
‫خیلی‌خب

00:11:33.500 --> 00:11:36.450
‫خواهر من همیشه سختی کشیده

00:11:36.450 --> 00:11:38.090
‫از وقتی که نوجوون بود،

00:11:38.115 --> 00:11:40.475
‫درگیر مشروب و مواد و...

00:11:40.500 --> 00:11:43.450
‫هرچیزی که دستش بهش می‌رسید شد

00:11:43.475 --> 00:11:46.131
‫انگار... نفرین‌شده بود.
‫اون نفرین باهاش بود

00:11:46.156 --> 00:11:47.949
‫اما با من نبود...

00:11:47.974 --> 00:11:50.916
‫من یه‌جورایی ازش معاف شدم

00:11:53.330 --> 00:11:56.080
‫مشخصـه که من از خیلی جهات بی‌نقصم

00:11:57.660 --> 00:12:01.200
‫اما مامانم دعا می‌‌کرد که مادر شدن...

00:12:02.410 --> 00:12:03.830
‫آتیش خواهرم رو خاموش کنه...

00:12:03.830 --> 00:12:05.585
‫خیال‌بافی می‌کرده؟

00:12:05.610 --> 00:12:07.923
‫یادمـه به ایتن نگاه می‌کردم و

00:12:07.948 --> 00:12:09.845
‫با خودم می‌‌گفتم،

00:12:09.870 --> 00:12:13.910
‫«اگه یه بچه می‌تونه، لابد این هم می‌تونه»

00:12:13.910 --> 00:12:15.450
‫اون بی‌نقص بود

00:12:16.750 --> 00:12:19.400
‫روزی که نزدیک بود غرق شه
‫اصلاً باورکردنی نبود اما

00:12:19.400 --> 00:12:21.918
‫از همون لحظه، اولویت اصلیم شد

00:12:21.942 --> 00:12:23.870
‫چیزی که به صلاح ایتنـه

00:12:23.870 --> 00:12:26.580
‫فکر و ذکرم این بود،
‫«چی به صلاح ایتنـه؟»

00:12:30.540 --> 00:12:32.700
‫و بعدش که من و آدام...

00:12:34.080 --> 00:12:36.087
‫...کم‌کم عاشق همدیگه شدیم،

00:12:36.111 --> 00:12:38.940
‫می‌دونستیم باید تصمیمات مهمی بگیریم و

00:12:38.940 --> 00:12:41.274
‫چیز خیلی قشنگی بهم داده شد که

00:12:41.298 --> 00:12:43.331
‫فقط می‌خواستم مواظبش باشم

00:12:44.910 --> 00:12:46.790
‫برای همین دفنش کردیم

00:12:47.870 --> 00:12:49.200
‫و حالا...

00:12:50.830 --> 00:12:53.500
‫حالا کوسه افتاده دنبال خون

00:12:53.500 --> 00:12:54.950
‫آره

00:12:56.410 --> 00:12:58.410
‫و هرچیز دیگه‌ای که ممکنه...

00:12:59.260 --> 00:13:00.290
‫- آره
‫- می‌دونی؟

00:13:00.290 --> 00:13:03.440
‫اوم... البته

00:13:05.080 --> 00:13:06.700
‫می‌فهمم

00:13:09.580 --> 00:13:12.200
‫پس... امشب می‌بینمت؟

00:13:12.200 --> 00:13:14.330
‫تو مراسم ختم؟

00:13:14.330 --> 00:13:15.790
‫- آره
‫- آره، حتماً خودم رو می‌رسونم

00:13:16.580 --> 00:13:18.120
‫مثل همه‌ی آشناها میام

00:13:18.120 --> 00:13:19.540
‫ممنون

00:13:19.540 --> 00:13:22.250
‫- ایتن چطوره؟
‫- نمی‌دونم

00:13:22.250 --> 00:13:24.080
‫امروز نیکی میره به دیدنش

00:13:24.080 --> 00:13:25.975
‫اما میشل سندرز داره تلاش می‌کنه تا
‫من هم راه بدن

00:13:26.000 --> 00:13:27.580
‫خب نگران نباش، میشل کارش خوبـه

00:13:27.580 --> 00:13:30.760
‫شرط می‌بندم تا الان ۶ تا راه واسه
‫استفاده از اون مقاله پیدا کرده

00:13:30.760 --> 00:13:33.073
‫ببین، هرکاری که لازمـه بکن تا

00:13:33.098 --> 00:13:34.975
‫ایتن رو برگردونی خونه

00:13:35.000 --> 00:13:37.040
‫از اونجا به بعدش بقیه‌ی کارها رو بکن

00:13:40.280 --> 00:13:41.980
‫من برم شنا کنم

00:14:17.717 --> 00:14:21.151
« بیل براداک »

00:14:22.001 --> 00:14:25.194
‫« وقتی کسی خونه نبود،
‫یه سری بهش زدم »

00:14:25.218 --> 00:14:28.628
‫« چیزی پیدا نکردم. بعید بدونم
‫آدام چیزی اونجا قایم کرده باشه »

00:14:43.120 --> 00:14:46.080
‫- خوبـه. بعداً می‌بینمت
‫- فعلاً

00:14:46.080 --> 00:14:47.870
‫وایت کستل مشکلی نداره

00:14:51.950 --> 00:14:55.200
‫از کل چرت و پرت گفتن‌هام
‫فقط همینش رو شنیدی؟

00:14:55.200 --> 00:14:56.660
‫امیدوارم

00:15:00.830 --> 00:15:04.540
به‌نظرم باباهامون ‫دوستای خوبی
واسه همین می‌شدن

00:15:18.580 --> 00:15:20.080
‫اینجا قشنگـه

00:15:21.410 --> 00:15:23.250
‫آره

00:15:26.410 --> 00:15:29.950
‫می‌تونم درمورد رازداری،
‫دیدگاهم رو بهت بگم؟

00:15:31.250 --> 00:15:33.200
‫مثل سمی می‌مونه که آروم آروم می‌کشتت

00:15:33.200 --> 00:15:36.330
‫اما راز برای من مثل مولتی‌ویتامین می‌مونه

00:15:36.940 --> 00:15:39.420
‫با خشمی که داری چی‌کار می‌کنی؟

00:15:39.420 --> 00:15:40.980
‫کدوم خشم؟

00:15:45.580 --> 00:15:49.080
‫خالی از لطف نیست اما
‫طبق تجربه‌ی من

00:15:49.520 --> 00:15:53.500
‫به‌ خواهرت بگو چه اتفاقی افتاده،
از زبون خودت

00:15:53.500 --> 00:15:55.620
حواست به مشکلات و بدبختی‌های خودت باشه

00:15:58.880 --> 00:16:01.100
‫فکر نمی‌کنم واسه این حرف‌ها آماده باشه

00:16:01.100 --> 00:16:03.450
‫- شاید غافلگیرت کرد
‫- حتماً

00:16:04.320 --> 00:16:06.500
‫اتفاقات بدتری هم افتاده

00:16:07.660 --> 00:16:10.790
‫خب مالی، از توپ نترس، باشه؟

00:16:10.790 --> 00:16:13.280
‫فقط باید جلوش رو بگیری.
‫از بدنت استفاده کن، تکون بخور

00:16:13.280 --> 00:16:14.290
‫نگرفتیش هم مهم نیست

00:16:14.290 --> 00:16:16.040
‫- بله مربی
‫- «بله مربی»

00:16:16.040 --> 00:16:18.700
‫درستـه. همین رو می‌خوام بشنوم.
‫بله خانم. بله خانم

00:16:20.290 --> 00:16:21.790
‫دهنم سرویسـه
‫خیلی‌خب، بگیر که اومد

00:16:24.000 --> 00:16:26.790
‫باریکلا! کارت عالی بود!

00:16:27.280 --> 00:16:28.500
‫سلام

00:16:28.500 --> 00:16:30.620
صورتت نورانی‌مون کرد

00:16:30.620 --> 00:16:34.208
‫ممنون. بدون ریش و پشم‌هام حس عجیبی دارم

00:16:34.233 --> 00:16:35.868
‫خب، باید قضیه‌ی مهمی باشه

00:16:35.893 --> 00:16:38.370
‫که با کفش‌های مجلسی اومدی تو خاک و خُل

00:16:39.700 --> 00:16:43.370
‫کلوئی تیلور تصمیمش رو گرفته و
‫می‌خواد شوهرش رو بسوزونـه

00:16:43.370 --> 00:16:45.200
‫حق داره

00:16:46.490 --> 00:16:49.280
‫خب دخترها،
‫برید یه آبی به سر و صورت‌تون بزنید

00:16:50.370 --> 00:16:53.067
‫پرونده داره سر و صدا می‌کنه نان

00:16:53.092 --> 00:16:55.375
‫اون مقاله‌ که صبح
منتشر شد رو دیدی؟

00:16:55.400 --> 00:16:57.340
امیدوارم باز همون شایعه‌های جنجالی باشه

00:16:57.340 --> 00:16:59.540
‫اون کسشرهای «زن‌ها نقش اساسی» دارن رو ول کن

00:16:59.540 --> 00:17:01.830
‫دخترهان که مهمن.
‫وقتی جوون‌ان میام سراغ‌شون

00:17:01.830 --> 00:17:04.080
‫قبل این که تبدیل بشن یه‌مشت سلیطه‌ی بدبخت

00:17:04.080 --> 00:17:06.520
‫این لطف شما به جامعه‌ست

00:17:06.520 --> 00:17:07.380
‫خیلی ممنون

00:17:07.380 --> 00:17:09.775
‫بوون، تاحالا یه توپ بیسبال با
سرعت ۸۰ کیلومتر

00:17:09.800 --> 00:17:10.900
خورده به تپه‌ی ونوست؟

00:17:10.900 --> 00:17:13.653
‫- نان. بیخیال
‫- مسخره‌بازی که نیست بوون

00:17:13.678 --> 00:17:16.675
‫با این حال واسه ما کاپ ایمنی درست نمی‌کنن.
‫نه جناب

00:17:16.700 --> 00:17:20.410
‫رفتم سردخونه که جلوی انتقال جسد رو
‫بگیرم اما خیلی دیر شده بود

00:17:20.410 --> 00:17:23.540
‫- دلیل این کارت چی بود؟
‫- فقط می‌خواستم مرحوم رو ببینم

00:17:23.540 --> 00:17:25.950
‫- به حس درونیم گوش کنم
‫- خیلی‌خب، اولاً...

00:17:25.950 --> 00:17:28.450
‫خوشحالم درگیر پرونده شدی.
‫برات مفیده

00:17:28.450 --> 00:17:30.410
‫دوماً، از اینترنت بیا بیرون

00:17:30.410 --> 00:17:32.500
‫این‌قدر درمورد این احمق‌‌ها نخون

00:17:32.500 --> 00:17:34.370
‫اسم ما سر زبون‌ها نمی‌افته

00:17:34.370 --> 00:17:36.910
‫- مگه این که یه گندی بزنیم
‫- پس گند نزن

00:17:40.250 --> 00:17:42.950
‫گفتم شاید وقتش باشه که
‫حلقه رو تحویل بدم

00:17:42.950 --> 00:17:44.950
‫نمی‌تونم بیشتر از این نگهش دارم

00:17:44.950 --> 00:17:46.410
‫خیلی‌خب

00:17:47.700 --> 00:17:49.655
‫یه سری به خواهرها بزن

00:17:49.680 --> 00:17:52.160
‫درمورد جسدسوزی از بیو‌ه‌هه سوال بپرس

00:17:52.160 --> 00:17:55.370
‫به اون یکی مادره هم خرت و پرت‌هاش رو پس بده

00:17:55.370 --> 00:17:57.540
‫- باشه تپه‌ی ونوس
‫ - آره، تو می‌خندی

00:17:57.540 --> 00:17:59.040
‫اما واقعیـه

00:17:59.040 --> 00:18:02.370
‫راستی، کفشات توی اخبار محلی غوغا می‌کنه

00:18:11.280 --> 00:18:12.700
‫مثل فیلم‌ها شده

00:18:12.700 --> 00:18:14.250
‫کی این بلا رو سرت آورده؟

00:18:14.250 --> 00:18:15.950
‫چیزی نیست. خوبم

00:18:15.950 --> 00:18:18.330
‫اصلاً هم خوب نیست

00:18:23.080 --> 00:18:24.580
‫خیلی‌خب...

00:18:24.580 --> 00:18:26.290
‫اصلاً تونستی بخوابی؟

00:18:30.880 --> 00:18:32.200
‫غذاش چطوره؟

00:18:32.200 --> 00:18:34.750
‫- همونطوری که انتظار میره
‫- یعنی گُه سگـه؟

00:18:38.750 --> 00:18:40.290
‫کلوئی دلش می‌خواست بیاد

00:18:40.290 --> 00:18:42.160
‫آخه راستش... یکم پیچیده‌ست

00:18:42.160 --> 00:18:43.450
‫میشل گفت مامان...

00:18:43.450 --> 00:18:47.410
‫کلوئی می‌تونه
درخواست تجدیدنظر کنه که چیز خوبیـه

00:18:54.160 --> 00:18:57.910
‫یه مددکار برام فرستادن،
‫مشاوره

00:18:57.910 --> 00:18:59.160
‫عالیـه

00:19:01.860 --> 00:19:03.740
‫هی، این چیز خوبیـه دیگه، نه؟

00:19:06.620 --> 00:19:08.660
‫تو که قبلاً مشاوره رفتی، مگه نه؟

00:19:09.540 --> 00:19:12.220
‫تو چندتا جلسه‌ی خونوادگی بودم اما بعدش...

00:19:13.560 --> 00:19:15.600
‫خب همین خوبـه

00:19:18.280 --> 00:19:19.940
‫خوبـه

00:19:19.940 --> 00:19:22.310
‫که کسی رو داشته باشی تا
‫باهاش حرف بزنی، خب؟

00:19:23.580 --> 00:19:25.790
‫اولش ممکنه ترسناک باشه

00:19:25.790 --> 00:19:28.080
‫اما...

00:19:30.620 --> 00:19:34.370
‫اگه من هم وقتی هم‌سن تو بودم،
‫مشاوره رو شروع می‌کردم

00:19:34.370 --> 00:19:35.910
‫شاید الان...

00:19:42.380 --> 00:19:45.400
‫نباید پیش خودت راز نگه داری، خب؟

00:19:46.750 --> 00:19:49.080
‫داغونت می‌کنه

00:19:49.080 --> 00:19:51.450
‫از بین می‌برتت

00:19:52.056 --> 00:19:55.937
‫خب؟ پس مهم‌ترین مسئله اینـه که بری پیشش،

00:19:55.962 --> 00:19:57.849
‫و بتمرگی رو اون صندلی

00:19:59.700 --> 00:20:01.410
‫باشه

00:20:05.500 --> 00:20:07.620
‫هی، میشه لطف کنی...

00:20:07.620 --> 00:20:09.830
‫و نگی که...؟

00:20:10.260 --> 00:20:11.290
‫هی...

00:20:12.290 --> 00:20:13.830
‫بهش نمیگم

00:20:17.880 --> 00:20:19.450
‫دارم یاد می‌گیرم

00:20:19.450 --> 00:20:22.830
‫اما دیگه تکرار نمیشه.
‫الان می‌دونم باید چی‌کار کنم

00:20:30.330 --> 00:20:34.080
‫هرسه‌شنبه... برمی‌گردی؟

00:20:36.580 --> 00:20:38.500
‫همیشه میام

00:20:39.950 --> 00:20:43.200
‫تا موقعی که بهم اجازه بدن میام

00:20:47.250 --> 00:20:48.500
‫باشه

00:20:59.900 --> 00:21:01.660
‫سیکتیر کن بابا

00:21:15.500 --> 00:21:16.700
‫- سلام
‫- حالت خوبـه؟

00:21:16.700 --> 00:21:18.410
‫- آره خوبم، ممنون
‫- کلوئی

00:21:18.410 --> 00:21:20.910
‫کلوئی! کلوئی!

00:21:20.910 --> 00:21:22.580
‫گورت رو گم کن...

00:21:22.580 --> 00:21:24.450
‫هی، دستت رو بکش...

00:21:25.910 --> 00:21:27.250
‫گورت رو از اینجا گم کن

00:21:27.250 --> 00:21:29.870
‫حیوون حرومزاده

00:21:35.790 --> 00:21:37.660
‫هی...

00:21:37.660 --> 00:21:39.450
‫بابت اتفاقات بیرون شرمندم

00:21:39.450 --> 00:21:42.290
‫اشکالی نداره

00:21:42.290 --> 00:21:44.870
‫ممنون...

00:21:44.870 --> 00:21:47.290
‫- آدم‌‌های ترسناکی‌ان
‫- آره

00:21:47.290 --> 00:21:50.290
‫عوضی کل صبح توی لابی هتل پلاس بود

00:21:50.290 --> 00:21:53.290
‫اما نباید همچین چیزهایی رو ببینی

00:21:54.290 --> 00:21:56.450
‫برای همین شرمندم

00:22:00.830 --> 00:22:02.580
‫نه

00:22:02.580 --> 00:22:03.700
‫امروز نه

00:22:05.700 --> 00:22:07.950
‫خدا به همراهت

00:22:10.960 --> 00:22:12.750
‫کلیدهات پیش منـه

00:22:14.750 --> 00:22:16.080
‫- آره
‫- ممنون

00:22:40.000 --> 00:22:47.000
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:23:55.290 --> 00:23:58.080
‫خیلی از اینجا بدم می‌اومد اما
‫انصافاً منظره‌ش حرف نداره

00:24:02.250 --> 00:24:05.040
‫اولین خونه‌مون تو خیابون هشتم رو یادتـه؟

00:24:05.040 --> 00:24:09.240
‫بالای اون مغازه‌ی خرازیِ کلیدسازیِ آرایشگاه؟

00:24:10.100 --> 00:24:11.900
‫آره، مغازه‌هه فقط واسه ظاهرسازی بود

00:24:11.900 --> 00:24:14.440
‫آره، هیچوقت موهام رو اونجا کوتاه نکردم

00:24:14.870 --> 00:24:18.290
‫سینکش اینقدر بزرگ بود که
‫می‌تونستی توش بُز بشوری

00:24:18.290 --> 00:24:21.600
‫نمی‌دونم چرا اتاق‌خوابش چهارتا در داشت.
‫دلم واسه اونجا تنگ شده

00:24:21.600 --> 00:24:23.790
‫وای خدا، چهارتا در داشت

00:24:26.080 --> 00:24:27.080
‫لاغر شدی

00:24:28.790 --> 00:24:30.330
‫جداً؟

00:24:30.330 --> 00:24:32.240
‫عاشق وقتایی هستی که این رو میگم

00:24:32.240 --> 00:24:34.020
‫آره، همینطوره

00:24:35.620 --> 00:24:37.700
‫چندوقته خیلی اشتها ندارم

00:24:37.700 --> 00:24:40.560
‫اونا دارن گوشتت رو می‌خورن و
‫تو هم دودستی‌ تقدیم‌شون می‌کنی

00:24:40.560 --> 00:24:43.040
‫آره، یه بخشیش رو

00:24:43.480 --> 00:24:44.740
‫البته

00:24:46.126 --> 00:24:49.580
‫رسانه‌ها سیری‌ناپذیرن و

00:24:49.580 --> 00:24:51.580
‫تو هم هرچی می‌خوان بهشون میدی

00:24:54.125 --> 00:24:56.416
‫کارهایی که من انجام می‌دم بی‌فایده نیستن.

00:24:56.500 --> 00:24:59.458
‫چیزی که بهشون میدم. چیزی که به‌شون میدی

00:24:59.541 --> 00:25:01.916
ولی کارهایی که من انجام می‌دم بی‌فایده‌ن

00:25:07.833 --> 00:25:11.625
‫فکر می‌کنی اگه از دفتر دادستان
‫نمی‌اومدی بیرون همه‌چی خیلی بهتر بود،

00:25:11.708 --> 00:25:14.708
‫الان پشت میزت نشسته بودی و داشتی سالاد مونده‌ت رو می‌خوردی

00:25:14.791 --> 00:25:17.166
‫و ده برابر کمتر از من پول در می‌آوردی!

00:25:17.250 --> 00:25:18.375
‫حسابی نشستی حساب‌کتاب کردی‌ها

00:25:19.458 --> 00:25:23.500
‫نه، چیزی بهتر نمی‌شد،
‫اما خدمتِ کردن به جامعه

00:25:23.583 --> 00:25:25.875
‫خیلی بهتر از اینه که به یه مشت آشغالِ دزد کمک کنی!

00:25:25.958 --> 00:25:28.750
‫آره خب با این لحنی که می‌گی معلومه بهتره

00:25:28.833 --> 00:25:32.708
‫چه پولدار، چه بی‌پول
‫من هیچوقت آدم خوشبختی نیستم

00:25:32.791 --> 00:25:34.458
‫مجبور بودم بیام بیرون

00:25:35.583 --> 00:25:36.583
‫هردوتامون مجبور بودیم

00:25:40.583 --> 00:25:42.041
‫این عوضی‌ها رو ببین...

00:25:44.000 --> 00:25:47.708
‫- خدای من
‫- حواست باشه از زاویه خوبت عکس بگیرن

00:25:49.041 --> 00:25:50.958
‫هر دو زاویه‌م حرف ندارن

00:25:51.958 --> 00:25:53.791
‫فکر می‌کردم به‌اندازه کافی عکس گرفتن

00:25:53.875 --> 00:25:55.541
‫بزودی دلت واسه این روزها تنگ می‌شه

00:26:33.375 --> 00:26:34.375
‫الـو؟
‫خب،

00:26:35.541 --> 00:26:36.833
‫مقاله...

00:26:36.916 --> 00:26:39.208
‫دارم جواب‌مون رو آماده می‌کنم

00:26:39.291 --> 00:26:41.625
‫ایتن می‌خواد هیچ واکنشی نشون ندی

00:26:41.708 --> 00:26:43.375
‫که فقط همه‌چی رو بدتر می‌کنه

00:26:43.458 --> 00:26:44.916
‫خب در حال حاضر که این
‫وضعیت به نفع ما تموم شده

00:26:45.000 --> 00:26:48.666
‫دادگاه دیگه دلش نمی‌خواد بیشتر از این
‫قاتی این مسخره‌بازی‌ها بشه

00:26:48.750 --> 00:26:51.208
‫فعلاً منتظرم تاریخِ دقیق رو اعلام کنن

00:26:51.291 --> 00:26:53.750
‫- اما احتمال زیاد دادگاه زودتر برگزار بشه.
‫- چقدر زود؟

00:26:53.833 --> 00:26:56.041
‫نمی‌دونم، همین چند هفته آینده

00:26:56.125 --> 00:26:57.583
‫یعنی ایتن می‌تونه برگرده خونه؟

00:26:57.666 --> 00:27:00.625
‫آره اگه هرکسی کار خودش رو به‌درستی انجام بده،
‫فعلاً آروم باش و جلب توجه نکن

00:27:00.708 --> 00:27:01.875
‫خبری شد بهت پیام می‌دم

00:27:06.000 --> 00:27:07.166
‫خدایا...

00:27:11.833 --> 00:27:15.625
‫کلویی؟

00:27:16.708 --> 00:27:20.333
‫سلام. من کلویی تیـلورم. این‌جا زندگی می‌کنم

00:27:20.416 --> 00:27:23.041
‫بله، شما رو می‌شناسیم

00:27:23.125 --> 00:27:24.458
‫بفرمایید

00:27:32.333 --> 00:27:33.458
‫سلام

00:27:33.541 --> 00:27:35.458
‫عجب بوی گوجه‌ای راه افتاده!

00:27:35.541 --> 00:27:38.708
‫گازپاچو درست کردم.
‫گذاشتم توی یخچال خنک بشه

00:27:38.791 --> 00:27:40.416
‫باشه، ایتن چطور بود؟

00:27:43.708 --> 00:27:45.500
‫خوب بود. آره

00:27:45.583 --> 00:27:48.958
‫مثل دیروز، اما اوکی بود

00:27:49.041 --> 00:27:50.666
‫باشه

00:27:50.750 --> 00:27:52.208
‫خب، میشل سندرز زنگ زد

00:27:52.291 --> 00:27:53.750
‫و گفت احتمالاً دادگاه زودتر برگزار می‌شه

00:27:53.833 --> 00:27:55.291
‫چون نمی‌خوان بیشتر از این
‫قاتی این ماجرا بشن

00:27:55.375 --> 00:27:57.375
‫- عالیه
‫- آره همینطوره

00:27:57.458 --> 00:28:00.708
‫و این‌که، کاترین حسابی اصرار
‫کرد امشب برای مراسم یادبود

00:28:00.791 --> 00:28:02.000
‫- بریم خونه‌شون.
‫- کلویی!

00:28:02.083 --> 00:28:05.791
‫می‌دونم. اما اصلاً نمی‌شه پیچوندش.
‫واسه همین، یکی از لباس‌های من رو بپوش

00:28:05.875 --> 00:28:06.916
‫هر کدوم رو دلت خواست انتخاب کن

00:28:07.000 --> 00:28:09.041
‫خودم لباس دارم

00:28:09.125 --> 00:28:12.333
‫یه‌چیز مشکی بپوش. زیاد بدن‌نما نباشه

00:28:12.416 --> 00:28:13.958
‫خب، چه خوب شد که گازپاچو درست کردم

00:28:14.041 --> 00:28:16.083
‫می‌تونیم واسه این‌که
‫دست‌ِخالی نریم اون رو ببریم

00:28:16.166 --> 00:28:18.166
‫نه خواهشاً!

00:28:19.958 --> 00:28:23.125
‫خیلی‌خب، پس...

00:28:23.208 --> 00:28:24.916
‫کی‌ها قراره بیان؟

00:28:25.000 --> 00:28:30.166
‫کاترین گفت فقط کسایی که آدم رو
‫می‌شناختن میان؛ ته‌ش 10/12 نفر

00:28:34.791 --> 00:28:36.041
‫چیـه؟
‫هیچی!

00:28:37.208 --> 00:28:40.666
‫شبیه این...بیوه‌های باکلاس شدی!

00:28:40.750 --> 00:28:43.791
‫ممنون

00:28:47.458 --> 00:28:49.458
‫این خوبه دیگه؟

00:28:49.541 --> 00:28:52.500
‫آره؛ واقعاً...
‫واقعاً خوشگل شدی!

00:28:57.708 --> 00:29:00.750
‫از وقتی اومدم فقط دلم می‌خواست
‫دستم به این موها برسـه

00:29:02.458 --> 00:29:05.041
‫خیلی تمیز و مرتبه!

00:29:05.125 --> 00:29:07.625
‫وقتی بیدار می‌شم اینطوری نیست

00:29:07.708 --> 00:29:10.416
‫نه بابا

00:29:15.083 --> 00:29:16.416
‫گوش کن...

00:29:17.666 --> 00:29:23.166
‫جلسات تراپی ایتن با مددکارش
‫از این هفته شروع می‌شه

00:29:24.375 --> 00:29:26.750
‫یکوچولو استرس داشت

00:29:26.833 --> 00:29:29.250
‫خب، می‌دونی، بلاخره...

00:29:29.333 --> 00:29:31.750
‫از مرکز اصطلاح و تربیت که بیشتر از این‌ها انتظار نمی‌ره

00:29:31.833 --> 00:29:34.125
‫تو تا حالا از مشاور کمک گرفتی؟

00:29:34.208 --> 00:29:36.208
‫آره بابا؛ همیشه

00:29:36.291 --> 00:29:38.750
‫اون تکنیکِ «آزادیِ احساسی» رو هم انجام می‌دم

00:29:38.833 --> 00:29:40.500
‫اون ضربه زدنـه رو می‌گم

00:29:42.458 --> 00:29:44.208
‫حالا تاثیری هم داشته؟

00:29:45.416 --> 00:29:46.416
‫خفه شو!

00:29:51.416 --> 00:29:52.958
‫ایتن چی؟

00:29:54.416 --> 00:29:58.125
‫آره. اونم تا حالا چندباری از این
‫مشاوره‌های خانوادگی رفته. اما...

00:29:58.208 --> 00:30:00.666
‫می‌دونی، فهمیدم که نیازی نیست

00:30:02.666 --> 00:30:05.375
‫من...

00:30:05.458 --> 00:30:08.083
‫فکر می‌کردم که خب...

00:30:08.166 --> 00:30:10.708
‫از اون‌جایی که...

00:30:10.791 --> 00:30:14.208
‫- یعنی خب خیلی سختی کشیده
‫- آره؛ وقتی که بچه بود

00:30:14.291 --> 00:30:18.041
‫آره. فقط چون ایتن خودش باهام صحبت کرده بود می‌گم

00:30:19.541 --> 00:30:23.625
‫می‌دونی، تراپی رفتن که نشونه‌ی ضعف آدم نیست
‫یا هرچیزی که آدام...

00:30:23.708 --> 00:30:25.083
‫- باشه...
‫- به ذهنم رسید که...

00:30:25.166 --> 00:30:27.958
‫ممنونم. ممنون که راهنمایی‌م کردی!

00:30:28.041 --> 00:30:29.750
‫فکر کنم دیگه کافی باشه

00:30:30.833 --> 00:30:34.625
‫راستش، قبول کردن اشتباهات و
‫مسئولیت‌پذیر بودن واقعاً کار سختیه

00:30:34.708 --> 00:30:40.250
‫یه روند طولانیه، می‌دونی...
‫و برای من...

00:30:40.333 --> 00:30:43.625
‫خیلی طول کشید، تا واقعاً...

00:30:43.708 --> 00:30:45.750
‫آره. شماها همیشه دوست دارین

00:30:45.833 --> 00:30:47.916
‫از بدبختی‌های مردم داستان‌های
‫قشنگ و قهرمانی بسازید

00:30:48.000 --> 00:30:49.666
‫اینطور نیست؟

00:30:49.750 --> 00:30:53.333
‫گذشته و اشتباهات من خیلی واسه‌ت جالب‌ن نـه؟

00:30:53.416 --> 00:30:54.583
‫خودمم اون‌جا بودم!

00:30:54.666 --> 00:30:56.583
‫تو هیچی یادت نمیاد

00:30:56.666 --> 00:30:59.375
‫بچگی ما اونقدرها هم بد نبود

00:31:00.416 --> 00:31:02.583
‫خیلی کوچیک بودی تا بتونی
‫بدترین بابای دنیا رو بشناسی!

00:31:02.666 --> 00:31:03.916
‫زندگیت...

00:31:04.000 --> 00:31:07.166
‫به‌خاطر تصمیمات اشتباه خودته...

00:31:07.250 --> 00:31:12.208
‫که به این روز افتاده، نه بابا.

00:31:12.291 --> 00:31:14.875
‫احتمالاً خبر نداری

00:31:14.958 --> 00:31:16.750
‫چی؟

00:31:16.833 --> 00:31:19.208
‫احتمالاً چی رو خبر ندارم؟

00:31:20.708 --> 00:31:23.375
‫یه‌مدت معتادِ الکل بود و بعدشم ترک کرد

00:31:23.458 --> 00:31:25.250
‫هیچوقت از خودت نپرسیدی چرا ترک کرد؟

00:31:25.333 --> 00:31:28.416
‫خب بگو ببینم چرا ترک کرد؟

00:31:28.500 --> 00:31:31.000
‫نمی‌دونم، شاید می‌خواسته آدم
‫بهتری باشه و از نو شروع کنه؟

00:31:32.750 --> 00:31:35.833
‫مطمئنی داری درمورد بابای خودمون حرف می‌زنی؟

00:31:37.333 --> 00:31:38.791
‫مامان مجبورش کرد

00:31:42.583 --> 00:31:45.250
‫کلو، یه‌شب اومد روی تختی
‫که من روش خوابیده بودم...

00:31:47.166 --> 00:31:49.791
‫چی می‌گی؟

00:31:49.875 --> 00:31:51.958
‫دوباره رفته بود سمت مشروب،

00:31:52.041 --> 00:31:53.750
‫مامان خبر نداشت،

00:31:53.833 --> 00:31:55.291
‫ولی من می‌دونستم

00:31:55.375 --> 00:31:57.416
‫یه‌شب که از همیشه مست‌تر بود

00:31:57.500 --> 00:32:00.083
‫درحالی که تلوتلو
‫می‌خورد، اومد طبقه‌ی بالا

00:32:00.166 --> 00:32:01.333
‫من خواب بودم

00:32:01.416 --> 00:32:03.583
‫اومد داخل اتاق و فکر کرد من مامانم...

00:32:03.666 --> 00:32:05.208
‫و بعد...

00:32:05.291 --> 00:32:07.541
‫- می‌خواست من رو بکنه، کلو
‫- خدای من...

00:32:07.625 --> 00:32:09.291
‫نیکی، اینطوری درمورد بابا صحبت نکن!

00:32:09.375 --> 00:32:12.875
‫وقتی که شروع کردم به داد و بی‌داد کردن و جیغ زدن

00:32:12.958 --> 00:32:15.833
‫فهمید کی‌ام

00:32:15.916 --> 00:32:18.041
‫بعدشم هم التماس کرد

00:32:19.333 --> 00:32:21.375
‫به مامان هیچی نگم

00:32:22.916 --> 00:32:25.541
‫اما من از اتاق بیرون اومدم و رفتم ته اون راهرو

00:32:25.625 --> 00:32:28.875
‫و عاقلانه ترین تصمیم زندگی‌م رو گرفتم

00:32:31.708 --> 00:32:34.083
‫مامان برای آخرین بار بهش هشدار داد!

00:32:35.125 --> 00:32:37.916
‫واسه همین مامان همیشه درها رو قفل می‌کنه کلویی

00:32:39.375 --> 00:32:41.375
‫دلیلش اینـه!

00:32:44.583 --> 00:32:46.250
‫الان؟

00:32:47.625 --> 00:32:49.833
‫الان باید بگی؟

00:32:51.625 --> 00:32:55.250
‫انگار که کم بدبختی داریم و زندگی‌مون گل و گلابـه

00:32:57.125 --> 00:32:59.541
‫اون...
‫اون که نمی‌دونسته!

00:32:59.625 --> 00:33:00.666
‫اون‌که انجامش نداده

00:33:00.750 --> 00:33:04.166
‫به هیچ عنوان همچین کاری نمی‌کرد

00:33:05.625 --> 00:33:07.625
‫اون‌ که نمی‌دونسته تو مامان نیستی!

00:33:07.708 --> 00:33:09.375
‫اتفاقی بوده

00:33:10.375 --> 00:33:12.041
‫اتفاقی بوده

00:33:30.958 --> 00:33:32.958
‫برو در رو باز کن

00:33:46.833 --> 00:33:47.958
‫کارآگاه بوون

00:33:49.166 --> 00:33:50.500
‫به لحظه نشناختمتون‌ها
‫خانم تیلور؟

00:33:51.916 --> 00:33:54.708
‫خانم مکینتاش؟

00:33:54.791 --> 00:33:56.250
‫گمون کنم این متعلق به شماست

00:33:57.416 --> 00:33:58.875
‫بله

00:34:00.041 --> 00:34:01.958
‫بهتره همین‌جا باشن

00:34:02.041 --> 00:34:04.833
‫و این رو...

00:34:04.916 --> 00:34:06.333
‫از پزشکی قانونی فرستادن

00:34:06.416 --> 00:34:08.583
‫دیگه برای تحقیقات بهش نیاز نداریم.

00:34:08.666 --> 00:34:10.291
‫گفته بودید وقتی کارمون
‫تموم شد سریع برش گردونیم

00:34:12.000 --> 00:34:13.416
‫ممنونم

00:34:14.583 --> 00:34:17.708
‫گفتن برای سوزاندن جسد خیلی عجله دارید

00:34:17.791 --> 00:34:19.250
‫این‌که چندبار تماس گرفتید...

00:34:19.333 --> 00:34:20.708
‫بله، دیگه وقت‌ش بود

00:34:21.708 --> 00:34:23.250
‫توی فرهنگ ما هم خیلی زود
‫کارهای مُرده رو انجام می‌دن

00:34:23.333 --> 00:34:24.916
‫امر دیگه‌ای نیست؟

00:34:25.000 --> 00:34:27.708
‫- تسلیت می‌گم
‫- روز خوبی داشته باشید

00:34:27.791 --> 00:34:29.791
‫ریدم توی فرهنگ‌شون

00:34:29.875 --> 00:34:30.958
‫خیلی‌خب

00:34:32.250 --> 00:34:34.250
‫می‌خواین بسوزونیدش؟

00:34:35.708 --> 00:34:37.666
‫خودش می‌خواست

00:34:37.750 --> 00:34:38.958
‫زودباش، بریم دیگه

00:34:39.041 --> 00:34:40.666
‫دیرمون می‌شه

00:35:01.375 --> 00:35:02.458
‫سلام

00:35:02.541 --> 00:35:05.291
‫کاترین، ایشون خواهرم نیکی هستن

00:35:05.375 --> 00:35:07.041
‫سلام

00:35:07.125 --> 00:35:08.958
بابت برگزاری این مراسم ازتون ممنونم

00:35:09.041 --> 00:35:10.458
‫باعث افتخاره

00:35:10.541 --> 00:35:12.166
‫از آشنایی‌تون خوشبختم

00:35:12.250 --> 00:35:13.958
‫بابت اتفاق‌هایی تلخی
‫که براتون افتاده متاسفم

00:35:16.416 --> 00:35:17.833
‫گازپاچو

00:35:17.916 --> 00:35:19.791
‫نیازی نیست گرمـش کنید

00:35:19.875 --> 00:35:22.250
‫خب...

00:35:22.333 --> 00:35:23.958
‫عالی به‌نظر میاد

00:35:25.333 --> 00:35:26.333
‫مثل خودتون
‫بفرمایید داخل

00:35:34.625 --> 00:35:36.541
‫آم، ببخشید که همین اول کار می‌گم

00:35:36.625 --> 00:35:38.583
‫باید یه لحظه برم دستشویی!

00:35:38.666 --> 00:35:39.833
‫سرویس بهداشتی دقیقاً پشت‌سرتونه!

00:35:40.916 --> 00:35:42.583
‫خیلی‌خب

00:35:45.041 --> 00:35:46.625
‫ممنونم

00:35:50.250 --> 00:35:52.541
‫سید ایوانز این‌جا چیکار می‌کنه؟

00:35:52.625 --> 00:35:53.833
‫اون یه خبرنگارـه

00:35:53.916 --> 00:35:55.708
‫اومده باهامون هم‌دردی کنه

00:35:55.791 --> 00:35:57.000
‫چیزی درز پیدا نمی‌کنه

00:35:57.083 --> 00:35:59.291
‫بهم قول داد

00:35:59.375 --> 00:36:01.000
‫می‌دونی که همیشه یه جورایی ازت خوشش می‌اومده.

00:36:02.041 --> 00:36:04.125
‫کاترین، یکوچولو زیاده‌روی کردی!

00:36:04.208 --> 00:36:05.750
‫کلویی؟

00:36:07.041 --> 00:36:09.916
‫هیئت مدیره تصمیم گرفته تا یه‌مدت

00:36:10.000 --> 00:36:13.166
‫از مجله‌ ریل ثینگ فاصله بگیری

00:36:13.250 --> 00:36:14.333
‫چی؟

00:36:14.416 --> 00:36:16.708
‫سعی کردم مخالفت کنم، اما قبول نکردن

00:36:17.958 --> 00:36:20.166
‫قراره همه‌چی بی‌سروصدا پیش بره؛ نه خبری، نه بیانیه‌ای

00:36:20.250 --> 00:36:21.875
‫فقط...

00:36:21.958 --> 00:36:24.083
‫چندتا شماره‌ی بعدی رو می‌دن
‫دست یه سردبیر دیگه

00:36:24.166 --> 00:36:25.833
‫تا وقتی که...

00:36:25.916 --> 00:36:28.708
‫دوباره بتونی از پس وظایفت بر بیای

00:36:33.000 --> 00:36:35.125
‫اینطوری به صلاحته

00:36:35.208 --> 00:36:38.583
‫همین امروز رو ببین واسه
‫این مراسم چقدر اذیت شدیم!

00:36:41.416 --> 00:36:43.416
‫کاترین، من هیچ مشکلی با

00:36:43.500 --> 00:36:45.375
‫انجام دادن کارم ندارم

00:36:45.458 --> 00:36:47.500
‫تصمیم گرفته شده

00:36:47.583 --> 00:36:50.708
‫ادامه‌ش دیگه به خودت بستگی داره

00:36:52.541 --> 00:36:53.708
‫بیا بریم

00:36:54.708 --> 00:36:57.833
‫الان می‌گن معلوم نیست کجان...

00:37:49.708 --> 00:37:51.333
‫بله واقعاً ازتون ممنونم

00:37:51.416 --> 00:37:52.750
‫و ممنونم که تشریف آوردید

00:37:52.833 --> 00:37:55.083
‫من دیگه با اجازتون برم...

00:37:55.166 --> 00:37:57.250
‫ببخشید، معذرت می‌خوام

00:37:57.333 --> 00:37:59.458
‫کلویی، خدای من!

00:37:59.541 --> 00:38:00.541
‫واقعاً متاسفم

00:38:00.625 --> 00:38:02.250
‫ممنونم افشین

00:38:02.333 --> 00:38:04.000
‫من و آدام قرار بود امروز بریم تنیس بازی کنیم

00:38:04.083 --> 00:38:05.958
‫تاریخش رو تنظیم کرده بودم و تقویمم یادآوری کرد

00:38:06.041 --> 00:38:07.875
‫وای، خب

00:38:07.958 --> 00:38:09.333
‫هرجا می‌ری یادش میفتی!

00:38:09.416 --> 00:38:11.666
‫از این‌که هر هفته شکستت می‌داد
‫حسابی کیف می‌کرد

00:38:15.208 --> 00:38:16.208
‫حالا نه هر هفته...
‫- با اجازه‌تون
‫- بفرمایید

00:38:27.000 --> 00:38:28.625
‫سلام عزیزم

00:38:28.708 --> 00:38:30.291
‫سلام

00:38:32.041 --> 00:38:33.125
‫سلام

00:38:35.333 --> 00:38:36.708
‫نیکی
‫من جینی‌م

00:38:38.083 --> 00:38:39.875
‫دخترِ کاترین

00:38:39.958 --> 00:38:41.458
‫بله...

00:38:41.541 --> 00:38:43.000
‫من...

00:38:43.083 --> 00:38:45.083
‫من واقعاً متاسفم...

00:38:45.166 --> 00:38:48.833
‫بابت تمام این اتفاقات تلخی که براتون افتاده.

00:38:48.916 --> 00:38:50.500
‫مارتینی میل دارید؟

00:38:50.583 --> 00:38:52.666
‫بله، ممنون

00:38:54.708 --> 00:38:55.833
‫ودکاست یا جین؟

00:38:55.916 --> 00:38:57.500
‫این دوتا جین‌ان

00:38:59.166 --> 00:39:00.916
‫خودت کدوم رو دوست داری؟

00:39:01.000 --> 00:39:02.458
‫هردوتاشون رو دوست دارم

00:39:02.541 --> 00:39:04.250
‫اما نه با هـم

00:39:07.541 --> 00:39:09.458
‫همین‌جا وایسا ببینم

00:39:14.833 --> 00:39:16.166
‫لباسم قشنگه؟

00:39:16.250 --> 00:39:17.833
‫بله

00:39:17.916 --> 00:39:19.791
‫به احترام همسرتون امشب سورمه‌ای پوشیدم

00:39:19.875 --> 00:39:22.166
‫شما قطعاً بهتر از من می‌دونید،

00:39:22.250 --> 00:39:24.500
‫کت‌وشلوار آبی خیلی به آقایون میاد

00:39:27.958 --> 00:39:29.416
‫با کمال میل

00:39:29.500 --> 00:39:31.416
‫ممنونم

00:39:31.500 --> 00:39:32.916
‫نیت...

00:39:33.000 --> 00:39:35.083
‫نیت، نیکی

00:39:36.166 --> 00:39:38.291
‫می‌بینمت نیکی

00:39:40.000 --> 00:39:41.625
‫اوه‌!

00:39:41.708 --> 00:39:43.625
‫خبرهاییـه؟

00:39:43.708 --> 00:39:46.041
‫ خب، مراسم‌های یادبود آدم رو حشری می‌کنن

00:39:46.125 --> 00:39:48.541
‫واقعاً.

00:39:50.000 --> 00:39:51.458
‫همه‌ش به آدام می‌گفتم بیا پیش خیاطِ خودم

00:39:51.541 --> 00:39:53.333
‫گوش نمی‌کرد

00:39:53.416 --> 00:39:55.250
‫راستی همسر شما کجاست؟

00:39:55.333 --> 00:39:56.375
‫صورت‌ش...

00:39:56.458 --> 00:39:58.500
‫جای لیزرـش هنوز خوب نشده

00:39:58.583 --> 00:39:59.875
‫خیلی بد شده
‫ازشون شکایت کردیم

00:40:01.083 --> 00:40:02.583
‫البته گفتن سلام برسونم

00:40:02.666 --> 00:40:04.375
‫ممنونم

00:40:04.458 --> 00:40:06.083
‫خیلی قشنگه!

00:40:06.166 --> 00:40:07.875
‫- راستش رو بخوای خودم درستش کردم
‫- الکی!

00:40:07.958 --> 00:40:09.125
‫آره
‫اینم خودم درست کردم

00:40:10.541 --> 00:40:12.333
‫این دوتا رو هم همینطور

00:40:12.416 --> 00:40:14.291
‫وای، چقدر قشنگه!

00:40:15.625 --> 00:40:17.416
می‌شه سفارش داد؟

00:40:22.000 --> 00:40:24.291
‫راستش رو بخوای امروز

00:40:24.375 --> 00:40:27.791
‫روی سایت «اتسی» رکورد فروش زدم!

00:40:29.541 --> 00:40:30.666
‫باید...

00:40:30.750 --> 00:40:32.500
‫- به‌سلامتی
‫- تا می‌تونم پول در بیارم دیگه

00:40:32.583 --> 00:40:33.583
‫عذرخواهی می‌کنم بیل
‫من یه‌لحظه برم پیش خواهرم

00:40:34.833 --> 00:40:36.750
‫- بله؛ بله. حتماً
‫- زود برمی‌گردم

00:40:38.750 --> 00:40:39.750
‫تسلیت می‌گم
‫سلام

00:40:41.291 --> 00:40:43.708
‫- حالت خوبه؟
‫- خوبم

00:40:43.791 --> 00:40:45.000
‫باشه

00:40:45.083 --> 00:40:47.166
‫حالا گورت رو گم کن

00:40:47.250 --> 00:40:48.958
‫باشه؟

00:41:25.292 --> 00:41:29.516
‫« تاریخ برگزاری دادگاه رو مشخص کردن.
‫سه‌شنبه‌ی 5 هفته دیگه »

00:41:41.375 --> 00:41:43.000
‫خب چی گفتن؟ خبر تازه‌ای نشده؟

00:41:43.083 --> 00:41:46.750
‫جنتری خیالم رو راحت کرد که از خدماتمون کاملاً راضی‌ان

00:41:46.833 --> 00:41:48.958
‫در واقع، قرارداد همکاریشون رو هم تمدید کردن

00:41:49.041 --> 00:41:52.291
‫قراره سه تا استادیوم جدید توی خاورمیانه بسازن

00:41:52.375 --> 00:41:54.666
‫احتمالاً کلی نیرو لازم دارن

00:41:58.666 --> 00:42:01.041
‫بلاخره پیدات کردم. زود باش
‫بیا تمومش کنیم

00:42:07.458 --> 00:42:10.625
‫از همه‌تون ممنونیم که تشریف آوردید

00:42:10.708 --> 00:42:13.375
‫به افتخار آدام

00:42:14.666 --> 00:42:17.416
‫خب. بله. از همه‌تون ممنونم

00:42:17.500 --> 00:42:20.291
‫واقعاً خوشحالم که...

00:42:20.375 --> 00:42:22.708
‫توی این شرایط سخت محبت و
‫حمایت‌تون رو از من دریغ نکردید.

00:42:22.791 --> 00:42:24.958
‫این چند روز گذشته...

00:42:26.416 --> 00:42:30.750
‫واقعاً برای من و خانواده‌م سخت و سردرگم‌کننده بوده

00:42:30.833 --> 00:42:35.458
‫چقدر دلم می‌خواست آدام اینجا بود و
‫کمکم می‌کرد که همه‌چیز رو بهتر درک کنم.

00:42:37.375 --> 00:42:39.125
‫اون...

00:42:41.875 --> 00:42:43.375
‫آدم پیچیده‌ای بود

00:42:44.666 --> 00:42:46.708
‫و خیلی زیاد دلم براش تنگ شده

00:42:46.791 --> 00:42:50.500
‫ای کاش الان این‎جا بود و مثل
‫همیشه گیر می‌داد که زود بریم

00:42:55.208 --> 00:42:56.708
‫به‌ افتخارش

00:43:01.250 --> 00:43:03.000
‫بریم سراغ یکی دیگه!

00:43:03.083 --> 00:43:04.333
‫رفیقِ خودمی

00:43:05.333 --> 00:43:07.125
‫نیکی

00:43:07.208 --> 00:43:09.916
‫میشل سندرز پیام داده.
‫تاریخ دادگاه رو مشخص کردن

00:43:10.000 --> 00:43:11.166
‫باید بریم

00:43:11.250 --> 00:43:14.250
‫واقعاً؟ همین امشب برگزار می‌شه؟

00:43:14.333 --> 00:43:16.708
‫چون قراره تیرامیسوهای کوچولو بیارن بخوریم

00:43:17.958 --> 00:43:20.083
‫چه غلطی می‌کنی؟

00:43:24.458 --> 00:43:28.250
‫- نیکی، پاشو بریم خونه
‫- خودت من رو آوردی این‌جا

00:43:30.833 --> 00:43:32.208
‫الانم می‌خوام بمونم

00:43:33.250 --> 00:43:38.916
‫ما به‌خاطر آدام و زندگی‌ای فوق‌العاده‌ای
‫که داشت این‌جا دور هم جمع شدیم

00:43:40.291 --> 00:43:42.625
‫با آدم‌هایی که...

00:43:42.708 --> 00:43:45.583
‫خیلی خوب اون رو می‌شناختن

00:43:47.166 --> 00:43:49.625
‫- مگه نه؟
‫- آره

00:44:19.458 --> 00:44:21.541
‫می‌شه یکی هم به من بدی؟

00:44:30.041 --> 00:44:31.791
‫حالت خوبه؟

00:44:33.333 --> 00:44:34.625
‫نه

00:44:40.416 --> 00:44:42.625
‫راستش رو بخوای، اصلاً باورم نمی‌شه اینجایی

00:44:42.708 --> 00:44:44.333
‫منم باورم نمی‌شه تو این‌جایی

00:44:48.416 --> 00:44:52.125
‫هر حرفی بزنم مسخره به‌نظر میاد،
‫واسه همین اومدم بیرون

00:44:58.500 --> 00:45:00.416
‫واقعاً براتون ناراحت شدم

00:45:03.583 --> 00:45:07.125
‫ببین، من‌که به‌خاطر خودم خواهرم
رو از چشم بقیه پنهون نمی‌کنم

00:45:08.875 --> 00:45:10.000
‫به‌خاطر اونـه

00:45:11.291 --> 00:45:12.958
‫- به‌خاطر آدام؟
‫- ایتن

00:45:17.416 --> 00:45:19.875
‫به‌خاطر تمام بلاهایی که سر اون بچه آورده

00:45:23.416 --> 00:45:26.791
‫می‌خوای درموردش صحبت کنی؟ بدون این‌که جایی درز کنه...

00:45:29.583 --> 00:45:31.291
‫یا بکنه...

00:46:05.250 --> 00:46:06.541
‫سلام

00:46:07.666 --> 00:46:09.333
‫سلام

00:46:17.416 --> 00:46:19.583
‫مراسم باحالی بودها

00:47:15.166 --> 00:47:16.541
‫هیچی

00:47:17.083 --> 00:47:19.350
‫« سید ایوانز - خبرنگار سیتی دیلی »

00:48:21.166 --> 00:48:24.375
‫مطمئنی حالت خوبه؟

00:49:29.666 --> 00:49:31.458
‫چی شده؟

00:49:31.541 --> 00:49:32.583
‫یالا!

00:50:52.292 --> 00:50:53.292
‫«اف‌.بی‌آی»

00:50:53.792 --> 00:50:55.912
‫« مامور ویژه: ادوارد الیورو »

00:50:59.833 --> 00:51:01.125
‫خدای من، آدام!

00:51:07.250 --> 00:51:12.250
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:52:01.583 --> 00:52:03.708
‫خودشه!
‫« کلویی تیلور »