﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:07.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:19.240 --> 00:00:20.352
‫آنچه گذشت...

00:00:20.360 --> 00:00:24.400
‫پیدا شدن این تیکه‌های پالت
‫شدیدا نشون میده که یه بمب

00:00:24.400 --> 00:00:27.360
‫- داخل یکی از چمدون‌ها بوده.

00:00:27.360 --> 00:00:31.160
‫اونا متخصصانی ندارن که بتونن لاشه‌ها رو برای
‫پیدا کردن نشانه‌های مواد منفجره بررسی کنن.

00:00:31.160 --> 00:00:33.600
‫خب، چرا از یگانِ [IRA]ی
پلیس لندن استفاده نمیکنن؟

00:00:33.600 --> 00:00:35.440
‫شاید رابطه‌شون با پلیس لندن

00:00:35.440 --> 00:00:37.800
‫به همون خوبی رابطه‌ی ما با سیا باشه.

00:00:37.800 --> 00:00:39.400
‫این یه حمله به آمریکا بود.

00:00:39.400 --> 00:00:41.880
‫میخوام رهبری یه نیروی ویژه‌ی
‫آمریکایی رو برعهده بگیری.

00:00:41.880 --> 00:00:43.200
‫تو نماینده‌ی ما خواهی بود

00:00:43.200 --> 00:00:44.960
‫تو اولین جلسه‌ی بین‌المللی تو اسکاتلند.

00:00:44.960 --> 00:00:47.760
‫- ایشون رئیس پلیس اور هستن.
‫- بالاخره از دیدنتون خوشوقتم.

00:00:47.760 --> 00:00:49.880
‫فکر میکنی هرچیزی که داره
‫رو در اختیارمون میذاره؟

00:00:49.880 --> 00:00:51.520
‫عمرا.

00:00:51.520 --> 00:00:54.480
‫برات چندتا کتاب آوردم، چندتا کمیک قدیمی...

00:00:54.480 --> 00:00:56.720
‫فکر احمقانه‌ای بود. همه‌شون رو میبرم.

00:00:56.720 --> 00:00:58.560
‫نه،... کار خوبیه.

00:00:59.760 --> 00:01:00.920
‫ممنون.

00:01:00.920 --> 00:01:03.920
‫اگه مدرک نباشه، برمیگرده
‫به خانواده، مگه نه؟

00:01:03.920 --> 00:01:06.640
‫فقط اینکه در حال حاضر نیروی
‫انسانی کافی برای بررسی‌شون نداریم.

00:01:06.640 --> 00:01:10.320
‫واسه همین داشتم فکر میکردم که شاید
‫شما و داوطلب‌هاتون بتونین کمک کنین.

00:01:10.320 --> 00:01:12.080
‫شما فقط بگو از کی شروع کنیم.

00:01:12.080 --> 00:01:13.480
‫ما اونجاییم.

00:01:13.480 --> 00:01:16.800
‫- بریم تو کارش.
‫- پالت AVE 4041،

00:01:16.800 --> 00:01:18.280
‫جایی که بمب توش بوده.

00:01:18.280 --> 00:01:20.920
‫شامل چمدون‌های فرودگاه
‫هیترو و فرانکفورت بوده.

00:01:20.920 --> 00:01:23.560
‫ما یه تصویر ناقص از
‫چمدون‌های فرانکفورت داریم.

00:01:23.560 --> 00:01:25.320
‫آلمانیا دارن دست دست میکنن...

00:01:25.320 --> 00:01:28.800
‫دقیقا. و واسه همین ما درخواست کردیم

00:01:28.800 --> 00:01:30.920
‫لیست چمدون‌ها رو از فرودگاه فرانکفورت بدن.

00:01:30.920 --> 00:01:33.920
‫نداریمش. قبول دارم که جای تاسفه.

00:01:33.920 --> 00:01:37.280
‫ممکنه بمب تو چمدون خالد جعفر بوده باشه؟

00:01:37.280 --> 00:01:39.960
‫در حال حاضر آماده نیستم در
‫مورد مسافرهای خاص صحبت کنم.

00:01:39.960 --> 00:01:44.080
‫ولی خبر دارید که اف‌بی‌آی همین
‫الان از پدر جعفر بازجویی کرده؟

00:01:44.080 --> 00:01:46.360
‫گواهینامه‌ش. کنار جسدش پیدا شده،

00:01:46.360 --> 00:01:49.520
‫ساعت سیزده و پنج دقیقه
‫روز ۲۲ دسامبر، بخش سی.

00:01:49.520 --> 00:01:51.600
‫باید بفهمیم ساکهاش کجان.

00:01:51.600 --> 00:01:54.240
‫- باید ساک خودش باشه.
‫- و هنوز سالمه.

00:01:54.240 --> 00:01:57.520
‫- جعفر بمب‌گذار نیست.
‫- اون فقط یه مسافره.

00:01:57.520 --> 00:01:59.560
‫و یه قربانی دیگه.

00:01:59.560 --> 00:02:02.040
‫متاسفیم اگه باعث دردسر... بیشتری شدیم.

00:02:02.040 --> 00:02:04.120
‫شما میرید سراغ مظنون بعدی.

00:02:04.120 --> 00:02:05.840
‫ولی برای ما هیچ چیزی تموم نمیشه.

00:02:05.840 --> 00:02:08.040
‫- اینو پیدا کردیم.
‫- چیه؟

00:02:08.040 --> 00:02:10.680
‫باید بدیم بررسیش کنن،
‫ولی به نظر الکترونیکی میاد.

00:02:10.680 --> 00:02:14.200
‫اینکه از داخل پالت اومده و
‫به سمت بیرون منفجر شده...

00:02:14.200 --> 00:02:16.680
‫یا قسمتی از بمب بوده، یا کنارش بوده.

00:02:20.360 --> 00:02:23.800
‫وقت قبلی ندارم. ولی میدونم کی بمب
‫رو تو هواپیمای پن ام ۱۰۳ گذاشته...

00:02:29.591 --> 00:02:33.191
‫[موسسه تحقیق و توسعه تسلیحات سلطنتی]

00:02:35.962 --> 00:02:37.962
‫راردی
‫کنت، انگلستان

00:02:40.640 --> 00:02:42.800
‫کارت شناسایی لطفا.

00:02:44.160 --> 00:02:45.840
‫ممنون.

00:02:45.840 --> 00:02:49.160
‫- این همون تیکه‌ایه که از پالت چمدون منفجر شده افتاده بود؟
‫- آره.

00:02:49.160 --> 00:02:52.080
‫ما تو راردی جداش کردیم،
‫و این بزرگترین تیکه‌شه.

00:02:52.080 --> 00:02:54.520
‫ولی آسیبش... الان واضحتر به نظر میرسه.

00:02:54.520 --> 00:02:56.840
‫شستشوی اولتراسونیک و بزرگ‌نمایی

00:02:56.840 --> 00:02:59.400
‫قطعه‌ رو خیلی واضح کرده.

00:02:59.400 --> 00:03:01.880
‫چندین ماده به خاطر نزدیکی زیاد

00:03:01.880 --> 00:03:04.080
‫به محل انفجار، بهم جوش خوردن.

00:03:04.080 --> 00:03:05.120
‫یعنی چی؟

00:03:05.120 --> 00:03:08.320
‫خب، یعنی این قطعه فقط توی چمدونِ بمب نبوده.

00:03:08.320 --> 00:03:09.920
‫خود بمب بوده.

00:03:09.920 --> 00:03:11.520
‫یا حداقل بخشی از اون.

00:03:13.480 --> 00:03:17.480
‫این طرف دیگه‌شه.

00:03:17.480 --> 00:03:20.080
‫- طرح مدار رو میبینی؟
‫- این یه برد الکترونیکیه؟

00:03:20.080 --> 00:03:21.440
‫آره.

00:03:21.440 --> 00:03:23.760
‫سازنده‌های بمب معمولا
‫روی دو چیز تمرکز میکنن:

00:03:23.760 --> 00:03:25.560
‫کارایی و استتار.

00:03:25.560 --> 00:03:29.840
‫یه وسیله الکترونیکی با قطعاتی که
‫نیاز داری پیدا میکنن و تغییرش میدن.

00:03:29.840 --> 00:03:32.040
‫این برد مدار چاپی

00:03:32.040 --> 00:03:36.000
‫کیفیت ساختش معمولیه و تجاری تولید شده.

00:03:36.000 --> 00:03:38.400
‫- از چه وسیله‌ای؟
‫- وسیله‌ای مثل رادیو.

00:03:38.400 --> 00:03:40.000
‫فکر میکنی بمب یه رادیو بوده؟

00:03:40.000 --> 00:03:43.800
‫که با مواد منفجره و یه تایمر، یا
‫یه نوع سوئیچ فشارسنج پر شده.

00:03:43.800 --> 00:03:47.560
‫که بمب رو به محض اینکه دستگاه
‫به ارتفاع پروازی برسه، فعال میکنه.

00:03:47.560 --> 00:03:50.720
‫- مدل و سازنده‌شو فهمیدی؟
‫- مدل دقیقشو نمیدونم،

00:03:50.720 --> 00:03:52.640
‫ولی دوتا سرنخ منو به سازنده‌ش رسوند.

00:03:52.640 --> 00:03:54.800
‫این شکل الماسی تشخیصی اینجا،

00:03:54.800 --> 00:03:58.880
‫و این نوشته‌ای که تو نمای
‫نزدیک معلومه: «L106».

00:03:58.880 --> 00:04:03.360
‫این ترکیب شناسه سازنده و شکل تشخیصی

00:04:03.360 --> 00:04:05.520
‫به یه رادیوی توشیبا اشاره داره.

00:04:08.400 --> 00:04:11.560
‫باشه. میتونم به تیمم بگم سیستم هولمز

00:04:11.560 --> 00:04:14.400
‫رو برای پیدا کردن هرگونه
‫قطعه‌ی مربوط به رادیو بگردن.

00:04:14.400 --> 00:04:17.720
‫تا حالا به بمب‌سازی برخوردی
‫که از رادیوهای توشیبا استفاده کنه؟

00:04:17.720 --> 00:04:20.200
‫خب، فکر کنم یه نفر تو آلمان هست.

00:04:28.462 --> 00:04:31.862
‫نویس
‫آلمان غربی

00:04:37.203 --> 00:04:38.703
‫بمبساز راه افتاده.

00:04:48.137 --> 00:04:49.637
‫آره. ساعت دو. خودشه، خَریصات.

00:05:20.213 --> 00:05:23.013
‫به همه واحدها، آماده باشین.
‫خَریصات وارد قرارگاه شد.

00:05:24.152 --> 00:05:25.652
‫ماشین هدف رو دیدیم.

00:05:27.209 --> 00:05:28.209
‫فقط با دستور من.

00:05:29.197 --> 00:05:30.097
‫بجنبین! بجنبین! بجنبین!

00:05:38.880 --> 00:05:40.920
‫ایست!

00:05:55.953 --> 00:05:57.353
‫یه بسته مشکوک پیدا شده.

00:05:58.088 --> 00:05:58.788
‫واحد خنثی‌سازی بمب!

00:06:11.199 --> 00:06:13.899
‫عملیات «برگ‌های پاییزی»

00:06:17.707 --> 00:06:18.807
‫دو ماه قبل از حادثه لاکربی.

00:06:25.762 --> 00:06:28.462
‫ستاد فرماندهی ب.کا.آ
‫برلین، آلمان غربی

00:06:28.600 --> 00:06:31.920
‫- الو؟
‫- آقای کلینک، رئیس پلیس اور هستم.

00:06:31.920 --> 00:06:35.760
‫باید در مورد عملیات
‫«برگ‌های پاییزی» بیشتر بدونیم.

00:06:35.760 --> 00:06:38.400
‫در مورد اون هشداری که به اینترپل دادین،

00:06:38.400 --> 00:06:40.640
‫درست دو ماه قبل از
‫اینکه هواپیمامون سقوط کنه.

00:06:40.640 --> 00:06:42.840
‫و همینطور درمورد مردی که
‫بازداشتش کردین، خَریصات.

00:06:42.840 --> 00:06:46.280
‫شک دارم عملیات «برگ‌های پاییزی»
‫ربطی به پن ام ۱۰۳ داشته باشه.

00:06:46.280 --> 00:06:48.920
‫اون یه عملیات هماهنگ‌شده بزرگ بود،

00:06:48.920 --> 00:06:52.760
‫که از نگرانی‌های داخلی و
‫نامرتبط تروریستی نشأت میگرفت.

00:06:52.760 --> 00:06:55.640
‫آره، ما خریصات و ۱۶
‫نفر دیگه رو دستگیر کردیم.

00:06:55.640 --> 00:06:58.800
‫آقای کلینک، اون شبکه‌ای که
‫خریصات براشون بمب میساخت

00:06:58.800 --> 00:07:00.720
‫مدتیه که زیر نظر تحلیل‌گرهای من بوده.

00:07:00.720 --> 00:07:04.600
‫جبهه‌ی مردمی برای آزادی
‫فلسطین - فرماندهی کل.

00:07:04.600 --> 00:07:06.960
‫به طور گسترده گفته میشه که
‫توسط ایران تامین مالی میشه.

00:07:06.960 --> 00:07:09.400
‫اونا اسرائیل رو به رسمیت
‫نمیشناسن. از تمام متحدانش متنفرن.

00:07:09.400 --> 00:07:13.320
‫پس یه هواپیمای ۷۴۷ پر از
‫آمریکایی میتونه هدف منطقی‌ای باشه.

00:07:13.320 --> 00:07:16.720
‫و خریصات فقط سه ساعت با
‫فرانکفورت فاصله داشت و بمب میساخت.

00:07:16.720 --> 00:07:20.440
‫ما هنوز معتقدیم که بمب تو
‫آلمان غربی جاسازی شده.

00:07:20.440 --> 00:07:23.680
‫شما تو لاکربی مدرکی از بمب
‫رادیویی خریصات پیدا کردین؟

00:07:23.680 --> 00:07:25.760
‫خط تحقیقاتی ما همینه.

00:07:25.760 --> 00:07:29.560
‫میتونم بپرسم، مدل و سازنده‌ی اون
‫رادیویی که ضبط کردین چی بود؟

00:07:29.560 --> 00:07:30.920
‫یه لحظه.

00:07:39.480 --> 00:07:41.440
‫یه رادیوی توشیبا مدل بوم‌بیت بود.

00:07:42.600 --> 00:07:45.360
‫و، همه‌ی بمب‌هایی که
‫ساخته بود رو پیدا کردین؟

00:07:45.360 --> 00:07:46.880
‫اینو نمیدونیم.

00:07:46.880 --> 00:07:50.880
‫ولی رادیو تنظیم شده بود که
‫تو ارتفاع پروازی منفجر بشه.

00:07:50.880 --> 00:07:56.040
‫پس اگه تو آلمان جاسازی میشد،
‫قبل از رسیدن به لندن منفجر میشد.

00:07:56.040 --> 00:07:58.320
‫مگر اینکه تو فرودگاه
‫هیترو وارد هواپیما شده باشه.

00:07:58.320 --> 00:08:01.680
‫آزمایشگاه ما میگه میتونسته
‫با یه تایمر تغییرش بده.

00:08:02.920 --> 00:08:06.280
‫ما هنوز دستگاه‌هایی که ضبط کردیم رو داریم.

00:08:06.280 --> 00:08:08.000
‫میتونیم دوباره بررسی‌شون کنیم،

00:08:08.000 --> 00:08:10.080
‫ببینیم تایمر دارن یا نه.

00:08:10.080 --> 00:08:13.360
‫آقای کلینک، ما واقعا باید
‫با خریصات مصاحبه کنیم.

00:08:13.360 --> 00:08:14.920
‫کجا نگهش داشتین؟

00:08:16.680 --> 00:08:18.360
‫ما کار خودمون رو کردیم.

00:08:18.360 --> 00:08:21.720
‫ولی یه قاضی به خاطر ناکافی
‫بودن مدارک تصمیم دیگه‌ای گرفت.

00:08:24.920 --> 00:08:27.000
‫میخوای بگی آزادش کردین؟

00:08:27.000 --> 00:08:29.200
‫چند هفته قبل از لاکربی.

00:08:30.280 --> 00:08:32.080
‫معتقدیم که به اردن برگشته.

00:08:35.200 --> 00:08:38.000
‫این میتونه دلیل این باشه که کلینک
‫نمیتونه لیست چمدون‌ها رو بهمون بده.

00:08:38.000 --> 00:08:40.720
‫آلمانیا ترسیدن که بمب‌گذار
‫پن ام رو آزاد کرده باشن.

00:08:40.720 --> 00:08:43.160
‫خیلی‌خب، به بچه‌های تشخیص هویت
‫بگو حسابی در مورد خریصات تحقیق کن

00:08:43.160 --> 00:08:45.640
‫منم هرچی بتونم از اف‌بی‌آی میگیرم.

00:08:45.640 --> 00:08:48.200
‫و بفهمین اون تیکه از یه
‫رادیوی بوم‌بیت بوده یا نه.

00:08:49.480 --> 00:08:51.440
‫الو...؟

00:08:51.440 --> 00:08:53.120
‫الو؟ هنوز پشت خطی؟

00:08:57.563 --> 00:08:59.163
‫خیابان کِی
‫واشنگتن دی‌سی، آمریکا

00:09:10.320 --> 00:09:12.280
‫شما دیک مارکیز هستی؟

00:09:13.400 --> 00:09:15.080
‫آره. قبلا همو دیدیم؟

00:09:15.080 --> 00:09:18.120
‫کاترین تورمن. از دفتر سناتور هاینز.

00:09:18.120 --> 00:09:20.400
‫- شما چندباری بهم زنگ زدین.
‫- درسته.

00:09:20.400 --> 00:09:22.360
‫- من بهتون زنگ نزدم.
‫- درسته.

00:09:22.360 --> 00:09:25.160
‫- ببینید، من میخوام صحبت کنم.
‫- پس چه عالی که داریم صحبت میکنیم.

00:09:27.200 --> 00:09:29.080
‫گفتین برای سناتور چیکار میکنید؟

00:09:29.080 --> 00:09:33.120
‫یه کارمند ارشد که سیاست‌ها رو تحلیل میکنه
‫ و در مورد قانون‌گذاری مشاوره میده

00:09:33.120 --> 00:09:35.760
‫شما چطور اینقدر در مورد این پرونده میدونید؟

00:09:35.760 --> 00:09:38.760
‫پت نونان، این اسم رو میشناسین؟

00:09:38.760 --> 00:09:42.080
‫شرکت پن ام بهش خبر داده بود

00:09:42.080 --> 00:09:44.960
‫که دخترش سوار هواپیما شده،

00:09:44.960 --> 00:09:47.040
‫و بعد از اون یه تماس...

00:09:47.040 --> 00:09:48.480
‫سکوت.

00:09:48.480 --> 00:09:51.280
‫از طرف پن ام و وزارت خارجه.

00:09:51.280 --> 00:09:54.680
‫اون مدام زنگ میزد، ولی
‫هیچکس هیچ اطلاعاتی بهش نمیداد.

00:09:54.680 --> 00:09:56.800
‫آقای نونان سناتور هاینز رو میشناخت.

00:09:56.800 --> 00:09:58.520
‫زنگ زد، من جواب دادم.

00:09:58.520 --> 00:10:00.040
‫گوش کن، تو دالاس،

00:10:00.040 --> 00:10:02.280
‫درگیر مسائل حقوق قربانیان بودم،

00:10:02.280 --> 00:10:05.520
‫تو مرکز پزشکی کودکان هم
‫همینطور. آدم چیزای زیادی میبینه.

00:10:05.520 --> 00:10:08.840
‫چیزای کمی با شنیدن صدای کسی

00:10:08.840 --> 00:10:12.400
‫که تازه بچه‌شو از دست داده قابل مقایسه‌ست.
‫ برای همین با خودم گفتم: «گندش بزنن.»

00:10:12.400 --> 00:10:15.960
‫به آقای نونان گفتم هر خانواده
‫دیگه‌ای هم میتونه با من تماس بگیره.

00:10:15.960 --> 00:10:18.960
‫- و همین کار رو کردن.
‫- و با چندتا خانواده صحبت کردین؟

00:10:18.960 --> 00:10:21.840
‫چندتایی. جمعه با دوتا
‫خانواده دیگه ملاقات دارم.

00:10:21.840 --> 00:10:26.920
‫و شاید عمیقا عزادار باشن،
‫ولی دارن تغییر ایجاد میکنن.

00:10:26.920 --> 00:10:31.600
‫و دارن کاخ سفید رو برای اقدام و
‫برای گرفتن جواب تحت فشار میذارن.

00:10:31.600 --> 00:10:35.440
‫خب، این عالیه. منظورم اینه که، پن
‫ام واقعا اون خانواده‌ها رو ناامید کرده.

00:10:35.440 --> 00:10:37.520
‫خب، اف‌بی‌آی شما هم همینطور.

00:10:40.880 --> 00:10:43.200
‫خب، این مسئولیت اداره نیست

00:10:43.200 --> 00:10:44.680
‫که با خانواده‌ها ارتباط برقرار کنه.

00:10:44.680 --> 00:10:47.720
‫مگر اینکه اونا رو با مظنون‌ها
‫اشتباه بگیرین، مثل خانواده جعفر.

00:10:47.720 --> 00:10:50.560
‫اینجا هیچ مسئولی برای
‫ارتباط با قربانیان وجود نداره.

00:10:50.560 --> 00:10:56.440
‫خانواده‌ها باید تنها به اسکاتلند سفر
‫کنن تا هرگونه اطلاعاتی به دست بیارن.

00:10:56.440 --> 00:10:58.840
‫این فقط یه گندکاری ارتباطی نیست.

00:10:58.840 --> 00:11:00.880
‫یه فضاحت ملیه.

00:11:00.880 --> 00:11:04.280
‫کاترین، ما داریم به بمب‌گذار نزدیک میشیم.

00:11:04.280 --> 00:11:07.680
‫باشه؟ ما داریم تلاش میکنیم از حملات
‫بعدی جلوگیری کنیم، جون آدما رو نجات بدیم.

00:11:07.680 --> 00:11:10.880
‫این کاریه که ما برای خانواده‌ها
‫انجام میدیم. این وظیفه‌مونه.

00:11:10.880 --> 00:11:13.760
‫حالا، بعد از اینکه آب‌ها
‫از آسیاب افتاد، میتونیم...

00:11:13.760 --> 00:11:16.800
‫میتونیم یه گزارش بعد از عملیات داشته باشیم،
‫میتونیم سعی کنیم سیستم‌ها رو بهتر کنیم ولی...

00:11:16.800 --> 00:11:19.640
‫میدونی... چیزی که من همیشه
‫در مورد گزارش‌های بعد از عملیات

00:11:19.640 --> 00:11:23.880
‫ازش متنفر بودم اینه که
‫بعد از عمل نوشته میشن.

00:11:23.880 --> 00:11:28.280
‫از اون نقطه‌ای گذشتن که
‫مردم واقعا به ما نیاز داشتن.

00:11:28.280 --> 00:11:32.240
‫پس، دفعه‌ی بعد که بهتون
‫زنگ زدم، جواب میدین؟

00:11:34.520 --> 00:11:37.280
‫خب، فکر کنم بهتره خط
‫مستقیمم رو بهتون بدم، ها؟

00:11:43.360 --> 00:11:44.800
‫فردا میخوام تمرکز کنی

00:11:44.800 --> 00:11:46.960
‫روی جمع‌آوری تمام مدارک مربوط به رادیوها.

00:11:46.960 --> 00:11:48.440
‫دنبال قطعات مرتبط بگرد.

00:11:48.440 --> 00:11:50.280
‫آنتن، بلندگو، هرچیزی
‫که مربوط به توشیبا باشه.

00:11:50.280 --> 00:11:51.600
‫متوجه شدم.

00:11:51.600 --> 00:11:53.680
‫اف‌بی‌آی میخواد هرچیزی که داریم رو ببینه.

00:11:57.160 --> 00:11:59.800
‫میخوام یه دفتر ماهواره‌ای

00:11:59.800 --> 00:12:01.640
‫تو واشنگتن دی‌سی براشون باز کنم.

00:12:03.160 --> 00:12:05.040
‫در ازای؟

00:12:05.040 --> 00:12:07.360
‫همکاری کاملتر بین هردومون.

00:12:08.520 --> 00:12:11.480
‫نظرت چیه چند هفته دیگه بری اونجا؟

00:12:11.480 --> 00:12:13.640
‫چشم و گوش ما تو اف‌بی‌آی باشی،

00:12:13.640 --> 00:12:17.000
‫بهشون نشون بدی چطور
‫از این سیستم استفاده کنن؟

00:12:17.000 --> 00:12:18.680
‫برای چه مدت؟

00:12:18.680 --> 00:12:20.320
‫میتونه هشت هفته باشه.

00:12:20.320 --> 00:12:23.160
‫میتونه بیشتر هم باشه.
‫راستش رو بخوای نمیدونم.

00:12:23.160 --> 00:12:27.080
‫- آهان.
‫- میدونم بچه‌های کوچیک داری. درک میکنم.

00:12:27.080 --> 00:12:28.840
‫با زنت صحبت کن.

00:12:28.840 --> 00:12:30.720
‫- بهم خبر بده.
‫- باشه.

00:12:33.040 --> 00:12:35.640
‫هیجان‌انگیزه! نمیتونی نری.

00:12:35.640 --> 00:12:38.000
‫خب، ولی دارم تو رو با دخترا تنها میذارم...

00:12:38.000 --> 00:12:40.840
‫و تو کلی ذوق داشتی که مربی رانندگی بشی.

00:12:40.840 --> 00:12:42.280
‫اونو عقب ننداز.

00:12:42.280 --> 00:12:44.800
‫تا وقتی که به موقع مدرکمو
‫بگیرم تا به دخترای خودمون یاد بدم.

00:12:44.800 --> 00:12:46.600
‫هرکاری میکنی که من این کارو نکنم!

00:12:47.960 --> 00:12:49.680
‫خب برای چه مدتی میری؟

00:12:51.000 --> 00:12:52.520
‫خب...

00:12:52.520 --> 00:12:54.400
‫احتمالا چند ماه.

00:12:56.040 --> 00:12:58.920
‫- انقدر طولانی؟
‫- اف‌بی‌آی پایگاه داده‌ی مشابهی نداره، و...

00:13:00.320 --> 00:13:03.960
‫به هرحال، چیزی که لازم دارن مال ماست.

00:13:05.720 --> 00:13:07.760
‫آره، از پس چند ماه برمیام.

00:13:15.080 --> 00:13:16.840
‫- صبح بخیر، سندی.
‫- چطوری؟

00:13:20.960 --> 00:13:24.200
‫ادی، این چه حرفیه که میشنوم؟ آمریکا...؟

00:13:24.200 --> 00:13:25.720
‫یعنی، برات خوشحالم.

00:13:25.720 --> 00:13:28.640
‫اوه، گمشو بابا. دلم برای
‫تو هم تنگ نمیشه، رفیق.

00:13:31.080 --> 00:13:33.960
‫آره، میتونم تصور کنم اونجا موفق میشی.

00:13:33.960 --> 00:13:35.560
‫سرزمین فرصت‌ها.

00:13:50.280 --> 00:13:52.840
‫خیلی‌خب بچه‌ها، یالا. توشیبا... رادیو...

00:13:52.840 --> 00:13:54.960
‫همه‌ی کلمه‌ها نتیجه‌ای ندارن، درسته؟

00:13:54.960 --> 00:13:57.680
‫- هیچی. - آره.
‫- شرمنده، گروهبان مک‌کاسکر.

00:13:59.160 --> 00:14:01.480
‫شاید داریم به قضیه اشتباه نگاه میکنیم.

00:14:01.480 --> 00:14:03.440
‫آره، اگه تیکه‌پاره شده باشه،

00:14:03.440 --> 00:14:05.880
‫شاید اون تیکه‌ی فرادی
‫تنها چیزیه که باقی مونده،

00:14:05.880 --> 00:14:07.880
‫و هیچ قطعه‌ی دیگه‌ای از رادیو وجود نداره.

00:14:07.880 --> 00:14:09.920
‫چطوری یه رادیو رو تو چمدون قایم میکنی؟

00:14:11.280 --> 00:14:13.360
‫شاید بخوای نو به نظر برسه.

00:14:14.360 --> 00:14:16.400
‫هنوز تو جعبه‌ش باشه.

00:14:16.400 --> 00:14:18.520
‫چهارصد و شونزده.

00:14:18.520 --> 00:14:20.040
‫شاید به عنوان هدیه؟

00:14:23.600 --> 00:14:25.920
‫اینجا ۲۱۹ نتیجه دارم.

00:14:29.600 --> 00:14:31.840
‫اگه نو باشه، شاید دفترچه
‫راهنما هم داشته باشه.

00:14:40.280 --> 00:14:41.840
‫فکر کنم همینه، سندی.

00:14:46.760 --> 00:14:48.560
‫باید تو انبار دکستار باشه.

00:14:55.600 --> 00:14:58.160
‫- سلام؟ - حالتون چطوره؟
‫- خوبم، ممنون.

00:15:24.480 --> 00:15:26.400
‫ششصد و هشتاد و نه...

00:15:26.400 --> 00:15:30.600
‫«اگه رشد نمیکنه، برش دار.»

00:15:34.440 --> 00:15:36.240
‫بوم‌بیت.

00:15:36.240 --> 00:15:40.080
‫توشیبا. همون مارک
‫بمبی که تو آلمان پیدا شده.

00:15:40.080 --> 00:15:42.120
‫باید به اور خبر بدیم.

00:15:45.920 --> 00:15:50.560
‫حالا مدرک داریم که یه رادیوی
‫توشیبا دو-بلندگو مدل بوم‌بیت

00:15:50.560 --> 00:15:52.040
‫باعث سقوط هواپیما شده.

00:15:52.040 --> 00:15:55.440
‫و یه بمب‌ساز میشناسیم که از
‫این رادیوهای توشیبا استفاده میکنه،

00:15:55.440 --> 00:15:59.360
‫و اسمش هست... مروان خریصات.

00:15:59.360 --> 00:16:00.880
‫مکان فعلیش نامعلومه.

00:16:00.880 --> 00:16:03.520
‫ولی پلیس فدرال آلمان
‫معتقده که به اردن برگشته.

00:16:03.520 --> 00:16:05.560
‫سوئیس‌ایر ۳۳۰.

00:16:05.560 --> 00:16:09.840
‫زوریخ به تل‌آویو. ۱۹۷۰. یه
‫بمب همه‌ی سرنشین‌ها رو کشت.

00:16:09.840 --> 00:16:12.400
‫به احتمال خیلی زیاد خریصات بمب‌سازش بوده،

00:16:12.400 --> 00:16:14.680
‫چون اون بمب‌ساز اصلی جبهه‌ی مردمی بود.

00:16:14.680 --> 00:16:17.320
‫- و چرا اخیرا فعالیتی نداشته؟
‫- نامعلومه.

00:16:17.320 --> 00:16:20.240
‫اف‌بی‌آی فکر میکنه ده
‫سال پیش از شبکه جدا شده.

00:16:20.240 --> 00:16:22.680
‫برای یه کار بزرگ دوباره فعال شده.

00:16:22.680 --> 00:16:24.640
‫اگه اون این بمب رو ساخته،

00:16:24.640 --> 00:16:28.000
‫پس به احتمال زیاد شبکه‌ش از
‫امنیت ضعیف فرودگاه فرانکفورت

00:16:28.000 --> 00:16:31.240
‫استفاده کرده و بمب رو تو
‫پرواز ورودی جاساز کرده.

00:16:31.240 --> 00:16:34.480
‫همه‌ی اینا کمک میکنه یه سرنخ
‫کلیدی دیگه رو کنار هم بذاریم:

00:16:34.480 --> 00:16:36.800
‫نوع چمدونی که بمب‌گذار استفاده کرده.

00:16:36.800 --> 00:16:40.280
‫تا الان بیست و هفت تیکه از
‫چمدون سخت سامسونت پیدا شده.

00:16:40.280 --> 00:16:42.480
‫همه‌شون آسیب درجه یک انفجاری دارن،

00:16:42.480 --> 00:16:44.920
‫و بعضی‌هاشون تیکه‌های کاغذ بهشون چسبیده.

00:16:44.920 --> 00:16:48.400
‫حالا فکر میکنیم اون کاغذ میتونه از
‫دفترچه راهنمای توشیبا بوم‌بیت باشه.

00:16:48.400 --> 00:16:51.880
‫دفترچه راهنما و بمب رادیویی
‫داخل چمدون سامسونت بودن.

00:16:51.880 --> 00:16:54.120
‫نتونستیم اونو به مسافری ربط بدیم،

00:16:54.120 --> 00:16:57.040
‫ولی سامسونت میگه چمدون از سری کلاسیک هست.

00:16:57.040 --> 00:17:01.160
‫فقط چهارصد و هشتاد و هفت تا ازش تولید شده
‫و تو خاورمیانه و شمال آفریقا فروخته شده.

00:17:01.160 --> 00:17:03.400
‫در دسترس خریصات بوده.

00:17:03.400 --> 00:17:06.040
‫وسایل دیگه‌ای که تو راردی
‫آسیب زیادی دیدن شامل لباس‌هاییه

00:17:06.040 --> 00:17:08.960
‫که مطمئنم اونها هم تو چمدون
‫همراه بمب رادیویی بودن:

00:17:08.960 --> 00:17:11.200
‫یه لباس سرهمی نوزاد و یه شلوار چهارخونه.

00:17:11.200 --> 00:17:13.160
‫باشه. سرنخ لباس‌ها رو دنبال کنید،

00:17:13.160 --> 00:17:15.800
‫ولی اولویت اصلی پیدا کردن خریصاته.

00:17:15.800 --> 00:17:19.440
‫سیا روابط خوبی با اطلاعات اردن داره.

00:17:19.440 --> 00:17:21.440
‫اگه اونجا باشه، اونا خبر دارن.

00:17:21.440 --> 00:17:25.080
‫در همین حین، مک‌کاسکر داره سیستم
‫هولمز رو با اف‌بی‌آی راه‌اندازی میکنه.

00:17:25.080 --> 00:17:27.000
‫اینا همه‌ش بخشی از قضیه‌ست.

00:17:27.000 --> 00:17:29.440
‫ما با آمریکایی‌ها به
‫اشتراک میذاریم, اونا با ما.

00:17:30.680 --> 00:17:31.880
‫مفهومه؟

00:17:41.640 --> 00:17:45.160
‫شما این نامه رو تو سفارت
‫وین گذاشتین، آقای بولیِر؟

00:17:45.160 --> 00:17:47.360
‫درسته. صحیحه.

00:17:47.360 --> 00:17:48.880
‫به چه منظوری؟

00:17:50.280 --> 00:17:53.440
‫برای اینکه بازرس‌ها رو از مسیر اشتباه
‫خارج کنم و تو مسیر درست قرار بدم.

00:17:53.440 --> 00:17:58.080
‫چرا اسمتون رو نذاشتین؟ تا
‫تماس با شما برامون آسونتر بشه؟

00:17:58.080 --> 00:18:01.040
‫خب... به دلایل امنیتی خودم.

00:18:01.040 --> 00:18:04.400
‫شما نوشتین که سیا باید باهاتون

00:18:04.400 --> 00:18:06.520
‫از طریق فرکانس‌های
‫ترافیک رادیویی تماس بگیره.

00:18:06.520 --> 00:18:08.040
‫فکر هوشمندانه‌ایه، نه؟

00:18:08.040 --> 00:18:12.800
‫شما ادعا کردین که یه افسر رادیویی
‫لیبیایی از سپاه مخابرات هستین.

00:18:12.800 --> 00:18:16.000
‫آیا شما یه افسر رادیویی
‫لیبیایی از سپاه مخابرات هستین؟

00:18:16.000 --> 00:18:18.920
‫نه. نه. قطعا نه.

00:18:18.920 --> 00:18:20.440
‫پس چرا چنین ادعایی کردین؟

00:18:22.080 --> 00:18:24.640
‫شما همچنین نوشتین که اسم رمز مورد نظرتون

00:18:24.640 --> 00:18:27.840
‫برای تماس ما «آگا» بوده و
‫شما ما رو «آگو» صدا میزنید.

00:18:29.920 --> 00:18:31.720
‫باید اینجا با اسم رمز صحبت کنیم؟

00:18:33.160 --> 00:18:35.440
‫نمیدونیم کی ممکنه گوش بده.

00:18:36.880 --> 00:18:40.400
‫داستان سرنخ سفارت وین از طرف سیا چیه؟

00:18:40.400 --> 00:18:42.360
‫مامور ما میگه طرف یه روانی تمام‌عیاره.

00:18:42.360 --> 00:18:44.960
‫و اون با روانی‌های زیادی سروکار داشته.

00:18:44.960 --> 00:18:47.160
‫خریصات چی؟

00:18:47.160 --> 00:18:49.360
‫انگار سازمان شما در این
‫مورد داره ما رو سر میدوونه.

00:18:49.360 --> 00:18:51.080
‫واقعا؟ کاملا برعکسه.

00:18:51.080 --> 00:18:54.320
‫حتما، گیب. جز اینکه برعکسش
‫یعنی شما به ما کمک کنید.

00:18:54.320 --> 00:18:56.960
‫اگه نظر ما رو میخوای، دنبال ایران بگرد.

00:18:56.960 --> 00:18:58.760
‫انتقام ماجرای پارسال.

00:18:58.760 --> 00:19:02.520
‫منظورت از «ماجرا»، اینه که یه ناو آمریکایی
‫هواپیمای ایران‌ایر ۶۵۵ رو ساقط کرد؟

00:19:02.520 --> 00:19:04.560
‫اونا نمیدونستن که یه هواپیمای مسافربریه.

00:19:04.560 --> 00:19:07.320
‫اوه! پس الان داریم برای
‫حماقت امتیاز میدیم. باشه.

00:19:07.320 --> 00:19:09.840
‫آمریکا قبلا یه ناوچه‌شو از دست
‫داده بود. فکر کردن تحت حمله‌ایم.

00:19:09.840 --> 00:19:11.240
‫و حالا هستیم.

00:19:11.240 --> 00:19:14.040
‫گیب، اطلاعات ما میگه
‫خریصات با ایران ارتباط داره.

00:19:14.040 --> 00:19:15.240
‫خودتم میدونی که داره.

00:19:15.240 --> 00:19:17.480
‫همین الان یه شنود از آژانس
‫امنیت ملی رو بررسی کردم،

00:19:17.480 --> 00:19:19.760
‫ایران ده میلیون به جبهه‌ی مردمی واریز کرده.

00:19:19.760 --> 00:19:21.880
‫یعنی، این میتونست کل این
‫عملیات رو تامین مالی کنه.

00:19:23.120 --> 00:19:26.120
‫دشمنان ما بهتر از ما با
‫هم ارتباط برقرار میکنن.

00:19:26.120 --> 00:19:29.480
‫- خسته به نظر میای، دیک. کلی روز مرخصی جمع کردی، ها؟
‫- آره.

00:19:29.480 --> 00:19:32.360
‫تصور میکنم سیای شما اینو
‫میدونه، درست مثل هر چیز دیگه‌ای.

00:19:34.240 --> 00:19:38.160
‫ببین، خریصات تو آلمان
‫بمب‌های رادیویی توشیبا ساخته.

00:19:38.160 --> 00:19:40.320
‫الان برای روبرو شدن با
‫خریصات به کمکت نیاز دارم.

00:19:40.320 --> 00:19:43.080
‫یه کارایی هست که ما نمیتونیم انجام
‫بدیم، دیک. رابطه‌ی آمریکا و اردن...

00:19:43.080 --> 00:19:45.800
‫حساسه، میدونم، ولی من باید برای
‫یه ساعت با اون بمب‌ساز روبرو بشم.

00:19:45.800 --> 00:19:48.880
‫- ممکنه سفر بی‌فایده‌ای باشه.
‫- بهتر از یه سرنخ بررسی‌نشده‌ست.

00:19:48.880 --> 00:19:51.480
‫مگر اینکه بخوای حمله بعدی تقصیر سیا باشه؟

00:19:53.760 --> 00:19:56.360
‫باشه. اگه با وجود مشورت من

00:19:56.360 --> 00:19:58.800
‫مصممی که به اردن بری، سعیمو میکنم.

00:20:23.840 --> 00:20:25.680
‫خب...

00:20:25.680 --> 00:20:27.600
‫آمریکا، هان؟

00:20:28.840 --> 00:20:30.800
‫- قبلا رفتی؟
‫- نه.

00:20:32.080 --> 00:20:34.400
‫نه، من... زیاد سفر نکردم، رفیق.

00:20:34.400 --> 00:20:37.280
‫برادرم، دیوید، اون قصد داره سفر کنه.

00:20:37.280 --> 00:20:39.680
‫میدونی، دنیا رو ببینه.

00:20:39.680 --> 00:20:41.400
‫- اگه بتونه.
‫- چه خوب.

00:20:44.720 --> 00:20:46.920
‫ببین، رفیق، من...

00:20:46.920 --> 00:20:48.760
‫یه هدیه‌ی کوچیک برات گرفتم.

00:20:48.760 --> 00:20:52.400
‫از اونجایی که روز تولدت
‫اینجا نیستم. بازش کن. یالا.

00:20:58.760 --> 00:21:01.120
‫«چالش المپیک دیلی تامپسون».

00:21:01.120 --> 00:21:03.440
‫میگن بازی خوبیه.

00:21:03.440 --> 00:21:06.200
‫دیدم خانواده هارلی یه
‫کامپیوتر «زد ایکس» دارن.

00:21:06.200 --> 00:21:07.880
‫آره، من...

00:21:07.880 --> 00:21:09.640
‫هیچوقت اهل بازی نبودم.

00:21:09.640 --> 00:21:12.000
‫دیوید و جوآن بیشتر اهلشن، ولی...

00:21:13.120 --> 00:21:14.720
‫فکر کنم از این خوشم بیاد.

00:21:16.840 --> 00:21:18.440
‫تولدت مبارک، رفیق.

00:21:19.960 --> 00:21:21.400
‫پونزده سالگیت مبارک.

00:21:33.320 --> 00:21:35.320
‫اینم آخرین لباس‌هاشه.

00:21:35.320 --> 00:21:36.360
‫ممنون.

00:21:43.360 --> 00:21:44.400
‫قربونت.

00:21:45.520 --> 00:21:48.040
‫این گردنبند کوچیک رو هم داریم.

00:21:50.240 --> 00:21:51.680
‫اوه، و این.

00:21:52.920 --> 00:21:54.680
‫فقط یه ته بلیطه.

00:21:54.680 --> 00:21:56.840
‫یه نمایشی که تو لندن رفته بود ببینه.

00:21:56.840 --> 00:21:58.120
‫ولی مال اونه.

00:21:58.120 --> 00:22:01.840
‫- اینو هم اضافه کنیم؟
‫- اگه برای خانواده معنی‌ای داره، میره تو وسایل.

00:22:01.840 --> 00:22:04.680
‫ما تصمیم نمیگیریم چی
‫مهمه. این به اونا مربوطه.

00:22:04.680 --> 00:22:07.520
‫حالا دیگه برامون دل‌نازک نشو، عزیزم.

00:22:07.520 --> 00:22:09.720
‫تو به من میگی دل‌نازک؟!

00:22:09.720 --> 00:22:12.280
‫- عصر بخیر.
‫- عصر بخیر. - سلام.

00:22:14.840 --> 00:22:18.280
‫- این یکی مال منه؟
‫- آره. که با خودت ببری آمریکا.

00:22:18.280 --> 00:22:20.920
‫اینا تنها وسایلی هستن
‫که باهاش تطبیق داده شدن،

00:22:20.920 --> 00:22:23.920
‫به علاوه‌ی عکس‌هایی که از
‫تیم عکاسی گرفتیم. آماده‌ن؟

00:22:23.920 --> 00:22:26.880
‫- بله، آماده‌ن.
‫- کارشون خوب بود، ها؟

00:22:26.880 --> 00:22:29.120
‫که همه‌ی حلقه‌های فیلمی که
‫پیدا شده بود رو ظاهر کردن؟

00:22:29.120 --> 00:22:31.800
‫برای فرایند شناسایی خیلی حیاتی بود، آره.

00:22:33.080 --> 00:22:34.920
‫اینا الان برای خانواده‌هاست.

00:22:37.040 --> 00:22:38.640
‫چه کار قشنگی.

00:22:38.640 --> 00:22:40.520
‫یه چیزی از لاکربی.

00:22:40.520 --> 00:22:42.040
‫از خاک اینجا.

00:22:48.040 --> 00:22:50.000
‫چندتا از داوطلب‌ها رفتن؟

00:22:50.000 --> 00:22:51.720
‫چند نفر انصراف دادن.

00:22:51.720 --> 00:22:54.400
‫برای بعضیا سخت بوده. ولی ما ادامه میدیم.

00:22:55.360 --> 00:22:57.480
‫- خیلی‌خب.
‫- موفق باشی.

00:22:57.480 --> 00:22:58.800
‫ممنون.

00:23:13.400 --> 00:23:15.960
‫- قبل از اینکه بفهمی برگشتم.
‫- خب...

00:23:17.280 --> 00:23:20.680
‫فقط دلم برای مهارتت تو ظرف شستن تنگ میشه.

00:23:20.680 --> 00:23:22.920
‫میتونی حسابشو نگهداری
‫برای وقتی که برگشتم خونه.

00:23:25.080 --> 00:23:27.880
‫چشمات باز باشه، باشه؟ حواست جمع باشه.

00:23:27.880 --> 00:23:29.560
‫باشه، دخترا...

00:23:31.000 --> 00:23:33.120
‫تو سرزمین فرصت‌ها برام آرزوی موفقیت کنید.

00:23:34.480 --> 00:23:35.920
‫برای مامانتون بچه‌های خوبی باشین.

00:23:43.800 --> 00:23:45.880
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

00:23:45.880 --> 00:23:47.320
‫- خداحافظ!
‫- دوستتون دارم.

00:23:53.120 --> 00:23:55.840
‫خب، قدم‌های بعدی تیم شما چیه؟

00:23:55.840 --> 00:23:57.680
‫میخوام یه هواپیما رو منفجر کنم.

00:23:59.120 --> 00:24:00.560
‫ترجیح میدم این کارو نکنی.

00:24:00.560 --> 00:24:03.720
‫خب، لازم نیست یه ۷۴۷ کامل باشه.

00:24:03.720 --> 00:24:07.840
‫فقط پالت‌ها، دقیقا مشابه اونایی که
‫میدونیم بمب رادیویی رو حمل میکردن.

00:24:07.840 --> 00:24:11.200
‫پن ام میتونه فراهمشون کنه. چمدون‌های گمشده.

00:24:11.200 --> 00:24:13.560
‫انفجارهای آزمایشی به چه دردی میخوره؟

00:24:13.560 --> 00:24:17.280
‫خب، قبلا؟ هیچی. ولی
‫الان دستگاه رو میشناسیم.

00:24:17.280 --> 00:24:20.800
‫رادیوهای توشیبا بوم‌بیت
‫میخریم، با سمتکس پرشون میکنیم،

00:24:20.800 --> 00:24:24.040
‫میذاریمشون تو بخش‌هایی از پالت
‫که چمدون‌های فرانکفورت توش بوده،

00:24:24.040 --> 00:24:28.040
‫اونوقت میتونیم تایید کنیم که بمب تو
‫فرانکفورت جاسازی شده، نه هیترو.

00:24:28.040 --> 00:24:32.680
‫تحلیل الگوی انفجار؟ یعنی،
‫متغیرها میتونن خیلی زیاد باشن، نه؟

00:24:32.680 --> 00:24:34.200
‫خب، یه تیر تو تاریکیه،

00:24:34.200 --> 00:24:38.040
‫ولی اگه جواب بده، میفهمیم این
‫بمب از کجای دنیا وارد هواپیما شده.

00:24:38.040 --> 00:24:41.200
‫این بهترین گزینه‌ی بعد از لیست چمدون‌هاست،

00:24:41.200 --> 00:24:44.680
‫- و راهی برای پل زدن به اسکاتلندی‌ها.
‫- این میتونه کمک کنه

00:24:44.680 --> 00:24:47.240
‫تا وقتی که داریم در مورد
‫بمب‌گذار اطلاعات جمع میکنیم.

00:24:47.240 --> 00:24:50.400
‫سیا هنوز در مورد خریصات سکوت کرده؟

00:24:50.400 --> 00:24:54.480
‫آره. آره، یه درخواست رسمی برای کمک فرستادم.

00:24:54.480 --> 00:24:56.640
‫جاسوس‌ها همیشه بیشتر
‫از چیزی که میگن میدونن.

00:24:56.640 --> 00:24:58.200
‫آره.

00:24:58.200 --> 00:25:00.000
‫و تست‌های انفجار...؟

00:25:02.680 --> 00:25:04.400
‫با بودجه‌ی شما، نه من.

00:25:31.440 --> 00:25:32.840
‫گروهبان مک‌کاسکر؟
‫بله. اوه!

00:25:34.240 --> 00:25:35.280
‫- خودتی؟
‫- آره.

00:25:36.800 --> 00:25:40.080
‫چطوری؟ پروازت چطور بود؟

00:25:40.080 --> 00:25:41.400
‫خوب بود.

00:25:44.400 --> 00:25:46.800
‫همینطوری بندازش تو. من کیفتو میگیرم.

00:25:50.400 --> 00:25:52.840
‫- فقط بپر عقب.
‫- باشه.

00:26:46.800 --> 00:26:50.040
‫- گروهبان کاراگاه مک‌کاسکر؟
‫- بله. - فیل رید.

00:26:50.040 --> 00:26:53.080
‫- مامور ویژه هستم.
‫- آه! - پرواز خوب بود؟ هتل؟

00:26:53.080 --> 00:26:56.440
‫عالی بود، آره. دیگه دلم
‫نمیخواد برگردم خونه!

00:26:57.560 --> 00:27:00.680
‫پشت آینه رو چک کردی؟ اونجا رو شنود گذاشتیم.

00:27:00.680 --> 00:27:02.240
‫یه کار استاندارده.

00:27:02.240 --> 00:27:03.600
‫اوه...

00:27:03.600 --> 00:27:06.120
‫میدونم شماها اهل شوخی هستین.

00:27:06.120 --> 00:27:08.040
‫- مگه نه؟
‫- اوه! آره.

00:27:08.040 --> 00:27:11.920
‫- بیا اسمتو ثبت کنیم.
‫- گروهبان کارآگاه اد مک‌کاسکر.

00:27:11.920 --> 00:27:13.960
‫خب اتاق نزدیک دفتر من خواهد بود.

00:27:13.960 --> 00:27:16.600
‫اگه بخوای یه ارائه در مورد
‫نحوه‌ی کارکردش بهمون بدی...

00:27:16.600 --> 00:27:19.800
‫شاید فردا؟ حواسم هست که هفته‌ی
‫دیگه تست‌های انفجار رو داریم.

00:27:19.800 --> 00:27:23.680
‫- درسته.
‫- خوب میشه قبل از اون چندتا ایده رو با هم بررسی کنیم.

00:27:23.680 --> 00:27:25.760
‫- کارتتون، قربان.
‫- باشه، ممنون.

00:27:25.760 --> 00:27:28.680
‫- ممنون، داون. بیا بریم راحتت کنم .
‫- باشه.

00:27:35.600 --> 00:27:37.200
‫ایشون همینجا تو این اتاقه.

00:27:38.680 --> 00:27:42.400
‫- کاترین تورمن. از دیدنتون خوشحالم.
‫- باب مونتی.

00:27:42.400 --> 00:27:45.440
‫- سلام. - جو هورگان. تلفنی صحبت کرده بودیم.
‫- یادمه.

00:27:45.440 --> 00:27:48.120
‫از اینکه حضوری میبینمتون
‫خوشحالم. بفرمایید بشینید.

00:27:49.200 --> 00:27:50.640
‫بفرمایید.

00:27:50.640 --> 00:27:55.080
‫- دسترسی به هر کسی تو این شهر آسون نیست.
‫- میدونم.

00:27:55.080 --> 00:27:58.440
‫خب، شما دارید به کاخ سفید فشار میارین

00:27:58.440 --> 00:28:02.040
‫تا یه کمیسیون ریاست جمهوری برای
‫بررسی امنیت هوانوردی تشکیل بده؟

00:28:02.040 --> 00:28:04.120
‫خیلی دوست داریم حمایت
‫سناتور هاینز رو داشته باشیم.

00:28:04.120 --> 00:28:06.120
‫و شما این کارو به عنوان عضوی از...؟

00:28:06.120 --> 00:28:08.560
‫«قربانیان پرواز ۱۰۳ پن ام».

00:28:08.560 --> 00:28:11.320
‫تعداد ما خانواده‌ها الان داره بیشتر میشه.

00:28:11.320 --> 00:28:15.400
‫شرکت امنیتی یوسی لانگوتسکی
‫دو سال پیش یه گزارش به پن ام داد.

00:28:15.400 --> 00:28:17.320
‫تو اون گزارش هشدار داده
‫بود که این شرکت هواپیمایی

00:28:17.320 --> 00:28:19.440
‫در برابر بارهای انفجاری
‫در قسمت بار آسیب‌پذیره.

00:28:19.440 --> 00:28:21.920
‫بهشون گفته بود این واقعیت
‫که هنوز فاجعه‌ای رخ نداده

00:28:21.920 --> 00:28:23.840
‫فقط یه اتفاق بوده.

00:28:23.840 --> 00:28:25.720
‫این مشکل کل این صنعته.

00:28:25.720 --> 00:28:28.120
‫ما میخوایم جلوی خانواده‌های دیگه رو بگیریم

00:28:28.120 --> 00:28:30.080
‫تا چیزی که ما تجربه کردیم رو تجربه نکنن.

00:28:31.560 --> 00:28:33.640
‫خب من با سناتور صحبت کردم.

00:28:33.640 --> 00:28:38.200
‫ما با کمال میل به همتون کمک میکنیم تا به
‫خواسته‌های مشخصی درمورد امنیت ایرلاین‌ها برسید.

00:28:38.200 --> 00:28:39.880
‫حوزه‌هایی که یه کمیسیون
‫میتونه بررسیشون کنه.

00:28:39.880 --> 00:28:42.560
‫خب، مورد اول، بازرسی دقیق‌تر با اشعه ایکس.

00:28:42.560 --> 00:28:45.400
‫مورد دوم، آموزش کافی کارکنان امنیت فرودگاه.

00:28:45.400 --> 00:28:48.240
‫و سوم، بازبینی کامل سیستم‌های
‫هشدار سازمان هوانوردی فدرال.

00:28:50.280 --> 00:28:53.280
‫معلومه که تا الان کلی کار کردید.

00:28:53.280 --> 00:28:57.800
‫چیزی که میخوام بگم اینه
‫که این داستان‌های انسانیه

00:28:57.800 --> 00:29:01.160
‫که باعث میشه سناتورها و
‫اعضای کنگره با هم متحد بشن.

00:29:01.160 --> 00:29:04.600
‫پس اگه چیزی هست که منم بتونم
‫درمورد مصیبتتون در میون بذارم...

00:29:05.640 --> 00:29:07.440
‫پای خبرنگارها هم وسط میاد؟

00:29:07.440 --> 00:29:10.080
‫اصلاً و ابداً، نه.

00:29:10.080 --> 00:29:11.160
‫آه.

00:29:12.160 --> 00:29:14.560
‫یه خبرنگار دانشگاه سیراکیوز رو گول زد

00:29:14.560 --> 00:29:16.560
‫تا شماره تلفن ما رو بهش بده.

00:29:18.320 --> 00:29:20.960
‫اینجوری بود که فهمیدیم
‫پسرمون تو هواپیما مرده.

00:29:20.960 --> 00:29:22.680
‫اوه، یا خدا.

00:29:23.720 --> 00:29:27.200
‫آره، ولی... داستان هر کسی متفاوته.

00:29:27.200 --> 00:29:29.040
‫آره، یعنی،

00:29:29.040 --> 00:29:30.920
‫من به لاکربی سفر کردم.

00:29:32.240 --> 00:29:35.920
‫آه، برادرزنم، مایکی. آوردمش خونه.

00:29:35.920 --> 00:29:40.040
‫من اونجا با یه کارآگاه ملاقات
‫کردم، یه کارآگاه به اسم مک‌کاسکر.

00:29:40.040 --> 00:29:43.080
‫آدم خوبیه. فکر کنم همین
‫الان هم تو دی‌سی باشه.

00:29:43.080 --> 00:29:45.600
‫- اگه تونستید باید ببینیدش.
‫- همین کار رو میکنم.

00:29:45.600 --> 00:29:47.800
‫اسکاتلندی‌ها دارن تلاششون رو میکنن.

00:29:47.800 --> 00:29:52.120
‫تابوت‌ها با مراسم‌های باشکوه
‫با نی‌انبان فرستاده میشن.

00:29:53.440 --> 00:29:54.880
‫ولی اینجا...

00:29:56.000 --> 00:29:58.760
‫خانواده‌ها باید خودشون تحویلشون بگیرن.

00:29:58.760 --> 00:30:00.640
‫پیچیده شده تو مقوای کثیف.

00:30:01.960 --> 00:30:04.280
‫از محوطه‌ی باربری دام‌های فرودگاه.

00:30:12.040 --> 00:30:13.480
‫بچه دارید؟

00:30:15.440 --> 00:30:16.800
‫هنوز نه.
‫فقط خودم هستم.

00:30:19.360 --> 00:30:21.840
‫این دفتر خاطرات پسرمه.

00:30:21.840 --> 00:30:23.080
‫این...

00:30:24.840 --> 00:30:29.000
‫تمیز شده. چندتا داوطلب تو
‫اسکاتلند این کار رو میکنن.

00:30:32.000 --> 00:30:33.920
‫ریک...

00:30:36.000 --> 00:30:39.600
‫اینجا یه کم از حکمت‌های بیست
‫سال اول زندگیش رو نوشته.

00:30:39.600 --> 00:30:43.200
‫«اول بخش ورزشی رو
‫بخون. اخبار میتونه صبر کنه.»

00:30:45.800 --> 00:30:48.000
‫داشت از لندن لذت میبرد.

00:30:48.000 --> 00:30:51.400
‫چند روز قبل از مرگش، اینجا نوشته...

00:30:53.080 --> 00:30:57.720
‫«تا وقتی میتونی، هر کاری از
‫دستت برمیاد بکن. زندگی فقط یه باره.

00:30:59.840 --> 00:31:02.280
‫هیچ دلیلی برای عقب نگه
‫داشتن چیزی وجود نداره.»

00:31:06.440 --> 00:31:09.480
‫من هر کاری از دستم
‫بربیاد برای کمک انجام میدم.

00:31:12.240 --> 00:31:13.400
‫متشکرم.

00:31:24.960 --> 00:31:30.600
‫خب، دسترسی به پایگاه داده‌ی شواهد

00:31:30.600 --> 00:31:32.640
‫دریچه‌ای رو باز میکنه...

00:31:34.120 --> 00:31:35.640
‫به روی تحقیقات.

00:31:37.880 --> 00:31:39.560
‫بعد از اینکه مأموریت من تموم بشه،

00:31:39.560 --> 00:31:42.360
‫یه متخصص دیگه از میاد تا
‫مسئولیتش رو به عهده بگیره.

00:31:42.360 --> 00:31:44.640
‫نمیتونیم خودمون مسئولش باشیم؟

00:31:44.640 --> 00:31:47.480
‫همیشه یه کارآگاه اسکاتلندی باید

00:31:47.480 --> 00:31:51.280
‫شخصاً مدیریت پایگاه داده رو به عهده
‫داشته باشه تا از دقت کامل اطمینان حاصل بشه.

00:31:51.280 --> 00:31:53.560
‫فکر میکنی ما نمیتونیم دقیق باشیم؟

00:31:56.520 --> 00:31:58.000
‫بچه‌ها، ببینید.

00:31:59.040 --> 00:32:03.040
‫من شک ندارم که شما کارتون رو بلدید.

00:32:03.040 --> 00:32:05.760
‫این موضوع اصلاً جای سوال نداشت.

00:32:05.760 --> 00:32:09.040
‫چیزی که مهمه، دقت بر اساس استانداردهای مشخصِ

00:32:09.040 --> 00:32:11.680
‫قوانین رسیدگی به شواهد در اسکاتلنده.

00:32:13.080 --> 00:32:17.160
‫من میتونم بهتون کمک کنم تا تک‌تک سرنخ‌های
‫پیدا شده تو اسکاتلند رو جستجو کنید.

00:32:18.320 --> 00:32:21.280
‫هر یافته‌ای از آزمایش‌های
‫بمبی که قراره مشترکاً انجام بدیم،

00:32:21.280 --> 00:32:25.240
‫همراه با مصاحبه با بمب‌گذارمون،
‫همش میتونه وارد سیستم بشه،

00:32:25.240 --> 00:32:28.120
‫وقتی هممون بتونیم بهش دسترسی پیدا کنیم.

00:32:30.880 --> 00:32:34.960
‫حُسنش اینه که هر بخش با بخش بعدی در ارتباطه.

00:32:34.960 --> 00:32:37.400
‫این یه سیستم تیمیه.

00:32:37.400 --> 00:32:43.000
‫و حسی که ما الان داریم، و
‫امیدوارم شما هم داشته باشید،

00:32:43.000 --> 00:32:45.480
‫اینه که اگه این پرونده رو حل کنیم...

00:32:47.240 --> 00:32:49.440
‫با هم حلش میکنیم.

00:33:20.640 --> 00:33:23.840
‫- کاترین تورمن؟
‫- کارآگاه‌بازی شروع میشه.

00:33:23.840 --> 00:33:25.680
‫ممنون که به پیامم جواب دادید.

00:33:27.440 --> 00:33:30.360
‫ببخشید، من درمورد این ساختمون خیلی خوندم.

00:33:30.360 --> 00:33:32.440
‫واقعاً چیز خاصیه.

00:33:32.440 --> 00:33:34.160
‫فکر کنم.

00:33:34.160 --> 00:33:36.360
‫باید از زیر سایه‌ش بیام بیرون.
‫بریم یه هوایی بخوریم؟

00:33:36.360 --> 00:33:37.480
‫آره، آره. حتماً.

00:33:42.600 --> 00:33:45.600
‫جو هورگان خیلی ازتون تعریف کرد.

00:33:45.600 --> 00:33:49.240
‫و میدونم که اف‌بی‌آی هم
‫اومده بود. دیک مارکیز بود؟

00:33:49.240 --> 00:33:51.280
‫لاکربی... آره، اومده.

00:33:51.280 --> 00:33:54.840
‫میدونید، حس من اینه که نیتش خیره،

00:33:54.840 --> 00:33:56.920
‫اگه بتونه از زیر اون کت و شلوارش پیداش کنه.

00:33:59.320 --> 00:34:01.960
‫وقتی فهمیدیم کار جعفر نمیتونسته باشه،

00:34:01.960 --> 00:34:04.000
‫دوباره برگشتیم سر خونه اول.

00:34:04.000 --> 00:34:07.000
‫رسوندن این خبر به رئیسش
‫نباید برای دیک آسون بوده باشه.

00:34:07.000 --> 00:34:08.600
‫نه، ولی هیچی نیست

00:34:08.600 --> 00:34:10.920
‫در مقایسه با چیزی که خانواده جعفر کشیدن.

00:34:10.920 --> 00:34:12.400
‫نه، نه، مطمئنم.

00:34:13.400 --> 00:34:16.320
‫میدونستید نذیر جعفر اولین شکایت مدنی

00:34:16.320 --> 00:34:18.000
‫علیه پن ام رو مطرح کرده؟

00:34:18.000 --> 00:34:21.720
‫- نه، نمیدونستم.
‫- کم کردن هزینه‌ها، امنیت ناکافی.

00:34:23.400 --> 00:34:25.400
‫اگه ببازه، ورشکسته میشه.

00:34:26.800 --> 00:34:28.200
‫و اگه ببره؟

00:34:30.120 --> 00:34:32.600
‫بزرگترین ایرلاین آمریکا سقوط میکنه.

00:34:33.680 --> 00:34:36.160
‫ولی اونا که قبلاً شکست خوردن، مگه نه؟

00:34:38.840 --> 00:34:41.120
‫به طور منظم با خانواده‌ها ملاقات میکنید؟

00:34:41.120 --> 00:34:42.720
‫اینجا بله.

00:34:43.880 --> 00:34:47.640
‫باید وسایلی رو به یه خانواده در
‫شمال ایالت نیویورک برگردونم...

00:34:47.640 --> 00:34:50.160
‫- آها.
‫- ... این هفته. یه...

00:34:50.160 --> 00:34:53.320
‫گروهی تو اسکاتلند هستن که
‫وسایل قربانی‌ها رو تمیز میکنن.

00:34:53.320 --> 00:34:54.920
‫شنیده بودم.

00:34:54.920 --> 00:34:58.160
‫و ای کاش مقامات اینجا
‫هم همچین اهمیتی میدادن.

00:34:58.160 --> 00:35:01.920
‫راستش، تو مورد ما، فقط
‫چند نفر بودن که پیدا شدن و...

00:35:03.040 --> 00:35:04.440
‫دست به کار شدن.

00:35:07.360 --> 00:35:11.680
‫خب... سابقه‌تون... چیه؟

00:35:12.760 --> 00:35:17.320
‫سابقه‌م؟ من به عنوان داوطلب شروع کردم

00:35:17.320 --> 00:35:19.280
‫تو مرکز پزشکی کودکان دالاس.

00:35:20.520 --> 00:35:22.280
‫کار سختیه؟

00:35:22.280 --> 00:35:24.680
‫کار بامعنی‌ای بود.

00:35:24.680 --> 00:35:26.520
‫اولین شغلی بود که عاشقش بودم.

00:35:27.840 --> 00:35:29.800
‫بهم یاد داد چی مهمه.

00:35:38.240 --> 00:35:39.480
‫- صبح بخیر.
‫- صبح بخیر.

00:35:56.760 --> 00:35:59.720
‫سلام! سلام! سلام!

00:35:59.720 --> 00:36:02.640
‫خیلی‌خب، سلام کردید! بیاین! برید تو!

00:36:04.600 --> 00:36:08.640
‫این کارآگاه گی هست.
‫سندی. و ایشون هم میا هستن.

00:36:08.640 --> 00:36:10.920
‫سلام. خوشبختم.

00:36:10.920 --> 00:36:13.240
‫- از آمریکا اومدید، درسته؟
‫- بله.

00:36:13.240 --> 00:36:15.200
‫خانم شیرر خیلی مهمون‌نواز بودن.

00:36:16.400 --> 00:36:18.200
‫من با مادرم اینجا هستم.

00:36:18.200 --> 00:36:21.240
‫هنوز تو شوکه، ولی میخواد
‫جایی که دخترش افتاده رو ببینه.

00:36:21.240 --> 00:36:23.680
‫هر چی لازم داشتید، من هستم.

00:36:25.000 --> 00:36:26.840
‫باید بریم مادرتون رو بیاریم.

00:36:26.840 --> 00:36:28.120
‫بله.

00:36:29.320 --> 00:36:30.560
‫من اینجا منتظر میمونم.

00:36:48.560 --> 00:36:51.000
‫همینجاست؟

00:36:51.000 --> 00:36:53.400
‫- جایی که افتاد؟
‫- آره.

00:36:55.920 --> 00:36:59.840
‫مامان، اینجا بود که افتاد.

00:37:03.920 --> 00:37:06.520
‫آروم باش. آروم باش.

00:37:08.440 --> 00:37:11.920
‫شما اون شب اول سر کار بودید؟

00:37:13.640 --> 00:37:15.480
‫چیز زیادی یادتونه؟

00:37:15.480 --> 00:37:17.080
‫من همه‌چیز رو یادمه.

00:37:18.440 --> 00:37:23.360
‫آره، یکی از همکارام، یه دوستم،
‫میگه حافظه‌ام یه نقطه قوته.

00:37:25.000 --> 00:37:27.560
‫حتی اگه همیشه این حس رو نداشته باشه.

00:37:27.560 --> 00:37:31.600
‫چه زیبا. خوشحالم که اینجا افتاد.

00:37:34.840 --> 00:37:37.640
‫میگه خوشحاله که دختر کوچیکش اینجا افتاده.

00:37:40.840 --> 00:37:42.240
‫که اینجا زیباست.

00:37:43.880 --> 00:37:45.640
‫این گوشه از دنیا.

00:37:47.960 --> 00:37:49.480
‫آره، واقعاً هست.

00:37:51.320 --> 00:37:52.960
‫بعضی وقتا اینو فراموش میکنم.

00:38:02.080 --> 00:38:03.280
‫رئیس.

00:38:03.280 --> 00:38:04.880
‫این برچسب لباس رو ببین.

00:38:04.880 --> 00:38:07.120
‫از اون شلوار چهارخونه جدا شده بود.

00:38:07.120 --> 00:38:10.000
‫- ولی یه تیکه کوچیک پارچه هنوز بهش چسبیده.
‫- شلوار یورکی؟

00:38:10.000 --> 00:38:13.800
‫- این یه برنده؟
‫- شرکت‌های بریتانیایی که به اسم یورکی پیدا کردم...

00:38:14.800 --> 00:38:17.160
‫- هیچکدوم تولیدی لباس نیستن؟
‫- نه.

00:38:17.160 --> 00:38:18.960
‫ولی شکلات یورکی هست.

00:38:18.960 --> 00:38:20.920
‫میدونم، ولی شاید اونا لباس تولید میکنن.

00:38:20.920 --> 00:38:23.760
‫- برای تبلیغات یا هر چی؟
‫- اگه یه سرنخه، باید دنبالش کنیم، آره؟

00:39:28.120 --> 00:39:31.000
‫سلام، اد مک‌کاسکر هستم از اسکاتلند.

00:39:31.000 --> 00:39:34.520
‫آه، خوش اومدید. قدردانیم
‫که این سفر رو انجام دادید.

00:39:48.600 --> 00:39:50.480
‫مک‌کاسکر.

00:39:50.480 --> 00:39:52.360
‫گزارش بده.

00:39:52.360 --> 00:39:55.800
‫- هتل ردیفه. پالت‌های بار؟
‫- آره، آره. همه چی تحت کنترله،

00:39:55.800 --> 00:39:58.160
‫آماده برای آزمایش‌های
‫بمب. اف‌بی‌آی خوب بوده.

00:39:58.160 --> 00:40:00.800
‫- راستش اهل گفتگو بودن.
‫- اوه، خب، این خودش یه تغییره.

00:40:00.800 --> 00:40:02.880
‫- تجربه من با تام این بود.
‫- آره.

00:40:02.880 --> 00:40:04.600
‫گول قدرتشون رو نخور.

00:40:04.600 --> 00:40:07.320
‫اف‌بی‌آی هنوز نتونسته دسترسی
‫ما به خِریصات رو بگیره.

00:40:07.320 --> 00:40:10.320
‫دیک مارکیز به اُر میگه که
‫سیا به زمان بیشتری نیاز داره.

00:40:10.320 --> 00:40:11.960
‫این یعنی ما در مقابل همه.

00:40:11.960 --> 00:40:16.160
‫کارآگاه ارشد بل نمیتونه معمای شلوار
‫یورکی رو حل کنه و حالش گرفته‌س.

00:40:16.160 --> 00:40:19.040
‫حتی چندتا از بچه‌ها رو فرستاده تا
‫شکلات‌های یورکی رو بررسی کنن.

00:40:19.040 --> 00:40:21.760
‫الان یه تیم دارم که دارن درمورد
‫تولیدکننده‌های بین‌المللی تحقیق میکنن.

00:40:21.760 --> 00:40:24.360
‫اون شلوارها آسیب انفجاری تخمی شدیدی دیدن.

00:40:38.680 --> 00:40:42.480
‫اینجا بود که من هنر تحقیقات صحنه بمب‌گذاری رو یاد
‫گرفتم. [مرکز تحقیقات دریایی ایندین هد] [مریلند، آمریکا]

00:40:42.480 --> 00:40:45.320
‫خیلی چیزها برای هممون به
‫این بستگی داره. همه درمورد نقشه

00:40:45.320 --> 00:40:46.960
‫- با هم هماهنگیم؟
‫- آره.

00:40:46.960 --> 00:40:50.520
‫بمب‌های رادیویی ساخته شدن، و اون
‫پناهگاه کوچیک ما رو امن نگه میداره.

00:40:51.600 --> 00:40:53.400
‫میخوای ما رو بذاری اون تو؟

00:40:53.400 --> 00:40:57.200
‫هدف ما بازسازی سوراخ
‫انفجار و خسارت ریل کفه.

00:40:57.200 --> 00:41:00.680
‫و مشخص کنیم که آیا یه
‫بمب رادیویی توشیبا بوم‌بیت

00:41:00.680 --> 00:41:03.120
‫توی کیفی که از فرانکفورت بار
‫زده شده، میتونسته باعثش بشه.

00:41:03.120 --> 00:41:05.040
‫و اینکه آیا خریصات بمب‌گذار بوده.

00:41:05.040 --> 00:41:08.680
‫علم کاری نداره که آخرین
‫مظنونتون کی هست یا کی نیست.

00:41:10.120 --> 00:41:13.640
‫- این رادیوها، از قبل پر شدن؟
‫- آره. سمتکس.

00:41:13.640 --> 00:41:15.320
‫اونا رو تو موقعیت‌های مختلف امتحان کن،

00:41:15.320 --> 00:41:18.000
‫مطابق با جایی که باربرهای هیترو میگن...

00:41:18.000 --> 00:41:19.280
‫کیف‌های فرانکفورت بودن.

00:41:19.280 --> 00:41:21.600
‫مناطق جلویی و بالایی پالت.

00:41:21.600 --> 00:41:25.040
‫و اگه فقط بتونیم خسارت واقعی
‫رو جای دیگه‌ای بازسازی کنیم؟

00:41:26.080 --> 00:41:28.040
‫خب، اون وقت بمب از طرف خریصات نیومده،

00:41:28.040 --> 00:41:29.800
‫تو هیترو تحویل بار داده شده.

00:41:29.800 --> 00:41:31.920
‫و ما برگشتیم سر خونه اول،

00:41:31.920 --> 00:41:34.120
‫ولی حداقل دیگه میدونیم.

00:42:13.440 --> 00:42:18.200
‫سناریوی اول، کیف‌های فرانکفورت،
‫موقعیت بالا، وسط، راست.

00:42:20.640 --> 00:42:23.640
‫سه. دو. یک.

00:42:34.760 --> 00:42:38.080
‫سقف منفجر شد ولی ریل کف سالمه.

00:42:38.080 --> 00:42:40.840
‫سوراخ انفجار اصلاً مطابقت نداره.

00:42:42.720 --> 00:42:44.800
‫بیاین کیف‌ها رو جابجا
‫کنیم و دوباره امتحان کنیم.

00:42:44.800 --> 00:42:47.240
‫سناریوی دوم، باز هم فرانکفورت.

00:42:47.240 --> 00:42:50.200
‫این یکی، درست وسط پالت.

00:42:53.840 --> 00:42:56.720
‫هیچ نفوذ انفجاری از دیواره پالت

00:42:56.720 --> 00:42:59.000
‫نداشتیم و ریل کف هنوز سالمه.

00:42:59.000 --> 00:43:01.640
‫نمیفهمم، چطور ممکنه؟

00:43:01.640 --> 00:43:05.560
‫انفجار باید توسط کیف‌های
‫دیگه تو اون نقطه خنثی شده باشه.

00:43:05.560 --> 00:43:09.920
‫خیلی‌خب، پس اگه چمدونی که بمب
‫توش بوده، اتفاقی اونجا قرار گرفته بوده...

00:43:09.920 --> 00:43:11.800
‫ممکن بود مسافرها زنده بمونن.

00:43:13.280 --> 00:43:17.480
‫نقشه بمب‌گذاری باید پیچیده بوده باشه،
‫ولی به شانس کور هم بستگی داشته.

00:43:17.480 --> 00:43:20.080
‫بیاین یه چمدون رو ته پالت امتحان کنیم،

00:43:20.080 --> 00:43:21.880
‫جایی که چمدون‌های لندن بار زده شده بودن.

00:43:32.600 --> 00:43:35.720
‫سناریوی شماره سه حتی پرت‌تر بود.

00:43:35.720 --> 00:43:38.200
‫این یه کیف فرانکفورته. میدونم.

00:43:38.200 --> 00:43:41.360
‫بیاین بعدی رو جلوی چپ، نزدیک لبه قرار بدیم.

00:43:41.360 --> 00:43:43.120
‫نزدیک‌تر به پوسته پالت.

00:44:05.920 --> 00:44:08.400
‫- خب؟
‫- خودشه! همینه!

00:44:08.400 --> 00:44:10.520
‫سوراخ انفجار تقریباً یکسانه.

00:44:10.520 --> 00:44:14.320
‫ریل کف هم همینطور. این ثابت
‫میکنه که بمب تو فرانکفورت وارد شده.

00:44:14.320 --> 00:44:17.560
‫انگار علم هم آخرش از فرضیه
‫کاری ما خوشش اومد، ها؟

00:44:20.600 --> 00:44:22.920
‫کمک میخوای، آلن؟

00:44:22.920 --> 00:44:25.000
‫اوه، درسته، حسابی گند زد.

00:44:25.000 --> 00:44:27.560
‫اوه، یا خدا!

00:44:27.560 --> 00:44:29.320
‫اوه، نگاه کن.

00:44:30.600 --> 00:44:33.280
‫- ببخشید.
‫- بهت هشدار داده بودم! همه چیز به تکنیکه.

00:44:33.280 --> 00:44:36.480
‫همیشه به نصیحت پلیس محلی گوش کنید!

00:44:38.960 --> 00:44:41.720
‫بیا. برم یه دور دیگه برامون بگیرم؟

00:44:41.720 --> 00:44:43.320
‫- آها.
‫- آره.

00:44:45.720 --> 00:44:47.520
‫منم کمکت میکنم.

00:44:56.120 --> 00:44:57.960
‫پدرم عاشق اینجا بود.

00:44:59.120 --> 00:45:01.000
‫اوه، آره؟

00:45:01.000 --> 00:45:02.960
‫اونم مأمور اف‌بی‌آی بود.

00:45:02.960 --> 00:45:04.840
‫اسم اونم دیک بود.

00:45:04.840 --> 00:45:06.840
‫خب، اینجوری راحت تو ذهن میمونه!

00:45:10.800 --> 00:45:12.920
‫پندی هم بهتون داد؟

00:45:12.920 --> 00:45:15.080
‫آره. آره، داد.

00:45:17.360 --> 00:45:18.880
‫همیشه میگفت...

00:45:20.560 --> 00:45:24.280
‫همیشه میگفت قربانی‌ها به همدردی
‫نیازی ندارن، به عدالت نیاز دارن.

00:45:30.200 --> 00:45:34.080
‫- موافق نیستی؟
‫- من... مطمئن نیستم.

00:45:36.200 --> 00:45:37.840
‫جایی برای هر دوتاش نیست؟

00:45:44.720 --> 00:45:47.600
‫همیشه میخواستی مأمور بشی؟

00:45:47.600 --> 00:45:50.920
‫نه، تا وقتی که... نوزده سالم شد؟

00:45:50.920 --> 00:45:54.560
‫آره، یه بمب‌گذاری تو ویسکانسین اتفاق افتاد.

00:45:54.560 --> 00:45:56.480
‫پرونده استرلینگ هال.

00:45:58.040 --> 00:46:02.040
‫اینکه تروریست‌ها یه غیرنظامی
‫بی‌گناه رو تو خاک آمریکا کشته بودن...

00:46:03.320 --> 00:46:04.840
‫بدجوری رو مخم رفت.

00:46:07.040 --> 00:46:11.560
‫فکر کردم اگه بتونم سهم کوچیکی
‫داشته باشم، تو دستگیری همچین آدمایی،

00:46:11.560 --> 00:46:14.840
‫و نذارم دوباره این کار
‫رو بکنن، اون وقته که...

00:46:16.000 --> 00:46:17.880
‫استفاده خیلی خوبی از یه عمر میشه.

00:46:21.160 --> 00:46:23.480
‫این به کنار، اسلحه و
‫نشان پلیس هم خیلی باحالن.

00:46:27.520 --> 00:46:28.920
‫تو چی؟

00:46:28.920 --> 00:46:32.240
‫وقتی به نیروی پلیس پیوستم...

00:46:33.400 --> 00:46:36.800
‫تصور میکردم هر روز روی
‫بزرگترین پرونده‌های دنیا کار میکنم.

00:46:39.160 --> 00:46:40.760
‫و حالا اینجایی.

00:46:45.600 --> 00:46:47.720
‫اف‌بی‌آی وقتی شروع کردی چطور بود؟

00:46:49.440 --> 00:46:50.640
‫متفاوت.

00:46:52.080 --> 00:46:56.240
‫سروصدای زیادی درمورد
‫تروریسم بین‌المللی بود، ولی الان...

00:46:57.400 --> 00:46:59.120
‫الان واقعاً اینجاست.

00:47:01.160 --> 00:47:04.720
‫و ما برای مبارزه باهاش به سیا متکی هستیم.

00:47:08.280 --> 00:47:10.760
‫هیچ پیشرفتی درمورد دسترسی به خریصات بوده؟

00:47:15.160 --> 00:47:17.960
‫نه. نه، هنوز نه.

00:47:26.720 --> 00:47:29.920
‫جورج بوش، رئیس‌جمهور آمریکا، امروز عهد کرد

00:47:29.920 --> 00:47:31.960
‫علیه بمب‌گذاران پن ام اقدام کند.

00:47:31.960 --> 00:47:33.800
‫سخت جستجو کنید،

00:47:33.800 --> 00:47:39.280
‫و مجازات کنید... قاطعانه، محکم،

00:47:39.280 --> 00:47:41.760
‫کسایی که این کار رو کردن،
‫اگه اصلاً بتونید پیداشون کنید.

00:47:43.800 --> 00:47:47.680
‫- مارکیز. - گیب.
‫- بابت آزمایش‌های بمبتون تبریک میگم.

00:47:47.680 --> 00:47:50.200
‫براتون دسترسی به بمب‌گذار اردنی رو گرفتیم.

00:47:50.200 --> 00:47:52.840
‫- میتونید فوراً به امان پرواز کنید.
‫- متشکرم.

00:47:52.840 --> 00:47:55.480
‫- ممنونم گیب. این...
‫- هیچی به اسکاتلندی‌ها نگید.

00:47:55.480 --> 00:47:57.120
‫فقط با مجوز امنیتی آمریکا.

00:47:58.960 --> 00:48:01.400
‫- مشکلی هست...؟
‫- نه.

00:48:01.400 --> 00:48:04.400
‫سرویس مخفی اردن یه متحد مهم تو منطقه هستن،

00:48:04.400 --> 00:48:07.400
‫و هر اطلاعاتی که درمورد
‫خریصات با شما در میون بذارن

00:48:07.400 --> 00:48:11.040
‫ممکنه خیلی حساس باشه.
‫پس اینو در نظر داشته باشید.

00:48:11.040 --> 00:48:13.800
‫- باشه. شب بخیر.
‫- شب بخیر.

00:48:22.880 --> 00:48:27.280
‫- اُر هستم.
‫- آقای اُر، یه دقیقه وقت دارید؟

00:48:27.280 --> 00:48:29.040
‫آقای...

00:48:29.040 --> 00:48:30.440
‫آقای کلینک...؟

00:48:32.280 --> 00:48:33.760
‫همه چی مرتبه؟

00:48:36.040 --> 00:48:40.400
‫یکی از مأمورهای ما تو عملیات
‫خریصات، هانس-یورگن زونتاگ.

00:48:41.800 --> 00:48:43.920
‫شما دیدینش، تو جلسه بین‌المللی.

00:48:43.920 --> 00:48:46.280
‫بله. بله. یادمه، آها.

00:48:46.280 --> 00:48:49.600
‫اون یکی از مأمورهامون بود که داشت
‫دستگاه‌های خریصات رو دوباره بررسی میکرد.

00:48:49.600 --> 00:48:51.040
‫و...

00:48:51.040 --> 00:48:53.080
‫یکی منفجر شد. کشتش.

00:48:57.320 --> 00:48:59.160
‫چطور این اتفاق افتاد؟

00:48:59.160 --> 00:49:02.120
‫فکر میکنیم یه پیچ کنار
‫دستگاه رادیویی شل بوده،

00:49:02.120 --> 00:49:04.400
‫و پیچ‌گوشتیش باید بهش خورده باشه،

00:49:04.400 --> 00:49:06.840
‫و همون برای منفجر کردنش کافی بوده.

00:49:06.840 --> 00:49:11.160
‫یه مأمور دیگه باهاش بود، به شدت مجروح شده.

00:49:11.160 --> 00:49:13.280
‫ولی زنده است، خداروشکر.

00:49:14.560 --> 00:49:17.720
‫خریصات یه نفر دیگه رو هم
‫کشته. یکی از آدم‌های خودم رو.

00:49:17.720 --> 00:49:19.520
‫و آزمایش‌های بمب شما نشون میده

00:49:19.520 --> 00:49:22.080
‫چمدونی که بمب توش بوده،
‫اینجا، تو آلمان، بار زده شده.

00:49:23.440 --> 00:49:25.320
‫اینجا فشارهایی وجود داشت، میدونید.

00:49:26.640 --> 00:49:28.440
‫که از داستان جلو باشیم.

00:49:30.040 --> 00:49:33.120
‫ولی من الان دستور جستجوی
‫دوباره برای لیست بار رو دادم.

00:49:33.120 --> 00:49:36.920
‫یه گزارش کامل از تک‌تک کیف‌هایی که
‫تو فرانکفورت سوار اون هواپیما شدن.

00:49:39.400 --> 00:49:43.040
‫واقعا برای این ضایعه متاسفم،
‫آقای کلینک. واقعاً متأسفم.

00:49:45.600 --> 00:49:47.840
‫و قدردان تلاشی هستم که میکنید

00:49:47.840 --> 00:49:49.560
‫برای پیدا کردن لیست بار.

00:49:51.080 --> 00:49:52.640
‫ممنون بابت تماستون.

00:49:52.640 --> 00:49:54.040
‫متشکرم.

00:50:01.637 --> 00:50:04.837
‫امان
‫اردن

00:50:15.920 --> 00:50:17.800
‫- بعد از ظهر بخیر.
‫- سلام.

00:50:17.800 --> 00:50:20.200
‫دیک مارکیز، اف‌بی‌آی.
‫ایشون هم اد مارشمن هستن.

00:50:20.200 --> 00:50:21.840
‫همه ما تو سازمان اطلاعات اردن

00:50:21.840 --> 00:50:23.960
‫میخوایم مطمئن بشیم شما هر چیزی
‫که لازم دارید رو در اختیار دارید.

00:50:23.960 --> 00:50:25.920
‫احتمالاً سیای شما بهتون گزارش کامل رو داده؟

00:50:25.920 --> 00:50:27.920
‫راحتید که مستقیم برید سراغ بازجویی؟

00:50:27.920 --> 00:50:29.040
‫حتماً.

00:50:37.560 --> 00:50:39.360
‫مروان خریصات،

00:50:39.360 --> 00:50:42.160
‫بذار بعضی چیزایی که میدونیم رو بهت بگم.

00:50:42.160 --> 00:50:44.400
‫ما میدونیم که تو یه بمب رادیویی ساختی

00:50:44.400 --> 00:50:47.880
‫که توسط پلیس آلمان در ۲۶ اکتبر ضبط شد.

00:50:47.880 --> 00:50:50.640
‫ما میدونیم که یه بمب خیلی مشابه مسئول

00:50:50.640 --> 00:50:52.760
‫سقوط هواپیمای پن ام ۱۰۳ بوده.

00:50:52.760 --> 00:50:56.840
‫و ما همین الان خسارت انفجار رو
‫از یه ناحیه در انبار بار بازسازی کردیم

00:50:56.840 --> 00:50:59.760
‫که میدونیم بارهایی رو نگه
‫میداشته که تو و همدستات

00:50:59.760 --> 00:51:02.080
‫میتونستید تو آلمان سوار هواپیما کرده باشید.

00:51:04.240 --> 00:51:06.320
‫خب، حالا، تو بگو چی میدونی.

00:51:10.880 --> 00:51:14.440
‫من برای سازمان بمب‌های
‫توشیبا بوم‌بیت ساختم.

00:51:14.440 --> 00:51:16.400
‫این قسمتش درسته.

00:51:16.400 --> 00:51:18.160
‫درمورد رادیوها بهمون بگو.

00:51:20.160 --> 00:51:22.680
‫من پنج تا رادیو توشیبا بوم‌بیت خریدم.

00:51:22.680 --> 00:51:25.000
‫و این رادیوها سر از آلمان درآوردن؟

00:51:25.000 --> 00:51:27.120
‫بله. بوم‌بیت ۴۵۳.

00:51:27.120 --> 00:51:28.680
‫مدل‌های تک-بلندگو.

00:51:28.680 --> 00:51:30.760
‫درمورد مدل‌های دیگه تو همون خط تولید چی؟

00:51:30.760 --> 00:51:33.360
‫منظورت مدل‌های دو-بلندگوئه؟ نه.

00:51:33.360 --> 00:51:36.720
‫- کی دستور ساخت دستگاه‌ها رو داد؟
‫- احمد جبریل.

00:51:36.720 --> 00:51:39.600
‫فکر کنم یه نقشه برای یه
‫هواپیمای اسرائیلی داشت.

00:51:39.600 --> 00:51:42.880
‫یکی از دستگاه‌ها تو ماشین پیدا شد
‫وقتی پلیس آلمان دستگیرمون کرد.

00:51:42.880 --> 00:51:45.960
‫- ولی این دستگاه بی‌خطر بود.
‫- بی‌خطر؟ - بله.

00:51:45.960 --> 00:51:50.520
‫نه، دستگاه‌ها بی‌خطر نیستن، یکیشون
‫همین الان یه مأمور پلیس آلمان رو کشته.

00:51:54.480 --> 00:51:57.120
‫خب، متاسفم، بمب‌ها آدم
‫میکشن، این برات خبر جدیدیه؟

00:51:57.120 --> 00:51:59.240
‫من هیچوقت بمب‌هایی که ساختم رو مسلح نکردم.

00:51:59.240 --> 00:52:01.960
‫خب، نه اخیراً.

00:52:01.960 --> 00:52:04.360
‫آدم‌های دیگه جبریل میتونستن اینکارو بکنن.

00:52:04.360 --> 00:52:06.400
‫راحت حرف بزن مروان.

00:52:06.400 --> 00:52:08.440
‫شاید همه چیز بهشون گفته نشده بوده.

00:52:09.960 --> 00:52:12.920
‫یه لحظه وایسا. شما دوتا
‫چقدر همدیگه رو میشناسید؟

00:52:12.920 --> 00:52:14.920
‫من سال ۱۹۷۳ از گروه خارج شدم.

00:52:14.920 --> 00:52:18.240
‫برگشتم به امان و یه مغازه لوازم
‫الکترونیکی برای مشتری‌ها باز کردم.

00:52:18.240 --> 00:52:19.440
‫و بعد؟

00:52:19.440 --> 00:52:23.640
‫و بعد، چند سال پیش، مأمورهایی
‫از پلیس اردن اومدن پیشم

00:52:23.640 --> 00:52:26.920
‫و ازم خواسته شد که دوباره به
‫جبهه مردمی تو آلمان وارد بشم،

00:52:26.920 --> 00:52:29.880
‫- و یه جاسوس بشم. خبرچین.
‫- وایسا، وایسا، وایسا.

00:52:32.440 --> 00:52:34.800
‫داری بهم میگی که چند سال گذشته،

00:52:34.800 --> 00:52:37.400
‫این مرد به طور مخفی برای شما کار میکرده؟

00:52:37.400 --> 00:52:40.120
‫که اون واقعاً عضو جبهه مردمی نیست؟

00:52:40.120 --> 00:52:42.200
‫چی، فقط داره نقش یه تروریست رو بازی میکنه؟

00:52:42.200 --> 00:52:44.120
‫یه بمب‌گذار واقعی بود،
‫ولی ما آدم خودمون کردیمش.

00:52:44.120 --> 00:52:47.840
‫شما این قاتل شناخته شده رو به
‫کار گرفتید؟! بهش مجوز دادید!

00:52:47.840 --> 00:52:51.360
‫میفهمی که یکی از دستگاه‌هاش
‫۲۷۰ نفر رو کشته؟!

00:52:51.360 --> 00:52:53.360
‫- ۲۷۱ نفر!
‫- نه.

00:52:53.360 --> 00:52:55.160
‫لطفاً به چیزی که میگه گوش کنید.

00:52:55.160 --> 00:52:58.200
‫من یه انتخاب داشتم، یا جاسوس
‫بشم، یا زجر کشیدن خانواده‌ام رو ببینم.

00:52:58.200 --> 00:53:00.240
‫- و در نتیجه...؟
‫- پس برگشتم به آلمان

00:53:00.240 --> 00:53:04.560
‫و اطلاعات رو به اینجا
‫مخابره کردم، شاید به سیای شما.

00:53:06.760 --> 00:53:11.720
‫هیچکدوم از رادیوهای من این کار رو
‫نکرده. من فقط چاشنی‌های فشارسنجی میسازم.

00:53:11.720 --> 00:53:14.040
‫یه دستگاه رادیویی درست مثل مال شما.

00:53:14.040 --> 00:53:16.200
‫- «درست مثل»؟ - آره.
‫- «درست مثل» رو تعریف کن.

00:53:16.200 --> 00:53:18.480
‫- شاید همه رادیوها، مثل ما، از نظر تو شبیه همن؟
‫- نه، نه، نه.

00:53:18.480 --> 00:53:21.760
‫تو یه چاشنی رو تو یه جعبه میذاری.
‫باشه؟ تو حق نداری به ما بگی...

00:53:21.760 --> 00:53:23.640
‫من به فضا احتیاج داشتم.

00:53:23.640 --> 00:53:28.320
‫و به همین دلیله که از مدل
‫تک-بلندگو استفاده کردم، بوم‌بیت.

00:53:28.320 --> 00:53:30.400
‫بلندتره.

00:53:30.400 --> 00:53:32.240
‫من آدم شما نیستم.

00:53:33.720 --> 00:53:36.240
‫ولی اون بمب‌گذارهای مقلد...

00:53:36.240 --> 00:53:40.280
‫اونایی که مدل‌های دو-بلندگو
‫یا تایمر رو ترجیح میدن...؟

00:53:40.280 --> 00:53:41.920
‫وقتی یه محصول موفق میشه،

00:53:41.920 --> 00:53:44.480
‫توسط همه مبارزان آزادی
‫در سراسر دنیا کپی میشه.

00:53:44.480 --> 00:53:47.320
‫«استعداد جدید»، شما
‫آمریکایی‌ها اینجوری میگید، درسته؟

00:53:47.320 --> 00:53:50.120
‫ولی همیشه از شکاف‌ها بیرون میاد.

00:53:50.120 --> 00:53:53.840
‫شکاف‌هایی که سیاست آمریکا تو
‫سرزمین‌های بقیه مردم ایجاد میکنه.

00:53:53.840 --> 00:53:55.720
‫شما فکر میکنید از اونا جلوترید.

00:53:57.160 --> 00:53:59.280
‫بهم اعتماد کن، اونا از شما جلوترن.

00:54:05.120 --> 00:54:06.360
‫دیک...

00:54:07.840 --> 00:54:10.280
‫دیک، گوش کن، این احتمال هست که هنوز...

00:54:10.280 --> 00:54:13.960
‫اون یه قاتله، ولی قاتل ما
‫نیست! و سیا هم میدونست!

00:54:13.960 --> 00:54:17.000
‫واسه همینه که لپلی بهمون
‫توصیه کرد اینجا نیایم.

00:54:17.000 --> 00:54:19.120
‫نمیخواست اونی باشه که پوشش اون رو لو میده.

00:54:20.360 --> 00:54:22.000
‫ما داریم سعی میکنیم این پرونده رو

00:54:22.000 --> 00:54:24.360
‫با یه دست بسته از پشت حل کنیم.

00:54:24.360 --> 00:54:26.440
‫در همین حین، اونایی
‫که واقعاً این کار رو کردن

00:54:26.440 --> 00:54:28.680
‫اون بیرون دارن برای حمله بعدی نقشه میکشن.

00:54:33.240 --> 00:54:36.640
‫پس داری بهم میگی خریصات
‫از اول یه سرنخ اشتباه بوده...

00:54:38.080 --> 00:54:40.240
‫ولی نمیتونی بهم بگی چطور میدونی؟

00:54:40.240 --> 00:54:43.200
‫خب، ببین، هنوزم از قبل جلوتریم.

00:54:43.200 --> 00:54:47.080
‫و الان به لطف کار تو،
‫درمورد دستگاه و چمدون میدونیم.

00:54:47.080 --> 00:54:48.920
‫باشه. بعداً درموردش حرف میزنیم.

00:54:50.440 --> 00:54:51.960
‫داره میرسه.

00:55:29.000 --> 00:55:30.800
‫این لیست فرانکفورته.

00:55:33.600 --> 00:55:36.320
‫فیونا، دیگه وقت خوابه تقریباً.

00:55:36.320 --> 00:55:38.880
‫لین، لطفاً میشه فقط کمکش کنی
‫اسباب‌بازی‌هاش رو جمع کنه؟

00:55:39.880 --> 00:55:42.640
‫- الو؟
‫- جون؟ جون، تویی؟

00:55:43.720 --> 00:55:46.240
‫اوه، باید وقت حموم باشه.

00:55:46.240 --> 00:55:49.760
‫- ببخشید اگه...
‫- نه، نه! اوضاع چطوره؟ - خوبه.

00:55:49.760 --> 00:55:51.360
‫آره، خوبه.

00:55:51.360 --> 00:55:53.160
‫من...

00:55:53.160 --> 00:55:55.560
‫دلم خیلی برات تنگ شده.

00:55:55.560 --> 00:55:57.320
‫ولی سرم شلوغه.

00:55:58.320 --> 00:56:00.600
‫وقت زیادی رو با دیک مارکیز

00:56:00.600 --> 00:56:03.560
‫و بقیه تیم لاکربی گذروندم.
‫اینجا همه چی داره اتفاق میفته.

00:56:03.560 --> 00:56:05.520
‫خب، من...

00:56:05.520 --> 00:56:09.160
‫امروز داشتم فکر میکردم،
‫همینطوری یه چیزی به ذهنم رسید...

00:56:09.160 --> 00:56:10.840
‫ببخشید، «یه چیزی به ذهنت رسید»...؟

00:56:11.960 --> 00:56:15.880
‫چطوره که همتون رو برای یه مدت
‫بیارم اینجا؟ میتونم با اُر صحبت کنم.

00:56:15.880 --> 00:56:19.000
‫بالاخره باید یکی اینجا باشه تا به
‫صورت طولانی‌مدت مسئول باشه.

00:56:19.000 --> 00:56:21.960
‫شاید... شاید یه آپارتمان
‫برای یه مدتی جور کنن...

00:56:23.560 --> 00:56:25.480
‫با هم میبودیم.

00:56:25.480 --> 00:56:29.760
‫یه تیم بزرگ...مک‌کاسکر.

00:56:31.160 --> 00:56:32.760
‫ادی...

00:56:32.760 --> 00:56:34.720
‫تو دو دقیقه‌س که اونجایی.

00:56:35.840 --> 00:56:37.120
‫این واقعیت نداره.

00:56:39.200 --> 00:56:42.640
‫ما تو اسکاتلند زندگی
‫میکنیم. و اتفاقاً من عاشقشم.

00:56:42.640 --> 00:56:46.120
‫پس، ببخشید، منو میبخشی
‫اگه همه چمدون‌هام رو نبندم،

00:56:46.120 --> 00:56:47.760
‫همراه با نقشه‌هام؟

00:56:49.640 --> 00:56:51.520
‫آره، آره. درسته.

00:56:51.520 --> 00:56:53.200
‫البته.

00:56:55.120 --> 00:56:57.040
‫این یکی، این یکی، این یکی رو دوباره چک کن.

00:56:57.040 --> 00:56:59.520
‫این... اینو نگرانش نباش. و این سه‌تا...

00:56:59.520 --> 00:57:02.920
‫اوضاع چطوره؟ این چیه؟ "KM180"؟

00:57:02.920 --> 00:57:04.640
‫آلمانی‌ها لیست بار رو فرستادن.

00:57:04.640 --> 00:57:07.600
‫پرواز ۱۰۳اِی پن ام داشته

00:57:07.600 --> 00:57:09.680
‫هفت تیکه بار ترانزیتی حمل میکرده.

00:57:09.680 --> 00:57:13.080
‫- باری که بین ایرلاین‌ها منتقل شده.
‫- اینو فهمیدم پسرم، آره.

00:57:13.080 --> 00:57:16.280
‫- خب...؟
‫- یکی از چمدون‌ها، بدون مسافر،

00:57:16.280 --> 00:57:19.880
‫سفرش رو از پرواز KM180 شروع کرده.

00:57:19.880 --> 00:57:21.640
‫مالتا به فرانکفورت.

00:57:21.640 --> 00:57:23.680
‫بمب از مالتا اومده؟

00:57:23.680 --> 00:57:25.200
‫بیشتر از این هم هست.

00:57:25.200 --> 00:57:29.240
‫ما یه شرکت تجاری یورکی تو
‫مالتا کشف کردیم که لباس تولید میکنه.

00:57:29.240 --> 00:57:32.200
‫متأسفم هری، دوباره باید سوار هواپیما بشی.

00:57:32.224 --> 00:57:39.224
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.