﻿WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:07.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:20.024 --> 00:00:21.624
‫آنچه گذشت....

00:00:21.720 --> 00:00:24.800
‫الان مدرک داریم که یه رادیوی بوم‌بیت توشیبا

00:00:24.800 --> 00:00:26.080
‫ باعث سقوط هواپیما شده.

00:00:26.080 --> 00:00:29.040
‫بقیه وسایل به‌شدت آسیب‌دیده
‫شامل لباساییه که مطمئنم

00:00:29.040 --> 00:00:31.160
‫با رادیوی بمب‌گذاری‌شده توی یه چمدون بودن.

00:00:31.160 --> 00:00:33.000
‫یه لباس سرهمی نوزاد و یه شلوار چهارخونه.

00:00:33.000 --> 00:00:34.280
‫به این مارک لباس نگاه کن.

00:00:34.280 --> 00:00:35.920
‫- شلوار مارک یورکی.
‫- آها.

00:00:35.920 --> 00:00:37.600
‫اگه سرنخی باشه، دنبالشو میگیریم.

00:00:37.600 --> 00:00:39.160
‫میخوام یه هواپیما رو منفجر کنم.

00:00:39.160 --> 00:00:42.960
‫هدفمون بازسازی حفره انفجار
‫و آسیب ریل کف هواپیماست.

00:00:42.960 --> 00:00:45.680
‫و مشخص کنیم که آیا
‫اون رادیوی بوم‌بیت توشیبا

00:00:45.680 --> 00:00:48.440
‫که توی یه کیف از فرانکفورت بار
‫زده شده میتونسته باعثش بشه یا نه.

00:00:52.400 --> 00:00:55.280
‫خودشه. این ثابت میکنه
‫بمب از فرانکفورت وارد شده.

00:00:55.280 --> 00:00:56.680
‫شما دیک مارکیز هستین؟

00:00:56.680 --> 00:01:00.000
‫- قبلا همدیگه رو دیدیم؟
‫- کـَترین تـِرمـِن. از دفتر سناتور هاینـز.

00:01:00.000 --> 00:01:01.760
‫با چندتا از خانواده‌ها صحبت کردین؟

00:01:01.760 --> 00:01:03.680
‫دارین تو کاخ سفید لابی میکنین تا

00:01:03.680 --> 00:01:06.360
‫یه کمیسیون ریاست‌جمهوری برای
‫بررسی امنیت پروازها تشکیل بشه؟

00:01:06.360 --> 00:01:10.280
‫میخوایم نذاریم خانواده‌های دیگه
‫چیزی که ما تجربه کردیم رو تجربه کنن.

00:01:10.280 --> 00:01:12.200
‫پان‌اَم واقعا این خانواده‌ها رو ناامید کرده.

00:01:12.200 --> 00:01:13.880
‫خب، اف‌بی‌آی شما هم دست‌کمی نداره.

00:01:13.880 --> 00:01:15.680
‫خب این وظیفه اداره ما نیست

00:01:15.680 --> 00:01:17.560
‫که با خانواده‌ها در ارتباط باشه.

00:01:17.560 --> 00:01:19.280
‫من به لاکـِربی سفر کردم.

00:01:19.280 --> 00:01:22.160
‫اونجا با یه کارآگاه آشنا
‫شدم، کارآگاه مـِک‌کاسکـِر.

00:01:22.160 --> 00:01:24.000
‫اگه بتونین باید ببینینش.

00:01:24.000 --> 00:01:26.440
‫یه گروه تو اسکاتلند وسایل
‫قربانی‌ها رو تمیز میکنن.

00:01:26.440 --> 00:01:27.880
‫شنیدم.
‫من با مادرم اینجام.

00:01:29.360 --> 00:01:32.200
‫هنوز تو شوکه، ولی میخواد
‫ببینه دخترش کجا افتاده.

00:01:32.200 --> 00:01:33.360
‫چیز زیادی یادتونه؟
‫من همه‌چیز رو یادمه.

00:01:38.000 --> 00:01:39.040
‫این چیه؟

00:01:39.040 --> 00:01:40.920
‫آلمانیا لیست بارها رو فرستادن.

00:01:40.920 --> 00:01:45.440
‫یکی از چمدونا سفرش رو از پرواز کی‌ام۱۸۰

00:01:45.440 --> 00:01:47.080
‫از مالتا به فرانکفورت شروع کرده.

00:01:47.080 --> 00:01:48.520
‫بمب از مالتا اومده؟

00:01:48.520 --> 00:01:50.360
‫متاسفم هـَری، دوباره باید سوار هواپیما بشی.

00:02:00.360 --> 00:02:03.160
‫تحقیقاتمون رو درست
‫بعد از لاکـِربی شروع کردیم

00:02:03.160 --> 00:02:06.280
‫که به یکی از محقق‌هامون یه هویت جدید دادیم.

00:02:06.280 --> 00:02:09.320
‫خب، مشخصه که اونجا
‫مطلقا هیچ امنیتی وجود نداره.

00:02:09.320 --> 00:02:11.040
‫هیچ بازرسی‌ای انجام نمیشه.

00:02:11.040 --> 00:02:14.040
‫من الان به فرودگاه هیترو دسترسی کامل دارم.

00:02:14.040 --> 00:02:16.560
‫استوارت دوشنبه گذشته
‫ساعت ۴ بعدازظهر کارت زد

00:02:16.560 --> 00:02:18.480
‫و بسته رو توی کیفش حمل میکرد.

00:02:18.480 --> 00:02:22.160
‫دو ساعت بعد از شروع شیفتش،
‫استوارت تو ترمینال سه بهم پیج داد.

00:02:22.160 --> 00:02:24.200
‫اون بمب قلابی رو کار گذاشته بود.

00:02:24.200 --> 00:02:26.920
‫بهم گفت که زیر صندلی ۳۳آ

00:02:26.920 --> 00:02:30.240
‫در پرواز شماره ۴۰۲ خطوط
‫هوایی ژاپن به مقصد توکیو قایم شده.

00:02:33.640 --> 00:02:34.920
‫اگه این یه بمب واقعی بود،

00:02:34.920 --> 00:02:38.440
‫این مسافرا آخرین قربانیان
‫یه جنایت تروریستی بودن.

00:02:43.040 --> 00:02:44.360
‫یا خدا.
‫میدونم.

00:02:47.080 --> 00:02:50.440
‫کارشونو مدت کوتاهی بعد از
‫رفتن تو به آمریکا تموم کردن.

00:02:50.440 --> 00:02:51.880
‫کیر توش.

00:02:51.904 --> 00:02:54.004
‫[29 اوت 1989]
‫[251 روز پس از حمله]

00:02:54.560 --> 00:02:58.240
‫اون قضیه بمب قلابی تو
‫هواپیما رو تو اخبار دیدی؟

00:02:58.240 --> 00:03:00.320
‫آره، شنیدم اُر حسابی آتیشی شده بود.

00:03:01.600 --> 00:03:05.080
‫این خطوط هوایی و فرودگاها،
‫باید یه تکونی به‌خودشون بدن.

00:03:06.160 --> 00:03:09.360
‫وگرنه چقدر طول میکشه
‫تا این اتفاق دوباره بیفته؟

00:03:09.360 --> 00:03:12.920
‫هر وقت زنم تلویزیون رو
‫روشن میکنه، میترسم نگاه کنم،

00:03:12.920 --> 00:03:14.200
‫مبادا یه هواپیمای دیگه...

00:03:16.240 --> 00:03:17.720
‫میدونم احمقانه‌س.

00:03:19.320 --> 00:03:22.000
‫همش چیزایی که پیدا
‫کردیم میاد تو ذهنم، میدونی؟

00:03:22.000 --> 00:03:23.240
‫این همه جسد.

00:03:24.400 --> 00:03:27.400
‫بهتره همه‌ش رو از ذهنت بیرون کنی.

00:03:29.040 --> 00:03:31.040
‫باید روی کار تمرکز کنیم، میدونی.

00:03:32.880 --> 00:03:33.920
‫آره.

00:03:37.600 --> 00:03:39.560
‫حرفش شد، بهتره برگردیم سر کارمون.

00:03:53.000 --> 00:03:56.280
‫جزیره مالتا
‫دریای مدیترانه

00:03:57.040 --> 00:03:58.120
‫هی، راننده!

00:03:58.120 --> 00:03:59.880
‫میشه از یه راه دیگه بریم؟

00:04:08.840 --> 00:04:10.480
‫باورم نمیشه.

00:04:10.480 --> 00:04:12.960
‫هفته‌ها منتظر این جلسه
‫بودیم و حالا دیر میرسیم!

00:04:23.800 --> 00:04:25.640
‫باید با معاون نخست‌وزیر

00:04:25.640 --> 00:04:27.600
‫خیلی محتاطانه رفتار کنیم، باشه؟

00:04:27.600 --> 00:04:29.360
‫نمیتونه از اینکه اینجاییم خوشحال باشه.

00:04:29.360 --> 00:04:30.680
‫چرا؟

00:04:30.680 --> 00:04:32.840
‫خب، خودت فکر میکنی چرا؟ واضحه.

00:04:32.840 --> 00:04:36.280
‫هرجور ارتباطی با تروریسم،
‫ضربه بدی به گردشگریشون میزنه.

00:04:36.280 --> 00:04:38.760
‫- که بخش بزرگی از اقتصادشونه.
‫- دقیقا.

00:04:45.200 --> 00:04:48.240
‫این هواپیما، پرواز ۱۰۳ پان‌اَم.

00:04:48.240 --> 00:04:49.680
‫بالای اسکاتلند منفجر شده،

00:04:49.680 --> 00:04:52.240
‫در مسیرش به نیویورک، درست بعد از ترک لندن.

00:04:52.240 --> 00:04:54.040
‫این چه ربطی به مالتا داره؟

00:04:54.040 --> 00:04:56.800
‫آه، حق با شماست، بله،
‫هواپیما از لندن بلند شد،

00:04:56.800 --> 00:04:59.040
‫اما پروازهای ورودی مسافران و بارها رو

00:04:59.040 --> 00:05:03.720
‫از جاهای دیگه آوردن، که یکیش یه
‫چمدون بی‌صاحاب از فرودگاه لوکا بود.

00:05:03.720 --> 00:05:05.560
‫در این مورد مطمئنید؟

00:05:05.560 --> 00:05:06.720
‫متاسفانه بله.

00:05:07.680 --> 00:05:10.280
‫این لیست بار فرودگاه فرانکفورته.

00:05:10.280 --> 00:05:13.680
‫اگه اینجا رو نگاه کنین، میبینین
‫که یه چمدون از فرودگاه لوکا

00:05:13.680 --> 00:05:17.560
‫به فرانکفورت سفر کرده و بعد
‫به پرواز ۱۰۳ پان‌اَم منتقل شده.

00:05:17.560 --> 00:05:22.040
‫فرضیه کاری ما اینه که این
‫همون چمدونیه که حاوی بمب بوده.

00:05:22.040 --> 00:05:24.640
‫پس شما به فرودگاه لوکا دسترسی میخواین؟

00:05:24.640 --> 00:05:26.520
‫خب، اونجا یکی از
‫جاهاییه که باید بررسی کنیم،

00:05:26.520 --> 00:05:28.920
‫تا ببینیم چمدون چطور تونسته وارد سیستم بشه.

00:05:28.920 --> 00:05:31.080
‫بازم هست؟ دیگه چی؟

00:05:31.080 --> 00:05:33.520
‫یکی از راه‌هایی که سعی
‫کردیم بمبگذار رو شناسایی کنیم

00:05:33.520 --> 00:05:35.840
‫از طریق وسایل داخل چمدون بمب‌گذاری‌شده بود.

00:05:35.840 --> 00:05:39.240
‫وسایلی مثل این لباس سرهمی نوزاد آبی رنگ،
‫که فهمیدیم به تولید انبوه رسیده

00:05:39.240 --> 00:05:40.800
‫و در سطح بین‌المللی فروخته شده،

00:05:40.800 --> 00:05:44.040
‫بنابراین برای محدود کردن
‫جستجومون خیلی مفید نیست.

00:05:44.040 --> 00:05:45.840
‫بقیه وسایل رو هنوز داریم بررسی میکنیم.

00:05:45.840 --> 00:05:47.760
‫این، فکر میکنیم یه کت توئیده،

00:05:47.760 --> 00:05:49.960
‫ولی نتونستیم ردش رو پیدا کنیم.

00:05:49.960 --> 00:05:52.120
‫اما بقایای این شلوار...

00:05:53.680 --> 00:05:55.040
‫برچسب یورکی داشتن.

00:05:56.200 --> 00:05:58.560
‫و ما نتونستیم کارخونه یورکی رو پیدا کنیم،

00:05:58.560 --> 00:06:00.280
‫تا اینکه یکیش رو اینجا تو مالتا پیدا کردیم.

00:06:01.400 --> 00:06:03.120
‫دارین در مورد یه شلوار تحقیق میکنین؟

00:06:05.400 --> 00:06:07.680
‫اگه بتونیم تایید کنیم که تو
‫این کارخونه ساخته شدن،

00:06:07.680 --> 00:06:09.560
‫ممکنه بفهمیم بمبگذار از کجا خریدشون.

00:06:09.560 --> 00:06:10.600
‫متوجه هستین؟

00:06:15.440 --> 00:06:17.840
‫شما میتونین تحقیقاتتون رو اینجا انجام بدین.

00:06:17.840 --> 00:06:19.720
‫اما تحت دو شرط.

00:06:19.720 --> 00:06:23.000
‫اول، هیچی به مطبوعات درز نمیکنه.

00:06:23.000 --> 00:06:25.560
‫وگرنه تحقیقاتتون اینجا تموم میشه.

00:06:25.560 --> 00:06:28.360
‫دوم، میتونین تحت نظارت

00:06:28.360 --> 00:06:29.680
‫بازرس شـیکلونا کار کنین.

00:06:32.280 --> 00:06:33.480
‫این لازمه؟

00:06:33.480 --> 00:06:35.560
‫اینا شرایط منه، سرکارآگاه بـِل.

00:06:37.400 --> 00:06:39.440
‫میتونم فردا شما رو به فرودگاه ببرم.

00:06:39.440 --> 00:06:42.160
‫راستش، ما برنامه داشتیم اول بریم کارخونه.

00:06:44.960 --> 00:06:46.360
‫ولی فرودگاه هم خوبه.

00:06:49.280 --> 00:06:51.640
‫خب، ممنون که دوباره باهام ملاقات کردین.

00:06:51.640 --> 00:06:53.240
‫میدونم حتما سرتون شلوغه.

00:06:53.240 --> 00:06:56.440
‫البته. میدونین که رئیس من دوست
‫داره رئیس شما رو راضی نگه داره.

00:06:57.600 --> 00:07:00.520
‫خب، فقط میخواستم بهتون
‫بگم که دارم میرم لاکـِربی.

00:07:02.560 --> 00:07:04.040
‫- واقعا؟
‫- چرا؟

00:07:04.040 --> 00:07:06.720
‫میخوام ببینم اونا چطور کارها رو انجام میدن.

00:07:06.720 --> 00:07:09.400
‫روشی که اجساد و وسایل رو برمیگردونن،

00:07:09.400 --> 00:07:11.160
‫روشی که ارتباط برقرار میکنن.

00:07:11.160 --> 00:07:13.440
‫فکر میکنم میتونیم خیلی چیزا یاد بگیریم.

00:07:13.440 --> 00:07:14.800
‫به نظر میرسه باید برین.

00:07:14.800 --> 00:07:17.120
‫نه اینکه به اجازه من نیاز داشته باشین.

00:07:17.120 --> 00:07:18.360
‫اوه، میدونم.

00:07:18.360 --> 00:07:21.120
‫ولی فایده‌ای نداره من این
‫همه درمورد به اشتراک‌گذاری

00:07:21.120 --> 00:07:24.320
‫اطلاعات حرف بزنم، اگه
‫خودم به چیزی که میگم عمل نکنم.

00:07:24.320 --> 00:07:25.640
‫- درسته؟
‫- حتما.

00:07:25.640 --> 00:07:29.640
‫حرفش شد، ارتباط با خانواده‌ها.

00:07:29.640 --> 00:07:30.840
‫پیشرفتی داشتین؟

00:07:32.960 --> 00:07:36.240
‫خب، همونطور که گفتم، میدونین،
‫ما روی حل این قضیه تمرکز کردیم.

00:07:36.240 --> 00:07:38.320
‫واقعا مسئولیت خانواده‌ها با ما نیست.

00:07:38.320 --> 00:07:39.840
‫حرف منم همینه، هیچکس مسئول نیست.

00:07:40.840 --> 00:07:43.200
‫- میدونستین الان رسما دارن سازماندهی میشن؟
‫- خوبه.

00:07:43.200 --> 00:07:44.640
‫و این حقشونه.

00:07:44.640 --> 00:07:47.200
‫اونا سازمان‌یافته‌ان، بودجه خوبی دارن،

00:07:47.200 --> 00:07:48.920
‫و ارتباطات خوبی هم دارن.

00:07:48.920 --> 00:07:52.200
‫و هرچی افراد بیشتری شکایت‌های
‫حقوقی‌شون رو علیه پان‌اَم شروع کنن،

00:07:52.200 --> 00:07:54.840
‫خوب میشه اگه حس کنن شما طرفشون هستین.

00:07:56.080 --> 00:07:57.240
‫- طرف؟
‫- آره.

00:07:58.560 --> 00:08:00.080
‫کـَترین، این قضیه ربطی به جبهه‌گیری نداره.

00:08:00.080 --> 00:08:02.320
‫همه‌مون میخوایم بدونیم
‫کی مسئوله. حتی پان‌اَم.

00:08:02.320 --> 00:08:04.520
‫بیخیال. اگه امنیت ناکافی پان‌اَم

00:08:04.520 --> 00:08:07.080
‫تا حدی مقصره، اونا نمیخوان کسی اینو بفهمه.

00:08:07.080 --> 00:08:08.520
‫نمیگم اونا آدم خوبه‌هان،

00:08:08.520 --> 00:08:10.760
‫فقط میگم که دارن همکاری میکنن.

00:08:10.760 --> 00:08:13.120
‫فردا باهاشون یه جلسه
‫دارم، به درخواست خودشون.

00:08:13.120 --> 00:08:14.680
‫خانواده‌ها بی‌خبرن.

00:08:16.080 --> 00:08:18.760
‫شکی ندارم که تو کارت خوبی، دیک...

00:08:20.040 --> 00:08:23.640
‫ولی این برای اونا فراتر از
‫این حرفاست، این کل زندگیشونه.

00:08:55.040 --> 00:08:58.080
‫صبح بخیر. پس پیدامون کردین؟

00:09:00.040 --> 00:09:03.680
‫میشه روند اینکه چطور چمدونا به
‫یه پرواز میرسن رو توضیح بدین؟

00:09:03.680 --> 00:09:08.600
‫مسافرا میان اینجا تا چمدوناشونو
‫تحویل بدن و پذیرش بشن.

00:09:08.600 --> 00:09:11.160
‫من بهشون یه برچسب میدم
‫که با بلیطشون مطابقت داره.

00:09:11.160 --> 00:09:13.840
‫و بعد چمدوناشون به هواپیما منتقل میشه.

00:09:13.840 --> 00:09:16.080
‫اصلا ممکنه یه چمدون

00:09:16.080 --> 00:09:17.720
‫بدون مسافر سفر کنه؟

00:09:17.720 --> 00:09:19.200
‫نه. نه، واقعا نه.

00:09:19.200 --> 00:09:21.960
‫نه، مگه اینکه بار گمشده باشه.

00:09:23.760 --> 00:09:25.480
‫- بار گمشده؟
‫- آره.

00:09:25.480 --> 00:09:27.880
‫و پروتکل اونجا چیه؟

00:09:27.880 --> 00:09:30.200
‫اگه باری لازم باشه به صاحبش برگردونده بشه،

00:09:30.200 --> 00:09:33.880
‫یه برچسب فوری بهش میزنیم و چمدون

00:09:33.880 --> 00:09:35.960
‫با پرواز بعدی سریع فرستاده میشه.

00:09:35.960 --> 00:09:38.720
‫پشت این میز برچسب فوری هست که بتونم ببینم؟

00:09:38.720 --> 00:09:41.120
‫به خاطر امنیت، اونا رو تو دفتر نگه میداریم.

00:09:42.200 --> 00:09:43.720
‫باید یکیش رو ببینیم، لطفا.

00:09:50.000 --> 00:09:52.440
‫اگه بمب تو یه چمدون با
‫برچسب بار گمشده بوده باشه،

00:09:52.440 --> 00:09:55.920
‫بمبگذار حتی برای اون پرواز
‫به بلیط هم نیاز نداشته، درسته؟

00:09:55.920 --> 00:09:57.560
‫هیچوقت نمیدونستم اینجوریه.

00:09:57.560 --> 00:09:59.160
‫آره، خب، بیشتر مردم نمیدونن.

00:10:05.640 --> 00:10:08.080
‫این یعنی هرکی این کارو
‫کرده سیستم رو میشناخته...

00:10:09.400 --> 00:10:11.280
‫یا یه نفر رو از داخل داشته.

00:10:17.600 --> 00:10:19.800
‫واسه شام خونه‌ای؟

00:10:19.800 --> 00:10:21.920
‫چی شده که این افتخار نصیب ما شده؟

00:10:24.120 --> 00:10:26.240
‫فقط برای شام که نه.

00:10:26.240 --> 00:10:28.640
‫- با شام.
‫- اوه!

00:10:28.640 --> 00:10:31.120
‫قهرمان من!

00:10:32.520 --> 00:10:34.080
‫دخترا کجان؟

00:10:34.080 --> 00:10:35.800
‫خونه ریچـِل شب میمونن.

00:10:35.800 --> 00:10:37.120
‫چطور؟

00:10:37.120 --> 00:10:39.520
‫- یعنی میگی خونه تنهاییم؟
‫- آره.

00:10:39.520 --> 00:10:41.280
‫خب، میدونی این یعنی چی.

00:10:43.720 --> 00:10:45.480
‫مجبور نیستیم سیب‌زمینی‌هامون
‫رو با کسی شریک بشیم.

00:10:48.080 --> 00:10:52.600
‫یادته اون دختره کـَترین که تو آمریکا دیدم؟

00:10:52.600 --> 00:10:56.520
‫اون اومده اینجا و اُر ازم خواسته
‫چند روزی ببرمش اینور اونور.

00:10:56.520 --> 00:10:58.200
‫یعنی چی، تازه از آمریکا برگشتی

00:10:58.200 --> 00:10:59.600
‫حالا شدی راهنمای تور؟

00:10:59.600 --> 00:11:02.000
‫- تو اصلا کار واقعی هم انجام میدی، مـِک‌کاسکـِر؟
‫- ببند دهنتو.

00:11:03.280 --> 00:11:05.560
‫بیا. بفرما، مال تو.

00:11:05.560 --> 00:11:07.480
‫با نمک و سرکه اضافه.

00:11:07.480 --> 00:11:09.760
‫اوه، خوب بلدی دل یه دخترو ببری.

00:11:12.360 --> 00:11:13.680
‫صبح بخیر جیم.

00:11:43.920 --> 00:11:46.440
‫- ممنون.
‫- لارن، سندی رو دیدی؟

00:11:47.440 --> 00:11:50.160
‫- اوه، لعنتی. فکر میکنی اونم این ویروس کوفتی رو گرفته؟
‫- چه ویروسی؟

00:11:50.160 --> 00:11:51.440
‫یه چیز بدی همه‌گیر شده.

00:11:51.440 --> 00:11:53.200
‫نصف بچه‌های تولید نیومدن.

00:11:53.200 --> 00:11:54.680
‫شاید سندی هم مریض شده.
‫آه، حتما همینطوره.

00:11:55.760 --> 00:11:57.680
‫منم بدجور به دو روز
‫استراحت تو تخت نیاز دارم.

00:11:57.680 --> 00:12:00.400
‫وقتی به اونایی که مریض شدن و نیومدن
‫حسودیت میشه یعنی اوضاع خیلی بده!

00:12:19.920 --> 00:12:23.920
‫مامور مارکیز؟ تـامـِس پلاسـکِت هستم،
‫مدیرعامل خطوط هوایی پان امریکن ورلد.

00:12:23.920 --> 00:12:26.280
‫- عصر بخیر.
‫- گرسنه‌این؟ استیک دنده‌شون عالیه.
‫- نه.

00:12:26.280 --> 00:12:28.800
‫- برای من فقط یه قهوه، ممنون.
‫- برای منم همینطور.

00:12:33.200 --> 00:12:34.880
‫خب چه کمکی ازم ساخته‌اس؟

00:12:34.880 --> 00:12:37.840
‫دفترم درمورد دلیل ملاقاتتون
‫چیزی دقیق بهم نگفت.

00:12:37.840 --> 00:12:40.400
‫اوه، خب، ما یه گزارش درمورد
‫اتفاقی که افتاده تهیه کردیم.

00:12:40.400 --> 00:12:41.800
‫یه جورایی تحقیق داخلی.

00:12:43.000 --> 00:12:45.560
‫- فکر نمیکردین از پس این کار بربیایم؟

00:12:45.560 --> 00:12:46.680
‫اصلا.

00:12:46.680 --> 00:12:49.840
‫بیمه‌مون اینو لازم داشت.
‫انتظار زیادی نداشتیم.

00:12:49.840 --> 00:12:51.680
‫اما یافته‌هاش قانع‌کننده‌س.

00:12:56.000 --> 00:12:57.320
‫مونزر الکسار.

00:12:58.840 --> 00:13:00.840
‫این اسم چیزی به یادتون میاره؟

00:13:00.840 --> 00:13:03.400
‫اون یه دلال اسلحه سوریه‌ایه
‫که یه مسیر قاچاق مواد مخدر

00:13:03.400 --> 00:13:07.480
‫بین اروپا و آمریکا رو اداره میکنه، با
‫استفاده از حمالای مواد تو پروازهای تجاری.

00:13:07.480 --> 00:13:09.280
‫مثل پرواز ۱۰۳ پان‌اَم؟

00:13:09.280 --> 00:13:11.920
‫دقیقا. سالهاست که این مسیر رو اداره میکنه.

00:13:13.520 --> 00:13:15.880
‫- زمان زیادیه که گیر نیفتاده، نه؟
‫- آره.

00:13:15.880 --> 00:13:17.960
‫خب، تحقیقات ما دلیلش رو پیدا کرده.

00:13:19.440 --> 00:13:21.200
‫سیا دقیقا میدونه اون داره چیکار میکنه.

00:13:21.200 --> 00:13:24.200
‫بهش اجازه میدن مسیرش رو اداره
‫کنه، تا وقتی که بهشون اطلاعات بده.

00:13:25.400 --> 00:13:27.200
‫- اون خبرچین سیاس؟
‫- درسته.

00:13:28.960 --> 00:13:32.320
‫باشه. این چه ربطی به حمله داره؟

00:13:32.320 --> 00:13:34.520
‫- چی؟ فکر میکنین اون دست داشته؟
‫- نه دقیقا.

00:13:34.520 --> 00:13:37.280
‫ولی به گروه‌های دیگه اجازه داده از
‫مسیرش استفاده کنن، چون میدونسته

00:13:37.280 --> 00:13:39.720
‫کارکنان فرودگاه از سیا
‫پول میگیرن تا چشم‌پوشی کنن.

00:13:39.720 --> 00:13:42.000
‫قاچاقچیای مواد، گروه‌های تروریستی...

00:13:45.080 --> 00:13:48.160
‫گزارش ما نشون میده که یه گروه فلسطینی
‫پرواز ۱۰۳ پان‌اَم رو بمب‌گذاری کرده،

00:13:48.160 --> 00:13:52.120
‫با استفاده از مسیر الکسار
‫و خالد جعفر به عنوان حمال.

00:13:55.520 --> 00:13:57.360
‫متاسفم که ناامیدتون میکنم، آقای پلاسکِت،

00:13:57.360 --> 00:14:00.200
‫ولی جعفر به عنوان مظنون رد شده.

00:14:03.000 --> 00:14:04.480
‫کاملا؟

00:14:04.480 --> 00:14:06.720
‫چرا امروز اومدین اینجا، آقای پلاسکِت؟

00:14:10.080 --> 00:14:13.720
‫فکر کردم وظیفمه که یافته‌های
‫محققانمون رو به اشتراک بذارم.

00:14:13.720 --> 00:14:14.760
‫آها.

00:14:17.080 --> 00:14:19.440
‫خیلی جالبه که اگه این درست بود،

00:14:19.440 --> 00:14:23.080
‫که اتفاقا با توجه به مدارک، غیرممکنه،

00:14:23.080 --> 00:14:25.880
‫پان‌اَم دیگه مسئول اتفاقی که افتاده نبود.

00:14:26.880 --> 00:14:28.760
‫دولت آمریکا مسئول میشد.

00:14:28.760 --> 00:14:32.080
‫این یعنی مجبور نمیشدین تو این
‫پرونده‌های حقوقی حتی یه قرون هم

00:14:32.080 --> 00:14:34.120
‫به خانواده‌ها غرامت بدین.

00:14:34.120 --> 00:14:36.120
‫- موضوع این نیست.
‫- نیست؟

00:14:38.320 --> 00:14:40.200
‫و بعد شما میاین و انگشت اتهام رو

00:14:40.200 --> 00:14:43.000
‫به سمت همون آژانس‌هایی میگیرین که
‫دارن سعی میکنن این قضیه رو حل کنن؟

00:14:45.120 --> 00:14:47.400
‫باید اعتراف کنم، تحت تاثیر قرار گرفتم

00:14:47.400 --> 00:14:50.000
‫که تخمشو داری وایسی تو
‫روی خودم این کارو بکنی.

00:14:51.480 --> 00:14:52.880
‫فقط گزارش رو بخون.

00:14:52.880 --> 00:14:54.480
‫فکر میکنم خیلی قانع‌کننده باشه.

00:14:54.480 --> 00:14:58.080
‫اگه واسه این بیشتر از یه دلار
‫پول دادی، پولتو دور ریختی.

00:14:58.080 --> 00:15:01.240
‫و از ظاهرش معلومه، خیلی
‫بیشتر از این حرفا پول دادی.

00:15:01.240 --> 00:15:02.800
‫فقط صورتحساب، لطفا.

00:15:02.800 --> 00:15:03.840
‫ایشون حساب میکنه.

00:15:25.680 --> 00:15:28.760
‫چندتا کارمند دیگه از فرودگاه
‫برای مصاحبه فرستادن؟

00:15:28.760 --> 00:15:31.280
‫نه، نه، امروز فرودگاه
‫نمیریم. میریم کارخونه.

00:15:31.280 --> 00:15:33.080
‫نه، نه، من باید به کارم
‫تو فرودگاه ادامه بدم.

00:15:33.080 --> 00:15:36.240
‫باید فورا با کارکنان میز پذیرش صحبت کنم.

00:15:36.240 --> 00:15:39.240
‫- بله. بعدا برمیگردیم.
‫- نه. نه، واقعا فکر میکنم

00:15:39.240 --> 00:15:42.640
‫کارآمدتره اگه اول
‫کارمون رو اونجا تموم کنیم.

00:15:42.640 --> 00:15:44.360
‫مشکلی نیست. امروز میریم کارخونه.

00:16:36.300 --> 00:16:36.900
روز بخیر‫

00:16:37.867 --> 00:16:38.667
بازرس پلیس، شیکلونا هستم

00:16:39.539 --> 00:16:40.739
این آقایون محقق‌هایی از اسکاتلند هستن

00:16:40.872 --> 00:16:43.376
میخوان چندتا سوال ازتون بپرسن

00:16:43.400 --> 00:16:47.960
‫- باشه.
‫- این شلوار، ما معتقدیم اینجا تولید شده.

00:16:47.960 --> 00:16:49.200
‫برچسب یورکی رو میبینین؟

00:16:50.240 --> 00:16:51.920
‫این برچسب شبیه مال ماست، بله.

00:16:51.920 --> 00:16:53.440
‫پس اینجا ساخته شدن؟

00:16:53.440 --> 00:16:55.040
‫خب، ما چیزای زیادی میسازیم.

00:16:56.120 --> 00:16:59.800
‫این طرح، شما... واستون آشناس؟

00:16:59.800 --> 00:17:01.480
‫گفتنش سخته.

00:17:01.480 --> 00:17:03.240
‫میتونم با سوابقمون چک کنم،

00:17:03.240 --> 00:17:05.480
‫اما چند روزی طول میکشه.

00:17:05.480 --> 00:17:07.320
‫فردا اول وقت برمیگردیم.

00:17:14.200 --> 00:17:15.240
‫ببخشید.

00:17:17.600 --> 00:17:19.120
‫میتونم یه لحظه وقتتو بگیرم، لارن؟

00:17:23.840 --> 00:17:26.320
‫میشه لطفا همه توجه کنن؟

00:17:29.840 --> 00:17:32.360
‫یه خبر بد بهم رسیده.

00:17:32.360 --> 00:17:34.120
‫همین الان بهم اطلاع دادن که...

00:17:35.800 --> 00:17:39.880
‫...که سـَندی امروز صبح
‫تو ماشینش مرده پیدا شده.

00:17:44.240 --> 00:17:47.240
‫درست... نزدیک جنگل کنار خونه‌ش.

00:17:51.640 --> 00:17:52.680
‫چی شده؟

00:17:54.960 --> 00:17:56.000
‫نمیدونیم.

00:17:58.920 --> 00:18:03.680
‫ولی در رابطه با مرگش
‫دنبال کس دیگه‌ای نیستن.

00:18:10.120 --> 00:18:11.160
‫متاسفم.

00:18:32.720 --> 00:18:35.760
‫امروز خانواده‌ها بیرون
‫کاخ سفید جمع شدن تا یاد

00:18:35.760 --> 00:18:37.880
‫قربانیان بمب‌گذاری پان‌اَم رو گرامی بدارن،

00:18:37.880 --> 00:18:41.760
‫و خواستار اطلاعات بیشتر درمورد
‫اتفاقی که برای عزیزانشون افتاده بشن.

00:18:41.760 --> 00:18:45.120
‫اونا به واشنگتن اومدن
‫تا برای یه تحقیق مستقل

00:18:45.120 --> 00:18:47.440
‫درمورد بمب‌گذاری پرواز ۱۰۳ پان‌اَم لابی کنن،

00:18:47.440 --> 00:18:50.320
‫چون قانع شدن که کل داستان بهشون گفته نمیشه.

00:18:50.320 --> 00:18:52.440
‫در جلسه‌ای که توسط دوربین‌ها ضبط نشد،

00:18:52.440 --> 00:18:55.240
‫چهار عضو از خانواده‌ها
‫با رئیس‌جمهور دیدار کردن.

00:18:55.240 --> 00:18:58.800
‫این نشونه محکمی از نگرانی رئیس‌جمهوره،

00:18:58.800 --> 00:19:02.080
‫و امیدواریم که این نشون‌دهنده تعهد ایشون

00:19:02.080 --> 00:19:04.760
‫- برای ایجاد یک...

00:19:04.760 --> 00:19:06.040
‫دیک مارکیز هستم.

00:19:06.040 --> 00:19:08.720
‫اخبارو دیدی؟ خانواده‌ها یه اعتراض بزرگ

00:19:08.720 --> 00:19:11.160
‫- تو محوطه کاخ سفید راه انداختن.
‫- اعتراض؟

00:19:11.160 --> 00:19:12.520
‫برای چی؟

00:19:12.520 --> 00:19:15.120
‫خب، اونا یه جلسه با پرزیدنت بوش میخواستن

00:19:15.120 --> 00:19:17.480
‫و بهش رسیدن، رو در رو.

00:19:19.080 --> 00:19:20.200
‫واقعا؟

00:19:22.040 --> 00:19:24.360
‫بهت گفتم که جدی هستن، دیک.

00:19:24.360 --> 00:19:25.720
‫دارن به خواسته‌شون میرسن.

00:19:26.880 --> 00:19:28.240
‫آره. اینطور به نظر میرسه.

00:19:28.240 --> 00:19:30.240
‫گفتم بدونی، یکی از خواسته‌هاشون

00:19:30.240 --> 00:19:33.560
‫این خواهد بود که اف‌بی‌آی به
‫طور منظم بهشون گزارش بده.

00:19:33.560 --> 00:19:35.440
‫و من موندم این ایده کی بوده.

00:19:35.440 --> 00:19:38.320
‫خب، من فقط دارم از قبل بهت میگم.

00:19:40.600 --> 00:19:44.240
‫رهبری خود را به کار گیرد

00:19:44.240 --> 00:19:47.720
‫و برای اقداماتی که امیدواریم و
‫دعا میکنیم به دنبال داشته باشد.

00:20:10.880 --> 00:20:13.640
‫اون ماشینو میبینی اونجا، اون مشکیه رو؟

00:20:13.640 --> 00:20:14.760
‫تا اینجا دنبالمون اومده.

00:20:16.680 --> 00:20:19.000
‫دیروزم تو راه دیدمش.

00:20:19.000 --> 00:20:20.240
‫شماره پلاکش همونه.
‫کار کی میتونه باشه؟

00:20:21.520 --> 00:20:22.760
‫بیا ببینیم، باشه؟

00:20:25.520 --> 00:20:27.040
‫کار آدمای شماست؟

00:20:27.040 --> 00:20:29.080
‫ما چرا باید به اونا نیاز
‫داشته باشیم؟ من اینجام.

00:20:29.080 --> 00:20:31.680
‫دیگه کی ممکنه ما رو تا اینجا دنبال کنه؟

00:20:31.680 --> 00:20:34.800
‫بهترین حالتش، سیا؟

00:20:34.800 --> 00:20:36.320
‫بی‌کی‌ای؟

00:20:36.320 --> 00:20:38.800
‫یه آژانس اطلاعاتی دوست که حواسش بهمون هست.

00:20:40.080 --> 00:20:42.600
‫بدترین حالتش، هرکی که
‫هواپیما رو بمب‌گذاری کرده.

00:20:42.600 --> 00:20:44.000
‫ممکنه هنوز تو جزیره باشن.

00:20:44.000 --> 00:20:45.680
‫یا خدا. کاش نپرسیده بودم.

00:20:49.240 --> 00:20:51.720
‫معتقدم این همون پارچه‌ایه که تو عکستون بود.

00:20:54.800 --> 00:20:56.400
‫به نظر درست میاد.

00:20:56.400 --> 00:20:59.080
‫- و شما از این پارچه شلوار درست کردین؟
‫- بله.

00:20:59.080 --> 00:21:01.960
‫پنج جفت رو به عنوان بخشی
‫از یه سفارش بزرگتر به یه مغازه

00:21:01.960 --> 00:21:03.120
‫به اسم «خونه ماری» تحویل دادیم.

00:21:04.320 --> 00:21:06.200
‫میتونین برگه تحویل رو اینجا ببینین.

00:21:08.640 --> 00:21:09.880
‫نوامبر ۸۸.

00:21:11.760 --> 00:21:12.920
‫این مغازه تو جزیره‌س؟

00:21:12.920 --> 00:21:14.800
‫بله، حدودا ۲۰ دقیقه راه از اینجا.

00:21:27.960 --> 00:21:30.280
‫فکر میکنی این میتونه یه پوشش باشه؟

00:21:30.280 --> 00:21:33.160
‫میتونه فراتر از یه پوشش باشه. ممکنه
‫اون تو یه کارخونه بمب‌سازی باشه.

00:21:33.160 --> 00:21:34.840
‫- باشه، آروم باش.
‫- خب، ممکنه.

00:21:34.840 --> 00:21:36.840
‫ما میدونیم که یه جفت شلوار
‫تو چمدون بمب‌گذاری‌شده

00:21:36.840 --> 00:21:38.840
‫از اونجا سفارش داده
‫شده، یه ماه قبل از لاکـِربی.

00:21:38.840 --> 00:21:40.680
‫درسته، ممکنه اونا رو به
‫کس دیگه‌ای فروخته باشن.

00:21:40.680 --> 00:21:41.840
‫اگه نفروخته باشن چی؟

00:21:43.920 --> 00:21:45.040
‫بریم.

00:22:02.560 --> 00:22:03.640
‫روز بخیر.
‫حالتون چطوره؟

00:22:05.880 --> 00:22:07.520
‫این مغازه شماست، آقا؟

00:22:07.520 --> 00:22:09.000
‫مال من؟ بله دیگه.

00:22:10.160 --> 00:22:13.280
‫- شما ادوارد گائوچی هستین؟
‫- بله. من ادوارد هستم.

00:22:13.280 --> 00:22:15.160
‫اینم پسرم، تونی.

00:22:15.160 --> 00:22:17.800
‫من کارآگاه بـِل از پلیس
‫ اسکاتلند هستم.

00:22:17.800 --> 00:22:19.040
‫ایشون هم بازرس شـیکلونا هستن.

00:22:19.040 --> 00:22:22.720
‫میخوایم درمورد سفارشی که
‫سال گذشته دادین با شما صحبت کنیم.

00:22:22.720 --> 00:22:25.040
‫شما شلواری با این طرح سفارش دادین، درسته؟

00:22:26.280 --> 00:22:29.040
‫- بله، این شبیه سفارش ماست.
‫- آره.

00:22:29.040 --> 00:22:31.880
‫یادتون هست که چیزی
‫فروختین، و به کی فروختین؟

00:22:35.200 --> 00:22:36.440
‫گفتنش سخته.

00:22:36.440 --> 00:22:38.240
‫خب، چیزی فروختین؟

00:22:38.240 --> 00:22:39.600
‫مطمئن نیستم.

00:22:39.600 --> 00:22:42.800
‫- اشکالی نداره من یه نگاه بندازم، ببینم چیزی پیدا میکنم؟
‫- نه.

00:22:44.040 --> 00:22:45.840
‫شما...

00:22:45.840 --> 00:22:50.280
‫شما این جنس رو میشناسین، فکر
‫میکنیم ممکنه مال لباس خواب باشه؟

00:22:50.280 --> 00:22:51.840
‫متاسفم. نه.

00:22:53.400 --> 00:22:56.600
‫و... درمورد این لباس سرهمی نوزاد چطور؟

00:22:58.160 --> 00:23:00.080
‫نه. متاسفم.

00:23:00.080 --> 00:23:02.680
‫ما قبلا از این نوع لباس سرهمی نوزاد فروختیم.

00:23:02.680 --> 00:23:05.720
‫یادتونه...؟ یادتونه یکی از اینا فروختین؟

00:23:05.720 --> 00:23:07.600
‫آره. اون مرد پارسال رو یادت میاد؟

00:23:08.000 --> 00:23:08.872
داری چی میگی؟

00:23:09.320 --> 00:23:11.840
‫یه عالمه چیز خرید، میدونی، که بهم نمیومدن.

00:23:11.840 --> 00:23:15.200
لباس ‫سرهمی نوزاد، شلوار، لباس خواب.

00:23:15.200 --> 00:23:18.720
‫یادتون هست به کسی این سرهمی
‫نوزاد رو همراه با شلوار فروخته باشین؟

00:23:18.720 --> 00:23:21.120
‫بله. اتفاقا دو جفت.

00:23:21.120 --> 00:23:22.960
‫شلوارها این طرح رو داشتن؟

00:23:24.760 --> 00:23:26.040
‫ممکنه، بله.

00:23:26.040 --> 00:23:29.080
‫و این تیشرت سفید چطور؟ یکی از اینا هم خرید؟

00:23:30.240 --> 00:23:32.680
‫نه. ولی یه کت خرید.

00:23:32.680 --> 00:23:36.320
‫یه کت توئید بود؟

00:23:36.320 --> 00:23:38.320
‫- مثل این؟
‫- آره، ما این کت رو اینجا داشتیم.

00:23:38.320 --> 00:23:40.360
‫مثلا پنج سال تو مغازه بود.

00:23:40.360 --> 00:23:41.960
‫پنج سال و هیچکس بهش دست نزد.

00:23:41.960 --> 00:23:43.640
‫بهش نشونش دادم، حتی امتحانش هم نکرد.

00:23:43.640 --> 00:23:46.280
‫- فقط خریدش.
‫- دیگه چی خرید؟

00:23:46.280 --> 00:23:50.400
‫یه چتر، چون یادمه فکر کردم داره بارون میاد،

00:23:50.400 --> 00:23:52.960
‫برا همین گفتم: «ببین، این
‫یارو داره پول خرج میکنه»،

00:23:52.960 --> 00:23:55.800
‫«پس فورا برش میداره.» و
‫همین کارم کرد. یکی از اون‌ها.

00:23:56.960 --> 00:23:58.240
‫- این یکی؟
‫- آها.

00:23:59.440 --> 00:24:00.680
‫باید اینو برداریم.

00:24:03.000 --> 00:24:07.840
‫- آقای گـائوچی؟
‫- بنظرم همه اینا رو خیلی خوب یادتونه.

00:24:07.840 --> 00:24:11.600
‫شما حتما مشتریای زیادی
‫دارین، ولی این یکی رو یادتونه؟

00:24:11.600 --> 00:24:14.920
‫خب، فروش یه هفته‌مو تو ده دقیقه انجام داد.

00:24:14.920 --> 00:24:17.040
‫چطور میتونم فراموش کنم؟
‫بهترین فروشم تا حالا بود.

00:24:19.640 --> 00:24:21.000
‫کارآگاه بـِل، اینو نگاه کنین.

00:24:23.200 --> 00:24:24.560
‫این شلوار یورکیه.

00:24:25.560 --> 00:24:29.200
‫این همون شلواریه که به این مشتری فروختین؟

00:24:29.200 --> 00:24:30.760
‫ممکنه، بله.

00:24:30.760 --> 00:24:32.720
‫میتونین این مشتری رو برام توصیف کنین؟

00:24:34.000 --> 00:24:35.600
‫یه مرد گنده. لیبیایی بود.

00:24:35.600 --> 00:24:36.920
‫کت و شلوار شیکی داشت.
‫شکم نداشت، ولی هیکلی بود.

00:24:38.280 --> 00:24:39.640
‫مطمئنین لیبیایی بود؟

00:24:39.640 --> 00:24:43.000
‫- بله.
‫- مطمئنین؟ از کجا میتونین بگین؟

00:24:43.000 --> 00:24:45.800
‫چون هم قیافه‌ش به لیبیایی‌ها
‫می‌خورد، هم لهجه‌ش.

00:24:45.800 --> 00:24:48.760
‫چی، شما میتونین فقط از
‫رو لهجه بگین یکی لیبیاییه؟

00:24:48.760 --> 00:24:52.680
‫خب، در همون حده که میشه فهمید شما
‫اسکاتلندی هستین نه انگلیسی، مگه نه؟

00:24:52.680 --> 00:24:55.160
‫اگه دوباره ببینینش، میشناسینش؟

00:24:55.160 --> 00:24:56.520
‫حتما.

00:24:56.520 --> 00:24:59.000
‫و بهم بگین، این خرید کی انجام شد؟

00:24:59.000 --> 00:25:01.440
‫فکر کنم آخرای سال گذشته بود.

00:25:01.440 --> 00:25:04.480
‫چراغای کریسمس روشن
‫بود، پس حتما دسامبر بوده.

00:25:19.520 --> 00:25:20.920
‫مک‌کاسکر هستم.

00:25:20.920 --> 00:25:23.680
‫اِد، تو مدارک هیچ چتری هست؟

00:25:23.680 --> 00:25:26.200
‫چتر؟ مطمئنم چندتایی هست. چرا؟

00:25:26.200 --> 00:25:27.320
‫خوبه.

00:25:27.320 --> 00:25:29.400
‫چون ما همین الان یه مغازه‌دار
‫پیدا کردیم که فکر میکنیم

00:25:29.400 --> 00:25:32.040
‫چندتا از اقلام رده یک رو
‫پارسال به یه نفر فروخته.

00:25:32.040 --> 00:25:34.720
‫شلوار، سرهمی نوزاد.

00:25:34.720 --> 00:25:36.640
‫- درسته.
‫- و اون اشاره کرد که این مشتری

00:25:36.640 --> 00:25:39.000
‫یه چتر مشکی خریده. ما چیزی داریم؟

00:25:39.000 --> 00:25:41.840
‫اینجا نزدیک ۳۰ تا داریم.

00:25:41.840 --> 00:25:44.080
‫اگه تو چمدون بوده باشه باید
‫به‌شدت از انفجار آسیب دیده باشه،

00:25:44.080 --> 00:25:45.680
‫مثل بقیه اقلام رده یک.

00:25:48.880 --> 00:25:50.560
‫خب چیزی... چیزی پیدا کردی؟

00:25:50.560 --> 00:25:52.840
‫آره، یه لحظه صبر کن.

00:25:56.200 --> 00:25:57.560
‫باشه، فکر کنم همینه.

00:25:58.760 --> 00:26:03.600
‫«چتر و میله‌ی دسته، تیکه‌تیکه و
‫تاحدی متلاشی شده که نشون‌دهنده»

00:26:03.600 --> 00:26:05.640
‫«درگیری نزدیک با یه انفجاره.»

00:26:05.640 --> 00:26:07.960
‫این حرفاشو تایید میکنه، اِد.

00:26:07.960 --> 00:26:10.760
‫این اولین ارتباط با یه شخص
‫واقعیه که تو این ماجرا دست داشته.

00:26:13.760 --> 00:26:16.920
‫فکر میکردم یه کوچولو
‫بیشتر هیجان‌زده بشی، پسر.

00:26:16.920 --> 00:26:18.280
‫هری، کسی بهت نگفته؟

00:26:19.400 --> 00:26:20.960
‫چیو بهم نگفته؟ چی شده؟

00:26:25.440 --> 00:26:27.040
‫سندی مرده.

00:26:32.680 --> 00:26:33.720
‫جدی میگی؟

00:26:35.120 --> 00:26:36.840
‫لعنت.

00:26:36.840 --> 00:26:38.600
‫چطوری؟

00:26:38.600 --> 00:26:40.680
‫تصادف بوده؟ چی؟ چی شده؟

00:26:40.680 --> 00:26:43.040
‫اونا دقیقا نمیدونن، ولی خب...

00:26:45.200 --> 00:26:47.320
‫گفتن کس دیگه‌ای درگیر نبوده، پس...

00:26:48.560 --> 00:26:49.600
‫چی؟ همینطوری...

00:26:50.880 --> 00:26:52.240
‫همینطوری یهویی؟

00:26:52.240 --> 00:26:54.680
‫اوه، هری این حرفو نزن.
‫خواهش میکنم، خواهش میکنم.

00:26:54.680 --> 00:26:56.440
‫اگه هر کدوم از ما متوجه میشد
‫که یه چیز مشکوکه،

00:26:56.440 --> 00:26:58.400
‫یه کاری میکردیم، مگه نه؟

00:27:00.080 --> 00:27:01.840
‫آره.

00:27:01.840 --> 00:27:02.880
‫میدونم.

00:27:04.480 --> 00:27:05.600
‫ببخشید.

00:27:08.480 --> 00:27:10.320
‫فقط دارم سعی میکنم هضمش کنم.

00:27:11.320 --> 00:27:13.120
‫خیلی خب، باشه، ببین،

00:27:13.120 --> 00:27:16.160
‫الان به آزمایشگاه زنگ میزنم و میگم
‫که یافته‌هاشون رو دوباره چک کنن

00:27:16.160 --> 00:27:17.480
‫در مورد این چترها.

00:27:17.480 --> 00:27:20.040
‫باید مشخصات چتر خودت رو به [RARDE] فکس کنی.

00:27:20.040 --> 00:27:22.040
‫- چک کن که حتما مطابقت داشته باشه.
‫- آره.

00:27:48.120 --> 00:27:50.960
‫خب، تو دیتابیس خودتون تو
‫اسکاتلند چیزی پیدا کردین؟

00:27:53.200 --> 00:27:55.560
‫یه چتر هست که به احتمال
‫زیاد باهاش مطابقت داره.

00:27:56.600 --> 00:27:59.120
‫پس اون مغازه‌دار راست میگفته.

00:27:59.120 --> 00:28:00.400
‫خب، بذار تا وقتی...

00:28:00.400 --> 00:28:04.200
‫تا وقتی آزمایشگاه تایید نکرده اون چتر هم
‫توی چمدون بوده، الکی ذوق نکنیم، باشه؟

00:28:04.200 --> 00:28:05.800
‫این خبر خوبیه، نه؟

00:28:05.800 --> 00:28:07.400
‫رئیست خیلی خوشحال میشه.

00:28:24.680 --> 00:28:26.280
‫کاخ سفید میخواد بدونه چرا

00:28:26.280 --> 00:28:28.240
‫از قبل درمورد اعتراض‌ها بهشون خبر ندادیم.

00:28:28.240 --> 00:28:29.960
‫تو خبر داشتی؟

00:28:29.960 --> 00:28:31.520
‫نه. من نداشتم.

00:28:31.520 --> 00:28:34.440
‫خانواده‌ها میخوان سِشِنز تو جلسه بعدی باشه،

00:28:34.440 --> 00:28:36.640
‫- تا درمورد تحقیقاتمون حرف بزنه.
‫- باشه.

00:28:36.640 --> 00:28:40.120
‫خب، پس میخوای به سِشِنز
‫بگم کارمون تا کجا پیش رفته؟

00:28:40.120 --> 00:28:44.240
‫راستش، اون فکر میکنه منطقی‌تره که خودت بری.

00:28:46.000 --> 00:28:47.040
‫اون اینطور فکر میکنه؟

00:28:48.320 --> 00:28:49.920
‫راستشو بخوای، جلسه سختی میشه.

00:28:51.080 --> 00:28:53.200
‫خانواده‌ها جواب‌هایی میخوان
‫که تو نمیتونی بهشون بدی.

00:28:55.320 --> 00:28:56.640
‫متوجه‌ام.
‫ممنونم.

00:28:59.880 --> 00:29:01.360
‫یه چیز دیگه هم هست.

00:29:02.480 --> 00:29:04.880
‫شنیدم یه موقعیت شغلی تو آلبانی خالی شده.

00:29:04.880 --> 00:29:06.160
‫دفتر میدانی؟

00:29:06.160 --> 00:29:07.960
‫همسرت اهل اون طرفاست، درسته؟

00:29:07.960 --> 00:29:09.560
‫آره. خودشه. ما...

00:29:10.560 --> 00:29:12.920
‫یه مدتی بود حرفش بود که بریم اونجا.

00:29:12.920 --> 00:29:14.640
‫فرصت خوبیه که دفتر خودت رو دست بگیری.

00:29:14.640 --> 00:29:16.680
‫حیفه که تو این پرونده از
‫دستت بدم، ولی اسمت مطرح شد،

00:29:16.680 --> 00:29:17.960
‫گفتم باید بهت خبر بدم.

00:29:19.200 --> 00:29:20.720
‫چقدر عجله دارن؟

00:29:20.720 --> 00:29:22.440
‫دو سه هفته فرصت داری فکر کنی.

00:29:23.680 --> 00:29:25.920
‫خوشحال میشم سفارشتو بکنم.

00:29:25.920 --> 00:29:28.040
‫با اینکه دلم راضی نیست.

00:29:39.320 --> 00:29:41.520
‫این نتایج آزمایشگاهه که از [RARDE] فکس شده.

00:29:41.520 --> 00:29:44.520
‫تایید کردن که یه چتر مطابق
‫با اون توی چمدون بوده.

00:29:44.520 --> 00:29:47.280
‫فقط همین نیست،
‫روی چتر آثاری از

00:29:47.280 --> 00:29:50.040
‫الیاف اون سرهمی نوزاد و
‫اون شلوار یـورکی هم بوده.

00:29:50.040 --> 00:29:52.440
‫انگار موقع انفجار بمب

00:29:52.440 --> 00:29:53.720
‫همشون به هم کوبیده شدن.

00:29:54.840 --> 00:29:57.440
‫این حرفای اون مغازه‌دار رو تایید میکنه.

00:29:57.440 --> 00:29:58.480
‫دقیقا.

00:29:59.600 --> 00:30:01.800
‫این مشتری حتما با بمب‌گذار در ارتباط بوده.

00:30:03.160 --> 00:30:04.280
‫یا اینکه خودِ بمب‌گذاره.

00:30:15.200 --> 00:30:17.120
‫ میدونی،
‫امیدوارم اسم سَـندی رو

00:30:17.120 --> 00:30:18.760
‫به لیست کشته‌شده‌های لاکِـربی اضافه کنن.

00:30:20.800 --> 00:30:21.840
‫این تنها کار درسته.

00:30:23.400 --> 00:30:26.200
‫ما که نمیدونیم قضیه لاکِـربی
‫ربطی بهش داشته یا نه.

00:30:27.280 --> 00:30:29.520
‫حتما روش تاثیر داشته.

00:30:29.520 --> 00:30:33.120
‫- روی همتون تاثیر داشته.
‫- آره، ولی این شغلیه

00:30:33.120 --> 00:30:34.560
‫که هممون براش داوطلب شدیم.

00:30:35.760 --> 00:30:39.320
‫فقط یه قتل یا یه تصادف ماشین نبوده.

00:30:41.320 --> 00:30:43.440
‫۲۷۰ نفر تو یه شب کشته شدن.

00:31:18.960 --> 00:31:20.000
‫بلندش کنین.

00:31:23.400 --> 00:31:24.440
‫برین جلو.

00:31:58.480 --> 00:32:01.080
‫- خوشحالم میبینمت، مـویرا.
‫- معلومه.

00:32:02.880 --> 00:32:04.360
‫من خواستم که...

00:32:05.720 --> 00:32:08.160
‫- ببخشید، شما مـویرا هستین؟
‫- بله خودمم.

00:32:08.160 --> 00:32:10.680
‫چه زحمتی کشیدین، ممنونم.

00:32:10.680 --> 00:32:13.520
‫اِد اینقدر از شیرینی‌پزی شما
‫تعریف کرده که گوشم کر شد.

00:32:13.520 --> 00:32:14.880
‫میفهمم چرا.

00:32:15.880 --> 00:32:19.960
‫خب، شما باید جـون باشی!
‫اِد همه چیزو درموردت به ما گفته.

00:32:19.960 --> 00:32:21.400
‫- واقعا گفته؟
‫- آره.

00:32:22.640 --> 00:32:25.360
‫- پسر خوبی گیرت اومده.
‫- اینطور که میگن.

00:32:26.760 --> 00:32:29.760
‫بهم گفت که تو هم برای کمک
‫به خشکشویی فرستاده شدی،

00:32:29.760 --> 00:32:31.320
‫- داری وسایل رو تمیز میکنی؟
‫- آره.

00:32:31.320 --> 00:32:33.000
‫به ما گفتن چند هفته طول میکشه،

00:32:33.000 --> 00:32:35.920
‫ولی الان چند وقته درگیریم؟
‫بیشتر از شیش ماه؟

00:32:35.920 --> 00:32:37.720
‫آره، حق با توئه.

00:32:37.720 --> 00:32:39.720
‫اوه، ولی میدونم همشون خیلی سپاسگزارن.

00:32:39.720 --> 00:32:40.800
‫اوه...

00:32:40.800 --> 00:32:44.560
‫میدونم. ولی ما این کارو برای اونا نمیکنیم،

00:32:44.560 --> 00:32:46.200
‫برای خانواده‌های داغدیده میکنیم.

00:32:47.640 --> 00:32:48.960
‫البته.
‫سلام مـویرا.

00:32:50.320 --> 00:32:51.560
‫اوه، سلام عزیزم!

00:32:51.560 --> 00:32:54.560
‫سلام. این کلوچه‌ها خیلی خوشگل به نظر میرسن.

00:32:54.560 --> 00:32:57.160
‫- خب، سَـندی که ازشون سیر نمیشد.
‫- آره.

00:32:57.160 --> 00:32:58.760
‫سَـندی رو خوب میشناختی؟

00:32:58.760 --> 00:33:00.960
‫اوه، در حدی که بدونم مرد خوبی بود.

00:33:00.960 --> 00:33:02.880
‫خب، یه مرد بزرگ بود.

00:33:04.080 --> 00:33:05.600
‫بود.

00:33:07.080 --> 00:33:11.960
‫یادمه وقتی همشون رسیدن،
‫قبراق و سرحال بودن.

00:33:11.960 --> 00:33:13.640
‫حالا نگاهشون کن...

00:33:15.200 --> 00:33:18.000
‫همشون رنگ به رو ندارن،
‫انگار از جنگ برگشتن.

00:33:19.840 --> 00:33:21.880
‫فکر میکردم دیگه کارمون
‫با تابوت‌ها تموم شده،

00:33:21.880 --> 00:33:24.480
‫ولی اینا همینطور دارن از راه میرسن، نه؟

00:33:30.701 --> 00:33:32.501
‫راردی
‫ کِنت، انگلیس

00:33:32.680 --> 00:33:36.520
‫خب، این تیکه از برد مدار
‫با یقه‌بند

00:33:36.520 --> 00:33:38.360
‫یه پیراهن طوسی مارک اسلالوم برخورد کرده،

00:33:38.360 --> 00:33:41.080
‫که توی یه مزرعه کنار
‫جنگل کیلدر پیدا شده،

00:33:41.080 --> 00:33:44.360
‫حدود ۲۵ مایل دورتر از لاکِـربی.

00:33:44.360 --> 00:33:46.520
‫خود یقه‌بند به شدت آسیب دیده،

00:33:46.520 --> 00:33:48.600
‫و با اثر مواد منفجره همخوانی داره.

00:33:48.600 --> 00:33:51.600
‫همچنین روی پارچه هم آثاری

00:33:51.600 --> 00:33:54.920
‫از تکه‌های رادیو توشیبا و
‫دفترچه راهنماش وجود داشت،

00:33:54.920 --> 00:33:59.280
‫و این یعنی این پیراهن حتما
‫داخل چمدون حاوی بمب بوده

00:33:59.280 --> 00:34:00.600
‫وقتی که منفجر شده.

00:34:00.600 --> 00:34:03.200
‫فکر میکنی اینم میتونه یه تیکه‌ی
‫دیگه از رادیو توشیبا باشه؟

00:34:03.200 --> 00:34:04.640
‫اولین فکرم همین بود. ولی...

00:34:06.040 --> 00:34:09.760
‫اگه اینجا رو نگاه کنی، میبینی که این
‫[برد مدار] هفت لایه داره.

00:34:09.760 --> 00:34:12.880
‫من با برد مدار توشیبا مقایسه‌ش
‫کردم، اون پنج لایه داره.

00:34:12.880 --> 00:34:14.440
‫نمیتونه مال رادیو باشه.

00:34:14.440 --> 00:34:18.400
‫ما از وجود وسیله الکترونیکی دیگه‌ای
‫داخل چمدون حاوی بمب خبر داریم؟

00:34:18.400 --> 00:34:22.400
‫هیچی، به جز البته،
‫قطعات خود بمب.

00:34:22.400 --> 00:34:24.640
‫و فقط یه قسمت به برد مدار نیاز داره.

00:34:26.040 --> 00:34:27.120
‫تایمر.

00:34:34.440 --> 00:34:37.640
‫لازم نبود بیای دنبالم اِد.
‫میتونستم تاکسی بگیرم.

00:34:37.640 --> 00:34:39.040
‫احمق نباش.

00:34:41.960 --> 00:34:43.960
‫دوست داری مستقیم
‫بریم لاکِـربی،

00:34:43.960 --> 00:34:46.600
‫یا اول یه چرت کوچولو میزنی؟

00:34:46.600 --> 00:34:49.960
‫- فکر کنم مستقیم بریم.
‫- باشه. خوبه.

00:34:49.960 --> 00:34:53.680
‫هماهنگ کردم چندتا از داوطلب‌ها بیان
‫تو خیابون شِروود ما رو ببینن.

00:34:53.680 --> 00:34:56.320
‫و اونجا جاییه که هواپیما...؟

00:34:56.320 --> 00:34:57.480
‫آره.

00:34:59.040 --> 00:35:01.840
‫اگه بخوای میتونیم یه کار
‫با استرس کمتر انجام بدیم.

00:35:01.840 --> 00:35:03.120
‫نه.

00:35:04.240 --> 00:35:06.320
‫میخوام هرچیزی که
‫خانواده‌ها میبینن رو ببینم.

00:35:29.000 --> 00:35:31.640
‫آدم فکر میکنه راحت‌تر میشه،

00:35:31.640 --> 00:35:33.560
‫ولی هنوزم نمیتونم باورش کنم،

00:35:33.560 --> 00:35:35.720
‫مهم نیست چند بار میام اینجا.

00:35:37.160 --> 00:35:41.440
‫مـویرا و اِلا کار فوق‌العاده‌ای میکنن که
‫اینجا رو به خانواده‌ها نشون میدن.

00:35:41.440 --> 00:35:43.600
‫کی تصمیم گرفت که
‫شما این کارو بکنید؟

00:35:43.600 --> 00:35:47.960
‫ما فقط دیدیم یه کاری باید انجام بشه،
‫پس انجامش دادیم.

00:35:47.960 --> 00:35:51.480
‫ما محلی‌ها همون روزهای اول
‫دور هم جمع شدیم،

00:35:51.480 --> 00:35:54.480
‫تا هر کمکی از دستمون برمیاد بکنیم.

00:35:54.480 --> 00:35:56.520
‫«گروه دوستی» رو راه انداختیم

00:35:56.520 --> 00:35:59.720
‫تا با خانواده‌هایی که میخواستن
‫اینجا رو ببینن ارتباط برقرار کنیم.

00:35:59.720 --> 00:36:01.560
‫خب، این فوق‌العاده‌ست.

00:36:01.560 --> 00:36:03.760
‫خب، به ما هم کمک کرد،

00:36:03.760 --> 00:36:05.160
‫اینکه یه کاری برای انجام دادن داشتیم.

00:36:11.240 --> 00:36:13.520
‫ما فـرَنک رو همینجا پیدا کردیم.

00:36:15.080 --> 00:36:17.440
‫البته اون موقع اسمش رو نمیدونستیم.

00:36:17.440 --> 00:36:19.440
‫ما فقط «پسرمون» صداش میکردیم.

00:36:21.480 --> 00:36:23.640
‫ تقریبا انگار خوابیده بود.

00:36:23.640 --> 00:36:24.960
‫یادته، اِد؟

00:36:26.200 --> 00:36:27.960
‫آره.

00:36:27.960 --> 00:36:30.080
‫تو هم اون شب اینجا بودی؟

00:36:30.080 --> 00:36:32.960
‫وقتی هواپیما سقوط کرد
‫من سر شیفت بودم، پس...

00:36:32.960 --> 00:36:36.120
‫به خیلی از تماس‌ها درمورد مسافرایی
‫که سقوط کردن جواب دادم، آره.

00:36:38.320 --> 00:36:42.480
‫ما تمام شب بالا سرش نگهبانی دادیم،
‫نوبتی.

00:36:42.480 --> 00:36:45.560
‫از اینکه اینجا تنها بمونه
‫بدم میومد، میفهمی؟

00:36:45.560 --> 00:36:48.880
‫یعنی، میدونی خل نیستم.
‫میدونستم مرده، ولی...

00:36:50.400 --> 00:36:53.040
‫فقط با خودم فکر میکردم،
‫«اگه یکی از بچه‌های من بود چی؟»

00:36:54.960 --> 00:36:56.600
‫نه.

00:36:56.600 --> 00:36:58.480
‫نمیتونستم تنهاش بذارم.

00:37:01.880 --> 00:37:04.280
‫خانواده فـرَنک اومدن اینجا؟

00:37:04.280 --> 00:37:06.040
‫هنوز نه، ولی دوست داریم ببینیمشون.

00:37:08.040 --> 00:37:11.040
‫فکر کنم از اومدن به اینجا آرامش میگیرن،

00:37:11.040 --> 00:37:12.240
‫از دیدن شما.

00:37:13.920 --> 00:37:15.440
‫امیدوارم یه روزی بیان.

00:37:18.080 --> 00:37:22.280
‫پوزش... نه، تاسفِ صمیمانه.

00:37:22.280 --> 00:37:24.080
‫تاسف صمیمانه.

00:37:29.560 --> 00:37:31.040
‫همینجاست؟

00:37:34.200 --> 00:37:36.320
‫- بفرمایید. خیلی ممنون.
‫- ممنونم.

00:38:12.000 --> 00:38:13.080
‫صبح بخیر.

00:38:13.080 --> 00:38:14.680
‫من مامور دیک مارکیز هستم.

00:38:14.680 --> 00:38:18.240
‫من مسئول تحقیقات پرواز ۱۰۳ پان اَم هستم.

00:38:18.240 --> 00:38:21.440
‫مدیر سِشِنز تاسف صمیمانه‌ی
‫خودشون رو ابراز کردن

00:38:21.440 --> 00:38:23.200
‫که امروز نمیتونن اینجا باشن...

00:38:23.200 --> 00:38:24.560
‫آره جون خودت.

00:38:26.640 --> 00:38:31.000
‫ولی من تمام تلاشم رو میکنم
‫تا شما رو در جریان آخرین وضعیت بذارم.

00:38:31.000 --> 00:38:32.680
‫باید از همین اول روشن کنم،

00:38:32.680 --> 00:38:35.080
‫جزئیات زیادی هست که نمیتونم
‫درموردشون صحبت کنم،

00:38:35.080 --> 00:38:37.320
‫چون این یه پرونده در جریانه،

00:38:37.320 --> 00:38:39.560
‫ولی اطمینان دارم که
‫وقتی حرفام امروز تموم بشه،

00:38:39.560 --> 00:38:42.720
‫شما هم موافق خواهید بود که ما
‫در حال پیشرفت به شکل رضایت‌بخشی هستیم.

00:38:44.960 --> 00:38:46.240
‫مامور مارکیز...

00:38:47.760 --> 00:38:49.880
‫اسم من جـو هـورگـِن هست.

00:38:49.880 --> 00:38:53.240
شوهرخواهر زنم، مایکل دویل، توی این حمله کشته شد

00:38:53.240 --> 00:38:56.520
‫من... من برای این ضایعه متاسفم.

00:38:59.120 --> 00:39:00.920
‫باحالیش اینجاست که،

00:39:00.920 --> 00:39:04.080
‫اون اصلا قرار نبود
‫تو اون هواپیما باشه.

00:39:04.080 --> 00:39:06.520
‫یکی تو لندن ازش خواسته بود
‫تو یه کاری کمکش کنه،

00:39:06.520 --> 00:39:09.960
‫برای همین با یه پرواز دیرتر اومد.
‫مایکی همیشه همینجوری بود.

00:39:12.440 --> 00:39:14.680
‫ببین، من تا جایی که تونستم
‫سریع خودم رو به اسکاتلند رسوندم.

00:39:16.360 --> 00:39:18.240
‫و با شفافیت زیادی روبرو شدم...

00:39:19.880 --> 00:39:23.120
‫همدردی، دلسوزی زیاد،

00:39:23.120 --> 00:39:24.800
‫از طرف مقامات و پلیس.

00:39:24.800 --> 00:39:27.600
‫بله، کاملا حق با شماست،
‫اونا...

00:39:27.600 --> 00:39:30.800
‫- ثابت کردن که همکارهای قابل تحسینی هستن.
‫- مطمئنم که هستن.

00:39:32.120 --> 00:39:33.640
‫ولی همه اینا فقط بهم نشون داد که...

00:39:35.360 --> 00:39:37.240
‫چقدر اینجا اوضاع
‫افتضاح مدیریت شده.

00:39:38.480 --> 00:39:42.240
‫و چقدر هممون بدرفتاری دیدیم
‫از طرف وزارت امور خارجه،

00:39:42.240 --> 00:39:43.880
‫و از طرف اف‌بی‌آی.

00:39:45.240 --> 00:39:47.320
‫چیزی که باید درک کنین اینه که...
‫اینه که...

00:39:47.320 --> 00:39:49.320
‫مخصوصا تو همون اول کار،
‫هممون بی‌خبر بودیم.

00:39:50.720 --> 00:39:53.680
‫نه، واقعا، ما... ما آرزو میکردیم کاش
‫اطلاعات بیشتری برای در میون گذاشتن داشتیم.

00:39:53.680 --> 00:39:55.400
‫ما واقعا هیچی نداشتیم.

00:39:55.400 --> 00:39:59.360
‫دخترم اَلِـکسیا تو هواپیما بود،
‫داشت برای تعطیلات برمیگشت خونه.

00:39:59.360 --> 00:40:01.760
‫میخوام بدونم چرا این همه
‫صندلی خالی وجود داشت،

00:40:01.760 --> 00:40:04.400
‫این همه بلیط،
‫اونم درست قبل از کریسمس.

00:40:04.400 --> 00:40:06.680
‫- خب...
‫- چون یه تهدید به بمب‌گذاری شده بود،

00:40:06.680 --> 00:40:09.960
‫به سفارت آمریکا تو هِلسینکی،
‫در تاریخ پنجم دسامبر،

00:40:09.960 --> 00:40:13.760
‫و درمورد یه بمب تو پرواز پان اَم
‫از فرانکفورت هشدار داده بود.

00:40:13.760 --> 00:40:15.960
‫این با مردم عادی درمیون گذاشته نشد. چرا؟

00:40:15.960 --> 00:40:19.680
‫این سوال خیلی خوبیه، و دقیقا
‫به همین دلیله که داره بررسی میشه

00:40:19.680 --> 00:40:23.640
‫نه تنها توسط اف‌بی‌ای، بلکه حالا
‫توسط کمیسیون ریاست جمهوری.

00:40:23.640 --> 00:40:25.760
‫این چه جور جوابیـه؟

00:40:25.760 --> 00:40:27.680
‫«منتظر خبرهای بعدی باشید»؟

00:40:27.680 --> 00:40:30.360
‫این ما بودیم که باعث شدیم
‫کمیسیون ریاست جمهوری تشکیل بشه!

00:40:30.360 --> 00:40:31.680
‫آره جون خودت!

00:40:33.560 --> 00:40:36.000
‫بله، متوجه ام.
‫بله، متوجه ام،

00:40:36.000 --> 00:40:39.320
‫- ولی من...
‫- سفارت آمریکا هشدار رو روی تابلوی اعلاناتش زد

00:40:39.320 --> 00:40:42.800
‫تا مقامات دولت آمریکا،
‫اف‌بی‌آی، سی‌آی‌اِی

00:40:42.800 --> 00:40:44.280
‫بتونن شرکت هواپیماییشون رو عوض کنن.
‫خیلی خب، بیاید فراموش نکنیم،

00:40:45.760 --> 00:40:47.880
‫حداقل یه افسر سی‌آی‌اِی تو پرواز بود.

00:40:47.880 --> 00:40:49.800
‫و فقط همون براتون مهمه؟

00:40:49.800 --> 00:40:52.520
‫نه، نه. نه، ببخشید،
‫منظورم این نبود.

00:40:52.520 --> 00:40:53.720
‫فقط میگم که...

00:40:53.720 --> 00:40:56.320
‫دخترم اَلِـکسیا ۲۰ سالش بود.

00:40:57.320 --> 00:40:59.080
‫داشت یه عکاس خبری میشد.

00:41:02.640 --> 00:41:05.080
‫اون به قتل رسید.

00:41:05.080 --> 00:41:07.840
‫آینده درخشانش هیچوقت اتفاق نمیفته.

00:41:09.520 --> 00:41:13.720
‫و یه حفره تو قلبم به وجود اومده
‫که هیچوقت...

00:41:16.160 --> 00:41:18.400
‫که هیچوقت ترمیم نمیشه.

00:41:22.200 --> 00:41:23.760
‫ببینید، اتفاقی که افتاد یه فاجعه بود.

00:41:25.280 --> 00:41:27.360
‫یه کار شیطانی.

00:41:27.360 --> 00:41:29.400
‫ولی عواقبش،

00:41:29.400 --> 00:41:30.920
‫اینکه با همه‌ی ما چطور رفتار شد؟

00:41:32.680 --> 00:41:34.600
‫- این یه فضاحته.
‫- دقیقا. - حق با شماست.

00:41:52.480 --> 00:41:53.880
‫حق با شماست.

00:41:57.840 --> 00:41:59.560
‫کاملا حق با شماست.

00:42:02.720 --> 00:42:05.680
‫با شما رفتار درستی نشده،
‫نه از طرف ما و نه وزارت امور خارجه،

00:42:05.680 --> 00:42:07.200
‫و...

00:42:14.160 --> 00:42:15.960
‫من واقعا بابتش متاسفم.

00:42:19.320 --> 00:42:20.600
‫ولی حقیقت اینه...

00:42:23.200 --> 00:42:24.400
‫چیزی که شما تحمل کردین...

00:42:25.600 --> 00:42:27.240
‫چیزی که همتون تحمل کردین، اون...

00:42:29.840 --> 00:42:31.080
‫غیرقابل تصوره.

00:42:32.320 --> 00:42:34.760
‫و من... شگفت زده شدم...

00:42:36.720 --> 00:42:39.680
‫نه تنها از پیگیری شما، بلکه از...

00:42:42.680 --> 00:42:45.920
‫شجاعتتون در مقابل همه‌ی این اتفاقات.

00:42:49.920 --> 00:42:53.360
‫نمیتونم بهتون قول بدم
‫که اوضاع تغییر میکنه.

00:42:54.760 --> 00:42:56.080
‫شما لیاقتتون بهتر از اینه.

00:42:58.120 --> 00:43:00.160
‫من الان اینو میبینم، و...

00:43:04.080 --> 00:43:07.360
‫تمام تلاشمو میکنم تا مطمئن بشم
‫به حقتون میرسین.

00:43:12.600 --> 00:43:14.120
‫ممنونم.

00:43:24.640 --> 00:43:26.320
‫ممنون که همه جا رو نشونم دادی.

00:43:26.320 --> 00:43:29.600
‫میدونم حتما خاطرات زیادی
‫برات زنده میشه.

00:43:29.600 --> 00:43:32.800
‫اوه، اشکالی نداره.
‫تا وقتی که این سفر مفید بوده باشه.

00:43:32.800 --> 00:43:34.200
‫آره، بوده.

00:43:34.200 --> 00:43:37.320
‫دارم با درک خیلی بهتری
‫به آمریکا برمیگردم

00:43:37.320 --> 00:43:39.040
‫از چیزی که همه تحمل کردن.

00:43:40.800 --> 00:43:43.880
‫- یعنی، این محلی‌ها و خانواده‌ها خیلی سختی کشیدن.
‫- هوم.

00:43:47.800 --> 00:43:49.320
‫تو هم همینطور.

00:43:51.200 --> 00:43:53.160
‫نه. این شغلمه، مگه نه؟

00:43:54.920 --> 00:43:56.960
‫دلیل نمیشه که تو رنج نکشیده باشی.

00:43:58.920 --> 00:44:01.120
‫و این به این معنی نیست
‫که هنوزم داری عذاب نمیکشی.

00:44:01.120 --> 00:44:02.440
‫نه به اون شکل.

00:44:05.680 --> 00:44:08.520
‫اِد، خجالت نمیکشم بگم
‫که من بیشتر گریه کردم

00:44:08.520 --> 00:44:11.000
‫از وقتی که هواپیما سقوط کرده
‫تا حالا تو کل زندگیم.

00:44:12.560 --> 00:44:14.680
‫و من تازه دارم همه چیز رو
‫با واسطه میشنوم.

00:44:17.360 --> 00:44:18.720
‫تو اینجا بودی.

00:44:19.880 --> 00:44:21.400
‫و این اتفاق برای تو هم افتاده.

00:44:27.840 --> 00:44:29.120
‫این آخرین باره.
‫نیل، یه دقیقه وقت داری؟

00:44:30.480 --> 00:44:32.040
‫- همه چی مرتبه؟
‫- آره.

00:44:32.040 --> 00:44:34.400
‫فقط میخواستم حضوری
‫آخرین گزارش رو بهت بدم.

00:44:36.000 --> 00:44:37.920
‫خب، تو مالتا دارن خوب پیشرفت میکنن.

00:44:37.920 --> 00:44:39.160
‫آره، چی پیدا کردن؟

00:44:39.160 --> 00:44:42.040
‫یه مغازه‌دار که لباس‌های
‫داخل چمدون بمب رو فروخته.

00:44:43.040 --> 00:44:44.720
‫میخوام فیل ریـد رو
‫فورا بفرستم اونجا.

00:44:44.720 --> 00:44:46.040
‫فکر کنم باید یکی رو
‫اونجا داشته باشیم.
‫بالاخره یه پیشرفت.

00:44:48.320 --> 00:44:50.600
‫- این خیلی مهمه.
‫- آره.

00:44:50.600 --> 00:44:52.360
‫همچنین میخوام یه جلسه
‫برای خودمون ترتیب بدم

00:44:52.360 --> 00:44:54.280
‫با خانمی به اسم کاترین تِـرمِـن.

00:44:54.280 --> 00:44:58.360
‫اون چندتا ایده خوب داره درمورد اینکه
‫چطور میتونیم بهتر با خانواده‌ها کار کنیم.

00:44:58.360 --> 00:44:59.520
‫چرا؟

00:45:01.000 --> 00:45:02.840
‫یکم بهم سخت گرفتن.

00:45:02.840 --> 00:45:05.560
‫- آره، من...
‫- فکرش رو میکردم اینطوری بشه.

00:45:05.560 --> 00:45:07.040
‫فکر کنم میتونیم بهتر عمل کنیم.

00:45:09.640 --> 00:45:12.360
‫خب، اگه من یه جلسه با کاترین
‫ترتیب بدم، میتونی بیای؟

00:45:13.880 --> 00:45:15.080
‫باشه.

00:45:16.320 --> 00:45:17.640
‫عالیه.

00:45:20.520 --> 00:45:21.920
‫صبر کن، دیک.
‫آره؟

00:45:24.560 --> 00:45:27.680
‫دیگه درمورد اون شغل تو آلبانی
‫فکر کردی؟

00:45:27.680 --> 00:45:28.760
‫آره.

00:45:28.760 --> 00:45:30.280
‫آره، من آلبانی نمیرم.

00:45:31.400 --> 00:45:33.520
‫فکر کنم باید این قضیه رو
‫به تهش برسونم.

00:45:34.760 --> 00:45:36.560
‫خوبه.

00:45:36.560 --> 00:45:37.920
‫خوشحالم که اینو میشنوم.

00:46:34.880 --> 00:46:36.640
‫من میرم بخوابم.

00:46:38.240 --> 00:46:40.080
‫تو میای؟

00:46:42.200 --> 00:46:44.280
‫میرم یه دقیقه بیرون وایستم.

00:46:45.480 --> 00:46:46.800
‫یخ میزنی.

00:46:49.760 --> 00:46:51.240
‫خوبی؟

00:46:53.560 --> 00:46:55.760
‫اوه...

00:46:55.760 --> 00:46:57.240
‫اِد.

00:47:00.440 --> 00:47:02.680
‫اشکالی نداره. تو خوبی.

00:47:06.920 --> 00:47:08.720
‫خوبی.

00:47:15.840 --> 00:47:17.200
‫اشکالی نداره، عزیزم.

00:47:20.240 --> 00:47:21.720
‫خوبی.

00:47:58.640 --> 00:48:02.480
‫داشتم به زور دنبال یه سرنخ
‫مطابق با اون برد مدار میگشتم.

00:48:02.480 --> 00:48:05.000
‫یعنی داری میگی ما نمیدونیم
‫این از کجا اومده؟

00:48:05.000 --> 00:48:07.640
‫با هیچکدوم از دستگاه‌هایی که
‫تو سوابق داریم مطابقت نداره،

00:48:07.640 --> 00:48:08.880
‫یا با هیچ قسمتی از خود هواپیما.

00:48:08.880 --> 00:48:10.840
‫بسیار غیرعادیه.

00:48:10.840 --> 00:48:12.080
‫گزینه‌هامون چیه؟

00:48:12.080 --> 00:48:13.920
‫میتونیم سعی کنیم منبع

00:48:13.920 --> 00:48:16.000
‫مواد خام اون قطعه رو شناسایی کنیم.

00:48:16.000 --> 00:48:19.920
‫یعنی، فلز داخل لحیم،
‫لمینت برد مدار.

00:48:19.920 --> 00:48:22.400
‫و از اون طریق،
‫میتونیم کارخونه سازنده رو پیدا کنیم؟

00:48:23.480 --> 00:48:24.800
‫احتمالا.

00:48:24.800 --> 00:48:28.200
‫پس مطمئنی که
‫این قسمتی از تایمره؟

00:48:28.200 --> 00:48:30.360
‫- هستم.
‫- خیلی خب.

00:48:30.360 --> 00:48:32.560
‫خب پس، پیدا نکردنش یه گزینه نیست.

00:48:38.360 --> 00:48:40.080
‫این شبیه مشتری شماست؟

00:48:40.080 --> 00:48:42.480
‫نه، نوک دماغش
‫بزرگتر بود

00:48:42.480 --> 00:48:46.520
‫و ابروهاش
‫گردتر بود.

00:48:46.520 --> 00:48:47.960
‫ببخشید، بزرگتر.

00:48:49.280 --> 00:48:52.840
‫عذرخواهی نکن، باشه؟
‫فقط... فقط عجله نکن.

00:48:52.840 --> 00:48:55.120
‫کارآگاه بـِل درست میگه، آقای گـائوچی.

00:48:55.120 --> 00:48:57.320
‫میخوایم این کار درست انجام بشه،
‫مهم نیست چقدر طول بکشه.

00:48:57.320 --> 00:49:00.080
‫آره، ولی چیزی که من نمیفهمم،
‫چرا دنبال اون میگردین؟

00:49:00.080 --> 00:49:01.600
‫اون باید... اون باید مرده باشه

00:49:01.600 --> 00:49:03.720
‫کنار بقیه آدمای تو هواپیما، نه؟

00:49:06.120 --> 00:49:07.560
‫شما بهش نگفتین؟

00:49:07.560 --> 00:49:09.440
‫درمورد چی حرف میزنین؟

00:49:09.440 --> 00:49:11.320
‫این مرد مسافر نبود.

00:49:11.320 --> 00:49:13.520
‫هیچوقت سوار هواپیما نشد.

00:49:13.520 --> 00:49:16.800
‫اون یکی از مرداییه که فکر میکنیم
‫تو سرنگون کردن هواپیما دست داشته.

00:49:21.840 --> 00:49:25.200
‫تازه از دستگاه فکس مالتا رسیده،

00:49:25.200 --> 00:49:27.360
‫خریدار مرموزمون.

00:49:27.360 --> 00:49:30.320
‫با توجه به چیزهایی که الان میدونیم،
‫فکر کنم با خیال راحت میشه فرض کرد

00:49:30.320 --> 00:49:33.200
‫که یا خودش چمدون بمب رو بسته،

00:49:33.200 --> 00:49:37.040
‫یا خیلی به کسی که این کارو کرده
‫نزدیک بوده.

00:49:37.040 --> 00:49:38.560
‫و اگه این مرد لیبیایی باشه،

00:49:38.560 --> 00:49:41.560
‫مسیر این پرونده رو به طور قابل توجهی
‫تغییر میده،

00:49:41.560 --> 00:49:44.400
‫خصوصا برای همکارای آمریکاییمون.

00:49:44.400 --> 00:49:47.600
‫حالا دیگه به احتمال زیاد
‫ما دیگه دنبال یه گروهک تروریستی

00:49:47.600 --> 00:49:49.840
‫نیستیم، بلکه...

00:49:49.840 --> 00:49:51.960
‫یه عامل خشونت تحت حمایت دولت.

00:49:51.960 --> 00:49:54.040
‫ممکنه اینجا با یه عامل [ESO]
‫طرف باشیم،

00:49:54.040 --> 00:49:55.640
‫معادل سی‌آی‌اِی تو لیبی،

00:49:55.640 --> 00:49:58.720
‫سازمان امنیت خارجی‌شون.

00:49:58.720 --> 00:50:01.920
‫سرهنگ قذافی از [ESO] برای انجام
‫حملات تروریستی زیادی استفاده کرده

00:50:01.920 --> 00:50:04.080
‫علیه کشورهای زیادی،
‫ولی تو سالهای اخیر

00:50:04.080 --> 00:50:06.240
‫به طور فزاینده‌ای با آمریکا
‫دشمن شده.

00:50:07.960 --> 00:50:11.680
‫تروریست‌های لیبیایی یه بمب
‫تو دیسکوتک «لا بِل» تو برلین گذاشتن،

00:50:11.680 --> 00:50:13.600
‫یه پاتوق شناخته شده برای سربازای آمریکایی.

00:50:13.600 --> 00:50:15.720
‫۳ کشته، ۲۰۰ زخمی.

00:50:15.720 --> 00:50:17.600
‫آمریکا مجبور به تلافی میشه.

00:50:19.000 --> 00:50:21.880
‫اینجا بود که عملیات «اِل
‫دورادو کانیون» شروع شد.

00:50:21.880 --> 00:50:25.280
‫سال ۱۹۸۶، یه حمله هوایی
‫تو طرابلس و بنغازی،

00:50:25.280 --> 00:50:31.120
‫که با ۱۴ جت جنگنده نیروی دریایی [A-6E]
‫و ۱۸ بمب‌افکن [FB-111] انجام شد.

00:50:31.120 --> 00:50:33.760
‫ظاهرا، دختر ۱۵ ماهه‌ی قذافی
‫کشته شده،

00:50:33.760 --> 00:50:35.280
‫و دو تا از پسراش زخمی...

00:50:36.640 --> 00:50:39.600
‫- یعنی...
‫- لیبیایی‌ها انگیزه‌ی بیش از حد کافی داشتن

00:50:39.600 --> 00:50:43.040
‫تا هواپیمای آمریکایی
‫پان اَم ۱۰۳ رو سرنگون کنن.

00:50:46.440 --> 00:50:49.240
‫- کاترین؟
‫- مِـری لو؟

00:50:50.720 --> 00:50:52.400
‫- خوش اومدین.
‫- سلام.

00:50:52.400 --> 00:50:54.840
‫- ممنون که اومدین.
‫- واقعا، خیلی خوشحالم که حضوری میبینمتون.

00:50:54.840 --> 00:50:57.000
‫- ممنون که دعوتم کردین.
‫- آره.

00:50:57.000 --> 00:50:58.240
‫از این طرف بیاین.

00:50:59.480 --> 00:51:00.680
‫سفرتون چطور بود؟

00:51:00.680 --> 00:51:03.680
‫من از واشنگتن دی‌سی پرواز کردم،
‫پس اصلا بد نبود.

00:51:03.680 --> 00:51:05.120
‫باشه.

00:51:05.120 --> 00:51:08.360
‫وقتی شنیدم میخواین منو ببینین،
‫فکر کردم شاید یه چیزی دارین

00:51:08.360 --> 00:51:10.560
‫که من امضا کنم.

00:51:10.560 --> 00:51:13.120
‫نمیدونستم رفتین اونجایی که فـرَنک...

00:51:14.160 --> 00:51:16.000
‫میخواستم حضوری بهتون بگم.

00:51:20.760 --> 00:51:23.320
‫اون واقعا انگار خوابیده بود؟

00:51:23.320 --> 00:51:25.840
‫این چیزیه که مارگارِت بهم گفت.

00:51:25.840 --> 00:51:27.400
‫من به مزرعه‌ش رفتم.

00:51:28.400 --> 00:51:31.800
‫بچه‌ها خیلی خوشحال میشن
‫اینو بشنون که بالا سرش بودن.

00:51:34.200 --> 00:51:37.400
‫وقتی همچین اتفاقی میفته، تعریف آدم از
‫خوشحالی عوض میشه.

00:51:38.640 --> 00:51:41.640
‫مارگارِت ازم خواست بهتون بگم
‫که همتون میتونین

00:51:41.640 --> 00:51:44.200
‫بیاین و تو لاکِـربی ببینینشون.

00:51:44.200 --> 00:51:45.360
‫هر وقت که بخواین.

00:51:45.360 --> 00:51:47.120
‫اوه، نه، من...

00:51:48.320 --> 00:51:50.440
‫فکر کنم برای بچه‌ها خیلی
‫سخت باشه.

00:51:51.720 --> 00:51:53.200
‫برای... برای من.
‫البته.

00:51:58.120 --> 00:51:59.800
‫ولی راستش، با توجه به اینکه اونجا بودم،

00:51:59.800 --> 00:52:01.920
‫و با خانواده‌هایی که رفتن صحبت کردم...

00:52:04.080 --> 00:52:06.680
‫خیلی‌ها اونجا یه جورایی به آرامش میرسن.

00:52:08.680 --> 00:52:11.480
‫محبت محلی‌ها رو،

00:52:11.480 --> 00:52:12.760
‫میشه حسش کرد.

00:52:21.040 --> 00:52:23.160
‫پس، هیچ اجباری نیست.

00:52:23.160 --> 00:52:24.960
‫و، اگه نظرتون عوض شد،

00:52:24.960 --> 00:52:28.200
‫میتونم شما رو با خانواده‌های دیگه‌ای که
‫این سفر رو رفتن در ارتباط بذارم.

00:52:28.200 --> 00:52:30.160
‫- ممنونم.
‫- خواهش میکنم.

00:52:31.640 --> 00:52:33.000
‫این کارو زیاد انجام میدین؟

00:52:34.760 --> 00:52:37.440
‫در کنار شغل اصلیم، کاری که
‫از دستم برمیاد رو انجام میدم.

00:52:37.440 --> 00:52:38.480
‫این شغل شما نیست؟

00:52:39.760 --> 00:52:41.200
‫از نظر فنی نه.

00:52:42.600 --> 00:52:44.080
‫ولی یکی اخیرا بهم گفت،

00:52:44.080 --> 00:52:46.680
‫«وقتی میبینی یه کاری
‫باید انجام بشه...»

00:52:48.200 --> 00:52:49.600
‫«انجامش میدی.»

00:52:51.600 --> 00:52:54.600
‫«فاجعه لاکِـربی، پلیس رو به مالتا کشوند.»

00:52:56.760 --> 00:52:58.720
‫اونا همه کارهای شما اسکاتلندی‌ها رو میدونن.

00:52:58.720 --> 00:53:00.880
‫- همه چی رو!
‫- ما با هیچکس صحبت نکردیم.

00:53:00.880 --> 00:53:03.080
‫پس مطبوعات چطور همه اینا رو میدونن، ها؟

00:53:03.080 --> 00:53:05.000
‫شما به ما اطمینان دادین این اتفاق نمیفته.

00:53:05.000 --> 00:53:08.200
‫هَری، اون ماشینی که ما رو تعقیب میکرد،
‫حتما یه خبرنگار بوده.

00:53:08.200 --> 00:53:11.080
‫دِ مارکو خیلی ناراحته.

00:53:11.080 --> 00:53:14.400
‫اینجوری به نظر میرسه که ما داریم زیر
‫گوش خودمون به تروریسم اجازه فعالیت میدیم!

00:53:14.400 --> 00:53:16.480
‫بذار من با دِ مارکو صحبت کنم.
‫میتونم توضیح بدم.

00:53:16.480 --> 00:53:18.840
‫من قبلا باهاش صحبت کردم،
‫و حرفش واضحه،

00:53:18.840 --> 00:53:21.360
‫تحقیقات اسکاتلند فعلا متوقف میشه.

00:53:21.360 --> 00:53:23.120
‫نه، ما باید برگردیم
‫به فرودگاه

00:53:23.120 --> 00:53:24.960
‫و بفهمیم چطور اون کیف
‫از بازرسی رد شده.

00:53:24.960 --> 00:53:26.920
‫اف‌بی‌ای اجازه داره بمونه.

00:53:26.920 --> 00:53:29.000
‫مامور ریـد میتونه
‫تحقیقات شما رو ادامه بده،

00:53:29.000 --> 00:53:31.120
‫ولی متاسفم،
‫دیگه کاری از دست من برنمیاد.

00:53:48.040 --> 00:53:50.440
‫- خوبی رئیس؟
‫- تیم چطوره؟

00:53:53.760 --> 00:53:56.240
‫آه، خوبن. حواسشون به کار خودشونه.

00:53:59.640 --> 00:54:01.280
‫میتونم چند کلمه باهات صحبت کنم؟

00:54:01.280 --> 00:54:02.680
‫حتما.

00:54:04.560 --> 00:54:08.080
‫کارت روی [Holmes] ورق رو برگردوند،
‫مَک‌کاسکِـر.

00:54:09.280 --> 00:54:11.360
‫آفرین. کارت حرف نداشت.

00:54:11.360 --> 00:54:13.360
‫ما هممون داریم بهترین تلاشمون رو میکنیم.

00:54:13.360 --> 00:54:15.520
‫نه، خب، این... این به چشم اومده.

00:54:16.920 --> 00:54:19.080
‫دارن یه دپارتمان جدید راه میندازن،
‫حفاظت از شهود.

00:54:19.080 --> 00:54:21.240
‫میخوان بری بهشون ملحق بشی.

00:54:24.000 --> 00:54:25.680
‫اِ...

00:54:27.160 --> 00:54:28.680
‫و لاکِـربی رو ول کنم؟

00:54:33.880 --> 00:54:35.520
‫نمیتونم اینو قبول کنم.

00:54:37.960 --> 00:54:40.240
‫میخوام همینجا بمونم.

00:54:40.240 --> 00:54:42.040
‫متاسفم، دست تو نیست.

00:54:46.120 --> 00:54:48.680
‫فکر میکنین نمیتونم فشار
‫رو تحمل کنم، موضوع اینه؟

00:54:48.680 --> 00:54:50.600
‫نه، من اصلا چنین حرفی نمیزنم.

00:54:52.200 --> 00:54:54.560
‫برام مهم نیست. ما... ما یه شاهد جدید داریم،

00:54:54.560 --> 00:54:57.200
‫به همه نیروها احتیاج داریم،
‫نمیتونیم همینطوری اینو ول کنیم.

00:54:57.200 --> 00:54:58.680
‫هیچکس هیچی رو ول نمیکنه.

00:54:58.680 --> 00:55:01.600
‫ما بمب‌گذار رو پیدا کردیم
‫و شما دارین منو از پرونده برمیدارین؟

00:55:01.600 --> 00:55:03.000
‫این روال کاره.

00:55:03.000 --> 00:55:04.840
‫ما میریم سراغ پرونده بعدی.

00:55:04.840 --> 00:55:06.920
‫یا در مورد تو، میری بالاتر.

00:55:09.400 --> 00:55:11.280
‫این یه ترفیعه، مَک‌کاسکِـر.

00:55:13.920 --> 00:55:15.520
‫برو خدا رو شکر کن.

00:55:38.480 --> 00:55:41.040
‫و آخرین اخبار درمورد
‫سقوط هواپیمای فرانسوی

00:55:41.040 --> 00:55:42.440
‫بر فراز صحرای بزرگ آفریقا.

00:55:42.440 --> 00:55:46.600
‫یک هواپیمای [DC-10]
‫با ۱۷۱ سرنشین.

00:55:46.600 --> 00:55:49.760
‫هواپیما کمی بعد از ترک
‫انجامنا،

00:55:49.760 --> 00:55:51.320
‫پایتخت چاد، سقوط کرد.

00:55:51.320 --> 00:55:53.240
‫شرکت هواپیمایی فرانسوی [UTA]
‫امروز اعلام کرد

00:55:53.240 --> 00:55:54.880
‫احتمالا یک بمب

00:55:54.880 --> 00:55:57.440
‫- باعث سقوط هواپیمای [DC-10] در دیروز شده...
‫- این چیه؟

00:55:57.440 --> 00:55:58.840
‫یه هواپیمای دیگه سرنگون شده.

00:55:58.840 --> 00:56:01.840
‫تمام ۱۷۱ سرنشین،
‫از جمله ۷ آمریکایی،

00:56:01.840 --> 00:56:03.200
‫در این سانحه کشته شدند.

00:56:03.200 --> 00:56:05.400
‫گزارش‌های بیشتر امشب
‫از جیم بیتِرمَن خبرنگار ان‌بی‌سی.

00:56:05.400 --> 00:56:07.240
‫لاشه هواپیما

00:56:07.240 --> 00:56:10.560
‫در منطقه‌ای به وسعت ۱۶ مایل مربع
‫در صحرای نیجر پراکنده شده است.

00:56:10.560 --> 00:56:13.800
‫مقامات شرکت هواپیمایی میگویند
‫به یک بمب تروریستی مشکوک هستند.

00:56:13.800 --> 00:56:16.120
‫بسیار بعیده که
‫نجات یافته‌ای وجود داشته باشه.

00:56:16.144 --> 00:56:23.144
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.