﻿WEBVTT

00:00:08.190 --> 00:00:11.630
‫عـ-عالی‌جناب، چرا شما...

00:00:11.654 --> 00:00:31.654
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:45.850 --> 00:01:47.460
‫می‌پرسی چرا؟

00:01:46.000 --> 00:01:51.000 position:80%
‫قسمت ۴: نامزدم داره نهایت تلاشش رو می‌کنه
‫که نظرم رو جلب کنه، و من نمی‌دونم چیکار کنم

00:01:47.460 --> 00:01:51.470
‫نمی‌تونم همینطوری همسرم رو اینجا رها کنم
‫و تنهایی یه جای امن بمونم، می‌تونم؟

00:01:57.550 --> 00:02:00.500
‫صدمه که ندیدی، یاقوت ارغوانی من؟

00:02:00.500 --> 00:02:04.850
‫نـ-نه، ندیدم. ولی عالی‌جناب،
‫شما خوبید؟

00:02:04.850 --> 00:02:07.470
‫نگرانم بودی؟
‫خوشحال شدم.

00:02:07.470 --> 00:02:09.560
‫راستی، بندر دریایی در چه وضعه؟

00:02:10.160 --> 00:02:11.470
‫گزارش می‌دم!

00:02:11.470 --> 00:02:14.260
‫خبر اشغال بندرگاه، حقه‌ گیج‌کننده‌ای از دشمن بود.

00:02:14.260 --> 00:02:18.310
‫من و سفیر-ساما نیروهای شمالی رو
‫از دست دشمن نجات دادیم،

00:02:18.310 --> 00:02:19.780
‫و بعد تا آخرین لحظه از بندر دفاع کردیم!

00:02:19.780 --> 00:02:24.730
‫عالی‌جناب! هنوز خبردار نشدین که اون دختر یه جاسوسه؟

00:02:24.730 --> 00:02:27.240
‫دشمن هنوز در بندرگاه حضور داره.

00:02:27.240 --> 00:02:30.080
‫سرورم، لطفاً بهم اعتماد کنید
‫و در قصر بمونید.

00:02:30.080 --> 00:02:34.260
‫اگه بگید که اون دختر بخاطر اینکه
‫شورشی‌ها ازش سواستفاده کردن لایق ترحمه،

00:02:34.260 --> 00:02:39.210
‫من با کمال میل مایلم که اینو به همه توضیح بدم.

00:02:39.210 --> 00:02:42.640
‫ترسوی کثیف! چطور جرأت می‌کنی همچین پیشنهادی بدی؟

00:02:42.640 --> 00:02:45.070
‫پس با ما هم داره مثل راهزن‌ها رفتار می‌شه؟

00:02:45.070 --> 00:02:47.010
‫آخرش، ما هم براش دورانداختی هستیم.

00:02:47.660 --> 00:02:48.670
‫عالی‌جناب؟

00:02:51.530 --> 00:02:52.220
‫عالی‌جناب؟

00:02:53.840 --> 00:02:57.570
‫سلام. یونیفرم نیروهای شمالی
‫خیلی بهت میاد، نه؟

00:02:57.840 --> 00:03:00.640
‫حتماً خیلی سخت بود که
‫یهویی برای کار اومدی اینجا.

00:03:00.640 --> 00:03:04.620
‫خوشبختم. من امپراطور شما هستم.

00:03:04.860 --> 00:03:06.360
‫چی دارن می‌گن؟

00:03:06.360 --> 00:03:11.570
‫کارتون خیلی خوب بود،
‫زیک، کامیلا و میهاری.

00:03:11.570 --> 00:03:13.950
‫امپراطور اسممون رو می‌دونن؟

00:03:14.170 --> 00:03:19.860
‫برای امپراطور، عجیبه که اسم و چهره
‫سربازانش رو ندونه.

00:03:19.860 --> 00:03:20.900
‫موافق نیستی؟

00:03:22.970 --> 00:03:24.650
‫تو و یگانت...

00:03:25.000 --> 00:03:28.470
‫به‌عنوان اعضای نیروی شمالی،
‫وظیفه‌تونو می‌دونین، نه؟

00:03:28.470 --> 00:03:31.140
‫یگان... من؟

00:03:31.660 --> 00:03:36.600
‫اون اینه که هر اطلاعاتی درمورد
‫سردسته پشت این قضیه رو بهم بگین.

00:03:36.600 --> 00:03:37.940
‫همه‌اش همین.

00:03:38.320 --> 00:03:41.860
‫ما... از نیروهای شمالی؟

00:03:42.310 --> 00:03:46.280
‫همسر من می‌خواد همه رو نجات بده،
‫مهره‌های دورانداختنی و همه رو.

00:03:46.940 --> 00:03:48.420
‫سرورم، نکنه که...

00:03:48.920 --> 00:03:51.790
‫اما خلق و خوی من زود عوض می‌شه.

00:03:52.200 --> 00:03:53.880
‫بهتره که زود تصمیمتون رو بگیرین.

00:03:59.260 --> 00:04:02.980
‫افراد، تعظیم کنید و وفاداریتون
‫رو به عالی‌جناب نشون بدید!

00:04:04.460 --> 00:04:07.460
‫ما امروز با نیروهای شمالی، کار خودمون رو آغاز کردیم.

00:04:07.460 --> 00:04:11.700
‫اسم من هیوگوـه.
‫تحت فرمان شماییم، سرورم.

00:04:20.630 --> 00:04:21.940
‫شگفت‌انگیزه...

00:04:21.940 --> 00:04:26.520
‫من اطلاعات رو دارم. مغزمتفکری که
‫پشت این اتفاق بود، مرزبان بیل هست.

00:04:27.400 --> 00:04:30.260
‫خب، یه چیز مشخص شد.

00:04:30.260 --> 00:04:32.370
‫این یعنی همسر من بی‌گناهه.

00:04:33.020 --> 00:04:35.500
‫تو نفر بعدی هستی، مرزبان بیل.

00:04:35.500 --> 00:04:38.160
‫هیچکس هیچی از این چیزا رو نمی‌پذ—

00:04:42.680 --> 00:04:47.120
‫تو دیگه عین یه مرده هستی.
‫و مرده‌ها حرف نمی‌زنن.

00:04:47.120 --> 00:04:50.400
‫من یک مرزبانم.
‫چطور جرأت می‌کنی باهام اینطوری رفتار کنی؟!

00:04:50.400 --> 00:04:54.140
‫من که قبلاً بهت گفتم.
‫اگه همسرم بی‌گناه باشه...

00:04:54.470 --> 00:04:57.300
‫مطابق با گناهت تقاص پس می‌دی.

00:04:57.970 --> 00:05:01.710
‫خب پس. چه روش اعدامی رو به کار بگیریم؟

00:05:01.710 --> 00:05:03.450
‫تو سعی کردی به دخترت یه مرگ
‫غیرطبیعی تقدیم کنی،

00:05:03.760 --> 00:05:07.710
‫و ازش برای سرزنش کردن امپراتور استفاده کنی.
‫چطوری همچین مردی رو شکنجه کنم؟

00:05:07.710 --> 00:05:09.780
‫به راحتی به ذهن آدم نمی‌رسه.

00:05:10.530 --> 00:05:14.110
‫راستی... زن دومت و دخترت خوبن؟

00:05:16.010 --> 00:05:18.110
‫قیافه‌ات عوض شد.

00:05:18.110 --> 00:05:21.330
‫انگار حتی کسی مثل تو هم می‌تونه
‫یه جور حس مهر و محبت داشته باشه.

00:05:22.940 --> 00:05:25.970
‫خیلی خب، پس اول با اونا شروع می‌کنیم.

00:05:26.480 --> 00:05:30.530
‫بسوزنمشون یا شکنجه‌شون بدم؟
‫مقصر این خودتی بخاطر بی‌کفایتیت.

00:05:31.010 --> 00:05:32.680
‫عالی‌جناب، لطفاً!

00:05:32.930 --> 00:05:34.290
‫خدا رو شکر.

00:05:34.290 --> 00:05:37.400
‫انگار بدون اینکه قرار باشه کسی رو
‫درمانده کنیم می‌تونیم تمومش کنیم.

00:05:38.100 --> 00:05:41.450
‫من علاقه‌ای به همینطوری
‫صدمه زدن به کسی ندارم.

00:05:41.450 --> 00:05:44.040
‫تو بخاطر زندگیت به زشت‌ترین
‫شکل ممکن التماسم می‌کنی،

00:05:44.970 --> 00:05:47.640
‫و بیل‌بورگ رو تقدیم من می‌کنی.

00:05:49.470 --> 00:05:52.920
‫سر پدرم... چی میاد؟

00:05:53.800 --> 00:05:56.850
‫عالی‌جناب دارن می‌گن اگه
‫اون به جرائمش اعتراف کنه،

00:05:56.850 --> 00:05:59.630
‫و بیل‌بورگ رو تسلیم کنه،
‫از زندگیش می‌گذرن.

00:06:01.060 --> 00:06:02.450
‫امپراطور هادیس...

00:06:03.340 --> 00:06:07.130
‫اون قصد داره همه رو نجات بده.

00:06:11.790 --> 00:06:14.180
‫و فکر می‌کنی این ترحم نشون دادنه؟

00:06:14.180 --> 00:06:17.880
‫آره درسته، امپراتوری که منجر به
‫خودکشی مادرش شد، چقدر مهربونه.

00:06:18.190 --> 00:06:22.070
‫چند نفر قبل از امپراطور شدن تو مردن؟
‫چند نفر رو کشتی؟

00:06:22.070 --> 00:06:25.980
‫من فقط داشتم سعی می‌کردم از سرزمین‌هام
‫در برابر امپراطور نفرین‌شده محافظت کنم!

00:06:25.980 --> 00:06:29.730
‫هیچکس در این امپراطوری نیست که
‫دلش بخواد که تو حکومت کنی.

00:06:30.050 --> 00:06:33.520
‫احتمالاً حتی کسی نیست که بخواد تو زنده بمونی!

00:06:35.180 --> 00:06:36.610
‫بزرگ‌تر از دهنت—

00:06:35.940 --> 00:06:36.900
‫احتمالاً درست می‌گی.

00:06:38.370 --> 00:06:41.090
‫اما، من امپراطورم.

00:06:41.480 --> 00:06:44.830
‫چه شماها خوشتون بیاد چه نه، این واقعیته.

00:06:44.830 --> 00:06:46.840
‫ازتون نمی‌خوام که درک کنین.

00:06:48.530 --> 00:06:50.040
‫اون ببرید به حسابش برسید.

00:06:50.360 --> 00:06:51.360
‫عجله کنید!

00:06:52.130 --> 00:06:55.680
‫هرچقدر از ماجرا رو که می‌تونید
‫از دختر مجرم بازجویی کنید.

00:06:55.680 --> 00:06:57.470
‫کامیلا، با احترام باهاش رفتار کن.

00:06:57.830 --> 00:06:59.470
‫متوجه شدم.

00:06:59.470 --> 00:07:01.950
‫خیلی متشکرم، عالی‌جناب.

00:07:01.950 --> 00:07:04.370
‫بعد اینکه سربازان مرزبان خلع سلاح شدن،

00:07:04.370 --> 00:07:06.370
‫می‌بریمشون بیرون شهر
‫و متفرقشون می‌کنیم.

00:07:06.760 --> 00:07:07.840
‫بسیار خب.

00:07:11.440 --> 00:07:14.440
‫خب... از کدوم طرف بود؟

00:07:14.760 --> 00:07:16.410
‫گم شدی؟

00:07:17.570 --> 00:07:19.670
‫اتاقت اون طرفیه.

00:07:19.670 --> 00:07:22.070
‫اینجا هیچ خدمتکاری نیست؟

00:07:22.070 --> 00:07:25.560
‫خب، تا امروز، اینجا قصر مرزبان بیل بود.

00:07:25.560 --> 00:07:28.000
‫خدمتکارهاش اینقدر ترسیدن
‫که به‌درد هیچ کاری نمی‌خورن.

00:07:28.270 --> 00:07:31.510
‫پس برای همین شام تارت هلویی خوردیم.

00:07:31.510 --> 00:07:32.640
‫خوب بود؟

00:07:32.970 --> 00:07:34.600
‫من همه‌شو خوردم!

00:07:34.600 --> 00:07:38.630
‫اما کسی که درستش کرد،
‫عالی‌جناب، اینجا نبودن.

00:07:38.630 --> 00:07:39.390
‫درسته.

00:07:40.000 --> 00:07:42.070
‫خیلی که به خودش فشار نمیاره، میاره؟

00:07:42.070 --> 00:07:43.950
‫خب، دست خودش نیست.

00:07:43.950 --> 00:07:46.120
‫شاید یه احمق باشه،
‫ولی بازم امپراطوره.

00:07:46.120 --> 00:07:48.740
‫حواسش هست که نباید بذاره که
‫دیگران اونو ضعیف یا ساده‌لوح ببینن.

00:07:49.600 --> 00:07:54.690
‫و همیشه توانایی و استعداد ذاتی
‫برای امپراطور شدن رو داشت.

00:07:54.690 --> 00:07:57.610
‫ولی باتوجه به اونی که معمولاً هست،
‫به‌نظرم تصورش سخت باشه.

00:07:57.610 --> 00:08:01.790
‫آره. فکر کردم که آدم بی‌ شیله و پیله‌تریه.

00:08:01.790 --> 00:08:03.540
‫اون، خب...

00:08:03.540 --> 00:08:06.850
‫داره سعی می‌کنه اوضاع رو تغییر بده
‫تا مجبور نباشه با ترس حکومت کنه.

00:08:06.850 --> 00:08:08.050
‫آها.

00:08:08.780 --> 00:08:13.860
‫ولی وقتی مردم بهش صدمه می‌زنن، مثل
‫همین اتفاقی که یکم پیش افتاد، اینکه تظاهر کنی چیزی نشده...

00:08:13.860 --> 00:08:15.260
‫به‌نظرم درست نباشه.

00:08:15.580 --> 00:08:16.720
‫چرا نباشه؟

00:08:16.720 --> 00:08:19.940
‫اگه این عادی بشه، اونوقت دیگه نمی‌تونه چیزی احساس کنه.

00:08:20.770 --> 00:08:24.680
‫در نهایت، نسبت به عواطف خودش
‫و دیگران... بی‌احساس می‌شه.

00:08:24.920 --> 00:08:26.390
‫آها.

00:08:26.390 --> 00:08:27.470
‫راست می‌گی.

00:08:27.470 --> 00:08:30.870
‫اون با مردم ارتباط برقرار نکرده،
‫پس حس نزدیکی عاطفیش عجیبه.

00:08:30.870 --> 00:08:34.700
‫تازه افراطی هم هست، و فکر می‌کنه
‫اگه بتونه نفرین رو یه کاریش بکنه،

00:08:34.700 --> 00:08:36.080
‫همه ازش خوششون میاد.

00:08:36.080 --> 00:08:38.420
‫همه‌ اینا باید عکس‌العملش به همه‌چیز باشه.

00:08:38.420 --> 00:08:40.690
‫چاره‌ای نداره دیگه.

00:08:40.690 --> 00:08:43.570
‫بخاطر نفرین، هیچکی رو نمی‌شه سرزنش کرد.

00:08:43.570 --> 00:08:47.670
‫یه موقع خطرناکی بود که باید مطمئن می‌شدم
‫که باور کنه که مردم آدم‌های خوبی هستن.

00:08:47.670 --> 00:08:50.200
‫مثل همون اتفاقی که برای مادرش افتاد.

00:08:50.640 --> 00:08:54.600
‫به‌عنوان امپراطور، و امپراتوری که
‫خدای اژدهای دوباره متولد شده‌ست،

00:08:54.600 --> 00:08:57.860
‫اگه ایمانش رو به مردمش از دست بده،
‫این پایان همه‌چی می‌شه، نه؟

00:08:59.640 --> 00:09:01.210
‫خیلی ممنون.

00:09:01.210 --> 00:09:01.760
‫عا؟

00:09:02.080 --> 00:09:07.000
‫چون تو هی بهش می‌گی که تسلیم نشه،
‫امپراطور الان اون کسیه که هست.

00:09:07.000 --> 00:09:08.440
‫اینطور فکر می‌کنی؟

00:09:08.440 --> 00:09:09.480
‫اینطور فکر می‌کنم!

00:09:09.870 --> 00:09:13.280
‫پس باید از این فرصت استفاده کنیم
‫و اونو در مردم جا بندازیم.

00:09:13.280 --> 00:09:14.640
‫مثلاً...

00:09:17.220 --> 00:09:19.830
‫چطوره سعی کنه یه امپراطور دوست‌داشتنی بشه؟

00:09:19.830 --> 00:09:21.200
‫اون چجور امپراطوریه؟

00:09:22.590 --> 00:09:24.030
‫شاید واقعاً بهش هم بیاد...

00:09:24.030 --> 00:09:28.450
‫و خوشم نمیاد که مردم
‫لطمه دیدن خودشونو مخفی کنن.

00:09:28.450 --> 00:09:30.620
‫یجورایی، حس می‌کنم که دارن فرار می‌کنن.

00:09:30.850 --> 00:09:33.730
‫هوهو؟ نکنه احساسات نسبت به هادیس...

00:09:33.940 --> 00:09:35.180
‫کاری می‌کنی بخوام مشت بزنمت.

00:09:35.180 --> 00:09:36.310
‫چرا؟!

00:09:36.870 --> 00:09:40.040
‫متأسفم، ولی من برنامه‌ای واسه رابطه‌ام با امپراطور

00:09:40.040 --> 00:09:42.180
‫برای اینکه همچین زمانی رمانتیکش کنم ندارم.

00:09:42.180 --> 00:09:44.920
‫امپراطور و من بخاطر فقط بخاطر
‫منافع مشترک بهم گره خوردیم،

00:09:44.920 --> 00:09:46.800
‫پس اول می‌خوام که یه زوج متاهل عالی بشیم!

00:09:46.800 --> 00:09:48.280
‫حرفات با عقل جور درنمیاد.

00:09:50.140 --> 00:09:52.640
‫این اتاقه. این اتاق خواب برای شما دوتاست.

00:09:52.640 --> 00:09:53.230
‫ما دوتا؟

00:09:53.660 --> 00:09:55.000
‫موفق باشی!

00:09:55.000 --> 00:09:57.900
‫عه؟ نکنه منظورت اینه که عالی‌جناب داخله اونجاست؟

00:09:57.900 --> 00:10:01.220
‫شما ازدواج کردین، پس البته که هست.
‫مسئله امنیتی هم هست.

00:10:01.220 --> 00:10:04.200
‫صبر کن ببینم! نکنه که منظورت...

00:10:07.340 --> 00:10:08.540
‫عالی‌جناب؟

00:10:11.760 --> 00:10:14.480
‫ز...زیادی نوشیدم.

00:10:14.480 --> 00:10:16.600
‫عا؟ تو شراب نوشیدی، نه؟!

00:10:16.600 --> 00:10:17.980
‫بانو، آب! آب!

00:10:17.390 --> 00:10:18.700
‫بـ-باش!

00:10:21.340 --> 00:10:23.180
‫معمولاً شراب نمی‌خوره.

00:10:23.590 --> 00:10:25.260
‫کمکش می‌کنم بهتر بشه.

00:10:25.260 --> 00:10:26.180
‫هپ!

00:10:32.950 --> 00:10:35.920
‫خوبه. کمتر سرخ به‌نظر میاد.

00:10:39.370 --> 00:10:40.830
‫یاقوت ارغوانی؟

00:10:41.090 --> 00:10:43.490
‫حالتون خوبه؟ آب هست.

00:10:43.960 --> 00:10:46.280
‫چندتا میوه هم از آشپزخونه آوردم.

00:10:47.460 --> 00:10:49.240
‫می‌خوای مراقبم باشی؟

00:10:49.240 --> 00:10:51.580
‫به مراقبت از مست‌ها عادت دارم!

00:10:51.860 --> 00:10:54.090
‫اگه مضطربید، می‌تونم یکی دیگه رو خبر کنم.

00:10:55.110 --> 00:10:57.670
‫همین که اینجا برام کافیه.

00:10:57.670 --> 00:10:58.930
‫می‌خوام سیب بخورم.

00:10:58.930 --> 00:11:00.120
‫چشم!

00:11:02.220 --> 00:11:03.260
‫خب.

00:11:08.690 --> 00:11:10.310
‫از چیزی که انتظار داشتم هم دست‌پاچه‌لفتی‌‌تری.

00:11:11.310 --> 00:11:15.040
‫صرفاً چون یکی بلده از تیغه استفاده کنه،
‫معنیش این نیست که آشپزی هم بلده.

00:11:18.050 --> 00:11:20.090
‫بیا. اینطوری پیش می‌ری.

00:11:24.110 --> 00:11:27.880
‫وقتی قلقش دستت بیاد،
‫خیلی زود یادش می‌گیری.

00:11:27.880 --> 00:11:29.320
‫بیا. تموم شد.

00:11:30.910 --> 00:11:31.940
‫چیزه...

00:11:33.190 --> 00:11:35.850
‫می‌تونی یه خرگوش درست کنی؟

00:11:36.810 --> 00:11:39.830
‫دلم می‌خواست دختری باشم که
‫می‌تونست از اونا درست کنه.

00:11:40.320 --> 00:11:43.870
‫عـ-عجیبه که اینو می‌خوام؟

00:11:43.870 --> 00:11:45.880
‫نه، اصلاً.

00:12:00.440 --> 00:12:02.910
‫خرگوش! عالی‌جناب، شما یه نابغه‌اید؟!

00:12:03.170 --> 00:12:05.510
‫اونقدرا کار سختی نیست.

00:12:05.870 --> 00:12:08.140
‫من خواهر، برادرهای از مادرهای متفاوت دارم،

00:12:08.140 --> 00:12:11.650
‫پس تمرین کردم، به امید اینکه این
‫یکم باعث بشه ازم خوششون بیاد، همین.

00:12:14.810 --> 00:12:17.220
‫عالی‌جناب، دهنتون رو باز کنید.

00:12:18.020 --> 00:12:19.060
‫من؟

00:12:19.060 --> 00:12:23.720
‫درسته. عالی‌جناب شما مستید،
‫پس به مراقبت احتیاج دارید، درسته؟

00:12:28.640 --> 00:12:30.110
‫آآآ.

00:12:32.380 --> 00:12:33.880
‫چرا می‌خندی؟

00:12:33.880 --> 00:12:37.490
‫بامزه شدین. منو یاد برادر کوچیکم انداختین.

00:12:37.490 --> 00:12:38.770
‫برادر کوچیک؟

00:12:38.770 --> 00:12:43.280
‫خونواده من بزرگه، پس خواهر برادرهای
‫بزرگ‌تر و کوچیک‌تر دارم!

00:12:43.280 --> 00:12:46.020
‫خب این خوبه، ولی می‌گی
‫من مثل برادر کوچیکتم؟

00:12:46.020 --> 00:12:48.910
‫حالا که فکرشو می‌کنم، هنوز
‫برای والدینم پیامی نفرستادم.

00:12:49.320 --> 00:12:50.550
‫مشکلی براشون پیش نمیاد؟

00:12:50.550 --> 00:12:53.730
‫بله. والدینم اونجا بودن و خواستگاری رو دیدن.

00:12:53.730 --> 00:12:55.310
‫اینکه هنوز برنگشتم یعنی

00:12:55.310 --> 00:12:58.090
‫یه مرد قدرتمند منو گرفته
‫که نمی‌ذاره فرار کنم،

00:12:58.090 --> 00:12:59.980
‫پس فکر می‌کنن که نمی‌شه کاری کرد.

00:13:00.490 --> 00:13:02.660
‫به هر حال، شعار خونواده من
‫اینه که قدرت، عدالته!

00:13:03.360 --> 00:13:05.800
‫خونواده‌ها اینطوری هستن؟

00:13:08.510 --> 00:13:11.630
‫چیزه... خیلی ممنون.

00:13:12.140 --> 00:13:13.440
‫بابت چی؟

00:13:14.180 --> 00:13:15.480
‫بابت امروز.

00:13:15.480 --> 00:13:17.540
‫شورشی‌ها و مرزبان بیل...

00:13:17.540 --> 00:13:21.460
‫به عنوان امپراطور، می‌تونستین
‫همونجا اعدامشون کنید، ولی نکردید.

00:13:21.460 --> 00:13:25.560
‫خب، تو از اینجور چیزا بدت میاد.
‫حکومت کردن با ترس. کشتن مردم.

00:13:25.560 --> 00:13:27.990
‫طبیعیه که من همسرم رو نجات بدم.

00:13:29.190 --> 00:13:32.780
‫اما بخاطر این، حرف‌های ناجوری از مرزبان بیل شنیدید.

00:13:33.370 --> 00:13:37.690
‫چه نفرین شده هستین چه هرچی...
‫من می‌خوام که شما زندگی کنید، عالی‌جناب!

00:13:37.690 --> 00:13:41.080
‫پس دفعه بعد که کسی همچین چیزی گفت،
‫لطفاً نشون بدید که دروغه!

00:13:41.390 --> 00:13:44.400
‫بهش بگید که یه نفر هست
‫که دلش می‌خواد شما زنده بمونید.

00:13:44.400 --> 00:13:46.930
‫لطفاً بهش بگید که من اینجام، باشه؟

00:13:47.980 --> 00:13:49.690
‫تو واقعاً...

00:13:50.620 --> 00:13:52.260
‫من رو دوست داری، نه؟

00:13:52.910 --> 00:13:53.680
‫بله؟

00:13:53.680 --> 00:13:56.480
‫وگرنه، نمی‌اومدی بگی دلت می‌خواد من زندگی کنم.

00:13:56.480 --> 00:13:58.920
‫فکر کنم آستانه احساس شعورتون
‫برای محبت خیلی پایینه.

00:13:58.920 --> 00:14:01.270
‫کاملاً طبیعیه که همچین حسی
‫نسبت به خونواده‌ات داشته باشی.

00:14:01.270 --> 00:14:02.710
‫خونواده؟

00:14:02.710 --> 00:14:06.090
‫گرفتم. پس من برادر کوچیکت هستم.

00:14:06.090 --> 00:14:08.860
‫عه؟ عا. بله، درسته.

00:14:10.140 --> 00:14:11.230
‫عالی‌جناب؟

00:14:11.540 --> 00:14:14.030
‫مدتیه که دارم می‌لرزم... سردمه.

00:14:14.030 --> 00:14:16.320
‫اینجور چیزا رو زودتر بهم بگین لطفاً!

00:14:16.320 --> 00:14:17.730
‫منو عفو کنید، عالی‌جناب.

00:14:17.730 --> 00:14:20.620
‫دمای بدن من بالاست،
‫پس به عنوان کیسه آب گرم عمل می‌کنم!

00:14:22.040 --> 00:14:23.240
‫گرفتم.

00:14:23.240 --> 00:14:24.340
‫فـ-فریبم دادین—

00:14:24.340 --> 00:14:28.210
‫با شوهرت مثل برادر کوچیکت رفتار می‌کنی؟
‫غیرقابل بخششه.

00:14:28.540 --> 00:14:31.170
‫نگرانم کردین که گفتین سردتونه.

00:14:31.570 --> 00:14:34.390
‫نگران نباش. کاری نمی‌کنم.

00:14:36.160 --> 00:14:37.420
‫می‌دونستی؟

00:14:37.420 --> 00:14:41.140
‫برای زوج‌های متاهل، اشکالی نداره که
‫زن عاشق شوهرش بشه.

00:14:41.140 --> 00:14:43.610
‫و-و شما چی؟

00:14:44.400 --> 00:14:46.560
‫عاشق تو شدن...

00:14:47.070 --> 00:14:49.980
‫من هیچوقت نمی‌خوام که کار بدی باهات بکنم.

00:14:51.570 --> 00:14:53.730
‫منظورش چیه؟

00:14:53.730 --> 00:14:56.590
‫می‌گم، تو سعی نمی‌کنی عاشقم بشی؟

00:14:56.590 --> 00:15:01.160
‫اگه نکنی، دلم می‌خواد که
‫همه‌چی رو درموردت برملا کنم.

00:15:02.390 --> 00:15:04.940
‫سعی می‌کنم! هرچی نباشه،
‫من از درون شونزده سالمه!

00:15:04.940 --> 00:15:07.970
‫و قبلاً وحشتناک‌ترین شکست‌عشقی
‫رو با عشق اولم تجربه کردم.

00:15:07.970 --> 00:15:09.050
‫برای همین من...

00:15:15.950 --> 00:15:17.810
‫عه؟ خواب رفتی؟

00:15:17.810 --> 00:15:21.960
‫سخت می‌شه گفت بچه‌ای یا بزرگسال.

00:15:23.890 --> 00:15:28.460
‫زیر سن چهارده.
‫جادوی قوی‌ای که اجازه می‌ده راوه رو ببینه.

00:15:29.580 --> 00:15:32.340
‫هیچوقت چیزی بیشتر از این آرزو نداشتم، ولی بازم...

00:15:33.010 --> 00:15:35.030
‫می‌گی منو خوشبخت می‌کنی؟

00:15:35.830 --> 00:15:36.680
‫واقعاً؟

00:15:40.020 --> 00:15:42.170
‫دلم می‌خواد دوست داشته شدن رو امتحان کنم.

00:15:44.310 --> 00:15:48.580
‫فکر کنم اردک بریان امروزی عالی پخته شده،
‫اگه نظر من رو بخوای.

00:15:48.850 --> 00:15:50.640
‫همینطور به نظر می‌اومد.

00:15:50.640 --> 00:15:52.730
‫با سس خوردنش خیلی خوبه،

00:15:52.730 --> 00:15:55.790
‫ولی خوردنش با یه نون باگت و پنیر و
‫تخم‌مرغ آب‌پز و این چیزها و خوبه!

00:15:56.490 --> 00:15:57.780
‫خب، بفرما.

00:15:58.880 --> 00:16:00.040
‫خوشمزه‌ست؟

00:16:00.040 --> 00:16:01.020
‫بله، شدیداً!

00:16:01.020 --> 00:16:04.180
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.
‫خب، عاشق من شدی؟

00:16:04.430 --> 00:16:07.140
‫چند بار قراره این مکالمه رو داشته باشیم؟

00:16:07.140 --> 00:16:09.480
‫معلمومه، تا وقتی که بگی بله.

00:16:09.480 --> 00:16:11.010
‫ترسناکه.

00:16:11.010 --> 00:16:14.950
‫تازگیا، از اون نگاه سرد خیره‌ای
‫که بهم می‌کنی خوشم میاد.

00:16:14.950 --> 00:16:16.870
‫شاید واقعاً یه منحرفه؟

00:16:18.610 --> 00:16:22.360
‫شوالیه‌های همسر همنشین اژدها،
‫کامیلا و زیک، تحت فرمان شمان..

00:16:22.360 --> 00:16:26.060
‫ما خوشحالیم که در خدمت شما هستیم، بانوی من.

00:16:26.060 --> 00:16:29.240
‫ما رو ببخشید که مزاحم صحبتتون با عالی‌جناب شدیم.

00:16:29.240 --> 00:16:31.570
‫اما زمان مطالعه‌ته، جیل-چان.

00:16:31.570 --> 00:16:33.590
‫اومدیم که ببریمت.
‫وقتشه تمومش کنید.

00:16:33.590 --> 00:16:36.340
‫پس دیگه وقت جداییمون شده.
‫از الان احساس تنهایی می‌کنم.

00:16:36.340 --> 00:16:37.570
‫چقدر دراماتیکی.

00:16:37.800 --> 00:16:39.760
‫چطوره وقتی منتظری چندتا خوراکی درست کنی؟

00:16:39.760 --> 00:16:41.880
‫درسته! همگی منتظرش می‌مونیم.

00:16:41.880 --> 00:16:44.550
‫وقتی نیست، خونه بمون و به کارهای دیگه برس.

00:16:44.550 --> 00:16:46.930
‫شما دوتا همیشه مهربونید.

00:16:46.930 --> 00:16:48.730
‫می‌خوایین چندتا از اینا بخورین؟

00:16:49.210 --> 00:16:51.450
‫چرا می‌ذارین بهتون جایزه بده بخاطر کاری؟

00:16:51.450 --> 00:16:53.110
‫و وقتی با امپراطور حرف می‌زنین رسمی
‫صحبت کنین! با آداب مناسب!

00:16:53.110 --> 00:16:55.850
‫ای بابا، خودت بودی که گفتی
‫تشریفات رو فراموش کنیم، جیل-چان.

00:16:55.850 --> 00:16:56.980
‫نه؟

00:16:56.250 --> 00:16:58.190
‫لطفاً ناز رفتار نکنین!

00:16:58.570 --> 00:17:01.340
‫مردهای ناز رو ترجیح نمی‌دی؟

00:17:01.340 --> 00:17:03.060
‫نذارید ناراحتتون کنه، عالی‌جناب.

00:17:03.060 --> 00:17:06.660
‫با توجه به چیزی که دیدم، کاپیتان بیشتر
‫از اونی که باورتون بشه بهتون اهمیت می‌دن.

00:17:06.660 --> 00:17:08.140
‫به‌نظرم شانسی دارید!

00:17:08.140 --> 00:17:10.040
‫تشویقتون می‌کنم، پس تلاش کنید!

00:17:10.040 --> 00:17:12.310
‫جیل-چان رو دوست داری، نه؟

00:17:12.310 --> 00:17:16.710
‫ا-البته که ندارم! مـ-من عاشق یاقوت ارغوانیم باشم؟

00:17:16.710 --> 00:17:19.700
‫عاشق؟ من و یاقوت ارغوانیم؟ من عاشق؟

00:17:19.700 --> 00:17:20.760
‫من عاشق؟

00:17:20.760 --> 00:17:23.010
‫عه، یاقوت ارغوانیم عاشق منه؟

00:17:23.010 --> 00:17:23.690
‫کی این اتفاق افتاد؟

00:17:23.690 --> 00:17:26.750
‫نمی‌تونی همینطوری همه‌چی رو تغییر بدی.
‫وگرنه یه مرد دیوونه می‌شی.

00:17:26.750 --> 00:17:29.040
‫خب وقتشه من رفع مزاحمت کنم.

00:17:29.410 --> 00:17:32.140
‫شما دوتا، سر به سر من و امپراطور نذارید!

00:17:32.140 --> 00:17:33.890
‫چی می‌گی، جیل-چان؟

00:17:33.890 --> 00:17:35.420
‫هرچقدرم که قوی باشی،

00:17:35.420 --> 00:17:37.850
‫تنها تکیه‌گاهی که اینجا داری حمایت امپراطوره.

00:17:37.850 --> 00:17:40.410
‫باید اون امپراطور رو کاملاً
‫تحت قدرت خودت دربیاری.

00:17:40.640 --> 00:17:42.670
‫دارین مجبورم می‌کنین چیکار کنم؟

00:17:42.670 --> 00:17:45.060
‫بین من و امپراطور اوضاع اونطوری نیست.

00:17:45.060 --> 00:17:47.660
‫پس هر بار که دعوتت کرد یه وعده غذا، نرو.

00:17:47.660 --> 00:17:48.720
‫عه؟

00:17:49.240 --> 00:17:51.600
‫ولی غذا که گناهی نکرده.

00:17:51.600 --> 00:17:54.020
‫این طرز فکر فقط امیدش رو بیشتر می‌کنه.

00:17:54.020 --> 00:17:55.590
‫مـ-می‌کنه؟

00:17:55.590 --> 00:17:56.990
‫اصلاً توی باغ نیستی.

00:17:56.990 --> 00:17:58.630
‫خب، باتوجه به سنش منطقیه، نه؟

00:17:58.630 --> 00:18:01.260
‫اما، ما طرف تو هستیم، جیل-چان!

00:18:01.260 --> 00:18:04.680
‫با همچین روش‌های دلبری بچگانه‌ای،
‫راحت می‌ذاری که اون کارها رو باهات بکنه.

00:18:06.060 --> 00:18:09.500
‫این اولین باریه که یه مرد داره
‫سعی می‌کنه نظرم رو جلب کنه،

00:18:09.500 --> 00:18:11.640
‫پس نمی‌دونم چه برخوردی داشته باشم.

00:18:11.640 --> 00:18:14.100
‫اوه، جیل-چان! چه بانمکی!

00:18:14.300 --> 00:18:16.060
‫قضاوت عجولانه نکنید لطفاً.

00:18:16.060 --> 00:18:17.860
‫چون قراره یه زوج متاهل باشیم

00:18:17.860 --> 00:18:19.700
‫قصد ندارم عشق و عاشقی رو واردش کنم.

00:18:19.700 --> 00:18:22.870
‫اگه این کارو بکنم، اگه عالی‌جناب قدم
‫اشتباهی برداره، نمی‌تونم نصیحتش کنم.

00:18:22.870 --> 00:18:25.620
‫چقدر اینو خشک می‌گی.

00:18:25.620 --> 00:18:28.430
‫خب، نیازی به قضاوت عجولانه نیست، آره؟

00:18:28.800 --> 00:18:32.520
‫تو هنوز یه بچه‌ای و امپراطور هم
‫از درون هنوز یه بچه‌ست.

00:18:34.390 --> 00:18:36.210
‫ولی بخاطر همین...

00:18:36.210 --> 00:18:39.690
‫منِ یک زمان دیگه، شما
‫رو قاطی همه‌چی کرد.

00:18:40.410 --> 00:18:43.190
‫نمی‌تونم این دفعه اشتباهی بکنم.

00:18:44.030 --> 00:18:46.480
‫اوه، اون حلقه همسر همنشین اژدهاست؟

00:18:46.880 --> 00:18:50.230
‫بـ-بله. ولی نمی‌تونم درش بیارم.

00:18:50.230 --> 00:18:50.850
‫عه؟

00:18:50.850 --> 00:18:54.430
‫اگه همچین چیزی وجود داره،
‫پس شاید نفرین هم واقعیت داره.

00:18:54.430 --> 00:18:58.140
‫امپراطور گفت که اگه من نزدیکش
‫باشم، نفرین آروم می‌شه.

00:18:58.140 --> 00:19:02.360
‫به نظرتون چرا جوری خلق شده که اگه امپراطور اژدها
‫ازدواج کنه، آروم می‌شه؟

00:19:02.360 --> 00:19:04.700
‫و اون کیه که نفرینش کرده؟

00:19:05.180 --> 00:19:07.250
‫اگه اساطیر واقعی باشن...

00:19:08.520 --> 00:19:10.960
‫پس باید نفرینی از الهه کریتوس باشه.

00:19:10.960 --> 00:19:11.570
‫عه؟

00:19:11.570 --> 00:19:12.330
‫عــــه؟!

00:19:12.330 --> 00:19:14.350
‫وایسا ببینم! منظورت چیه؟

00:19:14.350 --> 00:19:17.050
‫جیل-چان، تو اهل پادشاهی کریتوسی، درسته؟

00:19:17.050 --> 00:19:19.230
‫نکنه اونجا افسانه‌ها فرق دارن؟

00:19:19.590 --> 00:19:22.170
‫مدت‌ها پیش، عقاید الهه و خدای اژدها

00:19:22.170 --> 00:19:24.700
‫درمورد اینکه چطور باید با انسان‌ها
‫رفتار بشه، با هم مغایرت داشت،

00:19:24.700 --> 00:19:26.540
‫و منجر به یک جنگ شد، درسته؟

00:19:26.890 --> 00:19:30.060
‫برای محافظت کردن با عشق،
‫و هدایت کردن با منظق...

00:19:30.060 --> 00:19:33.900
‫و اینطوری، یک قاره به دو کشور تقسیم شد.

00:19:33.900 --> 00:19:38.700
‫و شنیدم که کریتوس و راوه قرار
‫بود ایزدهای متاهل باشن.

00:19:38.700 --> 00:19:41.150
‫درسته. در نزاع با الهه،

00:19:41.150 --> 00:19:43.440
‫برکت سرزمین تبدیل به یه نفرین شد.

00:19:43.440 --> 00:19:46.700
‫ظاهراً، زمانی هم بوده که هیچی از زمین راوه رشد نمی‌کرده.

00:19:46.990 --> 00:19:50.990
‫اما امپراطور اژدها یک عروس پیدا کرد،
‫همسر همنشین اژدها، با قدرت‌های جادویی شگفت‌انگیز،

00:19:51.280 --> 00:19:54.400
‫و یه سپر جادویی برفراز کوهستان راکیا ساخت،

00:19:54.400 --> 00:19:57.710
‫و باموفقیت از سرزمین دربرابر نفرین الهه دفاع کرد.

00:19:58.110 --> 00:20:01.670
‫می‌گن سپر جادویی اون زمان
‫مرزهای فعلیمون رو تشکیل داد.

00:20:01.670 --> 00:20:04.030
‫فکر نمی‌کرد همچین افسانه‌ای
‫اون طرف مرز وجود داره.

00:20:04.370 --> 00:20:08.260
‫برای همین عالی‌جناب گفت که اگه من
‫اینجا باشم، جادو فعال نمی‌شه.

00:20:08.260 --> 00:20:10.720
‫جیل-ساما! جیل-ساما!

00:20:10.720 --> 00:20:11.890
‫اتفاقی افـ—

00:20:13.680 --> 00:20:16.150
‫خودتو جمع و جور کن، سفیر-چان!

00:20:16.150 --> 00:20:18.050
‫مگه معلم جیل-چان نیستی؟

00:20:18.050 --> 00:20:21.270
‫همین الان یه نامه برای جیل-ساما رسید!

00:20:21.270 --> 00:20:22.750
‫می‌دونستم که باید هرچی سریع‌تر تحویلش بدم!

00:20:28.620 --> 00:20:30.390
‫این دست‌خط...

00:20:35.180 --> 00:20:36.140
‫جیل-ساما؟

00:20:36.140 --> 00:20:37.640
‫چی شده؟ هنوز نفس می‌کشی؟

00:20:49.300 --> 00:20:50.770
‫خب، خب.

00:20:51.330 --> 00:20:54.260
‫فکر نمی‌کردم به این آسونی تسلیم بشه،

00:20:54.680 --> 00:20:58.200
‫ولی اینکه ولیعهد یه پادشاهی
‫برای چیزی ذوق و شوق داشته باشه...

00:20:58.200 --> 00:21:00.150
‫باید ازش درس عبرت بگیرم.

00:21:00.810 --> 00:21:04.600
‫موافق نیستی... یاقوت ارغوانی من؟

00:21:08.560 --> 00:21:10.580
‫سر در نمیارم.

00:21:10.580 --> 00:21:14.390
‫خب، باید یک مهمانی سرگرم‌کننده
‫برای استقبال کردن آماده کنیم.

00:21:17.760 --> 00:21:19.780
‫چالشت رو می‌پذیرم.

00:21:19.780 --> 00:21:22.080
‫عشق، جنگه!

00:21:22.104 --> 00:21:42.104
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:42.128 --> 00:22:02.128
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:57.240 --> 00:22:59.430
‫اگه یه روز همسری پیدا کردم،

00:22:59.430 --> 00:23:02.260
‫تصمیم گرفته بودم که زانو بزنم
‫و احترامم رو نشون بدم.

00:23:02.920 --> 00:23:05.130
‫این حداقل چیزی بود که برای
‫حسن نیتم می‌تونستم نشون بدم،

00:23:05.130 --> 00:23:09.480
‫و فکر می‌کردم که اینکه ازش بخوام
‫عاشقم بشه، لاس‌زنی احمقانه‌ست.

00:23:10.250 --> 00:23:13.290
‫ولی بازم، اون مرتب تحریکم می‌کنه.

00:23:13.290 --> 00:23:15.890
‫باعث می‌شه بخوام دنبالش کنم تا وقتی که فرار کنه.

00:23:15.890 --> 00:23:18.810
‫اگه به این فکر کنی که چطور
‫ظاهر خودت رو خوب نشون بدی،

00:23:18.810 --> 00:23:21.410
‫باعث می‌شه من کمتر دلواپس همه‌چی باشم.

00:23:21.410 --> 00:23:23.470
‫یه تعقیب کوچولو که ضرری نداره، داره؟

00:23:23.470 --> 00:23:26.360
‫اگه گیرش بندازی، واقعاً ازت متنفر می‌شه.

00:23:26.360 --> 00:23:28.110
‫عادت دارم.

00:23:28.520 --> 00:23:30.820
‫برای همینه که عاشق نمی‌شم.

00:23:30.820 --> 00:23:35.240
‫می‌خوام سد لجباز بودنش رو بشکنم
‫و اون شخصی که درونش هست رو بکشم بیرون.

00:23:35.240 --> 00:23:36.760
‫برای این کار...

00:23:37.650 --> 00:23:39.830
‫باید یه صبحونه خوشمزه درست کنم!