﻿WEBVTT

00:00:00.290 --> 00:00:05.400
‫فکر کنم من بهت توصیه کردم که اوضاع
‫رو همون شکلی که هست بذاری، ریستئارد.

00:00:05.760 --> 00:00:08.050
‫تو هم شک کردی، نه آبجی؟

00:00:08.050 --> 00:00:09.770
‫اگه یه اژدهای سرخ اونو هم‌تراز دیده،

00:00:09.770 --> 00:00:12.990
‫تنها علتش اینه که اون همنشین اژدهاست.

00:00:13.880 --> 00:00:16.860
‫به‌نظر میاد خود هادیس تمایلی به اینجا بودن نداره.

00:00:18.790 --> 00:00:20.060
‫عالی جناب.

00:00:20.084 --> 00:00:40.084
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:51.500 --> 00:01:56.760 position:20%
‫قسمت ۹: من و نامزدم همدیگه رو تیکه‌ تیکه کردیم
‫و هنوزم ممکنه که یه حمام خون بشه

00:01:51.690 --> 00:01:54.380
‫به نظر نمیاد بتونم کاری بکنم.

00:01:54.380 --> 00:01:58.760
‫النتزیا، کسی که ازت حمایت می‌کنه،
‫دوک نئوترال، منو نمی‌پذیره.

00:01:59.080 --> 00:02:01.110
‫ریستئارد هم در همین وضعه.

00:02:02.200 --> 00:02:05.060
‫نمی‌تونم اجازه بدم یاران دروغینم
‫از پشت بهم خنجر بزنن.

00:02:05.350 --> 00:02:07.260
‫درسته که جادوت مهر و موم شده—

00:02:07.260 --> 00:02:09.040
‫فرصت خوبیه شرمو کم کنین.

00:02:09.040 --> 00:02:09.610
‫تو—

00:02:09.610 --> 00:02:13.230
‫هرچند که ممکنه قبلش عمومون خودشو نابود کنه.

00:02:14.230 --> 00:02:15.780
‫منظورت چیه؟

00:02:15.780 --> 00:02:18.260
‫من اونقدرا باملاحظه نیستم.

00:02:18.260 --> 00:02:20.570
‫همه چی رو همونطور بذارید
‫تا خودشون حل بشن.

00:02:20.570 --> 00:02:21.310
‫من می‌رم.

00:02:21.310 --> 00:02:22.450
‫عالی جناب، این کارو نکنید!

00:02:22.450 --> 00:02:24.830
‫من مردیم که به زنم احترام می‌ذارم،

00:02:24.830 --> 00:02:27.330
‫ولی در این مورد، قصدندارم تسلیم بشم.

00:02:29.360 --> 00:02:32.080
‫عالی جناب، گاهی وقتا همه چی رو آزاردهنده می‌گید.

00:02:32.080 --> 00:02:34.250
‫خودت چی؟ نوع رفتارت با من درست نیست!

00:02:34.250 --> 00:02:37.280
‫پس کی دیگه بهتون لگد بزنه، عالی جناب؟

00:02:37.280 --> 00:02:40.080
‫نمی‌گم باید یه ارتش دست و پا کنید.

00:02:40.080 --> 00:02:43.000
‫فقط فکر می‌کنم که خوب
‫می‌شه که باهاشون صحبت کنید.

00:02:43.300 --> 00:02:46.870
‫پرنس ریستئارد شخصاً دنبالتون گشتن.

00:02:46.870 --> 00:02:48.340
‫نگرانتون بودن.

00:02:48.340 --> 00:02:50.320
‫نگران... من؟

00:02:50.320 --> 00:02:51.880
‫اگه جنگ بشه—

00:02:51.240 --> 00:02:53.660
‫سرورم، لطفاً مهربونانه‌تر حرف بزنید.

00:02:53.660 --> 00:02:55.440
‫عالی‌جناب نسبت به دیگران خیلی محتاطن.

00:02:55.440 --> 00:02:57.950
‫ایشون فقط یه سگ رام نشده بزرگن.

00:02:57.950 --> 00:03:01.160
‫سگ؟ نمی‌تونی به تشبیه بهتری برای امپراتورمون فکر کنی؟

00:03:01.160 --> 00:03:02.770
‫ولی ناز نیست؟

00:03:02.770 --> 00:03:05.000
‫خب لطفاً بهشون بگید که نگران بودید.

00:03:05.520 --> 00:03:07.450
‫می‌دونی، یه لحظه...

00:03:07.870 --> 00:03:10.860
‫خـ-خوشحالم که سالمی.

00:03:11.300 --> 00:03:14.670
‫باورم نمی‌شه اینقدر عادی باهام صحبت می‌کنی.

00:03:14.670 --> 00:03:17.020
‫یه خواهر کوچیک توی قصر داری، نه؟

00:03:17.020 --> 00:03:19.990
‫بهتره سرپیچی از عمومون رو به حداقل برسونی.

00:03:19.990 --> 00:03:22.320
‫منم وانمود می‌کنم هرگز ندیدمت.

00:03:22.320 --> 00:03:23.220
‫ولی آبجی!

00:03:23.220 --> 00:03:25.090
‫ریستئارد، حق با هادیسه.

00:03:25.480 --> 00:03:29.100
‫ولی خوشحالم که می‌بینم سالمه.

00:03:29.100 --> 00:03:30.590
‫فکر کنم به لطف تو باشه، جیل.

00:03:30.590 --> 00:03:33.800
‫یادم اومد! حقیقت داره که با اون بچه ازدواج کردی؟!

00:03:34.060 --> 00:03:36.900
‫مگه همین الان نگفتی جیل همنشین اژدهاست؟

00:03:36.900 --> 00:03:38.390
‫تأیید من یه مسئله دیگه‌ست!

00:03:38.390 --> 00:03:40.490
‫قرارداد عجیبی بستین یا تهدیدش کردی؟

00:03:40.490 --> 00:03:43.780
‫سرورم، من به خواست خودم ازدواج کردم.

00:03:43.780 --> 00:03:47.410
‫محافظت از عالی‌جناب و خوشبخت
‫کردنشون وظیفه من به عنوان همسرشونه.

00:03:47.410 --> 00:03:49.270
‫آ-آها.

00:03:50.500 --> 00:03:53.160
‫هادیس، رنگ پریده به‌نظر میای. خوبی؟

00:03:53.780 --> 00:03:56.620
‫خو-خوبم. دیگه عادت کردم...

00:03:57.010 --> 00:04:00.200
‫خب، خب. چطوره دراز بکشید، عالی جناب؟

00:04:00.200 --> 00:04:01.830
‫بفرمایید. یکم آب بنوشید، آب.

00:04:02.520 --> 00:04:04.210
‫بریم خونه، جیل.

00:04:07.680 --> 00:04:10.640
‫پرنسس انتزیا و پرنس ریستئارد...

00:04:11.210 --> 00:04:13.340
‫لطفاً بهمون کمک کنید.

00:04:13.340 --> 00:04:14.230
‫جیل!

00:04:14.230 --> 00:04:19.180
‫حتی با اینکه شما ناخواهری و نابرادری عالی‌جنابید،
‫بازم از مردمان این امپراطوری‌اید.

00:04:19.670 --> 00:04:22.560
‫تصور نمی‌کنم که بذارید امپراطور قلابی
‫هر کار دلش می‌خواد بکنه.

00:04:22.560 --> 00:04:23.620
‫البته که نه.

00:04:23.620 --> 00:04:25.790
‫بی‌فکرانه حرف نزن.

00:04:25.790 --> 00:04:27.960
‫ما هرکدوم گرفتار وضعیت خودمونیم.

00:04:27.960 --> 00:04:29.150
‫واقعیت نسبت به ساده‌لوح‌ها مهربون نیست.

00:04:29.150 --> 00:04:30.830
‫ساده لوح شمایید، سرورم.

00:04:30.830 --> 00:04:35.330
‫اگه اعلام کنم که عالی جناب در نئوترالن،
‫به نظرتون چی می‌شه؟

00:04:36.070 --> 00:04:37.040
‫زیک! کامیلا!

00:04:39.870 --> 00:04:41.180
‫چیکار می‌کنی؟

00:04:41.180 --> 00:04:44.350
‫اگه می‌خواستید در آرامش زندگی کنید،
‫باید دست و پای منو می‌بستین،

00:04:44.350 --> 00:04:46.800
‫و از عالی جناب به عنوان گروگان استفاده می‌کردین.

00:04:46.800 --> 00:04:48.050
‫می‌خوای چیکار کنی؟

00:04:48.050 --> 00:04:50.390
‫اوه. حرکت نکن، پرنس.

00:04:50.390 --> 00:04:53.510
‫قبل اینکه کمک برسه
‫سرت رو از بدنت قطع می‌کنیم.

00:04:53.510 --> 00:04:56.640
‫سرورم، یار عالی جناب می‌شید یا امپراتور قلابی؟

00:04:56.640 --> 00:04:57.440
‫لطفا تصمیم بگیرید.

00:04:57.440 --> 00:04:58.930
‫کاپیتان! مورد اضطراریه!

00:04:59.950 --> 00:05:01.480
‫بذار شوالیه‌مو بفرستم بره.

00:05:03.050 --> 00:05:05.460
‫کامیلا، زیک، عالی جناب رو قایم کنید.

00:05:05.460 --> 00:05:05.960
‫وارد شو!

00:05:07.230 --> 00:05:08.170
‫چی شده؟

00:05:08.170 --> 00:05:10.750
‫امپراتور گئورگ داره شهر رو به آتیش می‌کشونه!

00:05:10.750 --> 00:05:14.000
‫ما اینجا توی قلمروی دوک نئوترالیم!
‫چرا باید همچین کاری کنه؟

00:05:14.000 --> 00:05:17.180
‫گزارشاتی دریافت کرده که
‫امپراتور قلابی اینجا قایم شده.

00:05:21.130 --> 00:05:24.060
‫برینهیلد، تو چرا...

00:05:24.060 --> 00:05:25.020
‫رزا هم؟

00:05:26.510 --> 00:05:27.550
‫من می‌رم.

00:05:27.550 --> 00:05:29.810
‫عالی جناب، منم باهاتون میام!

00:05:29.810 --> 00:05:31.970
‫هادیس، تو خبرشون کردی؟

00:05:31.970 --> 00:05:33.180
‫هـ-هادیس؟

00:05:34.120 --> 00:05:36.150
‫می‌خوایین دست و پای منو ببندین؟

00:05:36.380 --> 00:05:38.670
‫منم میام. اینجا قلمروی منه.

00:05:38.670 --> 00:05:39.610
‫منم میام!

00:05:41.540 --> 00:05:42.560
‫هر جور دوست دارید.

00:05:48.770 --> 00:05:49.560
‫اونجا!

00:05:54.730 --> 00:05:57.790
‫من در سمت شمال کمک میارم!
‫آبجی، تو آتشنشانی رو هدایت کن!

00:05:57.790 --> 00:05:59.530
‫من آتیش رو خاموش می‌کنم!

00:05:59.530 --> 00:06:01.210
‫راوه، قدرتتو بهم قرض بده.

00:06:05.340 --> 00:06:06.870
‫چیکار می‌کنی؟

00:06:08.380 --> 00:06:12.210
‫یه اژدها آتیش رو خاموش می‌کنه؟
‫این اصلا ممکنه؟

00:06:13.030 --> 00:06:15.710
‫پس این قدرت امپراتور اژدهاست.

00:06:23.680 --> 00:06:25.220
‫دیگه همه چی روبه‌راهه.

00:06:30.100 --> 00:06:34.230
‫اونا پرچم نبرد زرشکی که نشان
‫یه اژدهای سیاه روش بود رو برافرشتان.

00:06:34.700 --> 00:06:36.830
‫نشان گارد شخصی امپراتور.

00:06:37.340 --> 00:06:40.950
‫همه تونستن سریع منطقه رو تخلیه کنن،
‫پس تلفاتی به وجود نیومد، اما...

00:06:40.950 --> 00:06:42.390
‫خوبه.

00:06:42.390 --> 00:06:45.420
‫نه، اصلاً خوب نیست.
‫مزرعه‌هاشون هم سوختن؟

00:06:45.420 --> 00:06:49.140
‫آبجیمون داره اقدامات لازم انجام می‌ده
‫تا شهر قلعه‌ای بتونه اونا رو بپذیره.

00:06:50.220 --> 00:06:54.060
‫هادیس، من فقط می‌تونم گروهان شوالیه
‫اژدهایی که ساختم رو به حرکت دربیارم.

00:06:54.060 --> 00:06:56.390
‫اگه این برات کفایت می‌کنه، پس بهت ملحق می‌شم.

00:06:57.220 --> 00:07:00.150
‫پدربزرگت، دوک لرستاز، مخالفت می‌کنه.

00:07:00.380 --> 00:07:03.020
‫ما فقط چون از امپراتوری محافظت
‫می‌کنیم یه خاندان دوکی هستیم.

00:07:03.020 --> 00:07:07.000
‫در ضمن، اتفاقی که برای داداش بزرگم افتاد تقصیر تو نبود.

00:07:07.230 --> 00:07:10.630
‫اگه نتونی امپراتور بهتری نسبت به
‫چیزی که داداشم می‌تونست بشه، بشی،

00:07:10.630 --> 00:07:13.470
‫نمی‌ذارم قسر در بری. نمی‌ذارم. فقط همین.

00:07:14.450 --> 00:07:15.320
‫اوهوم.

00:07:15.780 --> 00:07:17.770
‫اینجا مشکل بزرگ‌تر آبجیمونه.

00:07:18.150 --> 00:07:21.150
‫اینا فقط شایعه‌ان، ولی اطلاعات عجیبی دریافت کردم.

00:07:21.150 --> 00:07:24.630
‫هادیس، ریستئارد، بیا فعلا برگردیم.
‫باید چیزی بهتون بگم.

00:07:24.930 --> 00:07:28.700
‫حتی اگه مجبور باشم تنهایی این کارو کنم
‫یار هادیس می‌شم. تصمیممو گرفتم.

00:07:28.700 --> 00:07:32.560
‫فکر می‌کردم که اینو بگی.
‫دلم می‌خواد منم همین کارو کنم، ولی...

00:07:33.220 --> 00:07:34.220
‫هادیس.

00:07:37.000 --> 00:07:39.420
‫یکی هست که می‌خوام ببینیش.

00:07:39.420 --> 00:07:42.220
‫کسیه که بعد اینکه ازم
‫کمک می‌خواست، اینجا موند.

00:07:42.220 --> 00:07:43.940
‫اسم اون شخص...

00:07:45.430 --> 00:07:47.650
‫فیریس در کریتوسه.

00:07:47.650 --> 00:07:48.740
‫آبجی، این—

00:07:49.080 --> 00:07:51.190
‫پرنسس اول کریتوس.

00:07:51.190 --> 00:07:54.530
‫برای صلح کردن، اون، خب...

00:07:55.090 --> 00:07:57.630
‫پیشنهاد داده با هادیس نامزد بشه.

00:07:58.850 --> 00:08:01.790
‫چه شوخی بامزه‌ای.

00:08:02.450 --> 00:08:04.120
‫نامزد...

00:08:05.280 --> 00:08:06.640
‫عالی جناب بشه؟

00:08:12.120 --> 00:08:14.540
‫می‌خوای چیکار کنی، هادیس؟

00:08:14.540 --> 00:08:16.710
‫عروس من، جیله.

00:08:16.710 --> 00:08:18.930
‫کس دیگه‌ای شایستگی همنشین
‫اژدها شدن رو نداره.

00:08:20.220 --> 00:08:21.630
‫ببخشید معطلتون کردم.

00:08:32.630 --> 00:08:35.830
‫اینجا چه خبره؟ فکر کردم اون یه
‫شوالیه اژدهای کارآموزه!

00:08:36.100 --> 00:08:38.510
‫لارنس ملازم منه.

00:08:38.510 --> 00:08:40.670
‫تمام راه تا اینجا من رو آورد.

00:08:40.670 --> 00:08:42.780
‫به لطف پرنسس النتزیا،

00:08:42.780 --> 00:08:45.030
‫بهم اجازه داده شده درمورد اژدهایان یاد بگیرم.

00:08:52.270 --> 00:08:54.000
‫از آشناییتون خوشبختم دوستان.

00:08:54.510 --> 00:08:58.140
‫اسم من فیریس در کریتوسه.

00:08:59.970 --> 00:09:04.220
‫پرنسس النتزیا، پرنس ریستئارد، امپراطور هادیس...

00:09:04.220 --> 00:09:06.700
‫و بانو جیل، درسته؟

00:09:07.070 --> 00:09:09.870
‫برادر بزرگم گفت قرار بود باهاش ازدواج کنید،

00:09:09.870 --> 00:09:11.650
‫اما انگار ازش فرار کردین.

00:09:12.500 --> 00:09:14.890
‫شما با نامزدی مخالف نبودی؟

00:09:14.890 --> 00:09:18.310
‫مخالف؟ خیلی مشتاقش بودم.

00:09:18.310 --> 00:09:19.570
‫خیلی حیف شد.

00:09:19.570 --> 00:09:23.330
‫اگه من با امپراطور هادیس ازدواج کنم،
‫گمونم می‌تونم خواهر بزرگ صدات کنم؟

00:09:23.330 --> 00:09:26.550
‫تو با من هرگز ازدواج نمی‌کنی.

00:09:26.550 --> 00:09:28.410
‫نواده الهه کریتوس،

00:09:28.410 --> 00:09:30.580
‫زنی که احتمال خیلی زیادی داره که حامل اون بشه

00:09:30.580 --> 00:09:32.320
‫با امپراتور اژدها ازدواج کنه؟

00:09:32.320 --> 00:09:34.080
‫الهه همینو می‌خواد، مگه نه؟

00:09:34.880 --> 00:09:37.290
‫پس شما هم اینطور فکر می‌کنید؟

00:09:37.550 --> 00:09:38.760
‫چی داری می‌گی؟

00:09:38.990 --> 00:09:42.020
‫درمورد اینکه من حامل الهه بشم.

00:09:42.380 --> 00:09:46.330
‫وقتی من چهارده ساله بشم،
‫مقدر شده که کنترل بشم،

00:09:46.330 --> 00:09:48.730
‫یا حس کنم نصف وجودم خورده شده؟

00:09:49.190 --> 00:09:52.200
‫من شش سال زمان برام مونده.

00:09:52.200 --> 00:09:55.380
‫در این مدت، می‌خوام رشته‌های سرنوشت که

00:09:55.380 --> 00:09:57.070
‫بین کریتوس و راوه وجود داره رو حل کنم!

00:09:57.310 --> 00:09:59.460
‫و به اون دلیل با هادیس ازدواج می‌کنی؟

00:09:59.460 --> 00:10:01.520
‫اما، این تصمیم رو تنهایی گرفتی، نه؟

00:10:01.920 --> 00:10:06.700
‫همونطور که می‌گید، منتظر موندم تا برادرم از کشور بره.

00:10:07.360 --> 00:10:11.030
‫احتمالا الان داره دنبالم می‌گرده.

00:10:11.320 --> 00:10:13.870
‫وضعیت سلامتیت بده و هنوز خیلی جوونی.

00:10:13.870 --> 00:10:16.010
‫تحسین‌برانگیزه که این تصمیم رو گرفتی.

00:10:16.240 --> 00:10:17.800
‫وقتی موضوع حل بشه،

00:10:17.800 --> 00:10:20.970
‫قصد دارم بلافاصله نامردیم با
‫امپراتور هادیس رو اعلام کنم.

00:10:20.970 --> 00:10:23.440
‫اگه این کارو کنی، هادیس بدون اینکه بخواد بهش برچسب

00:10:23.440 --> 00:10:24.840
‫امپراتوری می‌زنن که امپراتوریش رو فروخت

00:10:24.840 --> 00:10:29.150
‫مردمان همسایه‌های خوبی هستن،
‫مثل کشورهامون، ریستئارد-ساما.

00:10:29.390 --> 00:10:31.530
‫بذار باهات رو راست باشم.

00:10:31.530 --> 00:10:34.270
‫درمورد مسئله عمومون،
‫فکر کنم برادرت—

00:10:34.270 --> 00:10:38.860
‫برادرم هرگز نمی‌ذاره با کسی که داره
‫نابود می‌شه نامزد بشم.

00:10:39.100 --> 00:10:43.580
‫اگه داره پشت پرنس گئورگ رو می‌گیره،
‫پس بلافاصله عقب می‌کشه.

00:10:43.580 --> 00:10:49.280
‫اگه هادیس پیشنهاد پرنسس فیریس رو بپذیره،
‫من می‌تونم یارش بشم.

00:10:49.510 --> 00:10:53.880
‫این بهترین راه برای حل همه مشکلاتمونه.

00:10:53.880 --> 00:10:55.580
‫این عقیده منه.

00:10:55.890 --> 00:10:58.710
‫تو هنوز کم‌سنی. یه ازدواج سیاسی—

00:10:58.710 --> 00:11:00.920
‫نیازی نیست عشق داخلش باشه.

00:11:00.920 --> 00:11:03.730
‫خوشبختی من در اون نیست.

00:11:03.730 --> 00:11:04.630
‫درست می‌گه.

00:11:05.030 --> 00:11:06.640
‫به اندازه کافی گوش دادم.

00:11:06.640 --> 00:11:08.130
‫مسخره‌ست. من می‌رم.

00:11:08.130 --> 00:11:09.080
‫هادیس!

00:11:10.100 --> 00:11:11.590
‫لطفا اجازه بدید من صحبت کنم.

00:11:12.160 --> 00:11:13.300
‫انگار نیروهای امپراتوری

00:11:13.300 --> 00:11:16.020
‫یه ابلاغیه درخصوص آتش شهر صادر کردن.

00:11:16.930 --> 00:11:19.480
‫اشرافی‌هایی که زمینشون مورد هدف واقع شده

00:11:19.480 --> 00:11:21.540
‫مایوس می‌شن و شروع می‌کنن به جستجو.

00:11:21.540 --> 00:11:24.210
‫هرچی زمان بیشتر بگذره،
‫دشمن قوی‌تر می‌شه.

00:11:24.210 --> 00:11:26.310
‫اگه دست رو دست بذاریم،

00:11:26.310 --> 00:11:28.510
‫حتی پیروزی هم پیامدهای متحمل خواهد داشت.

00:11:28.510 --> 00:11:31.070
‫فکر کردی اگه اینو بگی قبول می‌کنم؟

00:11:31.070 --> 00:11:31.940
‫عالی جناب.

00:11:33.750 --> 00:11:35.870
‫از پیشنهادشون استفاده کنید.

00:11:35.870 --> 00:11:36.870
‫جیل!

00:11:36.870 --> 00:11:40.950
‫اگه این کارو کنید، پرنسس النتزیا
‫شوالیه‌های اژدهاشون رو به حرکت درمیارن، درسته؟

00:11:40.950 --> 00:11:43.420
‫بـ-بله. البته.

00:11:43.420 --> 00:11:44.600
‫پس تصمیم گرفته شد.

00:11:44.600 --> 00:11:46.140
‫اگه می‌خواییم تلفات رو کم کنیم

00:11:46.140 --> 00:11:48.280
‫و بر این وضع غلبه کنیم،
‫این تنها راهه.

00:11:48.280 --> 00:11:50.960
‫لطفا، پرنسس فیریس.

00:11:50.960 --> 00:11:53.210
‫از تصمیم هوشمندانه‌ات سپاسگزارم.

00:11:53.210 --> 00:11:54.490
‫خب نامزدی باید—

00:11:54.490 --> 00:11:58.280
‫جیل... تو می‌خوای منو به این زن بفروشی؟

00:11:58.280 --> 00:12:00.430
‫این نقطه ضعف ناچیز اینقدر ترسوندتت؟

00:12:00.690 --> 00:12:05.030
‫لحظه‌ای متزلزل بشم... عالی جناب
‫حتما گردنم رو می‌قاپه.

00:12:05.030 --> 00:12:07.330
‫همنشین اژدهایی که منو به الهه می‌فروشه—

00:12:07.330 --> 00:12:09.430
‫از چی عصبانی هستید؟

00:12:09.430 --> 00:12:12.830
‫تنها کاری که باید بکنید اینه که
‫نامزدی رو رد کنید، عالی جناب.

00:12:12.830 --> 00:12:16.180
‫چطوره بذارید آزادی اون شما رو متقاعد کنه؟

00:12:16.180 --> 00:12:17.280
‫من اینو می‌گم.

00:12:17.620 --> 00:12:18.880
‫که اینطور.

00:12:18.880 --> 00:12:22.050
‫می‌خوایید از اسم پرنسس فیریس استفاده
‫کنید تا اونجا همه چی رو تموم کنید؟

00:12:22.050 --> 00:12:24.990
‫پرنسس فیریس می‌خواست روابط
‫بین کشورهامون رو بهبود ببخشه،

00:12:24.990 --> 00:12:26.730
‫پس از پرنسس النتزیا کمک خواست.

00:12:26.730 --> 00:12:28.590
‫اینطوری بود که این غوغا به پا شد.

00:12:28.590 --> 00:12:31.680
‫اون به عالی جناب برخورد و ازشون درخواست همکاری کرد.

00:12:32.010 --> 00:12:35.310
‫خیلی طبیعیه که حرف از یه نامزدی بشه.

00:12:35.550 --> 00:12:38.550
‫در یه داستان، عالی جناب و پرنسس احساس علاقه می‌کنن،

00:12:38.550 --> 00:12:40.250
‫و نامزد می‌شن، نه؟

00:12:40.540 --> 00:12:44.940
‫ولی من نمی‌ذارم عالی جناب رو داشته باشی، پرنسس فیریس.

00:12:45.210 --> 00:12:47.100
‫اگه می‌ذاشتی، همنشین اژدها نبودی.

00:12:47.100 --> 00:12:49.400
‫جیل-ساما، امپراتور هادیس رو دوست داری، مگه نه؟

00:12:49.400 --> 00:12:52.170
‫آره. پس لطفا مستقیم باهام شاخ به شاخ شو.

00:12:52.170 --> 00:12:53.190
‫دعوت به مبارزه‌تو می‌پذیرم.

00:12:53.190 --> 00:12:55.840
‫معرکه‌ست! درست عین یه داستانه!

00:12:56.390 --> 00:12:59.300
‫اگه قرار بود ناو جنگی بهم حمله ور بشه،

00:12:59.300 --> 00:13:02.400
‫مطمئنم می‌تونی کریتوس رو برای نجات من دستگیر کنی.

00:13:03.020 --> 00:13:04.700
‫یه دشواریش اینه که

00:13:04.700 --> 00:13:08.640
‫برادرم اگه فکر کنه من گروگانم خشمگین می‌شه.

00:13:08.640 --> 00:13:10.900
‫اما تو متقاعدش می‌کنی، نه؟

00:13:10.900 --> 00:13:13.780
‫البته اگه واقعا صلح بین کشورهامون

00:13:13.780 --> 00:13:15.640
‫و نامزدی عالی جناب رو می‌خوای.

00:13:17.780 --> 00:13:20.780
‫البته! لارنس، لطفا مقدماتش رو آماده کن.

00:13:21.110 --> 00:13:22.580
‫متوجه شدم.

00:13:22.580 --> 00:13:25.690
‫پس من کم کم رفع زحمت می‌کنم.

00:13:29.550 --> 00:13:33.150
‫جیل-ساما، مطمئن شو هادیس-ساما استراحت می‌کنه.

00:13:33.150 --> 00:13:35.500
‫ایشون غش کردن و بلند نشدن.

00:13:35.500 --> 00:13:36.310
‫عه؟

00:13:37.720 --> 00:13:39.280
‫فکر کردم دیگه بهش عادت کردی!

00:13:39.280 --> 00:13:42.680
‫وای! عالی جناب، نفس بکشید! نفس بکشید!

00:13:42.460 --> 00:13:44.260
‫اوی! خودتو جمع و جور کن!

00:13:42.680 --> 00:13:45.240
‫عالی جناب! عالی جناب!

00:13:44.260 --> 00:13:46.620
‫زنده‌ای؟ هی!

00:13:45.240 --> 00:13:46.620
‫بیدار شید!

00:13:48.480 --> 00:13:51.150
‫نمی‌خوام نامزد پرنسس فیریس بشم!
‫حتی توی خواب!

00:13:52.340 --> 00:13:54.230
‫به حرفام گوش کنید.

00:13:54.230 --> 00:13:56.820
‫اجازه ندارید بدون ضرورت با پرنسس
‫صحبت کنید یا ببینیدش.

00:13:56.820 --> 00:13:57.560
‫اگه بهم خیانت کنی،

00:13:57.560 --> 00:13:59.860
‫توی پتو می‌پیچونمت و بیرون پنجره آویزونت می‌کنم.

00:14:00.510 --> 00:14:03.360
‫خب حالا می‌رم به کارم با شوالیه‌های اژدها می‌رسم.

00:14:03.360 --> 00:14:04.710
‫حتی همچین موقعی؟

00:14:04.710 --> 00:14:06.330
‫دقیقا چون همچین موقعیه.

00:14:06.610 --> 00:14:10.570
‫جیل، من مصمم شدم حتی بعد اینکه
‫چهارده سالت شد کنارت بمونم!

00:14:10.570 --> 00:14:11.340
‫و؟

00:14:11.340 --> 00:14:14.780
‫عه؟ ا-ام... هرگز بهت خیانت نمی‌کنم!

00:14:14.780 --> 00:14:15.650
‫و؟

00:14:15.650 --> 00:14:19.120
‫و-و... سالم برگرد.

00:14:19.120 --> 00:14:21.570
‫واضح‌ترین چیز ممکن رو گفتی.

00:14:22.860 --> 00:14:25.100
‫شام مرغ با کره سیره!

00:14:25.100 --> 00:14:27.330
‫دسر پودینگ پخته با خامه پف کرده‌ست!

00:14:28.350 --> 00:14:31.710
‫قول دادیدا! من می‌رم تمام تلاشمو می‌کنم!

00:14:32.190 --> 00:14:33.580
‫این همه‌چی رو بهتر می‌کنه؟

00:14:33.580 --> 00:14:34.650
‫این همه‌چی رو بهتر می‌کنه.

00:14:35.360 --> 00:14:39.540
‫گفتن اینکه حتی بعد چهارده سالگی هم کنارم می‌مونه...

00:14:44.370 --> 00:14:46.720
‫پس آخرش داری آشپزی می‌کنی.

00:14:46.720 --> 00:14:49.540
‫رابطه‌ات با خواهر و برادر ناتنیت چی؟

00:14:49.540 --> 00:14:52.060
‫گفتن می‌تونم هویتم رو مخفی کنم

00:14:52.060 --> 00:14:54.020
‫و در امنیت در سربازخونه
‫شوالیه‌های اژدها کار کنم.

00:14:54.020 --> 00:14:55.760
‫و برای همینه سرآشپزی؟

00:14:55.760 --> 00:14:57.660
‫بعدش چیکار کنم؟

00:14:57.660 --> 00:14:59.220
‫می‌تونی سرخ کردن رو شروع کنی؟

00:14:59.220 --> 00:15:00.030
‫بله سرآشپز!

00:15:00.030 --> 00:15:03.520
‫هرکاری بانو می‌کنه عمرم رو ازم می‌گیره.

00:15:04.390 --> 00:15:06.550
‫هادیس. پس اینجایی.

00:15:06.550 --> 00:15:08.780
‫الان وقت غذا خوردن نیست.

00:15:08.780 --> 00:15:13.130
‫عجبا. چه جور امپراتوری به عنوان سرآشپز
‫برای شوالیه‌های اژدهاش کار می‌کنه؟

00:15:16.430 --> 00:15:17.330
‫چطوره؟

00:15:17.810 --> 00:15:18.630
‫خوشمزه!

00:15:19.160 --> 00:15:22.170
‫نمی‌دونستم تو اینقدر عاشق آشپزی‌ای.

00:15:22.170 --> 00:15:25.790
‫اگه فقط بیکار بشینم،
‫جیل ممکنه شک کنه.

00:15:26.190 --> 00:15:27.600
‫شک به چی؟

00:15:27.990 --> 00:15:28.950
‫به یه رابطه.

00:15:31.110 --> 00:15:35.650
‫اگه اینجا کار کنم، جیل به خیانت کردنم شک نمی‌کنه، آره؟

00:15:35.960 --> 00:15:37.610
‫آره، درسته ولی...

00:15:37.610 --> 00:15:42.380
‫آخه... یکم پیش... حسودیش شده بود، نه؟

00:15:42.380 --> 00:15:43.200
‫جیل...

00:15:43.200 --> 00:15:44.810
‫آب. آب بنوش.

00:15:47.750 --> 00:15:49.820
‫پس شما دوتا اینجایید.

00:15:49.820 --> 00:15:53.050
‫خونواده سلطنتی راوه توی آشپزخونه
‫جمع شدن و گپ می‌زنن.

00:15:53.050 --> 00:15:54.220
‫چه خبر؟

00:15:54.430 --> 00:15:57.290
‫خبرای خوبه.
‫تونستیم با ویسل تماس بگیریم.

00:15:57.670 --> 00:15:58.870
‫داداشم؟

00:15:58.870 --> 00:16:01.790
‫درسته. نگرانت بود، هادیس.

00:16:01.790 --> 00:16:05.460
‫ریستئارد، خواهر کوچیکت
‫فریدا هم حالش خوبه.

00:16:05.460 --> 00:16:07.290
‫امیدوارم نترسیده باشه.

00:16:07.530 --> 00:16:09.490
‫کل خونواده سلطنتی سالمن.

00:16:09.490 --> 00:16:12.800
‫تنها کاری که می‌دونه اینه که در خفا
‫آمادگی‌ها رو انجام بدیم و همه چی رو حل و فصل کنیم.

00:16:12.800 --> 00:16:14.880
‫ویسل هم قطعا کمک می‌کنه.

00:16:15.170 --> 00:16:18.280
‫ویسل نامزد دخترعمومون شده.

00:16:18.280 --> 00:16:20.070
‫از اعتماد بهش حس خوبی ندارم.

00:16:20.380 --> 00:16:21.580
‫هادیس، آماده‌ای؟

00:16:23.450 --> 00:16:25.440
‫تقریبا وقتشه ارتشمون رو تشکیل بدیم.

00:16:27.140 --> 00:16:29.400
‫سلام! می‌بینم داری سخت کار می‌کنی.

00:16:29.400 --> 00:16:30.840
‫زیک-سان نمیاد؟

00:16:31.110 --> 00:16:32.860
‫زیک تمرین داره.

00:16:32.860 --> 00:16:35.540
‫این باید واضح باشه چون اون
‫یه شوالیه اژدهای کارآموزه.

00:16:36.150 --> 00:16:38.450
‫چیزی می‌خوای بهم بگی؟

00:16:38.800 --> 00:16:40.670
‫درموردت کنجکاوم.

00:16:41.130 --> 00:16:43.590
‫چطور بگم...

00:16:43.590 --> 00:16:46.980
‫اوه راستی. تونستیم با ولیعهد ویسل تماس بگیریم.

00:16:46.980 --> 00:16:48.580
‫وقتی سربازها جمع بشن،

00:16:48.580 --> 00:16:50.710
‫اون محل امپراتور و پرنسس رو برملا می‌کنه

00:16:51.020 --> 00:16:53.200
‫و از پرنس گئورگ می‌خواد تسلیم بشه.

00:16:53.470 --> 00:16:54.310
‫نظرت چیه؟

00:16:54.760 --> 00:16:58.300
‫اگه پرنس ویسل بهمون خیانت کنه،
‫همه چی مثل حباب روی امواج ناپدید می‌شه.

00:16:58.300 --> 00:17:01.570
‫شنیدم امپراتور و برادر بزرگشون رابطه خوبی دارن.

00:17:01.570 --> 00:17:04.170
‫من بیشتر از هرچیزی یار عالی جنابم.

00:17:04.170 --> 00:17:06.380
‫فقط ولیعهد نیست.

00:17:06.380 --> 00:17:08.670
‫احتمال خیانت پرنسس النتزیا

00:17:08.670 --> 00:17:11.550
‫و پرنس ریستئارد هم در نظر گرفتی.

00:17:11.550 --> 00:17:12.140
‫نه.

00:17:12.830 --> 00:17:16.740
‫به نظر من، انگار از قبل می‌دونی که اتفاق می‌افته.

00:17:17.280 --> 00:17:19.300
‫درمورد همین کنجکاوم.

00:17:19.580 --> 00:17:22.770
‫اگه بیای تحت فرمان من کار کنی،
‫همه‌چی رو بهت می‌گم.

00:17:23.530 --> 00:17:26.800
‫انتظار این جواب رو نداشتم.

00:17:26.800 --> 00:17:28.200
‫نمی‌تونی، آره؟

00:17:28.200 --> 00:17:30.360
‫که یعنی نمی‌تونیم از هم بازجویی کنیم.

00:17:31.550 --> 00:17:35.520
‫یعنی... می‌خوای بذاری من برم؟

00:17:35.520 --> 00:17:37.550
‫این قصد من نبود، ولی...

00:17:37.550 --> 00:17:39.190
‫یکم احساس شرمساری می‌کنم.

00:17:39.190 --> 00:17:42.520
‫ولی اگه علیه عالی جناب اقدام کنی،
‫ماجرا فرق می‌کنه.

00:17:42.520 --> 00:17:43.530
‫درسته.

00:17:44.140 --> 00:17:46.600
‫اونا زیرلباسی‌های مردونه‌ان، نه؟

00:17:46.600 --> 00:17:47.410
‫درسته.

00:17:47.410 --> 00:17:50.790
‫این آزار و اذیته! کی مجبورت کرده این کارو کنی؟

00:17:50.790 --> 00:17:53.550
‫می‌خوای بازجویی کنی؟ انگار بیشتر از یکیه.

00:17:53.860 --> 00:17:56.380
‫باید اینو به امپراتور گزارش بدی!

00:17:56.380 --> 00:17:57.910
‫نکن لطفا.

00:17:57.910 --> 00:18:00.210
‫اگه عالی جناب بفهمن،
‫جنجال بزرگی می‌شه.

00:18:00.210 --> 00:18:04.360
‫درسته. هرکی امپراتور رو خشمگین کنه کارش تمومه.

00:18:04.360 --> 00:18:05.890
‫ولی باید همینطور باشه!

00:18:05.890 --> 00:18:06.780
‫نه!

00:18:07.070 --> 00:18:10.400
‫اگه بفهمه که من دارم اذیت می‌شم...

00:18:11.000 --> 00:18:13.500
‫ممکنه اینقدر غمگین بشه که گریه کنه!

00:18:13.980 --> 00:18:14.540
‫عه؟

00:18:14.540 --> 00:18:17.520
‫یا ممکنه غیرارادی تصمیم بگیره با ترس حکومت کنه!

00:18:17.520 --> 00:18:18.360
‫نتیجه هرچی که باشه،

00:18:18.360 --> 00:18:20.050
‫می‌دونی چقدر آروم کردنش سخته؟!

00:18:20.050 --> 00:18:22.030
‫تو اصلا توی همچین مردی چی می‌بینی؟

00:18:22.030 --> 00:18:23.570
‫آشپز خیلی خوبیه.

00:18:23.810 --> 00:18:26.860
‫خیلی خب. من لباسا رو می‌شورم.

00:18:26.860 --> 00:18:28.860
‫می‌شه زیک-سان رو قرض بگیرم؟

00:18:28.860 --> 00:18:30.180
‫کمک لازم داری؟

00:18:30.420 --> 00:18:34.120
‫نه. می‌خوام به کسایی که این کارو
‫کردن یه درس خوب بده.

00:18:37.290 --> 00:18:38.760
‫من برگشتم.

00:18:38.760 --> 00:18:40.640
‫وایسا... چی شده؟

00:18:40.640 --> 00:18:45.080
‫می‌بینی؟ جیل-چان برگشت! گفتم
‫که اونا فقط شایعات بودن!

00:18:45.080 --> 00:18:45.850
‫شایعات؟

00:18:46.250 --> 00:18:50.230
‫گفتن یه شوالیه اژدهای کارآموز کمکت کرده...

00:18:50.230 --> 00:18:53.560
‫و اینکه اون مرد جوونیه که اغلب می‌بینیش.

00:18:53.560 --> 00:18:56.520
‫به لحظه لطفا!
‫منظورت لارنسه؟

00:18:56.520 --> 00:19:01.720
‫فکر کردم نباید دلواپست کنم، پس سرآشپز شدم.

00:19:01.720 --> 00:19:04.110
‫ولی تو داشتی بهم خیانت می‌کردی!

00:19:04.110 --> 00:19:06.790
‫کاملا اشتباه فهمیدی، عالی جناب!
‫می‌تونم توضیح بدم!

00:19:06.790 --> 00:19:08.680
‫نمی‌خوام بهونه‌هاتو بشنوم!

00:19:22.230 --> 00:19:24.200
‫چه الم شنگه‌ای.

00:19:24.200 --> 00:19:27.260
‫دیدن دعوای یه بچه و یه نوجوون یه چیز دیگه‌ست.

00:19:27.260 --> 00:19:29.730
‫اینقدر این حرفا رو نزنید و کمکم
‫کنید قانعش کنم!

00:19:29.730 --> 00:19:31.680
‫نمی‌تونیم.

00:19:31.680 --> 00:19:34.390
‫پیچیده کردن اوضاع فقط کارو
‫برات سخت‌تر می‌کنه، جیل-چان.

00:19:35.630 --> 00:19:37.100
‫درسته.

00:19:38.280 --> 00:19:40.620
‫عالی جناب، دارم میام تو.

00:19:41.060 --> 00:19:43.580
‫واقعا هیچی بین من و لارنس نیست.

00:19:43.830 --> 00:19:46.740
‫اگه عالی جناب داشت اذیت می‌شد،

00:19:46.740 --> 00:19:50.030
‫و من خبردار می‌شدم که یه زن
‫دیگه داره کمکش می‌کنه...

00:19:51.240 --> 00:19:54.530
‫عالی جناب، لطفا منو توی پتو بپیچونید
‫و بیرون پنجره آویزون کنید!

00:19:54.530 --> 00:19:55.000
‫چرا؟!

00:19:55.000 --> 00:19:57.510
‫اگه شما باهام این کارو می‌کردید،
‫همین کارو باهاتون می‌کردم!

00:19:57.510 --> 00:19:58.830
‫با طناب می‌چرخوندمتون!

00:19:59.090 --> 00:20:01.550
‫به-به نظر باحال میاد.

00:20:01.990 --> 00:20:07.560
‫اگه عالی جناب با شستن زیرلباسی‌های
‫زنونه اذیت می‌شد...

00:20:08.460 --> 00:20:10.240
‫کشتن تنها انتخاب بود.

00:20:10.240 --> 00:20:11.190
‫ترسناکه!

00:20:11.190 --> 00:20:13.720
‫و اینکه نمی‌دونم راجع به چی داری
‫حرف می‌زنی هم ترسناک‌ترش می‌کنه!

00:20:13.720 --> 00:20:15.890
‫ببخشید همچین الم شنگه بچگونه‌ای به پا کردم!

00:20:15.890 --> 00:20:17.690
‫نه عالی جناب شما خطایی نکردید!

00:20:18.020 --> 00:20:20.690
‫کردم. بدجنس بودم.

00:20:21.770 --> 00:20:24.160
‫متأسفم. لطفا بهم بگو.

00:20:24.520 --> 00:20:25.860
‫قول می‌دم گوش بدم.

00:20:25.860 --> 00:20:28.200
‫واقعا داستان کسل‌کننده ایه.

00:20:28.520 --> 00:20:32.530
‫اگه منجر به شایعاتی بشه که
‫تا با کسی غیر از منی کسل کننده نیست.

00:20:32.530 --> 00:20:33.900
‫این...

00:20:33.900 --> 00:20:38.160
‫بله، بابتش متأسفم، اما چیزه...

00:20:38.630 --> 00:20:40.420
‫می‌شه از نو شروع کنیم؟

00:20:40.420 --> 00:20:43.210
‫از اول که بخاطر اینکه من رابطه
‫دارم داشتین گریه می‌کردین.

00:20:43.210 --> 00:20:44.430
‫چرا؟

00:20:44.770 --> 00:20:48.100
‫دارم خوب رفتار می‌کنم تا مشکلی برات درست نکنم.

00:20:48.400 --> 00:20:51.500
‫خوشحال می‌شم نوازشتون کنم،
‫ولی فقط به اندازه.

00:20:51.500 --> 00:20:54.940
‫چی؟ فکر کردم نمی‌خوای نوازشم کنی.

00:20:54.940 --> 00:20:57.100
‫تـ-تاکتیکم عوض شد.

00:20:57.480 --> 00:21:00.710
‫تضمینی نیست که حریفت با نقشه‌هات همکاری کنه.

00:21:01.200 --> 00:21:03.400
‫چون دلیل اینکه تاکتیکت رو عوض کردی

00:21:03.400 --> 00:21:05.820
‫اینه که می‌دونستی اگه نکنی می‌بازی.

00:21:06.110 --> 00:21:09.250
‫می‌خوام کل داستان رو ازت بشنوم.

00:21:09.250 --> 00:21:13.550
‫اگه بگم، بازم خوش رفتار می‌مونی، عالی جناب؟

00:21:13.550 --> 00:21:16.320
‫البته. چی شده؟

00:21:16.720 --> 00:21:22.080
‫راستش... بعضی از شوالیه‌های اژدها داشتن اذیتم می‌کردن.

00:21:24.060 --> 00:21:25.330
‫این موقعست که...

00:21:26.200 --> 00:21:28.230
‫کشتن تنها انتخابه!

00:21:28.230 --> 00:21:31.370
‫زیک، کامیلا! چاقو رو از عالی جناب دور کنید!

00:21:30.440 --> 00:21:31.370
‫درست رفتار کن!

00:21:31.370 --> 00:21:33.100
‫نمی‌تونی، عالی جناب!

00:21:33.100 --> 00:21:35.470
‫عالی جناب!

00:21:35.494 --> 00:21:55.494
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:55.518 --> 00:22:15.518
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:10.350 --> 00:23:13.610
‫بیا. قصد داشتم اینا رو بدم جیل ولی...

00:23:16.030 --> 00:23:18.370
‫اگه فریدا اینجا بود، خیلی خوشحال می‌شد.

00:23:18.370 --> 00:23:21.000
‫اما اگه چیزیه که من درست کردم، پس...

00:23:21.000 --> 00:23:24.960
‫فریدا از همه چی می‌ترسه.
‫اجتناب‌ناپذیره. بی‌خیال.

00:23:25.310 --> 00:23:26.530
‫به هرحال برادر بزرگشی.

00:23:26.530 --> 00:23:27.450
‫هه؟

00:23:27.740 --> 00:23:29.820
‫چیه؟ چرا اینقدر گیج به نظر میای؟

00:23:32.230 --> 00:23:34.860
‫اینجور چیزا رو همه باید کنار هم بخورن.

00:23:35.950 --> 00:23:39.090
‫یه جورایی حس یه خونواده معمولی رو می‌ده.