﻿WEBVTT

00:00:01.190 --> 00:00:03.170
‫ریسل بهمون پیغامی داد.

00:00:04.120 --> 00:00:07.270
‫زمان و محل تحویل نیرو رو فرستاده.

00:00:09.660 --> 00:00:12.980
‫ما منتظر قوای کمکیش می‌مونیم،
‫بعد ارتشمون رو تشکیل می‌دیم.

00:00:13.004 --> 00:00:33.004
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:43.540 --> 00:01:49.250 position:20%
‫قسمت ۱۰: در نتیجه از نو شروع کردن زندگیم،
‫یک بار دیگه خودم رو در وضعیتی بدون انتخاب یافتم

00:01:44.190 --> 00:01:46.150
‫می‌گه به بهانه فرستادن ارتش

00:01:46.150 --> 00:01:49.200
‫برای گشتن دنبال هادیس، ارتش رو آماده کرده.

00:01:49.200 --> 00:01:53.680
‫وقتی بهمون ملحق بشن، باید اینجا
‫رو دوباره قلعه نظامی کنیم.

00:01:54.500 --> 00:01:56.380
‫نمی‌تونیم از شوالیه‌های اژدها استفاده کنیم.

00:01:56.380 --> 00:01:58.380
‫نیروهای کمکی پیاده‌نظام و سواره‌نظامن.

00:01:58.380 --> 00:02:00.420
‫براشون سخته که با ما حرکت کنن.

00:02:00.420 --> 00:02:04.520
‫اما اگه بعد اینکه بهمون پیوستن
‫عمومون ازشون خبردار بشه

00:02:04.520 --> 00:02:07.710
‫و اژهاهاش رو علیه ما بفرسته،
‫بی‌دفاع می‌شیم.

00:02:07.260 --> 00:02:08.860
‫من باید برم.

00:02:08.860 --> 00:02:12.080
‫چند بار بهت گفتم که یادت نره که امپراتوری؟

00:02:12.080 --> 00:02:13.960
‫و الان به سختی می‌تونی از جادو استفاده کنی!

00:02:13.960 --> 00:02:17.030
‫ولی حتی در این حالت هم، می‌تونم
‫اژدهایان رو کنترل کنم.

00:02:17.030 --> 00:02:20.550
‫در این صورت، پس من که از
‫خانواده سلطنتی راوه‌ام باید برم!

00:02:20.550 --> 00:02:23.250
‫بلدم چطور اژدهاها رو کنترل کنم.
‫تصمیم گرفته شد.

00:02:23.250 --> 00:02:24.530
‫نه. نمی‌تونم اعتماد—

00:02:24.530 --> 00:02:26.440
‫اعلی‌حضرت نگرانتون هستن، عالی‌جناب!

00:02:26.440 --> 00:02:29.080
‫اوه! پس می‌تونه دستیارم باشه.

00:02:29.080 --> 00:02:31.090
‫اینجوری که گفتی خوشم نیومد.

00:02:31.090 --> 00:02:34.090
‫گوش کنید. من نمی‌تونم اینجا رو ترک کنم.

00:02:34.090 --> 00:02:36.080
‫اگه عمومون مشکوک بشه،

00:02:36.080 --> 00:02:37.880
‫این یه هشدار برای ویسل هم می‌شه.

00:02:37.880 --> 00:02:41.340
‫دلیل رسمی برای حضور ریستئارد
‫رزمایش نظامی مشترکه.

00:02:41.780 --> 00:02:44.300
‫حتی اگه با شوالیه‌های من شناسایی بشه،

00:02:44.300 --> 00:02:45.820
‫می‌شه توضیحش داد.

00:02:45.820 --> 00:02:47.180
‫با هم رفتن ایده خوبیه.

00:02:47.840 --> 00:02:49.730
‫اگه اینطور می‌گی، پس...

00:02:50.060 --> 00:02:51.260
‫فهمیدم.

00:02:51.260 --> 00:02:54.720
‫تا محل تحویل، دو روز با اسب طول می‌کشه.

00:02:54.720 --> 00:02:57.880
‫نباید بذاریم اضطرابمون ما رو
‫رو دست و پاچه کنه. فهمیدین؟

00:02:57.880 --> 00:03:01.300
‫مخصوصا شما دوتا... هادیس و ریستئارد.

00:03:01.300 --> 00:03:05.230
‫هادیس یه چیزی، ولی چرا منو هم می‌گی، آبجی؟

00:03:05.230 --> 00:03:07.150
‫با هادیس بدجنس نباش.

00:03:07.150 --> 00:03:08.980
‫اگه با دو ماه فاصله

00:03:08.980 --> 00:03:10.960
‫لقب برادر بزرگ‌تر رو داری،
‫پس مثلش رفتار کن.

00:03:11.420 --> 00:03:12.820
‫گوش کنید، دوتایی‌تون.

00:03:12.820 --> 00:03:15.420
‫هر اتفاقی که افتاد، به عنوان دوست پشت سر بذارینش.

00:03:16.060 --> 00:03:18.410
‫و حتما برگردید.

00:03:20.270 --> 00:03:23.530
‫حتی شما هم نمی‌تونید از خواهر
‫بزرگتون سرپیچی کنید، نه عالی‌جناب؟

00:03:23.530 --> 00:03:25.560
‫اینطور نیست، ولی...

00:03:25.840 --> 00:03:29.050
‫جیل، تو هنوز بچه‌ای پس عجیبه که
‫اینو به تو بگم، ولی...

00:03:30.610 --> 00:03:32.440
‫بخاطر من مراقب برادرهای کوچیکم باش.

00:03:32.690 --> 00:03:33.490
‫چشم!

00:03:45.250 --> 00:03:47.700
‫می‌گم می‌گم، لارنس-کون، کدوم طرف بریم؟

00:03:47.700 --> 00:03:49.200
‫به چپ.

00:03:49.200 --> 00:03:52.050
‫به راه غیر مستقیمه،
‫ولی یه جاده قدیمی هست.

00:03:52.050 --> 00:03:55.160
‫محض احتیاط از زیک-سان
‫خواستم جلو رو دیده‌بانی کنه.

00:03:54.360 --> 00:03:55.160
‫اوی!

00:03:55.400 --> 00:03:56.870
‫کسی اون اطراف نبود.

00:03:56.870 --> 00:04:00.910
‫الان داشتم می‌گفتم... چرا از سمت
‫راست اومدین، زیک-سان؟

00:04:00.910 --> 00:04:03.170
‫شرمنده. وسط راه گم شدم.

00:04:03.170 --> 00:04:06.510
‫فکر کنم ازتون خواستم مسیر چپ رو بررسی کنید.

00:04:06.510 --> 00:04:10.470
‫متأسفم، لارنس-کون.
‫این احمق حتی نمی‌تونه درست دیده‌بانی کنه.

00:04:10.470 --> 00:04:12.520
‫مسیر درست رو برو تا پیداش کنی!

00:04:12.520 --> 00:04:16.030
‫چه طرز فکر در هم برهمی. و
‫مسئله محل کمپ هم هست.

00:04:16.380 --> 00:04:18.760
‫اون سه تا مشکلی براشون پیش نمیاد؟

00:04:18.760 --> 00:04:20.040
‫نگران نباشید لطفا.

00:04:20.040 --> 00:04:22.690
‫برخلاف ظاهر، توی کاراشون خوبن.

00:04:22.690 --> 00:04:24.580
‫امشب کجا می‌خوابیم؟

00:04:24.580 --> 00:04:27.400
‫مگه قبلا بارها اینو توضیح ندادم؟

00:04:27.400 --> 00:04:30.110
‫منظورت چیزیه که روی نقشه دیدی،
‫درسته؟ اون دقیقه؟

00:04:30.110 --> 00:04:32.090
‫تو اول باید بری بررسیش کنی.

00:04:32.090 --> 00:04:33.800
‫چی؟ تو برو.

00:04:33.800 --> 00:04:35.500
‫ها؟ نمی‌خوام.

00:04:35.500 --> 00:04:37.950
‫خیلی به‌دردنخوری.

00:04:38.590 --> 00:04:40.190
‫اوی، بیا بریم!

00:04:40.780 --> 00:04:42.680
‫چیکار می‌کنی، زیک-سان؟

00:04:42.680 --> 00:04:44.840
‫یه لحظه وایسا!

00:04:42.860 --> 00:04:47.080
‫سالم برگردید، پسر راکونی و مرد خرسی!

00:04:47.080 --> 00:04:48.720
‫خیلی عجیبه.

00:04:48.720 --> 00:04:52.560
‫انگار برگشتم به گذشته، نه، به آینده.

00:04:52.830 --> 00:04:56.200
‫اون سه تا تو یه چشم بهم زدن با هم دوست شدن، نه؟

00:04:56.200 --> 00:04:58.850
‫توی رو دربایستی نباش.
‫برو بهشون ملحق شو، جیل.

00:04:59.580 --> 00:05:01.600
‫البته اگه اونا رو به من ترجیح می‌دی.

00:05:01.600 --> 00:05:05.960
‫عـ-عالی جناب، بخاطر لارنس دلخوردید؟

00:05:05.960 --> 00:05:09.920
‫عه؟ دلخور نیستم. یه ذره هم دلخور نیستم.

00:05:09.920 --> 00:05:15.420
‫اینکه تو اونو به عنوان راهنمامون
‫انتخاب کردی اصلا دلخورم نمی‌کنه.

00:05:15.420 --> 00:05:19.330
‫اونجوری که اون برای ادای احترام
‫گستاخانه گفت «پوزش می‌طلبم عالی جناب»...

00:05:20.240 --> 00:05:23.120
‫اصلا دلخورم نمی‌کنه.

00:05:23.580 --> 00:05:24.810
‫بس کن.

00:05:24.810 --> 00:05:26.100
‫چرا این کارو کردی؟

00:05:26.100 --> 00:05:28.620
‫فقط دارم می‌گم باید بزرگوارتر باشی.

00:05:28.620 --> 00:05:32.550
‫عالی جناب، شایعات مربوط به من و لارنس فقط
‫دروغ‌هایی برای پرت کردن حواس دشمنن.

00:05:33.490 --> 00:05:37.280
‫آره می‌دونم. لارنس هم همینو بهم گفت.

00:05:37.600 --> 00:05:39.350
‫اون لبخند زد و دلسوزانه گفت:

00:05:39.350 --> 00:05:41.060
‫«اینکه دلخورتون نمی‌کنه، آره؟

00:05:41.060 --> 00:05:43.720
‫تازه به دوران رسیده‌ای مثل من
‫در مقایسه با امپراتور اژدها هیچی نیست.»

00:05:43.720 --> 00:05:46.200
‫خیلی رو داره، نه؟

00:05:46.200 --> 00:05:48.240
‫البته به تو شک ندارم، جیل.

00:05:48.240 --> 00:05:50.760
‫مطمئنم دلیل خوبی برای انتخابش داشتی.

00:05:50.760 --> 00:05:52.840
‫پس لازم نیست عصبانی باشین—

00:05:52.100 --> 00:05:53.430
‫عصبانی نیستم!

00:05:53.430 --> 00:05:55.240
‫فقط خوشم نمیاد، همین.

00:05:55.240 --> 00:05:58.050
‫چه بچگونه. سعی کن بیشتر شبیه یه امپراتور اژدها رفتار کنی.

00:05:58.960 --> 00:06:00.510
‫تو از اون دست آدمایی که

00:06:00.510 --> 00:06:02.450
‫لحظه نود خودشو جمع و جور می‌کنه، نه؟

00:06:02.840 --> 00:06:07.090
‫زیردستام دارن نگاهت می‌کنن.
‫رفتار زشتی نداشته باش.

00:06:09.760 --> 00:06:13.690
‫خیلی خوبه که شما و پرنس ریستئارد الان
‫با هم رابطه خوبی دارین، نه عالی جناب؟

00:06:13.690 --> 00:06:15.440
‫چرا عصبانی‌ای؟

00:06:17.430 --> 00:06:20.010
‫انگار حسودیم شده.

00:06:23.040 --> 00:06:25.230
‫فکر می‌کردم کم کم موقعش بشه.

00:06:27.120 --> 00:06:29.310
‫موقع چی کم کم؟

00:06:29.310 --> 00:06:31.150
‫که تو دوباره یه اشتباه سهوی بکنی.

00:06:31.150 --> 00:06:35.270
‫کامیلا، عروس من دوست داشتنیه!
‫چیکار کنم؟

00:06:35.270 --> 00:06:37.360
‫فقط بسپرش به من!

00:06:37.360 --> 00:06:40.260
‫می‌خوای دوباره یه چیز
‫بی‌فایده رو یادش بدی؟

00:06:40.260 --> 00:06:42.710
‫خب، تقصیر خودته، جیل-چان.

00:06:42.710 --> 00:06:43.160
‫عه؟

00:06:43.390 --> 00:06:47.680
‫اون پسر راکونی کیه دقیقا؟
‫اونو از کریتوس می‌شناسی؟

00:06:47.680 --> 00:06:50.930
‫نـ-نه، نمی‌شناسم ولی...

00:06:50.930 --> 00:06:55.530
‫اون پسر هر فرصتی که گیرش بیاد تو رو می‌پائه.
‫خیلی درموردت کنجکاوه.

00:06:55.860 --> 00:06:57.340
‫رابطه تو با اون چیه؟

00:06:57.340 --> 00:06:59.780
‫راز نگه داشتن در حین یه مأموریت مهم...

00:06:59.780 --> 00:07:01.850
‫تعجبی نداره که عالی جناب ناراحته.

00:07:02.850 --> 00:07:06.450
‫زیک قصد نداره چیزی درموردش بگه،
‫ولی من فرق دارم.

00:07:06.690 --> 00:07:08.770
‫و به نظرم اون پرنس هم همینطور.

00:07:08.770 --> 00:07:10.950
‫نقشه تو چیه، جیل-چان؟

00:07:10.950 --> 00:07:13.640
‫تحویل ارتش ممکنه یه دام باشه،

00:07:13.640 --> 00:07:16.110
‫ولی گذاشتی فرد مشکوک بهمون ملحق بشه.

00:07:16.110 --> 00:07:18.740
‫و بهمون نمی‌گی چرا چون بهمون اعتماد نداری؟

00:07:20.750 --> 00:07:26.840
‫اگه بشه به حافظه من اعتماد کرد،
‫لارنس زیردست پرنسس فیریس نیست.

00:07:26.840 --> 00:07:28.700
‫تحت فرمان پرنس جرالد کار می‌کنه.

00:07:29.980 --> 00:07:33.670
‫جیل-چان، چرا همچین چیز مهمی رو راز نگه داشتی؟

00:07:34.040 --> 00:07:39.170
‫برادر بزرگ‌ترش رو بردن قصر امپراتریس جنوبی پادشاه کریتوس.

00:07:39.170 --> 00:07:42.410
‫منظورت پادشاه جنوبی کریتوسه؟

00:07:42.410 --> 00:07:43.840
‫همونی که شایعه شده

00:07:43.840 --> 00:07:45.900
‫با اینکه پادشاهه خودشو
‫مشغول لذت‌های قصر اندرونی کرده؟

00:07:45.900 --> 00:07:47.840
‫می‌بینم که اینجا هم همه درموردش شنیدن.

00:07:48.190 --> 00:07:49.930
‫لارنس برای پیشبرد کار می‌کرد

00:07:49.930 --> 00:07:53.840
‫و زیردست پرنس جرالد شد تا خواهرشو آزاد کنه

00:07:53.840 --> 00:07:57.590
‫دلم براش می‌سوزه،
‫ولی اون اونه، این اینه.

00:07:57.960 --> 00:08:01.390
‫اینکه پرنسس فیریس در خفا برای صلح اومد اینجا...

00:08:01.390 --> 00:08:03.030
‫چه دروغ باشه چه حقیقت،

00:08:03.380 --> 00:08:07.210
‫بازم معنیش اینه که پرنس جرالد
‫لارنس رو کنترل می‌کنه، نه؟

00:08:07.210 --> 00:08:08.650
‫احتمالش بالاست که اون

00:08:08.650 --> 00:08:11.260
‫می‌دونه که پرنس جرالد اون در کف دستش داره.

00:08:11.510 --> 00:08:13.810
‫مسئولیتش رو قبول کن
‫و اونو قاطی این ماجراها کن.

00:08:13.810 --> 00:08:16.630
‫اگه این کارو کنی، حتماً برای اینکه تضمین
‫کنه زنده می‌مونه، اقدامی می‌کنه.

00:08:16.950 --> 00:08:18.520
‫هدف واقعیت اینه؟

00:08:19.330 --> 00:08:22.350
‫جیل-چان، همچین چیزی رو باید زودتر بگی.

00:08:22.350 --> 00:08:23.990
‫ممکنه آبجیت عصبانی بشه.

00:08:23.990 --> 00:08:25.420
‫ببخشید.

00:08:25.420 --> 00:08:28.980
‫فکر کردم حتی اگه نگم،
‫تو و زیک می‌فهمین.

00:08:29.300 --> 00:08:31.180
‫اطلاعات مهمه.

00:08:32.320 --> 00:08:33.810
‫نقشه عملی رو متوجه شدم.

00:08:39.430 --> 00:08:43.600
‫سوته، مراقب باش خرس امپراتور
‫رو شوکه‌زده نکنی! فعلا در حالت آماده باشی!

00:08:44.330 --> 00:08:47.860
‫عروسم محشره، همیشه به فکر همه‌چی هست.

00:08:47.860 --> 00:08:51.680
‫وقتی آزادانه عمل می‌کنم جلومو نمی‌گیرین
‫عالی جناب. چرا؟

00:08:52.050 --> 00:08:56.430
‫خب... گمونم بزرگ‌ترین دلیلش اینه که
‫می‌خوام ببینم چیکار می‌کنی.

00:08:57.300 --> 00:08:59.360
‫اصلا دلم نمی‌خواد دست و پاتو ببندم.

00:08:59.360 --> 00:09:02.640
‫نگران نیستین که تصمیم اشتباهی بگیرم؟

00:09:03.360 --> 00:09:04.440
‫نه.

00:09:05.510 --> 00:09:07.860
‫به هر حال، هرکی بهم خیانت کنه...

00:09:08.380 --> 00:09:11.140
‫آخرش من‌ام که سر پا می‌مونم.

00:09:12.250 --> 00:09:15.360
‫عالی جناب معتقده که حتما بهش خیانت می‌شه.

00:09:15.920 --> 00:09:17.610
‫نباید هیچوقت فراموش کنم.

00:09:17.610 --> 00:09:22.990
‫من اینجام... تا اون هرگز تنها نشه.

00:09:29.100 --> 00:09:32.460
‫زیک، تو می‌تونی اول بخوابی.

00:09:32.460 --> 00:09:35.320
‫لارنس-کون؟ چی شده؟

00:09:35.320 --> 00:09:37.040
‫خوابم نمیاد.

00:09:37.040 --> 00:09:40.130
‫امیدوارم فردا بتونیم بدون مشکل
‫به نیروهای دیگه ملحق بشیم.

00:09:40.130 --> 00:09:43.880
‫احتمال اینکه این یه دام باشه حدودا مساویه.

00:09:43.880 --> 00:09:46.640
‫احتمالش هست که پرنس ویسل سمت ما نباشه...

00:09:46.640 --> 00:09:49.790
‫یا عمدا داره نقشه‌های ما رو نادیده می‌گیره...

00:09:49.790 --> 00:09:52.340
‫در هر صورت، چاره‌ای نداریم جز
‫اینکه دل رو بزنیم به دریا.

00:09:52.340 --> 00:09:55.650
‫اما ما بهترین فرد مقابل براش رو داریم، نه؟

00:09:55.650 --> 00:09:58.270
‫فرد مقابل؟ منظورت عالی جنابه؟

00:09:59.470 --> 00:10:01.900
‫بیا فرض کنیم این یه دامه.

00:10:02.410 --> 00:10:07.680
‫بیا بگیم مثلا این کار به پرنس ریستئارد
‫یا رپنسس النتزیا سپرده شده بود.

00:10:07.680 --> 00:10:10.900
‫در اون صورت، اگه من بودم،
‫وانمود می‌کردم یار هستم...

00:10:11.710 --> 00:10:14.170
‫و یواشکی وارد دیوارهای نئوترال می‌شدم.

00:10:14.170 --> 00:10:15.800
‫بدتر از این نمی‌شه.

00:10:15.800 --> 00:10:18.370
‫اگه از داخل متفرق بشیم، به کل نابود می‌شیم.

00:10:18.640 --> 00:10:21.850
‫اما اگه امپراتور با چندین دسته از
‫سربازان خودش برسه،

00:10:21.850 --> 00:10:23.960
‫دشمن حتما سعی می‌کنه که دستگیرش کنه.

00:10:24.220 --> 00:10:26.690
‫وقتی دستگیر بشه، هم پرنس و هم پرنسس تسلیم می‌شن.

00:10:27.410 --> 00:10:31.190
‫هیچکی نیست که یه نبرد شکست خورده رو
‫بخاطر عالی جناب بجنگه.

00:10:33.510 --> 00:10:35.590
‫هیچکی به جز همنشین اژدها.

00:10:36.540 --> 00:10:40.150
‫اگه داری نقشه‌ راه فراری برای امپراتور می‌کشی،

00:10:40.150 --> 00:10:44.960
‫این آرایش جنگی بهت اجازه می‌ده
‫که هر دامی رو ببینی و تلفات رو به حداقل برسونی.

00:10:44.960 --> 00:10:46.670
‫اون ذهن تیزی داره.

00:10:47.680 --> 00:10:49.040
‫تو هم.

00:10:50.480 --> 00:10:54.200
‫همنشین اژدها چیزی درمورد من گفته؟

00:10:54.500 --> 00:10:57.650
‫بهمون گفت که می‌خواد تو
‫سالم برگردی کریتوس.

00:10:57.650 --> 00:10:59.210
‫برگردی پیش خواهر بزرگت.

00:11:01.290 --> 00:11:03.170
‫مچم رو گرفت! جدی گفت؟

00:11:03.170 --> 00:11:05.480
‫راز نگه داشتن هم حدی داره، نه؟

00:11:05.480 --> 00:11:10.310
‫مطمئنی باید اینجا باشی؟
‫اون خواهرت چیزیش نمی‌شه؟

00:11:10.590 --> 00:11:12.390
‫ازش نامه دریافت کردم.

00:11:12.390 --> 00:11:15.840
‫می‌گه سرحاله. اون حالش خوبه و نگران نباشم...

00:11:15.840 --> 00:11:19.550
‫انگار عالی جناب به اون علاقمند نیست
‫و اونو تنها گذاشته،

00:11:19.550 --> 00:11:21.180
‫پس هنوز وقت دارم.

00:11:21.180 --> 00:11:23.230
‫با اینکه در قصر اندرونیه؟

00:11:23.230 --> 00:11:28.140
‫خاندانی که من داخلش متولد شدم
‫فقط برای خودشیرینی اونو انداختن اونجا.

00:11:28.610 --> 00:11:34.040
‫در ضمن، فرد موردعلاقه فعلی عالی‌جناب،
‫یه پسر خوشگل مو بلنده.

00:11:34.040 --> 00:11:37.250
‫منم بودم دلم می‌خواست سریع بیارمش از اونجا بیرون.

00:11:37.860 --> 00:11:42.690
‫چه عجیب. توی کریتوس، اکثر مردم بهم
‫می‌گفتم که بی‌خیال بشم.

00:11:45.130 --> 00:11:48.150
‫خب، چون مستقیم روشون تاثیر نمی‌ذاره، اونا—

00:12:01.630 --> 00:12:03.620
‫اون اژدهای پیشتاز سرخه.

00:12:03.620 --> 00:12:05.900
‫نکنه که... شوالیه‌های اژدهای خانواده سلطنتین؟

00:12:06.490 --> 00:12:08.870
‫لطفا فعلا بسپرینش به من.

00:12:08.870 --> 00:12:11.130
‫حتی اگه برگردیم هم به موقع نمی‌رسیم.

00:12:11.390 --> 00:12:14.420
‫تو... می‌دونی قضیه چی بود؟

00:12:14.420 --> 00:12:17.090
‫نه. ولی مشکلی نیست.

00:12:17.500 --> 00:12:22.300
‫تا وقتی که پرنسس فیریس اونجاست، هیچکس
‫نمی‌تونه زیاد بهشون فشار بیاره.

00:12:22.300 --> 00:12:24.570
‫برای همینه من بانو رو اونجا گذاشتم.

00:12:25.120 --> 00:12:28.400
‫و نمی‌خواستم به همنشین اژدها دینی داشته باشم.

00:12:28.400 --> 00:12:31.020
‫به هر حال، یه روز ما به‌عنوان
‫دشمن مقابل هم قرار می‌گیریم.

00:12:33.790 --> 00:12:35.880
‫سه تا بودن که داشتن پرواز می‌کردن، نه؟

00:12:36.280 --> 00:12:38.190
‫پیغام‌رسان یا جاسوس...

00:12:38.190 --> 00:12:40.940
‫یا شایدم فرمانی دیگه برای شوالیه‌های اژدها...

00:12:41.840 --> 00:12:44.910
‫اگه اتفاقی افتاد، اینجا بهترین مکان برای تغییر تاکتیکه.

00:12:44.910 --> 00:12:46.590
‫به آشیانه اژدهایان نزدیکه.

00:12:46.590 --> 00:12:48.580
‫لااقل، من بودم به اینجا فرار می‌کردم.

00:12:48.580 --> 00:12:49.960
‫جدی هستی؟

00:12:49.960 --> 00:12:52.290
‫خطر اینکه محاصره بشیم هست،

00:12:52.290 --> 00:12:53.940
‫اما اگه اژدهایان رو تحریک نکنی،

00:12:53.940 --> 00:12:55.840
‫نیازی نیست نگران حمله‌شون باشی.

00:12:56.160 --> 00:12:58.640
‫این بهترین انتخابمون برای یه محل مخفی شدنه.

00:12:59.260 --> 00:13:01.330
‫لطفا اینو به همنشین اژدها هم بگید.

00:13:01.330 --> 00:13:03.240
‫طوری که داری اینو می‌گی...

00:13:03.240 --> 00:13:07.720
‫انگار فکر می‌کنی این یه دامه.
‫قصد داری چیکار کنی؟

00:13:07.720 --> 00:13:08.810
‫تو مهارت زیادی نداری، درسته؟

00:13:10.400 --> 00:13:12.040
‫چیزیم نمی‌شه.

00:13:12.040 --> 00:13:15.110
‫جادوی زیادی ندارم، پس تقریبا توی
‫کریتوس به دردنخور در نظر گرفته می‌شم.

00:13:15.580 --> 00:13:17.410
‫اگه با وجود خطر نتایج خوبی بگیرم،

00:13:17.410 --> 00:13:18.640
‫روی پیشبردم اثری نمی‌ذاره.

00:13:18.880 --> 00:13:22.930
‫تصمیم گرفتم که بهترین انتخابم
‫اینه که به شماها کمک کنم.

00:13:23.560 --> 00:13:25.440
‫بخاطر آینده خودم...

00:13:27.580 --> 00:13:30.460
‫می‌خوام مطمئن شم که برنده می‌شین.

00:13:31.120 --> 00:13:33.370
‫اتفاقی که بعد برنده شدنمون
‫می‌افته منو می‌ترسونه.

00:13:33.370 --> 00:13:37.420
‫باید اول پیروز بشیم.
‫هنوزم دستمزدی نگرفتیم.

00:13:37.420 --> 00:13:39.370
‫ولی واقعا حیفه.

00:13:40.050 --> 00:13:42.970
‫اون اینجا کسی رو نداره که پشتش رو بگیره.

00:13:42.970 --> 00:13:45.240
‫حتی اگه با پرنس ازدواج نکرده بود،

00:13:45.240 --> 00:13:48.710
‫در کریتوس، شاید به عنوان یه
‫خدای جنگ ستایش می‌شد.

00:13:49.130 --> 00:13:52.340
‫ولی این هیچ ربطی به خوشبختی جیل-چان نداره.

00:13:52.730 --> 00:13:55.350
‫خیلی به همنشین اژدها علاقمند شدین، نه؟

00:13:55.350 --> 00:13:57.070
‫تو هم همینطور.

00:13:57.070 --> 00:13:58.320
‫معلومه؟

00:13:59.950 --> 00:14:02.570
‫اون توی امپراطور چی می‌بینه اصلا؟

00:14:02.570 --> 00:14:05.400
‫به جای اینکه فکرت درگیرش باشه باید بپذیریشو

00:14:05.400 --> 00:14:06.520
‫وگرنه فقط احساس بدتری پیدا می‌کنی.

00:14:06.520 --> 00:14:08.130
‫یادم می‌مونه.

00:14:08.130 --> 00:14:09.700
‫هر چقدر هم که فکر کنم،

00:14:09.700 --> 00:14:12.770
‫نمی‌تونم تصور کنم که همنشین اژدها
‫امپراطور رو رها کنه.

00:14:12.770 --> 00:14:15.120
‫و مطمئنم شما هم همین کارو می‌کنید.

00:14:15.380 --> 00:14:19.820
‫حتی بدون کاپیتان هم، امپراطور رو رها نمی‌کنم.

00:14:21.280 --> 00:14:24.820
‫اون بهم گفت اگه این کار کاپیتان رو نجات می‌ده،
‫امپراتور رو تحویل بدم، می‌دونی؟

00:14:25.290 --> 00:14:27.160
‫رو مخه، نه؟

00:14:27.160 --> 00:14:32.020
‫که اینطور. یه روش موثر برای
‫محافظت از همنشین اژدهاست.

00:14:33.130 --> 00:14:37.720
‫و دلیل اینکه نمی‌تونه امپراتور رو ترک کنه
‫اینه که امپراتور می‌تونه همچین چیزایی بگه.

00:14:39.950 --> 00:14:43.190
‫اگه همه چی مطابق نقشه پیش بره،
‫فردا به نقطه تحویل می‌رسیم.

00:14:43.730 --> 00:14:45.320
‫من می‌رم بخوابم.

00:14:45.680 --> 00:14:48.040
‫امیدوارم شما هم زیاد به خودتون فشار نیارید.

00:14:48.040 --> 00:14:49.900
‫باشه. فردا می‌بینیمت.

00:14:57.590 --> 00:15:01.110
‫بچه خوبیه. بدم میاد.

00:15:03.090 --> 00:15:06.570
‫از بخشی از خودم که می‌خواد همین
‫الان تا وقت هست کارشو تموم کنم، بدم میاد.

00:15:07.000 --> 00:15:10.460
‫نکن. اون داره همین فکرو می‌کنه.

00:15:23.500 --> 00:15:26.790
‫ظاهرا، قبلا یه رود بزرگ اینجا جاری بود.

00:15:27.170 --> 00:15:29.590
‫اما اژدهایان یه آشیانه بالای رود ساختن.

00:15:29.590 --> 00:15:32.150
‫آب با صخره‌ها مسدود شد
‫و رودخونه خشک شد.

00:15:32.690 --> 00:15:37.620
‫خب، حالا بیایین از این رود خشک برای
‫رفتن به سوی آشیانه اژدهایان استفاده کنیم.

00:15:37.890 --> 00:15:41.190
‫حتی خانواده امپراطوری هم
‫اجازه ورود به یه آشیانه رو ندارن.

00:15:41.190 --> 00:15:42.610
‫اونجا یه مکان مقدسه.

00:15:42.610 --> 00:15:45.950
‫متوجه‌ام. نگران نباشید لطفا.

00:15:46.840 --> 00:15:50.890
‫محل ملاقات همین جلوـه. بیایین عجله کنیم.

00:15:51.370 --> 00:15:54.640
‫اما، اینجا چیز زیادی برای مسدود کردن مسیر دید نیست،

00:15:54.640 --> 00:15:56.740
‫پس سعی کنید تا جای ممکن کنار رود بمونید.

00:15:56.740 --> 00:15:59.290
‫از درخت‌ها برای پوشش در پیش‌روی استفاده می‌کنیم.

00:15:59.940 --> 00:16:03.920
‫عالی جناب، بهم گفتین شما هم نمی‌تونستین
‫وارد آشیانه اژدها بشین، درسته؟

00:16:03.920 --> 00:16:06.520
‫چون من امپراطور اژدهام نباید مشکلی باشه.

00:16:06.520 --> 00:16:11.370
‫راوه خیلی مراقبه. و من فقط می‌خواستم
‫یه غذای جدید رو امتحان کنم.

00:16:11.760 --> 00:16:16.420
‫مایلم امتحانش کنم، ولی مطمئنم
‫راوه-ساما خوشش نمیاد.

00:16:16.730 --> 00:16:20.360
‫راوه می‌گه به هیچ وجه نمی‌تونی بری.
‫انگار مثل همیم.

00:16:20.650 --> 00:16:22.220
‫انتخابی ندارم پس.

00:16:22.220 --> 00:16:25.560
‫توی آشیانه نمی‌رم دنبال یه اژدها
‫سیاه چشم طلایی بگردم.

00:16:30.210 --> 00:16:31.870
‫پرنسس النتزیا؟

00:16:32.520 --> 00:16:36.430
‫فکر می‌کردم قرار نبود با اژدها
‫پیغام بفرسته تا توجه کسی رو جلب نکنه.

00:16:36.430 --> 00:16:39.280
‫حتما یه چیز فوری نظرش رو عوض کرده.

00:16:39.280 --> 00:16:40.430
‫پیاده شید!

00:16:40.430 --> 00:16:42.610
‫اسب‌ها کنار اژدهایی اونطوری مضطرب می‌شن!

00:16:48.180 --> 00:16:51.590
‫کامیلا و زیک، و لارنس!
‫مراقب اسب‌ها باشین لطفا!

00:16:51.590 --> 00:16:54.310
‫عالی جناب، کنار پرنس ریستئارد بمونید لطفا!

00:16:57.050 --> 00:17:00.570
‫پرنسس النتزیا! اتفاقی افتاده؟

00:17:01.500 --> 00:17:04.460
‫شنیدم دیشب اژدهایان درحال
‫پرواز به سمت نئوترال دیده شدن.

00:17:04.740 --> 00:17:06.070
‫اون یه جور تله بود که—

00:17:06.070 --> 00:17:08.290
‫بله. ببخشید خیلی یهوییه.

00:17:08.290 --> 00:17:10.430
‫می‌شه ریستئارد رو برام صدا کنی؟

00:17:10.430 --> 00:17:11.420
‫چشم!

00:17:14.160 --> 00:17:16.300
‫پرنسس النتزیا، چیکار می‌کنی؟!

00:17:16.300 --> 00:17:18.330
‫تکون نخورید، هادیس! ریستئارد!

00:17:19.270 --> 00:17:20.440
‫ای داد.

00:17:20.710 --> 00:17:22.260
‫چیکار می‌کنی، آبجی؟

00:17:22.630 --> 00:17:23.960
‫پرنسس النتزیا!

00:17:24.250 --> 00:17:28.760
‫متأسفم، جیل. متأسفم.
‫واقعا متأسفم.

00:17:30.010 --> 00:17:31.450
‫ولی من—

00:17:31.450 --> 00:17:32.450
‫چرا داری عذرخواهی می‌کنی؟

00:17:37.320 --> 00:17:42.000
‫النتزیا، تو داری کار درست رو می‌کنی.

00:17:42.940 --> 00:17:44.130
‫برید!

00:17:44.130 --> 00:17:46.590
‫امپراتور قلابی که حال امپراتورمون
‫رو بد می‌کنه رو دستگیر کنید!

00:17:48.320 --> 00:17:49.200
‫عالی جناب!

00:17:49.460 --> 00:17:52.300
‫آروم بیایید! خون‌ریزی غیرضروری لازم نداریم!

00:17:52.300 --> 00:17:54.610
‫اونا برادرهای کوچیکتن که اونجان!

00:17:54.610 --> 00:17:57.720
‫ریستئارد کشته نمی‌شه!
‫عمومون گفت همه رو متقاعد می‌کنه!

00:17:57.720 --> 00:18:00.350
‫پس عالی جناب چی؟
‫چی به سر عالی جناب میاد؟

00:18:01.500 --> 00:18:02.770
‫متأسفم.

00:18:03.290 --> 00:18:05.120
‫عالی جناب! عالی جناب!

00:18:05.120 --> 00:18:07.970
‫ولم کن! عالی جناب! عالی جناب!

00:18:06.400 --> 00:18:08.430
‫اینجا... چه خبره؟

00:18:08.430 --> 00:18:10.790
‫پس شوالیه‌های اژدها بهمون خیانت کردن؟

00:18:10.790 --> 00:18:11.980
‫به نظر میاد آره.

00:18:18.640 --> 00:18:20.120
‫منو خیلی دست‌کم گرفتن.

00:18:20.120 --> 00:18:22.100
‫شما سه تا هادیس رو ببرید و فرار کنید!

00:18:22.510 --> 00:18:25.040
‫تو بهم خیانت نکردی؟

00:18:25.040 --> 00:18:26.040
‫البته که نه!

00:18:27.290 --> 00:18:29.710
‫شماها، از هادیس محافظت کنید!

00:18:33.660 --> 00:18:34.710
‫نه.

00:18:35.060 --> 00:18:36.710
‫همگی منو ول کنید و فرار کنید!

00:18:37.040 --> 00:18:38.470
‫نقشه‌تون چیه، عالی جناب؟

00:18:38.470 --> 00:18:39.820
‫تو هم باهامون فرار می‌کنی!

00:18:39.820 --> 00:18:41.680
‫دارم بهتون دستور می‌دم فرار کنید!

00:18:42.020 --> 00:18:43.420
‫شوالیه‌های همنشین اژدها!

00:18:44.830 --> 00:18:49.510
‫اینکه هنوز آدمایی وجود دارن که بهم
‫خیانت نمی‌کنن... یه معجزه‌ست!

00:18:51.580 --> 00:18:53.250
‫بریم، راوه.

00:18:53.250 --> 00:18:56.680
‫به اندازه کافی انرژی جادویی نداریم که
‫به حساب اون شمشیر آسمانی قلابی برسیم.

00:18:56.680 --> 00:18:57.840
‫مواظب باش.

00:18:57.840 --> 00:18:59.800
‫فکر کردی با کی داری حرف می‌زنی؟

00:19:00.440 --> 00:19:01.910
‫کل نیروی فعلیم...

00:19:02.350 --> 00:19:03.620
‫از کافی هم بیشتره!

00:19:14.590 --> 00:19:15.570
‫چی شد؟

00:19:20.270 --> 00:19:23.680
‫استفاده کردن از یه اژدها علیه من
‫ایده تو از ترحمه؟

00:19:23.960 --> 00:19:26.630
‫نه، رزا! نذار هادیس کنترلت کنه!

00:19:27.560 --> 00:19:30.490
‫نترسید! اون کل جادوشو با اون استفاده کرده!

00:19:30.490 --> 00:19:31.580
‫حمله کنید!

00:19:38.460 --> 00:19:41.040
‫هنوز جادو داشت؟

00:19:43.730 --> 00:19:46.300
‫قویه، برادر کوچیکم.

00:19:46.810 --> 00:19:49.170
‫نه... گمونم برادرم نیست.

00:19:52.560 --> 00:19:54.050
‫تو هیولایی؟

00:19:57.030 --> 00:19:58.370
‫عالی جناب! این کارو نکن!

00:20:01.350 --> 00:20:02.540
‫جیل...

00:20:02.840 --> 00:20:04.340
‫به چه دلیلی؟

00:20:05.370 --> 00:20:08.520
‫اون... یه خائنه!

00:20:08.770 --> 00:20:12.730
‫ایرادی نداره، عالی جناب.
‫لازم نیست فعلا بکشیدش.

00:20:15.370 --> 00:20:19.760
‫اگه بیشتر بجنگید، دوباره
‫به تخت بسته می‌شین، نه؟

00:20:19.760 --> 00:20:22.590
‫چیزی نیست. من اینجام.

00:20:36.740 --> 00:20:40.460
‫اگه هادیس دستگیر شده باشه،
‫پس دیگه نیازی به تو ندارم.

00:20:40.460 --> 00:20:42.360
‫عمو، این قرارمون نبود!

00:20:43.990 --> 00:20:45.410
‫باید نجاتش بدم.

00:20:47.370 --> 00:20:48.650
‫من...

00:20:49.590 --> 00:20:51.060
‫باید نجاتش بدم.

00:20:52.550 --> 00:20:53.470
‫بمیر.

00:20:53.470 --> 00:20:56.590
‫اگه می‌تونی این کارو بکن!
‫من همنشین اژدهام!

00:20:56.614 --> 00:21:16.614
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:21:16.638 --> 00:21:36.638
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:22:32.810 --> 00:22:36.120
‫امپراطور قلابی رو دستگیر کردیم!
‫پیروزی مال ماست!

00:22:37.560 --> 00:22:39.790
‫از اینجا برید اعلی‌حضرت، تا وقت هست!

00:22:39.790 --> 00:22:45.000
‫شـ-شماها... اون دختر... اون دختر کوچولو...

00:22:45.000 --> 00:22:47.860
‫از یه گردباد استفاده کرد تا بتونیم فرار کنیم.
‫چرا حرومش می‌کنید؟

00:22:47.860 --> 00:22:49.380
‫قبلا اینکه پیدامون کنن عجله کنید!

00:22:51.460 --> 00:22:54.510
‫ولی فرار کردن به چه دردی می‌خوره؟
‫همنشین اژدها دیگه...

00:22:54.510 --> 00:22:56.870
‫جیل زنده‌ست! عالی جناب هم!

00:22:56.870 --> 00:23:00.090
‫امپراطور اژدها و همنشین هرگز
‫از یه اژدها شکست نمی‌خورن!

00:23:00.090 --> 00:23:02.010
‫اونا اینجوری نمی‌میرن!

00:23:02.010 --> 00:23:06.780
‫خوشم اومد. پس منم با همین فرض اقدام می‌کنم.

00:23:06.780 --> 00:23:11.480
‫از دستورات من پیروی می‌کنید.
‫در عوض، فرارمون رو تضمین می‌کنم.

00:23:11.480 --> 00:23:12.460
‫اونا اینجان!

00:23:12.460 --> 00:23:14.060
‫خوب نیست. خیلی زیادن.

00:23:14.060 --> 00:23:15.110
‫فقط می‌تونیم فرار کنیم.

00:23:15.110 --> 00:23:16.040
‫این طرف!