﻿WEBVTT

00:00:05.000 --> 00:00:16.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:25.460 --> 00:00:27.130
‫- حوصله‌ام سر رفته
‫- باشه

00:00:27.960 --> 00:00:30.630
‫- هیچی معلوم نیست
‫- من خیلی چیزها می‌بینم

00:00:31.170 --> 00:00:32.720
‫- پرنده رو می‌بینی؟
‫- نه

00:00:33.590 --> 00:00:34.719
‫چی می‌بینی؟

00:00:34.720 --> 00:00:38.640
‫آب. امواج. ابرها. تو

00:00:39.140 --> 00:00:41.680
‫- فکر کردم دنبال یه پرنده‌ایم
‫- هستیم

00:00:43.020 --> 00:00:44.430
‫گفتی اسمش چی بود؟

00:00:44.440 --> 00:00:46.229
‫- چی؟
‫- پرندهه

00:00:46.230 --> 00:00:48.149
‫باید یادت بمونه

00:00:48.150 --> 00:00:50.020
‫- دوتاعکسی آب...
‫- نه

00:00:50.940 --> 00:00:53.900
‫- دوباعکسی... آب...
‫- نه. اینقدر نگو عکس

00:00:54.900 --> 00:00:56.199
‫یادم نمیاد
‫برو پیداش کن

00:00:57.240 --> 00:00:59.200
‫باید تا اونجا برم

00:01:03.160 --> 00:01:04.160
‫آره

00:01:25.390 --> 00:01:27.980
‫آبچلیک توآموتو؟

00:01:28.480 --> 00:01:30.110
‫- آفرین
‫- آره

00:01:30.900 --> 00:01:32.070
‫کجاست؟

00:01:32.940 --> 00:01:34.070
‫هنوز پیداش نکردم

00:01:38.660 --> 00:01:42.580
‫- تو فکرم بیخیال بشم
‫- آره؟ تصمیمی که بهش رسیدی رو بهم بگو

00:01:43.620 --> 00:01:45.160
‫تصمیم گرفتم بیخیال بشم

00:01:46.370 --> 00:01:48.499
‫واقعاً می‌خواست بره پرنده‌نگری

00:01:48.500 --> 00:01:49.539
‫اومدیم پرنده‌نگری

00:01:49.540 --> 00:01:51.289
‫و پرنده می‌بینید

00:01:51.290 --> 00:01:52.919
‫راهش این نیست

00:01:52.920 --> 00:01:55.589
‫اگه فقط بخواد پرنده ببینه،
‫باید تلویزیون رو روشن کنه

00:01:55.590 --> 00:01:57.509
‫عاشق اون برنامه سیاره زمین هست

00:01:57.510 --> 00:02:00.759
‫الان روی سیاره زمین هستیم، ایمی.
‫یه جای خیلی قشنگش

00:02:00.760 --> 00:02:04.099
‫و اینجا پرنده هست.
‫قراره پرنده خاص رو پیدا کنیم

00:02:04.100 --> 00:02:06.099
‫- بهش زمان بده
‫- اون مثل تو نیست

00:02:06.100 --> 00:02:09.230
‫نمی‌خوام مثل من باشه.
‫فقط می‌خوام یکم کمتر شبیه تو باشه

00:02:10.940 --> 00:02:13.899
‫خدای من. الان واقعاً این حرف رو زدی؟

00:02:13.900 --> 00:02:15.859
‫- آره
‫- و جدی هستی؟

00:02:15.860 --> 00:02:17.900
‫- بله. خدافظ ایمی
‫- مراقب پسرم باش

00:02:18.490 --> 00:02:20.450
‫تا آخر سال برش می‌گردونم!

00:02:24.990 --> 00:02:26.250
‫یه خرچنگ پیدا کردم

00:02:34.550 --> 00:02:36.299
‫- اون چیه؟
‫- کتاب پرنده‌نگریم

00:02:36.300 --> 00:02:37.800
‫یکی هم واسه تو دارم

00:02:44.180 --> 00:02:45.100
‫خالیه

00:02:45.101 --> 00:02:47.270
‫الان خالیه. تو باید پُرش کنی

00:02:48.060 --> 00:02:48.930
‫با چی؟

00:02:48.931 --> 00:02:51.689
‫هر جوری بخوای می‌تونی پُرش کنی.
‫همه یه جور انجامش میدن

00:02:51.690 --> 00:02:55.979
‫من دوست دارم چیزهایی که می‌بینم رو
‫نقاشی کنم. از نقاشی کشیدن خیلی یاد می‌گیرم

00:02:55.980 --> 00:02:59.779
‫چیزی که می‌بینم، جایی که دیدمش
‫و سؤالاتی که دارم رو می‌کشم

00:02:59.780 --> 00:03:01.199
‫ما هیچ پرنده‌ای ندیدیم

00:03:01.200 --> 00:03:03.029
‫پرنده دیدیم.
‫اون پرنده خاص رو ندیدیم

00:03:03.030 --> 00:03:05.579
‫- چه جور سؤالاتی؟
‫- هر سؤالی که بخوای

00:03:05.580 --> 00:03:06.830
‫پرنده کجاست؟

00:03:09.160 --> 00:03:10.660
‫اون سؤال خوبیه

00:03:12.661 --> 00:03:19.661
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:03:20.684 --> 00:03:23.684
‫ترجمه از «امیرعلی»

00:04:00.590 --> 00:04:03.089
‫- اگه پرنده رو پیدا نکنیم چی؟
‫- پیداش می‌کنیم

00:04:03.090 --> 00:04:04.469
‫- تا حالا تسلیم شدی؟
‫- نه

00:04:04.470 --> 00:04:06.719
‫- هیچوقت؟
‫- نه

00:04:06.720 --> 00:04:08.009
‫هیچوقت؟
‫نه

00:04:12.560 --> 00:04:14.560
‫تا حالا فکر کردی که شاید این سالم نیست؟

00:04:15.150 --> 00:04:18.189
‫مامانم وقتی از تو حرف می‌زنه
‫از این کلمه استفاده می‌کنه

00:04:18.190 --> 00:04:20.529
‫تک‌بعدی. وس...

00:04:20.530 --> 00:04:22.490
‫- وسواسی؟
‫- آره

00:04:26.240 --> 00:04:29.029
‫سخت‌گیر. کله‌شق. غیر...

00:04:29.030 --> 00:04:30.370
‫غیرقابل انعطاف

00:04:34.250 --> 00:04:37.879
‫وقتی مامانت هم‌سن تو بود،
‫یه جفت جوراب داشت که روش توت‌فرنگی داشت

00:04:37.880 --> 00:04:39.419
‫- تا حالا بهت گفته؟
‫- نه

00:04:39.420 --> 00:04:42.799
‫جوراب موردعلاقه‌اش بود.
‫یه روز در میون می‌پوشیدش

00:04:42.800 --> 00:04:44.839
‫اگه کثیف بود، بازم می‌پوشیدش

00:04:44.840 --> 00:04:46.800
‫- چندش
‫- آره موفقم

00:04:47.390 --> 00:04:49.969
‫ولی براش خیلی مهم بود

00:04:49.970 --> 00:04:51.140
‫چرا؟

00:04:52.350 --> 00:04:53.980
‫کادوی برادرش بود

00:05:00.940 --> 00:05:02.980
‫یه روز صبح، مامانت با ترس از خواب بیدارم کرد

00:05:02.990 --> 00:05:05.319
‫چون نمی‌تونست یه لنگه از جوراب‌های توت‌فرنگیش رو پیدا کنه

00:05:05.320 --> 00:05:07.529
‫همه‌جا رو زیر و رو کرد

00:05:07.530 --> 00:05:10.239
‫مامانت خیلی خوب بلد بود
‫وسایلش رو نگهداری کنه،

00:05:10.240 --> 00:05:11.739
‫پس براش غافلگیرکننده بود،

00:05:11.740 --> 00:05:15.659
‫خصوصاً چون همیشه مراقب جوراب توت‌فرنگیش بود

00:05:15.660 --> 00:05:19.419
‫ولی یه لنگه جوراب واقعاً گم شده بود.
‫خیلی ناراحت بود

00:05:19.420 --> 00:05:22.089
‫گریه می‌کرد.
‫گفت نمی‌خواد بره مدرسه

00:05:22.090 --> 00:05:25.300
‫بهش گفتم باید بره مدرسه
‫و من جورابش رو پیدا می‌کنم

00:05:26.050 --> 00:05:28.050
‫اون روز باهاش سوار اتوبوس مدرسه شدم

00:05:28.680 --> 00:05:30.390
‫بعدش از اتوبوس پیاده شدم،

00:05:31.140 --> 00:05:32.350
‫و پیاده رفتم خونه

00:05:34.680 --> 00:05:36.559
‫کل روز داشتم دنبال لنگه جوراب مامانت می‌گشتم

00:05:36.560 --> 00:05:40.609
‫تمام اتاق‌ها، کشوها، قفسه‌ها،

00:05:40.610 --> 00:05:43.109
‫کمدها، پشتِ همه‌چیز و بالای همه‌چیز رو گشتم

00:05:43.110 --> 00:05:45.030
‫همه‌جا رو گشتم

00:05:52.660 --> 00:05:55.910
‫حتی جاهایی رو نگاه کردم
‫که نباید نگاه می‌کردم

00:06:28.740 --> 00:06:32.119
‫وقتی مامانت اومد خونه،
‫مجبور شدم بهش بگم لنگه جورابش رو پیدا نکردم،

00:06:32.120 --> 00:06:33.829
‫که نمی‌خواستم بگم

00:06:33.830 --> 00:06:36.539
‫ولی این رو هم بهش گفتم که بیخیال نشدم

00:06:36.540 --> 00:06:38.700
‫نشوندمش و باهاش حرف زدم

00:06:38.710 --> 00:06:42.129
‫پرسیدم آخرین بار لنگه جوراب رو کجا دیده،
‫جوراب‌هاش رو کجا نگه داشته

00:06:42.130 --> 00:06:44.039
‫تا حالا یه لنگه جوراب گم کرده یا نه؟

00:06:44.040 --> 00:06:47.259
‫لنگه جورابی که هنوز داشت رو بررسی کردم

00:06:47.260 --> 00:06:49.339
‫دیدم که تمیزه،

00:06:49.340 --> 00:06:50.629
‫تازه شسته شده،

00:06:50.630 --> 00:06:52.969
‫ولی یه تار مو روش بود،

00:06:52.970 --> 00:06:55.639
‫که می‌دونستم مال مادرت نیست

00:06:55.640 --> 00:06:58.470
‫وقتی والدینم اومدن خونه،
‫با اون‌ها هم صحبت کردم

00:06:58.480 --> 00:06:59.729
‫نه تنها در مورد لنگه جوراب،

00:06:59.730 --> 00:07:03.230
‫در مورد تمام اتفاقاتی که روز قبل توی خونه افتاده

00:07:07.440 --> 00:07:08.779
‫هیچکس لنگه جوراب رو ندیده بود

00:07:08.780 --> 00:07:13.610
‫و هیچکس نگفت اتفاقی افتاده
‫که توضیح بده چه بلایی سر لنگه جوراب اومده

00:07:13.620 --> 00:07:15.369
‫اون شب توی تخت خوابم نشستم

00:07:15.370 --> 00:07:20.499
‫دفترم رو نگاه کردم و پشت سر هم بررسیش کردم

00:07:20.500 --> 00:07:22.119
‫و بعد یه چیزی فهمیدم

00:07:22.120 --> 00:07:26.879
‫مامانم، که می‌شه مامان‌بزرگ تو، بهم گفته بود
‫توی چند روز گذشته کسی به خونه نیومده،

00:07:26.880 --> 00:07:30.259
‫ولی توی آشپزخونه یه ظرف کاسرول آبی دیده بودم،

00:07:30.260 --> 00:07:32.679
‫که می‌دونستم مال خانم گاس‌ـه،
‫که برامون غذا آورده بود،

00:07:32.680 --> 00:07:35.679
‫با اینکه بابام گفته بود دیگه نمی‌خواد بیاره

00:07:35.680 --> 00:07:40.269
‫خانم گاس چند خونه پایین‌تر از ما بود
‫و خانم گاس اخیراً یه سگ گرفته بود

00:07:40.270 --> 00:07:44.400
‫یه توله‌سگ. بدون توله‌سگش هم هیچ‌جا نمی‌رفت

00:07:45.060 --> 00:07:47.979
‫یه تئوری داشتم که وقتی بابام نبوده،

00:07:47.980 --> 00:07:50.569
‫خانم گاس با توله‌سگش اومده،

00:07:50.570 --> 00:07:53.359
‫و توله‌سگه یه لنگه جوراب رو
‫از رخت‌ها برداشته،

00:07:53.360 --> 00:07:55.569
‫کاری که گاهی توله‌سگ‌ها انجام میدن

00:07:55.570 --> 00:07:59.909
‫و این می‌شد علتی که مو روی لنگه جوراب بود.
‫یا در واقع، تار مو ماجرای گم شدن جوراب رو توضیح می‌داد

00:07:59.910 --> 00:08:02.079
‫از تختم پا شدم. یواشکی از خونه‌مون زدم بیرون

00:08:02.080 --> 00:08:04.039
‫رفتم دم خونه گاس

00:08:04.040 --> 00:08:05.749
‫از حصار پشتیش بالا رفتم

00:08:05.750 --> 00:08:08.420
‫و لونه سگ توی حیاط پشتی رو گشتم

00:08:10.710 --> 00:08:12.050
‫و پیداش کردم

00:08:13.340 --> 00:08:14.880
‫آوردمش خونه

00:08:14.890 --> 00:08:17.390
‫با اون یکی لنگه جوراب توی سینک شستمش

00:08:17.890 --> 00:08:19.850
‫تا دیروقت بیدار موندم که خشک بشن،

00:08:20.600 --> 00:08:23.520
‫بعد گذاشتم‌شون پایین تخت مامانت

00:08:25.100 --> 00:08:26.440
‫مامانت رو دوست دارم

00:08:28.190 --> 00:08:29.609
‫نمی‌خواستم گریه کردنش رو ببینم

00:08:29.610 --> 00:08:33.950
‫و بهش گفتم لنگه جوراب توت‌فرنگیش رو پیدا می‌کنم
‫که پیدا هم کردم

00:08:36.160 --> 00:08:38.080
‫اون کاری بود که می‌تونستم برای مامانت بکنم

00:08:40.870 --> 00:08:42.910
‫تنها راهِ بودن این نیست، ولی...

00:08:45.170 --> 00:08:46.750
‫من اینجوری‌ام

00:10:13.210 --> 00:10:16.379
‫- صبح بخیر، خاله کوردلیا
‫- صبح بخیر جناب

00:10:16.380 --> 00:10:19.510
‫- هنوز پرنده رو ندیدم
‫- باشه. می‌گردیم

00:10:25.180 --> 00:10:27.600
‫ممکنه آخرش هیچوقت پرنده رو پیدا نکنیم

00:10:33.820 --> 00:10:35.320
‫تهش اونجوری نمی‌شه

00:10:44.000 --> 00:10:46.000
‫« قسمت چهارم »
‫« آخرین شیلا »

00:10:59.300 --> 00:11:01.179
‫- آماده‌ای؟
‫- نه

00:11:01.180 --> 00:11:03.970
‫- تقریباً؟
‫- وقتی آماده بودم بهت میگم

00:11:06.430 --> 00:11:08.640
‫- اون چیه؟
‫- کتاب پرنده‌نگری

00:11:11.520 --> 00:11:12.689
‫اون پرنده نیست

00:11:12.690 --> 00:11:14.190
‫فرقی ندارن

00:11:15.110 --> 00:11:16.189
‫جدی؟

00:11:16.190 --> 00:11:18.730
‫یه کتاب پرنده‌نگری بود
‫که توش پرنده نداشت؟

00:11:18.740 --> 00:11:19.819
‫آره

00:11:19.820 --> 00:11:23.699
‫وقتی کارآگاه کاپ داشت پرنده‌نگری میدانی انجام می‌داد،
‫گزارشش رو نگه می‌داشت

00:11:23.700 --> 00:11:25.949
‫اونجوری اطلاعات رو پردازش می‌کرد

00:11:25.950 --> 00:11:27.739
‫اینجوری تحقیق می‌کرد

00:11:27.740 --> 00:11:29.499
‫توی پرونده‌هاش هم همین کار رو می‌کرد

00:11:29.500 --> 00:11:31.499
‫داخل این کتاب رو دیدین؟

00:11:31.500 --> 00:11:33.459
‫- در نهایت بله
‫- و چی دیدین؟

00:11:33.460 --> 00:11:36.589
‫صفحاتی داشت که توشون طراحی‌ها،
‫یادداشت‌ها، لیست‌ها،

00:11:36.590 --> 00:11:39.960
‫تداعی واژه‌ها، نقشه‌ها و سؤالات داشت

00:11:39.970 --> 00:11:43.430
‫یه طرح سازمانی داشت
‫که هیچوقت نتونستم بفهمم چیه

00:11:44.180 --> 00:11:46.679
‫ولی اول کتاب یه صفحه خاص داشت

00:11:46.680 --> 00:11:49.599
‫در مورد تک تک افرادی که براش... جالب بودن

00:11:49.600 --> 00:11:52.309
‫- مظنونین؟
‫- مظنون نبودن

00:11:52.310 --> 00:11:54.019
‫کی براش جالب بود؟

00:11:54.020 --> 00:11:56.189
‫اون موقع، یه صفحه

00:11:56.190 --> 00:11:58.900
‫در مورد وزیر امور خارجه استرالیا، دیوید رایلنس بود

00:12:03.610 --> 00:12:05.360
‫سرآشپز کاخ سفید، مارولا

00:12:05.370 --> 00:12:08.290
‫می‌خوام بکشمت!

00:12:10.160 --> 00:12:13.170
‫دی‌دیر گوتارد، قنّاد کاخ سفید

00:12:18.710 --> 00:12:21.339
‫- الف. ب. وینتر
‫- در مورد الف. ب. وینتر یه صفحه داشت؟

00:12:21.340 --> 00:12:22.550
‫بله

00:12:30.020 --> 00:12:33.099
‫تازه یه صفحه دیگه رو شروع کرده بود.
‫پیشخدمت، شیلا کانون

00:12:33.100 --> 00:12:36.399
‫مأمور پارک، واقعاً داری به این کمیته میگی

00:12:36.400 --> 00:12:40.069
‫خانم کاپ وسط شب نشسته بوده
‫و گزارش‌نویسی می‌کرده

00:12:40.070 --> 00:12:43.190
‫در حالی که دویست نفر،
‫از جمله رئیس‌جمهور ایالات متحده

00:12:43.200 --> 00:12:46.320
‫و نخست‌وزیر استرالیا، منتظرش بودن؟

00:12:47.160 --> 00:12:49.199
‫بله. دارم همین رو میگم

00:12:49.200 --> 00:12:51.159
‫کارآگاه کاپ کارها رو به روش خودش،

00:12:51.160 --> 00:12:53.999
‫در زمان خودش انجام می‌داد
‫و به تصمیم خودش آماده می‌شد

00:12:54.000 --> 00:12:55.789
‫آماده‌ام

00:12:55.790 --> 00:12:58.330
‫طبقه سوم بودم

00:12:58.340 --> 00:13:01.089
‫اگه بذاری می‌تونم توضیح بدم

00:13:01.090 --> 00:13:03.549
‫نن کاکس خیلی مشروب‌خوره، باشه؟

00:13:03.550 --> 00:13:06.880
‫اولین چیزی که باید بدونی اینه،
‫پس ثبتش کن

00:13:06.890 --> 00:13:10.679
‫یه سری‌ها میگن، وای اون دختره عاشق مشروبه

00:13:10.680 --> 00:13:13.970
‫حتی یه سری‌ها احتمالاً به من نسبتش بدن

00:13:13.980 --> 00:13:15.099
‫مشروب‌خورش ملسه
‫خیلی می‌خوره

00:13:16.270 --> 00:13:18.860
‫قل قل قل قل...

00:13:19.650 --> 00:13:23.609
‫ولی خانم کاکس، و می‌دونم،
‫می‌دونم مادر خانم رئیس‌جمهوره...

00:13:23.610 --> 00:13:28.240
‫نباید چیزی بگم،
‫ولی میگم که خیلی مشروب می‌خوره

00:13:30.080 --> 00:13:31.330
‫می‌تونم اینجا سیگار بکشم؟

00:13:34.910 --> 00:13:35.750
‫حقایق:

00:13:35.751 --> 00:13:39.379
‫خانم کاکس همیشه درخواست ودکا می‌کنه،

00:13:39.380 --> 00:13:42.749
‫و ما دستورات اکید داریم
‫که بهش ندیم. تمام پیشخدمت‌ها

00:13:42.750 --> 00:13:45.710
‫دستورش مستقیماً از طرف آقای مورگن اومده.
‫ولی ببین، بذار این رو بهت توضیح بدم:

00:13:45.720 --> 00:13:49.259
‫خانم کاکس به یه ورش هم نیست.
‫هِی بهت گیر میده

00:13:49.260 --> 00:13:51.679
‫دروغ میگه. تهدیدت می‌کنه. بددهنه

00:13:51.680 --> 00:13:53.309
‫اعتراف می‌کنم. بددهنه

00:13:53.310 --> 00:13:55.470
‫ولی لامصب دوستش دارم

00:13:55.480 --> 00:13:57.269
‫عاشق سر تا پاشم

00:13:57.270 --> 00:13:59.019
‫پسرش حسابی رو اعصابه

00:13:59.020 --> 00:14:00.979
‫الیوت مورگن، آقای اول؟

00:14:00.980 --> 00:14:05.029
‫بله قربان. ولی اون سختگیر و بددهنه
‫و مشروبش رو می‌خواد و من درک می‌کنم

00:14:05.030 --> 00:14:08.319
‫حالا گیر افتادیم. یا الف. ب. و آقای مورگن تنبیه‌مون می‌کنه

00:14:08.320 --> 00:14:11.069
‫یا خانم کاکس شکم‌مون رو سفره می‌کنه

00:14:11.070 --> 00:14:12.320
‫حرفی توش نیست

00:14:19.790 --> 00:14:24.460
‫پس وقتی مشروب می‌خواست، براش می‌بردم. ختم کلام

00:14:31.050 --> 00:14:32.680
‫چرا توی اتاق بازی بودم؟

00:14:33.510 --> 00:14:35.470
‫می‌خوای همین رو بدونی، درسته؟

00:14:40.980 --> 00:14:41.980
‫درسته

00:14:43.190 --> 00:14:46.530
‫علتی که توی اتاق بازی بودم...

00:14:47.280 --> 00:14:48.690
‫اینه چون...

00:14:53.830 --> 00:14:57.330
‫قبل از اینکه بطری رو به خانم کاکس تحویل بدم
‫یه شات ودکا زدم

00:14:58.750 --> 00:14:59.830
‫دوتا شات زدم

00:15:02.210 --> 00:15:03.539
‫دهنش رو! سه‌تا شات زدم

00:15:03.540 --> 00:15:07.169
‫ولی به عنوان پاداش در نظر گرفتمش
‫و نیازش داشتم. اصلاً هم پشیمون نیستم

00:15:07.170 --> 00:15:08.090
‫چرا نیازش داشتی؟

00:15:08.091 --> 00:15:10.839
‫گوش کن، تو توی عمرت شاغل بودی، درسته؟

00:15:10.840 --> 00:15:12.049
‫قبل از این کار
‫این شغله

00:15:13.051 --> 00:15:14.889
‫- جدی؟
‫- الان داوطلب نشدم

00:15:14.890 --> 00:15:19.889
‫آره خب، بگذریم،
‫وقتی شاغلی این حس رو گاهی داری

00:15:19.890 --> 00:15:21.769
‫گاهی، نه همه اوقات

00:15:21.770 --> 00:15:23.899
‫وقتی حس می‌کنی بخشی از یه چیزی هستی

00:15:23.900 --> 00:15:26.770
‫تا حدی که دیگه حس نمی‌کنی یه شغله، باشه؟

00:15:26.780 --> 00:15:28.939
‫عجیبه، ولی باهاش حال می‌کنی

00:15:28.940 --> 00:15:31.609
‫حس می‌کنی لازمت دارن
‫و تو لازمـشون داری،

00:15:31.610 --> 00:15:33.239
‫و حس شگفت‌انگیزیه

00:15:33.240 --> 00:15:36.529
‫ولی بعدش تو یه بشکن زدن،
‫یه چیزی می‌شه که حالت رو می‌گیره

00:15:36.530 --> 00:15:39.079
‫و تو هم میگی، «ریدم توش!
‫فقط همین بود؟ یه شغل کیری؟»

00:15:39.080 --> 00:15:41.709
‫- امشب اینجوری شد؟
‫- امشب عالی نبود، خانم کاپ

00:15:41.710 --> 00:15:43.330
‫روراست میگم، عالی نبود

00:15:47.710 --> 00:15:49.420
‫می‌خوای بدونی چی شد؟

00:15:51.680 --> 00:15:52.760
‫باشه

00:15:53.510 --> 00:15:55.180
‫میگم چی شد

00:15:56.260 --> 00:15:58.309
‫اینجوری شد:

00:15:58.310 --> 00:16:02.519
‫داشتم توی اتاق پذیرایی کار می‌کردم،
‫خیلی هم بهم خوش می‌گذشت

00:16:02.520 --> 00:16:04.059
‫حواسم به کار بود

00:16:04.060 --> 00:16:07.310
‫همه‌اش همینه، باشه؟

00:16:07.320 --> 00:16:09.859
‫واسه همین اینجا کار می‌کنیم.
‫من واسه این اینجا کار می‌کنم

00:16:09.860 --> 00:16:12.779
‫دوستان من، همراهم یه لیوان بلند کنید

00:16:12.780 --> 00:16:15.489
‫به سلامتی بهترین پیشخدمت در تاریخ کاخ سفید، شیلا کانون

00:16:15.490 --> 00:16:18.869
‫نمایش همینه، اصل ماجرا

00:16:18.870 --> 00:16:22.200
‫نمی‌تونم بگم چقدر داشت بهم خوش می‌گذشت، خانم کاپ

00:16:22.210 --> 00:16:25.169
‫درگیر کار بودم. خیلی خوشحال بودم

00:16:25.170 --> 00:16:29.040
‫بعدش یهویی،
‫رالی حال‌گیر اومد پیشم و گفت...

00:16:29.050 --> 00:16:31.009
‫دیگه نمی‌خوایم توی سالن کار کنی

00:16:31.010 --> 00:16:34.509
‫- چی؟
‫- برو توی اتاق پشتی کمک بده

00:16:34.510 --> 00:16:37.509
‫منم کاملاً گیج شده بودم، خب؟

00:16:37.510 --> 00:16:40.219
‫نمی‌دونستم چرا این حرف رو زد

00:16:40.220 --> 00:16:42.849
‫به هیچ عنوان. آخه مگه نیرو زیاد بود؟

00:16:42.850 --> 00:16:45.890
‫یا به خاطر برازندگیم
‫بقیه خدمتکارها رو بد جلوه می‌دادم؟

00:16:45.900 --> 00:16:47.439
‫یا... چمی‌دونم،

00:16:47.440 --> 00:16:49.730
‫ولی چون آدم مشتی‌ای هستم، رفتم پشت

00:16:53.110 --> 00:16:54.399
‫سؤال نپرسیدم

00:16:54.400 --> 00:16:56.860
‫فقط رفتم پشت و کمک کردم
‫چون این یه شغله،

00:16:56.870 --> 00:16:58.449
‫من هم می‌خواستم کارم رو بکنم

00:16:58.450 --> 00:17:02.909
‫پس وقتی نن کاکس سرویس خواست...
‫که خواست... به اون هم کمک کردم

00:17:02.910 --> 00:17:04.409
‫من دارم کمک می‌کنم عزیزم،

00:17:04.410 --> 00:17:08.129
‫حالا اگه خودم دوتا پیک بزنم،
‫هزینه جاه‌طلبیه دیگه

00:17:08.130 --> 00:17:11.499
‫درست میگم؟
‫می‌خوای حال من رو بگیری؟

00:17:11.500 --> 00:17:16.050
‫من هم چند جرعه می‌خورم
‫و خودم رو سرحال میارم

00:17:16.550 --> 00:17:18.180
‫بعدش همه راضی‌ان

00:17:24.930 --> 00:17:28.190
‫اتفاقی که افتاد اون بود

00:17:29.360 --> 00:17:31.689
‫- اصلاً شبیه واقعیتش نیست
‫- حتی شبیه به شباهت هم نیست

00:17:31.690 --> 00:17:35.320
‫اگه شبیه اینجا باشه
‫و شبیه به شباهت اینجا باشه...

00:17:35.900 --> 00:17:37.239
‫گرفتم قضیه رو

00:17:37.240 --> 00:17:40.239
‫درسته که بهش گفتم دیگه نمی‌خوایم توی سالن کار کنه

00:17:40.240 --> 00:17:42.329
‫چرا دیگه نمی‌خواستی توی سالن کار کنه؟

00:17:42.330 --> 00:17:44.079
‫ما که می‌خواستیم

00:17:44.080 --> 00:17:47.249
‫- مشکل این بود که اون کار نمی‌کرد
‫- چی کار می‌کرد؟

00:17:47.250 --> 00:17:49.749
‫- نمی‌دونم
‫- نه جدی میگم، داره چی کار می‌کنه؟

00:17:49.750 --> 00:17:51.460
‫جداً. نمی‌دونم

00:17:52.050 --> 00:17:53.419
‫داره چی کار می‌کنه؟

00:17:53.420 --> 00:17:56.219
‫باشه، اون؟ اون رو میگی؟

00:17:56.220 --> 00:17:58.549
‫باشه، باید توضیحش می‌دادم

00:17:58.550 --> 00:18:01.720
‫به خاطر این بود که خانم آبکین
‫ازم خواست اونجا بشینم

00:18:02.310 --> 00:18:04.140
‫بانوی اول سابق کیم آبکین؟

00:18:04.164 --> 00:18:05.996
‫[کیم آبکین]
‫[من قبلاً اینجا زندگی می‌کردم]

00:18:06.020 --> 00:18:07.229
‫- آره
‫- تا حدودی درسته

00:18:07.230 --> 00:18:09.099
‫اینجاش رو باید از قبل بگم

00:18:09.100 --> 00:18:13.689
‫اگه بخواید درکش کنید،
‫باید به نمودار صندلی‌ها برگردی

00:18:13.690 --> 00:18:16.819
‫- نمودار صندلی‌ها؟
‫- که از اولش هم داغون بود

00:18:16.820 --> 00:18:20.909
‫نه حتی فقط نمودار صندلی‌ها.
‫هر چیزی که به صندلی‌ها مربوط بود

00:18:20.910 --> 00:18:22.239
‫همه‌چیز

00:18:22.240 --> 00:18:25.329
‫اتاق پذیرایی دولت کم و بیش ۱۴۰ نفر ظرفیت داره

00:18:25.330 --> 00:18:27.409
‫الیوت مورگن از اول واضح گفت

00:18:27.410 --> 00:18:29.999
‫که می‌خواد شام رسمی داخل برگزار بشه

00:18:30.000 --> 00:18:31.830
‫توی محوطه جنوبی هیچ چادری نباشه

00:18:34.380 --> 00:18:36.129
‫چادر نباشه

00:18:36.130 --> 00:18:38.839
‫فکر کنم این اولین چیزی باشه
‫که دیدم براش اینقدر مهمه

00:18:38.840 --> 00:18:41.639
‫- چادر نباشه
‫- مشکلی نداشتم. داخل رو ترجیح می‌دادم

00:18:41.640 --> 00:18:43.389
‫لیلی می‌خواست با چادر بیرون باشه

00:18:43.390 --> 00:18:45.429
‫ولی خانواده مورگن مدام لیست مهمون‌ها رو تغییر می‌دادن

00:18:45.430 --> 00:18:48.979
‫کار خانواده مورگن نبود.
‫کار اون بود. لیلی

00:18:48.980 --> 00:18:50.979
‫هر روز یه لیست جدید بهمون می‌دادن

00:18:50.980 --> 00:18:53.019
‫هر روز یه لیست جدید بهمون می‌داد

00:18:53.020 --> 00:18:56.439
‫گاهی ۱۸۰ نفر. گاهی ۲۵۰.
‫گاهی ۴۰۰

00:18:56.440 --> 00:19:00.239
‫خیلی بلاتکلیف بودن.
‫الیوت نمی‌تونست تصمیم بگیره

00:19:00.240 --> 00:19:02.360
‫اون نمی‌تونست تصمیم بگیره

00:19:02.370 --> 00:19:06.369
‫معنیش این بود که نمی‌دونستیم فقط قراره
‫توی اتاق پذیرایی باشیم،

00:19:06.370 --> 00:19:07.539
‫یا شاید اتاق شرقی،

00:19:07.540 --> 00:19:09.619
‫یا شاید برای تعدیل نفرات
‫از اتاق قرمز استفاده کنیم،

00:19:09.620 --> 00:19:11.959
‫یا شاید حتی بریم بیرون توی چادر

00:19:11.960 --> 00:19:14.249
‫چادر... ممنوع

00:19:14.250 --> 00:19:17.629
‫قضیه چند ماه ادامه داشت

00:19:17.630 --> 00:19:19.629
‫تا یک هفته قبل از شام رسمی ادامه داشت

00:19:19.630 --> 00:19:23.089
‫مشکل اینجا بود که فقط بحث جابجا کردن میزها نبود

00:19:23.090 --> 00:19:24.849
‫شامل کل خونه می‌شد

00:19:24.850 --> 00:19:27.219
‫باید دقیق می‌دونستی که کجا هستی

00:19:27.220 --> 00:19:29.429
‫باید دقیق می‌دونستی چندتا نیرو می‌خوای

00:19:29.430 --> 00:19:30.850
‫باید واسه همه‌چیز تمرین کنی

00:19:52.920 --> 00:19:56.249
‫بالأخره روی ۲۲۱ مهمون توافق کردیم

00:19:56.250 --> 00:19:59.459
‫و توی اتاق پذیرایی دولت
‫و اتاق قرمز برگزار می‌شد

00:19:59.460 --> 00:20:03.339
‫دیوونه‌وار بود. ولی ردیف شد.
‫ردیف شده بود

00:20:03.340 --> 00:20:06.430
‫تعداد دست‌مون بود. مکان رو داشتیم.
‫آماده بودیم

00:20:08.060 --> 00:20:10.180
‫- بعدش...
‫- چی؟

00:20:10.770 --> 00:20:11.770
‫دهنش سرویس!

00:20:12.230 --> 00:20:15.400
‫- چی؟
‫- چی نه. کی

00:20:25.820 --> 00:20:28.619
‫همه‌چیز رو زیر و رو کرد

00:20:28.620 --> 00:20:30.539
‫باید بیرون توی چادر باشیم

00:20:30.540 --> 00:20:31.829
‫چادر ممنوع

00:20:31.830 --> 00:20:33.959
‫- سرسرای مجلل چطور؟
‫- چی چطور؟

00:20:33.960 --> 00:20:35.079
‫می‌تونیم اونجا غذا بخوریم

00:20:35.080 --> 00:20:36.829
‫عاشق اون ایده هستم

00:20:36.830 --> 00:20:39.339
‫- نه. چی؟
‫- توی سرسرای مجلل غذا نمی‌خوریم

00:20:39.340 --> 00:20:41.509
‫باز شروع شد.
‫«نمی‌تونیم. نمی‌شه»

00:20:41.510 --> 00:20:44.629
‫«وقتی ۱۵۰ سال پیش که کارم رو
‫اینجا شروع کردم، اون کار رو نمی‌کردیم»

00:20:44.630 --> 00:20:46.429
‫باید طرز فکرت رو تغییر بدی

00:20:46.430 --> 00:20:47.430
‫خیلی مهمه

00:20:47.431 --> 00:20:51.010
‫اولین باری که یه زندگی‌نامه شماره یک پرفروش
‫نیویورک تایمزی نوشتم،

00:20:51.020 --> 00:20:53.559
‫مردم گفتن،
‫«عمراً بازم بتونه»

00:20:53.560 --> 00:20:55.480
‫و کم‌کم حرف‌شون رو باور کردم

00:20:56.190 --> 00:20:58.810
‫ولی بعدش سایه‌نویسم گفت
‫می‌تونه راحت کتاب‌های بیشتری بنویسه

00:20:58.820 --> 00:21:01.149
‫الان چهارده‌تا زندگی‌نامه نوشتم

00:21:01.150 --> 00:21:05.400
‫آخریش می‌شه «معتبر»،
‫در مورد پرتاب شدن به فضاست

00:21:05.410 --> 00:21:07.030
‫- چرا؟
‫- نمی‌دونم

00:21:08.070 --> 00:21:08.990
‫ولی باحاله

00:21:08.991 --> 00:21:13.579
‫درست مثل اینکه غذا خوردن توی سرسرای مجلل
‫دور یه فوّاره باحاله

00:21:13.580 --> 00:21:14.540
‫فوّاره؟

00:21:14.541 --> 00:21:17.749
‫پولش از کجا میاد؟
‫بودجه‌ی هیچیش رو ندارین

00:21:17.750 --> 00:21:20.839
‫پول کلاً از کجا میاد، الف.ب.؟
‫از یه کپه پول دیگه میاد

00:21:20.840 --> 00:21:21.959
‫پول همینجوریه

00:21:21.960 --> 00:21:24.759
‫این غیرعادی نیست.
‫منشی‌های اجتماعی و افرادشون

00:21:24.760 --> 00:21:28.549
‫با هر دولت جدیدی میان و می‌خوان کارها رو
‫به روش خودشون انجام بدن

00:21:28.550 --> 00:21:32.599
‫و ما همیشه کارها رو به روش خودمون انجام دادیم.
‫توی کاخ

00:21:32.600 --> 00:21:34.059
‫یه تعارض ساختاریه

00:21:34.060 --> 00:21:36.479
‫ما در برابر اون‌ها

00:21:36.480 --> 00:21:39.559
‫این ماجرا فقط... خشن‌تر بود

00:21:39.560 --> 00:21:41.769
‫- می‌فهمی چی میگم؟
‫- آره، ولی میز نیاز داریم

00:21:41.770 --> 00:21:45.359
‫- یه نقشه اول و دوم داری؟
‫- چه خبره؟

00:21:45.360 --> 00:21:48.319
‫جدی میگم، چند نفر قراره واسه شام بیان؟

00:21:48.320 --> 00:21:49.739
‫باشه دوستان، گوش کنید

00:21:49.740 --> 00:21:51.659
‫میز رو برگردون

00:21:51.660 --> 00:21:55.040
‫بگذریم، الان به خاطر سن پیر،
‫اتاق قرمزی در کار نبود

00:21:55.620 --> 00:21:57.040
‫گفت قرمز «انرژیش بده»...

00:21:57.790 --> 00:22:01.039
‫ترس قرمز. گاو قرمز. عرق نیشکر قرمز

00:22:01.040 --> 00:22:04.709
‫دهاتی‌ها. عروسی سرخ. لابستر قرمز...

00:22:04.710 --> 00:22:07.799
‫حالا کل شام باید داخل
‫اتاق پذیرایی دولت برگزار می‌شد،

00:22:07.800 --> 00:22:11.389
‫که یعنی باید ۷۵ نفر رو
‫از لیست مهمون‌ها حذف می‌کردن

00:22:11.390 --> 00:22:14.469
‫ولی مشکل بزرگتر نمودار صندلی بود

00:22:14.470 --> 00:22:18.599
‫لیلی اینقدر وقتش رو صرف نگرانی در مورد مکان ضیافت کرده بود،

00:22:18.600 --> 00:22:22.360
‫که اصلاً به این فکر نکرده بود
‫که کی قراره روی کدوم صندلی بشینه

00:22:23.070 --> 00:22:24.320
‫من یه نمودار صندلی داشتم

00:22:30.070 --> 00:22:32.450
‫۱۵تا نمودار صندلی داشت!

00:22:36.250 --> 00:22:38.999
‫و چون سن پیر نمی‌تونست به شام بیاد،

00:22:39.000 --> 00:22:42.460
‫دقیق تا جایی که مردم می‌خواستن بشینن
‫داشت تغییرات اعمال می‌کرد

00:22:47.760 --> 00:22:50.089
‫نه، نه. بدتر از اون

00:22:50.090 --> 00:22:54.810
‫تا جایی که دیگه نشسته بودن.
‫و ازمون خواستن جابجاشون کنیم

00:23:10.110 --> 00:23:12.199
‫میزبانی پویاست

00:23:12.200 --> 00:23:14.659
‫به انرژی اتاق پاسخ میدی

00:23:14.660 --> 00:23:18.619
‫تعامل مردم رو می‌بینی،
‫روابطی که شکل می‌گیره

00:23:18.620 --> 00:23:21.419
‫گوش کن، از کارشون ممنون بودم،

00:23:21.420 --> 00:23:25.289
‫ولی این کادری‌ها،
‫یه سری‌هاشون توی دهه شصت گیر کردن

00:23:23.313 --> 00:23:24.313
‫[جرج مک‌کاچن - نگهبان]

00:23:25.290 --> 00:23:29.009
‫جدی میگم، هر چی ازشون بپرسی میگن،
‫«قبلاً اون کار رو نکردیم»

00:23:26.033 --> 00:23:27.033
‫[جرج مک‌کاچن]

00:23:29.010 --> 00:23:31.840
‫خب باشه! الان انجامش میدیم

00:23:32.760 --> 00:23:33.970
‫سعی کردم مؤدب باشم

00:23:34.850 --> 00:23:37.469
‫این همه جابجا کردن
‫یعنی یه سری صندلی خالی بود،

00:23:37.470 --> 00:23:39.850
‫مشکل هم همون بود

00:23:41.060 --> 00:23:44.020
‫- چون قانون اول میزبانی چیه؟
‫- شراب درجه یک رو مخفی کن

00:23:45.570 --> 00:23:47.979
‫هیچ صندلی‌ای خالی نباشه

00:23:47.980 --> 00:23:50.489
‫یه سری صندلی خالی بود که باید پُر می‌شد

00:23:50.490 --> 00:23:53.160
‫یکی‌شون کنار بانوی اول سابق آبکین بود

00:23:53.780 --> 00:23:57.159
‫خانم آبکین از شیلا خواست که بشینه

00:23:57.160 --> 00:24:03.039
‫فکر کردم مهم‌تره که بانوی اول سابق ایالات متحده

00:24:03.040 --> 00:24:06.630
‫بهش خوش بگذره تا اینکه ما یه خدمتکار دیگه
‫توی سالن داشته باشیم

00:24:07.710 --> 00:24:09.209
‫- اضافی؟
‫- چرا شیلا؟

00:24:09.210 --> 00:24:12.469
‫چون موردعلاقه‌ام بود.
‫می‌دونم نباید این رو بگم،

00:24:12.470 --> 00:24:14.799
‫ولی من دیگه اینجا زندگی نمی‌کنم و به کتفم هم نیست

00:24:14.800 --> 00:24:16.049
‫کِی میریم خونه؟

00:24:16.050 --> 00:24:18.559
‫- بستگی داره دیگه چی بگی؟
‫- اگه بگم من کشتمش چی؟

00:24:18.560 --> 00:24:20.929
‫- اونجوری کارمون پیش میره
‫- من نکشتمش

00:24:20.930 --> 00:24:22.019
‫هر چی تو بگی

00:24:22.020 --> 00:24:26.350
‫باشه. واقعاً خیلی غم‌انگیزه.
‫هشت سال باهاش کار کردم

00:24:26.360 --> 00:24:28.519
‫من هم با افرادی کار کردم
‫که می‌خواستم بکشمـشون

00:24:28.520 --> 00:24:32.239
‫نه، نه. من و الف.ب. وینتر
‫همیشه باهمدیگه کنار می‌اومدیم

00:24:32.240 --> 00:24:33.529
‫هیچوقت باهم کنار نمی‌اومدن

00:24:33.530 --> 00:24:37.739
‫اولاً، خیلی درست نیست.
‫همه با کیم آبکین کنار اومدن

00:24:37.740 --> 00:24:39.489
‫غیرممکن بود که کنار نیای

00:24:39.490 --> 00:24:43.619
‫الف.ب. مشکلی باهاش نداشت.
‫ولی شیلا مشکل بود

00:24:43.620 --> 00:24:46.629
‫همینه که هست.
‫خانواده لینکلن تام پندل رو داشت

00:24:46.630 --> 00:24:51.000
‫خانواده کندی پرستون بروس رو داشت.
‫راستش، خانواده آیزنهاور هم همینطور

00:24:51.010 --> 00:24:53.969
‫وقتی زن ویلسون جرمن مریض بود...
‫ویلسون اینجا خدمتکار بود...

00:24:53.970 --> 00:24:56.679
‫لیندون بی جانسون دکترهای شخصیش رو فرستاد
‫که درمانش کنن

00:24:56.680 --> 00:25:01.059
‫شیلا کانون موردعلاقه خانواده آبکین بود
‫و اصلاً نزدیک هم نبود

00:25:01.060 --> 00:25:03.559
‫خصوصاً واسه خانم آبکین.
‫راست می‌گفتن

00:25:03.560 --> 00:25:07.149
‫اون هم برای الف.ب. سخت بود
‫چون شیلا سبکش نبود

00:25:07.150 --> 00:25:11.779
‫اون پر سر و صداست، اهل شوخیه،
‫منحصر به فرد و با اراده است

00:25:11.780 --> 00:25:14.190
‫وقتی خانواده آبکین اینجا بودن
‫حسابی می‌تازوند

00:25:14.200 --> 00:25:16.450
‫و وقتی رفتن سقوط کرد

00:25:19.780 --> 00:25:23.500
‫- یعنی چی؟
‫- یعنی مردم وابسته می‌شن، باشه؟

00:25:24.160 --> 00:25:25.580
‫اجتناب‌ناپذیره

00:25:26.080 --> 00:25:27.119
‫من از آقای بوش خوشم می‌اومد

00:25:27.120 --> 00:25:32.209
‫وقتی نتیجه انتخابات سال ۹۲ رسید، لامصب تا یه ماه افسرده شدم

00:25:32.210 --> 00:25:35.920
‫مردم هِی جنب و جوش داشتن،
‫آهنگ «دست از فکرِ فردا برندار»

00:25:35.930 --> 00:25:38.299
‫از فلیت‌وود مک رو پخش می‌کردن

00:25:38.300 --> 00:25:41.970
‫خب، من به فکر فردا بودم
‫و به نظرم ریدمان بود

00:25:42.890 --> 00:25:46.349
‫شیلا... قضیه رو به یه سطح دیگه برد

00:25:46.350 --> 00:25:47.640
‫بیخیالش نمی‌شد

00:25:47.650 --> 00:25:52.359
‫مدام یقه خانواده مورگن رو می‌گرفت
‫و نق می‌زد که دلتنگ خانواده آبکین شده

00:25:52.360 --> 00:25:55.529
‫خانم آبکین لباس خوشگل می‌پوشه. ژاکارد

00:25:55.530 --> 00:25:57.949
‫ولی اون الیوت؟
‫الیوت حسابی شلخته است

00:25:57.950 --> 00:26:00.699
‫اینقدر رنگ و رو رفته است، مطمئنم لباسش رو از فروشگاه مارشالز می‌گیره

00:26:00.700 --> 00:26:04.449
‫بیانسه توی عروسی‌شون نخوند،
‫نلسون ماندلا اون سگ رو بهشون نداده

00:26:04.450 --> 00:26:06.159
‫تا حالا چیزی شبیهش ندیدم

00:26:06.160 --> 00:26:09.539
‫همیشه می‌خواد یکی رو تحت‌تأثیر قرار بده،
‫میگن این همه زبون بلدن

00:26:09.540 --> 00:26:13.420
‫خوب می‌دونن توی گوشی‌شون
‫گوگل ترنسلیت هست

00:26:16.880 --> 00:26:19.130
‫فقط رفتنِ خانواده آبکین نبود

00:26:19.140 --> 00:26:21.759
‫که بین شیلا و الف.ب. تنش ایجاد کرد

00:26:21.760 --> 00:26:23.469
‫نحوه رفتن‌شون بود

00:26:23.470 --> 00:26:27.349
‫اتهاماتی بود که خانواده آبکین
‫با خودشون مال و اموال بردن

00:26:27.350 --> 00:26:30.349
‫- بردن
‫- و حدس و گمانه‌هایی که شیلا کمک‌شون کرده

00:26:30.350 --> 00:26:32.359
‫- کمک کرده
‫- هیچوقت ثابت نشد

00:26:32.360 --> 00:26:34.939
‫- شد
‫- همه ناراحت شده بودن

00:26:34.940 --> 00:26:36.609
‫خصوصاً من

00:26:36.610 --> 00:26:39.819
‫خب، الف.ب. هم حسش کرد.
‫براش خیلی استرس‌زا بود

00:26:39.820 --> 00:26:44.369
‫حتی بدتر از اون، شیلا حتی بعد از رفتن‌شون
‫با خانم آبکین در تماس بود

00:26:44.370 --> 00:26:47.039
‫بهش زنگ می‌زد،
‫در مورد تمام اتفاقات کاخ

00:26:47.040 --> 00:26:50.369
‫باهاش پچ‌پچ می‌کرد،
‫که الف.ب. رو حسابی عصبانی می‌کرد

00:26:50.370 --> 00:26:55.130
‫خب امشب، احتمالاً چون خانم آبکین اینجا بود،

00:26:55.840 --> 00:26:57.460
‫شیلا حسابی خودش رو ول کرد

00:26:57.470 --> 00:26:58.719
‫احساس کرد تحت محافظته

00:26:58.720 --> 00:27:01.429
‫کار کردن توی کاخ سفید
‫سه‌تا قانون داره...

00:27:01.430 --> 00:27:03.720
‫- با قوانین میزبانی فرق داره؟
‫- آره

00:27:04.310 --> 00:27:06.219
‫قانون اول: به مهمون‌ها خیره نشو

00:27:06.220 --> 00:27:07.720
‫خدای من. هیو جکمن اومده

00:27:07.730 --> 00:27:10.389
‫هیو جکمن.
‫بقیه می‌بیننش؟

00:27:10.390 --> 00:27:13.480
‫قانون دوم: اگه لازم نبود
‫با مهمون‌ها حرف نزن

00:27:19.240 --> 00:27:20.320
‫قانون سوم:

00:27:21.280 --> 00:27:22.910
‫الکی نچرخ

00:27:29.330 --> 00:27:31.459
‫بیخیال!

00:27:31.460 --> 00:27:34.500
‫به نظرتون واقعاً من چنین کاری می‌کنم؟

00:27:41.090 --> 00:27:42.970
‫اصلاً هرچی. داشتم تفریح می‌کردم

00:27:43.970 --> 00:27:45.929
‫دیگه کسی تفریح دوست نداره

00:27:45.930 --> 00:27:50.059
‫تعجب کردم خانواده مورگن
‫اصلاً خانم آبکین رو دعوت کردن، با توجه به سابقه

00:27:50.060 --> 00:27:53.850
‫واقعاً از سابقه خبر ندارن

00:27:55.230 --> 00:27:58.070
‫ولی امشب دیدنش و خوشحال نبودن

00:28:01.360 --> 00:28:03.280
‫که یعنی آقای وینتر خوشحال نبوده

00:28:06.304 --> 00:28:13.304
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:28:16.340 --> 00:28:18.670
‫دعوای بدی بود. بد!

00:28:19.420 --> 00:28:22.090
‫و یادتون نره:
‫الف.ب. از دعوا خوشش نمی‌اومد

00:28:22.680 --> 00:28:25.009
‫و قطعاً دوست نداشت جلوی چشم مردم دعوا کنه

00:28:25.010 --> 00:28:26.799
‫همیشه سعی می‌کرد ازش اجتناب کنه

00:28:26.800 --> 00:28:30.020
‫می‌گفت بری توی اتاق.
‫در رو می‌بست. یه کاری می‌کرد

00:28:30.810 --> 00:28:31.810
‫ولی شیلا؟

00:28:32.690 --> 00:28:36.600
‫اون می‌خواست بحث کنه. همونجا.
‫که بحث هم کردن

00:28:36.610 --> 00:28:39.229
‫توی سالن، شیلا؟
‫نشستی پشت میز؟

00:28:39.230 --> 00:28:41.480
‫- آره! خودش ازم خواست
‫- برام مهم نیست!

00:28:41.490 --> 00:28:44.150
‫شاید مشکل توئه!

00:28:44.160 --> 00:28:46.110
‫اون بانوی اوله!

00:28:46.120 --> 00:28:48.239
‫بانوی اول نیست

00:28:48.240 --> 00:28:51.789
‫بانوی اول سابقه،
‫اون هم مشکل خودته،

00:28:51.790 --> 00:28:54.709
‫که درک نمی‌کنی برای اون کار نمی‌کنیم

00:28:54.710 --> 00:28:56.789
‫برای خانواده مورگن کار نمی‌کنیم!

00:28:56.790 --> 00:28:59.129
‫برای این کاخ کار می‌کنیم،

00:28:59.130 --> 00:29:01.759
‫و مراقب این کاخیم

00:29:01.760 --> 00:29:05.549
‫برای رئیس‌جمهور و خانواده‌اش
‫تا وقتی اینجا زندگی می‌کنن،

00:29:05.550 --> 00:29:10.760
‫و نباید کاری بکنیم
‫که این کاخ رو بی‌آبرو کنه!

00:29:10.770 --> 00:29:12.720
‫نمی‌دونم معنی اون کلمه چیه!

00:29:12.730 --> 00:29:17.479
‫یعنی موقع کار نشین

00:29:17.480 --> 00:29:19.519
‫و با مهمون‌ها مست نکن

00:29:19.520 --> 00:29:24.149
‫یعنی آواز نخون، نرقص
‫و اینقدر با هیو جکمن لاس نزن

00:29:24.150 --> 00:29:26.909
‫وایسا، وایسا، وایسا. صبر کن

00:29:26.910 --> 00:29:28.449
‫ببخشید؟

00:29:28.450 --> 00:29:30.530
‫اون داشت با من لاس می‌زد

00:29:31.620 --> 00:29:33.540
‫و هیو جکمن‌ـه!

00:29:36.000 --> 00:29:37.120
‫دیگه توی سالن کار نمی‌کنی

00:29:38.000 --> 00:29:38.920
‫چی؟

00:29:38.921 --> 00:29:42.170
‫دیگه به اون سالن برنگرد

00:29:43.380 --> 00:29:45.379
‫خب، باید به خانم آبکین بگم

00:29:45.380 --> 00:29:46.510
‫نباید بگی

00:29:47.340 --> 00:29:48.510
‫بی‌ادبانه است!

00:29:50.010 --> 00:29:52.809
‫می‌دونی چیه؟
‫کون لقت، الف.ب.!

00:29:52.810 --> 00:29:56.769
‫من دارم اینجا دهن خودم رو سرویس می‌کنم
‫تا شرایط مهیج باشه

00:29:56.770 --> 00:29:58.100
‫اون کار تو نیست!

00:29:58.690 --> 00:30:01.979
‫کار تو نیست که شرایط رو مهیج کنی

00:30:01.980 --> 00:30:05.859
‫کار تو اینه که بشقاب غذا رو ببری
‫و لیوان آب رو پُر کنی

00:30:05.860 --> 00:30:07.740
‫تو دلقک دربار نیستی

00:30:09.530 --> 00:30:12.200
‫قضیه فقط سنت‌ها و پروتکل‌های شما نیست

00:30:12.790 --> 00:30:16.619
‫این خونه باید سرزنده باشه

00:30:16.620 --> 00:30:18.869
‫فقط می‌خوام یکم سرزندگی بهش بدم

00:30:18.870 --> 00:30:22.709
‫به جز اون دیگه چیه؟
‫بهتره یه موزه باشه

00:30:22.710 --> 00:30:25.800
‫موزه است، شیلا

00:30:26.380 --> 00:30:28.930
‫نصف کاخ رسماً موزه است

00:30:30.760 --> 00:30:32.719
‫تا آخر شب دیگه سالن نرو

00:30:32.720 --> 00:30:35.930
‫و می‌خوام فردا اول صبح توی دفترم ببینمت

00:30:39.520 --> 00:30:40.810
‫چه حسی بهش داشتی؟

00:30:42.110 --> 00:30:43.110
‫به چی؟

00:30:43.111 --> 00:30:46.529
‫اینکه ازت خواست صبح بری پیشش.
‫نگرانت کرد؟

00:30:46.530 --> 00:30:48.320
‫نه، نه خیلی

00:30:49.490 --> 00:30:51.279
‫حتی نمی‌دونستم معنیش چیه

00:30:51.280 --> 00:30:53.489
‫و راستش برداشتی ازش نداشتم

00:30:53.490 --> 00:30:55.619
‫می‌خواد اخراجم کنه!

00:30:55.620 --> 00:30:58.619
‫- بیخیال بابا
‫- قطعاً قراره اخراجم کنه

00:30:58.620 --> 00:31:02.039
‫گفت صبح برو که صحبت کنید.
‫می‌خواد صحبت کنه

00:31:02.040 --> 00:31:04.379
‫می‌دونی آخرین کسی که این رو بهش گفت کی بود؟

00:31:04.380 --> 00:31:06.419
‫- نه
‫- کانر پرنتیس!

00:31:06.420 --> 00:31:09.050
‫- کی؟
‫- خدمتکاره دیگه. با اون موهاش

00:31:10.760 --> 00:31:14.679
‫آره. آره، آره. ازش خوشم می‌اومد.
‫چه بلایی سرش اومد؟

00:31:14.680 --> 00:31:17.059
‫اخراج شد!

00:31:17.060 --> 00:31:19.059
‫- اصلاً نگران نبودی؟
‫- نه

00:31:19.060 --> 00:31:21.310
‫به نظرت می‌خواست در مورد چی صحبت کنه؟

00:31:22.610 --> 00:31:25.359
‫فکر نکردی بحث شغلت وسطه؟
‫شاید اخراج بشی؟

00:31:25.360 --> 00:31:26.780
‫اخراج؟ نه بابا

00:31:27.440 --> 00:31:30.949
‫در بدترین حالت، گمونم فکر کردم شاید می‌خواد صحبت کنیم

00:31:30.950 --> 00:31:33.199
‫و انتظارات رو ریست کنیم

00:31:33.200 --> 00:31:35.829
‫می‌خواد باهام صحبت کنه و اخراجم کنه

00:31:35.830 --> 00:31:37.539
‫- نه
‫- چرا، همینطوره

00:31:37.540 --> 00:31:41.289
‫تو تنها خدمه‌ای نبودی که توی پذیرایی نشسته بود

00:31:41.290 --> 00:31:42.959
‫معلومه که نبودم

00:31:42.960 --> 00:31:44.539
‫چی، جدی؟ نبودم؟
‫دیگه کی بود؟

00:31:44.540 --> 00:31:46.629
‫رزالیند مثلاً

00:31:46.630 --> 00:31:49.259
‫رزالیند چیس؟ گرداننده؟

00:31:49.260 --> 00:31:51.299
‫می‌بینی؟ اونجاست
‫[رزالیند چیس - گرداننده کاخ سفید]

00:31:51.300 --> 00:31:52.680
‫من کارتش رو آماده کردم

00:31:55.430 --> 00:31:58.010
‫- اون هم هست، گمونم
‫- کی؟

00:31:58.020 --> 00:32:01.099
‫کسی که سقف رو نگاه می‌کنه.
‫فکر کنم خدمتکار کنتراتیه

00:32:01.100 --> 00:32:04.519
‫اوه نه. اون مهمونه.
‫کارت اون رو هم من نوشتم

00:32:04.520 --> 00:32:05.730
‫چ...

00:32:07.940 --> 00:32:09.279
‫خوبی؟

00:32:09.280 --> 00:32:11.359
‫شب سختی بوده

00:32:11.360 --> 00:32:13.569
‫گوش کن، این اولین دعواشون نبود

00:32:13.570 --> 00:32:16.619
‫و قطعاً اولین باری نبود
‫که شیلا با آقای وینتر بددهنی کرده بود

00:32:16.620 --> 00:32:19.869
‫باشه، شاید یه بارش رو یادم رفته،

00:32:19.870 --> 00:32:22.620
‫ولی فکر نکنم تا حالا یه حرف بد در موردش زده باشم

00:32:26.960 --> 00:32:28.459
‫مسئول کفن و دفن

00:32:28.460 --> 00:32:30.170
‫متصدی دخمه!

00:32:30.760 --> 00:32:31.800
‫نق‌نقو!

00:32:32.930 --> 00:32:33.840
‫لاشی!

00:32:33.841 --> 00:32:38.009
‫و ازش حرف‌های ناشایستی شنیدم

00:32:38.010 --> 00:32:39.599
‫جسد

00:32:39.600 --> 00:32:41.850
‫ولی این فرق داشت

00:32:44.100 --> 00:32:45.439
‫می‌خواد اخراجم کنه

00:32:45.440 --> 00:32:47.439
‫نمی‌دونم، کانون

00:32:47.440 --> 00:32:49.149
‫الف.ب. هارت و پورت می‌کنه،

00:32:49.150 --> 00:32:51.440
‫ولی یادم نمیاد واقعاً کسی رو اخراج کرده باشه

00:32:52.150 --> 00:32:53.740
‫خب، اون پسره که موهاش عجیب بود

00:32:55.450 --> 00:32:58.410
‫ولی فکر کنم مشکلی برات پیش نیاد.
‫جدی میگم

00:32:59.330 --> 00:33:03.620
‫وقتی هفده سالم بود
‫کار رو توی یه وافل هاوس شروع کردم

00:33:05.000 --> 00:33:09.170
‫شش سال هفته‌ای پنجاه ساعت کار می‌کردم

00:33:10.840 --> 00:33:13.510
‫و فقط تو فکر کردن به اینجا بودم

00:33:16.090 --> 00:33:17.180
‫می‌دونستی؟

00:33:18.300 --> 00:33:20.720
‫خواب و خیال کار کردن در اینجا رو داشتم

00:33:21.640 --> 00:33:26.230
‫فقط می‌دونی، مثل خواب نبود.
‫می‌دونی منظورم چیه؟ بیدار بودم

00:33:27.650 --> 00:33:29.020
‫چیزی که می‌خواستم اون بود

00:33:30.690 --> 00:33:31.859
‫واسه اون کار کردم

00:33:31.860 --> 00:33:35.070
‫و حسابی زحمت کشیدم
‫تا شدنیش کنم

00:33:37.030 --> 00:33:39.320
‫وافل هاوس تا کاخ سفید

00:33:41.700 --> 00:33:43.370
‫چند نفر هستن که بتونن این حرف رو بزنن؟

00:33:44.830 --> 00:33:46.330
‫من عاشق اینجام

00:33:47.460 --> 00:33:48.959
‫اینجا خوشحالم

00:33:48.960 --> 00:33:51.170
‫و نمی‌خوام از اینجا برم

00:33:52.000 --> 00:33:56.879
‫و اجازه نمیدم.
‫اجازه نمیدم

00:33:56.880 --> 00:34:00.090
‫باشه، خوبه. این خوبه.
‫واسه خودت بجنگ

00:34:00.100 --> 00:34:03.219
‫قبول کن گند زدی،
‫اشتباهاتی داشتی،

00:34:03.220 --> 00:34:04.930
‫و قسم بخور بهتر عمل کنی

00:34:05.430 --> 00:34:06.600
‫عذرخواهی کن

00:34:07.100 --> 00:34:12.020
‫اگه حرفت رو باور کنه
‫و بهت باور پیدا کنه، اخراجت نمی‌کنه

00:34:13.440 --> 00:34:14.940
‫نه، اونجوری نیست

00:34:15.900 --> 00:34:19.620
‫اگه دیگه اینجا نباشه اخراجم نمی‌کنه

00:34:22.790 --> 00:34:24.290
‫خودشه!

00:34:24.830 --> 00:34:25.830
‫هورا!

00:34:26.460 --> 00:34:28.539
‫آره، رفیق

00:34:28.540 --> 00:34:31.039
‫این‌ها واقعاً خفنن

00:34:31.040 --> 00:34:32.920
‫مثل کانگاروهای بوکسورن

00:34:35.340 --> 00:34:37.340
‫یه چندتایی ازشون بردارم

00:34:48.140 --> 00:34:48.980
‫چه...

00:34:48.981 --> 00:34:50.729
‫باشه، دعوا کردیم. بد بود

00:34:50.730 --> 00:34:52.939
‫از سالن حذفم کردن چون کار نمی‌کردم

00:34:52.940 --> 00:34:55.569
‫و یه حرف‌هایی زدم که خیلی خیلی ازشون پشیمونم

00:34:55.570 --> 00:34:57.189
‫کون لقت، الف.ب.!

00:34:57.190 --> 00:35:01.239
‫اسم‌های زشت روش گذاشتم.
‫فکر نکنم تا حالا بهش گفته باشم متصدی دخمه

00:35:01.240 --> 00:35:02.369
‫متصدی دخمه!

00:35:02.370 --> 00:35:03.950
‫شاید گفته باشم

00:35:04.870 --> 00:35:06.619
‫فکر می‌کردم قراره اخراجم کنه

00:35:06.620 --> 00:35:08.829
‫پس واسه یه لحظه،

00:35:08.830 --> 00:35:11.459
‫به این فکر کردم که شاید بتونم باعث اخراج خودش بشم

00:35:11.460 --> 00:35:14.540
‫نمی‌دونم. فکر کردم با خانم آبکین صحبت بکنم
‫یا همچین چیزی

00:35:14.550 --> 00:35:16.169
‫کل منظورم این بود. جدی میگم

00:35:16.170 --> 00:35:21.259
‫ولی گفتم. افتضاح بود.
‫اعتراف می‌کنم. کلش. همه‌اش درسته

00:35:21.260 --> 00:35:26.309
‫ولی هیچی رو در مورد حرفی که بهت زدم
‫تغییر نمیده، خانم کاپ

00:35:26.310 --> 00:35:28.639
‫بابت اتفاقی که بالا توی طبقه سوم افتاد

00:35:28.640 --> 00:35:31.809
‫خانم کاکس درخواست سرویس کرد.
‫براش ودکا بردم

00:35:31.810 --> 00:35:33.899
‫یه سر توی اتاق بازی توقف کردم،
‫چندتا پیک زدم

00:35:33.900 --> 00:35:36.150
‫الان می‌فهمی علتش چی بوده

00:35:36.650 --> 00:35:39.150
‫و ودکا رو تحویلش دادم

00:35:40.150 --> 00:35:43.989
‫می‌فهمم طرز رفتار امشبم
‫شاید مشکوک باشه،

00:35:43.990 --> 00:35:45.660
‫با توجه به اتفاقی که افتاده

00:35:46.240 --> 00:35:50.120
‫ولی حرفی که الان بهت زدم؟
‫اون حقیقته

00:35:51.920 --> 00:35:53.999
‫فقط ودکا رو بهش ندادی

00:35:54.000 --> 00:35:56.459
‫نن کاکس گفت هیچوقت ودکا رو تحویل نگرفته

00:35:56.460 --> 00:35:59.209
‫سفارش ودکا دادم. هیچوقت نرسید

00:35:59.210 --> 00:36:00.839
‫هیچ نشونه‌ای ازش توی اتاقش ندیدم

00:36:00.840 --> 00:36:04.089
‫جاسمین هم گفت دیده که داشتی بطری رو
‫برای خانم کاکس می‌بردی

00:36:04.090 --> 00:36:07.100
‫بعد از اینکه آقای وینتر دیگه مُرده بود

00:36:08.640 --> 00:36:09.769
‫کجا میری؟

00:36:09.770 --> 00:36:12.559
‫طبقه بالا. خانم کاکس

00:36:12.560 --> 00:36:14.900
‫نمیری طبقه بالا.
‫یه حادثه‌ای رخ داده

00:36:15.940 --> 00:36:17.060
‫حادثه؟

00:36:17.070 --> 00:36:21.780
‫بله. بذارش کنار.
‫و وارد طبقات دوم و سوم نشو

00:36:28.790 --> 00:36:30.120
‫می‌شه اینجا سیگار بکشم؟

00:36:35.830 --> 00:36:38.419
‫واقعاً قراره بازم به این حرف‌ها گوش کنیم؟
‫داره دروغ میگه

00:36:38.420 --> 00:36:40.760
‫پونزده‌تا داستان مختلف برامون تعریف کرده

00:36:43.050 --> 00:36:45.259
‫«رفته بودم طبقه سوم ودکا تحویل بدم»

00:36:45.260 --> 00:36:48.219
‫«همین. تموم شد رفت. وایسا ببینم، نه.
‫همه‌اش این نیست»

00:36:48.220 --> 00:36:51.849
‫«یادم رفت، اتاق بازی هم رفته بودم،
‫می‌دونید دیگه، همونجا که جسد رو پیدا کردن

00:36:51.850 --> 00:36:53.019
‫چون باید مشروب می‌خوردم

00:36:53.020 --> 00:36:55.269
‫چون از سالن پذیرایی کنار گذاشته بودنم

00:36:55.270 --> 00:36:58.359
‫و نمی‌دونم چرا سالن پذیرایی حذفم کردن،

00:36:58.360 --> 00:37:00.359
‫ولی خیلی ناراحت بودم
‫و باید مشروب می‌خوردم

00:37:00.360 --> 00:37:03.529
‫آها، آره، الان یادم اومد
‫چرا از سالن پذیرایی حذف شدم،

00:37:03.530 --> 00:37:07.279
‫واسه اینکه پشت میز نشسته بودم
‫و داشتم با بانوی اول مست می‌کردم»

00:37:07.280 --> 00:37:09.200
‫اصلاً بهش نمی‌خوره

00:37:09.790 --> 00:37:12.289
‫تقلیده.
‫دارم یه شخصیت رو به خودم می‌گیرم

00:37:12.290 --> 00:37:15.329
‫دنیل دی‌لوئیس صداش مثل لینکلن نبود
‫ولی بازم نمایشش عالی بود

00:37:15.330 --> 00:37:17.120
‫از کجا می‌دونی صداش مثل لینکلن نبوده؟

00:37:17.130 --> 00:37:18.670
‫می‌دونی صدای لینکلن چطوری بوده؟

00:37:22.970 --> 00:37:26.219
‫«راستی آره، با رئیسم بدجوری دعوام شد،

00:37:26.220 --> 00:37:28.340
‫همونی که به قتل رسیده ولی یادم رفت بگم،

00:37:28.350 --> 00:37:31.469
‫ولی بگذریم مهم نیست چون فکر نمی‌کردم
‫قراره اخراج بشم،

00:37:31.470 --> 00:37:32.390
‫ولی صبر کن،

00:37:32.391 --> 00:37:35.019
‫فکر می‌کردم قراره از شغل رؤیاییم اخراج بشم،

00:37:35.020 --> 00:37:36.269
‫که شغل رؤیاییم نیست،

00:37:36.270 --> 00:37:38.850
‫ولی اون هم مهم نیست
‫چون ودکا رو تحویل دادم،

00:37:38.860 --> 00:37:41.729
‫ولی ودکا رو تحویل ندادم!»

00:37:41.730 --> 00:37:43.609
‫اون یکم بهتر بود

00:37:43.610 --> 00:37:46.609
‫- چرا نشستی اونجا نقاشی می‌کشی؟
‫- دوباره نقاشی می‌کشیدن؟

00:37:46.610 --> 00:37:47.909
‫بله

00:37:47.910 --> 00:37:50.119
‫و به هیچکدوم از حرف‌های شما اهمیت نمی‌داد؟

00:37:50.120 --> 00:37:53.119
‫نه، ولی به حرف هیچکس اهمیت نمی‌داد

00:37:53.120 --> 00:37:55.330
‫و اون موقع خیلی‌ها داشتن حرف‌هایی می‌زدن

00:37:55.910 --> 00:37:59.459
‫کارآگاه کاپ، شنیدم داشتید با امیلی مکیل
‫مصاحبه می‌کردین،

00:37:59.460 --> 00:38:00.920
‫یکی از محیط‌بان‌های پارک‌مون در اینجا

00:38:00.944 --> 00:38:02.526
‫[امیلی مکی - باغبون]

00:38:02.550 --> 00:38:05.419
‫فقط خواستم بگم امیلی،
‫مثل بقیه توی سرویس پارک،

00:38:05.420 --> 00:38:07.719
‫آدم سخت‌کوش و...

00:38:07.720 --> 00:38:09.889
‫- داره... نقاشی می‌کشه؟
‫- آره

00:38:09.890 --> 00:38:11.969
‫نقاشی می‌کشه؟ نقاشی؟
‫می‌دونی ساعت چنده؟

00:38:11.970 --> 00:38:14.519
‫همه‌جا ساعت هست. می‌دونه

00:38:14.520 --> 00:38:16.269
‫با تو نبودم. با تو کاری ندارم

00:38:16.270 --> 00:38:19.599
‫باشه. فهمیدم

00:38:19.600 --> 00:38:22.609
‫رئیس اف‌بی‌آی گنده
‫بازم به پلیس پارک تیکه بندازه

00:38:22.610 --> 00:38:26.189
‫انگار از ما بهترید.
‫انگار ما اصلاً حق‌مون نیست که اینجا باشیم

00:38:26.190 --> 00:38:29.779
‫خب، باید بگم بقیه توی این ساختمون

00:38:29.780 --> 00:38:32.239
‫احترام عمیقی به پلیس پارک دارن

00:38:32.240 --> 00:38:34.330
‫تو چرا هنوز اینجایی؟

00:38:35.200 --> 00:38:38.749
‫من؟ با منی؟
‫چون فکر نکنم دیگه بخوای صحبت کنی

00:38:38.750 --> 00:38:39.870
‫داره دروغ میگه

00:38:39.880 --> 00:38:42.080
‫داری یکی از محیط‌بان‌هام رو
‫به دروغگویی متهم می‌کنی؟

00:38:42.090 --> 00:38:45.250
‫خدای من. لطفاً اینقدر نگو محیط‌بان

00:38:45.260 --> 00:38:47.760
‫خیلی‌ها دارن درخواست غذا می‌کنن

00:38:50.220 --> 00:38:51.180
‫ولی محض اطلاع‌تون،

00:38:51.181 --> 00:38:54.760
‫خصوصاً به کایلی و هیو رسیدگی کردم.
‫پس مشکلی ندارن

00:38:54.770 --> 00:38:57.560
‫چی؟ قبل از بقیه به سلبریتی‌ها غذا میدین؟

00:38:58.270 --> 00:39:02.189
‫خب، مثل هواپیماست،
‫اول ماسک می‌زنی بعد به بقیه کمک می‌کنی

00:39:02.190 --> 00:39:03.769
‫آره، منطقی نیست

00:39:03.770 --> 00:39:06.109
‫البته. ببینید، حقیقتش باهاشون حرف نزدم

00:39:06.110 --> 00:39:08.359
‫فقط پیشنهاد دادم
‫که شاید بهتره انجامش بدیم

00:39:08.360 --> 00:39:09.949
‫گفت دنبال چیز تجملاتی نیست

00:39:09.950 --> 00:39:13.029
‫پرسید ماهی سفید مثل باراموندی داریم یا نه؟

00:39:13.030 --> 00:39:14.620
‫- کی؟
‫- هیو جکمن

00:39:15.240 --> 00:39:16.490
‫اون سینی چیه؟

00:39:16.500 --> 00:39:18.539
‫برای نن کاکسه. الان درخواست کرد

00:39:18.540 --> 00:39:21.460
‫سوپرایز، سوپرایز.
‫ننه‌بزرگ بازم مشروب می‌خواد

00:39:45.320 --> 00:39:46.690
‫آنه داج هنوز نیومده؟

00:39:50.450 --> 00:39:51.450
‫نه؟

00:39:51.950 --> 00:39:54.950
‫باشه. وقتی رسید بهم بگو

00:39:57.870 --> 00:39:59.869
‫آنه داج کدوم خریه؟

00:39:59.870 --> 00:40:00.870
‫آروم باش

00:40:05.210 --> 00:40:08.339
‫کارآگاه کاپ، اگه بذاری می‌تونم توضیح بدم

00:40:08.340 --> 00:40:10.419
‫نمی‌ذارم چون دوباره می‌خوای بهم دروغ بگی

00:40:10.420 --> 00:40:13.929
‫و بعدش مجبورم به تقلید رفتارش از تو گوش کنم،
‫که افتضاحه

00:40:13.930 --> 00:40:15.849
‫- جدی؟
‫- نباید بگم افتضاحه

00:40:15.850 --> 00:40:17.760
‫پس بذار این رو برات توضیح بدم

00:40:19.270 --> 00:40:22.190
‫امشب طبقه سوم بودی.
‫در واقع، دو بار رفتی

00:40:23.480 --> 00:40:25.600
‫دفعه اول، از اینکه به اجبار اومدی، اینقدر عصبانی بودی،

00:40:25.610 --> 00:40:28.439
‫که با تنگ مشروب و سینی رفتی بالا
‫و لی لیوان رو جا گذاشتی

00:40:28.440 --> 00:40:31.359
‫از کجا این رو می‌دونم؟
‫تنگ مشروب رو روی میز بیلیارد گذاشتی

00:40:31.360 --> 00:40:34.739
‫اونش رو می‌دونم. فکر نمی‌کنم
‫اگه هنوز سینی رو داشتی، بازم انجامش می‌دادی

00:40:34.740 --> 00:40:36.949
‫که بهم میگه تنگ رو جا گذاشتی
‫و سینی رو برداشتی

00:40:36.950 --> 00:40:40.579
‫اگه سینی رو برداشته بودی، یعنی نیازش داشتی
‫تا یه چیزی رو برگردونی

00:40:40.580 --> 00:40:42.159
‫یه چیزی که جا گذاشتی. یه لیوان

00:40:42.160 --> 00:40:44.369
‫رفتی طبقه پایین، لیوان رو آوردی،
‫برگشتی طبقه بالا،

00:40:44.370 --> 00:40:47.129
‫تصمیم گرفتی مشروب لازمی،
‫مشروب حقته، پس مشروب خوردی

00:40:47.130 --> 00:40:50.129
‫نه یه پیک، نه دو پیک، نه سه پیک.
‫کل بطری

00:40:50.130 --> 00:40:51.509
‫کل بطری رو خوردی

00:40:51.510 --> 00:40:54.799
‫حالا دیگه ودکا و لیوان نداشتی.
‫از کجا می‌دونم؟

00:40:54.800 --> 00:40:57.549
‫خب، چند دقیقه بعد، جاسمین توی آسانسور جلوت رو می‌گیره

00:40:57.550 --> 00:41:00.099
‫وقتی می‌خواستی یه تنگ ودکا رو
‫واسه خانم کاکس ببری

00:41:00.100 --> 00:41:01.349
‫و می‌دونیم هیچوقت نرفتی

00:41:01.350 --> 00:41:06.730
‫و می‌دونیم یه لیوان استفاده شده لب پنجره بوده.
‫و اتفاقی که افتاده اونه

00:41:07.900 --> 00:41:10.980
‫حداقل داستان توئه. چیزی رو از قلم انداختم؟

00:41:12.150 --> 00:41:13.279
‫نه

00:41:13.280 --> 00:41:16.069
‫حالا می‌خوام یه سری سؤال ازت بپرسم، شیلا

00:41:16.070 --> 00:41:19.739
‫و حالا که می‌دونی چه کاری ازم برمیاد و انجام میدم
‫اگه دوباره بهم دروغ بگی،

00:41:19.740 --> 00:41:22.200
‫ممنون می‌شم جواب‌هات صادقانه باشه

00:41:23.710 --> 00:41:24.789
‫بله خانم

00:41:24.790 --> 00:41:27.080
‫وقتی امشب زیر درخت سیگار می‌کشیدی...

00:41:28.080 --> 00:41:30.790
‫سدر لبنانی، در واقع...

00:41:30.800 --> 00:41:33.300
‫کسی رو بیرون دیدی؟

00:41:35.470 --> 00:41:36.589
‫- بله
‫- کی؟

00:41:36.590 --> 00:41:39.549
‫دو نفر از این در خارج شدن

00:41:39.550 --> 00:41:40.600
‫اون‌ها...

00:41:41.810 --> 00:41:44.060
‫می‌خوای دقیق بگم چی دیدم؟

00:41:45.770 --> 00:41:47.480
‫نه. دیگه کی؟

00:41:48.690 --> 00:41:51.860
‫یکی از این طرف اومد
‫و توی مسیر قدم زد و رفت اونجا

00:41:54.150 --> 00:41:55.319
‫دیدی کی بود؟

00:41:55.320 --> 00:41:58.159
‫- نه
‫- کسی توی طبقه سوم دیدت؟

00:41:58.160 --> 00:42:00.239
‫نه. ولی من کسی رو دیدم

00:42:00.240 --> 00:42:01.240
‫کی بود؟

00:42:01.241 --> 00:42:03.869
‫- فکر نکنم من رو دید. من دیدمش
‫- کی رو دیدی؟

00:42:03.870 --> 00:42:05.830
‫نمی‌دونم. مست بودم

00:42:19.180 --> 00:42:20.340
‫مرد بود یا زن؟

00:42:20.350 --> 00:42:22.050
‫خیلی مست بودم.
‫الان هم مستم

00:42:22.060 --> 00:42:23.889
‫- کجا؟
‫- کجام مسته؟

00:42:23.890 --> 00:42:25.769
‫همه‌جام حسش می‌کنم...

00:42:25.770 --> 00:42:27.180
‫طرف کجا بود؟

00:42:27.190 --> 00:42:29.019
‫- آخر راهرو
‫- ساعت چند؟

00:42:29.020 --> 00:42:32.109
‫۹:۴۸. کاخ سفید کلی ساعت داره

00:42:32.110 --> 00:42:35.569
‫یه سؤال نهایی خیلی ساده و دقیق

00:42:35.570 --> 00:42:37.109
‫و خیلی مهم دارم،

00:42:37.110 --> 00:42:40.239
‫امیدوارم با دقت زیاد جوابش رو بدی،

00:42:40.240 --> 00:42:42.780
‫چون ممکنه روی آخر عمرت تأثیر بذاره

00:42:43.620 --> 00:42:44.660
‫باشه

00:42:46.660 --> 00:42:48.210
‫تو الف.ب. وینتر رو کشتی؟

00:42:51.460 --> 00:42:52.710
‫کارآگاه کاپ؟

00:42:54.670 --> 00:42:56.010
‫بد موقع مزاحم شدم؟

00:42:57.050 --> 00:42:58.589
‫آنه داج اومده

00:42:58.590 --> 00:43:00.719
‫- ۹:۳۰
‫- فکر کنم نزدیک باشه

00:43:00.720 --> 00:43:02.639
‫پس وقتی پیداش کردن
‫نیم ساعت بود که فوت شده بود؟

00:43:02.640 --> 00:43:04.849
‫- بله
‫- مطمئنی؟

00:43:04.850 --> 00:43:06.559
‫به هیچ وجه

00:43:06.560 --> 00:43:09.229
‫- دیگه چی؟
‫- آخه ببین، این گزارش اولیه است...

00:43:09.230 --> 00:43:10.140
‫البته

00:43:10.150 --> 00:43:12.189
‫باشه، نگو «البته»، کوردلیا

00:43:12.190 --> 00:43:13.899
‫چون یهو به خودم میام و می‌بینم،

00:43:13.900 --> 00:43:16.359
‫جلوی یه کمیته کنگره‌ای تخمی نشستم

00:43:16.360 --> 00:43:19.859
‫سعی دارم از حرفی که الان دارم بهت می‌زنم
‫دفاع کنم، خیلی واضحه،

00:43:19.860 --> 00:43:24.119
‫یه تخمین خیلی اولیه و غیررسمیه

00:43:24.120 --> 00:43:27.329
‫و نمی‌خوام جلوی کمیته کنگره‌ای قرار بگیرم

00:43:27.330 --> 00:43:31.369
‫در مورد وضعیت جسد آقای وینتر
‫دیگه چی به کارآگاه کاپ گفتی؟

00:43:31.370 --> 00:43:34.999
‫گفتم سم‌شناسیش هنوز قطعی نیست،

00:43:35.000 --> 00:43:39.129
‫ولی علائمی از مسمومیت غیرکشنده داشته

00:43:39.130 --> 00:43:40.259
‫دیگه چی؟

00:43:40.260 --> 00:43:45.800
‫نتیجه‌گیری خیلی اولیه‌ی خودم رو
‫از علت مرگ آقای وینتر بهش گفتم

00:43:45.810 --> 00:43:47.059
‫چی بود؟

00:43:47.060 --> 00:43:49.220
‫ضربه سنگین به پشت سرش

00:43:49.230 --> 00:43:50.349
‫مچ دست‌هاش چی؟

00:43:50.350 --> 00:43:53.770
‫فکر کنم مچ‌هاش بعد از اینکه دیگه مُرده بوده
‫زخم شدن

00:44:00.400 --> 00:44:03.449
‫- یافته‌های اولیه‌تون این بوده؟
‫- آره

00:44:03.450 --> 00:44:07.199
‫نتیجه‌گیری نهایی‌تون با این اولیه‌ها فرق داشت؟

00:44:07.200 --> 00:44:09.999
‫- نتیجه‌گیری نهایی نداشتم
‫- چرا؟

00:44:10.000 --> 00:44:12.250
‫چون دیگه به جسد دسترسی پیدا نکردم

00:44:15.790 --> 00:44:18.209
‫اگه شیلا در مورد زمان اینجا بودنش راستش رو گفته

00:44:18.210 --> 00:44:20.339
‫و آنه داج در مورد زمان مرگ درست بگه،

00:44:20.340 --> 00:44:22.549
‫و آنه داج همیشه در مورد همه‌چیز درست میگه،

00:44:22.550 --> 00:44:26.180
‫پس وینتر اینجا کشته نشده
‫چون اونجوری شیلا می‌دیدش

00:44:28.600 --> 00:44:31.059
‫- نمی‌دونی الان چی گفتم
‫- کلماتت رو شنیدم

00:44:31.060 --> 00:44:32.889
‫شیلا گفت ساعت ۹:۴۸ شب از اینجا رفته

00:44:32.890 --> 00:44:35.689
‫اون موقع یه بیست دقیقه‌ای
‫از مرگ وینتر گذشته بوده

00:44:35.690 --> 00:44:38.359
‫که یعنی یا متوجه جسد توی اتاق پیشش نشده...

00:44:38.360 --> 00:44:40.230
‫مست بوده، ولی ممکنه کسی اونقدر مست کنه؟

00:44:40.240 --> 00:44:41.989
‫یا بعد از رفتنِ شیلا به اینجا جابجاش کردن

00:44:41.990 --> 00:44:44.859
‫یا شیلا کانون دروغ میگه
‫چون خودش کشتتش

00:44:44.860 --> 00:44:47.570
‫- حرف شیلا کانون رو باور داری؟
‫- نه. گفتم اگه داشتم

00:44:47.580 --> 00:44:49.079
‫- ولی باور داری؟
‫- آره
‫چرا؟

00:44:50.081 --> 00:44:51.619
‫چون فکر می‌کنم جابجاش کردن

00:44:51.620 --> 00:44:54.829
‫جوری که کفش‌هاش داشت در می‌اومد،
‫جوری که شلوارش دور کمرش جمع شده بود

00:44:54.830 --> 00:44:56.789
‫همیشه فکر می‌کردم جابجا شده

00:44:56.790 --> 00:44:59.169
‫وقتی کسی اون چیزی رو بهت میگه
‫که دلت می‌خواد بشنوی، حرفش رو باور می‌کنی؟

00:44:59.170 --> 00:45:00.340
‫عموماً. آره

00:45:02.300 --> 00:45:03.300
‫از کجا آوردنش؟

00:45:07.970 --> 00:45:08.970
‫کشوندنش

00:45:10.810 --> 00:45:11.850
‫حداقل نصف مسیر رو

00:45:13.940 --> 00:45:16.269
‫امکان نداره که وینتر افکار خودکشی داشته،

00:45:16.270 --> 00:45:18.309
‫بطری مشروب و لیوان آورده طبقه بالا

00:45:18.310 --> 00:45:20.689
‫که کسی نتونه ببینتش، بطری رو خورده،

00:45:20.690 --> 00:45:23.859
‫بعد مچ دست‌هاش رو بریده، زمین خورده،
‫سرش به میز بیلیارد خورده و مُرده؟

00:45:23.860 --> 00:45:26.529
‫با تمام حرف‌هایی که الان آنه داج زد جور در میاد،

00:45:26.530 --> 00:45:29.489
‫ولی همچنین یادداشت خودکشی رو منطقی می‌کنه
‫که تو نمی‌تونی توضیحش بدی

00:45:29.490 --> 00:45:31.620
‫پس شیلا اون رو دیده و نادیده‌اش گرفته؟

00:45:32.120 --> 00:45:35.869
‫داری فرض می‌کنی شیلا اصلاً این بالا بوده،
‫ولی واقعاً از مکانش چی می‌دونیم؟

00:45:35.870 --> 00:45:39.209
‫- اعتراف کرد این بالا بوده
‫- طبقه سوم بودم

00:45:39.210 --> 00:45:40.130
‫باشه

00:45:40.131 --> 00:45:42.759
‫چرا شیلا بگه این بالا بوده
‫وقتی نبوده؟

00:45:42.760 --> 00:45:45.220
‫شاید می‌خواسته یه چیزی دیگه رو مخفی کنه

00:45:47.260 --> 00:45:48.759
‫- بطری چطور؟
‫- چی؟
‫تنگ. بطری

00:45:50.140 --> 00:45:52.309
‫در سناریوی تو، وینتر اینقدر می‌خوره
‫که حواسش رو از دست میده،

00:45:52.310 --> 00:45:54.389
‫مچ دست‌هاش رو می‌بره، می‌افته و می‌میره.
‫پس بطریش کو؟

00:45:54.390 --> 00:45:56.019
‫- نمی‌دونم. یکی برش داشته؟
‫- کی؟

00:45:56.020 --> 00:45:56.980
‫- نمی‌دونم
‫- چرا؟

00:45:56.981 --> 00:45:59.059
‫- نمی‌دونم
‫- بطری رو نیاز داری

00:45:59.060 --> 00:46:01.609
‫شاید بردتش طبقه پایین و برگشته بالا؟

00:46:01.610 --> 00:46:03.069
‫ممکنه. عجیبه اما ممکنه

00:46:03.070 --> 00:46:05.489
‫در ضمن، آنه داج گفت مچ دست‌هاش
‫بعد از مرگش بریده شدن،

00:46:05.490 --> 00:46:07.449
‫که یعنی حرفت با تمام چیزهایی که آنه داج گفت

00:46:07.450 --> 00:46:09.160
‫مطابقت نداره

00:46:10.490 --> 00:46:11.660
‫یا...

00:46:16.580 --> 00:46:18.829
‫- شاید خودکشی نکرده
‫- موافقم

00:46:18.830 --> 00:46:20.539
‫- اینجا اتاق خواب مهمونه؟
‫- نمی‌دونم

00:46:20.540 --> 00:46:22.959
‫اونی رو یادته که اعتراف کرد
‫توی اتاق بازی بوده

00:46:22.960 --> 00:46:26.969
‫با چاقو و جسد و می‌خواسته چاقو رو
‫توی کوره بسوزونه؟

00:46:26.970 --> 00:46:28.630
‫همونی که شیرینی درست می‌کنه.
‫یادمه

00:46:28.640 --> 00:46:30.389
‫- حرفش رو باور نمی‌کنم
‫- من هم همینطور

00:46:30.390 --> 00:46:35.269
‫- شیلا گفت اون می‌خواسته وینتر رو بکشه
‫- اگه اینجا نباشه، اخراجم نمی‌کنه

00:46:35.270 --> 00:46:36.479
‫خب، مست بوده

00:46:36.480 --> 00:46:39.390
‫می‌دونی من وقتی مست بودم
‫چند بار تا حالا گفتم می‌خوام کسی رو بکشم؟

00:46:39.400 --> 00:46:40.769
‫چهار پنج بار؟
‫هیچی

00:46:43.020 --> 00:46:46.109
‫- خب، واسه من یه چهار پنج باری بوده
‫- مارولا رو یادت رفته؟

00:46:46.110 --> 00:46:48.109
‫- نه
‫- اون هم گفت می‌خواد بکشتش

00:46:48.110 --> 00:46:50.989
‫می‌کشمت!

00:46:50.990 --> 00:46:53.489
‫توی دفترم نوشتمش. منظورت چیه؟

00:46:53.490 --> 00:46:55.659
‫منظورم اینه مظنون‌های قانع‌کننده زیادی هست،

00:46:55.660 --> 00:46:56.950
‫از جمله خود وینتر

00:46:56.960 --> 00:46:59.579
‫اگه همه‌شون به یک اندازه منحصر به فرد باشن
‫چقدر قانع کننده می‌شه؟

00:46:59.580 --> 00:47:03.250
‫منظورم اینه شاید داری قضیه رو
‫پیچیده‌تر از چیزی می‌کنی که لازمه

00:47:07.720 --> 00:47:11.339
‫الان بهم گفتی یه نفر بدون عذر موجه
‫به غلط اعتراف کرده که اینجا بوده

00:47:11.340 --> 00:47:14.809
‫توی اتاقی که جسد یه نفر توش پیدا شده،
‫کسی که انگیزه واضح واسه کشتن داشته،

00:47:14.810 --> 00:47:18.020
‫چون شاید می‌خواسته یه چیز دیگه رو لاپوشونی کنه

00:47:18.640 --> 00:47:22.019
‫حس پیچیده‌ای داره. به نظرم جابجا شده

00:47:22.020 --> 00:47:24.019
‫- از کجا؟
‫- این اتاق چیه؟

00:47:24.020 --> 00:47:25.820
‫نمی‌دونم! من اینجا کار نمی‌کنم!

00:47:33.240 --> 00:47:34.070
‫چیه؟

00:47:34.080 --> 00:47:35.619
‫- روی این در چسب زده بودن
‫- که چی؟

00:47:35.620 --> 00:47:37.579
‫- یکی می‌خواسته باز بمونه
‫- که چی؟

00:47:37.580 --> 00:47:39.079
‫می‌دونی، کمتر از یک و نیم کیلومتری اینجا،

00:47:39.080 --> 00:47:41.249
‫یه نگهبان یه در چسب‌شده رو
‫توی پارکینگ پیدا می‌کنه

00:47:41.250 --> 00:47:42.789
‫که راز یه پرونده خیلی بزرگ رو افشا کرد

00:47:42.790 --> 00:47:43.879
‫کدوم پرونده؟
‫واترگیت

00:47:46.630 --> 00:47:47.460
‫که چی؟

00:47:47.461 --> 00:47:50.220
‫که گاهی چیزهای کوچیک
‫به چیزهای بزرگ می‌رسن

00:47:51.630 --> 00:47:53.469
‫- اتاق گوشه شمال شرقی؟
‫- آره

00:47:53.470 --> 00:47:55.259
‫شبیه اتاق خوابه، داره بازسازی می‌شه

00:47:55.260 --> 00:47:56.809
‫- نه
‫- سؤال نبود

00:47:56.810 --> 00:47:58.349
‫نه، اتاقه در حال بازسازی نیست

00:47:58.350 --> 00:48:01.689
‫نمی‌دونم تعریف شما از بازسازی چیه،
‫ولی توش وسیله هست، پس...

00:48:01.690 --> 00:48:03.229
‫- قلابیه
‫- وسایل قلابیه؟

00:48:03.230 --> 00:48:05.019
‫- بازسازیش قلابیه
‫- یعنی چی؟

00:48:05.020 --> 00:48:07.569
‫خانواده مورگن دوست نداشت کسی شب رو توی کاخ بمونه،

00:48:07.570 --> 00:48:10.529
‫پس تظاهر کردن تنها اتاق مهمونی که مونده
‫مشغول بازسازی شدنه

00:48:10.530 --> 00:48:12.699
‫اونجوری مجبور نبودن به کسی نه بگن

00:48:12.700 --> 00:48:15.029
‫- خیلی عجیبه
‫- خب، جکی کندی یه بار انجامش داد

00:48:15.030 --> 00:48:17.199
‫- فکر کنم ایده رو از اون گرفتن
‫- بازم عجیبه

00:48:17.200 --> 00:48:19.659
‫نه، عجیب اینه که اگه هیچ بازسازی واقعی‌ای انجام نشده،

00:48:19.660 --> 00:48:21.250
‫چرا الان اون بالا بوی رنگ به مشامم خورد؟

00:48:24.790 --> 00:48:27.249
‫قطعاً هیچ کاری اینجا انجام ندادیم

00:48:27.250 --> 00:48:30.050
‫و اون... قطعاً رنگه

00:48:31.074 --> 00:48:36.074
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

00:48:58.790 --> 00:49:00.120
‫اسکریپر داری؟

00:49:24.440 --> 00:49:26.899
‫کارآگاه کاپ! یکی هست که می‌خواد باهات صحبت کنه

00:49:26.900 --> 00:49:30.569
‫می‌دونی، می‌خوام یه اعترافی بکنم:
‫زمان‌بندی تو به طور پیوسته عالی نیست

00:49:30.570 --> 00:49:32.689
‫- گفتن ضروریه
‫- کی گفت ضروریه؟

00:49:32.690 --> 00:49:35.199
‫- یکی از روبروی خیابون
‫- روبروی خیابون؟

00:49:35.200 --> 00:49:37.740
‫- اصطلاح کاخ سفیدیه؟
‫- نه

00:49:39.780 --> 00:49:41.040
‫یعنی روبروی خیابون