﻿WEBVTT

00:00:05.995 --> 00:00:16.995
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:20.020 --> 00:00:21.353
‫چه حسی داری؟

00:00:21.354 --> 00:00:22.896
‫حسِ بُرد

00:00:22.897 --> 00:00:24.023
‫تو رو چه به بُرد؟!

00:00:24.024 --> 00:00:26.526
‫حالا حسم اینجوری میگه دیگه

00:00:27.569 --> 00:00:29.737
‫اصلاً داریم کسی انقدر داغون بازی کنه؟

00:00:33.116 --> 00:00:36.368
‫تمرین مُداوم. شاید باورت نشه،
‫ولی بچه که بودم،

00:00:36.369 --> 00:00:39.997
‫یه تخته نرد مغناطیسی داشتم که
‫توی ماشین باهاش بازی می‌کردم

00:00:39.998 --> 00:00:43.000
‫بابام پشت‌فرمون منو می‌بُرد

00:00:43.001 --> 00:00:46.628
‫به‌زور حواسش به تخته بود،
‫ولی بازم می‌باختم

00:00:46.629 --> 00:00:49.132
‫معلومـه که باورم میشه. چرا نشه؟

00:00:52.552 --> 00:00:54.011
‫امروز تولدشـه
‫بابات؟

00:00:55.764 --> 00:00:57.681
‫آره، یهو یادم اومد

00:00:57.682 --> 00:01:00.602
‫خب، تولد آقاجون وینتر مبارک

00:01:01.269 --> 00:01:02.812
‫- یه دست دیگه؟
‫- اوهوم

00:01:03.480 --> 00:01:04.521
‫الان می‌شد...
‫۱۵۷‏ سالـه؟

00:01:05.648 --> 00:01:06.607
باریکلا

00:01:06.608 --> 00:01:09.069
‫- یه دودوتا چهارتا کردم دیگه
‫- آفرین

00:01:09.652 --> 00:01:10.986
‫چند سالـه فوت کرده؟

00:01:10.987 --> 00:01:12.906
‫مارس میشه ۵۴ سال

00:01:15.909 --> 00:01:17.117
وایِ من

00:01:17.118 --> 00:01:19.621
‫منو ببخش، الف. ب.

00:01:20.246 --> 00:01:21.246
‫چند سالت بود؟

00:01:21.247 --> 00:01:24.833
‫یازده سالم که بود،
‫مامان و بابام توی تصادف مُردن

00:01:26.044 --> 00:01:28.004
‫بخاطر تخته‌نرد نبود. فکر بد نکن

00:01:29.172 --> 00:01:30.799
‫چیزی برام کم نذاشتن

00:01:32.836 --> 00:01:39.836
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:40.860 --> 00:01:44.860
‫‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »

00:01:46.147 --> 00:01:49.818
‫چپ‌وراست گیر میدی بهم
‫چرا ننه‌بابا ندارم

00:01:52.821 --> 00:01:53.822
‫بیا اینم دلیلش

00:01:55.949 --> 00:01:57.117
‫خانواده...

00:01:58.701 --> 00:01:59.786
‫داشتم

00:02:02.080 --> 00:02:04.958
‫چرا یه بار نزدی تو دهنم که
‫دیگه حرف مفت نزنم، الف. ب.؟

00:02:06.251 --> 00:02:09.629
‫- تا به غلط‌کردن بیفتی
‫- خب، افتادم والا

00:02:11.714 --> 00:02:13.882
راستش، بهتره وارد این بحث نشیم

00:02:13.883 --> 00:02:18.346
‫باید برم امشب رو به خیر بگذرونم.
‫نه سر کسی رو به باد بدم، نه سرم خودمو.

00:02:18.888 --> 00:02:20.013
‫میگم

00:02:20.014 --> 00:02:24.269
‫تو خانواده داری، می‌دونی دیگه؟

00:02:25.979 --> 00:02:27.272
‫همه‌شون همینجان

00:02:28.565 --> 00:02:30.733
تو این عمارت

00:02:44.289 --> 00:02:45.248
‫آقای وینتر

00:02:47.625 --> 00:02:49.293
سلام، ‫جرج. جرج

00:02:49.294 --> 00:02:50.420
‫جرج

00:02:55.884 --> 00:02:57.801
‫- کسی حساسیت نداره؟
‫- گفت کسی حساسیت نداره

00:02:57.802 --> 00:02:59.094
‫بسیارعالی

00:03:01.222 --> 00:03:02.307
‫شما؟

00:03:03.892 --> 00:03:06.059
‫فی‌الفور الف. ب. وینتر رو بفرستید بالا!

00:03:06.060 --> 00:03:08.145
‫چون توالت کیریم گرفته!

00:03:08.146 --> 00:03:11.773
‫ای ربات پیر از سیاره‌ی آشر...

00:03:11.774 --> 00:03:14.193
‫مهندس فرستادم بالا

00:03:14.194 --> 00:03:15.861
‫- برای تعمیر توالت
‫- مرسی

00:03:15.862 --> 00:03:18.364
‫صبح هم همه چی رو خدمت برادرت عرض می‌کنم

00:03:22.035 --> 00:03:26.663
‫دارم خودم رو به آب‌وآتیش می‌زنم هنرنمایی کنم،
‫اما این هیچوقت تو کله‌ات فرو نرفت

00:03:26.664 --> 00:03:31.127
‫اگه دوباره موی دماغم بشی،
‫سرتو می‌بُرم میذارم کف دستت!

00:03:32.629 --> 00:03:34.922
‫هلن، نخیر، با من یکی درنیفت

00:03:34.923 --> 00:03:37.966
‫نصف استرالیا دارن میان این مهمونی

00:03:37.967 --> 00:03:40.093
‫هری استایلز باید همین امشب بیاد اینجا

00:03:40.094 --> 00:03:43.223
‫کارمون زاره! هیچ خری حاضر نیست
‫بیاد توی این خراب‌شده اجرا کنه

00:03:52.273 --> 00:03:54.234
‫- بله؟
‫- یه مشکلی توی سالن پیش اومده

00:03:56.027 --> 00:03:58.320
‫ولنتینا موتا.
‫لورنزو، خواهشاً بسپاریدش به خودم.

00:03:58.321 --> 00:04:00.656
‫- بیخیال شو دیگه
‫- خلاف مقررات کاخ سفیده

00:04:00.657 --> 00:04:01.907
‫- هیچکس براش مهم نیست
‫- برای من مهمـه

00:04:01.908 --> 00:04:03.825
‫درست شنیدم خواننده‌ای نداریم؟

00:04:03.826 --> 00:04:06.495
‫عذر می‌خوام مزاحم صحبت‌تون میشم.
‫یکی از مهمون‌ها نمیاد.

00:04:06.496 --> 00:04:09.456
‫- بله، باشه
‫- بسپاریدش به خودم. اتاق لینکلن

00:04:13.753 --> 00:04:15.587
‫کسشعره!

00:04:15.588 --> 00:04:17.256
‫مقرراتی نیست که زیرِپا گذاشته باشم

00:04:17.257 --> 00:04:20.842
‫نپرسیدم کسی حساسیت نداره؟!
‫جمع کن گل‌ها رو ببر بیرون ببینم.

00:04:20.843 --> 00:04:24.054
‫- چرا گندکاری‌های تریپ افتاده گردنِ من؟
‫- چند لحظه تنهامون میذاری؟

00:04:24.055 --> 00:04:27.975
‫چرا من... ادی می‌تونست... ناسلامتی
‫من رو از وسط جشن‌تولد پسرم کشوندید اینجا...

00:04:27.976 --> 00:04:30.060
‫...حرف من همینـه وقتی که...

00:04:30.061 --> 00:04:31.895
‫...شغل کیری...

00:04:35.233 --> 00:04:37.693
‫رالی، عوض کن.
‫راستش، رالی، جای این دوتا رو عوض کن.

00:04:37.694 --> 00:04:39.069
‫ببخشید. ممنونم

00:04:39.070 --> 00:04:41.321
‫الف. ب.، دم دروازه‌ی جنوبی تصادف شده

00:04:41.322 --> 00:04:43.949
‫...درست اونطرف. مأمور فرستادیم
‫ببینیم چه خبره

00:04:43.950 --> 00:04:45.952
‫- شیلا نشسته...
‫- داره چیکار می‌کنه؟

00:04:47.328 --> 00:04:50.373
‫- توی سالن نبینمت
‫- اصلاً می‌دونی چیـه؟ کون لقت، الف. ب.!

00:04:55.044 --> 00:04:57.045
‫کانگوروها دردسرساز شدن

00:04:57.046 --> 00:05:00.340
‫عمراً بذارم کانگوروهام رو ازم بگیری!

00:05:00.341 --> 00:05:03.094
‫- من که چیزی ازت نگرفتم!
‫- تو رو نمیگم

00:05:03.678 --> 00:05:04.637
‫اون!

00:05:06.889 --> 00:05:10.475
‫...حق نداری اینجوری باهام حرف بزنی!
‫نخیر! رسوات می‌کنم!

00:05:10.476 --> 00:05:12.978
‫همه چی رو میذارم کف دست‌شون!

00:05:12.979 --> 00:05:14.147
‫همه چی رو!

00:05:19.235 --> 00:05:23.363
‫وای، خدا تو رو فرستاد.
‫با مارولا در مورد دسرها صحبت کردم...

00:05:23.364 --> 00:05:27.159
‫بازنشست نمیشم.
‫نمی‌تونم کاخ رو با این اوضاع ول کنم.

00:05:27.160 --> 00:05:28.452
‫اونم بعدِ امشب

00:05:32.832 --> 00:05:35.876
‫السی، الف. ب. خواسته اتاق لینکلن رو
‫برای کایلی مینوگ آماده کنی

00:05:35.877 --> 00:05:37.503
‫- خیلی‌خب
‫- ممنون

00:05:39.505 --> 00:05:41.215
‫جناب ‌وزیر، همه چی مرتبـه؟

00:05:43.426 --> 00:05:45.303
‫الو؟ پنج دقیقه صبر کن

00:05:46.137 --> 00:05:49.182
‫امشب شب آخرمـه!

00:05:52.143 --> 00:05:53.685
‫همین الان از سالن برو بیرون

00:05:53.686 --> 00:05:55.771
‫ولش کن. بعداً بیا ببرش. بریم

00:06:03.863 --> 00:06:05.739
‫- الو؟
‫- بیا اتاق زرد بیضی‌شکل، منتظرتم

00:06:05.740 --> 00:06:07.366
‫ای ربات پیر...

00:06:07.367 --> 00:06:09.451
‫- سرتو می‌بُرم میذارم کف دستت!
‫- هیچ خری حاضر نیست...

00:06:09.452 --> 00:06:11.828
‫- حرفم همینـه...
‫- تو رو نمیگم. اون!

00:06:11.829 --> 00:06:13.246
‫کون لقت، الف. ب.!

00:06:21.631 --> 00:06:23.465
‫به نظرت توی این اتاق اتفاق افتاده؟

00:06:23.466 --> 00:06:25.093
‫الان دیگه مطمئن شدم

00:06:27.303 --> 00:06:29.055
« قسمت هشتم/پایانی »
« راز اتاق زرد »

00:06:43.486 --> 00:06:45.946
‫کارآگاه کاپ؟ آماده‌اید؟

00:06:45.947 --> 00:06:47.197
‫باید به پروازم برسم

00:06:47.198 --> 00:06:49.324
‫بله، متوجهم.
‫اگه شما آماده‌اید، شروع کنیم.

00:06:49.325 --> 00:06:50.659
‫یه مورچه‌پیتای عظیم‌الجثه‌ست

00:06:50.660 --> 00:06:52.285
‫مورچه‌پیتای عظیم‌الجثه چیـه؟

00:06:52.286 --> 00:06:55.080
‫- بلیت گرفتم برم این پرنده رو ببینم
‫- آها. خیلی‌خب. عالیـه

00:06:55.081 --> 00:06:58.875
‫انگار این مورچه‌پیتا خیلی زیادی هم بزرگـه

00:06:58.876 --> 00:07:01.962
‫در مقایسه با پرنده‌های زیرآوازخوان
‫جثه‌ی خیلی بزرگی داره

00:07:01.963 --> 00:07:03.588
‫بز... بزرگـه

00:07:03.589 --> 00:07:07.801
‫تشکر بابات حضورتون
در جلسه‌ی امروز کمیته، کارآگاه کاپ

00:07:07.802 --> 00:07:09.094
‫همون‌طور که مستحضر هستید،

00:07:09.095 --> 00:07:12.806
‫ما مشغول تحقیق‌وتفحص بر روی ‫پرونده‌ی
مرگ مدیر ارشد اجرایی کاخ سفید هستیم

00:07:12.807 --> 00:07:14.057
‫شنیدم

00:07:14.058 --> 00:07:17.436
‫اوایل برگزاری این جلسات،
‫پرونده مختومه شده بود و

00:07:17.437 --> 00:07:19.104
‫رسماً،

00:07:19.105 --> 00:07:22.107
‫مرگ آقای وینتر خودکشی اعلام شد

00:07:22.108 --> 00:07:25.652
‫در واقع،
‫در طول جلسات طاقت‌فرسایی فهمیدیم...

00:07:25.653 --> 00:07:26.611
‫سناتورها!

00:07:26.612 --> 00:07:28.613
‫...بنده مسئولیتش رو هم تمام‌وکمال می‌پذیرم،

00:07:28.614 --> 00:07:33.274
‫اینکه پشت‌پرده‌ی مرگِ آقای وینتر...

00:07:34.163 --> 00:07:35.497
پیچیده‌تر از این حرف‌هاست

00:07:36.205 --> 00:07:40.417
‫متأسفانه، وقتی خبردار شدیم که
دیگه هواپیماتون پریده بود

00:07:40.418 --> 00:07:42.752
‫تا مورچه‌پیتای عظیم‌الجثه پیدا کنم

00:07:42.753 --> 00:07:46.173
‫بزرگ‌ترین پرونده‌ی زیرآوازخوان‌ها،

00:07:46.174 --> 00:07:47.841
‫اگه اشتباه نکنم

00:07:47.842 --> 00:07:49.468
‫- بله
‫- ولی حالا برگشتید

00:07:49.469 --> 00:07:52.637
‫قبول کردید قبل از فرودگاه ‫بیاید اینجا و

00:07:52.638 --> 00:07:58.101
‫گزارش بدید که در جریان تحقیقات‌تون،
‫یک مظنون بازداشت شده

00:07:58.102 --> 00:08:00.812
‫- صحیح می‌فرمایید، سناتور
‫- اسم این مظنون چیـه؟

00:08:07.445 --> 00:08:09.821
‫با توجه به حساسیت پرونده،

00:08:09.822 --> 00:08:12.199
‫جلسه‌مون غیرعلنیـه، کارآگاه کاپ

00:08:12.200 --> 00:08:14.075
‫بله، بسیارخب

00:08:14.076 --> 00:08:17.371
‫ولی... مایل نیستید بدونید
‫چطوری تیکه‌های پازل رو کنار هم چیدم؟

00:09:36.200 --> 00:09:38.034
‫یکی از وسایل اتاق زرد بیضی‌شکل مفقود شده

00:09:38.035 --> 00:09:40.036
‫- بله
‫- یکی از جفت گلدون‌ها

00:09:40.037 --> 00:09:42.831
‫چینی فرانسه‌ست، مال سال ۱۸۲۳

00:09:42.832 --> 00:09:46.459
‫از ۱۱ اکتبر، شبی که جنازه‌ی آقای وینتر
‫پیدا شد، دیگه ندیدیدش. درستـه؟

00:09:46.460 --> 00:09:47.544
‫درستـه

00:09:47.545 --> 00:09:50.381
‫فکرشو از سرتون بندازید بیرون. شکسته. متأسفم

00:09:50.881 --> 00:09:54.301
‫کارآگاه کاپ، فقط همین مورد نیست که
‫توی اون اتاق گم شده

00:09:54.302 --> 00:09:55.511
‫در جریان هستم

00:09:56.012 --> 00:09:57.262
‫دنبال یه ساعت می‌گردم

00:09:57.263 --> 00:09:59.015
‫خیلی‌خب. باشه

00:10:01.392 --> 00:10:02.560
‫این چطوره؟

00:10:04.061 --> 00:10:06.271
‫نه، یه ساعت خاص

00:10:06.272 --> 00:10:08.315
‫آها، که اینطور

00:10:08.316 --> 00:10:11.693
‫روی تک‌تکِ شومینه‌های کاخ یه ساعت هست؛
به‌جز توی اتاق زرد بیضی‌شکل

00:10:11.694 --> 00:10:14.321
‫آها، اون ساعت رو میگی؟ ساعت فرانکلین؟

00:10:14.322 --> 00:10:16.072
‫- نه، دیگه نیست
‫- می‌دونید کجاست؟

00:10:16.073 --> 00:10:18.242
‫- نه، همه جا رو زیر و رو کردیم
‫- عکسی ازش دارید؟

00:10:22.872 --> 00:10:24.497
‫- چه ساعت بزرگی
‫- بله

00:10:24.498 --> 00:10:26.292
‫- میشه پیشم بمونه؟
‫- نه

00:10:30.463 --> 00:10:32.673
‫- رزهای زرد؟
‫- گلدون بزرگِ کنار در

00:10:33.257 --> 00:10:35.133
‫بله، معلومـه که یادم میاد

00:10:35.134 --> 00:10:36.676
‫پژمرده بودن

00:10:36.677 --> 00:10:39.638
‫- پژمرده که نه
‫- پس چی؟

00:10:39.639 --> 00:10:41.265
‫- سوخته بودن به نظرم
‫- سوخته؟

00:10:43.142 --> 00:10:44.643
‫دسته‌گل تازه و قشنگی بود که

00:10:44.644 --> 00:10:46.519
‫بعد از دو روز
‫از بیخ خشک شده بود

00:10:46.520 --> 00:10:47.896
‫- سوخته بود یعنی
‫- چطوری؟

00:10:47.897 --> 00:10:49.606
‫با یه چیز قوی

00:10:49.607 --> 00:10:51.191
‫مثلاً علف‌کُش تماسی

00:10:51.192 --> 00:10:53.151
‫- شاید پاراکوات
‫- پاراکوات؟

00:10:53.152 --> 00:10:55.403
‫- حدس می‌زنم
‫- همچین چیزی اینجا نگه می‌دارید؟

00:10:55.404 --> 00:10:58.281
‫سؤالت اینـه که توی گلفروشی نُقلیم که
‫دسته‌گل‌های قشنگ درست می‌کنم،

00:10:58.282 --> 00:11:00.659
‫سم علف‌کِش صنعتی نگه می‌دارم؟

00:11:00.660 --> 00:11:02.160
‫بله، متأسفانه

00:11:02.161 --> 00:11:04.413
‫خیر، ندارم

00:11:06.082 --> 00:11:07.958
‫ولی می‌دونم کجا گیر میاد

00:11:09.251 --> 00:11:11.836
‫پاراکوات؟
نه، جدیداً استفاده ازش رو ‫قدغن کردن

00:11:11.837 --> 00:11:13.673
‫عملاً استفاده از هرگونه مواد شیمیایی رو

00:11:16.133 --> 00:11:19.678
‫یه سال پیش بهمون گفتن باید
‫کلاً باغبانی‌مون بدون مواد سمی باشه

00:11:19.679 --> 00:11:22.514
‫- الان دیگه محوطه‌سازی‌مون آگاهانه و پایداره
‫- یعنی چی؟

00:11:22.515 --> 00:11:23.431
‫سؤال خودم هم هست!

00:11:23.432 --> 00:11:26.476
‫صرفاً می‌دونم به‌ناچار تموم آفت‌کُش‌هامون
‫مِن‌جمله پاراکوات رو دور ریختیم

00:11:26.477 --> 00:11:27.769
‫ولی الان که دارم فکر می‌کنم،

00:11:27.770 --> 00:11:30.897
‫فکر نکنم کسی اومده باشه
‫اون چیزمیزها رو بُرده باشه

00:11:30.898 --> 00:11:33.693
‫اگه چیزی مونده باشه،
‫باید همین جاها باشه

00:11:37.822 --> 00:11:39.824
‫عه، گمونم واقعاً همینجاست

00:11:41.450 --> 00:11:43.619
‫- راستش، خیلی عجیبـه
‫- آره

00:11:44.120 --> 00:11:46.247
‫- می‌دونید چی می‌خوام بگم؟
‫- بله

00:11:49.208 --> 00:11:50.334
‫عجیباً غریبا

00:11:51.711 --> 00:11:54.754
‫شبی که آقای وینتر کشته شد،
‫وقتی همه اینجا بودیم،

00:11:54.755 --> 00:11:58.341
‫حس کردم یه چیزی توی این نقطه جابجا شده.
‫اتفاقاً شما هم بهش اشاره کردید.

00:11:58.342 --> 00:12:00.552
‫اون قفسه‌ی اون پشت هم یه مشکلی داره

00:12:00.553 --> 00:12:02.595
‫نمی‌دونید دقیقاً چی، ‫ولی رو مختونـه

00:12:02.596 --> 00:12:05.181
‫- یه چیزی عوض شده
‫- آها، اون

00:12:05.182 --> 00:12:06.642
‫آره!

00:12:26.495 --> 00:12:28.164
‫همراهمون میای؟

00:12:48.184 --> 00:12:49.142
‫یا خدا!

00:12:49.143 --> 00:12:51.978
‫- شناختیش؟
‫- آره، روی میز خودم بود. چرا...

00:12:51.979 --> 00:12:54.397
‫- توضیحش سختـه
‫- دربه‌در دنبالش بودم. میشه پسش بدی؟

00:12:54.398 --> 00:12:56.024
‫- نخیر
‫- مال منـه

00:12:56.025 --> 00:12:58.235
‫توش پاراکواتـه

00:13:00.070 --> 00:13:01.321
‫آبجیم برام درستش کرده

00:13:01.322 --> 00:13:03.240
‫خب، الان دیگه بگی‌نگی آلت‌قتاله‌ست

00:13:04.241 --> 00:13:05.201
‫خیلی‌خب

00:13:06.994 --> 00:13:08.245
بمونه پیش شما

00:13:10.956 --> 00:13:12.373
‫من... من میرم دیگه
‫ممنونم، امیلی

00:13:19.423 --> 00:13:21.549
‫- کجاییم؟
‫- توی اتاق زرد بیضی‌شکل

00:13:21.550 --> 00:13:23.343
‫نه، منظورم اینـه که کجای کاریم؟

00:13:23.344 --> 00:13:25.011
‫دنبال سرنخ

00:13:25.012 --> 00:13:26.596
‫گمونم می‌خوام بگم اون چیـه؟

00:13:26.597 --> 00:13:28.014
‫یه فنجون کوچیک
‫- متوجه منظورم شدی؟
‫- خیر

00:13:29.433 --> 00:13:30.725
‫- کلاً چی؟
‫- نه

00:13:32.269 --> 00:13:34.729
‫دیشب، بروس و السی اونجا بودن

00:13:34.730 --> 00:13:36.898
مونده بودی کدوم‌شون قاتلـه

00:13:36.899 --> 00:13:39.025
‫قاتل الف. ب. بروسـه یا السی؟

00:13:39.026 --> 00:13:41.861
‫حالا یه فنجون کوچیک رو دست‌مون مونده و
نه با بروس کار داریم، نه السی

00:13:41.862 --> 00:13:44.280
‫الان موندم... نزدیک‌تر شدیم یا نه؟

00:13:44.281 --> 00:13:45.240
‫به چی؟

00:13:45.241 --> 00:13:47.409
‫به اینکه کی الف. ب. رو کُشته

00:13:48.118 --> 00:13:49.995
‫آها، آره

00:13:51.539 --> 00:13:52.540
‫آره!

00:13:54.124 --> 00:13:56.626
‫یکی شب ضیافت اعضای دولت ‫رفته اون انباری

00:13:56.627 --> 00:13:59.796
‫به نظرم دنبال سم بوده و
‫با خودش لیوان واقعی بُرده

00:13:59.797 --> 00:14:02.632
‫معتقدم اون لیوان افتاده و شکسته،
‫از چندوچونش خبر ندارم،

00:14:02.633 --> 00:14:04.467
‫بعدشم دست انداخته اینو برداشته

00:14:04.468 --> 00:14:08.012
‫سم رو، یعنی پاراکوات رو پیدا کرده و
‫ریخته این تو

00:14:08.013 --> 00:14:11.015
‫بعد، گوشی رو برداشته و
‫زنگ زده دفتر الف. ب. وینتر

00:14:11.016 --> 00:14:12.141
‫بعدش اومد اینجا

00:14:12.142 --> 00:14:14.269
‫خب، اول اونجا و بعدش اینجا

00:14:14.270 --> 00:14:16.104
‫اون شب دوتا لیوان دیدم

00:14:16.105 --> 00:14:18.314
‫یکی روی جلومُبلی و
‫یکی دیگه هم روی میز عسلی

00:14:18.315 --> 00:14:20.859
‫حدسم اینـه لیوانِ روی جلومبلی
‫حاوی سم بوده که

00:14:20.860 --> 00:14:22.861
‫ریختنش توی گلدون

00:14:22.862 --> 00:14:26.197
‫یحتمل هم وینتر یه مقداری ازش خورده

00:14:26.198 --> 00:14:27.490
‫یکی یه گلدون پرت کرده

00:14:27.491 --> 00:14:30.618
‫به گمونم خورده به این دیوار

00:14:30.619 --> 00:14:32.036
اون گلدونه ناپدید شده

00:14:32.037 --> 00:14:35.498
‫اون یکی اونجاست و
اینجای دیوار هم خط افتاده

00:14:35.499 --> 00:14:38.209
‫حدس می‌زنم هدف وینتر بوده و

00:14:38.210 --> 00:14:41.546
‫سرِ همین صورتش خراشیده شده بود

00:14:41.547 --> 00:14:44.883
‫وقتی نقشه‌اش عملی نشد،
‫رفت سراغ یه شیء سنگین

00:14:44.884 --> 00:14:47.969
‫احتمالاً شمعدون که
‫بعید می‌دونم خیلی سنگین بوده باشه

00:14:47.970 --> 00:14:50.597
‫به نظرم اون شمعدون میفته،
وقتی آقای وینتر...

00:14:50.598 --> 00:14:54.642
‫...بعد خوردن سم،
‫خورده به این میز و افتاده

00:14:54.643 --> 00:14:57.729
‫گمون کنم اون شیء سنگین این ساعته بود

00:14:57.730 --> 00:14:58.938
ساعت کجا بود؟

00:14:58.939 --> 00:15:01.650
‫دقیقاً. فکر کنم دلیلش همینـه

00:15:02.610 --> 00:15:05.237
‫- یعنی میگی آلت‌قتاله همون ساعتـه؟
‫- آره

00:15:08.240 --> 00:15:10.283
‫تو که گفتی لیوانه آلت‌قتاله‌ست

00:15:10.284 --> 00:15:11.951
‫گفتم بگی‌نگی آلت‌قتاله‌ست

00:15:11.952 --> 00:15:13.703
‫- پس باید ساعته رو پیدا کنیم
‫- دقیقاً

00:15:13.704 --> 00:15:15.163
حدس می‌زنی کجا باشه؟

00:15:15.164 --> 00:15:17.248
‫نمی‌دونم، ولی مطمئنم یه‌جا رو کسی نگشته

00:15:17.249 --> 00:15:18.166
‫یه ساعت؟

00:15:18.167 --> 00:15:20.209
‫نه، من... عمراً

00:15:20.210 --> 00:15:24.339
‫می‌دونید چرا؟ آخه اصلاً
‫اونقدرهام ساعتش سنتی نبود

00:15:24.340 --> 00:15:27.092
این کارها چیـه؟
‫یعنی چی که اونقدرهام ساعتش سنتی نبود؟

00:15:27.676 --> 00:15:31.082
‫- دنبال دردسر نیستم
‫- راحت باش. ما خودمون پلیسیم

00:15:33.182 --> 00:15:34.099
‫خیلی‌خب

00:15:34.600 --> 00:15:36.976
‫خب، اتفاقاً یه ساعت پدرومادردار هست اینجا

00:15:36.977 --> 00:15:41.607
‫بیشتر شبیه مجسمه‌ی یه آدمـه با عقربه‌مقربه

00:15:48.781 --> 00:15:49.948
‫چرا همچین چیزی داری؟

00:15:49.949 --> 00:15:52.742
‫چند وقت پیش‌ها،
‫از توی کتابخونه برداشتمش

00:15:52.743 --> 00:15:54.786
‫بعد خبردار شدم آقای وینتر دنبالشـه و

00:15:54.787 --> 00:15:57.997
‫از قبل سرِ یه سری مسائل
‫رابطه‌مون شکراب شده بود

00:15:57.998 --> 00:16:01.167
‫وقتی هم که شنیدم رفتنیـه،
‫با خودم گفتم صبر می‌کنم بره و

00:16:01.168 --> 00:16:05.004
‫بعد میذارمش سرجاش که
‫همه چی به هم ریخت

00:16:05.005 --> 00:16:06.130
‫الانم دست منـه

00:16:06.131 --> 00:16:08.257
‫هنوزم نمی‌دونم باحالـه یا نیست

00:16:08.258 --> 00:16:09.343
ناموساً؟

00:16:09.843 --> 00:16:11.511
‫- یعنی چی رفتنی بود؟
‫- چی؟

00:16:11.512 --> 00:16:13.888
‫گفتی آقای وینتر رفتنی بود، ‫ولی نرفت

00:16:13.889 --> 00:16:15.348
‫- رفتن از کاخ
‫- بازنشستگی؟
‫- به گمونم
‫- کِی بود؟

00:16:16.558 --> 00:16:19.394
‫نمی‌دونم. بعد اینکه من اومدم اینجا.
‫یکی دو ماهی میشه؟

00:16:19.395 --> 00:16:22.313
‫- یه سالـه اینجایی
‫- پشمام، خداوکیلی؟

00:16:22.314 --> 00:16:24.524
‫- از کجا شنیدیش؟
‫- نمی‌دونم. توی سالن؟

00:16:24.525 --> 00:16:27.235
‫توی سالن؟
‫توی سالن جلسه‌ای چیزی برگزار می‌کنید؟

00:16:27.236 --> 00:16:31.948
‫چمی‌دونم بابا. شاید از اون پیرزنه شنیدم.
‫شاید هم از اون الدنگی که حمال داداشمـه.

00:16:31.949 --> 00:16:35.702
‫- این که شد کل کاخ
‫- منظورم الدنگ معروفه‌ست

00:16:35.703 --> 00:16:37.997
‫الدنگ‌ترین آدم دنیا

00:16:39.623 --> 00:16:43.042
‫چی؟ من چمی‌دونم این مرتیکه چی میگه

00:16:43.043 --> 00:16:45.211
‫اون بابا مُخش تاب داره

00:16:45.212 --> 00:16:46.963
‫خودتون نفهمیدید اینو؟

00:16:46.964 --> 00:16:49.383
‫- اصلاً نشنیدی الف. ب. می‌خواد بره؟
‫- نه

00:16:49.883 --> 00:16:52.927
من خیلی خودم رو درگیر
خاله‌زنک‌بازی‌های این جماعت نمی‌کنم

00:16:52.928 --> 00:16:58.141
‫خیر سرم نشستم به رئیس‌جمهور مورگن کمک کنم
‫این کشور وامونده رو سر و سامون بده

00:16:58.142 --> 00:16:59.726
به جایی رسیدید؟

00:16:59.727 --> 00:17:02.895
‫چون مطرح کردن همچین سؤالی
‫در خصوص برنامه‌ی بازنشستگی وینتر

00:17:02.896 --> 00:17:04.982
خلافش رو ثابت می‌کنه

00:17:09.987 --> 00:17:11.404
‫صبر کنید. وایسید

00:17:11.405 --> 00:17:14.824
‫راستش، شبی که فوت کرد،
‫وقتی اومد اینجا،

00:17:14.825 --> 00:17:17.618
‫من که ازش خواستم بیخیال همه چی بشه و
‫دست رد به سینه‌ام زد...

00:17:17.619 --> 00:17:19.871
‫- کیو میگی؟
‫- جاسمین. جاسمین هینی

00:17:19.872 --> 00:17:22.707
‫آسمون ریسمون بافت از
‫اینکه ۱۱‏ سالـه کارمندِ اینجاست...

00:17:22.708 --> 00:17:24.417
‫بله، می‌خوام مدیر ارشد بشم

00:17:24.418 --> 00:17:26.294
‫اتفاقاً خیال می‌کردم مدیر ارشد بشم

00:17:26.295 --> 00:17:28.337
‫ولی امشب آب پاکی رو ریختن رو دستم و

00:17:28.338 --> 00:17:31.299
‫گفتن که حالا حالاها قرار نیست
‫مدیر ارشد بشم

00:17:31.300 --> 00:17:34.302
‫رسماً بهم گفت برم بمیرم که
‫جسدِ وینتر و نشونش دادم

00:17:34.303 --> 00:17:36.472
‫نمی‌دونم ربطی به رفتنش داره یا نه

00:17:37.097 --> 00:17:40.767
‫شبی که آقای وینتر فوت کرد،
‫حسابی زد تو پرِ جاسمین

00:17:40.768 --> 00:17:43.978
‫جاسمین هینی قرار بوده که
‫مدیر ارشد بعدیِ کاخ سفید بشه

00:17:43.979 --> 00:17:46.689
‫همه، از جمله خودش، در جریان بودن.
‫آقای وینتر یه سال پیش بهش گفت.

00:17:46.690 --> 00:17:49.150
‫قرار بود بازنشسته بشه و
‫جاسمین بشینه جاش

00:17:49.151 --> 00:17:51.027
‫ولی طیِ این یک سال گذشته،

00:17:51.028 --> 00:17:54.197
‫همه‌مون حس کردیم... که از این خبرها نیست

00:17:54.198 --> 00:17:56.032
‫هیچوقت یه تاریخ دقیق تعیین نکرد

00:17:56.033 --> 00:17:59.118
‫ولی داستان هر چی که بود
‫انگار هی عقب میفتاد

00:17:59.119 --> 00:18:00.328
‫اولش تعطیلات بود

00:18:00.329 --> 00:18:03.706
‫بعدش حملات تروریستی چهارم مارس.
‫بعدش که نمی‌تونست بره.

00:18:03.707 --> 00:18:04.832
‫بعدش عید پاک

00:18:04.833 --> 00:18:07.210
‫- بعدش روز استقلال
‫- دوباره تعطیلات از راه رسید

00:18:07.211 --> 00:18:10.505
‫حس کردم جاسمین کلافه شده.
‫بهش گفتم دندون رو جیگر بذاره،

00:18:10.506 --> 00:18:13.508
‫همین روزها وقتش می‌رسه و ‫کنار می‌کشه

00:18:13.509 --> 00:18:15.676
‫خودم از این بابت مطمئن بودم.
‫جاسمین هم باورش شد.

00:18:15.677 --> 00:18:17.221
‫تا اون شب

00:18:17.888 --> 00:18:19.014
‫من جایی نمیرم

00:18:19.556 --> 00:18:22.601
‫بازنشست نمیشم.
‫اقلاً تا چند سال آینده.

00:18:23.435 --> 00:18:24.561
‫زد تو پرِش و

00:18:25.145 --> 00:18:28.022
‫کارد می‌زدی خونش در نمیومد

00:18:29.066 --> 00:18:30.441
‫می‏دونم. می‌دونم...

00:18:30.442 --> 00:18:34.487
‫چند سال؟! این همه سال منتظر موندم!
‫این تو بمیری دیگه از اون تو بمیری‌ها نیست

00:18:34.488 --> 00:18:36.030
‫باید باهاش صحبت کنی

00:18:36.031 --> 00:18:38.866
‫هر چی زر زدم بسمـه، خب؟
‫هیچ گوهی نصیبم نشده

00:18:38.867 --> 00:18:40.159
‫این همه سال پابه‌پاش اومدم،

00:18:40.160 --> 00:18:43.121
‫چیزی جز یه بله‌قربان‌گوی چاپلوس نبودم

00:18:43.122 --> 00:18:45.666
‫تموم گندکاری‌هاش رو لاپوشونی کردم

00:18:48.168 --> 00:18:51.212
‫سعی کرد باهاش حرف بزنه،
‫ولی انگار نه انگار

00:18:51.213 --> 00:18:52.422
‫اسمش رو که نمیشد صحبت گذاشت

00:18:53.132 --> 00:18:55.134
‫فرصت دیگه‌ای هم گیرش نیومد

00:18:56.969 --> 00:18:58.803
‫- جاسمین هینی؟
‫- بله

00:18:58.804 --> 00:19:00.263
‫جا خوردید؟
‫بیدی نیستم که با این بادها بلرزم

00:19:02.307 --> 00:19:06.353
‫ولی دروغ چرا؟
‫یکمی اوضاع جالب‌تر پیش رفت

00:19:06.895 --> 00:19:09.272
‫قبلاً یه چند نفری که فکر می‌کردم

00:19:09.273 --> 00:19:12.109
‫توی مرگِ آقای وینتر
‫نقشی داشته باشن رو شناسایی کرده بودم

00:19:13.193 --> 00:19:14.820
‫حالا یکی دیگه اضافه شده بود

00:19:15.445 --> 00:19:16.405
‫همینـه

00:19:16.905 --> 00:19:18.281
‫خودشـه

00:19:18.282 --> 00:19:22.076
‫همین الان شنیدیم. تنها کسی که انگیزه‌اش
قطع‌به‌یقین از همه بالا‌تره، خودشـه

00:19:22.077 --> 00:19:24.620
‫تازه، دسترسی هم داشته و
‫کاملاً هم با عقل جور در میاد

00:19:24.621 --> 00:19:27.999
‫خودش همه چی رو بهمون گفت،
‫همه جا رو نشون‌مون داد و زمینه‌سازی کرد

00:19:28.000 --> 00:19:30.209
‫کارمون شده موشکافی بقیه‌ی افراد، ولی...

00:19:30.210 --> 00:19:32.712
‫هر از گاهی جواب ‫دقیقاً جلوی چشمتـه

00:19:32.713 --> 00:19:34.547
‫جلوی چشمـه ها ولی کسی نمی‌بینه

00:19:34.548 --> 00:19:35.882
‫تابلوترینـه

00:19:35.883 --> 00:19:38.301
‫همون چیزی که بهش زل زدی،
‫ولی چشمت رو نگرفته

00:19:38.302 --> 00:19:39.469
‫بله، موافقم

00:19:40.262 --> 00:19:41.387
‫ولی دقیقاً چطوری؟

00:19:41.388 --> 00:19:44.098
‫کِی؟ هم‌دستی نداشته یعنی؟

00:19:44.099 --> 00:19:46.267
‫مشخصاً اگه پای افراد دیگه‌ای در میون باشه،

00:19:46.268 --> 00:19:48.102
باورپذیرتر میشه

00:19:48.103 --> 00:19:49.645
‫می‌دونم عجیبـه

00:19:49.646 --> 00:19:52.481
ولی ‫فیلم «قتل در قطار سریع‌السیر شرق» رو دیدید؟

00:19:52.482 --> 00:19:53.900
‫- جدیده؟
‫- یا قدیمیـه
‫هیچکدومش رو ندیدم

00:19:55.068 --> 00:19:57.236
‫- پس چرا میگی کدومش؟
‫- کتابش رو خوندم

00:19:57.237 --> 00:19:59.363
‫خب، من کتابش رو نخوندم.
‫اصلاً موضوع این نیست.

00:19:59.364 --> 00:20:01.115
‫- مسئله اینجاست که قضیه...
‫- کتابش خوبـه

00:20:01.116 --> 00:20:03.911
‫خیلی‌خب، صد البته.
‫حالا ایشالا یه روز می‌خونمش.

00:20:04.690 --> 00:20:05.888
« قتل در قطار سریع‌السیر شرق »
« آگاتا کریستی »

00:20:05.913 --> 00:20:08.539
‫درستـه. خیلی‌خب. عجیب شد

00:20:08.540 --> 00:20:11.500
‫بگذریم، اگه یادت باشه،
‫تهش معلوم میشه همه توی قتل دست داشتن

00:20:11.501 --> 00:20:12.752
‫تموم مظنونین
‫بعد، همین برام سؤال شده...

00:20:15.255 --> 00:20:17.798
‫صبر کن. تو باهام موافقی؟

00:20:17.799 --> 00:20:18.799
‫چی؟

00:20:18.800 --> 00:20:21.636
‫- وقتی گفتم همه چی درست جلو چشمـه
‫- آره

00:20:21.637 --> 00:20:24.597
‫قبلاً هم حرفم رو تصدیق کردی، ولی
‫فهمیدم داشتی منو دست مینداختی

00:20:24.598 --> 00:20:25.641
‫آره

00:20:26.308 --> 00:20:30.978
‫آره. یعنی قبلاً مسخره‌ام می‌کردی،
‫ولی این دفعه هدفت مسخره‌کردن نبود؟

00:20:30.979 --> 00:20:31.980
‫نه

00:20:34.066 --> 00:20:36.693
‫می‌خوام برگردم سر خونه‌ی اول

00:20:41.698 --> 00:20:43.866
‫گهگداری جواب درست جلوی چشمتـه

00:20:43.867 --> 00:20:45.576
‫جایی که به چشمت نمیاد

00:20:45.577 --> 00:20:48.120
‫تابلوترینـه.
‫تموم مدت بهش زل زده بودی

00:20:48.121 --> 00:20:49.706
‫ولی به چشمت نیومده

00:20:53.043 --> 00:20:54.002
‫آره

00:20:55.254 --> 00:20:56.630
‫موافقم

00:20:58.173 --> 00:20:59.967
‫- اون...
‫- آره

00:21:00.926 --> 00:21:02.426
‫دفتر یادداشت روزانه‌ی الف. ب. وینتر؟

00:21:02.427 --> 00:21:05.846
‫همونجا توی قفسه‌ی اتاقی که
‫برای کسی اهمیتی نداشت

00:21:05.847 --> 00:21:08.975
‫چون تنها جایی که کسی کنکاش نمی‌کنه کجاست؟

00:21:08.976 --> 00:21:13.271
‫از اون قوطی‌های شبیه به
قوطیِ نوشابه استفاده می‌کنم

00:21:13.272 --> 00:21:15.314
‫منتها تهش باز میشه

00:21:15.315 --> 00:21:17.733
‫بگذریم، منظورتون چیز دیگه‌ای بود

00:21:17.734 --> 00:21:19.068
‫اتاقِ کتاب‌ها

00:21:19.069 --> 00:21:21.404
‫کتابخونه برای کسی اهمیت نداره

00:21:21.405 --> 00:21:24.073
‫باید زودتر از اینها متوجه می‌شدم.
‫همه چی اینجا بود.

00:21:24.074 --> 00:21:27.743
‫دفترهاش، دفتر یادداشت‌هاش،
مثل کتاب‌های قدیمی بودن

00:21:27.744 --> 00:21:29.662
‫هر چیزی دستش میومد رو
‫توشون می‌نوشت

00:21:29.663 --> 00:21:31.914
‫کتابخونه اتاقِ محبوب آقای وینتر بود

00:21:31.915 --> 00:21:33.874
‫هر صبح اول وقت یه سر میومد اینجا

00:21:33.875 --> 00:21:36.794
‫همیشه هم قبل خواب
‫یه سر می‌زد و می‌رفت اتاقش

00:21:36.795 --> 00:21:40.464
‫اصلاً به ذهنم خطور نکرد،
‫دقیقاً هم بخاطر همین گذاشتش اینجا

00:21:40.465 --> 00:21:41.424
خوندیش؟

00:21:41.425 --> 00:21:43.050
‫سعیم رو کردم

00:21:43.051 --> 00:21:44.343
‫خب؟

00:21:44.344 --> 00:21:46.887
‫خب، نوشته‌هاش هم خنده‌دار بود،

00:21:46.888 --> 00:21:50.433
‫آموزنده، خودمنتقدانه و در عین حال،
‫به طرز غیرمترقبه‌ای بخشنده و نیش‌دار

00:21:50.434 --> 00:21:53.936
‫بعضی از احساساتش رو راحت بروز می‌داد،
‫اکثرشون هم مثبت بودن و بعضی‌هاش منفی

00:21:53.937 --> 00:21:56.147
‫یه انزجار خاصی نسبت به لیلی شوماکر داشت که

00:21:56.148 --> 00:21:57.773
‫فکرشو می‌کردم

00:21:57.774 --> 00:21:59.483
‫ولی شدتش عجیب بود

00:21:59.484 --> 00:22:03.654
‫رابطه‌اش با آقای گوتارد عملاً شکراب بود.
‫دل خوشی از تریپ نداشت.

00:22:03.655 --> 00:22:06.615
‫از نظرش دسترسی مارولا به
‫اون همه چاقو خطرناک بود و

00:22:06.616 --> 00:22:08.284
‫همچنین دسترسی شیلا به ودکاها

00:22:08.285 --> 00:22:10.786
‫یه دفتر حساب عجیب‌غریب داشت
‫پُرِ سرواژه و اعدادی که

00:22:10.787 --> 00:22:12.663
‫اون زمان نتونستم درک کنم

00:22:12.664 --> 00:22:14.874
‫ولی بعداً معلوم شد که
‫چه اطلاعات مهمی رو برملا کرده

00:22:14.875 --> 00:22:16.292
‫یعنی به کارتون اومد؟

00:22:16.293 --> 00:22:19.211
‫خیلی. البته، قبل اینکه به صفحه‌ی آخر برسم

00:22:19.212 --> 00:22:20.713
‫توی صفحه‌ی آخر چی نوشته بود؟

00:22:20.714 --> 00:22:22.174
‫هیچی

00:22:48.992 --> 00:22:50.159
‫یادداشت خودکشی

00:22:50.160 --> 00:22:53.996
‫بله. ولی یادداشت خودکشی نبود.
‫خب، ولی من نمی‌دونستم.

00:22:53.997 --> 00:22:57.166
‫عذر می‌خوام، یعنی ممکنـه
‫یادداشت خودکشی بوده باشه؟

00:22:57.167 --> 00:23:00.419
‫از ابتدای ماجرا بر این باور بودم که
‫آقای وینتر دست به خودکشی نزده

00:23:00.420 --> 00:23:01.670
‫ولی این یادداشت

00:23:01.671 --> 00:23:03.589
‫واقعاً شبیه یادداشت خودکشی بود

00:23:03.590 --> 00:23:05.674
‫اما حالا،
‫در کنار صفحه‌ی کاملش،

00:23:05.675 --> 00:23:08.052
‫مشخصاً همچین چیزی نبود، نه در اصل

00:23:08.053 --> 00:23:09.929
‫هنوز نتونستم توجیهش کنم

00:23:09.930 --> 00:23:12.348
‫- خودش صفحه رو پاره کرده؟
‫- یا کار یکی دیگه بوده؟

00:23:12.349 --> 00:23:13.849
‫- سهواً؟
‫- یا که عمداً؟

00:23:13.850 --> 00:23:15.976
‫کسی خبر داشته این دفتر‌ها
‫تموم مدت اینجا بودن؟

00:23:15.977 --> 00:23:17.228
‫- کی؟
‫- انجی

00:23:17.229 --> 00:23:19.397
‫- جاسمین
‫- ولی چرا همراهش بوده؟

00:23:19.398 --> 00:23:21.273
‫- چطوری همراهش بوده؟
‫- یعنی چی؟

00:23:21.274 --> 00:23:22.983
‫اگه توی اتاق زرد بیضی‌شکل کشته شده،

00:23:22.984 --> 00:23:25.821
‫چرا باید یادداشت خودکشیش
‫توی اتاق سرگرمی باشه؟

00:23:26.446 --> 00:23:28.447
‫یعنی تصادفی بوده؟

00:23:28.448 --> 00:23:29.824
‫تصمیم‌تون چی بود؟

00:23:29.825 --> 00:23:31.659
‫من تصمیم خاصی نگرفتم،

00:23:31.660 --> 00:23:33.869
‫چون اون لحظه هر چی رِشته بودیم
‫پنبه شد

00:23:34.996 --> 00:23:36.539
‫طبقه‌ی بالا. همین حالا

00:23:38.834 --> 00:23:40.794
‫هی، به دل نگیرید. مدلمـه

00:23:45.799 --> 00:23:47.425
‫من ناراحتم، کارآگاه کاپ

00:23:47.426 --> 00:23:48.968
‫خب، بد شد که

00:23:48.969 --> 00:23:51.720
‫آخه شما مهم‌ترین آدم دنیایید

00:23:51.721 --> 00:23:52.805
‫چی ناراحت‌تون کرده؟

00:23:52.806 --> 00:23:54.974
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

00:23:54.975 --> 00:23:57.894
‫کی شما رو دوباره به کاخ راه داده؟

00:24:04.317 --> 00:24:05.444
‫نمی‌خوای جواب بدی؟

00:24:08.469 --> 00:24:13.326
‫خیلی‌خب، بله،
‫قبل از اینکه کسی بخواد بهم انگی بزنه...

00:24:13.351 --> 00:24:15.077
‫- هری...
‫- تصمیمش با یه نفر نبوده

00:24:15.078 --> 00:24:19.206
‫تصمیم چندین حزب مختلف بود

00:24:19.207 --> 00:24:20.666
‫- جنابعالی به من زنگ زدی
‫- هری!

00:24:20.667 --> 00:24:24.712
‫بله! آره. خیلی‌خب.
‫من زنگ زدم کارآگاه کاپ برگرده.

00:24:24.713 --> 00:24:28.757
‫آقای رئیس‌جمهور، به نظرم لازمـه
‫همچین مسئله‌ای رفع و رجوع بشه

00:24:28.758 --> 00:24:31.302
‫آسیب وارده از اون جلسه‌ی دادرسی سنا...

00:24:31.303 --> 00:24:32.595
‫حتی منو در جریان نذاشتی
‫شما که اینجا زندگی نمی‌کنید!

00:24:33.763 --> 00:24:36.682
‫اینجا کاخ سفیده ها.
‫ناسلامتی رئیس‌جمهورم. به تو گفت؟

00:24:36.683 --> 00:24:37.766
‫نه

00:24:37.767 --> 00:24:40.811
‫به من هم چیزی نگفت. بعلاوه،
‫اینجا حوزه‌ی اختیارات ما محسوب میشه.

00:24:40.836 --> 00:24:42.271
‫تو سر پیازی یا ته پیاز؟
‫حوزه‌ی اختیارات کجا بود؟!

00:24:43.648 --> 00:24:45.691
‫متصدی اردوگاه نشسته ورِ دل‌مون؟!

00:24:45.692 --> 00:24:47.568
‫حوزه‌ی استحفاظی پلیس پارک ملی...

00:24:47.569 --> 00:24:49.361
‫پارک گرند تیتونِ کوفتیـه دیگه

00:24:49.362 --> 00:24:51.572
‫باورِ غلط عوامـه

00:24:51.573 --> 00:24:55.117
‫اینجا حوزه‌ی استحفاظی متروپولیتنـه.
‫بخاطر همینـه که من اینجام.

00:24:55.118 --> 00:24:57.703
‫- لباس فرمم رو می‌بینید؟
‫- بله، کور که نیستیم، رئیس

00:24:57.704 --> 00:24:59.997
‫همیشه‌ی خدا با لباس فرمی.
‫موقع خواب درش میاری اصلاً؟

00:24:59.998 --> 00:25:02.291
‫خیلی‌خب، هر کجا که باشم،
‫مورد احترام قرار می‌گیرم

00:25:37.369 --> 00:25:39.620
‫شب قتل،
‫این تابلو توی اتاق قرمز بود

00:25:39.621 --> 00:25:40.538
‫خیلی‌خب

00:25:40.539 --> 00:25:44.291
‫تابلوهایی که اینجا بودن
‫الان توی اتاق سبزن

00:25:44.292 --> 00:25:48.337
‫تابلویی که توی اتاق سبز بود،
‫همونجایی که اون تابلوها رو بردن،

00:25:48.338 --> 00:25:49.630
‫الان توی اتاق قرمزه

00:25:49.631 --> 00:25:52.091
‫چقدر رنگ. مهمـه مگه؟

00:25:52.092 --> 00:25:53.342
‫- بله
‫- چرا؟

00:25:53.343 --> 00:25:57.222
‫چون الان برام مثل روز روشن شد که
‫چطوری الف. ب. وینتر رو کشتن

00:26:00.183 --> 00:26:01.976
‫- پرونده رو حل کردی؟
‫- خیر

00:26:01.977 --> 00:26:04.979
‫بخشی از پرونده رو حل کرده بودم.
‫یه بخش خیلی مهمش رو.

00:26:04.980 --> 00:26:07.481
‫می‌دونستم چطوری رخ داده بود،
‫اما نمی‌دونستم کار کی بوده

00:26:07.482 --> 00:26:10.484
‫ولی حالا فهمیده بودم که
‫چطوری سر از اون بخشش در بیارم

00:26:10.485 --> 00:26:12.570
‫از رئیس‌جمهور خواستم
‫دو ساعت بهم وقت بده

00:26:12.571 --> 00:26:13.904
‫اگه دو ساعت و

00:26:13.905 --> 00:26:16.407
‫آدم‌های توی لیستم رو بهم می‌داد و

00:26:16.408 --> 00:26:20.619
‫جمیعاً میومدن اتاق شرقی پیش من،
‫بهش می‌گفتم قاتل الف. ب. کی بوده

00:26:20.620 --> 00:26:22.538
‫- خب؟
‫- خب، قبول کرد

00:26:22.539 --> 00:26:24.290
‫دو ساعت وقت واسه چی می‌خواستی؟

00:26:24.291 --> 00:26:27.127
‫بیشتر برای پرنده‌نگری و
‫تموم کردنِ کارهای ناتموم

00:26:27.752 --> 00:26:29.837
‫السی چایله. درستـه

00:26:29.838 --> 00:26:32.423
‫کارآگاه کاپ توی سرسرا منتظر شماست و

00:26:32.424 --> 00:26:34.133
‫احتمالاً باید کفش پاتون کنید

00:26:34.134 --> 00:26:35.093
‫آره

00:26:36.761 --> 00:26:37.762
‫انتخاب عالی

00:26:39.014 --> 00:26:42.808
‫باید مصونیت کسی رو از شما می‌گرفتم
‫تا بیاد توی کاخ سفید

00:26:42.809 --> 00:26:45.269
‫در اِزای حضور امروزتون

00:26:45.270 --> 00:26:46.520
‫همین‌طوره، سناتور

00:26:53.570 --> 00:26:54.863
‫اینجاست؟

00:26:55.447 --> 00:26:56.530
‫کجاست؟
‫توی محوطه‌ست

00:26:59.409 --> 00:27:00.951
‫بسـه دیگه!

00:27:00.952 --> 00:27:02.287
‫یوهو!

00:27:03.038 --> 00:27:07.499
‫هم کلاغ ماهی‌خوار، هم دارکوب نرم‌پر و
‫هم جغد جیغ‌اره‌ای شمالی رو دیدم

00:27:07.500 --> 00:27:11.503
‫اینم می‌دونم که رئیس دوکس
‫از این بابت هیجان‌زده‌ست

00:27:11.504 --> 00:27:14.632
‫همیشه دیدنِ جغد می‌چسبه

00:27:14.633 --> 00:27:17.176
‫بسیارخب. ممنون که اومدید

00:27:17.177 --> 00:27:20.721
‫از همگی ممنونم وقت گذاشتید و
‫امروز تشریف آوردید اینجا

00:27:20.722 --> 00:27:24.266
‫تشکر ویژه از قدرتمندترین مرد دنیا

00:27:24.267 --> 00:27:26.061
‫ممنون از شما، آقای رئیس‌جمهور

00:27:27.020 --> 00:27:29.021
‫حتماً شوخی‌تون گرفته

00:27:29.022 --> 00:27:30.898
‫روز بخیر، دوستان

00:27:30.899 --> 00:27:34.485
‫آقای دومبه، ممنون تشریف آوردید.
‫بنده کوردلیا کاپ هستم.

00:27:34.486 --> 00:27:36.153
‫امروز در خدمت‌تون هستم

00:27:36.154 --> 00:27:38.405
‫قبل از شروع چندتا نکته رو
‫خدمت‌تون عرض کنم

00:27:38.406 --> 00:27:41.700
‫اولاً، می‌خوام مطمئن بشم همگی

00:27:41.701 --> 00:27:44.578
‫بخاطر قتل الف. ب. وینتر اینجایید

00:27:44.579 --> 00:27:48.415
‫اگه بابت قتل دیگه‌ای تشریف آوردید
حسابی به مشکل می‌خوریم

00:27:48.416 --> 00:27:50.834
‫پس بی‌زحمت بنده رو در جریان بذارید

00:27:50.835 --> 00:27:54.301
‫خواهشاً به هیچ شیء یا
اثر هنری ارزشمندی ‫دست نزنید

00:27:54.326 --> 00:27:58.842
‫چرا که ممکنـه اثرانگشت
‫قاتلی که بغل‌دست‌تونـه روش باشه

00:27:58.843 --> 00:28:00.344
‫من سؤالات رو جواب میدم

00:28:00.345 --> 00:28:03.013
‫از اتاق سرگرمی طبقه‌ی سوم شروع می‌کنیم و

00:28:03.014 --> 00:28:05.391
‫بعد میایم پایین

00:28:05.392 --> 00:28:09.979
‫توضیح میدم. امیدوارم
همگی کفش مناسب پوشیده باشن

00:28:12.524 --> 00:28:15.735
‫یا اقلاً یه کفش درست‌وحسابی پاشون باشه

00:28:18.238 --> 00:28:19.488
‫بسیارخب

00:28:19.489 --> 00:28:22.659
‫آخرین نکته که حائز اهمیتـه

00:28:23.743 --> 00:28:26.286
‫کارآگاه‌های زیادی، از جمله واقعی‌ها‌شون،

00:28:26.287 --> 00:28:30.416
‫وقتی می‌فهمن قتل کارِ کی بوده
‫برای جمع‌بندی اقدام می‌کنن

00:28:30.417 --> 00:28:32.668
‫چیزی که همیشه به چشمم غیرطبیعی میومد

00:28:32.669 --> 00:28:34.878
‫ولی امروز اومدم خدمت‌تون عرض کنم،

00:28:34.879 --> 00:28:38.132
‫بنده نمی‌دونم قاتل الف. ب. وینتر کیـه

00:28:39.175 --> 00:28:41.760
‫می‌دونم کشته شده ها

00:28:41.761 --> 00:28:44.430
‫می‌دونم یکی از همین جمع کشتتش

00:28:44.431 --> 00:28:47.057
‫امیدوارم رئیس‌جمهور موقع دعوت
‫شما رو در جریان گذاشته باشه

00:28:47.058 --> 00:28:48.934
‫اما نمی‌دونم کار کیـه

00:28:48.935 --> 00:28:52.856
‫البته، مطمئنم وقتی کارم تموم بشه،
‫سر از این موضوع در میارم

00:28:53.481 --> 00:28:55.817
‫بنابراین، اگه الف. ب. رو کُشتید،

00:28:56.317 --> 00:28:59.278
‫شرمنده، دیگه راه برگشتی وجود نداره.
‫تهش متوجه میشم.

00:28:59.279 --> 00:29:03.615
‫اگه هم الف. ب. رو نکشتید،
‫بازم با عرض معذرت نمیشه برید،

00:29:03.616 --> 00:29:07.244
‫چون به نظرم کار خودتونـه و یحتمل
‫مدرکی چیزی برای اثباتش هم پیدا می‌کنم

00:29:07.245 --> 00:29:10.038
‫چون قطعاً دست به کار وحشتناکی زدید

00:29:10.039 --> 00:29:12.917
‫پس... آماده باشید

00:29:14.335 --> 00:29:15.628
‫راه فراری نیست

00:29:17.005 --> 00:29:18.798
‫قرارمون اتاق سرگرمی

00:29:26.181 --> 00:29:27.765
‫- حقیقت داره؟
‫- چی؟

00:29:27.766 --> 00:29:29.767
‫- اینکه نمی‌دونستید کار کیـه؟
‫- صد البته

00:29:29.768 --> 00:29:32.102
‫خیال کردید توی این روند
به این موضوع پی می‌برید؟

00:29:32.103 --> 00:29:34.813
‫مطمئن بودم. یه پرنده‌ای هست...

00:29:34.814 --> 00:29:38.026
‫یه مرغ مقلدی که یه ترفندی داره

00:29:39.235 --> 00:29:42.821
‫می‌دونه یه حشره دور و برشـه،
‫ولی دقیقاً نمی‌دونه کجا

00:29:42.822 --> 00:29:46.075
‫بنابراین یهو بال‌هاش رو باز می‌کنه

00:29:47.243 --> 00:29:48.995
‫تا حشره پلک بزنه

00:29:49.996 --> 00:29:51.039
شیش‌دونگ حواست باشه

00:29:53.708 --> 00:29:54.918
‫به اون پلک

00:29:59.422 --> 00:30:02.801
‫بیاید برگردیم به شبِ مراسم

00:30:03.468 --> 00:30:06.512
‫این پرونده از جایی شروع شد که
‫مادرتون یه صدای گرومبی شنید...

00:30:06.513 --> 00:30:09.932
‫دوید اینجا و دید آقای وینتر مُرده

00:30:11.184 --> 00:30:13.393
‫من که بعدِ نیم ساعت رسیدم سرِ صحنه‌ی جرم،

00:30:13.394 --> 00:30:15.938
‫همه‌تون باور داشتید خودکشی اتفاق افتاده

00:30:15.939 --> 00:30:17.357
‫علی‌الخصوص جنابعالی

00:30:18.399 --> 00:30:19.733
‫ما بر این باوریم که خودکشی اتفاق افتاده

00:30:19.734 --> 00:30:22.694
‫همونجا درجا بهتون گفتم که
‫در اشتباهید و حق با منـه و

00:30:22.695 --> 00:30:25.489
‫همه چی از همونجا شروع شد

00:30:25.490 --> 00:30:27.450
حالا حالاها اینجا موندگاریم

00:30:29.035 --> 00:30:29.993
‫بفرما برو

00:30:37.293 --> 00:30:38.335
‫کمی بعد از رسیدنم،

00:30:38.336 --> 00:30:42.798
‫به تک‌تک‌تون گفتم که دقیقاً چرا
‫معتقدم خودکشی نبوده

00:30:42.799 --> 00:30:44.174
‫خبری از چاقو نیست

00:30:44.175 --> 00:30:47.261
‫ولی موضوع فقط یه چاقوی ساده نبود

00:30:47.262 --> 00:30:50.097
‫خونِ روی پیراهنِ آقای وینتر،

00:30:50.098 --> 00:30:51.306
‫خونِ خودش نبود

00:30:51.307 --> 00:30:55.978
‫خون و پیراهنِ وزیر امور خارجه‌ی استرالیا،
رایلنس بود که

00:30:55.979 --> 00:30:59.273
‫آقای وینتر یک ساعت قبل،
بدون ذره‌ای تردید

00:30:59.274 --> 00:31:03.318
‫پیراهنش رو با آقای رایلنس عوض کرد

00:31:03.319 --> 00:31:05.070
‫دلیل این جابجایی...

00:31:08.241 --> 00:31:10.869
‫با اینکه جالبـه، اما مرتبط نیست

00:31:11.452 --> 00:31:12.286
‫من می‌تونم برم؟
‫البته

00:31:20.795 --> 00:31:22.754
کشفیات بعدی زمان‌بر شد

00:31:22.755 --> 00:31:26.592
‫ولی اولین و مرتبط‌ترینش
‫همون چاقوی گمشده بود

00:31:26.593 --> 00:31:30.262
‫همین هم باعث شد که متوجه بشم
‫یه چاقویی اینجا بوده

00:31:30.263 --> 00:31:31.638
‫یه چاقوی درست‌حسابی که

00:31:31.639 --> 00:31:34.266
‫متعلق به شما بوده، جناب گوتارد

00:31:34.267 --> 00:31:38.479
‫همچنین، شما چاقو رو از صحنه‌ی جرم بردید و
‫سعی داشتید نیست‌ونابودش کنید

00:31:39.063 --> 00:31:41.316
‫خودتون اعتراف کردید

00:31:42.525 --> 00:31:46.069
‫بعد از ختم این غائله،
‫باید در مورد دفتر شخصی خودم حرف بزنیم

00:31:46.070 --> 00:31:48.363
‫تک‌برگی از درختِ سدر لبنان و

00:31:48.364 --> 00:31:52.910
‫یه مُشت دروغ بالاخره من رو
‫به خانم کانون رسوند،

00:31:52.911 --> 00:31:55.621
‫کسی که حدوداً در زمان قتل وینتر
‫توی این اتاق حضور داشته و

00:31:55.622 --> 00:32:00.083
‫داشته ودکایی رو می‌خورده که قرار بوده
‫تحویل خانم کاکس بده

00:32:00.084 --> 00:32:02.295
‫داشتی برای مادرم ودکا می‌بردی؟

00:32:05.840 --> 00:32:06.840
‫میشه اینجا سیگار بکشم؟
‫آم...

00:32:08.217 --> 00:32:09.510
‫نه

00:32:10.595 --> 00:32:13.138
‫آیا خانم کانون
‫توی مرگ آقای وینتر دست داشته؟

00:32:13.139 --> 00:32:14.222
‫نمی‌دونم

00:32:14.223 --> 00:32:16.684
‫فعلاً. ولی اینجا بوده

00:32:18.019 --> 00:32:21.355
‫آقای گوتارد و خانم کانون هردو
‫توی این اتاق حضور داشتن

00:32:21.356 --> 00:32:24.441
‫بعدش سر از یه حقیقت مهم در آوردم،

00:32:24.442 --> 00:32:29.029
‫این بار یکی از معدود افرادی که
‫اون شب به من دروغ نگفت،

00:32:29.030 --> 00:32:31.573
‫پزشک قانونی، اَن داج بوده

00:32:31.574 --> 00:32:34.785
‫خانم داج ظنِ بنده رو تأیید کرد

00:32:34.786 --> 00:32:37.162
‫یحتمل آقای وینتر بر اثر ضربه‌ی شدید به

00:32:37.163 --> 00:32:40.332
‫پشت‌سرش فوت کرده.
‫در واقع، سم هم خورده بود.

00:32:40.333 --> 00:32:44.253
‫بعلاوه، بعد از مرگ رگش رو زدن

00:32:49.258 --> 00:32:51.511
‫یعنی خودش رگش رو نزده

00:32:54.138 --> 00:32:56.139
‫چون مُرده بود

00:32:56.140 --> 00:32:58.809
‫آها، خیلی‌خب. گرفتم چی شد

00:32:58.810 --> 00:32:59.977
‫تشکر

00:32:59.978 --> 00:33:02.104
‫مردکِ خُل‌وضع

00:33:02.105 --> 00:33:06.149
‫باورم شده بود که آقای وینتر رو
‫به زور کشوندن توی این اتاق که

00:33:06.150 --> 00:33:09.486
‫البته، ان داج این گزارش رو تأیید کرد

00:33:09.487 --> 00:33:12.614
‫آقای وینتر خودش رو توی اتاق سرگرمی نکشت

00:33:12.615 --> 00:33:15.367
‫توی اتاق سرگرمی کشته نشده بود

00:33:15.368 --> 00:33:17.870
‫کشونده بودنش اینجا

00:33:18.663 --> 00:33:22.166
‫- از کجا؟
‫- از اینجا، اتاق ۳۰۱

00:33:23.292 --> 00:33:27.087
‫شب ضیافت اعضای دولت،
‫اتاق ۳۰۱ در حال بازسازی بود

00:33:27.088 --> 00:33:31.550
‫بازسازیِ ساختگی که به دستورِ
‫رئیس‌جمهور مورگن و الیوت ترتیب داده شده بود

00:33:31.551 --> 00:33:35.095
‫تا خواهر هری هالینجر نتونه
توی کاخ سفید بمونه

00:33:35.096 --> 00:33:38.140
‫اولین سرنخی که باعث شد بفهمم
‫این اتاق توی جریانات اون شب نقش داشته،

00:33:38.141 --> 00:33:42.436
‫چسبِ روی درِ اتاقـه که
‫از نظرم غیرعادی اومد

00:33:42.437 --> 00:33:44.730
‫عجیب‌تر از اون ‫بوی رنگ بود

00:33:44.731 --> 00:33:47.065
‫چون اگه خاطرتون باشه،
‫بازسازی ساختگی بوده

00:33:47.066 --> 00:33:52.279
‫صرفاً بخاطر اجتناب از حضور خواهرِ
‫به‌ظاهر غیرقابل‌تحملِ هری

00:33:52.280 --> 00:33:54.197
‫میشه لطفاً تمومش کنی؟

00:33:54.198 --> 00:33:56.242
‫اتفاقاً خیلی هم خانم خوبیـه

00:33:56.868 --> 00:33:59.870
‫زیرِ رنگ‌، ردِ خون پیدا کردم.
‫خونِ تازه.

00:33:59.871 --> 00:34:02.789
‫به همراه یه کشفِ خارق‌العاده‌ی دیگه:

00:34:02.790 --> 00:34:04.207
‫یه کارآگاه جوان و باهوش که

00:34:04.208 --> 00:34:06.835
‫اون طرف خیابون توی هتل هی‌آدامز مستقر بوده

00:34:06.836 --> 00:34:10.130
‫یه نور قرمز چشمک‌زن توی این اتاق دیده،

00:34:10.131 --> 00:34:12.799
‫طولی هم نمی‌کشه که آقای وینتر می‌میره

00:34:12.800 --> 00:34:17.722
‫نوری که فهمیدم
از مچ دستِ آقای تریپ مورگن بوده

00:34:19.182 --> 00:34:22.351
‫ریدم توی این ساعت. چند وقتیـه بازی در آورده

00:34:27.065 --> 00:34:29.816
‫شک نداشتم آقای مورگن
‫دخالتی توی این ماجرا داشته،

00:34:29.817 --> 00:34:31.902
‫ولی منتظر نشستم تا خودش برملاش کنه که

00:34:31.903 --> 00:34:35.990
‫به نحو احسن با تموم جزئیات این کار رو کرد.
‫تشکر فراوان.

00:34:36.991 --> 00:34:39.243
‫- تشکر بابت چی؟
‫- بابت توضیحات‌تون

00:34:39.827 --> 00:34:41.119
‫من که توضیحی ندادم

00:34:41.120 --> 00:34:43.205
‫- چیزی گفته بود حالا؟
‫- بله

00:34:43.206 --> 00:34:44.373
‫پشمام

00:34:44.999 --> 00:34:46.541
‫کارآگاه کاپ منتظر شماست

00:34:46.542 --> 00:34:49.878
‫می‌دونستم تریپ بخاطر اون کاراگاه جوان و
‫باهوش اومده اینجا

00:34:49.879 --> 00:34:53.381
‫ولی اطلاعاتم در همین حد بود.
‫مطمئن بودم دیگه چیزی بیشتر از این

00:34:53.382 --> 00:34:55.008
‫بهم نمیگه

00:34:55.009 --> 00:34:56.469
‫- کنار پیانو؟
‫- بله

00:34:57.136 --> 00:34:59.179
‫ولی آدم پُرحرفیـه و

00:34:59.180 --> 00:35:03.975
‫هر از گاهی لازمـه مو رو از
لای حرفاش بکِشی بیرون

00:35:03.976 --> 00:35:08.063
‫جرج مک‌کاچن.
‫جرج مک‌کاچن بزرگ.

00:35:08.064 --> 00:35:10.440
‫شوخی کردم بابا.
‫می‌دونم سه‌تایید.

00:35:10.441 --> 00:35:12.150
‫چه خبر، جرج‌جونی؟

00:35:12.151 --> 00:35:14.694
‫فقط یه تریپ داریم.
‫بازم خدا رو شکر، نه؟

00:35:20.743 --> 00:35:24.996
‫میگما، اون کارآگاهه رو دیدی که
‫شبیه ایندیانا جونزه و اینها؟

00:35:24.997 --> 00:35:26.833
‫«زبده‌ترین کارآگاه دنیا»

00:35:27.583 --> 00:35:29.751
‫نمی‌دونم. گمونم قراره بیاد اینجا به دیدنم

00:35:29.752 --> 00:35:31.294
‫همه‌اش رو مُخمـه، جرج

00:35:31.295 --> 00:35:34.131
‫باور کن، من اصلاً دخلی به این قضایا ندارم

00:35:34.132 --> 00:35:36.424
‫من با الف. ب. چیکار دارم آخه؟!

00:35:36.425 --> 00:35:38.593
‫مردک پا شده اومده توی اتاقم و
‫شروع کرده به مسخره‌بازی

00:35:38.594 --> 00:35:40.721
‫ولی فقط همین بود. گرفتی چی گفتم؟

00:35:41.973 --> 00:35:43.057
‫چرا اونجوری بهم نگاه می‌کنی؟!

00:35:46.018 --> 00:35:48.228
‫یه چیزی بگم، جی؟ خب؟

00:35:48.229 --> 00:35:52.190
‫اون شب، منظورم شب ضیافتـه.
‫ریدمانی بودم که اون سرش ناپیدا.

00:35:52.191 --> 00:35:53.860
‫خودت اهل مهمونی بودی، نبودی؟

00:35:54.819 --> 00:35:57.237
‫آره، آره، آره. گرفتی چی میگم

00:35:57.238 --> 00:35:59.447
‫پس خیر سرم دارم عشق و حال می‌کنم، خب؟

00:35:59.448 --> 00:36:02.200
‫چون داداش کون‌نشورم نمیذاره
‫با استرالیایی‌ها عشق و حال کنم

00:36:02.201 --> 00:36:05.162
‫جز استرالیایی‌ها هیچکس نمی‌فهمه
‫معنی عشق‌وحال واقعی چیـه

00:36:05.163 --> 00:36:07.789
‫پا شدم رفتم اتاقِ تهِ راهرو، خب؟

00:36:07.790 --> 00:36:12.544
‫بلکه این جاکش‌ها دست از سرم بردارن و
‫داداش، همونجا از حال رفتم، خب؟

00:36:12.545 --> 00:36:15.130
‫بیهوشِ بیهوش

00:36:15.131 --> 00:36:16.799
‫بعدش که بیدار شدم...

00:36:18.092 --> 00:36:19.263
‫میونه‌مون خوبـه دیگه؟

00:36:19.288 --> 00:36:22.583
‫مک‌کاچن، داریم درد دل می‌کنیم دیگه، نه، داداش؟

00:36:24.182 --> 00:36:28.019
‫خیلی‌خب. ببین داداش، بعدش که بیدار شدم،

00:36:28.519 --> 00:36:32.981
‫دیدم الف. ب. وینتر بغل دستم افتاده

00:36:32.982 --> 00:36:35.025
‫مردک مُرده بود. مُرده!

00:36:35.026 --> 00:36:36.902
‫گفتم کارت دراومد، پسر

00:36:36.903 --> 00:36:41.072
‫بدجور دستپاچه شدم، آخه همین الان
‫توی اتاقش داشتیم با همدیگه جر و بحث می‌کردیم

00:36:41.073 --> 00:36:44.117
‫یه برقکار قلابی هم اونجا بود و
‫در جریان جر و بحث بین‌مون هست

00:36:44.118 --> 00:36:48.121
‫بعدش پا شدم رفتم توی راهرو،
‫اون سرخدمتکارِ معلوم‌الحال مست رو دیدم

00:36:48.122 --> 00:36:50.373
‫اونم وضعش خراب بود، ولی
‫غلط نکنم اصلاً منو نمی‌دید

00:36:50.374 --> 00:36:53.793
‫بعد برگشتم تو و الف. ب. رو گرفتم

00:36:53.794 --> 00:36:56.087
‫رفیق، به کارم افتخار نمی‌کنم، خب، جرج؟

00:36:56.088 --> 00:36:59.633
‫شرمنده‌ام، ولی جسد مرتیکه رو بلند کردم و

00:36:59.634 --> 00:37:02.677
‫تا تهِ راهرو بردمش

00:37:02.678 --> 00:37:04.137
‫اصلاً نمی‌دونستم کجا دارم میرم

00:37:04.138 --> 00:37:07.432
‫بردمش اتاق سرگرمی و گفتم
‫بذارم همونجا بمونه، خب؟

00:37:07.433 --> 00:37:09.976
‫بعد سریع رفتم توی اون یکی اتاق و

00:37:09.977 --> 00:37:11.728
‫دیدم خون ریخته رو زمین

00:37:11.729 --> 00:37:14.981
‫واسه همین، رنگ رو برداشتم و
‫بله، داداش، جدی میگم

00:37:14.982 --> 00:37:16.775
‫گرفتم همه جا رو رنگ کردم

00:37:16.776 --> 00:37:18.235
‫حال کردی چقدر زرنگم؟

00:37:18.236 --> 00:37:20.320
‫آدرنالینت که می‌زنه بالا،
‫چه کارها که از آدم سر نمی‌زنه

00:37:20.321 --> 00:37:23.073
‫داداش، یهو دیدم شدم اوستا نقاش!

00:37:23.074 --> 00:37:26.534
‫بعدش تموم شد، خب؟
‫گندکاریم رو که جمع کردم

00:37:26.535 --> 00:37:30.372
‫داداش، یه نگاه که به اطراف انداختم،
‫دیدم یه دسته کلید افتاده روی زمین

00:37:30.373 --> 00:37:32.791
‫با خودم گفتم این دیگه از کجا پیداش شد؟

00:37:32.792 --> 00:37:35.126
‫واسه همین دوتا پای دیگه قرض کردم و
‫دویدم تهِ راهرو، خب؟

00:37:35.127 --> 00:37:36.753
‫ولی آروم عینهو پلنگ

00:37:36.754 --> 00:37:39.297
‫چون دلم نمی‌خواست مامان الیوتِ روانی رو بیدار کنم

00:37:39.298 --> 00:37:42.217
‫دسته‌کلید رو بردم و
‫گذاشتم توی جیب الف. ب. که

00:37:42.218 --> 00:37:44.344
‫دیدم توی جیبش یه تیکه کاغذه

00:37:44.345 --> 00:37:47.639
‫درآوردم دیدم زِکی، یادداشت خودکشیـه

00:37:47.640 --> 00:37:49.557
‫الف. ب. زده بود ‫خودشو کشته بود

00:37:49.558 --> 00:37:50.684
‫پشمام!

00:37:50.685 --> 00:37:52.560
‫پیش خودم گفتم که بعله،
‫قشنگ ریدی به همه چی، خب؟

00:37:52.561 --> 00:37:54.437
‫چون اگه جسدش رو جابجا نمی‌کردم،
‫مشکلی پیش نمیومد

00:37:54.438 --> 00:37:56.731
‫می‌خواستم چیکار کنم حالا؟
‫کِشون‌کِشون برگردونمش؟

00:37:56.732 --> 00:37:59.652
‫اگه کسی منو می‌دید چی؟
تازشم، تو فضا سِیر می‌کردم

00:38:00.236 --> 00:38:02.279
‫همونجا بود که یه نموره
‫اوضاع رو بی‌ریخت کردم، خب؟

00:38:02.280 --> 00:38:05.657
‫چون دیگه عقلم قد نمی‌داد چیکار کنم.
‫قلبم عینهو گنجیشک می‌زد

00:38:05.658 --> 00:38:09.703
‫پیش خودم گفتم یه کاری کن
‫شبیه خودکشی بشه

00:38:09.704 --> 00:38:13.248
‫واسه همین درِ اتاق بغلی رو وا کردم و
‫رفتم توی دفتر اون یارو شیرینی‌پز آلمانیه

00:38:13.249 --> 00:38:15.792
‫چون می‌دونستم مرتیکه‌ی روانی
‫چاقوهاش رو ورِ دلش نگه می‌داره

00:38:15.793 --> 00:38:19.296
‫همیشه‌ی خدا ازش چاقو قرض می‌گیرم.
‫واسه هر کاری حالا.

00:38:19.297 --> 00:38:21.702
‫یه بار واسه بُریدن کمربند یکی از
‫این روبدوشامبرها چاقوش رو قرض گرفته بودم

00:38:21.727 --> 00:38:24.551
‫چاقوش رو برداشتم و
‫شروع کردم به بُریدن

00:38:24.552 --> 00:38:27.930
‫بگذریم، چاقو رو که برداشتم،
‫برگشتم توی اتاق و

00:38:28.431 --> 00:38:31.599
‫همون کار نحس رو انجام دادم، جی

00:38:31.600 --> 00:38:35.980
‫رگشو زدم. چاقو رو انداختم و
‫یادداشت و گذاشتم سرجاش و جیم زدم.

00:38:39.442 --> 00:38:41.485
‫فقط همین

00:38:42.695 --> 00:38:43.778
‫همون‌طوری که گفتم، داداش

00:38:43.779 --> 00:38:47.533
‫من اصلاً دستی توی این قضایا نداشتم

00:38:56.208 --> 00:39:00.504
‫فکر نکنم دیگه پیداش بشه.
‫خوشحال شدم باحات حرف زدم، جی. فعلاً

00:39:23.194 --> 00:39:24.319
‫کسشعره بابا!
‫چاقوهای من رو برداشتی؟

00:39:26.197 --> 00:39:28.406
‫- مامانم؟
‫- کون‌نشور؟

00:39:28.407 --> 00:39:31.117
‫- الان سرخدمتکار معلوم‌الحال مست رو نشونت میدم
‫- برقکار قلابی؟

00:39:31.118 --> 00:39:33.453
‫یه فکری به حال خودت ببین، تریپ

00:39:33.454 --> 00:39:36.247
‫خب، شاید بهتر بود
‫من هم مهمونی دعوت می‌کردی، دادا

00:39:36.248 --> 00:39:37.874
‫کارِ تریپ بود حالا؟

00:39:37.875 --> 00:39:42.670
‫تریپ الف. ب. وینتر رو کشته بود؟
‫جوابی برای این سؤال ندارم. نه فعلاً

00:39:42.671 --> 00:39:46.132
‫ولی اینو بگم که آقای وینتر
‫اینجا کشته نشده بود

00:39:46.133 --> 00:39:49.177
‫در واقع، تقریباً ۲۰ دقیقه‌ای از مرگش می‌گذشت

00:39:49.178 --> 00:39:51.971
‫وقتی تریپ کِشون‌کِشون بردش تهِ راهرو

00:39:51.972 --> 00:39:54.391
‫بنابراین، مجدداً همون سؤالی مطرحـه که

00:39:54.392 --> 00:39:55.642
‫لحظه‌ی ورود عرض کردم

00:39:55.643 --> 00:39:58.520
‫از کجا و توسط کی؟

00:39:58.521 --> 00:40:02.775
‫این دفعه حتی باورنکردنی‌تره و
‫بیشتر جا می‌خورید

00:40:03.859 --> 00:40:04.777
‫از کجا؟

00:40:07.405 --> 00:40:09.156
‫از این پایین

00:40:21.043 --> 00:40:23.002
‫شب ضیافت اعضای دولت،

00:40:23.003 --> 00:40:26.798
‫کایلی مینوگ توی اتاق لینکلن
‫لکه‌ی خون پیدا کرد

00:40:26.799 --> 00:40:31.386
‫معتقدم آقای وینتر رو بردن توی اتاق لینکلن،
‫ولی فقط به طور موقت

00:40:31.387 --> 00:40:33.972
‫مکانی برای استراحت کوتاه

00:40:33.973 --> 00:40:36.933
‫برای شخصی که از اتاق
زرد بیضی‌شکل تا اینجا آورده بودتش و

00:40:36.934 --> 00:40:41.104
‫می‌خواست از پله‌ها ببرتش اتاق ۳۰۱

00:40:41.105 --> 00:40:44.233
‫حالا، چرا میگم از اتاق
زرد بیضی‌شکل آورده بودتش؟

00:40:45.151 --> 00:40:48.319
‫چون این حرفِ شماست.
‫قسم هم خوردی.

00:40:48.320 --> 00:40:50.655
‫یه نگاه به راهرو انداختم و
‫دیدم داره یه جسد رو

00:40:50.656 --> 00:40:52.365
‫از تو اتاق بیضی‌شکل بیرون میاره

00:40:52.366 --> 00:40:56.453
‫پس، از اونجا؛ اتاق زرد بیضی‌شکل

00:40:56.454 --> 00:40:58.288
‫ولی توسط کی؟

00:40:58.289 --> 00:41:00.206
‫شما هم دیدید، درست میگم، آقای دومبه؟

00:41:05.546 --> 00:41:06.880
‫به توصیه‌ی وکیلم، من...

00:41:06.881 --> 00:41:08.507
‫به خودت فشار نیار، داداش

00:41:09.008 --> 00:41:12.845
‫کی رو دیدید که داشته جسدِ آقای وینتر رو
‫از اتاق زرد بیضی‌شکل می‌کِشیده بیرون؟

00:41:15.097 --> 00:41:16.098
‫اون!

00:41:16.640 --> 00:41:17.807
‫آهان!

00:41:18.008 --> 00:41:22.929
‫بروس گلر. مهندس بدعنق،
‫اما ظاهراً بسیار محبوب

00:41:22.930 --> 00:41:26.265
‫کسی که اون شب با
‫آقای وینتر و تریپ بحثش شده بود و

00:41:26.266 --> 00:41:29.997
‫کسی که لیلی نیم ساعت بعد
‫توی اتاق زردِ بیضی‌شکل دیده بود

00:41:30.022 --> 00:41:31.969
‫ولی وقتی که
‫شما ایشون رو دیدید، آقای دومبه

00:41:31.994 --> 00:41:36.026
‫ایشون داشت کشون‌کشون
‫الف. ب. وینتر رو از این راهرو می‌برد

00:41:36.485 --> 00:41:37.538
‫اما چرا؟

00:41:39.613 --> 00:41:42.657
‫خب، این از نگاه بروس،

00:41:42.658 --> 00:41:45.868
‫پیچیده‌تر از این حرف‌هاست،
‫چون اون داشت روی جنایتی که

00:41:45.869 --> 00:41:49.622
‫فکر می‌کرد توسط معشوقه‌‌اش
‫انجام شده سرپوش میذاشت

00:41:49.623 --> 00:41:51.040
‫السی چایله
‫پشمام

00:41:52.247 --> 00:41:54.335
‫بروس و السی
‫مدتی بود که توی رابطه بودن

00:41:54.336 --> 00:41:58.548
‫توی شب ضیافت دولت بروس دید
‫السی دقیقاً اینجاست و پریشون‌احوالـه

00:41:58.549 --> 00:42:02.580
‫بخاطر جر و بحثی که به تازگی توی
‫اتاق زرد بیضی‌شکل با آقای وینتر داشت

00:42:02.605 --> 00:42:06.222
‫در حالی که آقای وینتر توی اتاق موند،
‫بروس سعی کرد که السی رو آروم کنه،

00:42:06.223 --> 00:42:07.932
‫اما السی صبرش سر اومده بود

00:42:07.933 --> 00:42:10.393
‫من... من می‌کشمش

00:42:10.394 --> 00:42:12.604
‫بروس اینجا السی رو تنها گذاشت

00:42:14.955 --> 00:42:18.789
‫راهرو رو تا آسانسور قدم زد،

00:42:19.050 --> 00:42:22.655
‫بعد نگرانش شد و برگشت

00:42:22.656 --> 00:42:27.019
‫اما دید که السی داره از
‫اتاق زرد بیضی‌شکل فرار می‌کنه

00:42:27.044 --> 00:42:33.090
‫زمانی که خودش وارد اتاق شد،
‫دید آقای وینتر مُرده

00:42:33.234 --> 00:42:36.279
‫بنابراین، مثل هر آدم ‌درستِ دیگه‌ای

00:42:36.815 --> 00:42:38.024
‫اونجا رو تمیز کرد

00:42:38.049 --> 00:42:42.553
‫که باعث شد در نتیجه
‫آقای وینتر رو از اتاق خارج کنه

00:42:44.343 --> 00:42:45.990
‫این همون چیزی بود که آقای دومبه دید

00:42:49.183 --> 00:42:53.644
‫این نکته هم بسیار حائز اهمیتـه که
‫السی دیدِ کاملاً متفاوتی به ماجرا داره

00:42:53.645 --> 00:42:56.647
‫اون فکر می‌کنه که
‫بروس آقای وینتر رو کشته

00:42:56.648 --> 00:42:59.192
‫اون اصرار داره که بگه
‫زمانی که وارد اتاق شد،

00:42:59.193 --> 00:43:03.571
‫آقای وینتر از قبل مرده بود و
‫وقتی که رفت بروس رو ندید

00:43:03.572 --> 00:43:06.783
‫بروس هم مشکلات شخصی
‫خودش رو با آقای وینتر داشت و

00:43:06.784 --> 00:43:10.953
‫السی می‌دونست بروس از طرز
‫برخورد آقای وینتر باهاش عصبانیـه

00:43:10.954 --> 00:43:13.521
‫فرقی نداره، چه فکر کنید
‫کار السی بوده چه بروس...

00:43:13.546 --> 00:43:16.715
‫- السی
‫- السی

00:43:16.740 --> 00:43:17.741
‫بروس

00:43:19.060 --> 00:43:22.283
‫بهرحال، بروس آقای وینتر رو جابجا کرد

00:43:22.308 --> 00:43:24.383
‫اون رو کشون‌کشون به اتاق‌خواب لینکلن برد

00:43:24.384 --> 00:43:28.805
‫همونجا گذاشتش تا بره بالا و
‫قفل در اتاق ۳۰۱ رو چسب بزنه

00:43:28.806 --> 00:43:32.725
‫تا وقتی که با جنازه‌ی آقای وینتر برگشت
‫بتونه راحت‌تر وارد اتاق بشه و

00:43:32.726 --> 00:43:36.771
‫بعدش ایشون رو بالا برد و اونجا رها کرد

00:43:36.772 --> 00:43:41.234
‫بخاطر این می‌دونم کار تو بوده،
‫چون خودت ایشون رو تا پایین آوردی و

00:43:41.235 --> 00:43:42.944
‫احتمالاً تنها کسی هستی که

00:43:42.945 --> 00:43:45.404
‫می‌تونست آقای وینتر رو
‫از اون پله‌ها بالا ببره و

00:43:45.405 --> 00:43:48.992
‫اینا هم کلیدهای تو بودن که
‫تریپ توی اون اتاق پیدا کرد

00:43:52.579 --> 00:43:53.413
‫بنابراین...

00:43:54.623 --> 00:43:56.333
‫می‌رسیم به اینجا

00:43:57.543 --> 00:43:59.378
‫نقطه‌ی شروع تمام ماجرا

00:44:00.184 --> 00:44:05.146
‫چون من معتقدم که آقای وینتر
‫توی همین اتاق کشته شد

00:44:05.300 --> 00:44:08.762
‫که ما رو برمی‌گردونه به یک سؤال:

00:44:09.302 --> 00:44:11.707
‫کار کی بوده؟

00:44:16.779 --> 00:44:19.164
‫خب، باید کار خودش باشه، مگه نه؟
‫بروس، همون مهندسه

00:44:19.189 --> 00:44:21.649
‫- می‌تونه السی هم باشه
‫- کار اون نیست

00:44:21.650 --> 00:44:24.152
‫آره، منم فکر نکنم

00:44:26.769 --> 00:44:30.146
‫ولی بالاخره کار یکی از این دوتاست،
‫درسته؟ بروس و السی؟

00:44:30.171 --> 00:44:32.297
‫خیلی داستان رو برامون مهیج کردی

00:44:32.322 --> 00:44:34.830
‫لطف دارید.
‫بله، خودم هم همین فکر رو می‌کردم.

00:44:34.855 --> 00:44:38.107
‫باید کار بروس یا السی بوده باشه.
‫اما لحظه‌ای که به این فکر افتادم،

00:44:38.108 --> 00:44:42.612
‫فوراً شرایط مخالفش هم در نظر گرفتم،
‫که یه کارآگاه باید همیشه این کارو بکنه

00:44:42.613 --> 00:44:44.405
‫اگه کار بروس یا السی نبود چی؟

00:44:44.406 --> 00:44:47.091
‫ممکنـه جفت‌شون حقیقت رو گفته باشن؟

00:44:47.116 --> 00:44:49.474
‫ممکنـه هیچکدوم آقای وینتر رو نکشته باشن؟

00:44:49.499 --> 00:44:50.870
‫ممکنـه توی بازه‌ی زمانی‌ای که

00:44:50.871 --> 00:44:54.582
‫السی کنار کمد بود و بروس کنار آسانسور،

00:44:54.583 --> 00:44:58.211
شخص سومی آقای وینتر رو توی
‫اتاق زرد بیضی‌شکل کشته باشه؟

00:44:58.212 --> 00:44:59.754
‫چنین احتمالی وجود داره؟

00:44:59.755 --> 00:45:01.672
‫- بله!
‫- نه!

00:45:01.673 --> 00:45:03.883
‫منظورت چیـه که
‫ممکنـه کار شخص سومی باشه؟

00:45:03.884 --> 00:45:05.772
‫- کار کی؟
‫- چطور وارد اتاق شده؟

00:45:06.649 --> 00:45:08.274
‫از همون در

00:45:08.388 --> 00:45:11.308
‫- ممکنـه کسی همچین کاری کنه؟
‫- یکی همین کار رو کرده!

00:45:12.392 --> 00:45:13.393
‫اون!

00:45:14.837 --> 00:45:16.038
‫مرد سوم

00:45:16.063 --> 00:45:18.481
‫خودش گفت توی اون اتاق بوده

00:45:18.482 --> 00:45:20.066
‫خودم صداش رو
‫توی اون اتاق شنیدم

00:45:20.067 --> 00:45:22.653
‫منم دیدم از اون اتاق وارد راهرو شد

00:45:27.142 --> 00:45:28.517
‫من مصونیت دارم

00:45:28.841 --> 00:45:29.867
‫می‌دونستم!
‫من... من می‌دونستم!

00:45:31.328 --> 00:45:33.306
‫همه‌ی اون ادا و اطوارها که من فقط

00:45:33.331 --> 00:45:35.974
‫یه فروشنده‌ی اسکلم که
‫عاشق استرالیایی‌هاست و

00:45:35.999 --> 00:45:38.377
‫نمی‌دونم چی شد که پام به کاخ سفید باز شد

00:45:39.086 --> 00:45:41.760
‫اون همون یاروئه‌ست توی اون فیلمـه

00:45:41.785 --> 00:45:44.107
‫اد نورتون. فیلم «ترس کهن». حرف نداره

00:45:44.132 --> 00:45:46.802
‫همه‌اش اداست.
‫یه روده‌ی راست تو شکمش نیست.

00:45:48.220 --> 00:45:49.554
‫اون یه آدمکشـه

00:45:51.578 --> 00:45:58.578
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:46:00.566 --> 00:46:02.645
‫آدمکشی که برای تو کار می‌کنه

00:46:07.324 --> 00:46:08.511
‫شوخی کردم

00:46:09.408 --> 00:46:10.741
‫ولی خیلی خوب بازی کردم

00:46:12.327 --> 00:46:13.787
‫مگه نه، دوستان؟

00:46:14.413 --> 00:46:16.956
‫راسل کروی جدیدی ظهور کرده!

00:46:19.167 --> 00:46:22.420
‫خودم این سناریو رو در نظر گرفته بودم.
‫این که قاتل آقای دومبه باشه.

00:46:22.421 --> 00:46:24.881
‫آقای دومبه اعتراف کرده که
‫توی اون اتاق حضور داشته

00:46:24.882 --> 00:46:26.966
‫می‌تونست بیاد اینجا و آقای وینتر رو بکشه و

00:46:26.967 --> 00:46:29.969
‫بعدش به اتاق برگرده و
‫به مادرش زنگ بزنه

00:46:29.970 --> 00:46:31.262
‫خاله‌ام

00:46:31.263 --> 00:46:33.714
‫امکانش وجود داره و در نظر می‌گیرمش

00:46:33.739 --> 00:46:36.410
‫ولی بیاید تصور کنیم که
‫آقای دومبه قاتل نیست

00:46:36.435 --> 00:46:39.395
‫فقط برای یک لحظه.
‫ممکنـه کس دیگه‌ای باشه؟

00:46:39.396 --> 00:46:41.731
‫یکی که تیزتر از این حرف‌ها بوده باشه

00:46:41.732 --> 00:46:43.164
‫شخص چهارمی که

00:46:43.189 --> 00:46:45.752
‫قبل از آقای دومبه وارد اون اتاق شده و

00:46:45.777 --> 00:46:48.237
‫بعد از رفتن السی به این اتاق اومده و

00:46:48.238 --> 00:46:51.657
‫قبل از برگشتش آقای وینتر رو کشته

00:46:51.658 --> 00:46:53.242
‫چنین احتمالی وجود داره؟

00:46:53.243 --> 00:46:55.328
‫- بله!
‫- نه!

00:46:55.329 --> 00:46:57.121
‫نه! غیرممکنـه، مگه نه؟

00:46:57.122 --> 00:47:00.541
‫با این حال! با این حال!
‫با این که متوجه‌ی...

00:47:00.542 --> 00:47:04.545
‫دور از ذهن بودنِ این سناریو میشم،
‫ولی نمی‌تونم نادیده بگیرمش

00:47:04.546 --> 00:47:06.923
‫چون دیشب که توی این اتاق بودم،

00:47:06.924 --> 00:47:09.926
‫متوجه‌ی چیزهایی شدم.
‫چیزهای سؤال‌برانگیزی.

00:47:09.927 --> 00:47:12.511
‫یه ساعتِ بزرگ از روی طاقچه گم شده

00:47:12.512 --> 00:47:13.930
‫یکی از گلدون‌ها گم شده

00:47:13.931 --> 00:47:16.265
‫گل‌ها رو سم سوزونده

00:47:16.266 --> 00:47:21.228
‫چیزهایی که توسط بروس،
‫السی و آقای دومبه توجیه‌ناپذیرن

00:47:21.229 --> 00:47:25.900
‫چیزهایی که نشون از
‫حضور شخص دیگه‌ای میده

00:47:25.901 --> 00:47:28.736
‫ولی یه مظنون اینجا داری.
‫درست همین‌جا.

00:47:28.737 --> 00:47:30.529
‫دو نفر، سه نفر

00:47:30.530 --> 00:47:33.032
‫اگه دنبال چهارمی می‌گردی،
‫این یکی هم اضافه کن

00:47:33.033 --> 00:47:34.492
‫کار جالبی نیست، دادا

00:47:34.493 --> 00:47:40.289
‫چرا داری روی چیزی که به شدت
‫بعید به نظر می‌رسه انقدر تلاش می‌کنی؟

00:47:40.290 --> 00:47:42.960
‫چه سؤال خوبی پرسیدی، آقای هالینجر

00:47:43.543 --> 00:47:45.044
‫- واقعاً؟
‫- آره

00:47:45.045 --> 00:47:47.711
‫منم مثل شما از این بابت متعجبم

00:47:47.736 --> 00:47:51.944
‫سؤالیـه که پرنده‌نگر
‫راجع‌به هر چیزی که می‌بینه می‌پرسه

00:47:51.969 --> 00:47:53.302
‫چرا؟

00:47:53.303 --> 00:47:55.054
‫چرا باید این احتمال رو در نظر بگیرم؟

00:47:55.055 --> 00:47:58.391
‫چرا باید برم سراغ
‫عجیب‌ترین، غیرعادی‌ترین و

00:47:58.392 --> 00:48:02.061
‫نامحتمل‌ترین جواب برای حل این معما؟

00:48:02.062 --> 00:48:03.939
‫جواب من به شما اینـه:

00:48:06.566 --> 00:48:08.193
‫کبوتر مسافر

00:48:11.446 --> 00:48:12.863
‫جوابت اینـه؟

00:48:12.864 --> 00:48:14.532
‫انتظار این جواب رو نداشتم

00:48:14.533 --> 00:48:18.952
‫کبوتر مسافر یه زمانی
‫به وفور همه جای دنیا بود

00:48:18.977 --> 00:48:22.192
‫توی اوایل قرن ۱۹اُم
‫تعدادشون به میلیاردها کبوتر رسیده بود

00:48:22.481 --> 00:48:23.481
‫میلیاردها!

00:48:23.506 --> 00:48:26.669
‫و در اواخر قرن ۱۹اُم،
‫عملاً منقرض شده بودن

00:48:26.670 --> 00:48:29.880
‫در واقع فکر می‌کردن که منقرض شدن

00:48:29.881 --> 00:48:32.383
‫اما بعدش توی سال ۱۹۰۷

00:48:32.384 --> 00:48:36.095
‫یه دسته‌ی کوچیکی از اونا توی
‫مناطق روستایی ویرجینیا دیده شد

00:48:36.096 --> 00:48:41.142
‫این آخرین باری بود که
‫توی تاریخ یکی کبوتر مسافر رو دید

00:48:41.143 --> 00:48:43.840
‫حدس می‌زنید اون شخص کی بود؟

00:48:43.865 --> 00:48:44.873
‫شما
‫دارم میگم سال ۱۹۰۷

00:48:48.817 --> 00:48:49.651
‫ایشون

00:48:53.661 --> 00:48:55.370
‫الکساندر همیلتون!

00:48:55.399 --> 00:48:57.342
‫تو چه ابله‌ای هستی!

00:48:57.367 --> 00:48:59.660
‫تدی روزولت

00:48:59.661 --> 00:49:02.580
‫رئیس‌جمهور تدی روزولت
‫آخرین کسی بود که

00:49:02.581 --> 00:49:05.124
‫تونست کبوتر مسافر رو توی طبیعت ببینه و

00:49:05.125 --> 00:49:08.544
‫وقتی که دید، باورش نمیشد.
‫به نظر غیرممکن می‌اومد.

00:49:08.545 --> 00:49:10.046
‫با عقل جور در نمی‌اومد

00:49:10.047 --> 00:49:14.633
‫یه پرنده‌نگر بزرگ،
‫و تدی روزولت پرنده‌نگر بزرگی بود،

00:49:14.634 --> 00:49:19.388
‫دنبال پیدا کردن بستره و
‫روابط و تاریخچه رو درک می‌کنه

00:49:19.389 --> 00:49:21.682
‫چیزی که مشاهده می‌کنید
‫باید با عقل جور در بیاد و

00:49:21.683 --> 00:49:24.226
‫دیدن اون دسته از کبوترها با عقل جور در نمی‌اومد

00:49:24.227 --> 00:49:25.519
‫اونا منقرض شده بودن

00:49:25.520 --> 00:49:29.315
‫اما، از طرفی هم باید به خودت اعتماد کنی

00:49:29.316 --> 00:49:31.984
‫چون خودت می‌دونی داری چی می‌بینی

00:49:31.985 --> 00:49:36.572
‫حتی اگه عالم و آدم
‫باهات مخالفت کنن و بگن اینطور نیست

00:49:36.573 --> 00:49:40.494
‫تو خودت می‌دونی.
‫ایشون هم می‌دونست و منم می‌دونم.

00:49:43.010 --> 00:49:44.135
‫چی رو؟

00:49:44.289 --> 00:49:46.582
‫اینکه قاتل از اون در با یه لیوان سم

00:49:46.583 --> 00:49:48.667
‫وارد اتاق شد. سم پاراکوات

00:49:48.668 --> 00:49:50.961
‫قاتل سعی کرد آقای وینتر سم رو بخوره و

00:49:50.962 --> 00:49:52.713
‫آقای وینتر هم اون رو خورد

00:49:52.714 --> 00:49:56.133
‫البته فقط جرعه‌ای، بعدش سم رو روی
‫گل‌هایی که کنارش بود ریخت و

00:49:56.158 --> 00:49:57.192
‫باعث سوختن گل‌ها شد

00:49:57.217 --> 00:50:00.012
‫قاتل یکی از گلدون‌ها رو به سمت
‫آقای وینتر پرت کرد اما بهش نخورد

00:50:00.013 --> 00:50:02.244
‫این گلدون به همین دیوار خورد و شکست و

00:50:02.269 --> 00:50:05.660
‫تکه‌های شکسته‌ی اون گلدون
‫به پیشونی آقای وینتر خورد

00:50:05.685 --> 00:50:09.730
‫اما قاتل بعدش ساعت بزرگی که
‫روی طاقچه بود رو برداشت،

00:50:09.731 --> 00:50:14.110
‫بزرگ‌ترین، سنگین‌ترین، در دسترس‌ترین
‫آلت قتاله‌ای که توی اتاق وجود داشت و

00:50:14.111 --> 00:50:18.198
‫باهاش به سر آقای وینتر
‫ضربه زد و اون رو کشت

00:50:19.366 --> 00:50:21.868
‫این چیزیـه که می‌دونم

00:50:28.416 --> 00:50:29.667
‫ولی این خودش غیرممکنـه

00:50:29.668 --> 00:50:31.377
‫غیرممکن نیست، خارق‌العاده‌ست

00:50:31.378 --> 00:50:32.940
‫غیرممکنـه، زن

00:50:32.965 --> 00:50:35.464
‫می‌خوای بگی یکی قبل از آقای دومبه

00:50:35.465 --> 00:50:37.070
‫- وارد اون اتاق شده؟
‫- آره

00:50:37.095 --> 00:50:40.219
‫بعدش وقتی آقای وینتر تنها بوده
‫وارد این اتاق شده؟

00:50:40.220 --> 00:50:42.429
‫- بعد از جر و بحثی که با السی داشته؟
‫- بله

00:50:42.430 --> 00:50:43.973
‫- و بعدش الف. ب. رو کشته؟
‫- بله

00:50:43.974 --> 00:50:45.724
‫- بعدش چی؟ کجا رفت؟
‫- از اتاق خارج شد

00:50:45.725 --> 00:50:48.477
‫از کدوم در؟ بیرون از
‫این دوتا درها آدم حضور داشته

00:50:48.478 --> 00:50:50.980
‫آقای دومبه درست همونجا
‫داشت با مادرش حرف میزد

00:50:50.981 --> 00:50:52.773
‫- از اون در نرفت
‫- پس از کدوم در رفت؟

00:50:52.774 --> 00:50:54.358
‫- خدای من
‫- پشمام

00:50:54.359 --> 00:50:56.277
‫از اون در رفت

00:51:02.659 --> 00:51:04.034
‫من که هنوز دری نمی‌بینم

00:51:04.035 --> 00:51:06.745
‫چون دری اونجا نیست، آقای دومبه

00:51:06.746 --> 00:51:08.053
‫دیگه وجود نداره

00:51:08.078 --> 00:51:10.499
‫ولی شبی که قتل اتفاق افتاد
‫اونجا یه در بود

00:51:10.524 --> 00:51:13.669
‫یه گذرگاهی بین اتاق
‫زرد بیضی‌شکل و اتاق معاهده

00:51:13.670 --> 00:51:17.214
‫حتماً خودم دیدمش،
‫ولی نظرم رو جلب نکرد

00:51:17.239 --> 00:51:22.979
‫حتی وقتی که امروز اینجا اومدم و
‫متوجه‌ی چیزهای سؤال‌برانگیز دیگه‌ای شدم

00:51:23.555 --> 00:51:24.702
‫به‌کل از دستم در رفت

00:51:24.727 --> 00:51:27.641
‫زمانی متوجه شدم که
‫دیدم جای چندین نقاشی عوض شده و

00:51:27.642 --> 00:51:33.397
‫یکی این نقاشی رو اینجا آورده
‫تا فضای بزرگی رو پوشش بده

00:51:33.398 --> 00:51:35.163
‫همونجا بود که فهمیدم چی شده

00:51:35.188 --> 00:51:40.463
‫فهمیدم که در مهر و موم شد،
‫مخفی شد و روش دیوار کشیدن!

00:51:40.488 --> 00:51:43.449
‫دری که غیرممکن رو ممکن و

00:51:43.450 --> 00:51:46.660
‫تک تک شماها رو مظنون می‌کنه

00:51:46.661 --> 00:51:47.953
‫- نه!
‫- نه!

00:51:49.664 --> 00:51:51.582
‫- امکان نداره. من که نیستم
‫- باریکلا

00:51:51.583 --> 00:51:53.834
‫آره. شماها

00:51:53.835 --> 00:51:55.377
‫همه‌تون

00:51:55.378 --> 00:51:58.002
‫احتمال این که
‫یکی می‌تونسته وارد اتاق بشه و

00:51:58.027 --> 00:51:59.375
‫آقای وینتر رو بکشه و بعدش

00:51:59.400 --> 00:52:03.052
‫از اون در خارج شه به این معنیـه که
‫همه‌تون می‌تونید مظنون به حساب بیاید

00:52:03.053 --> 00:52:06.016
‫حتی شما و شما

00:52:06.140 --> 00:52:07.828
‫و البته شما

00:52:08.313 --> 00:52:13.325
‫چون اگه نظریه‌ی من اشتباه بوده باشه،
‫پس حتماً یکی از شما سه‌تا قاتل بوده

00:52:13.350 --> 00:52:15.749
‫اینجا هیچکس توی اون مدت کوتاه،

00:52:15.774 --> 00:52:18.776
‫همون زمانی که آقای وینتر کشته شد
‫عذر موجهی نداره و

00:52:18.777 --> 00:52:22.418
‫این واقعیت که بعدش
‫کارهای مسخره و عجیب دیگه‌ای کردید

00:52:22.443 --> 00:52:24.740
‫دلیلی بر بی‌گناهی شما نمیشه

00:52:24.765 --> 00:52:27.984
‫در واقع احتمال
‫گناهکار بودن شما رو افزایش میده

00:52:28.009 --> 00:52:29.804
‫اینکه شما ایشون رو کشتید

00:52:29.829 --> 00:52:33.236
‫یقیناً همه‌تون مشکوک به
‫قتل آقای وینتر هستید

00:52:33.261 --> 00:52:35.167
‫همگی اون شب باهاش بحث کردید

00:52:35.168 --> 00:52:38.337
‫- کون لقت، الف. ب.!
‫- حس می‌کنم مشکل شخصی‌ای باهام داری

00:52:38.338 --> 00:52:39.838
‫اینم یه لیوان شکسته‌ی دیگه!

00:52:39.839 --> 00:52:40.923
‫بازنشست نمیشم

00:52:40.924 --> 00:52:44.093
‫این دسرِ منـه و
‫به روشِ من سرو میشه!

00:52:44.094 --> 00:52:45.928
‫آقای وینتر، خواهش می‌کنم،
‫التماس می‌کنم

00:52:45.929 --> 00:52:47.680
‫سرش داد زدید

00:52:49.933 --> 00:52:51.058
‫تهدیدش کردید

00:52:51.059 --> 00:52:53.894
‫دهن کوفتیت رو بسته نگه دار

00:52:53.895 --> 00:52:56.188
‫آشکارا گفتید که
‫فکر کشتنش رو توی سرتون دارید

00:52:56.189 --> 00:52:59.608
‫اگه دیگه اینجا نباشه،
‫دیگه نمی‌تونه اخراجم کنه

00:52:59.609 --> 00:53:02.319
‫بعضی‌هاتون حتی گفتید که قراره بکشیدش

00:53:02.320 --> 00:53:03.404
‫سرت رو می‌بُرم...
‫می‌کشمش

00:53:04.447 --> 00:53:06.574
‫و بعد یکی‌تون به حرفش عمل کرد

00:53:07.534 --> 00:53:08.743
‫پس بگید ببینم

00:53:10.370 --> 00:53:11.662
‫کی اون در رو مهر و موم کرده؟

00:53:35.467 --> 00:53:38.049
‫جاسمین هِینی دستور مهر و موم در رو داد

00:53:39.065 --> 00:53:40.274
‫چی؟

00:53:40.275 --> 00:53:43.361
‫دیدم دارن کارهاش رو انجام میدن و
‫به نظرم تصمیم عجیبی بود

00:53:43.792 --> 00:53:47.257
‫از اونجایی که جناب رئیس‌جمهور و
‫آقای مورگن دیگه اینجا زندگی نمی‌کنن

00:53:47.282 --> 00:53:50.360
‫پرس و جو کردم و
‫بهم گفتن دستور جاسمین بوده

00:53:51.911 --> 00:53:52.829
‫عجب

00:53:53.788 --> 00:53:56.190
‫نمی‌خواستی بهمون بگی، خانم هینی؟

00:53:56.833 --> 00:53:58.375
‫نه، قصد نداشتم، خانم کاپ

00:53:58.376 --> 00:53:59.377
‫کارآگاه کاپ!

00:54:01.296 --> 00:54:03.630
‫واقعاً فکر می‌کنید کار من بوده؟

00:54:03.631 --> 00:54:07.529
‫شما در به در دنبال این شغل بودید.
‫فکر می‌کردید ایشون بهتون خیانت کرده.

00:54:07.554 --> 00:54:11.436
‫باهاش جر و بحث‌تون شد، بنابراین... بله

00:54:12.432 --> 00:54:13.433
‫شاید

00:54:20.281 --> 00:54:21.699
‫شما در رو مهر و موم کردید؟

00:54:26.029 --> 00:54:27.489
‫بله، کار من بود

00:54:32.402 --> 00:54:33.853
‫ولی پیشنهاد یکی دیگه بود

00:54:36.081 --> 00:54:38.041
‫- بهم دستور دادن
‫- کی دستور داد؟

00:54:44.714 --> 00:54:47.999
‫بهم زنگ زد و گفت ترتیبش رو بدم

00:54:48.024 --> 00:54:49.817
‫- کی؟
‫- ایشون!

00:54:50.595 --> 00:54:52.176
‫جانم؟

00:54:54.349 --> 00:54:55.642
‫دروغـه

00:54:56.476 --> 00:54:57.811
‫پری، داره دروغ میگه

00:54:59.437 --> 00:55:00.479
‫پری؟

00:55:00.480 --> 00:55:02.482
‫آره. جاسمین؟

00:55:03.468 --> 00:55:04.843
‫کارآگاه کاپ
‫یعنی هرگز زنگ نزدی؟

00:55:06.066 --> 00:55:08.570
‫- به خانم هینی که در رو مهر و موم کنه؟
‫- بله

00:55:08.571 --> 00:55:10.216
‫نه! این چه حرف بی‌خودیـه؟

00:55:10.241 --> 00:55:12.574
‫خودتون بهم زنگ زدید.
‫باهاتون صحبت کردم.

00:55:12.575 --> 00:55:13.742
‫این بار دومیـه که گفتید

00:55:13.743 --> 00:55:16.203
‫برخلاف ادعای دیگران
‫با کسی تماس نگرفتید

00:55:16.204 --> 00:55:19.778
‫می‌دونم. اصلاً همچین خبری نبوده.
‫داره دروغ میگه.

00:55:19.803 --> 00:55:21.768
‫پس وقتی مأمور راوش گفت
‫شما حین ضیافت دولت

00:55:21.793 --> 00:55:25.337
‫دستور تخلیه‌ی طبقه‌ی دوم رو
‫به سرویس مخفی دادید، دروغ می‌گفت؟

00:55:25.338 --> 00:55:27.464
‫ ساعت ۹:۲۲ شب زنگ زد.
‫خودم باهاش صحبت کردم.

00:55:27.465 --> 00:55:28.882
‫آره، دیوونگی محضـه!
‫پری، تو یه چیزی بگو!

00:55:31.136 --> 00:55:32.929
‫بله. بله

00:55:33.513 --> 00:55:34.597
‫موافقم

00:55:36.340 --> 00:55:39.008
‫تو که مشکلی با الف. ب. نداشتی؟

00:55:39.033 --> 00:55:42.245
‫چی؟ نه! چرا همچین حرفی می‌زنی؟

00:55:42.647 --> 00:55:44.565
‫خب، نه راستش

00:55:47.527 --> 00:55:49.736
‫- کار من نبوده، خانم کاپ
‫- کارآگاه کاپ!

00:55:49.737 --> 00:55:51.113
‫باید حرفم رو باور کنید

00:55:51.114 --> 00:55:53.115
‫هیچ بایدی در کار نیست

00:56:09.973 --> 00:56:13.343
‫روی کاغد دیواری اتاق
‫تصویر یه پرنده هست

00:56:13.344 --> 00:56:14.386
‫توی اتاق خودتون

00:56:14.387 --> 00:56:17.723
‫تقریباً شبیه لیکوی یلوه‌ای مالزیاییـه

00:56:17.724 --> 00:56:21.895
‫مطمئن نیستم خودش باشه،
‫اما بهش می‌خوره اون باشه

00:56:23.021 --> 00:56:27.649
‫لیکوی یلوه‌ای مالزیایی
‫یه پرنده‌ی به شدت گریزپاست

00:56:27.650 --> 00:56:31.886
‫اما نه به اون معنای همیشگی.
‫نه تنها پیدا کردنش کار سختیـه،

00:56:31.911 --> 00:56:36.040
‫بلکه شناساییش هم دشواره.
‫حتی اگه روی زمین ببینیدش.

00:56:36.784 --> 00:56:40.496
‫اسمش لیکوی یلوه‌ایـه، اما برخلاف اسمش
‫از دسته‌ی پرندگان «خط‌زی» به حساب نمیاد

00:56:40.497 --> 00:56:41.788
‫پرنده‌ی پرگویی هم نیست

00:56:41.789 --> 00:56:44.666
‫آوازی داره که تقریباً شکم‌گویانه‌ست

00:56:44.667 --> 00:56:48.074
‫انگار از جای دیگه‌ای داره میاد

00:56:55.470 --> 00:56:56.554
‫شاید

00:56:57.305 --> 00:56:58.389
‫کار تو نبوده

00:57:00.141 --> 00:57:02.726
‫شاید... واقعاً دستور بوده و

00:57:02.727 --> 00:57:04.562
‫شاید واقعاً یکی زنگ زده و

00:57:07.607 --> 00:57:09.234
‫شاید اون کس شما نبودید

00:57:11.202 --> 00:57:15.334
‫شاید یکی داشته تظاهر می‌کرده که شماست

00:57:15.359 --> 00:57:16.792
‫صداتون رو تقلید می‌کرده

00:57:17.575 --> 00:57:20.827
‫صدای خودش رو مخفی می‌کرده
‫تا خودش رو پنهان کنه

00:57:20.828 --> 00:57:23.081
‫این احتمال وجود داره

00:57:32.976 --> 00:57:36.059
‫« سناتور فیلکینز »
‫« رئیس جلسه »

00:57:36.181 --> 00:57:37.331
‫این...

00:57:39.556 --> 00:57:41.182
‫خب...

00:57:42.916 --> 00:57:46.703
‫اومـم... به این سادگی نیست
‫(اشاره به قسمت دو)

00:57:58.283 --> 00:57:59.367
‫کار من بود

00:58:04.998 --> 00:58:06.124
‫من گفتم

00:58:06.958 --> 00:58:09.669
‫من دستور مهر و موم در رو دادم.
‫من صدای الیوت رو تقلید کردم.

00:58:11.754 --> 00:58:14.214
‫تقلید صدام خوبـه.
‫خودت هم خوب می‌دونی.

00:58:14.215 --> 00:58:15.465
‫الیوت بلاتکلیفـه

00:58:15.466 --> 00:58:20.345
‫«آه... خب... اومـم... به این سادگی نیست»

00:58:20.346 --> 00:58:21.753
‫بلدم این کارو کنم. کار خودم بود
‫- چی؟
‫- چرا؟

00:58:24.827 --> 00:58:30.123
‫ ساعات ابتدایی اون شب، من و
‫آقای وینتر سرِ همون شب دعوامون شد

00:58:30.148 --> 00:58:32.534
‫حرف‌های ناجوری به من زد و

00:58:32.559 --> 00:58:33.669
‫منم توی اوج درگیری،

00:58:33.694 --> 00:58:36.397
‫دفتر یادداشت روزانه‌اش رو برداشتم و
‫یکی از صفحاتش رو پاره کردم

00:58:36.422 --> 00:58:37.850
‫بعدش پشیمون شدم

00:58:37.875 --> 00:58:39.406
‫رفتم دنبالش و

00:58:39.407 --> 00:58:43.076
‫اونجا بود که دیدم توی این اتاق
‫داره با السی جر و بحث می‌کنه

00:58:43.077 --> 00:58:47.411
‫اولش رفتم، ولی بعدش فوراً برگشتم
‫چون بحث‌شون خیلی بالا گرفته بود

00:58:49.125 --> 00:58:50.668
‫همون موقع بود که جسدش رو دیدم

00:58:51.169 --> 00:58:52.587
‫درست اونجا

00:58:53.921 --> 00:58:55.006
‫مُرده بود

00:58:59.177 --> 00:59:00.386
‫اونا کشته بودنش

00:59:02.055 --> 00:59:03.264
‫کی‌ها؟

00:59:04.884 --> 00:59:05.822
‫اونا
‫- نه!
‫- نه!

00:59:16.819 --> 00:59:19.197
‫جفت‌شون توی این اتاق بودن و

00:59:19.781 --> 00:59:22.199
‫دقیقاً همون اتفاقی افتاد که
‫شما تعریف کردید، کارآگاه کاپ

00:59:22.200 --> 00:59:24.743
‫السی و وینتر داشتن جر و بحث می‌کردن.
‫السی سمتش یه گلدون پرت کرد.

00:59:24.744 --> 00:59:26.910
‫گلدون بهش نخورد،
‫ولی صورتش رو بُرید

00:59:26.935 --> 00:59:29.900
‫بعدش بروس اومد و با ساعت زدش

00:59:29.925 --> 00:59:31.249
‫این چیزیـه که خودشون بهم گفتن
‫پس سم چی؟

00:59:33.378 --> 00:59:37.258
‫سم واسه همسر السی بود.
‫اون داشت زندگیش رو ویرون می‌کرد.

00:59:37.283 --> 00:59:40.133
‫می‌خواست بی‌کار بشم،
‫می‌خواست زندگیم رو نابود کنه

00:59:40.134 --> 00:59:41.551
‫و السی نقشه‌ی قتلش رو کشیده بود

00:59:41.552 --> 00:59:43.480
‫دلم می‌خواست اونو بکشم!

00:59:43.505 --> 00:59:44.805
‫این دقیقاً حرف خودشـه

00:59:44.806 --> 00:59:48.016
‫اون شب رفت توی انباری و
‫فکر کرد لابد کسی اون‌ورها نیست و

00:59:48.017 --> 00:59:49.309
‫بعدش سم رو پیدا کرد

00:59:49.310 --> 00:59:52.354
‫از اونجا با آقای وینتر تماس گرفت
‫چون باید بهش می‌گفت که

00:59:52.355 --> 00:59:54.941
‫برای نظافت اتاق‌خواب لینکلن دیر می‌رسه

00:59:56.442 --> 00:59:59.069
‫چند دقیقه‌ی بعد هم اومد اینجا و

00:59:59.070 --> 01:00:00.570
‫با آقای وینتر روبه‌رو شد و

01:00:00.571 --> 01:00:03.839
‫وقتی که فهمید قراره اخراج بشه،
‫خون جلوی چشم‌هاش رو گرفت

01:00:03.864 --> 01:00:07.281
‫همون موقع بود که گلدون رو پرت کرد.
‫سم رو بعداً به خوردش دادن.

01:00:07.537 --> 01:00:08.787
‫چون خون زیادی ازش نرفته بود،

01:00:08.788 --> 01:00:11.916
‫گفتن می‌تونن کاری کنن که
‫خودکشی به نظر برسه

01:00:13.108 --> 01:00:14.400
‫این ایده‌ی بروس بود

01:00:15.751 --> 01:00:18.551
‫دقیقاً اونجوری که گفتید،
‫خودکشی رو صحنه‌سازی کردن

01:00:19.070 --> 01:00:20.459
‫یا شاید نزدیک به اون

01:00:20.484 --> 01:00:22.486
‫لیوان رو از اتاق بغلی برداشتن

01:00:24.512 --> 01:00:26.889
‫توی گلوش یکم سم ریختن

01:00:29.350 --> 01:00:31.160
‫بعدش مابقی سم رو روی گل‌ها ریختن

01:00:31.185 --> 01:00:32.404
‫خیلی زشت شد

01:00:32.429 --> 01:00:34.150
‫ولی من دوتا لیوان دیدم

01:00:35.094 --> 01:00:38.632
‫اون یکی مال من بود.
‫مشروب نیاز داشتم.

01:00:39.235 --> 01:00:40.646
‫بخاطر یادداشت

01:00:41.045 --> 01:00:42.500
‫بخاطر یادداشت

01:00:45.825 --> 01:00:47.530
‫نمی‌دونستم باید چه خاکی تو سرم بریزم

01:00:48.932 --> 01:00:50.652
‫قلبم براشون مچاله شده بود

01:00:50.997 --> 01:00:53.958
‫می‌دونم باورکردنی نیست،
‫ولی السی خیلی...

01:00:55.394 --> 01:00:56.569
‫ترسیده بود

01:00:58.185 --> 01:00:59.748
‫خودش دختر داره

01:01:00.416 --> 01:01:02.418
‫بروس فقط می‌خواست ازش محافظت کنه

01:01:03.634 --> 01:01:06.762
‫اون صفحه‌ای که از دفتر آقای وینتر پاره کردم

01:01:06.763 --> 01:01:08.263
‫شبیه به یه یادداشت خودکشی بود

01:01:08.264 --> 01:01:10.557
‫مطمئنم یادداشت خودکشی نبود،
‫ولی اینجوری به نظر می‌اومد و

01:01:10.558 --> 01:01:12.899
‫بعدش فهمیدم چه کمکی می‌تونه بهشون بکنه

01:01:12.924 --> 01:01:14.952
‫تا داستان‌شون باورپذیر به نظر بیاد

01:01:15.773 --> 01:01:17.355
‫یادداشت رو بهشون دادم

01:01:17.940 --> 01:01:22.319
‫بروس... کاغذ رو تا کرد
‫گذاشت توی جیب کت آقای وینتر و

01:01:22.320 --> 01:01:24.530
‫جسدش رو با خودش برد

01:01:25.531 --> 01:01:28.450
‫برگشت پایین و همه چی رو تمیز کرد.
‫منم کمکش کردم.

01:01:28.451 --> 01:01:30.869
‫تکه‌های گلدون رو جمع کردم و جارو زدم

01:01:30.870 --> 01:01:32.393
‫لیوان‌ها رو یادش رفت

01:01:32.418 --> 01:01:34.682
‫- اشتباه کردیم
‫- ساعت چی شد؟

01:01:34.707 --> 01:01:36.751
‫ساعت رو با خودش برد.
‫گفت می‌دونه چطور شرّش رو کم کنه.

01:01:37.718 --> 01:01:39.925
‫بعدش داستان‌هاشون رو سرهم کردن

01:01:40.012 --> 01:01:42.358
‫دوتا داستان کاملاً متفاوت

01:01:43.385 --> 01:01:44.948
‫در چی شد؟

01:01:45.760 --> 01:01:47.199
‫چرا مهر و مومش کردید؟

01:01:47.999 --> 01:01:49.399
‫هول و ولا برمون داشت

01:01:50.370 --> 01:01:52.849
‫وقتی که شما اون شب رفته بودید
‫طبقه‌ی سوم واسه تحقیقات،

01:01:52.850 --> 01:01:54.270
‫من خیلی نگران نبودم

01:01:54.724 --> 01:01:57.082
‫فکر می‌کردم سریع رفع و رجوع میشه

01:01:57.107 --> 01:02:00.314
‫ولی وقتی قبل از رفتن اینجا اومدید،

01:02:00.401 --> 01:02:01.762
‫نگران شدم

01:02:01.787 --> 01:02:05.290
‫حتی بعد از اینکه رفتید،
‫می‌ترسیدم که دوباره برگردید

01:02:05.363 --> 01:02:06.697
‫یا یکی دیگه بیاد

01:02:07.108 --> 01:02:10.548
‫فقط می‌خواستم اتاق
‫رنگ و روی متفاوتی به خودش بگیره

01:02:11.461 --> 01:02:13.535
‫حس متفاوتی به آدم بده،
‫حالا هر جور که شده

01:02:14.378 --> 01:02:16.319
‫می‌خواستم ازشون محافظت کنم

01:02:18.217 --> 01:02:21.136
‫واقعاً جیگرم برای آقای وینتر آتیش گرفت

01:02:21.473 --> 01:02:23.982
‫راستش رو بخواید،
‫واسه السی و بروس هم همینطور

01:02:24.966 --> 01:02:25.925
‫ولی همچنان...

01:02:34.082 --> 01:02:35.292
‫متأسفم

01:02:54.194 --> 01:02:56.447
‫- پلک زد
‫- آفرین

01:02:58.190 --> 01:03:01.184
شیش‌دونگ حواست به پلک زدنش باشه

01:03:01.486 --> 01:03:02.737
‫چی؟

01:03:10.182 --> 01:03:12.002
‫نزدیک بود قسر در بری!

01:03:12.502 --> 01:03:13.815
‫خیلی نزدیک بود

01:03:14.208 --> 01:03:18.393
‫به طرز غیرمترقبه‌ای
‫منو تحت‌تأثیر قرار دادی، لیلی

01:03:18.394 --> 01:03:21.906
‫چقدر باهوش بودی و
‫در لحظه تصمیم می‌گرفتی

01:03:21.931 --> 01:03:24.463
‫چه نمایش بی‌نظیری بازی کردی

01:03:24.488 --> 01:03:26.443
‫هم امروز، هم اون شب

01:03:26.444 --> 01:03:30.645
‫خیلی پلیدتر از اون چیزی هستی
‫که فکرش رو می‌کردم

01:03:30.670 --> 01:03:32.239
‫اینجا چه خبره؟

01:03:32.264 --> 01:03:35.201
‫تازه، دستت واسه کشتن هم باز بود.
‫مطمئناً منم یه جوری دستت رو رو می‌کردم.

01:03:35.202 --> 01:03:37.246
‫ولی نزدیک بود قسر در بری

01:03:37.271 --> 01:03:41.809
‫با همون سؤالی که پرنده‌نگر
‫بی‌امان می‌پرسه، مغلوب شدی

01:03:41.834 --> 01:03:45.921
‫چرا؟ چرا گذرگاه رو مهر و موم کردی، لیلی؟

01:03:45.922 --> 01:03:48.298
‫- صرفاً چون حس بهتری بهت بده؟ نه!
‫- من...

01:03:48.299 --> 01:03:50.267
‫یه دلیل بهتری می‌خواستی

01:03:50.292 --> 01:03:53.803
‫چون یه دلیل دیگه‌ای هم داشت.
‫چون داشتی یه چیزی رو قایم می‌کردی.

01:03:53.804 --> 01:03:55.889
‫یه چیزی که اثر انگشتت همه‌جاش بود

01:03:55.890 --> 01:04:00.101
‫یه چیزی که ثابت می‌کرد تو
‫الف. ب. وینتر رو کشتی

01:04:05.528 --> 01:04:06.648
‫کارآگاه کاپ!

01:04:06.673 --> 01:04:09.217
‫واقعاً از این بابت متأسفم، جناب رئیس‌جمهور

01:04:25.789 --> 01:04:27.230
‫پشمام، ایول!

01:05:27.201 --> 01:05:29.013
‫باید به بابام زنگ بزنم

01:05:30.094 --> 01:05:31.106
‫چرا؟

01:05:32.862 --> 01:05:34.446
‫بخاطر ساعت دیگه!

01:05:34.447 --> 01:05:36.614
‫چرا این کارو کردی، لیلی؟

01:05:36.615 --> 01:05:39.201
‫خودم می‌تونم بگم چرا،
‫مگه اینکه خودت بخوای...؟

01:05:40.706 --> 01:05:44.427
‫یا می‌خوای من اول شروع کنم،
‫تو بعدش حرفم رو کامل کن

01:05:46.005 --> 01:05:50.062
‫این کارو کرد چون ازتون متنفره و
‫منظورم خود شماست، جناب رئیس‌جمهور

01:05:50.087 --> 01:05:51.921
‫ولی در واقع منظور همه‌ی شماست

01:05:51.922 --> 01:05:54.674
‫از کاخ، رسماً از خود کاخ

01:05:54.675 --> 01:05:58.510
‫از محیط درونی کاخ متنفره.
‫دیدید چه بلایی سر اتاق آبی آورده؟

01:05:58.929 --> 01:06:02.348
‫آدم باید از یه جایی متنفر باشه
‫تا همچین کاری باهاش بکنه

01:06:02.349 --> 01:06:05.310
‫اما گذشته از اون، از ایده‌ای که
‫پشت کاخ سفیده هم متنفره

01:06:05.311 --> 01:06:07.884
‫به عنوان یه نهاد ازش متنفره

01:06:07.909 --> 01:06:10.082
‫از تاریخچه‌اش،
‫رسم و رسومش، کارمندهاش

01:06:10.107 --> 01:06:11.476
‫از چیزی که معرفشـه

01:06:11.501 --> 01:06:15.212
‫گمونم از خود آمریکا؟ ازش متنفره و
‫از همه بیشتر از آقای وینتر متنفر بود

01:06:15.237 --> 01:06:17.322
‫چون ایشون خودش نمادی
‫از چیزی بود که کاخ معرفش بود و

01:06:17.323 --> 01:06:21.534
‫مدت‌ها بود که آقای وینتر سد راهش شده بود

01:06:21.535 --> 01:06:24.538
‫ایشون برنامه‌ی تندرستیِ کریسمس رو خراب کرد

01:06:27.291 --> 01:06:29.709
‫لیلی می‌خواست کاخ سفید رو احیا کنه و

01:06:29.710 --> 01:06:32.420
‫احیا کردن برای اون به معنی نابودی بود.
‫شاید به معنای واقعی کلمه!

01:06:32.421 --> 01:06:36.007
‫اما آقای وینتر عاشق کاخ بود و
‫بهش اهمیت می‌داد

01:06:36.008 --> 01:06:39.719
‫به مردم، به لوله‌کشی،
‫به آثار هنری و بودجه‌ها

01:06:39.720 --> 01:06:41.714
‫به شما هم اهمیت می‌داد،
‫جناب رئیس‌جمهور

01:06:41.739 --> 01:06:43.365
‫و همینطور شما، آقای مورگن

01:06:43.390 --> 01:06:45.016
‫و هر آمریکایی معمولی دیگه‌ای که

01:06:45.017 --> 01:06:48.186
‫از اون سر کشور اومده بود
‫تا از اینجا دیدن کنه و

01:06:48.187 --> 01:06:52.687
‫تمومی اینها برای اون مسخره بود

01:06:52.712 --> 01:06:54.125
‫درست گفتم؟

01:06:54.610 --> 01:06:56.694
‫آقای وینتر رو کشت چون ازش متنفر بود

01:06:56.695 --> 01:06:58.279
‫ولی از طرفی هم ازش ترس داشت

01:06:58.280 --> 01:07:00.406
‫دلیلش رو می‌خواید بدونید؟
‫این هم دلیلش:

01:07:00.407 --> 01:07:02.951
‫چون توی شب ضیافت دولت فهمید که

01:07:02.952 --> 01:07:04.619
‫آقای وینتر قراره دستش رو رو کنه

01:07:04.620 --> 01:07:07.747
‫این همون جر و بحثی بود که
‫آقای گومز از توی دفتر آقای وینتر شنید

01:07:07.748 --> 01:07:11.251
هری هالینجر ‫توی اتاق نبود.
‫لیلی شوماکر بود و

01:07:11.252 --> 01:07:14.629
‫همین الان بهتون گفت اونجا بوده.
‫رسماً اعتراف کرد.

01:07:14.630 --> 01:07:17.173
‫این یکی از اون تقلاهای نبوغ‌آمیزش

01:07:17.174 --> 01:07:19.008
‫برای رسوایی بروس و السی بود

01:07:19.009 --> 01:07:20.970
‫علی‌رغم اینکه بیشتر حرف‌هاش هم درست بود

01:07:20.995 --> 01:07:22.488
‫لیلی با وینتر بحثش شد،

01:07:22.513 --> 01:07:25.974
‫وینتر حرف‌های ناجوری بهش زد،
‫اون هم صفحه‌ای از دفترش رو پاره کرد

01:07:25.975 --> 01:07:27.058
‫تمامی این اتفاقات رخ داده

01:07:27.059 --> 01:07:28.721
‫منظورت از اینکه وینتر
‫قرار بود دستش رو رو کنه چیـه؟

01:07:28.746 --> 01:07:31.066
‫منظورم اینـه که به شما و آقای مورگن

01:07:31.091 --> 01:07:34.166
‫دونه به دونه‌ی کارهای خودخواهانه،
‫مسخره و سوءاستفاده‌گرایانه‌ای که

01:07:34.191 --> 01:07:37.527
‫از زمان استخدامش انجام داده رو بگه،
‫کارهایی که احتمالاً ازشون بی‌خبرید

01:07:37.528 --> 01:07:41.503
‫که البته تمامی اونا رو
‫واو به واو توی دفترش یادداشت کرده

01:07:41.528 --> 01:07:45.410
‫تمامی دروغ‌ها، تحریف‌ها،
‫رفتارهای افراطی و

01:07:45.411 --> 01:07:49.506
‫رفتارهای زننده اینجا یادداشت شده بود

01:07:49.531 --> 01:07:51.500
‫- ترسش از این بود
‫- ببخشید

01:07:51.984 --> 01:07:54.627
‫شرمنده، این الان جدیتـه؟

01:07:54.628 --> 01:07:57.005
‫همین؟ فقط همین‌ها رو داشتی؟

01:07:57.006 --> 01:07:59.174
‫آره، باهم بحث‌مون شد

01:07:59.175 --> 01:08:01.552
‫اعتراف می‌کنم. واقعاً بحث‌مون شد

01:08:02.428 --> 01:08:04.721
‫همه با الف. ب. سر جنگ داشتن

01:08:04.722 --> 01:08:07.182
‫و بله، اون از کوره در رفته بود،
‫منم همینطور

01:08:07.183 --> 01:08:09.601
‫فکر کردی واسه این که
‫گزارش رفتار زننده‌ی منو نده

01:08:09.602 --> 01:08:12.646
‫من میرم بکشمش؟

01:08:13.147 --> 01:08:14.398
‫شوخیت گرفته؟

01:08:15.357 --> 01:08:18.276
‫فکر کردی برام مهمـه چه مهملاتی
‫راجع‌به من به پری و الیوت میگه؟

01:08:18.277 --> 01:08:20.302
‫اولاً، اونا هیچوقت
‫حرف اونو به من ترجیح نمیدن

01:08:20.327 --> 01:08:21.927
‫قانون دنیا این شکلی نیست

01:08:21.952 --> 01:08:24.955
‫و دوماً، این چیزها برام اهمیتی نداره!

01:08:25.425 --> 01:08:26.701
‫من پولدارم

01:08:26.702 --> 01:08:30.122
‫بذارید یه رازی رو بهتون بگم، دوستان:
‫پولدارها همه چی به تخم‌شونـه

01:08:30.706 --> 01:08:35.919
‫دلم واسه اون ۱۱۴ هزار دلار حقوق
‫یا هر کوفتی که قراره بهم بدن تنگ نمیشه

01:08:35.920 --> 01:08:38.412
‫که لازم به ذکره که اونو میدم خیریه

01:08:38.662 --> 01:08:41.530
‫این کارهایی که می‌کنم
‫خدمات عمومی به حساب میاد، خب؟

01:08:41.708 --> 01:08:43.293
‫متوجه شدید، بچه‌ها؟

01:08:44.737 --> 01:08:46.079
‫پس برید اخراجم کنید

01:08:48.140 --> 01:08:50.808
‫آره، لیلی، گمونم به زودی می‌کنن

01:08:50.809 --> 01:08:52.518
‫پس، ممنونم

01:08:52.519 --> 01:08:55.772
‫کما اینکه به نکات خوبی هم اشاره کردی

01:08:55.773 --> 01:08:59.067
‫ولی مسئله اینـه که
‫مشکل فقط رفتارهای زننده‌ات نبود

01:08:59.068 --> 01:09:01.945
‫آقای وینتر اونقدری زرنگ بود که
‫بدونه به بهانه‌ی بهتری نیاز داره و

01:09:01.946 --> 01:09:03.520
‫پیدا کردنش کار سختی نبود

01:09:04.782 --> 01:09:07.367
‫یه چند صفحه‌ای توی این دفتر هست که

01:09:07.368 --> 01:09:09.488
‫اولش نمی‌دونستم
‫هدف از یادداشت‌شون چی بوده

01:09:09.513 --> 01:09:13.432
‫انبوهی از اعداد و حروف.
‫یه جورایی مثل معما بود.

01:09:13.582 --> 01:09:17.085
‫احتمالاً از قصد اینطور نوشته شده
‫تا مفهوم پشتش رو پنهان کنه

01:09:17.086 --> 01:09:19.754
‫ولی فهمیدم چی بود

01:09:19.755 --> 01:09:23.216
‫چون، ریا نباشه کارم توی حل معما خوبـه

01:09:23.217 --> 01:09:26.375
‫اینا تمام سرمایه‌ایـه که اختلاس کردی

01:09:26.400 --> 01:09:27.450
‫دزدیدی

01:09:27.475 --> 01:09:30.223
‫پولش رو از کجا میارید؟
‫بودجه‌ی همچین کاری رو ندارید

01:09:30.224 --> 01:09:33.351
‫پول کلاً از کجا میاد، الف. ب.؟
‫از یه کپه‌ی پول دیگه

01:09:33.352 --> 01:09:34.534
‫پول همینجوریـه

01:09:34.559 --> 01:09:38.457
‫آره پولداری، ولی بذار
‫یکی دیگه از قوانین دنیا رو بهت بگم

01:09:38.482 --> 01:09:40.984
‫پولدارها همیشه‌ی خدا پول‌هاشون رو می‌دزدن

01:09:40.985 --> 01:09:43.278
‫بعضاً حتی به همین خاطره که پولدارن

01:09:43.279 --> 01:09:46.114
‫اما حدسِ من اینـه که
‫دزدیِ تو بیشتر از روی

01:09:46.115 --> 01:09:49.826
‫تنبلی، تکبر و حقیر شمردن نظام بوده،
‫ولی کسی چمی‌دونه؟

01:09:49.827 --> 01:09:52.620
‫بعلاوه، مسئله فقط پول نبود

01:09:52.621 --> 01:09:53.997
‫این اعداد رو می‌بینید؟

01:09:53.998 --> 01:09:57.979
‫این اعداد همه‌شون مربوط به قوانین
‫جنایی و اصول اخلاقی مختلفی بود که

01:09:58.004 --> 01:10:02.755
‫آقای وینتر می‌دونست زیر پا گذاشتی.
‫در قبال قراردادهایی که به دست آوردی.

01:10:02.756 --> 01:10:05.216
‫اون بده‌بستون‌های غیررسمی‌ای
‫که با فروشنده‌های مختلف داشتی

01:10:05.217 --> 01:10:07.760
‫اون کسایی که به کاخ سفید دعوت کردی و

01:10:07.761 --> 01:10:10.305
‫کسی که بهت دستور می‌داد
‫مقامات دولتی آمریکا رو

01:10:10.306 --> 01:10:12.348
‫سر ضیافت دولت کجا بشونی

01:10:12.349 --> 01:10:15.059
‫فکر می‌کنم همه‌ی این حرف‌ها رو
‫آقای وینتر توی دفترش بهت زد

01:10:15.060 --> 01:10:17.562
‫همه چی رو میذارم کفِ دست‌شون!

01:10:17.563 --> 01:10:22.233
‫و فکر می‌کنم که برات خیلی،
‫خیلی، خیلی، خیلی، خیلی مهم بود و

01:10:22.234 --> 01:10:24.777
‫فکر می‌کنم واسه همین دفترش رو برداشتی و

01:10:24.778 --> 01:10:27.905
‫فکر می‌کنم واسه همین وقتی
‫اون شب از دفترش بیرون اومدی و

01:10:27.906 --> 01:10:29.240
‫توی راهرو وایسادی،

01:10:29.241 --> 01:10:31.826
‫اون صفحه‌ای که
‫اتفاقی پاره کرده بودی رو خوندی و

01:10:31.827 --> 01:10:34.913
‫تصمیم گرفتی که بکشیش

01:10:35.497 --> 01:10:36.910
‫تا خودکشیش رو صحنه‌سازی کنی

01:10:36.935 --> 01:10:40.043
‫اگه اون صفحه رو پاره نمی‌کردی و
‫نمی‌فهمیدی باهاش میشه چیکار کرد،

01:10:40.044 --> 01:10:42.171
‫باز هم می‌کشتیش؟

01:10:42.755 --> 01:10:44.756
‫شاید! گفتنش غیرممکنـه و

01:10:44.757 --> 01:10:46.216
‫بی‌ربط

01:10:47.217 --> 01:10:50.219
‫تمامی فعالیت‌های مجرمانه
‫متشکل از انگیزه و فرصتـه و

01:10:50.220 --> 01:10:52.430
‫تو هم فرصت رو غنیمت شمردی

01:10:52.431 --> 01:10:55.391
‫تمامی مشکلاتت حل میشد،
‫چون آقای وینتری دیگه در کار نبود و

01:10:55.392 --> 01:10:58.144
‫بعدش می‌تونستی
‫تمامی اتاق‌ها رو از نو بچینی و

01:10:58.145 --> 01:11:00.605
‫تمامی کارمندها رو اخراج کنی و
‫همه چی عالی می‌بود و

01:11:00.606 --> 01:11:03.483
‫مجبور نبودی دو سال آینده رو
‫توی یه دادگاه مزخرف

01:11:03.484 --> 01:11:04.567
‫با نور فلورسنت بشینی

01:11:04.568 --> 01:11:08.556
‫در حالی که وکیل درجه‌یکت کاری می‌کرد
‫از بخشی از اتهاماتت به نحوی تبرئه بشی

01:11:08.581 --> 01:11:11.446
‫این هم آسون‌تر بود و هم لذت‌بخش‌تر

01:11:11.471 --> 01:11:12.888
‫و هوشمندانه

01:11:13.110 --> 01:11:16.364
‫و تمام. تاس پرتاب شده بود

01:11:17.735 --> 01:11:20.320
‫مابقی ماجرا رو خودمون می‌دونیم

01:11:20.528 --> 01:11:22.853
‫تو اون کسی بودی که
‫رهبری باغبونی با مواد

01:11:22.878 --> 01:11:25.922
‫غیرسمی شیمیایی و
‫«محوطه‌سازی آگاهانه» رو شروع کردی

01:11:25.923 --> 01:11:27.258
‫حالا هر کوفتی که اسمشـه

01:11:27.283 --> 01:11:30.104
‫بنابراین با اون لیوانت که شکست
‫وارد انباری شدی و

01:11:30.129 --> 01:11:34.615
فنجون شخصی خواهر امیلی رو برداشتی و
‫توش پاراکوات ریختی که انتخاب خوبی بود،

01:11:34.640 --> 01:11:37.969
‫بعدش به آقای وینتر زنگ زدی و
‫گفتی بیاد اتاق زرد بیضی‌شکل به دیدنت

01:11:37.994 --> 01:11:39.849
‫«بیا با گفت‌وگو حلش کنیم.»
‫«من عذر می‌خوام.»

01:11:39.874 --> 01:11:41.417
‫هر حرفی که لازم بود

01:11:41.442 --> 01:11:43.314
‫- ایشون هم موافقت کرد
‫- پنج دقیقه بهم فرصت بده

01:11:43.315 --> 01:11:46.484
‫هر چند یه احساس اطمینانی دارم که
‫می‌دونست یه اتفاق بدی ممکن بود بیفته

01:11:46.485 --> 01:11:49.028
‫درست مثل پرنده‌ها که
‫این توانایی رو دارن تا

01:11:49.029 --> 01:11:51.989
‫تغییر فشار هوا قبل از توفان رو حس کنن

01:11:51.990 --> 01:11:55.159
‫امشب شب آخرمـه

01:11:55.160 --> 01:11:58.246
‫- با تقلید صدای الیوت به سرویس مخفی زنگ زدی
‫- ساعت ۹:۲۲ شب زنگ زد

01:11:58.247 --> 01:12:00.915
‫- بهشون گفتی طبقه‌ی دوم رو تخلیه کنن
‫- بهمون دستور دادن وارد طبقه‌ی دوم نشیم

01:12:00.916 --> 01:12:04.738
‫بعدش سم رو به اتاق نشیمن خانوادگی بردی،

01:12:04.763 --> 01:12:07.398
‫منتظر شدی تا السی بره و

01:12:07.423 --> 01:12:10.106
‫بعدش مشروب به دست وارد شدی

01:12:10.131 --> 01:12:11.390
‫اسکاچ برای خودت،

01:12:11.415 --> 01:12:14.387
‫پاراکوات و اسکاچ برای الف. ب.

01:12:14.388 --> 01:12:17.932
‫همونجا صفحه‌ی پاره‌شده
‫از دفترش رو بهش برگردوندی

01:12:17.933 --> 01:12:19.058
‫همون یادداشت خودکشی

01:12:19.059 --> 01:12:21.644
‫بعدش منتظر شدی تا
‫کاغذ رو توی جیبش بذاره و

01:12:21.645 --> 01:12:24.690
‫بعدش دست‌به‌کار شدی

01:12:27.060 --> 01:12:28.498
‫سعی کردی تحت‌تأثیر قرارش بدی

01:12:29.987 --> 01:12:31.405
‫بعید بدونم فریب تو رو خورده باشه

01:12:32.281 --> 01:12:34.949
‫ولی از طرفی آقای وینتر آدم بدبینی نبود

01:12:34.950 --> 01:12:37.910
گمون نکنم حتی فکرش هم می‌کرد
‫یکی بتونه انقدر بدِ کسی رو بخواد

01:12:37.911 --> 01:12:42.790
‫ولی اون خیلی چیزها دیده بود،
‫چشمش از حقارت، ظلم و تکبر پُر بود

01:12:42.791 --> 01:12:45.293
‫احتمالاً بیشتر از چیزی که
‫هیچ کدوم از ما بتونیم تصور کنیم

01:12:45.294 --> 01:12:47.587
‫اما حتی بعد از تمام اتفاقات،

01:12:47.588 --> 01:12:50.934
بازم اصرار داشت یه فرصت جلو پات بذاره

01:12:57.973 --> 01:12:59.933
‫که به قیمت جونش تموم شد

01:13:08.567 --> 01:13:11.402
‫وینتر سم رو خورد،
‫فوراً متوجه شد که چیـه و

01:13:11.403 --> 01:13:13.821
‫مابقی مشروب رو روی گل‌های رز ریخت

01:13:13.822 --> 01:13:17.408
‫اما پاراکوات سریع کار خودش رو
‫می‌کنه و به طرز وحشتناکی دردناکـه و

01:13:17.409 --> 01:13:19.619
‫اون حسابی به هم ریخت

01:13:19.620 --> 01:13:21.913
‫مطمئنم اونقدرها چیزی
‫راجع‌به سموم نمی‌دونی، لیلی

01:13:21.914 --> 01:13:24.665
‫ولی احتمالاً اونقدری می‌دونستی که
‫بفهمی با خوردن اون مقدار از سم

01:13:24.666 --> 01:13:27.460
‫آقای وینتر نمی‌میره.
‫بنابراین گلدون رو پرت کردی،

01:13:27.461 --> 01:13:30.046
‫که بهش نخورد،
‫اما بیش از پیش اون رو ترسوند

01:13:30.047 --> 01:13:33.049
‫پس رفتی سراغ ساعت و کار رو تموم کردی

01:13:33.050 --> 01:13:35.718
‫الف. ب. مُرده بود.
‫ولی حالا باید دست می‌جنبوندی.

01:13:35.719 --> 01:13:38.804
‫بنابراین به ناچار ساعت رو
‫برداشتی و از گذرگاه فرار کردی

01:13:38.805 --> 01:13:42.350
‫اما این ساعت وامونده رو باید چیکار کرد؟

01:13:42.351 --> 01:13:44.977
‫هم بزرگـه، هم عجیب‌غریب،
‫هم خونیـه و هم شکسته

01:13:44.978 --> 01:13:47.813
‫تازه نمی‌تونستی حملش کنی
‫یا جایی روی زمین بذاریش

01:13:47.814 --> 01:13:50.691
‫بعدش دیدی السی و بروس جسد رو دیدن و

01:13:50.692 --> 01:13:53.152
‫هیچ دلیلی نداشت تصور کنی که
‫اونا به شکل تراژیکی

01:13:53.153 --> 01:13:55.339
‫اعمال همدیگه رو به اشتباه تعبیر می‌کنن

01:13:55.364 --> 01:13:58.950
‫تا جایی که می‌دونستی، سرویس مخفی
‫تا ۳۰ ثانیه‌ی دیگه بالا می‌اومد و گیر میفتادی

01:13:58.951 --> 01:14:01.118
‫در نتیجه، ساعت رو توی کمد انباری‌ای که

01:14:01.143 --> 01:14:04.654
‫جلوت توی گذرگاه بود مخفی کردی

01:14:04.679 --> 01:14:07.416
‫منتظر شدی تا اونا سالن رو
‫تمیز کنن تا بعدش فی‌الفور

01:14:07.417 --> 01:14:09.961
‫از اتاق معاهده به
‫طبقه‌ی پایینِ راه‌پله‌ی بزرگ بری و

01:14:09.962 --> 01:14:11.588
‫بعدش دیگه آزاد بودی

01:14:12.172 --> 01:14:13.756
‫رفتی وارد مهمونی شدی

01:14:13.757 --> 01:14:18.678
‫اما اون ساعت داشت تمام وجودت رو می‌خورد

01:14:18.679 --> 01:14:20.846
‫اگه الان بالا باشن چی؟
‫اگه پیداش کنن چی؟

01:14:20.847 --> 01:14:22.598
‫بعدش همینطور که زمان سپری شد،

01:14:22.599 --> 01:14:25.518
‫متوجه شدی کسی حرفی از جسد نمی‌زنه و

01:14:25.519 --> 01:14:30.314
‫باور کن، اگه جسدی تو کاخ پیدا میشد،
‫صغیر و کبیر اینجا بسیج می‌شدن

01:14:30.315 --> 01:14:32.400
‫بخصوص توی شبی مثل شب ضیافت دولت،

01:14:32.401 --> 01:14:35.319
‫پس تصمیم گرفتی که برگردی و ببینی چه خبر شده

01:14:35.320 --> 01:14:36.737
‫اگه میشد ساعت رو جابجا کنی

01:14:36.738 --> 01:14:38.948
‫ولی وقتی اومدی، دیدی هیچی نیست

01:14:38.949 --> 01:14:41.242
‫نه خبری از وینتره، نه گلدون. هیچی

01:14:41.243 --> 01:14:43.411
‫فقط دیدی مهندس بروس گلر

01:14:43.412 --> 01:14:46.206
‫دنبال نشتی اتاق تریپ مورگنـه

01:14:46.707 --> 01:14:48.457
‫با خودت گفتی چه خبر شده؟

01:14:48.458 --> 01:14:50.710
‫نکنه وینتر زنده‌ست؟ چی شده؟

01:14:50.711 --> 01:14:53.212
‫اساساً مات و مبهوت بودی.
‫نگران بودی و

01:14:53.213 --> 01:14:56.048
‫این چیزی بود که
‫از اون لحظه به بعد همه دیدن

01:14:56.049 --> 01:14:58.551
‫توی تمام اتاق‌ها داشتم دنبالش می‌گشتم

01:14:58.552 --> 01:15:00.386
‫- به نظر نگران می‌اومد
‫- دلواپس بود

01:15:00.387 --> 01:15:02.346
‫نه که ترسیده باشه، صرفاً نگران بود

01:15:02.347 --> 01:15:03.367
‫همون چیزی که من دیدم
‫هنوز الف. ب. رو پیدا نکردم

01:15:04.766 --> 01:15:07.893
‫آره، کاشف به عمل اومد که
‫بازیگر ماهری هم هستی

01:15:07.894 --> 01:15:09.829
‫اما مسئله این نبود

01:15:10.176 --> 01:15:12.708
‫چون واقعاً ترسیده بودی

01:15:12.946 --> 01:15:16.986
‫زمانی که من رسیدم و
‫وقتی که به تدریج جزئیات مرگ

01:15:16.987 --> 01:15:18.112
‫آقای وینتر پخش شد،

01:15:18.113 --> 01:15:20.948
‫اینکه ظاهراً توی
‫اتاق سرگرمی خودکشی کرده،

01:15:20.949 --> 01:15:26.954
‫آره، برای تو کاملاً گیج‌کننده و
‫میخکوب‌کننده بود، اما عالی بود

01:15:26.955 --> 01:15:28.289
‫دیگه خلاص شده بودی

01:15:28.290 --> 01:15:30.656
‫بعدش زمانی که روند تحقیقات رو

01:15:30.681 --> 01:15:32.043
‫به طبقه‌ی دوم کشوندم،

01:15:32.044 --> 01:15:35.963
‫خب، همون‌طور که خودت گفتی،
‫کم‌کم نگران شدی

01:15:35.964 --> 01:15:37.423
‫ولی خیلی زود رفتم و

01:15:37.424 --> 01:15:40.426
‫به محض رفتنم، آخرین قدم برای
‫از بین بردن مدرک رو برداشتی

01:15:40.427 --> 01:15:41.572
‫مهر و مومش کردی

01:15:41.726 --> 01:15:43.147
‫به این امید که تا ابد اونجا بمونه

01:15:43.172 --> 01:15:45.993
‫نقشه‌ی بی‌نظیری بود و باید سرپا تشویقت کنیم

01:15:46.018 --> 01:15:48.508
‫اما راستش تنها دلیلی که
‫تونستی تا اینجا پیش بری

01:15:48.533 --> 01:15:52.480
‫سوءبرداشت‌های نامأنوس و رفتار تأسف‌بار

01:15:52.481 --> 01:15:54.899
‫جمیع افراد داخل کاخ بود

01:15:54.900 --> 01:15:57.509
‫پس... باریکلا به این زحمت دسته‌جمعی

01:15:57.809 --> 01:15:59.373
‫باید دست‌شون رو ببوسی

01:15:59.450 --> 01:16:01.119
‫با اینکه ازشون متنفری

01:16:09.623 --> 01:16:11.083
‫این اون مردیـه که مُرده

01:16:12.042 --> 01:16:14.336
‫همین‌جا، توی همین اتاق

01:16:17.631 --> 01:16:19.383
‫خیلی چیزها ازش بهم گفتید

01:16:20.092 --> 01:16:24.680
‫آدم می‌تونه خیلی چیزها از مطالبی که
‫یکی می‌نویسه یا می‌خونه یاد بگیره

01:16:25.430 --> 01:16:27.140
‫شخصیت پیچیده‌ای بود

01:16:27.891 --> 01:16:31.352
‫نقص‌های خودش رو داشت،
‫سختگیر بود و به طرز حریصانه‌ای وفادار

01:16:31.353 --> 01:16:33.354
‫باهوش بود و فرزانه و

01:16:33.355 --> 01:16:35.272
‫یه آدم نچسبِ رو مخ و

01:16:35.273 --> 01:16:38.651
‫همیشه نگاهی پُر مهر و
‫محبت‌آمیز به بقیه داشت

01:16:38.652 --> 01:16:42.238
‫توی زندگیش سختی کشید و پشتکار داشت و

01:16:42.239 --> 01:16:44.658
‫متأسفم که فرصت نشد باهاش ملاقات کنم

01:16:45.575 --> 01:16:46.992
‫اون عاشق این کاخ بود

01:16:46.993 --> 01:16:49.203
‫من نمی‌شناختمش ولی از این بابت مطمئنم

01:16:49.204 --> 01:16:53.082
‫کارمندهای این کاخ رو دوست داشت.
‫بهشون احترام میذاشت. درک‌شون می‌کرد.

01:16:53.083 --> 01:16:57.211
‫قدرشون رو می‌دونست، می‌دیدشون.
‫خود واقعی‌شون رو، اینکه از کجا میان.

01:16:57.212 --> 01:16:59.676
‫برای اینجا بودن قید چی‌ها رو زدن و

01:16:59.701 --> 01:17:02.592
‫برای چی اینجا کار می‌کردن و
‫بازم همون سؤال همیشگی. برای چی؟

01:17:03.479 --> 01:17:06.042
‫برای چی اینجا کار می‌کنن؟
‫برای چی خودش اینجا کار می‌کرد؟

01:17:10.884 --> 01:17:12.875
‫برای شما، جناب رئیس‌جمهور

01:17:15.147 --> 01:17:16.398
‫و برای شما، آقای مورگن

01:17:20.189 --> 01:17:21.961
‫برای تمام کسایی که اینجان

01:17:22.863 --> 01:17:23.946
‫برای همه‌مون

01:17:23.947 --> 01:17:27.992
‫برای وینتر مسئله «ما در مقابل اون‌ها» نبود.
‫واقعاً اینطور نبود. فقط ما بودیم.

01:17:27.993 --> 01:17:29.618
‫یک کاخ، یک خانواده

01:17:29.619 --> 01:17:32.621
‫یک اتحاد که بی‌عیب نبود و
‫دست و پا میزد تا درستش کنه

01:17:32.646 --> 01:17:33.676
‫تلاش می‌کرد

01:17:33.701 --> 01:17:35.624
‫بهش باور داشت، به این!

01:17:35.625 --> 01:17:38.294
‫ببینید، من یه کارآگاه ساده بیشتر نیستم،

01:17:38.295 --> 01:17:43.091
‫اما به نظرم، این واقعاً
‫ارزش باور کردن رو داره و

01:17:44.843 --> 01:17:48.263
‫ایشون بهش باور نداره

01:17:51.183 --> 01:17:55.771
‫به همین خاطره که انقدر آدم مزخرفیـه

01:17:57.063 --> 01:17:58.244
‫همچنین قاتل هم هست

01:17:58.269 --> 01:18:02.449
‫من هنوز دقیقاً نمی‌دونم
‫اینجا حوزه‌ی استحفاظی کیـه،

01:18:02.474 --> 01:18:05.613
‫پس واسه هر کی که هست،
‫ایشون رو از اینجا ببره

01:18:05.614 --> 01:18:07.615
‫- واسه خودمونـه
‫- آره. آروم باشید، آقایون

01:18:07.616 --> 01:18:09.335
‫- این پرونده برای پلیس فدرالـه
‫- نه، نه، نه

01:18:20.962 --> 01:18:23.489
‫- لیلی شوماکر
‫- لیلی شوماکر

01:18:23.514 --> 01:18:25.925
‫حتی جزو سه‌تا مظنون اصلی من هم نبود

01:18:25.926 --> 01:18:29.804
‫به ترتیب فکر می‌کردم اون یارو سوئیسیـه،
‫اون یارو نمکیـه و اون یارو آبکیـه باشن

01:18:29.829 --> 01:18:31.031
‫تو چی؟
‫بذار خودم حدس بزنم

01:18:32.706 --> 01:18:34.517
‫- آره
‫- تا خود برزخ ولش نمی‌کنم

01:18:34.604 --> 01:18:35.804
‫هری تهش چی شد؟
‫چی قرار بود بشه؟

01:18:36.967 --> 01:18:38.991
‫نقشی توی ماجرا داشت؟

01:18:39.016 --> 01:18:41.315
‫نه. خب، حق با تریپ مورگن بود

01:18:41.316 --> 01:18:43.150
‫- طرف واقعاً لاشیـه
‫- بفرما، باز بزن زیرش

01:18:43.151 --> 01:18:45.175
‫رفتارِ به شدت زشتی با آقای وینتر داشت،

01:18:45.200 --> 01:18:47.172
‫علناً خواست منو از پرونده کنار بزنه،

01:18:47.197 --> 01:18:49.865
‫بدون اجازه رفت اتاق آقای وینتر رو گشت

01:18:49.866 --> 01:18:53.410
‫هر چند به نظرم اون کارش بیشتر
‫بخاطر ذات سیاستمدارهای نگران بود

01:18:53.411 --> 01:18:54.537
‫تا هر چیز دیگه‌ای، اما

01:18:54.538 --> 01:18:57.915
‫قضیه‌ی توطئه کسشعر محض بود.
‫ببخشیدا، سناتور.

01:18:57.916 --> 01:18:59.792
‫نه، مشکلی نداره.
‫جلسه غیرعلنیـه.

01:18:59.793 --> 01:19:02.959
‫ولی اگه از حق نگذریم، در نهایت
‫منو برگردوند و گذاشت پرونده رو حل کنم

01:19:02.984 --> 01:19:04.132
‫آدم‌ها پیچیده‌ان

01:19:04.157 --> 01:19:06.757
‫چرا لیلی می‌خواست
‫برای بروس و السی پاپوش بدوزه؟

01:19:06.758 --> 01:19:08.217
‫تیری در تاریکی بود

01:19:08.218 --> 01:19:11.101
‫آخرش می‌دونست که
‫قراره گیرش بندازم. حدس میزد

01:19:11.126 --> 01:19:12.221
‫ولی خودت کِی فهمیدی؟

01:19:12.222 --> 01:19:14.723
‫همون لحظه‌ای که به یقین رسیدم.
‫قصدم این نبود شما رو گیج کنم.

01:19:14.724 --> 01:19:17.977
‫بالاخره یه جایی
‫از جهل به دانایی می‌رسید

01:19:17.978 --> 01:19:18.936
‫بعدش به چشم می‌بینید

01:19:18.937 --> 01:19:20.855
‫کِی دقیقاً؟ خودم هم نمی‌دونم

01:19:20.856 --> 01:19:23.443
‫از اون اول که لیلی بهم گفت
‫به چشم دیده السی و وینتر

01:19:23.468 --> 01:19:25.192
‫توی اتاق زرد بیضی‌شکل
‫دارن با هم جر و بحث می‌کنن،

01:19:25.193 --> 01:19:26.402
‫بهش مشکوک شدم

01:19:26.403 --> 01:19:31.365
‫توی راهرو بودم و دیدم توی اتاق
‫زرد بیضی‌شکل با یکی بحث می‌کنه

01:19:31.366 --> 01:19:33.492
‫السی بهم گفت
‫پشت درهای بسته جر و بحث می‌کردن

01:19:33.493 --> 01:19:34.743
‫بهم گفت درها رو ببندم

01:19:34.744 --> 01:19:36.370
‫دلیلی نداشت که
‫بخواد همچین دروغی بگه و

01:19:36.371 --> 01:19:38.956
‫با چیزی که بقیه نسبت به
‫وینتر بهم گفتن مطابقت داشت

01:19:38.957 --> 01:19:42.667
‫اینکه وینتر همیشه اختلافاتش رو
‫پشت درهای بسته حل و فصل می‌کرد

01:19:42.692 --> 01:19:44.896
‫قطعاً از جر و بحث جلوی بقیه بیزار بود

01:19:44.921 --> 01:19:46.755
‫همیشه سعی داشت از این کار اجتناب کنه

01:19:46.756 --> 01:19:48.632
‫شما رو می‌برد توی اتاق، در رو می‌بست

01:19:48.633 --> 01:19:53.346
‫اگه در بسته بود،
‫پس لیلی چطور تونسته اونا رو ببینه؟

01:19:53.847 --> 01:19:55.264
‫حرفش مشکوک بود

01:19:55.265 --> 01:19:58.434
‫اما ظاهراً دیده بود، چون داشت از
‫لای درِ اتاق نشیمن خانوادگی تماشا می‌کرد

01:19:58.435 --> 01:20:00.102
‫همون جایی که مشغول
‫قاتی کردن سم با مشروب بود و

01:20:00.103 --> 01:20:03.230
‫زمانی که جاسمین گفت
‫تماس برای مهر و مومِ در

01:20:03.231 --> 01:20:06.567
‫از طرف الیوت بوده،
‫یه حس اطمینانی بهم می‌گفت کار لیلیـه

01:20:06.568 --> 01:20:09.945
‫ادا درآوردن‌هاش رو دیده بودم،
‫از اولش هم شکی به الیوت نداشتم و

01:20:09.946 --> 01:20:12.490
بعدش هم که پلک زد

01:20:13.199 --> 01:20:15.200
‫ولی نه بخاطر ساعت،
‫با اون یقین پیدا کرده بودم

01:20:15.201 --> 01:20:19.091
‫اما وقتی که گفت دیده بروس یادداشت رو
‫توی جیب کت وینتر گذاشته فهمیدم

01:20:19.116 --> 01:20:22.601
‫وقتی که من یادداشت رو پیدا کردم،
‫لیلی اون شب توی اتاق سرگرمی نبود

01:20:22.626 --> 01:20:24.293
‫امکان نداشت بدونه کجاست

01:20:24.294 --> 01:20:26.545
‫مگه اینکه خودش به چشم دیده باشه
‫وینتر یادداشت رو تو جیبش گذاشته

01:20:26.546 --> 01:20:28.548
‫که همینطور هم بود

01:20:29.549 --> 01:20:31.008
‫خب، زمان پرواز؟

01:20:31.009 --> 01:20:33.928
‫تا... سه ساعت دیگه پرواز می‌کنه

01:20:33.929 --> 01:20:34.970
‫فرودگاه ریگان یا دالس؟
‫دالس

01:20:36.092 --> 01:20:37.793
‫پس بهتره راه بیفتی

01:20:38.391 --> 01:20:42.395
‫خیلی ازت ممنونم، کارآگاه کاپ.
‫من مدت‌هاست کارم همینـه.

01:20:42.979 --> 01:20:45.023
‫کسی به مهارت شما ندیدم

01:21:01.164 --> 01:21:02.374
‫برات یه چیزی گرفتم

01:21:03.256 --> 01:21:06.303
‫واسه سفرت.
‫جون عزیزت اینجا بازش نکن.

01:21:12.092 --> 01:21:15.346
‫دلم به حال اون بیچاره‌ای که
‫توی پرواز قراره کنارت بشینه می‌سوزه

01:21:16.388 --> 01:21:17.514
‫مرسی

01:21:18.848 --> 01:21:19.766
‫بابت همه چی

01:21:22.894 --> 01:21:24.687
‫باید یه سر تا جایی برم

01:21:24.688 --> 01:21:26.729
‫مطمئنی؟ دیر نشه!

01:21:27.135 --> 01:21:28.417
‫دیر نمیشه

01:21:39.601 --> 01:21:40.803
‫پنج دقیقه

01:21:43.415 --> 01:21:45.124
‫پرونده‌ی قتل رو حل کردم

01:21:45.125 --> 01:21:46.667
‫- همون قتل اتاق مجاور؟
‫- آره

01:21:46.668 --> 01:21:47.952
‫عالی شد

01:21:47.977 --> 01:21:50.563
‫فکر کردم واسه مرگ کلایو اومدی

01:21:51.006 --> 01:21:52.125
‫نه

01:21:53.216 --> 01:21:57.162
‫پس یعنی همسر پسرم قراره باز برگرده کاخ؟

01:21:57.187 --> 01:22:00.095
‫- رئیس‌جمهور ایالات متحده رو میگی دیگه؟
‫- آره

01:22:00.120 --> 01:22:01.121
‫آره

01:22:01.146 --> 01:22:04.268
‫حیف. وقتی نبود همه چی گل و بلبل بود

01:22:04.269 --> 01:22:05.436
‫متأسفم
‫حالا کار کی بود؟

01:22:06.646 --> 01:22:08.023
‫وایسا، بذار خودم بگم

01:22:08.606 --> 01:22:10.907
‫همون دختره‌ی پُر فیس و افاده‌ی از خود راضی؟

01:22:10.932 --> 01:22:11.932
‫آره

01:22:12.086 --> 01:22:14.255
‫از اولش از خودم می‌پرسیدی

01:22:21.295 --> 01:22:22.411
‫کارآگاه کاپ؟

01:22:22.412 --> 01:22:24.719
‫بهشون میگم ودکا رو بیارن، خانم کاکس

01:22:25.257 --> 01:22:26.765
‫الحق که کارت درستـه

01:22:26.790 --> 01:22:29.168
‫آره، درستـه

01:22:30.795 --> 01:22:32.047
‫زبده‌ترینم

01:22:36.641 --> 01:22:41.641
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.

01:22:55.565 --> 01:23:09.565
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.