﻿WEBVTT

00:00:02.906 --> 00:00:04.706
‫آنچه در "راه بازگشت به خانه" گذشت...

00:00:04.730 --> 00:00:07.730
‫- سم بیشاپ هستم.
‫- کیسی... گودوین.

00:00:07.770 --> 00:00:09.530
‫واسه کارآموزی اومدی؟

00:00:09.570 --> 00:00:11.440
‫از پارسال که توی راکسی دیدمت یادمه.

00:00:11.490 --> 00:00:13.820
‫اون همچنان برمی‌گرده، مگه نه؟
‫یعنی می‌بینه...؟

00:00:13.860 --> 00:00:15.870
‫توماس همون مردیه که
‫بهم شلیک کرد؟

00:00:15.910 --> 00:00:19.200
‫یکی از گذشته نقاشیت رو کِشیده
‫و تو رو "کاترین من" صدا می‌زده.

00:00:19.240 --> 00:00:23.210
‫جیکوبِ این زمان
‫یه پسر کوچولو نیست، کاترین.

00:00:23.250 --> 00:00:25.210
‫رفته واسه جنگ یه کشتی تحویل بده.

00:00:25.250 --> 00:00:27.250
‫این فرصت رو دارم که واقعاً بیارمش خونه!

00:00:27.290 --> 00:00:29.590
‫آخه این کار کِی جواب داده؟!

00:01:08.250 --> 00:01:10.290
‫درسته پیر شدم ولی از پا نیفتادم.

00:01:10.340 --> 00:01:13.090
‫دارم دردش رو از بین می‌برم
‫و اینم جای تشکرشه.

00:01:13.130 --> 00:01:15.930
‫آره، داره غرورمم از بین می‌بره.

00:01:15.970 --> 00:01:17.550
‫من طرف کسی رو نمی‌گیرم.

00:01:17.590 --> 00:01:20.720
‫باید بری سر زمین.
‫چیزی به برداشت نمونده.

00:01:20.760 --> 00:01:23.770
‫- خب، تو که نمی‌تونی...
‫- تو فقط ویلیام رو نداری.

00:01:23.810 --> 00:01:25.980
‫منو داری. و همین‌طور کاترین.

00:01:26.020 --> 00:01:29.110
‫درضمن، من به پسرت قول دادم

00:01:29.150 --> 00:01:32.440
‫که مراقبتم تا اون برگرده
‫و قصد دارم سر قولم بمونم.

00:01:32.480 --> 00:01:35.650
‫هی! هی!

00:01:39.160 --> 00:01:42.540
‫کاترین. برو انبار و همون‌جا بمون.

00:01:42.580 --> 00:01:43.830
‫چرا؟
‫برو!

00:01:54.300 --> 00:01:56.220
‫سایرس. باعث افتخاره.

00:01:56.260 --> 00:01:59.760
‫الایژا. دوشیزه آگوستین.
‫صبح بخیر.

00:01:59.800 --> 00:02:01.720
‫چی شده بهمون افتخار دادین؟

00:02:01.760 --> 00:02:05.430
‫اجازه ندارم به دوستان قدیمیم سر بزنم،
‫دوشیزه آگوستین؟

00:02:05.470 --> 00:02:08.140
‫نگران اوضاع اینجا بودم.

00:02:08.190 --> 00:02:10.980
‫حالا که جیکوب نیست
‫به افرادم برای برداشت محصول نیاز داری؟

00:02:11.020 --> 00:02:14.400
‫لطف داری. ولی نه.

00:02:15.530 --> 00:02:19.660
‫یه لندری این محصولات رو کاشته
‫و یه لندری هم برداشت می‌کنه.

00:02:20.530 --> 00:02:24.200
‫- خبری از بازگشت جیکوب نیست؟
‫- اون به‌زودی میاد خونه.

00:02:24.240 --> 00:02:27.040
‫امیدوارم به خاطر همه‌ی ما هم که شده
‫همین‌طور باشه.

00:02:27.080 --> 00:02:29.330
‫خصوصاً به خاطر شما، دوشیزه آگوستین.

00:02:29.370 --> 00:02:32.170
‫حتماً خیلی دلتنگ عشق‌تون هستین.

00:02:32.210 --> 00:02:35.170
‫امر دیگه‌ای ندارین، جناب گودوین؟

00:02:35.210 --> 00:02:37.090
‫حق با دوشیزه آگوستینه.

00:02:37.130 --> 00:02:40.090
‫بهتره برم تا زودتر
‫به تدارکات برداشت محصول رسیدگی کنید.

00:02:40.130 --> 00:02:42.220
‫- الایژا.
‫- سایرس.

00:02:46.770 --> 00:02:50.020
‫می‌بینم که همچنان با مرهمت
‫بیماری‌ها رو درمان می‌کنی.

00:02:51.770 --> 00:02:53.860
‫واقعاً جادویی هستن.

00:02:53.900 --> 00:02:57.360
‫مراقب باش. اگه مردم ازشون خبردار بشن،
‫همه دربه‌در دنبالت می‌گردن.

00:03:02.570 --> 00:03:05.740
‫جیکوب که برگشت بهم خبر بده.

00:03:05.790 --> 00:03:09.080
‫از سایرس گودوین بیزارم.

00:03:09.120 --> 00:03:12.500
‫جوری میاد مزرعه و در مورد جیکوب می‌پرسه
‫که انگاری ازمون جواب طلب داره.

00:03:12.540 --> 00:03:14.630
‫ولی چرا بهم گفتی قایم بشم؟

00:03:14.670 --> 00:03:16.750
‫چون دانش واسه سایرس یعنی قدرت.

00:03:16.800 --> 00:03:19.720
‫هر چقدر کمتر در مورد ماها بدونه بهتره.
‫بهم اعتماد کن.

00:03:19.760 --> 00:03:22.890
‫به‌علاوه، همین‌جوری
‫بدون دخالت‌های سایرس هم...

00:03:22.930 --> 00:03:24.720
‫نگران الایژام.

00:03:24.760 --> 00:03:26.970
‫خب، تو خیلی هوای الایژا رو داری.

00:03:27.010 --> 00:03:29.100
‫اون خوش‌شانسه که تو رو داره.

00:03:29.140 --> 00:03:32.060
‫تا منتظریم جیکوب بیاد خونه،
‫یکی باید مراقبش باشه.

00:03:32.100 --> 00:03:34.690
‫می‌تونم تماس بگیرم یا پیام بفرستم یا حتی
‫این بازی اعتیادآور که اسمش "مار" هست رو بازی کنم.

00:03:34.730 --> 00:03:37.900
‫علاقه‌ات به اون وسیله
‫دقیقاً مثل سال 2024 می‌مونه.

00:03:37.940 --> 00:03:41.650
‫خب، این اولیمه. تابستون از خونه مراقبت کردم
‫و دستمزدش عالی بود.

00:03:41.700 --> 00:03:44.530
‫- از خونه مراقبت کردی؟
‫- آره، خونه‌ی بزرگی که بالای تپه‌ست. لینگرمور.

00:03:44.570 --> 00:03:46.910
‫- صبر کن ببینم... اون خونه‌ی
‫اِولین گودوینه، مگه نه؟

00:03:46.950 --> 00:03:50.200
‫آره، رفته اروپا مسافرت
‫و منم در نبودش...

00:03:50.250 --> 00:03:52.460
‫مراقب خونه‌ام. خانواده‌هامون
‫در گذشته همدیگه رو می‌شناختن.

00:03:52.500 --> 00:03:55.790
‫با این حال تابستون 2002 که فاجعه بود.

00:03:55.840 --> 00:03:59.090
‫فقط باید "روز بنیان‌گذار" بگذره
‫و بعدش دیگه... مشکلی نیست.

00:03:59.130 --> 00:04:01.720
‫این قراره زمان من اتفاق بیفته.

00:04:01.760 --> 00:04:06.550
‫متأسفم که اینو می‌شنوم
‫چون واقعاً افتضاحه، ولی...

00:04:06.600 --> 00:04:09.890
‫من و کت قبلاً
‫آلاچیق رو تزئین می‌کردیم،

00:04:09.930 --> 00:04:13.060
‫و به تست صدای
‫گروه موسیقی گوش می‌دادیم، ولی...

00:04:13.100 --> 00:04:15.480
‫دیگه تموم شده.

00:04:16.480 --> 00:04:19.530
‫ام...
‫این خیلی خاصه.

00:04:19.570 --> 00:04:24.070
‫خب... گمونم دیگه وقت رفتنه.

00:04:25.410 --> 00:04:28.830
‫شاید دفعه‌ی بعد که همدیگه رو می‌بینیم
‫جیکوب خونه باشه.

00:04:30.870 --> 00:04:33.210
‫همون‌طور که گفتی دریاچه همیشه
‫تو رو به جایی می‌بره که نیازه بری.

00:04:33.250 --> 00:04:35.120
‫آره.

00:04:35.170 --> 00:04:38.630
‫من می‌ترسم، کاترین...
‫به خاطر جیکوب.

00:04:38.670 --> 00:04:41.300
‫تا الان باید می‌اومد خونه،
‫ولی هیچ خبری نیست.

00:04:41.340 --> 00:04:43.800
‫حتی خبری از یه یادداشت در مورد کشتی‌ای که
‫داره باهاش برمی‌گرده هم نیست.

00:04:43.840 --> 00:04:45.470
‫گوش کن.

00:04:45.510 --> 00:04:48.550
‫بهت قول میدم که دارم
‫تمام تلاشم رو...

00:04:48.600 --> 00:04:51.060
‫واسه پیدا کردن جیکوب می‌کنم.
‫به خاطر جفت‌مون.

00:04:55.190 --> 00:04:57.310
‫ممنونم.

00:04:59.860 --> 00:05:01.860
‫آره.

00:05:01.884 --> 00:05:08.884
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:05:30.350 --> 00:05:31.850
‫از منظره لذت می‌بری؟

00:05:31.890 --> 00:05:35.810
‫شرمنده، منم قصد داشتم
‫اینجا یه آبی به سر و صورتم بزنم،

00:05:35.850 --> 00:05:38.270
‫ولی شما اینجایی و منم نمی‌تونم.
‫پس ممنون می‌شم زودتر تمومش کنی.

00:05:38.310 --> 00:05:40.820
‫خب، شاید بهتر باشه بعداً برگردی.

00:05:40.860 --> 00:05:44.190
‫مگر اینکه برات مهم نباشه.
‫آب حرف نداره.

00:05:44.240 --> 00:05:47.740
‫خوابش رو ببینی، رفیق.

00:05:49.570 --> 00:05:52.740
‫پس تو خواهر گمشده‌ی جیکوبی.

00:05:52.790 --> 00:05:56.250
‫اوه، فکر کردی این یه رازه؟
‫توی پورت هیون راز معنایی نداره.

00:05:56.290 --> 00:05:58.210
‫یا حداقل واسه من رازی وجود نداره.

00:05:58.250 --> 00:06:01.000
‫چون تو فضول همه‌چی هستی، مگه نه؟

00:06:01.040 --> 00:06:04.090
‫ازقضا برادرت دوست خوب منه.

00:06:04.130 --> 00:06:07.260
‫اوه! باشه...
‫واقعاً؟

00:06:07.300 --> 00:06:10.470
‫فکر نمی‌کردم اصلاً دوستی داشته باشی.

00:06:10.510 --> 00:06:15.100
‫می‌دونی، خصوصاً چون
‫هم توی جبهه‌ی دوستی و هم دشمن.

00:06:15.140 --> 00:06:18.140
‫یه نصیحتی بهتون کنم، دوشیزه...؟

00:06:18.190 --> 00:06:21.060
‫کاترین. کت.

00:06:21.110 --> 00:06:25.360
‫آدم‌هایی که نمی‌شناسی رو
‫قضاوت نکن، کت.

00:06:25.400 --> 00:06:28.070
‫ممکنه یه روزی
‫تو رو به دردسر بندازه.

00:06:28.110 --> 00:06:30.240
‫از صحنه‌ی روزگار محوت کنه.

00:06:30.280 --> 00:06:32.620
‫من ازت نمی‌ترسم، جناب کویل.

00:06:32.660 --> 00:06:34.910
‫چون می‌دونم تو چی هستی.

00:06:34.950 --> 00:06:37.500
‫تو یه دروغگو و یه دزدی.

00:06:37.540 --> 00:06:40.580
‫در موردم اشتباه فکر کردی.

00:06:40.620 --> 00:06:41.920
‫اوه.

00:06:41.960 --> 00:06:44.130
‫و من فضول همه‌چی نیستم.

00:06:44.170 --> 00:06:47.340
‫نه، من توی کسب‌وکار امن‌تری هستم
‫و اون کار...

00:06:47.380 --> 00:06:49.380
‫به دست آوردن چیزهاست.

00:06:49.430 --> 00:06:51.640
‫باشه. پس برادرم رو بیار.

00:06:51.680 --> 00:06:54.850
‫- دارم روش کار می‌کنم.
‫- خوبه. خب، زمان حمام به اتمام رسیده.

00:06:54.890 --> 00:06:56.600
‫منو باش که فکر می‌کردم
‫بانوی متشخصی باشی.

00:06:56.640 --> 00:06:58.640
‫و اگه تو مرد متشخصی باشی،

00:06:58.680 --> 00:07:00.770
‫پس باید پای حرفت بمونی.

00:07:00.810 --> 00:07:03.560
‫خصوصاً با توجه به اینکه
‫بهم شلیک کردی.

00:07:03.610 --> 00:07:05.940
‫می‌تونستم ولت کنم
‫و بذارم توی دریاچه غرق بشی.

00:07:05.980 --> 00:07:10.400
‫ولی نه، موش آبکشیده بودی
‫با وجود وزن زیادت کولت کردم.

00:07:12.070 --> 00:07:14.160
‫با پای پیاده
‫تا شهر آوردمت...

00:07:14.200 --> 00:07:16.620
‫راستش یادم نمیاد بابت
‫این نجات قهرمانانه‌ام ازم تشکر کرده باشی.

00:07:16.660 --> 00:07:20.000
‫چطوره جل و پلاست رو جمع کنی...
‫و بری؟

00:07:27.090 --> 00:07:29.010
‫قلم‌موی نقاشی؟

00:07:33.390 --> 00:07:36.010
‫این شما و اینم دریاچه...

00:07:37.520 --> 00:07:40.140
‫کاترین من.

00:07:45.650 --> 00:07:50.190
‫می‌دونم، می‌دونم.
‫خیلی خوشتیپم، مگه نه؟

00:07:53.660 --> 00:07:55.830
‫باورت می‌شه تابستون تموم شده؟

00:07:55.870 --> 00:07:58.330
‫محصولات واسه برداشت آماده‌ان.

00:07:58.370 --> 00:08:00.750
‫دیگه چیزی نمونده هنک از مزرعه بره.

00:08:00.790 --> 00:08:03.370
‫خب، هنوز تصمیمی نگرفتی؟

00:08:03.420 --> 00:08:08.500
‫قبل از اینکه مسئولیت‌های سپتامبر
‫از راه برسه، یه‌کم خوش بگذرون.

00:08:08.550 --> 00:08:12.550
‫- درسته. خوش گذرونی توی "روز بنیان‌گذار".
‫- اوه، تمومش کن.

00:08:12.590 --> 00:08:15.550
‫من و اعضای کمیته
‫قراره امسال سنگ تموم بذاریم

00:08:15.590 --> 00:08:17.890
‫و برگردیم به دهه 1800،
‫تولد شهرمون.

00:08:17.930 --> 00:08:20.020
‫گردشگرهای تابستونی عاشقش می‌شن.

00:08:20.060 --> 00:08:22.100
‫بهترین راه واسه خداحافظی
‫با این فصله.

00:08:22.140 --> 00:08:24.850
‫آره و اینکه تا قرون آخر
‫جیب‌شون رو بزنیم.

00:08:26.650 --> 00:08:29.400
‫اوه، حالا که حرفش شد...

00:08:29.440 --> 00:08:31.900
‫واسه تو که توی این روز بزرگ بپوشیش.

00:08:31.940 --> 00:08:34.240
‫اوه. هر سال دارن بزرگ‌تر می‌شن.

00:08:35.910 --> 00:08:38.160
‫اوه، اوه. ببین، ببین، ببین.

00:08:38.200 --> 00:08:41.120
‫سم بیشاپ داره تمام تلاشش رو می‌کنه
‫که از تنهایی بیرون بیاد.

00:08:41.160 --> 00:08:43.960
‫بوی ناامیدی تا اینجا میاد، مگه نه؟

00:08:47.330 --> 00:08:50.170
‫مانیکا، تو عضو کمیته‌ی
‫"روز بنیان‌گذار" هستی.

00:08:50.210 --> 00:08:51.420
‫اوهوم.

00:08:51.460 --> 00:08:53.170
‫شماها هنوزم...

00:08:53.220 --> 00:08:55.800
‫داوطلب قبول می‌کنین
‫که واسه مراسم آلاچیق رو تزئین کنن؟

00:08:55.840 --> 00:08:57.760
‫البته، چطور مگه؟
‫می‌خوای داوطلب بشی؟

00:08:57.800 --> 00:09:00.220
‫- آره، اسم منو بنویس.
‫- عالیه.

00:09:00.260 --> 00:09:03.350
‫اینم به مناسبت "روز بنیان‌گذار"!

00:09:03.390 --> 00:09:07.360
‫دویستمین سالگرده
‫و یعنی باید 200برابر بیشتر جشن گرفت.

00:09:07.400 --> 00:09:09.980
‫واسه نورافکنی آگوستینی
‫آماده‌ای، الیوت؟

00:09:10.020 --> 00:09:11.980
‫شاید خیلی به میل خودم
‫آماده نباشم...

00:09:12.030 --> 00:09:15.950
‫می‌شه همون همیشگی رو
‫آماده کنی ببرم لطفاً؟

00:09:15.990 --> 00:09:18.200
‫وایسا.

00:09:18.240 --> 00:09:20.240
‫قبل از اینکه بری...

00:09:21.200 --> 00:09:23.410
‫"در مورد خانواده‌ام ازم بپرس."

00:09:23.450 --> 00:09:25.370
‫مشتاقانه منتظرم.

00:09:26.960 --> 00:09:30.710
‫از رزرو مصاحبه
‫واسه چاپ "روز بنیان‌گذار" عقب موندیم.

00:09:30.750 --> 00:09:34.010
‫همچنین تابستون تموم شده و این یعنی
‫این هفته‌ی آخرمه، به خاطرِ... مدرسه.

00:09:34.050 --> 00:09:36.550
‫- اوه، درسته.
‫- کاش می‌تونستم اینجا بمونم و باهات کار کنم...

00:09:36.590 --> 00:09:40.600
‫- ولی نمی‌تونم.
‫- چی شده؟

00:09:40.640 --> 00:09:45.060
‫اون... خانم موقرمز ترسناکی که اداره‌ی
‫روز بنیان‌گذار با اونه، سر راهم سبز شد.

00:09:45.100 --> 00:09:47.810
‫- باید ارائه بدم.
‫- ریتا اینو گفته؟

00:09:47.850 --> 00:09:52.780
‫مادربزرگم به شهر پول اهدا کرده
‫که کتابخونه یا یه همچین چیزی بسازن...

00:09:52.820 --> 00:09:55.360
‫و اونا می‌خوان یکی از اعضای
‫خانواده‌ی گودوین چک رو به نمایش بذاره،

00:09:55.400 --> 00:09:59.660
‫ولی وقتی به اون خانم موقرمز گفتم
‫که پدرم نمی‌تونه این کار رو کنه، منو مجبور کرد.

00:09:59.700 --> 00:10:02.280
‫"در مورد خانواده‌ام ازم بپرس."

00:10:02.330 --> 00:10:04.450
‫من خانواده‌ام رو نمی‌شناسم.

00:10:04.500 --> 00:10:06.620
‫نه خانواده‌ی بنیان‌گذارم رو.

00:10:06.660 --> 00:10:09.170
‫آخه من حتی اسمش رو هم نمی‌دونم.

00:10:09.210 --> 00:10:11.420
‫سایرس گودوین.

00:10:11.460 --> 00:10:14.170
‫آره. باید اصل و نسبم رو پیدا کنم.

00:10:14.210 --> 00:10:15.880
‫به اجدادم افتخار کنم.

00:10:15.920 --> 00:10:18.090
‫"افتخار" کلمه‌ی بزرگیه.

00:10:18.130 --> 00:10:20.050
‫آره، ولی فکر کنم
‫من واسه همین اینجام.

00:10:20.090 --> 00:10:23.180
‫اینکه بدونم از کجا اومدم.

00:10:43.450 --> 00:10:47.910
‫امروز روز بزرگداشت اسم‌مونه، پسرم.
‫بزرگداشت میراث‌مون.

00:10:47.960 --> 00:10:51.040
‫"روز بنیان‌گذار" تنها روز در ساله...

00:10:51.080 --> 00:10:54.170
‫که پورت هیون
‫احترامی که لایقش هستیم رو بهمون میده.

00:10:54.210 --> 00:10:57.720
‫روزیه که اونا به یاد میارن
‫که ما هم به تأسیس این شهر کمک کردیم.

00:11:01.300 --> 00:11:02.640
‫آخ.

00:11:02.680 --> 00:11:05.350
‫مرد باش، پسر.

00:11:05.390 --> 00:11:07.810
‫اینو باید با غرور بپوشی.

00:11:07.834 --> 00:11:09.834
ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز وب‌‌گا‌ه ب‍ا‌‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

00:11:17.940 --> 00:11:19.700
‫یه چیزی رو متوجه شدم.

00:11:19.740 --> 00:11:21.780
‫پیغام جیک کاملاً با اون مطابقت داره.

00:11:21.820 --> 00:11:23.780
‫یعنی داره از کسی
‫قایمش می‌کنه؟

00:11:23.820 --> 00:11:26.160
‫مامان، راستش نمی‌دونم.

00:11:26.200 --> 00:11:29.460
‫یکی از سال 1814 بهم گفت که اگه
‫با آدم‌های اشتباهی دربیفتی،

00:11:29.500 --> 00:11:32.380
‫از صحنه‌ی روزگار محوت می‌کنن،
‫پس همین اتفاق واسه جیکوب افتاده؟

00:11:32.420 --> 00:11:34.840
‫واسه همین اون توی هیچ‌کدوم
‫از کتاب‌های تاریخی نیست؟

00:11:34.880 --> 00:11:36.800
‫کیه که همچین اخطار شومی بهت میده؟

00:11:36.840 --> 00:11:38.960
‫ولش کن.
‫من هیچی نمی‌دونم.

00:11:39.010 --> 00:11:40.760
‫خب، یه چیزهایی رو می‌دونیم.

00:11:40.800 --> 00:11:42.590
‫جیکوب یه هنرمنده

00:11:42.640 --> 00:11:45.350
‫و این یعنی اون نقاشیت رو کِشیده
‫و این یعنی اینکه اون میاد خونه.

00:11:45.390 --> 00:11:48.020
‫خیلی‌خب، ولی اگه اون نقاشی رو
‫نکِشیده باشه چی؟

00:11:49.680 --> 00:11:51.100
‫ولش کن... معذرت می‌خوام،

00:11:51.140 --> 00:11:52.690
‫فقط دارم در مورد خودم حرف می‌زنم.

00:11:52.730 --> 00:11:54.190
‫از سفرت بهم بگو.

00:11:54.230 --> 00:11:56.110
‫کسل‌کننده بود.
‫حتی تو اونجا نبودی.

00:11:56.150 --> 00:12:00.530
‫خواهش می‌کنم بهم قول بده
‫که اگه چیز ناراحت‌کننده‌ای دیدی،

00:12:00.570 --> 00:12:02.240
‫بهم می‌گی، باشه؟

00:12:02.280 --> 00:12:04.370
‫شماها اون بالایین؟
‫شام آماده‌ست!

00:12:05.280 --> 00:12:07.200
‫الیوت اینجا چی‌کار می‌کنه؟

00:12:07.240 --> 00:12:11.290
‫من واسه شام دعوتش کردم.
‫یالا، فین. بیا بریم.

00:12:11.330 --> 00:12:12.790
‫اوه!

00:12:12.830 --> 00:12:15.880
‫- نوش.
‫- نوش.

00:12:17.500 --> 00:12:20.970
‫پس... "روز بنیان‌گذار".

00:12:21.010 --> 00:12:23.090
‫حتماً حسابی براش مشتاقی، مامان.

00:12:23.130 --> 00:12:25.220
‫آخه نوجوون که بودم
‫عاشقش بودی.

00:12:25.260 --> 00:12:27.470
‫می‌دونی واسه چی مشتاقم؟

00:12:27.510 --> 00:12:30.140
‫اینکه امسال تو و آلیس رو دارم.

00:12:30.180 --> 00:12:33.350
‫لندری واقعی شماها هستین.
‫من فقط اسمش رو یدک می‌کِشم.

00:12:33.390 --> 00:12:35.900
‫بیخیال، مامان‌بزرگ...
‫خودت خوب می‌دونی که از همه‌ی ما لندری‌تری.

00:12:35.940 --> 00:12:38.360
‫- موافقم.
‫- اوه! ام...

00:12:38.400 --> 00:12:41.030
‫مانیکا متقاعدم کرد
‫واسه این کار داوطلب بشم،

00:12:41.070 --> 00:12:43.700
‫ولی من قراره آلاچیق رو تزئین کنم.

00:12:43.740 --> 00:12:45.990
‫اوه، ما همیشه این کار رو می‌کردیم!

00:12:46.030 --> 00:12:49.490
‫یادته اونجا می‌نشستیم
‫و تمرین گروه رو گوش می‌دادیم؟

00:12:49.540 --> 00:12:52.160
‫- انگار کنسرت خصوصی خودمون بود.
‫- و نورهای چشمک‌زن؟

00:12:52.200 --> 00:12:54.460
‫آره. واقعاً... عالی بود.

00:12:58.000 --> 00:13:00.250
‫اون خیلی باهوش و بااستعداده.

00:13:00.300 --> 00:13:02.720
‫می‌دونی، چیزی که سوزانا
‫راجع‌به طبیعت می‌دونه

00:13:02.760 --> 00:13:06.930
‫و اینکه چطوری ازش برای درمان
‫استفاده می‌کنه واقعاً تحسین‌برانگیزه.

00:13:09.010 --> 00:13:14.020
‫باعث افتخارمه که
‫می‌ذاره رازهاش رو بدونم،

00:13:14.060 --> 00:13:17.440
‫برخلاف اون یکی آگوستینی که می‌شناسم.

00:13:17.480 --> 00:13:19.570
‫- کت...
‫- نه، بیخیال.

00:13:19.610 --> 00:13:24.240
‫چطور تونستی بهم نگی
‫که آلیس توی اون آشفته‌بازار اونجا بوده؟

00:13:24.280 --> 00:13:25.950
‫اگه قبلاً می‌دونستی،
‫کمکی بهت می‌کرد؟

00:13:25.990 --> 00:13:28.320
‫دریاچه داره به یه دلیلی
‫اونو به اونجا می‌بره.

00:13:28.370 --> 00:13:32.330
‫ما فقط باید امید داشته باشیم
‫که دلیل خوبی واسه این کار داره.

00:13:33.410 --> 00:13:35.330
‫واقعاً؟

00:13:36.330 --> 00:13:39.130
‫چون هنوزم سر در نیاوردم
‫که چرا دریاچه فکر کرده که...

00:13:39.170 --> 00:13:42.000
‫بردن جیکوب به دهه‌ 1800
‫فکر خوبی بوده.

00:13:44.050 --> 00:13:46.300
‫حالا که حرفش شد...

00:13:46.340 --> 00:13:51.220
‫دنبال فهرست مسافران و محموله‌ کشتی‌ای که
‫پدرم درگیرش بود گشتم.

00:13:51.260 --> 00:13:53.100
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم.

00:13:53.140 --> 00:13:55.940
‫- و؟
‫- تونستم به سه کشتی‌ محدودش کنم...

00:13:55.980 --> 00:13:57.850
‫که جیکوب می‌تونسته
‫در اون بازه زمانی...

00:13:57.900 --> 00:13:59.270
‫به پورت هیون ببره.

00:13:59.310 --> 00:14:02.650
‫ولی جیکوب توی هیچ‌کدوم از
‫فهرست‌ها نبود.

00:14:02.690 --> 00:14:05.490
‫- پس رسیدیم به یه بن‌بست دیگه.
‫- آره.

00:14:05.530 --> 00:14:07.240
‫اشکال نداره.

00:14:08.240 --> 00:14:10.120
‫راستش...

00:14:11.450 --> 00:14:13.660
‫می‌شه دوباره چک کنی،

00:14:13.700 --> 00:14:16.660
‫و ببینی کسی به اسم توماس کویل
‫داخل فهرسته یا نه.

00:14:16.710 --> 00:14:18.210
‫توماس کویل کیه؟

00:14:18.250 --> 00:14:21.210
‫شخص خاصی نیست، فقط...
‫یه حدسه.

00:14:21.250 --> 00:14:23.250
‫حتماً.

00:14:26.630 --> 00:14:29.140
‫خیلی‌خب، وایسا، تکون نخور... تکون نخور.
‫این...

00:14:29.180 --> 00:14:32.100
‫- خیلی‌خب!
‫- ...خیلی خطرناکه. اینم از این.

00:14:32.140 --> 00:14:34.520
‫بفرما.

00:14:34.560 --> 00:14:36.430
‫می‌بینی؟ عالی شد.

00:14:36.480 --> 00:14:39.150
‫اولین روزی که به
‫"روز بنیان‌گذار" اومدی رو یادته؟

00:14:39.190 --> 00:14:41.560
‫آره، یادمه. ازش متنفر بودم.

00:14:41.610 --> 00:14:43.270
‫حس کردم یه دغل‌باز تمام‌عیارم.

00:14:43.320 --> 00:14:48.320
‫آخی... تو یه لندری تمام‌عیاری، دلی.

00:14:48.360 --> 00:14:51.240
‫و همیشه هم می‌مونی.

00:14:56.250 --> 00:14:59.000
‫مادربزرگم چیزهای عجیب و غریبی
‫نگه می‌داشته.

00:14:59.040 --> 00:15:02.170
‫خیلی‌خب. مثلاً چی؟

00:15:03.590 --> 00:15:05.380
‫سوابق اعدام؟

00:15:05.420 --> 00:15:07.630
‫می‌دونستی اون دوران
‫توی شهر...

00:15:07.670 --> 00:15:09.430
‫به جرم خیانت
‫واقعاً به آدم‌ها شلیک می‌کردن؟

00:15:09.470 --> 00:15:12.220
‫آره، اونا دهه 1800
‫خیلی بی‌رحم بودن.

00:15:12.260 --> 00:15:14.470
‫در مورد سایرس گودوین تحقیق کردم.

00:15:14.510 --> 00:15:18.310
‫مثل اینکه که اون دوران جنگ 1812
‫خیلی با بریتانیا صمیمی بوده.

00:15:18.350 --> 00:15:20.980
‫واسه نیروی دریایی‌شون
‫کلی کشتی ساخته...

00:15:21.020 --> 00:15:23.440
‫و اونا رو به کانادای علیا فرستاده.

00:15:23.480 --> 00:15:25.270
‫- آهان.
‫- خوبی؟

00:15:25.320 --> 00:15:30.110
‫شرمنده، فقط...
‫یکی از آشناهام...

00:15:30.150 --> 00:15:34.240
‫فکر کنم اون به ساخت یکی از اون
‫کشتی‌ها کمک کرده و تحویلش داده.

00:15:34.280 --> 00:15:37.450
‫فقط نمی‌دونستم که
‫واسه سایرس بوده.

00:15:37.500 --> 00:15:40.620
‫حالا ببین بریتانیا
‫درعوض چی به سایرس داده.

00:15:44.000 --> 00:15:47.090
‫- مدرک تحصیلیه؟
‫- اجازه‌نامه‌ست.

00:15:47.130 --> 00:15:50.010
‫اساساً می‌تونی باهاش هر چیزی رو...

00:15:50.050 --> 00:15:51.800
‫از هر کسی بدزدی و به غارت ببری.

00:15:51.840 --> 00:15:54.300
‫خانواده‌ام این‌جوری
‫پول‌شون رو به دست آوردن؟

00:15:54.350 --> 00:15:56.890
‫ما واقعاً این‌جوری شکل گرفتیم؟

00:15:56.930 --> 00:16:00.140
‫ببین... من نمی‌دونم، باشه؟

00:16:00.180 --> 00:16:02.940
‫ولی ما خودمون تاریخ خودمون رو می‌سازیم.

00:16:02.980 --> 00:16:05.610
‫آره، آره... می‌تونیم از گذشته
‫درس بگیریم،

00:16:05.650 --> 00:16:08.360
‫ولی لطفاً نذار این موضوع
‫روی آینده‌ات تأثیری بذاره.

00:16:10.110 --> 00:16:13.200
‫فقط می‌خوام بگم که...

00:16:13.240 --> 00:16:16.830
‫جدا از اینکه فهمیدم
‫ممکنه خانواده‌ام واقعاً مزخرف باشن،

00:16:16.870 --> 00:16:20.790
‫اینجا پیش تو کار کردن
‫واقعاً فوق‌العاده‌ست.

00:16:20.830 --> 00:16:23.120
‫همین‌طوره. اوه!

00:16:23.170 --> 00:16:25.330
‫باید یه عکس با هم بگیریم.

00:16:25.380 --> 00:16:27.290
‫که بذارمش روی هرالد.

00:16:27.340 --> 00:16:29.170
‫- مطمئنی؟
‫- خب تو اولین کارآموز من هستی!

00:16:29.210 --> 00:16:31.220
‫- یالا دیگه! بیا.
‫- نه آخه... مطمئنی؟

00:16:31.260 --> 00:16:33.050
‫- آره!
‫- آخه از عکس گرفتن متنفرم.

00:16:33.090 --> 00:16:35.260
‫خب نباید متنفر باشی،
‫چون خیلی خوشگلی. آماده‌ای؟

00:16:35.300 --> 00:16:37.100
‫خیلی‌خب، سه، دو...

00:16:38.850 --> 00:16:41.850
‫هی. میزت دلش برات تنگ شده بود.

00:16:41.890 --> 00:16:45.150
‫اوه، شرمنده. من باید...

00:16:45.374 --> 00:16:46.074
‫[سلام! الیوت داره چراغ‌های
‫آلاچیق رو راست و ریست می‌کنه...]

00:16:46.098 --> 00:16:47.609
‫[- ازم خواست بهت بگم که می‌تونی بری کمکش کنی؟]
‫[- باشه. اگه ازم کمک بخواد، میرم.]

00:16:47.610 --> 00:16:50.610
‫- بذار حدس بزنم، فقط قهوه؟
‫- اوه، خودم میارم.

00:16:50.650 --> 00:16:55.030
‫مانیکا، دو نفر دیگه رو هم پیدا کردم
‫که به تزئین کردن آلاچیق علاقه دارن.

00:16:55.070 --> 00:16:58.830
‫نگران نباش، این دو نفر
‫قبلاً این کار رو کردن.

00:16:58.870 --> 00:17:01.830
‫اگه داری کاری رو می‌کنی
‫که من فکر می‌کنم...

00:17:01.870 --> 00:17:04.120
‫پس منم همه‌جوره پایه‌ام.

00:17:05.370 --> 00:17:07.920
‫پس برم برات قهوه بیارم؟

00:17:07.960 --> 00:17:09.670
‫بزرگ باشه.

00:17:09.710 --> 00:17:12.010
‫آخر فصله و منم دارم
‫دو شیفت کار می‌کنم.

00:17:12.050 --> 00:17:15.050
‫صبر کن ببینم،
‫مگه جایی کار می‌کنی؟

00:17:15.090 --> 00:17:18.430
‫فکر کردی کل تابستونم رو
‫بی‌هدف توی شهر پرسه زدم؟

00:17:18.470 --> 00:17:20.310
‫ام، آره.

00:17:20.350 --> 00:17:22.810
‫امشب اگه بیای دریا
‫و گذرگاه ساحلی منو می‌بینی،

00:17:22.850 --> 00:17:25.230
‫البته اگه واسه شاغل بودنم
‫مدرک بخوای.

00:17:29.520 --> 00:17:31.860
‫خیلی‌خب، توماس کویل.

00:17:31.900 --> 00:17:34.360
‫تو کجایی...

00:17:34.400 --> 00:17:36.570
‫هر کسی که هستی.

00:17:37.870 --> 00:17:39.910
‫اینا، ببین...
‫پیداش کردم!

00:17:39.950 --> 00:17:41.200
‫ببین، همین‌جاست.

00:17:41.240 --> 00:17:43.870
‫سیاه و سفید.
‫ساموئل آگوستین،

00:17:43.910 --> 00:17:46.040
‫بنیان‌گذارمون.

00:17:46.080 --> 00:17:48.080
‫اون با بقیه‌شون اومده!

00:17:48.130 --> 00:17:50.170
‫می‌بینی؟

00:17:50.210 --> 00:17:52.550
‫ما هم به خوبی خانواده‌ی لندری
‫و گودوین هستیم.

00:17:52.590 --> 00:17:55.380
‫درسته. آره، فهمیدم.
‫داری چی‌کار می‌کنی؟

00:17:55.420 --> 00:17:57.550
‫فقط صبر کن.

00:17:57.590 --> 00:18:00.100
‫دیگه نوبت ماست.

00:18:14.820 --> 00:18:17.240
‫وای خدای من. توماس کویل.

00:18:25.870 --> 00:18:27.870
‫هوف!

00:18:27.920 --> 00:18:30.580
‫نمی‌تونم این ریسمان مزخرف رو روشن کنم.

00:18:31.920 --> 00:18:34.300
‫باید ببینی کدوم لامپ خرابه.

00:18:34.340 --> 00:18:38.130
‫مرسی که واسه کمک داوطلب شدی.

00:18:38.180 --> 00:18:40.970
‫همیشه فکر می‌کردم
‫از "روز بنیان‌گذار" متنفری.

00:18:41.010 --> 00:18:45.020
‫وایسا ببینم...
‫مگه تو داوطلب نشدی و کمک نخواستی؟

00:18:45.060 --> 00:18:47.060
‫این چیزیه که آلیس بهم گفت.

00:18:47.100 --> 00:18:49.850
‫نه... نه، اون گفت که
‫تو به کمک من نیاز داری.

00:18:51.770 --> 00:18:53.820
‫- یعنی دخترم...
‫- ما رو گول زده؟

00:18:53.860 --> 00:18:56.440
‫- آره. همین کار رو کرده.
‫- آره.

00:19:02.830 --> 00:19:04.620
‫دیدی؟

00:19:04.660 --> 00:19:08.330
‫فقط کافی بود یه چیز کوچیک درست بشه
‫تا همه‌چی دوباره روشن بشه.

00:19:11.670 --> 00:19:14.590
‫هی، ببخشید؟
‫واسه تست صدا اومدیم.

00:19:14.630 --> 00:19:16.920
‫- اوه، ام...
‫- عالیه.

00:19:16.960 --> 00:19:18.760
‫اشکالی نداره همین‌طور که داریم
‫اینو درست می‌کنیم گوش بدیم؟

00:19:18.800 --> 00:19:20.470
‫آره، حتماً.

00:19:25.100 --> 00:19:28.100
‫هی، اومدی.

00:19:28.140 --> 00:19:30.850
‫- ممنونم.
‫- خواهش می‌کنم.

00:19:30.900 --> 00:19:33.940
‫پس تو واسه والی کار می‌کنی؟

00:19:33.980 --> 00:19:38.570
‫آره، البته ترجیح میدم بگی
‫"با" والی کار می‌کنم. اون پدربزرگمه.

00:19:38.610 --> 00:19:42.200
‫وای. آشنای یه سلبریتی بودن
‫چه حسی داره؟

00:19:42.240 --> 00:19:46.160
‫اگه انقدر بهم شیفت شب نده،
‫حس بهتری بهم دست میده.

00:19:51.330 --> 00:19:53.040
‫وای.

00:19:53.080 --> 00:19:54.840
‫واقعاً حال بهم زنه.

00:19:54.880 --> 00:19:58.340
‫چی؟ من خوشم میاد. بذار زندگی کنم.

00:20:00.420 --> 00:20:02.840
‫پس تو می‌خوای سرآشپز بشی؟

00:20:02.890 --> 00:20:04.930
‫خدای من، نه. ام...

00:20:06.640 --> 00:20:09.640
‫من عاشق پدربزرگمم
‫ولی از این شغل متنفرم.

00:20:09.680 --> 00:20:12.650
‫پس مشغول این کاری
‫تا دانشگاه شروع بشه؟

00:20:12.690 --> 00:20:16.440
‫توی آمریکا واسه شنا
‫بورسیه گرفتی، درسته؟

00:20:18.030 --> 00:20:22.110
‫معذرت می‌خوام، من معمولاً در مورد
‫کسایی که نمی‌شناسم اظهار نظر نمی‌کنم،

00:20:22.150 --> 00:20:25.410
‫فقط آخه اونا موقع فارغ‌التحصیلی
‫خیلی در موردش آب و تاب دادن، واسه همین...

00:20:25.450 --> 00:20:28.200
‫آره، نه، نه. می‌دونم.
‫می‌دونم شلوغش کردن. ولی، ام...

00:20:28.240 --> 00:20:31.160
‫من اون بورسیه رو نگرفتم.

00:20:31.210 --> 00:20:35.500
‫چی؟ ولی تو که شنات خیلی خوبه.

00:20:35.540 --> 00:20:37.460
‫نکته این‌جاست که وقتی دبیرستانت
‫توی یه شهر کوچیک باشه...

00:20:37.500 --> 00:20:41.010
‫همه بهت می‌گن که کارت حرف نداره.
‫مشکل اینه که این دبیرستان توی یه شهر کوچیکه.

00:20:41.050 --> 00:20:43.220
‫مشخص شد که توی دنیای واقعی،

00:20:43.260 --> 00:20:46.680
‫من مثل یه ماهی خیلی کوچیک
‫توی یه دریاچه‌ی خیلی بزرگ بودم.

00:20:49.010 --> 00:20:51.270
‫متأسفم.

00:20:51.310 --> 00:20:53.810
‫خب حالا چی می‌شه؟

00:20:53.850 --> 00:20:55.400
‫فردا توی پوینت قهوه می‌خورم؟

00:20:55.440 --> 00:20:57.520
‫نمی‌دونم.

00:20:57.570 --> 00:21:00.030
‫نمی‌دونم، حقیقت اینه.

00:21:00.070 --> 00:21:02.320
‫خیلی‌خب، پس...

00:21:02.360 --> 00:21:04.570
‫به سیب‌زمینی سرخ‌شده خردل می‌زنی.

00:21:04.610 --> 00:21:07.370
‫خوشمزه‌ست.
‫امتحان کن شاید مشتری بشی.

00:21:13.000 --> 00:21:15.170
‫خب...

00:21:15.210 --> 00:21:18.420
‫این بدترین چیزیه که خوردم.

00:21:19.750 --> 00:21:22.670
‫چیز دیگه‌ای برات بیارم، دل؟
‫واسه دسر پای بیارم؟

00:21:22.720 --> 00:21:25.300
‫این بهترین پایان
‫واسه کسیه که تک و تنها اومده بیرون.

00:21:25.340 --> 00:21:26.470
‫حله.

00:21:26.510 --> 00:21:28.680
‫عصر بخیر!
‫هر جایی که دوست دارید بشینید!

00:21:28.720 --> 00:21:30.640
‫خیلی ممنونم.

00:21:30.680 --> 00:21:32.480
‫دل.

00:21:33.810 --> 00:21:36.310
‫اوه! سلام، دل.

00:21:36.350 --> 00:21:38.020
‫چه تصادفی.

00:21:38.060 --> 00:21:39.570
‫عصر بخیر، دل.

00:21:39.610 --> 00:21:41.530
‫عصر شما هم بخیر باشه.

00:21:41.570 --> 00:21:44.950
‫- من...
‫- آره، آره.

00:21:47.110 --> 00:21:49.450
‫پس تو هم می‌خوای
‫شانست رو با سم امتحان کنی.

00:21:49.490 --> 00:21:52.120
‫اوه، بیخیال.
‫عشق که آدم رو صدا بزنه،

00:21:52.160 --> 00:21:55.080
‫من کی باشم که نادیده‌اش بگیرم؟
‫برام آرزوی موفقیت کن.

00:21:58.500 --> 00:22:01.130
‫- اگه دوست داشتی، بهمون ملحق شو.
‫- وای نه، ممنونم.

00:22:01.170 --> 00:22:02.920
‫دارم آماده می‌شم که برم خونه.

00:22:02.960 --> 00:22:04.760
‫یه تیکه پای ریواس.

00:22:04.800 --> 00:22:07.930
‫عزیزم، یادت رفت؟
‫می‌خواستم با خودم ببرمش خونه.

00:22:07.970 --> 00:22:11.680
‫ام... درسته!
‫بمون بذارمش توی ظرف.

00:22:24.150 --> 00:22:26.450
‫مثل قدیم‌هاست، مگه نه؟

00:22:26.490 --> 00:22:28.950
‫آره! اصلاً کی به دریاچه نیاز داره؟

00:22:38.370 --> 00:22:42.630
‫فکر کردیم داریم اینجا
‫دوران جوونی‌مون رو مرور می‌کنیم.

00:22:42.670 --> 00:22:45.170
‫الیوتِ نوجوون هیچ‌وقت ازم
‫درخواست رقص نکرد.

00:22:45.210 --> 00:22:47.590
‫خب... باید می‌کرد.

00:22:47.630 --> 00:22:51.010
‫اینو خوب اومدی.
‫خوب حرفی زدی.

00:22:52.930 --> 00:22:55.560
‫داریم چی‌کار می‌کنیم، الیوت؟

00:22:56.350 --> 00:22:59.850
‫نمی‌دونم.
‫فقط می‌خوام تجربه‌اش کنم.

00:23:00.940 --> 00:23:04.900
‫ظاهراً سوزانا
‫تنها آگوستینی نیست که طلسم کردن بلده.

00:23:04.940 --> 00:23:09.660
‫از داشتن جفت‌تون توی هر دو دوره
‫واقعاً خوشحالم.

00:23:09.700 --> 00:23:12.030
‫این حمایت...

00:23:12.070 --> 00:23:15.490
‫توی این مسیری که پشت سر گذاشتم
‫برام مثل غریق نجات می‌مونه.

00:23:15.540 --> 00:23:19.870
‫ببخشید... مگه سوزانا می‌دونه
‫که تو از آینده به گذشته سفر کردی؟

00:23:21.920 --> 00:23:24.420
‫آره. چیه مگه؟

00:23:24.460 --> 00:23:26.460
‫چطور...
‫چطور تونستی این کار رو کنی، کت؟

00:23:26.510 --> 00:23:29.800
‫- اینکه گذاشتی از این راز باخبر بشه.
‫- خب من به کمک نیاز داشتم.

00:23:29.840 --> 00:23:32.680
‫به این فکر نکردی این روی زندگی
‫زمان اون چه تأثیری می‌ذاره؟

00:23:32.720 --> 00:23:34.720
‫من انتخاب زیادی نداشتم.

00:23:34.760 --> 00:23:38.230
‫اون خنجر کشید روم، رسماً مجبورم کرد
‫که بهش بگم.

00:23:38.270 --> 00:23:40.140
‫چرا هی این بلا سرمون میاد؟

00:23:40.190 --> 00:23:42.860
‫تو از یکی دیگه از
‫اعضای خانواده‌ام استفاده کردی!

00:23:42.900 --> 00:23:45.860
‫نه... تو خودت مایل به این کار بودی، خب؟

00:23:45.900 --> 00:23:50.280
‫حتی وقتی سعی کردم تو رو از این موضوع
‫دور نگه دارم، خودت اومدی سراغم. یادته دیگه؟

00:23:50.320 --> 00:23:53.120
‫نمی‌فهمی با درگیر کردن سوزانا توی این قضیه
‫چه بلایی سرش میاد؟

00:23:53.160 --> 00:23:55.580
‫طبق تجربه باید بگم که
‫به معنای واقعی زندگیش رو نابود می‌کنه، کت!

00:23:55.620 --> 00:23:58.620
‫تمومش کن. تو پشت این قوانینی
‫که ازش دَم می‌زنی...

00:23:58.660 --> 00:24:01.040
‫و گفتن اینکه دریاچه قوانین خودش رو داره
‫قایم شدی.

00:24:01.080 --> 00:24:02.880
‫ولی خودت هیچ‌وقت تجربه‌اش نکردی.

00:24:02.920 --> 00:24:06.210
‫پس حق نداری چیزی که
‫درک نمی‌کنی رو قضاوت کنی.

00:24:06.250 --> 00:24:10.220
‫نمی‌دونم چرا همیشه "روز بنیان‌گذار"
‫اخلاقت این‌جوری می‌شه،

00:24:10.260 --> 00:24:14.180
‫ولی چطوره دیگه نقاط ضعف خانواده‌ات رو
‫سر من خالی نکنی؟

00:24:15.600 --> 00:24:17.770
‫توماس کویل رو پیدا کردم،
‫گرچه نمی‌دونم کدوم خریه.

00:24:17.810 --> 00:24:20.480
‫اولین روز برداشت سال 1814

00:24:20.520 --> 00:24:22.400
‫سوار کشتی‌ای به اسم بلادونا
‫از راه می‌رسه.

00:24:22.440 --> 00:24:24.360
‫سلامم رو به جیکوب برسون.

00:24:33.320 --> 00:24:35.370
‫صبح بخیر.

00:24:35.410 --> 00:24:38.040
‫واسه رفتن آماده‌ای؟

00:24:38.080 --> 00:24:40.500
‫- ام...
‫- اون چیه؟

00:24:40.540 --> 00:24:44.170
‫- موضوع جیکوبه. اون داره میاد خونه.
‫- چی؟ منظورت چیه؟

00:24:44.210 --> 00:24:46.420
‫ببین.

00:24:46.460 --> 00:24:49.170
‫از کجا می‌دونی که جیکوب
‫همین توماس کویلی هست که اینجا نوشته شده؟

00:24:49.210 --> 00:24:51.090
‫توی سال 1814 می‌شناسمش.

00:24:51.130 --> 00:24:54.430
‫گفت داره واسه آوردن جیکوب به خونه
‫تلاش می‌کنه،

00:24:54.470 --> 00:24:56.140
‫و فکر کنم داره این‌جوری انجامش میده.

00:24:56.180 --> 00:24:57.600
‫کِی قراره برگردی؟

00:24:57.640 --> 00:24:59.970
‫مامان می‌خواد "روز بنیان‌گذار"
‫اونجا باشیم.

00:25:00.020 --> 00:25:03.270
‫و ببین، واقعاً باید واسه سخنرانی الیوت
‫اونجا باشم،

00:25:03.310 --> 00:25:07.060
‫اگرچه الان اوضاع بین‌مون
‫زیاد خوب نیست.

00:25:07.110 --> 00:25:09.860
‫پس گمونم نقشه‌ام برعکس جواب داد؟

00:25:09.900 --> 00:25:13.650
‫آخه چرا نقشه کشیدی؟
‫چرا خواستی ما همدیگه رو ببینیم؟

00:25:13.700 --> 00:25:16.030
‫من دنبال یه هدفم، مامان.

00:25:16.070 --> 00:25:19.660
‫هدف تو اینه که جیکوب رو بیاری خونه
‫و من نمی‌دونم چرا دارم به اونجا فرستاده می‌شم.

00:25:19.700 --> 00:25:22.960
‫الیوت در مورد آلاچیق
‫سال 2002 بهم گفت،

00:25:23.000 --> 00:25:26.830
‫و منم با خودم گفتم شاید دریاچه داره بهم نشون میده
‫که این‌جوری شما دوتا رو به همدیگه برسونم.

00:25:26.880 --> 00:25:29.250
‫ولی این کار وظیفه‌ی تو نیست.

00:25:29.300 --> 00:25:33.010
‫پس فقط برو، مامان!
‫برو جیکوب رو بیار، باشه؟ منتظر چی هستی؟

00:25:44.980 --> 00:25:47.940
‫هی، می‌خوای حرف بزنیم؟

00:25:49.570 --> 00:25:51.900
‫چی شده، دلی؟

00:25:56.410 --> 00:25:59.160
‫بازم حس یه دغل‌باز رو دارم.

00:26:00.620 --> 00:26:04.660
‫وقتی لندریم رفته
‫چطور می‌تونم خودم رو یه لندری بدونم؟

00:26:06.210 --> 00:26:09.340
‫و زمینش هم ممکنه بره.

00:26:09.380 --> 00:26:12.000
‫حس می‌کنم دارم ناامیدت می‌کنم.

00:26:14.130 --> 00:26:16.760
‫تو بهم افتخار نمی‌کنی.

00:26:16.800 --> 00:26:21.100
‫من هر روز بهت افتخار می‌کنم.

00:26:21.140 --> 00:26:23.680
‫با نگاه کردن بهت. با کارهایی که کردی.

00:26:23.720 --> 00:26:26.190
‫تو دوباره خانواده‌مون رو ساختی.

00:26:26.230 --> 00:26:28.440
‫تو این کار رو کردی.

00:26:28.480 --> 00:26:30.650
‫- دخترمون رو آوردی خونه.
‫- اوهوم.

00:26:30.690 --> 00:26:32.730
‫و همین‌طور نوه‌ی فوق‌العاده‌مون رو.

00:26:34.530 --> 00:26:38.030
‫اون فوق‌العاده‌ست، مگه نه؟

00:26:38.070 --> 00:26:40.120
‫آره.

00:26:40.160 --> 00:26:42.410
‫اون منو یاد تو می‌ندازه.

00:26:42.450 --> 00:26:46.000
‫تو همه‌چیزی رو
‫واسه افتخار کردن داری،

00:26:46.040 --> 00:26:48.620
‫و حتی بیشتر.

00:27:08.600 --> 00:27:11.400
‫- اینم از این.
‫- یه‌کم زیادی... شلوغش کردن.

00:27:11.440 --> 00:27:13.820
‫لقب ریتاست دیگه.

00:27:13.860 --> 00:27:16.360
‫همگی پشت همیم، درسته؟

00:27:16.400 --> 00:27:18.950
‫معلومه. همیشه.

00:27:18.990 --> 00:27:21.570
‫دل، دل، دل!
‫اینجا! یالا!

00:27:21.620 --> 00:27:24.290
‫- ای وای.
‫- موفق باشی!

00:27:24.330 --> 00:27:29.290
‫و محض اطلاع باید بگم که
‫دهه 1800 اصلاً این شکلی نیست.

00:27:30.500 --> 00:27:33.750
‫راستش... من باید برم،

00:27:33.790 --> 00:27:37.260
‫- ولی اشکال نداره امروز به‌جای ما سال 1814 رو انتخاب کنی.
‫- باشه.

00:27:40.590 --> 00:27:42.140
‫سلام!

00:27:43.970 --> 00:27:46.970
‫خوب گروهیه، هان؟ اگه جرئتش رو داری،
‫برو بالا و بهشون ملحق شو.

00:27:47.020 --> 00:27:50.100
‫تو هم اگه جرئتش رو داری،
‫اون کلاه مسخره رو از سرت بردار.

00:27:51.810 --> 00:27:53.900
‫این شما و این "جی‌جی و پیلارز"!
‫خوش اومدین!

00:27:53.940 --> 00:27:56.780
‫به "روز بنیان‌گذار" پورت هیون
‫خوش اومدین!

00:27:56.820 --> 00:27:59.280
‫روز بزرگداشت تاریخ شهرمون!

00:27:59.320 --> 00:28:01.660
‫یوهو!

00:28:01.700 --> 00:28:04.740
‫همین‌طور که می‌دونین امسال
‫عضو مهمی ازش رو از دست دادیم.

00:28:04.780 --> 00:28:06.620
‫اِولین گودوین.

00:28:06.660 --> 00:28:10.080
‫باعث افتخارمه که جوون‌ترین
‫عضو خانواده‌ی گودوین رو بهتون معرفی کنم...

00:28:10.120 --> 00:28:14.750
‫تا مبلغ اهدایی که میراثی از اِولین هست رو
‫به نمایش بذاره.

00:28:14.790 --> 00:28:17.880
‫کیسی گودوین!
‫کجایی، بچه جون؟

00:28:17.920 --> 00:28:21.340
‫وای خدای من! اینجا رو نگاه کنین!

00:28:21.380 --> 00:28:22.800
‫ایول، کیسی!

00:28:22.840 --> 00:28:25.180
‫چی؟ خیلی ممنونم!

00:28:40.570 --> 00:28:42.030
‫سلام.

00:28:42.070 --> 00:28:43.950
‫س... سلام.

00:28:45.370 --> 00:28:48.120
‫فکر می‌کردم الان دیگه باید دریاچه باشی.

00:28:48.160 --> 00:28:51.500
‫خب خواستم از خانواده‌ام
‫حمایت کنم.

00:28:51.540 --> 00:28:53.370
‫و از تو.

00:28:53.420 --> 00:28:55.540
‫لازم نبود.

00:28:56.500 --> 00:28:59.630
‫مرسی که بهم یادآوری کردی
‫باید کجا باشم...

00:28:59.670 --> 00:29:02.760
‫و اون اینجا... نیست.

00:29:26.740 --> 00:29:29.490
‫- وای خدا.
‫- بعضی‌ها عجله دارن.

00:29:29.540 --> 00:29:31.160
‫لطفاً فقط بهم بگو...

00:29:31.200 --> 00:29:34.460
‫بلادونا رسید؟
‫جیکوب اینجاست؟

00:29:34.500 --> 00:29:36.670
‫از کجا در مورد بلادونا می‌دونی؟

00:29:36.710 --> 00:29:39.300
‫چرا جیکوب واسه اومدن به خونه
‫از اسم تو استفاده کرده؟

00:29:39.340 --> 00:29:42.090
‫برادرم رو توی چه دردسری انداختی؟

00:29:43.050 --> 00:29:45.010
‫اوه، شرمنده...

00:29:45.050 --> 00:29:47.850
‫از بس از خیلی چیزها خبر داشتی،
‫فکر کردم استفهام انکاریه.

00:29:47.890 --> 00:29:50.350
‫فقط...

00:29:50.390 --> 00:29:54.850
‫ببین، جیکوب خواست خودش
‫قایق رو به نیروی دریایی تحویل بده...

00:29:54.890 --> 00:29:57.980
‫- تا باعث افتخار الایژا بشه.
‫- قایق سایرس گودوین.

00:29:58.560 --> 00:30:00.780
‫آره.

00:30:00.820 --> 00:30:02.860
‫ولی نتونست هزینه‌ی
‫بازگشت به خونه رو بپردازه.

00:30:02.900 --> 00:30:05.780
‫من می‌تونستم و واسه همین هزینه رو پرداخت کردم
‫و به همین دلیل به اسم منه.

00:30:08.120 --> 00:30:09.870
‫چرا این‌جوری نگاهم می‌کنی؟

00:30:09.910 --> 00:30:13.160
‫کار خوبی کردی.

00:30:13.200 --> 00:30:15.040
‫به برادرم کمک کردی.

00:30:15.080 --> 00:30:17.120
‫پس... ازت ممنونم.

00:30:19.250 --> 00:30:22.800
‫- به این زودی داری می‌ری؟
‫- باید برم الایژا رو ببینم.

00:30:22.840 --> 00:30:25.880
‫اون پیرمرد با وجود تذکرهای همه
‫رفته مزرعه.

00:30:25.930 --> 00:30:28.010
‫اون اولین روز برداشت رو از دست نمیده.

00:30:28.050 --> 00:30:31.390
‫- امروز اولین روز برداشته؟
‫- آره.

00:30:31.430 --> 00:30:33.930
‫پس جیکوب داره میاد خونه.

00:30:44.110 --> 00:30:47.740
‫محبوب‌ترین عضو خاندان
‫آگوستین رو به استیج دعوت می‌کنم.

00:30:47.780 --> 00:30:49.570
‫الیوت آگوستین!

00:30:49.620 --> 00:30:52.280
‫یه کف مرتب بزنین! الیوت!

00:30:54.160 --> 00:30:55.830
‫ممنونم.

00:30:56.750 --> 00:30:58.540
‫بیا. باشه.

00:30:58.580 --> 00:31:00.880
‫سلام.

00:31:00.920 --> 00:31:03.420
‫بدون فوت وقت شروع می‌کنم.

00:31:10.140 --> 00:31:13.430
‫بیاین به افتخار "روز بنیان‌گذار" سال 1999
‫دست بزنیم، هان؟

00:31:13.470 --> 00:31:15.430
‫بعدش گروه موسیقی قراره...

00:31:15.470 --> 00:31:17.770
‫- یه لحظه صبر کن! آقای ام‌سی!
‫- هی...

00:31:17.810 --> 00:31:19.560
‫می‌خوام چند کلمه‌ای حرف بزنم.

00:31:19.600 --> 00:31:21.770
‫حتماً، باشه.
‫شما چی می‌گین، رفقا؟

00:31:21.810 --> 00:31:24.030
‫یه کف مرتب به افتخار کولتون لندری!

00:31:24.070 --> 00:31:26.320
‫آره، کولتون!

00:31:27.400 --> 00:31:30.740
‫می‌دونین که من و کولتون
‫با همدیگه بزرگ شدیم؟

00:31:30.780 --> 00:31:34.740
‫ولی پیش خودتون فکر نکنین که خانواده‌های
‫بنیان‌گذارمون با هم رفیق جون‌جونی بودن.

00:31:34.790 --> 00:31:37.750
‫نه، نه. می‌دونین...

00:31:37.790 --> 00:31:39.920
‫خاندان گودوین در رأس بودن...

00:31:39.960 --> 00:31:41.960
‫و بعد خاندان لندری.

00:31:42.000 --> 00:31:44.960
‫و بعدش اون تهِ ته...

00:31:45.000 --> 00:31:47.630
‫خاندان آگوستین رو
‫با خاک یکسان می‌کردن.

00:31:47.670 --> 00:31:51.300
‫- فکر کنم دیگه کافی باشه.
‫- اِولین روی تپه توی عمارتش

00:31:51.340 --> 00:31:54.640
‫و کولتون روی هکتارها
‫زمین طلاییش،

00:31:54.680 --> 00:31:57.060
‫در حالی که ویکتور...

00:31:57.100 --> 00:31:59.270
‫وسط اقیانوس
‫تا کمر توی آت و آشغال ماهی‌هاست!

00:31:59.310 --> 00:32:02.150
‫- فکر کنم وقت رفتنه.
‫- اوه! نگاه کنین، رفقا.

00:32:02.190 --> 00:32:04.860
‫یه لندری از این که مدت زیادی
‫از مرکز توجه دور باشه متنفره.

00:32:06.780 --> 00:32:09.860
‫هیچ‌کدوم از شماها
‫خبر نداشتین، مگه نه؟

00:32:10.740 --> 00:32:13.530
‫این شهر با خانواده‌ی من
‫مثل آشغال رفتار کرده!

00:32:13.570 --> 00:32:15.790
‫اونم تا 200 سال!

00:32:15.830 --> 00:32:17.500
‫باشه. باشه، دیگه کافیه. یالا.

00:32:17.540 --> 00:32:20.160
‫به افتخار "روز بنیان‌گذار" دست بزنید!

00:32:26.800 --> 00:32:30.550
‫مثل روز روشنه که
‫ارتباط خانواده‌ام با پورت هیون...

00:32:30.590 --> 00:32:32.390
‫پیچیده‌ست.

00:32:32.430 --> 00:32:34.850
‫ما مثل خاندان گودوین
‫معمار و سازنده نبودیم.

00:32:34.890 --> 00:32:36.810
‫مثل خاندان لندری کشاورز نبودیم.

00:32:36.850 --> 00:32:39.060
‫ما نظارت کردیم.

00:32:40.310 --> 00:32:43.850
‫ولی چیزهایی که دیدیم رو نوشتیم...

00:32:43.900 --> 00:32:47.400
‫و شدیم حافظان تاریخ شهرمون.

00:32:47.440 --> 00:32:49.320
‫ولی نسل‌ها می‌گذرن...

00:32:49.360 --> 00:32:53.950
‫و اهمیت این مشارکت کمتر و کمتر می‌شه.

00:32:53.990 --> 00:32:55.830
‫این آخر هفته همیشه بهش سخت می‌گذره.

00:32:55.870 --> 00:32:57.790
‫می‌دونم این اسم...

00:32:57.830 --> 00:33:01.040
‫برای یه عده سربار بوده.

00:33:02.420 --> 00:33:05.500
‫انگاری سایه‌ی بزرگ
‫و تعیین‌کننده‌ای روی زندگی‌شون انداخت

00:33:05.540 --> 00:33:11.010
‫و بزرگ یا کوچیک بودن اون زندگی رو
‫براشون تعیین می‌کرد.

00:33:12.090 --> 00:33:17.180
‫ولی عضوی از خاندان آگوستین بودن
‫یه سایه نیست.

00:33:18.600 --> 00:33:20.470
‫نوره.

00:33:20.520 --> 00:33:23.520
‫ما با نوشتن داستان
‫چیزی که مهمه رو ثبت و ضبط می‌کنیم.

00:33:23.560 --> 00:33:25.730
‫و هنوزم این کار رو می‌کنیم.

00:33:25.770 --> 00:33:27.650
‫من می‌کنم.

00:33:28.770 --> 00:33:30.900
‫چون آگوستین بودن...

00:33:30.940 --> 00:33:33.900
‫آره، این یه مسئولیته.

00:33:33.950 --> 00:33:36.200
‫ولی مهم‌تر اینکه...

00:33:37.450 --> 00:33:40.040
‫... این یه افتخاره.

00:33:40.080 --> 00:33:41.450
‫ممنونم.

00:33:41.500 --> 00:33:43.540
‫با این سخنرانیش
‫رو دست ویکتور زد، مگه نه؟

00:33:43.580 --> 00:33:45.750
‫- ویکتور؟
‫- بابای الیوت.

00:33:45.790 --> 00:33:47.750
‫یه آدم دمدمی مزاجی بود که نگو.

00:33:47.790 --> 00:33:51.090
‫بدبختی‌ها همیشه روی دوش الیوت بود،
‫خصوصاً نزدیک‌های "روز بنیان‌گذار".

00:33:52.470 --> 00:33:56.470
‫ام... من باید برم.
‫اشکالی نداره؟

00:33:57.800 --> 00:33:59.430
‫باشه. حتماً.

00:33:59.470 --> 00:34:01.430
‫ممنون.

00:34:01.470 --> 00:34:03.640
‫خب.

00:34:08.150 --> 00:34:11.650
‫کاترین! بیا کمکمون کن!

00:34:16.660 --> 00:34:18.570
‫بفرمایین.

00:34:20.080 --> 00:34:22.750
‫- می‌شه به منم یه امضا بدی؟
‫- سلام، سم.

00:34:24.580 --> 00:34:27.290
‫"در مورد خانواده‌ام ازم بپرس"، هان؟

00:34:27.330 --> 00:34:29.880
‫اگه اشکالی نداره،
‫ترجیح میدم در مورد خودت سؤال بپرسم.

00:34:29.920 --> 00:34:33.170
‫- چی می‌خوای بدونی؟
‫- روبه‌راهی؟

00:34:34.970 --> 00:34:36.880
‫زیاده‌روی کردم؟

00:34:36.930 --> 00:34:39.100
‫نه، نه... فقط...

00:34:39.140 --> 00:34:41.930
‫مدتی می‌شه کسی اینو
‫ازم نپرسیده.

00:34:41.970 --> 00:34:44.230
‫اگه بخوام راستش رو بگم،

00:34:44.270 --> 00:34:46.060
‫خسته شدم.

00:34:46.100 --> 00:34:48.020
‫از؟

00:34:48.060 --> 00:34:50.770
‫از همین.
‫از نقش بازی کردن.

00:34:50.820 --> 00:34:53.980
‫خب نکن!
‫اون نشان مسخره رو بردار.

00:34:54.030 --> 00:34:55.650
‫انقدر برات آسونه؟

00:34:55.700 --> 00:34:57.990
‫تو می‌تونی هر کاری بخوای
‫انجام بدی،

00:34:58.030 --> 00:35:00.030
‫هر وقت و با هر کسی که بخوای
‫سر و کله بزنی.

00:35:00.070 --> 00:35:02.160
‫من همچین مزیتی رو ندارم.

00:35:02.200 --> 00:35:04.620
‫حداقل اینجا نه.

00:35:04.660 --> 00:35:06.500
‫واسه من خیلی آسون نیست.

00:35:06.540 --> 00:35:09.170
‫منظورم این نبود که آسونه، دل.

00:35:09.210 --> 00:35:11.790
‫خیلی از کارها
‫ارزش انجام دادن ندارن، مگه نه؟

00:35:11.840 --> 00:35:15.510
‫منم قبلاً یکی از این نشان‌ها داشتم.
‫نشان وکیل شهر بزرگ.

00:35:15.550 --> 00:35:19.340
‫هر روز می‌زدمش به کتم
‫و می‌رفتم پِی کار،

00:35:19.390 --> 00:35:22.220
‫تا اینکه یه روز
‫دیگه جونم به لبم رسید

00:35:22.260 --> 00:35:24.520
‫و اون نشان مسخره رو درآوردم
‫و دیگه هرگز به عقب نگاه نکردم،

00:35:24.560 --> 00:35:27.350
‫و توی عمرم هیچ‌وقت انقدر
‫حس آزادی نکردم.

00:35:27.390 --> 00:35:31.690
‫به این می‌گن بازنشستگی، دوست من.
‫دام دارا دام.

00:35:31.730 --> 00:35:33.980
‫نمی‌ذاری یه آب خوش
‫از گلوم پایین بره، مگه نه دل؟

00:35:34.030 --> 00:35:35.820
‫- نخیر.
‫- خوبه.

00:35:37.190 --> 00:35:39.410
‫می‌خوای از اینجا بزنیم بیرون؟

00:35:39.450 --> 00:35:40.910
‫- آره.
‫- آره؟

00:35:40.950 --> 00:35:43.410
‫آره. آره.

00:35:51.420 --> 00:35:52.880
‫هی.

00:35:52.920 --> 00:35:56.300
‫سلام. الیوت خونه‌ست؟

00:35:56.340 --> 00:35:58.590
‫تو دوست بچه‌ی منی؟

00:35:58.630 --> 00:36:01.720
‫- آره، آره. دوستشم.
‫- پس از دیدنت خوشحالم. ویک هستم.

00:36:01.760 --> 00:36:04.060
‫- آلیس هستم. سلام.
‫- آهان.

00:36:04.100 --> 00:36:07.430
‫آلیس، یعنی "روز بنیان‌گذار"
‫بهمون ملحق می‌شی؟

00:36:07.480 --> 00:36:09.730
‫هر چی نباشه بزرگ‌ترین رویداد ساله.

00:36:09.770 --> 00:36:12.650
‫آره، آره. اگه الیوت بخواد، حتماً میام.

00:36:12.690 --> 00:36:14.230
‫آلیس؟

00:36:14.270 --> 00:36:16.780
‫- اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫- با دوستت آشنا شدم.

00:36:16.820 --> 00:36:18.530
‫آفرین، پسر.

00:36:18.570 --> 00:36:21.110
‫ناسلامتی عضوی از خاندان آگوستینی.

00:36:21.740 --> 00:36:25.240
‫چطوره شما دوتا رو ببرم جشن؟
‫ولی هی...

00:36:25.280 --> 00:36:28.120
‫عجله نکن.

00:36:30.540 --> 00:36:33.250
‫می‌خوای از اینجا بریم؟

00:36:33.290 --> 00:36:35.750
‫آره واقعاً. ممنونم.

00:36:37.510 --> 00:36:40.260
‫آستین پاورز جدید رو دیدی؟
‫مثل اینکه بیانسه توش بازی می‌کنه،

00:36:40.300 --> 00:36:42.590
‫در حالی که کِلی داره
‫با نِلی موزیک مسخره می‌سازه.

00:36:42.640 --> 00:36:44.760
‫همونی که با اکسل
‫براش پیام می‌فرسته، مگه نه؟

00:36:44.800 --> 00:36:47.520
‫آره، آره، دیدیش.
‫فکر کردم فقط خودم اینو فهمیدم.

00:36:47.560 --> 00:36:49.180
‫هی، الیوت.

00:36:49.230 --> 00:36:50.940
‫در مورد بابات نمی‌دونستم.

00:36:50.980 --> 00:36:53.060
‫در مورد اینکه اون چطوریه.

00:36:53.100 --> 00:36:56.820
‫و هیچ‌وقت به فکرم نرسید که بپرسم،
‫واقعاً... واقعاً معذرت می‌خوام.

00:36:56.860 --> 00:36:58.940
‫همین که اینجایی کافیه.

00:36:58.980 --> 00:37:01.780
‫فقط لطفاً هیچ‌وقت به کت نگو.

00:37:01.820 --> 00:37:03.490
‫آخه اون چطوری نمی‌دونه؟

00:37:03.530 --> 00:37:06.780
‫اون می‌دونه که بابام زیاد پیداش نیست،
‫ولی نمی‌دونه که...

00:37:06.830 --> 00:37:08.950
‫نمی‌دونه که اوضاع چقدر بده.

00:37:08.990 --> 00:37:10.960
‫ولی اون بهترین دوستته.

00:37:11.000 --> 00:37:13.040
‫نمی‌خوای در مورد همه‌ی اینا
‫بهش بگی؟

00:37:13.080 --> 00:37:15.670
‫نه، من هیچ‌وقت نمی‌خوام
‫که کت دلش به حالم بسوزه.

00:37:15.710 --> 00:37:21.300
‫می‌تونه دوستم داشته باشه یا ازم متنفر باشه،
‫یا شایدم یه روزی عاشقم باشه،

00:37:21.340 --> 00:37:24.970
‫ولی ترحم هرگز. اینو نمی‌تونم تحمل کنم.

00:37:25.010 --> 00:37:27.470
‫رازت پیش من جاش امنه.

00:37:27.510 --> 00:37:29.520
‫بریم.

00:38:08.260 --> 00:38:09.720
‫سگ کوچولو!

00:38:14.640 --> 00:38:18.610
‫یه قایق! یه قایق نزدیک بندره!

00:38:19.900 --> 00:38:22.490
‫کاترین. جیکوب اومده خونه.

00:38:32.540 --> 00:38:35.160
‫همه رو میاری اینجا؟

00:38:35.210 --> 00:38:37.330
‫همه‌ رو؟

00:38:37.380 --> 00:38:40.000
‫به نظرت چند نفرن، دل؟

00:38:40.040 --> 00:38:42.710
‫نمی‌خواد بشمری.
‫وگرنه کل هفته رو اینجا موندگاریم.

00:38:44.840 --> 00:38:48.340
‫به نظرم باید قبل از شنا،
‫اول انگشتت رو به آب بزنی.

00:38:48.390 --> 00:38:52.520
‫و من هنوزم می‌خوام شنا کنم.

00:38:52.560 --> 00:38:54.270
‫تو نمی‌خوای؟

00:39:01.110 --> 00:39:03.690
‫معلومه داری چی‌کار می‌کنی؟

00:39:03.730 --> 00:39:06.610
‫از بس حرف شنا شد
‫دلم خواست بپرم توی آب.

00:39:07.700 --> 00:39:11.870
‫جدی که نمی‌گی!
‫لباست رو بپوش.

00:39:11.910 --> 00:39:15.290
‫بیخیال دل، یه نگاه به آب بنداز،
‫حرف نداره.

00:39:15.330 --> 00:39:17.710
‫اقیانوس یه چیزیش خاصه
‫که نمی‌دونم چیه.

00:39:17.750 --> 00:39:21.290
‫خیلی سریع و بی‌کرانه.

00:39:21.340 --> 00:39:23.500
‫می‌دونی چیش خاصه؟

00:39:24.670 --> 00:39:26.630
‫آزادی‌بخشه.

00:39:26.670 --> 00:39:28.010
‫یخه!

00:39:28.050 --> 00:39:30.390
‫یالا، مگه نمی‌خوای شنا کنی دل؟

00:39:34.640 --> 00:39:37.020
‫خودشه!

00:39:37.060 --> 00:39:39.100
‫زندگی همینه، دل!
‫یوهو!

00:39:39.150 --> 00:39:41.940
‫عاشقش می‌شی! یوهو!

00:39:43.610 --> 00:39:45.360
‫دل، یالا!

00:39:54.080 --> 00:39:56.080
‫بجنب! خودشه!

00:39:56.120 --> 00:39:58.410
‫یوهو!

00:39:59.210 --> 00:40:01.670
‫یوهو!

00:40:04.960 --> 00:40:07.340
‫ببین! ایناهاشن!

00:40:13.390 --> 00:40:15.890
‫خودشه، کاترین. حسش می‌کنم.

00:40:42.040 --> 00:40:43.920
‫جیکوب.

00:40:43.960 --> 00:40:45.710
‫جیکوب!

00:40:47.170 --> 00:40:48.670
‫جیکوب!

00:40:55.300 --> 00:40:58.020
‫هی! جیکوب لندری!

00:40:58.060 --> 00:41:00.270
‫به جرم خیانت به کشور بازداشتی!

00:41:00.310 --> 00:41:03.020
‫صبر کن ببینم، چی؟ وایسا!

00:41:04.360 --> 00:41:07.650
‫جیکوب، نه! صبر کنید!

00:41:07.690 --> 00:41:10.570
‫نبرینش!

00:41:12.490 --> 00:41:15.240
‫هی!

00:41:15.280 --> 00:41:18.330
‫جیکوب!
‫ولش کنین!

00:41:18.370 --> 00:41:20.620
‫نه!

00:41:22.670 --> 00:41:24.830
‫جیکوب!

00:41:38.440 --> 00:41:45.440
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.