﻿WEBVTT

00:00:10.110 --> 00:00:14.200
‫چهل و هشت، چهل و نه، پنجاه!

00:00:15.310 --> 00:00:17.780
‫تمومه. یه کم آب بخور و استراحت کن.

00:00:19.040 --> 00:00:20.240
‫زیاد به خودت فشار نیار.

00:00:28.160 --> 00:00:29.830
‫اوف، عجب دختر نازی!

00:00:29.830 --> 00:00:31.380
‫خیلی هم کم‌سن‌وساله!

00:00:31.680 --> 00:00:33.420
‫اصلاً میتونه اینو تکون بده؟

00:00:42.930 --> 00:00:46.520
‫حالم از این دنیای
‫احمقانه و سطحی بهم می‌خوره!

00:00:46.544 --> 00:01:07.544
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:18.480 --> 00:02:21.860
‫بیست و هشت سال از
‫واقعه «سقوط» می‌گذره.

00:02:22.400 --> 00:02:26.690
‫در این بیست و هشت سال، گرچه همگی ما
‫تحت حمایت این به اصطلاح قهرمانان بودیم،

00:02:26.690 --> 00:02:29.650
‫در عین حال در معرض
‫درگیری‌هایشان هم قرار گرفتیم.

00:02:29.650 --> 00:02:31.520
‫حتی دچار فجایعی شدیم
‫که نتیجه همین درگیری‌ها بود.

00:02:31.520 --> 00:02:33.690
‫تنها با هدایت و راهبری صحیح
‫می‌توان به نظمی حقیقی دست یافت.

00:02:33.690 --> 00:02:36.110
‫به همین دلیل است که من می‌خواهم «ایکس» شوم.

00:02:36.110 --> 00:02:38.100
‫مامان... مامان!

00:02:38.770 --> 00:02:40.290
‫من... من...!

00:02:41.280 --> 00:02:43.720
‫می‌خوام بزرگ که شدم قهرمان بشم!

00:02:44.290 --> 00:02:45.100
‫اوه؟

00:02:47.740 --> 00:02:50.020
‫ای جانم!

00:02:51.000 --> 00:02:53.060
‫آخه تو چقدر نازی!

00:02:53.920 --> 00:02:56.620
‫بیا اینجا لیلی. یه بار دیگه بگو،
‫این دفعه برای دوربین.

00:02:58.250 --> 00:02:59.140
‫من...

00:03:00.700 --> 00:03:03.310
‫می‌خوام بزرگ که شدم قهرمان بشم!

00:03:07.760 --> 00:03:12.040
‫لیلی، بیا این ویدیویی که از بچگیات گرفتم رو
‫ببین. چقدر ناز بودی!

00:03:15.120 --> 00:03:19.030
‫مامان! من دیگه ۱۶ سالمه. اینقدر بهم نگو «ناز».

00:03:19.030 --> 00:03:21.510
‫چی میگی! دختر به این خوشگلی!

00:03:21.510 --> 00:03:24.680
‫همه عاشقتن! منم که مادرتم،
‫باید اولین طرفدارت باشم.

00:03:24.680 --> 00:03:27.260
‫بیا اینجا لیلی. یه بار دیگه بگو،
‫این دفعه برای دوربین.

00:03:27.260 --> 00:03:29.560
‫می‌خوام بزرگ که شدم قهرمان بشم!

00:03:55.180 --> 00:03:59.290
‫اگه با این تیپ برم به مردم کمک کنم،
‫دیگه کسی به خاطر قیافه‌م مسخره‌م نمی‌کنه!

00:03:59.840 --> 00:04:04.010
‫منم قهرمان لولی! مدافع عدالت!
‫نابودگر پلیدی! بزن بریم!

00:04:04.960 --> 00:04:05.680
‫آخ!

00:04:07.620 --> 00:04:09.650
‫اینم سزای اینکه
‫«دا شیونگ» رو اذیت می‌کنی!

00:04:09.650 --> 00:04:11.030
‫تایگر، خوبی؟

00:04:11.030 --> 00:04:12.600
‫با چی زدت؟

00:04:12.600 --> 00:04:15.760
‫لولی، این سلاح رو از کجا آوردی؟

00:04:15.760 --> 00:04:18.260
‫تو زیرزمین خونه‌مون یه آزمایشگاه پیدا کردم.

00:04:18.260 --> 00:04:20.440
‫فقط یه چیزایی رو که پیدا کردم، دستکاری کردم!

00:04:22.960 --> 00:04:26.710
‫هی، چرا این لامصب کنده نمیشه؟

00:04:26.710 --> 00:04:28.400
‫اسم اینو گذاشتم «کمانِ تعظیم».

00:04:38.920 --> 00:04:40.280
‫تایگر، داری چیکار می‌کنی؟

00:04:40.280 --> 00:04:41.670
‫خودمم نمی‌دونم!

00:04:41.670 --> 00:04:44.420
‫سرم داره سنگین و سنگین‌تر می‌شه!
‫نمی‌تونم سرم رو بالا بیارم!

00:04:43.490 --> 00:04:45.400
‫نه تنها نمی‌تونی درش بیاری،

00:04:45.400 --> 00:04:47.220
‫بلکه نوک تیر هم به مرور سنگین‌تر میشه!

00:04:47.220 --> 00:04:49.350
‫طوری که مجبورت می‌کنه سرتو خم کنی و معذرت بخوای!

00:04:49.350 --> 00:04:52.080
‫الان وقتشه! بدش من!

00:04:52.080 --> 00:04:54.070
‫همین الان؟ مـ... مطمئنی؟

00:04:54.070 --> 00:04:55.420
‫مطمئنم!

00:04:59.280 --> 00:05:00.980
‫بالاخره داری انجامش می‌دی!

00:05:05.530 --> 00:05:06.440
‫لولی!

00:05:06.440 --> 00:05:10.380
‫در واقع، من تمام این مدت «دا شیونگ» رو اذیت می‌کردم
‫تا فقط توجه تو رو به خودم جلب کنم.

00:05:10.380 --> 00:05:12.320
‫تو خیلی نازی!

00:05:12.320 --> 00:05:15.540
‫همیشه روم نمی‌شده این نامه رو بهت بدم.

00:05:15.540 --> 00:05:17.290
‫الان بالاخره فرصتش جور شد!

00:05:18.400 --> 00:05:19.200
‫هان؟

00:05:22.320 --> 00:05:25.910
‫لولی، اختراعت فوق‌العاده‌ست.

00:05:25.910 --> 00:05:28.590
‫حتی تایگر هم جلوت تعظیم کرد!

00:05:31.060 --> 00:05:33.980
‫یعنی من واقعاً نمی‌تونم قهرمان باشم
‫فقط چون نازم؟

00:05:33.980 --> 00:05:37.410
‫هان؟ آهان، حالا می‌فهمم چرا
‫اینجوری لباس پوشیدی...

00:05:37.410 --> 00:05:38.940
‫مـ... من فکر می‌کنم...

00:05:39.710 --> 00:05:43.110
‫یعنی ظاهر و قیافه واقعاً
‫اینقدر برای یه قهرمان مهمه؟

00:05:43.110 --> 00:05:46.150
‫من، خب... فکر می‌کنم...

00:05:46.150 --> 00:05:47.590
‫تو چی فکر می‌کنی؟

00:05:51.820 --> 00:05:54.580
‫منم فکر می‌کنم تو واقعاً نازی!

00:05:54.580 --> 00:05:56.600
‫اگه با تصور مردم از یه قهرمان
‫جور در نیای،

00:05:56.600 --> 00:05:58.420
‫شاید چیزی نیست که بشه
‫به زور به دستش آورد...

00:05:58.420 --> 00:06:00.060
‫آه، آره!

00:06:01.530 --> 00:06:05.380
‫دا شیونگ، تو دیگه نه...

00:06:06.520 --> 00:06:08.550
‫نه!

00:06:08.870 --> 00:06:13.260
‫هواشناسی گفته بود امروز بارون میاد،
‫برای همین یه دونه اضافه آوردم...

00:06:14.070 --> 00:06:15.290
‫...چتر.

00:06:18.530 --> 00:06:21.270
‫کجای این عدالته؟!

00:06:21.270 --> 00:06:23.880
‫ناز بودن مگه جرمه؟!

00:06:23.880 --> 00:06:27.600
‫اگه به خاطر ظاهرم بهم برچسب یه دختر
‫ناز و بی‌دفاع زده بشه،

00:06:27.600 --> 00:06:30.620
‫اون‌وقت منم روز به روز
‫ضعیف و ضعیف‌تر میشم!

00:06:30.620 --> 00:06:35.440
‫اون‌وقت چطوری می‌تونم مثل «ملکه»
‫دنبال رویای قهرمانی خودم برم؟!

00:06:36.690 --> 00:06:39.990
‫شاید بهتره موهامو کوتاه کنم و
‫یه ذره پسرونه رفتار کنم.

00:06:56.980 --> 00:07:01.230
‫چرا باید تسلیم بشم؟!
‫من موی بلند دوست دارم! من صورتی دوست دارم!

00:07:01.230 --> 00:07:05.600
‫قد کوتاه بودن مگه چشه؟!
‫چرا باید خودمو عوض کنم؟!

00:07:05.600 --> 00:07:08.070
‫باید یه راهی پیدا کنم که هم <i>خوشگل</i> باشم و هم قوی!

00:07:08.070 --> 00:07:11.320
‫شرکت «فومو» رسماً به همکاری خودش
‫با قهرمان «دی‌جی شیندیگ» پایان داد.

00:07:11.760 --> 00:07:14.760
‫قهرمان «دی‌جی شیندیگ» پانزده سال پیش
‫در مسابقات رده‌بندی به اوج رسید،

00:07:14.760 --> 00:07:17.010
‫اما از اون موقع عملکردش دچار رکود شده.

00:07:28.340 --> 00:07:30.920
‫لیلی، داری چیکار می‌کنی؟
‫بازم داری میری تو آزمایشگاه؟

00:07:42.200 --> 00:07:43.310
‫دارم میرم...

00:07:43.310 --> 00:07:45.580
‫برای خودم یه لباس جنگی طراحی کنم!

00:07:58.000 --> 00:08:00.520
‫می‌خوام یه شخصیت قهرمانی کاملاً جدید بسازم

00:08:08.270 --> 00:08:10.710
‫و این تصویر منفی رو که مردم
‫ازم دارن درهم بشکنم!

00:08:37.490 --> 00:08:38.780
‫بازم اینه؟

00:08:53.750 --> 00:08:55.300
‫یـ... یه مزاحم داره تعقیبم می‌کنه!

00:08:57.060 --> 00:08:58.090
‫مزاحم!

00:08:58.840 --> 00:09:02.050
‫صبر کن! من اینجام تا ازت محافظت کنم. من یه قهرمانم.

00:09:02.050 --> 00:09:05.170
‫تو... یه قهرمانی؟

00:09:06.510 --> 00:09:09.050
‫بعداً توضیح میدم. پشتم بمون.

00:10:08.270 --> 00:10:11.540
‫الو؟ من تو منطقه ۵۴،
‫تو کوچه «بیگل» در خیابون سوم هستم.

00:10:11.540 --> 00:10:14.750
‫یه مرد عجیب و غریب بهمون حمله کرده!
‫ما اینجا به یه قهرمان احتیاج داریم!

00:10:45.490 --> 00:10:47.870
‫مزاحم عوضی! گمشو!

00:10:55.700 --> 00:10:57.500
‫چه... چه اتفاقی براش افتاد؟

00:10:58.170 --> 00:11:01.340
‫نمی‌دونم. فقط امیدوارم
‫دوباره پیداش نشه.

00:11:01.340 --> 00:11:03.940
‫چرا همیشه آدمای عجیب و غریب
‫دنبال من میفتن؟

00:11:11.400 --> 00:11:14.440
‫حالت خوبه؟ به نظر میاد مبدلِت ضربه خورده.

00:11:15.060 --> 00:11:19.100
‫من خوبم. ممنون. اون یارو واقعاً
‫قوی بود. چرا دنبالت می‌کرد؟

00:11:19.100 --> 00:11:21.030
‫شاید باید به «اچ‌ای‌سی» بگی تحقیق کنه.

00:11:22.770 --> 00:11:24.360
‫این منم که باید ازت تشکر کنم.

00:11:24.360 --> 00:11:28.050
‫انتظار نداشتم زیر اون لباس قهرمانی، یه دختر به این
‫نازی ببینم.

00:11:31.030 --> 00:11:32.350
‫من دیگه میرم.

00:11:32.350 --> 00:11:35.770
‫ببخشید، منظورم
‫اونجوری نبود. من فقط...

00:11:53.480 --> 00:11:56.880
‫انتظار نداشتم زیر اون لباس قهرمانی، یه دختر به این
‫نازی ببینم.

00:11:54.630 --> 00:11:56.880
‫منم فکر می‌کنم تو واقعاً نازی!

00:11:56.880 --> 00:11:58.660
‫اوف، عجب دختر نازی!

00:11:56.880 --> 00:11:59.440
‫اگه با تصور مردم از یه قهرمان
‫جور در نیای،

00:11:58.660 --> 00:12:00.400
‫خیلی هم کم‌سن‌وساله!

00:11:59.440 --> 00:12:01.740
‫شاید چیزی نیست که بشه
‫به زور به دستش آورد...

00:12:00.400 --> 00:12:01.740
‫اصلاً میتونه اینو تکون بده؟

00:12:07.110 --> 00:12:08.120
‫شماها دارین چیکار می‌کنین؟!

00:12:09.240 --> 00:12:11.580
‫به نظر میاد نبوغ تو رو به ارث برده.

00:12:11.580 --> 00:12:14.240
‫همه این کارا رو به تنهایی انجام می‌داده.

00:12:14.240 --> 00:12:16.000
‫هردومون زیادی ازش غافل بودیم.

00:12:16.000 --> 00:12:17.640
‫ما فقط همه‌ش باهاش مثل یه بچه رفتار می‌کردیم.

00:12:17.640 --> 00:12:18.350
‫بابا!

00:12:19.210 --> 00:12:23.290
‫فکر نمی‌کردم این همه
‫اختراع درهم‌برهم ساخته باشی.

00:12:23.290 --> 00:12:25.200
‫من زیادی درگیر کار خودم بودم.

00:12:25.200 --> 00:12:28.220
‫اصلاً حواسم نبود
‫دختر خودم داره چیکار می‌کنه.

00:12:28.220 --> 00:12:29.840
‫شما که هیچوقت حواستون به من نبوده!

00:12:29.840 --> 00:12:31.930
‫پس حالا هم دخالت نکنین!

00:12:31.930 --> 00:12:34.940
‫دیگه کافیه.
‫نمی‌ذارم بیشتر از این خودتو به خطر بندازی!

00:12:35.800 --> 00:12:39.770
‫این چیزایی که آوردم خونه
‫تا روشون تحقیق کنم...

00:12:39.770 --> 00:12:42.910
‫هیچوقت انتظار نداشتم
‫باهاشون کارای خطرناک کنی.

00:12:42.910 --> 00:12:45.600
‫منم کل زیرزمین رو جمع کردم.

00:12:45.600 --> 00:12:48.160
‫شما به چه حقی
‫به حاصل زحمات من دست می‌زنین؟!

00:12:48.160 --> 00:12:52.450
‫تازه، من فقط می‌خوام به مردم کمک کنم!
‫منظورتون از خطرناک چیه؟!

00:12:52.790 --> 00:12:56.960
‫فکر می‌کنی این همه سلاح و تجهیزات
‫فقط اسباب‌بازی‌های الکیه؟!

00:13:01.590 --> 00:13:04.040
‫دا شیونگ! به چی زل زدی؟!

00:13:04.040 --> 00:13:05.040
‫بذارش کنار!

00:13:05.040 --> 00:13:06.050
‫چشم، پروفسور لو.

00:13:06.420 --> 00:13:08.480
‫دا شیونگ، به وسایل من دست نزن!

00:13:07.830 --> 00:13:09.300
‫گستاخی رو بس کن!

00:13:09.580 --> 00:13:11.850
‫اگه واقعاً به این
‫اسباب‌بازی‌های کوچولوت علاقه داری،

00:13:11.850 --> 00:13:14.380
‫پس بیا و درست و حسابی
‫تو آزمایشگاه «گلیمر» کار کن.

00:13:18.580 --> 00:13:20.970
‫من خودم برات درخواست ویژه می‌دم.

00:13:20.970 --> 00:13:24.110
‫می‌تونم هفته دیگه تو و دا شیونگ رو
‫برای بازدید ببرم اونجا.

00:13:25.220 --> 00:13:28.320
‫و تمام وسایلتم می‌دم
‫بذارن تو انبار.

00:13:38.580 --> 00:13:40.840
‫به آزمایشگاه «گلیمر» خوش آمدید!

00:13:40.840 --> 00:13:43.530
‫آزمایشگاه «گلیمر» از سال ۱۶ مشغول
‫تحقیق و توسعه علمی

00:13:43.530 --> 00:13:46.510
‫در زمینه‌های مختلف بوده
‫و نتایج فوق‌العاده‌ای هم گرفته!

00:13:46.510 --> 00:13:50.490
‫آزمایشگاه بر اساس سطح محرمانگی
‫به بخش‌های مختلف تقسیم شده.

00:13:50.490 --> 00:13:52.680
‫هر پروژه مسئول
‫تعیین‌شده‌ی خودش رو داره.

00:13:53.020 --> 00:13:56.780
‫اینجا جاییه که من کار می‌کنم—
‫انبار آزمایشی.

00:13:55.110 --> 00:13:56.240
‫وای!

00:13:56.780 --> 00:13:58.850
‫بهش میگن انبار،

00:13:58.850 --> 00:14:01.670
‫ولی در واقع یه زمین بازیه
‫برای تحقیق و آزمایش!

00:14:04.290 --> 00:14:08.040
‫یعنی همه چیزایی که اینجا انبار شده
‫دیگه ارزش تحقیق نداره؟

00:14:08.610 --> 00:14:10.120
‫همه چی که نه!

00:14:10.940 --> 00:14:15.040
‫مثلاً، من یه چیزی اینجا سراغ دارم
‫که مطمئنم عاشقش میشی.

00:14:15.530 --> 00:14:16.480
‫اینه!

00:14:18.090 --> 00:14:21.380
‫این... چیه؟ هان؟

00:14:21.870 --> 00:14:25.200
‫من اون روز به نقشه‌هات
‫یه نگاهی انداختم.

00:14:25.200 --> 00:14:26.130
‫اوهوم.

00:14:26.130 --> 00:14:29.590
‫پس می‌خوای یه زره خفن بسازی؟

00:14:29.590 --> 00:14:31.930
‫آره! آره!

00:14:36.290 --> 00:14:41.310
‫خب، اینو همین تازگیا
‫مخفیانه ساختن.

00:14:41.710 --> 00:14:44.740
‫این قطعاً میشه...

00:14:44.740 --> 00:14:47.110
‫همون زره مکای افسانه‌ای که تو رویاهات می‌خواستی!

00:14:55.630 --> 00:14:59.200
‫این چه قیافه‌ایه به خودت گرفتی؟!

00:15:04.020 --> 00:15:07.880
‫اِم، نه! به نظرم... بدک نیست!

00:15:08.340 --> 00:15:12.590
‫لولی... هیچوقت فکر نمی‌کردم از اونایی باشی
‫که برای اینکه دل کسی رو نشکنن، دروغ میگن.

00:15:12.590 --> 00:15:15.590
‫هر کسی سلیقه‌ی خودشو داره، مگه نه؟

00:15:15.590 --> 00:15:17.440
‫زره مکانیکی اصلاً باید
‫این شکلی باشه!

00:15:17.440 --> 00:15:20.770
‫دا شیونگ، باز یه نفر جدید آوردی
‫که شاهکارهاتو ببینه؟

00:15:20.770 --> 00:15:23.370
‫وانگ نونوا! دست از این کنایه‌هات بردار!

00:15:23.370 --> 00:15:27.820
‫می‌دونم که انداختنش تو انبار، ولی من
‫باور دارم که ماه پشت ابر نمی‌مونه!

00:15:27.820 --> 00:15:30.240
‫خب، مشکل فقط
‫طراحی دمده‌ش نبود.

00:15:30.240 --> 00:15:33.600
‫MCU و IMU ـِت هم که تأیید نشد.

00:15:33.600 --> 00:15:37.830
‫پس فعلاً فقط به درد نگهبانی از
‫انبار و ترسوندن این و اون می‌خوره.

00:15:37.830 --> 00:15:40.660
‫مگه برای همین یکی رو نیاوردم کمک؟

00:15:40.660 --> 00:15:41.370
‫تو...!

00:15:42.640 --> 00:15:46.440
‫پس اون مخترع نابغه‌ای که
‫دا شیونگ می‌گفت تویی؟

00:15:46.440 --> 00:15:50.060
‫اون زرهی که اون شب پوشیده بودی...
‫خودت طراحی کردی و ساختیش؟

00:15:50.060 --> 00:15:54.050
‫پس بگو چرا سریع فهمیدی
‫مبدلش خراب شده. تو اینجا کار می‌کنی!

00:15:54.050 --> 00:15:58.080
‫آره! پروفسور لو منو منتقل کرد اینجا
‫تا به دا شیونگ تو مدیریت انبار کمک کنم.

00:15:58.080 --> 00:16:00.780
‫این عالیه!
‫حالا واقعاً یه کمک حسابی دارم!

00:16:00.780 --> 00:16:01.980
‫این عالیه!

00:16:03.120 --> 00:16:06.110
‫حالا شما دو تا می‌تونین کمکم کنین
‫جنگجوی آهنین نهاییم رو بسازم!

00:16:06.400 --> 00:16:08.980
‫اینقدر جوگیر نشو.

00:16:12.480 --> 00:16:15.170
‫این چه جور فلزیه؟

00:16:15.170 --> 00:16:18.980
‫خیلی شکل‌پذیره،
‫ولی بافت خیلی سختی داره.

00:16:20.420 --> 00:16:24.470
‫تو آزمایشگاه بابام پیداش کردم.
‫شبیه یه تیکه آهن قراضه بود.

00:16:26.870 --> 00:16:28.000
‫همه‌ش به لطف اینا،

00:16:28.000 --> 00:16:31.420
‫طراحی مجدد خیلی سریع‌تر
‫از چیزی که فکر می‌کردم پیش میره.

00:16:31.420 --> 00:16:33.300
‫خروجی مبدل هم درست شد.

00:16:34.020 --> 00:16:35.670
‫ممنون بابت طراحی جدیدت.

00:16:35.670 --> 00:16:38.820
‫تو بهم ثابت کردی که قدرت و
‫زیبایی واقعاً می‌تونن کنار هم باشن.

00:16:39.990 --> 00:16:42.520
‫می‌تونی اینو به حساب
‫جبران نجات دادنم بذاری.

00:16:44.470 --> 00:16:48.860
‫خب... اگه تو اینقدر بااستعدادی،
‫چرا داری تو انبار کار می‌کنی؟

00:16:50.840 --> 00:16:55.470
‫راستش، اولین کار من بعد از فارغ‌التحصیلی
‫پشت میز پذیرش آزمایشگاه بود.

00:16:55.470 --> 00:16:56.130
‫هان؟

00:16:58.560 --> 00:17:02.560
‫بعضی وقتا، برداشت اولی که آدما
‫ازت دارن، از رزومه‌ت مهم‌تر میشه،

00:17:02.560 --> 00:17:04.380
‫و روی مصاحبه‌ت هم تأثیر می‌ذاره.

00:17:04.380 --> 00:17:05.600
‫اسم من وانگ نونوا است.

00:17:05.600 --> 00:17:08.460
‫رشته اصلی من الکترونیک و
‫رشته فرعیم طراحی صنعتیه.

00:17:08.460 --> 00:17:11.870
‫هدف من ساختن
‫فناوری‌هاییه که نسل‌ها رو درنوردن.

00:17:11.870 --> 00:17:13.590
‫فناوری‌هایی که آینده‌ی بهتری رو رقم بزنن.

00:17:13.590 --> 00:17:15.430
‫چه خانم جوان و زیبایی.

00:17:15.430 --> 00:17:16.960
‫بهتون نمیاد رشته‌تون الکترونیک باشه.

00:17:16.960 --> 00:17:20.190
‫آه، راست میگی.
‫مگه بخش اداری دنبال منشی نمی‌گرده؟

00:17:20.190 --> 00:17:22.020
‫چرا نذاریم اون رو امتحان کنه؟

00:17:22.020 --> 00:17:22.780
‫بله.

00:17:23.750 --> 00:17:27.820
‫ما شما رو از یه سمت پایه شروع به کار می‌دیم
‫تا با محیط سازگار بشین.

00:17:28.400 --> 00:17:32.950
‫پذیرش اولین نقطه‌ی
‫تعامل مهمانان ما با آزمایشگاه «گلیمر» است.

00:17:32.950 --> 00:17:36.160
‫شما باید به مهمانان با نهایت
‫مهمان‌نوازی خوشامد بگویید.

00:17:36.160 --> 00:17:37.910
‫این کار ساده‌ای نیست.

00:17:39.160 --> 00:17:42.780
‫روبرو شدن با همچین چیزی تو یه آزمایشگاه
‫علمی که ادعای تحقیق و پژوهش داره،

00:17:42.780 --> 00:17:44.230
‫آخر کنایه‌ست.

00:17:46.530 --> 00:17:48.830
‫ولی خوشبختانه من پروفسور لو رو دیدم.

00:17:49.350 --> 00:17:50.000
‫بابای منو؟

00:17:50.000 --> 00:17:52.920
‫آره. اگه بابای تو اون روز نبود،

00:17:52.920 --> 00:17:57.180
‫شاید من هنوزم همون کسی بودم که دم در با یه لبخند گشاد بهت خوشامد می‌گفت.

00:17:59.790 --> 00:18:03.670
‫سلام. همه مهمانان آزمایشگاه
‫باید وقت قبلی داشته باشن.

00:18:03.670 --> 00:18:05.620
‫می‌تونم بپرسم با چه کسی در ارتباط هستید؟

00:18:06.340 --> 00:18:08.350
‫منابع انسانی داره چه غلطی می‌کنه؟

00:18:08.350 --> 00:18:11.880
‫یه فارغ‌التحصیل نخبه با مدرک الکترونیک و
‫طراحی صنعتی،

00:18:11.880 --> 00:18:14.080
‫و گذاشتنت پشت میز پذیرش؟

00:18:14.080 --> 00:18:15.150
‫این رزومه‌ی شماست، درسته؟

00:18:15.860 --> 00:18:18.410
‫سلام، پروفسور لو!
‫بله، این رزومه‌ی منه.

00:18:19.740 --> 00:18:22.080
‫علاقه داری با من کار کنی؟

00:18:22.080 --> 00:18:24.080
‫واقعاً؟ این فوق‌العاده‌ست!

00:18:24.080 --> 00:18:25.980
‫خیلی ممنون بابت این فرصت!

00:18:26.830 --> 00:18:28.900
‫پس حواسش به بقیه هست،

00:18:28.900 --> 00:18:32.130
‫ولی بعید می‌دونم اگه دختر خودش
‫خونه رو با خاک یکسان کنه، اصلاً روحش هم خبردار بشه.

00:18:32.130 --> 00:18:34.250
‫امکان نداره. پروفسور لو آدم خیلی خوبیه.

00:18:34.250 --> 00:18:37.270
‫بیخیال. من اصلاً نمی‌دونم سالی
‫چند بار می‌بینمش.

00:18:37.270 --> 00:18:39.580
‫تو چی؟ رابطه‌ت با پدرت چطوره؟

00:18:42.800 --> 00:18:45.040
‫وقتی سه سالم بود فوت کرد.

00:18:47.120 --> 00:18:49.720
‫متاسفم. نمی‌دونستم.

00:18:49.720 --> 00:18:53.060
‫اشکالی نداره. برای همینه که، با اینکه شما دو تا
‫زیاد همدیگه رو نمی‌بینین،

00:18:53.060 --> 00:18:54.610
‫بازم چیزیه که بهش حسودیم میشه.

00:18:55.390 --> 00:18:58.010
‫خب، دیگه گپ زدن بسه.
‫یه آبی بخور و بزن بریم!

00:18:58.010 --> 00:18:59.900
‫فردا دیگه کارمون تقریباً تمومه.

00:19:03.480 --> 00:19:06.290
‫نونوا، میشه...

00:19:06.290 --> 00:19:07.330
‫منو ببری بیرون یه چیزی بخوریم؟

00:19:10.040 --> 00:19:10.680
‫به سلامتی!

00:19:10.680 --> 00:19:11.290
‫به سلامتی!

00:19:16.050 --> 00:19:18.140
‫خیلی وقت بود آبجو نخورده بودم.

00:19:18.140 --> 00:19:19.900
‫من ازت خواستم منو ببری بیرون یه چیزی بخوریم.

00:19:19.900 --> 00:19:21.820
‫چرا برای من نوشابه سفارش دادی؟

00:19:21.820 --> 00:19:24.390
‫عمراً! تو هنوز به سن قانونی نرسیدی!

00:19:24.690 --> 00:19:29.880
‫هومف. فقط می‌خواستم
‫زندگی کاری رو تجربه کنم.

00:19:29.880 --> 00:19:31.750
‫می‌تونی با دیدن من
‫حالشو ببری.

00:19:31.750 --> 00:19:34.710
‫فقط دارم بهت هشدار می‌دما.
‫من اصلاً جنبه ندارم.

00:19:34.710 --> 00:19:36.270
‫مست که میشم، خطرناک میشم.

00:19:36.270 --> 00:19:40.360
‫وایسا! پس بذار قبل از اینکه مست کنی،
‫یه عکس بگیریم.

00:19:40.960 --> 00:19:42.870
‫باشه. لیوانا بالا!

00:19:53.250 --> 00:19:55.840
‫هی، انگار یکی اون بیرون
‫داره ما رو می‌پاد!

00:19:55.840 --> 00:19:58.720
‫کجا؟ نکنه همون
‫مزاحم دفعه پیشه؟

00:20:02.750 --> 00:20:03.970
‫لولی، کجا داری میری؟

00:20:03.970 --> 00:20:05.180
‫دیگه شورشو درآورده!

00:20:05.840 --> 00:20:07.640
‫هرچی ما ضعیف‌تر و ساکت‌تر باشیم،

00:20:07.640 --> 00:20:10.000
‫این مزاحم‌ها هم بیشتر
‫پاشونو از گلیمشون دراز می‌کنن!

00:20:10.000 --> 00:20:11.790
‫داری... طراحی می‌کنی؟

00:20:11.790 --> 00:20:14.650
‫درست مثل دفعه قبل،
‫می‌خوایم جوابشونو بدیم!

00:20:14.650 --> 00:20:17.060
‫بهش نشون میدیم رئیس کیه و فراریش میدیم!

00:20:20.360 --> 00:20:22.740
‫یالا! بیا با هم علیه‌ش اعلام جنگ کنیم!

00:20:28.440 --> 00:20:32.000
‫با من داد بزن! مزاحم عوضی، گمشو!

00:20:32.000 --> 00:20:34.270
‫مـ... مزاحم عوضی، گمشو...

00:20:34.270 --> 00:20:36.330
‫مزاحم عوضی، گمشو!

00:20:36.330 --> 00:20:39.310
‫مزاحم عوضی، گمشو!

00:20:47.030 --> 00:20:49.520
‫مزاحم عوضی، گمشو!

00:20:49.520 --> 00:20:52.060
‫اگه همینجوری داد بزنی،
‫نگهبانی فکر می‌کنه <i>خودت</i> مزاحمی.

00:20:53.150 --> 00:20:54.570
‫اون وانگ نونوا نیست؟

00:20:54.570 --> 00:20:55.740
‫چش شده؟

00:20:55.740 --> 00:20:57.740
‫این رزومه‌ی شماست، درسته؟

00:20:57.740 --> 00:20:59.450
‫منابع انسانی داره چه غلطی می‌کنه؟!

00:20:59.450 --> 00:21:02.640
‫یه فارغ‌التحصیل نخبه با مدرک الکترونیک و
‫طراحی صنعتی،

00:21:02.640 --> 00:21:04.860
‫و گذاشتنت پشت میز پذیرش؟

00:21:06.330 --> 00:21:10.280
‫باشه، باشه! حالا فهمیدم
‫مست که میشی چقدر خطرناک میشی.

00:21:08.620 --> 00:21:11.830
‫وایسا ببینم، تو یه فارغ‌التحصیل نخبه‌ای؟

00:21:12.340 --> 00:21:15.960
‫بزن بریم به هدفمون برسیم!

00:21:13.910 --> 00:21:16.510
‫هی، برگشتیم آزمایشگاه
‫تا استراحت کنی!

00:21:16.510 --> 00:21:17.910
‫ما اینجا نیومدیم که تو به—

00:21:17.020 --> 00:21:17.910
‫لولی!

00:21:22.240 --> 00:21:24.290
‫تو باید یه قهرمان بشی.

00:21:24.290 --> 00:21:26.860
‫تو باید علیه همه اونایی که
‫نگاه بدی به ما دارن، اعلام جنگ کنی.

00:21:26.860 --> 00:21:28.180
‫بهشون نشون بده چی‌کاره‌ایم!

00:21:30.260 --> 00:21:31.720
‫آره. البته!

00:21:34.280 --> 00:21:36.770
‫کیه این وقت شب!

00:21:36.770 --> 00:21:39.450
‫الو؟ حرف بزن دیگه! کی هستی؟

00:21:46.450 --> 00:21:49.180
‫هان؟ چی شده، یه مست دیگه؟

00:21:49.180 --> 00:21:50.700
‫هی، شما کی باشی؟

00:21:51.510 --> 00:21:58.180
‫به نظر میاد دیگه کسی منو یادش نمیاد.
‫پس بذارید با خوشی، یادی از گذشته‌ها کنیم!

00:21:58.180 --> 00:22:01.320
‫همونجا وایسا!
‫داری چی میگی واسه خودت...

00:22:03.590 --> 00:22:09.640
‫خانم‌ها و آقایان! بذارید مهمونی... شروع بشه!

00:22:09.664 --> 00:22:21.664
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:21.688 --> 00:22:33.688
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.