﻿WEBVTT

00:00:01.929 --> 00:00:04.220
...من عاشق یه داستان کارآگاهی خوبم

00:00:05.757 --> 00:00:09.017
ولی می‌دونین، انگار
.از جای اشتباهی شروع می‌شن

00:00:09.240 --> 00:00:11.180
‫از خودِ قتل شروع می‌شن.

00:00:11.200 --> 00:00:12.354
‫نه، نه.

00:00:12.920 --> 00:00:15.206
‫قتل تازه نقطه پایانه.

00:00:15.519 --> 00:00:19.266
‫داستان خیلی قبل‌تر شروع می‌شه،

00:00:19.774 --> 00:00:21.447
‫سال‌ها قبل‌تر،

00:00:22.000 --> 00:00:24.880
‫وقتی که بذرِ قتل... تازه کاشته می‌شه.

00:00:25.166 --> 00:00:27.055
‫اگه بخوایم بگیم، نقطه‌ی صفر.

00:00:29.477 --> 00:00:30.920
"هشت مـاه قبـل"

00:00:30.960 --> 00:00:33.617
‫آقای استرنج!
‫آقای استرنج! آقای استرنج!

00:00:35.446 --> 00:00:36.551
‫آقای استرنج...

00:00:41.160 --> 00:00:47.031
‫قتل، پایانِ یه زنجیره‌ی طولانی
،از علت و معلوله

00:00:47.671 --> 00:00:52.020
‫توهین، آسیب، دلخوری.

00:00:52.251 --> 00:00:54.235
‫خانم استرنج...
‫خانم استرنج...

00:00:58.768 --> 00:00:59.930
"دهه طلاق اجتماعی"

00:01:00.554 --> 00:01:07.554
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:08.040 --> 00:01:10.600
‫شاید به همین سادگی باشه که تقدیرِ شوم،

00:01:10.625 --> 00:01:12.786
‫آدم‌ها رو با هم روبرو می‌کنه.

00:01:13.333 --> 00:01:15.613
‫آدم‌هایی که به هم می‌رسن،

00:01:16.200 --> 00:01:18.500
‫ناخواسته، از روی سرنوشت،

00:01:18.520 --> 00:01:20.696
‫توی یه زمان یا مکانِ خاص.

00:01:31.560 --> 00:01:36.302
‫شاید یه اتفاق باشه که این تارعنکبوتِ
.درهم‌تنیده،‌ آدم‌ها رو به هم وصل می‌کنه

00:01:38.240 --> 00:01:40.620
‫اما باید اینم در نظر گرفت

00:01:40.640 --> 00:01:44.820
‫که شاید دستی از روی عمد در کار باشه.

00:01:47.154 --> 00:01:50.195
‫یه نفر، یه جایی،

00:01:51.295 --> 00:01:52.759
‫دور از چشم ما،

00:01:53.748 --> 00:01:55.302
‫داره یه تله می‌چینه،

00:01:55.896 --> 00:01:57.462
‫ما رو هل می‌ده

00:01:58.056 --> 00:02:01.401
‫به سمتِ یه مکان یا زمانِ خاص،

00:02:02.000 --> 00:02:04.843
‫و ما رو، بی‌خبر از همه‌جا،

00:02:05.913 --> 00:02:08.661
‫می‌کشونه به سمتِ خودِ نقطه‌ی صفر.

00:02:19.741 --> 00:02:22.061
"اتاق بانو والاحضرت"

00:02:33.389 --> 00:02:40.389
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام بلبل جان ::..
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:03:09.144 --> 00:03:11.814
"به سـوی صفـر"
نوشته‌ی آگاتا کریستی

00:03:33.960 --> 00:03:37.543
...هدفِ رسمی و تأسف‌بارِ این پرونده

00:03:38.082 --> 00:03:40.980
‫بررسی ادعای خانم آدری استرنج

00:03:41.000 --> 00:03:44.961
‫در مورد خیانتِ ادعاشده‌ی
.همسرشون، آقای نِویل استرنجه

00:03:45.210 --> 00:03:48.190
‫اتهاماتی که آقای استرنج رد می‌کنه.

00:03:49.214 --> 00:03:50.450
‫آقای استرنج...

00:03:51.640 --> 00:03:53.992
شما و خانم استرنج
 ازدواجتون برمی‌گرده به...؟

00:03:54.258 --> 00:03:57.980
‫نه سال پیش.
‫و فکر می‌کنم این اولین بارتون نبوده.

00:03:59.160 --> 00:04:01.500
‫نه. نه، خب، راستش...

00:04:01.520 --> 00:04:03.613
.دفعه اول، ما با هم فرار و ازدواج کردیم

00:04:04.642 --> 00:04:06.220
‫فرار کردیم رفتیم گِرِتنا گرین.

00:04:06.240 --> 00:04:07.542
‫16 سالمـون بود.

00:04:09.083 --> 00:04:11.983
‫بعدش، خب، طبیعتا،
.مراسم رو رسمی برگزار کردیم

00:04:12.008 --> 00:04:13.388
‫کلیسا و خانواده و...

00:04:14.294 --> 00:04:15.463
.گل رز و تورِ عروس

00:04:16.314 --> 00:04:19.293
‫بله، شما خیلی رمانتیک هستین، آقای استرنج.

00:04:19.600 --> 00:04:22.780
‫بگید ببینم، اولین بار
کِی به همسرتون خیانت کردین؟

00:04:22.800 --> 00:04:25.740
‫من هیچوقت به آدری خیانت نکردم.

00:04:26.104 --> 00:04:28.445
‫اینا تهمت‌های بی‌اساسه.

00:04:29.382 --> 00:04:31.706
‫قلب اون پیش منه، قلب منم پیش اون.

00:04:44.427 --> 00:04:46.625
"سالت‌کریک، دوون"

00:04:46.800 --> 00:04:48.420
‫اوه، آدری!

00:04:49.564 --> 00:04:50.879
‫این تحقیـر...

00:04:51.560 --> 00:04:53.580
‫این رسوایی و تحقیر
.جلو چشم همه اتفاق افتاده

00:04:53.600 --> 00:04:54.881
‫خودش خواسـته!

00:04:55.659 --> 00:04:57.799
‫من گفتم: «حیثیت‌ت رو به باد می‌دن،»

00:04:58.230 --> 00:05:00.514
‫اما آدری که حرف توی گوشش نمی‌ره.

00:05:00.840 --> 00:05:01.993
،اون دختر

00:05:02.900 --> 00:05:04.767
.دل و جرأت یه پادشاه رو داره

00:05:05.240 --> 00:05:07.467
‫نویل هیچوقت آدم پست‌فطرتی نبوده.

00:05:08.040 --> 00:05:10.140
‫همیشه جونش برای آدری در می‌رفت.

00:05:10.722 --> 00:05:12.167
‫غیرممکنه،

00:05:12.804 --> 00:05:15.615
‫مضحکه که بخواد آبروی
چندین و چند ساله‌ش رو حراج کنه

00:05:15.640 --> 00:05:17.740
‫به خاطر این ونوس مگس‌خوار
 (گیاه گوشتخوار ونوس)

00:05:19.400 --> 00:05:21.459
‫خب، بهش می‌گن «گربه‌ی وحشی».

00:05:21.484 --> 00:05:23.215
‫می‌گن به یه مرد شلیک کرده.

00:05:23.602 --> 00:05:25.793
‫دیگه این چرت‌وپرت‌ها رو نخون، مِری!

00:05:29.320 --> 00:05:33.041
‫عالیجناب، شریک جرم ادعاشده
.دوشیزه کِی الیوت رو، احضار می‌کنیم

00:05:47.710 --> 00:05:48.802
،دوشیزه الیوت

00:05:49.367 --> 00:05:52.300
‫ شما اولین بار با آقای استرنج
.در یک مسابقه‌ی تنیس آشنا شدین

00:05:52.320 --> 00:05:54.332
‫بله، مسابقات قهرمانی ویمبلدون.

00:05:54.357 --> 00:05:57.227
‫ممنونم. خیلی ممنونم.

00:05:58.621 --> 00:06:00.829
‫ممنونم. خیلی ممنونم.

00:06:01.180 --> 00:06:02.701
‫خیلی ممنونم.

00:06:03.482 --> 00:06:05.232
‫عاشق تماشای بازی‌تون بودم.

00:06:05.960 --> 00:06:08.551
‫ممنونم. خیلی ممنونم.

00:06:09.266 --> 00:06:11.234
‫یه تیکه کاغذ همراهم نیست، پس...

00:06:14.840 --> 00:06:16.180
‫ شما رو می‌شناسم.

00:06:16.944 --> 00:06:19.204
‫انگار همیشه وقتی شما
.تماشا می‌کنین، من برنده می‌شم

00:06:21.090 --> 00:06:26.337
‫«تقدیم به طلسمِ خوش‌شانسی من.»

00:06:33.040 --> 00:06:35.148
‫شما دوباره تو جنوب فرانسه
.همدیگه رو ملاقات کردین

00:06:35.583 --> 00:06:37.920
‫از اون استخر برامون بگید، دوشیزه الیوت،

00:06:38.960 --> 00:06:40.328
‫استخرِ پری دریایی.

00:06:42.480 --> 00:06:44.660
‫به من گفتن اونجا یه مهمونی برپا بوده.

00:06:46.476 --> 00:06:48.256
‫شما تمام هفته داشتین دلبری می‌کردین.

00:06:48.440 --> 00:06:52.162
‫باورتون نمی‌شد چه شانسی
.در خونه‌تون رو زده که اونجا تنها پیداش کردین

00:06:53.258 --> 00:06:54.924
‫اون گفت که قالش گذاشتن.

00:06:56.240 --> 00:06:58.657
‫توسط همسرش، بله.

00:07:06.212 --> 00:07:08.333
‫بعدش چی کار کردین، دوشیزه الیوت؟

00:07:14.880 --> 00:07:16.819
‫شما یه مهمونی خصوصی گرفتین،

00:07:17.200 --> 00:07:18.571
‫فقط دوتایی.

00:07:18.954 --> 00:07:22.425
‫شامپاینی که برای همسرش
.در نظر گرفته شده بود رو نوشیدین

00:07:23.000 --> 00:07:25.082
‫زیر نورِ مهتاب شنا کردین.

00:07:26.043 --> 00:07:30.100
‫دیگه چه کاری رو جایِ همسرش
 انجام دادین، دوشیزه الیوت؟

00:07:38.160 --> 00:07:41.760
‫عالیجناب، آقای تیلر، پیشخدمتِ
.مخصوصِ آقا رو احضار می‌کنیم

00:07:55.883 --> 00:07:58.515
‫شما برای آقای استرنج کار می‌کردین، آقای تیلر؟

00:07:59.360 --> 00:08:00.700
‫ مدت سه سال، قربان.

00:08:00.720 --> 00:08:04.393
‫به ما بگید آقای تیلر،
.توی ماشین آقای استرنج چی پیدا کردین

00:08:04.627 --> 00:08:05.913
‫یه جعبه‌ی آرایش.

00:08:06.240 --> 00:08:09.260
‫منم طبیعتا فکر کردم
.متعلق به خانم استرنج‌ه

00:08:09.280 --> 00:08:10.741
‫اما اینطور نبود.

00:08:11.452 --> 00:08:12.748
...اون متعلق بود به

00:08:13.789 --> 00:08:15.439
...جهت اطلاعِ دادگاه

00:08:17.440 --> 00:08:19.140
‫حروف اولِ اسمِ حک شده‌ی روش...

00:08:19.969 --> 00:08:21.230
.کِی. ایی

00:08:23.652 --> 00:08:26.267
‫متعلق بود به دوشیزه کِی الیوت.

00:08:27.560 --> 00:08:28.803
‫نظم رو رعایت کنین!

00:08:29.835 --> 00:08:31.325
‫نظم رو رعایت کنین!

00:08:36.808 --> 00:08:37.848
،دوشیزه الیوت

00:08:38.385 --> 00:08:40.248
،شما یه مفت‌خور هستین

00:08:40.787 --> 00:08:41.988
.یه انگل

00:08:42.560 --> 00:08:45.780
‫شما تو کازینوها و مهمونی‌ها می‌گردین،

00:08:45.800 --> 00:08:47.878
‫هرجا که سروکله‌ی پولدارها پیدا بشه.

00:08:47.903 --> 00:08:50.500
.شما از پس‌مونده‌های اونا زندگی می‌کنین

00:08:50.520 --> 00:08:52.631
‫دقیقا منظورتون چیه؟

00:08:52.656 --> 00:08:55.975
‫فکر کنم منظورم واضحه، دوشیزه الیوت.
‫مایلم از زبون خودتون بشنوم.

00:08:56.000 --> 00:08:59.060
‫بسیار خب.
مگه شما همونی نیستین، دوشیزه الیوت؟

00:08:59.080 --> 00:09:00.908
‫که سابقا می‌گفتن «زنِ ماجراجو»

00:09:00.933 --> 00:09:03.820
‫و ما امروزه بهش می‌گیم «پول‌دوست»؟

00:09:05.520 --> 00:09:07.040
‫ببخشید!
‫نظم رو رعایت کنین!

00:09:07.707 --> 00:09:09.146
‫نظم رو رعایت کنین!

00:09:13.691 --> 00:09:14.987
...این

00:09:15.433 --> 00:09:18.100
‫جعبه آرایش شماست، دوشیزه الیوت؟

00:09:18.120 --> 00:09:20.540
‫بله خودشه.
‫من اینطور براتون مطرح می‌کنم، دوشیزه الیوت،

00:09:20.560 --> 00:09:22.140
‫که شما جعبه آرایش‌تون رو

00:09:22.160 --> 00:09:24.380
‫از روی نقشه، توی ماشینِ
،آقای استرنج جا گذاشتین

00:09:24.400 --> 00:09:27.780
‫چون چشم‌تون دنبالِ آقای
.نویل استرنجِِ متأسفانه متأهل بود

00:09:27.800 --> 00:09:30.180
‫آقای نویل استرنج، ساکنِ میدان گرونر،

00:09:30.200 --> 00:09:34.140
‫و قصد داشتین به هر وسیله‌ی
ممکن، اونو به دام بندازین

00:09:34.165 --> 00:09:35.322
‫نظم رو رعایت کنین!

00:09:35.852 --> 00:09:37.993
‫نظمِ دادگاه رو رعایت کنین!

00:09:39.960 --> 00:09:43.620
‫برای امروز کافیه آقای ترِیوز، ختم جلسه.
‫چشم قربان.

00:09:51.800 --> 00:09:54.657
‫ببخشید قربان. یه درِ پشتی هست
اگه ممکنه با من تشریف بیارین؟

00:09:54.682 --> 00:09:55.942
‫آقای استرنج!

00:09:59.720 --> 00:10:01.180
‫دوشیزه الیوت رو می‌شناسین؟!

00:10:01.200 --> 00:10:04.300
‫شما خیانت‌کارین، آقای استرنج؟
‫این یه پرونده‌سازیه، قربان؟

00:10:04.320 --> 00:10:06.500
‫شما خیانت‌کارین، آقای استرنج؟

00:10:13.280 --> 00:10:15.399
‫شما به یه نفر نیاز دارین
.که بهش اعتماد کنین، قربان

00:10:15.800 --> 00:10:17.043
‫آرتور مک‌دونالد.

00:10:19.135 --> 00:10:21.420
‫کسی که می‌تونه
.کارها رو براتون راست‌وریس کنه

00:10:26.720 --> 00:10:28.121
‫آقای استرنج! آقای استرنج!
 به خیال خودت کجا داری می‌ری، رفیق؟

00:10:29.640 --> 00:10:31.316
.وایسا
‫فقط یه سؤال...

00:10:31.600 --> 00:10:32.785
‫سوسک کثیف!

00:10:52.210 --> 00:10:54.061
"مک‌دونالد"
.بهت نمی‌خوره ورزشکار باشی

00:10:54.640 --> 00:10:57.026
‫نه قربان.
‫خب، به یه مسئولِ تدارکات خوب احتیاج دارم.

00:10:57.051 --> 00:11:00.216
‫تنیس، گلف، تیراندازی،

00:11:00.247 --> 00:11:02.100
‫ماهیگیری، سوارکاری.
‫هوم.

00:11:02.525 --> 00:11:03.556
‫هوم...

00:11:04.284 --> 00:11:06.427
‫گفتی یه سالی می‌شه که بیکار بودی.

00:11:06.770 --> 00:11:09.090
‫گرفتاری‌های دیگه‌ای داشتم، قربان.

00:11:16.280 --> 00:11:17.400
‫هوم.

00:11:18.560 --> 00:11:20.167
‫آبروم جسابی رفته.

00:11:21.334 --> 00:11:23.545
‫روزنامه‌ها هم که دارن دلی از عزا درمیارن.

00:11:28.400 --> 00:11:31.820
اگه دیدی این میمون‌ها دارن زنمو
...اذیت می‌کنن یا مزاحمش می‌شن

00:11:31.840 --> 00:11:34.880
‫احساستون رو بهشون می‌فهمونم، قربان، بله.

00:11:36.520 --> 00:11:37.622
‫خیلی‌ خوبه.

00:11:39.916 --> 00:11:42.620
‫خب، به نظر آدم به‌دردبخوری میای، مک‌دونالد.
 از کی می‌تونی شروع کنی؟

00:11:42.640 --> 00:11:44.260
‫ در خدمتم، قربان.

00:11:46.280 --> 00:11:48.100
‫بعد از حموم می‌رم کلاب.

00:11:48.120 --> 00:11:49.196
‫خیلی‌خب، قربان.

00:12:34.706 --> 00:12:36.478
‫دوشیزه کِی الیوت تشریف آوردن، قربان.

00:12:37.040 --> 00:12:39.940
‫کِی! تو رو خدا،
.تو نباید اینجا باشی! یکی می‌بینتت

00:12:39.960 --> 00:12:42.439
‫جیم شدم نویل.
.اینقدرام منو دست‌کم نگیر

00:12:47.920 --> 00:12:51.993
‫چطور می‌ذاری اون مردک
اینطوری باهام حرف بزنه؟ آقای ترِیوز

00:12:52.018 --> 00:12:54.380
‫بگه از قصد بوده، بهم بگه پول‌دوست.

00:12:54.400 --> 00:12:56.956
‫ داشت منو فاحشه صدا می‌زد، نویل.
‫هوم، نفرت‌انگیزه.

00:12:58.080 --> 00:12:59.923
‫کلِ این ماجرای نکبت‌بار.

00:13:00.200 --> 00:13:02.723
‫اما قضیه‌ی اون جعبه آرایش
.مجبور بود بی‌اعتبارش کنه

00:13:02.748 --> 00:13:04.248
‫مگه چاره‌ی دیگه‌ای هم داشتیم؟

00:13:04.787 --> 00:13:06.607
‫می‌تونستی راستش رو بگی، نویل.

00:13:07.720 --> 00:13:10.380
‫خیلی راحت می‌شه درستش کرد.

00:13:10.678 --> 00:13:13.439
‫عشقمون رو جار بزن، طلاقش بده،
.با من ازدواج کن

00:13:13.464 --> 00:13:14.596
‫طلاق!

00:13:14.960 --> 00:13:17.147
‫افکار عمومی همین الانشم علیهم شده.

00:13:17.172 --> 00:13:19.935
خیانت؟
 خدای من، این کار نابودم می‌کنه

00:13:20.910 --> 00:13:22.341
‫از جامعه طرد می‌شم.

00:13:22.997 --> 00:13:25.817
‫یعنی، هیچ تورنمنتی دیگه منو راه نمی‌ده.

00:13:27.400 --> 00:13:29.020
‫تنیس، اون... همه زندگیِ منه.

00:13:29.040 --> 00:13:30.900
‫من زنده‌م که بازی کنم.
چی کار کنم آخه؟

00:13:32.680 --> 00:13:35.907
‫امروز خودت دیدی چطور بودن.
.بوی خون به مشام‌شون رسیده

00:13:36.638 --> 00:13:38.415
‫یعنی، تو... می‌خوای
 اینطوری زندگی کنی؟

00:13:38.440 --> 00:13:40.089
‫می‌خوای یه آدمِ مطرود باشی؟

00:13:40.560 --> 00:13:42.124
‫خب پس، باید چی کار کنیم؟

00:13:46.240 --> 00:13:49.660
‫خانم استرنج، شما و آقای استرنج،

00:13:49.680 --> 00:13:52.700
‫تو چه سنی با هم آشنا شدین؟

00:13:52.720 --> 00:13:54.780
‫من 11 سالم بود.
‫هوم.

00:13:55.120 --> 00:13:57.820
‫و رابطه‌تون رو چطور توصیف می‌کنین؟

00:14:02.320 --> 00:14:04.358
‫برخوردِ آتش با اکسیژن.

00:14:06.850 --> 00:14:08.926
‫اکسیژن؟
.هوم

00:14:09.317 --> 00:14:12.457
‫شما همه‌چیزِ همدیگه بودین،

00:14:13.259 --> 00:14:16.180
‫و با این حال، حاضرید نیمه‌ی گمشده‌تون رو

00:14:16.200 --> 00:14:18.888
‫توی لجنزارِ دادگاه‌های طلاق بکشونین،

00:14:19.240 --> 00:14:21.620
‫که چی بشه؟ پول؟

00:14:21.640 --> 00:14:24.021
‫پول؟
.نه. من خودم دارم

00:14:24.188 --> 00:14:25.648
‫جوری حرف می‌زنی انگار کارِ پَستی‌ه.

00:14:25.673 --> 00:14:27.488
‫پَست، خانم استرنج؟

00:14:27.760 --> 00:14:32.140
‫این اتهاماتِ کثیف، این نمایشِ تحقیرآمیز؟

00:14:32.160 --> 00:14:34.860
‫من فقط به یه دلیل درخواست طلاق دادم.

00:14:36.720 --> 00:14:38.980
‫اون شرم تنهایی، پشت درهای بسته،

00:14:39.000 --> 00:14:40.780
‫شرم یه زن تحقیرشده،

00:14:40.800 --> 00:14:42.255
‫چیزی نیست که بتونم تحمل کنم.

00:14:44.400 --> 00:14:45.940
‫آقای استرنج...

00:14:50.240 --> 00:14:52.311
‫نظم رو رعایت کنین!

00:14:52.960 --> 00:14:56.166
‫نظم رو رعایت کنین!
‫نظم رو رعایت کنین!

00:14:59.760 --> 00:15:04.060
‫آقای استرنج، همسرتون،
چطور سر از زندگی شما درآورد؟

00:15:05.120 --> 00:15:07.860
‫راستش، اون... بی‌سرپرست شده بود.

00:15:07.880 --> 00:15:11.100
‫اومد سالت‌کِریک تا با پسرعموهام،
.خانواده‌ی رویدز، زندگی کنه

00:15:11.120 --> 00:15:14.426
‫پدرخونده و مادر خونده‌ش.
.اون، خب... هیچ‌کس رو نداشت

00:15:14.451 --> 00:15:15.801
‫هیچ‌کس رو توی این دنیا.

00:15:15.826 --> 00:15:18.960
‫اون به شما اعتماد کرد، آقای استرنج.
.دوستتون داشت

00:15:18.985 --> 00:15:21.645
‫از بچگی، حتی یه بار هم
از کنارتون جُم نخورده

00:15:21.670 --> 00:15:24.308
‫ با این حال، شما
...به اون اعتماد خیانت کردین و

00:15:24.340 --> 00:15:25.018
‫نه.

00:15:25.042 --> 00:15:27.710
‫اِم... من... من متأسفم.

00:15:27.735 --> 00:15:31.272
‫مـ..مـ..من واقعا دیگه نمی‌تونم
.اجازه بدم این وضعیت ادامه پیدا کنه

00:15:32.097 --> 00:15:35.077
‫آدری بازجویی بشه و بی‌آبرو بشه،

00:15:35.102 --> 00:15:38.282
‫خبرنگارها مثل کرکس
.دورش جمع بشن وقتی هیچ گناهی نکرده

00:15:38.800 --> 00:15:40.021
‫نه، من...

00:15:40.840 --> 00:15:42.696
‫من حقیقت رو بهش مدیونم.

00:15:42.880 --> 00:15:44.359
‫من باید حقیقت رو بگم.

00:15:45.720 --> 00:15:47.500
‫از محضرِ دادگاه پوزش می‌خوام.

00:15:47.520 --> 00:15:50.455
‫اعتراف می‌کنم که به همسرم وفادار نبودم.

00:15:51.314 --> 00:15:52.753
‫نظم رو رعایت کنین!

00:15:53.120 --> 00:15:55.444
‫نظم رو رعایت کنین!
‫نظم رو رعایت کنین!

00:15:55.877 --> 00:15:59.372
‫من به تلخی، از آزاری که رسوندم پشیمونم.

00:16:01.386 --> 00:16:02.926
‫من عاشق شدم.

00:16:06.360 --> 00:16:07.860
‫یه مرد مگه چاره‌ی دیگه‌ای هم داره؟

00:16:10.884 --> 00:16:13.656
‫نگاش کن.
چطور می‌شه عاشقش نشد؟

00:16:15.046 --> 00:16:18.531
‫متأسفم و از آدری طلب بخشش دارم.

00:16:18.812 --> 00:16:20.653
‫با اعتراف صریحِ ایشون،

00:16:21.109 --> 00:16:24.289
‫خانم استرنج،
.حکم اولیه‌ی طلاقِ شما صادر می‌گردد

00:16:51.920 --> 00:16:53.580
"‫"عجیب‌ترین طلاق تاریخ،

00:16:53.600 --> 00:16:55.940
چون با وجود اینکه"
"،نویل استرنج در پرونده شکست خورد

00:16:55.960 --> 00:16:59.020
هرکس ندونه تصور می‌کنه که"
"اون برنده‌ی نهاییِ این ماجرا بوده

00:17:00.560 --> 00:17:01.844
‫پستچی‌ه؟

00:17:18.480 --> 00:17:19.811
‫«مری عزیزم.»

00:17:21.250 --> 00:17:22.747
‫«می‌تونم عزیز صدات کنم؟»

00:17:23.627 --> 00:17:25.220
‫«حالا که فکر می‌کنم، می‌بینم می‌تونم»

00:17:25.240 --> 00:17:26.748
‫«با لطیف‌ترین احساسات به تو فکر کنم.»

00:17:26.773 --> 00:17:27.856
"مزارع روید، شبه‌جزیره‌ی مالایی"

00:17:27.880 --> 00:17:30.380
‫«توماسِ عزیز، می‌تونی.»

00:17:30.819 --> 00:17:32.213
‫«البته که می‌تونی.»

00:17:32.854 --> 00:17:34.940
‫«شاید عجیب باشه که
«اینقدر راحت و خودمونی‌ام

00:17:34.960 --> 00:17:37.088
‫«با کسی که حتی یک بار هم ملاقاتش نکردم.»

00:17:37.584 --> 00:17:39.540
‫«بعد از همه‌ی چیزهایی که
«با هم شریک شدیم

00:17:39.560 --> 00:17:41.977
‫«تمامِ غم‌ها و سرخوردگی‌هامون...»

00:17:42.002 --> 00:17:43.650
‫«احساس می‌کنم تو رو بهتر می‌شناسم»

00:17:43.675 --> 00:17:45.496
‫«بهتر از آدم‌هایی که هر روز می‌بینم.»

00:17:45.521 --> 00:17:47.677
‫«نمی‌خوام ناشکری کنم.»

00:17:48.251 --> 00:17:51.333
‫«فقط یکی از اون روزهای خاکستریه
«که باد از سمت دریا می‌وزه

00:17:51.973 --> 00:17:54.735
‫«و گالز پوینت دلگیرترین
«نقطه‌ی روی زمین به نظر می‌رسه

00:17:55.187 --> 00:17:57.540
‫«هیچ‌وقت خونه‌ای به این سردی ندیده بودم،»

00:17:57.560 --> 00:17:59.140
‫«حتی وقتی آفتاب هست.»

00:17:59.160 --> 00:18:01.526
‫«خاطراتم از اونجا،»

00:18:01.946 --> 00:18:06.290
‫«باید اعتراف کنم، بعضی وقت‌ها
«یه کم غمگینم می‌کنن

00:18:07.121 --> 00:18:09.431
‫«و با وجود این، دلم برای خونه تنگ شده.»

00:18:09.962 --> 00:18:12.540
‫دوشیزه آلدین!
.ایشون باهاتون کار دارن

00:18:13.760 --> 00:18:16.780
‫«دلم برای انگلیس تنگ شده.
«کمکم می‌کنی، مری؟

00:18:18.181 --> 00:18:20.921
...تعمیرات سقف کلبه‌ها
‫«می‌خوام برگردم خونه،»

00:18:20.946 --> 00:18:23.665
‫«اما بانو تِرِسیلین جواب نامه‌هام رو نمی‌ده.»

00:18:24.387 --> 00:18:26.567
‫«نمی‌شه یه واسطه‌گری‌ای برام بکنی؟»

00:18:26.760 --> 00:18:30.740
‫«فقط بهش بگی چقدر دلم می‌خواد
«کدورت‌ها رو کنار بذاریم

00:18:30.760 --> 00:18:32.501
...کانال آب توی کپتون بروئر
‫بانو تِرِسیلین.

00:18:39.840 --> 00:18:41.386
‫قایقران رفته تو آب.

00:18:42.442 --> 00:18:44.231
‫یه جنازه توی آبه.

00:18:45.292 --> 00:18:46.640
‫یه مرگ دیگه.

00:18:47.120 --> 00:18:48.920
‫اون هتلِ لعنتی!

00:18:53.720 --> 00:18:56.860
‫یه احمقِ شهری سعی کرده
.شنا کنه بره اون طرف آب

00:18:58.009 --> 00:19:00.565
‫گیرِ جریان آب افتاده؟
‫آره.

00:19:11.537 --> 00:19:14.780
‫خانم استرنج، حتما
خیلی ‫منتظرِ ماه عسل هستین.

00:19:14.800 --> 00:19:17.300
‫اِم، نه، اول تنیس. اینطور توافق کردیم.

00:19:17.320 --> 00:19:19.020
‫و بعدش توی سپتامبر،

00:19:19.040 --> 00:19:20.420
‫قایق‌سواری نزدیک دماغه آنتیب.

00:19:20.440 --> 00:19:22.380
‫نه، لاکی، عشقِ عزیزِ من،

00:19:22.400 --> 00:19:25.500
‫توافق کردیم اول تنیس،
.و بعد سپتامبر توی سالت‌کِریک

00:19:27.640 --> 00:19:30.460
سالت‌کریک، همون جایی که تو بچگی
.تابستون‌ها رو اونجا می‌گذروندی

00:19:30.480 --> 00:19:33.397
‫گفتی، خب، اونجا بیشترین جایی بوده
.که حسِ خونه بهت می‌داده

00:19:33.686 --> 00:19:36.660
‫ما ماه عسلمون رو توی اون
.دوون قدیمی و بارونی نمی‌گذرونیم

00:19:36.680 --> 00:19:39.577
‫اونم وقتی هوا کنارِ دماغه آنتیب 27 درجه‌ست!

00:19:42.760 --> 00:19:45.041
‫باشه. مگه یه مرد
چطور می‌تونه مقاومت کنه؟

00:19:45.705 --> 00:19:48.820
‫انگار مجبوریم دو تا ماه عسل بگیریم
.یا سه تا، یا چهار تا

00:19:48.840 --> 00:19:50.780
‫کلِ زندگیِمون قراره یه ماه عسل باشه.

00:19:53.120 --> 00:19:56.260
قطعا از اینکه خانم استرنجِ جدید باشم»
«.خیلی لذت خواهم برد

00:19:56.280 --> 00:19:57.492
‫خواهیم دید.

00:20:04.200 --> 00:20:07.139
‫«کامیلا، باید زودتر از اینا نامه می‌نوشتم،»

00:20:07.611 --> 00:20:09.431
‫«اما مطمئنم که درک می‌کنی...»

00:20:09.456 --> 00:20:12.764
‫«امیدوارم هیچ دلخوری‌ای بین‌مون نباشه.»

00:20:13.630 --> 00:20:15.433
‫فکر می‌کنی می‌خواد بیاد اینجا رو ببینه؟

00:20:15.458 --> 00:20:17.300
‫خونه‌ی دوران بچگیِ اونم بوده.

00:20:17.320 --> 00:20:19.952
‫وقتی ازش طلاق گرفت،
.قید همه‌ی اینا رو زد

00:20:20.314 --> 00:20:22.495
‫نویل ماه آگست
مسابقاتش شروع می‌شه، مگه نه؟

00:20:22.520 --> 00:20:24.340
‫نمی‌تونه همون موقعی بیاد
که نویل اینجا نیست؟

00:20:24.360 --> 00:20:27.827
‫و بعدش نویل می‌تونه
.سپتامبر بیاد، با اون زن جدیده

00:20:28.295 --> 00:20:29.295
،آره

00:20:29.693 --> 00:20:31.702
‫قبل از اینکه اونا برسن
.خیلی وقت پیشش رفته

00:20:33.803 --> 00:20:36.162
‫از دیدن دوباره‌ی آدری خوشحال می‌شم.

00:20:37.323 --> 00:20:39.816
‫یه ذره کسالت و خمودگی تو وجودش نیست.

00:20:41.920 --> 00:20:45.055
‫نِویل استرنج از انگلیس
‫در مراحل پایانیِ این مسابقه،

00:20:45.080 --> 00:20:47.420
.در برابر وان‌ریلِ هلندی قرار می‌گیره

00:20:47.440 --> 00:20:51.148
‫استرنج برای سومین بار در سه سال
.گذشته به این مرحله راه یافته

00:20:51.173 --> 00:20:52.820
،و حالا در شروع یک رالیِ پُرتنش

00:20:52.840 --> 00:20:55.020
‫هر دو بازیکن
.هوش و ذکاوت بالایی نشون می‌دن

00:20:55.040 --> 00:20:56.169
‫پانزده - صفر.

00:21:01.280 --> 00:21:03.220
‫ضربه فورهندِ قدرتمند از استرنج،

00:21:03.240 --> 00:21:05.180
‫که وان‌ریل رو غافلگیر می‌کنه.

00:21:06.070 --> 00:21:07.243
‫سی - صفر.

00:21:17.635 --> 00:21:18.886
‫لطفا سکوت کنین!

00:21:20.098 --> 00:21:21.504
‫لطفا سکوت کنین!

00:21:42.557 --> 00:21:44.653
و این یه ضربه توپ سرعتی از استرنجه

00:21:44.678 --> 00:21:46.536
‫که توپ رو با سرعت به انتهای خط می‌فرسته.

00:21:46.561 --> 00:21:47.625
‫چهل - صفر.

00:21:56.040 --> 00:21:58.249
‫آدری، تو اینجا چی کار می‌کنی؟

00:21:58.680 --> 00:22:01.052
‫اومدم بازی فرد پری رو ببینم.
‫آدری...

00:22:02.320 --> 00:22:03.900
‫اومدم بهت بگم که...

00:22:05.338 --> 00:22:07.692
...کامیلا منو به گالز پوینت دعوت کرده

00:22:10.360 --> 00:22:11.555
.و منم قبول کردم

00:22:14.000 --> 00:22:15.390
‫ ماه آگست می‌رم اونجا.

00:22:15.415 --> 00:22:17.343
‫تو که مشغولِ مسابقاتی.
.اصلا اونجا نیستی

00:22:18.000 --> 00:22:19.037
‫مگه نه؟

00:22:24.926 --> 00:22:27.852
‫نه، آدری، نیستم.

00:22:31.160 --> 00:22:32.330
‫ردیف جلو!

00:22:33.720 --> 00:22:35.532
‫اون ردیف جلو نشسته بود، نِویل!

00:22:36.055 --> 00:22:39.723
‫آره. باید در موردِ همون
.باهات صحبت کنم، در مورد اون

00:22:51.880 --> 00:22:53.180
‫بیا اینجا.

00:22:56.720 --> 00:22:59.180
‫زن عمو کامیلا آدری رو
.به گالز پوینت دعوت کرده

00:22:59.200 --> 00:23:02.880
‫گوش کن، لاکی، گوش کن.
،وقتی امروز باهاش حرف زدم

00:23:02.905 --> 00:23:06.220
‫حس کردم انگار یه بارِ سنگینی از روی
.دوشم برداشته شده و از دستش آزاد شدم

00:23:06.240 --> 00:23:09.060
‫و منو به فکر انداخت
،که آگست می‌ره اونجا

00:23:09.080 --> 00:23:10.885
‫چی می‌شه اگه ما هم همون آگست بریم؟

00:23:10.910 --> 00:23:12.526
‫نه، گوش کن، گوش کن.

00:23:12.892 --> 00:23:15.189
‫روابط دوستانه.

00:23:15.680 --> 00:23:17.500
‫همه چی رو فراموش می‌کنیم.

00:23:17.520 --> 00:23:20.346
‫تو می‌خوای ماه عسلمون رو
...ماه عسلِ منو

00:23:21.884 --> 00:23:23.584
با زنِ سابقِت بگذرونم؟

00:23:27.429 --> 00:23:29.780
‫آره، خب، وقتی اینطوری می‌گی...
‫آره.

00:23:29.800 --> 00:23:31.136
‫اوه، فقط قضیه اینه که...

00:23:33.596 --> 00:23:36.460
سالت‌کِریک
.شادترین جاییه که تو عمرم شناختم

00:23:36.480 --> 00:23:38.740
‫روزهای آبیِ روشن و عصرهای طلایی،

00:23:38.760 --> 00:23:41.140
‫و می‌خوام اونو با تو شریک بشم.

00:23:41.598 --> 00:23:43.160
‫خب یه وقت دیگه می‌ریم.

00:23:45.640 --> 00:23:48.409
‫ببین، راستش رو بخوای
،حسِ بدی دارم

00:23:49.040 --> 00:23:54.700
‫ما با آدری بدرفتاری کردیم...
.من... من با آدری بدرفتاری کردم

00:23:56.640 --> 00:23:58.181
‫اما ما برنده‌ایم، مگه نه؟

00:24:00.440 --> 00:24:02.580
‫تو برنده‌ای.

00:24:03.960 --> 00:24:05.789
‫هوم...
‫هوم؟ اوهوم.

00:24:38.240 --> 00:24:39.476
‫بانو تِرِسیلین؟

00:24:40.753 --> 00:24:42.135
‫توماس برام نامه نوشته،
‫توماس روید.

00:24:44.059 --> 00:24:45.286
‫توماس روید؟

00:24:45.311 --> 00:24:47.565
‫ ازم خواسته که از طرف اون
باهاتون صحبت کنم

00:24:48.495 --> 00:24:50.136
چون جواب ‫نامه‌هاش رو نمی‌دید.

00:24:50.555 --> 00:24:51.864
‫اون مایله به دیدنتون بیاد

00:24:52.800 --> 00:24:54.296
.و حضوری باهاتون صحبت کنه

00:24:54.320 --> 00:24:55.603
‫نه، مِری.

00:24:55.960 --> 00:24:58.287
‫مطلقا، به هیچوجه، نه!

00:24:58.685 --> 00:25:01.487
‫و اینکه داره از تو به عنوان وسیله
.استفاده می‌کنه، نهایت پَست‌فطرتیه

00:25:01.846 --> 00:25:04.731
‫اون... اون از من استفاده نمی‌کنه.

00:25:05.543 --> 00:25:07.288
‫چرا اینقدر باهاش سرِ لج افتادین؟

00:25:07.570 --> 00:25:09.229
‫مسائل خانوادگیه، مری.

00:25:09.760 --> 00:25:11.340
‫به تو هیچ ربطی نداره.

00:25:13.880 --> 00:25:15.460
‫تو رو خدا!

00:25:15.972 --> 00:25:18.199
‫آتیش‌بازی ساعت 10 صبح؟

00:25:19.226 --> 00:25:21.366
‫مری، به بازرس لیچ زنگ بزن.

00:25:23.560 --> 00:25:26.020
‫مری، با بازرس لیچ تماس بگیر!

00:25:26.040 --> 00:25:27.580
‫یالا برو دیگه.

00:25:50.720 --> 00:25:52.220
‫آه، بازرس!

00:25:52.240 --> 00:25:53.843
‫ممنون که تشریف آوردین.

00:25:53.868 --> 00:25:56.843
‫امروز چطور می‌تونم
در خدمتتون باشم، بانو تِرِسیلین؟

00:25:56.868 --> 00:25:58.968
‫می‌خوام با چشم‌های خودتون ببینین.

00:26:01.303 --> 00:26:02.420
‫اونجا رو ببین.
گمورا
‫ (شهرِ گناه).

00:26:09.680 --> 00:26:11.465
‫اینجا، امم،

00:26:13.335 --> 00:26:14.670
یه هتلِ عیش و نوشه

00:26:14.695 --> 00:26:17.568
‫قانونی علیه... عیش و نوش وجود نداره.

00:26:19.354 --> 00:26:21.540
‫همین امسال یه مرگ اتفاق افتاده.

00:26:22.093 --> 00:26:26.237
‫اون هتلِ نفرین‌شده بدترین
.آدم‌ها رو به سالت‌کِریک می‌کشونه

00:26:27.122 --> 00:26:28.856
‫قانونی علیه حماقت وجود نداره.

00:26:29.520 --> 00:26:32.465
‫حماقت، بی‌بندوباری، فساد.

00:26:33.014 --> 00:26:36.006
‫افرادم روزانه گشت می‌زنن،
 ما به همه‌ی شکایت‌ها رسیدگی می‌کنیم

00:26:37.600 --> 00:26:39.686
‫شما خیلی مدرن تشریف دارین، بازرس؟

00:26:39.711 --> 00:26:43.340
‫این بی‌احترامی و عدمِ تمکین
،اصلا برام خوشایند نیست

00:26:43.360 --> 00:26:45.460
‫من نه مدرن هستم نه خوشایند.

00:26:45.480 --> 00:26:47.380
‫سرِ سوزنی برام اهمیت نداره.

00:26:51.800 --> 00:26:54.260
‫یه سایه‌ی شومی دنبالته.

00:26:57.760 --> 00:26:59.980
‫شیطان روحت رو تسخیر کرده.

00:27:03.880 --> 00:27:05.933
‫خودم یه بازرسی انجام می‌دم.

00:27:06.621 --> 00:27:08.046
‫این شما رو راضی می‌کنه؟

00:27:08.546 --> 00:27:12.180
‫درِ اون جهنم‌دره رو تخته کن.
.اون وقت راضی می‌شم

00:27:37.126 --> 00:27:39.116
"هتل ایسترهِد بِی"

00:28:05.880 --> 00:28:06.891
‫ویسکی.

00:28:18.058 --> 00:28:19.316
‫ بطری رو بذار و برو.

00:28:19.960 --> 00:28:21.012
‫ممنون.

00:28:39.000 --> 00:28:40.868
‫چه خدمتی از دستم برمیاد، قربان؟

00:28:41.337 --> 00:28:43.535
‫فکر نکنم قبلا اینجا دیده باشمت.

00:28:43.560 --> 00:28:45.471
‫نه قربان، من تو این هتل تازه‌واردم.

00:28:45.872 --> 00:28:47.152
،ولی مطمئن باشین

00:28:47.762 --> 00:28:50.030
هرچیزی که دل‌تون آرزو کنه رو
.می‌تونم براتون فراهم کنم

00:28:50.880 --> 00:28:52.540
‫دختر، پسر...

00:28:52.560 --> 00:28:56.620
‫اگه خفه شی، مجبور نمی‌شم
.بهت بگم که یه پلیسم

00:29:53.243 --> 00:29:54.243
.هه

00:29:54.555 --> 00:29:57.855
‫نویل.
‫آدری! خدای من.

00:29:59.306 --> 00:30:01.980
‫خب، اِم، خیلی وقته ندیدمت.
.‫خیلی خوشگل شدی

00:30:02.000 --> 00:30:04.100
‫کوهنوردی می‌کردم، تو کوه‌های آلپ.

00:30:04.923 --> 00:30:06.863
‫تنها، اگه این چیزیه که می‌خوای بدونی.

00:30:10.760 --> 00:30:12.948
‫می‌دونی، خب، اِم، خیلی عجیبه.

00:30:14.160 --> 00:30:16.425
‫من... خواستم امروز صبح برات نامه بنویسم.

00:30:16.666 --> 00:30:18.596
‫گالز پوینت، برنامه عوض شده.

00:30:19.113 --> 00:30:21.973
‫ماه آگست میایم اونجا، کِی و من
.اگه مشکلی نداشته باشی

00:30:24.440 --> 00:30:26.331
‫می‌دونی، به نظرم شاید فکر خوبی باشه،

00:30:26.880 --> 00:30:29.060
‫که دوباره با هم دوست باشیم.
‫آره.

00:30:29.925 --> 00:30:32.369
‫آره، یعنی، بعد از همه‌ی چیزایی که داشتیم،

00:30:32.394 --> 00:30:34.075
‫همه‌ی چیزایی که از سر گذروندیم،

00:30:35.164 --> 00:30:36.164
...خب

00:30:36.703 --> 00:30:39.516
دیوونگیه اگه تو زندگیِ همدیگه
.جایی نداشته باشیم

00:30:40.880 --> 00:30:42.102
‫دیوونگی.

00:30:44.378 --> 00:30:45.378
...خب

00:30:46.003 --> 00:30:47.148
‫ تا ماه آگست.

00:30:47.660 --> 00:30:48.754
‫آره.

00:30:59.280 --> 00:31:00.589
‫دوست، مری!

00:31:00.960 --> 00:31:03.463
تصمیم گرفتن
.همه‌شون با هم دوست باشن

00:31:03.906 --> 00:31:06.006
‫غیرقابل‌تحمله، مسخره‌ست.

00:31:06.588 --> 00:31:07.619
‫اجازه هست؟

00:31:15.120 --> 00:31:18.582
‫می‌خواد زن جدیدش رو
.بیاره اینجا بمونه، کنارِ زن سابقش

00:31:18.607 --> 00:31:20.027
‫مگه ماه عسلشون نیست؟

00:31:20.052 --> 00:31:22.672
‫مثل آب و روغن می‌مونن، مِری.

00:31:22.697 --> 00:31:26.401
‫اما شاید اگه بتونن
گذشته رو فراموش کنن

00:31:27.026 --> 00:31:28.820
‫و یه کم با هم کنار بیان،

00:31:28.840 --> 00:31:30.464
‫این به نفعِ همه نیست؟

00:31:30.489 --> 00:31:32.914
‫تو فقط می‌خوای از ردیف جلو
.دعوا رو تماشا کنی، مری

00:31:32.939 --> 00:31:36.212
‫خب، من...
‫متأسفم که زندگیِ اینجا اینقدر برات ملال‌آوره.

00:31:37.920 --> 00:31:40.140
‫متیو هیچوقت
.دست رد به سینه‌شون نمی‌زد

00:31:41.498 --> 00:31:43.667
‫من باید طبقِ خواسته‌ی متیو عمل کنم.

00:31:44.081 --> 00:31:46.275
‫اما آقای ترِیوز باید اینجا باشه.

00:31:46.300 --> 00:31:48.760
‫به یه مرد توی این خونه احتیاج پیدا می‌کنم.

00:31:49.088 --> 00:31:50.728
‫مادرم همیشه می‌گفت:

00:31:51.580 --> 00:31:54.073
آدم وکیل داشته باشه"
"شوهر می‌خواد چی کار؟

00:31:58.880 --> 00:32:00.434
‫«آقای ترِیوزِ عزیز،»

00:32:01.080 --> 00:32:03.620
‫«پیروِ چند فقره دزدی در مدرسه،»

00:32:03.640 --> 00:32:05.206
‫«تمام اشیاءِ مورد بحث»

00:32:05.231 --> 00:32:07.871
‫«نزدِ دختری که تحتِ
«قیمومیت شماست، پیدا شد

00:32:08.400 --> 00:32:11.860
‫«تو مدرسه‌ی من
«جایی برای بزهکاری وجود نداره

00:32:12.978 --> 00:32:15.478
‫«و با نهایت تأسف، باید به اطلاعتون برسونم»

00:32:15.503 --> 00:32:19.511
‫«که سیلویا برای تعطیلاتِ
«طولانیِ تابستون پیشِ ما نمی‌مـونه

00:32:19.960 --> 00:32:23.500
‫«و درضمن ترمِ آینده هم به مدرسه برنمی‌گرده.»

00:32:25.200 --> 00:32:27.284
‫اوه، سیلویا!

00:32:29.720 --> 00:32:32.023
‫ با تو چیکار کنم آخه؟

00:32:34.320 --> 00:32:36.860
‫ دخترِ تحت قیمومیتش رو هم
.با خودش میاره. 14 سالشه

00:32:36.880 --> 00:32:38.580
‫بهم پول نمی‌دن که از بچه‌ها مواظبت کنم!

00:32:38.600 --> 00:32:41.140
‫می‌گه قراره تو هتل بمونن،
.اما برای غذا خوردن میان پیشِ ما

00:32:41.160 --> 00:32:43.060
‫پس باید کمک بیشتری بیاری، برِت.

00:32:43.080 --> 00:32:45.404
‫خب، من که نمی‌گم کمک کنه.
‫تو مدیر داخلیِ خونه‌ای.

00:32:45.429 --> 00:32:48.380
‫خب، تو... تو...
‫من همدم و دوستشم.

00:32:48.400 --> 00:32:50.503
‫تو دوست حقوق‌بگیرِ اونی.

00:32:50.800 --> 00:32:53.491
‫مسئولیت خدمتکارها با شماست، خانم برِت.

00:32:53.866 --> 00:32:56.500
‫من وقتمو الکی تلف نمی‌کنم.
‫هر دومون می‌دونیم چی می‌گه.

00:32:56.520 --> 00:32:58.999
‫نه!
‫کامیلا، من خدمتکار نیستم،

00:32:59.320 --> 00:33:02.100
‫اما خیلی وقت‌ها مجبور می‌شم
.تا آرنج برم تو ظرف‌های کثیف

00:33:02.120 --> 00:33:03.660
‫چون برِت کمک لازم داره.

00:33:03.680 --> 00:33:07.242
‫امروز داری خیلی رک و راست
.حرف می‌زنی، مری

00:33:07.267 --> 00:33:09.255
‫خب، پس، من... حرفمو ادامه می‌دم.

00:33:09.280 --> 00:33:11.381
‫یه نامه‌ی دیگه از توماس دریافت کردم.

00:33:12.360 --> 00:33:15.460
‫دوباره پرسیده که می‌تونه بیاد یا نه.

00:33:16.261 --> 00:33:21.514
‫براش نامه می‌نویسی،
.و برای آخرین بار، بهش می‌گی نه

00:33:22.249 --> 00:33:23.900
‫ نباید پاش رو اینجا بذاره.

00:33:23.920 --> 00:33:25.263
‫من اینو قدغن می‌کنم.

00:33:25.288 --> 00:33:28.548
‫و تو هم دیگه نباید
.حرفی از این موضوع بزنی، مری

00:33:28.573 --> 00:33:29.873
‫جدی می‌گم.

00:33:29.898 --> 00:33:33.620
‫من و تو همیشه
.خیلی خوب با هم کنار اومدیم

00:33:33.640 --> 00:33:36.450
جای تاسفه اگه مجبور بشم
.رابطه‌ام رو باهات قطع کنم و از اینجا بری

00:33:36.475 --> 00:33:37.879
‫همین کافیه، می‌تونی بری.

00:34:19.520 --> 00:34:23.181
‫«توماس، ورود تو
«به گالز پوینت خوشایند نیست

00:34:24.520 --> 00:34:25.725
‫«با این حال بیا.»

00:34:26.320 --> 00:34:27.886
‫«من یه اتاق برات آماده می‌کنم.»

00:34:29.040 --> 00:34:31.620
‫«از دیدارت خیلی خوشحال می‌شم»

00:34:44.720 --> 00:34:47.523
‫«مری، مری عزیزم»

00:34:48.520 --> 00:34:50.260
‫«تا هشت روز دیگه می‌رسم.»

00:34:51.280 --> 00:34:52.685
‫«با هواپیما میام،»

00:34:53.907 --> 00:34:55.727
‫«چون طاقت صبر کردن ندارم.»

00:34:57.680 --> 00:34:59.837
‫یه بز، یه ‌جارو...

00:35:01.080 --> 00:35:02.171
.و سرکه

00:35:03.480 --> 00:35:06.466
‫خانم مدیر رفت بازار و یه بز،

00:35:07.080 --> 00:35:11.180
‫یه ‌جارو، سرکه و...

00:35:12.160 --> 00:35:13.801
.یه شیشه سیانور خرید

00:35:36.000 --> 00:35:39.100
‫باورم نمی‌شه گذاشتم
!راضیم کنی بیایم اینجا، اونم با اون

00:35:39.120 --> 00:35:43.500
‫به‌ندرت می‌بینیمش. تازه می‌تونیم
.بریم شنا و کنار ساحل صخره‌ای بگردیم

00:35:43.520 --> 00:35:45.380
‫و تو هتل ایسترهد برقصیم.

00:35:46.986 --> 00:35:50.326
‫ اگه بخوام، می‌تونم خودمو به زور
.به یه قایق تفریحی برسونم

00:35:50.351 --> 00:35:51.935
‫نه. نه، نه، نه.

00:35:51.960 --> 00:35:53.740
‫قایق نه. قایق‌سواری ممنوعه.

00:35:54.680 --> 00:35:55.882
‫قایق نه؟
‫نه.

00:35:56.760 --> 00:35:58.091
‫منظورت چیه آخه؟

00:35:58.560 --> 00:35:59.929
‫خب، عمو متیو...

00:36:00.790 --> 00:36:03.330
قایقش تو فاصله‌ی کمتر از
.نیم مایلیِ سالت‌کِریک غرق شد

00:36:03.355 --> 00:36:05.418
‫زن عمو کامیلا
.همه‌ی ماجرا رو از پنجره‌ش دید

00:36:05.443 --> 00:36:07.396
‫بعد از اون دیگه از اتاقش بیرون نیومد.

00:36:07.421 --> 00:36:10.532
‫نه، تنها قایقی که اجازه می‌ده
.استفاده بشه، همین قایقِ مسافربریه

00:36:11.040 --> 00:36:12.823
‫اون دماغه خیلی بی‌رحمه.

00:36:13.840 --> 00:36:16.580
‫جریان‌های شدید جزر و مدی،
.جریان‌های شکافنده، چیزای وحشتناکی داره

00:36:39.964 --> 00:36:41.047
‫رسیدن!

00:36:41.953 --> 00:36:43.235
‫خوش اومدین!
‫مِری!

00:36:44.847 --> 00:36:47.086
‫سلام، نویل.
‫حالت خوبه.

00:36:48.369 --> 00:36:49.900
‫نگاش کن!
‫اوه، ول کن!

00:36:49.920 --> 00:36:52.934
‫معرفی می‌کنم... کِی.
.لاکی، ایشون مِری هستن

00:36:52.959 --> 00:36:54.205
‫ رئیسِ اینجاست،

00:36:54.520 --> 00:36:57.042
‫پس باید خیلی خیلی باهاش مهربون باشی!

00:37:02.360 --> 00:37:05.060
‫اوه، من فقط همدمِ بانو تِرِسیلین هستم.

00:37:05.080 --> 00:37:06.166
‫اوه...

00:37:06.880 --> 00:37:10.460
‫خانم بی! اوه، چقدر از دیدنت خوشحالم!

00:37:10.911 --> 00:37:12.773
‫کِی، ایشون خانم برِت هستن.

00:37:13.060 --> 00:37:16.440
‫خانم بیِ عزیزِ، ایشون خانم استرنج هستن!

00:37:18.160 --> 00:37:20.820
‫هِرستال اتاق‌هاتون رو نشونتون می‌ده.
‫متشکرم.

00:37:22.846 --> 00:37:24.471
‫آدری هنوز نرسیده.

00:38:04.148 --> 00:38:05.994
‫این اتاق شماست، آقای...

00:38:06.240 --> 00:38:08.541
‫مک‌دونالد هستم، دوشیزه آلدین.

00:38:11.880 --> 00:38:13.660
‫و قراره سر شام خدمت کنین؟

00:38:13.680 --> 00:38:15.100
‫بله، دوشیزه آلدین.

00:38:23.897 --> 00:38:25.167
‫خیلی‌خب، بله.

00:38:52.160 --> 00:38:54.971
‫خب، اینجا خیلی قشنگ نیست؟

00:38:56.120 --> 00:38:58.663
‫چقدر از دیدنتون خوشبختم، قربان.
‫بله. آها، ممنونم.

00:39:51.980 --> 00:39:52.980
‫اوه!

00:39:53.630 --> 00:39:54.815
‫آدری، اومدی.

00:39:55.257 --> 00:39:56.900
‫ترافیک سالتینگتون سنگین بود؟

00:39:56.920 --> 00:39:58.680
‫خب، روزِ بازاره. معلومه که بوده.

00:40:10.466 --> 00:40:11.595
‫کِی.

00:40:12.200 --> 00:40:13.260
‫آدری.

00:40:22.840 --> 00:40:25.032
‫از برِت می‌خوام یه کم چای بیاره.
.باشه

00:40:32.178 --> 00:40:34.667
‫آه، خب، حتما با من کار دارن.

00:40:35.044 --> 00:40:36.694
‫بهتره برم و خودمو معرفی کنم.

00:40:38.560 --> 00:40:39.701
‫نِویل!

00:41:02.720 --> 00:41:05.075
‫فقط یه نامه، نویل، تو شش ماه گذشته.

00:41:06.200 --> 00:41:10.060
‫مجبور شدم روزنامه‌ها رو بخونم
.تا بفهمم تو زندگیت چه خبره

00:41:10.080 --> 00:41:12.233
‫همه‌چی رو خیلی افتضاح مدیریت کردی.

00:41:12.258 --> 00:41:14.140
‫اگه یه ذره فکرِ مشورت با من به سرت می‌زد...

00:41:14.160 --> 00:41:16.140
‫نخواستم... نخواستم مزاحمت بشم.

00:41:16.160 --> 00:41:21.220
‫این مسخره‌بازی،
زن فعلی‌ت و زن سابقت زیرِ یه سقف

00:41:21.240 --> 00:41:23.220
‫سقف خونه‌ی من، نویل.

00:41:23.240 --> 00:41:24.300
‫آه!

00:41:26.600 --> 00:41:29.715
‫یه کم اسطوخودوس، از پروانس...

00:41:31.440 --> 00:41:34.500
.و اون صابون معرکه‌ای که
.دوست داری از مارسی آوردم

00:41:34.791 --> 00:41:36.180
‫و، اوه، خانم بی؟

00:41:36.495 --> 00:41:39.542
‫بفرما. این همون کرِم دستیه
که دوست داری، از سوئیس

00:41:42.124 --> 00:41:43.267
‫اوه!

00:41:46.011 --> 00:41:47.750
‫دست‌هام خیلی خشک می‌شن.

00:41:49.600 --> 00:41:50.688
‫اوه...

00:41:52.875 --> 00:41:55.373
‫یه وقت فکر نکنی بخشیده شدی، نویل.

00:41:55.855 --> 00:41:56.855
‫نه.

00:41:56.880 --> 00:41:58.660
‫یعنی، عمرا همچین فکری کنم.

00:42:00.200 --> 00:42:01.335
‫هوم.

00:42:08.677 --> 00:42:09.691
‫اِهـم...

00:42:17.040 --> 00:42:18.900
‫من خیلی نمی‌مونم.

00:42:18.920 --> 00:42:21.403
‫مجبور شدم سیلویا رو
.پیشِ یکی از خدمتکارها تنها بذارم

00:42:22.160 --> 00:42:24.540
‫فقط امیدوارم اونو قال نذاره و فرار نکنه.

00:42:26.137 --> 00:42:27.641
‫و والاحضرت چطورن؟

00:42:28.040 --> 00:42:29.940
‫هنوز نفس می‌کشه.
‫هوم.

00:43:56.480 --> 00:43:59.180
‫مطمئن نیستم اصلا بخوام
.باهاتون صحبت کنم، آقای تریِوز

00:43:59.200 --> 00:44:04.128
‫به عنوان وکیلِ خانواده، مجبور بودم
.وکالت آقای استرنج رو به عهده بگیرم

00:44:04.851 --> 00:44:07.312
‫ولی بیاین دیگه کدورتی
.در این مورد نداشته باشیم

00:44:07.337 --> 00:44:09.135
‫من طرف پیروزِ این ماجرا بودم.

00:44:09.160 --> 00:44:11.340
‫بنابراین هیچ‌گونه کدورتی هم ندارم.

00:44:19.685 --> 00:44:20.716
‫ممنون.

00:44:24.720 --> 00:44:29.220
‫خب، زن عمو کامیلا شام‌شون رو
.تو اتاق‌شون میل می‌کنن، توی تخت‌خواب

00:44:29.240 --> 00:44:32.369
‫بنابراین یکی‌یکی
.برای ملاقات احضار می‌شیم

00:44:33.400 --> 00:44:36.380
.اما به جای ایشون آقای ترِیوز اینجا هستن

00:44:36.400 --> 00:44:41.060
‫پس، همه، لطفا رعایت کنین.
‫من به‌عنوان دوست و مهمون اینجام...

00:44:42.200 --> 00:44:46.940
اما واقعا امیدوارم
.مجبور نشم کارم به داوری بکشه

00:44:53.160 --> 00:44:55.060
‫نویل، آدری، اول نوبت شماست.

00:44:56.880 --> 00:44:58.090
‫ببخشید، اِم...

00:44:59.240 --> 00:45:01.180
‫اِم، حتما منظورت کِی بود؟

00:45:01.200 --> 00:45:03.671
‫ایشون باید اول
.به همسرِ جدیدم خوش‌آمد بگن

00:45:04.120 --> 00:45:06.460
‫نمی‌دونم، نویل.
.ایشون شما و آدری رو خواستن

00:45:07.111 --> 00:45:08.306
‫گفتن با همدیگه.

00:45:09.266 --> 00:45:10.561
‫روی این موضوع تأکید کردن.

00:45:15.046 --> 00:45:18.300
‫خب، من که عمرا بتونم
...اینو بخورم، با این همه خامه، پس

00:45:20.760 --> 00:45:23.300
‫یه چیز دیگه برای خانم استرنج بیارین.

00:45:25.480 --> 00:45:27.660
‫و محضِ اطلاع و رفعِ هرگونه ابهام،

00:45:27.680 --> 00:45:29.361
‫من خانم استرنج هستم.

00:45:31.333 --> 00:45:32.431
‫بیا بریم.

00:45:42.280 --> 00:45:44.379
‫نویل، آدری،

00:45:45.080 --> 00:45:46.980
‫شما می‌گین
قصد دارین با هم دوست باشین؟

00:45:47.000 --> 00:45:49.339
‫فکر کردیم این بهترین راهه.
‫آتش‌بس اعلام کردیم.

00:45:49.364 --> 00:45:52.535
،و شما سه‌تایی با هم اومدین اینجا

00:45:52.560 --> 00:45:55.300
‫شوهر، زن، زن سابق؟

00:45:55.320 --> 00:45:58.500
‫امیدوارم این یه جور تسویه‌حساب ناتموم

00:45:58.520 --> 00:45:59.990
‫بینِ شما دو نفر نباشه.

00:46:00.646 --> 00:46:03.694
‫شما زیرِ سقف خونه‌ی من
.نباید ازدواج رو به سُخره بگیرین

00:46:03.719 --> 00:46:05.579
دیگه همه‌ی اون
.ماجراها رو پشت سر گذاشتیم

00:46:05.604 --> 00:46:07.544
‫من که می‌گم گذشته‌ها گذشته.

00:46:08.720 --> 00:46:09.789
‫اوهوم.

00:46:28.803 --> 00:46:30.463
‫خانم کِی استرنج.

00:46:34.200 --> 00:46:35.422
‫تنهایی برم؟

00:46:40.440 --> 00:46:42.260
‫مشکلی پیش نمیاد، قول می‌دم.

00:46:56.897 --> 00:46:58.838
‫خب، پس، خانم استرنج،

00:46:59.210 --> 00:47:00.707
‫بذار یه نگاهی به سرتاپات بندازم.

00:47:03.560 --> 00:47:05.081
‫زیبایی، البته.

00:47:05.851 --> 00:47:06.851
‫ممنونم.

00:47:06.876 --> 00:47:10.580
‫پدرت رو می‌شناسم،
...از روی شهرتش، و مادرت رو

00:47:10.600 --> 00:47:12.542
‫خیلی وقته اونا رو
.جزو خانواده‌م به حساب نمیارم

00:47:13.360 --> 00:47:15.460
‫خودمو یه شخصیت مستقل می‌دونم.

00:47:15.932 --> 00:47:16.932
،عزیزم

00:47:17.822 --> 00:47:20.300
یه زن نمی‌تونه شخصیت
،مستقلِ خودشو داشته باشه

00:47:21.014 --> 00:47:22.775
‫تو زن نویل هستی.

00:47:22.800 --> 00:47:24.487
‫معامله‌ی عادلانه‌ایه.

00:47:24.760 --> 00:47:26.240
‫اون تأمین‌ت می‌کنه،

00:47:27.146 --> 00:47:29.100
‫خیلی هم سخاوتمندانه، تا جایی که می‌بینم.

00:47:29.120 --> 00:47:32.908
‫من از 16 سالگی
.خرجِ خودمو درآوردم، بانو تِرِسیلین

00:47:34.240 --> 00:47:38.596
شاید الان زن شوهردار باشم، انگار خریدنم
،و پولشو دادن، ولی یه چیز رو خوب می‌دونم

00:47:39.000 --> 00:47:40.884
اونم اینه که همیشه
.می‌تونم روی خودم حساب کنم

00:47:41.722 --> 00:47:43.259
‫بهم می‌گن پول‌دوست.

00:47:44.040 --> 00:47:45.159
‫بذار بگن.

00:47:46.160 --> 00:47:48.939
‫من به‌خاطر پول با نویل ازدواج نکردم
.عاشقش بودم که باهاش ازدواج کردم

00:47:50.059 --> 00:47:51.060
‫اوه.

00:47:51.480 --> 00:47:52.969
‫مأیوسم کردی.

00:47:54.265 --> 00:47:56.085
‫خب، پس رازت همینه، عزیزِم.

00:47:57.378 --> 00:47:58.931
.نقطه ضعفت اینه

00:48:17.585 --> 00:48:18.678
‫ممنون.

00:48:29.520 --> 00:48:31.568
‫ دیگه کی باید باشه؟
‫من می‌رم.

00:48:31.593 --> 00:48:33.013
.ببینم کیه

00:48:39.080 --> 00:48:40.199
‫اِهـم.

00:48:46.298 --> 00:48:47.522
‫مـ..مری؟

00:48:49.200 --> 00:48:50.281
‫توماس.

00:48:51.600 --> 00:48:52.661
‫بیا تو.

00:48:54.277 --> 00:48:55.337
‫بیا تو.

00:49:03.120 --> 00:49:04.860
‫تو دقیقا همونی که تصورت می‌کردم.

00:49:06.000 --> 00:49:09.417
‫راستشو بخوای، باید بگم حتی بهتر از تصورم.

00:49:14.906 --> 00:49:17.043
‫اوه، لطفا ظاهرِ نامرتب منو ببخشید...

00:49:18.400 --> 00:49:22.372
‫سفرِ طولانی و طاقت‌فرسایی بود. برای
.سوخت‌گیری تو جایپور به مشکل خوردیم

00:49:22.397 --> 00:49:23.739
‫می‌دونستم که میای.

00:49:28.979 --> 00:49:32.170
‫اِم، می‌گم از هیچی خبر نداشتین.

00:49:32.200 --> 00:49:34.420
‫نمی‌خوام برات دردسر درست کنم.
‫برام مهم نیست.

00:49:38.160 --> 00:49:40.391
‫اِم، اما... اما، مِری،

00:49:40.774 --> 00:49:44.843
...بهتره فعلا حرفی از دوستی‌مون نزنی

00:49:46.158 --> 00:49:47.223
...فعلا

00:50:12.374 --> 00:50:13.737
‫توماس روید.

00:50:14.920 --> 00:50:16.922
‫توماس روید.

00:50:17.560 --> 00:50:20.980
‫چطور جرأت کردی بیای اینجا
وقتی صراحتا تو رو منع کرده بودم؟

00:50:21.000 --> 00:50:22.580
‫من برادرزاده‌ی سِر متیو هستم،

00:50:22.600 --> 00:50:24.983
‫و به اندازه‌ی هر کس دیگه‌ای
.حق دارم اینجا باشم

00:50:25.008 --> 00:50:28.923
‫تو همه‌ی حق و حقوق رو با اون کنایه‌ها
.و تهمت‌هات علیه نویل از دست دادی

00:50:29.329 --> 00:50:30.751
‫با دروغ‌هات، توماس.

00:50:31.400 --> 00:50:35.340
‫و تازه جرأت می‌کنی این‌طور کثیف و نامرتب
مثلِ یه گدای دوره‌گرد بیای جلوی من؟

00:50:35.360 --> 00:50:37.220
‫مـ..من... نیومدم که دردسر درست کنم.

00:50:37.575 --> 00:50:39.963
‫پس برای چی اومدی، توماس؟

00:50:40.600 --> 00:50:42.140
.می‌خوام منصفانه به حرفام گوش بدن

00:50:45.781 --> 00:50:47.661
.می‌خوام منصفانه به حرفام گوش بدن

00:50:48.880 --> 00:50:50.580
‫عمو متیو منو خیلی دوست داشت.

00:50:50.600 --> 00:50:52.740
‫مطمئنم بیشتر از این بهم حق می‌داد.

00:51:22.468 --> 00:51:23.566
‫خدای من!

00:51:25.440 --> 00:51:28.300
‫توماس روید.
‫نویل.

00:51:31.763 --> 00:51:33.826
‫آدری، تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:51:34.643 --> 00:51:36.165
‫باید همین سؤال رو از تو بپرسم.

00:51:36.190 --> 00:51:37.250
‫هوم.

00:51:38.066 --> 00:51:40.100
.خیلی پررویی، روید

00:51:40.120 --> 00:51:41.660
.آروم باش نویل

00:51:43.488 --> 00:51:44.495
‫توماس؟

00:51:45.050 --> 00:51:47.811
‫اِم، من... با زن عمو یه کاری داشتم.

00:51:48.397 --> 00:51:50.538
‫ لزومی به ایجاد دلخوری و ناراحتی نیست،

00:51:51.534 --> 00:51:53.384
‫از طرف منم هیچ مشکلی پیش نمیاد.

00:51:56.178 --> 00:51:57.262
‫خواهش می‌کنم...

00:52:18.360 --> 00:52:20.547
‫می‌شه لطفا
یکی ما رو به هم معرفی کنه؟

00:52:20.572 --> 00:52:21.572
‫نه.

00:52:23.240 --> 00:52:24.580
‫پسرعموی نویل.
‫هوم.

00:52:26.301 --> 00:52:27.547
‫همون دروغگوئه.

00:52:40.920 --> 00:52:42.076
‫خب، پس...

00:52:44.560 --> 00:52:46.106
.همگی اینجا جمعیم

00:53:36.000 --> 00:53:37.740
‫باید تو همون هتل می‌موندم.

00:53:39.330 --> 00:53:40.470
‫فردا می‌رم.

00:53:47.640 --> 00:53:48.661
‫نرو.

00:54:15.597 --> 00:54:18.047
‫ببین، من... خودم... دارم می‌رم!

00:54:19.435 --> 00:54:20.711
‫یالا دیگه قربان.

00:55:31.020 --> 00:55:38.020
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.