﻿WEBVTT

00:00:04.200 --> 00:00:12.200
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:00:12.262 --> 00:00:13.680
.دیوی، مشخصـه که باشگاه میری

00:00:14.515 --> 00:00:17.100
.آه، آره، یکمی-
.آهان -

00:00:18.644 --> 00:00:21.063
نه، نه. تو توی باشگاه
.وزنه‌های سنگین برداشتی

00:00:21.146 --> 00:00:22.564
.خب دارم سعی می‌کنم که روی فُرم بمونم

00:00:22.648 --> 00:00:25.609
.اُه، نه. اُه، نه
.من می‌دونم که ماجرا از چه قراره

00:00:26.360 --> 00:00:27.361
چه ماجرایی؟

00:00:36.119 --> 00:00:39.665
می‌دونی که من مثل یه برادر دوستـت دارم
.اما من خوانندگی دونفره انجام نمیدم

00:00:39.748 --> 00:00:41.667
.درسته. نه، این رو می‌دونستم. ببخشید

00:00:42.209 --> 00:00:45.587
.اما می‌دونم که چه حسی داری. واقعا می‌دونم

00:00:46.129 --> 00:00:50.717
منم همین حسی که تو نسبت به مارسی داری
.رو نسبت به ساندرای خودم داشم

00:00:50.801 --> 00:00:53.387
واقعا؟ -
.آره -

00:00:54.054 --> 00:00:57.182
،وقتی که به خونه می‌اومد
.سه متر به هوا می‌پریدم

00:00:57.266 --> 00:00:58.725
.واقعا هر دفعه این اتفاق می‌افتاد

00:00:59.643 --> 00:01:01.311
.ساندرا نفسـم رو می‌گرفت

00:01:02.437 --> 00:01:06.650
.اُه و همچنین اینکه اون تو رو دوست می‌داشت
.واقعا همین‌طوره. اون از پسرای خوب خوشش می‌اومد

00:01:10.404 --> 00:01:11.697
.من هر روز دلم براش تنگ میشه

00:01:13.198 --> 00:01:14.866
.همین الآن دلم براش تنگ شده

00:01:15.909 --> 00:01:17.035
.آره، می‌دونم که دلت براش تنگ شده

00:01:18.537 --> 00:01:20.497
خب کی قراره که توی عروسیـت
آواز بخونم، هان؟

00:01:21.206 --> 00:01:23.292
... عروسی؟ اُه، خدایا. نه، من -
.آره -

00:01:24.251 --> 00:01:25.961
من حتی نمی‌دونم که مارسی
.چنین چیزی رو می‌خواد یا نه

00:01:26.878 --> 00:01:29.464
خب، تو عاشقـش هستی یا نه؟ -
.آره -

00:01:29.923 --> 00:01:31.550
.آره، می‌دونی که عاشقش هستم
... فقط موضوع

00:01:33.302 --> 00:01:34.303
.خب، موضوع پیچیده‌ست

00:01:34.678 --> 00:01:36.722
پیچیده؟ -
... خب -

00:01:37.097 --> 00:01:41.101
من فقط ... اون اصلا ... به چه معناست؟
... اُه

00:01:41.768 --> 00:01:45.105
.خیلی خب. وقتشه که یکی از اون قرص‌های قلب رو بخوری -
.اُه، اون‌ها رو پَرت دادم -

00:01:45.355 --> 00:01:46.773
چی؟

00:01:47.316 --> 00:01:50.027
من ... من از حسی که بعد از مصرف‌شون
..بهم دست میداد، خوشم نمی‌اومد

00:01:50.110 --> 00:01:52.279
.اُه، یا خدا، جیم. خیلی خب

00:01:53.989 --> 00:01:56.908
.دووم بیار. اُه، من گرفتمـت. من گرفتمـت. خیلی خب

00:01:56.992 --> 00:01:59.119
.سلام، بله
.لطفا همین الآن یه آمبولانس بفرستید

00:02:00.203 --> 00:02:03.248
.خیلی خب. دووم بیار، دووم بیار، دووم بیار. دووم بیار

00:02:03.332 --> 00:02:06.012
می‌تونی علائمت رو توصیف کنی؟

00:02:06.293 --> 00:02:08.879
.قفسه‌ی سینم درد می‌کنه
.نفس کشیدن برام سخته

00:02:08.962 --> 00:02:12.215
قبلا هم چنین حس‌هایی رو تجربه کردی؟ -
اون از مصرفِ قرص‌های مهارکننده آنزیم تبدیل‌کننده -
.آنژیوتانسینِ خودش، دست برداشته

00:02:12.966 --> 00:02:15.320
قربان، اسم شما چیه؟ -
.اسمِ اون جیمز ادوارد بِیلی هست -

00:02:15.344 --> 00:02:17.280
.من مددکار اجتماعیِ اون هستم
.من تمام اطلاعاتـش رو دارم

00:02:17.304 --> 00:02:18.865
میشه زودتر برسونیمش به بیمارستان؟

00:02:18.889 --> 00:02:23.644
دیوی، این مَرد تنها داره تلاش می‌کنه که کارش رو
.انجام بده. فقط آروم باش، باشه؟ آروم باش

00:02:25.520 --> 00:02:29.399
من جیم هستم
.و ... از ملاقات با شما خیلی خوش‌وقتم، قربان

00:02:36.782 --> 00:02:38.784
وای. تو امروز قراره چکار کنی؟

00:02:39.368 --> 00:02:42.871
من دارم پیشنهادی برای انجام
.یه رستوران دیگه رو ثبت می‌کنم

00:02:43.580 --> 00:02:46.333
یعنی دوتا به‌صورت همزمان؟
چنین چیزی مگه باعث نمیشه که به‌شدت سَرِت شلوغ بشه؟

00:02:46.416 --> 00:02:48.794
.چرا -
.اوهوم -

00:02:50.212 --> 00:02:53.298
،گرنت، تو، مخصوصا این روزها
.ساعت‌های زیادی رو کار می‌کنی

00:02:54.091 --> 00:02:56.011
آخرین باری که با همدیگه یه وعده غذا خوردیم
اصلا کِی بود؟

00:02:56.510 --> 00:02:57.510
.آره، چند وقتیـه که با هم غذا نخوردیم

00:02:57.886 --> 00:02:58.886
نظرت چیه که امشب این کار رو بکنیم؟

00:02:58.929 --> 00:03:01.115
بچه‌ها، مشخصاتِ ماموریت رو
.همین الآن گرفتیم

00:03:01.139 --> 00:03:02.539
.فکر کنم که بشه این کار رو بکنیم

00:03:03.016 --> 00:03:03.850
داری میگی که فکر می‌کنی؟

00:03:03.934 --> 00:03:05.870
من فرض می‌کنم که داری
.با یه نفر دیگه حرف می‌زنی

00:03:05.894 --> 00:03:08.897
.قطعا به شام میرسم -
.خوبـه -

00:03:09.147 --> 00:03:13.276
،باشه. اما عزیزم، اگه قراره که دوباره نیای
.لطفا بهم خبر بده

00:03:14.069 --> 00:03:16.238
.من اگه مجبور نباشم، غذای گیاهی نمی‌خورم

00:03:19.241 --> 00:03:21.576
.خداحافظ

00:03:23.245 --> 00:03:24.621
فیلیپ، توی یه چشم به هم زدن
.به خونه میرسم

00:04:23.597 --> 00:04:24.598
زمان؟

00:04:25.724 --> 00:04:27.684
.10:07. سه دقیقه مونده

00:04:27.976 --> 00:04:30.854
.ترور، در موقعیتِ تیراندازی قرار بگیر -
.باشه، دریافت شد -

00:04:33.190 --> 00:04:36.443
چه بلایی سرِ سرت اومده؟ -
.از دوچرخه‌ام افتادم -

00:04:36.860 --> 00:04:37.860
.آخ

00:04:41.656 --> 00:04:44.218
،مگه با موشک ساقط کردنِ این هواپیما
شبیه به یه حمله‌ی تروریستی نخواهد بود؟

00:04:44.242 --> 00:04:47.162
وقتی که این نکته عمومی بشه
،که این هواپیما پر از سیاه‌زخم بوده

00:04:47.537 --> 00:04:50.957
من مطمئنم که اِف بی آی خوش‌حاش میشه که
.بخاطر جلوگیری از این فاجعه، ستایش بشه

00:04:51.541 --> 00:04:53.102
.هواپیما در موقعیتِ ساعتِ 1 توئـه

00:04:53.126 --> 00:04:54.377
.ارتفاعِ کمی نسبت به آب داره

00:04:55.170 --> 00:04:56.546
.فعالـش کن

00:04:56.630 --> 00:04:57.631
.آماده‌ی شلیکـه

00:04:58.173 --> 00:05:00.300
.من هدف رو دارم -
.0 منتظر دستورِ من بمون

00:05:00.383 --> 00:05:03.053
زمان؟

00:05:03.512 --> 00:05:06.056
،این هواپیما 90 ثانیه‌ی دیگه
.سیام‌زخم‌ها رو رها می‌کنه

00:05:06.598 --> 00:05:07.766
.هدف در محدوده‌ست

00:05:08.266 --> 00:05:09.559
.منتظر بمون

00:05:11.353 --> 00:05:13.647
.60 ثانیه مونده -
.من منتظر هستم -

00:05:15.398 --> 00:05:16.398
.شلیک کن

00:05:17.943 --> 00:05:19.444
.ترور، شلیک کن

00:05:20.904 --> 00:05:22.113
!ترور

00:05:23.490 --> 00:05:24.574
.یه مشکلی وجود داره

00:05:38.755 --> 00:05:40.195
چه اتفاقی الان افتاد؟

00:05:41.216 --> 00:05:43.426
فکر کنم که یه تیمِ دیگه همین الآن
.ماموریتِ ما رو تکمیل کرد

00:05:46.096 --> 00:05:48.390
.هی، من ... من معذرت می‌خوام
.(من فِریز شدم ( خشکم زد

00:05:49.140 --> 00:05:50.183
تو چی شدی؟

00:05:51.017 --> 00:05:53.177
.هیچ مشکلی نیست
.مدیر یه تیمِ دیگه رو فرستاد

00:05:53.520 --> 00:05:54.771
چیزی هست که بخوای به من بگی؟

00:05:56.731 --> 00:05:57.774
.آره، هست

00:06:03.196 --> 00:06:04.196
.سلام

00:06:06.700 --> 00:06:07.700
.سلام

00:06:11.913 --> 00:06:12.913
چی شده؟

00:06:19.504 --> 00:06:22.048
من مدتی بود که به گوشیـم خیره شده بودم
... و همه‌اش ترس دشتم

00:06:23.633 --> 00:06:25.873
چون فکر می‌کردم که باید به
... تماس‌های تلفنیِ سختی جواب بدم اما

00:06:27.554 --> 00:06:29.055
.حتی یه تماس هم باهام گرفته نشده

00:06:31.099 --> 00:06:32.517
.این خیلی بدتره

00:06:35.604 --> 00:06:38.315
.یکی از مراجعه‌ کننده‌هام مرد
.اون اولین مراجعه کننده‌ام بود

00:06:40.317 --> 00:06:42.235
جیم رو یادت میاد؟
.یه بار باهاش ملاقات کرده بودی

00:06:42.986 --> 00:06:44.279
... اِ -
.اشکالی نداره -

00:06:45.822 --> 00:06:46.822
.ازش خوشت می‌اومد

00:06:48.617 --> 00:06:49.617
چه اتفاقی افتاد؟

00:06:51.786 --> 00:06:52.871
.بهش حمله‌ی قلبی دست داد

00:06:56.958 --> 00:07:00.211
.باهاش به بیمارستان رفتم
اون ازم خواست که مطمئن بشم

00:07:00.295 --> 00:07:03.465
که اون در اتاقی پر از آدم قرار داشته باشه
.تا بتونه دوست پیدا کنه

00:07:07.844 --> 00:07:10.722
.هیچ کدوم از اعضای خونواده‌اش زنگ نزد
.حتی یکی‌شون هم زنگ نزد

00:07:13.391 --> 00:07:14.768
.انگار اصلابراشون مهم نیست

00:07:17.103 --> 00:07:18.103
.ولی برای تو اهمیت داره

00:07:19.397 --> 00:07:21.399
.بیا اینجا

00:07:26.863 --> 00:07:28.823
.یه اتاق خواب، یه خَلوَتگاه

00:07:30.617 --> 00:07:33.370
.تمام وسایل آشپزخونه جدید هستند

00:07:34.454 --> 00:07:36.539
.کلی فضا برای انباری وجود داره

00:07:37.374 --> 00:07:39.250
... ماشین لباس شویی، ماشین خشک کن. پس

00:07:42.921 --> 00:07:44.047
.من اینجا رو انتخاب می‌کنم

00:07:44.965 --> 00:07:46.299
توی این پاکت، اجاره‌ی ماه‌های اول و آخر

00:07:46.383 --> 00:07:48.468
.و ودیعه‌ی خسارت قرار داره
به چیز دیگه‌ای احتیاج دارید؟

00:07:48.551 --> 00:07:52.472
6 نفرِ دیگه در فهرستِ
.اجاره‌ی این واحد قرار دارند

00:07:52.681 --> 00:07:55.266
،درنهایت، آه، ارجاعات و شرایط
.تعیین کننده خواهند بود

00:07:55.892 --> 00:07:59.604
یه تماس تلفنی از طرفِ یه مامور ویژه‌ی اِف بی آی
من رو به اولِ فهرست میرسونه؟

00:08:00.355 --> 00:08:02.065
اون دوستِ شماست؟ -
.رئیسِ منـه -

00:08:02.148 --> 00:08:06.027
ببینید خانمِ شَنون. من قصد جسارت ندارم
.اما به مدرک نیاز دارم

00:08:06.611 --> 00:08:07.891
کِی دوست دارید که باهاش ملاقات کنید؟

00:08:08.363 --> 00:08:11.825
دکترها این بیماری رو
.زبان‌پریشیِ جابه‌جاییِ زمانی، اسم‌گذاری کردند

00:08:12.742 --> 00:08:16.663
این بیماری باعثِ از بین رفتنِ تدریجیِ
.قابلیتِ درکِ گذرِ زمان میشه

00:08:17.080 --> 00:08:20.417
،یعنی من شاید فکر کنم که یه ثانیه گذشته باشه
.درحالیکه در واقعیت، چندین دقیقه سِپَری شده باشه

00:08:20.792 --> 00:08:24.587
درنهایت، اونقدری قفل میشم
.که انگار دارم از روان‌گسیختگیِ کاتاتونی رنج می‌برم

00:08:24.963 --> 00:08:26.214
من هیچ‌وقت درباره‌ی این بیماری
.چیزی نشنیده بودم

00:08:26.297 --> 00:08:28.275
بخاطرِ این چیزی نشنیده بودی
.چون فقط یه موردِ این چنینیِ دیگه وجود داشته

00:08:28.299 --> 00:08:30.699
اون مَرد رکورد دارِ قبلیِ
.بیشترین میزانِ زندگیِ انسانی بود

00:08:32.137 --> 00:08:35.598
منظورت اینه که این اتفاق فقط برای
کسایی میافته که چندین میزبان داشته‌اند؟

00:08:35.682 --> 00:08:37.434
.آره. آره، این نظریه‌ی منـه

00:08:38.351 --> 00:08:40.478
زمانِ زیادی طول کشید تا اولین نفرِ مبتلا
.به این بیماری، علائمش آشکار بشه

00:08:41.354 --> 00:08:42.772
.برای من این اتفاق داره خیلی سریع‌تر میافته

00:08:44.315 --> 00:08:46.317
رئیس، من هیچ‌وقت قصدِ این رو نداشتم که
.بخوام ماموریت رو به‌خطر بندازم

00:08:47.402 --> 00:08:48.486
.من فکر کردم که هنوز زمان دارم

00:08:49.237 --> 00:08:50.717
،یه راهی باید باشه که با استفاده از اون
.بهت کمک کنیم

00:08:56.536 --> 00:08:58.621
الو؟ -
مامور مک‌میلان؟ -

00:08:59.247 --> 00:09:00.290
.مک‌لارن هستم

00:09:00.415 --> 00:09:06.296
آهان. مدیر دوباره خودش رو نشون داد
.و درخواست صبحت با یک «0115» رو کرد

00:09:07.714 --> 00:09:08.965
.منم فورا به تو زنگ زدم

00:09:09.841 --> 00:09:10.884
.ما به‌زودی به اونجا میرسیم

00:09:17.932 --> 00:09:19.392
.ترور خیلی وقتـه که اونجا بوده

00:09:22.645 --> 00:09:23.980
به‌نظرتون در موردِ چه چیزی
دارند حرف می‌زنند؟

00:09:26.066 --> 00:09:29.486
،همین که اصلا داره با مدیر حرف می‌زنه
.خودش فوق‌العاده‌ست

00:09:33.865 --> 00:09:34.866
.حرف زدن‌شون تموم شد

00:09:41.081 --> 00:09:42.081
چی شد؟

00:09:45.752 --> 00:09:49.255
آه، در مورد اتفاقاتی که داره برام میافته
.حرف زدیم. نظرم درست بود

00:09:50.715 --> 00:09:52.634
.من بیماریِ «هجومِ اولیه‌ی زبان‌پریشیِ زمانیِ» رو دارم

00:09:53.176 --> 00:09:56.221
احتمالا اون فرایندِ استخراجِ هوشِ مصنوعی که
.من تجربه کردم، فعالش کرده باشه

00:09:57.097 --> 00:09:58.807
خیلی خب. من چطوری باید درمانش کنم؟

00:09:59.015 --> 00:10:00.683
.خب، تو این کار رو نخواهی کرد
.یعنی نمی‌تونی این کار رو بکنی

00:10:01.559 --> 00:10:03.436
.مدیر حتما یه نقشه‌ای داره

00:10:03.520 --> 00:10:06.356
.آره. آره، اون یه نقشه‌ای داره
.همه چیز درست میشه

00:10:06.815 --> 00:10:08.501
پس تو همچنان خواهی تونست که
ماموریت‌ها رو انجام بدی؟

00:10:08.525 --> 00:10:10.401
.نه. من دیگه ماموریتی انجام نمیدم

00:10:10.693 --> 00:10:13.613
چون علائمِ بیماریِ من در نرخی
.تسریع شده دارند پیشرفت می‌کنند

00:10:14.447 --> 00:10:17.325
شکستگی‌های زمانی که این چند وقت
.تجربه کردم، بدتر خواهند شد

00:10:17.408 --> 00:10:21.955
به زودی، هر دفعه برای ساعت‌ها
.و سپس روزها، قفل خواهم شد

00:10:22.330 --> 00:10:24.130
من فایده‌ای برای برنامه‌ی مسافران
.نخواهم داشت

00:10:24.207 --> 00:10:26.376
،پس چرا اون همه مدت
داشتید با همدیگه حرف می‌زدید؟

00:10:26.668 --> 00:10:29.796
نصفِ اون زمان، من فقط داشتم سعی می‌کردم که
.بهش بگم که این ماجرا، تقصیرِ اون نیست

00:10:30.755 --> 00:10:31.755
.اون احساسِ می‌کنه که مسئولِ این جریانـه

00:10:31.840 --> 00:10:34.384
.مسئول هم هست -
.اون رو مقصر دونستن، فایده‌ای نداره -

00:10:35.218 --> 00:10:37.137
من همیشه می‌دونستم
.که به این شکل خواهم مرد

00:10:39.514 --> 00:10:41.554
.من و مدیر با هم به یه توافق رسیدیم

00:10:42.725 --> 00:10:44.269
من به اندازه‌ی کافی دوره‌هایی
.از زندگی رو تجربه کردم

00:10:44.435 --> 00:10:46.563
.این میزبان هنوز جوون و سالمـه

00:10:47.147 --> 00:10:49.482
.مدیر یه مسافر جدید رو به این بدن خواهد فرستاد

00:10:49.566 --> 00:10:52.735
.اُه. یا خدا، تِرِو -
... اشکالی نداره بچه‌ها. اشکالی -

00:10:52.819 --> 00:10:55.297
.نه، اشکال داره. من می‌خوام باهاش حرف بزنم -
.هی، بس کن -

00:10:55.321 --> 00:10:57.241
اون تواناییِ‌ گرفتنِ یه زندگی رو
.نباید داشته باشه

00:10:57.323 --> 00:10:59.200
.فیلیپ، من با این موضوع موافقت کردم
.کار دیگه تموم شده

00:11:01.202 --> 00:11:02.202
کِی؟

00:11:04.247 --> 00:11:06.207
36 ساعت وقت دارم که
.کار و بارم رو رو‌‌به‌راه کنم

00:11:10.962 --> 00:11:11.962
... بچه‌ها، این

00:11:14.132 --> 00:11:15.341
.اُه، یا خدا، ترور

00:11:20.179 --> 00:11:21.306
.خبرِ خوبیـه ...

00:11:25.435 --> 00:11:28.855
.شما یه مهندس دیگه گیرتون میاد
.از این تیم مواظبت خواهد شد

00:11:40.241 --> 00:11:42.161
سلام، میشه من لطفا با
ساندرا بِیلی صحبت کنم؟

00:11:43.453 --> 00:11:46.497
.ببخشید، ساندرا ویلسون
.بله، اسمِ من دیوید مِیلِر هست

00:11:46.581 --> 00:11:50.501
من یه مددکار اجتماعی هستم
.و از طرفِ ... جیم زنگ می‌زنم

00:11:50.585 --> 00:11:52.629
آه، تا الآن باید بیمارستان
.بهتون خبر داده باشه

00:11:55.048 --> 00:11:56.966
نه، نه، من بخاطر هزینه‌های
.مراسمِ خاکسپاری زنگ نزدم

00:11:57.050 --> 00:11:58.635
.همه‌ی اون هزینه‌ها پرداخت شده

00:11:58.718 --> 00:12:00.637
اسم شما بعنوان نزدیک ترین خویشاوند
.در فهرست قرار داره

00:12:00.720 --> 00:12:03.440
بخاطر همین من می‌خواستم بهتون خبر بدم که
مراسمِ خاکسپاری پس فردا در پارکِ

00:12:03.514 --> 00:12:07.518
رو‌به‌روی کلیسای سینت لوسی
... برگزار میشه و ما امیدوار بو

00:12:15.610 --> 00:12:17.236
... آره. آه

00:12:18.112 --> 00:12:20.323
«خب، من از کلمه‌ی «بازنده
.اصلا خوشم نمیاد

00:12:20.573 --> 00:12:23.053
و صادقانه بگم، من فکر می‌کنم که جیم
.حتی ذره‌ای هم به اون کلمه شبیه نبود

00:12:23.242 --> 00:12:25.244
پس ... نه ... من متوجه هستم

00:12:25.328 --> 00:12:27.789
که اواخر دورانِ ازدواج‌تون مشکل بود

00:12:27.872 --> 00:12:31.876
،اما جیم تا آخرین نفسی که قبل از مرگ کشید
.جز خوبی چیزی از شما نداشت که بگه

00:12:31.960 --> 00:12:34.420
و من ... من فکر می‌کنم که شما فرصت‌تون رو
برای آشنایی با اون مَردِ فوق‌العاده

00:12:34.504 --> 00:12:35.964
.از دست دادید

00:12:36.047 --> 00:12:37.799
... و ببینید، اگه شما نمی‌تونید که

00:12:38.216 --> 00:12:41.010
،برای ادای احترام هم که شده
،بیخیالِ مشکلاتِ چندین دهه‌ی پیش بشید

00:12:41.094 --> 00:12:43.471
من فکر می‌کنم که
.این موضوع ... ناراحت‌کننده است

00:12:43.554 --> 00:12:45.223
.پس هی، روزِ خوبی داشته باشید

00:12:50.478 --> 00:12:51.604
.اُه، لعنتی

00:13:19.424 --> 00:13:20.424
.بفرمایید

00:13:20.758 --> 00:13:23.636
.من اسناد رو برات ایمیل می‌کنم -
.ممنونم -

00:13:28.141 --> 00:13:29.141
... تو

00:13:30.768 --> 00:13:32.687
تو می‌خوای که واحد رو ببینی؟ -
.البته -

00:13:41.946 --> 00:13:45.199
.جای خوبیـه -
.آره، این ... این از جای قبلی بهتره -

00:13:46.534 --> 00:13:48.661
برای جابه‌جاییِ وسایلت کمک می‌خوای؟

00:13:48.953 --> 00:13:51.789
این یه پیشنهاد کمکِ واقعیـه؟ -
چرا که نه؟ -

00:13:54.083 --> 00:13:55.083
... من

00:13:55.960 --> 00:13:59.422
وسایلم چند جعبه بیشتر نیستند. من حقیقتا نمی‌خوام
.که چیزهایی زیادی رو با خودم بیارم

00:14:03.801 --> 00:14:04.844
.من می‌دونم که دلت برای پسرت تنگه

00:14:04.927 --> 00:14:06.864
.این کار رو نکن -
.من رهبرِ تیمـت هستم. تو می‌تونی با من حرف بزنی -

00:14:06.888 --> 00:14:09.599
به هیج وجه درباره‌ی رهبرِ تیم بودن
.دوباره با من حرف نزن

00:14:10.516 --> 00:14:11.726
.این حرف‌ها دیگه از ما گذشته

00:14:13.936 --> 00:14:14.936
.باشه

00:14:17.940 --> 00:14:21.361
... خب، اگه این تنها چیزیـه که از من می‌خوای -
چی گفتی؟ -

00:14:24.364 --> 00:14:26.282
... همین. داشتم اشاره می‌کردم به

00:14:29.202 --> 00:14:30.202
... آه

00:14:31.037 --> 00:14:32.330
... معذرت می‌خوام. مشکل

00:14:33.206 --> 00:14:34.832
... این جریانِ تِرِوِره که

00:14:37.960 --> 00:14:38.961
.می‌فهمم

00:14:41.964 --> 00:14:42.964
.من میرم

00:14:45.927 --> 00:14:50.515
.ممنونم ... بابتِ ارجاعـت -
.رهبرِ تیم به دردِ همین چیزها می‌خوره -

00:14:55.853 --> 00:14:57.063
.این سروصداها خوب به‌نظر نمیرسه

00:14:59.315 --> 00:15:00.316
.مشکلِ من نیست

00:15:11.619 --> 00:15:14.038
این چیه؟ -
.شامـه -

00:15:20.420 --> 00:15:21.420
برای کی؟

00:15:22.755 --> 00:15:23.755
.برای من و تو

00:15:26.134 --> 00:15:27.260
فیلیپ کجاست؟

00:15:27.802 --> 00:15:29.137
.من درخواستِ کمی حریمِ خصوصی کردم

00:15:31.139 --> 00:15:34.559
خیلی خب. نبضـم همین الآن دوبرابر شد
.و صورتم سُرخ شده

00:15:34.642 --> 00:15:36.853
به بقیه‌ی پاسخ‌های فیزیولوژیکی
.اشاره‌ای نخواهم کرد

00:15:37.645 --> 00:15:39.230
من فقط از تو می‌خوام
.که با من شام بخوری

00:15:41.023 --> 00:15:42.859
این مقدمه‌ای برای چیزِ دیگه‌ای نیست؟

00:15:43.359 --> 00:15:45.903
.نه. این فقط شامـه گریس
.من سیب‌زمینی سرخ‌کرده درست کردم

00:15:46.279 --> 00:15:49.365
چون ما همیشه می‌تونیم که ... بعد از اون
.شام بخوریم

00:15:49.449 --> 00:15:51.868
.اُه، من قصد اِغوا کردنت رو ندارم

00:15:53.828 --> 00:15:55.329
من فق می‌خوام که
.باهات وقت بگذرونم

00:15:57.874 --> 00:15:58.874
.تا باهات خداحافظی کنم

00:16:01.377 --> 00:16:02.377
چی؟

00:16:04.630 --> 00:16:06.549
از چهره‌ات به‌نظر میاد که
.روزِ سختی رو داشتی

00:16:08.843 --> 00:16:09.843
.آره، واقعا همین‌طوره

00:16:11.762 --> 00:16:15.558
برای یکی از همکارهام
.تشخیص بیماری لاعلاج اومده

00:16:16.601 --> 00:16:19.312
اُه، نه. این خیلی بده. سرطان داره؟

00:16:19.896 --> 00:16:23.316
.یه اختلال مغزی داره
.من همه‌ی جزییاتش رو نمی‌دونم

00:16:23.399 --> 00:16:26.611
.اتفاقِ غم انگیزیـه

00:16:27.069 --> 00:16:28.279
چند سالشـه؟

00:16:29.780 --> 00:16:31.115
.مطمئن نیستم که بدونم

00:16:32.450 --> 00:16:36.579
.بعضی وقت‌ها اون مثلِ یه بچه‌ست
... خیلی از وقت‌ها، اون

00:16:38.164 --> 00:16:39.624
می‌دونی چیه؟

00:16:41.626 --> 00:16:43.211
.بیا درباره‌ی روزِ تو حرف بزنیم

00:16:44.462 --> 00:16:49.634
خب امروز صبح، من رفتم
.برای این شاهام خرید کردم. هورا

00:16:49.717 --> 00:16:52.053
.که خیلی هم خوشمزه بود -
.ممنونم -

00:16:52.762 --> 00:16:54.639
و من به تو گفتم که پیشنهادی رو

00:16:54.722 --> 00:16:58.184
.برای رستوران «پَترسون» ثبت کردم -
.درسته، درسته. امیدوارم موفق باشه -

00:16:58.935 --> 00:17:02.313
اوهوم. اما الآن من فکر می‌کنم که
این کار شاید خیلی هم پُرفشار نباشه

00:17:02.396 --> 00:17:04.982
چون من می‌تونم از بعضی از
عناصرِ طراحیِ مشابه‌ای که اون‌ها خوش‌شون میاد

00:17:05.066 --> 00:17:06.786
روی رستورانی که الآن دارم
.روش کار می‌کنم، هم استفاده کنم

00:17:07.360 --> 00:17:09.588
تنها چیزی که در فضای جدید
.جواب نمیده، نورپردازیه

00:17:09.612 --> 00:17:10.988
... اما من فکر می‌کنم که بتونم

00:17:12.532 --> 00:17:15.535
ببخشید، محالـه که تو
.به این چیزها اهمیت بدی

00:17:16.118 --> 00:17:17.411
چرا چنین چیزی رو میگی؟

00:17:17.954 --> 00:17:21.958
.گرنت، تو یک مامور اِف بی آی هستی
.زندگی من در مقایسه با زندگی تو، خیلی خسته کننده‌ست

00:17:23.251 --> 00:17:25.795
.کَت، این زندگیـه

00:17:28.130 --> 00:17:33.052
تمام کارهایی که من وقتی با تو نیستم
.انجام میدم، برای حفظِ همون چیزهاست

00:17:33.678 --> 00:17:36.931
،بدونِ اون چیزها
.کاری که من می‌کنم کاملا بی‌معنیـه

00:17:38.099 --> 00:17:41.185
،اُه، خب با این توضیحاتِ تو
.روز من خیلی هم تحسین برانگیز بود

00:18:11.632 --> 00:18:12.632
.اوهوم

00:18:22.184 --> 00:18:26.022
.ببین، فقط یه ثانیه صبر کن

00:18:26.814 --> 00:18:28.399
.این کارها دیگه چیه

00:18:29.317 --> 00:18:31.027
.من کلی شراب خوردم

00:18:35.531 --> 00:18:37.366
،می‌دونی، حالا که حرف از خانواده‌ی «پَتِرسون» شد

00:18:38.284 --> 00:18:41.037
،باید بگم که اون‌ها ما رو به کشتیِ جدیدشون
.برای آخرِ هفته‌ی آینده، دعوت کردند

00:18:42.163 --> 00:18:44.498
کشتی، مثل اونی که روی اقیانوسـه؟

00:18:44.582 --> 00:18:46.709
.گرنت، جای کشتی‌ها همون جاست

00:18:46.792 --> 00:18:49.086
... باشه. اُه، خب من
.دوست دارم که باهاشون آشنا بشم

00:18:52.715 --> 00:18:57.011
... تو خانواده‌ی «پترسون» رو به من معرفی کردی
.سال‌های پیش

00:18:58.596 --> 00:19:02.266
... اُه، خانواده‌ی «پترسون». من فکر کردم
.من صدات ... من صدات رو درست نشنیدم

00:19:10.024 --> 00:19:12.735
من باورم نمیشه که تو حاضر شدی
.اون قرارداد رو با مدیر ببندی

00:19:12.818 --> 00:19:16.739
من باورم نمیشه که مدیر اصلا
.چنین قراردادی رو به تو پیشنهاد داده

00:19:17.490 --> 00:19:19.890
من الآن اصلا نمی‌دونم که از دست کدومتون
.باید بیشتر عصبانی باشم

00:19:19.950 --> 00:19:20.993
تو چطور اینقدر آرومی؟

00:19:21.535 --> 00:19:23.579
.این اولین باری نیست که من این رو تجربه کردم

00:19:25.081 --> 00:19:28.584
من و زنـم دو نفر اولی بودیم که با موفقیت
.تونستیم انتقال هوشیاری رو انجام بدیم

00:19:31.087 --> 00:19:36.342
چون در اولین تلاش‌های برنامه
.هوشیاریِ یه مرد و یه زن منتقل میشد

00:19:37.426 --> 00:19:40.680
،وقتی که به اولین بدن‌های میزبان‌مون وارد شدیم
.اون چندین سال بزرگ‌تر از من بود

00:19:41.555 --> 00:19:43.516
.بارِ دوم، من چندین سال از اون کوچک‌تر بودم

00:19:45.434 --> 00:19:48.354
و در بار سوم، بدن‌های ما
.بیشتر از یک دهه با هم فاصله داشتند

00:19:49.855 --> 00:19:51.215
.اما این موضوع اهمیتی نداشت

00:19:52.108 --> 00:19:53.609
.ما نیمه‌های گم‌شده‌ی همدیگه بودیم

00:19:55.319 --> 00:19:58.406
.در سه دوره‌ی زندگیِ مختلف، بچه بزرگ کردیم

00:20:01.283 --> 00:20:02.368
.اون همه‌ی زندگیِ من بود

00:20:04.370 --> 00:20:05.830
،و تا قبل از این

00:20:06.122 --> 00:20:11.168
اون اولین و تنها کسی بود که
.به «زبان‌پریشی زمانی» مبتلا شده بود

00:20:12.336 --> 00:20:14.797
من یادم میاد که مدیر در حال تلاش بود
.تا مشکل رو حل کنه

00:20:15.214 --> 00:20:17.717
آره. پس تو یادت میاد که
.این بیماری درمان ناپذیره

00:20:21.846 --> 00:20:23.347
.من خیلی متاسفم، ترور

00:20:24.890 --> 00:20:27.560
بخاطر همین هم هست که منطقیـه که به مدیر
.اجازه بدیم تا از این میزبان استفاده کنه

00:20:30.646 --> 00:20:35.109
من کسی که عاشقـش هستم رو دیدم
،که ناپدید بشه؛ اول برای لحظاتی

00:20:35.401 --> 00:20:37.236
.بعد برای ساعت‌هایی و بعد برای روزهایی

00:20:39.238 --> 00:20:40.948
،یکی از آخرین بارهایی که با هم بودیم

00:20:42.158 --> 00:20:44.618
اون می‌خواست بدونه که آیا می‌تونه
.یه بار دیگه نور خورشید رو ببینه

00:20:46.620 --> 00:20:47.681
نمی‌دونم که یادت میاد یا نه

00:20:47.705 --> 00:20:50.916
،اما قبل از اینکه یخ تمامِ گنبدِ ما رو فرا بگیره

00:20:51.667 --> 00:20:54.378
یه قطعه زمینی بود که از یخ پوشیده نشده بود

00:20:54.462 --> 00:20:57.715
و در اونجا نور خورشید همچنان
.می‌تونست که جریان داشته باشه

00:20:58.466 --> 00:20:59.633
.اُه، اون زیبا بود

00:21:03.012 --> 00:21:04.847
.زنـم بعد از اون مکالمه دیگه برنگشت

00:21:08.601 --> 00:21:09.643
.تو عاشقـش بودی

00:21:11.187 --> 00:21:13.272
وقتی تمامِ عُمرهایی رو
،با یه نفر می‌گذرونی

00:21:13.939 --> 00:21:16.066
.اون وضعیت تبدیل به چیزی خیلی بیشتر از عشق میشه

00:21:17.610 --> 00:21:18.930
.واقعا کلمه‌ای برای توصیفـش وجود نداره

00:21:21.614 --> 00:21:22.740
.اما آره، عاشقـش بودم

00:21:24.867 --> 00:21:27.995
اون لحظه‌های آخری که با هم گذروندید
.حتما ارشمند بودند

00:21:28.704 --> 00:21:29.830
.آره، همین‌طوره

00:21:30.831 --> 00:21:31.831
.همین‌طوره

00:21:32.541 --> 00:21:35.127
خب اگه من اون لحظه‌ها رو بخوام چی؟

00:21:36.337 --> 00:21:40.633
تو با این کارِت داری هر کسی که
.دوستـت داره رو از اون لحظات محروم می‌کنی

00:21:41.425 --> 00:21:43.511
من ترجیه میدم که تو چیزی که
.من گذروندم رو تجربه نکنی

00:21:46.430 --> 00:21:47.430
... من از تصمیمـم

00:21:56.941 --> 00:21:58.067
.راضی هستم

00:22:04.240 --> 00:22:05.449
.اُه، دوباره اون اتفاق افتاد

00:22:07.701 --> 00:22:08.701
.آره، رخ داد

00:22:09.161 --> 00:22:11.163
.گریس، این قفل شدن‌ها ادامه پیدا خواهند کرد

00:22:14.792 --> 00:22:16.377
.من امیدوارم که تو به تصمیمـم احترام بذاری

00:22:21.423 --> 00:22:24.301
.من نمی‌تونم با سه دوره زندگی رقابت کنم

00:22:30.975 --> 00:22:32.309
نظرت درباره این سیب‌زمینی‌های سرخ‌کرده چیه؟

00:22:44.405 --> 00:22:45.948
.فوق‌العاده هستند

00:23:04.300 --> 00:23:07.303
.سلام -
اُه، سلام. تو مستاجر جدید هستی؟ -

00:23:07.761 --> 00:23:09.471
.من کارلی هستم -
.من هم جسیکا هستم -

00:23:10.598 --> 00:23:11.598
داری چکار می‌کنی؟

00:23:14.810 --> 00:23:15.853
.از ملاقاتـت خوشحال شدم

00:23:17.521 --> 00:23:19.356
اون کیـه؟ -
.همسایه‌ی جدیدمونـه -

00:23:20.357 --> 00:23:21.357
.سلام

00:23:30.492 --> 00:23:31.702
.باشه، بیا یه بار دیگه انجامش بدیم

00:23:32.786 --> 00:23:36.707
.دیوید، تو آماده‌ای -
.نه، من هیچ‌وقت واقعا آماده نخواهم شد -

00:23:36.915 --> 00:23:41.253
.به جز اون، من تو سخنرانیِ عمومی افتضاح هستم
عرق می‌کنم و دستپاچه میشم

00:23:41.337 --> 00:23:45.382
و بعدش توی گفتن کلماتی که می‌خوام بگم
... به مشکل می‌خورم، مثل یه

00:23:45.507 --> 00:23:48.187
تو همین الآن جلوی من بدون دستپاچه شدن حرف‌هایی که
.آماده کرده بودی رو گفتی و این کار رو عالی انجام دادی

00:23:48.344 --> 00:23:50.184
.آره، خب من هر چیزی رو می‌تونم جلوی تو بگم

00:23:50.679 --> 00:23:52.073
،باشه، خب وقتی که داری سخنرانیـت رو انجام میدی

00:23:52.097 --> 00:23:54.308
یکی رو از توی جمعیت پیدا کن
.و وانمود کن که اون، من هستم

00:23:54.767 --> 00:23:57.728
وانمود کنم؟ مگه تو به اونجا نمیای؟

00:23:59.688 --> 00:24:02.524
.خب من جیم رو حتی نمی‌شناختم

00:24:03.108 --> 00:24:04.777
.آره. اُه، درسته

00:24:07.029 --> 00:24:09.323
خیلی خب. می‌دونی چیه؟

00:24:09.406 --> 00:24:11.367
،اگه تو اونجا نباشی
.من نمی‌تونم این کار رو انجام بدم

00:24:12.242 --> 00:24:14.387
اشکالی نداره. منظورم اینه که مردم اصلا برای چی
سخنرانی عمومی انجام میدن؟

00:24:14.411 --> 00:24:15.245
چنین کاری مگه اصلا لازمه؟

00:24:15.329 --> 00:24:17.766
... راه‌های دیگه‌ای هست که مردم -
.باشه، باشه. من به مراسم خاکسپاری میام -

00:24:17.790 --> 00:24:20.876
پس من رو از توی جمعیت پیدا کن
.و سخنرانیـت رو برای من انجام بده

00:24:21.835 --> 00:24:22.835
باشه؟

00:24:24.838 --> 00:24:25.881
.ممنونم

00:24:44.692 --> 00:24:45.776
تِرِو؟

00:24:46.985 --> 00:24:49.655
چند وقتـه که اونجا نشستی؟ -
.انگار خودت نمی‌دونی -

00:24:50.823 --> 00:24:53.575
.ما می‌تونیم کارِت رو تموم کنیم
.تو به یه درمان نزدیک بودی

00:24:53.784 --> 00:24:54.868
.به‌ اندازه‌ی کافی نزدیک نبودم

00:24:55.786 --> 00:24:57.496
ما به فناوری‌ دسترسی داشتیم

00:24:57.579 --> 00:25:00.058
که چندین قرن از الآن پیشرفته‌تر بود
.و با این وجود، من همچنان به بن‌بست خوردم

00:25:00.082 --> 00:25:01.333
.چون که تو من رو نداشتی

00:25:02.084 --> 00:25:04.795
من نقشه‌هات برای کاشتِ زیرِ عصبی

00:25:04.878 --> 00:25:06.880
که قرار بود علائم‌ها رو خنثی کنه
.رو یادمه که می‌خوندم

00:25:06.964 --> 00:25:09.684
نمیشه اون رو اینجا ساخت؟ -
.اون فقط سخت‌افزاره -

00:25:10.217 --> 00:25:13.137
کاشت هیج فایده‌ای نداره اگه نتونه زمانِ وقوعِ
حمله‌ها رو پیش‌بینی کنه

00:25:13.220 --> 00:25:16.181
... و چنین کاری -
.به نرم‌افزار نیار داره، که من درستش می‌کنم -

00:25:17.224 --> 00:25:19.893
مدیر به این نتیجه رسید که
.هیچ راه‌حلِ عملیِ بلند مدتی وجود نداره

00:25:19.977 --> 00:25:22.479
من دقیقا می‌دونم که توانایی‌ها
.و محدودیت‌های مدیر، چی هستند

00:25:22.563 --> 00:25:23.605
.بخاطر همینـه که ما اینجا هستیم

00:25:23.689 --> 00:25:26.191
مدیر به برنامه‌نویس‌ها و افرادی نیاز داره
.که باهاشون همکاری کنه

00:25:26.650 --> 00:25:28.890
چند بار شده که در یه ماموریت در قرنِ بیست و یکم
شانسِ موفقیتِ خیلی کمی داشتی

00:25:28.944 --> 00:25:30.571
ولی با این وجود، به موفقیت رسیدی؟

00:25:31.488 --> 00:25:33.949
.باور کن که مدیر از چنین اتفاقاتی در حیرتـه

00:25:34.658 --> 00:25:37.098
به‌نظرت چرا از اون همه پروتکل شکستن‌ها قصر در میری؟

00:25:37.953 --> 00:25:39.848
.من هیچ‌وقت به این شکل به این قضیه فکر نکرده بودم -
.خب، من خیلی باهوش هستم -

00:25:39.872 --> 00:25:41.540
.حداقل از هوشـم استفاده کن

00:25:49.840 --> 00:25:51.425
.خیلی خب بچه‌ها‌، گوش کنید

00:25:51.508 --> 00:25:54.386
،ما باید ظرفِ کمتر از 24 ساعت
.کلی کار انجام بدیم

00:25:54.678 --> 00:25:57.556
.این یه حمله‌ی سه مرحله‌ای خواهد بود

00:25:57.639 --> 00:26:00.726
فیلیپ و کارلی، شما به ترور
.در ساختِ کاشت کمک خواهید کرد

00:26:00.809 --> 00:26:01.995
... من این کار رو -
.وایسا، وایسا،‌ وایسا -

00:26:02.019 --> 00:26:03.771
.مدیر از قبل تصمیمـش رو گرفته

00:26:04.188 --> 00:26:05.749
اگه بتونیم اثبات کنیم که
راه دیگه‌ای وجود داره، چی؟

00:26:05.773 --> 00:26:06.893
.دقیقا. ما تصمیمـش رو تغییر میدیم

00:26:06.940 --> 00:26:09.380
.وانمود نکن که با نظرم موافق نیستی
.این کارِت فقط وقت تلف کردنه

00:26:09.693 --> 00:26:10.813
این همون کاشتـه؟

00:26:11.069 --> 00:26:14.448
خب، من نهایتِ تلاشم رو کردم
.تا طراحی‌های اصلی رو بازسازی کنم

00:26:14.656 --> 00:26:17.576
این کاشت به لَخته‌ی آهیانه‌ای
و عقده‌های قاعده‌ای وصل میشه

00:26:17.659 --> 00:26:19.995
و ترکیبی از سیگنال‌های الکتریکی

00:26:20.078 --> 00:26:23.040
و یه جسم مرکبِ آمیخته شده رو آزاد می‌کنه
.که من رو از قفل بودن به بیرون می‌کشه

00:26:23.624 --> 00:26:25.935
به لخته‌ی آهیانه‌ای وصل میشه؟ -
.اینجاست که تو واردِ عمل میشی -

00:26:25.959 --> 00:26:27.753
.عملِ مغز خطرهای قابلِ ‌توجه‌ای داره

00:26:27.836 --> 00:26:30.756
مگه می‌خواد چی بشه؟ اگر این کار رو نکنیم که
.در هر صورت ترور بازنویسی میشه و می‌میره

00:26:30.923 --> 00:26:33.050
تو چکار می‌کنی؟ -
.قسمتِ سختِ کار رو -

00:26:34.176 --> 00:26:36.386
هر بار که ترور قفل میشه

00:26:37.471 --> 00:26:40.098
،ما زمانِ رخ دادنـش

00:26:41.391 --> 00:26:43.560
طولِ مدتِ قفل شدن

00:26:45.312 --> 00:26:47.397
.و فاصله‌ی زمانی بینِ قفل شدن‌ها رو ثبت می‌کنیم

00:26:47.856 --> 00:26:49.834
این قفل شدن‌ها در فاصله‌های منظم رخ میده؟

00:26:49.858 --> 00:26:50.859
.البته که نه

00:26:51.401 --> 00:26:52.611
،وقتی که مجموعه داده به دستم برسه

00:26:52.694 --> 00:26:56.198
من از «ایلسا» می‌خوام که انقدر شبیه‌سازی انجام بده
تا یه الگوریتمِ پیش‌بینانه‌ی فرکتال (برخال) رو بسازه

00:26:56.281 --> 00:26:58.826
.چون این حوادثِ جابه‌جایی متقارن نیستند

00:26:59.117 --> 00:27:01.328
تو متوجه هستی که اگه
... پای «ایلسا» رو به این مسئله باز کنی

00:27:01.411 --> 00:27:02.538
.اُه، من روی اون حساب می‌کنم

00:27:03.121 --> 00:27:08.126
،در این حین هم قفل شدن‌ها رو ثبت کنید
.دستگاه رو بسازید و داده‌ها رو بهم بدید

00:27:08.210 --> 00:27:09.210
.از صندلیـم بلند شو

00:27:10.879 --> 00:27:13.257
.باشه. به‌نظر میاد که تمامِ شب رو مشغولیـم

00:27:16.844 --> 00:27:17.886
... آه

00:27:43.787 --> 00:27:47.749
اسم‌های «بِرَنت» و «جسیکا مور» برات آشنا هستند؟

00:27:47.875 --> 00:27:48.875
چرا؟

00:27:49.626 --> 00:27:51.706
من حسِ این رو دارم که قراره
.پام به یه ماجرایی باز بشه

00:28:04.725 --> 00:28:07.227
.چیزی یادم نمیاد -
.منظورت اینـه که به من نمی‌تونی بگی -

00:28:07.686 --> 00:28:09.581
ذهنِ انسان، اون ظرفیتِ حافظه‌ای

00:28:09.605 --> 00:28:11.064
.که همه‌ی شما ظاهرا فکر می‌کنید داره رو نداره

00:28:12.524 --> 00:28:13.524
.معذرت می‌خوام

00:28:14.776 --> 00:28:15.776
.اشکالی نداره

00:28:18.947 --> 00:28:21.950
!ولم کن! ولم کن

00:28:24.119 --> 00:28:25.662
!ولم کن

00:28:27.456 --> 00:28:29.833
چیـه؟ چی شده؟

00:28:38.508 --> 00:28:39.508
چه مدتی طول کشید؟

00:28:41.053 --> 00:28:42.053
.12 ثانیه

00:28:43.263 --> 00:28:44.306
... آه، این خیلی

00:28:56.860 --> 00:28:57.860
.عجیبـه

00:29:01.073 --> 00:29:02.433
.14 دقیقه و 5 ثانیه

00:29:11.708 --> 00:29:13.001
.زود باش، ای حرومزاده‌ی کثیف

00:29:20.759 --> 00:29:23.637
دیگه کارِ عملی انجام نده، باشه؟

00:29:23.720 --> 00:29:24.721
.فهمیدم

00:29:26.515 --> 00:29:28.284
،خب تو وسطِ توضیحِ مبدل، قفل کردی

00:29:28.308 --> 00:29:31.228
.پس من یه جورایی سعی کردم تا جاهای خالی رو پر کنم
این کار می‌کنه؟

00:29:32.604 --> 00:29:35.065
اگه از همون موادِ سازنده‌ی روکش
.ساخته شده باشه، آره

00:29:35.232 --> 00:29:36.232
.فهمیدم

00:29:38.402 --> 00:29:39.903
.2 دقیقه و 52 ثانیه

00:29:47.911 --> 00:29:49.889
.خیلی خب، خیلی سریع بود
چه ماده‌ای؟ از چه معیاری برای سنجشِ قُطرِ سیم استفاده کنم؟

00:29:49.913 --> 00:29:51.331
فولادِ جراحی (فولادی که در حوزه‌ی زیست‌پزشکی
... از آن استفاده می‌شود)، 0.0

00:29:56.336 --> 00:29:57.337
.3-3

00:30:09.599 --> 00:30:11.279
بیشتر از دو ساعتـه که هوشیاری نداشتم؟

00:30:12.311 --> 00:30:16.315
.آره. این بخشی از فراینده، تِرِو
.داریم بهش میرسیم

00:30:48.847 --> 00:30:49.847
.خوب به‌نظر میرسه

00:31:16.333 --> 00:31:19.044
،خیلی خب، این باید به اندازه‌ی کافی
.نمونه‌ی بزرگی باشه

00:31:20.962 --> 00:31:22.047
.بیاید این رو به «ایلسا» برسونیم

00:31:28.804 --> 00:31:31.032
.ممنونم. می‌دونم که دیر وقته -
.من که اصلا بیدار بودم -

00:31:31.056 --> 00:31:32.891
آه، امکانش هست که این دفعه بمونم؟

00:31:32.974 --> 00:31:35.102
.نه. برو بیرون -
.اما ما قدردانِ این کارِت هستیم -

00:31:39.773 --> 00:31:41.108
.«غروب بخیر، «ایلسا

00:31:41.191 --> 00:31:43.568
من یه کارِ خیلی جالب دارم که
.به کمکـت در اون نیاز دارم

00:31:43.819 --> 00:31:46.988
.غروب بخیر، گِرِیس
.من مشتاق به یادگیری درباره‌ی پروژه‌ات هستم

00:31:59.751 --> 00:32:01.271
.من خودم نمی‌تونستم که بهتر درستش کنم

00:32:02.712 --> 00:32:03.880
.مهم اینـه که جواب بده

00:32:04.631 --> 00:32:06.925
خب، واقعیت اینـه که من تصمیم نگرفتم
.که آیا می‌خوام جواب بده یا نه

00:32:07.551 --> 00:32:10.238
می‌دونی، من دارم به این نتیجه میرسم
.که مدتِ خیلی زیادیـه که از مُردن اجتناب کردم

00:32:10.262 --> 00:32:11.930
.شاید وقتـش باشه که بذارم این اتفاق بیافته

00:32:13.056 --> 00:32:14.224
.لطفا این حرف رو نزن

00:32:14.391 --> 00:32:15.809
.فیلیپ، من قراره که بمیرم

00:32:17.102 --> 00:32:18.437
تو این رو از قبل می‌دونی، مگه نه؟

00:32:19.020 --> 00:32:21.106
به‌روزرسانیِ آخرت باید شاملِ
.مرگِ من هم بوده باشه

00:32:21.565 --> 00:32:22.565
.راستش رو بگم، نمی‌دونم

00:32:23.024 --> 00:32:25.704
.من چند وقتیـه که دارم چندین خطوطِ زمانی رو می‌بینم
.تو بعضی‌هاشون تو می‌میری و تو بعضی‌هاشون هم نمی‌میری

00:32:26.528 --> 00:32:28.363
.واضحـه که همیشه این اتفاق نمیافته

00:32:29.364 --> 00:32:30.449
.حداقل، هنوز نه

00:32:30.532 --> 00:32:32.451
.تو نمی‌تونی که به اون شکل زندگی کنی -
.آره، عجیبـه -

00:32:32.993 --> 00:32:35.078
قرص‌ها بهت کمکی نمی‌کنند؟ -
.من دیگه اون‌ها رو مصرف نمی‌کنم -

00:32:36.121 --> 00:32:38.433
،درنهایت، من می‌خوام که به اندازه‌ی بقیه

00:32:38.457 --> 00:32:39.708
.از اتفاقاتِ آتی، غافلگیر بشم

00:32:40.125 --> 00:32:42.752
... رفیق، تو باید تمرکز کنی به اینجا و

00:32:45.714 --> 00:32:46.714
.دوباره قفل کرد

00:32:53.847 --> 00:32:56.558
.شاید یه مدت طول بکشه
.تو باید کمی استراحت کنی

00:32:57.601 --> 00:32:58.601
.نیازی به استراحت ندارم

00:32:59.936 --> 00:33:00.936
.باشه

00:33:09.404 --> 00:33:11.281
.نه، اشکالی نداره

00:33:11.364 --> 00:33:13.924
تنها کاری که تو الآن باید بکنی
اینه که به خودت برسی، باشه؟

00:33:36.681 --> 00:33:37.807
.دوباره. از زنجیره‌ی آخر

00:33:38.016 --> 00:33:40.393
70 هزار نوع دیگرِ این دنباله نیز

00:33:40.477 --> 00:33:42.521
.در نقطه‌ی مشابه‌ای به پایان میرسند

00:33:43.104 --> 00:33:44.104
.دوباره

00:33:45.315 --> 00:33:48.443
پیگیری‌های بیشترِ این مسیر نیز
.به شکست منجر خواهند شد

00:33:50.987 --> 00:33:53.467
چرا انقدر دیر اومدی؟
و چرا صدات فرق می‌کنه؟

00:33:54.115 --> 00:33:56.952
«من از پردازشِ صدای «ایلسا
دارم استفاده می‌کنم تا بتونم حرف بزنم

00:33:57.410 --> 00:33:59.704
.اُه، باشه
خب، من هم این واقعیت رو فراموش می‌کنم

00:33:59.788 --> 00:34:02.415
که تو فرصت‌های زیادی برای صحبت
با من داشتی و باهام صحبت نکردی؛

00:34:02.499 --> 00:34:05.043
با اینکه می‌دونی این کارِت
.من رو دیوونه می‌کنه

00:34:05.293 --> 00:34:08.505
من تلاشِ همکارانه‌ای را انجام دادم تا تماس با «ایلسا» را
.به حداقل میزان ممکن برسانم

00:34:08.588 --> 00:34:10.316
.چون واضحـه که هوشـت داره بهش منتقل میشه

00:34:10.340 --> 00:34:12.634
.عجیب نیست که تِسلیا با عجله در رو برامون باز می‌کنه

00:34:13.051 --> 00:34:14.344
.گوش کن، من به کمکت نیاز دارم

00:34:14.844 --> 00:34:17.222
حتی با قابلیت‌های من نیز

00:34:17.305 --> 00:34:18.807
،به دلیل قانون دوم ترمودینامیک

00:34:18.890 --> 00:34:21.059
.یافتِ یک راهکارِ دائمی غیر ممکن است

00:34:21.142 --> 00:34:23.562
.آنتروپی -
.صحیح است، 3468 -
(آنتروپی: یکی از خاصیت‌های مقداریِ یک سیستمِ ترمودینامیک)

00:34:23.645 --> 00:34:26.523
من قبلا این اطلاعات را با 0115
.در میان گذاشته‌ام

00:34:26.815 --> 00:34:30.026
مدیر، می‌دونم که پیشنهادِ ما
یه راه حلِ دائمی نیست

00:34:30.860 --> 00:34:32.571
.اما جونِ هیچ انسانی هم دائمی نیست

00:34:32.737 --> 00:34:34.656
.بذار بهش کمی زمان بدیم

00:34:34.739 --> 00:34:37.242
من و 0115 با همدیگر
.به یک توافق رسیدیم

00:34:37.325 --> 00:34:40.287
که در آن مقدمات، او زجر نخواهد کشید
.اما همچنان باعثِ منفعتِ نقشه‌ی عظیم خواهد شد

00:34:40.370 --> 00:34:43.081
.تو نباید بتونی که اون گزینه رو درنظر بگیری

00:34:43.290 --> 00:34:45.250
.این پیشنهادِ او بود، نه من

00:34:46.793 --> 00:34:47.794
.خب، اینش برای من مهم نیست

00:34:48.211 --> 00:34:50.130
تو نمی‌تونی که یه مهندسِ جدید رو
به یه تیم اضافه کنی

00:34:50.213 --> 00:34:51.983
و انتظار داشته باشی که اون‌ها
.عملکردِ مشابه‌ای رو داشته باشند

00:34:52.007 --> 00:34:53.800
.من این کار را بارها کرده‌ام

00:34:53.883 --> 00:34:56.696
خب، ترور خاصـه. تو باید حرفِ ما
.درباره‌ی خاص بودنِ ترور رو قبول کنی

00:34:56.720 --> 00:34:58.847
تو در حالِ تلاشی تا او را
.برای دلایلِ احساسی، نجات دهی

00:34:58.930 --> 00:35:02.309
.من تو رو برای دلایلِ احساسی نجات دادم
.برای یه نانوثانیه هم که شده، به این نکته فکر کن

00:35:02.684 --> 00:35:05.770
من می‌بایست به تصمیمِ 0115
.برای بازنویسی شدن، احترام بگذارم

00:35:06.396 --> 00:35:09.608
.مدیر، ترور می‌خواد این کار رو بکنه

00:35:09.691 --> 00:35:12.736
،او در مرکزِ عملیاتِ شما
،در 6 دقیقه و 12 ثانیه‌ی پیش

00:35:13.069 --> 00:35:14.654
.شَکـی در تضاد با این گفته را ابراز کرد

00:35:15.864 --> 00:35:17.991
.چی؟ نه، نه، نه، نه، نه،‌ نه

00:35:18.074 --> 00:35:21.661
.از دیدنِ شما خوشحال شدم -
!صبر کن. نه، نه، نه! اما شَک کردن کارِ انسان‌هاست -

00:35:33.089 --> 00:35:37.093
.اُه، اون نگاه حیرت زده رو از صورتت پاک کن
.مدیر تبدیل به یه احمقِ تمام عیار شده بود

00:35:41.264 --> 00:35:42.307
.ما اون چیزی که می‌خواستیم رو به‌دست آوردیم

00:35:51.650 --> 00:35:52.650
چی شد؟

00:35:53.485 --> 00:35:56.529
مدیر تصمیم گرفته که
.به توافقِ اولیه‌اش با ترور احترام بذاره

00:35:59.282 --> 00:36:01.284
یعنی بیخیالِ قضیه بشیم؟ -
.نه، قرار نیست که بیخیالـش بشیم -

00:36:01.743 --> 00:36:05.080
گریس موفق شد که اون چیزی که نیاز داشت رو
.قبل از ظاهر شدنِ مدیر، دریافت کنه

00:36:05.789 --> 00:36:08.667
.برق رو قطع کنید و باتری‌های گوشی‌هاتون رو دربیارید

00:36:10.168 --> 00:36:11.646
می‌خواید دوباره ترور رو ببینید یا نه؟

00:36:11.670 --> 00:36:14.339
.و بیسیم‌هاتون رو خاموش کنید
.ما که در هر صورت داریم این کار رو انجام میدیم

00:36:30.605 --> 00:36:31.731
.سلام مارس

00:36:31.815 --> 00:36:36.152
.آه، خب من اینجا هستم
... آدرسـش رو برات با پیام فرستادم. آه

00:36:37.779 --> 00:36:40.365
... به‌هرحال مردم دارن کم کم میان و آه

00:36:42.200 --> 00:36:46.579
من می‌دونم که الآن زوده اما فقط می‌خواستم
.که بدونم تو کجا هستی

00:36:47.706 --> 00:36:49.040
.من دیوید هستم

00:37:00.301 --> 00:37:01.428
.به آرومی

00:37:02.429 --> 00:37:04.889
.هی، به آرومی، به آرومی

00:37:07.517 --> 00:37:10.145
حالـت چطوره؟ -
.خستمـه -

00:37:15.442 --> 00:37:18.445
چی شده؟ -
.فرایند موفقیت‌آمیز بود -

00:37:29.622 --> 00:37:31.542
شما برقِ دوربین‌ها رو قطع کردید؟

00:37:34.294 --> 00:37:35.712
اُه، شما مدیر رو کور کردید؟

00:37:36.838 --> 00:37:38.006
.ما نتونستیم که نظرش رو تغییر بدیم

00:37:39.632 --> 00:37:42.010
.پس من متوجه نمیشم که چطور به موفقیت رسیدید

00:37:42.302 --> 00:37:44.429
.ما با این وجود، فرایند رو انجام دادیم

00:37:45.680 --> 00:37:46.723
بدونِ اینکه نظرِ من رو بپرسید؟

00:37:47.557 --> 00:37:48.557
.تو هوشیار نبودی

00:37:49.809 --> 00:37:52.353
.خب، من تصمیمـم رو گرفته بودم
.من با تصمیمـم راحت بودم

00:37:55.899 --> 00:37:58.610
حالا من یه توافقِ صمیمانه‌ای که با مدیر
.انجام داده بودم رو شکسته‌ام

00:37:58.693 --> 00:38:02.238
شما اون چیزی که قرار بود
.آخرین نقشِ من باشه رو پاک کردید

00:38:02.739 --> 00:38:04.741
.ما نمی‌خواستیم که تو رو از دست بدیم -
.اون تصمیمِ من بود -

00:38:04.824 --> 00:38:06.075
.تصمیمِ شما نبود

00:38:06.993 --> 00:38:10.413
اُه، مثلِ اون دفعه‌ای که تو گریس دی رو
به جنگ بردی تا اون رو

00:38:10.497 --> 00:38:12.957
از بازنویسی شدن، نجات بدی؟
!دورو نباش

00:38:13.041 --> 00:38:15.144
داری چکار می‌کنی؟ -
.به قولـم عمل می‌کنم -

00:38:15.168 --> 00:38:16.461
.ترور -
.نه -

00:38:16.544 --> 00:38:18.046
.بیخیال رفیق -
!بس کنید -

00:38:19.464 --> 00:38:20.465
.من قایم نمیشم

00:38:22.759 --> 00:38:24.803
مدیر هنوز می‌تونه همون‌طور که توافق کرده بودیم
.این میزبان رو بگیره

00:38:54.707 --> 00:38:56.626
.شاید ما درنهایت نظرش رو تغییر دادیم

00:38:58.962 --> 00:39:00.630
یا شاید این وسیله

00:39:01.881 --> 00:39:03.466
.بدنِ میزبان رو آسیب‌پذیر کرد

00:39:06.886 --> 00:39:08.847
.شاید دیگه به دردِ هیچ کسی نمی‌خوره

00:39:13.852 --> 00:39:15.061
... ترور، تو

00:39:19.774 --> 00:39:23.820
.خیلی خب. باید پروتکل 5 رو رعایت کنیم

00:40:01.024 --> 00:40:02.024
سلام؟

00:40:02.108 --> 00:40:03.610
این واقعا غیرِ منتظره‌ست

00:40:04.444 --> 00:40:06.654
و من می‌دونم که ما تازه همین دیروز با هم آشنا شدیم

00:40:07.363 --> 00:40:13.036
،اما ... با اینکه نمی‌دونم این موضوع چه فایده‌ای داره
.می‌خوام بدونی که تو تنها نیستی

00:40:13.786 --> 00:40:15.663
.اُه، ممنونم

00:40:16.956 --> 00:40:19.375
،اگه نمی‌تونی درِ خونه‌ی من رو بزنی
.فقط داد بزن

00:40:19.459 --> 00:40:21.544
من صدات رو خواهم شنید
.و تواناییِ مدیریتِ اون وضعیت رو دارم

00:40:21.628 --> 00:40:22.988
می‌فهمی که چی میگم؟

00:40:38.102 --> 00:40:40.563
.از حرف‌های تکون دهنده‌تون ممنونم، جناب کشیش

00:40:41.856 --> 00:40:45.860
.سلام، من دیوید هستم
.از همه‌تون بابتِ اومدن به مراسم ممنونم

00:40:47.695 --> 00:40:50.406
اکثرِ شما من رو می‌شناسید
،اما برای کسایی که نمی‌شناسند

00:40:50.490 --> 00:40:52.492
.سلام، من دیوید هستم

00:40:53.910 --> 00:40:55.328
.چیزی که همین الآن بهش اشاره کرده بودم

00:41:13.179 --> 00:41:15.014
.وقتی که 16 سالم بود، پدرم مُرد

00:41:17.141 --> 00:41:18.267
.اون در یه تصادفِ رانندگی مُرد

00:41:19.978 --> 00:41:23.398
،من یادم میاد وقتی که از مدرسه به خونه برگشتم
پلیس به درِ خونه‌مون اومده بود

00:41:23.481 --> 00:41:25.125
و اون‌ها داشتند تلاش می‌کردند تا به مادرم
توضیح بدند که چه اتفاقی افتاده

00:41:25.149 --> 00:41:28.277
اما مادرم حرف‌شون رو باور نمی‌کرد
.که خودم می‌دونم چیزِ عجیبیـه

00:41:28.945 --> 00:41:31.447
اما مادرم خودش رو متقاعد کرده بود
که پدرم هنوز زنده‌ست

00:41:31.531 --> 00:41:34.033
.و اینکه اون درنهایت یه روزی به خونه برمیگرده

00:41:35.368 --> 00:41:37.662
... چون پدرم برای مُردن برنامه‌ریزی نکرده بود، اون

00:41:38.287 --> 00:41:40.164
اون به حدی از خودش قرض بجا گذاشت
.که پس دادنِ اون قرض‌ها در توانِ مادرم نبود

00:41:42.291 --> 00:41:44.711
،پس وقتی که خونه‌مون رو فروختند
،که فرایندش خیلی هم طول نکشید

00:41:47.213 --> 00:41:48.256
.اون حاضر نمیشد که بره

00:41:49.382 --> 00:41:51.801
.و من با زور بردنش رو دیدم

00:41:53.636 --> 00:41:55.638
من در بوته‌های اون طرفِ خیابون قایم شده بودم

00:41:55.722 --> 00:41:57.762
.چون فکر می‌کردم که اون‌ها من رو هم می‌خوان ببرند

00:41:59.142 --> 00:42:02.770
من متوجه هستم که فقط دارم درباره‌ی خودم حرف می‌زنم
... اما من همه‌ی این چیزها رو دارم به شما میگم، چون

00:42:04.647 --> 00:42:07.775
چون اون روز دقیقا همون روزی بود که
.من ... من با جیم آشنا شدم

00:42:10.737 --> 00:42:13.698
،دوستِ عزیزم، جیم
که منِ 16 ساله رو

00:42:14.490 --> 00:42:18.661
در یکی از بخش‌های مخصوصا ناجورِ شهر
... که همه‌مون به‌خوبی می‌شناسیمـش، دید و گفت

00:42:20.872 --> 00:42:23.767
یه بچه‌ای مثلِ تو"
"توی یه جایی مثلِ اینجا چه غلطی می‌کنه؟

00:42:26.753 --> 00:42:30.465
.و حق با اون بود. من به اونجا تعلق نداشتم
.واقعا هیچ‌کدوم از ما به اونجا تعلق نداریم

00:42:32.216 --> 00:42:35.970
.هرکسی به پیشِ افرادی تعلق داره که بهش اهمیت میدند

00:42:38.806 --> 00:42:40.141
.جیم یکی از اون افراد بود

00:42:42.101 --> 00:42:45.063
اون من رو خیلی سریع و کشون کشون
:به سازمان مددکاران اجتماعی بُرد و گفت

00:42:45.521 --> 00:42:47.231
"این بچه به پیشِ ما تعلق نداره"

00:42:48.816 --> 00:42:49.901
.اما کارش با من اونجا تموم نشد

00:42:51.194 --> 00:42:52.987
.اون من رو مجبور کرد که قول بدم بهش سر بزنم

00:42:53.905 --> 00:42:57.617
باور کنید طعنه‌ی اینکه من مجبور بودم
با مردی در خیابون ملاقات کنم

00:42:57.700 --> 00:43:00.912
،تا مطمئن بشم سر از خیابون‌ها درنمیارم
.بر من پوشیده نبود

00:43:03.206 --> 00:43:07.543
با این وجود، من به مرکزِ شهر می‌رفتم
،تا یه موسیقیدانِ از کار افتاده

00:43:09.337 --> 00:43:13.466
اَلکُی و پیر رو پیدا کنم
.و یه روز درمیون بهش سر بزنم

00:43:16.302 --> 00:43:18.096
.چون من می‌خواستم که مثل جیم باشم

00:43:21.349 --> 00:43:22.349
و کی نمی‌خواست که مثلِ اون باشه؟

00:43:24.769 --> 00:43:27.563
کی نمی‌خواد که همیشه اونقدر خوش‌بین باشه؟

00:43:28.397 --> 00:43:29.397
اونقدر مهربون باشه؟

00:43:33.152 --> 00:43:34.570
... منظورم اینه که، کی ... کی نمی‌خواد

00:43:34.654 --> 00:43:38.533
حسی که در بهترین روزش داره رو

00:43:38.616 --> 00:43:41.369
با حسی که جیم همیشه داشت، تعویض کنه؟

00:43:43.871 --> 00:43:44.997
.اون یه نیروی تاثیرگذار بود

00:43:48.042 --> 00:43:49.836
.اون گفت که هیچ‌وقت روزی بَدی نداشت

00:43:51.796 --> 00:43:53.840
.اون با هر روز مثلِ یه هدیه برخورد می‌کرد

00:43:56.300 --> 00:43:59.345
.اون با هر شخص مثلِ یه هدیه برخورد می‌کرد

00:44:02.598 --> 00:44:04.350
.جیم اولین مراجعه‌کننده‌ی من بود

00:44:08.187 --> 00:44:11.232
... اما یه جورایی من اولین مراجعه‌کننده‌ی اون بودم و

00:44:13.693 --> 00:44:16.779
اون به من تا روزی که مُرد، اونقدری بخشید

00:44:18.573 --> 00:44:20.032
.که من هرگز نمی‌تونم پس بدم

00:44:24.996 --> 00:44:26.455
.هنوز هیچی نشده،‌ دلم براش تنگ شده

00:44:34.088 --> 00:44:35.089
... آه

00:44:48.561 --> 00:44:50.855
.سلام بِرت. از دیدنت خوشحالـم

00:44:54.191 --> 00:44:57.361
خانم ولیسون، انتظار نداشتم
.که شما رو اینجا ببینم

00:44:57.862 --> 00:44:58.946
.من هم همین‌طور

00:45:12.376 --> 00:45:13.376
.وای

00:45:15.087 --> 00:45:18.549
.زیبا بود. این ایده‌ی خوبی بود

00:45:21.385 --> 00:45:24.263
این مکان خاطراتِ زیادی رو
به‌یادِ آدم میاره، مگه نه؟

00:45:26.515 --> 00:45:29.101
خب، شاید به‌خاطر این باشه که
... دارم به اقیانوس نگاه می‌کنم اما

00:45:30.186 --> 00:45:31.979
یادت میاد وقتی که بازوم
موقع موج‌سواری شکست

00:45:32.063 --> 00:45:33.743
و تو مجبور شدی که لاستیکِ ماشین رو
خودت به تنهایی عوض کنی؟

00:45:35.024 --> 00:45:37.276
.آره، جیپِ قدیمیـم بود

00:45:37.360 --> 00:45:40.237
.من عاشقِ اون ماشین بودم -
.آره، عاشقـش بودی. اوهوم -

00:45:41.530 --> 00:45:42.865
دیگه چی به ذهنت میاد؟

00:45:45.660 --> 00:45:49.664
... اُه، خدایا. آه، من مجبورم که -
چی؟ -

00:45:50.915 --> 00:45:53.584
به اولین مهمونیِ جشنِ کریسمسـم ...
در اِف بی آی فکر کنم

00:45:53.918 --> 00:45:56.796
که در اون من تو رو یواشکی
.به محدوده‌ی تیراندازی بردم

00:45:57.505 --> 00:46:00.633
تو بعد از شلیک با تفنگ برای اولین بار
.به‌شکلِ عجیبی شهوتی شدی

00:46:01.592 --> 00:46:05.429
.تو قبلا به اون اشاره کرده بودی
.من دارم درباره‌ی این مکان حرف ‌میزنم

00:46:05.763 --> 00:46:08.349
.اونجا زیباست
می‌خوای که چی بگم؟

00:46:10.267 --> 00:46:11.686
.این اون جاییـه که با هم در اونجا آشنا شدیم، گرنت

00:46:12.937 --> 00:46:16.941
.تولدِ 25 سالگیِ من بود -
.درسته. روزِ آگوستِ زیبایی بود -

00:46:17.024 --> 00:46:19.527
.آب‌وهوا مثلِ امروز ابری بود ولی ادامه بده

00:46:19.819 --> 00:46:21.421
داری چکار می‌کنی؟ -
من منتظرِ کی بودم؟ -

00:46:21.445 --> 00:46:24.657
.من نمی‌دونم که این حرف‌ها برای چیه -
در چه زمانی از روز با هم ملاقات کردیم؟ -

00:46:24.740 --> 00:46:28.244
... ببخشید که هر جزییاتی رو یادم نمیاد از -
.دقیقا ساعتِ 3:00 بود -

00:46:29.453 --> 00:46:32.873
. تو دقیقا از اونجا پیشِ من اومدی
.من منتظرِ جان بودم

00:46:37.503 --> 00:46:39.130
.جان نامزدِ من بود

00:46:40.923 --> 00:46:44.260
.اون یه ساعت دیر کرده بود و من خشمگین بودم -
.کت -

00:46:44.510 --> 00:46:47.763
تو مکالمه‌ای رو شروع کردی
که به شام منجر شد

00:46:47.847 --> 00:46:49.682
.و اون هم به بقیه‌ی اون شب منجر شد

00:46:54.270 --> 00:46:56.110
اولین چیزی که بهم گفتی رو یادت میاد؟

00:47:01.402 --> 00:47:02.945
که من نباید با مردی ازدواج کنم

00:47:04.071 --> 00:47:06.365
.که چنین زنِ زیبایی رو در روزِ تولدش قال می‌ذاره

00:47:07.950 --> 00:47:09.243
،دقیقا در اون لحظه

00:47:10.870 --> 00:47:12.246
،درست در اینجا که ما ایستاده بودیم

00:47:12.913 --> 00:47:15.875
من فکر کردم که با مردی آشنا شدم که
.می‌خواستم بقیه‌ی عمرم رو باهاش بگذرونم

00:47:16.125 --> 00:47:19.503
.معلومـه که اون رو یادم میاد -
.نه، فکر نکنم که یادت بیاد -

00:47:22.840 --> 00:47:24.091
.تو اون مَرد نیستی

00:47:26.093 --> 00:47:27.136
... کت

00:47:29.093 --> 00:47:37.136
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:47:37.160 --> 00:47:45.160
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.