﻿WEBVTT

00:01:02.736 --> 00:01:09.736
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:01:14.160 --> 00:01:21.160
چگونه رییس جمهور شد

00:01:21.184 --> 00:01:28.184
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

00:01:48.359 --> 00:01:51.659
‫آقای رئیس مجلس
‫رئیس جمهور ایالات متحده

00:01:52.004 --> 00:01:56.004
مصاحبه با کسانی که او را برای بیش از 50 سال میشناسند

00:01:56.028 --> 00:01:59.028
دشمنان و دوستان

00:02:38.800 --> 00:02:42.040
شهر یه جورایی خیلی متشنج بود

00:03:03.240 --> 00:03:05.000
‫این عکس فارغ التحصیلی من از دانشکده پلیسه

00:03:05.080 --> 00:03:07.200
‫.من اون بالا هستم
‫ردیف بالا، ته تهِ پشت

00:03:10.080 --> 00:03:13.200
‫نیویورک به طور میانگین سالانه ۳۰۰۰ قتل داشت

00:03:16.200 --> 00:03:18.160
‫چاقو رو گرفتی؟
‫اون چاقوی منه

00:03:18.280 --> 00:03:19.880
‫خفه شو

00:03:19.960 --> 00:03:21.280
‫اوضاع وخیم بود

00:03:23.120 --> 00:03:26.360
‫یه زمانی بعضی‌ها نیویورک رو "شهر خوشی" صدا می‌کردن

00:03:26.440 --> 00:03:29.840
‫حالا پلیس نیویورک بهش می‌گه "شهر ترس

00:03:29.920 --> 00:03:32.560
‫الان باید خیلی مراقب باشی و حواست باشه کجا میری

00:03:32.640 --> 00:03:34.240
‫...تا دیروقت بیرون نمونی، و

00:03:34.720 --> 00:03:35.760
‫آدم رو می‌ترسونه

00:03:41.200 --> 00:03:43.960
‫شهر به شدت نیازمند بود

00:03:45.480 --> 00:03:48.400
‫...من هیجان زده بودم چون

00:03:48.960 --> 00:03:51.960
‫متوجه شدم هر روز یه چیزی برای نوشتن وجود داره

00:03:52.040 --> 00:03:53.640
‫یه مرد رو اون بالا داریم پشت

00:03:58.760 --> 00:04:01.800
‫من خبرنگار سیاسی نیویورک پست بودم

00:04:04.680 --> 00:04:08.520
‫جامعه تجاری فکر می‌کرد که سیاستمدارا شهر رو خراب کردن

00:04:09.400 --> 00:04:12.040
‫که بلد نیستن چطور شهر رو اداره کنن

00:04:12.800 --> 00:04:16.560
‫سیاستمدار با پول مثل بچه‌هایی هستن که ماریجوانا دارن

00:04:16.640 --> 00:04:20.000
‫و باید بهشون بگی، می‌دونی
‫".این تمام چیزیه که داری"

00:04:21.080 --> 00:04:24.760
‫نیویورک، ظرف چند هفته، ممکنه ورشکست بشه

00:04:26.800 --> 00:04:29.207
‫چون هشت میلیون نفر خیلی بیشتر از مالیاتی که دادن

00:04:29.282 --> 00:04:33.280
‫ خدمات اجتماعی و رفاهی دریافت کردن

00:04:34.960 --> 00:04:37.200
‫اونا فکر می‌کردن می‌تونن بیشتر از درآمدشون خرج کنن

00:04:37.280 --> 00:04:42.080
‫و فقط بدهی رو به سال بعد و سال بعد منتقل کنن

00:04:42.160 --> 00:04:44.960
‫و شهردار بعدی شهر باهاش گرفتار میشه

00:04:47.520 --> 00:04:49.920
‫شهردار نیویورک، آبراهام بیم

00:04:50.000 --> 00:04:52.160
‫امروز هیئتی رو به واشنگتن برد

00:04:52.240 --> 00:04:54.840
‫به دنبال کمک مالی فدرال برای نیویورک بود

00:04:54.920 --> 00:04:57.480
‫شهر هر کاری که می‌تونسته انجام داده

00:04:57.840 --> 00:04:59.720
‫هزاران کارمند شهرداری

00:04:59.920 --> 00:05:01.560
‫قبلاً اخراج شدن

00:05:05.840 --> 00:05:05.840
‫نوزده هزار کارگر شهرداری
‫...امروز شغلشون رو از دست دادن

00:05:05.920 --> 00:05:07.880
‫ .نوزده هزار تا
‫آره. منم یکی از اونا بودم

00:05:08.400 --> 00:05:11.120
‫اسلحه و نشان‌ها
‫در پاسگاه‌ها تحویل داده شدن

00:05:11.200 --> 00:05:12.960
‫توسط پلیس‌هایی که اخراج شدن

00:05:13.360 --> 00:05:18.280
‫اینو می تونی با اخراج سربازها در زمان جنگ مقایسه کنی

00:05:18.360 --> 00:05:20.360
‫.منظورم اینه که، این چقدر مسخره است

00:05:20.640 --> 00:05:22.120
‫بیرون تو خیابون جنگه

00:05:23.840 --> 00:05:26.440
‫هر کسی با استرس به شکل متفاوتی برخورد می‌کنه

00:05:28.240 --> 00:05:31.080
‫ازدواج‌ها به خاطر استرس از هم می‌پاشن

00:05:31.600 --> 00:05:34.600
‫من در واقع شخصاً دو نفر رو می‌شناسم که باهاشون کار می‌کردم

00:05:34.720 --> 00:05:37.120
‫که تو اون دوره خودکشی کردن

00:05:37.200 --> 00:05:38.960
‫من همه ایمانم رو به شغل از دست دادم

00:05:39.080 --> 00:05:41.280
‫چطور می‌تونی کار کنی وقتی نمی‌دونی

00:05:41.400 --> 00:05:44.680
‫جمعه قراره پول بگیری یا نه؟
‫دو هفته پیش، چک‌ها رو قطع کردن

00:05:46.080 --> 00:05:48.880
‫سه هزار کارگر بهداشت اخراج شدن

00:05:48.960 --> 00:05:52.560
‫حدود
‫۳۰ هزار تن زباله جمع نشده

00:05:52.640 --> 00:05:54.440
‫...امروز توی خیابون‌های نیویورک مونده

00:05:54.520 --> 00:05:58.560
‫شهردار آبراهام بیم
‫از بزرگترین بانک‌های شهر درخواست کمک کرد

00:05:59.000 --> 00:06:01.520
‫دو هفته پیش از رئیس جمهور فورد درخواست کمک کرد

00:06:01.840 --> 00:06:05.200
‫سه‌شنبه، به آلبانی پرواز کرد
‫تا از مجلس ایالتی درخواست کمک کنه

00:06:05.440 --> 00:06:07.600
‫همه شون جواب رد دادن

00:06:11.080 --> 00:06:15.000
‫یه حس ناامیدی بود
‫...که انگار قضیه همینه

00:06:15.840 --> 00:06:17.480
‫و هیچ چیز بهتر نمیشه

00:06:17.560 --> 00:06:19.760
‫هی، هو! اون آشغالا رو برا من نگه دار

00:06:19.920 --> 00:06:23.760
‫مردم امیدوار بودن که
‫از دل این بحران تغییری به وجود بیاد

00:06:26.840 --> 00:06:32.560
‫رویای بزرگ آمریکایی همیشه این بوده
‫که برای کسایی که هیچی ندارن، میلیونر بشن

00:06:32.640 --> 00:06:34.600
‫فکر می‌کنید امروز این یه واقعیته؟

00:06:38.200 --> 00:06:42.000
‫ببخشید. من صدای همه شما رو
‫از اونجا می‌شنوم و نمی‌تونم تمرکز کنم

00:06:42.080 --> 00:06:43.720
‫ممکنه همه‌تون لطفاً گم شید؟

00:06:51.760 --> 00:06:53.720
‫چیزی هست که نتونی داشته باشی؟

00:06:54.400 --> 00:06:57.920
‫خب، من معتقدم اگه فکر کنی
‫نمی‌تونی داشته باشی، احتمالاً نخواهی داشت

00:06:58.360 --> 00:07:01.520
‫می‌گن ذهن انسان فقط داره
‫از یک درصد از پتانسیلش استفاده می‌کنه

00:07:01.600 --> 00:07:04.280
‫اما اگه بتونی یه ذره بیشتر
‫از اون ۱ درصد بیرون بکشی

00:07:04.360 --> 00:07:07.240
‫فکر می‌کنم تقریباً هر کاری
‫که بخوای رو می‌تونی انجام بدی

00:07:07.400 --> 00:07:09.400
‫اگه مواد اولیه اصلیش داشته باشی

00:07:17.800 --> 00:07:20.360
‫من همش امیدوارم که یه اتفاقی بیفته

00:07:20.440 --> 00:07:22.760
‫که ما از این در امان باشیم

00:07:23.480 --> 00:07:24.640
‫فاجعه

00:07:26.800 --> 00:07:28.480
‫پدرم خیلی موفق بود

00:07:28.560 --> 00:07:31.920
‫و پدرم خونه و آپارتمان ساخت و خیلی خوب کار کرد

00:07:32.000 --> 00:07:34.600
‫و من به اصطلاح توی کسب و کار ساخت و ساز بزرگ شدم

00:07:34.680 --> 00:07:36.440
‫و از روز اول ازش لذت بردم

00:07:37.360 --> 00:07:39.240
‫شما شبیه پدرتون هستید؟
‫خب، امیدوارم که باشم

00:07:39.320 --> 00:07:41.920
‫من یه پدر خیلی فوق‌العاده دارم
‫و امیدوارم

00:07:42.040 --> 00:07:43.040
‫یه جورایی شبیه اون باشم

00:07:43.120 --> 00:07:45.480
‫اون چه جور آدمیه؟
‫قوی، سرزنده

00:07:54.640 --> 00:07:56.120
‫فرد ترامپ سخت گیر بود

00:07:57.640 --> 00:08:00.360
‫و من فکر می‌کنم اون برای پسرش یه رئیس سختگیر بود

00:08:06.520 --> 00:08:10.440
‫من یه روزنامه‌نگار مبتدی بودم اون موقع

00:08:12.800 --> 00:08:14.800
‫هدفم این بود که درباره سیاست بنویسم

00:08:15.400 --> 00:08:16.840
‫-من عصبانی و یه بی تجربه بودم

00:08:16.960 --> 00:08:19.560
‫بیست و خورده‌ای سالم بود،
‫و من عصبانی بودم

00:08:20.640 --> 00:08:25.360
‫خانواده پدری و مادریم یه خانواده کارگر از کانی آیلند، بروکلین بودن

00:08:25.440 --> 00:08:27.040
‫و اونا توی ترامپ ویلیج زندگی می‌کردن

00:08:27.760 --> 00:08:31.240
‫همون جایی که فرد ترامپ، پدر
‫پول خانواده رو به دست آورد

00:08:32.240 --> 00:08:37.600
‫خیلی از مردم طبقه کارگر تو این
‫برج‌های بلند با راهروهای دراز، کم نور و تاریک زندگی می‌کردن

00:08:39.360 --> 00:08:41.440
‫پدرم یه مغازه کوچیک لوازم ورزشی داشت

00:08:41.600 --> 00:08:45.760
‫و اون اغلب میرفت اون سر خیابون
‫رستوران گارگیولو

00:08:45.840 --> 00:08:49.400
‫و فرد ترامپ هر روز اونجا بود
‫و با دستیارش که ناهار می‌خوردن

00:08:49.520 --> 00:08:52.480
‫و اون می‌گفت، "سلام پت،" پدرم
‫اینجوری همدیگه رو می‌شناختن

00:08:52.560 --> 00:08:54.520
‫فقط اسم کوچیک
‫اونا-- هیچوقت حرف نمی‌زدن

00:08:54.840 --> 00:08:59.280
‫ولی من اون موقع ستون‌نویس دیلی نیوز بودم با عکسم تو روزنامه

00:08:59.360 --> 00:09:03.800
‫برای همین فرد ترامپ به پسرش پچ‌پچ می‌کرد
‫پسری که اغلب با پدرش ناهار می‌خوره

00:09:03.960 --> 00:09:07.560
‫اون یارو اونجا، پت، پسرش برای دیلی نیوز می‌نویسه"

00:09:07.640 --> 00:09:09.360
‫و ترامپ می‌گفت، "آه، می‌شناسمش
‫".می‌شناسمش

00:09:09.480 --> 00:09:11.800
‫تایمر ۲۴ ثانیه‌ای
‫رسیدیم به شش ثانیه

00:09:11.880 --> 00:09:15.480
‫من طرفدار بسکتبال نیویورک نیکرباکرز هستم و اونم بود

00:09:15.600 --> 00:09:19.440
‫اون به بازی‌ها می‌رفت. و یه سال
‫منو توی یه بازی نیک دید

00:09:19.520 --> 00:09:22.520
‫می‌گه، "هی، کنی من هیچکی رو نمی‌شناسم که کنی صدام کنه

00:09:22.800 --> 00:09:26.360
‫"و می‌گه، "هی، کنی، حال پدرت چطوره؟
‫".و من گفتم، "در واقع-- اوه، اون فوت کرده

00:09:26.440 --> 00:09:27.920
‫".اوه، متاسفم که اینو می‌شنوم"

00:09:28.120 --> 00:09:30.920
‫سال بعد تو یه بازی نیک
‫"هی، کنی، حال پدرت چطوره؟"

00:09:31.560 --> 00:09:33.360
‫ ".در واقع، اون فوت کرده"

00:09:33.440 --> 00:09:37.040
‫سال سوم می‌گه
‫"هی، کنی، حال پدرت چطوره؟"

00:09:37.120 --> 00:09:39.600
‫منم همون رو گفتم... و رفتم

00:09:46.120 --> 00:09:47.800
‫ممکنه یه آینه برام بیارید؟

00:09:48.600 --> 00:09:50.560
‫بفرمایید، آینه‌تون
‫ممنون، عزیزم

00:09:53.680 --> 00:09:56.200
‫من دونالد رو حدود سال ۷۴ ملاقات کردم

00:09:57.320 --> 00:09:59.520
‫اون رو تو یه کلوپ به اسم لا کلاب ملاقات کردم

00:09:59.640 --> 00:10:01.640
‫که یه کلوپ خصوصی
‫تو Upper East Side بود

00:10:02.720 --> 00:10:05.840
‫من دقیقاً یادمه
‫اولین باری که دونالد رو دیدم

00:10:06.080 --> 00:10:10.000
‫من بلافاصله جذبش شدم فکر کردم خیلی جذابه

00:10:12.800 --> 00:10:15.800
‫مرد ایده آل من قدش حدوداً ۱.۹۰ بود، موهای بور

00:10:19.960 --> 00:10:22.360
‫یه جذابیت مسحورکننده‌ای داشت

00:10:23.480 --> 00:10:25.680
‫و اینجوری بود که من و دونالد با هم دوست شدیم

00:10:26.080 --> 00:10:28.520
‫و من بلافاصله فهمیدم دونالد رویاهای بزرگی داره

00:10:28.640 --> 00:10:30.440
‫میدونی من همیشه از آدمایی خوشم میومده که

00:10:30.560 --> 00:10:32.960
‫خارج از چارچوب و بزرگتر از زندگی فکر می‌کنن

00:10:35.280 --> 00:10:39.000
‫خانواده‌اش تو کار ساختمون بودن ولی نه تو منهتن

00:10:40.040 --> 00:10:42.320
‫اگه بخوای یه کار کوچیک انجام بدی تو بروکلین انجامش میدی

00:10:42.400 --> 00:10:44.400
‫اگه بخوای یه کار بزرگ انجام بدی تو منهتن انجامش میدی

00:10:44.640 --> 00:10:45.960
‫هیچ مقایسه‌ای وجود نداره

00:11:00.800 --> 00:11:05.120
‫برای دونالد مهم بود که یه ورژن

00:11:05.560 --> 00:11:07.760
‫بالاتر از پدرش بشه

00:11:08.080 --> 00:11:11.320
‫یه سازنده بزرگ ولی تو منهتن، با گنده‌ها

00:11:15.440 --> 00:11:19.320
‫من آدم مثبتی هستم
‫برای همین دنبال راه‌حل می‌گردم، نه مشکل

00:11:20.360 --> 00:11:25.120
‫سپتامبر سال ۱۹۷۵، من آگهی
‫استخدام یه راننده-محافظ رو دیدم

00:11:25.640 --> 00:11:31.000
‫جذاب به نظر می‌رسید، برای همین رفتم
‫دفتر آقای ترامپ تو بروکلین

00:11:31.760 --> 00:11:36.240
‫و وقتی رفتم داخل حدود شش تا دیگه هم اونجا بودن

00:11:36.920 --> 00:11:41.400
‫افسرهای پلیس تو وضعیت من که منتظر مصاحبه بودن

00:11:43.280 --> 00:11:46.120
‫وقتی بالاخره باهاش ملاقات کردم وارد دفترش شدم

00:11:46.200 --> 00:11:48.760
‫.اون همیشه دست دادن محکمی داشت

00:11:49.240 --> 00:11:52.120
‫و یه بار دست همسر من رو خیلی محکم فشار داد

00:11:52.320 --> 00:11:53.360
‫و

00:11:53.680 --> 00:11:59.120
‫نشستیم و حرف زدیم، و اون از من
‫درباره دوران خدمتم تو اداره پلیس پرسید

00:11:59.200 --> 00:12:01.200
‫درباره دوران دانشگاهم پرسید

00:12:01.600 --> 00:12:07.600
‫درباره دوران کاپیتانی تیم کاراته مدرسه‌ام پرسید

00:12:07.680 --> 00:12:08.640
‫و

00:12:09.200 --> 00:12:13.080
‫و در همین حین، من فقط داشتم
‫به این دفتر نگاه می‌کردم و می‌گفتم

00:12:13.160 --> 00:12:15.440
‫".وای، این یارو چه برو و بیایی داره"

00:12:18.240 --> 00:12:21.960
‫.شماره پلاک رو یادمه
‫اون ماشین، "DJT" بود

00:12:22.120 --> 00:12:24.840
‫و فکر کنم ماشین پدرش "FT" بود

00:12:27.920 --> 00:12:30.400
‫آره، ۴۰ سال پیش بود. وای

00:12:32.360 --> 00:12:34.120
‫من برای این شغل سپاسگزار بودم

00:12:34.520 --> 00:12:38.360
‫و کنجکاو بودم درباره چیزایی که قرار بود اتفاق بیفته

00:12:39.800 --> 00:12:41.840
‫اون به یه جای پا تو منهتن نیاز داشت

00:12:42.520 --> 00:12:46.000
‫همه آرزو دارن به شهردار نزدیک بشن

00:12:46.480 --> 00:12:48.560
‫اونا فکر کردن این راه انجام دادن کاره

00:12:51.000 --> 00:12:52.560
‫ما دربارش ننوشتیم

00:12:54.280 --> 00:12:57.080
‫وین بارت از The Village Voice دربارش نوشت

00:12:58.800 --> 00:13:02.200
‫دونالد، اون یه تازه‌کار بود
‫و منم یه تازه‌کار بودم

00:13:04.280 --> 00:13:10.000
‫دونالد چهره فردی بود
‫که شرکت رو به منهتن می‌آورد

00:13:12.880 --> 00:13:16.200
‫زمان‌های تاریک، زمان‌های
‫فرصت‌های بزرگ هستن

00:13:16.440 --> 00:13:18.720
‫برای آدم‌های بسیار زیرک

00:13:20.800 --> 00:13:24.000
‫ناامیدی، سرزمینیه که اونا به ارث می‌برن

00:13:30.280 --> 00:13:32.920
‫ایب بیم، شهردار نیویورک

00:13:33.040 --> 00:13:37.040
‫به اندازه‌ای به فرد ترامپ نزدیک بود
‫که ممکن بود

00:13:37.240 --> 00:13:39.920
‫ایب بیم روی پله‌ها منتظره

00:13:40.000 --> 00:13:45.800
‫که به فرد ترامپ و دونالد ترامپ بگه
‫هر چی بخوان، به دست میارن

00:13:46.640 --> 00:13:49.400
‫بیم صد و چهارمین شهردار نیویورک سیتیه

00:13:49.480 --> 00:13:53.640
‫اون همچنین کوتاه‌قدترین شهردار
‫در تاریخ نیویورکه، یک متر و شصت

00:13:54.200 --> 00:13:56.160
‫خب، من ازش خوشم می‌اومد، عمدتاً به خاطر اینکه

00:13:56.320 --> 00:13:59.400
‫اون تنها کسی بود
‫که تو شهرداری از من کوتاه‌تر بود

00:13:59.760 --> 00:14:01.520
‫.من اسم خانواده ترامپ رو نشنیده بودم

00:14:01.720 --> 00:14:05.200
‫اولین باری که اسمش رو شنیدم، وقتی بود
‫که برای اولین بار دونالد ترامپ رو ملاقات کردم

00:14:05.600 --> 00:14:08.240
‫اگه شهر با ما همراه بشه

00:14:08.440 --> 00:14:12.000
‫ما می‌تونیم با اجاره‌ای که
‫توسط ایالت نیویورک تضمین شده، اونو بسازیم

00:14:12.080 --> 00:14:16.280
‫منظورم اینه که، اون فوق العاده آراسته
‫پر از خوشرویی، پر از خوش بینی بود

00:14:16.480 --> 00:14:20.240
‫خیلی لذت بخش بود که ببینی یه نفر میاد و ایده داره

00:14:20.320 --> 00:14:21.760
‫و سعی می‌کنه اوضاع رو رو به جلو ببره

00:14:22.200 --> 00:14:26.560
‫جایی که واقعاً شروع به شکل گرفتن کرد، وقتی بود که اون
‫با پروژه هتل کامودور اومد

00:14:27.080 --> 00:14:29.840
‫هتل کامودور زمانی یکی از بهترین‌های نیویورک

00:14:29.920 --> 00:14:33.000
‫داره درهای خودش رو سه‌شنبه آینده به خاطر ضررهای مالی می‌بنده

00:14:36.280 --> 00:14:39.640
‫حس خیلی بدی دارم. کل-- کل هتل داره به فنا میره

00:14:40.080 --> 00:14:43.000
‫چهل و پنج سال خدمت
‫نشون میده ۳۴۰ دلار

00:14:43.080 --> 00:14:44.840
‫اگه فقط بتونیم دست از بازیگوشی برداریم

00:14:44.920 --> 00:14:48.040
‫و سیاستمداران مقامات شهر، که عموماً

00:14:48.160 --> 00:14:50.120
‫اسم پدرش درها رو براش باز کرد

00:14:50.280 --> 00:14:52.160
‫مخصوصاً خیلی برای فروش خوبه

00:14:52.680 --> 00:14:56.120
‫پروژه هتل کامودور. من از اولش اونجا بودم

00:14:58.200 --> 00:15:00.480
‫یادمه می‌رفتیم شهرداری

00:15:00.560 --> 00:15:02.720
‫...ما پایه تخته رو داشتیم که کمک کنه نگهش داریم

00:15:02.800 --> 00:15:05.080
‫می‌دونید، اون کارت‌های بزرگی داشت که دونه دونه می‌کشید پایین

00:15:06.160 --> 00:15:07.520
‫این پایه تخته‌ است

00:15:08.840 --> 00:15:13.000
‫اون سرزده میاد تو دفتر من، و این تخته‌ها رو با خودش داره

00:15:13.080 --> 00:15:15.440
‫با طرح‌های رندر شده هتل کامودور

00:15:15.520 --> 00:15:18.520
‫و می‌شینه و شروع می‌کنه به تعریف کردن برام انگار که من شهردارم

00:15:18.600 --> 00:15:20.840
‫و داره پروژه هتل کامودور رو برام تبلیغ می‌کنه

00:15:20.920 --> 00:15:24.920
‫و بعد از اینکه من رو کلی هیجان‌زده می‌کنه درباره اینکه چه پروژه فوق‌العاده‌ایه

00:15:25.160 --> 00:15:27.600
‫و چطور قراره جلوی یه فاجعه رو بگیره

00:15:27.680 --> 00:15:29.480
‫چون کامودور دیگه داشت تعطیل می‌شد

00:15:30.080 --> 00:15:34.680
‫می‌گه، "ولی من نمی‌تونم این پروژه رو انجام بدم،" چون به ۷۰ میلیون دلار نیاز داشت

00:15:34.760 --> 00:15:38.000
‫بانک فقط ۳۰ میلیون دلار بهش وام می‌داد و اون گفت

00:15:38.080 --> 00:15:41.520
‫ می‌تونید کمکم کنید؟"
‫"می‌تونید یه راهی پیدا کنید که یه معافیت مالیاتی بگیریم؟

00:15:41.600 --> 00:15:45.120
‫و من فی البداهه گفتم، "خب، شما می‌تونید این کار، این کار و اون کار رو انجام بدید

00:15:45.200 --> 00:15:47.720
‫".ما این برنامه رو نداریم، ولی شاید اون راه انجامش باشه

00:15:48.080 --> 00:15:51.560
‫منافع املاک ترامپ مایل هستند تا ۱۰۰ میلیون دلار

00:15:51.720 --> 00:15:53.440
‫برای بازسازی این هتل سرمایه‌گذاری کنند

00:15:53.640 --> 00:15:57.800
‫سوال اینه، آیا شهر معافیت مالیاتی ۴۰ ساله رو تصویب می‌کنه؟

00:15:59.080 --> 00:16:01.480
‫اون تا حالا هیچ پروژه بزرگی انجام نداده بود

00:16:01.880 --> 00:16:04.920
‫فقط اعتبار و تخصص پدرش نبود

00:16:05.000 --> 00:16:07.120
‫این دیگه واقعاً به عهده دونالد بود

00:16:07.600 --> 00:16:11.280
‫و اگه این به هر دلیلی شکست می‌خورد، اگه شهر ردش می‌کرد

00:16:11.360 --> 00:16:14.240
‫این می‌تونست یه چیز وحشتناک تو کارنامه کاریش باشه

00:16:14.520 --> 00:16:16.680
‫آبروش در خطر بود

00:16:17.840 --> 00:16:19.400
در اصل، اون به کمک نیاز داشت

00:16:32.080 --> 00:16:35.800
‫یکی از تکان‌دهنده‌ترین چیزها درباره زندگی دونالد اینه که

00:16:35.880 --> 00:16:37.880
‫...در سن ۲۸ سالگی

00:16:38.160 --> 00:16:39.840
‫با روی کوهن آشنا میشه

00:16:40.640 --> 00:16:44.800
‫و هر کس دیگه‌ای حالش ازش به هم می‌خورد. من روی کوهن رو می‌شناختم

00:16:44.880 --> 00:16:48.040
‫اون منزجرکننده‌ترین شخصیتی بود که تو زندگیم دیدم

00:16:48.160 --> 00:16:50.080
‫من سر ناهار با روی کوهن می‌نشستم

00:16:50.440 --> 00:16:53.200
‫و حس می‌کردم در محضر شیطانم

00:16:56.840 --> 00:16:59.640
‫بیشتر وقت‌ها، دونالد اون رو سوار می‌کرد، با هم حرف می‌زدن

00:17:01.320 --> 00:17:06.000
‫.من فقط فکر می‌کردم اون عضوی از اون دایره بالاییه
‫این تنها چیزی بود که می‌دونستم

00:17:06.480 --> 00:17:09.000
‫یادتون باشه، من-- من یه پلیس از برانکس هستم

00:17:09.240 --> 00:17:10.080
‫...کل این ماجرا

00:17:10.160 --> 00:17:12.360
‫...در سال ۱۹۵۴ در ۲۷ سالگی

00:17:12.440 --> 00:17:14.480
‫کوهن مشاور ارشد در کمیته فرعی سنا بود

00:17:14.640 --> 00:17:17.280
‫که در مورد نفوذ کمونیست‌ها در دولت تحقیق می‌کرد

00:17:17.520 --> 00:17:19.080
‫اون یه وکیل نابغه به حساب میومد

00:17:19.160 --> 00:17:21.800
‫افشای این کمونیست‌ها، این خائن‌ها

00:17:22.160 --> 00:17:24.760
‫امروزه، ثروتمندان و قدرتمندان به دنبال اون می‌گردن

00:17:25.000 --> 00:17:27.200
‫برای بزرگترین پرونده‌های پر پول

00:17:27.280 --> 00:17:29.600
‫اون از چهره‌های مشهور دنیای زیرزمینی دفاع می‌کرد

00:17:29.680 --> 00:17:32.360
‫اون سه بار به اتهام جنایی محاکمه شده

00:17:32.440 --> 00:17:33.960
‫ولی هر بار تبرئه شده

00:17:36.600 --> 00:17:39.120
‫پدرم با پسرخاله روی حرف نمی‌زد

00:17:40.640 --> 00:17:44.000
‫برای همین، من جوری بزرگ شدم که انگار باید از روی متنفر باشم

00:17:44.280 --> 00:17:46.400
‫ولی مجذوبش باشم یه جورایی

00:17:46.520 --> 00:17:48.600
‫همونطور که شاید از دیدن تصادف ماشین مجذوب بشید

00:17:50.680 --> 00:17:53.040
‫گفتم، "چطوری کارها رو تو این شهر پیش می‌بری؟" مثلاً

00:17:53.120 --> 00:17:54.920
‫".گفت، "من بلدم قدرت چطور کار می‌کنه

00:17:56.560 --> 00:18:00.280
‫اون دقیقاً همون آدمی بود که یه شبکه گسترده داشت

00:18:00.360 --> 00:18:03.640
‫لیبرال‌ها، محافظه‌کارها، روزنامه‌نگارها، سیاستمدارها، قاضی‌ها

00:18:03.720 --> 00:18:05.840
‫آدمای خوب، آدمای بد، مافیایی‌ها

00:18:06.320 --> 00:18:10.000
‫اون رازهای مردم رو نگه می‌داشت و با بقیه رازها رو معامله می‌کرد

00:18:11.880 --> 00:18:15.240
‫روی همیشه با خبرنگارها تلفنی حرف می‌زد، و، می‌دونید

00:18:15.320 --> 00:18:18.200
‫".اون به من زنگ می‌زد، و می‌گفت، "جورجی، عزیزم

00:18:18.280 --> 00:18:21.960
‫ ".و من می‌گفتم، "سلام، روی
‫می‌دونید؟ و من-- می‌دونید

00:18:22.040 --> 00:18:25.280
‫و بعد اون... چیزهای منفی بهم می‌گفت

00:18:27.400 --> 00:18:29.320
‫اون یه چیزی رو کشف کرد که، رک بگم

00:18:29.400 --> 00:18:31.200
‫فکر نمی‌کنم هیچ‌کس دیگه کشف کرده باشه

00:18:31.280 --> 00:18:35.200
‫اگه از روزنامه‌ها استفاده کنی، اگه از تبلیغات استفاده کنی

00:18:36.000 --> 00:18:40.360
‫اگه به حریفت حمله کنی، اگه متظاهرانه رفتار کنی

00:18:40.720 --> 00:18:43.920
‫اگه تهدید کنی، می‌تونی خیلی کارها رو پیش ببری

00:18:44.160 --> 00:18:47.720
‫و با این حال به نبوغ ربطی نداشت. فقط متظاهر بودن خالص بود

00:18:48.320 --> 00:18:51.800
‫دونالد ترامپ جوون این یارو رو ملاقات می‌کنه و می‌گه

00:18:51.880 --> 00:18:54.440
‫!باید داشته باشمش"
‫"!باید داشته باشمش

00:18:56.600 --> 00:19:00.120
‫اون می‌دونست اگه بخوای یه هتل تو نیویورک تو دهه ۷۰ بسازی

00:19:00.200 --> 00:19:03.720
‫کمک می‌کنه آدم‌های بانفوذ رو بشناسی، کمک می‌کنه تهدید کنی،
‫کمک می‌کنه با چرب زبانی به خواسته‌ت برسی

00:19:11.400 --> 00:19:13.200
‫هشت، هشت و نیم بیدارش کنید

00:19:15.040 --> 00:19:18.400
‫اون تو ماشینه و ما ماموریت داریم

00:19:27.080 --> 00:19:31.600
‫اون داشت با همه‌ی این مقامات شهر و افراد دولتی ملاقات می‌کرد

00:19:31.680 --> 00:19:33.560
‫تا پروژه‌اش رو شروع کنه

00:19:35.480 --> 00:19:38.560
‫ اونا باید از الف تاییدیه می‌گرفتن،
‫از ب تاییدیه می‌گرفتن، از پ تاییدیه می‌گرفتن

00:19:38.640 --> 00:19:41.080
‫ب منتظر بود ببینه آیا الف تایید کرده، بعد پ تایید کنه

00:19:41.160 --> 00:19:42.400
‫.و... پینگ پنگ بازی کردن

00:19:53.840 --> 00:19:57.120
‫بازسازی پیشنهادی هتل کامودور

00:19:59.680 --> 00:20:02.120
‫...خود جلسه هیئت برآورد کرده بود

00:20:03.080 --> 00:20:04.680
‫اون-- اون روز کلیدی بود

00:20:05.160 --> 00:20:10.680
‫ما با وضعیتی مواجه شدیم که پیامدهای
 بالقوه فاجعه‌باری داره

00:20:11.080 --> 00:20:15.280
‫در حال حاضر تعهد اون‌ها به مدیریت این اجاره‌نامه خاص

00:20:15.640 --> 00:20:18.800
‫به نظر ما، با توجه به گزارش مختصری که
‫توسط شهر ارائه شده، ضعیف به نظر می‌رسه

00:20:20.840 --> 00:20:23.280
‫اون خیلی نگران بود. اون خیلی جوون بود

00:20:23.440 --> 00:20:25.640
‫اینه که بدونیم آیا، اوم، مورد یک

00:20:25.920 --> 00:20:27.520
‫اون صبح رو یادمه

00:20:28.440 --> 00:20:33.280
‫من اونجا بودم چون این یه موضوع بحث‌برانگیز بود

00:20:33.600 --> 00:20:35.600
‫بخاطر بخشیدن همه‌ی این مزایای مالیاتی

00:20:35.760 --> 00:20:38.840
‫ سود چطور ممکنه وجود داشته باشه؟
‫یا باعث بشه ده برابر افزایش پیدا کنه

00:20:38.920 --> 00:20:42.360
‫وقتی که تعداد اتاق‌ها ۴۰۰ تا یا ۲۰ درصد کم شده؟

00:20:42.440 --> 00:20:45.480
‫ آقا؟
‫آقا، من یه فرصت دیگه بهتون میدم که

00:20:45.680 --> 00:20:48.520
‫اگه می‌خواید تو این اتاق بمونید، باید بشینید

00:20:48.600 --> 00:20:49.840
‫آقایان، موضوع چیه

00:20:49.960 --> 00:20:52.120
‫ترامپ، که با نگرانی بیرون اتاق هیئت برآورد

00:20:52.200 --> 00:20:53.800
‫در سالن قدم می‌زد

00:20:53.880 --> 00:20:57.320
‫در طول جلسه یک روزه، نشسته بود
‫در حالی که رای‌گیری به کندی پیش می‌رفت

00:20:57.400 --> 00:21:01.960
‫برخی از تردیدها ناشی از ترس از این بود که
‫قرار است به کسی سود بادآورده‌ای برسانند

00:21:02.040 --> 00:21:07.480
‫چون هتل جدید تا ۴۰ سال بعد از بازگشایی‌اش
‫مالیات شهری پرداخت نخواهد کرد

00:21:07.880 --> 00:21:11.200
‫مطمئن نیستم عاقلانه‌ترین تصمیم دنیا رامی‌گیریم یا خیر؟

00:21:11.960 --> 00:21:15.800
‫سرانجام، کمی بعد از ساعت
‫چهار بعد از ظهر امروز، رای نهایی اعلام شد

00:21:20.600 --> 00:21:23.080
‫مبارزه طولانی و سختی بود. چه حسی دارید؟

00:21:23.160 --> 00:21:25.120
‫خیلی خوشحالم و فکر می‌کنم شهر نیویورک

00:21:25.200 --> 00:21:27.440
‫هم خیلی خوشحال خواهد شد
‫ما قراره کاری کنیم، بیل،

00:21:27.560 --> 00:21:30.680
‫که قدم بزرگی به جلو برای شهر نیویورک خواهد بود

00:21:32.920 --> 00:21:35.080
‫چه کسی بود که گفت
‫هیچ بحران خوبی را هدر ندهید"؟"

00:21:35.320 --> 00:21:36.560
‫هی، دستتو بکش کنار، عوضی

00:21:36.680 --> 00:21:38.680
‫هی، تو! اون مزخرفات رو واسه من نگه دار

00:21:39.280 --> 00:21:42.320
‫من شروع کردم به دونالد به عنوان منجی شهر نگاه کنم

00:21:43.200 --> 00:21:45.400
‫او از ما استفاده می‌کرد تا معافیت مالیاتی‌اش را بگیرد

00:21:45.480 --> 00:21:49.640
‫و ما از او استفاده می‌کردیم تا
‫یک برنامه جدید و یک ابزار جدید ایجاد کنیم

00:21:49.720 --> 00:21:52.200
‫و حس تازه‌ای که اتفاقات خوبی در شهر می‌تونه بیفته

00:21:56.680 --> 00:22:02.000
‫انتظار میره معافیت‌های مالیاتی چند میلیون دلاری
‫ ۱۶۰ میلیون دلار

00:22:02.080 --> 00:22:04.000
‫در مالیات‌های شهری در طول ۴۰ سال برای او صرفه جویی کند

00:22:04.080 --> 00:22:06.720
‫این یک رسوایی بود و یک جور زد و بند سیاسی

00:22:06.800 --> 00:22:09.720
‫که من موظف بودم در موردش در دیلی نیوز بنویسم

00:22:09.800 --> 00:22:12.280
‫به عنوان کلاهبرداری از... از مالیات دهندگان

00:22:12.640 --> 00:22:16.600
‫فکر می‌کنم من باید به عنوان... سرمایه‌گذاری در شهر می‌نوشتم

00:22:17.760 --> 00:22:20.320
‫او ریسک‌ها را می‌پذیرد، پاداش‌ها را می‌گیرد

00:22:23.600 --> 00:22:28.760
‫او با اصطلاحات اغراق‌آمیز صحبت می‌کرد
‫تماشایی"، "فوق‌العاده"،"

00:22:28.840 --> 00:22:32.440
‫"بهترین"، "بزرگ‌ترین"
‫او یک فروشنده بالفطره بود

00:22:32.840 --> 00:22:35.160
‫تقاضای بی‌نظیری در سرتاسر کشور وجود داره

00:22:35.320 --> 00:22:37.480
‫هتل جدید که قراره تماشایی باشه

00:22:37.560 --> 00:22:38.920
‫چیزی که نیویورک هرگز ندیده

00:22:39.000 --> 00:22:43.000
‫با آسانسورهای بیرونی و دهلیزها
‫و بزرگ‌ترین سالن رقص شهر

00:22:43.080 --> 00:22:45.720
‫به نظر ما همه اینها قراره ترکیب بشه
‫با واقعاً

00:22:45.840 --> 00:22:47.320
‫بهترین منطقه در شهر نیویورک

00:22:47.400 --> 00:22:50.480
‫:و احتمالاً مهم‌ترین منطقه نیویورک
‫منطقه گرند سنترال

00:22:50.560 --> 00:22:53.600
‫همه اینها قراره با هم ترکیب بشه
‫تا احتمالاً موفق‌ترین هتل را بسازه

00:22:53.680 --> 00:22:54.960
‫در کشور، به نظر ما

00:22:55.160 --> 00:22:57.280
‫خب، هتل جدید
چه زمانی باز می‌شه؟

00:22:57.520 --> 00:23:00.040
‫حدود دو سال و نیم دیگه
‫کل پروژه، بله

00:23:00.520 --> 00:23:02.200
‫ممنون
‫.خیلی ممنونم

00:23:16.280 --> 00:23:18.840
‫♪ دوستام ازم یه چیزی پرسیدن ♪

00:23:21.440 --> 00:23:24.280
‫♪ چطوری من و عشقم
‫هر روز عاشق هم می‌مونیم ♪

00:23:26.360 --> 00:23:29.160
‫♪ اما اگه انقدر خوب کار می‌کنیم
‫این که چیزی نیست ♪

00:23:29.360 --> 00:23:33.480
‫در سراسر کشور، گرمای شدید،
‫خشکسالی، کمبود آب وجود دارد

00:23:33.960 --> 00:23:37.080
‫دما در شهر نیویورک
‫به ۱۰۴ درجه رسید

00:23:37.200 --> 00:23:41.040
‫یکی از عوارض جانبی
‫افزایش دما، افزایش تندی مزاج است

00:23:41.120 --> 00:23:42.520
‫می‌خوام یه نفرو بکشم

00:23:42.600 --> 00:23:45.120
‫.می‌خوام بکشمش

00:23:45.280 --> 00:23:47.960
‫چطور خونسردی خودتونو حفظ می‌کنید؟
‫مثبت اندیشی. همش همینه

00:23:48.040 --> 00:23:49.960
‫فقط مثبت فکر کن
‫به خنکی فکر کن تا خنک بشی

00:23:50.040 --> 00:23:52.520
‫من جلوی یخچالم لخت مادرزاد می‌شینم

00:23:52.880 --> 00:23:56.000
‫ریش چی؟
‫ریش اصلاً اذیتم نمی‌کنه

00:23:57.440 --> 00:24:00.360
‫♪ می‌خوای بدونی چطور
‫خوب از پسش برمیام ♪

00:24:01.560 --> 00:24:07.200
‫خب، او یه مرد مجرد برازنده
‫.در شهر نیویورک بود و... دوست داشت قرار ملاقات بذاره

00:24:07.960 --> 00:24:10.200
‫♪ من دارم، من میدم ♪

00:24:10.560 --> 00:24:13.280
‫می دونید او با چند زن زیبا قرار می ذاشت

00:24:13.600 --> 00:24:16.640
‫ولی من مدام خانم ایوانا رو می‌دیدم

00:24:23.240 --> 00:24:26.920
‫اون تمام معیارهای مد نظرش رو داشت
‫اول از همه، مدرک دانشگاهی داشت

00:24:27.440 --> 00:24:29.880
‫اون یه مدل بود
‫بنابراین زن زیبایی بود

00:24:31.560 --> 00:24:32.520
‫و آشپزی هم می‌کرد

00:24:32.600 --> 00:24:37.960
‫یادمه بعضی وقتا به دفتر زنگ می‌زد و این غذای مخصوص رو درست می‌کرد

00:24:38.040 --> 00:24:40.960
‫با بال مرغ و شراب و چیزای دیگه از این قبیل

00:24:41.040 --> 00:24:43.880
‫بنابراین من می‌رفتم سوپرمارکت و یه بسته بال مرغ براش می‌خریدم

00:24:43.960 --> 00:24:47.280
‫و مطمئن می‌شدم می‌دم به دربان تا ببره بالا

00:24:49.600 --> 00:24:53.080
‫ایوانا زلنیکووا او در چکسلواکی بزرگ شد

00:24:54.480 --> 00:24:56.600
‫او از نوجوانی مدلینگ را شروع کرد

00:24:57.240 --> 00:25:00.600
‫من هرگز او رو با یه دختر ثابت دو بار
ندیدم، تا اینکه ایوانا رو ملاقات کرد

00:25:00.680 --> 00:25:03.360
‫و بعدش تبدیل به یه رابطه عاشقانه داغ و جدی شد

00:25:09.440 --> 00:25:12.760
‫اون عاشق این بود که با من باشه، چون من بهش می‌گفتم
‫کجا بره موهاشو درست کنه

00:25:12.840 --> 00:25:14.920
‫پیش چه دکتری بره کجا بره

00:25:15.000 --> 00:25:17.640
‫منظورم اینه که من در واقع همه خلاءهاشو پر کردم

00:25:17.720 --> 00:25:22.120
‫اون در نیویورک زندگی نمی‌کرد و من نزدیک‌ترین دوستش، چشم و گوشش شدم

00:25:22.720 --> 00:25:26.360
‫یکی از ویژگی‌های عالی اینه که
‫من می‌تونم هرچی ایوانا می‌گه رو بفهمم

00:25:26.440 --> 00:25:28.080
‫.که بیشتر از خیلی از افراد دیگه می‌تونن

00:25:28.160 --> 00:25:29.480
‫وقتی دونالد رو ملاقات کردم

00:25:29.760 --> 00:25:32.520
‫دونالد طبیعتاً نمی‌خواست من به مدلینگ ادامه بدم

00:25:32.600 --> 00:25:34.400
‫"چون فکر می‌کنم، "تا کی می‌تونی این کارو بکنی؟

00:25:34.480 --> 00:25:37.720
‫و من هشت سال کار کرده بودم
‫و فکر می‌کنم کافی بود

00:25:37.800 --> 00:25:39.280
‫.و من آماده تغییر بودم

00:25:39.880 --> 00:25:42.960
‫".بنابراین گفتم، "هرچیزی بهم بده
‫"...من دوست دارم"

00:25:43.040 --> 00:25:45.520
‫"!یه شغل بهم بده"
‫"!یه شغل بهم بده! انجامش میدم"

00:25:47.440 --> 00:25:49.000
‫فکر نمی‌کنم او هرگز متوجه شد

00:25:49.160 --> 00:25:52.000
‫ایوانا قرار بود چه دارایی عظیمی براش باشه

00:25:53.560 --> 00:25:56.120
‫ایوانا در همه زوایا

00:25:56.200 --> 00:26:00.400
‫هر... هر جنبه از ساخت
‫از سیر تا پیاز هتل کامودور نقش داشت

00:26:01.120 --> 00:26:04.960
‫اونا همه سالن‌های رقص رو بازسازی کردن
‫ایوانا همه اتاق‌های هتل رو بازسازی کرد

00:26:05.040 --> 00:26:06.760
‫او به هر اشتباهی پی می‌برد

00:26:07.280 --> 00:26:09.280
‫من دوست دارم محصول نهایی رو ببینم

00:26:09.440 --> 00:26:12.920
‫برام مهم نیست تو چه نوع کسب و کاری باشه
‫من فقط عاشق کار کردنم

00:26:13.000 --> 00:26:15.960
‫نمی‌تونم خونه بشینم و به سقف نگاه کنم
‫اصلاً برام کافی نیست

00:26:19.680 --> 00:26:21.000
‫اونا یه تیم عالی بودن

00:26:21.960 --> 00:26:24.960
‫بهترین ازدواج‌ها زمانیه که
‫زن و شوهر با هم کار کنن

00:26:25.360 --> 00:26:29.400
‫معلومه که می‌دونی شوهرت
‫چیکار می‌کنه و تو هم بخشی ازش می‌شی

00:26:29.520 --> 00:26:31.000
‫برای ساختن یه امپراتوری

00:26:36.720 --> 00:26:38.280
‫اون بهترین رو انتخاب کرده بود

00:26:42.920 --> 00:26:47.400
‫من اون‌ها رو رسوندم اونجا، وقتی با ایوانا ازدواج کرد
‫اونم روز خوبی بود

00:26:52.160 --> 00:26:55.560
‫خانواده‌های ترئوتمند شهر اونجا بودن
‫سیاستمدارا هم بودن

00:26:55.640 --> 00:26:59.000
‫تو کلیسای مرمرین کالجییت بود
‫همون کلیسای خودش

00:27:01.240 --> 00:27:05.600
‫عروسی خیلی بزرگی نبود
‫پدرش اونو تا راهرو همراهی کرد

00:27:05.680 --> 00:27:10.520
‫ایوانا خیلی ساده و شیک به نظر می‌رسید
‫.و بعدش مهمونی رو تو رستوران ۲۱ برگزار کردن

00:27:14.800 --> 00:27:16.640
‫راننده پدرش و من

00:27:16.760 --> 00:27:19.880
‫رفتیم پایین خیابون و تو یه رستوران شام خوردیم

00:27:19.960 --> 00:27:23.800
‫بعد برگشتیم و رفتیم داخل. دسر خوردیم

00:27:24.080 --> 00:27:27.720
‫یه جور... کرپ سوزتِ شعله‌دار بود
‫فکر کنم. مطمئن نیستم

00:27:27.800 --> 00:27:29.800
‫فکر کنم همون بود. یه چیزی شعله‌ور بود

00:27:29.880 --> 00:27:31.920
‫شاید هم گیلاس جوبیلی بوده
‫مطمئن نیستم

00:27:35.200 --> 00:27:36.440
‫شهردار هم اونجا بود

00:27:37.640 --> 00:27:42.320
‫دونالد به شهردار بیم گفت که
‫...من یکی از پلیس‌هایی هستم که اخراج شدن

00:27:43.040 --> 00:27:45.320
‫به خاطر شهردار، و شهردار روشو
‫برمی‌گردونه و می‌گه

00:27:45.400 --> 00:27:47.760
‫".اوه، متاسفم از این بابت"
‫می‌دونید که

00:27:48.840 --> 00:27:51.400
‫ولی من فقط زبونمو گاز گرفتم
‫و فقط نگاهمو دزدیدم

00:27:54.760 --> 00:27:57.200
‫خب، حالا
‫در حالی که نیویورکی‌ها آماده رای دادن می‌شن

00:27:57.280 --> 00:28:00.080
‫شهردار آبراهام بیم وضع خیلی وخیمی داره

00:28:00.160 --> 00:28:04.240
‫مردم این شهر می‌دونن و درک می‌کنن

00:28:05.400 --> 00:28:09.520
‫مشکلات عظیمی که ما...
‫در سه سال و نیم گذشته داشتیم

00:28:10.120 --> 00:28:12.560
‫مطمئنم که می‌تونیم اینو

00:28:12.640 --> 00:28:16.080
‫ما باید مردای قوی واقعی داشته باشیم
‫رهبری قوی واقعی

00:28:16.160 --> 00:28:21.560
‫من از این جور رهبری
‫تو این شهر خسته شدم

00:28:29.120 --> 00:28:33.000
‫همراه کردن مردم یه مسئله است
‫و گفتن حرفای دلخواهشون نیست

00:28:33.160 --> 00:28:35.560
‫می‌تونید این کارو با گفتن
‫چیزایی که نیاز دارن بدونن انجام بدید

00:28:35.880 --> 00:28:38.320
‫چند نفر اینجا
‫به اد کوچ رای میدن؟

00:28:38.520 --> 00:28:39.400
‫من

00:28:39.520 --> 00:28:41.520
‫آره
‫هفت هشت نفر گیر آوردیم؟

00:28:41.640 --> 00:28:42.800
‫عاشقتونم

00:28:42.880 --> 00:28:45.160
‫چون شما منو دوست دارید. ممنونم
‫ما هم دوست داریم

00:28:46.800 --> 00:28:49.760
‫کوچ، برخلاف انتظار
‫برای کسی که تو منهتن زندگی می‌کرد

00:28:50.520 --> 00:28:54.320
‫خیلی بیشتر حس و علاقه‌ای به مردم داشت

00:28:54.440 --> 00:28:56.000
‫تو کانی آیلند، جایی که بزرگ شدم

00:28:56.080 --> 00:28:59.680
‫یا مردم مناطق کارگرنشین تو کوئینز یا برانکس

00:28:59.760 --> 00:29:01.920
‫به کمک‌تون نیاز دارم. کمکم می‌کنید؟
‫آره

00:29:02.000 --> 00:29:03.360
‫آره
‫ممنونم

00:29:03.480 --> 00:29:05.440
‫اون می‌تونست با هر کسی تو خیابون حرف بزنه

00:29:05.520 --> 00:29:09.440
‫هر جایی بره، عاشق مناظره بود
‫یه نیویورکی واقعی

00:29:09.920 --> 00:29:13.120
‫فقط می‌خواستم سلام کنم،
‫و ازتون تشکر کنم که محکم ایستادید

00:29:13.400 --> 00:29:15.840
‫حالشونو جا بیار، اد
‫صبح بخیر

00:29:16.480 --> 00:29:19.960
‫من شدم منشی مطبوعاتی شهردار کوچ

00:29:21.720 --> 00:29:23.680
‫اون درباره نظراتش سرسخت بود

00:29:23.760 --> 00:29:27.480
‫اون درباره درستکاری سرسخت بود
‫و از فساد متنفر بود

00:29:29.480 --> 00:29:34.680
‫برای دونالد، انتخاب شدن اد کوچ
‫به این معنی بود که دیگه راه آسونی وجود نخواهد داشت

00:29:34.840 --> 00:29:38.680
‫از طریق این دولت و اون دیگه دوست و رفیقی نداشت

00:29:59.040 --> 00:30:00.680
‫در میان هیاهوی بسیار

00:30:00.840 --> 00:30:03.360
‫گراند هایت افتتاحیه بزرگش رو امروز برگزار کرد

00:30:03.440 --> 00:30:06.720
‫هتل ۱۰۰ میلیون دلاری
‫۱۴۰۰ اتاق داره

00:30:06.800 --> 00:30:10.080
‫شهردار و فرماندار نیویورک
‫ از جمله افراد حاضر

00:30:10.160 --> 00:30:12.440
‫ برای مراسم افتتاحیه بودن

00:30:17.280 --> 00:30:19.720
‫دارم به این آدما نگاه می‌کنم و فرماندار رو می‌بینم

00:30:19.880 --> 00:30:22.920
‫و شهردار رو می‌بینم
‫ولی دونالد ترامپ رو نمی‌بینم

00:30:23.000 --> 00:30:25.360
‫...حالا یه نگین معماریه...

00:30:25.440 --> 00:30:27.600
‫همچنین، اسمشو هتل ترامپ نذاشت

00:30:27.680 --> 00:30:29.400
‫...و نمای درخشان...

00:30:29.480 --> 00:30:31.520
‫و دلیلش این بود که شناخته شده نبود

00:30:31.600 --> 00:30:33.520
‫این کل شهر رو روشن و زنده‌تر می‌کنه

00:30:33.600 --> 00:30:36.200
‫تو دهه ۷۰
‫هیچ ردپایی از خودش به جا نذاشت

00:30:37.040 --> 00:30:43.600
‫اون چهره‌ای نبود که توجه‌ها رو نظرها رو
‫به خودش جلب کنه

00:31:06.280 --> 00:31:09.000
‫♪ بهترین چیزای زندگی رایگانن ♪

00:31:09.840 --> 00:31:12.440
‫♪ ولی می‌تونی اونا رو بدی
‫به پرنده‌ها و زنبورا ♪

00:31:12.600 --> 00:31:17.440
‫♪ من پول بیشتر می‌خوام
‫این چیزیه که من می‌خوام ♪

00:31:17.760 --> 00:31:22.600
‫تو سال ۱۹۸۰، من یه اسم شناخته شده بودم

00:31:23.400 --> 00:31:24.520
‫♪ این چیزیه که من می‌خوام ♪

00:31:24.600 --> 00:31:26.920
‫شب بخیر. من رونا بارت هستم

00:31:27.000 --> 00:31:31.120
‫امشب، من قراره یه نگاه نزدیک و صمیمانه به امیدها

00:31:31.200 --> 00:31:34.720
‫ترس‌ها، رویاها، موفقیت‌ها و حتی شکست‌ها

00:31:34.840 --> 00:31:36.640
‫از ثروتمندان جدید فوق‌العاده آمریکا بندازم

00:31:37.000 --> 00:31:40.360
‫بعضی از افرادی که قراره ملاقات کنید
‫دقیقاً اسم‌های شناخته شده‌ای نیستن

00:31:41.960 --> 00:31:44.720
‫مشهورترین دستاورد دونالد ترامپ تا به امروز

00:31:44.800 --> 00:31:47.960
‫هتل گراند هایت در خیابان 42‌ام هست

00:31:48.040 --> 00:31:50.840
‫بعضی‌ها می‌گن دوران ترامپ تازه شروع شده

00:31:51.480 --> 00:31:54.640
‫اون یه چهره جدید تو این عرصه بود

00:31:55.160 --> 00:32:00.080
‫ما با دفترش تماس گرفتیم و بعدش خودش زنگ زد و گفت

00:32:00.160 --> 00:32:02.160
‫".خیلی دوست دارم تو برنامه‌تون باشم"

00:32:03.280 --> 00:32:09.440
‫فکر می‌کنم دونالد حداقل دو بار به من زنگ زد
‫و می‌خواست مطمئن شه که این برنامه

00:32:09.520 --> 00:32:13.320
‫.واقعاً برنامه شبکه‌ست
‫و من گفتم آره، برنامه شبکه‌ست

00:32:13.400 --> 00:32:18.120
‫و این قراره اولین مصاحبه تلویزیونی اش باشه

00:32:20.640 --> 00:32:22.520
‫فقط سه تا شبکه وجود داشت

00:32:24.080 --> 00:32:28.600
‫اگه سال ۱۹۸۰ تو یه شبکه باشی مخاطبات خیلی زیادن

00:32:29.680 --> 00:32:30.840
‫سی میلیون نفر

00:32:31.320 --> 00:32:33.360
‫من تو اتاق نشیمن با دونالد صحبت کردم

00:32:33.520 --> 00:32:35.280
‫پنت هاوسش در نیویورک

00:32:35.600 --> 00:32:39.840
‫فکر می‌کنید به دست آوردن
‫ثروت یه داروی مقوی جنسی مطلقه؟

00:32:40.480 --> 00:32:44.520
‫نه، اصلاً. در واقع، فکر می‌کنم
‫تو خیلی از موارد واقعاً مشکلاتی ایجاد می‌کنه

00:32:44.640 --> 00:32:46.000
‫که معمولاً نداشتی

00:32:46.080 --> 00:32:49.000
‫آیا از همون روز اول به شما دائماً آموزش می‌دادن

00:32:49.600 --> 00:32:53.840
‫دونالد، تو باید موفق باشی"
‫و تو اون مسیر قدم برداری

00:32:53.960 --> 00:32:56.720
‫و هرگز به چپ نرو
‫"و هرگز به راست نرو؟

00:32:56.840 --> 00:32:58.840
‫ما یه خانواده با انگیزه خیلی بالا هستیم

00:32:59.480 --> 00:33:01.760
‫ولی، باز هم، من هرگز از
‫.کلمه "جاه طلبی" استفاده نمی‌کنم

00:33:02.200 --> 00:33:06.840
‫"و، چون به نظر من، "جاه طلبی
‫یه کلمه بده. جاه طلبانه نیست

00:33:06.920 --> 00:33:10.320
‫می‌دونید وقتی می‌بینم آدما می‌گن

00:33:10.400 --> 00:33:13.320
‫من قراره این کارو بکنم، و من قراره اون کارو بکنم"
‫"... و من خیلی جاه طلبم و من

00:33:13.400 --> 00:33:16.720
‫واقعاً حالم از گوش دادن
‫به حرفاشون بهم می‌خوره. فکر می‌کنم فقط

00:33:16.800 --> 00:33:19.840
‫دونالد از اون دست آدمایی بود
‫همون اول کار می‌تونستی بفهمی

00:33:19.920 --> 00:33:22.680
‫اول از همه از کلمه "جاه طلبی" خوشش نمی‌اومد

00:33:22.760 --> 00:33:24.240
‫ولی اون به اندازه کافی جاه طلبی داشت

00:33:24.640 --> 00:33:27.360
‫به نظرم همه‌ش در اصل یه بازیه

00:33:27.520 --> 00:33:31.000
‫همه‌مون اینجا هستیم که این بازی رو انجام بدیم
‫و همه‌مون امیدواریم که خوب بازی کنیم

00:33:31.080 --> 00:33:33.280
‫ولی خب معلومه بعضی از آدما نمی‌تونن خوب بازی کنن

00:33:33.360 --> 00:33:37.000
‫دنیا پر شده از آدمایی که یا غریزه آدم‌کشی دارن

00:33:37.360 --> 00:33:39.000
‫یا غریزه آدم‌کشی ندارن

00:33:39.080 --> 00:33:42.720
‫و آدمایی که به نظر می‌رسه موفق می‌شن
‫کسایی هستن که رقابتی و با انگیزه هستن

00:33:42.800 --> 00:33:44.760
‫و یه غریزه خاص برای برنده شدن دارن

00:33:45.400 --> 00:33:51.920
‫حسی که من از دونالد داشتم این بود که
‫همیشه به کاری که می‌کرد اطمینان داشت

00:33:52.360 --> 00:33:57.040
‫یه جور اطمینان فراتر از واقعیت بیشتر آدما

00:33:57.240 --> 00:33:59.640
‫اگه قرار باشه کسی فیلمی از زندگی شما بسازه

00:33:59.720 --> 00:34:01.920
‫دوست دارید کی نقش خودتون رو بازی کنه؟

00:34:03.440 --> 00:34:05.800
‫ شاید،
‫شاید خودم

00:34:08.520 --> 00:34:14.400
‫آیا یه روز صبح از خواب بیدار می‌شید و می‌گید
‫خیابون سی‌ام سمت وست ساید رو می‌خوام"

00:34:14.520 --> 00:34:17.640
‫خیابون چهل و دوم سمت ایست ساید رو می‌خوام"؟

00:34:18.120 --> 00:34:21.360
‫خب، این یه پروسه‌ست، و یه چیزیه
‫که شاید غریزی بهش حس داشته باشی

00:34:22.000 --> 00:34:26.320
‫بهترین قطعه ملک و املاک تو دنیا گوشه خیابون پنجمه

00:34:26.400 --> 00:34:29.640
‫و خیابون ۵۷ همون گوشه تیفانی

00:34:32.280 --> 00:34:35.640
‫فروشگاه بزرگ بون ویت تلر تو خیابون پنجم و خیابون ۵۷

00:34:35.720 --> 00:34:39.320
‫ شاید به زودی به سرنوشت چندتا
‫فروشگاه مد دیگه دچار بشه و از یادها بره

00:34:40.320 --> 00:34:44.160
‫من سعی کردم اون بلوک رو بخرم
‫و اونا گفتن، "بی‌خیال شو

00:34:44.240 --> 00:34:46.240
‫یه روز یه تلفن بهم شد و اونا می‌خواستن بدونن

00:34:46.320 --> 00:34:47.480
‫که آیا ما می‌خوایم معامله کنیم یا نه

00:34:47.800 --> 00:34:50.800
‫ هیچ‌کس تصور نمی‌کرد اون
‫موقعیت مکانی اصلاً قابل خریدن باشه

00:34:50.880 --> 00:34:52.840
‫ولی یهو، شد

00:34:53.560 --> 00:34:55.520
‫و شاید باز هم قضیه ذهن بر ماده غلبه کرد

00:34:58.520 --> 00:34:59.960
‫و آخرش هم اون موقعیت مکانی رو صاحب می‌شی

00:35:00.040 --> 00:35:03.840
‫و ما اقدام کردیم به خرید حقوق هوایی
‫بالای تیفانی، که یه اصطلاح فنی شهرسازیه

00:35:03.960 --> 00:35:05.880
‫برای "مساحت و فضا" بالای تیفانی

00:35:05.960 --> 00:35:08.560
‫منظورم اینه که هیچ‌کس نشنیده بود خریدن هوا

00:35:08.680 --> 00:35:11.800
‫بالای فضای یه چیزی که از قبل وجود داشته

00:35:12.560 --> 00:35:15.320
‫این قضیه تو کل کشور خبرساز شد

00:35:16.120 --> 00:35:18.680
‫یه تخیل فعال همه رو به حیرت واداشت

00:35:18.960 --> 00:35:21.000
‫بهترین ملک نیویورک رو بخر

00:35:21.080 --> 00:35:24.040
‫ساختمون معروف بون ویت تلر رو خراب کن

00:35:24.400 --> 00:35:27.960
‫مجسمه‌هایی روی دیواره‌های این ساختمونا بودن

00:35:28.280 --> 00:35:33.320
‫ که انجمن حفظ میراث فرهنگی سعی داشت
‫یه راهی پیدا کنه که اونارو برداره

00:35:34.080 --> 00:35:37.560
‫و بعد دونالد یهو منفجرش کرد
‫دیگه تموم شد، پرونده بعدی

00:35:38.160 --> 00:35:39.840
‫هیچوقت نمی‌شه جلوی پیشرفت رو گرفت

00:35:40.680 --> 00:35:42.400
‫حتی به خاطر چندتا مجسمه

00:35:49.000 --> 00:35:51.080
‫شماره یک، اسمتون چیه لطفا؟

00:35:51.160 --> 00:35:53.920
‫اسم من باربارا رز هست

00:35:55.040 --> 00:35:55.640
‫شماره دو؟

00:35:56.600 --> 00:35:58.680
‫اسم من باربارا رز هست

00:35:58.760 --> 00:36:00.640
‫و شماره سه؟

00:36:00.720 --> 00:36:03.000
‫اسم من باربارا رز هست

00:36:03.600 --> 00:36:05.160
‫اینا رو از کجا آوردی؟

00:36:05.240 --> 00:36:08.040
‫".من، باربارا رز، فارغ‌التحصیل مهندسی هستم"

00:36:08.120 --> 00:36:09.120
‫می‌شه اینو به من بدی؟

00:36:09.200 --> 00:36:11.960
‫و در حال حاضر مدیر پروژه جدیدترین اضافه‌شده "

00:36:12.040 --> 00:36:14.840
‫به خط آسمان شهر نیویورک که به برج ترامپ معروفه هستم

00:36:15.160 --> 00:36:19.000
‫من به این واقعیت افتخار می‌کنم که من
‫ اولین زنی هستم که ناظر کلی

00:36:19.120 --> 00:36:22.960
‫بر ساخت یه آسمون‌خراش بزرگ تو منطقه کلان‌شهر نیویورکه

00:36:23.480 --> 00:36:25.240
‫من سوال پرسیدن رو با سوپی شروع می‌کنم

00:36:25.320 --> 00:36:28.240
‫بله شماره یک
‫چندتا مرد زیردستتون کار می‌کنن؟

00:36:28.320 --> 00:36:30.360
‫بعضی وقتا، تعدادشون تا ۷۰۰ نفر هم می‌رسه

00:36:30.440 --> 00:36:32.520
‫شماره سه، آیا شما کنار
‫...پیاده‌رو می‌شینید و واسه پسرا

00:36:32.640 --> 00:36:34.800
‫سوت می‌زنید؟
‫حتماً

00:36:34.960 --> 00:36:38.200
‫تو یه ساختمون سازی منو تا خرخره اذیت کردن

00:36:38.600 --> 00:36:42.440
‫اون موقع، تعداد مهندسای زن یک
 یا دو درصد بود

00:36:43.000 --> 00:36:46.480
‫بنابراین وقتی ترامپ منو ملاقات کرد
‫احتمالاً تحت تاثیر قرار گرفت

00:36:47.000 --> 00:36:50.960
‫به خاطر اینکه من یه زن بودم
‫که داشتم "کار مردونه" انجام می‌دادم

00:36:52.520 --> 00:36:54.520
‫این آدما فقط کارگرای ساختمونی رو نگاه نمی‌کنن

00:36:54.600 --> 00:36:58.080
‫که دارن بتن می‌ریزن
‫اونا دارن سارا رو نگاه می‌کنن

00:36:58.400 --> 00:37:03.040
‫یه نقاشی پین‌آپ هفت متر و نیمی که
‫روی تخته سه‌لایی کشیده شده و فقط یه بیکینی تنشه

00:37:03.120 --> 00:37:04.880
‫و یه لبخند اغواگرانه داره

00:37:04.960 --> 00:37:08.960
‫سارا برای لذت کارگرای ساختمونی
‫داخل محوطه طراحی شده بود

00:37:09.080 --> 00:37:11.480
‫نقاش یه لباس شنا برای سارا کشیده

00:37:11.720 --> 00:37:13.720
‫که با بارون شسته می‌شه و می‌ره

00:37:14.160 --> 00:37:16.600
‫حواس آدمو از کار پرت می‌کنه

00:37:16.680 --> 00:37:18.240
‫آدم دوباره احساس جوونی می‌کنه

00:37:18.400 --> 00:37:22.400
‫فکر نکنم وقتی من جوون بودم
 این مدلیشو ساخته بودن

00:37:24.240 --> 00:37:27.960
‫من فوق‌العاده جاه طلب بودم
‫می‌خواستم اسم و رسمی برای خودم دست و پا کنم

00:37:28.400 --> 00:37:30.640
‫از این واقعیت خوشم می‌اومد که من تنها زن اونجا بودم

00:37:30.720 --> 00:37:33.480
‫تهاجمی بودم
‫از هیچ‌کس هیچی رو سرسری رد نمی‌شدم

00:37:34.720 --> 00:37:38.520
‫یه مشکلی پیش میومد، و معمار
‫سعی می‌کرد تقصیر رو بندازه گردن یکی از پیمانکارا

00:37:38.600 --> 00:37:40.560
‫"!و من می‌گفتم، "این مزخرفه

00:37:40.640 --> 00:37:44.040
‫و ترامپ از این خوشش میومد
‫اون جداً از این خوشش میومد

00:37:44.120 --> 00:37:47.040
‫وقتی بالاخره منو استخدام کرد
‫."به من گفت "آدم‌کش

00:37:50.080 --> 00:37:52.160
‫شماره سه
‫دونالد ترامپ چه شکلیه؟

00:37:52.360 --> 00:37:56.160
‫...به نظرم جذاب بود، که
‫باورم نمیشه که واقعاً اینطور فکر می‌کردم

00:37:59.640 --> 00:38:02.440
‫خب، من نمی‌دونستم که قراره چی از آب دربیاد

00:38:02.520 --> 00:38:05.440
‫که... یه ساختمون تماشایی شد

00:38:05.720 --> 00:38:08.960
‫خیلی مدرن و آینده‌نگرانه بود

00:38:09.040 --> 00:38:13.360
‫شکلش، سبک و سیاقش ایده‌اش، موقعیت مکانیش

00:38:13.440 --> 00:38:15.960
‫ارتفاعش و منظره‌هاش بی‌نظیر بودن

00:38:16.120 --> 00:38:21.000
‫منظورم اینه که، یه منظره باز و بی‌مانع داشتی
‫از هر چیزی که داشتی بهش نگاه می‌کردی

00:38:22.360 --> 00:38:27.600
‫همه اینا چیزای خیلی خاصی بودن
‫و اون خودش به تنهایی به اینا رسیده بود

00:38:27.720 --> 00:38:31.120
‫اون یه نقشه‌کش و رویاپرداز بود
‫و من فقط می‌خواستم بخشی ازش باشم

00:38:31.880 --> 00:38:34.680
‫دوباره اون زنگو به صدا درآوردن. یعنی وقت تمومه

00:38:34.920 --> 00:38:39.200
‫حالا رای‌ها همه‌ش ثبت شدن. حالا
‫ممکنه باربارا رز واقعی بلند شه لطفا؟

00:38:39.960 --> 00:38:41.760
‫خودشه

00:38:45.000 --> 00:38:48.920
‫تا جایی که به فضاهای عمومی مربوط می‌شد
‫خیلی جنس درجه یک و عالی بود

00:38:49.000 --> 00:38:53.200
‫ولی تو آپارتمانا یه عالمه... آشغال‌کاری بود

00:38:54.560 --> 00:38:56.560
‫با ۱ میلیون دلار برای دو اتاق خواب

00:38:56.640 --> 00:38:58.960
‫اینا جزو گرون‌ترین خونه‌ها تو شهر هستن

00:38:59.280 --> 00:39:01.120
‫ترامپ با افتخار می‌گه که بهترینن

00:39:01.240 --> 00:39:03.320
‫ولی به جای ساختن یه ساختمون معمولی

00:39:03.440 --> 00:39:05.280
‫ما می‌خوایم کاری کنیم که بهترین ساختمون تو دنیا بشه

00:39:06.120 --> 00:39:09.680
‫کف اون بدترین کفپوش چوبی ارزون قیمتی بود که می‌شد پیدا کرد

00:39:09.760 --> 00:39:12.640
‫جالبه، چون من تو نوشتن طرح پیشنهادی کمک کردم

00:39:12.880 --> 00:39:16.760
‫می دونید تو اون طرح درباره معرق‌کاری و این چیزا
صحبت شده بود

00:39:16.840 --> 00:39:20.440
‫ولی همه‌ش بی‌معنی بود کاشی‌های ارزون قیمتی که چسبونده بودن

00:39:21.280 --> 00:39:25.600
‫آشپزخونه‌ها افتضاح بودن
‫می‌تونید صفحه کابینت فورمیکا رو تصور کنید؟

00:39:26.680 --> 00:39:28.720
‫ترامپ همیشه دنبال صرفه‌جویی تو پول بود

00:39:28.800 --> 00:39:32.560
‫یه بار رفتم پیشش و گفتم
‫نمی‌تونی این کارو بکنی، این افتضاحه"

00:39:32.640 --> 00:39:34.080
‫و با هم مثل سگ و گربه به جون هم پریدیم

00:39:34.200 --> 00:39:36.680
‫ولی کل کل کردن باهاش کار درستی نبود

00:39:36.760 --> 00:39:41.200
‫چون اگه به دیوارش می‌کوبیدی از جا درمی‌اومد و حمله می‌کرد

00:39:41.480 --> 00:39:44.640
‫و... اون به دو جور آدم حمله می‌کرد

00:39:44.720 --> 00:39:49.840
‫به آدمای ضعیف حمله می‌کرد، چون نقطه ضعفشونو
‫پیدا می‌کرد و بعد فقط ازش سوء‌استفاده می‌کرد

00:39:50.040 --> 00:39:53.520
‫و به آدمایی که بهش حمله می‌کردن هم حمله می‌کرد
‫و خیلی بدتر از خودشون جوابشونو می‌داد

00:39:53.600 --> 00:39:55.640
‫خودش می‌گه این کارو می‌کرده و واقعاً هم می‌کنه

00:39:58.360 --> 00:40:00.320
‫ .سلام
‫سلام، چطوری؟

00:40:00.400 --> 00:40:02.200
‫شما درباره املاک بهتر می‌دونید

00:40:02.320 --> 00:40:06.440
‫ آره، مزخرفه. فکر کنم تو این
‫قضیه دارن سرم کلاه می‌ذارن

00:40:07.600 --> 00:40:08.560
‫نه

00:40:10.120 --> 00:40:13.400
‫.وقتی داشتیم برج ترامپ رو می‌ساختیم

00:40:14.520 --> 00:40:18.080
‫ داشتیم درباره مشکلاتی که با
‫یه پیمانکار داشتیم بحث می‌کردیم

00:40:18.160 --> 00:40:19.840
‫مشکلاتمون با یه پیمانکار رو می‌گفتیم

00:40:20.840 --> 00:40:24.880
‫.و دونالد دستشو برد پشت میزش

00:40:25.800 --> 00:40:28.960
‫و یه عکس از روی کوهن درآورد

00:40:29.760 --> 00:40:32.280
‫و از همه کسایی که تو اتاق بودن پرسید
‫"می‌دونید این کیه؟"

00:40:32.360 --> 00:40:33.760
‫".آره، روی کوهنه"

00:40:34.720 --> 00:40:39.120
‫.خب، روی وکیل منه"
‫".هیچ‌کس دلش نمی‌خواد با روی کوهن طرف شه

00:40:42.800 --> 00:40:46.520
‫.پدرخوانده‌های هر پنج خانواده تبهکار توسط اون وکالت می‌شدن

00:40:46.600 --> 00:40:48.520
‫تونی سولرنو، که اخیراً متهم شده

00:40:48.600 --> 00:40:51.040
‫مدت‌هاست که یکی از موکلای روی کوهنه

00:40:51.480 --> 00:40:56.120
‫همه‌شون تو خونه ویلایی‌ش همدیگه رو ملاقات می‌کردن
‫تا اف‌بی‌آی نتونه جلساتشونو شنود کنه

00:40:56.360 --> 00:41:00.000
‫شما دیگه هیچکدوم از اون کارا رو انجام می‌دید؟

00:41:00.080 --> 00:41:01.360
‫همه‌ش دروغه

00:41:02.560 --> 00:41:07.680
‫دونالد ترامپ گفت، "اگه کسی منو
‫تهدید کنه، می‌رم سراغ روی کوهن

00:41:07.760 --> 00:41:10.920
‫این کار حسابی می‌ترسونتشون و عقب می‌کشن

00:41:11.000 --> 00:41:14.320
‫بنابراین، این یه اسلحه برای منه
‫".روی کوهن یه اسلحه برای منه

00:41:18.160 --> 00:41:23.000
‫هیچ‌کس نمی‌دونه برج ترامپ یه ساختمون سازه‌ای منحصربه‌فرده

00:41:24.480 --> 00:41:26.640
‫من با مهندس سازه صحبت کردم

00:41:27.680 --> 00:41:31.080
‫و گفتم، "می‌تونیم کل این ساختمونو با بتن بسازیم؟

00:41:31.680 --> 00:41:33.240
‫".هم ارزون‌تره، هم سریع‌تر

00:41:33.320 --> 00:41:35.000
‫".اون گفت، "حتماً، آرتی

00:41:35.720 --> 00:41:41.080
‫تو اون دوره زمانی، واقعیت این بود که
‫یه سری مشاغل ارتباطاتی با مافیا داشتن،

00:41:41.360 --> 00:41:42.880
‫مخصوصاً بتن

00:41:44.480 --> 00:41:47.160
‫نتیجه‌گیری: برای ساخت بزرگ‌ترین سازه بتنی

00:41:47.440 --> 00:41:50.040
‫تو شهر نیویورک
‫باز هم رو به روی کوهن بیارید

00:41:50.480 --> 00:41:53.160
‫کوهن وکیل رئیس مافیای نیویورک هم هست

00:41:53.240 --> 00:41:54.960
‫که تجارت بتن رو کنترل می‌کنه

00:41:55.520 --> 00:41:58.560
‫رشوه از طرف پیمانکارا تو دفتر کوهن تحویل داده می‌شه

00:41:58.800 --> 00:42:01.240
‫بنابراین شاید اینجا دوبار بابت خدماتش پول می‌گیره

00:42:01.520 --> 00:42:03.720
‫ولی خب، هر چی پول بدی آش می‌خوری

00:42:05.160 --> 00:42:08.480
‫اتفاقاً فرد هم تو خرید بتن دخیل شد

00:42:09.240 --> 00:42:10.840
‫فروش چطوره؟

00:42:11.040 --> 00:42:14.840
‫خب، من کاری به فروش ندارم
‫ولی شنیدم که خیلی عالیه

00:42:14.920 --> 00:42:17.560
‫فوق‌العاده، باورنکردنی

00:42:19.000 --> 00:42:23.440
‫خیلی رو اعصاب بود
‫کنار اومدن باهاش غیرممکن بود

00:42:23.640 --> 00:42:24.800
‫اون فقط

00:42:24.880 --> 00:42:28.480
‫اوه، نه، همه‌ش اشتباهه"
‫".تو نمی‌دونی داری چیکار می‌کنی

00:42:28.640 --> 00:42:31.680
‫و اون فقط... نمی‌تونستم تحملش کنم

00:42:32.520 --> 00:42:35.680
‫ و اون از این متنفر بود که من
‫یه زنم که مسئولیت ساخت و ساز

00:42:35.840 --> 00:42:37.680
‫تو این ساختمون رو به عهده داره

00:42:37.760 --> 00:42:41.920
‫ این داشت دیوونه‌ش می‌کرد، و مقدار پولی
‫که به من می‌دادن و همه این چیزا

00:42:42.000 --> 00:42:45.040
‫ولی وقتی من از فرد پیش دونالد شکایت کردم
‫فقط گفت

00:42:45.120 --> 00:42:46.800
‫تحمل کن عزیزم"

00:42:47.240 --> 00:42:51.720
‫فقط تحملش کن چون بالاخره
‫".دیگه کاری نخواهد بود

00:42:53.600 --> 00:42:55.440
‫دونالد پدرشو تحمل می‌کرد

00:42:55.520 --> 00:42:59.360
‫ به پدرش احترام می‌ذاشت
‫ولی هیچ شکی تو ذهن من نبود

00:42:59.440 --> 00:43:04.720
‫همه می‌دونستن کی پشت این پروژه بود
‫هیچ‌کس حتی یه لحظه هم فکر نمی‌کرد فرد باشه

00:43:04.800 --> 00:43:08.760
‫ فرد فقط یه چیزی بود که باید
‫یه مدت کوتاه تحملش می‌کردیم

00:43:08.960 --> 00:43:10.400
‫این پروژه دونالد بود

00:43:10.920 --> 00:43:14.800
‫اینم خانومه که مسئول فروشه
‫لوئیز سانشاین

00:43:14.880 --> 00:43:17.640
‫اونا فقط یه سوال ازم پرسیدن
‫"فروش چطوره؟"

00:43:17.720 --> 00:43:19.640
‫".گفتم، "من کاری به فروش ندارم

00:43:19.720 --> 00:43:23.280
‫۸۰ درصدش فروش رفته
‫و ما آدمای مهم و سرشناس

00:43:23.360 --> 00:43:25.320
‫دنیا رو داریم که دارن به این برج نقل مکان می‌کنن

00:43:25.560 --> 00:43:29.480
‫باید خیلی جالب باشه که تو لابی
‫واسه آسانسور منتظر بمونیم

00:43:31.920 --> 00:43:33.520
‫ رجی؟
‫سلام، چه خبر؟

00:43:34.040 --> 00:43:37.000
‫سروصدای این قضیه همه‌ش کار ترامپ بود

00:43:37.200 --> 00:43:41.640
‫ترامپ مدیر روابط عمومی خودشم بود
‫اون آپارتمان‌ها رو به قیمت‌های نجومی فروخت

00:43:41.720 --> 00:43:46.200
‫اون الان یه آپارتمان برای فروش داره
‫۱۱ میلیون دلار

00:43:46.280 --> 00:43:48.840
‫برج ترامپ یکی از ساختمونای بزرگ دنیا محسوب می‌شه

00:43:48.920 --> 00:43:50.400
‫مردم از همه‌جا دارن میان

00:43:50.480 --> 00:43:54.720
‫اون حتی تونست عکس جلد مجله وگ پاریس رو هم بگیره

00:43:54.800 --> 00:43:59.320
‫که تصویر نیم‌رخ ساختمون روش بود
‫و بعد به اندازه واقعی

00:43:59.400 --> 00:44:02.960
‫بخشی از صورت یه زن... که داشت اونو می‌بوسید

00:44:03.480 --> 00:44:07.400
‫ما مشهور شده بودیم
‫منظورم اینه که... ترامپ همه این کارا رو کرد

00:44:07.542 --> 00:44:10.600
‫اون بدون شک بهترین مسئول روابط عمومی تو دنیاست

00:44:10.920 --> 00:44:12.800
‫صِدام چطور میاد؟
‫خوبه؟

00:44:12.880 --> 00:44:16.520
‫بذارید برن بالا و بذارید بیان بالا
‫و برشون گردونید پایین و همه چی دیگه

00:44:16.600 --> 00:44:20.480
‫یه داستانی تو روزنامه چاپ شده بود که ملکه انگلیس قراره

00:44:20.560 --> 00:44:22.600
‫کاخ باکینگهام رو ترک کنه
‫و به برج ترامپ نقل مکان کنه

00:44:23.880 --> 00:44:26.280
‫بنابراین اونا ازم پرسیدن که آیا این
‫حقیقت داره یا نه و من گفتم، "بدون اظهار نظر"،

00:44:26.400 --> 00:44:29.200
‫و اونا هم فکر کردن که درسته
‫...منظورم اینه که، هیچ‌کس نمی‌تونست

00:44:30.880 --> 00:44:32.360
‫از بالای برج ترامپ

00:44:32.440 --> 00:44:35.480
‫این برنامه نیکی هاسکله که پخش مستقیم از نیویورکه

00:44:39.840 --> 00:44:43.160
‫برنامه تلویزیونی واقعاً بهترین اتفاق ممکن بود

00:44:44.520 --> 00:44:47.680
‫من همیشه دلم می‌خواست یه کاری
‫با دونالد انجام بدم، یه برنامه تلویزیونی یا یه همچین چیزی

00:44:47.760 --> 00:44:49.160
‫سلام، دونالد
‫سلام، نیکی

00:44:49.240 --> 00:44:52.680
‫من خیلی به کاری که داری می‌کنی افتخار می‌کنم
‫داری چهره نیویورک رو عوض می‌کنی

00:44:52.880 --> 00:44:55.200
‫خب، ما خیلی وقته که همدیگه رو می‌شناسیم، مگه نه؟

00:44:55.320 --> 00:44:57.160
‫آره، و تو همیشه می‌گفتی که انجامش می‌دی
‫من انجامش دادم

00:44:57.240 --> 00:44:59.040
‫بعضی از آدما می‌گن کارایی رو می‌کنن
‫ولی هیچوقت انجام نمی‌دن

00:44:59.120 --> 00:45:00.280
‫بسیار خب، ممنونم، نیکی

00:45:00.680 --> 00:45:02.600
‫خب، الان اینجاییم
‫بالای برج ترامپ

00:45:02.760 --> 00:45:05.000
‫امروز مراسم افتتاحیه این ساختمون باشکوه

00:45:05.120 --> 00:45:07.840
‫تو نبش خیابون ۵۶ و خیابون پنجم

00:45:07.960 --> 00:45:10.800
‫احتمالاً مجلل‌ترین نقطه تو کل نیویورک برای زندگیه

00:45:10.880 --> 00:45:12.680
‫دونالد ترامپ همه ما رو دعوت کرده

00:45:12.760 --> 00:45:14.600
‫به یه مهمونی فوق‌العاده
‫و شهردار هم اینجاست

00:45:14.680 --> 00:45:18.400
‫و فکر کنم شما از دیدن منظره پانورامای
‫باشکوه نیویورک لذت خواهید برد

00:45:20.160 --> 00:45:22.720
‫منظورم اینه که باید به یه همچین چیزی افتخار کرد

00:45:25.480 --> 00:45:27.600
‫فوق‌العاده بود
‫روز خیلی خوبی برای من بود

00:45:33.480 --> 00:45:36.200
‫نمی‌دونم. یه چیزیه که خبرنگارا عاشق دیدنش می‌شن

00:45:36.280 --> 00:45:39.640
‫بنابراین حدود ده دقیقه بعد از ساعت ۱۲ شاید بخواید
‫جای خوبی تو پیاده‌رو برای خودتون دست و پا کنید

00:45:39.720 --> 00:45:42.440
‫ما قراره ۱۰,۰۰۰ تا بادکنک رها کنیم
‫پس خوش بگذرونید. بله؟

00:45:44.520 --> 00:45:49.240
‫آره، برج، برج ترامپ بود
‫و اون طراحیش کرد، ولی من ساختمش

00:45:52.120 --> 00:45:53.760
‫می‌دونید مهمونی تاج‌گذاری چیه؟

00:45:53.840 --> 00:45:57.440
‫وقتی به بالاترین نقطه می‌رسید
‫برای کارگرا جشن می‌گیرید

00:45:57.520 --> 00:45:59.280
‫به این می‌گن مهمونی تاج‌گذاری

00:45:59.360 --> 00:46:02.680
‫و چیز جالبه این بود که ترامپ یه جورایی می‌گفت

00:46:03.400 --> 00:46:05.320
‫آیا واقعاً باید"
‫"همه کارگرا رو هم دعوت کنیم؟

00:46:21.120 --> 00:46:22.800
‫خیلی خوب بود که شهردار اونجا بود

00:46:22.880 --> 00:46:24.880
‫فکر نکنم اون موقع خیلی با هم صمیمی بودن

00:46:25.520 --> 00:46:26.640
‫چرا نبودن؟

00:46:26.720 --> 00:46:29.800
‫نمی‌دونم. سیاست، می‌دونید
‫سیاست رو که می‌دونید چیه

00:46:40.640 --> 00:46:44.080
‫برج ترامپ تماماً لوکس بود

00:46:44.480 --> 00:46:48.320
‫ یه ساختمون بود یه برج،
‫برای آدمای خیلی خیلی ثروتمند

00:46:49.680 --> 00:46:54.280
‫شهردار کوچ معتقد بود
‫که باید معافیت مالیاتی این پروژه رو رد کنه

00:46:54.880 --> 00:46:56.840
‫و حالا، نوبت نوشیدنیه

00:46:58.040 --> 00:47:02.280
‫امیدوارم این دیوارها زمستونای سال‌های بی‌انتها رو تاب بیارن

00:47:02.360 --> 00:47:06.200
‫امیدوارم هر کی توش زندگی می‌کنه فقط شادی رو تجربه کنه

00:47:06.280 --> 00:47:08.440
‫و امیدوارم پنجره‌های این ساختمون

00:47:08.520 --> 00:47:12.360
‫تا ابد رو به مکانی پر از صلح و رفاه باز شن

00:47:12.440 --> 00:47:14.880
‫خیلی قشنگ بود. ممنونم قربان. خیلی قشنگ بود

00:47:14.960 --> 00:47:18.800
‫یه بازدیدکننده از یه سیاره دیگه
‫که این مصاحبه رو ببینه می‌گه

00:47:19.000 --> 00:47:21.240
‫".عجب، کوچ و ترامپ دوستای صمیمی‌ان"

00:47:21.920 --> 00:47:22.880
‫اصلاً اینطور نبود

00:47:23.880 --> 00:47:26.720
‫کوچ ازش متنفر بود. منظورم اینه که، با تمام وجود

00:47:26.800 --> 00:47:28.640
‫یه دست بدید؟
‫حتماً

00:47:28.800 --> 00:47:30.040
‫هر وقت بخواید

00:47:31.280 --> 00:47:33.200
‫قبل از اینکه تموم کنیم چیز دیگه‌ای هست؟

00:47:34.320 --> 00:47:37.800
‫تو اولین سال شهرداریش
‫من داشتم این پروفایل نیویورکر رو می‌نوشتم

00:47:37.880 --> 00:47:40.720
‫و ازش خواستم بذاره من یه گوشه دفترش
‫مثل مگس دیوار بشینم و فقط تماشا کنم

00:47:42.000 --> 00:47:45.440
‫اسم ترامپ تو... تو جلسات مصاحبه‌مون پیش می‌اومد

00:47:45.520 --> 00:47:49.760
‫و اون فقط بی‌رحمانه ترامپ رو
‫یه کلاهبردار، یه آدم دروغگو خطاب می‌کرد

00:47:49.840 --> 00:47:54.520
‫یه آدم خودبزرگ‌بین که سعی می‌کنه
‫افتخار چیزایی رو به اسم خودش بزنه که لیاقتشو نداره

00:47:54.640 --> 00:47:56.600
‫یه آدم معمولی تو شهر نیویورک چه اهمیتی می‌ده

00:47:56.680 --> 00:47:58.440
‫که شما امروز دارید برجتونو تاج‌گذاری می‌کنید یا نه؟

00:47:58.560 --> 00:48:00.200
‫واقعاً فکر می‌کنید برای شهر خوبه؟

00:48:00.280 --> 00:48:01.960
‫چطور فایده‌ش به یه آدم معمولی می‌رسه؟

00:48:02.040 --> 00:48:05.520
‫بهتون می‌گم چطور فایده‌ش می‌رسه
‫ما برای ۵,۰۰۰ تا کارگر ساختمونی شغل ایجاد کردیم

00:48:05.600 --> 00:48:07.720
‫قراره آدمای زیادی ساختمونو اداره کنن

00:48:07.800 --> 00:48:09.600
‫به نظرم این یه قدم حیاتی برای نیویورکه

00:48:09.840 --> 00:48:12.000
‫واقعیت اینه که بیشتر آدما ثروتمند نیستن

00:48:12.080 --> 00:48:16.960
‫و با این حال ما به مالیاتی که از کسایی که کار می‌کنن و
‫کسایی که سرمایه‌گذاری می‌کنن می‌رسه نیاز داریم

00:48:17.040 --> 00:48:20.000
‫تا شهر نیویورک بتونه این امکان رو داشته باشه

00:48:20.080 --> 00:48:24.560
‫که خدمات ضروری رو به فقیرترین فقرا و به... ارائه بده

00:48:30.480 --> 00:48:34.160
‫مراسم افتتاحیه برج ترامپ همه آدمای شهر
‫دلشون می‌خواست به اونجا برن

00:48:34.240 --> 00:48:37.080
‫ببخشید! شما هنوز نباید اینجا باشید. قربان؟

00:48:39.000 --> 00:48:40.680
‫اونجا آدمای چوب پا داشتن

00:48:42.080 --> 00:48:46.160
‫آدمایی که یه جورایی انگار از کاخ باکینگهام اومده بودن. و درها

00:48:46.640 --> 00:48:48.680
‫من ازش برای برنامه تلویزیونی خودم فیلم گرفتم

00:48:49.640 --> 00:48:52.440
‫ من حتی از روی کوهن هم تو
‫مراسم افتتاحیه برج ترامپ فیلم گرفتم

00:48:52.960 --> 00:48:56.440
‫همه‌مون خیلی وقته دونالد رو می‌شناسیم
‫من خیلی بهش افتخار می‌کنم، شما هم همینطورید، مگه نه؟

00:48:56.520 --> 00:49:00.120
‫آره. نیکی، وقتی به گذشته فکر می‌کنی
‫به اینکه من و تو دونالد رو از کی می‌شناسیم

00:49:00.200 --> 00:49:02.360
‫و اتفاقای بزرگ خیلی زیادی تو زندگیش افتاده

00:49:02.440 --> 00:49:05.640
‫امشب افتتاحیه احتمالاً مهم‌ترین ساختمون تو دنیاست

00:49:06.320 --> 00:49:07.840
‫...آبشارهای مرمری

00:49:08.000 --> 00:49:12.240
‫یه جورایی ایمان آدمو به این واقعیت برمی‌گردونه که پیشرفت، که

00:49:12.640 --> 00:49:17.560
‫بازار آزاد اصلاً نمرده
‫وقتی یه همچین چیزی می‌تونه ساخته بشه

00:49:17.640 --> 00:49:19.520
‫خوشحالم که اینجایی
‫می‌دونم که من و تو هردو

00:49:19.600 --> 00:49:21.040
‫تو جای درست و تو زمان درست هستیم

00:49:21.120 --> 00:49:23.600
‫هر وقت همدیگه رو می‌بینیم
‫می‌دونم یه چیز خوب قراره اتفاق بیفته

00:49:23.680 --> 00:49:25.200
‫ممنونم عزیزم
‫باشه عزیزم

00:49:28.240 --> 00:49:30.960
‫برج ترامپ
‫قطب اصلی امپراتوری ترامپ

00:49:32.000 --> 00:49:34.560
‫ گرون‌ترین آپارتمان‌های فروشگاهی و اداری
‫از نظر قیمت هر فوت مربع

00:49:34.640 --> 00:49:36.680
‫تو منهتنه

00:49:36.760 --> 00:49:40.680
‫اینا از پوست پیتون و چرم ساخته شدن
‫همه‌شون با دست تو سوئیس حکاکی شدن

00:49:40.760 --> 00:49:42.640
‫و اینا تِم دهه ۸۰ رو دارن

00:49:42.720 --> 00:49:46.360
‫ اینا رو از سوپرمن برای کریپتونایت
‫الهام گرفتن این سگک کریپتونایتشه

00:49:46.680 --> 00:49:50.360
‫قیمت این کمربند فقط ۵۰۰ پوند هست
‫فروش فوق‌العاده‌ای داشته

00:49:50.760 --> 00:49:54.400
‫ظرف آب سگ یا گربه از نقره استرلینگ جامد
‫با فضای داخلی آبکاری شده با طلا

00:49:54.480 --> 00:49:56.640
‫برچسب قیمت ۱,۳۰۰ پوندی داره

00:49:56.720 --> 00:49:58.920
‫هری وینستون تو برج ترامپ

00:49:59.000 --> 00:50:01.680
‫اون سوت‌های طلای جواهرنشان
‫برای گرفتن تاکسی برای روز مادره

00:50:01.760 --> 00:50:05.280
‫دوتا بخرید، و شما و مامانتون می‌تونید کل یکشنبه رو
‫با سوت تاکسی زدن با همدیگه دوئل کنید

00:50:05.360 --> 00:50:07.360
‫فقط به قیمت ۸,۰۰۰ دلار

00:50:07.440 --> 00:50:11.840
‫این مدل طلایی و کریستالی
‫از منهتن به قیمت ۱۷۰,۰۰۰ پونده

00:50:29.480 --> 00:50:32.680
‫خب، من برج ترامپ رو با این فکر ساختم
‫که قراره معافیت مالیاتی بگیرم

00:50:32.760 --> 00:50:35.960
‫باید معافیت مالیاتی بگیرم، و طبق
‫قانون هم مستحق اون معافیت هستم

00:50:36.040 --> 00:50:37.840
‫این درست نیست
‫درسته

00:50:37.920 --> 00:50:40.000
‫...شهر
‫فکر می‌کنم بهتره واقعاً یه بار دیگه

00:50:40.080 --> 00:50:41.280
‫اطلاعات و آمار خودتون رو چک کنید
‫من چک کردم

00:50:41.360 --> 00:50:43.720
‫بهتره یه بار دیگه چک کنید، چون
‫متوجه می‌شید که من می‌تونستم یه ساختمون

00:50:43.840 --> 00:50:46.280
‫اداری ۷۷ طبقه مطابق ضوابط و مقررات بسازم

00:50:46.440 --> 00:50:48.800
‫روث مسینگر عضو شورای شهر

00:50:48.880 --> 00:50:50.840
‫منطقه وست ساید بالای منهتنه

00:50:50.920 --> 00:50:54.280
‫اون منتقد صریح‌اللهجه برنامه معافیت مالیاتی بوده

00:50:55.920 --> 00:51:00.720
‫من به این معروف بودم که حاضرم قدرت‌های موجود رو به چالش بکشم

00:51:01.680 --> 00:51:04.760
‫...فکر می‌کنم درباره برج ترامپ، می‌دونید، یه ذره

00:51:05.200 --> 00:51:07.800
‫از اون زور بازویی که دنبالشم وجود داشت
‫جوری که شهر داشت می‌گفت

00:51:07.880 --> 00:51:10.840
‫صبر کنید. این یه منفعت اختیاریه"
‫.و ما به شما نمی‌دیمش

00:51:11.200 --> 00:51:14.800
‫چرا یه مولتی‌میلیونر مثل
‫شما باید به بهره بردن از این مزایا ادامه بده؟

00:51:14.880 --> 00:51:18.600
‫شما اخیراً حساب‌های منو چک کردید؟
‫می‌دونید که من یه مولتی‌میلیونرم؟

00:51:18.720 --> 00:51:20.520
‫من دارم سعی می‌کنم
‫آیا دارید انکار می‌کنید که نیستید؟

00:51:20.640 --> 00:51:21.640
‫نه، انکار نمی‌کنم

00:51:21.720 --> 00:51:24.960
‫من رفتم پیش مسئولای شهر، گفتم من مایلم
‫ مقدار زیادی پول

00:51:25.040 --> 00:51:26.680
‫تو این شهر، تو این موقعیت مکانی سرمایه گزاری کنم

00:51:26.800 --> 00:51:30.040
‫حالا آدمایی مثل روث مسینگر و بقیه

00:51:30.120 --> 00:51:31.520
‫مخالف معافیت مالیاتی هستن

00:51:31.680 --> 00:51:34.960
‫به نظر من، دیک
‫...این برنامه تبدیل شده به

00:51:35.400 --> 00:51:36.880
‫یه برنامه رفاهی برای شرکت‌ها

00:51:37.480 --> 00:51:40.200
‫ما داریم به سازنده هایی
‫مثل آقای ترامپ یارانه می‌دیم

00:51:40.280 --> 00:51:41.960
‫اونا سود هنگفتی به جیب می‌زنن

00:51:42.280 --> 00:51:45.640
‫شما چیزی نزدیک به ۱۶۰ میلیون دلار
‫مزایای مالیاتی به دست آوردید

00:51:45.760 --> 00:51:47.120
‫اینا رو تو تایمز خوندید؟

00:51:47.200 --> 00:51:49.320
‫...می‌خوام بدونم چرا
‫تایمز گفته ۱۶۸ تا

00:51:49.400 --> 00:51:52.120
‫آیا منبع اطلاعات شما اونجاست
‫یا خودتون شخصاً تحقیق کردید؟

00:51:52.200 --> 00:51:54.680
‫شما یه مقاله خوندید
‫...و برداشتید ۱۶۰ میلیون دلار

00:51:54.880 --> 00:51:56.360
‫.نه، من محاسبات رو بررسی کردم

00:51:56.440 --> 00:51:58.240
‫من می‌فهمم برنامه معافیت مالیاتی
‫چطوری کار می‌کنه

00:51:58.320 --> 00:52:00.880
‫اشتباهه
‫توهین‌های زیادی رد و بدل شد

00:52:01.040 --> 00:52:03.640
‫فقط تو همین بخش، اون داره سعی
‫می‌کنه بگه من اطلاعاتمو چک نکردم

00:52:03.800 --> 00:52:06.600
‫ اطلاعی ازش ندارم، من دارم به یه
‫مقاله نیویورک تایمز استناد می‌کنم

00:52:06.880 --> 00:52:09.720
‫حرفمو قطع نکن، منو به چالش نکش"

00:52:09.800 --> 00:52:14.280
‫من می‌دونم، و اگه داری مخالفت می‌کنی،
‫".یه مشکلی تو وجودت داره

00:52:14.360 --> 00:52:15.320
‫کن؟

00:52:15.400 --> 00:52:19.960
‫به جای اینکه درباره گذشته بحث و جدل کنیم
‫اجازه بدید یه سوال ازتون بپرسم

00:52:20.040 --> 00:52:21.400
‫فقط یه کم بیاید جلوتر
‫این منم؟

00:52:22.800 --> 00:52:25.760
‫از جمله مشکلات اینجا اینه که هیچکدوم از طرفین

00:52:25.840 --> 00:52:31.720
‫واقعاً نمی‌تونن با حقیقت عینی ثابت کنن
‫که معافیت‌های مالیاتی کمک می‌کنن یا مانع ایجاد می‌کنن

00:52:31.800 --> 00:52:36.120
‫این یه گروه نخبه از سازنده هایی هستن که دارن
‫درآمدهایی رو که ما بهشون نیاز داریم، می‌مکند

00:52:36.200 --> 00:52:39.160
‫این مسخره‌ست
‫گوش دادن به این حرفا خیلی مسخره‌ست

00:52:39.240 --> 00:52:42.200
‫اگه همین زمانی که صرف این کارا می‌کنید رو
‫می‌ذاشتید برای تمیز کردن متروهامون

00:52:42.280 --> 00:52:44.160
‫و پاکسازی شهر از جرم و جنایت
‫من انجام می‌دم

00:52:44.240 --> 00:52:45.720
‫خب، نمی‌دونم که انجام می‌دید یا نه

00:52:45.800 --> 00:52:47.920
‫اگه انجام می‌دید
‫خیلی غیرموثر دارید کار می‌کنید

00:52:48.000 --> 00:52:51.160
‫عصر پرحرارتی بود
‫و از هردوی شما ممنونم که اینجا حضور داشتید

00:52:51.240 --> 00:52:54.240
‫.و به نمایندگی از نیویورک و شرکت صحبت کردید
‫من دیک اولیور هستم. شب بخیر

00:52:55.720 --> 00:52:57.360
‫یه جورایی جالب بود

00:52:58.080 --> 00:53:02.000
‫دونالد ترامپ یهویی داره وارد صحنه می‌شه

00:53:02.400 --> 00:53:05.360
‫به عنوان این چهره ستیزه‌جو

00:53:06.280 --> 00:53:09.440
‫یه آدم دیگه شد

00:53:10.680 --> 00:53:15.680
‫اون مغروره

00:53:19.160 --> 00:53:21.760
‫من از وقتی ۲۳ سالش بود وکیلش بودم

00:53:22.240 --> 00:53:23.440
‫اون نمی‌تونه باخت رو تحمل کنه

00:53:23.760 --> 00:53:26.760
‫همه به دونالد گفتن این کارو نکنه
‫اون هیچ شانسی نداره

00:53:34.240 --> 00:53:36.640
‫اون باور داره که می‌تونی با شهرداری بجنگی

00:53:36.720 --> 00:53:40.680
‫من باور دارم که می‌تونی با شهرداری بجنگی
‫و ما دوتایی با هم جنگیدیم

00:53:40.760 --> 00:53:46.000
‫و معافیت مالیاتی ۷۴ میلیون دلاری
‫برای برج ترامپ گرفتیم

00:53:46.080 --> 00:53:47.680
‫که شهرداری از دادن اون به ما امتناع کرده بود

00:53:47.920 --> 00:53:49.560
‫با رفتن به بالاترین دادگاه ایالتی

00:53:49.640 --> 00:53:52.040
‫که با رای هفت به صفر به نفع ما رای داد

00:53:52.120 --> 00:53:56.360
‫سازنده میلیاردر املاک و مستغلات
‫دونالد ترامپ، یه معافیت مالیاتی چشمگیر

00:53:56.440 --> 00:53:58.000
‫...برای آخرین پروژه‌ش تو خیابون پنجم به دست خواهد آورد

00:53:58.080 --> 00:53:59.360
‫ترامپ برد

00:54:01.080 --> 00:54:05.280
‫اد کوچ، اون عاشق لاف‌زنی‌های خودش و خودنمایی‌های خودش بود

00:54:05.360 --> 00:54:07.240
‫ولی از اینکه کسی به چالشش بکشه خوشش نمی‌اومد

00:54:09.120 --> 00:54:10.880
‫کوچ رو راحت می‌شد شناخت

00:54:12.480 --> 00:54:14.360
‫اد همیشه برای شهر خون گریه می‌کرد

00:54:15.360 --> 00:54:19.400
‫اد از این باخت خیلی شوکه شده بود

00:54:19.480 --> 00:54:23.360
‫اون واقعاً فکر می‌کرد
‫که اونا تو پرونده برنده می‌شن

00:54:24.240 --> 00:54:25.840
‫بعد از ظهر بخیر، سازمان ترامپ

00:54:25.920 --> 00:54:28.080
‫جاه‌طلبی، خلاقیت، پول

00:54:28.160 --> 00:54:29.960
‫اینجا جاییه که اتفاقات اصلی رخ می‌ده

00:54:30.040 --> 00:54:31.720
‫برام پشیزی اهمیت نداره که بخره یا نخره

00:54:31.800 --> 00:54:34.640
‫منتقدای اون می‌گن اون یکی از
‫مقصرای تبدیل شدن نیویورک به

00:54:34.760 --> 00:54:36.760
‫شهری بیش از حد برای ثروتمنداست

00:54:42.280 --> 00:54:46.520
‫قدرت‌های موجود، که همون منافع
ا‫ملاک و مستغلات بودن، می‌گفتن

00:54:46.600 --> 00:54:49.600
‫اوه، این یه محله‌ایه که ما می‌تونیم"
‫از شر همه آدمای فقیر خلاص شیم

00:54:49.720 --> 00:54:51.280
‫".چون آدمای پولدار می‌خوان اینجا زندگی کنن

00:54:56.960 --> 00:55:00.480
‫این چیزی بود که تو بخش
‫فقیر شهر داشت اتفاق می‌افتاد"

00:55:03.280 --> 00:55:05.880
‫این چیزیه که ما بهش می‌گیم
‫حکایت دو شهر"

00:55:22.280 --> 00:55:26.040
‫دونالد اینقدر برای برج ترامپ تبلیغات کرد که، می‌دونید

00:55:26.160 --> 00:55:27.960
‫مردم اونو به چشم

00:55:28.040 --> 00:55:31.880
‫این سازنده بزرگ نگاه می‌کردن که
‫مهم‌ترین ساختمون شهر رو ساخته

00:55:31.960 --> 00:55:34.560
‫و در حالی که اون تنها ساختمونی بود که اون تو شهر ساخت

00:55:34.640 --> 00:55:36.800
‫هایَت یه بازسازی بود

00:55:36.880 --> 00:55:39.760
‫بنابراین این اولین ساختمون نوسازی بود
‫که اون تا حالا انجام داده بود

00:55:39.840 --> 00:55:42.680
‫و با این حال فورا اون یه بازیگر مهم و تاثیرگذار شد،

00:55:46.360 --> 00:55:49.000
‫شخصاً، این زوج خانواده ترامپ، منظورم اینه که

00:55:49.160 --> 00:55:51.080
‫اونا دقیقاً همون چیزی بودن که آدم دلش می‌خواست باشه

00:55:51.200 --> 00:55:54.040
‫اونا بی‌نظیرو خوش‌برخورد و، پولدار بودن

00:55:54.120 --> 00:55:56.480
‫اونا... می‌دونید، بچه داشتن

00:55:56.560 --> 00:56:01.040
‫وقتی آرزو می‌کنی، سعی کن
‫همه‌ی شمع‌ها رو با یه فوت خاموش کنی

00:56:01.120 --> 00:56:02.480
‫ باشه عزیزم؟
‫یه فوت

00:56:02.560 --> 00:56:04.440
‫ایوانا و اون زوج قدرتمندی بودن

00:56:06.480 --> 00:56:08.400
‫.همه می‌خواستن اونا رو تو مهمونی خودشون داشته باشن

00:56:08.480 --> 00:56:12.680
‫منظورم اینه که، یه دوره خیلی
‫گیج‌کننده و سرمست کننده برای اون بود

00:56:14.160 --> 00:56:18.080
‫هیچ‌کس نمی‌تونست سوالی ازش بپرسه
‫و اون خیلی غرق خودش شده بود

00:56:19.280 --> 00:56:20.800
‫مردم ازم می‌پرسن، "چطور ممکنه؟

00:56:20.880 --> 00:56:23.720
‫چطور شد که شما ۴۰ سال
‫"معافیت مالیاتی گرفتید؟

00:56:23.800 --> 00:56:25.800
‫و من همیشه می‌گفتم
‫".چون من ۵۰ سال درخواست ندادم"

00:56:41.600 --> 00:56:46.480
‫تو این قضیه، من دونالد رو نماینده تجارت نمی‌بینم

00:56:46.560 --> 00:56:50.160
‫بلکه به عنوان کسی که وارد سیاست می‌شه
دیدم

00:56:51.200 --> 00:56:54.080
‫پیست اسکیت وُلمن تو سنترال پارک رو یادتونه؟

00:56:54.320 --> 00:56:57.320
‫قرار بود این آخر هفته دوباره باز بشه، بالاخره

00:56:57.400 --> 00:57:00.840
‫ولی همونطور که برای خیلی از
‫بازگشایی‌های برنامه‌ریزی شده دیگه اتفاق افتاده

00:57:00.920 --> 00:57:02.680
‫این یکی هم باز به تعویق افتاد

00:57:04.840 --> 00:57:09.840
‫دونالد بهم زنگ زد و گفت
‫دارم از پنجره‌م بیرون رو نگاه می‌کنم"

00:57:10.280 --> 00:57:16.880
‫و ماه‌هاست دارم نگاه می‌کنم
‫".و این آدما نمی‌تونن یه پیست اسکیت درست کنن

00:57:17.920 --> 00:57:20.920
‫شهر تو هفت سال و نیم گذشته
‫و ۱۲ میلیون دلار خرج یه طرح عجیب و غریب

00:57:21.080 --> 00:57:25.160
‫برای بازسازی پیست اسکیت کرده

00:57:27.440 --> 00:57:29.840
‫دونالد به شهردار کوچ نامه نوشت

00:57:30.560 --> 00:57:34.280
‫اد عزیز، سال‌های زیادیه که با تعجب"
‫تماشا می‌کنم که شهر نیویورک

00:57:34.360 --> 00:57:36.760
‫بارها و بارها تو عمل کردن به وعده‌هاش شکست خورده

00:57:36.840 --> 00:57:39.520
‫برای تکمیل و بازگشایی پیست اسکیت وُلمن

00:57:39.960 --> 00:57:42.440
‫من و بقیه نیویورکی‌ها از تماشای این وضعیت خسته شدیم

00:57:42.520 --> 00:57:44.760
‫فاجعه پیست وُلمن

00:57:44.840 --> 00:57:48.840
‫بی‌کفایتی نشون داده شده تو این پروژه ساخت و ساز ساده

00:57:48.960 --> 00:57:53.560
‫باید یکی از بزرگ‌ترین مایه‌های شرمساری دولت شما محسوب بشه

00:57:54.000 --> 00:57:55.880
‫تو این دوره شش ساله

00:57:55.960 --> 00:58:00.320
‫من هتل‌های بزرگ ساختمون‌های آپارتمانی، و برج ترامپ رو ساختم

00:58:00.640 --> 00:58:03.600
‫ساختن پیست وُلمن که اساساً شامل

00:58:03.680 --> 00:58:05.680
‫ریختن یه دال بتنیه

00:58:05.760 --> 00:58:08.160
‫نباید بیشتر از چهار ماه طول بکشه

00:58:08.240 --> 00:58:10.640
‫".ارادتمند شما، دونالد جی. ترامپ

00:58:12.760 --> 00:58:14.840
‫اون با اسب سفید نیومد

00:58:15.040 --> 00:58:17.320
‫ ولی توسعه‌دهنده، دونالد ترامپ، پیشنهاد داده
‫که پیست اسکیت مشکل‌دار وُلمن

00:58:17.400 --> 00:58:19.440
‫تو سنترال پارک رو نجات بده

00:58:22.560 --> 00:58:25.440
‫ هر کاری که تو یه شهری مثل
‫نیویورک انجام می‌دید مهمه

00:58:25.680 --> 00:58:28.760
‫اگه یه فضای عمومی داشته باشید
‫مثل پیست اسکیت وُلمن

00:58:28.840 --> 00:58:31.760
‫که هیچ‌کس نمی‌تونه درستش کنه... ازش یه قهرمان می‌سازه

00:58:33.200 --> 00:58:37.800
‫هیچ‌کس یه کاری رو فقط برای انجام دادنش انجام نمی‌ده
‫و دونالد این کارو فقط برای انجام دادنش انجام داد

00:58:38.520 --> 00:58:44.120
‫یه جورایی شخصی‌تر بود. بیشتر این دلیلش بود
‫".من می‌تونم این کارو انجام بدم... ولی شماها نمی‌تونید"

00:58:45.840 --> 00:58:47.440
‫پیست وُلمن و کوچ رو در نظر بگیرید

00:58:47.520 --> 00:58:49.040
‫هفت ساله داشتن می‌ساختنش

00:58:49.360 --> 00:58:52.000
‫ می‌دونید، این یه وضعیت خیلی
‫غم‌انگیزه ولی همه‌جا از این موارد دارید

00:58:52.080 --> 00:58:53.400
‫و احتمالاً تو هر دولتی

00:58:55.360 --> 00:59:01.080
‫اون تصمیم گرفت که شهردار رو خجالت‌زده کنه، و بعد کوچ تسلیم شد

00:59:01.160 --> 00:59:02.400
‫و پروژه رو بهش داد

00:59:04.200 --> 00:59:07.240
‫به خاطر موفقیت ما و موفقیت من

00:59:07.840 --> 00:59:11.480
‫تو هایَت و برج‌های ترامپ

00:59:11.560 --> 00:59:14.000
‫انتظار داریم هفته دیگه شروع کنیم
‫و شروع کنیم

00:59:14.120 --> 00:59:17.560
‫دونالد اومد تو دفترم ازم خواست یه پیست اسکیت بسازم.

00:59:18.320 --> 00:59:20.160
‫اون یه سری قول به من داد

00:59:21.120 --> 00:59:25.880
‫تبلیغات زیادی به راه می‌افته
‫خیلی خیلی زیاد

00:59:26.600 --> 00:59:28.160
‫اولین کلماتی که بهم گفت اینا بودن

00:59:28.240 --> 00:59:32.160
‫آرتی، تو قراره"
‫".خیلی از این قضیه تبلیغات به دست بیاری

00:59:32.240 --> 00:59:34.920
‫یه ژنراتور دیگه می‌خوام
‫لازم ندارم

00:59:35.000 --> 00:59:36.920
‫ولی دستمزد ما صفر می‌شد

00:59:37.000 --> 00:59:40.600
‫یه ژنراتور دیگه به محل کار بیارید
‫نیروی بیشتری به محل کار بیارید

00:59:45.320 --> 00:59:46.920
‫ترامپ انجامش داد، نه تو دو سال

00:59:47.000 --> 00:59:49.040
‫حتی تو شش ماهی هم که تخمین زده بود نه

00:59:49.120 --> 00:59:52.320
‫نه، ترامپ دو ماه زودتر و زیر بودجه تمومش کرده

00:59:53.760 --> 00:59:57.120
‫اون تو چهار ماه تمومش نکرد
‫ما تو چهار ماه تمومش کردیم

00:59:58.120 --> 01:00:02.400
‫ما مثل تفنگدارای دریایی هستیم
‫و ما می‌رسیم اونجا، و انجامش می‌دیم

01:00:10.880 --> 01:00:14.480
‫می‌دونید، من امروز صبح با خداوند متعال تماس گرفتم

01:00:14.560 --> 01:00:17.080
‫و ازش خواستم که لطفاً یه هوای خوب بهمون بده

01:00:17.160 --> 01:00:19.960
‫و اون گفت، "دیک،
‫به من زنگ نزن، فقط به دونالد زنگ بزن

01:00:21.600 --> 01:00:26.080
‫ما مدیون شکرگزاری بزرگی هستیم
‫نه تنها به خاطر این هوای باشکوه

01:00:26.160 --> 01:00:28.760
‫ بلکه به خاطر این بازگشایی فوق‌العاده

01:00:28.840 --> 01:00:33.440
‫وقتی مجری گفت، "شما الان به لطف
‫"دونالد جی. ترامپ اسکیت بازی می‌کنید،

01:00:33.840 --> 01:00:35.560
‫فهمیدیم که همه‌چی تموم شد

01:00:40.360 --> 01:00:41.800
‫اون ما رو زیر اتوبوس انداخت

01:00:42.640 --> 01:00:44.920
‫".ساخته شده توسط ترامپ و HRH"

01:00:45.920 --> 01:00:48.160
‫این به ریتم کلمات لطمه می‌زنه

01:00:50.480 --> 01:00:52.880
‫چه اشکالی داره پلتفرم رو به اشتراک بذاریم؟

01:00:53.160 --> 01:00:55.960
‫من مشکلی ندارم که اون مستحق مدال طلاست

01:00:56.480 --> 01:00:59.960
‫ولی من حداقل باید مدال نقره و شاید مدال برنز رو می‌گرفتم

01:01:03.760 --> 01:01:06.840
‫پیست وُلمن یه راه
‫برای ورود به چشم مردم رو نشون داد

01:01:07.920 --> 01:01:12.800
‫من پیست وُلمن رو ساختم"
‫".هیچ‌کس دیگه نمی‌تونست انجامش بده

01:01:20.880 --> 01:01:23.160
‫همه تو شهر
‫همه‌ی روزنامه‌های شهر

01:01:23.800 --> 01:01:25.720
‫متوجه کاری که انجام داده بود شدن

01:01:26.720 --> 01:01:29.080
‫اون همه‌ش دنبال تبلیغات بود

01:01:29.320 --> 01:01:30.840
‫"ترامپ، ترامپ، ترامپ،"
‫همه‌جا

01:01:38.480 --> 01:01:41.120
‫اون همه‌ی امتیازات رو به دست آورد و بعد انگار می‌گفت

01:01:41.200 --> 01:01:42.960
‫".خیلی خب، من می‌تونم هر کاری رو بهتر از شما انجام بدم"

01:01:43.640 --> 01:01:46.800
‫تو ذهن ترامپ، هیچ فرقی بین
‫درست کردن یه پیست اسکیت یخی

01:01:46.880 --> 01:01:48.880
‫و ساختن بزرگ‌ترین سازه
‫که تا حالا ساخته شده وجود نداشت

01:01:50.240 --> 01:01:53.440
‫مردم نیویورک می‌خوان
‫بلندترین ساختمون دنیا رو داشته باشن

01:01:53.520 --> 01:01:54.800
‫.و راستش رو بخواید، منم همینطور

01:02:08.120 --> 01:02:09.160
‫بسیار خب

01:02:11.480 --> 01:02:16.520
‫هفته پیش، من نامه‌ای رو منتشر کردم
‫که برای دونالد ترامپ نوشته بودم

01:02:16.800 --> 01:02:20.360
‫تو اون نامه، من به آقای ترامپ گفتم
‫که معافیت‌های مالیاتی‌ای رو که می‌خواد

01:02:20.440 --> 01:02:22.920
‫بهش اعطا نخواهم کرد

01:02:23.680 --> 01:02:26.480
‫اون نامه خشم آقای ترامپ رو برانگیخت

01:02:26.640 --> 01:02:31.040
‫ما یه جنتلمن تو نیویورک داریم
‫...که خیلی نمک‌نشناسه. هر وقت

01:02:31.160 --> 01:02:33.160
‫شما دارید درباره شهردار نیویورک صحبت می‌کنید، درسته؟

01:02:33.240 --> 01:02:35.080
‫ دارم درباره شهردار نیویورک صحبت می‌کنم،
‫بله

01:02:35.800 --> 01:02:38.760
‫متاسفم که بیشتر بحث و گفتگوی عمومی

01:02:38.840 --> 01:02:42.000
‫ظاهراً مربوط به مسائل شخصی بوده

01:02:42.080 --> 01:02:45.600
‫من می‌گم که اد کوچ می‌تونه لطف بزرگی
‫به همه بکنه اگه از این سمت بره کنار

01:02:45.680 --> 01:02:47.000
‫و همه‌چی رو از اول شروع کنن

01:02:47.080 --> 01:02:53.000
‫در مجموع، این یه... سیاست بد
‫از طرف... از طرف ترامپ بود

01:02:53.880 --> 01:02:55.680
‫با بلندترین ساختمون دنیا

01:02:56.160 --> 01:03:00.280
‫مطمئناً، پدرش راه خیلی
‫بهتری برای انجام کارها بلد بود

01:03:01.560 --> 01:03:06.680
‫فکر می‌کنم دونالد آدمیه که فقط
‫...زور و قدرت رو می‌فهمه

01:03:07.120 --> 01:03:09.320
‫.و مسخره کردن آدما رو

01:03:09.600 --> 01:03:12.360
‫به نظرم باید بگم که اون نه استعدادی داره و نه هوش متوسطی

01:03:12.720 --> 01:03:15.280
‫شهردار رو احمق خطاب کردی

01:03:15.760 --> 01:03:19.480
‫آیا این طرز صحبت کردن درباره یه شهرداره
‫درباره یه آدم دیگه؟

01:03:19.560 --> 01:03:22.640
‫فقط دارم احساساتمو بیان می‌کنم و
‫احساس من اینه. همینه که می‌گم

01:03:22.720 --> 01:03:26.720
‫چیزی که آقای ترامپ می‌خواست
‫خیلی گرون تموم می‌شد

01:03:27.000 --> 01:03:30.040
‫شهر دیگه اون جایی نبود که سال ۱۹۷۵ بود

01:03:32.440 --> 01:03:34.480
‫یادمه کوچ همین‌جوری گفت، انگار مثلاً

01:03:34.560 --> 01:03:37.120
‫این یارو نمی‌تونه هر چی دلش بخواد رو به دست بیاره"

01:03:39.920 --> 01:03:42.480
‫من کار خودمو بلدم
‫اون به اینجور امتیازها نیازی نداره

01:03:43.960 --> 01:03:46.320
‫اگه اینو به دست نیاری چی؟
‫چه اتفاقی می‌افته؟

01:03:46.560 --> 01:03:49.480
‫اون‌وقت کاری که می‌کنم اینه که منتظر
‫یه دولت مترقی‌تر می‌مونم

01:03:49.600 --> 01:03:51.440
‫و مهم‌تر از اون منتظر روزهای بد می‌مونم

01:03:51.560 --> 01:03:54.960
‫وقتی روزهای بد از راه برسن
‫اون‌وقت هر چی بخوام به دست میارم

01:03:56.560 --> 01:03:58.720
‫و اگه اون اتفاق بیفته، شرط می‌بندم که به دستش میاره

01:04:02.400 --> 01:04:05.320
‫واقعاً می‌تونم بگم که تا اینجای
‫زندگی، خیلی خوش‌شانس بودم

01:04:06.080 --> 01:04:09.280
‫ولی زندگی رو هم می‌فهمم
‫و زندگی یه سرمایه‌گذاری بلند مدته

01:04:09.720 --> 01:04:13.120
‫و نسبتاً بخوام بگم فکر کنم من فقط میان‌مدت یا کوتاه‌مدت باشم

01:04:13.200 --> 01:04:15.600
‫واقعاً نمی‌تونم بهتون بگم تو آینده چه اتفاقی قراره بیفته

01:04:15.720 --> 01:04:18.120
‫ولی حس خیلی مثبتی نسبت به آینده دارم

01:04:19.280 --> 01:04:22.160
‫اگه امروز ثروتتو از دست بدی
‫فردا چیکار می‌کنی؟

01:04:22.240 --> 01:04:23.920
‫شاید برم برای ریاست جمهوری نامزد شم

01:04:24.400 --> 01:04:25.440
‫نمی‌دونم

01:04:25.520 --> 01:04:29.320
‫نه، فقط شوخی می‌کنم. وقتی اینو می‌گم
‫یه جورایی دارم طعنه می‌زنم

01:04:30.080 --> 01:04:32.520
‫ممنونم
‫خیلی ممنونم ازت رونا، خیلی زیاد

01:04:32.600 --> 01:04:33.560
‫ممنونم

01:04:35.040 --> 01:04:36.560
‫دیگه کارمون تموم شد؟

01:04:37.840 --> 01:04:39.240
‫بله، دیگه تمومه

01:04:40.840 --> 01:04:43.840
‫شما فوق‌العاده‌اید، باید بهتون بگم
‫خیلی خیلی خوبید

01:04:45.564 --> 01:04:59.564
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.