﻿WEBVTT

00:00:03.884 --> 00:00:10.884
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
.:: www.bolboljan.net ::.

00:00:45.908 --> 00:00:49.648
‫- بله؟
‫- اینگرید ویلیکسن؟

00:00:49.948 --> 00:00:55.128
‫- بله
‫- فرانک هاکلندم. اگه بیدارتون کردم معذرت می‌خوام

00:00:55.428 --> 00:00:57.488
‫چند روز پیش همسرتون رو دیدم.

00:00:57.588 --> 00:01:03.148
‫من یکی از دوستان صمیمی اریک بودم.
‫و توی اداره‌ی پلیس اسوولور کار می‌کنم.

00:01:04.048 --> 00:01:05.528
‫آها، خب؟

00:01:05.828 --> 00:01:09.928
‫زنگ زدم که بگم
‫دخترتون الان خونه‌ی من‌ـه.

00:01:10.228 --> 00:01:15.088
‫- مگه چی شده؟
‫- هیچی. ولی بهتره بیاید و ببریدش خونه

00:01:15.388 --> 00:01:17.888
‫الو؟
‫الو؟

00:01:18.188 --> 00:01:22.928
‫- همین الان میام
‫- عالیه. الان آدرسم رو براتون می‌فرستم

00:01:22.952 --> 00:01:24.252
‫باشه.
‫ممنونم.

00:01:52.431 --> 00:01:56.831
‫ «دو قلو»

00:02:02.588 --> 00:02:04.528
‫جیش کردم.

00:02:04.552 --> 00:02:05.604
‫هان؟

00:02:05.628 --> 00:02:07.288
‫تو خودم جیش کردم.

00:02:09.988 --> 00:02:13.608
‫- به مامانت بگو
‫- مامان رفته

00:02:15.468 --> 00:02:20.008
‫- کارین چی؟ برو به کارین بگو
‫- کارین هم رفته

00:02:20.308 --> 00:02:23.908
‫باشه.
‫پس بیا بریم دنبال مامانت بگردیم.

00:02:27.868 --> 00:02:29.408
‫اینگرید؟

00:02:33.988 --> 00:02:35.348
‫اینگرید؟

00:02:35.372 --> 00:02:37.372
‫اونجا نیستن.

00:02:46.228 --> 00:02:48.868
‫- گه توش
‫- بابا گفتی "گه توش"!

00:02:50.668 --> 00:02:52.248
‫آره، ولی خودتم گفتی.

00:02:58.591 --> 00:02:59.691
‫خب...

00:02:59.951 --> 00:03:03.411
‫باید این لباست اینا رو در بیاری.

00:03:07.351 --> 00:03:10.171
‫- میشه کمکم کنی؟
‫- تنهایی بهتر از پسش بر میای

00:03:11.071 --> 00:03:12.511
‫باید کمکم کنی.
‫باشه.

00:03:17.871 --> 00:03:20.571
‫حالا شلوارت...

00:03:20.631 --> 00:03:24.131
‫خوبه.
‫درش بیار.

00:03:29.019 --> 00:03:29.687
‫آفرین.
‫خب...

00:03:32.851 --> 00:03:34.251
‫- خیلی سردـه
‫- ببخشید

00:03:36.215 --> 00:03:37.015
‫بیا.

00:03:38.351 --> 00:03:42.991
‫- الان بهتره؟
‫- آره

00:03:46.171 --> 00:03:50.231
‫بیشتر باید پاهات رو بشوری.
‫و جایی که...

00:03:50.831 --> 00:03:53.631
‫اونجایی که ازش جیش می‌کنی هم بشور.

00:03:54.551 --> 00:03:59.051
‫اینجوری بشور...
‫باید کلش رو بشوری.

00:03:59.251 --> 00:04:03.031
‫اینجا و اینجا و این بالا رو هم بشور.

00:04:04.631 --> 00:04:08.431
‫وایسا.
‫ببین، اینطوری...

00:04:11.751 --> 00:04:13.131
‫خوبه.

00:04:14.788 --> 00:04:15.788
‫تموم شد.

00:04:17.351 --> 00:04:19.331
‫بیا، حوله رو بپیچون دورت.

00:04:19.331 --> 00:04:23.331
‫آفرین.
‫عالیه.

00:04:24.931 --> 00:04:28.231
‫- آخ. خیلی فشار میدی
‫- ببخشید. از قصد نبود

00:04:31.011 --> 00:04:32.211
‫من گشنمه.

00:04:33.831 --> 00:04:35.531
‫خیلی‌خب.
‫باشه.

00:04:37.005 --> 00:04:38.445
‫راستش منم گشنم‌ـه.

00:04:59.151 --> 00:05:01.051
‫سلام.
‫بیاید تو.

00:05:05.151 --> 00:05:07.651
‫- اون کجاست؟
‫- خوابه.

00:05:12.951 --> 00:05:15.575
‫کارین؟

00:05:16.326 --> 00:05:17.626
‫نمی‌فهمم...
‫توی یه مهمونی پیداش کردیم.

00:05:19.055 --> 00:05:22.155
‫خیلی باهامون حرف نزد.
‫برای همین...

00:05:23.731 --> 00:05:26.871
‫خیلی بهمون لطف کردید.
‫بیشتر از این مزاحمتون نمی‌شیم.

00:05:26.895 --> 00:05:27.995
‫کارین؟

00:05:28.671 --> 00:05:33.411
‫یک دقیقه وقت داری، اینگرید؟
‫قبل اینکه بری، یه لحظه بیا تو آشپزخونه!

00:05:34.711 --> 00:05:36.111
‫قهوه‌ام هم آماده است.

00:05:58.131 --> 00:06:00.311
‫خاویار دوست ندارم.

00:06:01.611 --> 00:06:04.691
‫- پس چی می‌خوای؟
‫- پنیر قهوه‌ای

00:06:10.831 --> 00:06:14.611
‫- پنیر قهوه‌ای نداریم. سالامی می‌خوری؟
‫- نه

00:06:15.211 --> 00:06:17.131
‫- ساندویچ بیکن و پنیر چی؟
‫- نه

00:06:18.631 --> 00:06:21.251
‫- سیب می‌خوری؟
‫- نه

00:06:21.775 --> 00:06:23.075
‫میگم گشنمه!

00:06:25.751 --> 00:06:27.951
‫- کیک می‌خوای؟
‫- آره

00:06:36.651 --> 00:06:42.171
‫تا الان که برای تیم من خیلی خوب پیش رفته.
‫یاد گرفتم چطوری ضربه بزنم...

00:06:44.291 --> 00:06:48.091
‫- بهتر نیست خودت بازی کنی؟
‫- دارم همین کار رو می‌کنم

00:06:51.731 --> 00:06:53.651
‫می‌خوای یه ویدئوی جدید بسازیم؟

00:06:58.071 --> 00:06:59.551
‫از این کار خوشم اومد.

00:07:02.431 --> 00:07:05.831
‫- سه شاخ؟
‫- سه شاخ؟ سه شاخ؟

00:07:10.391 --> 00:07:14.631
‫- یکی دیگه هم داره؟
‫- یکی دیگه!

00:07:14.655 --> 00:07:16.255
‫- مثل...
‫- آره همون.

00:07:20.791 --> 00:07:24.431
‫حالا، اونها قراره بجنگن!
‫آماده‌ای؟ به جای خود...

00:07:28.611 --> 00:07:29.651
‫مامانت اومد.

00:07:31.951 --> 00:07:34.451
‫چی شده؟
‫امروزم قراره تولد بگیرید؟

00:07:35.951 --> 00:07:37.051
‫آره.

00:07:40.071 --> 00:07:42.411
‫زود بیدار شدی!
‫اینگرید کجاست؟

00:07:44.411 --> 00:07:46.731
‫یه کاری داشت و رفته بیرون.

00:07:46.755 --> 00:07:48.755
‫که اینطور.

00:07:48.931 --> 00:07:52.831
‫چقدر خوبه که
‫امروز باباییت قراره ببرتت مهدکودک!

00:07:56.591 --> 00:07:59.191
‫سس مایونزم تموم شده بود!
‫راستی...

00:07:59.391 --> 00:08:01.231
‫باید درباره‌ی فردا حرف بزنیم.

00:08:02.831 --> 00:08:05.931
‫من باید چیکار کنم؟
‫باید یه برنامه درست حسابی بچینیم.

00:08:09.871 --> 00:08:12.571
‫خیلی خوبه که
‫حواست رو به چیزای دیگه پرت کنی.

00:08:12.595 --> 00:08:14.195
‫به فکر آیندت باش.

00:08:14.271 --> 00:08:17.151
‫این کار عواقب زیادی برامون داره.

00:08:19.051 --> 00:08:21.131
‫باید به چی برسیم؟

00:08:21.155 --> 00:08:23.355
‫ماهیتش چیه؟

00:08:24.579 --> 00:08:27.379
‫تو همیشه این چیزا رو خوب می‌فهمی.

00:08:32.231 --> 00:08:33.551
‫خب، فکر کنم که...

00:08:35.751 --> 00:08:36.851
‫من بزرگ فکر می‌کنم

00:08:39.635 --> 00:08:40.995
‫همینطور‌ـه، درسته

00:08:41.051 --> 00:08:45.851
‫به نظرم ما باید ریسک کنیم
‫و به چیزهای بزرگ فکر کنیم.

00:08:47.451 --> 00:08:50.071
‫چیز خاصی مد نظرت داری؟

00:08:50.095 --> 00:08:52.095
‫خب...

00:08:52.771 --> 00:08:56.391
‫فعلاً باید این رو ببرم مهدکودک!

00:08:56.691 --> 00:08:59.111
‫اگه بعداً در این باره حرف بزنیم بهتره.

00:08:59.111 --> 00:09:00.507
‫آره، بعداً حرف بزنیم.
‫فردریک! بزن بریم.

00:09:01.631 --> 00:09:02.807
‫دلم نمی‌خواد برم مهدکودک.
‫یالا دیگه.

00:09:08.511 --> 00:09:10.411
‫پس بعداً درباره‌اش حرف می‌زنیما.

00:09:19.591 --> 00:09:24.351
‫می‌دونم اوضاعش خوب به نظر نمیاد.
‫منم هم سن اون بودم، همینجوری بودم.

00:09:26.911 --> 00:09:30.851
‫دلش نمی‌خواست برسونمش خونه!
‫دلیلش رو می‌دونی؟

00:09:30.851 --> 00:09:34.471
‫شاید دلیلش اینـه که نوجوون‌ـه
‫و دوست داره از حد و مرزها رد بشه.

00:09:34.495 --> 00:09:35.495
‫آره.

00:09:36.171 --> 00:09:39.171
‫- کبودی روی بازوش رو دیدی؟
‫- کبودی؟

00:09:39.195 --> 00:09:40.647
‫آره. روی بازوش‌ـه.

00:09:40.671 --> 00:09:44.511
‫دلش نمی‌خواست بهم بگه
‫چی باعث کبودی بازوش شده.

00:09:47.151 --> 00:09:50.851
‫فکر می‌کنی کار یکی از ماهاست؟

00:09:52.051 --> 00:09:54.091
‫شماها دارید روزای سختی رو می‌گذرونید.

00:09:54.115 --> 00:09:56.115
‫خب این چه ربطی به این موضوع داره؟

00:09:57.291 --> 00:10:00.471
‫می‌تونه به هزار دلیل
‫روی دست یه بچه کبود بشه.

00:10:00.495 --> 00:10:02.895
‫ممکنه توی کلاس باله‌اش
‫این اتفاق افتاده باشه یا یه جای دیگه!

00:10:02.919 --> 00:10:03.927
‫آره خب!
‫کارین.

00:10:05.051 --> 00:10:07.951
‫کارین؟
‫پاشو داریم میریم.

00:10:07.975 --> 00:10:09.275
‫کارین!

00:10:09.951 --> 00:10:11.811
‫باید این سوال رو می‌پرسیدم!

00:10:11.911 --> 00:10:13.823
‫اگه می‌خوای به رئیست گزارش ندم که...

00:10:13.947 --> 00:10:17.847
‫یه دخترِ زیر سن قانونی رو
‫شب خونه‌ات نگه داشتی بس کن.

00:10:17.871 --> 00:10:19.871
‫کارین.
‫پاشو بریم.

00:10:20.131 --> 00:10:23.511
‫چیزی نیست، داریم حرف می‌زنیم.
‫تو برو بخواب.

00:10:23.535 --> 00:10:24.587
‫پاشو بریم.

00:10:24.611 --> 00:10:27.091
‫- دلم نمی‌خواد بیام خونه
‫- بیا ببینم

00:10:35.591 --> 00:10:36.991
‫هی...

00:10:38.491 --> 00:10:39.611
‫ممنونم.

00:10:46.051 --> 00:10:47.331
‫چی شده؟

00:10:51.031 --> 00:10:51.327
‫هی...

00:10:51.351 --> 00:10:53.471
‫چرا کارین نمی‌خواست با مامانش بره خونه؟

00:10:54.871 --> 00:10:56.171
‫نمی‌دونم.

00:11:07.651 --> 00:11:10.971
‫بهتره سر جات بشینی.

00:11:14.671 --> 00:11:17.771
‫کمربند ایمنیت رو هم ببند.

00:11:20.731 --> 00:11:22.471
‫اینجوری از کمربند رو بکش...

00:11:23.071 --> 00:11:27.071
‫و آماده‌ی بستن‌ـه.
‫آماده‌ای! برو ببینم کی اول میشه.

00:11:34.211 --> 00:11:36.311
‫بفرما.
‫دیدی؟

00:11:40.051 --> 00:11:42.291
‫دلم نمی‌خواد برم مهدکودک.

00:11:42.315 --> 00:11:44.315
‫کاملاً درکت می‌کنم.

00:11:52.111 --> 00:11:55.451
‫دیشب کجا بودی؟

00:11:55.451 --> 00:11:57.991
‫به اون پلیسِ چی گفتی؟

00:11:58.891 --> 00:12:00.551
‫کارین چی شده؟

00:12:00.575 --> 00:12:02.375
‫مامان، ماشین رو بزن کنار.

00:12:02.399 --> 00:12:03.499
‫چی؟

00:12:04.351 --> 00:12:06.291
‫وایسا.
‫وایسا.

00:12:22.611 --> 00:12:25.911
‫خوبی؟
‫هنوزم حالت تهوع داری؟

00:12:30.131 --> 00:12:31.331
‫نه.

00:12:34.491 --> 00:12:36.451
‫- ببخشید مامان
‫- عیبی نداره

00:12:41.251 --> 00:12:44.131
‫- از دستم عصبی‌ای؟
‫- نه، عصبی نیستم. من...

00:12:45.331 --> 00:12:47.031
‫من هم یه زمانی 15 سالم بوده.

00:12:48.631 --> 00:12:51.011
‫فقط دلم نمی‌خواد اشتباهاتی که
‫من داشتم رو تو هم تکرار کنی.

00:12:55.951 --> 00:12:58.571
‫- پشیمونی؟
‫- از چی؟

00:12:59.671 --> 00:13:01.531
‫از اینکه حامله شدی!

00:13:03.931 --> 00:13:06.171
‫نه، معلومه که نه!

00:13:08.471 --> 00:13:11.431
‫فکر می‌کنی من پشیمونم کارین؟

00:13:11.455 --> 00:13:12.507
‫اوهوم.

00:13:13.131 --> 00:13:14.931
‫مشخصه که از همچین چیزی پشیمون نیستم.

00:13:18.011 --> 00:13:21.351
‫تو مهم‌ترین
‫و فوق‌العاده‌ترین چیزی هستی که...

00:13:22.051 --> 00:13:26.231
‫توی تمام عمرم برای من اتفاق افتاده.

00:13:27.031 --> 00:13:29.671
‫پس چرا تو و بابا دیگه هم رو دوست ندارید؟

00:13:32.171 --> 00:13:34.471
‫- همچین حسی داری؟
‫- آره

00:13:37.951 --> 00:13:42.651
‫خب می‌دونی،
‫وقتی که بزرگ‌تر میشی...

00:13:42.671 --> 00:13:50.611
‫خیلی سخته که
‫مثل روز اول عاشق هم بمونین.

00:13:55.211 --> 00:13:58.011
‫ولی توی این مسئله
‫تو تقصیری نداری کارین.

00:14:05.731 --> 00:14:07.231
‫بیا بریم خونه.

00:14:16.631 --> 00:14:18.351
‫دلت می‌خواد بازی کنیم؟

00:14:18.451 --> 00:14:22.391
‫اسم بازیش این‌ـه:
‫من سوال می‌پرسم، تو جواب میدی.

00:14:22.791 --> 00:14:27.651
‫مثلاً میگم تو چند سالته؟
‫هشتاد و دو سالته؟

00:14:27.851 --> 00:14:29.471
‫نخیر.
‫من 6 سالم‌ـه.

00:14:32.271 --> 00:14:35.611
‫- خب، رنگ مورد علاقه‌ات چیه؟
‫- خودت که می‌دونی، سبز‌ـه

00:14:35.711 --> 00:14:38.571
‫خوبه!
‫اسم مهدکودکت چیه؟

00:14:40.271 --> 00:14:43.151
‫- "بچه ترول"
‫- اسمش این‌ـه؟

00:14:43.251 --> 00:14:45.531
‫ توی گروه ماکسی اینجوری نوشته
‫(یه چیزی مثل 118 خودمون)

00:14:45.555 --> 00:14:47.555
‫باشه، خب اسم مهدکودکت چیه؟

00:14:48.131 --> 00:14:50.811
‫بچه ترول؟

00:14:50.835 --> 00:14:52.835
‫خیلی‌خب!

00:14:54.951 --> 00:14:58.291
‫باشه، عالی بود.
‫بُردی. یه امتیاز به نفع تو.

00:14:58.491 --> 00:15:02.251
‫حالا یه بازی جدید.
‫اینجوری‌ـه که...

00:15:02.651 --> 00:15:07.591
‫من سعی می‌کنم مهدکودکت رو پیدا کنم.
‫و تو باید مسیر درست رو بهم نشون بدی.

00:15:07.791 --> 00:15:10.111
‫باشه؟
‫چپ برم یا راست؟

00:15:10.311 --> 00:15:14.511
‫- از اون سمت
‫-اونور؟ باشه. عالیه

00:15:16.491 --> 00:15:17.851
‫خب...

00:15:19.551 --> 00:15:21.691
‫- حالا چی؟
‫- اونوری

00:15:21.715 --> 00:15:23.115
‫اون سمت؟

00:15:23.791 --> 00:15:25.391
‫- عالیه
‫- نه، این سمتی‌ـه

00:15:25.415 --> 00:15:26.415
‫این سمت؟

00:15:30.771 --> 00:15:32.271
‫نزدیک شدیم؟

00:15:34.971 --> 00:15:36.751
‫اصلاً می‌دونی مهدکودکت کجاست؟

00:15:44.191 --> 00:15:49.491
‫می‌تونی بگی چی نزدیکش‌ـه؟
‫جنگل؟ خونه یا دریا؟

00:15:49.891 --> 00:15:53.631
‫- خونه
‫- خونه‌ها چه رنگین؟

00:15:53.931 --> 00:15:56.131
‫- زرد
‫- زرد؟ باشه

00:15:58.631 --> 00:16:01.611
‫- دیگه چی؟ چیز دیگه‌ای هم دیدی؟
‫- یه فروشگاه

00:16:02.611 --> 00:16:04.811
‫فروشگاه؟
‫چه خوب!

00:16:05.771 --> 00:16:10.171
‫یه فروشگاه نزدیک مهدکودک.
‫این خودش بهت امتیاز میده.

00:16:15.471 --> 00:16:17.955
‫سلام.

00:16:19.831 --> 00:16:22.451
‫منتظریم هر لحظه
‫گزارش کالبدشکافی اریک موئن بیاد.

00:16:22.475 --> 00:16:23.327
‫خب.

00:16:23.351 --> 00:16:26.671
‫برای همین چیزی نمونده
‫تا بخوایم نتیجه‌گیری کنیم.

00:16:26.671 --> 00:16:28.631
‫- گفتم بهتره بهت خبر بدم
‫- باشه، ممنونم

00:16:29.255 --> 00:16:30.755
‫عه، راستی...

00:16:33.751 --> 00:16:37.071
‫ببخشید.
‫چند ثانیه وقت داری.

00:16:37.071 --> 00:16:41.451
‫از تحلیل حرکاتش
‫قبل از وقوع حادثه چی گیرتون اومده؟

00:16:43.151 --> 00:16:45.991
‫توماس هانسن گفته که ساعت 3 بعد از ظهر،
‫پیشش بوده...

00:16:46.015 --> 00:16:47.667
‫و رفته بوده تا ماشینش رو تحویل بگیره.

00:16:47.691 --> 00:16:49.791
‫و تو ساعت 5 بعد از ظهر
‫وقوع حادثه رو گزارش دادی.

00:16:49.791 --> 00:16:53.951
‫یکی هست که میگه، توی روز حادثه
‫اون رو توی دهکده‌ی ماهی‌گیری ساکریزوی دیده.

00:16:54.451 --> 00:16:57.731
‫شاید قبل از وقوع حادثه اونجا بوده.

00:16:57.755 --> 00:16:58.755
‫آره!
‫درست میگی.
‫ببخشید.

00:17:16.591 --> 00:17:17.991
‫حالت چطوره؟

00:17:22.671 --> 00:17:25.111
‫به مدرسه‌ات زنگ می‌زنم
‫و میگم امروز خونه می‌مونی.

00:17:26.411 --> 00:17:27.651
‫مرسی.

00:17:35.471 --> 00:17:36.991
‫دیگه باید برم یکم بخوابم مامان.

00:17:37.091 --> 00:17:41.291
‫هی...می‌خوای برات
‫وان حموم رو با آب گرم پُر کنم؟

00:17:49.411 --> 00:17:52.711
‫بازم درباره‌ی تعطیلات تابستونی فکر کردی؟

00:17:53.611 --> 00:17:58.311
‫- هنوزم دلت می‌خواد با سارا سفر بری؟
‫- فکر کردم تو دوست نداری برم

00:18:01.131 --> 00:18:04.431
‫خب، اگه خودت دلت می‌خواد بری...

00:18:07.171 --> 00:18:10.591
‫من با اون پلیسِ حرف زدم.

00:18:10.691 --> 00:18:14.731
‫فکر می‌کرد توی خونه کتکت می‌زنیم.

00:18:15.231 --> 00:18:17.471
‫می‌دونی چرا همچین فکری می‌کنه؟

00:18:19.571 --> 00:18:20.831
‫نه، نمی‌دونم.

00:18:24.631 --> 00:18:28.611
‫علت این کبودی چیه؟
‫بخاطر کلاس باله است؟

00:18:29.111 --> 00:18:31.891
‫داشتم تلاش می‌کردم با یکی از دوستای اریک،
‫موج‌سواری کنم.

00:18:32.291 --> 00:18:35.491
‫طول امواج خیلی بلند شد.
‫ولی بابا کمکم کرد برگردم ساحل.

00:18:40.651 --> 00:18:45.191
‫- اون چش شده؟
‫- منظورت چیه؟

00:18:46.691 --> 00:18:48.871
‫به نظرت اون یکم عجیب و غریب نشده؟

00:18:49.871 --> 00:18:52.771
‫با توجه به اتفاقایی که افتاده، نه!

00:18:52.871 --> 00:18:54.991
‫ولی اون کاملاً تبدیل به یه آدم دیگه شده.

00:18:55.691 --> 00:18:57.711
‫اون بابت اتفاقی که برای اریک افتاده
‫خیلی ناراحت‌ـه.

00:18:57.711 --> 00:19:00.971
‫نه، مسئله این نیست.
‫موضوع یه چیز دیگه است. می‌تونم بفهمم.

00:19:03.591 --> 00:19:06.791
‫تو خیلی از اینکه یه عزیزی رو از دست میدی
‫سر در نمیاری.

00:19:06.991 --> 00:19:08.591
‫ولی خود توام عجیب و غریب شدی.

00:19:08.591 --> 00:19:10.431
‫داری درباره‌ی سفرم با سارا حرف می‌زنی...

00:19:10.431 --> 00:19:13.171
‫در صورتی که یک سال بود
‫از حرف زدن درباره‌ی این موضوع طفره می‌رفتی.

00:19:13.295 --> 00:19:14.347
‫مگه دوست نداشتی بری؟

00:19:14.371 --> 00:19:17.011
‫اون پلیسِ هم فکر می‌کنه
‫که بابا داره عجیب و غریب رفتار می‌کنه.

00:19:22.231 --> 00:19:25.091
‫- باهاش درباره‌ی بابات حرف زدی؟
‫- آره

00:19:25.791 --> 00:19:27.811
‫چرا گفتی اریک رو خیلی وقت‌ـه که ندیدی؟

00:19:29.511 --> 00:19:31.711
‫اون روز حادثه اینجا بود.
‫خودم دیدمش.

00:19:31.735 --> 00:19:32.535
‫دیدیش؟

00:19:32.559 --> 00:19:34.559
‫آره. به نظر ناراحتم میومد.

00:19:34.931 --> 00:19:39.451
‫- داشت اطراف قایق می‌چرخید
‫- و تو این رو به اون پلیس گفتی؟

00:19:39.475 --> 00:19:40.527
‫اوهوم.

00:19:40.551 --> 00:19:43.451
‫نباید همچین حرفی می‌زدی.
‫اینجوری آدم‌ها دچار سو تفاهم میشن.

00:19:43.551 --> 00:19:45.151
‫- حتماً اونی که دیدی، پدرت بوده.
‫- چته؟

00:19:45.151 --> 00:19:46.631
‫- حرفم رو خوب گوش کن
‫-آخ

00:19:46.655 --> 00:19:48.455
‫- میگم گوش کن
‫- ولم کن

00:19:48.531 --> 00:19:51.111
‫نه حق داری از تلفن استفاده کنی، نه تلویزیون
‫و نه کلاس باله بری...

00:19:51.135 --> 00:19:52.235
‫گور بابات.

00:20:12.251 --> 00:20:13.271
‫ببخشید.

00:20:24.271 --> 00:20:27.371
‫سلام آدام.
‫بابت دیروز ممنونم.

00:20:29.691 --> 00:20:34.391
‫با متصدی کفن و دفن صحبت کردم.
‫جسد اریک رو امروز تحویلش میدن.

00:20:34.415 --> 00:20:34.615
‫باشه.

00:20:36.551 --> 00:20:43.171
‫میشه درباره مراسم خاکسپاری حرف بزنیم؟
‫درباره‌ی اریک، بازم اطلاعات می‌خوام.

00:20:43.871 --> 00:20:48.731
‫فقط چیزایی که
‫مرتبط با رابطه‌ی افتضاحتون بوده رو می‌دونم.

00:20:49.231 --> 00:20:52.631
‫ولی فکر نکنم درست باشه توی روز خاکسپاریش
‫درباره‌ی این چیزها حرف بزنیم.

00:20:52.655 --> 00:20:54.007
‫نه، درست نیست.

00:20:54.131 --> 00:20:55.551
‫- حالا میام دفترت
‫- سلام

00:20:55.575 --> 00:20:57.075
‫- سلام
‫- سلام

00:20:58.051 --> 00:21:01.991
‫می‌تونم بیرون هم منتظرت بمونم.
‫بعدش می‌تونیم بریم تو یه کافه بشینیم.

00:21:02.591 --> 00:21:06.491
‫- خوبه
‫- باشه، پس بیرون می‌بینمت

00:21:10.491 --> 00:21:12.391
‫بیا بریم بیرون، پیش بقیه.

00:21:13.491 --> 00:21:16.491
‫صبحتون بخیر!
‫چقدر خوشگل شدی، رفیقم!

00:21:17.711 --> 00:21:21.571
‫بریم سراغ سوال اول:
‫ظرف ناهارت رو گذاشتی توی یخچال؟

00:21:23.771 --> 00:21:28.471
‫- عه...فکر کنم کلاً یادمون رفت بیاریمش
‫- امروز، از اون روزاست، نه؟

00:21:28.771 --> 00:21:31.191
‫پس باباییت برمی‌گرده خونه
‫و میره میارتش. نه؟

00:21:32.291 --> 00:21:35.371
‫شما رفقا اینجا چیزی ندارید بهش بدید؟

00:21:36.571 --> 00:21:39.771
‫مسئولیت‌پذیر بودن
‫بابت آوردن ظرف ناهارشون...

00:21:39.795 --> 00:21:41.795
‫برای مهدکودکمون خیلی مهم‌ـه.

00:21:43.071 --> 00:21:45.551
‫توی جلسه‌ی اولیا درباره‌اش حرف زدیم.

00:21:45.575 --> 00:21:47.175
‫آره، درسته.

00:21:47.751 --> 00:21:50.611
‫اگه برید خونه
‫و ظرف غذاش رو بیارید ممنون میشم.

00:21:50.635 --> 00:21:52.287
‫اینجوری طبق برناممون پیش میریم.

00:21:52.311 --> 00:21:54.751
‫- باشه؟
‫- باشه

00:21:54.775 --> 00:21:56.775
‫- باشه
‫- خیلی‌خب...

00:21:56.851 --> 00:22:01.191
‫- آوا می‌تونه غذاش رو با فردریک تقسیم کنه
‫- آره، می‌تونم

00:22:01.491 --> 00:22:02.631
‫عیبی نداره؟

00:22:02.655 --> 00:22:06.555
‫آوا و فردریک زیاد اینکار رو می‌کردن،
‫مگه نه؟

00:22:06.731 --> 00:22:08.851
‫- آره
‫- ممنونم. مرسی

00:22:10.911 --> 00:22:13.011
‫اخیراً خیلی دارم درباره‌ات فکر می‌کنم.

00:22:13.011 --> 00:22:14.611
‫حال و روزت چطوره؟

00:22:15.411 --> 00:22:16.811
‫ممنونم، بهترم.

00:22:19.111 --> 00:22:22.371
‫- اون آقایی که الان داشتم باهاش حرف می‌زدم...
‫- یعقوب؟

00:22:22.571 --> 00:22:24.311
‫آفرین، آره یعقوب...

00:22:24.435 --> 00:22:27.035
‫دوباره میگی توی کدوم کلیسا کار می‌کنه؟

00:22:27.111 --> 00:22:28.631
‫مگه از کلیسای گریمسویا اومده بیرون؟

00:22:29.155 --> 00:22:31.155
‫نه نیومده.
‫اومده؟

00:22:32.231 --> 00:22:35.131
‫- نه
‫- یه لحظه تعجب کردم

00:22:35.155 --> 00:22:38.155
‫خب دیگه.
‫بهتره من دیگه برم، فردریک!

00:22:38.351 --> 00:22:41.151
‫برای اولین نبردِ بالشتی آماده‌اید؟

00:22:42.851 --> 00:22:44.951
‫- بابایی
‫- بغلِ آخر رو به بابایی بدیم!؟

00:22:45.651 --> 00:22:48.831
‫خب، می‌بینمت.
‫ظرف ناهارش یادت نره.

00:22:48.855 --> 00:22:50.455
‫باشه.
‫خداحافظ فردریک.

00:23:10.891 --> 00:23:12.991
‫ببخشید کارین، خیلی زیاده‌روی کردم.

00:23:13.015 --> 00:23:14.167
‫لطفاً برو بیرون.

00:23:14.491 --> 00:23:16.011
‫منظوری نداشتم.
‫ببخشید...

00:23:16.435 --> 00:23:18.435
‫- می‌دونم که تو...
‫- مگه کری؟

00:23:19.011 --> 00:23:21.671
‫- می‌دونم ترسیدی که...
‫- میشه لطفاً بری؟

00:23:21.695 --> 00:23:22.747
‫برو بیرون.

00:23:22.771 --> 00:23:26.611
‫بذار حرفم رو بزنم.
‫بخاطر اتفاقی که برای برادرِ پدرت افتاد نیست...

00:23:26.635 --> 00:23:27.935
‫از اتاقم برو بیرون.

00:23:28.311 --> 00:23:31.611
‫دلیلش این‌ـه که
‫من و پدرت قراره از هم جدا بشیم.

00:23:37.471 --> 00:23:40.771
‫قبل از این اتفاق
‫تصمیممون رو گرفته بودیم.

00:23:40.831 --> 00:23:44.491
‫برای همین الان شرایط برای من و بابات
‫سخت‌تر از همیشه شده.

00:23:45.691 --> 00:23:47.391
‫متاسفم که این موضوع روی توام اثر گذاشته.

00:23:48.791 --> 00:23:50.771
‫دارید طلاق می‌گیرید؟

00:23:52.271 --> 00:23:54.931
‫من و بابات همیشه با هم فرق داشتیم.

00:23:56.531 --> 00:23:59.331
‫دیگه نمی‌تونیم خیلی با هم کنار بیایم.

00:24:03.711 --> 00:24:08.391
‫به محض اینکه تحقیقات پلیس تموم بشه
‫پدرت میره.

00:24:09.691 --> 00:24:12.691
‫- میره اسلو؟
‫- آره، احتمالاً

00:24:19.411 --> 00:24:21.351
‫می‌خواد همینجوری خانوادمون رو بذاره و بره؟

00:24:21.375 --> 00:24:22.975
‫خودش این رو می‌خواد.

00:24:24.251 --> 00:24:27.191
‫برای همین الان خیلی مهم‌ـه
‫که من و تو کنار هم بمونیم.

00:24:27.215 --> 00:24:29.215
‫بخاطر فردریک.

00:24:29.391 --> 00:24:31.611
‫اون برای درک این چیزها خیلی کوچیک‌ـه.

00:24:31.835 --> 00:24:33.835
‫ولی ما هم رو داریم، مگه نه؟

00:24:36.389 --> 00:24:37.389
‫اوهوم.

00:24:39.551 --> 00:24:41.551
‫قول میدم همه‌چیز درست بشه.

00:24:41.575 --> 00:24:43.575
‫ولی دلم نمی‌خواد شایعه پخش بشه.

00:24:44.951 --> 00:24:48.651
‫اگه بازم کسی ازت پرسید بگو اریک رو ندیدی
‫بابات رو دیدی، باشه؟

00:25:02.767 --> 00:25:04.334
‫ببخشید می‌دونین پذیرش کجاست؟

00:25:04.357 --> 00:25:05.557
‫آره، خودمم. بفرمایید؟

00:25:05.581 --> 00:25:07.581
‫برید اون پایین
‫دفترپذیرش بازه.

00:25:07.605 --> 00:25:09.605
‫- همونجا پذیرش بشید
‫- ممنونم

00:25:12.511 --> 00:25:14.171
‫- سفر خوبی داشته باشید، خوش بگذره
‫- ممنونم

00:25:14.195 --> 00:25:16.595
‫سلام.

00:25:17.471 --> 00:25:20.071
‫- آلمانی بودن؟
‫- فرانسوین.

00:25:20.095 --> 00:25:21.595
‫- فرانسوی!
‫- آره، فرانسوی

00:25:22.751 --> 00:25:26.851
‫- ولی هیچ فرقی با آلمانی‌ها نداشتن
‫- آره، تشخیصشون راحت نیست

00:25:31.031 --> 00:25:37.231
‫گفتم اگه آدام این اطرافه
‫یه گپی باهاش بزنم.

00:25:37.491 --> 00:25:39.271
‫خیلی حال و روزش خوب نیست.

00:25:39.295 --> 00:25:41.295
‫به نظرم بهتره یکم صبر کنی...

00:25:41.319 --> 00:25:42.819
‫- باشه
‫- آره

00:25:43.271 --> 00:25:45.671
‫آره، درکش می‌کنم.
‫فقط داشتم فکر می‌کردم که...

00:25:49.731 --> 00:25:52.251
‫تاحالا اریک رو دیدی؟

00:25:53.075 --> 00:25:55.075
‫نه ندیدمش.

00:25:56.151 --> 00:26:00.651
‫هیچ‌وقت درک نکردم
‫مشکل بین این دو نفر چیه!

00:26:02.351 --> 00:26:03.671
‫نه...

00:26:04.171 --> 00:26:07.311
‫سال‌ها بود که با هم حرف نزده بودن!

00:26:12.031 --> 00:26:14.271
‫سرت شلوغ‌ـه.
‫نمی‌خوام مزاحمت بشم.

00:26:14.971 --> 00:26:18.771
‫هروقت خواستی با ویلد بیای اینجا،
‫یه زنگ بهم بزن.

00:26:19.971 --> 00:26:23.271
‫- می‌تونیم بریم قایق‌سواری...
‫- آره، فکر خوبیه

00:26:24.371 --> 00:26:27.071
‫- بعداً می‌بینمت، تروند
‫- حتماً فرانک، خداحافظ

00:26:58.811 --> 00:26:59.781
‫سلام.

00:26:59.881 --> 00:27:01.851
‫خوشحالم تونستی به این زودی بیای!

00:27:11.631 --> 00:27:17.131
‫می‌خوام با یه سری مسائل
‫درباره‌ی مراسم تشییع جنازه شروع کنم.

00:27:17.531 --> 00:27:20.631
‫برای همین، باید یکم بیشتر
‫درباره‌ی اریک باهام حرف بزنی.

00:27:20.631 --> 00:27:24.611
‫چطور باید ازش یاد کرد؟
‫تاحالا به این موضوع فکر کردی؟

00:27:30.631 --> 00:27:33.231
‫نه.
‫نمی‌دونم چی بگم...

00:27:35.891 --> 00:27:38.671
‫باهام بیا.
‫می‌خوام یه چیزایی نشونت بدم.

00:27:38.695 --> 00:27:39.747
‫باشه.

00:27:40.371 --> 00:27:43.551
‫برای محل دفنش یه جای خوب پیدا کردیم.

00:27:49.091 --> 00:27:50.831
‫به نظرم اینجا خیلی خوبه.

00:27:52.971 --> 00:27:56.671
‫دریا از اینجا و اونجا دیده میشه.

00:28:00.151 --> 00:28:02.791
‫به نظرم جای خوبی‌ـه
‫برای اینکه آرامش اَبدی داشته باشی.

00:28:08.831 --> 00:28:10.731
‫بیا براش دعا کنیم.

00:28:15.451 --> 00:28:17.771
‫پروردگارا، ما به درگاهت
‫برای آدام دعا می‌کنیم

00:28:18.295 --> 00:28:20.295
‫تا او را از غم و اندوه حفظ فرمایی.

00:28:21.871 --> 00:28:25.831
‫و در این لحظات سخت
‫به او قدرتی اعطا فرمایی...

00:28:27.731 --> 00:28:31.631
‫و تمام افرادی که بدون اریک
‫به زندگی خود ادامه‌ می‌دهند را حفظ بفرما.

00:28:34.231 --> 00:28:35.791
‫پروردگارا، این خواسته‌ی ماست.

00:28:39.211 --> 00:28:40.231
‫خب دیگه...

00:28:41.431 --> 00:28:43.451
‫بین این دو تا،
‫می‌خوای این رو ببینی؟

00:28:43.475 --> 00:28:44.175
‫اوهوم.

00:28:44.251 --> 00:28:48.231
‫- الان داره توی تلویزیون نشونش میده؟
‫- نه. این رو از قبل ضبط کردم.

00:28:49.031 --> 00:28:51.531
‫یه کنسرت‌ـه.
‫می‌خوای ببینیش؟

00:28:51.531 --> 00:28:52.531
‫آره، باشه.
‫باشه.

00:28:54.731 --> 00:28:57.331
‫- جدا از این‌ها، حالت چطوره؟
‫- بد نیستم، ممنون

00:28:59.131 --> 00:29:01.451
‫ولی هفته‌ی عجیبی بود!

00:29:01.775 --> 00:29:03.775
‫- می‌خوام کانال رو عوض کنم.
‫- بده من

00:29:06.151 --> 00:29:08.131
‫آدام رو خوب می‌شناختی؟

00:29:09.931 --> 00:29:13.571
‫خانواده‌اش همه دیوونه بودن...

00:29:15.271 --> 00:29:18.071
‫آره، اون دو تا داداش
‫اصلاً با هم کنار نمی‌اومدن.

00:29:18.095 --> 00:29:19.147
‫نه، نمیومدن.

00:29:19.171 --> 00:29:22.651
‫هربار که می‌خواستم درباره‌ی آدام حرف بزنم
‫اریک عجیب و غریب رفتار می‌کرد.

00:29:23.051 --> 00:29:27.331
‫- دوباره این صفحه‌ی منو اومد
‫- چه برنامه‌ای می‌خوای ببینی؟

00:29:27.355 --> 00:29:28.207
‫کانال سه؟

00:29:28.231 --> 00:29:30.211
‫این هم همون برنامه‌ای که دوست داری.

00:29:31.311 --> 00:29:36.311
‫در جریانی که...
‫آدام می‌خواست اریک رو بُکشه!

00:29:36.335 --> 00:29:37.335
‫عه؟
‫خیلی سال پیش بود...
‫ولی...

00:29:39.351 --> 00:29:41.971
‫من توی ساحل پیداش کردم.

00:29:42.571 --> 00:29:46.831
‫بدنش نیمه جون بود.
‫مجبور شدم ببرمش بیمارستان.

00:29:46.931 --> 00:29:51.351
‫چند هفته بیمارستان بستری بود.
‫بعد از اون شد که دیگه با هم حرف نزدن.

00:29:51.351 --> 00:29:54.251
‫- میدونی سر چی بود؟
‫- نه

00:29:56.351 --> 00:29:58.651
‫نه،
‫اریک دلش نمی‌خواست در این باره حرف بزنه.

00:29:59.851 --> 00:30:01.851
‫دلش هم نمی‌خواست از برادرش شکایت کنه.

00:30:02.011 --> 00:30:06.631
‫- این رو نمی‌فهمم...
‫- به جهنم مامان. اینقدر کانال رو عوض نکن

00:30:06.631 --> 00:30:11.091
‫- خب آخه نمی‌فهمم...
‫- می‌دونم. .ولی گور باباشون

00:30:11.191 --> 00:30:13.451
‫اینقدر بدخلقی نکن توماس.

00:30:20.491 --> 00:30:22.611
‫میرم میز رو تمیز کنم.

00:30:23.111 --> 00:30:26.411
‫بدید من کمکتون کنم عمه جون.

00:30:26.435 --> 00:30:27.735
‫بذار ببینم...

00:30:30.951 --> 00:30:34.171
‫توماس همیشه پسر خوبی بوده.

00:30:34.195 --> 00:30:35.295
‫آره.

00:30:35.471 --> 00:30:38.351
‫شاید نسبت به بقیه یکم آدم بیقرارتری باشه...

00:30:40.931 --> 00:30:45.551
‫از وقتی این اتفاق برای اریک افتاده
‫من نگران توماسم.

00:30:46.151 --> 00:30:49.991
‫توماس دیگه خودش نیست...
‫شب‌ها اصلاً نمی‌خوابه.

00:30:50.891 --> 00:30:53.711
‫فقط میشینه و سیگار می‌کشه.

00:30:54.211 --> 00:30:56.111
‫و یهو شروع می‌کنه جیغ و داد کردن.

00:30:56.135 --> 00:30:59.035
‫بعدش می‌زنه زیر گریه
‫و پشت میز آشپزخونه می‌شینه.

00:30:59.059 --> 00:30:59.887
‫عه!

00:30:59.911 --> 00:31:04.811
‫لابد دلیلش این‌ـه که اون اریک لجن،
‫بیشتر از صد هزارتا بهمون بدهکار بوده.

00:31:07.651 --> 00:31:09.051
‫حالت خوبه؟

00:31:09.251 --> 00:31:12.991
‫من؟ آره.
‫نگرانم نباش.

00:31:14.791 --> 00:31:18.171
‫مامان!
‫بذار الان برای تنظیم تلویزیون کمکت کنم...

00:31:18.871 --> 00:31:21.851
‫بده.
‫بعدش هم بیا یکم نوشیدنی بیلی بخوریم.
‫(نوشیدنی کِرِمیِ ایرلندی)

00:31:23.851 --> 00:31:26.731
‫- توی نوردسترند بزرگ شدید؟
‫- آره

00:31:29.451 --> 00:31:33.251
‫والدینتون چی؟
‫پدرت خیلی مسافرت می‌رفت؟

00:31:33.551 --> 00:31:35.491
‫آره، توی کشتیرانی کار می‌کرد.

00:31:37.791 --> 00:31:42.211
‫- و مادرمون...
‫- اون چی؟

00:31:42.611 --> 00:31:47.551
‫وقتی پدرمون برای همیشه رفت آسیا
‫اون شروع کرد به مشروب خوردن.

00:31:47.851 --> 00:31:50.091
‫هرچقدر بیشتر مشروب می‌خورد...

00:31:50.215 --> 00:31:52.215
‫اینکه ظاهرش خوب باشه
‫بیشتر براش مهم‌ میشد.

00:31:54.911 --> 00:31:58.411
‫- و بعدش...؟
‫- نیازی نیست به این چیزها اشاره کنی

00:31:58.711 --> 00:32:00.451
‫بعدش شماها اومدید اینجا؟

00:32:01.351 --> 00:32:04.157
‫هدفمون این بود تا جای ممکنه ازش دور باشیم.

00:32:04.457 --> 00:32:07.710
‫و متفاوت با سبک زندگی اون
‫زندگی کنیم.

00:32:08.811 --> 00:32:12.751
‫و نظرت درباره‌ی زندگی اریک چیه؟
‫به نظرت آدم موفقی بود؟

00:32:14.551 --> 00:32:18.891
‫آره، من که میگم موفق بود.
‫از پس زندگیش بر اومده بود.

00:32:21.151 --> 00:32:25.131
‫از وقتی این اتفاق افتاده
‫با مادرتون تماس گرفتی؟

00:32:25.531 --> 00:32:27.111
‫نه نگرفتم.

00:32:27.135 --> 00:32:28.835
‫پس اون از هیچی خبر نداره؟

00:32:29.011 --> 00:32:31.211
‫نه، اون...

00:32:34.411 --> 00:32:37.831
‫اگه بخوام صادقانه حرف بزنم
‫فکر نکنم براش مهم باشه.

00:32:39.231 --> 00:32:41.671
‫اینکه براش مهم نیست
‫تو رو نمی‌ترسونه؟

00:32:42.771 --> 00:32:45.851
‫به جهنم، حتی اگه بدونم...
‫ببخشید، قصد بدی نداشتم.

00:32:47.051 --> 00:32:47.991
‫نه.

00:32:49.991 --> 00:32:54.091
‫به نظرت بهتر نیست
‫به مراسم خاکسپاری دعوتش کنی؟

00:32:55.391 --> 00:32:57.171
‫با توجه به گذشته‌ای که داشتین؟

00:32:59.771 --> 00:33:01.351
‫نه فکر نکنم.

00:33:01.775 --> 00:33:03.775
‫آشتی کردن نشونه‌ی ضعف نیست.

00:33:05.551 --> 00:33:08.791
‫این موضوع به ارتباط بین تو و اریک
‫و کارهایی که اون کرد هم مربوط میشه.

00:33:11.131 --> 00:33:13.151
‫منظورت چیه؟

00:33:13.851 --> 00:33:17.031
‫اون هم با این موضوع زندگی می‌کرد.
‫حتی اگه مجبور بشی با عواقبش رو‌ در رو بشی.

00:33:20.851 --> 00:33:23.751
‫به کار‌هایی که کردی فکر کن.
‫مثل خانوادت.

00:33:23.775 --> 00:33:25.775
‫و هر چیزی که توی زندگیت ساختی.

00:33:27.911 --> 00:33:31.771
‫می‌تونی سعی کنی ببخشیش؟
‫حداقل الان ببخشش!

00:33:31.871 --> 00:33:34.431
‫اگه نتونی...
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی از این دوره عبور کنی.

00:33:34.531 --> 00:33:37.011
‫الان دیگه دیره.
‫به نظرم دیگه بسه.

00:33:37.111 --> 00:33:38.391
‫یه لحظه صبر کن آدام...
‫وایسا...

00:33:39.891 --> 00:33:44.591
‫فکر کنم بازم باید دنبال کمک باشی.
‫آخرین بار که خیلی به کارت اومد.

00:33:44.751 --> 00:33:49.051
‫خیلی نگرانم که ماجرای اریک
‫تو رو به سمت تاریکی بکشونه.

00:33:50.671 --> 00:33:51.981
‫نه، مشکلی نیست.

00:33:53.181 --> 00:33:54.591
‫پس چرا بهش درباره‌ی اریک نمیگی؟

00:33:57.591 --> 00:34:00.171
‫- به کی؟
‫- کارین

00:34:43.931 --> 00:34:45.671
‫من یکم دیر میام.

00:34:47.471 --> 00:34:49.891
‫- مگه کجایی؟
‫- الان توی راه خونه‌ام

00:34:49.891 --> 00:34:51.591
‫- خوبه، باشه
‫- باشه؟

00:34:51.615 --> 00:34:53.015
‫- باشه. خداحافظ
‫- خداحافظ

00:35:10.991 --> 00:35:12.491
‫- سلام
‫- سلام

00:35:14.791 --> 00:35:16.911
‫- نرفتی؟
‫- نه

00:35:17.335 --> 00:35:19.035
‫از این ماشین خسته نشدی؟

00:35:19.111 --> 00:35:22.611
‫نه، می‌خوام طبق تاییدیه اروپا باشه.
‫پس چند سال دیگه کار دارم باهاش.

00:35:25.751 --> 00:35:29.651
‫- چیزی یادت رفته؟
‫- مامانت درباره‌ی چی حرف میزد؟

00:35:30.551 --> 00:35:33.141
‫می‌گفت نه می‌خوابی
‫نه درست غذا می‌خوری.

00:35:33.641 --> 00:35:36.531
‫به حرف‌هاش اهمیت نده.
‫عقلش رو از دست داده.

00:35:39.451 --> 00:35:42.551
‫وقتی اریک از اینجا رفت چجوری بود؟

00:35:44.751 --> 00:35:47.251
‫- بدهیش رو بهت داد؟
‫- نیازی نیست که...

00:35:47.275 --> 00:35:49.275
‫آخه به نظرم یه چیزهایی منطقی نیست...

00:35:49.451 --> 00:35:52.211
‫اون یارو
‫بیشتر از صد هزار دلار بهت بدهکار بود.

00:35:52.335 --> 00:35:54.235
‫نخیر، بدهیش فقط چند صد دلار بود!

00:35:54.711 --> 00:35:57.091
‫براش قسطی کرده بودم.

00:35:58.415 --> 00:35:59.515
‫باشه.

00:36:02.591 --> 00:36:06.291
‫- ولی گفته بودی باهاش تسویه کردی
‫- نه، من...

00:36:11.251 --> 00:36:15.291
‫واقعیت داره؟
‫وقتی اومد ماشین کاروانش رو تحویلش دادی؟

00:36:16.391 --> 00:36:18.111
‫یا به زور ازت گرفتتش؟

00:36:28.311 --> 00:36:30.051
‫دنبالش کرده بودی؟

00:36:32.051 --> 00:36:34.071
‫تو چه غلطی کردی؟

00:36:34.095 --> 00:36:35.495
‫خدا لعنتش کنه.

00:36:35.671 --> 00:36:39.451
‫یکسال بود بهم بدهکار بود!

00:36:39.475 --> 00:36:42.575
‫یعنی باید می‌ذاشتم
‫همینجوری ماشین رو برداره و ببره؟

00:36:42.651 --> 00:36:46.831
‫و می‌ذاشتم مثل همیشه فرار کنه؟
‫امکان نداشت!

00:36:47.231 --> 00:36:50.811
‫ممکنه که...
‫ممکنه من با ماشین زده باشم به کاروانش.

00:36:50.811 --> 00:36:53.561
‫ولی اینکه از جاده خارج شد تقصیر من نبود.

00:36:53.561 --> 00:36:56.611
‫اون ماشین ده سال بود که قابل رانندگی نبود.

00:36:57.831 --> 00:36:59.951
‫متوجهی که زدی یه نفر رو کُشتی؟

00:36:59.975 --> 00:37:01.575
‫من کسی رو نکُشتم!

00:37:05.451 --> 00:37:08.291
‫می‌دونی چیه؟
‫اون اصلاً اونجا نبود. می‌فهمی؟

00:37:09.115 --> 00:37:11.115
‫من ده دقیقه بعدش برگشتم سر محل حادثه.

00:37:11.491 --> 00:37:15.171
‫تمام اون اطراف رو گشتم.
‫مدام صداش زدم...

00:37:15.971 --> 00:37:17.211
‫ولی اون اونجا نبود.

00:37:19.235 --> 00:37:22.035
‫و اگه جسدش رو دورتر از آبدره پیدا کردن...

00:37:22.411 --> 00:37:26.851
‫لابد یکی جسدش رو اونجا انداخته.
‫وگرنه اصلاً منطقی نیست...

00:37:29.491 --> 00:37:33.671
‫- گفتی برگشتی سر محل و اون اونجا نبود؟
‫- نه نبود

00:37:35.531 --> 00:37:37.351
‫چرا این رو زودتر نگفتی؟

00:37:37.351 --> 00:37:40.471
‫تا خودم رو درگیر این ماجرا کنم
‫و متهم بشم؟

00:37:40.471 --> 00:37:43.971
‫- درگیر این ماجرا هستی!
‫- محض رضای خدا!

00:37:48.551 --> 00:37:53.411
‫باید این رو می‌گفتی.
‫باید حقایق رو از همون اولش بهم می‌گفتی!

00:38:00.471 --> 00:38:04.871
‫حالا باید چیکار کنم؟
‫فرانک؟ هان؟

00:38:06.971 --> 00:38:12.671
‫نباید مامانم هیچ‌وقت برمی‌گشت خونه.
‫باید توی همون خانه سالمندان می‌موند.

00:38:14.171 --> 00:38:18.891
‫هی،
‫تو باید کمکم کنی.

00:38:19.771 --> 00:38:23.351
‫- می‌شنوی؟
‫- آره، من...

00:38:23.851 --> 00:38:27.531
‫کاری که می‌کنیم این‌ـه...

00:38:28.051 --> 00:38:30.091
‫- تو باهام میای...
‫- نه

00:38:30.115 --> 00:38:34.415
‫گوش کن.
‫تو با من میای، و هرچی اتفاق افتاده رو میگی...

00:38:36.771 --> 00:38:38.011
‫اگه پلیس ببینه که...

00:38:38.035 --> 00:38:41.735
‫می‌خواستی این واقعیت رو که
‫دنبال اریک کردی رو پنهان کنی...

00:38:42.411 --> 00:38:45.431
‫می‌دونی اوضاع چجوری دیده میشه؟
‫تو باهام میای...

00:38:45.531 --> 00:38:48.551
‫و هر چیزی که به من گفتی رو
‫به اونا هم میگی...

00:38:49.751 --> 00:38:51.771
‫بهشون میگی دقیقاً چه اتفاقی افتاد...

00:38:52.571 --> 00:38:54.671
‫درباره‌ی همه چیز صادق باش.
‫و خود به خود حل میشه.

00:38:55.431 --> 00:38:56.631
‫بمن رو ببین.

00:38:58.155 --> 00:39:00.155
‫همه چیز حل میشه.

00:39:25.951 --> 00:39:27.151
‫درخواست مجوز...

00:39:29.551 --> 00:39:31.751
‫متاسفانه باید اطلاع بدیم که...

00:39:37.551 --> 00:39:40.631
‫- مقامات دولتی جوابمون رو دادن
‫- آره، شنیدم

00:39:41.531 --> 00:39:45.031
‫الان قراره توی دهکده‌ی سورواگِن جشن بگیرن.

00:39:46.731 --> 00:39:48.701
‫لیست روزنامه‌ی گاردین رو ننوشتن.

00:39:49.801 --> 00:39:51.271
‫ولی ما نوشتیمش.

00:39:53.551 --> 00:39:55.551
‫امروز هم روزی بودش.
‫و اینکه...

00:39:56.571 --> 00:40:00.011
‫- امیدوارم فردا، روز شانست باشه
‫- ممنونم

00:40:01.011 --> 00:40:02.811
‫هی تروند...

00:40:02.835 --> 00:40:04.435
‫ازت خیلی ممنونم.

00:40:04.631 --> 00:40:07.131
‫بدون تو از پسش بر نمیومدیم.

00:40:08.391 --> 00:40:12.635
‫چرت و پرت نگو.
‫خداحافظ.

00:40:29.691 --> 00:40:30.871
‫- سلام
‫- سلام
‫چه خبرا؟

00:40:33.871 --> 00:40:36.191
‫اعتراف کرد که دنبال اریک رفته.

00:40:36.191 --> 00:40:38.211
‫اما میگه هیچ دخالتی
‫توی وقوع اون حادثه نداشته.

00:40:38.911 --> 00:40:41.751
‫خب، حالا می‌خواید باهاش چیکار کنین؟

00:40:41.775 --> 00:40:43.775
‫بابت شهادت دروغی که داده متهم میشه.

00:40:43.851 --> 00:40:45.851
‫شاید هم بابت
‫سهل‌انگاریش توی رانندگیش متهم بشه.

00:40:45.875 --> 00:40:47.875
‫تا فردا همینجا می‌مونه.

00:40:49.051 --> 00:40:51.571
‫تا فرد...چرا اینجا می‌مونه؟

00:40:51.595 --> 00:40:53.047
‫باید ته و توی این قضیه رو در بیاریم.

00:40:53.071 --> 00:40:55.491
‫شاید توی یه حادثه‌ی مرگبار
‫مقصر باشه.

00:40:55.891 --> 00:40:58.691
‫درک می‌کنم.
‫ولی قرار نیست از کشور فرار کنه.

00:40:58.715 --> 00:41:00.315
‫نیاز نیست اینجا بمونه...

00:41:00.491 --> 00:41:03.551
‫فرانک.
‫خود تو الان نباید اینجا باشی!

00:41:05.751 --> 00:41:08.631
‫تو گفتی همه‌چیز خوب پیش میره.
‫بهم کلک زدی!

00:41:08.655 --> 00:41:10.407
‫همه‌چیز درست میشه.

00:41:10.431 --> 00:41:12.811
‫قول بده مراقب مامانم هستی!

00:41:17.971 --> 00:41:19.751
‫گندش بزنن.

00:41:41.331 --> 00:41:46.311
‫اوه، می‌بینم که پادشاه قایق‌ها،
‫آقای موئن داره قایقش رو برق می‌ندازه.

00:41:46.411 --> 00:41:48.311
‫اگه بخوای می‌تونم کمکت کنم.

00:41:48.335 --> 00:41:50.335
‫نه نیازی نیست.

00:41:51.031 --> 00:41:52.831
‫تقریباً کارم تموم‌ـه.

00:41:52.855 --> 00:41:54.255
‫باشه.

00:41:55.151 --> 00:41:56.991
‫همه‌چیز مرتبه؟

00:41:57.015 --> 00:41:59.615
‫منظورم مراسم خاکسپاری و
‫مصاحبه با پلیس‌ها و ایناست...

00:42:01.131 --> 00:42:03.731
‫فعلاً که منتظریم کارشون تموم بشه.

00:42:05.031 --> 00:42:07.911
‫بعدش فوراً
‫مراسم خاکسپاری رو برگزار می‌کنیم.

00:42:08.611 --> 00:42:11.231
‫با پلیس درباره‌ی اریک حرف زدی؟

00:42:11.231 --> 00:42:12.851
‫آره. چطور مگه؟

00:42:13.051 --> 00:42:16.851
‫گفتی بعد از اینکه ماشینش رو از دست داد
‫اومد اینجا تا ببینتت!؟

00:42:16.951 --> 00:42:20.871
‫نه اریک نیومد اینجا.
‫اون اصلاً اینجا نبود.

00:42:24.011 --> 00:42:27.331
‫ولی تو کنار کسی وایساده بودی
‫که کاملاً شبیهت بود!

00:42:29.631 --> 00:42:31.771
‫عه، خب اشتباه متوجه شدی!

00:42:32.371 --> 00:42:35.111
‫درسته، اون اینجا بود.

00:42:35.211 --> 00:42:39.751
‫ولی قبل وقوع حادثه بود.
‫اون توی اون حادثه مُرد.

00:42:39.775 --> 00:42:41.575
‫آهان.

00:42:42.151 --> 00:42:45.451
‫درست میگم؟
‫آره!

00:42:45.711 --> 00:42:48.891
‫خواستم بهت بگم که...

00:42:49.368 --> 00:42:53.251
‫اگه کمکی خواستی...
‫درخدمتم، آدام.

00:42:54.251 --> 00:42:58.231
‫اگه دلت خواست الان بری بیرون
‫و یکی دو لیوان آبجو بخوری هم هستم...

00:42:58.431 --> 00:43:01.531
‫هرچند به نظر میاد
‫بیشتر از اینها نیاز به آبجو داری.

00:43:03.631 --> 00:43:06.391
‫- میشه بذاریمش برای یه وقت دیگه؟
‫- حتماً

00:43:06.391 --> 00:43:09.831
‫- عالیه. آخه امشب نمی‌تونم بیام بیرون
‫- می‌فهمم

00:43:11.475 --> 00:43:13.042
‫- بعداً با هم حرف می‌زنیم
‫- باشه

00:43:47.731 --> 00:43:51.951
‫- میشه یه قهوه بدی؟
‫- قهوه؟ درست روبه‌روت‌ـه

00:43:56.831 --> 00:43:59.771
‫اگه یه روز صبح من دیگه نباشم،
‫اینگرید خیلی خوشحال میشه.

00:43:59.771 --> 00:44:02.951
‫به نظرم این اتفاق خوشحالش می‌کنه.

00:44:02.975 --> 00:44:04.975
‫پس منتظر چی هستی؟

00:44:05.951 --> 00:44:07.851
‫- چی؟
‫- میگم منتظر چی هستی؟

00:44:14.471 --> 00:44:15.651
‫چمیدونم.

00:44:17.551 --> 00:44:21.575
‫شاید یه روزی بشه...

00:44:24.575 --> 00:44:31.575
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.:: www.bolboljan.net ::.