﻿WEBVTT

00:00:07.270 --> 00:00:09.360
‫یه خواهشی ازت داشتم.

00:00:09.650 --> 00:00:12.650
‫ازت می‌خوام این کاغذ پاره‌ها رو سرهم کنی.

00:00:12.650 --> 00:00:13.370
‫عه؟

00:00:13.740 --> 00:00:16.700
‫اتفاقی یه‌چیز خیلی مهمو انداختم توی کاغذ خُردکن،

00:00:16.700 --> 00:00:18.990
‫سر همینم، اگه بتونی از اون طلسمه استفاده کنی خوبه.

00:00:20.240 --> 00:00:22.500
‫می‌دونم قراره بهاشو بدم.

00:00:22.830 --> 00:00:25.670
‫بیا! این ارزشمندترین لباسمه.

00:00:26.710 --> 00:00:28.750
‫کارا-چان، برای اینکه ترمیمِ ساحره کار کنه،

00:00:28.750 --> 00:00:32.050
‫نیازه که اون تیکه‌ها تنها باشن و کم‌وکسری‌ای بینشون نباشه.

00:00:32.050 --> 00:00:32.640
‫عه؟

00:00:32.880 --> 00:00:35.550
‫از اونجا که کلی تیکه‌کاغذِ دیگه توش قاتی شده،

00:00:35.550 --> 00:00:37.850
‫شاید به صدتا از اون لباس‌ها نیاز باشه.

00:00:37.850 --> 00:00:39.050
‫ای وای!

00:00:39.350 --> 00:00:40.600
‫شرمنده.

00:00:40.600 --> 00:00:46.100
‫نه، حس بدی پیدا کردم شما رو صبحِ تعطیل کشوندم اینجا.

00:00:46.100 --> 00:00:48.020
‫خب، حالا چی بود؟

00:00:48.020 --> 00:00:51.280
‫چرا همچین ورق مهمیو انداختی توی کاغذ خُردکن؟

00:00:52.740 --> 00:00:55.320
‫یه نامه بود که برای من فرستادن.

00:00:55.820 --> 00:00:59.450
‫از طرف مامانم بود که پارسال به‌خاطر یه بیماری فوت شد.

00:01:00.910 --> 00:01:02.580
‫کسی که اونو توی خُردکن انداخت...

00:01:03.410 --> 00:01:04.580
‫بابام بود.

00:01:07.000 --> 00:01:17.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:37.550 --> 00:02:42.220
‫کارای عزیزم

00:02:42.220 --> 00:02:43.550
‫بابا؟

00:02:43.970 --> 00:02:45.260
‫چی داری می‌خونی؟

00:02:45.260 --> 00:02:46.020
‫خانم مینامی کارا

00:02:46.100 --> 00:02:48.020
‫ها؟ اون دست‌خط مامانه.

00:02:48.310 --> 00:02:52.440
‫نکنه وقتی مامان زنده بود برام یه نامه نوشت؟

00:02:52.520 --> 00:02:53.480
‫نه، این...

00:02:53.480 --> 00:02:55.520
‫چرا تو باز کردی داری می‌خونیش؟

00:02:55.520 --> 00:02:56.440
‫بده ببینم!

00:02:56.440 --> 00:02:57.650
‫نه، نمی‌تونی بخونیش!

00:02:57.650 --> 00:02:59.740
‫چرا؟ بدش من!

00:03:04.330 --> 00:03:07.080
‫شرمنده. جدی می‌گم.

00:03:09.710 --> 00:03:11.120
‫چطور تونستی؟!

00:03:12.880 --> 00:03:16.050
‫از اون زمان دیگه باهاش حرف نزدم.

00:03:16.340 --> 00:03:20.420
‫پس یعنی چیزی توی این نوشته شده که نمی‌خواست ببینی.

00:03:21.010 --> 00:03:24.550
‫ولی خیلی بدجنسه که بخواد تیکه‌تیکه‌ش کنه.

00:03:26.180 --> 00:03:28.390
‫خیلی‌خب، فهمیدم، کارا-چان.

00:03:28.390 --> 00:03:32.060
‫با جادو نامه رو بازسازی می‌کنیم و می‌فهمیم چی توش نوشته شده بود.

00:03:32.310 --> 00:03:35.560
‫ولی مگه نگفتی با این وضعیتش... ها؟

00:03:36.110 --> 00:03:37.730
‫داری چیکار می‌کنی، نیکو؟

00:03:38.150 --> 00:03:39.900
‫دارم تیکه‌های نامه رو جدا می‌کنم.

00:03:39.900 --> 00:03:40.950
‫شوخیت گرفته؟

00:03:41.200 --> 00:03:44.700
‫به‌سختی می‌تونی ببینیش، ولی این کاغذ رنگِ سبز توش داره.

00:03:45.030 --> 00:03:47.950
‫و اگه خوب دقت کنی، جدا کردنش از تیکه‌های دیگه راحته.

00:03:48.240 --> 00:03:48.950
‫منم کمک می‌کنم.

00:03:48.950 --> 00:03:50.200
‫نه، اصلاً لازم نیست.

00:03:50.200 --> 00:03:52.370
‫نیازی نیست همچین کار طاقت‌فرسایی رو انجام بدین.

00:03:52.370 --> 00:03:53.750
‫کارا، تو احتمالاً‌ ندونی،

00:03:54.040 --> 00:03:57.780
‫ولی من وقتی کلاس چهارم بودم،
‫ فقط با خلال‌دندون قلعه‌ی اوساکا رو ساختم.

00:03:57.780 --> 00:04:00.340
‫خب معلومه، روحمم خبر نداشت چه اراده راسخی داری.

00:04:00.880 --> 00:04:03.840
‫تو همیشه هوامونو داری، کارا-چان.

00:04:04.090 --> 00:04:07.300
‫خیلی خوشحال شدم وقتی برای کمک پیشم اومدی.

00:04:07.470 --> 00:04:11.100
‫پس با جادو هم نشده، می‌خوام از هر روشی که می‌تونم کمکت کنم.

00:04:11.640 --> 00:04:13.890
‫فکر کنم اینطوری حس بهتری هم پیدا می‌کنم.

00:04:14.440 --> 00:04:15.560
‫نیکو.

00:04:17.860 --> 00:04:20.150
‫فـــــــشـــــــار!

00:04:21.360 --> 00:04:23.950
‫این یه‌جورایی باحالم هستا، نه؟

00:04:23.950 --> 00:04:26.700
‫آره! بدجوری تمرکز می‌طلبه.

00:04:26.700 --> 00:04:28.490
‫می‌شه فقط به کار ادامه بدین؟

00:04:28.830 --> 00:04:30.740
‫موندم تا شب تموم می‌شه یا نه.

00:04:31.750 --> 00:04:36.460
‫راستشو بخواید، فکر کنم الانشم بدونم چی توی نامه نوشته شده.

00:04:36.460 --> 00:04:37.130
‫عه؟

00:04:37.500 --> 00:04:40.800
‫خانواده‌م ازم مخفی نگهش می‌دارن، ولی از قبل می‌دونم.

00:04:41.760 --> 00:04:44.680
‫اینکه بابام، پدر واقعیم نیست.

00:04:45.970 --> 00:04:49.260
‫وقتی کلاس هفتم بودم، رفتم خونه‌ی یکی از فامیلامون.

00:04:49.350 --> 00:04:51.640
‫کارا-چان بچه‌ی ازدواج قبلیش بوده.

00:04:51.720 --> 00:04:56.150
‫شنیدم خیلی دردسرساز هم شد،
‫چون با باباش خوب کنار نمیومد.

00:04:56.690 --> 00:05:01.650
‫خب درسته، غافلگیر شدم،
‫ولی خیال کردم به فکر خوشبختیم باشن.

00:05:01.820 --> 00:05:03.400
‫سر همین تظاهر کردم که نمی‌دونم.

00:05:03.860 --> 00:05:06.910
‫مهم نیست اگه رابطه‌ی خونی باهم داشته باشیم یا نه.

00:05:07.360 --> 00:05:11.040
‫چون کسی که منو بزرگ کرد، بابا بود.

00:05:11.990 --> 00:05:15.160
‫ولی فکر کنم این مسئله باباتو اذیت می‌کرده.

00:05:15.160 --> 00:05:15.920
‫آره.

00:05:16.170 --> 00:05:21.920
‫ولی من که دیگه قبولش کرده بودم، و فکر می‌کردم بابام، پدر واقعیم باشه.

00:05:22.510 --> 00:05:24.800
‫هنوزم که هنوزه اینطوریه.

00:05:26.220 --> 00:05:28.300
‫تمومش کردیم!

00:05:28.680 --> 00:05:31.760
‫کم‌کم حس می‌کردم طلا راحت‌تر ازش درمیاد.

00:05:31.760 --> 00:05:33.640
‫باورم نمی‌شه، ولی خسته نباشین.

00:05:33.640 --> 00:05:34.680
‫امم...

00:05:35.020 --> 00:05:37.690
‫واقعاً ازتون ممنونم که اینکارو برای من کردین.

00:05:39.190 --> 00:05:41.360
‫خب، بیاین طلسمو اجرا کنیم.

00:05:42.780 --> 00:05:44.360
‫ترمیم ساحره!

00:05:48.110 --> 00:05:49.040
‫درست شد!

00:05:49.120 --> 00:05:50.120
‫تونستی!

00:05:51.910 --> 00:05:54.620
‫نامه‌ی مامان...

00:05:55.200 --> 00:05:57.080
‫خب چی نوشته، کارا-چان؟

00:05:57.080 --> 00:05:58.120
‫بذار ببینم...

00:05:58.580 --> 00:06:00.880
‫کارای عزیزم، متأسفم.

00:06:01.170 --> 00:06:05.880
‫در رابطه با بیماری، باورم به اینه که
‫ کار سرنوشت باشه و دیگه قبولش کردم.

00:06:06.170 --> 00:06:09.640
‫احتمالاً دیگه به‌زودی راهمو از این دنیا جدا کنم.

00:06:09.890 --> 00:06:14.060
‫نمی‌خواستم چیزی بینمون تغییر کنه،

00:06:14.060 --> 00:06:17.560
‫برای همین این نامه رو می‌نویسم
‫ تا چیزی که منتظر گفتنش بودمو بهت بگم.

00:06:18.100 --> 00:06:19.650
‫کارا.

00:06:19.900 --> 00:06:22.150
‫تو یه بچه از ازدواج قبلیِ پدرت بودی.

00:06:22.270 --> 00:06:25.030
‫وایسا، از سمت پدرم؟

00:06:25.660 --> 00:06:26.650
‫چی؟

00:06:27.110 --> 00:06:29.200
‫مادری که تو رو به‌دنیا آورد،

00:06:29.200 --> 00:06:32.910
‫قبل اینکه اون و پدرت بتونن ازدواج کنن غیبش زد.

00:06:33.370 --> 00:06:39.290
‫پس به‌عنوان یه تک سرپرست،
‫ پدرت تنهایی بزرگت کرد، و منو بعدش دید.

00:06:39.870 --> 00:06:43.090
‫امکان نداره! پس بابام پدرِ واقعی‌مه و...

00:06:43.090 --> 00:06:45.250
‫کسی که باهاش رابطه‌ای نداشتی...

00:06:45.250 --> 00:06:47.130
‫مادرت بود.

00:06:47.300 --> 00:06:48.170
‫کارا!

00:06:49.130 --> 00:06:50.090
‫بابا.

00:06:50.090 --> 00:06:51.800
‫اون نامه، چطوری...

00:06:52.180 --> 00:06:54.050
‫ما بازسازیش کردیم.

00:06:54.970 --> 00:06:59.440
‫تو مخالف این تصمیم بودی،
‫سر همین مادرش خواست از طریق نامه بهش بگه.

00:06:59.940 --> 00:07:05.940
‫مادرش حتماً به‌خاطر دروغ گفتن احساس گناه می‌کرد،
‫چون اون کسی بود که رابطه‌ی خونی باهاش نداره.

00:07:06.820 --> 00:07:08.690
‫این نامه‌ی کارا-سانه.

00:07:09.110 --> 00:07:11.490
‫تو نمی‌تونی احساسات شخصی‌تو واردش کنی.

00:07:13.200 --> 00:07:16.120
‫بعد از فوت شدنِ میوکی، اون نامه از طریق پُست رسید.

00:07:16.120 --> 00:07:18.910
‫اول که دیدمش، حسم بهم گفت چیه و قایمش کردم.

00:07:19.830 --> 00:07:22.880
‫دیگه فوت شده بود، و اگه کارا می‌فهمید که مادر واقعیش نبوده،

00:07:22.880 --> 00:07:26.420
‫از این ترسیدم که دیگه رابطه مادر-دختری‌ای بینشون نمونه.

00:07:27.250 --> 00:07:29.130
‫اون دوتا واقعاً شبیه همدیگه بودن.

00:07:29.510 --> 00:07:33.550
‫بدتر اینکه، کارا به این افتخار می‌کرد که به مادرش رفته.

00:07:33.550 --> 00:07:34.550
‫احمق!

00:07:34.850 --> 00:07:39.270
‫برام مهم نیست با کی رابطه‌ی خونی دارم.
‫من قرار نیست تغییر کنم!

00:07:39.980 --> 00:07:41.390
‫درست می‌گی.

00:07:41.810 --> 00:07:44.940
‫تو همچین بچه‌ای هستی. اشتباه می‌کردم.

00:07:44.940 --> 00:07:47.440
‫می‌شه منو ببخشی، کارا؟

00:07:47.650 --> 00:07:49.690
‫متأسفم، میوکی.

00:07:49.820 --> 00:07:51.150
‫بابا!

00:07:51.780 --> 00:07:56.330
‫کارا-چان، یه‌سری چیزای دیگه هم توی نامه نوشته شده.

00:07:57.280 --> 00:07:59.910
‫لطفاً این خودخواهی‌مو ببخش.

00:08:00.330 --> 00:08:04.670
‫فکر می‌کردم بهتر باشه که وقتی هنوز کوچیکی ازت مخفیش کنم.

00:08:05.210 --> 00:08:07.090
‫ولی الان خیلی بزرگ شدی، مگه نه؟

00:08:08.000 --> 00:08:13.510
‫این یکم زودتر از موقعه، ولی می‌خواستم اینو خودم بهت بگم.

00:08:14.130 --> 00:08:17.680
‫زمانی که برای اولین‌بار همو دیدیم رو خوب یادمه.

00:08:17.680 --> 00:08:19.810
‫تازه سه سالت شده بود،

00:08:19.810 --> 00:08:23.310
‫و یکم سخت می‌گرفتی و با پدرت کنار نمیومدی.

00:08:23.310 --> 00:08:24.100
‫ولی...

00:08:24.690 --> 00:08:27.400
‫بیا، این کفش‌دوزک مال تو.

00:08:28.610 --> 00:08:29.980
‫خیلی خوشحال بودم.

00:08:30.860 --> 00:08:33.530
‫به خودم گفتم، «وای، این دختربچه قراره دخترم بشه.»

00:08:35.570 --> 00:08:38.120
‫و از اون روز به بعد،

00:08:38.490 --> 00:08:41.290
‫وقت‌گذروندن به‌عنوان یه خانواده، مثل رؤیا می‌موند.

00:08:41.290 --> 00:08:43.120
‫خیلی خوشحالم که پدرتو ملاقات کردم.

00:08:44.000 --> 00:08:47.670
‫واقعاً‌ خوشحالم تو بودی که دخترم شدی.

00:08:49.130 --> 00:08:50.300
‫ممنونم.

00:08:57.390 --> 00:09:00.220
‫می‌خواستم تا وقتی بزرگ می‌شی مراقبت باشم،

00:09:00.220 --> 00:09:01.890
‫ولی انگار مشکلی پیش نمیاد.

00:09:02.350 --> 00:09:04.890
‫چون مثل خودم، خیلی قوی‌ای.

00:09:05.560 --> 00:09:11.900
‫از بهشت همیشه تماشات می‌کنم.
‫با عشق، به دختر عزیزم.

00:09:23.160 --> 00:09:25.660
‫اون ابر شبیه یه ماهی نیست؟

00:09:27.500 --> 00:09:28.670
‫هی، نیکو.

00:09:28.880 --> 00:09:31.170
‫اگه حرف بزنم، گریه‌م می‌گیره.

00:09:36.010 --> 00:09:37.800
‫رنگِ سنگ‌ جادویی...

00:09:38.180 --> 00:09:43.600
‫این همونیه که هرچی به‌عنوان یه ساحره
‫ با جادو به مردم کمک کنی سفیدتر می‌شه.

00:09:43.600 --> 00:09:44.680
‫مویی-چان.

00:09:45.480 --> 00:09:47.850
‫چندوقته داشتم به یه‌چیز فکر می‌کردم.

00:09:49.810 --> 00:09:50.560
‫آره.

00:09:54.440 --> 00:09:55.490
‫خیلی‌خب.

00:09:55.490 --> 00:09:57.700
‫اگه جادوم بتونه برای کسی مفید باشه،

00:09:57.700 --> 00:10:00.530
‫فکر کنم آدمای بیشتری تو دردسر باشن که بتونم کمکشون کنم.

00:10:00.530 --> 00:10:01.910
‫تمرین هم می‌شه.

00:10:01.910 --> 00:10:03.870
‫و پوستر هم خیلی خوب شد.

00:10:03.870 --> 00:10:05.450
‫ولی اونو که من کشیدم.

00:10:08.750 --> 00:10:10.750
‫دوست جدید

00:10:10.880 --> 00:10:15.670
‫نیکــــــــو! یکی تو کلاسمون هست که به کمکت احتیاج داره.

00:10:18.180 --> 00:10:21.930
‫اسم من هورای جون‌ هستش. از دیدنتون خوشحالم.

00:10:22.140 --> 00:10:23.850
‫طراحی کاراکترش...

00:10:24.060 --> 00:10:25.310
‫خوشوقتم.

00:10:25.680 --> 00:10:27.310
‫امروز حالتون خوبه؟

00:10:28.520 --> 00:10:30.560
‫خب، بد نیستیم.

00:10:30.810 --> 00:10:33.570
‫دیدن شما باعث افتخار بنده‌ست.

00:10:33.900 --> 00:10:36.650
‫می‌گم، جون-کون، خودت خارج از کشور بزرگ شدی؟

00:10:36.650 --> 00:10:39.070
‫من اهل منطقه‌ی سایتاما هستم.

00:10:39.740 --> 00:10:42.410
‫هرروز به موسیقی گوش می‌دم.

00:10:42.660 --> 00:10:44.950
‫به‌جای قهوه، از چای خوشم میاد.

00:10:45.290 --> 00:10:48.960
‫من توی تیم تنیس هستم. هرروز خوش می‌گذرونم.

00:10:48.960 --> 00:10:51.290
‫شبیه کتاب نیو هورایزن حرف می‌زنه!
‫کتاب آموزش انگلیسی

00:10:51.580 --> 00:10:56.800
‫چیزه، بی‌ادبی‌مو می‌بخشی،
‫ ولی جوری که حرف می‌زنی شبیه انگلیسیِ کتاب درسیه.

00:10:56.800 --> 00:10:59.800
‫بله، دلیلی برای این موضوع وجود داره.

00:11:00.550 --> 00:11:03.970
‫پدرِ من یک معلم زبان انگلیسیه. توی راهنمایی درس می‌ده.

00:11:04.100 --> 00:11:07.680
‫توی خونه‌م کتاب‌های انگلیسیِ زیادی دارم.

00:11:08.180 --> 00:11:11.600
‫زمانی که کودک بودم خیلی اون کتاب‌ها رو می‌خوندم.

00:11:12.230 --> 00:11:13.610
‫اینطور بود که این‌شکلی شدم.

00:11:13.610 --> 00:11:14.940
‫خب نباید می‌شدی!

00:11:15.150 --> 00:11:18.940
‫خب، بگذریم، می‌خواستی درباره نوع صحبتت با نیکو حرف بزنی...

00:11:18.940 --> 00:11:20.620
‫بله، توی عشق مشکل پیدا کردم.

00:11:20.620 --> 00:11:22.160
‫درباره نوع حرف زدنت نبود؟

00:11:22.160 --> 00:11:24.990
‫بله، توی نوع صحبتم مشکل دارم.

00:11:24.990 --> 00:11:25.960
‫پس همون بود، ها؟

00:11:26.120 --> 00:11:28.660
‫ولی مشکلِ عشقت خیلی مهم‌تره، نه؟

00:11:28.660 --> 00:11:31.290
‫ای خدا، پس روی کسی کراش زدی؟

00:11:31.420 --> 00:11:32.080
‫بله.

00:11:32.080 --> 00:11:34.130
‫پس همین الان برو بهش بگو چه احساسی داری.

00:11:34.590 --> 00:11:35.710
‫درس یک.

00:11:35.710 --> 00:11:40.050
‫جون عاشق دختری شد که در مدرسه با او رفت و آمد می‌کند.

00:11:40.170 --> 00:11:42.050
‫فقط بهش بگو باهات قرار بذاره.

00:11:42.050 --> 00:11:44.350
‫من برای اینکار زیادی خجالتی هستم.

00:11:44.350 --> 00:11:47.140
‫پس یه دلیل می‌خوای که باهاش هم‌کلوم بشی، ها؟

00:11:47.140 --> 00:11:50.060
‫من یک خودکار پیدا کردم. که فکر می‌کنم اون انداخته باشه.

00:11:50.060 --> 00:11:53.730
‫اینم از دلیلت! باید با همین دلیل بری پیشش.

00:11:54.270 --> 00:11:55.730
‫این خودکار مال شماست.

00:11:55.730 --> 00:11:58.400
‫توی نیمسال اولِ انگلیسی سال هفتم گیر کردیم.

00:11:58.400 --> 00:11:59.690
‫منم همین نظرو دارم.

00:11:59.690 --> 00:12:01.490
‫شماها مکالمه رو ادامه نمی‌دید.

00:12:01.490 --> 00:12:03.660
‫نیکو، با جادو می‌تونی کاریش کنی؟

00:12:03.950 --> 00:12:05.700
‫چنین کاری برام میسر نیست.

00:12:05.700 --> 00:12:06.910
‫جو نگیرتت!

00:12:07.030 --> 00:12:10.290
‫مدرسه‌ی اون بغلِ این پارک قرار داره.

00:12:10.500 --> 00:12:14.290
‫انگار همه از این پارک رد می‌شن چون یه میون‌بر به ایستگاهه.

00:12:14.540 --> 00:12:17.500
‫این کارو راحت می‌کنه. فقط کافیه بری باهاش حرف بزنی.

00:12:17.500 --> 00:12:19.670
‫بله. بنده هم چنین نظری دارم.

00:12:19.670 --> 00:12:21.920
‫به این فکر کردی که درباره چی حرف بزنی؟

00:12:22.760 --> 00:12:26.010
‫د ـ د ـ دوتا بلیط برای سینما گرفتم.

00:12:26.010 --> 00:12:28.310
‫اوه، پس می‌خوای سر یه قرار دعوتش کنی.

00:12:28.640 --> 00:12:29.770
‫حرکت جسورانه‌ایه.

00:12:29.770 --> 00:12:32.180
‫ولی با اون طرز حرف‌زدنت چیزیت نمی‌شه؟

00:12:32.390 --> 00:12:34.400
‫می‌تونن مکالمه رو پیش ببرن؟

00:12:34.810 --> 00:12:37.770
‫نیکو، یک درخواست ازت داشتم.

00:12:38.440 --> 00:12:41.190
‫می‌تونی طلسمی روم اجرا کنی که مکالماتم رو بهتر کنه؟

00:12:42.780 --> 00:12:45.660
‫می‌تونم، ولی انجامش نمی‌دم.

00:12:45.660 --> 00:12:46.450
‫عه؟

00:12:46.780 --> 00:12:48.700
‫چیزی برای خجالت کشیدن نداری.

00:12:48.700 --> 00:12:51.200
‫باید مثل همیشه با کراشت صحبت کنی.

00:12:51.200 --> 00:12:54.250
‫باید همونطوری که هستی باهاش حرف بزنی.

00:12:57.630 --> 00:12:58.960
‫متوجه شدم.

00:13:01.670 --> 00:13:04.430
‫شرمنده. موفق باشی، جون-کون.

00:13:04.430 --> 00:13:06.220
‫بله، البته. اوه!

00:13:06.590 --> 00:13:07.970
‫داره میاد!

00:13:08.180 --> 00:13:09.970
‫خیلی‌خب، بیاید دوتاشونو تنها بذاریم.

00:13:09.970 --> 00:13:10.720
‫باشه!

00:13:10.970 --> 00:13:12.100
‫درسته صلاحشو می‌خوایم،

00:13:12.100 --> 00:13:14.940
‫ولی فکر کنم طرز حرف زدنش برای دخترای امروزی یکم سخت باشه.

00:13:14.940 --> 00:13:16.980
‫احتمالاً، ولی چیزی نمی‌شه.

00:13:17.400 --> 00:13:21.110
‫همونطوری که نیکو گفت،
‫مهم‌ترین چیز اینه که خودِ‌ واقعی‌تو بشناسن.

00:13:21.440 --> 00:13:23.940
‫بعضی‌وقتا بهتره که جادو دخالتی نداشته باشه.

00:13:24.110 --> 00:13:25.200
‫ا ـ امم...

00:13:25.200 --> 00:13:28.240
‫سلام، من هورای جون هستم.
‫از آشنایی باهاتون خوشوقتم.

00:13:28.740 --> 00:13:30.660
‫این خودکارِ شماست؟

00:13:30.660 --> 00:13:33.500
‫اولین‌باره می‌بینم همچین جمله‌ای تو زندگی روزمره استفاده شه.

00:13:33.700 --> 00:13:36.040
‫بله، اون خودکارِ منه.

00:13:36.620 --> 00:13:37.500
‫ها؟

00:13:37.500 --> 00:13:39.340
‫اسم من نیکورا آن هستش.

00:13:39.340 --> 00:13:41.500
‫و این‌یکی هم یه «نیو کراون»ـه!
‫یه کتاب انگلیسیِ دیگه

00:13:41.750 --> 00:13:44.300
‫شما کجا زندگی می‌کنید؟

00:13:44.300 --> 00:13:49.010
‫بنده توی شهر ساینو زندگی می‌کنم.
‫شما دیروز چیکار کردید؟

00:13:49.220 --> 00:13:52.470
‫دیروز داخل شهر ساینو تنیس بازی کردم.

00:13:52.470 --> 00:13:54.980
‫به یکی از اعضای باشگاه به‌اسم کانتا باختم.

00:13:54.980 --> 00:13:56.600
‫اون برادر کوچکترِ منه.

00:13:56.600 --> 00:13:58.520
‫یه‌جوری دارن مکالمه می‌کنن؟!

00:13:58.690 --> 00:14:00.520
‫شاید جدی سر یه قرار دعوتش کنه؟

00:14:00.520 --> 00:14:01.520
‫هورا!

00:14:01.860 --> 00:14:03.820
‫اوه، انگار صحبتشون تموم شد.

00:14:04.360 --> 00:14:05.530
‫دارن میان اینجا.

00:14:06.150 --> 00:14:08.070
‫ایشون دوست‌دختر بنده هستن.

00:14:08.070 --> 00:14:09.530
‫دارن قرار می‌ذارن؟!

00:14:09.740 --> 00:14:12.540
‫به نحوی، ارتباطی باهاش احساس کردم.

00:14:12.540 --> 00:14:15.960
‫خب آره دیگه، فکر کردم یه شانسی داشته باشم،
‫وقتی هم پرسیدم، درجا بهم «بله» داد!

00:14:15.960 --> 00:14:18.420
‫انقدر هیجان داری که دیگه کتابی حرف نمی‌زنی!

00:14:18.750 --> 00:14:19.960
‫ولی بهت افتحار می‌کنم!

00:14:19.960 --> 00:14:21.130
‫تبریک!

00:14:21.130 --> 00:14:22.250
‫براتون آرزوی خوشبختی می‌کنم!

00:14:22.250 --> 00:14:24.170
‫باید به اون رفیق کانادایی‌ت هم بگی.

00:14:24.170 --> 00:14:25.420
‫همچین شخصی ندارم.

00:14:27.720 --> 00:14:29.680
‫خیلی ازتون متشکرم.

00:14:29.930 --> 00:14:32.680
‫شما دوستان جدیدِ من هستید.

00:14:32.930 --> 00:14:34.350
‫لطفاً این رو قبول کنید.

00:14:34.970 --> 00:14:38.440
‫به‌جای سینما، آخر این هفته تنیس بازی می‌کنیم.

00:14:38.730 --> 00:14:40.230
‫همون فیلمیه که می‌خواستم ببینم.

00:14:41.150 --> 00:14:42.570
‫من که علاقه‌ای ندارم.

00:14:42.570 --> 00:14:43.940
‫منم قبلاً دیدمش.

00:14:46.030 --> 00:14:48.240
‫خب نیکو، می‌خوای باهام ببینیش؟

00:14:48.900 --> 00:14:50.990
‫ا ـ این یعنی...

00:14:51.490 --> 00:14:53.490
‫یـ ـ یه قرار؟

00:14:54.490 --> 00:14:58.620
‫بله، خیلی دوست دارم آخر این هفته با شما به سینما بروم.

00:15:01.210 --> 00:15:03.970
‫نیکورا کانتا

00:15:09.470 --> 00:15:11.170
‫قرار با شوالیه

00:15:11.260 --> 00:15:15.810
‫همینطوری باهام قرار می‌ذاره،
‫اصلاً‌ نمی‌فهمم چی تو سرش می‌گذره.

00:15:16.020 --> 00:15:19.560
‫از حالت صورتشم نمی‌شه فهمید، که همین سخت‌ترش می‌کنه.

00:15:19.560 --> 00:15:20.560
‫همینو می‌گم!

00:15:20.810 --> 00:15:23.270
‫از کلاس چهارم تا الان حس محبتی از خودش بروز نداده،

00:15:23.270 --> 00:15:25.440
‫پس اصلاً نمی‌فهمم چطوری به‌حساب بیارمش!

00:15:25.440 --> 00:15:26.940
‫ریخته به‌هم.

00:15:27.190 --> 00:15:30.700
‫مگه اوتوگی-کون نگفته بود فیلم‌های کمدی رو دوست داره؟

00:15:31.030 --> 00:15:34.120
‫آره! وقتی اونارو می‌بینه، دیدم بلندبلند می‌خنده!

00:15:34.120 --> 00:15:35.080
‫آره راستی!

00:15:35.280 --> 00:15:37.660
‫پس اینطوری‌ام نیست که احساسات نداشته باشه.

00:15:37.660 --> 00:15:40.210
‫گمونم فردا باید تمرکزتو روی شناختش بذاری.

00:15:40.210 --> 00:15:42.330
‫آره، به‌جای اینکه خودتو جذاب‌تر کنی،

00:15:42.330 --> 00:15:45.420
‫باید درک کردنِ احساساتش اولویتت باشه.

00:15:45.590 --> 00:15:48.210
‫انگار عشق واقعاً دنگ‌وفنگش زیاده، نه؟

00:15:49.090 --> 00:15:51.010
‫فقط عاشق آدم عجیبی شدی.

00:15:53.430 --> 00:15:55.720
‫اوه، شماها تو اتاقِ نیکو بودین؟

00:15:56.010 --> 00:15:56.810
‫اوه، امم...

00:15:56.810 --> 00:15:57.560
‫خب...

00:15:57.560 --> 00:15:59.140
‫درباره احساسات!

00:15:59.140 --> 00:16:01.230
‫چیز... احساس... پوکر فیس...

00:16:01.480 --> 00:16:03.850
‫حس کردیم پوکر بازی کردن حال می‌ده.

00:16:03.850 --> 00:16:05.020
‫پوکر بازی می‌کردین؟

00:16:05.020 --> 00:16:07.400
‫آ ـ آره، درسته. داشتیم پوکر بازی می‌کردیم.

00:16:07.400 --> 00:16:11.200
‫احساساتتو نمی‌شه از چهره‌ت خوند،
‫سر همین گفتیم قراره خیلی توش خوب باشی.

00:16:11.200 --> 00:16:14.740
‫ازم نخواستین بازی کنم چون نمی‌تونین چهره‌مو بخونید.

00:16:14.990 --> 00:16:16.990
‫شـ ـ شرمنده.

00:16:16.990 --> 00:16:18.240
‫عیبی نداره.

00:16:18.490 --> 00:16:21.410
‫اونقدر دلم نمی‌خواد مثل شماها داد و بیداد کنم،

00:16:21.410 --> 00:16:23.500
‫پس احتمالاً دعوتتونم رد می‌کردم.

00:16:24.120 --> 00:16:27.550
‫ولی حداقل دعوت می‌کردین به جایی بر نمی‌خورد.

00:16:27.550 --> 00:16:30.710
‫وقتی اینطوری اخمو می‌شه، راحت می‌شه فهمید تو دلش چیه.

00:16:33.760 --> 00:16:36.510
‫خوندن احساساتم سخته، ها؟

00:16:37.600 --> 00:16:40.270
‫خیلی‌خب. این همون طلسمه.

00:16:40.770 --> 00:16:43.270
‫طلسمی روم اجرا کنی که احساساتمو بیشتر بروز می‌ده؟

00:16:43.520 --> 00:16:45.650
‫همچین طلسمی وجود داره،

00:16:45.650 --> 00:16:50.030
‫ولی استفاده از این طلسم‌ها بدون اجازه کار بدیه.
‫سر همین خواستم ازت بپرسم.

00:16:50.820 --> 00:16:52.860
‫ولی خب احتمالاً جوابت منفی باشه.

00:16:54.910 --> 00:16:55.580
‫باشه.

00:16:55.580 --> 00:16:56.280
‫عه؟

00:16:56.410 --> 00:16:57.740
‫خیلی خوب نمی‌فهمم،

00:16:57.740 --> 00:17:01.040
‫ولی اگه خوندن احساساتم سخته، پس یه‌کاری کن راحت‌تر بشه فهمید.

00:17:01.330 --> 00:17:05.750
‫اگه این کمک می‌کنه روابطم بهتر بشه،
‫ داری لطف بزرگی در حقم می‌کنی.

00:17:05.750 --> 00:17:09.170
‫عه؟ ناراحتی؟ داری خواهش می‌کنی؟ اصلاً نمی‌فهمم.

00:17:09.920 --> 00:17:11.130
‫خب، برو که رفتیم.

00:17:11.130 --> 00:17:12.840
‫اموسپرشن!

00:17:16.010 --> 00:17:17.180
‫تموم شد.

00:17:20.010 --> 00:17:21.180
‫مویی-چانِ کوچول؟

00:17:21.390 --> 00:17:25.440
‫خب؟ راحت‌تر می‌شه فهمید؟ چطوری اصلاً می‌فهمی؟

00:17:25.690 --> 00:17:30.320
‫مینی مویی-چان خیلی گیج شده، و راحت می‌شه فهمیدش.

00:17:30.520 --> 00:17:34.110
‫اوه، امم، بذار ببینم. گمونم هنوز نمی‌تونم بفهمم.

00:17:34.110 --> 00:17:36.570
‫کی فکرشو می‌کرد این طلسم همچین اثری کنه؟

00:17:36.820 --> 00:17:39.580
‫عجب. بالأخره گمونم طلسمِ توئه دیگه.

00:17:40.080 --> 00:17:43.120
‫زمان زیادی نداریم، پس بهتره زودتر راه بیفتیم.

00:17:43.120 --> 00:17:46.290
‫آره، یه فیلمه که دوست داری ببینی، مگه نه؟

00:17:46.290 --> 00:17:47.080
‫آره گمونم.

00:17:47.080 --> 00:17:48.960
‫ببین چقدر هیجان داره!

00:17:52.880 --> 00:17:53.840
‫ممنون منتظر موندی.

00:18:00.470 --> 00:18:02.060
‫چرا یه یوکاتا پوشیدی؟

00:18:02.060 --> 00:18:05.100
‫مگه نگفتی بعدازظهر می‌ریم جشنواره تابستونی؟

00:18:05.480 --> 00:18:06.730
‫نظرت چیه؟

00:18:06.980 --> 00:18:11.580
‫هوم. یوکاتاها اصالتاً به‌عنوان
‫حوله یا پیژامه استفاده می‌شدن، ولی امروزه...

00:18:11.650 --> 00:18:14.070
‫نمی‌خوام درباره تاریخچه‌ش بدونم.
‫لباس‌های مناسب‌تری برای بیرون پوشیدن شدن.

00:18:14.070 --> 00:18:16.740
‫ولی مینی مویی-چان خیلی دوستش داره!

00:18:16.950 --> 00:18:18.570
‫چقدر بانمکه!

00:18:18.700 --> 00:18:22.120
‫ولی وایسا ببینم، چرا نمی‌تونه روراست بگه بهم میاد؟

00:18:22.120 --> 00:18:23.240
‫زودباش، بیا بریم.

00:18:26.160 --> 00:18:27.460
‫این چه‌جور فیلمیه؟

00:18:27.460 --> 00:18:28.750
‫هیچی نمی‌دونستی و اومدی؟

00:18:29.460 --> 00:18:31.960
‫می‌خندی، گریه می‌کنی، و غافلگیر می‌شی.

00:18:31.960 --> 00:18:36.090
‫یه فیلم سبک ترکیبی از علمی‌تخیلی،
‫فانتزی، تعلیق، احساسی، عاشقانه، و اکشن‌ـه

00:18:36.090 --> 00:18:39.760
‫که توسط کارگردان اسکالسکی ساخته شده؛ «یالی تایت هولد دای.»

00:18:39.760 --> 00:18:41.510
‫خیلی پیچیده به‌نظر میاد.

00:18:41.510 --> 00:18:43.510
‫فیلمبرداری ممنوع!
‫داره شروع می‌شه.

00:18:44.640 --> 00:18:48.140
‫همین اول‌کار صحنه اکشن داریم. مویی-چان چطوره؟

00:18:49.100 --> 00:18:51.020
‫و مینی مویی-چان چی؟

00:18:51.360 --> 00:18:52.650
‫انگار خیلی اضطراب داره.

00:18:54.820 --> 00:18:56.150
‫بدجوری ترسیده!

00:18:56.440 --> 00:18:58.650
‫ماه واقعاً زیبا بود.

00:18:59.110 --> 00:19:00.660
‫داره گریه می‌کنه.

00:19:00.950 --> 00:19:03.490
‫این مثل مهمونیِ شام می‌مونه!

00:19:04.910 --> 00:19:07.120
‫توی صحنه‌های خنده‌دار، چهره‌ی واقعی هم داره می‌خنده.

00:19:07.580 --> 00:19:10.790
‫دیدنِ مویی-چان خیلی جذاب‌تر از دیدنِ فیلمه.

00:19:15.340 --> 00:19:16.880
‫از فیلم لذت بردی؟

00:19:17.170 --> 00:19:18.090
‫آره گمونم.

00:19:18.260 --> 00:19:20.300
‫انگار خیلی بهش خوش گذشت.

00:19:20.590 --> 00:19:23.050
‫وقتی کاراکتر اصلی از ساختمون پرید پایین،

00:19:23.050 --> 00:19:25.510
‫به‌نظر سه‌بعدی می‌رسید، ولی درواقع نبود.

00:19:25.930 --> 00:19:27.530
‫از قصد می‌خواستن واقعی به‌نظر بیاد، و می‌خواستن مخاطب‌ها
‫یه دنیای علمی‌تخیلی که واقعاً علمی‌تخیلی نیست رو تجربه کنن.

00:19:27.560 --> 00:19:29.640
‫وقتی می‌خنده و چیزمیز توضیح می‌ده،

00:19:29.640 --> 00:19:32.520
‫هردوشون یه چهره به خودشون می‌گیرن، و شاید بهترین بخشش باشه.

00:19:32.940 --> 00:19:34.190
‫تو به‌نظرت چطور بود، نیکو؟

00:19:34.190 --> 00:19:37.900
‫آ ـ آره، به‌نظرم خیلی باحال بود که چقدر کاراکتر اصلی احساساتیه.

00:19:38.150 --> 00:19:40.610
‫وقتی نسخه دیجیتالش اومد دوباره می‌بینم.

00:19:46.200 --> 00:19:49.080
‫وای! ممنون، آقا!

00:19:49.080 --> 00:19:52.960
‫درسته، مویی-چان اینطوری نیست که بی‌احساس باشه.

00:19:53.580 --> 00:19:56.170
‫همیشه داره برای بقیه کار انجام می‌ده.

00:19:56.170 --> 00:19:59.720
‫وقتی بقیه رو خوشحال می‌کنه،
‫ توی قلب خودشم خوشحال می‌شه.

00:20:02.470 --> 00:20:04.350
‫فقط روی صورتش نشون نمی‌ده.

00:20:05.350 --> 00:20:10.230
‫قلبش پر از احساسات مختلفه.

00:20:14.020 --> 00:20:15.980
‫وای، چه خوشگله.

00:20:15.980 --> 00:20:18.440
‫خیلی‌وقت می‌شه آتیش‌بازی ندیده بودم!

00:20:22.320 --> 00:20:26.120
‫نیکو، طبق این طلسمت، الان من چه احساسی دارم؟

00:20:27.030 --> 00:20:28.990
‫یه لبخند گنده روی لبته.

00:20:29.330 --> 00:20:30.120
‫که اینطور.

00:20:33.210 --> 00:20:34.210
‫شرمنده.

00:20:34.210 --> 00:20:35.000
‫ها؟

00:20:35.000 --> 00:20:37.380
‫برام خیلی سخته که احساساتمو بروز بدم.

00:20:39.510 --> 00:20:44.390
‫نه، مشکلی نیست. منم که باید عذرخواهی کنم.
‫حتماً‌ ناراحت شدی.

00:20:44.720 --> 00:20:46.890
‫نه، اصلاً ناراحت نیستم.

00:20:47.430 --> 00:20:49.390
‫احتمالاً به‌خاطر تمریناتم باشه.

00:20:50.100 --> 00:20:53.690
‫یه نقطه‌ضعف محسوب می‌شه که حریفت بتونه چهره‌تو بخونه.

00:20:53.890 --> 00:20:55.400
‫تازشم اخلاقم از اول اینطوری بود،

00:20:55.690 --> 00:20:58.650
‫سر همین حتماً عادتم شده که احساساتمو سرکوب کنم.

00:20:59.190 --> 00:21:01.320
‫همیشه اینطوری نیست که بدخلق باشم.

00:21:01.740 --> 00:21:03.400
‫آره، می‌دونم.

00:21:03.610 --> 00:21:05.910
‫بذار دیگه جادو رو لغو کنم.

00:21:10.040 --> 00:21:15.670
‫ما همیشه کنار همیم،
‫برای همین می‌خواستم ببینم چه احساساتی داری.

00:21:16.080 --> 00:21:19.420
‫همه می‌دونن که قلب مهربونی داری.

00:21:19.920 --> 00:21:22.970
‫و منم می‌خوام به همچین کسی تبدیل شم.

00:21:24.130 --> 00:21:25.630
‫امروز بهم خوش گذشت.

00:21:25.630 --> 00:21:26.590
‫واقعاً؟

00:21:27.140 --> 00:21:27.930
‫آره.

00:21:28.760 --> 00:21:32.310
‫اتفاقاً‌ از وقتی اومدی خونه‌مون، خیلی احساساتی‌تر شدم.

00:21:32.930 --> 00:21:36.350
‫از اونجا که قوی‌ام، معمولاً آخرش به بقیه آسیب می‌زنم.

00:21:36.350 --> 00:21:38.650
‫سر همین دوستی‌های زیادی برام باقی نموند.

00:21:39.610 --> 00:21:42.110
‫دوست دارم تنهایی وقتمو سپری کنم.

00:21:43.400 --> 00:21:44.110
‫ولی...

00:21:48.700 --> 00:21:51.120
‫جدیداً‌ هرروز خیلی پر سروصدا شده.

00:21:52.160 --> 00:21:54.710
‫و اینجور زندگی روزمره هم همچین بدک نیست.

00:21:57.120 --> 00:21:58.580
‫هرروز بهم خوش می‌گذره.

00:22:06.220 --> 00:22:08.930
‫اوه! کان-چان و کیگو-کون هم اینجان.

00:22:08.930 --> 00:22:11.510
‫آتیش‌بازی هم تموم شد، پس چطوره بریم پیششون؟

00:22:11.810 --> 00:22:14.270
‫خب، به‌نظرت همینطوری بهتر نیست؟

00:22:14.270 --> 00:22:16.230
‫دیدنِ اونا به دردسرش نمی‌ارزه.

00:22:19.400 --> 00:22:20.980
‫بیا تا می‌تونیم خوش بگذرونیم.

00:22:21.320 --> 00:22:23.860
‫تاکویاکی یا ایماوایاکی سرخ‌شده؟
‫کدومو می‌خوای بخوری؟

00:22:23.860 --> 00:22:24.990
‫هشت‌پای سرخ‌شده!

00:22:27.000 --> 00:22:37.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:37.024 --> 00:22:58.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:57.870 --> 00:24:01.250
‫درباره قسمت این هفته نظرتون چی بود؟

00:24:01.250 --> 00:24:04.500
‫بنده فکر می‌کنم قسمت بسیار جذابی بود.

00:24:04.500 --> 00:24:07.250
‫پس شما طرفدارِ شونن جامپ هستید؟

00:24:07.250 --> 00:24:10.800
‫نه، اینطور نیست. ‫من طرفدارِ شونن مگز-