﻿WEBVTT

00:00:05.770 --> 00:00:09.570
‫یه‌ذره طول کشید، ولی بالأخره رسیدیم.

00:00:10.730 --> 00:00:13.240
‫فکر نمی‌کردم همچین اتفاقی برامون بیفته.

00:00:13.570 --> 00:00:15.490
‫مثل داستان «سر گاو» می‌مونه.
‫داستان سر گاو: داستان ژاپنی مرموز و بسیار وحشتناک که هرکس آن را بشنود یا بازگو کند می‌میمیرد

00:00:15.780 --> 00:00:20.080
‫تقصیر خودته، اوتسورو. دوباره سرخود واسه خودت رفتی جلو...

00:00:21.200 --> 00:00:22.790
‫برای همین بهت گفتم...

00:00:22.790 --> 00:00:24.500
‫یه احمق کله‌شق نباش!

00:00:26.630 --> 00:00:28.380
‫سـ ـ ساکت شو!

00:00:28.380 --> 00:00:29.340
‫من می‌خواستم تو رو...

00:00:29.340 --> 00:00:30.630
‫منو چی؟

00:00:32.760 --> 00:00:34.630
‫بسه دیگه، تازه‌کارها.

00:00:34.800 --> 00:00:37.340
‫مثل اینکه صحیح و سالم رسیدیم.

00:00:38.300 --> 00:00:40.510
‫هدف بعدی تحقیقات‌مون.

00:00:41.350 --> 00:00:42.520
‫پس همینجاست...

00:00:42.890 --> 00:00:45.020
‫از اینجا باید خوب حواستونو جمع کنین.

00:00:45.600 --> 00:00:48.060
‫معلوم نیست چی اینجا مخفی شده...

00:00:49.190 --> 00:00:51.030
‫اوبورو!

00:00:51.360 --> 00:00:52.570
‫حالت خوبه؟

00:00:57.070 --> 00:00:58.280
‫بهم دست نزن.

00:00:58.780 --> 00:01:00.200
‫خوبم.

00:01:00.490 --> 00:01:02.330
‫یهو چی شد؟

00:01:20.470 --> 00:01:21.970
‫نمی‌دونم.

00:01:21.990 --> 00:01:31.990
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:01:32.730 --> 00:01:34.240
‫اورون
‫میراژ

00:02:54.610 --> 00:02:56.780
‫قسمت 19: «شکار فاژی‌ها، بخش 4»
‫نمی‌دونم.

00:02:57.030 --> 00:03:01.110
‫حفاظ پوچم فعال بود. ولی خیلی سریع از پشت‌سرم اومد...

00:03:01.110 --> 00:03:03.280
‫تچ، گاردمو پایین آوردم.

00:03:03.490 --> 00:03:05.780
‫هاه، ناامیدم کردی.

00:03:05.950 --> 00:03:07.120
‫چی؟

00:03:07.120 --> 00:03:11.670
‫دارم می‌گم بهت نمیاد که وسط میدون نبرد بی‌دقتی کنی.

00:03:11.790 --> 00:03:14.420
‫چی گفتی؟ اصلاً تو چی حالیته؟

00:03:18.090 --> 00:03:21.380
‫اگر اژدها و ببر سکان هدایت رو در دست داشتن،
‫جشنواره‌ای از تایکو برپا می‌شد.

00:03:21.380 --> 00:03:23.050
‫بحث و جدال کافیه.

00:03:25.680 --> 00:03:27.810
‫درست همونطور که فرمانده فووا پیش‌بینی کرد.

00:03:28.270 --> 00:03:32.560
‫فاژی‌ها یقیناً داخل این ساختمون خرابه پنهان شدن.

00:03:32.730 --> 00:03:35.150
‫اصلاً اینجا کجاست؟

00:03:35.650 --> 00:03:38.820
‫تابلوش پوسیده شده و خیلی خوانا نیست.

00:03:39.280 --> 00:03:41.990
‫امم، مرکز تحقیقاتی... نیر.

00:03:42.530 --> 00:03:46.660
‫ظاهراً یه تأسیساته که روی یه‌چیز تحقیق می‌کرده.

00:03:47.200 --> 00:03:48.620
‫زودباشین بریم!

00:03:48.700 --> 00:03:51.960
‫نمی‌تونیم بذاریم مثل فاجعه‌ی بازپس‌گیری آشوب فرار کنن.

00:03:52.160 --> 00:03:53.250
‫صبر کن!

00:03:54.670 --> 00:03:58.300
‫حرکات عجولانه‌ی پا، اجازه‌ی پخت غذای دلچسبی رو نمی‌دن.

00:03:58.420 --> 00:04:02.720
‫تازه‌کارهای جوان همیشه وحشت و اشتباه می‌کنن.
‫از دستورات من پیروی کنین.

00:04:04.510 --> 00:04:08.470
‫من به شرق می‌رم، و ساگیری از ساختمان غربی نفوذ می‌کنه.

00:04:08.720 --> 00:04:11.390
‫اوتسورو و اوبورو، شما هردو اینجا می‌مونین.

00:04:11.390 --> 00:04:14.350
‫صبر کنین تا یکی از ما درخواست نیروی کمکی کنه.

00:04:14.520 --> 00:04:18.360
‫تا کِی می‌خواین باهامون مثل تازه‌کارها رفتار کنین، سنپای؟

00:04:18.860 --> 00:04:24.240
‫ما هم الان فینت هستیم!
‫ پس به قدری خوب هستیم که هواتونو داشته باشیم.

00:04:24.740 --> 00:04:26.160
‫اوبورو.

00:04:27.370 --> 00:04:29.370
‫انگار امروز خیلی پرحرف شدی.

00:04:29.700 --> 00:04:32.000
‫پس یه‌چیز بهت یاد می‌دم.

00:04:32.410 --> 00:04:36.500
‫می‌دونی درباره‌ی شیرهای پرحرف در میدون نبرد چی می‌گن...؟

00:04:37.670 --> 00:04:39.130
‫زک-سان! پشت‌سرت!

00:04:42.800 --> 00:04:44.130
‫بی‌تأثیره.

00:04:45.760 --> 00:04:47.090
‫عقب وایسین.

00:04:48.890 --> 00:04:51.060
‫اینجا رو ببین، زک می‌خواد «اون» رو انجام بده.

00:04:51.060 --> 00:04:52.140
‫«اون»؟

00:04:52.140 --> 00:04:55.900
‫حرکت خیلی سریعیه، پس هیچ‌کس واقعاً ندیدتش.

00:04:56.350 --> 00:04:59.110
‫حرکت نهاییِ زک بالان!

00:05:02.360 --> 00:05:04.150
‫زک-ســـــــــــــان!

00:05:04.740 --> 00:05:07.740
‫عه؟ زک-سان رو خورد!

00:05:07.740 --> 00:05:09.910
‫و می‌خواست حرکت نهایی‌شو بزنه!

00:05:10.200 --> 00:05:12.910
‫اشکالی نداره، لازم نیست نگرانش باشین.

00:05:13.120 --> 00:05:15.790
‫پس می‌گی زک-سان زنده‌ست؟

00:05:18.080 --> 00:05:19.670
‫نصف حرفت درسته.

00:05:21.050 --> 00:05:26.220
‫مشخص نیست، ولی خیلی مبهم یه‌چیز درمورد فاژی‌ها شنیدم،

00:05:26.220 --> 00:05:28.840
‫که چقدر خواستارِ قدرت فینت‌ها هستن.

00:05:28.840 --> 00:05:35.230
‫از روی همین، شاید بشه با کمی قطعیت پیش‌بینی کرد...

00:05:35.230 --> 00:05:38.310
‫که احتمالاً بخوان قدرتِ زک رو جذب کنن.

00:05:43.110 --> 00:05:45.820
‫اوهو، وقتی داشتم حرف می‌زدم...

00:05:46.240 --> 00:05:47.820
‫یه گله ازشون ظاهر شدن!

00:05:47.820 --> 00:05:51.490
‫ساگی-سان! قرار بود این‌همه فاژی اینجا باشه؟

00:05:51.490 --> 00:05:52.830
‫خدا می‌دونه!

00:05:53.200 --> 00:05:56.460
‫لعنت به اون پیرهای خرفت. اون تله، قلابی بود.

00:05:57.160 --> 00:05:59.790
‫پس یعنی با طعمه‌شون بلوف زدن.

00:06:01.630 --> 00:06:04.460
‫اوتسورو! اوبورو! من می‌رم زک رو نجات بدم.

00:06:06.130 --> 00:06:08.180
‫منظورم اینه که اینجا رو می‌سپارم به شما!

00:06:11.050 --> 00:06:14.270
‫بادی فینت‌های شما هنوز ناشناخته‌ان، نه؟

00:06:14.640 --> 00:06:17.560
‫پس راحت می‌تونین این چالش رو پشت‌سر بذارین!

00:06:19.940 --> 00:06:21.060
‫بله، قربان!

00:06:25.440 --> 00:06:27.440
‫جلو دست‌وپام نباش.

00:06:27.610 --> 00:06:28.820
‫خودتم همینطور!

00:06:29.110 --> 00:06:32.030
‫بهم گفتن هدفم قله باشه، و این آتیشِ درونمو شعله‌ور کرد!

00:06:38.330 --> 00:06:41.580
‫فرمانده فووا، چه نقشه‌ای دارید؟

00:06:42.500 --> 00:06:45.630
‫هونوکا، خیلی بزرگ شدی.

00:06:45.630 --> 00:06:48.380
‫اشاره به سن یه زن، آزار جنسی محسوب می‌شه.

00:06:48.380 --> 00:06:49.800
‫نه.

00:06:50.680 --> 00:06:52.220
‫منظورم ابعادت بود.

00:06:52.220 --> 00:06:53.930
‫دیوونه شدید؟

00:06:54.810 --> 00:06:58.850
‫بزرگان درمورد روش‌های نامتعارف‌تون ساکت نمی‌مونن.

00:07:04.520 --> 00:07:05.570
‫صبر کنین!

00:07:05.570 --> 00:07:07.860
‫نمی‌خوایم شما رو هم دخیل کنیم!

00:07:07.940 --> 00:07:10.990
‫گاردتو پایین آوردیا، سنسه.

00:07:11.200 --> 00:07:12.410
‫ولی...

00:07:12.410 --> 00:07:14.200
‫ما اصلاً نمی‌دونیم...

00:07:14.200 --> 00:07:16.290
‫اون بیرون قراره چه اتفاقی بیفته!

00:07:16.740 --> 00:07:21.250
‫حتی اگه بهش فکر کنی، جواب توی بیشه‌ست.

00:07:23.130 --> 00:07:26.840
‫ما همراه ساگیری-سان و زک-سنپای می‌ریم!

00:07:28.840 --> 00:07:32.640
‫فرمانده، قصد دارید یه کودتا آغاز کنید؟

00:07:33.550 --> 00:07:36.310
‫یا نکنه می‌خواید...

00:07:40.230 --> 00:07:41.770
‫هیچ‌کدوم.

00:07:43.230 --> 00:07:44.610
‫بلکه...

00:07:45.230 --> 00:07:47.270
‫هردوشم می‌تونه باشه.

00:07:57.700 --> 00:07:58.660
‫خوب نیست.

00:07:58.990 --> 00:08:03.080
‫ضربه‌هامون اثر ندارن. مگه فاژی‌ها نامیران؟

00:08:03.290 --> 00:08:04.790
‫من از کجا بدونم؟

00:08:05.250 --> 00:08:07.290
‫هیچ نقطه‌ضعفی ندارن؟

00:08:07.290 --> 00:08:09.050
‫از من نپرس!

00:08:09.260 --> 00:08:11.800
‫اصلاً فاژی‌ها چی هستن؟

00:08:12.970 --> 00:08:15.050
‫ولی یه‌چیز رو متوجه شدم.

00:08:15.340 --> 00:08:18.060
‫حرکات‌شون خیلی ساده‌ست.

00:08:18.180 --> 00:08:19.850
‫انگار بدون فکر عمل می‌کنن.

00:08:19.850 --> 00:08:22.810
‫اونا فاژی نیستن، فنتوم هستن!

00:08:22.810 --> 00:08:25.810
‫صرفاً یه‌مشت عروسکن که از بدن اصلی دستور می‌گیرن.

00:08:25.980 --> 00:08:28.270
‫پس فقط یکی‌شون واقعیه؟

00:08:28.270 --> 00:08:30.070
‫پس بگو چرا نمی‌تونستم شقه‌شون کنم.

00:08:30.280 --> 00:08:33.740
‫فنتوم‌ها فقط می‌تونن مطابق دستورات‌شون حرکت کنن.

00:08:33.740 --> 00:08:35.610
‫و اون دستورات احتمالاً اینن که...

00:08:35.610 --> 00:08:37.700
‫«از پشت حمله کنید»،

00:08:37.870 --> 00:08:40.950
‫و «هنگام رویارویی با یه شمشیرزن، حرکت نکنید.»

00:08:41.200 --> 00:08:42.160
‫به عبارت دیگه!

00:08:42.160 --> 00:08:44.580
‫حتی اگه محاصره شدی هم بهشون پشت نکن!

00:08:47.250 --> 00:08:49.550
‫چرا پشت‌سر من وایسادی؟

00:08:49.550 --> 00:08:51.050
‫خودتم همینطور.

00:08:51.210 --> 00:08:53.840
‫بدن اصلی رو پیدا می‌کنیم. بپر!

00:08:53.840 --> 00:08:55.590
‫بهم دستور نده!

00:08:58.680 --> 00:09:00.470
‫انعکاس گذرا!

00:09:05.060 --> 00:09:06.100
‫خودشه!

00:09:09.570 --> 00:09:12.400
‫این دفعه، بهت نشون می‌دم کی قوی‌تره.

00:09:13.360 --> 00:09:17.360
‫مگه مهمه؟ همینکه ندونیم بهتره.

00:09:19.530 --> 00:09:21.450
‫بیا مبهم بمونیم!

00:09:29.670 --> 00:09:31.300
‫زک!

00:09:41.890 --> 00:09:43.430
‫بیا مبهم بمونیم!

00:09:43.720 --> 00:09:45.430
‫پس این اورون میراژـه؟

00:09:45.600 --> 00:09:47.100
‫درسته، مویی-چان!

00:09:47.100 --> 00:09:50.190
‫الان خیلی پرطرفداره، و کوکو خیلی دوستش داره!

00:09:50.190 --> 00:09:53.030
‫آره، ولی چرا «بیا مبهم بمونیم.» جمله‌ی معروفشه؟

00:09:53.030 --> 00:09:56.700
‫خودمم مطمئن نیستم، ولی همینه که باحالش کرده.

00:09:56.700 --> 00:10:00.200
‫این چیزهای مبهم و ناشناخته‌ش خیلی جذابش می‌کنن!

00:10:03.040 --> 00:10:04.700
‫اصلاً درکش نمی‌کنم.

00:10:19.520 --> 00:10:23.850
‫خاطرات آرتیست موردعلاقه‌ام

00:10:23.890 --> 00:10:27.270
‫دست راستم به‌خاطر کُتش سفید، و به‌خاطر موش نارنجی‌ـه.

00:10:27.600 --> 00:10:31.480
‫دست چپم رنگ نیروی دریاییِ یونیفرمش،
‫ و قرمز هم مشخصاً برای شالشه.

00:10:31.900 --> 00:10:34.280
‫ناخن‌های الهام‌گرفته از شخصیت‌های موردعلاقه‌ی اورون میراژم.

00:10:35.730 --> 00:10:36.490
‫یه‌لحظه وایسا.

00:10:36.820 --> 00:10:42.030
‫قشنگ روی دستمای خودمن.
‫اوتسورو-کون روی دست راستم، و اوبورو-کون روی دست چپم!

00:10:42.030 --> 00:10:44.240
‫حالا هرکاری می‌تونم بکنم.

00:10:45.580 --> 00:10:46.950
‫باعث می‌شه دست به دعا بشم.

00:10:47.750 --> 00:10:49.750
‫وقتشه توی چیتر پست کنم.

00:10:49.750 --> 00:10:52.080
‫فکر کنم از این‌یکی یه‌عالمه لایک می‌گیرم.

00:10:52.420 --> 00:10:55.380
‫دنگکی ملون

00:10:58.010 --> 00:11:00.090
‫اواخر تأخیرهاتون داره زیاد می‌شه ها.

00:11:00.090 --> 00:11:03.300
‫این دفعه شاید حس تنبلی کردین،
‫ ولی لطفاً از دفعه بعد دقت کنین.

00:11:03.300 --> 00:11:04.640
‫خسته نباشین.

00:11:04.640 --> 00:11:06.970
‫برپا. تعظیم.

00:11:19.400 --> 00:11:21.410
‫نیکو، بریم پارفه بخوریم؟

00:11:21.410 --> 00:11:22.320
‫بریم!

00:11:22.490 --> 00:11:23.530
‫بریم!

00:11:23.530 --> 00:11:25.580
‫یادم نمیاد شما رو دعوت کرده باشم!

00:11:28.540 --> 00:11:31.580
‫و بعدش اوبورو اون جمله‌ی معروفشو گفت!

00:11:31.670 --> 00:11:34.000
‫«‫بهم گفتن هدفم قله باشه، و این آتیشِ درونمو شعله‌ور کرد!»

00:11:35.920 --> 00:11:40.300
‫من به‌نظرم صحنه‌ای که اوتسورو-کون
‫ و هونوکا-سنسه توش بودن بانمک بود.

00:11:40.510 --> 00:11:43.760
‫وقتی گفت «گاردتو پایین آوردیا، سنسه.»

00:11:45.510 --> 00:11:47.060
‫و بعد ساگیری گفت ور ور ور.

00:11:47.060 --> 00:11:48.810
‫و زک هم ور ور ور.

00:11:48.810 --> 00:11:54.060
‫ور ور ور ور ور ور ور ور، بعد یهو ور ور ور. خیلی خنده‌دار بود!

00:11:54.230 --> 00:11:59.570
‫دقیقاً ور ور شد. ور وور وور وو و رر رر.
‫بخش موردعلاقه‌م ور ور شدن وووررر ور بود!

00:11:59.740 --> 00:12:00.610
‫ور ور!

00:12:00.690 --> 00:12:01.860
‫ور ور!

00:12:06.620 --> 00:12:11.460
‫معلم کلاس 1-3؛ ماکووا یوری، و کوکو ملقب به اورشینو کوکومی،

00:12:11.460 --> 00:12:18.000
‫دوست‌های اوتاکویی‌ای هستند که به مانگای شونن پرطرفدار
‫درحال پخشِ «اورون میراژ» علاقه‌ی مشترکی دارند.

00:12:18.460 --> 00:12:23.260
‫دیروز هایمی-سان... یعنی، تو یه طراحی فوق‌العاده پست کردی.

00:12:23.470 --> 00:12:26.970
‫یه نگاه چپ چپ بهمون کرده!
‫انقدر ذوق کردم که مجبور شدم دهنمو بپوشونم.

00:12:26.970 --> 00:12:34.650
‫و این فقط حدس منه، ولی اوبورو-کون داره یه‌کوچولو... لبخند... می‌زنه؟

00:12:37.650 --> 00:12:42.150
‫هایمی-سان، این اولین‌بار نیست که
‫ داری لبخند اوبورو رو می‌کشی؟ واقعاً بی‌نظیره!

00:12:42.150 --> 00:12:44.780
‫و وقتی کارت اطلاعاتِ این هفته اونو یه آدم سگ‌دوست معرفی کرد،

00:12:44.780 --> 00:12:46.990
‫اگه اوتسورو بود یه‌چیزی، ولی اوبورو؟

00:12:46.990 --> 00:12:49.200
‫تمام پست‌های فیدم ذوق کرده بودن.

00:12:49.200 --> 00:12:51.830
‫و عاشق انتخاب رنگ‌هات هستم.

00:12:51.830 --> 00:12:55.250
‫این ترکیب رنگ خیلی خوب روش نشسته. اوه...

00:12:55.670 --> 00:12:57.080
‫خیلی ببخشید.

00:12:57.080 --> 00:12:59.800
‫نباید نظراتمو جلوی کسی که طراحیش کرده بگم، نه؟

00:12:59.800 --> 00:13:01.510
‫نه، خوشحالم می‌کنه.

00:13:03.010 --> 00:13:05.180
‫این خودمم خوشحال می‌کنه.

00:13:05.180 --> 00:13:09.890
‫وقتی تو رو به‌عنوان خدا می‌پرستیدم،
‫گذاشتی باهات دوست بشم.

00:13:11.470 --> 00:13:14.850
‫در حالت عادی، بدون اینکه باهات
‫ چشم تو چشم بشم، جلوت سجده می‌کردم.

00:13:14.850 --> 00:13:17.100
‫آه، لطفاً بهش عادت کنید، سنسه.

00:13:17.940 --> 00:13:22.230
‫من و اورشینو-سان جفت‌مون اوتاکو هستیم،
‫ولی موضع‌هامون کاملاً باهم متفاوته.

00:13:22.690 --> 00:13:28.200
‫عقیده‌ی من اینه که «اوتاکوها برای همیشه
‫در سایه‌ها پنهان می‌شن.» ولی...

00:13:30.030 --> 00:13:33.120
‫حتی با اینکه دوست اوتاکوییِ اورشینو-سان شدم،

00:13:33.120 --> 00:13:37.790
‫براش فاش نکردم که اکانت چیترِ من اسمش دنگکی ملون‌ـه.

00:13:38.130 --> 00:13:42.250
‫هنوز خیلی خجالت می‌کشم که
‫هویت آنلاین خودمو بهش نشون بدم.

00:13:42.550 --> 00:13:46.260
‫از طرف دیگه، اون داره از به‌طور آشکارا
‫از سرگرمیِ خودش نهایت لذت رو می‌بره.

00:13:46.260 --> 00:13:49.760
‫با وجود اینکه هردومون اوتاکو هستیم،
‫می‌تونیم اختلاف نسلیِ بین‌مونو حس کنم.

00:13:50.470 --> 00:13:52.680
‫ما یه رابطه‌ی معلم-دانش‌آموزی داریم،

00:13:52.810 --> 00:13:56.980
‫ولی اون همچنین دوست عزیزم
‫و یه طراحِ خدا-گونه‌ست که اثرهای بی‌نظیری می‌کشه.

00:13:57.390 --> 00:14:00.110
‫نمی‌خوام با واکنش‌هایی که توی ذهنم عجین‌شده، دلسردش کنم.

00:14:00.110 --> 00:14:02.270
‫واقعاً دلم نمی‌خواد الهه‌م ازم متنفر بشه.

00:14:02.860 --> 00:14:04.240
‫باید حواسمو جمع کنم.

00:14:04.860 --> 00:14:07.910
‫سنسه، راستش می‌خواستم درمورد یه‌چیز باهاتون صحبت کنم.

00:14:08.530 --> 00:14:12.620
‫من طراحی می‌کنم و عاشق اینم که مردم آنلاین ببیننشون.

00:14:12.620 --> 00:14:15.040
‫ولی تازگی‌ها، حس می‌کنم این کافی نیست.

00:14:15.290 --> 00:14:18.290
‫اورو میرا دیالوگ‌های منحصربه‌فردی داره، مگه نه؟

00:14:18.710 --> 00:14:23.300
‫پس موقع طراحی تمام تلاشمو می‌کنم،
‫ولی جمله‌های تک‌خطی‌م به پای مانگا نمی‌رسه.

00:14:23.550 --> 00:14:25.130
‫که اینطور.

00:14:25.260 --> 00:14:26.670
‫یه‌لحظه وایسا، هایمی-سان.

00:14:26.920 --> 00:14:30.050
‫پس یه‌بار، یه حباب نوشته توی یکی از طراحی‌هام گذاشتم،

00:14:30.050 --> 00:14:31.720
‫و با یه جمله پرش کردم.

00:14:31.850 --> 00:14:35.060
‫و بعد نمی‌تونستم جلوی تپش قلبمو بگیرم.

00:14:35.220 --> 00:14:37.770
‫نه. لطفاً بیشتر از این نگو.

00:14:38.020 --> 00:14:40.940
‫اگه چیزی که فکر می‌کنمو بگی، ممکنه از حال برم.

00:14:41.190 --> 00:14:45.820
‫و خب... فکر کردم منم می‌خوام امتحانش کنم.

00:14:45.820 --> 00:14:47.570
‫البته یه‌ذره خجالت‌آوره.

00:14:47.860 --> 00:14:49.950
‫خواهش می‌کنم! دیگه چیزی نگو!

00:14:50.990 --> 00:14:52.830
‫طراحی مانگا رو شروع کردم.

00:14:56.160 --> 00:14:58.040
‫عـ ـ عــــــــه.

00:14:58.660 --> 00:15:00.920
‫این واقعاً برات چالش جدیدیه.

00:15:02.170 --> 00:15:03.540
‫یا خدای پشم!

00:15:03.540 --> 00:15:05.300
‫آرتیست موردعلاقه‌م می‌خواد یه مانگا بکشه!

00:15:05.300 --> 00:15:07.460
‫یعنی مُردم و رفتم بهشت؟ آره، معلومه!

00:15:08.050 --> 00:15:09.340
‫خداوندا.

00:15:09.630 --> 00:15:15.350
‫خب، امم... هنوز در حد پیش‌نویسه، ولی با خودم آوردمش.

00:15:18.560 --> 00:15:20.600
‫چشمام! وای نه!
‫سنسه؟

00:15:20.810 --> 00:15:25.440
‫داره می‌درخشه! درست مثل اون زمان که ‫ ماگا میچیو پیش‌نویسِ تزوکا-سان رو به‌دست گرفت.
‫اشاره به مانگای MW در سال 1976 که از مانگاهای پرطرفدار بود

00:15:26.070 --> 00:15:28.150
‫اولین مانگاییه که می‌کشم،

00:15:28.150 --> 00:15:31.490
‫ولی تونستم صفحه رو مثل کیک بریدن
‫ به پنل‌های مختلف تقسیم کنم.

00:15:31.660 --> 00:15:32.820
‫یه نابغه‌ست؟

00:15:32.820 --> 00:15:36.160
‫ولی اصلاً نمی‌دونم جالب هست یا نه.

00:15:36.450 --> 00:15:40.120
‫سنسه، شما بیشتر از من در رابطه با مانگا می‌دونین،
‫ پس می‌شه یه نگاه بندازین؟

00:15:49.760 --> 00:15:54.260
‫و ـ وای! حس منحصربه‌فردی که قلمِ هایمی-سان
‫به بانمکی و جذابیتِ صفحه اضافه می‌کنه.

00:15:54.640 --> 00:15:57.470
‫کاراکترها دارن تکون می‌خورن! حرف می‌زنن!

00:15:58.180 --> 00:16:00.600
‫اوه! این...

00:16:02.060 --> 00:16:03.520
‫بدجوری معمولیه.

00:16:03.810 --> 00:16:06.650
‫عه؟ من دیگه به خوبیِ سابق نیستم؟

00:16:07.480 --> 00:16:11.860
‫نه، این از شخصیت‌پردازی‌های منحصربه‌فرد
‫ و واضحِ هایمی-سان بویی نبرده.

00:16:12.280 --> 00:16:15.780
‫اشکال نداره که با کمبود اطلاعات، فهمیدنِ موقعیت‌ها سخت باشه.

00:16:15.780 --> 00:16:17.950
‫هرچند، پنل‌ها خیلی باریک تقسیم شدن،

00:16:17.950 --> 00:16:20.750
‫و چون صورت‌ها توی تمام پنل‌ها یه اندازه‌ان، احساس یکنواختی داره.

00:16:20.750 --> 00:16:24.250
‫خیلی سخته که احساساتِ شخصیت‌ها رو درک کرد،
‫که درواقع مهمترین چیزه.

00:16:24.250 --> 00:16:26.880
‫هایمی-سان خیلی خوب می‌تونه
‫احساسات رو توی نقاشی‌ش نشون بده.

00:16:26.880 --> 00:16:30.300
‫همینو کم‌کم داره توی طراحی‌های تک‌صفحه‌ایش نشون می‌ده.

00:16:30.760 --> 00:16:34.130
‫این موضوع از اینکه هایمی-سان مانگای زیادی نمی‌خونه نشأت می‌گیره،

00:16:34.130 --> 00:16:36.890
‫سر همین خوب نمی‌دونه چطوری درستشون کنه.

00:16:37.640 --> 00:16:38.890
‫وقتی بحث ساختن یه محیطِ 2 بعدی باشه،

00:16:38.890 --> 00:16:42.060
‫مخاطب‌ها دنبال «کاراکتری شبیه خودشون توی اون دنیا» می‌گردن،

00:16:42.060 --> 00:16:44.310
‫و «احساسی که داشتم به‌صورت 2 بعدی به تصویر کشیده می‌شه.»

00:16:44.310 --> 00:16:46.020
‫هایمی-سان با استفاده از طرز بیان و مهارت پر اشتیاقِ بی‌نظیرش،

00:16:46.020 --> 00:16:47.310
‫توی سطح بالایی به این دست پیدا کرده بود.

00:16:47.310 --> 00:16:49.440
‫ولی توی این پنل‌های کوچیک، اون توانایی‌ها خودی نشون نمی‌دن.

00:16:49.440 --> 00:16:51.820
‫اگه یه اوتاکوی زنِ حرفه‌ای باشی، اون‌وقت تازه می‌تونی
‫ اون «چیز» رو از این سیلِ اطلاعات درک کنی.

00:16:51.820 --> 00:16:53.280
‫ولی این طرفدارهای جدید به‌شدت روی ابراز احساسات حساسن.

00:16:53.280 --> 00:16:55.990
‫واقعاً می‌تونیم از اوتاکوهای تازه‌وارد انتظار داشته باشیم
‫ همچین چیزی رو کامل درک کنن؟

00:16:55.990 --> 00:16:56.620
‫جوابش معلومه «نه» می‌شه!

00:16:56.620 --> 00:16:57.950
‫هایمی-سان استعداد و ابتکار خاص، و عشق عمیقی نسبت به مانگا داره.

00:16:57.950 --> 00:17:00.040
‫ولی فندومِ اورو میرا پر از طراح‌های پراستعداده که توی اوج کارشوننن.

00:17:00.040 --> 00:17:02.290
‫طرفدارهای زیادی نیستن که وقت یا صبوریِ کافی رو
‫ برای پیدا کردن اثرهای زیرخاکی داشته باشن.

00:17:02.290 --> 00:17:03.160
‫اوتاکوهای الان خیلی مشغله دارن!

00:17:03.160 --> 00:17:04.710
‫با این وضع، این جوونکی که پا به این عرصه گذاشته
‫زود بین همه‌شون گم می‌شه.

00:17:04.710 --> 00:17:06.750
‫اگه هم مثل طراحی‌هاش پرطرفدار نباشه،
‫با خودش فکر می‌کنه «شاید مانگا کشیدن به من نیومده.»

00:17:06.750 --> 00:17:07.960
‫یا اینکه «آدمی مثل من باید به همون نقاشی‌های تک‌صفحه‌ای بچسبه.»

00:17:07.960 --> 00:17:08.750
‫ممکنه به این نتایج برسه.

00:17:08.750 --> 00:17:10.380
‫بنابراین، اثرهای مقدسی که می‌تونن ساخته بشن
‫ تاابد یه سراب باقی می‌مونن.

00:17:10.380 --> 00:17:11.420
‫یعنی باید همینطوری رهاش کنم؟

00:17:11.420 --> 00:17:13.590
‫آهای دنگکی ملون، می‌خوای شاهد دور ریخته شدنِ
‫ یه الماس تراش‌نخورده‌ی بزرگ باشی؟

00:17:13.590 --> 00:17:17.800
‫یعنی می‌تونی چنین کار خودخواهانه‌ای کنی؟
‫خب، ملون؟ قراره چی باشه؟

00:17:19.310 --> 00:17:20.390
‫واقعاً زیبا بود-ملون.

00:17:20.680 --> 00:17:23.060
‫جداً؟ عه، ملون؟

00:17:23.270 --> 00:17:26.230
‫اول از همه، احساساتی که کاراکترها ابراز می‌کنن عالی‌ان.

00:17:26.230 --> 00:17:28.810
‫به این فکر افتادم که این مانگا چقدر محشره.

00:17:29.020 --> 00:17:32.440
‫واقعاً خوشم میاد وقتی می‌تونم
‫ چهره‌ی کاراکتر موردعلاقه‌مو زیاد ببینم.

00:17:32.690 --> 00:17:33.940
‫نمی‌تونم اینطوری ادامه بدم.

00:17:34.400 --> 00:17:36.030
‫داستان هم خیلی عالیه.

00:17:36.030 --> 00:17:39.490
‫جلوی ماشین فروش خودکار
‫درست از بغل همدیگه رد می‌شن. ‫چقدر هیجان‌انگیز.

00:17:39.490 --> 00:17:42.790
‫اینکه اوتسورو کلی یوبیک خرید هم خیلی دوست‌داشتنی بود.

00:17:42.790 --> 00:17:46.750
‫وای، می‌دونستم شما درک می‌کنید، سنسه! خیلی خوشحالم!

00:17:46.750 --> 00:17:49.540
‫و بعدش این زاویه‌ی زیبای تخریبگر.

00:17:49.540 --> 00:17:52.670
‫ترکیبی از چشم‌های معصوم که از بالا نگاهت می‌کنن،
‫از نور پس‌زمینه هم که نگم!

00:17:53.130 --> 00:17:56.680
‫جای تحسین هم داره که بین تمام کاراکترها، این ایده رو با اوتسورو جلو بردی.

00:17:58.050 --> 00:17:59.680
‫خب البته، افتضاح نیست.

00:18:00.050 --> 00:18:02.680
‫یه آدم معمولی نمی‌تونه چیزی در این حد بکشه.

00:18:03.140 --> 00:18:07.480
‫گرچه، اگه هدف اینه که جذابیت‌های هایمی-سان رو
‫ به مخاطبان بیشتری نشون بدم،

00:18:07.480 --> 00:18:09.560
‫چندین نکته هست که باید گوش‌زد بشه.

00:18:10.440 --> 00:18:11.940
‫ولی خب نمی‌دونم.

00:18:13.150 --> 00:18:14.940
‫به‌جای اینکه به یه آماتور اینو نشون بدی،

00:18:15.070 --> 00:18:17.530
‫چرا از فالوورهای آنلاینت نمی‌پرسی؟

00:18:17.530 --> 00:18:19.280
‫فکر می‌کنم تعداد زیادی داشته باشی.

00:18:19.280 --> 00:18:20.570
‫امم، ولی...

00:18:20.910 --> 00:18:25.080
‫فکر کنم خجالت‌آور باشه که
‫همچین پیش‌نویسی رو توی اینترنت آپلود کنم.

00:18:25.290 --> 00:18:27.000
‫اینطوری هم نمی‌شه گفت.

00:18:27.000 --> 00:18:29.540
‫مطمئنم تشویقت می‌کنن که داری خودتو به چالش می‌کشی.

00:18:29.960 --> 00:18:33.960
‫درسته. پس گمونم امشب پستش کنم.

00:18:34.300 --> 00:18:37.090
‫احتمالاً اگه نظرات مختلفی بشنوم بهتره.

00:18:41.760 --> 00:18:42.630
‫این یکم خجالت‌آوره، ولی من یه مانگا کشیدم و آپلودش کردم.
‫فقط یه پیش‌نویسه. بـ ـ به‌نظرتون چطور شده؟

00:18:42.720 --> 00:18:45.520
‫خیلی‌خب پس. اینم آپلود.

00:18:46.100 --> 00:18:50.810
‫وای، چقدر خجالت‌آوره. اگه کسی جوابی نده چی؟

00:18:50.980 --> 00:18:55.530
‫عه، الان رؤیاپردازی‌هایی که دارمو توی کل دنیا پخش کردم؟

00:18:55.780 --> 00:18:58.610
‫این مگه مثل این نیست که بقیه لخت ببیننت؟

00:18:58.820 --> 00:19:00.360
‫باید زودتر پاکش کنم!

00:19:02.870 --> 00:19:03.990
‫عـــــــــه؟!

00:19:04.370 --> 00:19:08.160
‫یکی پیام داد. چه سریع! وایسا، انقدر سریع؟

00:19:08.870 --> 00:19:10.250
‫دنگکی ملون-سان؟

00:19:10.750 --> 00:19:13.750
‫همون فالوور دوآتیشه‌مه که همیشه پستامو لایک می‌کنه.

00:19:14.460 --> 00:19:15.750
‫و ـ وای، چه زیاد!

00:19:16.010 --> 00:19:19.380
‫عجب پیام بلندبالایی! چی؟ واقعاً خیلی زیاد نوشته.

00:19:19.720 --> 00:19:22.640
‫خط پایین نرفته، می‌خواسته همه رو تو یه بند بنویسه!

00:19:22.720 --> 00:19:26.020
‫ولی خیلی مؤدبانه حرف می‌زنه، و اصلاً ناراحتم نمی‌کنه.

00:19:26.220 --> 00:19:28.270
‫همه‌شون انتقادهای سازنده‌ی خوبی هستن.

00:19:28.270 --> 00:19:30.770
‫همه‌ی اون چیزایی که می‌خواستم بدونمو توش داره.

00:19:30.940 --> 00:19:34.480
‫یعنی چقدر باید مانگا بخونی که به این سطح دانش برسی؟

00:19:35.900 --> 00:19:39.240
‫این دنگکی ملون-سان واقعاً کیه؟

00:19:44.410 --> 00:19:45.410
‫عجب.

00:19:46.330 --> 00:19:50.660
‫پس این دنگکی ملون-سان اون پیام طولانی رو نوشت، ها؟

00:19:51.120 --> 00:19:53.290
‫فاز اوتاکوییم تراوش کرده بود!

00:19:53.920 --> 00:19:58.170
‫اورشینو-سان، بدت میاد وقتی کسی همچین نظری رو بهت می‌گه؟

00:19:58.510 --> 00:20:00.010
‫البته که نه.

00:20:00.010 --> 00:20:03.340
‫«بهم گفتن هدفم قله باشه، و این آتیشِ درونمو شعله‌ور کرد!»

00:20:06.010 --> 00:20:10.640
‫نوشته ی دنگکی ملون-سان توش پر از مهربونی بود،
‫ درحالی که هنوز دیدگاهِ سختگیرانه‌ای داشت.

00:20:10.640 --> 00:20:14.900
‫همینطور تشویقم کرد که دنبال احساساتی باشم
‫که روی بقیه‌ی آدما تأثیر می‌ذاره.

00:20:15.360 --> 00:20:20.070
‫به این درک رسیدم که داستان درست کردن از نقطه‌قوتم نیست.

00:20:20.360 --> 00:20:22.450
‫تصمیم دارم از اول بکشمش.

00:20:23.490 --> 00:20:26.330
‫برای همین واقعاً حس قدردانی دارم.

00:20:29.160 --> 00:20:31.460
‫شما دنگکی ملون-سان هستید، مگه نه؟

00:20:32.710 --> 00:20:35.670
‫عــــه؟ ا ـ از کجا فهمیدی؟!

00:20:35.960 --> 00:20:40.460
‫توی اکانتِ دنگکی ملون-سان رفتم و کامنت و پست‌های قبلی‌شو دیدم.

00:20:40.460 --> 00:20:42.380
‫صرفاً کنجکاو شدم.

00:20:42.680 --> 00:20:45.470
‫اون موقع بود که یه عکس از ناخن‌های اوتسو x اوبو دیدم.

00:20:45.930 --> 00:20:48.470
‫دیروز همون ناخن‌ها رو داشتین، درسته؟

00:20:48.680 --> 00:20:51.230
‫اوه. فاز اوتاکوییم زد بیرون.

00:20:51.230 --> 00:20:53.810
‫«گاردتو پایین آوردیا، سنسه.»

00:20:56.360 --> 00:20:58.520
‫فکر نکنم لازم باشه مخفیش کنین.

00:20:58.980 --> 00:21:01.780
‫الان دیگه دوستایی هستیم که همه‌چیزو برای هم برملا کردیم.

00:21:02.190 --> 00:21:04.490
‫نباید درباره‌ی هیچی خجالت بکشیم.

00:21:04.950 --> 00:21:06.280
‫اورشینو-سان.

00:21:06.450 --> 00:21:07.490
‫خداوندا.

00:21:07.660 --> 00:21:11.620
‫خب پس، ممنون که بخشِ داستان رو درست می‌کنید، دنگکی ملون-سان.

00:21:13.290 --> 00:21:15.830
‫وایسا، چی؟ من قراره داستانو بنویسم؟

00:21:15.830 --> 00:21:20.840
‫من واقعاً داستانی که اون‌سری پست کردینو دوست داشتم.

00:21:21.960 --> 00:21:23.590
‫تـ ـ تا کجا پایین رفتی؟

00:21:24.010 --> 00:21:26.180
‫این چیزیه که واقعاً دوست دارم.

00:21:26.180 --> 00:21:29.600
‫سنسه رو دوست دارم.
‫و دنگکی ملون-سان رو دوست دارم.

00:21:29.850 --> 00:21:32.060
‫من فقط یه اوتاکوی زوار در رفته‌م.

00:21:32.060 --> 00:21:34.940
‫یه بخشی ازم هست که از چیزمیز ساختن لذت می‌بره،

00:21:35.140 --> 00:21:37.610
‫ولی اون داستان کوتاه همینطوری به ذهنم رسید.

00:21:38.020 --> 00:21:43.400
‫ولی از اونجا که یه‌بار انجامش دادین،
‫این یعنی اشتیاقِ انجامشو دارین.

00:21:44.070 --> 00:21:45.610
‫اون آتیش خلاقیت رو.

00:21:46.570 --> 00:21:49.490
‫اوه، می‌شه از این حرفای احساسی و در عین‌حال عجیب نزنی؟

00:21:49.740 --> 00:21:51.990
‫من رؤیای شما رو تبدیل به یه مانگا می‌کنم!

00:21:53.500 --> 00:21:56.870
‫تازه‌شم، ما جفتمون کاراکترها رو یه‌جور تفسیر می‌کنیم.

00:22:03.670 --> 00:22:05.840
‫خیلی‌خب، امتحانش می‌کنم.

00:22:05.840 --> 00:22:08.840
‫هورا! خیلی ازتون ممنونم!

00:22:17.980 --> 00:22:21.690
‫بیاید تولد یک مانگای معلم-دانش‌آموزیِ دونفره رو جشن بگیریم!

00:22:22.690 --> 00:22:25.320
‫به ما نرسید هیچ کاری کنیم!

00:22:27.000 --> 00:22:37.000
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:37.024 --> 00:22:58.024
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:57.500 --> 00:24:01.170
‫زمانی که این مأموریت رو تکمیل کنیم، اونوقت اون راز برملا می‌شه.

00:24:01.170 --> 00:24:03.540
‫اگه این اتفاق افتاد، اون اتفاق هم بدون شک...

00:24:03.880 --> 00:24:06.090
‫اینطوری می‌گن که «سه ریو برای یک بطری ساکه مصرف شد.»

00:24:06.090 --> 00:24:09.510
‫قسمت بعد در اورون میراژ:
‫ «سایه‌ای تاریک و ناشناس نزدیک می‌شود.»

00:24:09.510 --> 00:24:12.010
‫چه چیزی فرای مه انتظارمان را می‌کشد؟