﻿WEBVTT

00:00:06.650 --> 00:00:08.480
‫صبحتون بخیر!

00:00:08.650 --> 00:00:10.860
‫لنگ ظهر شد! یکم بیشتر بخوابا!

00:00:10.940 --> 00:00:13.070
‫تازه اومدی اینجا ها. وقاحتم حدی داره.

00:00:13.070 --> 00:00:15.990
‫من یه خون‌آشامم دیگه، سر همین شب‌زنده‌داری تو خونمه.

00:00:15.990 --> 00:00:19.120
‫صبحا چشمام خواب‌آلوده، ولی شبا مثل جغد باز می‌مونه.

00:00:19.120 --> 00:00:21.370
‫اینطور که به‌نظر میاد به‌درد زندگی اجتمایی نمی‌خوری.

00:00:21.580 --> 00:00:25.710
‫اوه، موریهیتو-سان، می‌شه یدونه از اونا بهم بدین؟
‫می‌دونین چیو می‌گم دیگه.

00:00:25.710 --> 00:00:27.250
‫خیلی مشکوک داری ازم می‌خوای.

00:00:29.420 --> 00:00:31.130
‫خون‌آشام، کیریو میهارو،

00:00:31.130 --> 00:00:34.800
‫درکنار خوردن غذای روزانه، نیاز داره که انرژی حیات هم جذب کنه.

00:00:35.970 --> 00:00:39.310
‫وای من، اینکه اول صبحی انرژی موریهیتو-سانو
‫ بزنی به بدن چه حالی می‌ده.

00:00:39.310 --> 00:00:41.310
‫میهارو الان با موریهیتو مست کرده؟

00:00:41.310 --> 00:00:42.930
‫این چیه آخه دارم می‌بینم؟

00:00:43.230 --> 00:00:45.480
‫تو چه حسی بهت دست می‌ده، مویی-چان؟

00:00:46.270 --> 00:00:50.270
‫بابای میهارو کلی چین و چروک گرفت،
‫چون برای پنچ سال انرژیش تخیله شد.

00:00:50.270 --> 00:00:53.190
‫اونطوری «چین و چروک» نگو. من چیزیم نمی‌شه.

00:00:53.740 --> 00:00:56.200
‫انرژی حیاتِ یه اوگر واقعاً مقدار و کیفیت بی‌نظیری داره.

00:00:56.360 --> 00:00:58.870
‫و سطح خالص بودنشم که جای گفتن نداره.

00:00:58.870 --> 00:00:59.830
‫می‌شه بس کنی!

00:00:59.830 --> 00:01:01.910
‫بیا اینجا، میهارو. مال منو جذب کن.

00:01:01.910 --> 00:01:04.830
‫اوه خب، انرژی تنگوها یکم... نه ممنون.

00:01:04.830 --> 00:01:06.160
‫چی گفتی؟

00:01:06.160 --> 00:01:07.290
‫واقعاً ببخشیدا.

00:01:07.290 --> 00:01:09.290
‫می‌خوای با زبونت حرص منو دراری؟!

00:01:11.000 --> 00:01:13.260
‫بیا برای منم امتحان کن.

00:01:13.260 --> 00:01:14.050
‫عــــه؟

00:01:14.220 --> 00:01:17.640
‫من کلی قدرت جادویی دارم، پس نوش‌جان کن.

00:01:17.640 --> 00:01:19.510
‫هی، وایسا!

00:01:21.350 --> 00:01:22.810
‫نیکــــــــو!

00:01:22.810 --> 00:01:24.390
‫نیکو، حالت خوبه؟

00:01:25.270 --> 00:01:29.980
‫من که قدرت جادویی رو جذب نمی‌کنم،
‫ پس حتی کلی جادو داشته باشین هم

00:01:29.980 --> 00:01:32.320
‫هنوز به‌اندازه یه دخترِ معمولی انرژی حیات دارین.

00:01:32.440 --> 00:01:35.360
‫می‌خواستم یه‌جور منم کمک کنم.

00:01:35.360 --> 00:01:37.700
‫خیلی خطرناکه، نباید انقدر بی‌احتیاط باشی.

00:01:37.820 --> 00:01:42.580
‫هرچند، درِین مقدار کمی هم از احساساتِ فرد رو جذب می‌کنه.

00:01:42.580 --> 00:01:45.450
‫و حس دوستیِ گرم شما رو حس کردم، نیکو-سان.

00:01:48.330 --> 00:01:52.210
‫تحسین و سپاسگزاری. ‫معصومیت و شگفتی.

00:01:52.420 --> 00:01:54.840
‫همه‌ی اینا با فقط حس کردن مقدار کمی...

00:01:55.210 --> 00:01:57.590
‫از عشق‌ عمیق‌تون به موریهیتو-سان.

00:02:07.560 --> 00:02:09.480
‫شرمنده، نشنیدم چی گفتین.

00:02:09.480 --> 00:02:13.570
‫داشتم ایرپادهای نویزگیر‌مو امتحان می‌کردم.

00:02:16.280 --> 00:02:18.610
‫میهارو-کون به گروه‌مون ملحق شد.

00:02:18.630 --> 00:02:28.630
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:03:49.200 --> 00:03:51.250
‫چرا همچین چیزیو می‌گی؟ مخت تاب داره؟

00:03:51.580 --> 00:03:53.670
‫گفتم الان قبلم میاد تو دهنم.

00:03:53.670 --> 00:03:56.210
‫اوه، نباید همچین حرفی می‌زدم، آره؟

00:03:56.210 --> 00:03:59.210
‫هرچیزی که اول به ذهنت میادو که نباید به زبون بیاری.

00:03:59.210 --> 00:04:03.130
‫متأسفم، می‌خواستم هرچی زودتر باهاتون رفیق بشم،

00:04:03.800 --> 00:04:06.390
‫برای همین استرس گرفتم و زیاده‌روی کردم.

00:04:06.640 --> 00:04:08.260
‫واقعاً شرمنده‌م.

00:04:10.470 --> 00:04:15.650
‫من یه تک‌فرزندم، سر همین یهویی حس می‌کنم
‫ یه خواهر بزرگه و چندتا برادر دارم.

00:04:15.650 --> 00:04:18.520
‫خیلی خوشحالم کرد و هیجان‌زده شدم.

00:04:18.520 --> 00:04:19.690
‫همم!

00:04:20.320 --> 00:04:23.200
‫این حرکتو می‌زنی چون خودت می‌دونی بانمکی!

00:04:23.360 --> 00:04:26.410
‫اینم می‌خوام که با تک‌تک‌تون وقت بگذرونم!

00:04:26.410 --> 00:04:28.030
‫کیگو-سان، می‌خوام باهات برم سینما.

00:04:28.030 --> 00:04:28.950
‫امم!

00:04:28.950 --> 00:04:31.370
‫نیکو-سان، می‌خوام برم شیرینی‌فروشی‌ها و کلی آمیتسو بخورم.

00:04:31.370 --> 00:04:32.290
‫امم!

00:04:32.290 --> 00:04:34.210
‫کانشی-سان، می‌خوام باهات بازی گاچا کنم!

00:04:34.420 --> 00:04:36.130
‫امم!

00:04:36.130 --> 00:04:37.710
‫بس کن، انقدر کاری نکن «امم!» کنیم!

00:04:37.710 --> 00:04:40.210
‫اوه، راستی، موریهیتو-سان کجاست؟

00:04:40.210 --> 00:04:41.590
‫رفت خرید کنه.

00:04:41.800 --> 00:04:44.430
‫درسته، موریهیتو یه‌چیزی ازم خواست.

00:04:44.430 --> 00:04:49.050
‫اینکه به‌عنوان سنپای‌ت بهت قوانین این خونه رو آموزش بدم.

00:04:49.470 --> 00:04:51.100
‫چشم! هرچی شما بگی، سنپای!

00:04:51.100 --> 00:04:52.140
‫من اینورم!

00:04:52.140 --> 00:04:55.560
‫اوه، فقط فکر کردم گفتنِ «به‌عنوان سنپای‌ت» یکم زیادی بود، می‌دونی...

00:04:55.560 --> 00:04:56.650
‫چی؟

00:04:56.650 --> 00:05:01.230
‫حس می‌کردم داره به حریمم تعرض می‌شه،
‫اشکال نداره این مکالمه رو ضبط کنم؟

00:05:01.230 --> 00:05:02.440
‫امم!

00:05:02.650 --> 00:05:05.450
‫راحت می‌تونه کاری کنه «امم!» کنیم.

00:05:06.530 --> 00:05:11.200
‫گوشاتو وا کن! مهمترین بخش توی زندگی اجتماعی، تقسیم کارهاست.

00:05:11.490 --> 00:05:15.540
‫شرط می‌بندم مامان‌بابات لوست کردن
‫ و دست به سیاه و سفید نمی‌زدی.

00:05:15.540 --> 00:05:18.330
‫ولی اینجا دیگه از اون خبرا نیست، تازه‌وارد!

00:05:18.330 --> 00:05:22.670
‫گفتن این چیزا که از همون اول اعلام قدرت کنی خیلی از مد افتاده‌ست.

00:05:22.840 --> 00:05:24.800
‫خب الان چطوری کارها رو تقسیم می‌کنین؟

00:05:24.800 --> 00:05:27.590
‫من مسئول تمیز کردن دستشوییِ طبقه اولم.

00:05:27.800 --> 00:05:29.600
‫من دسشویی طبقه دومو ردیف می‌کنم.

00:05:29.600 --> 00:05:31.100
‫منم وانِ طبقه دوم.

00:05:33.680 --> 00:05:35.060
‫فقط همین؟!

00:05:35.060 --> 00:05:36.980
‫عه، عــــه؟ پس کی غذا می‌پزه؟

00:05:36.980 --> 00:05:38.100
‫موریهیتو.

00:05:38.100 --> 00:05:39.270
‫و کی ظرف می‌شوره؟

00:05:39.270 --> 00:05:40.270
‫موریهیتو.

00:05:40.270 --> 00:05:41.440
‫کی خونه رو تمیز می‌کنه؟

00:05:41.440 --> 00:05:42.480
‫اونم کار مویی-چانه.

00:05:42.820 --> 00:05:44.280
‫خودش همینطوری کارامونو می‌کنه.

00:05:44.280 --> 00:05:46.240
‫شماهایید که اینجا لوس شدین!

00:05:46.400 --> 00:05:47.820
‫خب نه، اشتباه فهمیدی.

00:05:47.820 --> 00:05:50.780
‫قبلاً نوبتی آشپزی و تمیزکاری می‌کردیم،

00:05:50.780 --> 00:05:53.660
‫ولی یه آتیش و سوختگی و شکستی،
‫ و یه‌سری تلفاتِ دیگه داشتیم.

00:05:53.660 --> 00:05:55.540
‫پس خودش گفت «لازم نیست، خودم انجامش می‌دم.»

00:05:55.540 --> 00:05:58.500
‫خیلی خوبم فهمیدم!
‫به معنی واقعی کلمه بهش می‌گن «لوس شدن!»

00:05:58.710 --> 00:06:00.920
‫ولی خب، لباسامونو خودمون می‌شوریم.

00:06:00.920 --> 00:06:03.340
‫خب اونکه معلومه، منم دوست ندارم شورتتاتو بشورم!

00:06:03.340 --> 00:06:04.960
‫لازم نکرده به‌خاطرش ژست بگیری!

00:06:05.170 --> 00:06:07.420
‫فکر کنم فهمیدم قضیه از چه قراره.

00:06:07.800 --> 00:06:11.970
‫موریهیتو-سان احساس مسئولیت زیادی داره،
‫ و درباره‌ی تمیزی حساس و دقیقه.

00:06:11.970 --> 00:06:13.640
‫شماها فقط دست‌وپاچلفتی‌این.

00:06:13.640 --> 00:06:14.600
‫چه بی‌رحم!

00:06:15.600 --> 00:06:17.600
‫ولی داری درست می‌گی.

00:06:17.810 --> 00:06:20.190
‫اگه به‌خاطر مویی-چان نبود، الان تو اتاق کپک‌زده بودم،

00:06:20.190 --> 00:06:23.230
‫و داشتم غذای کنسروی می‌خوردم
‫و تمام میوه‌هام کرم‌خورده بودن!

00:06:23.480 --> 00:06:27.070
‫فکر کردی حس بدی بهش ندارم؟
‫همیشه‌ی خدا حس بدی دارم!

00:06:27.320 --> 00:06:30.780
‫برای مدت زیادی، نمی‌تونستم خودمو دوست داشته باشم،

00:06:31.030 --> 00:06:33.330
‫و انگار بالأخره جایی پیدا کردم که بهش تعلق دارم؟ ولی می‌دونی...

00:06:33.450 --> 00:06:35.620
‫الان دارن زیرلب حرف می‌زنن.

00:06:35.620 --> 00:06:38.580
‫این خونه کلاً به موریهیتو-سان تکیه کرده.

00:06:38.790 --> 00:06:42.000
‫بسیار خب. باید یه‌کاری درباره‌ش بکنیم!

00:06:42.670 --> 00:06:47.920
‫بیاید باهم یه‌جور غذایی آماده کنیم که
‫وقتی موریهیتو-سان بخورتش از فرط خوشحالی گریه‌ش بگیره!

00:06:50.630 --> 00:06:52.510
‫ایولا!

00:06:52.890 --> 00:06:55.180
‫بیاید اشک موریهیتو رو دربیاریم!

00:06:55.180 --> 00:06:58.310
‫میهارو-کون، عجب بچه خوبی هستی. خیلی ممنون!

00:06:58.310 --> 00:07:01.980
‫ای بابا، انقدر احساساتی شدن که گریه‌شون گرفته.

00:07:02.900 --> 00:07:04.230
‫برگشتم.

00:07:04.400 --> 00:07:06.030
‫شرمنده انقدر طول کشید.

00:07:09.150 --> 00:07:11.990
‫آتیش، سوختگی، شکستگی!

00:07:12.360 --> 00:07:13.990
‫دارم کابوس می‌بینم!

00:07:15.450 --> 00:07:17.240
‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟!

00:07:17.660 --> 00:07:22.120
‫می‌خواستم همه رو جمع کنم و یه‌غذا واستون بپزم.

00:07:22.580 --> 00:07:25.340
‫ولی وقتی از چاقو استفاده می‌کردم انگشتمو بریدم.

00:07:25.340 --> 00:07:26.750
‫تو رو خدا مراقب باش.

00:07:26.750 --> 00:07:30.760
‫هول کردم و برای درمان شدن
‫ انرژی کیگو-سانو گرفتم و اونم غش کرد.

00:07:30.760 --> 00:07:32.760
‫توی روز انرژی حیاتِ معمولی‌ای داره!

00:07:32.970 --> 00:07:36.760
‫این موقع بود که نیکو-سان هول کرد و توی روغن تمپورا آب ریخت،

00:07:36.760 --> 00:07:38.270
‫که به آتیش‌سوزی ختم شد.

00:07:38.560 --> 00:07:41.060
‫بعدش کانشی-سان هم هول کرد و خواست آتیشو خاموش کنه،

00:07:41.060 --> 00:07:43.020
‫ولی به‌جاش یه شعله‌افکن ساخت.

00:07:43.650 --> 00:07:45.270
‫اون موقع بود که یه‌سری سوختگیِ ناجور گرفتم.

00:07:45.270 --> 00:07:47.440
‫مثل یه قسمت از پیتاگورا سوییچ توی جهنم می‌مونه.
‫کارتون استاپ‌موشن قدیمی

00:07:47.860 --> 00:07:50.150
‫بعدش وقتی نیکو-سان منو دید، اونم غش کرد.

00:07:50.320 --> 00:07:52.740
‫کانشی-سان در تلاشه که آتیشو خاموش کنه،

00:07:52.740 --> 00:07:55.740
‫و منم به‌خاطر خون‌ریزی و این سوختگی‌ها در آستانه مرگم.

00:07:55.740 --> 00:07:57.790
‫خـ ـ خیلی‌خب، متوجه شدم.

00:07:58.740 --> 00:08:00.040
‫ببخشید.

00:08:00.160 --> 00:08:01.790
‫همه‌ش تقصیر منه.

00:08:02.040 --> 00:08:05.380
‫می‌خواستم باری از رو دوشتون کم کنم و این ایده رو دادم.

00:08:05.540 --> 00:08:06.840
‫مسئولیتشو کامل قبول می‌کنم!

00:08:06.840 --> 00:08:09.420
‫می‌خواستم یه‌کار خوب کنم،
‫ پس تقصیر منه، من بالاسر بقیه بودم!

00:08:09.590 --> 00:08:12.510
‫خودتو خوب جلوه نده ها! تو هم دست‌وپاچلفتی‌ای!

00:08:12.510 --> 00:08:13.550
‫اشکالی نداره.

00:08:13.840 --> 00:08:16.050
‫بیشتر از همه نگران خودت بودم، میهارو.

00:08:16.350 --> 00:08:18.010
‫این خونه پر از آدمای عجیب‌غریبه،

00:08:18.010 --> 00:08:20.680
‫ولی انگار داری به اوضاع عادت می‌کنی، پس خوبه.

00:08:23.440 --> 00:08:25.810
‫منم واقعاً‌ خوشحالم.

00:08:26.110 --> 00:08:28.690
‫آخرش انرژی همه رو جذب کردم،

00:08:28.690 --> 00:08:31.820
‫و تونستم احساس‌شون که بهم منتقل می‌شه رو حس کنم.

00:08:32.320 --> 00:08:36.120
‫همه این حس رو داشتن که اینجا زندگی کردن واقعاً لذت‌بخشه.

00:08:44.080 --> 00:08:45.290
‫امم!

00:08:48.840 --> 00:08:50.630
‫چترمو گم کردی؟

00:08:51.130 --> 00:08:52.590
‫آره، خیلی شرمنده.

00:08:52.590 --> 00:08:55.130
‫فقط می‌خواستم قرضش بگیرم، ولی وقتی بیرون بودم ازم قاپیدنش.

00:08:55.260 --> 00:08:58.350
‫عـــه؟ همینطوری چترمو برداشتی، دومین چیز مهمی که کلاً دارمو؟

00:08:58.350 --> 00:08:59.760
‫حتی یه خواهشم نکردی؟

00:08:59.850 --> 00:09:02.980
‫لطفاً برای جبرانش بیفت بمیر. خودم طناب دارو میارم.

00:09:02.980 --> 00:09:05.480
‫گفتم که معذرت! ولی گوش کن، خب؟

00:09:05.480 --> 00:09:08.270
‫اینطوری نبود که چون حواسم پرت بود دزدیدنش. ببین چی می‌گم.

00:09:08.520 --> 00:09:11.650
‫امروز صبح، می‌خواستم برم فروشگاه خرید کنم، ولی بارون میومد.

00:09:11.650 --> 00:09:14.740
‫بعدش تو راه خونه، یه مرده ازم آدرس پرسید.

00:09:14.740 --> 00:09:18.530
‫حتی ازم خواست یه نقشه براش بکشم،
‫که ازش خواستم چتر رو نگه داره.

00:09:19.990 --> 00:09:21.330
‫وقتی سرمو بالا کردم، رفته بود.

00:09:21.330 --> 00:09:23.370
‫تو که به‌هیچ‌وجه حواس‌جمع نبودی!

00:09:23.950 --> 00:09:27.040
‫اینطور که به‌نظر میاد همین داستانم سرهم کردی.
‫مطمئنم داری دروغ می‌گی!

00:09:27.170 --> 00:09:28.880
‫د ـ دروغ نمی‌گم!

00:09:28.880 --> 00:09:31.090
‫عـ ـ عینک‌آفتابی داشت، رو سرش پارچه کشیده بود،

00:09:31.090 --> 00:09:33.960
‫سیبیل یه کیف‌قاپ رو داشت،
‫و یه کوله که طرح پیچک‌های کاروکاسا روش بود.

00:09:33.960 --> 00:09:36.010
‫این تنگو فکر کرده خر گیر آورده!

00:09:36.010 --> 00:09:38.260
‫این چه‌جور شخصیتیه که سرهم‌بندی کردی؟

00:09:38.260 --> 00:09:41.220
‫حتی اگه همچین داستانی از خودت دربیاری،
‫ مجازاتت سبک‌تر نمی‌شه!

00:09:41.810 --> 00:09:43.310
‫عجب وضعیتی شد.

00:09:43.600 --> 00:09:46.850
‫میهارو شرایطی داره که پنچ دقیقه هم
‫ نمی‌تونه زیر نور آفتاب بمونه.

00:09:46.850 --> 00:09:48.810
‫چترها یه‌چیز اساسی توی تابستونن.

00:09:48.900 --> 00:09:51.270
‫تازه‌شم با یه شمشیر مخفی شخصی‌سازی شده بود.

00:09:51.270 --> 00:09:54.150
‫باشه بابا، گرفتم! می‌رم بیرون دنبالش بگردم.

00:09:54.150 --> 00:09:58.320
‫دیگه مهم نیست! می‌رم یه چتر جایگزین می‌گیرم.

00:09:58.950 --> 00:10:01.950
‫نمی‌خوام چیزیو که زیبا نیست دست بگیرم.

00:10:01.950 --> 00:10:03.580
‫می‌فهمم چی می‌گی، میهارو.
‫آدمایی با سلیقه عالی

00:10:03.910 --> 00:10:06.960
‫آدمای مشکل‌پسند از همه بدترن.

00:10:07.620 --> 00:10:11.090
‫اینو به‌عنوان چتر آفتاب‌گیر استفاده می‌کنم.

00:10:11.090 --> 00:10:13.300
‫آه، چرا آخه واسه منو برداشت؟

00:10:13.300 --> 00:10:16.130
‫اوه، من یه طلسم خوب برات دارم.

00:10:16.130 --> 00:10:16.920
‫چی؟

00:10:16.920 --> 00:10:18.930
‫تاج ابری!

00:10:20.140 --> 00:10:21.850
‫من رفتم!

00:10:23.140 --> 00:10:24.390
‫رفتش.

00:10:24.390 --> 00:10:26.600
‫تنهایی چیزیش نمی‌شه؟

00:10:27.060 --> 00:10:28.060
‫فکر نکنم.

00:10:38.570 --> 00:10:40.870
‫تاج ابری!

00:10:43.330 --> 00:10:45.370
‫ها! یه ابر بالاسرمه!

00:10:45.620 --> 00:10:47.910
‫یه طلسمه که احساسات درونتو منعکس می‌کنه.

00:10:47.910 --> 00:10:51.290
‫قلبت الان ناراحته، سر همین ابریه.

00:10:51.290 --> 00:10:53.250
‫حالا می‌تونی جلوی نور آفتاب رو بگیری.

00:10:53.250 --> 00:10:55.630
‫یه طلسم مرموز که هدف اصلی‌شو نمی‌دونم...

00:10:56.010 --> 00:10:59.510
‫ولی این باید جواب بده. خیلی ممنون، نیکو-سان.

00:10:59.630 --> 00:11:01.760
‫اوه نه، نمی‌تونی احساس شادی کنی!

00:11:02.340 --> 00:11:03.800
‫چون ابرا کنار می‌رن.

00:11:03.800 --> 00:11:06.520
‫پس یعنی تمام مدت مجبورم غمباد بگیرم؟!

00:11:06.930 --> 00:11:10.730
‫اوه پاتاراش، ای پاتاراش بیچاره‌ام.

00:11:10.940 --> 00:11:13.110
‫بیا باهم بخوابیم و بمیریم.

00:11:13.110 --> 00:11:16.360
‫آدما دیگه نیازی به ما ندارن، و ما تنهای تنهاییم.

00:11:16.360 --> 00:11:18.280
‫بیا بخوابیم و بمیریم.

00:11:18.570 --> 00:11:23.530
‫آه، چرا وقتی دارم می‌رم چتر بخرم باید انقدر ناراحت باشم؟

00:11:23.950 --> 00:11:26.580
‫به‌هرحال، باید احساسات تاریک رو حفظ کنم.

00:11:26.580 --> 00:11:30.410
‫اگه بهم خوش بگذره یا احساس شادی کنم،
‫به قیمت جونم تموم می‌شه.

00:11:32.000 --> 00:11:33.290
‫سلام!

00:11:33.500 --> 00:11:35.880
‫وای، چه آدم خوشگلیه.

00:11:35.880 --> 00:11:37.590
‫حتماً‌ خارجیه.

00:11:37.590 --> 00:11:39.630
‫یه ابرم رو سرش داره.

00:11:39.920 --> 00:11:44.090
‫اوه، من می‌دونم. بهشون می‌گن فرشته!

00:11:48.850 --> 00:11:52.650
‫ای لعنت! احساستم نزدیک همچین معصومیتی خالص شد!

00:11:52.650 --> 00:11:54.730
‫باید بازم حس فلاکت بگیرم!

00:11:55.110 --> 00:11:59.190
‫بذار ببینم، اضطراب یه آینده‌ی تاریک،
‫شکستن صفحه گوشیم،

00:11:59.190 --> 00:12:01.400
‫آدمی که کنارم بود خودمونی با کارکنان حرف می‌زد،

00:12:01.400 --> 00:12:03.110
‫یه تنگو بهونه می‌بافه و دروغ می‌گه،

00:12:03.110 --> 00:12:06.580
‫صندلی دوچرخه‌م دزدیده شد و بروکلی جاش گذاشتن.

00:12:10.370 --> 00:12:12.080
‫باهام ازدواج می‌کنی؟

00:12:12.330 --> 00:12:14.210
‫ای وای! یه صحنه‌ی دلگرم‌کننده!

00:12:16.540 --> 00:12:17.670
‫بیخیال، نه...

00:12:17.670 --> 00:12:19.340
‫نباید بخندی!

00:12:19.340 --> 00:12:21.010
‫سلام، ما کمدین هستیم.

00:12:21.010 --> 00:12:23.340
‫اگه براتون ممکنه، می‌شه اجرامونو تماشا کنید؟

00:12:23.340 --> 00:12:25.050
‫اینا فقط می‌خوان ابرمو کنار بزنن!

00:12:25.050 --> 00:12:27.100
‫سلام، ما مه‌زن‌های ابرکش هستیم.

00:12:27.100 --> 00:12:28.220
‫حتی اسمشون!

00:12:28.430 --> 00:12:32.690
‫ما راستش مدل‌های فشن خاصی هستیم.

00:12:32.690 --> 00:12:36.310
‫چرا چرت می‌گی، ما فقط زشت و چاقالِ درازیم.

00:12:36.310 --> 00:12:39.480
‫برخلاف چیزی که از ظاهر می‌بینی، از باطن خیلی خوشگلم.

00:12:39.780 --> 00:12:43.110
‫اون روزی، می‌خواستم پزِ لباس مهمونی‌مو بدم،
‫ ولی وقتی رسیدم به اونجا،

00:12:43.110 --> 00:12:44.860
‫پرتم کردن بیرون.

00:12:44.860 --> 00:12:47.620
‫خب چرا لخت اونجا رفتی؟

00:12:48.950 --> 00:12:50.120
‫اوه، خداروشکر.

00:12:50.330 --> 00:12:52.250
‫ممنون که گوش دادی.

00:12:52.250 --> 00:12:55.040
‫ها؟ روت داره برف می‌ریزه؟

00:12:55.040 --> 00:12:58.380
‫لطفاً با قدرت پیش برید.
‫خوشم میاد وقتی مردم خودشونو به چالش می‌کشن.

00:12:58.500 --> 00:13:01.090
‫شنیدنش واقعاً‌ روحیه‌بخشه.

00:13:01.090 --> 00:13:05.680
‫مخصوصاً بعد اینکه مسخره‌مون کردن و گفتن عجیب‌الخلقه‌ایم.

00:13:06.180 --> 00:13:08.850
‫خب، لااقل یه‌چیز واسه خندیدن دارن.

00:13:09.100 --> 00:13:11.770
‫اینجور آدما رو باید با مشت بری تو صورتشون.

00:13:13.520 --> 00:13:16.810
‫شما خصوصیتی که باهاش زاده شدین رو تبدیل به یه سلاح کردین.

00:13:16.810 --> 00:13:18.230
‫فکر می‌کنم این زیباست.

00:13:25.360 --> 00:13:27.910
‫چرا باید همیشه یه چتر داشته باشم؟

00:13:28.200 --> 00:13:31.580
‫چون با چیزی زاده شدی که تو رو از بقیه متمایز می‌کنه.

00:13:43.380 --> 00:13:44.170
‫ها؟

00:13:47.550 --> 00:13:50.050
‫اون چترِ منه؟

00:13:53.430 --> 00:13:54.350
‫آهای.

00:13:58.690 --> 00:14:02.190
‫اون چترو پس بده. تو دزدیدیش، مگه نه؟

00:14:02.320 --> 00:14:04.690
‫هه؟ چی می‌گی بچه‌جون؟

00:14:05.860 --> 00:14:06.950
‫عینک آفتابی،

00:14:07.280 --> 00:14:08.200
‫پارچه روی سر،

00:14:08.490 --> 00:14:09.450
‫یه سیبیل کیف‌قاپی،

00:14:09.700 --> 00:14:11.450
‫و یه کیسه با طرح پیچک‌های کاراکوسا!

00:14:11.740 --> 00:14:14.330
‫پس یعنی کانشی-سان دروغ نمی‌گفت؟!

00:14:14.540 --> 00:14:18.580
‫ها؟ مدرکی داری که بگه من دزدیدمش؟

00:14:18.920 --> 00:14:21.000
‫مدرکو رو کن ببینیم!

00:14:21.000 --> 00:14:22.800
‫وگرنه باید با دماغت اسپاگتی بخوری!

00:14:22.800 --> 00:14:24.090
‫طرز حرف زدنش هم آشغاله!

00:14:24.090 --> 00:14:28.340
‫موی بلوندِ سوسولت،
‫منو یاد اون کمدی دو نفره‌ی کسل‌کننده میندازه!

00:14:28.340 --> 00:14:30.510
‫و انقدر آدم آشغالیه که از کمدین‌ها متنفره!

00:14:30.800 --> 00:14:33.510
‫حالا با عقل جور درمیاد!

00:14:35.470 --> 00:14:37.890
‫به محض اینکه شکّم رو علنی کردم، ابرها از بین رفتن.

00:14:39.810 --> 00:14:45.030
‫خوب نیست، کم‌کم دارم از حال می‌رم...
‫نمی‌تونم احساساتم رو کنترل کنم...

00:14:45.440 --> 00:14:48.280
‫لعنتی، خیلی نزدیک بودم...

00:14:48.610 --> 00:14:50.280
‫اگه فقط...

00:15:03.130 --> 00:15:04.800
‫آسمان پرندگان سیاه.

00:15:05.000 --> 00:15:05.920
‫کانشی-سان!

00:15:07.130 --> 00:15:08.220
‫مال تو.

00:15:08.220 --> 00:15:09.590
‫این چه کوفتیه...؟

00:15:21.730 --> 00:15:24.060
‫عشق واقعاً سیاهه.

00:15:24.570 --> 00:15:26.230
‫جلوی نور آفتاب رو می‌گیره.

00:15:27.820 --> 00:15:28.990
‫و زیباست.

00:15:32.360 --> 00:15:35.910
‫اون داستان محال واقعاً واقعی بود، ها؟

00:15:35.910 --> 00:15:37.750
‫همینو داشتم می‌گفتم!

00:15:37.750 --> 00:15:40.750
‫خب، البته تقصیر خودمه که چترتو دزدیدن.

00:15:43.830 --> 00:15:46.500
‫چطوره با شماره‌ی سه جفت‌مون عذرخواهی کنیم؟

00:15:46.670 --> 00:15:48.760
‫آره، بیا همین‌کارو کنیم.

00:15:50.590 --> 00:15:52.180
‫یک، دو، سه...

00:15:52.180 --> 00:15:53.260
‫شرمنـ...

00:15:53.890 --> 00:15:57.640
‫آهای، تو هم باید بگی! بجنب!
‫گولمو خوردی!

00:16:06.480 --> 00:16:08.280
‫چی؟ اینجا نیستن؟

00:16:08.480 --> 00:16:12.240
‫نیکو-چان گفت قراره بیای، پس رفت یه‌سری خرید کنه.

00:16:12.240 --> 00:16:15.700
‫مطمئنم زود برمی‌گرده خونه.
‫ موریهیتو هم رفت بیرون یه‌چیزی بخره.

00:16:15.780 --> 00:16:18.540
‫چون قولی دادم که بهش عادت ندارم.

00:16:18.740 --> 00:16:21.080
‫پس زودتر از موعد رسیدم.

00:16:21.410 --> 00:16:23.460
‫پس بعداً برمی‌گردم.

00:16:23.670 --> 00:16:24.540
‫وایسا.

00:16:26.750 --> 00:16:28.210
‫خیلی ناجور شد.

00:16:28.630 --> 00:16:30.550
‫هدف واقعی‌م این بود که...

00:16:30.710 --> 00:16:34.800
‫با نشون دادن یه هلال به کیگو-کون، به ولف تبدیلش کنم.

00:16:35.260 --> 00:16:37.640
‫ماهی یکبار بیا پیشم.

00:16:38.220 --> 00:16:39.970
‫بخش سختش اینه که...

00:16:39.970 --> 00:16:44.310
‫باید کاری کنم طبیعی به‌نظر بیاد و بعداً یادش نمونه.

00:16:44.560 --> 00:16:47.020
‫آخه این چه مأموریت عجیب‌غریبیه.

00:16:47.230 --> 00:16:50.570
‫بگذریم، گفت داخل منتظر بمونم.

00:16:50.820 --> 00:16:54.570
‫ولی اون چه مرگشه؟ اصلاً حرف نمی‌زنه.

00:16:54.740 --> 00:16:56.990
‫نکنه شغلش ارزیابیِ پرده‌هاست؟

00:16:57.070 --> 00:16:58.830
‫یا شاید بلد نیست با دخترا حرف بزنه؟

00:16:59.370 --> 00:17:02.620
‫پس از اونجایی که منم نمی‌تونم
‫ با پسرا حرف بزنم، قراره خیلی سوت و کور بشه.

00:17:02.750 --> 00:17:05.830
‫کاش می‌شد یه کروسان پرت کنم تو صورتش و برگردم خونه.

00:17:06.130 --> 00:17:08.960
‫آخه علایق مشترکی هم نداریم که درموردش حرف بزنیم.

00:17:09.090 --> 00:17:12.510
‫یعنی اینجا هیچی نیست که سر صحبتو باز کنه؟

00:17:13.920 --> 00:17:14.800
‫می‌گم،

00:17:15.180 --> 00:17:16.800
‫می‌تونیم بریم تو اتاقت؟

00:17:16.800 --> 00:17:17.890
‫هـــــه؟

00:17:20.470 --> 00:17:22.600
‫حرف خیلی بی‌شرمانه‌ای زدم؟

00:17:22.930 --> 00:17:26.350
‫حالا که بهش فکر می‌کنم، اینکه گفتم می‌خوام بیام تو اتاقِ یه پسر...

00:17:26.520 --> 00:17:27.860
‫ایده‌ی خیلی بدی بود، مگه نه؟

00:17:28.150 --> 00:17:30.480
‫نکنه فکر کرده من زن بی‌حیایی هستم؟

00:17:32.360 --> 00:17:35.820
‫این دختره خیلی خیلی خوشگله ها.

00:17:36.320 --> 00:17:39.740
‫چطور می‌تونم تو چشمش نگاه کنم و باهاش حرف بزنم؟

00:17:39.910 --> 00:17:42.370
‫و ـ ولی این‌همه راه رو اومده اینجا،

00:17:42.370 --> 00:17:45.000
‫پس باید یه‌چیزی بگم که حوصله‌ش سر نره.

00:17:45.120 --> 00:17:46.370
‫امم، می‌گم.

00:17:47.210 --> 00:17:48.920
‫تازگی‌ها آسمون رو دیدی؟

00:17:48.920 --> 00:17:49.790
‫بله؟

00:17:51.500 --> 00:17:54.760
‫این چند وقته فهمیدم خیلی بهش توجه نکردم،

00:17:54.760 --> 00:17:57.430
‫سر همین دیروز، روی نیمکتِ پارک نشستم و کل روز ابرها رو دیدم.

00:17:57.430 --> 00:17:59.760
‫انگاری عاشق ژست گرفتنه.

00:18:00.050 --> 00:18:03.770
‫چیکار کنم؟ این موضوع خیلی خسته‌کننده‌ست.

00:18:04.140 --> 00:18:07.350
‫نمی‌شه، بهتره فقط کاری که
‫برای انجامش اومدم رو بکنم و برگردم خونه.

00:18:08.020 --> 00:18:10.860
‫«آسمان بی‌نهایت آبی آسمانی است.»

00:18:10.980 --> 00:18:14.240
‫این فیلم یه صحنه داره که توش هلال ماه رو نشون می‌ده.

00:18:14.360 --> 00:18:16.530
‫این اولین تیر توی «استراتژی هلال»ـه.

00:18:16.740 --> 00:18:17.660
‫هی!

00:18:18.160 --> 00:18:19.780
‫می‌خوای این فیلم رو باهم ببینیم؟

00:18:19.780 --> 00:18:21.780
‫عه؟ یه فیلم؟ باهم؟

00:18:21.910 --> 00:18:25.540
‫درسته. کیک هم خریدم که موقع دیدنش بخوریم.

00:18:25.960 --> 00:18:29.380
‫ببین. الان باهم تنها شدیم.

00:18:29.540 --> 00:18:31.540
‫قبلاً باهم این پارک اومدیم، مگه نه؟

00:18:31.750 --> 00:18:35.550
‫این شرایط مثل اینه که دوست‌دختر اومده خونه‌ی دوست‌پسرش.

00:18:35.630 --> 00:18:37.630
‫یعنی برداشتم از موقعیت غلط بود؟

00:18:38.800 --> 00:18:42.010
‫وقتی فیلم شروع شد، یهو خیلی ساکت و حواس‌جمع شد.

00:18:42.010 --> 00:18:44.100
‫بیا، یه‌ذره کیک هم بخور.

00:18:45.350 --> 00:18:48.310
‫پشت موهای ژولیده‌ش قایم شده، ولی اگه خوب نگاه کنی،

00:18:48.310 --> 00:18:50.690
‫چشمای بزرگ، و قوس بینی قشنگی داره،

00:18:50.690 --> 00:18:53.940
‫و با وجود ساختار ظریف صورتش، چونه‌ی مردونه‌ای داره.

00:18:55.190 --> 00:18:56.690
‫ولی از اون گذشته...

00:18:56.690 --> 00:18:58.860
‫برای رسیدن به صحنه‌ی ماه داره خیلی طولش می‌ده.

00:18:58.860 --> 00:19:00.700
‫تحمل انقدر سکوت رو ندارم!

00:19:00.700 --> 00:19:02.530
‫الان فکر می‌کنه خیلی استرس دارم.

00:19:02.530 --> 00:19:04.450
‫اگه می‌شد درمورد یه‌چیزی صحبت کنیم...

00:19:04.450 --> 00:19:06.290
‫توی چه کارهایی به‌نظرت ماهری؟

00:19:06.290 --> 00:19:07.160
‫خب...

00:19:07.160 --> 00:19:08.460
‫راستی...

00:19:08.460 --> 00:19:10.210
‫ها؟ چیه؟

00:19:10.670 --> 00:19:12.840
‫تو متخصص چه‌جور جادویی هستی؟

00:19:13.670 --> 00:19:16.090
‫تا حالا ندیدم طلسمی اجرا کنی.

00:19:16.300 --> 00:19:18.130
‫اوه، صرفاً طلسم‌های معمولی دارم.

00:19:18.130 --> 00:19:20.590
‫فقط از طلسم‌های پایه‌ای و ساده استفاده می‌کنم.

00:19:20.760 --> 00:19:23.300
‫هنوز نمی‌خوام کسی درباره‌ی جادوی تغییرشکلم بفهمه!

00:19:23.300 --> 00:19:25.850
‫شنیدم از یه خاندان ساحره‌ی نجیب‌زاده‌ای...

00:19:28.310 --> 00:19:31.100
‫آره، مادرم ساحره‌ی فوق‌العاده‌ایه.

00:19:31.480 --> 00:19:34.690
‫و منم در نهایت باید شبیه اون بشم.

00:19:34.690 --> 00:19:36.610
‫ولی خیلی معمولی‌ام.

00:19:36.940 --> 00:19:42.110
‫مادرم ازم ناامید شده، چون به اندازه‌ی نیکو استعداد ندارم.

00:19:43.030 --> 00:19:45.780
‫ای‌کاش هیچ‌وقت توی خانواده‌ی ساحره به‌دنیا نمیومدم.

00:19:45.950 --> 00:19:48.620
‫فکر می‌کنم یه سبک زندگی معمولی بیشتر بهم میومد.

00:19:48.950 --> 00:19:51.120
‫اگه می‌شد بابتش به خدا شکایت می‌کردم.

00:19:52.120 --> 00:19:53.880
‫تقصیر تو نیست!

00:19:54.080 --> 00:19:56.000
‫باعث و بانی‌ش این دنیاست!

00:19:57.340 --> 00:19:58.960
‫چرا خاموشش کردی؟

00:19:58.960 --> 00:20:00.470
‫فیلم کسل‌کننده‌ایه.

00:20:01.510 --> 00:20:06.390
‫و اگه اون خدا بگه می‌تونه
‫به یه انسان معمولی تبدیلت کنه، انجامش می‌دادی؟

00:20:11.230 --> 00:20:12.520
‫نه.

00:20:14.360 --> 00:20:16.860
‫شاید اتفاق‌های بدی بیفته،

00:20:16.860 --> 00:20:18.980
‫ولی مطمئنم خاطرات خوبی هم ازش داری.

00:20:18.980 --> 00:20:21.450
‫خاطراتی که برات خیلی مهمن.

00:20:22.360 --> 00:20:24.410
‫من خودمم یه گرگینه‌م ها.

00:20:24.780 --> 00:20:27.790
‫خیلی چیزا هست که موقع به‌دنیا اومدن نمی‌تونی تغییر بدی.

00:20:27.790 --> 00:20:30.200
‫پس شکایت کردن چیزی رو حل نمی‌کنه.

00:20:30.200 --> 00:20:33.040
‫وقتی تقصیرها رو بندازی گردن دیگران، نمی‌تونی دست برداری.

00:20:33.420 --> 00:20:36.670
‫من از دست ولف عصبانی‌ام، ولی شکایت نمی‌کنم.

00:20:36.920 --> 00:20:40.800
‫و این به‌خاطر اینه که با همین گرگینه بودن تونستم با بچه‌ها آشنا بشم.

00:20:46.140 --> 00:20:49.180
‫بالأخره بدون اینکه قیافه بگیری باهام حرف زدی.

00:20:49.810 --> 00:20:51.600
‫اوه نه، نمی‌خواستم...

00:20:52.430 --> 00:20:54.850
‫این کیک خیلی خوشمزه‌ست. وایسا، ناراحت شدی؟

00:20:54.850 --> 00:20:57.440
‫از اینکه یهو تلویزیون رو خاموش کردی ناراحت شدم.

00:20:57.570 --> 00:20:59.530
‫شـ ـ شرمنده، بیا ادامه‌شو ببینیم.

00:20:59.530 --> 00:21:00.940
‫نه، اشکالی نداره.

00:21:01.610 --> 00:21:04.030
‫چون دومین تیر قراره به هدف بخوره.

00:21:09.490 --> 00:21:11.540
‫کارت عالی بود، میائو نمو!

00:21:11.540 --> 00:21:12.870
‫خیلی‌خب، من دیگه می‌رم خونه.

00:21:12.870 --> 00:21:13.830
‫وایسا!

00:21:14.000 --> 00:21:16.540
‫من دارم می‌‌رم بیرون، پس تو توی خونه بمون!

00:21:16.540 --> 00:21:20.590
‫چرا باید بمونم؟ اگه کله‌شقی کنی،
‫ موریهیتو-کون دوباره دعوات می‌کنه ها.

00:21:21.550 --> 00:21:24.220
‫پس چطوره باهم همینجا وقت بگذرونیم؟

00:21:26.760 --> 00:21:29.560
‫درسته، انگار مکالمه‌ی جالبی باهم داشتین.

00:21:29.560 --> 00:21:32.730
‫کیگو گفت خوشحاله که با بچه‌ها آشنا شده.

00:21:32.930 --> 00:21:35.730
‫تو چطور، میائو نمو؟

00:21:36.940 --> 00:21:39.060
‫نـ ـ نه، من اصلاً...

00:21:39.060 --> 00:21:40.480
‫برگشتیم!

00:21:41.690 --> 00:21:43.360
‫خداروشکر اومدی!

00:21:43.690 --> 00:21:46.530
‫نمو-چان؟ زودتر از انتظار رسیدی.

00:21:46.530 --> 00:21:48.530
‫شرمنده. منتظرت گذاشتیم؟

00:21:49.280 --> 00:21:51.120
‫اوه! به ولف-کون تبدیل شده!

00:21:51.450 --> 00:21:52.910
‫با نمو-چان چیکار کردی؟

00:21:52.910 --> 00:21:54.500
‫هنوز هیچ کاری نکردم.

00:21:54.500 --> 00:21:55.790
‫هنوز؟!

00:21:56.040 --> 00:22:00.960
‫وقتی سعی نمی‌کردی خفن باشی، خفن‌تر بودی، ماگامی کیگو-کون.

00:22:00.980 --> 00:22:10.980
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:11.004 --> 00:22:32.004
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:33.760 --> 00:23:35.600
‫مویی-چان، این چیه؟

00:23:35.600 --> 00:23:39.060
‫رفتم بیرون تا برای درست کردنِ اینا، از هندز وسیله بخرم.

00:23:39.770 --> 00:23:40.810
‫پلاک روی در.

00:23:46.650 --> 00:23:48.740
‫و اینطوری، خیلی اتفاق‌ها افتاد،

00:23:48.740 --> 00:23:53.530
‫و اوگر، ساحره، خون‌آشام، تنگو، و گرگینه...

00:23:54.160 --> 00:23:55.990
‫همه با خوبی و خوشی باهم زندگی می‌کنن!

00:23:58.040 --> 00:24:00.710
‫پلاکی که مویی-چان درست کرد خیلی نازه!

00:24:00.710 --> 00:24:02.670
‫خوشم میاد که روش علامت و شماره داره.

00:24:02.670 --> 00:24:05.040
‫کالای تبلیغاتی ازشون داد می‌زنه.

00:24:05.040 --> 00:24:07.050
‫شیرینی‌های خوش‌آمدگویی هم بانمک بود.

00:24:07.050 --> 00:24:09.760
‫اگه با کافی‌شاپی همکاری کنیم، حتماً باید توی مِنو باشه.

00:24:09.760 --> 00:24:11.680
‫باشه، دیگه درموردش حرف نزنین!