﻿WEBVTT

00:00:07.570 --> 00:00:09.980
‫به علت قولی که والدین‌شان به یکدیگر دادند،

00:00:09.980 --> 00:00:15.530
‫نیکوی ساحره و موریهیتوی اوگر
‫ناگهان مجبور شدند با هم زندگی کنند.

00:00:16.070 --> 00:00:18.780
‫زندگی دبیرستانی که او مشتاقانه منتظرش بود، ثمربخش بوده،

00:00:18.910 --> 00:00:22.250
‫و همانطور که احساساتِ نیکو نسبت به
‫موریهیتو به سطح فوق‌العاده‌ای می‌رسید،

00:00:22.250 --> 00:00:24.870
‫کانشیِ تنگو، کیگوی گرگینه،

00:00:24.870 --> 00:00:27.630
‫و میهاروی خون‌آشام نیز در کنارشان زندگی کردند.

00:00:28.210 --> 00:00:30.300
‫به لطف شخصیت‌های دلچسب و متنوعشان،

00:00:30.300 --> 00:00:35.090
‫زندگی روزمره‌ی ساحره و آشناهایش
‫همچنان پر جنب‌وجوش‌تر از همیشه می‌شود.

00:00:39.510 --> 00:00:40.720
‫سلام!

00:00:42.350 --> 00:00:43.310
‫نمو.

00:00:44.390 --> 00:00:45.390
‫تمیزکاری می‌کنی؟

00:00:45.390 --> 00:00:46.350
‫آره.

00:00:46.350 --> 00:00:50.400
‫یه‌سری وسایل گذشته‌مو پیدا کردم،
‫و دیروز خیلی داستان درست کرد.

00:00:52.860 --> 00:00:55.110
‫اوه، یه‌چیزی افتاد.

00:00:56.200 --> 00:00:57.700
‫به مویی-چان
‫من همیشه دوستت می‌مونم

00:00:57.910 --> 00:01:00.700
‫یه نامه‌ست که وقتی بچه بودیم نیکو برام نوشته.

00:01:00.700 --> 00:01:02.450
‫انگار خوب نگهش داشتی.

00:01:02.700 --> 00:01:05.960
‫آره. پنج سال روی دیوار چسبوندمش.

00:01:06.370 --> 00:01:10.460
‫هرروز بهش نگاه می‌کردم و سرحال میومدم.

00:01:14.000 --> 00:01:24.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:44.520 --> 00:02:47.470
‫نامه‌ای از یک دوست

00:02:47.470 --> 00:02:48.810
‫این نامه...

00:02:48.810 --> 00:02:50.690
‫مویی-چان نگهش داشته؟

00:03:04.450 --> 00:03:05.330
‫چی شد؟

00:03:05.330 --> 00:03:08.250
‫اوه، فقط عشقم نسبت به مویی-چان فوران کرد.

00:03:08.250 --> 00:03:10.710
‫وقتی اینجا نیست، هرچی دلت می‌خواد می‌گی، ها؟

00:03:10.710 --> 00:03:12.710
‫راستی، موریهیتو-سان کجا رفت؟

00:03:12.710 --> 00:03:14.460
‫امروز تنهایی رفته یه‌جایی.

00:03:14.460 --> 00:03:15.670
‫تنهایی؟

00:03:15.670 --> 00:03:18.010
‫آره. گفت کسی دنبالش نیاد.

00:03:18.670 --> 00:03:19.970
‫رفته سر مزارش.

00:03:20.220 --> 00:03:22.640
‫سالگرد فوتِ مادرشه.

00:03:24.350 --> 00:03:27.260
‫مادرش... فوت شده؟

00:03:28.270 --> 00:03:31.890
‫آره. البته منم فقط یه‌ذره ازش شنیدم.

00:03:32.020 --> 00:03:33.770
‫سخته بخوای وسطش بکشی.

00:03:33.770 --> 00:03:36.150
‫مخصوصاً وقتی زیاد درمورد خودش حرف نمی‌زنه.

00:03:36.150 --> 00:03:37.980
‫ولی خیلی عجیبه!

00:03:37.980 --> 00:03:41.450
‫اون دوستمونه. و موریهیتو-سان هم درباره‌ش خیلی بی‌تفاوته.

00:03:41.450 --> 00:03:43.360
‫آره، ولی می‌دونی،

00:03:43.990 --> 00:03:48.450
‫مویی-چان خیلی بلد نیست چطوری حرف دلشو به دوستاش بزنه.

00:03:48.660 --> 00:03:51.160
‫همین دیروز هم بهم گفت...

00:03:51.160 --> 00:03:54.420
‫که وقتی کوچیک بوده هیچ دوستی نداشته.

00:03:59.000 --> 00:04:03.380
‫سلام، مامان. امروز می‌خواستم چیزیو
‫باهات درمیون بذارم که تا الان نمی‌تونستم بگم.

00:04:04.430 --> 00:04:07.760
‫تو همیشه نگرانم بودی، مگه نه؟

00:04:08.260 --> 00:04:12.350
‫همیشه ازم می‌پرسیدی که با دوستام کنار میام یا نه.

00:04:12.980 --> 00:04:18.980
‫همیشه می‌ترسیدم همچین نگرانی‌هایی روی سلامتت تأثیر منفی بذاره.

00:04:20.730 --> 00:04:24.820
‫می‌گم، موریهیتو، با کسی دوست هستی؟

00:04:25.030 --> 00:04:26.200
‫تنها نیستی؟

00:04:26.200 --> 00:04:28.330
‫نه، یه‌عالمه دوست دارم.

00:04:28.330 --> 00:04:30.830
‫امروز باهاشون بازی کردم، فردا هم می‌ریم بازی.

00:04:31.910 --> 00:04:34.500
‫که اینطور. خدا رو شکر.

00:04:38.340 --> 00:04:40.460
‫راستش، در واقع هیچ دوستی نداشتم.

00:04:53.060 --> 00:04:57.270
‫آخرش به بقیه‌ی بچه‌ها صدمه زدم، و همه ازم ترسیدن.

00:04:57.940 --> 00:04:59.980
‫بعد از اون، دیگه با کسی بازی نکردم.

00:05:01.610 --> 00:05:02.860
‫ولی نیکو...

00:05:05.650 --> 00:05:08.120
‫نیکو تنها کسی بود که دوستم باقی موند.

00:05:12.580 --> 00:05:14.500
‫مویی-چان، سردت نیست؟

00:05:14.710 --> 00:05:16.210
‫ها؟ نه.

00:05:16.210 --> 00:05:18.880
‫یه طلسم جدید یاد گرفتم که گرمت می‌کنه.

00:05:18.880 --> 00:05:20.210
‫بیا، روت اجراش می‌کنم.

00:05:20.210 --> 00:05:22.250
‫نه، راحتم. سردم نیست.

00:05:22.340 --> 00:05:23.630
‫چیزی نمی‌شه.

00:05:23.880 --> 00:05:24.880
‫گفتم نمی‌خوام.

00:05:25.220 --> 00:05:26.380
‫تعارف نکن.

00:05:26.380 --> 00:05:27.430
‫نمی‌خوام.

00:05:27.430 --> 00:05:28.680
‫بیا دیگه.

00:05:28.680 --> 00:05:30.260
‫یه‌بار گفتم نمی‌خوام!

00:05:30.430 --> 00:05:32.180
‫هات‌هات!

00:05:32.180 --> 00:05:33.600
‫گوش کن چی می‌گم!

00:05:38.020 --> 00:05:39.900
‫باسنم یه‌جورایی گرم شد.

00:05:40.730 --> 00:05:42.190
‫حس خوبی داره، مگه نه؟

00:05:44.940 --> 00:05:45.860
‫سوختم!

00:05:46.530 --> 00:05:47.570
‫سوختم، سوختم!

00:05:47.570 --> 00:05:50.320
‫هوی، نیکو! یه‌ذره زیادی گرمش نکردی؟

00:05:50.530 --> 00:05:51.450
‫شاید؟

00:05:52.200 --> 00:05:54.950
‫شاید میزان دماشو اشتباه حساب کردم.

00:06:04.460 --> 00:06:06.720
‫می‌تونم باسنتو ببینم، مویی-چان.

00:06:06.720 --> 00:06:08.010
‫ها؟ چرا؟

00:06:08.130 --> 00:06:09.800
‫باسنت سوخت.

00:06:09.800 --> 00:06:12.600
‫مثل طراح مانگایی که مهلت انتشارِ مانگاش سر رسیده!

00:06:27.950 --> 00:06:30.240
‫شرمنده دوباره خرابکاری کردم.

00:06:30.240 --> 00:06:31.410
‫اشکالی نداره.

00:06:31.660 --> 00:06:33.330
‫ممنون، نیکو.

00:06:35.740 --> 00:06:38.410
‫هرچی نباشه، دوستتم دیگه.

00:06:40.670 --> 00:06:42.420
‫آره. فردا می‌بینمت.

00:06:42.590 --> 00:06:43.540
‫باشه!

00:06:51.300 --> 00:06:52.180
‫نیکو.

00:06:54.850 --> 00:06:58.140
‫چیه؟ تک و تنها اومدی پارک؟

00:06:58.140 --> 00:07:00.140
‫عجب بازنده‌ای!

00:07:02.060 --> 00:07:04.610
‫چیه؟ می‌خوای دوباره بهم مشت بزنی؟

00:07:04.610 --> 00:07:06.280
‫اشتباه می‌کنین!

00:07:07.820 --> 00:07:10.650
‫مویی-چان اینجاست تا با من بازی کنه!

00:07:10.910 --> 00:07:13.160
‫عه؟ این دختره چشه؟

00:07:15.330 --> 00:07:18.370
‫می‌گم، اسمت نیکو بود، مگه نه؟

00:07:18.830 --> 00:07:21.580
‫چطوره به‌جای اون بازنده، بیای با ما بازی کنی؟

00:07:21.790 --> 00:07:23.710
‫راست می‌گه. آخه این پسره...

00:07:23.710 --> 00:07:27.630
‫وقتی با مویی-چان بازی می‌کنم، خیلی بهم خوش می‌گذره!

00:07:29.090 --> 00:07:30.260
‫مشکلش چیه...

00:07:32.470 --> 00:07:34.510
‫تچ، بیاین بریم.

00:07:35.510 --> 00:07:37.010
‫دختره‌ی عجیب‌غریب.

00:07:43.810 --> 00:07:47.940
‫امروز یه طلسم دارم که می‌تونه مثل موشک تابت بده!

00:07:47.940 --> 00:07:49.990
‫نه، انجامش نمی‌دم.

00:08:00.200 --> 00:08:02.580
‫نیکو، بهتره دیگه باهام وقت نگذرونی.

00:08:07.420 --> 00:08:10.380
‫من واقعاً نیازی به دوست ندارم.

00:08:15.430 --> 00:08:18.470
‫نباید همچین حرفی رو بلند بگی.

00:08:19.310 --> 00:08:21.100
‫یه چیزی به اسم کوتوداما وجود داره.

00:08:21.100 --> 00:08:25.020
‫مامانم می‌گه کلمات، قدرت‌های اسرارآمیزی تو خودشون دارن.

00:08:25.480 --> 00:08:28.020
‫اونوقت دیگه دوستی پیدا نمی‌کنی.

00:08:28.980 --> 00:08:30.150
‫دروغه.

00:08:32.490 --> 00:08:33.990
‫شاید دروغ باشه.

00:08:34.490 --> 00:08:38.620
‫ولی ساحره‌ها همچین قدرتی دارن.

00:08:38.620 --> 00:08:41.370
‫مثل وردها و حلقه‌های جادویی.

00:08:41.370 --> 00:08:44.120
‫پس با کلمات و نامه هم می‌شه؟ ایول.

00:08:44.120 --> 00:08:46.380
‫درسته. نامه!

00:08:48.750 --> 00:08:50.670
‫من می‌رم اون‌طرف بازی کنم.

00:08:50.880 --> 00:08:51.340
‫عه؟

00:08:51.340 --> 00:08:52.670
‫مویی-چان تو برو خونه!

00:08:52.670 --> 00:08:53.880
‫هان؟

00:08:59.050 --> 00:09:01.310
‫یه نامه برای مویی-چان می‌نویسم.

00:09:01.680 --> 00:09:06.310
‫از اونجایی که کلماتِ ساحره‌ها قدرت اسرارآمیز دارن،
‫مطمئنم این سرحالش میاره.

00:09:30.040 --> 00:09:32.590
‫چی داری می‌نویسی؟

00:09:32.590 --> 00:09:34.510
‫بازم شماها؟

00:09:34.970 --> 00:09:35.970
‫دوست

00:09:38.220 --> 00:09:40.300
‫پاره پاره پوره!

00:09:41.310 --> 00:09:44.980
‫گفتم که، به‌جای بازی کردن با موریهیتو، بیا با ما...

00:09:50.690 --> 00:09:53.070
‫نیکو کجا غیبش زد؟

00:09:56.650 --> 00:09:58.610
‫دردم گرفت.

00:10:02.120 --> 00:10:03.200
‫نیکو!

00:10:05.370 --> 00:10:06.500
‫تمومش کن!

00:10:12.460 --> 00:10:14.090
‫فرار کنین!

00:10:22.010 --> 00:10:27.060
‫مویی-چان! اونا نامه‌مو پاره کردن!

00:10:34.530 --> 00:10:36.990
‫مویی-چان

00:10:39.070 --> 00:10:44.540
‫بعد از اون، مویی-چان تمام تیکه‌های
‫ نامه رو پیدا کرد و با چسب چسبوندشون.

00:10:44.660 --> 00:10:47.370
‫اون زمان، مویی-چان بیشتر وقتشو تنها می‌گذروند،

00:10:47.370 --> 00:10:51.250
‫برای همین خیلی دنبال ارتباط گرفتن با دوستاش نیست.

00:10:51.250 --> 00:10:52.290
‫نمی‌شه که.

00:10:52.540 --> 00:10:54.800
‫وقتی موریهیتو-سان ازم خواست بیام اینجا زندگی کنم،

00:10:54.800 --> 00:10:57.460
‫به‌نظر میومد خوب می‌تونه ارتباط بگیره.

00:10:57.970 --> 00:11:00.800
‫و از همون اول خوب باهم کنار میومدیم.

00:11:00.800 --> 00:11:02.550
‫و همه اینجا همینطوری بودن.

00:11:06.470 --> 00:11:09.140
‫چون ما همه‌مون خاص هستیم.

00:11:09.440 --> 00:11:11.400
‫شرایط یکسانی داریم.

00:11:12.810 --> 00:11:15.900
‫ولی می‌دونی چیه، مامان؟ الان اوضاع فرق کرده.

00:11:16.820 --> 00:11:18.740
‫دوستای واقعی پیدا کردم.

00:11:23.530 --> 00:11:24.950
‫با تأثیری که همه‌مون روش گذاشتیم،

00:11:24.950 --> 00:11:28.080
‫نگاهش نسبت به ارتباط با دیگران خیلی مثبت‌تر شده.

00:11:28.790 --> 00:11:31.710
‫به روش خودش، سعی داره تغییر کنه.

00:11:35.960 --> 00:11:37.630
‫مدرسه هم خوش می‌گذره.

00:11:38.590 --> 00:11:40.420
‫فقط می‌خواستم اینو بهت بگم.

00:11:41.590 --> 00:11:42.970
‫پس لطفاً نگرانم نباش.

00:11:44.010 --> 00:11:46.600
‫خب، البته هنوزم دردسرهای نیکو تموم نشده.

00:11:49.680 --> 00:11:50.730
‫ولی نیکو...

00:11:51.390 --> 00:11:53.020
‫برای من، نیکو...

00:11:55.770 --> 00:11:58.440
‫ممنون که همیشه ازم محافظت می‌کنی.

00:12:03.160 --> 00:12:05.410
‫اگه ما با قدرت به‌دنیا اومدیم،

00:12:05.410 --> 00:12:07.990
‫پس باید راهی برای کنترل‌شون یاد بگیریم.

00:12:08.870 --> 00:12:12.160
‫تو برای جادوت، و منم برای کیگونگِ اوگرها.

00:12:12.750 --> 00:12:14.210
‫ما مثل همیم.

00:12:14.830 --> 00:12:18.210
‫نیکو، من با فکر کردن بهت سخت تمرین می‌کنم.

00:12:18.340 --> 00:12:19.460
‫باشه.

00:12:19.800 --> 00:12:21.510
‫برای من، نیکو...

00:12:22.680 --> 00:12:23.720
‫بهترین دوستمه!

00:12:24.590 --> 00:12:27.010
‫و داشت خیلی خوب پیش می‌رفت.

00:12:27.010 --> 00:12:28.470
‫صورتش کامل سرخ شده بودا.

00:12:28.470 --> 00:12:30.520
‫قشنگ انگار از «زمزمه‌ی قلب» در اومده بود.
‫انیمه سینمایی عاشقانه

00:12:30.520 --> 00:12:33.440
‫فکر کردم الانه که باهم ازدواج کنیم.

00:12:33.440 --> 00:12:36.900
‫جفت‌مون سخت تمرین کردیم،
‫و بعد از چند سال، یه تجدید دیدارِ صمیمانه داشتیم.

00:12:36.900 --> 00:12:39.020
‫ولی چشماش خیلی سیاهن!

00:12:39.110 --> 00:12:41.320
‫کلی تلاش کرد که احساساتشو کنترل کنه

00:12:41.320 --> 00:12:44.030
‫که آخرش کامل به یه پسر بی‌احساس تبدیل شد!

00:12:44.200 --> 00:12:47.830
‫و انقدر تو بحر وظیقه‌شناسی رفته
‫ که عشق رو گذاشته آخرین اولویتش.

00:12:47.830 --> 00:12:49.950
‫یه‌ذره رومانتیک‌تر باش تو رو خدا!

00:12:50.660 --> 00:12:52.870
‫خب باشه، فهمیدیم.

00:12:52.870 --> 00:12:56.170
‫معلومه اینجا تو از همه ناراحت‌تری.

00:12:56.170 --> 00:13:00.630
‫ولی خب درسته که اصلاً به‌نظر از اون حبابِ دوستی بیرون نیومده.

00:13:00.630 --> 00:13:01.960
‫موندم چرا.

00:13:02.840 --> 00:13:04.550
‫یه چیزی به اسم کوتوداما وجود داره.

00:13:04.550 --> 00:13:08.550
‫مامانم می‌گه کلمات، قدرت‌های اسرارآمیزی تو خودشون دارن.

00:13:08.760 --> 00:13:11.430
‫اونوقت دیگه دوستی پیدا نمی‌کنی.

00:13:12.180 --> 00:13:14.230
‫منم درموردش شنیدم.

00:13:14.350 --> 00:13:16.940
‫وقتی یه ساحره احساساتشو به کلماتی که می‌نویسه منتقل کنه،

00:13:16.940 --> 00:13:19.020
‫اثری شبیه به یه نفرین داره.

00:13:19.570 --> 00:13:21.480
‫منتقل کردن احساساتش...

00:13:21.940 --> 00:13:25.450
‫و ـ ولی کسی که نامه رو قبول می‌کنه هم
‫ باید توی یه‌سری شرایطِ خاص باشه.

00:13:25.700 --> 00:13:28.370
‫برای مثال، فرد باید هیپنوتیزم شده باشه.

00:13:28.660 --> 00:13:32.120
‫اگه به اندازه کافی به کلمات خیره بشن...

00:13:33.450 --> 00:13:35.410
‫پنج سال روی دیوار چسبوندمش.

00:13:35.960 --> 00:13:39.920
‫هرروز بهش نگاه می‌کردم و سرحال میومدم.

00:13:44.010 --> 00:13:46.090
‫مـ ـ موریهیتو-کون...

00:13:46.840 --> 00:13:48.840
‫نفرین شده؟!

00:14:05.530 --> 00:14:07.360
‫«همیشه دوستت می‌مونم.»

00:14:08.030 --> 00:14:12.200
‫کلماتی که نیکو احساساتشو بهش منتقل کرد
‫توی ذهنش حک شدن،

00:14:12.740 --> 00:14:15.750
‫چون زمان زیادی بهش نگاه کرد.

00:14:17.040 --> 00:14:21.790
‫برای همینه که موریهیتو-کون نمی‌تونه
‫ نیکو رو بیشتر از یه دوست ببینه؟

00:14:22.380 --> 00:14:23.630
‫چیکار کنم؟

00:14:23.840 --> 00:14:25.840
‫چه کاری از دستم برمیاد؟

00:14:26.470 --> 00:14:29.090
‫من یه‌دقه برم فروشگاه خرید کنم بیام.

00:14:29.760 --> 00:14:32.350
‫سنگ، کاغذ، قیچی!

00:14:32.850 --> 00:14:34.100
‫به سلامت.

00:14:34.100 --> 00:14:36.310
‫یه‌ذره آلو ترش هم بگیرین، خب؟

00:14:40.440 --> 00:14:41.440
‫آهای!

00:14:41.730 --> 00:14:44.940
‫خب ببین، اگه می‌ره فروشگاه دم کوچه، یه محافظم بسشه.

00:14:44.940 --> 00:14:46.650
‫باید درباره‌ی یه‌چیزی باهاتون حرف بزنم.

00:14:46.650 --> 00:14:47.950
‫جان؟

00:14:48.900 --> 00:14:50.700
‫کـ ـ که اینطور.

00:14:50.910 --> 00:14:55.540
‫موریهیتو تحت نفرینیه که کاری می‌کنه با نیکو دوست بمونه، ها؟

00:14:55.540 --> 00:14:56.450
‫حتماً‌ همینه!

00:14:56.660 --> 00:14:59.250
‫اگه قضیه اینه که کارمون راحت می‌شه، نه؟

00:14:59.250 --> 00:15:01.960
‫آره! فقط کافیه به نیکو بگیم تا نفرین رو برداره.

00:15:02.150 --> 00:15:04.380
‫زوج خوشحال
‫هورا!

00:15:04.380 --> 00:15:07.970
‫خواهشاً بس کنید! اونقدرا هم ساده نیست.

00:15:08.170 --> 00:15:13.720
‫اینو شنیدین که برای ساحره‌ها ممنوعه که
‫ با جادو به آدما حمله کنن، نه؟

00:15:13.930 --> 00:15:17.930
‫حتی اگه از قصد انجامش نداده باشه، این نفرین غدغنه.

00:15:18.100 --> 00:15:21.480
‫اگه نیکو ازش خبردار بشه، می‌تونه از لحاظ ذهنی آسیب ببینه.

00:15:21.560 --> 00:15:24.650
‫درسته، اضطراب می‌تونه به تاریکی سوقت بده.

00:15:24.770 --> 00:15:27.070
‫پس یعنی بهتره درموردش با نیکو حرف نزنیم.

00:15:27.070 --> 00:15:28.990
‫پس بیاید به موریهیتو بگیم.

00:15:29.150 --> 00:15:31.110
‫وقتی موریهیتو درموردِ نفرین بفهمه...

00:15:31.110 --> 00:15:33.870
‫و متوجه بشه یه محدودیت روی احساساتش گذاشته شده...

00:15:34.030 --> 00:15:35.490
‫زوج خوشحال
‫هورا!

00:15:35.490 --> 00:15:37.370
‫نخیرم! خواهشاً بس کنید.

00:15:37.660 --> 00:15:41.370
‫این نفرین فقط با اینکه حقیقت رو بهشون بگیم برداشته نمی‌شه.

00:15:41.370 --> 00:15:43.960
‫در مقابل، فقط ذهنشونو به‌هم می‌ریزه،

00:15:43.960 --> 00:15:48.260
‫و حتی ممکنه احساسی که قرار بود شکوفه بزنه،
‫ دیگه کاملاً دفن بشه.

00:15:48.550 --> 00:15:52.430
‫این ریسک هم هست که موریهیتو-کون
‫ این اطلاعاتو به نیکو بگه.

00:15:52.430 --> 00:15:54.390
‫پس چیکار کنیم؟

00:15:54.510 --> 00:15:58.770
‫نه می‌تونیم به نیکو بگیم، نه موریهیتو. پس یعنی...

00:15:59.430 --> 00:16:01.520
‫کیش و مات.

00:16:02.480 --> 00:16:05.020
‫اینطوری که نمی‌شه. نیکو...

00:16:05.980 --> 00:16:10.110
‫اون ساحره‌ای بود که کسی مثل من تونست باهاش دوست بشه.

00:16:10.610 --> 00:16:12.360
‫می‌خوام یه‌کاری براش بکنم.

00:16:13.360 --> 00:16:16.030
‫درسته، نمی‌شه همینطوری تسلیم شم!

00:16:16.950 --> 00:16:19.540
‫باید یه‌راهی پیدا کنیم که نفرین رو بردارن.

00:16:19.540 --> 00:16:23.120
‫اگه احساساتی که به نیکو داره، فراتر از فقط یه دوستیِ ساده باشه،

00:16:23.120 --> 00:16:24.790
‫اینطوری نفرین شاید برداشته شه.

00:16:25.040 --> 00:16:27.670
‫اون نفرین روی قلبِ موریهیتو-کونه.

00:16:28.250 --> 00:16:30.550
‫بیاید نفرین رو یه دیوار درنظر بگیریم.

00:16:30.800 --> 00:16:35.510
‫اگه احساساتِ دیگه‌ای، مثل عشق توی قلبش باشه،

00:16:35.510 --> 00:16:38.310
‫و اون عشق به‌اندازه‌ی دیوار بالا نره، پس بروز داده نمی‌شه.

00:16:38.600 --> 00:16:43.310
‫ولی اگه اون احساسات جمع و انباشته بشه،
‫اینطوری سرریز می‌شه...

00:16:43.940 --> 00:16:45.900
‫و اون دیوار بدون شک فرو می‌ریزه!

00:16:45.900 --> 00:16:48.520
‫به عبارتی، نفرین تمام‌وکمال از بین می‌ره.

00:16:49.610 --> 00:16:52.320
‫پس الان مشکل اصلی‌مون احساساتِ فعلیِ موریهیتو-کونه.

00:16:52.570 --> 00:16:57.320
‫اگه بفهمیم الان چه حسی نسبت به نیکو داره،
‫می‌تونیم نقشه بچینیم.

00:16:57.320 --> 00:16:59.240
‫نمو-چــــــان!

00:16:59.240 --> 00:17:02.040
‫وقتی نیستم داری درباره‌ی عشق‌عاشقی حرف می‌زنی؟

00:17:02.040 --> 00:17:05.790
‫مثلاً اینکه مویی-چان چه احساساتی داره؟
‫آره درسته، من هیچی بارم نیست!

00:17:05.790 --> 00:17:07.840
‫اوه، امم، آره درسته.

00:17:07.840 --> 00:17:09.590
‫کان-چان، تو نظرت چیه؟

00:17:09.840 --> 00:17:15.470
‫ها؟ اوه، آه، بذار ببینم،
‫فکر می‌کنم قلبتون به‌هم پیوند خورده و اینا...

00:17:15.470 --> 00:17:18.680
‫ولی شاید یه نفرین، نه، یه‌چیزی جلوشو می‌گیره...

00:17:20.100 --> 00:17:23.520
‫کاش یه طلسمی بود که بهمون می‌گفت یکی واقعاً‌ چه حسی داره.

00:17:23.520 --> 00:17:25.100
‫اتفاقاً هست!

00:17:25.600 --> 00:17:31.570
‫یه طلسم هست که می‌تونه بگه یه‌نفر چه حسی به کسی داره،
‫ از لحاظ پیش‌گویی و اینجور چیزا.

00:17:32.530 --> 00:17:35.570
‫ولی احتمالاً استفاده از همچین طلسمی کار بدیه، مگه نه؟

00:17:35.780 --> 00:17:37.200
‫نه، خیلی هم خوبه!

00:17:37.200 --> 00:17:39.160
‫عجیبه باهاش موافقید!

00:17:40.160 --> 00:17:41.580
‫فیلینگرام.

00:17:41.990 --> 00:17:44.910
‫زمانی که فرد به کسی نگاه ‌کنه، می‌تونید طلسم رو روشون اجرا ‌کنید،

00:17:44.910 --> 00:17:48.420
‫و نشونه‌ای بالای سرشون پدیدار می‌شه که
‫نشون می‌ده واقعاً چه حسی به طرف مقابل دارن.

00:17:48.420 --> 00:17:50.540
‫اگه عشق باشه، گلی شکوفه می‌زنه.

00:17:50.540 --> 00:17:53.170
‫اگه دوستی باشه، یک حشره پدیدار می‌شه.

00:17:53.260 --> 00:17:55.720
‫توی یه دسته از طلسم‌ها مثل اموسپرشن قرار می‌گیره.

00:17:55.720 --> 00:17:58.640
‫مثل همیشه از اون جادوهای عجیب‌غریبه.

00:17:58.890 --> 00:18:00.640
‫بیاید امتحانش کنیم.

00:18:00.800 --> 00:18:05.140
‫نگاه کردن به عکس هم جواب می‌ده،
‫پس من اول حسی که به موریهیتو دارمو نشون می‌دم.

00:18:05.600 --> 00:18:07.650
‫نیکو --&gt; موریهیتو

00:18:07.810 --> 00:18:09.730
‫گلی صورتی و بزرگ بالای سرش شکوفه داد.

00:18:09.730 --> 00:18:12.940
‫نمادِ علاقه‌ای بانمک و رومانتیکه!

00:18:13.610 --> 00:18:15.780
‫کانشی --&gt; نیکو

00:18:15.900 --> 00:18:18.110
‫دو زنبورِ شاد، درحال رقصیدن هستن.

00:18:18.110 --> 00:18:20.620
‫یعنی دوتا دوست که همیشه باهم خوش می‌گذرونن!

00:18:21.040 --> 00:18:23.460
‫نیکو --&gt; نمو

00:18:24.080 --> 00:18:29.000
‫نیکوی کفش‌دوزک مزاحمِ نمو می‌شه،
‫نمو خجالت می‌کشه، ولی به دل نمی‌گیره.

00:18:29.000 --> 00:18:31.590
‫این یه‌جورایی خجالت‌آوره ها!

00:18:32.210 --> 00:18:34.090
‫بعد از اینکه میهاروی سنجاقک، روی اعصابِ کانشی می‌ره،

00:18:34.090 --> 00:18:37.590
‫کانشی عصبی می‌شه، ولی بعدش باهم کنار میان.

00:18:37.590 --> 00:18:40.760
‫بسه دیگه! این دیگه چه‌جور بروز احساساتیه؟

00:18:40.890 --> 00:18:44.060
‫این چقدر باحاله! خب بعدی...

00:18:44.060 --> 00:18:46.100
‫بذار ببینیم تو چه حسی به کیگو-کون داری.

00:18:46.100 --> 00:18:48.690
‫وایسا. هی صبر کن، نمی‌شه انجامش ندیم؟

00:18:48.690 --> 00:18:51.110
‫مطمئنی؟ نمی‌خوای بدونی چه‌جور حشره‌ای بیرون میاد؟

00:18:51.110 --> 00:18:53.770
‫نخیر! درباره‌ی این‌چیزا حساسم.

00:18:54.110 --> 00:18:54.860
‫من برگشتم.

00:18:54.860 --> 00:18:57.820
‫وای، ‌مویی-چان برگشت! باید چیکار کنیم؟

00:18:57.820 --> 00:18:59.530
‫آ ـ آروم بگیر!

00:19:00.070 --> 00:19:01.950
‫عکسِ تو رو به موریهیتو نشون می‌دیم،

00:19:01.950 --> 00:19:04.120
‫بعدش تو پشتش دربیا و طلسمو اجرا کن.

00:19:04.120 --> 00:19:05.620
‫پـ ـ پشتش؟

00:19:05.620 --> 00:19:09.620
‫کاری می‌کنیم طبیعی به‌نظر برسه. خب دیگه، شروع مأموریت!

00:19:14.300 --> 00:19:19.970
‫و ـ واقعاً چقدر حال می‌ده توی این حیاطِ بزرگ خوراکی بخوریم.

00:19:20.090 --> 00:19:23.100
‫راست می‌گی، هر چندوقت یه‌بار بدک نیست.

00:19:23.970 --> 00:19:26.220
‫ها؟ چی شده؟ صورتتو چرا اونطوری کردی؟

00:19:28.100 --> 00:19:30.520
‫اوه، راستی، موریهیتو.

00:19:30.520 --> 00:19:34.440
‫ا ـ الان یه عکس از نیکو گرفتم، جلدی باید نگاش کنی، خب؟

00:19:35.610 --> 00:19:38.490
‫آره، خیلی دلم می‌خواد به این عکس زل بزنی. بیا بیا.
‫خیلی عجیب رفتار می‌کنه.

00:19:38.490 --> 00:19:41.410
‫مگه این عکس چشه؟
‫بـ... باید آروم... آروم... نگاه کنی...

00:19:42.240 --> 00:19:43.990
‫فیلینگرام.

00:19:48.500 --> 00:19:51.620
‫عه؟ چـ ـ چی شد؟ یه‌چیزی رو سرمه؟

00:19:51.750 --> 00:19:54.420
‫روی تار موت پیش‌گویی می‌کنیم.

00:19:54.500 --> 00:19:56.050
‫روی تار موم؟

00:19:56.250 --> 00:19:59.630
‫لطفاً، لطفاً یه شکوفه‌ی گل باش!

00:20:07.260 --> 00:20:08.770
‫کـ ـ کرم ابریشم؟

00:20:08.770 --> 00:20:11.980
‫فقط داره دورِ نیکو دایره‌وار می‌چرخه.

00:20:11.980 --> 00:20:13.690
‫این یعنی چی؟

00:20:14.100 --> 00:20:17.570
‫نشونه‌ی یه دوستیِ باثبات که به‌طور خودکار حرکت می‌کنه،

00:20:17.570 --> 00:20:21.030
‫تا از روی وظیفه‌شناسی بتونه ازش محافظت کنه.

00:20:33.870 --> 00:20:36.340
‫چی شده، نیکو؟ غمباد گرفتی.

00:20:36.420 --> 00:20:39.840
‫اوه، چیزی نیست. فقط یکم سرحال بودم.

00:20:39.840 --> 00:20:43.130
‫منظورت بی‌حاله دیگه؟ اوه، اون...

00:20:44.390 --> 00:20:47.560
‫مویی-چان، تیکه‌های نامه رو از اون روز جمع کردی، ها؟

00:20:47.560 --> 00:20:49.470
‫اصلاً خبر نداشتم.

00:20:49.720 --> 00:20:52.940
‫یه‌ذره خجالت‌آوره، ولی خیلی خوشحالم کرد.

00:20:53.390 --> 00:20:55.480
‫ممنونم، مویی-چان.

00:20:58.400 --> 00:21:00.210
‫ممنونم، مویی-چان.

00:21:00.280 --> 00:21:02.140
‫ممنونم، مویی-چان.

00:21:02.190 --> 00:21:04.160
‫ممنونم، مویی-چان.

00:21:10.580 --> 00:21:12.960
‫اون کرم ابریشمِ قبلی، الان پیله بسته.

00:21:37.190 --> 00:21:38.860
‫یه پروانه‌ی بزرگ.

00:21:39.480 --> 00:21:43.740
‫وای. نمی‌دونستم همچین احساس دوستی‌ای رو قایم می‌کنی.

00:21:43.740 --> 00:21:44.610
‫ها؟

00:21:46.320 --> 00:21:47.410
‫نه...

00:21:54.370 --> 00:21:56.080
‫اون یه گل‌ـه.

00:21:59.210 --> 00:22:01.170
‫فکر کنم همینطوری خوب باشه.

00:22:02.340 --> 00:22:03.920
‫موافقم.

00:22:04.420 --> 00:22:06.340
‫به‌مرورِ زمان خودش سرریز می‌شه.

00:22:09.510 --> 00:22:10.800
‫بیاید مراقبتشون باشیم.

00:22:14.430 --> 00:22:16.810
‫ها؟ چتون شده شما؟

00:22:23.730 --> 00:22:25.440
‫منم کاشکی می‌دیدمش.

00:22:25.440 --> 00:22:27.070
‫× همون موقع داشت چرت می‌زد

00:22:27.100 --> 00:22:37.100
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:37.124 --> 00:22:58.124
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:57.620 --> 00:24:02.120
‫پروانه، پروانه، روی اون برگ زیبا بشین.

00:24:02.120 --> 00:24:03.960
‫عه، برگ بود؟ گل نبود؟

00:24:03.960 --> 00:24:06.500
‫اوه آره، چون قراره عسل رو بمکه.

00:24:06.500 --> 00:24:07.840
‫اینطوری می‌تونه تخم‌گذاری کنه.

00:24:07.840 --> 00:24:10.260
‫لارو پروانه‌ی کلمِ سفید، برگ‌های گلِ خردل رو می‌خوره.

00:24:10.260 --> 00:24:12.050
‫مویی-چان، چقدر چیزمیز می‌دونی.