﻿WEBVTT

00:00:08.480 --> 00:00:09.360
‫به به.

00:00:09.820 --> 00:00:14.070
‫دونات‌ها انقدر خوشمزه بودن؟
‫از زمان بچگی تا حالا نخورده بودمشون.

00:00:15.240 --> 00:00:17.530
‫وقتی اتفاق بدی میفته یا خسته‌ای،

00:00:17.530 --> 00:00:20.120
‫دونات‌ها همیشه بهترین دوای دردن.

00:00:21.040 --> 00:00:23.210
‫خدایا، می‌خوام تا ابد بخورمشون.

00:00:23.210 --> 00:00:24.500
‫آره، درک می‌کنم.

00:00:24.500 --> 00:00:25.500
‫فهمیدم!

00:00:25.710 --> 00:00:29.000
‫اگه با جادو خودمونو کوچیک کنیم، خیلی بیشتر می‌شه خورد!

00:00:30.340 --> 00:00:33.920
‫یعنی به اندازه‌ی مورچه می‌شیم،
‫و روی دونات می‌ریم و تا ابد می‌خوریمش؟

00:00:33.920 --> 00:00:35.300
‫درسته!

00:00:35.630 --> 00:00:38.390
‫همون رؤیای سرزمین آبنباتیه که همه دخترها خوابشو می‌بینن!

00:00:38.760 --> 00:00:40.600
‫نه، من سیر شدم. دیگه نمی‌خورم.

00:00:40.600 --> 00:00:42.140
‫ولی الان یه‌چیز دیگه می‌گفتی که!

00:00:42.680 --> 00:00:45.190
‫مویی-چـــــــــــان!

00:00:45.520 --> 00:00:49.270
‫باشه، باشه. بیا کوچیک بشیم و باهم دونات بخوریم.

00:00:49.270 --> 00:00:52.280
‫محافظ‌ها باید برای این‌چیزا هم همکاری کنن، ها؟

00:00:52.400 --> 00:00:55.030
‫اسمالولون!

00:00:59.120 --> 00:01:01.040
‫وای، محشره!

00:01:01.060 --> 00:01:11.060
..:: ارائه شده توسط وب سايت بلبل جان ::..
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:02:32.000 --> 00:02:33.880
‫حرف نداره!

00:02:33.880 --> 00:02:36.880
‫پس که اینطور. اینطوری خیلی بیشتر می‌شه خورد.

00:02:39.470 --> 00:02:42.010
‫دارن یه‌چیزی داد می‌زنن، ولی صداشونو نمی‌شنوم.

00:02:42.430 --> 00:02:45.510
‫خب، تو سرزمین رؤیایی خوش بگذره. لذت ببرین!

00:02:45.640 --> 00:02:47.810
‫لذت ببرین!

00:02:47.810 --> 00:02:49.730
‫صدای کارا-چان خیلی بلنده!

00:02:49.730 --> 00:02:53.110
‫وقتی اندازه‌مون تغییر می‌کنه،
‫همچین پدیده‌هایی هم به‌وجود میاد؟

00:02:53.360 --> 00:02:55.520
‫الان یک صدمِ اندازه‌ی اصلی‌مون هستیم؟

00:02:55.610 --> 00:02:57.400
‫ولی ببین، مویی-چان!

00:02:57.400 --> 00:03:00.650
‫درست روی اون دوناتِ گنده هستیم! به سرزمین رؤیایی رسیدیم!

00:03:00.650 --> 00:03:02.820
‫هوی، خطرناکه. بالا پایین نپر.

00:03:03.280 --> 00:03:05.660
‫بافتش یه حالت لزجی داره.

00:03:05.950 --> 00:03:08.040
‫به‌خاطر چرب بودنِ شکلاته؟

00:03:08.040 --> 00:03:09.710
‫شبیه کف زمینِ یه رستوران چینی‌ـه.

00:03:09.710 --> 00:03:12.330
‫می‌شه با این حرفا حس رؤیا رو نابود نکنی؟

00:03:12.670 --> 00:03:14.540
‫خب، بیا بخوریم!

00:03:14.540 --> 00:03:16.840
‫خوردنِ زمین یه حس عجیبی داره.

00:03:22.760 --> 00:03:24.800
‫سفت‌تر از چیزیه که تصور می‌کردم.

00:03:25.100 --> 00:03:28.890
‫یعنی اندازه‌ی یک‌صدم انقدر ناامیدکننده‌ست؟

00:03:29.560 --> 00:03:31.850
‫وایسا، این یک‌صدم نیست.

00:03:32.480 --> 00:03:35.360
‫قدرت عضلانی نسبت به اندازه‌ی عضلات تغییر می‌کنه.

00:03:35.360 --> 00:03:38.650
‫پس اگه اندازه‌مون یک‌صدم باشه، قدرت‌مون یک‌هزارمه.

00:03:38.650 --> 00:03:40.070
‫واقعاً؟

00:03:40.070 --> 00:03:42.280
‫علاوه بر این، می‌شه نتیجه گرفت که قدرت فیزیکی...

00:03:42.280 --> 00:03:44.280
‫متناسب با وزنیه که می‌تونیم بلند کنیم.

00:03:44.280 --> 00:03:48.410
‫بنابراین، 100 ضربدر 100 ضربدر 100،
‫برابره با قدرتِ یک در 1,000,000.

00:03:48.790 --> 00:03:51.870
‫یـ ـ یک میلیون؟ یکم زیادی ضعیف نیست؟

00:03:52.080 --> 00:03:55.080
‫اگه حواسمون نباشه و با یه مورچه درگیر بشیم، فاتحه‌مون خونده‌ست!

00:03:55.080 --> 00:03:58.420
‫بیخیال، مویی-چان! لطفاً انقدر واقع‌گرایانه فکر نکن!

00:03:58.420 --> 00:04:00.010
‫جادو قرار بود بانمک و...

00:04:00.010 --> 00:04:01.920
‫هوی، به خودت بیا، نیکو!

00:04:02.090 --> 00:04:05.050
‫همیشه جادو رو به چشم یه خوراکیِ رؤیایی می‌بینی،

00:04:05.050 --> 00:04:07.600
‫ولی تأثیراتش واقعی و بی‌رحمن!

00:04:08.260 --> 00:04:11.270
‫علم داره خیال‌پردازی‌های جادوییم رو متلاشی می‌کنه.

00:04:11.730 --> 00:04:12.770
‫ولی نگران نباش.

00:04:13.100 --> 00:04:14.940
‫من از نوادگان اوگرهام.

00:04:14.940 --> 00:04:17.940
‫سبک مبارزه‌ی کیگونگ اوگرها، گرز آهنین!

00:04:17.940 --> 00:04:20.610
‫با قدرت اوگری علم رو تخریب کرد؟

00:04:21.530 --> 00:04:24.740
‫فکر کنم بتونیم این تیکه‌های کوچیک رو بجوییم.

00:04:24.740 --> 00:04:28.580
‫بافتش فرق داره، پس مزه‌ش
‫اونقدر خوشمزه نیست، ولی به همین راضی‌ام.

00:04:29.120 --> 00:04:33.210
‫خیلی‌خب، بالأخره به لایه‌ی نرم دونات رسیدیم.

00:04:33.620 --> 00:04:37.130
‫ولی مثل یه سطح سنگیِ خیلی خشک می‌مونه.
‫واقعاً می‌خوایم بپریم اون تو؟

00:04:37.130 --> 00:04:39.710
‫وقت عصرونه‌مون تبدیل به غارنوردی شد.

00:04:39.710 --> 00:04:41.510
‫مگه همینو نمی‌خواستی؟

00:04:44.050 --> 00:04:45.100
‫همین دیگه بسمه.

00:04:45.110 --> 00:04:45.840
‫عـــــــــه؟

00:04:46.140 --> 00:04:47.970
‫یه‌ذره سریع تسلیم نمی‌شی؟

00:04:47.970 --> 00:04:50.220
‫عملاً فقط به سطح شکلاتیش ناخونک زدیم.

00:04:50.430 --> 00:04:54.480
‫آره، ولی این دیگه همون سرزمین رؤیایی نیست
‫که دخترا خوابشو می‌بینن.

00:04:54.480 --> 00:04:56.730
‫واقعیتِ علم، دنیای بی‌رحمیه.

00:04:59.110 --> 00:05:00.650
‫کارا-چان عطسه کرد؟

00:05:00.650 --> 00:05:02.280
‫الان می‌خوریم زمین!

00:05:03.900 --> 00:05:08.660
‫که اینطور. از اونجایی که کوچیک و سبکیم،
‫خیلی صدمه نمی‌بینیم.

00:05:08.660 --> 00:05:12.580
‫نمی‌دونم اینکه کوچیک باشیم خطرناک‌تره یا امن‌تر.

00:05:12.910 --> 00:05:15.330
‫وایسا، ما الان کجاییم؟

00:05:15.660 --> 00:05:17.830
‫روی قلک افتادیم.

00:05:18.290 --> 00:05:20.340
‫همونایی که برای باز کردن باید بشکنیمش؟

00:05:20.630 --> 00:05:22.710
‫خب، دیگه کم‌کم به حالت عادی برمی‌گردیم.

00:05:22.710 --> 00:05:24.340
‫بد می‌شه اگه یهو بیفتیم توش و...

00:05:26.340 --> 00:05:27.800
‫مویی-چـــــــــــان!

00:05:27.800 --> 00:05:29.090
‫منگل!

00:05:30.680 --> 00:05:34.770
‫با گرز آهنینم نمی‌تونم بشکنمش، چون قدرتم یک در 1,000,000‌ـه.

00:05:35.100 --> 00:05:38.100
‫یعنی وقتی توی اینجام می‌تونم جادو رو باطل کنم؟

00:05:38.100 --> 00:05:39.810
‫شاید موقع برگشتم قلک هم بشکنه.

00:05:39.810 --> 00:05:40.940
‫نه!

00:05:40.940 --> 00:05:42.780
‫مطمئن نیستیم موقع برگشت اندازه‌هامون...

00:05:42.780 --> 00:05:45.530
‫چه‌جور پدیده‌ی فیزیکی‌ای اتفاق میفته.

00:05:45.530 --> 00:05:48.360
‫در بدترین حالت ممکنه تا حد مرگ توی قلک له بشی.

00:05:49.620 --> 00:05:52.790
‫نیکو، چقدر مونده تا طلسم خودبه‌خود باطل شه؟

00:05:52.790 --> 00:05:55.370
‫احتمالاً زمان زیادی نمونده، چون روی دو نفر اجرا شده.

00:05:55.370 --> 00:05:57.160
‫شاید پنج دقیقه‌ی دیگه؟

00:05:57.160 --> 00:05:58.290
‫پنج دقیقه.

00:05:59.120 --> 00:06:00.420
‫کارا! اینجا!

00:06:00.670 --> 00:06:03.420
‫قلک رو بشکن! کارا!

00:06:04.050 --> 00:06:05.970
‫اصلاً صدامو نمی‌شنوه.

00:06:05.970 --> 00:06:09.760
‫عضلات و ظرفیت ریه‌هام انقدر کوچیکن که
‫صدای قابل شنیدنی ایجاد نمی‌کنم.

00:06:10.050 --> 00:06:11.680
‫نیکو، همونجا وایسا!

00:06:11.890 --> 00:06:13.430
‫قول می‌دم نجاتت بدم!

00:06:13.430 --> 00:06:16.730
‫مویی-چان، خیلی متوجه نمی‌شم، ولی موفق باشی!

00:06:19.770 --> 00:06:22.650
‫خوبه که می‌تونم از ارتفاع بلند بپرم و سالم فرود بیام.

00:06:27.150 --> 00:06:29.950
‫میز خیلی بزرگه.

00:06:34.330 --> 00:06:36.830
‫بالا رفتن از لباس به‌خاطر الیافِ پارچه راحته!

00:06:38.160 --> 00:06:40.710
‫لیز خوردم. نه هنوز!

00:06:49.930 --> 00:06:52.220
‫هوی، کارا! موریهیتو ام!

00:06:52.600 --> 00:06:55.220
‫درست کنار گوشتم! لطفاً گوش کن!

00:07:01.520 --> 00:07:03.360
‫انگاری مجبورم برم توی گوشش.

00:07:04.320 --> 00:07:06.980
‫اون چی بود؟ پشه؟ چه رو اعصاب.

00:07:08.440 --> 00:07:09.860
‫خـ ـ خیلی نزدیک بود.

00:07:10.200 --> 00:07:13.370
‫اگه حرف بزنم و فکر کنه حشره‌ام، جونم در خطره.

00:07:15.200 --> 00:07:18.000
‫مویی-چان، خوب نیست! طلسم داره باطل می‌شه!

00:07:19.080 --> 00:07:20.660
‫وقتم تموم شد؟

00:07:23.880 --> 00:07:24.960
‫شیکی!

00:07:26.210 --> 00:07:28.760
‫متوجهم شدی؟! عجب شیکیگامیِ خوبی هستی.

00:07:29.720 --> 00:07:33.050
‫الان برای قیافه‌ی «آخی، ممنون» وقت نداریم!

00:07:33.720 --> 00:07:36.260
‫داری می‌گی سوارت شم؟ باشه فهمیدم!

00:07:36.510 --> 00:07:37.890
‫بجنب!

00:07:42.060 --> 00:07:43.980
‫مویی-چـــــــــان!

00:07:43.980 --> 00:07:45.520
‫نیکو، محکم بگیر!

00:07:52.030 --> 00:07:54.870
‫آهای! لااقل قبل برگشتن یه ندا بدین!

00:07:55.070 --> 00:07:56.200
‫گلوم پاره شد!

00:07:56.200 --> 00:07:57.620
‫چرا گریه می‌کنی؟

00:07:58.490 --> 00:07:59.790
‫خیلی ترسیده بودم!

00:07:59.790 --> 00:08:02.040
‫توی غارِ یه رستوران چینی گیر افتاده بودم،

00:08:02.040 --> 00:08:05.080
‫و نزدیک بود له بشم، ولی یه تیکه کاغذ نجاتم داد!

00:08:05.080 --> 00:08:07.130
‫نمی‌فهمم داری چی می‌گی.

00:08:07.420 --> 00:08:10.590
‫دیگه از سرزمین دونات‌ها خسته شدم.

00:08:10.590 --> 00:08:12.010
‫باشه، آروم باش.

00:08:12.420 --> 00:08:16.220
‫درست نمی‌فهمم چی شده، ولی وقتی اتفاق بد میفته...

00:08:17.260 --> 00:08:18.850
‫بیاین، دونات بخوریم.

00:08:18.850 --> 00:08:20.640
‫ممنون.

00:08:23.150 --> 00:08:27.450
‫جشنواره نانِ پاییزه‌ی هامازاکی

00:08:28.190 --> 00:08:30.650
‫کوموگی-چان، می‌خواستی درمورد چی حرف بزنی؟

00:08:30.900 --> 00:08:33.070
‫نکنه یه مشکل عاشقانه‌ست؟

00:08:33.070 --> 00:08:35.530
‫نیکو-چان، رک و راست سؤالمو می‌پرسم.

00:08:36.200 --> 00:08:39.160
‫طلسمی وجود داره که باهاش
‫احساسی که فرد بهش فکر می‌کنه رو بفهمی؟

00:08:40.740 --> 00:08:44.920
‫هامازاکی-کون از کلاس 1. تا حالا باهاش حرف نزدم، ولی...

00:09:01.390 --> 00:09:02.680
‫چی؟ وایسا ببینم.

00:09:02.680 --> 00:09:05.560
‫هنوزم داستانای عاشقانه‌ی این دوره‌زمونه
‫ همچین شروع معصومانه‌ای دارن؟

00:09:05.560 --> 00:09:08.690
‫اون موقع خیلی چیزی به همدیگه نگفتیم.

00:09:09.270 --> 00:09:13.940
‫خانواده‌م یه نونوایی داره. منم معمولاً اونجا کار می‌کنم، و بعد...

00:09:21.200 --> 00:09:24.330
‫البته اون موقع هم خیلی باهم حرف نزدیم.

00:09:25.040 --> 00:09:27.830
‫وقتی حرف از عشق معصومانه باشه،
‫باید همه‌چیزو اسرارآمیز نگه داری!

00:09:28.540 --> 00:09:34.010
‫تا دو ماه بعد از اون، حداقل یکبار در هفته به مغازه سر می‌زنه.

00:09:35.260 --> 00:09:37.680
‫البته هیچ‌وقت باهم حرف نزدیم.

00:09:37.680 --> 00:09:38.890
‫چی گفتی؟

00:09:38.890 --> 00:09:41.060
‫باهاش حرف بزن دیگه! این وضع به هیچ‌جا ختم نمی‌شه!

00:09:41.060 --> 00:09:45.100
‫فقط بگو «حالت چطوره؟» یا
‫«می‌خوای بعداً باهم وقت بگذرونیم؟» و خلاص‌مون کن!

00:09:45.100 --> 00:09:47.980
‫داری روش‌های مکالمه‌ی سختی پیشنهاد می‌دی.

00:09:48.190 --> 00:09:50.940
‫و برای همین طلسمی می‌خوای تا ذهن آدما رو بخونی؟

00:09:51.070 --> 00:09:52.480
‫ولی من موافق نیستم.

00:09:52.480 --> 00:09:55.610
‫د ـ دخترهای عاشق بعضی‌وقتا این فکر به ذهن‌شون میاد.

00:09:55.610 --> 00:09:56.900
‫دو بار گناهکار

00:09:56.950 --> 00:10:02.080
‫متأسفانه، طلسمی نیست که
‫مستقیم باهاش ذهن دیگران رو بخونی.

00:10:03.240 --> 00:10:04.620
‫ولی...

00:10:07.710 --> 00:10:09.250
‫وای، خوب شد.

00:10:09.540 --> 00:10:11.290
‫درست همونطور که خواستم پختیش.

00:10:11.290 --> 00:10:13.800
‫این‌شکلی می‌تونیم ذهنشو بخونیم؟

00:10:13.800 --> 00:10:14.670
‫آره!

00:10:14.670 --> 00:10:16.670
‫حالا موی هامازاکی-کون که به لطف شخصیت معاشرتیِ کان-چان
‫ به دست آوردیم رو توی نون می‌ذاریم. بفرما.

00:10:16.760 --> 00:10:18.320
‫سلام! می‌خوام سرتو شامپو بزنم!

00:10:18.320 --> 00:10:19.470
‫تو کی‌ای؟

00:10:22.220 --> 00:10:24.720
‫سی‌انسر!

00:10:28.520 --> 00:10:32.690
‫خیلی‌خب، حالا این نون طوری حرف می‌زنه انگار هامازاکی-کونه.

00:10:32.690 --> 00:10:34.530
‫چی؟ وایسا، واقعاً؟

00:10:34.940 --> 00:10:36.440
‫سعی کن باهاش حرف بزنی.

00:10:36.440 --> 00:10:37.950
‫بـ ـ باشه.

00:10:38.490 --> 00:10:40.530
‫سـ ـ سلام.

00:10:43.700 --> 00:10:44.790
‫چیز-بر.

00:10:44.790 --> 00:10:45.580
‫عه؟

00:10:45.870 --> 00:10:49.370
‫لحن گفتن «چیز-بر» به‌نظر شبیه «چه‌خبر» میومد.

00:10:49.460 --> 00:10:52.630
‫آره. فقط می‌تونه با اصطلاحاتِ نون‌های مختلف حرف بزنه.

00:10:52.630 --> 00:10:53.460
‫منظورت چیه؟

00:10:53.460 --> 00:10:54.800
‫نون‌های مختلف؟

00:10:55.250 --> 00:10:57.590
‫یعنی فقط با گفتن اسم انواع نون‌ها حرف می‌زنه؟

00:10:57.590 --> 00:11:00.010
‫آره. بیشتر باهاش حرف بزن.

00:11:01.220 --> 00:11:04.430
‫پـ ـ پس، می‌دونی من کی هستم؟

00:11:04.930 --> 00:11:05.930
‫آن.

00:11:06.520 --> 00:11:08.060
‫فکر کنم منظورش «آره.» بود.

00:11:08.060 --> 00:11:10.140
‫آره، چون گفت «آنپان.»

00:11:10.140 --> 00:11:12.440
‫پس کلاً قسمت «پان» رو نادیده گرفت، ها؟

00:11:12.690 --> 00:11:16.030
‫مثل اینکه طلسم داره کار می‌کنه، پس بازم ازش سؤال بپرس.

00:11:16.030 --> 00:11:17.990
‫امیدوارم تو هم صادقانه جواب بدی، جناب نون.

00:11:17.990 --> 00:11:19.360
‫با-کاچا.

00:11:19.360 --> 00:11:20.610
‫گفت «باشه.»

00:11:20.610 --> 00:11:22.360
‫پسر، داره خنده‌دار می‌شه.

00:11:22.820 --> 00:11:24.950
‫درموردم چی فکر می‌کنی؟

00:11:24.950 --> 00:11:26.620
‫وای، رفت سر اصل مطلب!

00:11:27.200 --> 00:11:29.960
‫وقتی با نسخه‌ی نونش حرف می‌زنه،
‫دیگه جلوش معذب نمی‌شه، ها؟

00:11:30.660 --> 00:11:31.960
‫اینجرا...

00:11:32.710 --> 00:11:34.460
‫گفت «ای جان»؟

00:11:34.460 --> 00:11:36.250
‫نونی به اسم «اینجرا» داریم؟

00:11:36.550 --> 00:11:37.760
‫یه نونِ اتویوپیایی‌ـه.

00:11:37.760 --> 00:11:39.010
‫پس داریم؟

00:11:39.470 --> 00:11:41.680
‫پس از تمام نون‌های دنیا استفاده می‌کنه.

00:11:41.680 --> 00:11:44.510
‫ولی طوری که گفت «ای جان» یه‌مقدار مبهمه، نه؟

00:11:44.680 --> 00:11:46.010
‫پالزونه.

00:11:46.010 --> 00:11:47.350
‫می‌گه «پریشونه»؟

00:11:47.350 --> 00:11:49.140
‫واسه چی باید بگه پریشونه؟

00:11:49.680 --> 00:11:51.230
‫درکش داره خیلی سخت می‌شه.

00:11:51.230 --> 00:11:54.230
‫کاریش نمی‌شه کرد. چون فقط اسم نون‌ها توی دایره‌لغاتشه.

00:11:54.230 --> 00:11:58.070
‫برای همین باید جوری سؤال کنیم که جواب سرراستی داشته باشه.

00:11:58.070 --> 00:12:00.030
‫آخه این چه‌جور طلسمیه؟

00:12:00.320 --> 00:12:02.610
‫ولی توی حرفش بهت گفت «ای جان»، مگه نه؟

00:12:02.610 --> 00:12:06.120
‫این احتمالاً نشونه‌ی اینه که ذهنیت مثبتی بهت داره. ایول!

00:12:06.120 --> 00:12:08.870
‫اینجا فقط تویی که داری معنی رمانتیک ازش درمیاری، نیکو.

00:12:08.870 --> 00:12:12.290
‫مـ ـ ممنون که همیشه برای خرید نون به مغازه‌م میای.

00:12:12.500 --> 00:12:14.120
‫نان تو پیراشکی.

00:12:14.120 --> 00:12:15.040
‫چی؟

00:12:15.250 --> 00:12:16.290
‫«نه مشکلی نیست.»

00:12:16.290 --> 00:12:17.500
‫از کجا فهمیدی؟

00:12:17.710 --> 00:12:21.090
‫به دلایلی، راحت این زبون نونی رو می‌فهمم.

00:12:21.090 --> 00:12:22.930
‫چون خودت این نون رو پختی.

00:12:22.930 --> 00:12:24.640
‫درضمن، با نون‌های سراسر دنیا هم آشنایی،

00:12:24.640 --> 00:12:27.300
‫پس ترکیبش یه معجزه شده که می‌تونی زبون نونی رو بفهمی.

00:12:27.300 --> 00:12:29.390
‫پس «تو» که بعد «نان» بود اصلاً معنی نداره، ها؟

00:12:29.390 --> 00:12:31.850
‫می‌گه باید از حروف اضافه و ربط رو چشم‌پوشی کنیم.

00:12:31.850 --> 00:12:34.520
‫چرا همیشه به مغازه‌م میای؟

00:12:36.770 --> 00:12:37.520
‫عـ...

00:12:38.480 --> 00:12:41.190
‫عایـ... عایشـ...

00:12:41.190 --> 00:12:43.200
‫خیلی داره تقلا می‌کنه، نه؟

00:12:43.650 --> 00:12:45.530
‫عایش رول.

00:12:46.320 --> 00:12:47.390
‫«عاشقشم.»

00:12:47.390 --> 00:12:48.530
‫خداوکیلی؟

00:12:48.870 --> 00:12:50.540
‫آره، مطمئنم همینو گفت!

00:12:50.540 --> 00:12:51.660
‫همینطوری به‌نظر می‌رسید.

00:12:52.000 --> 00:12:53.160
‫پان عو.

00:12:53.160 --> 00:12:54.710
‫اوه، منظورت نون‌ـه.

00:12:54.710 --> 00:12:56.420
‫دیگه خیلی داره خلاصه‌ش می‌کنه.

00:12:56.880 --> 00:13:00.670
‫اگه از نون خوشت میاد، چرا فقط مغازه‌ی کوموگی-چان می‌ری؟

00:13:01.170 --> 00:13:03.260
‫اپی چوکو کولانه.

00:13:03.260 --> 00:13:04.630
‫«چون نزدیک ایستگاه قطاره.»

00:13:04.630 --> 00:13:06.390
‫توانایی نون‌خوانی‌ت خیلی خوبه ها!

00:13:06.390 --> 00:13:08.220
‫این حتماً می‌دونه داره چیکار می‌کنه.

00:13:08.220 --> 00:13:11.270
‫چرا فقط با اسم نون‌های مختلف حرف می‌زنه؟

00:13:11.430 --> 00:13:15.060
‫تازه‌شم، الان تنها چیزی که ازش می‌دونیم اینه که
‫ نون دوست داره و به نونواییِ بغل ایستگاه می‌ره.

00:13:15.270 --> 00:13:18.150
‫حالا که اینجاییم چطوره ازش درخواست قرار کنی؟

00:13:18.270 --> 00:13:20.440
‫حـ ـ حق با توئه.

00:13:22.030 --> 00:13:23.820
‫مـ ـ می‌خوای...

00:13:26.110 --> 00:13:28.320
‫می‌خوای بعداً باهم قرار بذاریم؟

00:13:33.080 --> 00:13:35.250
‫خیلی داره به جوابش فکر می‌کنه.

00:13:35.790 --> 00:13:38.880
‫فوندو...

00:13:38.880 --> 00:13:40.210
‫«می‌خوام...»

00:13:40.210 --> 00:13:42.710
‫بـ ـ باگت...

00:13:42.710 --> 00:13:43.960
‫«با تو...»

00:13:43.960 --> 00:13:45.300
‫خیلی سخت می‌شه فهمید.

00:13:45.300 --> 00:13:46.680
‫پان عو...

00:13:46.680 --> 00:13:48.300
‫«دست در دست...»

00:13:48.300 --> 00:13:49.800
‫کویی نی...

00:13:49.800 --> 00:13:51.010
‫«جفت‌مون...»

00:13:51.010 --> 00:13:52.520
‫آره، تو می‌تونی!

00:13:53.890 --> 00:13:55.020
‫اینگی مافین.

00:13:55.020 --> 00:13:55.940
‫«بیخیالش شیم»؟

00:13:55.940 --> 00:13:57.350
‫این چه وضعشه؟!

00:13:57.730 --> 00:13:59.190
‫دو ساعته ما رو گیر آوردی؟

00:13:59.190 --> 00:14:01.320
‫چرا باید زبون نونی رو رمزگشایی کنیم؟

00:14:01.320 --> 00:14:02.940
‫الان گفت «بیخیالش شیم»؟

00:14:03.070 --> 00:14:05.610
‫آخرش داشت زیرلب حرف می‌زد.

00:14:05.610 --> 00:14:07.070
‫گروسیمی.

00:14:07.070 --> 00:14:08.030
‫«دردناکه.»

00:14:08.030 --> 00:14:09.320
‫چرا داری لبخند می‌زنی؟

00:14:09.660 --> 00:14:12.990
‫اگه خودش داره می‌گه، پس احتمالاً تو مایه‌های «حال خوشی نداره» باشه.

00:14:12.990 --> 00:14:14.120
‫دست رد به سینه‌ش زد؟

00:14:14.120 --> 00:14:15.080
‫بسه دیگه.

00:14:15.290 --> 00:14:19.170
‫ولی شاید از اون مواقع باشه که
‫ انقدر خجالتیه که نمی‌خواد جواب بده.

00:14:19.170 --> 00:14:22.290
‫توی دنیای رمانتیک، همچین چیزی ممکنه. ووهو!

00:14:22.290 --> 00:14:25.590
‫بهت حسودیم می‌شه که هنوز تو این مسیر رمانتیک موندی، نیکو.

00:14:26.050 --> 00:14:27.260
‫خیلی‌خب!

00:14:27.260 --> 00:14:28.930
‫بیاین قضیه رو فیصله بدیم.

00:14:29.390 --> 00:14:31.180
‫اسم دختری که دوست داری چیه؟

00:14:39.810 --> 00:14:41.110
‫کورووا-سان.

00:14:41.440 --> 00:14:42.940
‫محشره، واضح گفت!

00:14:42.940 --> 00:14:44.110
‫کروسان؟

00:14:45.070 --> 00:14:48.860
‫فامیلیِ من کوروواـست.

00:14:48.990 --> 00:14:50.490
‫کورووا-سان!

00:14:50.780 --> 00:14:51.740
‫کورووا-سانه!

00:14:51.740 --> 00:14:53.490
‫انگار واقعاً عشق بود!

00:14:53.490 --> 00:14:55.330
‫خوش به حالت، کورووا-سان!

00:14:55.330 --> 00:14:58.620
‫خدا رو شکر.

00:15:04.300 --> 00:15:06.090
‫و خب...

00:15:06.420 --> 00:15:09.050
‫فهمیدیم یه دوست‌دختر به اسم کورویوا-سان داشت.

00:15:09.050 --> 00:15:11.050
‫استولن کامپاگن.

00:15:22.500 --> 00:15:26.430
‫تولدت مبارک!

00:15:26.530 --> 00:15:30.460
‫تولدت مبارک!

00:15:30.540 --> 00:15:34.700
‫تولدت مبارک، مویی-چان عزیز!

00:15:34.700 --> 00:15:35.830
‫هماهنگ باشین.

00:15:36.370 --> 00:15:38.870
‫تولدت مبارک باشه!

00:15:39.660 --> 00:15:41.920
‫خب، هدفم برای 16 سالگی خودم...

00:15:41.920 --> 00:15:44.790
‫«انتخاب مسیر خودم و پا گذاشتن بهش» هستش.

00:15:44.790 --> 00:15:48.630
‫به کسی تکیه نکن، به کسی وابسته نشو، کسی رو مقصر ندون.

00:15:48.630 --> 00:15:48.970
‫تمام!

00:15:48.970 --> 00:15:49.550
‫احسنت!

00:15:49.550 --> 00:15:50.510
‫جناب رئیس‌جمهور!

00:15:50.760 --> 00:15:53.590
‫همونطور که می‌دونید، من سلیقه‌ی خاصی برای لباس‌هام دارم.

00:15:53.590 --> 00:15:54.970
‫پس خودم انتخاب‌شون می‌کنم.

00:15:55.720 --> 00:16:00.480
‫و همون سلیقه‌ی خاص تبدیل به سبک خودم شده،
‫ و می‌خوام توی همون مسیر پیش برم.

00:16:00.480 --> 00:16:05.770
‫وقتی طبق انتخاب‌هات تجربه کسب می‌کنی،
‫بهت اجازه می‌ده رشد و پیشرفت...

00:16:06.520 --> 00:16:07.400
‫چیکار کنیم؟

00:16:07.400 --> 00:16:09.940
‫برای همین گفتم گزینه‌ی امن‌تر رو انتخاب کنیم.

00:16:09.940 --> 00:16:12.490
‫ولی فقط همون یه لنگه کفش رو می‌پوشه، پس...

00:16:12.490 --> 00:16:14.740
‫دقیقاً داشت درمورد همین حرف می‌زد.

00:16:14.740 --> 00:16:16.240
‫حالا دیگه هیچ‌وقت اونو پاش نمی‌کنه.

00:16:18.200 --> 00:16:21.040
‫می‌گم، بعد از صحبتی که داشتیم،

00:16:21.040 --> 00:16:24.580
‫با اینکه همه برای گرفتن این کتونی‌ها پول گذاشتیم...

00:16:24.580 --> 00:16:26.670
‫فقط قراره بندازیشون ته انباری، پس...

00:16:26.670 --> 00:16:30.420
‫می‌پوشمش! خیلی هم قدردانشم،
‫پس ممنون که برام هدیه خریدین!

00:16:32.170 --> 00:16:33.590
‫خیلی خوبه!

00:16:33.590 --> 00:16:35.430
‫الان می‌رم یه قدمی باهاش بزنم.

00:16:35.430 --> 00:16:37.050
‫واقعاً خوشش اومد.

00:16:37.050 --> 00:16:40.640
‫اگه می‌ری بیرون، منم یه هدیه‌ی جادویی بهت می‌دم.

00:16:40.930 --> 00:16:45.650
‫عه، نه خب جادو... فکر کنم باید پیشنهادتو رد کنم.

00:16:45.650 --> 00:16:46.860
‫چیزی نمی‌شه!

00:16:46.860 --> 00:16:50.230
‫یه طلسمه که باعث می‌شه
‫ فرد موقتاً توی روز تولدش خوش‌شانس باشه.

00:16:50.230 --> 00:16:52.400
‫مطمئنم عاشقش می‌شی! تکون نخور، فورچون لاک!

00:16:52.400 --> 00:16:54.280
‫نذاشتی جواب بدم!

00:16:57.320 --> 00:16:58.990
‫طلسمو روم اجرا کردی؟

00:16:58.990 --> 00:17:02.290
‫آره. با اینکه گفتم خوش‌شانسی، بیشتر چیزای کوچیکه.

00:17:02.540 --> 00:17:05.040
‫ولی تو الان یه پسر خوش‌شانسی، مویی-چان!

00:17:05.500 --> 00:17:07.540
‫به سلامت!

00:17:07.750 --> 00:17:09.840
‫یعنی چه‌جور شانسی نصیبش می‌شه؟

00:17:09.840 --> 00:17:11.880
‫باعث می‌شه بخوای دنبالش کنی و ببینی، ها؟

00:17:12.970 --> 00:17:14.170
‫راستش...

00:17:14.760 --> 00:17:17.050
‫چندتا سنجاقک جادویی دنبالش فرستادم.

00:17:17.260 --> 00:17:19.640
‫با این می‌تونیم مویی-چان رو ببینیم!

00:17:19.640 --> 00:17:21.310
‫وای، چه خفن.

00:17:21.470 --> 00:17:23.270
‫بیاین همه باهم ببینیمش!

00:17:25.060 --> 00:17:26.440
‫انگاری بند کفشش پاره شده.

00:17:26.440 --> 00:17:27.310
‫عه؟

00:17:27.310 --> 00:17:28.860
‫ولی اون کفشا که نو بودن!

00:17:28.860 --> 00:17:31.440
‫اون‌شکلی پاره شدنِ بندهای کفش نشونه‌ی بدیه!

00:17:31.900 --> 00:17:33.570
‫تمام کلاغ‌ها دارن داد و بیداد می‌کنن.

00:17:33.940 --> 00:17:35.320
‫یه آینه‌ی شکسته اونجاست.

00:17:35.610 --> 00:17:36.910
‫یه گربه‌ی سیاه از کنارش رد شد.

00:17:36.910 --> 00:17:38.280
‫یه عالمه بدشانسی!

00:17:38.280 --> 00:17:40.280
‫این چه‌جور پسر خوش‌شانسیه؟

00:17:40.280 --> 00:17:42.370
‫عه، عجیبه که.

00:17:44.080 --> 00:17:46.870
‫مطمئنم عاشقش می‌شی! تکون نخور، فورچون لاک!

00:17:48.210 --> 00:17:50.790
‫طلسم آخرین بخشِ کلمه‌ی قبلی رو گرفته، پس جای فورچون لاک...

00:17:50.790 --> 00:17:53.920
‫احتمالاً طلسم ایل‌فورچون لاک روش اجرا شده.

00:17:53.920 --> 00:17:55.840
‫این چه سیستم داغونیه؟

00:17:55.970 --> 00:17:57.800
‫پس چه بلایی سر موریهیتو میاد؟

00:17:57.800 --> 00:18:00.260
‫یه‌عالمه بدشانسی‌های کوچیک.

00:18:00.260 --> 00:18:01.760
‫چه روز تولد مزخرفی.

00:18:01.760 --> 00:18:04.480
‫ولی مطمئنم متوجه اتفاق‌های کوچیک می‌شه دیگه.

00:18:04.770 --> 00:18:06.690
‫تمام چراغ‌های جلوش قرمزن.

00:18:06.690 --> 00:18:08.230
‫از پسش برمیای، مویی-چان!

00:18:09.810 --> 00:18:11.900
‫از روی پوست موز رد شد.

00:18:12.070 --> 00:18:14.320
‫از روی دریچه‌ی فاضلابِ باز پرید.

00:18:14.490 --> 00:18:16.610
‫بچه‌هایی که می‌دوئیدن رو جاخالی داد.

00:18:16.950 --> 00:18:19.820
‫با حرکت سرش داره از دسته‌ی زنبورها رد می‌شه.

00:18:19.820 --> 00:18:21.870
‫بدشانسی اصلاً براش مهم نیست.

00:18:21.990 --> 00:18:27.080
‫فهمیدم. بعد از اون‌همه تمرینِ سخت،
‫موریهیتو اتفاق‌هایی مثل اینو اتفاقی نمی‌بینه.

00:18:27.580 --> 00:18:30.250
‫ناخودآگاه متوجه خطر می‌شه و دفعش می‌کنه.

00:18:30.250 --> 00:18:33.050
‫پس ذهن و بدنش انقدر قویه که متوجه بدشانسیش نمی‌شه.

00:18:33.050 --> 00:18:35.590
‫مطمئن نیستم فوق‌العاده حساسه یا فوق‌العاده بی‌احساس.

00:18:37.170 --> 00:18:38.800
‫رنگ روی شلوارش ریخت!

00:18:38.800 --> 00:18:40.390
‫بدشانسی بالأخره دامنشو گرفت.

00:18:40.390 --> 00:18:43.220
‫و اون شلوار قدیمیِ موردعلاقه‌ی مویی-چانه.

00:18:43.220 --> 00:18:44.970
‫این احتمالاً ناراحتش می‌کنه.

00:18:45.560 --> 00:18:46.230
‫عالیه.

00:18:46.230 --> 00:18:46.890
‫عـــــــــه؟

00:18:47.100 --> 00:18:49.020
‫چه طرح رنگ خوبی.

00:18:49.020 --> 00:18:53.270
‫برای ما اوتاکوهای لباس‌های قدیمی،
‫اگه لکه خوب به‌نظر بیاد، ارزششو بالا می‌بره.

00:18:53.270 --> 00:18:54.900
‫یه‌جورایی شانس آورد؟

00:18:55.230 --> 00:18:56.190
‫ممنونم.

00:18:56.360 --> 00:18:58.280
‫حتی رنگ‌کار هم گیج شده.

00:18:59.910 --> 00:19:01.490
‫کبکش داره خروس می‌خونه.

00:19:01.490 --> 00:19:03.660
‫لابد چون لباس‌هاش قشنگ شدن، خیلی خوشحاله.

00:19:03.660 --> 00:19:05.950
‫اصلاً متوجه بدشانسی‌ها نمی‌شه.

00:19:07.500 --> 00:19:09.540
‫کنار ایستگاه قراره جشنواره برگزار کنن؟

00:19:10.080 --> 00:19:10.830
‫ها؟

00:19:10.830 --> 00:19:13.170
‫با یکی از کارکنان اشتباهش گرفتن؟

00:19:14.670 --> 00:19:17.210
‫حمل یه‌سری تجهیزاتِ سنگین رو بهش سپردن.

00:19:17.210 --> 00:19:19.930
‫موریهیتو، بسه دیگه! لطفاً متوجه اوضاع شو و برگرد پیشمون!

00:19:20.180 --> 00:19:21.600
‫ممنونم.

00:19:21.600 --> 00:19:22.550
‫برای چی؟

00:19:22.890 --> 00:19:28.060
‫فرصت‌های زیادی پیش نمیاد که بتونم با اشیاء سنگین تمرین کنم.

00:19:28.060 --> 00:19:29.640
‫می‌تونم روی عضلاتم حسش کنم. عجب شانسی.

00:19:29.640 --> 00:19:30.940
‫این هیچم شانس نیست.

00:19:31.690 --> 00:19:33.190
‫کل کار رو تموم کرد.

00:19:33.400 --> 00:19:35.650
‫و سوءتفاهم هم برطرف شد.

00:19:35.650 --> 00:19:37.940
‫به‌عنوان عذرخواهی، یه تی‌شرت کارکنان رو بهش دادن.

00:19:38.150 --> 00:19:38.990
‫چه زشت.

00:19:38.990 --> 00:19:40.700
‫چه بدشانسیِ کوچیکی.

00:19:41.910 --> 00:19:44.200
‫و حالا ابرها عجیب به‌نظر میان.

00:19:44.200 --> 00:19:45.700
‫نکنه اینم...

00:19:46.830 --> 00:19:49.040
‫داره تو یه منطقه‌ی کوچیک بارون می‌باره.

00:19:49.040 --> 00:19:52.960
‫طلسم حتی وضعیت هوا هم تغییر داده.
‫الهه‌ی بخت و اقبال خیلی بی‌رحمه ها.

00:19:53.130 --> 00:19:55.670
‫الان دیگه حتماً فهمیده، نه؟

00:19:56.710 --> 00:19:58.420
‫نشست زمین و...

00:19:58.800 --> 00:19:59.970
‫مدیتیشن می‌کنه؟

00:19:59.970 --> 00:20:01.380
‫باورم نمی‌شه!

00:20:01.380 --> 00:20:04.050
‫چه مرگشه آخه؟ همه‌چیز رو مثبت می‌بینه.

00:20:04.050 --> 00:20:09.430
‫فوق‌العاده‌ست. یه مثبت‌اندیشیِ مغرورانه حس می‌کنم که
‫توش فکر می‌کنه چیزی به اسم بدشانسی وجود نداره.

00:20:09.430 --> 00:20:12.690
‫درست برخلاف خودآگاهی. هر اتفاقی براش میفته رو قبول می‌کنه.

00:20:12.690 --> 00:20:16.070
‫یه حسی بهم می‌گه به‌خاطر اینکه تونسته زیر بارون
‫ مدیتیشن کنه می‌خواد ممنون باشه.

00:20:16.610 --> 00:20:17.400
‫ممنونم.

00:20:17.400 --> 00:20:18.940
‫واقعاً گفت که!

00:20:19.150 --> 00:20:22.530
‫احمقی چیزیه؟ این دیگه نباید ادامه‌دار باشه.

00:20:22.530 --> 00:20:24.410
‫نه، هنوز یه‌چیزی هست.

00:20:25.910 --> 00:20:26.990
‫رعدوبرق!

00:20:26.990 --> 00:20:29.080
‫مویی-چـــــــــان!

00:20:29.080 --> 00:20:30.620
‫به‌خاطر اون یدونه موی سیخ‌شده‌ست؟

00:20:30.620 --> 00:20:33.080
‫الهه‌ی بخت و اقبال دیگه خیلی قفلی زده!

00:20:33.420 --> 00:20:35.670
‫مـ ـ ممنونم.

00:20:35.670 --> 00:20:38.340
‫فکر کنم دیگه وارد قلمرو روحانی شده.

00:20:41.300 --> 00:20:43.680
‫موهاش وِزوِزی شد.

00:20:43.680 --> 00:20:46.760
‫ولی انگار یه حالت فِر باحال هم گرفته.

00:20:46.760 --> 00:20:50.390
‫چطور ممکنه رعدوبرق خوردن بهت مدل موی متفاوت و باحالی بده؟

00:20:51.600 --> 00:20:54.230
‫حالا هم نگران لباس‌های خیسشه.

00:20:55.560 --> 00:20:57.610
‫اوه، یادش اومد یه تی‌شرت داره!

00:20:58.360 --> 00:21:02.320
‫با قیافه‌ی «خیلی خوش‌شانسم» داره به آسمون نگاه می‌کنه!

00:21:02.320 --> 00:21:06.160
‫ولی همون آسمون یه‌دقه پیش بهت رعدوبرق زد و موهاتو وِز کردا!

00:21:06.160 --> 00:21:08.950
‫ولی اون تی‌شرت خیلی زشت بود، مگه نه؟

00:21:08.950 --> 00:21:10.450
‫الان دیگه باید متوجه بشه.

00:21:10.790 --> 00:21:12.500
‫توی دستشویی داره لباس عوض می‌کنه.

00:21:12.500 --> 00:21:13.460
‫اومد بیرون.

00:21:18.540 --> 00:21:21.760
‫که اینطور. کم‌کم دارم متوجه می‌شم.

00:21:22.670 --> 00:21:26.720
‫یه پسرِ قد بلند، خوشتیپ و خوش‌هیکل هرچیزی بهش میاد!

00:21:26.720 --> 00:21:30.470
‫واقعیت پی‌پرده، سرنوشت رو شکست داد!

00:21:35.190 --> 00:21:36.480
‫و اینطوری...

00:21:36.850 --> 00:21:41.730
‫آخرش مجله‌ی مُدی که عاشقشم ازم عکس گرفت.

00:21:42.070 --> 00:21:46.360
‫به لطف طلسمت، امروز تجربه‌های منحصربه‌فردی داشتم. ممنونم.

00:21:46.360 --> 00:21:48.490
‫نه، منم که باید ممنون باشم.

00:21:48.870 --> 00:21:51.990
‫نسخه‌ی اینترنتیِ مجله بود، پس زود پستش می‌کنن.

00:21:51.990 --> 00:21:53.000
‫مشتاقشم.

00:21:53.950 --> 00:21:55.620
‫و سپس، روز انتشار عکس.

00:21:57.500 --> 00:21:59.840
‫چی شده؟ انگار کشتی‌هات غرق شده.

00:21:59.840 --> 00:22:02.250
‫گفت از عکسی که پست کردن خوشش نمیاد.

00:22:02.590 --> 00:22:04.550
‫حداقل نسبت به هدف‌هایی که برای امسال داشت.

00:22:04.550 --> 00:22:07.840
‫هیچ‌کدوم از چیزایی که پوشیدم رو خودم انتخاب نکردم!

00:22:08.610 --> 00:22:12.020
‫تولدت مبارک!

00:22:12.040 --> 00:22:22.040
..:: کانال تلگرام و اینستاگرام بلبل جان ::..
.:: <c.colorff9800>Telegram: @bollbolljan</c> ::.
.:: <c.colorff9800>Instagram: @bollbolljan_Com</c> ::.

00:22:22.064 --> 00:22:43.064
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  <c.colorff9800>www.bolboljan.net</c> ::.

00:23:42.560 --> 00:23:44.860
‫جناب نون، حرف دیگه‌ای برای گفتن داری؟

00:23:44.860 --> 00:23:45.420
‫آن.

00:23:45.430 --> 00:23:46.280
‫داری؟

00:23:46.280 --> 00:23:48.650
‫هوت میت ساندویچ...

00:23:48.650 --> 00:23:50.860
‫«می‌خوام با بقیه...»

00:23:50.860 --> 00:23:54.240
‫ا ـ استانگند و چاباتا.

00:23:54.240 --> 00:23:55.330
‫«بیشتر حرف بزنم.»

00:23:55.330 --> 00:23:57.040
‫از کجا فهمیدی؟