﻿1
00:00:05,240 --> 00:00:07,120
‫ظاهراً، یکی از انجیل‌های آخرالزمانیه

2
00:00:07,280 --> 00:00:09,520
‫اگه یهودا بهش خیانت نکنه،
‫مسیح دوباره احیاء نمیشه

3
00:00:09,680 --> 00:00:11,600
‫مسیح به یهودا میگه که بهش خیانت کنه

4
00:00:11,760 --> 00:00:13,560
‫شّر نیازه تا خیر وجود داشته باشه

5
00:00:13,720 --> 00:00:15,040
‫دقیقاً قائنیت‌ها هم از این عقیده دفاع میکنن

6
00:00:15,200 --> 00:00:16,920
‫آینه ترس‌هات رو منعکس میکنه

7
00:00:17,080 --> 00:00:18,680
‫گیاکومو

8
00:00:18,840 --> 00:00:20,480
‫اونا دنبال اشیائی میگردن
‫که به مسیح صدمه زده

9
00:00:20,640 --> 00:00:23,040
‫- دست من نیست
‫- ازش بگیرش

10
00:00:24,840 --> 00:00:27,320
‫- چرا باهام نمیای؟
‫- نمیخوام بری

11
00:00:27,480 --> 00:00:29,880
‫رنج خدا از قدرتمندترین انرژی‌هاست

12
00:00:30,040 --> 00:00:32,240
‫هر کی که 30 سکه رو داشته باشه
‫سلاحی...

13
00:00:32,400 --> 00:00:35,400
‫قدرتمندتر از تابوت عهد رو خواهد داشت

14
00:03:28,880 --> 00:03:38,440
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
Email: <font color=#FF0000>tooraj1111@gmail.com</font>

15
00:05:03,880 --> 00:05:06,440
‫[30 سکه]

16
00:05:13,560 --> 00:05:16,680
‫همه‌تون میدونین چرا ما اینجاییم، درسته؟

17
00:05:16,840 --> 00:05:20,440
‫چند روز پیش کلینیک دامپزشکی النا...

18
00:05:20,600 --> 00:05:22,080
‫همه‌تون النا رو میشناسین

19
00:05:22,240 --> 00:05:26,160
‫کلینیک دچار صدماتی شد،
‫که متاسفانه آخر سر...

20
00:05:26,320 --> 00:05:29,600
‫فکر کنم بصورت اتفاقی
‫به آتیش کشیده شد

21
00:05:29,760 --> 00:05:32,720
‫ظاهراً، خب برخی از ماها...
‫خب...

22
00:05:32,880 --> 00:05:35,160
‫خیلی از ماها اون شب اونجا بودیم

23
00:05:35,320 --> 00:05:39,840
‫نمیخوایم به کسی تهمت بزنیم
‫یا کسی رو مقصر بدونیم

24
00:05:40,000 --> 00:05:46,840
‫بلکه برعکسش.
‫میخوایم نگاهمون به آینده باشه و راه‌حل پیدا کنیم

25
00:05:50,040 --> 00:05:51,360
‫پس...

26
00:05:53,480 --> 00:05:56,200
‫اگه اومدین اینجا بخاطر اینه که...
‫به نحوی...

27
00:05:57,480 --> 00:06:00,720
‫احساس میکنین دخالتی داشتین.
‫همین مهمه

28
00:06:00,880 --> 00:06:03,960
‫میبینم مردم میخوان کمک کنن
‫و هرچه سریع‌تر اوضاع به حالت عادی برگرده

29
00:06:04,120 --> 00:06:06,080
‫میخوام بگم بابت اتفاقی که افتاد
‫خیلی متاسفم

30
00:06:06,240 --> 00:06:08,040
‫من تو زندگیم تا حالا به هیچکس صدمه ای نزده بودم

31
00:06:08,200 --> 00:06:10,720
‫ولی اتفاقی که اون شب افتاد
‫عادی نبود

32
00:06:10,880 --> 00:06:14,240
‫من خونه داشتم شام میخوردم،
‫و مهم نیست چقدر بهش فکر کنم

33
00:06:14,400 --> 00:06:17,520
‫والا نمیدونم چطور ممکنه همچین کاری کنم

34
00:06:17,680 --> 00:06:20,560
‫میخوام از النا بخوام منو ببخشه

35
00:06:20,720 --> 00:06:24,400
‫و بهش بگم میخوام به نحوی کمک کنم

36
00:06:24,560 --> 00:06:27,680
‫خیلی خوبه.
‫ممنون کنسوئلو، بهش میگم

37
00:06:27,840 --> 00:06:30,320
‫دقیقا پیشنهاد منم همینه

38
00:06:30,480 --> 00:06:32,240
‫یکم پول جمع کنیم

39
00:06:34,320 --> 00:06:38,120
‫خب... همه هر چقدر از دستشون بر میاد
‫یا دلشون میخواد میدن

40
00:06:38,280 --> 00:06:40,440
‫فقط یکم.
‫و تعدادمون هم زیاده

41
00:06:40,600 --> 00:06:42,760
‫شاید بتونیم هزینه چیزهای گرون رو بدیم

42
00:06:42,920 --> 00:06:45,000
‫مبلمان، رنگ آمیزی مجدد

43
00:06:45,160 --> 00:06:47,880
‫پول نمیتونه اوضاعی که اینجا
‫در جریانه رو درست کنه

44
00:06:48,040 --> 00:06:52,720
‫این دیوونگیه و وقتشه
‫یکی بگه نه

45
00:06:52,880 --> 00:06:54,360
‫گاوی که بچه آدمیزاد به دنیا آورد

46
00:06:54,520 --> 00:06:57,040
‫زن دیوونه‌ای که شوهرش رو کشت
‫و از پله‌ها آویزونش کرد

47
00:06:57,200 --> 00:06:59,760
‫- دختری که ناپدید شد
‫- مَردی که ماشین زیرش کرد

48
00:06:59,920 --> 00:07:02,120
‫- و اون مَردی که تو داروخونه مُرد
‫- و همه اینا کمتر از یه سال اتفاق افتاد

49
00:07:02,280 --> 00:07:05,480
‫میفهمم چی داری میگی، خسوس
‫ولی در حال حاضر بحثمون الناست

50
00:07:05,640 --> 00:07:09,080
‫خب، اگه اون کل روز
‫رو پیش کشیش نبود

51
00:07:09,240 --> 00:07:11,160
‫اتفاقی که براش افتاد،
‫نمیوفتاد

52
00:07:11,960 --> 00:07:13,600
‫مقصر کشیشه

53
00:07:13,760 --> 00:07:16,480
‫از وقتی اون اومده تو شهر
‫تمام این اتفاق‌ها رخ دادن

54
00:07:16,640 --> 00:07:19,560
‫و چقدر تصادفی،
‫اون امروز نیومده

55
00:07:19,720 --> 00:07:22,080
‫- چرا اون نیومده؟
‫- بهش زنگ زدم، ولی جواب نداد

56
00:07:22,240 --> 00:07:23,880
‫آره حتما، منم باور کردم

57
00:07:24,040 --> 00:07:26,640
‫- بهش زنگ زدم!
‫- اونا حقیقت رو بهمون نگفتن

58
00:07:26,800 --> 00:07:29,800
‫هیچکس بهمون نگفت اون زندان رفته بوده

59
00:07:29,960 --> 00:07:31,320
‫راست میگه!

60
00:07:33,160 --> 00:07:34,920
‫مرچه...

61
00:07:35,080 --> 00:07:38,520
‫راجع‌به این قضیه حرف زدیم.
‫نمیتونم اون مَرد رو بیرون کنم

62
00:07:38,680 --> 00:07:41,640
‫نمیتونم بیرونش کنم،
‫به دست شهردار نیست

63
00:07:41,800 --> 00:07:43,960
‫- به دست...
‫- به دست اسقفه، میدونم پاکو

64
00:07:44,120 --> 00:07:47,440
‫ولی مردم حق اینو دارن
‫که یه کشیش عادی داشته باشن. آره یا نه؟

65
00:07:47,600 --> 00:07:49,520
‫معلومه که این حق رو دارن!

66
00:07:53,680 --> 00:07:56,880
‫- خیلی خوب بود!
‫- حق با زنِته!

67
00:07:58,240 --> 00:08:00,440
‫لطفا، سکوت

68
00:08:00,600 --> 00:08:02,400
‫اگه همه دست به دست هم بدیم،
‫اگه امضاء جمع کنیم

69
00:08:02,560 --> 00:08:05,400
‫و ببریمشون به سگوبیا،
‫مطمئنم اونا یه کاری میکنن

70
00:08:05,560 --> 00:08:07,720
‫باید به حرفمون گوش بدن

71
00:08:07,880 --> 00:08:10,720
‫کی موافقه که باید یه نامه
‫به اسقف بنویسیم...

72
00:08:10,880 --> 00:08:12,920
‫ازش بخوایم کشیش رو عوض کنه؟

73
00:08:13,080 --> 00:08:14,800
‫- من!
‫- من!

74
00:08:14,960 --> 00:08:17,080
‫من پایه‌ام!

75
00:08:33,800 --> 00:08:37,680
‫- عصبانی‌ای؟
‫- نه، چرا باید عصبانی باشم؟

76
00:08:37,880 --> 00:08:39,600
‫منو تو دردسر انداختی،
‫ولی بیخیال...

77
00:08:39,760 --> 00:08:42,040
‫دردسر نیست، برعکسشه.
‫ببینشون

78
00:08:42,200 --> 00:08:44,120
‫همش سرشون رو پایین میگرفتن، و حالا...

79
00:08:44,280 --> 00:08:47,120
‫- حالا عصبانی‌ان
‫- این بهتر از اینه که احساس گناه کنن

80
00:08:47,280 --> 00:08:49,120
‫آره، اصلا عالیه
‫هیچکس سر هیچی گناهکار نیست

81
00:08:49,280 --> 00:08:50,720
‫چون همه‌چی رو میندازیم
‫گردن کشیش

82
00:08:50,880 --> 00:08:53,440
‫و مطمئن نیستیم...
‫نمیدونیم که اون گناهکاره

83
00:08:53,600 --> 00:08:54,960
‫پاکو، بهش فکر کن

84
00:08:55,120 --> 00:08:58,160
‫حالا شهر اینو میخواد، نه تو.
‫میفهمی؟

85
00:08:58,320 --> 00:09:00,280
‫از هر مسئولیتی خلاص شدی

86
00:09:00,440 --> 00:09:02,680
‫- شهر میخواد یا تو؟
‫- منظورت چیه؟

87
00:09:02,840 --> 00:09:05,120
‫یعنی وقتی یه چیزی رو میخوای،
‫اگه به یه نحوی بهش نرسی،

88
00:09:05,280 --> 00:09:06,720
‫به یه نحو دیگه‌ای بهش میرسی

89
00:09:06,880 --> 00:09:11,320
‫چون از وقتی اون اومده اینجا
‫همش افتادی به جونش

90
00:09:11,480 --> 00:09:13,240
‫مستقیماً اینو براش توضیح میدیم

91
00:09:13,400 --> 00:09:15,880
‫و اونوقت خودش میتونه
‫تصمیم به رفتن بگیره

92
00:09:16,600 --> 00:09:17,960
‫لعنتی

93
00:09:32,640 --> 00:09:34,080
‫باز در بزن

94
00:09:53,960 --> 00:09:57,080
‫لطفا بچه‌‌ها، بشینین و ساکت باشین.
‫کمربندهاتون رو ببندین

95
00:10:17,360 --> 00:10:19,960
‫- کی تو تیم شماست؟
‫- ایتالیا سال 1990: جام جهانی

96
00:10:20,120 --> 00:10:21,440
‫[رم، سال 1990]

97
00:10:21,600 --> 00:10:23,600
‫همیشه از سیستم تدافعی حرف میزنه

98
00:10:23,760 --> 00:10:26,840
‫ولی از چه تدافعی حرف میزنی؟
‫ما روبرتو باجو رو داریم، اون یه فانتزیه خالصه

99
00:10:29,520 --> 00:10:31,320
‫یه سوال، بچه‌‌ها

100
00:10:31,480 --> 00:10:34,960
‫ما چطور به اینجا رسیدیم؟
‫همینجا

101
00:10:35,120 --> 00:10:38,600
‫ده سال پیش من از خونه رفتم
‫تا به رم بیام

102
00:10:38,760 --> 00:10:42,160
‫ایده اولم این بود که به بریگاد سرخ ملحق بشم
‫[سازمان مسلح چریکی و چپ افراطی در دهه 70 و 80]

103
00:10:42,320 --> 00:10:45,480
‫- جدی میگی، ساندرو؟
‫- انداختنم بیرون و منم ازشون پرسیدم چرا؟

104
00:10:45,640 --> 00:10:48,920
‫و اونا هم گفتن،
‫"تو اصلا تا حالا یه تروریست چاق دیدی؟"

105
00:10:49,080 --> 00:10:50,920
‫پس منم کشیش شدم

106
00:10:52,200 --> 00:10:53,520
‫بیخیال!

107
00:10:53,680 --> 00:10:55,640
‫- شوخی میکنی!
‫- بریگاد سرخ؟ بیخیال!

108
00:10:56,800 --> 00:11:00,280
‫- تو چی؟
‫- من؟

109
00:11:01,480 --> 00:11:04,080
‫من میخوام میزبان‌های شیطان رو نابود کنم

110
00:11:06,440 --> 00:11:08,000
‫نه، نه، جدی میگم

111
00:11:08,160 --> 00:11:09,840
‫رم پر از کشیشه

112
00:11:10,000 --> 00:11:12,760
‫ولی تو اسپانیا کسی دیگه
‫به این چیزها فکر نمیکنه

113
00:11:12,920 --> 00:11:15,920
‫فکر میکردم اسپانیا سرزمین جستجوگرانه

114
00:11:16,080 --> 00:11:18,120
‫برعکسش.
‫هیچ حرفه‌ای در کار نیست

115
00:11:18,280 --> 00:11:21,520
‫حالا کشیش‌ها از آمریکای جنوبی میان.
‫تو اینو میدونی، تو اهل اسپانیایی، درسته؟

116
00:11:21,680 --> 00:11:24,240
‫من فقط تا 7 سالگی اونجا زندگی کردم

117
00:11:24,400 --> 00:11:26,920
‫مردم...
‫گوش کن. مردم...

118
00:11:27,080 --> 00:11:29,880
‫دیگه به هیچی باور ندارن

119
00:11:30,040 --> 00:11:32,480
‫این بزرگترین موفقیت شیطانه

120
00:11:32,640 --> 00:11:35,400
‫دنیایی رو ترغیب کنه که
‫توش وجود نداره

121
00:11:35,560 --> 00:11:40,160
‫اینکه اون فقط یه داستان پیرزن‌هاست،
‫یه چیزی از گذشته

122
00:11:40,320 --> 00:11:44,280
‫بذار یه چیزی رو اعتراف کنم.
‫من اونو درونم احساس میکنم

123
00:11:44,960 --> 00:11:47,920
‫مخصوصاً بعد از سه لیوان شراب

124
00:11:48,720 --> 00:11:52,040
‫من میخوام خدا رو پیدا کنم،
‫ولی به نظر غیر ممکن میاد

125
00:11:52,200 --> 00:11:54,720
‫اون خیلی دوره،
‫یه جایی اون بالاست

126
00:11:54,880 --> 00:12:00,040
‫ولی شیطان، حق با توئه
‫شیطان همینجاست، نزدیک ماست

127
00:12:01,160 --> 00:12:02,840
‫و خدا رو چه دیدی،
‫اگه بتونیم اونو بگیریم

128
00:12:03,000 --> 00:12:04,920
‫شاید خدا بهمون توجه کنه

129
00:12:06,760 --> 00:12:08,200
‫ولی این ترسناکه

130
00:12:10,360 --> 00:12:12,200
‫- من که نمیترسم
‫- مطمئنی؟

131
00:12:12,360 --> 00:12:14,560
‫ثابت کردنش آسونه

132
00:12:17,240 --> 00:12:18,720
‫دستت رو بده بهم

133
00:12:25,600 --> 00:12:27,120
‫یواش

134
00:12:34,840 --> 00:12:37,560
‫تو چی؟
‫تو جرئتش رو داری؟

135
00:12:44,520 --> 00:12:46,520
‫و اونوقت شما میخواین با شیطان روبرو بشین

136
00:12:46,680 --> 00:12:49,720
‫وقتی حتی جرئتش رو ندارین
‫با چنگال بزنین تو دستتون

137
00:12:49,880 --> 00:12:51,200
‫خودت چی؟

138
00:12:52,360 --> 00:12:54,080
‫تو میترسی؟

139
00:12:54,240 --> 00:12:56,120
‫من...

140
00:12:56,280 --> 00:12:57,760
‫یه مشکلی دارم

141
00:13:04,960 --> 00:13:06,520
‫مسئله اینه که...

142
00:13:06,680 --> 00:13:08,960
‫ترس بهم روحیه میده

143
00:13:09,880 --> 00:13:14,800
<i>‫  اکنون داریم به فروگاه فیومیچینو رم نزدیک میشویم </i>

144
00:13:17,520 --> 00:13:18,920
‫صبح بخیر

145
00:13:46,600 --> 00:13:49,320
‫اگه طبق برنامه واکسیناسیون پیش بری،
‫با مشکلی مواجه نمیشی

146
00:13:49,480 --> 00:13:50,840
‫ولی مرض زبون آبی جدیه؟

147
00:13:51,000 --> 00:13:53,880
‫واسه گاوها زیاد جدی نیست،
‫ولی واسه گوسفند و بزها جدیه

148
00:13:54,040 --> 00:13:57,320
‫ولی نگران نباش، اگه درست انجامش بدیم
‫اتفاقی نمیوفته

149
00:13:57,480 --> 00:13:59,280
‫- خیلی ممنون، خانوم النا
‫- خانم
‫[خانوم اینجا خطاب به زن مجرده و خانم یعنی متاهل]

150
00:13:59,440 --> 00:14:01,600
‫درسته، ببخشید.
‫عذر میخوام. منظوری نداشتم...

151
00:14:01,760 --> 00:14:03,600
‫اشکال نداره

152
00:14:03,760 --> 00:14:05,240
‫بیا

153
00:14:06,280 --> 00:14:07,800
‫این واسه چیه؟

154
00:14:07,960 --> 00:14:09,560
‫به نظرت چیه؟
‫واسه زحماتته

155
00:14:09,720 --> 00:14:11,680
‫نه، کورو، نه
‫پولی که ماهانه میدی کافیه

156
00:14:11,840 --> 00:14:13,800
‫مهم نیست.
‫بگیرش، لطفا

157
00:14:26,800 --> 00:14:28,160
‫ممنون

158
00:14:30,040 --> 00:14:32,760
‫خب، کورو...
‫میبینمت

159
00:14:32,920 --> 00:14:34,720
‫- خدافظ
‫- خدافظ

160
00:14:41,600 --> 00:14:45,200
‫- چقدر میشه؟
‫- هیچی، بیخیالش

161
00:14:45,360 --> 00:14:47,920
‫- چرا؟
‫- همینطوری، نیازی نیست

162
00:14:48,080 --> 00:14:49,840
‫بابت اتفاقی که برات افتاد
‫خیلی متاسفیم

163
00:14:50,000 --> 00:14:51,640
‫"اتفاقی که برام افتاد؟"

164
00:14:52,600 --> 00:14:54,640
‫- ولی کار شما بود!
‫- ما؟

165
00:14:54,800 --> 00:14:57,000
‫شما رو اونجا دیدم، داشتین آتیشی که
‫خودتون شروع کرده بودین رو خاموش میکردین

166
00:14:57,160 --> 00:14:58,760
‫- اینطوریا نبود، النا
‫- پس بگو چطوریا بود

167
00:14:58,920 --> 00:15:00,960
‫- رفتیم اونجا کمک کنیم
‫- ببینین چطوری میکنه

168
00:15:01,120 --> 00:15:03,480
‫- دارم بهش مجانی جنس میدم
‫- چطور میتونی اینقدر با رمدیوس بی‌ادب باشی

169
00:15:03,640 --> 00:15:06,240
‫مخصوصاً وقتی نمیخواد ازت پول بگیره!
‫اینطوری رفتار کردن درست نیست

170
00:15:06,400 --> 00:15:08,320
‫من فقط میخوام دست از سرم بردارین.
‫همین برام بسه

171
00:15:08,480 --> 00:15:10,320
‫اون یه اتفاق ناگوار بود،
‫همین و بس

172
00:15:10,480 --> 00:15:14,240
‫و داریم هر کاری از دستمون بر میاد میکنیم
‫تا درستش کنیم. همین

173
00:15:14,400 --> 00:15:16,320
‫نیازی نیست نقش قربانی‌ها رو بازی کنی

174
00:15:17,920 --> 00:15:19,320
‫باقی رو نگه دار

175
00:15:47,400 --> 00:15:49,840
‫- خانم
‫- اوضاع چطوره؟

176
00:15:50,000 --> 00:15:52,320
‫- عمل چطور پیش رفت؟
‫- خیلی خوب پیش رفت

177
00:15:52,480 --> 00:15:54,920
‫سوله از اینکه اینقدر تو بیمارستان بوده
‫حوصله‌اش سر رفته، ولی خوشحاله

178
00:15:55,080 --> 00:15:57,000
‫- و بدجور مشتاقه بیاد خونه
‫- خوشحالم اینو میشنوم

179
00:15:57,160 --> 00:15:59,240
‫بهش بگو سراغش رو گرفتم

180
00:15:59,400 --> 00:16:02,480
‫نگران نباش، حتما میگم.
‫خانم...

181
00:16:02,640 --> 00:16:04,160
‫- بله؟
‫- بابت همه‌چی ممنون

182
00:16:04,320 --> 00:16:06,360
‫اگه چیزی نیاز داشتی،
‫فقط بهم زنگ بزن

183
00:16:06,520 --> 00:16:08,680
‫- روکه کجاست؟
‫- پیش دوست دخترشه

184
00:16:08,840 --> 00:16:10,920
‫یه دقیقه هم ولش نمیکنه

185
00:16:12,040 --> 00:16:15,360
‫لعنت، النا، چه عجب!
‫بالاخره پیدات شد

186
00:16:15,520 --> 00:16:17,000
‫چند روزه سعی میکنم
‫باهات حرف بزنم

187
00:16:17,160 --> 00:16:19,000
‫ولی جواب تماس‌هام رو نمیدی.
‫کجا بودی؟

188
00:16:19,160 --> 00:16:21,800
‫- خونه
‫- خیلی نگرانت بودم

189
00:16:21,960 --> 00:16:24,040
‫شنیدم چه اتفاقی افتاد

190
00:16:24,200 --> 00:16:27,080
‫دیوونه‌وار بوده، نه؟
‫کی آخه همچین کاری میکنه؟

191
00:16:27,240 --> 00:16:29,040
‫پس این دوست دخترته

192
00:16:30,040 --> 00:16:31,920
‫تنها دوست دختری که دارم

193
00:16:32,080 --> 00:16:34,240
‫پیشنهادت هنوز سرجاشه؟

194
00:17:18,040 --> 00:17:20,200
‫نمیخوای منو ببوسی؟

195
00:18:16,840 --> 00:18:21,080
‫[رم، ایتالیا، سال 1990]

196
00:18:45,840 --> 00:18:47,160
‫هرچی که گفتن،

197
00:18:47,320 --> 00:18:49,680
‫باید با صدای محکمی
‫به دعاهاتون ادامه بدین

198
00:18:49,840 --> 00:18:53,160
‫نیازی نیست داد بزنین،
‫ولی باید بذارین احساس کنن یه قدرت برتر...

199
00:18:53,320 --> 00:18:55,360
‫از طریق شما داره صحبت میکنه

200
00:18:55,520 --> 00:18:58,120
‫دعا مثل یه دیوار میمونه که
‫در برابر حرف‌های اونا ازمون دفاع میکنه

201
00:18:58,280 --> 00:19:01,360
‫- ببخشید، پدر
‫- بله؟

202
00:19:01,520 --> 00:19:03,840
‫جالب نیست که بهشون گوش بدیم؟

203
00:19:04,000 --> 00:19:05,760
‫- ببخشید؟
‫- اگه، به نحوی

204
00:19:05,920 --> 00:19:08,720
‫شیطان داره از طریق این زن
‫باهامون ارتباط برقرار میکنه

205
00:19:08,880 --> 00:19:11,440
‫بهتر نیست بهش گوش بدیم،
‫تا ازش یاد بگیریم

206
00:19:11,600 --> 00:19:14,560
‫و تا جایی که ممکنه اطلاعات جمع کنیم؟

207
00:19:14,720 --> 00:19:18,640
‫هرچی بیشتر راجع‌به دشمن بدونیم،
‫راحت‌تر میشه باهاش مبارزه کرد

208
00:19:20,360 --> 00:19:24,520
‫- اسمت چیه؟
‫- ورگارا، پدر ورگارا

209
00:19:24,680 --> 00:19:28,200
‫چیزی که هم‌کلاسی‌تون
‫پدر ورگارا داره توصیه میکنه

210
00:19:28,360 --> 00:19:32,560
‫دقیقا چیزیه که هیچوقت
‫نباید به انجامش وسوسه بشین

211
00:19:32,720 --> 00:19:34,160
‫فکر کردی کی هستی؟

212
00:19:34,320 --> 00:19:37,280
‫فکر میکنی میتونی باهاش حرف بزنی
‫و صدمه‌ای نبینی؟

213
00:19:37,440 --> 00:19:39,720
‫فکر میکنی تو از خود شیطان باهوش‌تری؟

214
00:19:39,880 --> 00:19:42,680
‫نه.
‫فکرم نمیکنم که از شما باهوش‌ترم

215
00:19:42,840 --> 00:19:47,080
‫ولی باز غیر قابل انکاره
‫که الان داریم راجع‌بهش گفتگو میکنیم

216
00:19:51,920 --> 00:19:54,080
‫فوراً از هم‌کلاسی‌هات عذر خواهی کن

217
00:19:54,240 --> 00:19:58,040
‫چون غرور بزرگ‌ترین گناهه،
‫و شیطان اینو میدونه

218
00:19:58,200 --> 00:20:00,880
‫اگه یه موقع بدبختی بیاری
‫که باهاش دیدار کنی

219
00:20:01,040 --> 00:20:04,480
‫که شک دارم، چون شیطان وقتش رو تلف نمیکنه

220
00:20:05,120 --> 00:20:07,840
‫طی چند ثانیه نابودت میکنه

221
00:20:08,000 --> 00:20:09,400
‫میفهمی؟

222
00:20:09,560 --> 00:20:12,200
‫چیزی که نمیفهمم، پدر
‫با کمال احترام

223
00:20:12,360 --> 00:20:15,280
‫اینه که بعد از قرن‌ها
‫مبارزه با اهریمن

224
00:20:15,440 --> 00:20:18,320
‫تنها سلاح‌مون این متنه، این کتابه

225
00:20:18,480 --> 00:20:21,400
‫یه لیتانیِ پاکسازی غیر قابل درک
‫[نوعی دعا]

226
00:20:21,560 --> 00:20:26,440
‫شیطان باید خیلی احمق باشه
‫که در مقابل این عقب‌نشینی کنه

227
00:20:31,200 --> 00:20:34,520
‫از این کلاس برو بیرون، آقای ورگارا.
‫برو بیرون

228
00:20:57,880 --> 00:21:00,040
‫چیکار کردی؟

229
00:21:03,320 --> 00:21:04,800
‫واقعا دست مریزاد

230
00:21:04,960 --> 00:21:07,800
‫وقتی رفتی، اون کاملا
‫کنترلش رو از دست داد

231
00:21:07,960 --> 00:21:09,320
‫همش راجع‌به تو حرف میزد

232
00:21:09,480 --> 00:21:11,560
‫و کل مدت زنه بی‌وقفه داشت میخندید

233
00:21:11,720 --> 00:21:15,720
‫- من عذر خواهی نمیکنم
‫- خوبه. میخواد اخراجت کنه

234
00:21:15,880 --> 00:21:19,200
‫کسی اگه دشمنش رو نشناسه
‫نمیتونه باهاش مقابله کنه

235
00:21:22,680 --> 00:21:26,880
‫فقط بخاطر اینکه توجهش رو جلب کنی
‫اینکارو کردی، یا...

236
00:21:27,960 --> 00:21:29,600
‫یا یه چیزه دیگه‌ست؟

237
00:21:29,760 --> 00:21:32,160
‫من اومدم اینجا یاد بگیرم،
‫نه اینکه نمره خوب بگیرم

238
00:21:32,320 --> 00:21:34,840
‫- لطفا ایتالیایی حرف بزن
‫- ببخشید

239
00:21:41,040 --> 00:21:45,120
‫امشب ساعت 10، به این آدرس بیا

240
00:21:45,280 --> 00:21:49,040
‫یه چیزی هست که میخوام نشونت بدم

241
00:21:54,120 --> 00:21:55,600
‫درست سر وقت

242
00:22:10,600 --> 00:22:12,160
‫کنجکاوی؟

243
00:22:15,040 --> 00:22:16,680
‫بیا تو

244
00:22:24,520 --> 00:22:26,120
‫این چیه؟

245
00:22:32,080 --> 00:22:34,960
‫این مَرد اینجا چیکار میکنه؟
‫دیوونه‌ای چیزی هستی؟

246
00:22:35,120 --> 00:22:37,960
‫خودش ازم کمک خواست

247
00:22:47,720 --> 00:22:50,120
‫چند وقته زنجیر شده؟

248
00:22:50,280 --> 00:22:52,560
‫- دو ماه
‫- دو ماه؟

249
00:22:53,480 --> 00:22:56,240
‫و چطور زنده‌ست؟

250
00:22:56,400 --> 00:22:57,960
‫من ازش مراقبت میکنم

251
00:22:58,120 --> 00:23:01,800
‫من تمیزش میکنم و هر روز
‫براش غذا میارم

252
00:23:01,960 --> 00:23:06,040
‫من همه جلسه‌هامون رو ضبط میکنم،
‫همونطور که خودت میگفتی

253
00:23:06,800 --> 00:23:08,640
‫تو این انبار...

254
00:23:08,800 --> 00:23:11,640
‫از تمام سال‌های تو حوزه علمیه
‫بیشتر یاد گرفتم

255
00:23:12,400 --> 00:23:14,320
‫فکر میکنی واقعیه؟

256
00:23:24,880 --> 00:23:26,920
‫خودت قضاوت کن

257
00:23:36,880 --> 00:23:38,800
‫پدر ورگارا

258
00:23:40,240 --> 00:23:42,120
‫باعث افتخاره که پیش مایی

259
00:23:42,280 --> 00:23:43,920
‫تو اسمم رو بهش گفتی؟

260
00:24:01,920 --> 00:24:05,480
‫اون اینجا چیکار میکنه؟
‫این براش خوب نیست

261
00:24:08,680 --> 00:24:10,960
‫فکر نکنم طاقتش رو داشته باشه

262
00:24:18,840 --> 00:24:25,240
‫فابیو، لطفا، به دوستت بگو
‫با روش‌های قرون وسطی بهم توهین نکنه

263
00:24:28,480 --> 00:24:29,920
‫ساندرو...

264
00:24:30,960 --> 00:24:32,440
‫این چیه؟

265
00:24:33,640 --> 00:24:37,880
‫فکر میکردم از این مرحله گذشتیم

266
00:24:39,560 --> 00:24:44,080
‫زنجیرها رو درک میکنم،
‫ولی این حقارتیه که اجازه‌اش رو نمیدم

267
00:24:49,280 --> 00:24:51,840
‫از کجا بدونم تو روانی نیستی،

268
00:24:52,000 --> 00:24:55,800
‫فقط یه مَرد مریض نیستی که
‫نیاز به درمان روانپزشکی داره؟

269
00:24:57,160 --> 00:24:58,880
‫بهم یه نخ سیگار میدی؟

270
00:25:23,000 --> 00:25:25,240
‫وقتی دوازده سالت بود،
‫تصادفی سگتون رو با سنگ کشتی

271
00:25:25,400 --> 00:25:28,000
‫و تو باغچه پشت خونه قایمش کردی

272
00:25:28,160 --> 00:25:31,800
‫مادرت فکر میکرد پدرت گمش کرده

273
00:25:31,960 --> 00:25:33,560
‫باهم بحث کردن،

274
00:25:34,520 --> 00:25:36,680
‫و تو هیچوقت خودت رو نبخشیدی

275
00:25:43,880 --> 00:25:47,800
‫وقتی خودارضایی میکنی،
‫به یه دختر از مدرسه راهنمایی فکر میکنی

276
00:25:47,960 --> 00:25:50,400
‫که تا حالا یه کلمه هم باهات حرف نزده، سونیا

277
00:25:52,080 --> 00:25:53,640
‫بیچاره، فقط اونو تصور کن

278
00:25:53,800 --> 00:25:58,160
‫هر روز زندگیش تو منی غلت میزنه
‫و خودش خبر نداره

279
00:25:58,320 --> 00:26:01,360
‫بسه! این چرت و پرته

280
00:26:01,520 --> 00:26:04,080
‫آره، بهتره بری

281
00:26:04,240 --> 00:26:06,960
‫فابیو، دوست‌هات دارن حوصله‌ام رو سر میبرن

282
00:26:07,120 --> 00:26:09,000
‫ورگارا، بیا بریم

283
00:26:18,120 --> 00:26:21,120
‫صبر کن. یه چیزی

284
00:26:21,280 --> 00:26:23,520
‫اگه تو اینقدر قدرتمندی،
‫چرا این زنجیرها رو نابود نمیکنی؟

285
00:26:23,680 --> 00:26:25,160
‫ساندرو...

286
00:26:26,920 --> 00:26:30,200
‫شاید ترجیح میدی ما رو با آتیشی که
‫از دهنت بیرون میاد بسوزونی؟

287
00:26:30,360 --> 00:26:32,320
‫آتیش از دهنم بیرون میاد

288
00:26:33,320 --> 00:26:34,920
‫یه تفکر کلاسیک

289
00:26:37,240 --> 00:26:39,080
‫واقعا میخوای اینکارو بکنم؟

290
00:27:19,800 --> 00:27:23,080
‫- زندان
‫- رجینا کوئلی. همینجاست؟

291
00:27:49,320 --> 00:27:54,800
‫مانوئل. تو رو یادم میاد!
‫کشیش اسپانیایی

292
00:27:54,960 --> 00:27:57,360
‫سر مبارزه تو کلی پول برنده شدم

293
00:27:57,520 --> 00:27:59,320
‫مشت آهنین

294
00:27:59,480 --> 00:28:01,360
‫اومدم ساندرو رو ببینم

295
00:28:01,520 --> 00:28:04,600
‫- ساندرو... اونجاست
‫- ممنون

296
00:28:05,600 --> 00:28:06,920
‫یالا!

297
00:28:07,480 --> 00:28:10,920
‫تکون بخور! تکون بخور!
‫همینطوری!

298
00:28:11,080 --> 00:28:15,520
‫گاردت رو پایین نیار!
‫تکون بخور!
‫[حالت دفاعی دست‌ها در بوکس]

299
00:28:15,680 --> 00:28:17,200
‫آروم! آروم!

300
00:28:17,360 --> 00:28:19,240
‫آروم باش!

301
00:28:20,000 --> 00:28:23,040
‫ساکت! ساکت!

302
00:28:24,400 --> 00:28:26,480
‫گاردت رو پایین نیار!

303
00:28:26,640 --> 00:28:29,800
‫میدونی چرا نقش بر زمین شدی؟

304
00:28:29,960 --> 00:28:31,880
‫چون همیشه گاردت رو پایین میاری

305
00:28:32,040 --> 00:28:33,720
‫میشنوی؟

306
00:28:40,240 --> 00:28:43,360
‫امکان نداره...
‫باورم نمیشه

307
00:28:43,520 --> 00:28:45,800
‫واقعا باورم نمیشه

308
00:29:06,520 --> 00:29:09,440
‫بازی با آتیش خوب نیست

309
00:29:09,600 --> 00:29:13,360
‫ولی بیاین این گفتگو رو با ترفند‌های نمایشگی خراب نکنیم

310
00:29:14,640 --> 00:29:16,480
‫یه وحشت خیلی عمیق‌تر در کاره

311
00:29:16,640 --> 00:29:19,880
‫ما در میان توفان دروغ و نیرنگ زندگی میکنیم

312
00:29:20,040 --> 00:29:23,600
‫حقیقتی در کار نیست،
‫فقط یه غریزه نابودی خشمگین

313
00:29:23,760 --> 00:29:25,800
‫و جنونی که توسط خداتون تحریک شده

314
00:29:25,960 --> 00:29:27,520
‫دلیلش رو نمیدونم

315
00:29:27,680 --> 00:29:30,080
‫شاید فقط بخاطر لذت
‫رنج دادن به شما باشه

316
00:29:31,920 --> 00:29:33,560
‫من برای اون کار میکنم

317
00:29:37,360 --> 00:29:39,200
‫فقط یه شیطان هست

318
00:29:39,360 --> 00:29:41,080
‫یا شیطان‌های زیادی هست؟

319
00:29:42,960 --> 00:29:44,280
‫تو کجایی؟

320
00:29:44,440 --> 00:29:46,480
‫رو این سطح واقعیت فیزیکی،

321
00:29:46,640 --> 00:29:51,400
‫یا یه سطح اختری دیگه
‫خارج از جهان قابل درک وجود داره؟

322
00:29:56,320 --> 00:29:59,280
‫شاید تو توی ذهن‌ همه آدما زندگی میکنی؟

323
00:30:02,160 --> 00:30:05,320
‫زده به سرت؟
‫ندیدی اون چیکار کرد؟

324
00:30:05,480 --> 00:30:10,640
‫بعد از جنگ اولیه،
‫ابلیس با بهترین افرادش به یه مکان امن...

325
00:30:10,800 --> 00:30:13,760
‫عقب نشینی کرد،
‫دور از دسترسی چشم خدا

326
00:30:13,920 --> 00:30:16,040
‫در واقعیت اونا درون اون مخفی میشن

327
00:30:16,200 --> 00:30:19,920
‫در جنبه‌ای از همون خدایی که بعدش
‫به عنوان ذکاوت شناخته میشد

328
00:30:20,080 --> 00:30:22,840
‫و خب، همکارهاتون اسمش رو جهنم گذاشتن

329
00:30:23,000 --> 00:30:26,200
‫باید همین الان ساندرو
‫رو ببریم بیمارستان!

330
00:30:26,360 --> 00:30:27,680
‫دلیل نبرد چی بود؟

331
00:30:27,840 --> 00:30:30,560
‫نسخه رسمی از غرور فرشته‌ها گفته

332
00:30:30,720 --> 00:30:32,480
‫ولی در واقع اینطور نبود

333
00:30:32,640 --> 00:30:37,040
‫ما فقط میخواستیم نقش‌مون
‫تو برنامه الهی شناخته بشه

334
00:30:37,200 --> 00:30:38,880
‫این مثل یه نمایش میمونه، میفهمی؟

335
00:30:39,040 --> 00:30:44,080
‫مشخصاً، اگه فقط یه کاراکتر باشه نمایش جواب نمیده

336
00:30:44,240 --> 00:30:49,080
‫و به همین خاطر نقش‌ها توزیع شدن،
‫و ناسپاس‌ترین نقش‌ها به ما رسید

337
00:30:49,800 --> 00:30:54,600
‫فقط میخواستیم اعتبار داشته باشیم.
‫چیزه بیشتری نمیخواستیم

338
00:30:54,760 --> 00:30:57,440
‫خدا نمیخواد تصدیق ببخشه
‫که شّر هم بخشی از اون رو تشکیل میده

339
00:30:57,600 --> 00:31:00,720
‫- منظورت همینه؟
‫- زدی تو خال

340
00:31:03,040 --> 00:31:05,920
‫مثل این میمونه که آخر ماجرا رو لو بدی

341
00:31:06,080 --> 00:31:09,840
‫خدا نویسنده نمایشه،
‫و در عین حال، تمام شخصیت‌هاش هم هست

342
00:31:10,000 --> 00:31:11,760
‫دیگه به حرف‌هاش گوش نده

343
00:31:13,640 --> 00:31:17,160
‫پس... خدا ابلیسه

344
00:31:17,320 --> 00:31:20,320
‫و تو، و من

345
00:31:20,480 --> 00:31:23,400
‫- خدا همه‌چیزه
‫- خدا اینکارو نکرده!

346
00:31:23,560 --> 00:31:25,080
‫همچین فکری میکنی؟

347
00:31:25,240 --> 00:31:27,840
‫پس چرا جلوی این اتفاق رو نگرفت؟

348
00:31:28,000 --> 00:31:30,720
‫خیلی آسونه که نقش مَرد خوبی رو بازی کنی

349
00:31:30,880 --> 00:31:35,280
‫که خودش رو فدای همه میکنه،
‫ولی یه خائن...

350
00:31:35,440 --> 00:31:39,040
‫که ریزه‌کاری‌های زیادی داره،
‫خیلی پیچیده‌تره

351
00:31:40,560 --> 00:31:43,360
‫همه‌چی جزئی از ارائه‌ست

352
00:31:43,520 --> 00:31:45,520
‫همینطورم تو.
‫اینکه تو اینجایی شانسی نیست

353
00:31:45,680 --> 00:31:47,160
‫نمایش نیاز به...

354
00:31:48,200 --> 00:31:49,600
‫تضاد داره

355
00:31:52,320 --> 00:31:54,040
‫خودت انتخاب کن

356
00:32:00,480 --> 00:32:02,360
‫میخوایم رئیست رو ببینیم

357
00:32:06,560 --> 00:32:09,280
‫تنها حضور اون نابودتون میکنه

358
00:32:09,440 --> 00:32:12,600
‫ریسکش برام مهم نیست.
‫برا تو مهمه؟

359
00:32:18,760 --> 00:32:20,600
‫اون تو اون‌طرفه

360
00:32:22,040 --> 00:32:24,440
‫فقط باید از اون در بری

361
00:32:32,880 --> 00:32:34,200
‫فابیو!

362
00:32:34,360 --> 00:32:35,920
‫اینکارو نکن

363
00:32:36,080 --> 00:32:39,040
‫بهش گوش نده، داره بهمون دروغ میگه.
‫یه تله‌ست

364
00:32:39,200 --> 00:32:42,960
‫میدونی که دروغ نمیگه،
‫داره چیزی که همه‌مون فکر میکردیم رو میگه‌

365
00:32:43,120 --> 00:32:44,960
‫ولی یه چیز رو فراموش کرده

366
00:32:45,120 --> 00:32:46,880
‫ما نقش‌ خودمون رو انتخاب میکنیم

367
00:32:47,040 --> 00:32:50,000
‫ما آزادیم.
‫نشونش بده که آزادیم

368
00:32:59,200 --> 00:33:00,520
‫نه!

369
00:33:46,360 --> 00:33:48,240
‫میدونین این کیه؟

370
00:33:48,400 --> 00:33:51,000
‫مشت آهنین!
‫طوفان اسپانیایی!

371
00:33:52,200 --> 00:33:54,520
‫- بهشون نشون بده چند مرده حلاجی
‫- نه...

372
00:33:54,680 --> 00:33:56,280
‫از فرم افتادم، ساندرو

373
00:33:56,440 --> 00:34:00,080
‫بهتر، اینطوری حداقل پنج دقیقه
‫میتونن سرپا وایسن

374
00:34:17,280 --> 00:34:18,880
‫هنوزم اینو گردنت میکنی؟

375
00:34:19,040 --> 00:34:20,960
‫این صلیب جون جفت‌مون رو نجات داد

376
00:34:21,120 --> 00:34:24,840
‫قبل از اینکه این بزنه ناکارم کنه،
‫میخوام تو یه چیزی بهم کمک کنی

377
00:34:25,000 --> 00:34:26,320
‫از آخرین باری که دیدمت
‫20 سال میگذره

378
00:34:26,480 --> 00:34:29,680
‫میدونستم همینطوری نیومدی
‫بهم سر بزنی

379
00:34:29,840 --> 00:34:31,440
‫اونا افتادن دنبالم

380
00:34:31,600 --> 00:34:34,360
‫میخوان منو بکشن،
‫و خیلی هم از دوستت خطرناک‌ترن

381
00:34:34,520 --> 00:34:39,160
‫بیا بگیم کسی باهاش طرفم یکمی خاصه

382
00:34:39,320 --> 00:34:40,760
‫واقعا؟

383
00:34:42,280 --> 00:34:44,040
‫آماده؟
‫شروع

384
00:34:52,840 --> 00:34:54,760
‫چیکار میکنی؟
‫عین مادرم مشت میزنی

385
00:34:54,920 --> 00:34:57,000
‫منتظر چی هستی؟
‫بزنش!

386
00:35:01,360 --> 00:35:03,400
‫نشونش بده کی هستی!

387
00:35:04,680 --> 00:35:08,760
‫این دوستت...
‫میشناسمش؟

388
00:35:21,080 --> 00:35:23,120
‫میشناسیش

389
00:35:23,280 --> 00:35:25,960
‫- هر دومون خیلی خوب میشناسیمش
‫- فابیو؟

390
00:35:26,120 --> 00:35:30,000
‫نه... سانتورو؟
‫مطمئنی؟

391
00:35:30,160 --> 00:35:31,720
‫اون طرف آینه دیدمش

392
00:35:31,880 --> 00:35:34,880
‫- چه شاعرانه
‫- باور کن، شاعرانه نیست

393
00:35:35,040 --> 00:35:37,640
‫دیدمش و اون تو چشم‌هام نگاه کرد

394
00:35:37,800 --> 00:35:39,680
‫گوش کن، بعداً باز حرف میزنیم

395
00:35:39,840 --> 00:35:43,440
‫ولی الان، آبروم رو نبر
‫و ناک‌اوتش کن!

396
00:35:43,600 --> 00:35:44,920
‫برو

397
00:35:47,960 --> 00:35:50,200
‫یالا، طوفان!

398
00:36:00,560 --> 00:36:01,880
‫آره!

399
00:36:09,800 --> 00:36:14,240
‫تو متوجه نشدی،
‫ولی اون همیشه میخواست از تو بالاتر باشه

400
00:36:15,640 --> 00:36:17,960
‫ازت متنفر بود
‫چون تو خیلی بهتر از اون بودی

401
00:36:18,120 --> 00:36:19,440
‫این حقیقت نداره

402
00:36:19,600 --> 00:36:22,120
‫اون جرئت لازم رو داشت
‫که از در عبور کنه

403
00:36:22,280 --> 00:36:25,480
‫مسئله جرئت نیست.
‫تو از هرکسی دستور نمیگیری

404
00:36:25,640 --> 00:36:27,400
‫و ببین چقدر برام فایده داشت

405
00:36:28,680 --> 00:36:33,280
‫خیلی هم برات فایده داشت، احمق.
‫تو زنده‌ای، اینو فراموش نکن

406
00:36:35,760 --> 00:36:38,040
‫اون به عنوان رئیس شورای پاپری

407
00:36:38,200 --> 00:36:40,360
‫برای گفتگوی بین ادیان انتخاب شده

408
00:36:40,520 --> 00:36:42,560
‫باورت میشه؟

409
00:36:42,720 --> 00:36:44,480
‫این توصیه منه: فرار کن

410
00:36:45,480 --> 00:36:48,600
‫ولی نه به اسپانیا،
‫برو یه جایی که از دسترسش خارج باشه

411
00:36:48,760 --> 00:36:51,760
‫- همه‌چی تحت دسترس اونه
‫- نه همه‌چی

412
00:36:51,920 --> 00:36:53,760
‫چرا فکر کردی من اینجام؟

413
00:36:53,920 --> 00:36:58,080
‫رنجی که این مکان متحمل میشه
‫منو در مقابل اونا محافظت میکنه

414
00:36:58,240 --> 00:37:00,200
‫تو، دوست من

415
00:37:00,360 --> 00:37:04,080
‫به یه چیزه قوی‌تر نیاز داری،
‫خیلی قوی‌تر

416
00:37:04,240 --> 00:37:05,960
‫یه جنگ...

417
00:37:06,120 --> 00:37:10,920
‫درد اونقدر شدیده که
‫روح‌ها پوست‌های خیلی کلفتی دارن

418
00:37:11,120 --> 00:37:13,240
‫اون نمیتونه ازشون بگذره

419
00:37:13,400 --> 00:37:15,440
‫سوریه، افغانستان، لبنان

420
00:37:15,600 --> 00:37:17,080
‫نمیدونم

421
00:37:29,440 --> 00:37:31,480
‫- ممنون
‫- دوستت دارم

422
00:37:31,640 --> 00:37:33,240
‫منم همینطور

423
00:37:34,400 --> 00:37:36,240
‫ورگارا

424
00:37:36,400 --> 00:37:37,920
‫فرار کن

425
00:37:48,920 --> 00:37:50,400
‫سلام

426
00:37:52,120 --> 00:37:54,440
‫اونا ازت خواستن بیای اینجا،
‫تا عذر خواهی کنی؟

427
00:37:54,600 --> 00:37:56,120
‫خب، به نحوی آره

428
00:37:56,280 --> 00:37:58,720
‫یه هزینه‌ای جمع شد.
‫همه کمک کردن

429
00:37:58,880 --> 00:38:00,200
‫اوه، چه عالی!

430
00:38:03,040 --> 00:38:05,760
‫چیکار میکنی؟
‫داری میری؟

431
00:38:07,640 --> 00:38:09,040
‫خودت چی فکر میکنی؟

432
00:38:11,360 --> 00:38:14,280
‫بهش فکر کردی؟
‫اونا خیلی بهت احترام میذارن

433
00:38:14,440 --> 00:38:16,080
‫اگه بهشون وقت بدی،
‫همه اینا به فراموش سپرده میشه

434
00:38:16,240 --> 00:38:17,560
‫بهشون وقت بدم؟

435
00:38:17,720 --> 00:38:21,440
‫شوهرم دو سال پیش گم شد
‫و هنوزم راجع‌بهش حرف میزنن

436
00:38:21,600 --> 00:38:23,640
‫- این ربطی به این نداره
‫- به نظرشون من مقصرم

437
00:38:23,800 --> 00:38:25,680
‫- و اینکه حقمه
‫- چرت و پرته

438
00:38:25,840 --> 00:38:29,040
‫من خسته شدم، پاکو. خسته شدم که نتونم
‫بگم چه اتفاقی برامون افتاد

439
00:38:29,200 --> 00:38:30,600
‫نمیتونم حقیقت رو بگم

440
00:38:30,760 --> 00:38:33,240
‫باید ساکت بمونم،
‫و اونا با اون ابراز دل‌سوزانه بهم نگاه میکنن

441
00:38:33,400 --> 00:38:35,080
‫اینکه میگن "بیچاره"

442
00:38:35,240 --> 00:38:37,680
‫وقتی منم که باید سرشون داد بزنم

443
00:38:37,840 --> 00:38:40,400
‫"شمایین که دیوونه‌این،
‫شمایین که بدبختین"

444
00:38:40,560 --> 00:38:43,360
‫چون شما اصلا نمیفهمین
‫جریان از چه قراره

445
00:38:44,200 --> 00:38:46,000
‫و فکر میکنی من چه حسی دارم؟

446
00:38:46,160 --> 00:38:49,320
‫هر شب همه‌چی میاد تو ذهنم
‫انگار همین دیروز این اتفاقات افتاد

447
00:38:49,480 --> 00:38:51,680
‫ما اتفاقاتی که افتاد رو تجربه کردیم، النا،
‫اونا خواب نیستن

448
00:38:51,840 --> 00:38:53,440
‫چون باهم تجربه‌شون کردیم

449
00:38:53,600 --> 00:38:56,120
‫و همین که ما میتونیم راجع‌بهشون حرف بزنیم
‫منو زنده نگه داشته

450
00:38:56,280 --> 00:38:58,240
‫اگه تو الان بری، من چیکار کنم؟

451
00:39:03,240 --> 00:39:05,880
‫- خب، این فرق میکنه
‫- چی فرق میکنه؟

452
00:39:06,040 --> 00:39:08,080
‫تو بالاخره تصمیمت رو گرفتی

453
00:39:08,240 --> 00:39:10,160
‫من میخوام از اینجا برم،

454
00:39:10,320 --> 00:39:12,800
‫و اون یه جای دیگه بهم کار پیشنهاد کرده،
‫خیلی عجیبه؟

455
00:39:12,960 --> 00:39:14,960
‫بدون شک اون خیلی بیشتر از توان من
‫میتونه بهت پیشنهاد کنه

456
00:39:15,120 --> 00:39:17,040
‫خیلی بیشتر از توان تو؟

457
00:39:17,200 --> 00:39:18,840
‫چی داری میگی؟

458
00:39:21,720 --> 00:39:23,400
‫سلام، پاکو!

459
00:39:23,560 --> 00:39:26,160
‫خب؟ اومدی خداحافظی کنی؟

460
00:39:26,320 --> 00:39:28,560
‫اومدم پولی که تو شهر جمع شده
‫رو بهش بدم

461
00:39:28,720 --> 00:39:30,480
‫اونا نمیخوان اون بره

462
00:39:32,640 --> 00:39:34,640
‫من نمیخوام تو بری

463
00:39:36,680 --> 00:39:40,000
‫همه میخوان هزینه کل صدماتی
‫که ایجاد شده رو بدن

464
00:39:40,160 --> 00:39:42,640
‫چه اتفاقی افتاده؟
‫النا چیزی بهم نگفته

465
00:39:42,800 --> 00:39:44,200
‫بیخیالش شو، روکه
‫داستانش درازه

466
00:39:44,360 --> 00:39:46,920
‫خب، حالا دیگه کلی وقت داری
‫که بهم بگی، مگه نه؟

467
00:39:47,080 --> 00:39:48,440
‫ما باید بریم

468
00:40:14,160 --> 00:40:15,480
‫فابیو کجاست؟

469
00:40:16,720 --> 00:40:20,400
‫سر کلاس نیومده،
‫تو خونه‌‌اش نیست

470
00:40:20,560 --> 00:40:23,960
‫هیچکس تو جماعت مذهبیش
‫هم خبری ازش نداره
‫[جماعت کلیسای یک کشیش]

471
00:40:24,120 --> 00:40:27,760
‫چرا به حرفش گوش کردیم؟
‫چرا رفتیم اونجا؟

472
00:40:30,520 --> 00:40:32,560
‫فقط پوستم نیست...

473
00:40:32,720 --> 00:40:34,440
‫روحم سوخته

474
00:40:36,240 --> 00:40:37,920
‫باید یه کاری کنیم.
‫به کمکت نیاز دارم

475
00:40:38,080 --> 00:40:41,480
‫جایی هست که بتونیم
‫رخم‌هامون رو تمیز کنیم؟

476
00:40:48,880 --> 00:40:51,480
‫[اورشلیم، سال 1992]

477
00:41:35,080 --> 00:41:36,400
‫فابیو!

478
00:41:57,840 --> 00:41:59,160
‫فابیو!

479
00:42:00,840 --> 00:42:02,200
‫فابیو!

480
00:42:02,360 --> 00:42:04,200
‫تو اینجایی؟
‫تو زنده‌ای!

481
00:42:04,360 --> 00:42:07,520
‫ببخشید، منو با کس دیگه‌ای اشتباه گرفتین

482
00:42:07,680 --> 00:42:09,240
‫منم پدر ورگارا، مانوئل

483
00:42:09,400 --> 00:42:12,880
‫عذر میخوام، مانوئل،
‫من نمیشناسمتون

484
00:43:13,240 --> 00:43:14,560
‫خدافظ

485
00:43:36,440 --> 00:43:39,200
‫اینجا چیکار میکنی؟
‫چرا تو داری اینکارو میکنی؟

486
00:43:39,360 --> 00:43:41,240
‫چون اگه من انجامش ندم،
‫درست انجام نشده

487
00:43:41,400 --> 00:43:44,000
‫محض رضای خدا!
‫همیشه نیمه‌کاره ولش میکنن

488
00:43:44,160 --> 00:43:47,880
‫اگه تصمیم گرفتیم این شرکت رو بنا کنیم،
‫واسه اینه که کارها رو درست انجام بدیم

489
00:43:48,040 --> 00:43:51,000
‫اگه بخوایم درست انجام ندیم،
‫گوشت رو از سپولودا میخریم

490
00:43:51,160 --> 00:43:53,080
‫و نیازی نیست همه این کارها رو انجام بدیم

491
00:43:55,800 --> 00:43:58,960
‫اونم مثل کشیش رفته

492
00:43:59,120 --> 00:44:00,600
‫حتما خوشحالی

493
00:44:00,760 --> 00:44:02,680
‫میخواستی هر دوشون برن؟
‫خب، رفتن دیگه

494
00:44:02,840 --> 00:44:06,000
‫من هیچوقت نگفتم میخوام النا بره.
‫اینو از خودت در آوردی

495
00:44:06,160 --> 00:44:07,760
‫ولی واسه اینکه جلوش رو بگیری
‫کار نکردی

496
00:44:07,920 --> 00:44:09,680
‫من؟

497
00:44:09,840 --> 00:44:11,680
‫من باید جلوی رفتنش رو میگرفتم؟

498
00:44:11,840 --> 00:44:13,680
‫بعد از همه چیزهایی که
‫مجبور بودم تحمل کنم؟

499
00:44:13,840 --> 00:44:16,000
‫چی رو باید تحمل میکردی؟

500
00:44:16,160 --> 00:44:18,640
‫هیچی.
‫نمیخوام این بحث رو باز کنم

501
00:44:18,800 --> 00:44:21,800
‫نه، نه، ولی من میخوام.
‫چی رو باید تحمل میکردی؟

502
00:44:21,960 --> 00:44:24,280
‫چیزهای زیادی که بهت نگفتم

503
00:44:24,440 --> 00:44:25,800
‫چیزهای زیادی

504
00:44:27,320 --> 00:44:29,640
‫بیا فقط بیخیالش بشیم

505
00:44:29,800 --> 00:44:33,320
‫تو فقط کار خودت رو میکنی،
‫ولی منم که هر روز مردم رو میبینم، تو هتل

506
00:44:33,480 --> 00:44:37,040
‫تو سوپرمارکت، تو بانک
‫همه‌جا، و مردم حرف میزنن

507
00:44:37,200 --> 00:44:38,840
‫ولی تو متوجه نیستی

508
00:44:39,000 --> 00:44:41,240
‫- لطفا ساکت باش
‫- گوش کن

509
00:44:41,400 --> 00:44:43,560
‫من ساکت میشم،
‫ولی وقتی اتفاقی میوفته نیا غر نزن

510
00:44:43,720 --> 00:44:45,160
‫و اینکه دوباره به عنوان شهردار انتخاب نشدی

511
00:44:45,320 --> 00:44:48,200
‫چون همه این کسب و کارها
‫کلی بهت آسیب رسونده

512
00:44:48,360 --> 00:44:52,120
‫و از اینکه همش من باید از منجلاب
‫درت بیارم خسته شدم

513
00:44:52,760 --> 00:44:55,000
‫- بذار برو
‫- منظورت چیه؟

514
00:44:55,160 --> 00:44:56,960
‫محض رضای خدا،
‫کثیفت میکنم خب

515
00:44:57,120 --> 00:44:59,360
‫نمیبینی دارم سعی میکنم
‫اینا رو تمیز کنم؟

516
00:45:05,360 --> 00:45:08,200
‫مرچه؟
‫مرچه!

517
00:45:11,000 --> 00:45:12,360
‫لعنتی!

518
00:45:44,680 --> 00:45:46,000
‫چیکار میکنی؟

519
00:45:46,960 --> 00:45:48,320
‫آهای؟

520
00:45:49,560 --> 00:45:52,760
‫آهای... تو کی هستی؟

521
00:45:54,920 --> 00:45:56,560
‫آنتونیو؟

522
00:45:56,720 --> 00:46:00,120
‫یالا، از اینجا میبرمت.
‫کِی از بیمارستان اومدی بیرون؟

523
00:46:00,280 --> 00:46:01,960
‫خیلی خوشمزه‌ست.
‫تو هم میخوای؟

524
00:46:02,120 --> 00:46:05,080
‫این دزدی کردنه.
‫میفهمی میتونن بندازنت زندان؟

525
00:46:05,240 --> 00:46:07,960
‫- قرضش گرفتم. کشیش اینجا نیست
‫- بدش به من

526
00:46:08,120 --> 00:46:11,200
‫- نمیخوام پیرزنه بگیرتش
‫- چی داری میگی؟

527
00:46:11,360 --> 00:46:13,280
‫اون دزدی میکنه،
‫و هیچکس هم چیزی نمیگه

528
00:46:13,440 --> 00:46:15,520
‫- کدوم پیرزن؟
‫- همونی که سوسک میخوره

529
00:46:15,680 --> 00:46:19,040
‫اونو دیدم، انگار زیتونه
‫یکی یکی میخورد

530
00:46:19,200 --> 00:46:20,520
‫اون شیطان وجودش رو گرفته

531
00:46:20,680 --> 00:46:23,360
‫من میبرمت به هتلم،
‫ولی این آخرین باره

532
00:46:23,520 --> 00:46:26,840
‫فردا به خدمات اجتماعی زنگ میزنم،
‫ولی بهتره درست رفتار کنی

533
00:46:27,000 --> 00:46:29,720
‫چون اگه درست رفتار نکنی،
‫بهشون میگم از کلیسا دزدی کردی

534
00:46:29,880 --> 00:46:31,320
‫و اونوقت تو بد دردسری میوفتی

535
00:46:31,480 --> 00:46:33,360
‫- میدونی باید چیکار کنی؟
‫- چی؟

536
00:46:33,520 --> 00:46:34,960
‫اونو فراموش کنی

537
00:46:37,800 --> 00:46:39,640
‫چی گفتی؟

538
00:46:39,800 --> 00:46:42,080
‫اون عاشق اونه، همه اینو میدونن

539
00:46:42,240 --> 00:46:47,600
‫ولی اون متاهله، و گوش کن چی میگم،
‫شوهرش زنده‌ست

540
00:46:47,760 --> 00:46:50,880
‫- از کجا میدونی؟
‫- چون صداها بهم میگن

541
00:46:51,040 --> 00:46:53,360
‫اگه اون برگرده، مشکل حل میشه

542
00:46:53,520 --> 00:46:56,240
‫- این یه معجزه میشه
‫- معجزه اتفاق میوفته

543
00:46:56,400 --> 00:47:00,560
‫تو خوبی، کارت رو انجام میدی
‫و کاری به کسی نداری

544
00:47:00,720 --> 00:47:03,760
‫- مستحقش هستی
‫- ممنون

545
00:47:13,680 --> 00:47:16,720
‫من دنبال پدر لومباردی میگردم.
‫بهم گفتن الان اینجا زندگی میکنه

546
00:47:16,880 --> 00:47:19,800
‫پدر لومباردی رو طبقه بالا
‫تو اتاق 103 پیدا میکنین

547
00:47:19,960 --> 00:47:21,520
‫متشکرم

548
00:47:26,760 --> 00:47:28,440
‫عذر میخوام

549
00:47:29,560 --> 00:47:30,920
‫ورگارا!

550
00:47:33,760 --> 00:47:37,600
‫چه سوپرایزی.
‫اینجا چیکار میکنی؟

551
00:47:37,760 --> 00:47:41,920
‫فقط یه سر زدم، سعی میکنم
‫یه چیزهایی رو تموم کنم که ناتموم موندن

552
00:47:42,080 --> 00:47:44,640
‫نباید میومدی

553
00:47:44,800 --> 00:47:47,320
‫نباید از امورت در اسپانیا غافل بشی

554
00:47:47,480 --> 00:47:48,880
‫بنا به دلیلی فرستادیمت اونجا

555
00:47:49,040 --> 00:47:51,040
‫به همین خاطرم میخواستم ببینمت

556
00:47:51,200 --> 00:47:53,840
‫دقیقاً الان،
‫که من و تو داریم حرف میزنیم

557
00:47:54,000 --> 00:47:58,760
‫یه اتفاقی داره اونجا میوفته،
‫یه اتفاقی که نباید بیوفته

558
00:48:02,360 --> 00:48:04,480
‫میتونم حسش کنم

559
00:49:05,840 --> 00:49:09,920
‫ساندرو بهم گفت چقدر برام تلاش کردی.
‫من خیلی سپاسگذارم

560
00:49:10,080 --> 00:49:14,520
‫- اومدی اینو بهم بگی؟
‫- نه. فقط میخواستم یه سوال ازت بپرسم

561
00:49:14,680 --> 00:49:16,120
‫بگو

562
00:49:17,640 --> 00:49:20,080
‫تو درمورد...

563
00:49:20,240 --> 00:49:21,920
‫30 سکه چی میدونی؟

564
00:49:26,440 --> 00:49:29,560
‫ببخشید پدر، ولی با گرما
‫از فاضلاب‌ها میان بیرون

565
00:49:29,720 --> 00:49:31,840
‫به اندازه گربه گنده‌ان

566
00:49:34,720 --> 00:49:37,520
‫- دیگه کی درمورد این میدونه؟
‫- فقط تو

567
00:49:37,680 --> 00:49:39,720
‫- و سانتورو
‫- بله

568
00:49:39,880 --> 00:49:42,360
‫ببین، باید سریع عمل کنیم

569
00:49:42,520 --> 00:49:44,080
‫فقط یه نفر هست که قدرت اینو داره...

570
00:49:44,240 --> 00:49:45,880
‫که یک‌بار برای همیشه
‫به این اوضاع پایان بده

571
00:49:46,040 --> 00:49:48,880
‫- کی؟
‫- پدر مقدس

572
00:49:49,040 --> 00:49:53,120
‫بهش فکر کردم،
‫ولی چند ماه طول میکشه که بتونم باهاش دیدار کنم

573
00:49:53,280 --> 00:49:55,360
‫حالا میفهمم چرا برگشتی

574
00:49:55,520 --> 00:49:57,240
‫به کس دیگه‌ای اعتماد ندارم

575
00:49:58,240 --> 00:50:02,240
‫میتونم کاری کنم فردا باهات ملاقات کنه.
‫گوش کن

576
00:50:03,480 --> 00:50:05,760
‫سانتورو داره به این گفتگو گوش میده

577
00:50:05,920 --> 00:50:07,840
‫اون قدرت عظیمی داره.
‫مراقب باش

578
00:50:08,000 --> 00:50:10,480
‫سعی میکنه قبل از اینکه بتونی
‫به قرار ملاقات برسی، جلوت رو بگیره

579
00:50:10,640 --> 00:50:13,400
‫جلوم رو بگیره؟
‫چرا منو نمیکشه؟

580
00:50:13,560 --> 00:50:15,800
‫اگه میخواست بکشتت،
‫تا الان کشته بود

581
00:50:15,960 --> 00:50:18,160
‫اون برنامه‌های دیگه‌ای داره

582
00:53:18,040 --> 00:53:20,240
‫- امکان نداره
‫- اوه، خدای من

583
00:54:07,520 --> 00:54:10,320
‫باورم نمیشه فقط همینا رو میبری

584
00:54:10,480 --> 00:54:12,880
‫ممنون، تونی.
‫میتونیم بریم پاریس خرید کنیم

585
00:54:13,040 --> 00:54:15,880
‫یه فروشگاه لباس‌های مد زنانه
‫بغل یه رستوران ژاپنی میشناسم

586
00:54:16,040 --> 00:54:19,880
‫اونا یه ماهی خیلی تازه سِرو میکنن
‫و درست جلوی روت میبُرنش

587
00:54:20,040 --> 00:54:23,720
‫بهم نگو چرا فروشگاه‌های لباس‌های
‫مد زنونه رو میشناسی

588
00:54:23,880 --> 00:54:25,320
‫گل گفتی

589
00:54:36,840 --> 00:54:38,480
‫پدر ورگارا؟

590
00:54:38,640 --> 00:54:39,960
‫- از دیدنتون خوشحالم
‫- همچنین

591
00:54:40,120 --> 00:54:41,960
‫لطفا دنبالم بیاین

592
00:54:50,040 --> 00:54:53,520
‫النا! النا!

593
00:54:55,840 --> 00:54:57,920
‫اون اینجا چه غلطی میکنه؟

594
00:54:59,160 --> 00:55:04,320
‫وقت خیلی کمی داریم، النا، لطفا
‫النا!

595
00:55:04,480 --> 00:55:07,560
‫زده به سرت؟
‫اینجا چیکار میکنی؟

596
00:55:07,720 --> 00:55:09,120
‫میخواستم قبل از اینکه بری
‫یه چیزی رو بهت بگم

597
00:55:09,280 --> 00:55:11,520
‫اگه اومدی اینجا سعی کنی
‫منو قانع کنی...

598
00:55:11,680 --> 00:55:14,120
‫نه، بخاطر این نیست.
‫یه اتفاقی افتاده

599
00:55:15,640 --> 00:55:17,320
‫دیگه چی شده؟

600
00:55:17,480 --> 00:55:19,200
‫مسئله شوهرته، النا

601
00:55:19,360 --> 00:55:22,240
‫- چی؟
‫- شوهرت برگشته

602
00:55:24,120 --> 00:55:26,960
‫اون حالش خوبه.
‫سراغ تو رو گرفته

603
00:56:36,760 --> 00:56:42,080
‫باید بفهمی که این گفتگو
‫باید یه راز باقی بمونه

604
00:56:42,240 --> 00:56:46,120
‫ما باهات حرف نمیزنیم،
‫و تو هم اینجا پیش ما نیستی

605
00:56:46,280 --> 00:56:48,600
‫من فقط میخوام از کلیسا محافظت کنم

606
00:56:50,920 --> 00:56:54,720
‫- تو زندان بودی، اینطور نیست؟
‫- دو سال

607
00:56:54,880 --> 00:56:56,600
‫- سکه رو داری؟
‫- نه

608
00:56:56,760 --> 00:56:59,960
‫باید نابود بشه، به هر نحوی که شده

609
00:57:00,120 --> 00:57:02,840
‫الان مدتیه که میدونیم
‫در میان کلیسا...

610
00:57:03,000 --> 00:57:07,440
‫نقطه نظراتی وجود داره،
‫بذار بگیم، خلافِ جزمه

611
00:57:07,600 --> 00:57:10,440
‫به همین خاطر هم باید مراقب باشیم

612
00:57:11,120 --> 00:57:13,400
‫پدر لومباردی درمورد تو باهام حرف زده

613
00:57:13,560 --> 00:57:17,640
‫و میگه کاملاً میشه بهت اعتماد کرد

614
00:57:18,360 --> 00:57:21,400
‫ضروریه که بفهمی چی قراره بگم

615
00:57:21,560 --> 00:57:27,200
‫یه لغزش، تو جای اشتباه یه حرفی زده بشه
‫ممکنه همه‌چی رو در خطر بندازه

616
00:57:28,800 --> 00:57:32,040
‫- در این مورد با کسی صحبت کردی؟
‫- نه

617
00:57:34,600 --> 00:57:40,640
‫از الان به بعد، فقط به یه نفر که کاملاً
‫بهش اعتماد دارم گزارش میدی

618
00:57:40,800 --> 00:57:42,840
‫میخوام با کاردینال...

619
00:57:44,000 --> 00:57:45,960
‫فابیو سانتورو آشنا بشی

620
00:57:45,988 --> 00:57:55,960
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
Email: <font color=#FF0000>tooraj1111@gmail.com</font>

