﻿1
00:00:05,080 --> 00:00:07,960
‫- بالاخره تصمیمت رو گرفتی
‫- من میخوام از اینجا برم

2
00:00:08,120 --> 00:00:09,760
‫شیطان اینجاست، نزدیک ماست

3
00:00:09,920 --> 00:00:14,280
‫و از کجا معلوم، اگه بتونیم اونو بگیریم
‫شاید خدا بهمون توجه کنه

4
00:00:15,800 --> 00:00:17,360
‫میخوام با کاردینال...

5
00:00:17,520 --> 00:00:19,720
‫- فابیو سانتورو آشنا بشی
‫- چرا اون منو نمیکشه؟

6
00:00:19,880 --> 00:00:21,560
‫اگه میخواست بکشتت،
‫تا الان کشته بود

7
00:00:21,720 --> 00:00:23,040
‫اون برنامه‌های دیگه‌ای داره

8
00:00:23,200 --> 00:00:25,360
‫میخواستی هر دوشون برن؟
‫خب، رفتن دیگه

9
00:00:25,520 --> 00:00:27,960
‫- من هیچوقت نگفتم میخوام النا بره
‫- شوهرم دو سال پیش گم شد

10
00:00:28,120 --> 00:00:29,560
‫و اونا هنوزم راجع‌بهش حرف میزنن

11
00:00:29,720 --> 00:00:33,040
‫- اگه اون برگرده، مشکل حل میشه
‫- این یه معجزه میشه

12
00:00:40,520 --> 00:00:41,840
‫[اسپانیا، سال 1970]

13
00:00:42,000 --> 00:00:43,360
‫دراز بکش

14
00:00:51,400 --> 00:00:53,240
‫آفرین.
‫ول کن، ول کن!

15
00:00:54,320 --> 00:00:56,160
‫ول کن! ول کن!

16
00:01:23,480 --> 00:01:26,240
‫- رایو کجاست؟
‫- احتمالا پیش مانوئله

17
00:01:26,400 --> 00:01:28,680
‫- مانوئل تو اتاقشه
‫- پس طبقه بالا رو نگاه کن

18
00:01:28,840 --> 00:01:31,240
‫- نه، بهت که گفتم تو خونه نیست
‫- حتما رفته بیرون، افتاده دنبال خرگوش‌ها

19
00:01:31,400 --> 00:01:33,040
‫خودت میدونی که اون اگه همراه تو نباشه
‫هیچوقت بیرون نمیره

20
00:01:33,200 --> 00:01:35,920
‫- مگه تو دیروز با خودت نبردیش شکار؟
‫- سگه هم مثل بقیه برگشت

21
00:01:36,080 --> 00:01:38,120
‫- اگه تو اینطور میگی پس...
‫- معلومه که همینطوره

22
00:01:38,280 --> 00:01:40,840
‫- منظورت چیه؟
‫- هیچی، نمیخوام بحث کنم

23
00:01:45,960 --> 00:01:49,080
‫مانوئل، میدونی رایو کدوم گوریه؟

24
00:01:49,240 --> 00:01:51,400
‫نه. کل روز ندیدمش

25
00:01:51,560 --> 00:01:54,720
‫ببخشید، پسرم.
‫بخاطر مادرته، منو دیوونه میکنه

26
00:01:54,880 --> 00:01:57,400
‫تو هیچوقت دروغ نمیگی.
‫از این بابت مطمئنم

27
00:01:59,280 --> 00:02:02,880
‫حتما رفته یه طرفی،
‫دنبال یه حیوون افتاده

28
00:02:03,040 --> 00:02:04,720
‫مطمئنم فردا پیداش میشه

29
00:02:11,200 --> 00:02:13,840
‫سانتیاگو...

30
00:02:14,000 --> 00:02:16,200
‫میاد...

31
00:02:17,480 --> 00:02:19,200
‫طرف اتاق نشیمن

32
00:02:20,360 --> 00:02:22,240
‫سانتیاگو...

33
00:02:22,400 --> 00:02:23,960
‫[ارواح شیطانی]

34
00:02:24,120 --> 00:02:26,840
‫میاد طرف اتاق نشیمن

35
00:02:27,000 --> 00:02:28,600
‫موتور سیکلت...

36
00:02:28,760 --> 00:02:30,840
‫کثیف...

37
00:02:31,000 --> 00:02:32,440
‫است

38
00:02:33,080 --> 00:02:35,160
‫کثیف...

39
00:02:36,160 --> 00:02:37,880
‫است

40
00:02:39,120 --> 00:02:41,200
<i>‫ من کارت‌‌های جدید دارم. </i>
<i>‫ میخوای باهم عوض کنیم؟ </i>

41
00:02:41,360 --> 00:02:42,720
‫مه...

42
00:02:42,880 --> 00:02:45,360
‫یک ماه است

43
00:02:50,280 --> 00:02:51,800
‫این یکی رو ندارم

44
00:02:54,840 --> 00:02:57,320
‫- این یکی رو ندارم
‫- بذار ببینیم...

45
00:02:57,480 --> 00:02:59,760
‫- این یکی رو ندارم
‫- بذار ببینیم...

46
00:02:59,920 --> 00:03:03,560
‫آریادنا؟ این یکی خیلی کمیابه.
‫دو تا در ازاش بهت میدم

47
00:03:05,360 --> 00:03:08,160
‫تارگ.
‫مشعل انسانی

48
00:03:08,320 --> 00:03:11,480
‫- من ندارمش
‫- بذار ببینیم...

49
00:03:11,640 --> 00:03:13,320
‫فرشته مرگ

50
00:03:17,600 --> 00:03:19,600
‫چی شده؟

51
00:03:19,760 --> 00:03:22,240
‫- اینقدر بهش فکر نکن
‫- ولی مادرم...

52
00:03:22,400 --> 00:03:25,120
‫فکر میکنه پدرم سگ رو کشته

53
00:03:25,280 --> 00:03:26,720
‫تقصیر پدرم نیست

54
00:03:26,880 --> 00:03:28,680
‫تو پدرت رو مقصر دونستی؟

55
00:03:28,840 --> 00:03:33,400
‫نه دیگه، درسته؟ خب، همینه دیگه.
‫آدم بزرگا همیشه دعوا میکنن

56
00:03:34,920 --> 00:03:37,200
‫- چیکار میکنی؟
‫- بگیرشون

57
00:03:37,360 --> 00:03:41,360
‫- واقعا؟
‫- حتما. تا دیگه اینقدر احساس بدی نداشته باشی

58
00:03:42,680 --> 00:03:45,160
‫شرط میبندم الان دیگه خانواده‌ات
‫رو یادت نمیاد، نه؟

59
00:03:45,320 --> 00:03:47,120
‫ممنون

60
00:03:47,280 --> 00:03:50,960
‫- سکه رو کجا گذاشتی؟
‫- کدوم سکه؟

61
00:03:51,120 --> 00:03:53,600
‫میتونی بهم بگی،
‫من میتونم راز نگه دارم

62
00:03:53,760 --> 00:03:56,160
‫- دست الناست
‫- دامپزشک؟

63
00:03:56,320 --> 00:03:59,640
‫و النا کجا نگهش میداره؟

64
00:04:02,440 --> 00:04:03,840
‫اینجا چه خبره؟

65
00:04:04,960 --> 00:04:06,640
‫من هشت سالمه

66
00:04:06,800 --> 00:04:08,640
‫نمیتونم النا رو بشناسم

67
00:04:10,200 --> 00:04:11,760
‫این دیگه چیه؟

68
00:04:11,920 --> 00:04:13,240
‫من کجام؟

69
00:04:14,280 --> 00:04:17,000
‫این یه خواب نیست،
‫ولی واقعی هم نیست

70
00:04:18,280 --> 00:04:20,200
‫تو کی هستی؟

71
00:04:20,360 --> 00:04:22,120
‫مهم نیست من کی‌ام،

72
00:04:23,520 --> 00:04:26,240
‫تو فقط باید بهم بگی سکه کجاست

73
00:06:18,640 --> 00:06:21,200
‫[30 سکه]

74
00:06:33,360 --> 00:06:43,500
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
Email: <font color=#FF0000>tooraj1111@gmail.com</font>

75
00:06:43,600 --> 00:06:45,920
‫ولی چه اتفاقی افتاده؟

76
00:06:46,080 --> 00:06:47,800
‫چرا اینجا نگهش داشتین؟
‫مگه کار اشتباهی کرده؟

77
00:06:47,960 --> 00:06:51,440
‫نه، البته که نه.
‫اول مطمئن نبودیم که اونه

78
00:06:53,800 --> 00:06:55,240
‫اون خیلی عوض شده؟

79
00:06:55,400 --> 00:06:57,960
‫النا، شوهرت رو تو وضعیت
‫افتضاحی پیدا کردیم

80
00:06:58,120 --> 00:07:01,040
‫لباس پاره پوره تنش بود، خیلی کثیف
‫و شوکه بود

81
00:07:01,200 --> 00:07:02,840
‫نمیخواد با کسی حرف بزنه

82
00:07:03,000 --> 00:07:05,080
‫و نمیخواستیم تو شهر ببریمش

83
00:07:05,240 --> 00:07:08,120
‫و بذاریم مردم تو این حالت ببیننش.
‫واسه همینم آوردیمش اینجا

84
00:07:10,840 --> 00:07:12,240
‫[ستاد گارد مدنی]

85
00:07:19,400 --> 00:07:20,840
‫در اول سمت راست

86
00:09:20,280 --> 00:09:26,840
‫دوستش به التماس کردنش گوش داد،

87
00:09:27,000 --> 00:09:30,480
‫خوشبختانه...

88
00:09:30,640 --> 00:09:33,000
‫هیچ ریسکی نکرد

89
00:09:42,720 --> 00:09:44,840
‫- ساندرو!
‫- تو نباید بر میگشتی

90
00:09:45,000 --> 00:09:46,840
‫باید بهم کمک کنی، ساندرو

91
00:09:47,000 --> 00:09:48,440
‫تو برگشتی!

92
00:09:48,600 --> 00:09:51,240
‫میخوای بهم بگی سکه کجاست؟

93
00:09:51,400 --> 00:09:54,160
‫ورگارا، باهام بیا.
‫باهام بیا. سریع!

94
00:09:57,440 --> 00:09:58,760
‫اونجا!

95
00:10:05,520 --> 00:10:07,360
‫من دارم خوب میبینم.
‫تو چی؟

96
00:10:07,520 --> 00:10:09,400
‫- منم دارم خواب میبینم
‫- کجایی؟

97
00:10:09,560 --> 00:10:11,560
‫نمیدونم. تو یه سلول

98
00:10:11,720 --> 00:10:15,800
‫وقتی بیدار شدم، میام پیدات میکنم.
‫متوجهی؟

99
00:10:15,960 --> 00:10:17,680
‫میشه تا وقتی میرسم دووم بیاری؟

100
00:10:17,840 --> 00:10:19,720
‫من باید برگردم، ساندرو

101
00:10:20,880 --> 00:10:23,600
‫سکه...
‫بهشون گفتم دست الناست

102
00:10:23,760 --> 00:10:25,160
‫النا کیه؟

103
00:10:26,240 --> 00:10:28,440
‫نمیخوام اونا بهش صدمه بزنن، ساندرو

104
00:10:30,480 --> 00:10:32,120
‫از اینجا برو!

105
00:10:33,120 --> 00:10:35,040
‫این چیه؟
‫برو، فوراً!

106
00:11:14,680 --> 00:11:16,960
‫- عذر میخوام
‫- ممنون

107
00:11:44,400 --> 00:11:47,120
‫ببخشید.
‫ببخشید، ممنون

108
00:11:47,280 --> 00:11:48,600
‫ببخشید

109
00:11:51,440 --> 00:11:53,000
‫لطفا، به آدمای تو صف احترام بذارین

110
00:11:53,160 --> 00:11:57,280
‫- میدونم، ولی من همراه گروه اونا نیستم
‫- ولی باید هزینه ورود رو بدین

111
00:11:57,440 --> 00:12:00,880
‫من علاقه‌ای به نمایشگاه ندارم،
‫فقط میخوام وارد قلعه بشم

112
00:12:01,040 --> 00:12:03,760
‫پدر، همه باید هزینه ورود رو بدن

113
00:12:35,200 --> 00:12:37,800
‫اعلیحضرت! چطورین؟
‫خیلی خوشحالم اینجا میبینمتون

114
00:12:37,960 --> 00:12:39,800
‫ممنون که در کنفرانس شرکت کردین.
‫خوش اومدین

115
00:12:39,960 --> 00:12:41,440
‫خیلی خوشحالم.
‫خیلی خوشحالم

116
00:12:41,600 --> 00:12:43,000
‫تو بامزه‌ای

117
00:12:48,400 --> 00:12:49,960
‫نمیدونم چرا دارین اینقدر بزرگش میکنین

118
00:12:50,120 --> 00:12:52,480
‫اون رفته، حالا به هر دلیلی
‫نمیدونم، چون به تنگ اومده بوده

119
00:12:52,640 --> 00:12:54,640
‫و حالا نظرش عوض شده
‫و برگشته

120
00:12:54,800 --> 00:12:58,520
‫عجیبه، مثل تمام اتفاقاتی که
‫توی این شهر میوفته

121
00:12:58,680 --> 00:13:02,280
‫اینکه اینطوری پیدات بشه، با قیافه داغون
‫و معلوم نیست کجا بوده...

122
00:13:02,440 --> 00:13:04,560
‫- محض رضای خدا
‫- این حرف اونه

123
00:13:04,720 --> 00:13:06,120
‫فکر میکنی داره دروغ میگه؟

124
00:13:06,280 --> 00:13:08,200
‫بهتره چیزی نگم،
‫که یه وقت به کسی بر بخوره

125
00:13:08,360 --> 00:13:09,840
‫بخاطر چی؟

126
00:13:10,000 --> 00:13:12,480
‫نمیدونم، اون تو سپولودا
‫یکی رو میدیده

127
00:13:12,640 --> 00:13:15,200
‫- از کجا میدونی؟
‫- دیدمش که داشت با زنه حرف میزد

128
00:13:15,360 --> 00:13:17,800
‫- شما همه‌تون عین همین
‫- شما اصلا حالیتون نیست

129
00:13:17,960 --> 00:13:20,600
‫این به پول مربوط میشه،
‫چون اون مَرد خیلی قمار میکرد

130
00:13:20,760 --> 00:13:23,160
‫- اون حتی سر پیراهنش هم شرط بسته
‫- یکی دیگه

131
00:13:23,320 --> 00:13:25,440
‫و چون یکی بهت گفته اینو میدونی، درسته؟

132
00:13:25,600 --> 00:13:28,920
‫نه دهن سرویس، چون هر از گاهی
‫منم یه چند دست بازی میکنم

133
00:13:29,080 --> 00:13:30,520
‫و چند بار هم دیدمش که سفته گذاشته

134
00:13:30,680 --> 00:13:33,360
‫- پیش کی؟
‫- اسم گناه رو میبرم، ولی نه گناهکار

135
00:13:33,520 --> 00:13:36,360
‫اگه بیچاره براش حادثه‌ای رخ داده
‫و چیزی یادش نمیاد چی؟

136
00:13:36,520 --> 00:13:38,320
‫کی نظر تو رو خواست؟

137
00:13:38,480 --> 00:13:40,040
‫- همه‌تون حالم رو بهم میزنین
‫- حق با اونه

138
00:13:40,200 --> 00:13:41,520
‫چه اهمیتی داره چه اتفاقی افتاده؟

139
00:13:41,720 --> 00:13:44,520
‫حالا دامپزشک یکی رو داره که تخت رو براش گرم کنه،
‫و همینم مهمه

140
00:13:44,680 --> 00:13:46,120
‫کار دیگه‌ای نمیشه کرد

141
00:13:46,280 --> 00:13:48,520
‫خب، مطمئنم مارکی سر این حرفت
‫باهات موافق نیست
‫[مارکی از عنوان‌های نجیب‌زادگان اروپایی بوده‌]

142
00:13:48,680 --> 00:13:51,640
‫- روکه؟ اون مگه باهاش بود؟
‫- خبر نداشتی؟

143
00:13:51,800 --> 00:13:55,480
‫داشتم باهم میرفتن پاریس.
‫مگه نه، پاکو؟

144
00:14:04,600 --> 00:14:08,080
‫- اون چشه؟
‫- اونم بهش علاقه داره، خودت چی فکر میکنی؟

145
00:14:08,240 --> 00:14:09,600
‫خدایی؟

146
00:14:09,760 --> 00:14:11,760
‫- شنیدی چی گفتم دیگه
‫- عین این سریال‌های جم ‌تی‌وی شده

147
00:14:11,920 --> 00:14:13,320
‫عجب وضعی

148
00:14:13,480 --> 00:14:14,800
‫بذارینش به حال خودش

149
00:14:42,480 --> 00:14:46,320
‫منو ببین.
‫تو چشم‌هام نگاه کن

150
00:14:46,480 --> 00:14:47,840
‫بگو که دوستم داری

151
00:14:50,240 --> 00:14:52,240
‫معلومه که دوستت دارم

152
00:14:52,400 --> 00:14:54,000
‫با تمام وجودم دوستت دارم

153
00:15:08,000 --> 00:15:10,800
‫هیچوقت باور نمیکردم این لحظه بیاد

154
00:15:11,000 --> 00:15:12,600
‫فکر میکردم تو مُردی

155
00:15:12,760 --> 00:15:14,560
‫متاسفم که اینقدر باعث عذابت شدم

156
00:15:14,720 --> 00:15:16,840
‫اگه فقط میتونستیم...

157
00:15:17,000 --> 00:15:18,600
‫اون همه زمان رو برگردونیم

158
00:15:21,000 --> 00:15:22,320
‫چه اتفاقی افتاد؟

159
00:15:22,480 --> 00:15:24,800
‫نمیدونم. فقط یادمه...

160
00:15:24,960 --> 00:15:28,160
‫مثل همیشه از خونه رفتم

161
00:15:33,840 --> 00:15:35,680
‫یالا، عزیزم

162
00:15:37,080 --> 00:15:38,880
‫یالا. بیا

163
00:15:39,040 --> 00:15:41,560
‫خوبه. آفرین دختر

164
00:15:41,720 --> 00:15:44,080
‫بریم.
‫یالا، لونا

165
00:15:50,800 --> 00:15:52,120
‫لونا!

166
00:15:56,600 --> 00:15:58,240
‫من تو دهات بودم

167
00:16:00,320 --> 00:16:02,280
‫نور خورشید بیدارم کرد

168
00:16:02,440 --> 00:16:04,320
‫پوستم داشت میسوخت

169
00:16:04,480 --> 00:16:06,640
‫شروع به راه رفتن کردم

170
00:16:06,800 --> 00:16:10,440
‫اولش همش عین بچه کوچیک میوفتادم

171
00:16:10,600 --> 00:16:13,360
‫انگار هیچوقت راه نرفته بودم

172
00:16:13,520 --> 00:16:16,360
‫بین این دو لحظه،
‫دو سال گذشته

173
00:16:16,520 --> 00:16:18,800
‫نمیتونم چیزی بهت بگم،
‫فقط همینا رو میدونم

174
00:16:18,960 --> 00:16:21,880
‫بغلم کن.
‫خیلی محکم بغلم کن

175
00:17:05,720 --> 00:17:07,040
‫لباست رو عوض کن،
‫ناهار حاظره

176
00:17:07,200 --> 00:17:08,840
‫- بچه اومده؟
‫- آره

177
00:17:09,000 --> 00:17:10,320
‫دکتر چی گفت؟

178
00:17:10,480 --> 00:17:12,400
‫اگه تبش بالا رفت،
‫شربت رو بهش بدیم

179
00:17:12,560 --> 00:17:16,480
‫واسه گفتن این چرت و پرتا
‫نیازی نیست دکتر باشی

180
00:17:16,640 --> 00:17:19,680
‫فکر کنم مشکل از گوششه.
‫اوه، بهت نگفتم

181
00:17:19,840 --> 00:17:21,560
‫میدونی کی یهویی پیداش شده؟

182
00:17:21,720 --> 00:17:23,840
‫- کی؟
‫- ماریو

183
00:17:24,000 --> 00:17:25,440
‫- کدوم ماریو؟
‫- دیگه به نظرت کدوم ماریو؟

184
00:17:25,600 --> 00:17:27,640
‫ماریو، شوهر النا

185
00:17:33,200 --> 00:17:35,920
‫- چی شده؟
‫- کی بهت گفت اون برگشته؟

186
00:17:36,080 --> 00:17:39,120
‫- کنسوئلو بهم گفت
‫- اون دیدتش؟

187
00:17:39,280 --> 00:17:41,440
‫نمیدونم.
‫چیزه دیگه‌ای ازش نپرسیدم

188
00:17:41,600 --> 00:17:44,960
‫- تو چت شده؟
‫- هیچی

189
00:17:47,320 --> 00:17:49,880
‫خسوس، کجا میری؟
‫مگه قرار نیست ناهار بخوریم؟

190
00:17:50,040 --> 00:17:51,520
‫خسوس!

191
00:17:52,480 --> 00:17:55,520
‫[کلیسا در جنگ جهانی دوم]

192
00:18:32,400 --> 00:18:35,400
و اینم از نیزه لانگینوس افسانه‌ای

193
00:18:35,560 --> 00:18:39,320
،که پهلوی مسیح رو روی صلیب سوراخ کرده
...طبق گفته افسانه

194
00:18:39,480 --> 00:18:41,760
...به دنبال پیوستن اتریش به آلمان

195
00:18:42,102 --> 00:18:44,889
خود هیتلر دستور داد به برلین آورده بشه

196
00:18:46,102 --> 00:18:51,380
طبق تعالیم نازیسم
...هرکی سلاح رو در اختیار داشته باشه

197
00:18:51,382 --> 00:18:52,380
نابود نشدنی خواهد بود

198
00:19:14,000 --> 00:19:16,560
‫عذر میخوام، دسترسی به اینجا محدوده

199
00:19:16,720 --> 00:19:18,280
‫- فکر میکردم توالت‌ها اونجان
‫- نه

200
00:19:18,440 --> 00:19:20,240
‫راهروی اول سمت راست
‫و بعد برین سمت چپ

201
00:19:20,400 --> 00:19:21,920
‫- ممنون. خیلی لطف دارین
‫- خواهش میکنم

202
00:19:22,080 --> 00:19:23,560
‫اوه، داشت یادم میرفت

203
00:19:23,720 --> 00:19:26,360
‫وقتی اومدم اینجا، یه کوله پشتی دیدم
‫که همینطوری اونجا ول شده

204
00:19:26,520 --> 00:19:28,200
‫فقط محض اینکه یه وقت خطرناک باشه...

205
00:19:28,360 --> 00:19:31,480
‫- دقیقا کجا؟
‫- این طرف. نشونت میدم

206
00:19:37,760 --> 00:19:41,000
‫متاسفم.
‫خیلی عذر میخوام

207
00:19:41,160 --> 00:19:42,720
‫خدا حفظت کنه

208
00:20:15,920 --> 00:20:17,320
‫حالت خوبه؟

209
00:21:09,760 --> 00:21:12,400
‫امیدوارم این خوب اندازه‌ات بشه

210
00:21:17,320 --> 00:21:18,640
‫اون کجاست؟

211
00:21:21,880 --> 00:21:23,200
‫مَسته؟

212
00:21:23,360 --> 00:21:25,640
‫خودت چی فکر میکنی؟
‫تازه یه بطری کامل جی‌بی خورده

213
00:21:26,800 --> 00:21:29,240
‫خسوس، در رو باز کن.
‫پاکو ام

214
00:21:31,640 --> 00:21:33,080
‫- خسوس!
‫- شما چیکار کردین؟

215
00:21:33,240 --> 00:21:34,960
‫شما یه کاری کردین

216
00:21:35,120 --> 00:21:37,280
‫کسی کاری نکرده، خسوس.
‫تو چته؟

217
00:21:38,040 --> 00:21:40,320
‫- اون مَرد...
‫- کدوم مَرد؟

218
00:21:42,360 --> 00:21:45,320
‫- ماریو
‫- خب چی؟

219
00:21:45,480 --> 00:21:47,360
‫اون نباید اینجا باشه

220
00:21:47,520 --> 00:21:50,040
‫منم نباید اینجا باشم، ولی ببین...

221
00:21:50,200 --> 00:21:53,760
‫تو، دامپزشک، کشیش و همه اهالی این شهر
‫میخواین منو دیوونه کنین

222
00:21:53,920 --> 00:21:55,720
‫کسی علیه تو نیست، خسوس

223
00:21:55,880 --> 00:21:57,360
‫- میخواین به خودم شلیک کنم
‫- چی؟

224
00:21:57,520 --> 00:22:00,000
‫تا از سر راه برم کنار،
‫چون فقط منم که جلوتون وای‌میستم

225
00:22:00,160 --> 00:22:01,760
‫تو فقط یه بطری ویسکی خوردی، همین

226
00:22:01,920 --> 00:22:03,800
‫میخواین منم مثل بقیه بمیرم

227
00:22:03,960 --> 00:22:06,280
‫ولی قبلش همه رو به گور میبرم

228
00:22:06,440 --> 00:22:08,680
‫چرا ماریو نمیتونه اینجا باشه، خسوس؟

229
00:22:33,160 --> 00:22:34,960
آماده‌ای؟

230
00:22:35,120 --> 00:22:36,680
‫واسه چی؟

231
00:22:41,040 --> 00:22:44,960
خب، بعضی‌هاتون میدونین
...و اگه نمیدونین اینو باید بدونین

232
00:22:45,120 --> 00:22:47,600
اون قطعه آخر بهمون کمک کرد

233
00:22:47,760 --> 00:22:51,880
تا محل کلیسای جامع گلاگولیتی بونیفاسو رو پیدا کنیم

234
00:22:51,885 --> 00:22:57,223
،که در نهایت و بالاخره
...آخرین قطعات رو پیدا کردیم که اکنون در دستان ماست

235
00:22:57,225 --> 00:22:59,990
.ممنون
 خیلی ممنون، پدر لبرانچ

236
00:23:00,420 --> 00:23:02,699
ولی قبل از اینکه جزئیات رو مطرح کنیم

237
00:23:03,280 --> 00:23:07,600
‫میخوام شما رو به دوست عزیزم معرفی کنم...

238
00:23:07,760 --> 00:23:09,640
‫پدر مانوئل ورگارا

239
00:23:20,120 --> 00:23:25,640
...بعد از سال‌ها زحمت و فداکاری

240
00:23:25,800 --> 00:23:31,080
ولی بالاخره به تکمیل خلقت خود
خیلی نزدیک شدیم

241
00:23:31,240 --> 00:23:35,400
با تشکر از کشیش اسپانیایی
...پدر ورگارا

242
00:23:35,560 --> 00:23:39,720
آخرین قطعه قراره به جایی که
تعلق داره برگرده

243
00:23:39,880 --> 00:23:45,160
و روزی که این اتفاق بیوفته
دنیا عوض میشه

244
00:24:08,200 --> 00:24:11,360
‫من به دست‌هام نگاه میکنم
‫و اونا رو نمیشناسم

245
00:24:13,200 --> 00:24:15,160
‫منم عوض شدم

246
00:24:15,320 --> 00:24:18,080
‫منم همونی نیستم که
‫دو سال پیش بودم

247
00:24:27,080 --> 00:24:29,000
‫فقط از یه چیز مطمئنم

248
00:24:30,320 --> 00:24:33,520
‫هر چی که بشه،
‫من اینجام که ازت محافظت کنم

249
00:24:36,000 --> 00:24:37,840
‫میخوام تا باقی عمرم...

250
00:24:38,000 --> 00:24:40,240
‫ازت مراقبت کنم

251
00:24:40,400 --> 00:24:42,200
‫همیشه کنارتم

252
00:24:47,360 --> 00:24:51,440
‫من کلی ازت سوال پرسیدم،
‫تو سوالی ازم نپرسیدی

253
00:24:51,600 --> 00:24:53,200
‫من چه حقی دارم که
‫ازت سوالی بپرسم؟

254
00:24:53,360 --> 00:24:56,120
‫تو تمام حق‌های دنیا رو داری،
‫چون تو شوهر منی

255
00:24:56,280 --> 00:24:58,880
‫و من نمیخوام رازی بین ما باشه

256
00:25:26,120 --> 00:25:30,360
‫من اینجام، چون من ربوده شده بودم

257
00:25:36,600 --> 00:25:38,920
‫من هرگز بخشی از برنامه‌ای نبودم

258
00:25:39,080 --> 00:25:40,680
‫من کاری نکردم

259
00:25:40,840 --> 00:25:42,280
‫اینقدر فروتن نباش، پدر

260
00:25:42,440 --> 00:25:45,080
‫بخاطره توئه که ما اینجاییم

261
00:25:46,000 --> 00:25:48,360
...بله، برادران

262
00:25:48,520 --> 00:25:50,640
...چون این مَرد

263
00:25:50,800 --> 00:25:55,040
سال‌هاست که با تمام وجود
از سکه مقدسِ خیانت محافظت کرده

264
00:25:55,200 --> 00:25:58,440
از رم تبعید شد

265
00:25:58,600 --> 00:26:04,160
مجبور شد مورد تمسخر، تحقیر قرار بگیره
و حتی زندانی بشه

266
00:26:04,320 --> 00:26:08,120
فقط بخاطر حفظ بزرگترین گنجینه دنیا

267
00:26:08,280 --> 00:26:11,440
دروغ گفت، تهمت زد
زندگیش رو فدا کرد

268
00:26:11,600 --> 00:26:16,120
...این مَرد حتی بخاطر هدف ما

269
00:26:16,280 --> 00:26:20,880
به عزیزانش هم خیانت کرد -
این حقیقت نداره -

270
00:26:21,040 --> 00:26:23,400
‫داره همه‌چیز رو تحریف میکنه!

271
00:26:23,560 --> 00:26:27,680
‫- من هرگز سعی نکردم...
‫- ولی کردی، مانوئل

272
00:26:27,840 --> 00:26:31,320
‫و فقط حقایق مهمن

273
00:26:31,480 --> 00:26:34,520
‫دوست‌هات، پاکو، النا

274
00:26:34,680 --> 00:26:37,880
‫اونایی که بهت وفادارن...
‫همه‌شون بخاطر تو زجر میکشن

275
00:26:38,440 --> 00:26:39,920
‫این حقیقت داره

276
00:26:44,760 --> 00:26:48,080
‫به افتخار بهترین‌مون دست بزنین

277
00:27:54,040 --> 00:27:55,440
‫[این شهر دوستت داره و بهت نیاز داره]

278
00:27:56,080 --> 00:27:58,600
‫مردم خیلی خوب رفتار کردن

279
00:27:58,760 --> 00:28:00,200
‫با پولی که جمع شد

280
00:28:00,360 --> 00:28:03,120
‫شاید حداقل بتونیم مبلمان
‫و تجهیزات رو عوض کنیم

281
00:28:04,440 --> 00:28:07,800
‫اول خونه‌ات رو میسوزونن
‫و بعد برات گل میذارن

282
00:28:07,960 --> 00:28:09,920
‫اینا یعنی چی؟

283
00:28:10,080 --> 00:28:13,200
‫بهتره بهش فکر نکنیم
‫و فقط به زندگیمون ادامه بدیم

284
00:28:13,360 --> 00:28:14,840
‫درسته

285
00:28:16,520 --> 00:28:17,880
‫ولی نه اینجا،

286
00:28:18,880 --> 00:28:20,760
‫نه بعد از کاری که باهات کردن

287
00:28:26,000 --> 00:28:27,960
‫بیا از اینجا بریم

288
00:28:28,120 --> 00:28:30,120
‫بیا از اینجا بریم، النا

289
00:28:31,440 --> 00:28:33,920
‫مگه نمیخواستی همین‌ کارو کنی؟

290
00:28:34,080 --> 00:28:35,480
‫بیا خیلی از اینجا دور بشیم

291
00:28:37,640 --> 00:28:39,200
‫و این سال‌ها رو فراموش کنیم؟

292
00:28:40,240 --> 00:28:41,560
‫آره

293
00:28:43,080 --> 00:28:46,560
‫عین یه خواب بد فراموششون کنیم

294
00:28:46,720 --> 00:28:50,880
‫نمیخوام همش به اتفاقی که واسه من
‫یا واسه تو افتاد فکر کنم

295
00:28:51,040 --> 00:28:53,880
‫- بیا به زندگیمون ادامه بدیم
‫- به نظرت ممکنه؟

296
00:28:55,000 --> 00:28:56,320
‫چرا که نه؟

297
00:28:57,480 --> 00:29:00,560
‫چیزی نیست که ما رو
‫به این مردم گره بزنه. درسته؟

298
00:29:01,680 --> 00:29:03,080
‫یا هست؟

299
00:29:04,160 --> 00:29:05,760
‫نه

300
00:29:06,320 --> 00:29:07,880
‫بیا از نو شروع کنیم

301
00:29:09,000 --> 00:29:11,680
‫یه شهر دیگه، آدمای جدید
‫یه خانواده

302
00:29:11,840 --> 00:29:13,240
‫- گفتی "یه خانواده؟"
‫- یه خانواده

303
00:29:13,400 --> 00:29:17,440
‫کلی بچه که سر و صدا کنن،
‫تو خونه اینور و اونور بدوئن

304
00:29:30,760 --> 00:29:33,680
‫پدر مقدس از پیشرفتت خوشنود میشه

305
00:29:33,840 --> 00:29:38,320
‫بهتره پای اونو وسط نکشیم.
‫اون نمیفهمه

306
00:29:39,760 --> 00:29:42,200
‫غیبت منو چطور توجیه کردی؟

307
00:29:42,360 --> 00:29:44,080
‫الان تو توی ونزوئلایی

308
00:29:44,240 --> 00:29:50,280
‫تو یه کنفرانس سرتاسری در مورد وحدت،
‫دعا، ایمان، عشق و این چیزا

309
00:29:50,440 --> 00:29:53,120
‫نامه‌هایی با دست خط خودت
‫واسه اعلیحضرت فرستادی...

310
00:29:53,280 --> 00:29:55,120
‫اسم دوازده‌ نفر آدم بیگناه رو تو توطئه بردی

311
00:29:55,280 --> 00:30:00,240
‫حتی یه ویدئو از ورودت به کاراکاس هست

312
00:30:11,000 --> 00:30:12,760
‫آرشیو واتیکان!

313
00:30:14,000 --> 00:30:16,240
‫بزرگترین کتابخونه دنیا

314
00:30:18,280 --> 00:30:20,840
‫تمام کتاب‌های دنیا اینجان

315
00:30:21,000 --> 00:30:23,560
‫البته، از جمله کتاب‌های ممنوعه

316
00:30:23,720 --> 00:30:27,240
‫یا فکر کردی اینقدر احمقیم
‫که اونا رو نابود کنیم؟

317
00:30:28,400 --> 00:30:31,240
‫بیا، میخوام یه چیزی نشونت بدم

318
00:30:48,840 --> 00:30:52,240
‫اینجا با ارزش‌ترین اشیاء رو نگه میداریم

319
00:30:52,400 --> 00:30:54,600
‫هرچیزی که کسی نباید بدونه

320
00:30:54,760 --> 00:30:56,800
‫که، از نظر تئوری، وجود نداره

321
00:31:10,880 --> 00:31:12,400
‫وقتی مسیح متولد شد،

322
00:31:12,560 --> 00:31:15,120
‫مجوس شرقی،
‫سه مرد دانا، به ملاقاتش اومدن

323
00:31:15,280 --> 00:31:18,440
‫همیشه فکر نمیکردی قضیه مجوس عجیب میزنه؟

324
00:31:18,600 --> 00:31:22,680
‫مجوس کیا بودن؟
‫و چرا براش هدیه آوردن؟

325
00:31:23,240 --> 00:31:26,240
‫اینجان.
‫اینا هدایا بودن

326
00:31:30,400 --> 00:31:32,680
‫کتاب‌های جادو، مانوئل

327
00:31:41,880 --> 00:31:46,200
‫کتاب‌هایی که معجزه کنه،
‫تا خدا بشه

328
00:32:04,320 --> 00:32:06,160
‫چیکار میکنی؟
‫کجا میری؟

329
00:32:06,320 --> 00:32:07,680
‫کجا میری؟

330
00:32:07,840 --> 00:32:09,880
‫- بابا؟ بابا!
‫- خسوس

331
00:32:11,080 --> 00:32:12,400
‫بابا!

332
00:32:19,360 --> 00:32:20,680
‫الو؟

333
00:32:22,000 --> 00:32:23,720
‫چیه؟

334
00:32:23,880 --> 00:32:27,080
‫نه... ترینی، لطفا آروم باش،
‫نمیفهمم چی میگی

335
00:32:27,240 --> 00:32:29,280
‫بگو چی شده

336
00:32:30,800 --> 00:32:32,280
‫ولی بهت نگفت کجا میره؟

337
00:32:32,440 --> 00:32:34,280
‫و سگ‌ها رو هم نبرده؟

338
00:32:36,600 --> 00:32:38,120
‫پاکو!

339
00:32:41,280 --> 00:32:43,880
‫- لعنتی
‫- پاکو، لطفا مراقب باش!

340
00:32:44,040 --> 00:32:45,480
‫- میخوام بدونم قضیه چیه
‫- نرو!

341
00:32:45,640 --> 00:32:47,320
‫- مرچه، طوریم نمیشه
‫- پاکو، نرو!

342
00:32:47,480 --> 00:32:49,240
‫پاکو، نرو!

343
00:32:56,960 --> 00:32:58,280
‫خسوس

344
00:33:00,160 --> 00:33:01,680
‫خسوس

345
00:33:05,640 --> 00:33:07,080
‫خسوس!

346
00:33:14,960 --> 00:33:16,680
‫لاگونا!

347
00:33:16,840 --> 00:33:20,080
‫خسوس داره تو خیابون با اسلحه شلیک میکنه
‫و پاکو داره میره دنبالش

348
00:33:40,280 --> 00:33:43,120
‫اسلحه‌ات رو بنداز، خسوس
‫احمق نباش!

349
00:33:45,960 --> 00:33:49,760
‫لعنتی! لعنتی!
‫با این شلیک نمیمیری

350
00:33:49,920 --> 00:33:51,600
‫تو چت شده، خسوس؟

351
00:33:51,760 --> 00:33:54,000
‫شما چتونه؟

352
00:33:54,160 --> 00:33:55,640
‫متوجه نیستین؟

353
00:33:55,800 --> 00:33:58,680
‫اون ساحره شوهر اونو از قبر بیرون آورده

354
00:33:58,840 --> 00:34:01,880
‫چی داری میگی؟
‫چرا طوری میگی انگار اون مُرده بوده؟

355
00:34:02,040 --> 00:34:03,800
‫چون اون مُرده

356
00:34:06,000 --> 00:34:07,680
‫من کشتمش

357
00:34:09,200 --> 00:34:10,880
‫من کشتمش!

358
00:35:29,440 --> 00:35:32,320
‫- این چیه؟
‫- انجیل‌ها

359
00:35:33,160 --> 00:35:35,400
‫ولی نه اونایی که تو کتاب مقدس قید شدن

360
00:35:35,560 --> 00:35:37,360
‫انجیل‌های آخرالزمانی؟

361
00:35:38,440 --> 00:35:40,040
‫نه دقیقا

362
00:35:48,360 --> 00:35:51,120
‫انجیل‌های خود مسیح

363
00:35:54,480 --> 00:35:56,560
‫غیرممکنه

364
00:35:56,720 --> 00:35:58,200
‫چرا علنی نشدن؟

365
00:35:59,040 --> 00:36:01,520
‫بهت اطمینان میدم اگه
‫تو بخونی‌شون...

366
00:36:01,680 --> 00:36:03,840
‫تو هم اونا رو مخفی میکنی

367
00:36:20,920 --> 00:36:23,120
‫ولی این باور نکردنیه

368
00:36:25,920 --> 00:36:28,480
‫- این همه‌چیز رو تغییر میده
‫- معلومه که همه‌چیز رو تغییر میده

369
00:36:28,640 --> 00:36:31,800
‫چرا فکر کردی من روحم رو فروختم؟
‫تا بتونم اینجا باشم!

370
00:36:31,960 --> 00:36:36,920
‫20 ساله دارم سعی میکنم
‫از دانشی که تو این اتاقه برخوردار بشم

371
00:36:37,080 --> 00:36:40,360
‫حالا از همیشه به خدا نزدیکترم

372
00:36:40,520 --> 00:36:42,680
‫به نظرت چطوری میتونستم
‫وارد خواب‌هات بشم؟

373
00:36:42,840 --> 00:36:46,040
‫به نظرت چطوری هروقت میخواستم
‫واقعیت رو دستکاری میکردم؟

374
00:36:46,200 --> 00:36:48,000
‫- معجزه‌ میکردی؟
‫- معجزه...

375
00:36:48,160 --> 00:36:51,320
‫میفهمی یه معجزه واسه من چیه؟
‫یه افسون

376
00:36:51,480 --> 00:36:54,640
‫ولی خب، هرکی حق اینو داره
‫که هرچی میخواد اسمش رو بذار

377
00:36:55,840 --> 00:36:57,800
‫میتونی بخونی‌شون...

378
00:37:05,000 --> 00:37:06,680
‫اگه بهمون ملحق بشی

379
00:37:08,880 --> 00:37:10,760
‫اگه به من ملحق بشی

380
00:37:22,480 --> 00:37:24,640
‫وقتی میگفتی که قراره از نو شروع کنیم،

381
00:37:24,800 --> 00:37:27,520
‫واقعا فکر نمیکردم که قراره
‫از اولِ اول شروع کنیم

382
00:37:27,680 --> 00:37:29,000
‫حتی چمدونی هم نبردیم

383
00:37:29,160 --> 00:37:32,160
‫اگه تا فردا صبر کنیم،
‫همه‌جور اتفاقی ممکنه بیوفته

384
00:37:32,320 --> 00:37:33,720
‫باید واسه یه سری آدم توضیح بدیم...

385
00:37:33,880 --> 00:37:37,560
‫ولی اگه ترجیح میدی، میتونیم برگردیم
‫چمدون‌هامون رو آروم جمع میکنیم

386
00:37:37,720 --> 00:37:39,840
‫و با همه خداحافظی میکنیم.
‫عجله‌ای نیست

387
00:37:40,000 --> 00:37:41,840
‫اینطوری بهتره

388
00:37:44,520 --> 00:37:46,400
‫به روکه فکر میکردی؟

389
00:37:49,480 --> 00:37:51,360
‫اگه میخوای بهش زنگ بزن

390
00:37:51,520 --> 00:37:55,000
‫نه، چی داری میگی؟
‫روکه زندگی خودش رو داره

391
00:37:57,400 --> 00:37:59,600
‫ولی تو داشتی با اون میرفتی، درسته؟

392
00:37:59,760 --> 00:38:02,760
‫نه... اینطور نبود

393
00:38:02,920 --> 00:38:05,400
‫میخواستم از دست دیوونگیه شهر فرار کنم

394
00:38:05,560 --> 00:38:07,240
‫میخواستم فراموش کنم

395
00:38:09,240 --> 00:38:10,600
‫فکر میکردم تو مُردی

396
00:38:12,760 --> 00:38:14,520
‫یه روز منو میبخشی؟

397
00:38:15,320 --> 00:38:17,480
‫عشقم، چیزی واسه بخشش وجود نداره

398
00:38:17,640 --> 00:38:19,520
‫هرکسی بود، همین کارو میکرد

399
00:38:21,680 --> 00:38:23,120
‫یه چیزی هست که نمیفهمم

400
00:38:23,280 --> 00:38:25,640
‫- چی؟
‫- چرا کلینیکت رو سوزوندن؟

401
00:38:25,800 --> 00:38:29,080
‫مگه توافق نکردیم که
‫همه‌چی رو فراموش کنیم؟

402
00:38:29,240 --> 00:38:32,080
‫آره.
‫حق با توئه، عذر میخوام

403
00:38:34,000 --> 00:38:35,720
‫دنبال چیزی میگشتن؟

404
00:38:35,880 --> 00:38:38,720
‫- چی؟
‫- دنبال چیزی میگشتن؟

405
00:38:42,160 --> 00:38:43,960
‫نمیدونم. من اونجا نبودم

406
00:38:47,160 --> 00:38:50,000
‫باید میدادیش به اونا، النا

407
00:38:51,240 --> 00:38:54,600
‫خودت رو از کلی مشکل خلاص میکردی

408
00:38:54,760 --> 00:38:57,240
‫- چی؟
‫- چیکار کردی؟

409
00:38:58,600 --> 00:39:01,080
‫- قایمش کردی؟
‫- نمیفهمم. تو چطوری...

410
00:39:01,240 --> 00:39:03,920
‫- کجا؟
‫- انداختمش دور

411
00:39:04,080 --> 00:39:06,080
‫- انداختیش دور؟
‫- آره

412
00:39:06,240 --> 00:39:09,480
‫- کجا انداختیش؟
‫- نمیدونم کجا

413
00:39:09,640 --> 00:39:11,200
‫ماریو، لطفا...

414
00:39:12,000 --> 00:39:14,000
‫سکه رو کجا انداختی؟

415
00:39:15,120 --> 00:39:18,440
‫یه بار دیگه ازت میپرسم.
‫سکه رو کجا انداختی؟

416
00:39:23,400 --> 00:39:25,440
‫تو سد. تو سد!

417
00:39:45,800 --> 00:39:47,480
‫ساندرو رو یادته؟

418
00:39:52,200 --> 00:39:54,040
‫فکر کنم اون نگرانت بود

419
00:39:54,200 --> 00:39:57,240
‫من نیازی به کمک کسی ندارم.
‫خودم میتونم واسه خودم تصمیم بگیرم

420
00:39:57,400 --> 00:40:00,840
‫الان دوست عزیزمون واسه ما کار میکنه، ساندرو

421
00:40:01,000 --> 00:40:03,760
‫امیدوارم برات ناامید کننده نباشه

422
00:40:05,440 --> 00:40:07,680
‫نه... غیرممکنه

423
00:40:08,880 --> 00:40:11,480
‫بهش ثابت کن.
‫میخواد ثابت کنی

424
00:40:16,000 --> 00:40:17,360
‫ورگارا

425
00:40:22,400 --> 00:40:24,080
‫بیخیال...

426
00:40:41,800 --> 00:40:44,480
‫اون کتابخونه رو بهت نشون داد، نه؟

427
00:40:44,640 --> 00:40:49,040
‫آره، جایی که تو هرگز بهش دسترسی نخواهی داشت

428
00:40:49,200 --> 00:40:50,840
‫میدونی چرا؟

429
00:40:52,200 --> 00:40:55,000
‫چون تو به قدر کافی ارزش نداری

430
00:40:55,680 --> 00:40:57,120
‫چه وعده‌ای بهت داد؟

431
00:40:58,440 --> 00:41:01,240
‫دونستن حقیقت.
‫به نظرت این کافی نیست؟

432
00:41:01,400 --> 00:41:02,960
‫حقیقت...

433
00:41:04,920 --> 00:41:10,440
‫خدا ببخشتت،
‫ولی حقیقت تو... همش نادرسته

434
00:41:10,600 --> 00:41:14,000
‫فقط یه دروغ عظیمه، واسه اینکه بتونن
‫کنترل واتیکان رو به دست بگیرن ساخته شده

435
00:41:14,160 --> 00:41:16,320
‫و آدمای خودشون رو مسئول کنن

436
00:41:16,480 --> 00:41:19,880
‫اون فقط قدرت میخواد، همین

437
00:41:21,840 --> 00:41:23,240
‫بقیه‌اش...

438
00:41:24,640 --> 00:41:26,240
‫چرت و پرته

439
00:41:26,400 --> 00:41:27,800
‫چرت و پرت؟

440
00:41:29,800 --> 00:41:31,160
‫چرت و پرت؟

441
00:41:43,640 --> 00:41:47,120
‫اینقدر سریع کارش رو تموم نکن،
‫اون بهترین شاهد ماست

442
00:41:47,280 --> 00:41:50,120
‫دیگه کی قراره شاهد پیروزی نهایی باشه؟

443
00:41:50,280 --> 00:41:53,480
‫حق با توئه.
‫تو انجامش میدی

444
00:41:55,600 --> 00:41:57,000
‫گلوش رو ببر

445
00:42:00,200 --> 00:42:02,320
‫میدونم آسون نیست

446
00:42:02,480 --> 00:42:05,880
‫به نظرت از اون در رفتن برام سخت نبود؟
‫سخت بود

447
00:42:06,040 --> 00:42:07,800
‫ولی انجامش دادم

448
00:42:07,960 --> 00:42:13,560
‫یالا، یه بار برای همیشه
‫خودت رو از احساس گناه مداوم خلاص کن

449
00:42:17,440 --> 00:42:19,400
‫انجامش بده

450
00:42:26,640 --> 00:42:31,280
‫روزانه هزاران آدم بیگناه میمیرن
‫و خدا اجازه‌اش رو میده

451
00:42:31,440 --> 00:42:33,120
‫تو قادر به انجام همین نیستی؟

452
00:42:34,200 --> 00:42:37,160
‫یالا، دوست عزیزم

453
00:42:44,240 --> 00:42:45,560
‫یالا!

454
00:42:53,120 --> 00:42:54,440
‫نه!

455
00:42:55,960 --> 00:42:57,440
‫بریم

456
00:43:08,080 --> 00:43:09,560
‫یالا! یالا!

457
00:43:14,120 --> 00:43:17,440
‫منتظر چی هستی؟
‫دکتر خبر کن!

458
00:43:26,160 --> 00:43:28,240
‫نه! نه! چرا؟

459
00:43:45,120 --> 00:43:46,880
‫- دستم رو محکم بگیر!
‫- نمیتونم!

460
00:43:47,040 --> 00:43:48,720
‫محکم بگیر!

461
00:44:39,560 --> 00:44:42,080
‫پاکو! پاکو، لطفا!

462
00:44:42,240 --> 00:44:44,360
‫یه دقیقه بهم گوش بده

463
00:44:44,520 --> 00:44:46,600
‫فقط یه دقیقه ازت میخوام

464
00:44:46,760 --> 00:44:50,120
‫- بیل رو دیدی؟
‫- بیل رو واسه چی میخوای؟

465
00:44:52,000 --> 00:44:54,640
‫تا چاله بکَنم.
‫بیل واسه رو همین اختراع کردن دیگه

466
00:44:54,800 --> 00:44:56,280
‫و النا؟

467
00:44:57,600 --> 00:44:59,560
‫چرا اون تو خونه نبود؟

468
00:45:00,720 --> 00:45:02,280
‫نمیدونم اون چرا تو خونه نبود

469
00:45:02,440 --> 00:45:04,200
‫خداروشکر که خونه نبود

470
00:45:06,680 --> 00:45:09,200
‫و خسوس؟
‫اون کجاست؟

471
00:45:09,360 --> 00:45:11,040
‫دستگیر شده. به نظرت کجاست؟
‫بهت گفتم دیگه

472
00:45:11,200 --> 00:45:14,120
‫ولی نمیفهمی اون حالش خوب نیست؟

473
00:45:14,280 --> 00:45:17,320
‫میگی موقع شکار به شوهر النا شلیک کرده، درسته؟

474
00:45:17,480 --> 00:45:18,840
‫- آره، همینو گفت
‫- خیلی‌خب

475
00:45:19,000 --> 00:45:20,440
‫ممکنه یه حادثه بوده باشه،

476
00:45:20,600 --> 00:45:24,000
‫و بعد، نمیدونم
‫اونم فرار کرده و نخواسته برگرده، چون...

477
00:45:24,160 --> 00:45:27,640
‫- ترسیده بوده
‫- ممکنه

478
00:45:27,800 --> 00:45:31,720
‫ولی همینطورم گفتی که خسوس
‫اونو دفن کرده، درسته؟

479
00:45:31,880 --> 00:45:33,840
‫دقیقا

480
00:45:34,000 --> 00:45:36,920
‫ولی پاکو، عشقم
‫این با عقل جور در نمیاد!

481
00:45:37,080 --> 00:45:38,800
‫میدونم جور در نمیاد، میدونم

482
00:45:38,960 --> 00:45:40,440
‫پس بیل واسه چی میخوای؟

483
00:45:40,600 --> 00:45:43,800
‫لعنتی اینجاست

484
00:45:43,960 --> 00:45:45,400
‫خیلی طولش نمیدم

485
00:45:46,760 --> 00:45:48,160
‫پاکو!

486
00:45:48,320 --> 00:45:50,000
‫پاکو، لطفا!

487
00:45:54,160 --> 00:45:57,320
‫حالا چی؟
‫عین یه مارپیچ میمونه

488
00:45:57,480 --> 00:45:58,920
‫اگه از راه اشتباه بریم،
‫هرگز نمیتونیم بریم بیرون

489
00:45:59,080 --> 00:46:01,240
‫- از این طرف!
‫- صبر کن!

490
00:46:02,440 --> 00:46:04,400
‫- چیه؟
‫- اون صدا چیه؟

491
00:46:24,840 --> 00:46:26,880
‫یالا!

492
00:47:36,240 --> 00:47:39,160
‫چیکار میکنی؟
‫خروجی اونجاست!

493
00:47:40,400 --> 00:47:42,360
‫یالا، بریم!

494
00:48:02,840 --> 00:48:04,400
‫ساندرو!

495
00:48:07,040 --> 00:48:08,400
‫ورگارا!

496
00:48:08,560 --> 00:48:09,880
‫فرار کن!

497
00:48:31,120 --> 00:48:34,160
‫هی، رفیق.
‫میتونم کمکت کنم؟

498
00:48:35,360 --> 00:48:36,800
‫چیکار میکنی؟

499
00:48:36,960 --> 00:48:39,200
‫نه، نکن!
‫لطفا!

500
00:48:42,520 --> 00:48:44,040
‫نه!

501
00:48:44,200 --> 00:48:45,760
‫نه!

502
00:48:56,440 --> 00:48:57,760
‫نه!

503
00:49:15,480 --> 00:49:17,720
‫نکُشش، پسرم!

504
00:49:22,880 --> 00:49:25,160
‫بهش نیاز داریم

505
00:50:06,200 --> 00:50:10,640
‫نگران نباش.
‫دوباره باهم دیدار میکنین

506
00:50:26,880 --> 00:50:30,000
‫این دیوونگیه،
‫ممکنه مجبور بشیم هزارتا چاله بکَنیم

507
00:50:30,160 --> 00:50:31,560
‫لاگونا، محض رضای خدا!

508
00:50:31,720 --> 00:50:34,840
‫این تنها درخت خشکیده جلوی دیواره.
‫باید اینجا باشه

509
00:50:35,000 --> 00:50:36,920
‫منظورم این نبود، پاکو
‫محض رضای خدا

510
00:50:37,080 --> 00:50:41,600
‫ما امروز صبح ماریو رو دیدیم،
‫تو خیابون قدم میزد

511
00:50:46,600 --> 00:50:48,040
‫لعنتی...

512
00:50:56,120 --> 00:50:57,520
‫یا خدا

513
00:51:02,800 --> 00:51:04,160
‫- لعنت!
‫- چیه؟

514
00:51:04,320 --> 00:51:07,440
‫الناست. یه چیزی شده

515
00:51:07,600 --> 00:51:09,760
‫- بهش زنگ بزن
‫- صبر کن

516
00:51:09,920 --> 00:51:12,000
‫[کمک!]

517
00:51:12,160 --> 00:51:14,960
‫[میتونی حرف بزنی؟]

518
00:51:15,120 --> 00:51:17,360
‫- لعنتی، چیکار کنیم؟
‫- ازش بپرس موقعیتش کجاست

519
00:51:17,520 --> 00:51:18,960
‫- چی؟
‫- موقعیتش!

520
00:51:19,120 --> 00:51:21,160
‫- ازش بپرس بگه کجاست!
‫- درسته

521
00:51:21,320 --> 00:51:23,840
‫[کجایی؟]

522
00:51:29,760 --> 00:51:31,840
‫[ماریو، ماریو نیست]

523
00:51:38,360 --> 00:51:40,160
‫بریم. بریم

524
00:51:53,720 --> 00:51:56,440
‫کجا انداختیش؟

525
00:52:03,320 --> 00:52:04,720
‫اینجا بود؟
‫جوابم رو بده!

526
00:52:04,880 --> 00:52:08,000
‫آره. اون پایینه، تو رودخونه.
‫پس گرفتنش غیرممکنه

527
00:52:08,160 --> 00:52:09,840
‫سکه برمیگرده پیشت،

528
00:52:10,000 --> 00:52:12,360
‫ولی با یه راه طبیعی برمیگرده

529
00:52:12,520 --> 00:52:15,080
‫ممکنه تا وقتی که بهت برسه
‫سال‌ها طول بکشه

530
00:52:15,240 --> 00:52:19,040
‫من اینقدر وقت ندارم.
‫من و تو همین الان پیداش میکنیم

531
00:52:19,200 --> 00:52:20,760
‫این...

532
00:52:20,920 --> 00:52:23,720
‫سده، پاکو
‫عجبا

533
00:52:23,880 --> 00:52:26,640
‫تو این شهر هیچوقت اتفاقی نمیوفتاد
‫و حالا برعکس شده

534
00:52:26,800 --> 00:52:28,600
‫داری زیاد یواش میری

535
00:52:32,880 --> 00:52:34,200
‫برو بالا!

536
00:52:58,800 --> 00:53:01,120
‫باهم تا آخرش

537
00:53:01,280 --> 00:53:02,880
‫نه!

538
00:53:33,000 --> 00:53:34,320
‫سوار بشین!

539
00:53:38,440 --> 00:53:40,000
‫سریع! بریم!

540
00:54:30,240 --> 00:54:32,360
‫یه جایگاه بدون اسم

541
00:54:33,360 --> 00:54:36,760
‫- متاسفم که باید اینطوری بشه
‫- اینطوری به صلاحه

542
00:54:36,920 --> 00:54:40,840
‫حتی نمیخوام تصور کنم
‫توضیح دادن اینا چقدر ناجور میشه

543
00:54:41,000 --> 00:54:43,400
‫حداقل الان میدونی شوهرت کجا دفن شده

544
00:54:43,560 --> 00:54:45,440
‫و اون یکی؟

545
00:54:45,600 --> 00:54:48,200
‫لاگونا میگه بهتره بگیم
‫اون وضعیت بی‌ثباتی داشت

546
00:54:48,360 --> 00:54:50,280
‫نمیتونست فشار رو تحمل کنه
‫و خودکشی کرد

547
00:54:50,440 --> 00:54:52,720
‫نه.
‫لطفا، دیگه مرگ بسه

548
00:54:52,880 --> 00:54:55,040
‫لطفا.
‫اگه باید یه چیزی سرهم کنیم،

549
00:54:55,200 --> 00:54:57,400
‫ترجیح میدم فکر کنن من و ماریو
‫باهم از اینجا رفتیم

550
00:54:57,560 --> 00:54:59,920
‫حداقل بذار مردم اینطوری به یادش بیارن

551
00:55:03,160 --> 00:55:05,440
‫هیچ‌جوره نمیتونم نظرت رو عوض کنم؟

552
00:55:09,240 --> 00:55:10,680
‫النا

553
00:55:12,120 --> 00:55:13,720
‫صبر کن

554
00:55:18,800 --> 00:55:21,520
‫اگه کسی بتونه اینکارو بکنه، تویی

555
00:55:28,000 --> 00:55:30,040
‫تو همیشه بودی،
‫مراقبم بودی

556
00:55:30,720 --> 00:55:32,120
‫و ازم محافظت میکردی

557
00:55:32,280 --> 00:55:35,400
‫وقتی اون پیام رو فرستادم،
‫تردید نکردم

558
00:55:36,600 --> 00:55:38,360
‫میتونستم به هرکسی زنگ بزنم

559
00:55:39,600 --> 00:55:41,680
‫ولی فقط به فکر تو افتادم

560
00:55:41,840 --> 00:55:44,800
‫- و روکه؟
‫- روکه تو پاریسه

561
00:55:44,960 --> 00:55:48,560
‫میدونم، ولی اگه اون اینجا بود.
‫به کی زنگ میزدی؟

562
00:55:48,720 --> 00:55:50,120
‫تو چی؟

563
00:55:50,280 --> 00:55:52,400
‫من چی؟
‫من متاهلم، منظورت اینه؟

564
00:55:52,560 --> 00:55:57,520
‫آره، با مرچه و این شهر ازدواج کردی.
‫من نمیخوام بهت صدمه بزنم، پاکو

565
00:55:57,680 --> 00:55:59,640
‫نمیخوام تو رو از هر کدوم اینا جدا کنم

566
00:55:59,800 --> 00:56:02,000
‫این تصمیمیه که من باید بگیرم

567
00:56:13,360 --> 00:56:15,560
‫- قرار نیست جواب بدی؟
‫- میخوای جواب بدم؟

568
00:56:15,720 --> 00:56:17,040
‫نمیخوام

569
00:56:18,440 --> 00:56:21,640
‫- بهتر شد؟
‫- دوباره زنگ میزنه

570
00:56:21,800 --> 00:56:25,280
‫دوباره ازت میخواد باهاش بری.
‫بهش چی میگی؟

571
00:56:28,560 --> 00:56:31,520
‫- آره یا نه؟
‫- من تو این شهر نمیمونم

572
00:56:31,680 --> 00:56:33,880
‫این تنها چیزیه که ازش مطمئنم

573
00:56:59,120 --> 00:57:00,720
‫25

574
00:57:02,800 --> 00:57:05,480
‫اینجا بهترین ماهی توی پاریس رو دارن

575
00:57:09,720 --> 00:57:12,160
‫- بهترین ماهی
‫- حرف نداره

576
00:57:25,800 --> 00:57:27,600
‫چی شده؟
‫چرا دارین ماهی رو میبرین؟

577
00:57:27,760 --> 00:57:29,320
‫خوب نیست.
‫ماهی خوب نیست

578
00:57:29,480 --> 00:57:32,440
‫اون چیه؟
‫بده ببینم

579
00:57:40,680 --> 00:57:42,560
‫شرط میبندم برات خوش شانسی میاره

580
00:57:42,565 --> 00:57:52,560
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
Email: <font color=#FF0000>tooraj1111@gmail.com</font>

