1
00:00:02,049 --> 00:00:04,421
‫<font color=۰۰۶۷CE>"آب"</font>

2
00:00:04,422 --> 00:00:06,295
‫<font color=#۰۰AE۰۰>"خاک"</font>

3
00:00:06,296 --> 00:00:08,404
‫<font color=Red>"آتش"</font>

4
00:00:08,405 --> 00:00:09,696
‫<font color="#۸۰FFFF">"باد"</font>

5
00:00:10,762 --> 00:00:14,896
‫"خیلی وقت پیش هر ۴ ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی میکردند"

6
00:00:14,897 --> 00:00:18,975
‫"بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغییر کرد"

7
00:00:19,176 --> 00:00:23,288
‫"تنها آواتار،مسلط به هر ۴ عنصر میتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,289 --> 00:00:26,448
‫"اما وقتی دنیا بیش از همیشه بهش نیاز داشت،ناپدید شد"

9
00:00:26,789 --> 00:00:30,610
‫"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جدید رو پیدا کردیم"

10
00:00:30,611 --> 00:00:32,450
‫"یه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:32,551 --> 00:00:34,656
‫"و با اینکه مهارت‌های باد افزاریش عالی هستن"

12
00:00:34,657 --> 00:00:38,389
‫"خیلی چیزا هست که باید قبل از نجات کسی یاد بگیره"

13
00:00:38,390 --> 00:00:42,012
‫"اما من باور دارم،آنگ میتونه دنیا رو نجات بده"

14
00:00:47,526 --> 00:00:49,906
‫آنچه در آواتار گذشت...

15
00:00:50,199 --> 00:00:52,416
‫ما میریم به باسینگ سِی.

16
00:00:52,451 --> 00:00:54,745
‫چرا باید بریم به پایتخت قلمرو خاک؟

17
00:00:54,829 --> 00:00:56,706
‫شهر با پناهنده‌ها پر شده.

18
00:00:57,748 --> 00:00:59,257
‫آه...سوکی چیکار میکنه؟

19
00:00:59,292 --> 00:01:02,503
‫در واقع اون و بقیه‌ی مبارزها رفتن که در جنگ مبارزه کنن.

20
00:01:06,626 --> 00:01:08,641
‫- بهم بگو آپا کجاست؟
‫- من معاوضه‌اش کردم!

21
00:01:08,676 --> 00:01:10,386
‫الآن احتمالاً تو باسینگ سِیه.

22
00:01:20,000 --> 00:01:24,500
‫<font color=۰۰AE۰۰>خاک</font> : کتاب دوم
‫قسمت دوازدهم : سفر به باسینگ سِی(قسمت اول)-گذرگاه مار بزرگ

23
00:01:25,500 --> 00:01:29,500
‫<font color=Red>(CyrusGreat)حمید وِتر</font> : ترجمه و زیرنویس
‫<font color=Red>(Hamid Vetr)</font>
‫<font color=Orange>TvCenter</font>

25
00:01:39,336 --> 00:01:41,504
‫بمب آب افزاری!

26
00:01:49,024 --> 00:01:54,655
‫،البته،یه نقشه‌ی ۵۰۰۰ ساله از کتابخونه‌ی روحی
‫درست همین الآن آب پاشیدی روش.

27
00:01:55,364 --> 00:01:56,615
‫ببخشید.

28
00:02:02,371 --> 00:02:04,588
‫پس،فهمیدی از کدوم راه باید بریم؟

29
00:02:04,623 --> 00:02:07,668
‫خیلی خب،ما تازه از بیابون اومدیم
‫بیرون،پس باید این اطراف باشیم...

30
00:02:07,960 --> 00:02:10,552
‫و باید بریم به باسینگ سِی که اینجاست....

31
00:02:10,587 --> 00:02:13,069
‫به نظر میرسه تنها راهی که جنوب رو به شمال وصل میکنه...

32
00:02:13,104 --> 00:02:15,551
‫این راهِ باریکه که به گذرگاه مار بزرگ معروفه....

33
00:02:15,586 --> 00:02:17,594
‫مطمئنی این بهترین راه برای رفتن به اونجاست؟

34
00:02:17,629 --> 00:02:19,019
‫این تنها راهه.

35
00:02:19,054 --> 00:02:21,140
‫منظورم اینه نه اینکه ما آپا رو داریم که تا اونجا پرواز کنیم.

36
00:02:21,175 --> 00:02:24,810
‫در مورد آپا حرف نزن.نمیتونی حداقل یه کم احساساتی باشی؟

37
00:02:26,186 --> 00:02:28,404
‫کاتارا،مشکلی نیست.

38
00:02:28,439 --> 00:02:31,066
‫میدونم قبلاً در مورد گم کردن آپا ناراحت بودم.

39
00:02:31,101 --> 00:02:33,694
‫اما الآن فقط میخوام روی رفتن به باسینگ سِی...

40
00:02:33,729 --> 00:02:36,321
‫و گفتن در مورد خورشید گرفتگی به پادشاه خاک تمرکز کنم....

41
00:02:37,322 --> 00:02:41,201
‫اُه،خب،باشه،خوشحالم که حالت بهتره.

42
00:02:41,618 --> 00:02:44,019
‫،پس تصویب شد،به باسینگ سِی میریم
‫بدون هیچ عامل حواس پرتی دیگه‌ای.

43
00:02:44,163 --> 00:02:46,457
‫سلام،دوستان پناهنده!

44
00:02:51,170 --> 00:02:53,429
‫پس،شماها هم دارین به باسینگ سِی میرین؟

45
00:02:53,464 --> 00:02:57,551
‫البته،داریم سعیمون رو میکنیم تا قبل از اینکه
‫همسرم "یینگ" بچه‌ش رو به دنیا بیاره به اونجا برسیم.

46
00:02:57,926 --> 00:03:00,345
‫عالیه پس میتونیم با هم از گذرگاه مار بزرگ عبور کنیم.

47
00:03:01,096 --> 00:03:05,684
‫گذرگاه مار بزرگ؟!
‫فقط اونایی که واقعاً درمونده هستن از اون راه میرن.

48
00:03:05,719 --> 00:03:08,729
‫راه مرگبار،انتخاب عالی‌ای بود ساکا!

49
00:03:08,764 --> 00:03:09,730
‫خب ما که درمونده هستیم.

50
00:03:10,189 --> 00:03:12,656
‫شما باید با ما به خلیج "ماه کامل" بیاین.

51
00:03:12,691 --> 00:03:17,404
‫،کشتی‌ها پناهنده‌ها رو از دریاچه عبور میدن
‫این سریع ترین راه به باسینگ سِیه.

52
00:03:17,439 --> 00:03:20,574
‫و اونجا مخفیه،پس ملت آتش نمیتونه پیداش کنه.

53
00:03:20,609 --> 00:03:24,745
‫هممم،سواری آرام با کشتی...یا راه مرگبار؟

54
00:03:33,921 --> 00:03:38,057
‫باورم نمیشه،چندتا خانواده به خاطر ملت آتش آواره شدن.

55
00:03:38,092 --> 00:03:43,347
‫ما دنبال یه زندگی بهتریم،امن،پشت دیوارهای باسینگ سِی.

56
00:03:53,315 --> 00:04:01,448
‫،کی فکرش رو میکرد بعد این همه سال
‫من به صحنه‌ی بزرگترین رسوایی نظامیم...

57
00:04:01,615 --> 00:04:03,040
‫به عنوان یه توریست برگردم....

58
00:04:03,075 --> 00:04:06,787
‫دور و برت رو نگاه کن،ما توریست نیستیم،پناهنده‌ایم.

59
00:04:09,039 --> 00:04:13,877
‫دیگه حالم از خوردن غذای فاسد و خوابیدن توی خاک به هم خورده...
‫دیگه از اینطوری زندگی کردن خسته شدم.

60
00:04:14,211 --> 00:04:16,171
‫مگه ما نشدیم؟

61
00:04:19,299 --> 00:04:21,969
‫اسم من جِته،و اینا مبارزان آزادی من هستن...

62
00:04:22,004 --> 00:04:23,484
‫اِسمِلر بی و لانگ شات....

63
00:04:23,708 --> 00:04:24,420
‫سلام.

64
00:04:25,839 --> 00:04:26,847
‫سلام.

65
00:04:26,848 --> 00:04:28,148
‫خب ماجرا از این قراره...

66
00:04:28,183 --> 00:04:32,563
‫،شنیدم کاپیتان مثل یه پادشاه غذا میخوره...
‫در حالی که ما پناهنده‌ها باید غذای اضافی اونو بخوریم.

67
00:04:32,598 --> 00:04:34,488
‫منصفانه به نظر نمیاد،میاد؟

68
00:04:34,523 --> 00:04:37,317
‫شبیه چه نوع پادشاهی غذا میخوره؟

69
00:04:37,651 --> 00:04:39,535
‫مدل خپل و سر خوش.

70
00:04:41,170 --> 00:04:46,008
‫میخوای بهمون کمک کنی یه کم غذا "آزاد" کنیم؟

71
00:04:49,747 --> 00:04:51,123
‫من پایه‌ام.

72
00:04:58,297 --> 00:05:01,849
‫قبلاً بهت گفتم،سبزیجات روی کشتی ممنوعه.

73
00:05:01,884 --> 00:05:06,138
‫یه کِرمِ کلم میتونه کل اِکوسیستم باسینگ سِی رو نابود کنه.

74
00:05:06,388 --> 00:05:07,514
‫حراست!

75
00:05:10,642 --> 00:05:13,395
‫آه! کلمـــــــــام!

76
00:05:18,817 --> 00:05:20,027
‫بعدی!

77
00:05:21,779 --> 00:05:24,573
‫آم،چهارتا بلیط کشتی برای باسینگ سِی،لطفاً.

78
00:05:24,656 --> 00:05:25,831
‫پاسپورت.

79
00:05:25,866 --> 00:05:28,869
‫آه،کسی به ما نگفته بود باید پاسپورت داشته باشیم.

80
00:05:29,286 --> 00:05:31,920
‫نمیدونی این کیه؟ اون آواتاره.

81
00:05:31,955 --> 00:05:37,795
‫،آه،من هر روز ۵۰ تا آواتار میبینم
‫و ضمناً،لباس مبدل جذابیم نیست.

82
00:05:41,465 --> 00:05:46,220
‫به علاوه،ورود حیوانات ممنوعه.نیازی هست حراست رو خبر کنم؟

83
00:05:49,681 --> 00:05:51,642
‫اون ضرورتی نداره.

84
00:05:51,677 --> 00:05:52,816
‫بعدی!

85
00:05:52,851 --> 00:05:54,520
‫من این موضوع رو حل میکنم.

86
00:05:55,312 --> 00:05:58,107
‫اسم من تاف بِی فانگه و به ۴ تا بلیط نیاز دارم.

87
00:06:00,109 --> 00:06:02,826
‫اُه! نشان طلایی گراز پرنده.

88
00:06:02,861 --> 00:06:06,990
‫باعث افتخار منه که به هر کسی از اعضای خانواده‌ی بِی فانگ کمک کنم.

89
00:06:07,032 --> 00:06:13,288
‫البته که باعث افتخارته،همونطور که میبینی من نابینام
‫و این سه تا خرفت هم نوکرام هستن.

90
00:06:13,323 --> 00:06:14,915
‫اما حیوون...

91
00:06:15,124 --> 00:06:16,834
‫اون لمور،چشم منه.

92
00:06:18,085 --> 00:06:21,505
‫خب،معمولاً یه بلیط برای هر پاسپورته اما...

93
00:06:21,540 --> 00:06:23,841
‫این مدرک خیلی رسمیه....

94
00:06:23,876 --> 00:06:26,427
‫فکر کنم ۴ تا بلیط میارزه.

95
00:06:28,721 --> 00:06:30,639
‫خیلی ممنون.

96
00:06:31,557 --> 00:06:33,600
‫خیلی خب،خیلی خوب سر اون خانمه رو کلاه گذاشتیم.

97
00:06:34,893 --> 00:06:36,603
‫بلیط و پاسپورت لطفاً.

98
00:06:36,895 --> 00:06:38,272
‫مشکلی هست؟

99
00:06:38,307 --> 00:06:38,938
‫آره.

100
00:06:38,973 --> 00:06:40,474
‫من با تو یه مشکلی دارم.

101
00:06:40,482 --> 00:06:41,991
‫امثال تو رو قبلاً دیدم.

102
00:06:42,026 --> 00:06:47,531
‫،احتمالاً تیکه انداز،فکر میکنی بامزه‌ای
‫و بذار حدس بزنم با آواتار سفر میکنی.

103
00:06:48,449 --> 00:06:49,832
‫من شما رو میشناسم؟

104
00:06:49,867 --> 00:06:51,535
‫منظورت اینه که یادت نمیاد؟

105
00:06:51,570 --> 00:06:53,037
‫شاید این رو به یاد بیاری.

106
00:06:54,687 --> 00:06:55,845
‫سوکی!

107
00:06:57,666 --> 00:06:59,251
‫ساکا،از دیدنت خوشحالم!

108
00:07:00,461 --> 00:07:04,027
‫تو بدون آرایشت خیلی متفاوت به نظر میای و این لباس جدیدت...

109
00:07:04,062 --> 00:07:07,593
‫اون پیرزن عجوزه همه‌ی نگهبان‌های حراست
‫رو مجبور میکنه اینطوری لباس بپوشن.

110
00:07:07,628 --> 00:07:10,477
‫و تو رو نگاه کن آقای بی آستین،ورزش میکردی؟

111
00:07:10,512 --> 00:07:16,226
‫یه چند وقتی هست که از شاخه‌ی درخت
‫آویزون میشم و چندتا بارفیکس میرم،چیز مهمی نیست.

112
00:07:16,935 --> 00:07:19,236
‫بقیه‌ی مبارزان کیوشی هم این اطراف هستن؟

113
00:07:19,271 --> 00:07:23,275
‫،آره،بعد از اینکه شما جزیره‌ی کیوشی رو ترک کردین
‫ما میخواستیم یه راهی برای کمک به مردم پیدا کنیم.

114
00:07:23,310 --> 00:07:25,986
‫ما یه سری پناهنده رو تا اینجا همراهی کردیم
‫و از اون به بعد اینجاییم.

115
00:07:28,055 --> 00:07:30,356
‫سلام مومو،از دیدن تو هم خوشحالم.

116
00:07:30,891 --> 00:07:35,604
‫پس چرا شماها برای کشتی بلیط گرفتین؟
‫مگه با آپا پرواز نمیکنین؟

117
00:07:36,488 --> 00:07:40,534
‫آپا گم شده،امیدواریم بتونیم توی باسینگ سِی پیداش کنیم.

118
00:07:40,535 --> 00:07:42,461
‫خیلی از شنیدنش متأسفم.

119
00:07:42,996 --> 00:07:44,880
‫تو حالت خوبه؟

120
00:07:48,008 --> 00:07:51,178
‫من خوبم،میشه همه‌تون دیگه دست از نگرانی برای من بردارین!

121
00:07:51,595 --> 00:07:54,188
‫آواتار آنگ،شما باید به ما کمک کنین!

122
00:07:54,223 --> 00:07:56,148
‫یه نفر تمام وسایلمون رو دزدیده.

123
00:07:56,183 --> 00:08:00,396
‫پاسپورت‌هامون،بلیط‌هامون،همه چی از دست رفته.

124
00:08:01,480 --> 00:08:03,565
‫من برای شما با اون خانم حرف میزنم.

125
00:08:04,191 --> 00:08:06,694
‫بدون پاسپورت،بلیطی در کار کار نیست!

126
00:08:07,444 --> 00:08:12,241
‫،اما اون حامله است و همه‌ی وسایلشون دزدیده شده
‫شما باید استثناء قائل بشین.

127
00:08:12,533 --> 00:08:13,415
‫هیچ استثنائی در کار نیست!

128
00:08:13,450 --> 00:08:17,746
‫،اگه من همینطور فلّه‌ای به هر کی بلیط بدیم
‫اون موقع دیگه نظمی نمیمونه...

129
00:08:17,781 --> 00:08:21,083
‫و میدونی این یعنی چی،دیگه تمدّنی در کار نمیمونه...!

130
00:08:21,118 --> 00:08:22,418
‫چی میشه اگه ما بلیط‌هامون رو بهشون بدیم؟

131
00:08:22,453 --> 00:08:22,894
‫نه!

132
00:08:22,929 --> 00:08:23,653
‫اما...

133
00:08:23,688 --> 00:08:24,378
‫بعدی!

134
00:08:25,754 --> 00:08:30,801
‫،نگران نباشین،شما به سلامت به شهر میرسین
‫من از طرف گذرگاه مار بزرگ هدایت‌تون میکنم.

135
00:08:37,474 --> 00:08:41,437
‫نمیتونم باور کنم ما بیخیال بلیط‌هامون شدیم
‫و داریم از گذارگاه مار بزرگ میریم.

136
00:08:41,472 --> 00:08:44,064
‫منم نمیتونم باور کنم تو هنوز داری در موردش قُر میزنی.

137
00:08:44,099 --> 00:08:45,441
‫منم میام.

138
00:08:46,483 --> 00:08:48,277
‫مطمئنی ایده‌ی خوبیه؟

139
00:08:48,610 --> 00:08:50,487
‫ساکا،من فکر کردم تو خودت میخوای که من بیام...

140
00:08:50,522 --> 00:08:51,780
‫میخوام،فقط...

141
00:08:51,905 --> 00:08:53,163
‫فقط چی؟

142
00:08:53,198 --> 00:08:55,576
‫هیچی،خوشحالم که داری میای.

143
00:08:59,872 --> 00:09:01,749
‫این گذرگاه مار بزرگه؟

144
00:09:01,832 --> 00:09:04,752
‫فکر میکردم پر پیچ و خم تر باشه،میدونی مثل یه مار بزرگ...

145
00:09:05,127 --> 00:09:06,885
‫فکر کنم اسمش رو اشتباهی گذاشتن....

146
00:09:06,920 --> 00:09:09,882
‫به این نوشته نگاه کنین،چقدر وحشتناک.

147
00:09:09,917 --> 00:09:13,600
‫- چی میگه؟
‫- "میگه "امید رو رها کنین.

148
00:09:13,635 --> 00:09:17,855
‫چطور میتونیم امید رو رها کنیم؟
‫اون همه‌ی چیزیه که داریم.

149
00:09:17,890 --> 00:09:21,935
‫نمیدونم،راهب‌ها همیشه میگفتن امید فقط یه عامل حواس پرتیه.

150
00:09:21,970 --> 00:09:24,605
‫پس شاید ما واقعاً باید رهاش کنیم.

151
00:09:24,640 --> 00:09:25,939
‫چی داری میگی؟

152
00:09:26,732 --> 00:09:30,569
‫امید قرار نیست ما رو به باسینگ سِی ببره
‫و قرارم نیست آپا رو پیدا کنه.

153
00:09:30,986 --> 00:09:36,075
‫ما باید رو کاری که الآن داریم میکنیم تمرکز کنیم
‫و اونم گذشتن از این مسیره.

154
00:09:37,451 --> 00:09:39,536
‫باشه،اگه اینطور میگی.

155
00:09:44,458 --> 00:09:47,259
‫ملت آتش،دریاچه‌ی غربی رو کنترل میکنه.

156
00:09:47,294 --> 00:09:52,132
‫،شایعه هست که اونا دارن روی یه چیز بزرگ اونطرف کار میکنن
‫و نمیخوان کسی بفهمه چیه.

157
00:10:02,475 --> 00:10:03,643
‫من حالم خوبه.

158
00:10:07,823 --> 00:10:10,742
‫اونا ما رو دیدن! برین،برین!

159
00:10:27,259 --> 00:10:31,847
‫سوکی،تو حالت خوبه؟ باید بیشتر مراقب باشی!
‫بیا بیرم.

160
00:10:32,230 --> 00:10:36,735
‫"مرسی از اینکه جونم رو نجات دادی تاف"
‫هی،قابلی نداشت ساکا.

161
00:10:51,984 --> 00:10:54,284
‫سوکی،تو نباید اونجا بخوابی.

162
00:10:54,319 --> 00:10:57,406
‫کسی چه میدونه این لبه‌ها چقدر ثابت هستن.
‫میتونه هر لحظه ریزش کنه.

163
00:10:57,441 --> 00:10:59,665
‫ساکا،من خوبم! اینقدر نگران نباش.

164
00:10:59,700 --> 00:11:03,954
‫حق با توئه،حق با توئه،تو کاملاً توانایی مراقبت از خودت رو داری.

165
00:11:04,489 --> 00:11:05,378
‫صبر کن!

166
00:11:05,413 --> 00:11:08,792
‫اُه،بیخیال،فکر کردم یه عنکبوت دیدم،اما تو مشکلی نداری!

167
00:11:41,784 --> 00:11:43,077
‫نگهبان داره میاد!

168
00:12:03,055 --> 00:12:06,350
‫میدونی این مشکلی نداره که دلت برای آپا تنگ بشه!

169
00:12:07,434 --> 00:12:09,193
‫تو چته؟

170
00:12:09,228 --> 00:12:11,689
‫توی صحرا،تمام چیزی که برات مهم بود پیدا کردن آپا بود.

171
00:12:11,724 --> 00:12:13,565
‫و حالا اینطور به نظر میاد که اصلاً برات مهم نیست.

172
00:12:13,600 --> 00:12:15,407
‫تو دیدی،من اونجا چیکار کردم.

173
00:12:15,442 --> 00:12:19,279
‫من خیلی از گم کردن آپا عصبانی بودم که نمیتونستم خودم رو کنترل کنم.

174
00:12:19,314 --> 00:12:21,080
‫از یه همچین حسی متنفرم.

175
00:12:21,115 --> 00:12:24,166
‫اما الآن به خودت اجازه نمیدی که چیزی احساس کنی.

176
00:12:24,201 --> 00:12:28,246
‫میدونم بعضی وقتا امید داشتم خیلی ناراحت کننده است
‫و حتی اهمیت دادن از اون بدتر.

177
00:12:28,281 --> 00:12:32,292
‫اما تو باید بهم قول بدی که دست از اهمیت دادن بر نمیداری.

178
00:12:33,377 --> 00:12:35,963
‫یالا،به یه بغل احتیاج داری.

179
00:12:36,630 --> 00:12:39,049
‫مرسی بابت نگرانیت کاتارا.

180
00:12:51,979 --> 00:12:53,647
‫ماه زیباییه.

181
00:12:53,682 --> 00:12:55,315
‫آره،واقعاً هست.

182
00:12:57,234 --> 00:13:01,363
‫ببین،میدونم تو فقط میخوای کمک کنی،اما من میتونم از خودم مراقبت کنم.

183
00:13:01,398 --> 00:13:02,788
‫میدونم که میتونی.

184
00:13:02,823 --> 00:13:05,159
‫پس چرا اینقدر وسواسی عمل میکنی؟

185
00:13:05,284 --> 00:13:07,703
‫خیلی سخته کسی که خیلی برات مهمه رو از دست بدی.

186
00:13:07,995 --> 00:13:11,206
‫یه اتفاقی توی قطب شمال افتاد و من نتونستم از یه فردی مراقبت کنم.

187
00:13:11,241 --> 00:13:13,917
‫نمیخوام چیزی شبیه اون،دوباره هیچوقت اتفاق بیافته.

188
00:13:13,952 --> 00:13:15,711
‫منم کسی رو که بهش اهمیت میدادم از دست دادم.

189
00:13:15,753 --> 00:13:18,387
‫اون نمرد،فقط رفت.

190
00:13:18,422 --> 00:13:21,717
‫من فقط چند روز وقت داشتم تا بشناسمش،اما اون...

191
00:13:21,752 --> 00:13:24,904
‫باهوش و شجاع و با مزه بود.

192
00:13:25,139 --> 00:13:28,445
‫این یارو کیه؟ از من قدش بلندتره؟

193
00:13:28,576 --> 00:13:30,347
‫نه،تقریباً هم قد توئه.

194
00:13:30,386 --> 00:13:31,643
‫قیافه‌ش بهتره؟

195
00:13:31,678 --> 00:13:33,645
‫اون خود توئی احمق!

197
00:13:42,654 --> 00:13:43,989
‫نمیتونم.

198
00:13:44,406 --> 00:13:46,075
‫من...متأسفم!

199
00:13:47,201 --> 00:13:50,454
‫نه،نباید باشی.

200
00:13:58,045 --> 00:14:03,133
‫خب،اسملر بی،این اسم عجیبی برای یه مرد جوانه.

201
00:14:03,509 --> 00:14:07,638
‫شاید به خاطر این باشه که من مرد نیستم!
‫من یه دخترم.

202
00:14:08,680 --> 00:14:13,811
‫اُه،حالا میفهمم،اسم قشنگی برای یه دختر دوست داشتنیه.

203
00:14:17,106 --> 00:14:23,028
‫،میدونم،حق با توئه،تا زمانی که من به خودم اطمینان دارم که کی هستم
‫مهم نیست که دیگران چی فکر میکنن.

204
00:14:23,404 --> 00:14:24,780
‫مرسی لانگ شات.

205
00:14:28,033 --> 00:14:32,496
‫،از اونجایی که من شنیدم
‫مردم توی باسینگ سِی هر شب اینطوری غذا میخورن.

206
00:14:32,531 --> 00:14:35,040
‫نمیتونم صبر کنم تا اون دیوار بزرگ رو ببینم.

207
00:14:35,075 --> 00:14:37,758
‫جلوه‌ی زیبایی داره.

208
00:14:37,793 --> 00:14:39,795
‫پس تو قبلاً اونجا بودی؟

209
00:14:39,962 --> 00:14:43,889
‫یه بار،زمانی که مرد متفاوتی بودم.

210
00:14:44,424 --> 00:14:47,219
‫من تو گذشته‌م یه سری کارا کردم که بهشون افتخار نمیکنم.

211
00:14:47,628 --> 00:14:51,506
‫اما بخاطر همینه که دارم به باسینگ سِی میرم،برای یک شروع تازه.

212
00:14:52,048 --> 00:14:53,307
‫یه فرصت دوباره.

213
00:14:53,542 --> 00:14:55,409
‫این نشانه‌ی بزرگی توئه.

214
00:14:55,844 --> 00:14:59,889
‫من معتقدم مردم میتونن زندگیشون رو عوض کنن،اگه بخوان.

215
00:14:59,924 --> 00:15:03,184
‫من به فرصت‌های دوباره ایمان دارم.

216
00:15:23,981 --> 00:15:25,816
‫همه به خط بشین.

217
00:15:34,743 --> 00:15:36,787
‫آنگ،من به کمک احتیاج دارم.

218
00:16:04,045 --> 00:16:06,089
‫اون دیگه چیه؟

219
00:16:37,029 --> 00:16:40,574
‫فکر کنم همین الآن فهمیدم چرا بهش میگن گذرگاه مار بزرگ.

220
00:16:48,334 --> 00:16:51,343
‫،سوکی،تو یه چیزای در مورد غول های بزرگ دریایی میدونی
‫یه کاری کن بره پی کارش!

221
00:16:51,378 --> 00:16:54,799
‫،فقط به خاطر اینکه من کنار یوناگی زندگی میکردم
‫دلیل نمیشه که یه متخصصم.

222
00:16:55,466 --> 00:17:00,554
‫،اُه،اِی مار بزرگ و قدرتمند دریایی
‫خواهش میکنم این پیشکش متواضع و لذیذ رو از ما بپذیر،متشکرم.

224
00:17:05,309 --> 00:17:08,104
‫من حواسش رو پرت میکنم،کاتارا،همه رو ببر اونور.

225
00:17:39,802 --> 00:17:41,887
‫تاف،یالا،فقط یخه.

226
00:17:43,889 --> 00:17:48,352
‫در واقع،من ترجیح میدم روی همین
‫جزیره‌ی کوچولوم که میتونم ببینم بمونم.

227
00:17:49,812 --> 00:17:51,105
‫باشه،دارم میام!

228
00:17:52,898 --> 00:17:57,653
‫داری عالی پیش میری،فقط صدای من رو دنبال کن.

229
00:17:58,154 --> 00:17:59,947
‫سخته که نخوای دنبالش کنی!

230
00:18:00,364 --> 00:18:02,450
‫تقریباً رسیدی!

231
00:18:04,869 --> 00:18:07,079
‫کمک! من نمیتونم شنا کنم!

232
00:18:08,205 --> 00:18:09,498
‫دارم میام تاف!

233
00:18:15,671 --> 00:18:16,755
‫کمک!

234
00:18:24,638 --> 00:18:29,101
‫اُه،ساکا تو نجاتم دادی.

235
00:18:29,977 --> 00:18:32,313
‫در واقع منم!

236
00:18:32,314 --> 00:18:37,167
‫اُه،خب،...هههه،...الآن میتونی بذاری من غرق بشم.

237
00:19:09,758 --> 00:19:12,094
‫اینم از دیوار!

238
00:19:13,521 --> 00:19:16,607
‫حالا دیگه چیزی جز یه مسیر صاف و هموار به باسینگ سِی نیست.

239
00:19:16,856 --> 00:19:17,573
‫اُه،نه.

240
00:19:17,608 --> 00:19:19,068
‫چی شده؟

241
00:19:19,360 --> 00:19:20,945
‫بچه داره میاد!

242
00:19:20,980 --> 00:19:22,369
‫چی؟! الآن؟!

243
00:19:22,404 --> 00:19:24,330
‫نمیتونی تو نگه‌ش داری یا یه همچین چیزی؟

244
00:19:24,365 --> 00:19:28,577
‫ساکا،آروم باش،من تو خونه
‫به مامان بزرگ کمک کردم یه عالمه بچه به دنیا بیاره.

245
00:19:28,786 --> 00:19:34,583
‫این که مثل به دنیا آوردن بچه‌ی یه شیر دریایی نیست!
‫این یه چیز واقعی آدمیزادیه!

246
00:19:34,618 --> 00:19:39,338
‫به این میگن بچه!
‫و کمک کردم که یه عالمه از اینا هم به دنیا بیان.

247
00:19:39,373 --> 00:19:43,015
‫آنگ،یه کم پارچه بیار،ساکا،آب!

248
00:19:43,050 --> 00:19:46,679
‫تاف ازت میخوام که یه چادر سنگی درست کنی،یه بزرگش رو.

249
00:19:49,348 --> 00:19:50,850
‫سوکی،با من بیا!

250
00:19:55,354 --> 00:19:59,942
‫میدونی،درست همون موقع که زخمت رو دیدم،فهمیدم کی هستی.

251
00:20:00,734 --> 00:20:03,411
‫تو یه مرطدی،مثل من.

252
00:20:03,446 --> 00:20:07,199
‫و ما طرد شده‌ها باید با هم باشیم،باید هوای هم دیگه رو داشته باشیم.

253
00:20:07,783 --> 00:20:09,792
‫چون کس دیگه‌ای اینکار رو نمیکنه.

254
00:20:09,827 --> 00:20:14,248
‫من اخیراً فهمیدم،که متّکی بودن به خودت همیشه بهترین راه نیست.

255
00:20:22,631 --> 00:20:24,341
‫داری عالی پیش میری یینگ.

256
00:20:24,376 --> 00:20:26,006
‫ساکا! اون آب کجاست؟

257
00:20:26,041 --> 00:20:27,636
‫آماده شو برای فشار دادن.

258
00:20:28,345 --> 00:20:32,475
‫یک،دو،سه،...فشار!

259
00:20:36,520 --> 00:20:37,605
‫یه دختره!

260
00:20:38,439 --> 00:20:42,777
‫پس،میخوای بری بچه رو ببینی؟
‫یا میخوای دوباره مثل یه پیرزن غش کنی؟

261
00:20:42,812 --> 00:20:45,196
‫نه،نه،این دفعه خوبم!

262
00:20:50,910 --> 00:20:53,746
‫آنگ،تو باید بیای اینو ببینی.

263
00:20:58,375 --> 00:20:59,585
‫اون به نظر سالم میاد.

264
00:20:59,620 --> 00:21:01,045
‫خیلی قشنگه.

265
00:21:01,596 --> 00:21:03,639
‫خیلی...چهره‌ی لطیفی داره.

266
00:21:07,843 --> 00:21:09,393
‫اسمش رو باید چی بذاریم؟

267
00:21:09,428 --> 00:21:11,764
‫میخوام اسم دخترمون تک باشه.

268
00:21:11,799 --> 00:21:14,642
‫میخوام یه معنی‌ای داشته باشه.

269
00:21:18,854 --> 00:21:21,794
‫فکر میکنم تو این اواخر شرایط سختی رو پشت سر گذاشتین.

270
00:21:21,829 --> 00:21:24,735
‫اما شما دوباره من رو...امیدوار کردین.

271
00:21:25,486 --> 00:21:28,155
‫الآن میدونم میخوام اسم بچه‌مون رو چی بذارم.

272
00:21:28,326 --> 00:21:29,785
‫هوپ
‫(امید)

273
00:21:30,157 --> 00:21:33,327
‫اسم عالی‌ایه،هوپ.

274
00:21:37,081 --> 00:21:41,877
‫،فکر میکردم دارم سعی میکنم قوی باشم
‫اما فقط داشتم از احساساتم فرار میکردم.

275
00:21:41,912 --> 00:21:46,757
‫دیدن این خانواده کنار هم،پر از شادی و عشق...

276
00:21:46,792 --> 00:21:49,468
‫منو یاد احساسم نسبت به آپا انداخت......

277
00:21:51,095 --> 00:21:53,097
‫و چه احساسی نسبت به تو دارم....

278
00:22:01,105 --> 00:22:03,899
‫قول میدم آپا رو تا جایی که میتونم سریع پیدا کنم.

279
00:22:04,150 --> 00:22:05,985
‫من فقط واقعاً نیاز دارم که اینکار رو انجام بدم.

280
00:22:06,020 --> 00:22:07,770
‫توی شهر بزرگ میبینمت.

281
00:22:07,770 --> 00:22:10,539
‫سلام منو به اون توپ پشمالو برسون.

282
00:22:11,073 --> 00:22:12,783
‫تو پیداش میکنی آنگ.

283
00:22:12,818 --> 00:22:13,749
‫میدونم.

284
00:22:13,984 --> 00:22:15,285
‫مرسی کاتارا.

285
00:22:17,746 --> 00:22:19,582
‫تو آماده‌ای مومو؟

286
00:22:26,046 --> 00:22:28,305
‫ساکا،واقعاً دیدن دوباره‌ت خیلی خوشحالم کرد.

287
00:22:28,340 --> 00:22:32,059
‫واووو،صبر کن ببینم،چرا صدات شبیه اینه که داری خداحافظی میکنی؟

288
00:22:32,094 --> 00:22:36,640
‫من باهاتون اومدم چون میخواستم مطمئن بشم
‫شما از گذرگاه مار بزرگ به سلامت رد میشین.

289
00:22:36,675 --> 00:22:39,602
‫اما الآن باید برگردم پیش بقیه‌ی مبارزان کیوشی.

290
00:22:39,637 --> 00:22:43,081
‫پس تو اومدی که از من مراقبت کنی؟

291
00:22:43,116 --> 00:22:46,490
‫گوش کن،من واقعاً بابت دیشب متأسفم.

292
00:22:46,525 --> 00:22:52,907
‫،ما داشتیم حرف میزدیم و چیزایی میگفتیم
‫من کنترلم رو از دست دادم و قبل از اینکه بفهمم چی شده...

293
00:22:55,242 --> 00:22:56,702
‫تو خیلی حرف میزنی.

294
00:23:36,033 --> 00:23:39,328
‫متأسفم مومو،آپا باید صبر کنه.

295
00:23:41,000 --> 00:24:20,000
‫(Hamid۷۴)ترجمه و زیرنویس : حمید وِتر
‫(Hamid Vetr)
‫http://tvcenter.tv