1
00:00:02,039 --> 00:00:04,411
‫<font color=۰۰۶۷CE>"آب"</font>

2
00:00:04,412 --> 00:00:06,285
‫<font color=#۰۰AE۰۰>"خاک"</font>

3
00:00:06,286 --> 00:00:08,394
‫<font color=Red>"آتش"</font>

4
00:00:08,395 --> 00:00:09,686
‫<font color="#۸۰FFFF">"باد"</font>

5
00:00:10,752 --> 00:00:14,886
‫"خیلی وقت پیش هر ۴ ملت با نظم خاصی کنار هم زندگی میکردند"

6
00:00:14,887 --> 00:00:18,965
‫"بعد همه چی با حمله‌ی ملت آتش تغییر کرد"

7
00:00:19,166 --> 00:00:23,278
‫"تنها آواتار،مسلط به هر ۴ عنصر میتونست اونها رو متوقف کنه"

8
00:00:23,279 --> 00:00:26,438
‫"اما وقتی دنیا بیش از همیشه بهش نیاز داشت،ناپدید شد"

9
00:00:26,779 --> 00:00:30,600
‫"صد سال گذشت و من و برادرم آواتار جدید رو پیدا کردیم"

10
00:00:30,601 --> 00:00:32,440
‫"یه باد افزار به اسم آنگ"

11
00:00:32,541 --> 00:00:34,646
‫"و با اینکه مهارت‌های باد افزاریش عالی هستن"

12
00:00:34,647 --> 00:00:38,379
‫"خیلی چیزا هست که باید قبل از نجات کسی یاد بگیره"

13
00:00:38,380 --> 00:00:42,002
‫"اما من باور دارم،آنگ میتونه دنیا رو نجات بده"

14
00:00:47,479 --> 00:00:50,453
‫آنچه در آواتار گذشت...

15
00:00:50,562 --> 00:00:54,546
‫اسم من جته.
‫من تو گذشته‌م یه سری کارا کردم که بهشون افتخار نمیکنم.

16
00:00:55,246 --> 00:00:59,402
‫اما بخاطر همینه که دارم به باسینگ سِی میرم،برای یک شروع تازه.

17
00:00:59,502 --> 00:01:03,680
‫باورم نمیشه،چندتا خانواده به خاطر ملت آتش آواره شدن.

18
00:01:03,760 --> 00:01:08,825
‫ما دنبال یه زندگی بهتریم،امن،پشت دیوارهای باسینگ سِی.

19
00:01:08,826 --> 00:01:14,042
‫- پس چرا شماها برای کشتی بلیط گرفتین؟
‫- آپا گم شده،امیدواریم بتونیم توی باسینگ سِی پیداش کنیم.

20
00:01:14,704 --> 00:01:17,754
‫قول میدم آپا رو تا جایی که میتونم سریع پیدا کنم.

21
00:01:23,600 --> 00:01:26,576
‫متأسفم مومو،آپا باید صبر کنه.

22
00:01:28,000 --> 00:01:33,000
‫<font color=۰۰AE۰۰>خاک</font> : کتاب دوم
‫قسمت سیزدهم : سفر به باسینگ سِی(قسمت دوم)-دریل

23
00:01:34,000 --> 00:01:38,000
‫<font color=Red>(CyrusGreat)حمید وِتر</font> : ترجمه و زیرنویس
‫<font color=Red>(Hamid Vetr)</font>
‫<font color=Orange>TvCenter</font>

25
00:02:24,351 --> 00:02:29,311
‫این دریل شاهکاری از نبوغ علمی و قدرتی نابودگر و خالصه.

26
00:02:29,701 --> 00:02:31,536
‫وقتی که توی دیوار تونل بزنه...

27
00:02:31,571 --> 00:02:36,111
‫سربازهامون به شهر یورش میبرن....
‫قلمرو خاک بالاخره سقوط میکنه...

28
00:02:36,146 --> 00:02:40,301
‫و شما میتونین باسینگ سِی رو به نام پدرتون فتح کنین....

29
00:02:40,481 --> 00:02:42,301
‫هیچی نمیتونه ما رو متوقف کنه.

30
00:02:42,801 --> 00:02:46,491
‫هممم.پس اون آقایون بر و بازو دار اون پایین چی؟

31
00:02:49,891 --> 00:02:51,246
‫لطفاً...

32
00:02:51,281 --> 00:02:55,161
‫محافظ فلزی دریل در برابر هر حمله‌ی خاک افزاری‌ای مصونه....

33
00:02:55,781 --> 00:02:59,781
‫اُه،من مطمئنم که همینطوره،وزیر جنگ "چنیگ"،اما محض احتیاط...

34
00:02:59,966 --> 00:03:02,511
‫مِی و تای لی،ترتیب خاک افزارها رو بدین!

35
00:03:03,046 --> 00:03:05,711
‫بالاخره،یه کاری برای انجام دادن پیدا شد.

36
00:03:12,621 --> 00:03:15,641
‫آنگ،اینجا چیکار میکنی؟ فکر میکردم دنبال آپا میگردی؟

37
00:03:15,676 --> 00:03:19,301
‫داشتم میگشتم،اما یه چیزی متوقفم کرد.یه چیز بزرگ.

38
00:03:25,871 --> 00:03:28,301
‫حالا چی اینقدر بزرگ هست که آپا باید صبر کنه؟

39
00:03:29,011 --> 00:03:30,271
‫اون.

40
00:03:34,201 --> 00:03:37,301
‫ما تونستیم به باسینگ سِی برسیم و هنوزم امنیت نداریم.

41
00:03:37,336 --> 00:03:38,781
‫هیچکس نداره.

42
00:03:39,301 --> 00:03:41,011
‫شما اینجا چیکار میکنین؟

43
00:03:41,046 --> 00:03:43,101
‫شهروندها اجازه ندارن روی دیوار باشن؟

44
00:03:43,491 --> 00:03:46,871
‫من آواتارم،ببرم پیش هر کسی که مسئوله.

45
00:03:47,861 --> 00:03:51,991
‫باعث افتخارمه که اومدن‌تون رو به دیوار خارجی
‫خیر مقدم بگم آواتار جوان...

46
00:03:52,026 --> 00:03:54,151
‫اما کمک شما نیاز نیست....

47
00:03:54,186 --> 00:03:55,683
‫نیاز نیست؟

48
00:03:55,718 --> 00:03:57,181
‫نیاز نیست.

49
00:03:57,641 --> 00:04:00,056
‫من وضعیت رو تحت کنترل دارم.

50
00:04:00,491 --> 00:04:04,571
‫من بهتون اطمینان میدم ملت آتش نمیتونه به این دیوار نفوذ کنه.

51
00:04:04,871 --> 00:04:09,811
‫خیلی‌ها سعی کردن نفوذ کنن،اما هیچکدوم موفق نشدن.

52
00:04:10,161 --> 00:04:13,001
‫اژدهای غرب چی؟ اون تونست.

53
00:04:13,561 --> 00:04:19,151
‫خب...آه...از لحاظ فنی بله.اما سریعاً بیرون شد.

54
00:04:19,231 --> 00:04:23,891
‫با این وجود،بخاطره همینه که به این شهر میگن باسینگ سِی.

55
00:04:24,041 --> 00:04:26,771
‫یعنی شهر غیر قابل نفوذ.

56
00:04:26,806 --> 00:04:29,261
‫"بهش نمیگن "ناسینگ سِی.

57
00:04:31,071 --> 00:04:33,186
‫که یعنی شهر نفوذ پذیر.

58
00:04:33,221 --> 00:04:36,991
‫آره،بابت تور سیاحتی ممنون.اما ما هنوز مشکل دریل رو داریم.

59
00:04:37,231 --> 00:04:40,086
‫نه برای مدت زیادی،برای متوقف کردنش من...

60
00:04:40,121 --> 00:04:43,911
‫یه جوخه‌ی حرفه‌ای به نام "تیم وطن" رو فرستادم....

61
00:04:44,261 --> 00:04:47,111
‫اسم خیلی خوبی برای یه گروهه،خیلی جذابه.

62
00:04:54,860 --> 00:04:56,420
‫آماده!

63
00:04:56,421 --> 00:04:57,421
‫حمله!

64
00:05:29,311 --> 00:05:31,661
‫به فنا رفــــتــــیـــــم!

65
00:05:32,291 --> 00:05:33,636
‫خودت رو جمع و جور کن مرد!

66
00:05:33,671 --> 00:05:35,811
‫درست میگی،متأسفم.

67
00:05:36,241 --> 00:05:39,081
‫شاید الآن از کمک آواتار بدت نیاد؟

68
00:05:41,011 --> 00:05:42,931
‫بله،لطفاً.

69
00:05:45,431 --> 00:05:48,781
‫سوال اینه که چجوری میخوایم متوقفش کنیم؟

70
00:05:50,231 --> 00:05:52,361
‫چرا همه‌تون به من نگاه میکنین؟

71
00:05:52,671 --> 00:05:54,166
‫تو آقای ایده هستی.

72
00:05:54,201 --> 00:05:57,161
‫پس من تنها کسی هستم که همیشه میتونه یه نقشه جور کنه؟

73
00:05:57,196 --> 00:05:58,366
‫این فشار زیادی روم میاره.

74
00:05:58,401 --> 00:06:00,071
‫و همچنین آقای غُر زن.

75
00:06:00,106 --> 00:06:01,311
‫اون مشکلی نداره.

76
00:06:05,541 --> 00:06:10,561
‫پس،آقای لی و آقای..."ماشی" هستین؟

77
00:06:10,596 --> 00:06:12,366
‫درستش "موشی" ـه.

78
00:06:12,401 --> 00:06:14,641
‫داری بهم میگی چجوری کارم رو انجام بدم؟

79
00:06:15,451 --> 00:06:16,676
‫نه،نه.

80
00:06:16,711 --> 00:06:23,111
‫اما میتونم بگم،شما مثل گلی زیبا در مرغزارین.
‫زیبایی شما آدم رو کیفور میکنه.

81
00:06:24,491 --> 00:06:28,961
‫تو هم چشم نخوری یه پا خوش قیافه‌ای واسه خودت.

82
00:06:28,962 --> 00:06:30,681
‫به باسینگ سِی خوش اومدین.

83
00:06:33,491 --> 00:06:35,991
‫فراموش میکنم که اینو دیدم!

84
00:06:39,241 --> 00:06:41,486
‫من فکر میکنم لی مبارز آزادی خوبی میشه.

85
00:06:41,521 --> 00:06:44,551
‫اون فقط داره سعی میکنه راهش رو تو این دنیا پیدا کنه،مثل ما.

86
00:06:44,586 --> 00:06:46,886
‫تو هیچی در مورد اون نمیدونی جِت.

87
00:06:46,921 --> 00:06:49,481
‫میدونم اون زخمش رو از یه آب افزار نگرفته.

88
00:06:49,516 --> 00:06:52,006
‫به علاوه،من فکر میکردم ما میخوایم مستقیم به کارمون برسیم؟

89
00:06:52,041 --> 00:06:55,271
‫میرسیم،و گروه جدید مبارزان آزادی
‫میتونن از یه کسی مثل لی استفاده کنن.

90
00:06:55,306 --> 00:06:57,061
‫تو چی فکر میکنی لانگ شات؟

91
00:06:59,431 --> 00:07:00,661
‫میتونم به نظرت احترام بذارم.

92
00:07:02,841 --> 00:07:05,891
‫مشکلش چیه؟ به نظر آسیب دیده نمیاد.

93
00:07:05,926 --> 00:07:07,641
‫چیِ اون مسدود شده.

94
00:07:08,721 --> 00:07:10,026
‫کی اینکار رو باهات کرد؟

95
00:07:10,061 --> 00:07:11,746
‫دو تا دختر برای کمین کرده بودن...

96
00:07:11,781 --> 00:07:15,056
‫یکی‌شون با یه سری ضربات سریع مشت بهم زد......

97
00:07:15,091 --> 00:07:17,971
‫،و ناگهان دیگه نمیتونستم خاک افزاری کنم...
‫حتی به سختی میتونستم حرکت کنم.

98
00:07:18,006 --> 00:07:19,571
‫و بعد پشتک وارو زد و رفت.

100
00:07:22,301 --> 00:07:26,151
‫اون خطرناک به نظر نمیاد،اما بدن انسان و نقاط ضعفش رو میشناسه.

101
00:07:26,186 --> 00:07:28,711
‫به نظر میرسه اون تو رو از داخل شکست داده.

102
00:07:30,301 --> 00:07:31,466
‫بله؟

103
00:07:31,501 --> 00:07:33,076
‫چیزی که الآن گفتی...

104
00:07:33,111 --> 00:07:34,786
‫اینطوری قراره اون دریل رو نابود کنیم.

105
00:07:34,821 --> 00:07:37,751
‫به همون روشی که تای لی همه‌ی اون
‫خاک افزارهای گنده رو شکست داد.

106
00:07:37,786 --> 00:07:39,801
‫با ضربه زدن به نقاطی که فشارش رو تحمل میکنه!

107
00:07:41,754 --> 00:07:44,614
‫ما از داخل نابودش میکنیم.

108
00:07:51,861 --> 00:07:57,181
‫زمانی که من خاک هوا کردم،شما نمیتونین ببینین،پس نزدیک من بمونین.

109
00:08:04,863 --> 00:08:05,502
‫بدویین!

110
00:08:08,891 --> 00:08:14,999
‫هی،اون ابر خاکی رو ببینین،خیلی...پوفیه،پوف!

111
00:08:16,111 --> 00:08:19,221
‫نگران نباشین پرنسس،مطمئنم هیچی نیست.

112
00:08:29,131 --> 00:08:31,541
‫همه به داخل سوراخ!

113
00:08:35,151 --> 00:08:38,341
‫این پایین خیلی تاریکه،هیچی نمیتونم ببینم.

114
00:08:38,771 --> 00:08:40,011
‫اُه،نه،چه کابوسی.

115
00:08:40,246 --> 00:08:41,211
‫معذرت!

116
00:08:46,901 --> 00:08:48,091
‫اونجا!

117
00:08:55,461 --> 00:08:57,116
‫تاف،یالا!

118
00:08:57,216 --> 00:08:59,916
‫محاله من برم توی اون غول آهنی،اونجا نمیتونم خاک افزاری کنم.

119
00:09:00,319 --> 00:09:02,349
‫سعی میکنم از این بیرون سرعتش رو کم کنم.

120
00:09:02,416 --> 00:09:04,101
‫باشه،موفق باشی.

121
00:09:13,721 --> 00:09:17,451
‫من به یه نقشه از این ماشین نیاز دارم.
‫یه نقشه‌ای که نشون بده داخلش چه شکلیه.

122
00:09:17,586 --> 00:09:19,678
‫بعد میتونیم نقاط ضعفش رو پیدا کنیم.

123
00:09:19,713 --> 00:09:21,771
‫یه همچین چیزی رو از کجا قراره بیاریم؟

124
00:09:22,211 --> 00:09:24,751
‫چیکار داری میکنی؟! یه نفر میفهمه ما اینجاییم.

125
00:09:24,786 --> 00:09:25,906
‫نکته‌اش همینه!

126
00:09:25,941 --> 00:09:29,111
‫من فکر میکنم یه ماشین به این بزرگی
‫به مهندس‌هایی نیاز داره تا اداره‌ش کنن...

127
00:09:29,146 --> 00:09:30,743
‫و وقتی چیزی خراب میشه......

128
00:09:30,778 --> 00:09:32,341
‫میان که تعمیرش کنن!

129
00:09:38,921 --> 00:09:40,361
‫سلام!

130
00:09:41,691 --> 00:09:43,621
‫این کارمون رو راه میندازه،مرسی!

131
00:09:49,541 --> 00:09:51,841
‫به نظر میرسه این ماشین از دو سازه‌ی اصلی ساخته شده.

132
00:09:51,876 --> 00:09:54,061
‫این مکانیزم داخلیه،که ما الآن توشیم...

133
00:09:54,071 --> 00:09:55,576
‫و محافظ بیرون....

134
00:09:55,611 --> 00:09:58,061
‫بخش داخلی و خارجی به وسیله‌ی این نگه دارنده‌ها بهم وصلن.

135
00:09:58,096 --> 00:10:00,581
‫اگه اونا رو ببریم کلش فرو میریزه.

136
00:10:05,671 --> 00:10:08,501
‫پس،شماها نقشه‌ای دارین وقتی وارد شهر شدین؟

137
00:10:08,536 --> 00:10:12,391
‫چای داغتون رو از اینجا بگیرین! بهترین چای در باسینگ سِی!

138
00:10:12,611 --> 00:10:15,011
‫اُه! یاسمین لطفاً.

139
00:10:19,941 --> 00:10:25,784
‫بیشتر شبیه سردترین چای توی باسینگ سِیه.

140
00:10:26,184 --> 00:10:27,821
‫چه آبرو ریزی‌ای!

141
00:10:27,841 --> 00:10:29,541
‫هی،میتونم یه لحظه باهات صحبت کنم؟

142
00:10:33,201 --> 00:10:37,541
‫تو و من شانس بهتری برای پیشرفت توی شهر داریم،اگه باهم کار کنیم.

143
00:10:37,576 --> 00:10:40,353
‫میخوای به مبارزان آزادی ملحق بشی؟

144
00:10:40,388 --> 00:10:43,096
‫مرسی،ولی فکر نمیکنم دوست داشته باشین من تو گروه‌تون باشم.

145
00:10:43,131 --> 00:10:48,401
‫بیخیال،ما توی غارت غذاهای کاپیتان گروه خوبی باهم تشکیل دادیم.
‫فکرش رو بکن چه کارهای که میتونیم برای این پناهنده‌ها بکنیم.

146
00:10:48,541 --> 00:10:49,741
‫گفتم نه.

147
00:10:50,901 --> 00:10:52,031
‫هر جور راحتی!

149
00:11:03,961 --> 00:11:06,766
‫داری چیکار میکنی؟ با آتش افزاری چاییت رو گرم میکنی؟

150
00:11:06,801 --> 00:11:09,791
‫برای یه پیرمرد عاقل،خیلی حرکت احمقانه‌ای بود.

151
00:11:09,791 --> 00:11:14,411
‫میدونم که نباید برای چایی ریخته شده گریه کنی،اما...

152
00:11:14,721 --> 00:11:17,171
‫این خیلی ناراحت کننده است...!

153
00:11:21,001 --> 00:11:24,601
‫وای،خیلی ضخیمتر از اون چیزیه که توی نقشه بود.

154
00:11:24,636 --> 00:11:26,896
‫ما باید خیلی سخت کار کنیم تا بتونیم ببریمش.

155
00:11:26,931 --> 00:11:31,201
‫این "ما" چیه؟ آنگ و من باید همه‌ی کارا رو بکینم.

156
00:11:31,236 --> 00:11:35,471
‫ببین،من نقشه‌ریزم و شما "برش زن با آب افزاری" هستین.

157
00:11:35,506 --> 00:11:37,621
‫با هم دیگه ما "تیم آواتار"یم.

158
00:11:55,081 --> 00:11:58,221
‫یالا تیم،الآن وا ندین،ما تقریباً...

159
00:11:58,791 --> 00:12:02,051
‫منظورم اینه،شما تقریباً تمومش کردین.

160
00:12:15,284 --> 00:12:19,311
‫با این سرعتی که داریم نمیتونیم قبل از رسیدن دریل به دیوار
‫زیاد بهش آسیب بزنیم.

161
00:12:19,346 --> 00:12:21,321
‫دیگه نمیدونم انرژیم برای بقیه میکشه یا نه.

162
00:12:27,921 --> 00:12:31,931
‫میشنوین؟ ما خرابش کردیم! بهتره هر چه سریعتر از اینجا بریم بیرون!

163
00:12:33,791 --> 00:12:39,271
‫تبریک میگم خدمه،دریل با دیوار باسینگ سِی تماس پیدا کرد.

164
00:12:39,281 --> 00:12:43,151
‫شمارش معکوس به پیروزی رو شروع کنین.

165
00:13:09,021 --> 00:13:11,941
‫یالا،نگه دارنده،جُم بخور.

166
00:13:16,111 --> 00:13:18,791
‫این بده،واقعاً بده.

167
00:13:19,491 --> 00:13:24,011
‫ما تموم انرژی مون رو برای از بین بردن
‫این نگه دارنده‌ها گذاشتیم،اما داره خیلی طول میکشه.

168
00:13:24,591 --> 00:13:27,436
‫شاید نباید همه رو تا ته ببریم.

169
00:13:27,471 --> 00:13:32,451
‫تاف داشت به من آموزش میداد که نباید
‫صد درصد انرژیت رو توی یک حمله به کار ببری.

170
00:13:32,486 --> 00:13:34,623
‫ساکا،حالت حمله به خودت بگیر.

171
00:13:34,658 --> 00:13:36,726
‫باید سریع و دقیق باشی.

172
00:13:36,761 --> 00:13:40,011
‫به چندین جا ضربه و موضع گیری حریفت رو بهم بزنی.

173
00:13:40,046 --> 00:13:42,886
‫و وقتی تعادلش داره بهم میخوره،ضربه‌ی آخر رو بزنی.

174
00:13:42,921 --> 00:13:46,091
‫وزن خودش باعث افتادنش میشه،در اصل.

175
00:13:46,771 --> 00:13:50,591
‫پس ما فقط باید نگه دارنده‌ها رو ضعیف کنیم،بجای اینکه تا ته ببریم.

176
00:13:50,626 --> 00:13:54,041
‫بعد من میروم رو این و آخرین ضربه رو وارد میکنم.

177
00:13:54,076 --> 00:13:56,721
‫و بوم! همه‌اش فرو میرزه.

178
00:13:56,731 --> 00:14:02,311
‫همه‌ی افراد توی اون دیوار،کل دنیا،رو ما حساب میکنن.

179
00:14:02,346 --> 00:14:04,991
‫کل دنیا منهای ملت آتش در واقع.

180
00:14:08,001 --> 00:14:12,081
‫یالا،اسکلت برقی،بجنب!

181
00:14:24,091 --> 00:14:26,561
‫این بسشه! باید بریم سراغ بعدی.

182
00:14:33,531 --> 00:14:37,836
‫،وزیر جنگ،برای یه مهندس کمین کرده بودن
‫نقشه‌هاش هم دزدیده شده.

183
00:14:37,871 --> 00:14:43,601
‫وزیر جنگ،یکی از نگه دارنده‌ها کاملاً بریده شده!
‫یکی داره خرابکاری میکنه قربان!

184
00:14:44,751 --> 00:14:46,501
‫بجنبین بریم خانم‌ها!

185
00:14:49,081 --> 00:14:53,021
‫کارتون خوبه تیم آواتار! حالا آنگ فقط باید...

186
00:14:56,431 --> 00:15:01,823
‫واو،آزولا،حق با تو بود،کار آواتاره!...و دوستاش.

187
00:15:02,681 --> 00:15:03,781
‫سلام.

188
00:15:13,801 --> 00:15:16,811
‫بچه‌ها شما از اینجا برین بیرون،من میدونم باید چیکار کنم.

189
00:15:17,021 --> 00:15:20,291
‫صبر کن! تو به این آب بیشتر از من احتیاج داری!

190
00:15:25,931 --> 00:15:28,291
‫اونا رو دنبال کنین! آواتار مال منه!

191
00:15:31,901 --> 00:15:34,921
‫لوله‌ی تخلیه؟ این یعنی چی؟

192
00:15:37,631 --> 00:15:41,091
‫این مخلوط آب و سنگه،یعنی راه خروج ما از اینجا.

193
00:15:49,271 --> 00:15:51,596
‫آه،حال بهم زنه.

194
00:15:51,631 --> 00:15:55,171
‫یالا تو شنیدی آزولا چی گفت،ما باید دنبالشون کنیم.

195
00:15:55,181 --> 00:16:00,901
‫اون میتونه هر چقدر آذرخش میخواد بهم بزنه،من توی اون آب لجن نمیرم.

196
00:16:39,541 --> 00:16:43,321
‫چرا الآن سعی نمیکنی چیِ من رو مسدود کنی بازیگر سیرک دیوونه!

197
00:16:43,356 --> 00:16:44,816
‫کاتارا،همینطوری بالا نگهش دار!

198
00:16:44,851 --> 00:16:49,721
‫فشارش به دریل وارد میشه و وقتی آنگ ضربه‌ی آخر رو زد،آماده‌ی ترکیدنه!

199
00:16:58,601 --> 00:17:00,541
‫اینجا به نظر جای خوبی میاد مومو.

200
00:17:05,101 --> 00:17:10,041
‫ژنرال "سانگ"،به سربازات بگو سنگ پرت نکنن این پایین!

201
00:17:11,091 --> 00:17:14,981
‫سربازا،هر کاری که میکنین پرتاب سنگ به پایین رو متوقف نکنین!

202
00:17:29,311 --> 00:17:31,936
‫تکنیک خوبی بود خواهر کوچولو!

203
00:17:31,971 --> 00:17:34,626
‫همینطور ادامه بده! فراموش نکن نفس عمیق بکشی!

204
00:17:34,661 --> 00:17:38,581
‫میدونی،من دیگه حالم بهم خورده که کل روز تو بهم میگی چیکار کنم!

205
00:17:38,616 --> 00:17:40,471
‫تو مثل یه گراز-میمون پر حرفی!!

206
00:17:40,506 --> 00:17:42,561
‫فقط این آب گلی رو کنترل کن زن!!!

207
00:17:44,011 --> 00:17:45,221
‫شما کمک نمیخوایین؟

208
00:17:45,256 --> 00:17:47,431
‫تاف کمکم کن این لجن رو بدم تو.

209
00:18:02,791 --> 00:18:05,361
‫چه چیزایی که حاضر بودم بدم تا یه آهن افزار بودم.

210
00:18:08,611 --> 00:18:10,361
‫مومو،از اینجا برو!

211
00:20:17,141 --> 00:20:19,541
‫مرسی مومو! یکی طلبت.

212
00:20:24,681 --> 00:20:26,461
‫حالا تمام چیزی که میخوام یه...

213
00:20:26,471 --> 00:20:29,331
‫در واقع،برای یه بار هم که شده این همون چیزیه‌ی که میخوام.

214
00:21:28,991 --> 00:21:30,601
‫داره میریزه!

215
00:22:22,421 --> 00:22:24,271
‫ما باختیم.

216
00:22:25,721 --> 00:22:28,066
‫آخرین اعلان برای باسینگ سِی.

217
00:22:28,101 --> 00:22:32,531
‫جت آروم باش! خب یارو پیره یه کم چایی داغ خورد،چیه مگه.

218
00:22:32,566 --> 00:22:37,131
‫خودش گرمش کرد! اونا آتش افزارن.

219
00:22:47,871 --> 00:22:50,821
‫چه بچه‌ی خوشگلی.

220
00:22:50,756 --> 00:22:52,371
‫مرسی.

221
00:23:11,961 --> 00:23:15,481
‫من فقط میخوام بگم،امروز تلاش‌تون خوب بود،تیم آواتار.

222
00:23:15,516 --> 00:23:17,826
‫بسه دیگه تو هم با این تیم آواتارت.

223
00:23:17,861 --> 00:23:20,791
‫مهم نیست چند بار بگی،آدم رو جذب نمیکنه.

224
00:23:20,826 --> 00:23:22,196
‫این چی...

225
00:23:22,231 --> 00:23:24,136
‫"گروه بومرنگ"...

226
00:23:24,171 --> 00:23:26,531
‫دیدی،این خوبه چون توش "آنگ" داره.

227
00:23:26,651 --> 00:23:27,801
‫بومر-آنگ.

228
00:23:28,001 --> 00:23:29,381
‫من یه جورایی از این یکی خوشم میاد.

229
00:23:29,571 --> 00:23:32,051
‫بیان تو راه رفتن به شهر در موردش حرف بزنیم.

230
00:23:32,061 --> 00:23:33,191
‫دسته‌ی آنگ؟

232
00:23:34,271 --> 00:23:35,641
‫چهار رعب آور ؟

233
00:23:35,676 --> 00:23:36,646
‫تو دیوونه‌ای.

234
00:23:36,681 --> 00:23:39,191
‫چرا؟ ما رعب آوریم؟

235
00:23:40,000 --> 00:24:20,000
‫(Hamid۷۴)ترجمه و زیرنویس : حمید وِتر
‫(Hamid Vetr)
‫http://tvcenter.tv