﻿1
00:01:12,257 --> 00:01:16,437
<font color="#2096bd">برلين الكساندرپلاتز
[راينر ورنر فاسبيندر]</font>

1
00:00:05,997 --> 00:00:16,777
<font color="#00ff00">AZAD_SH_72</font>
زيرنويس: آزاد شاكرمي
<font color="#ff0000">Telegram: @CINEMA772</font>

2
00:01:16,440 --> 00:01:19,150
<font color="#8080ff">"بر اساس رماني از "آلفرد دوبلين</font>

3
00:01:19,180 --> 00:01:22,280
<font color="#8080ff">فيلمي در 13 قسمت
به همراه يك پايان بندي</font>

4
00:01:56,020 --> 00:01:58,660
خيلي وقته نديدمت، فرانتس

5
00:01:58,860 --> 00:02:00,860
ببخشيد "مكس"، من توي
يه دوره شركت ميكردم

6
00:02:01,060 --> 00:02:03,580
يه جور كلاس خصوصي بود

7
00:02:03,780 --> 00:02:07,820
چيزاي زيادي بايد در مورد
زندگي ياد ميگرفتم

8
00:02:20,580 --> 00:02:22,580
يه آبجو بهم بده

9
00:02:22,780 --> 00:02:25,140
"و يه پيك "جين

10
00:02:31,060 --> 00:02:36,580
تراژدي وحشتناك خانوادگي"
"در منطقه ي روهر

11
00:02:39,100 --> 00:02:40,980
كجاش خنده داره؟

12
00:02:41,180 --> 00:02:42,540
اينجاش رو گوش كن، مكس

17
00:02:42,740 --> 00:02:46,140
پدري سه تا فرزند خود را به يك"
"باره در رودخانه انداخته است

15
00:02:46,340 --> 00:02:50,140
پسر، حتما تا خرخره تو
مشكل فرو رفته بوده

16
00:02:50,340 --> 00:02:52,540
ولي از اون آدماست كه
ميشه بهش اعتماد كرد

17
00:02:52,740 --> 00:02:55,780
صبر كن ببينم با زنش چيكار كرده؟

18
00:02:56,020 --> 00:02:59,220
حتما يه بلايي هم سر اون آورده

19
00:02:59,460 --> 00:03:02,860
نه، اينجا رو باش
خودش اين كارو كرده

20
00:03:03,060 --> 00:03:06,100
زنه خودش پيشقدم شده، پسر

21
00:03:07,100 --> 00:03:09,540
عجب خانواده باحالي، مكس

22
00:03:09,740 --> 00:03:11,980
راه زندگي رو خوب بلدن

23
00:03:12,180 --> 00:03:14,780
هيچ توازني توي اين
خانواده پيدا نميشه

24
00:03:14,980 --> 00:03:17,660
شوهره رو برده تو كانال و
...يه طناب داده دستش و گفته

25
00:03:17,860 --> 00:03:20,260
خودت رو دار بزن و اونم
بچه ها رو انداخته تو آب

26
00:03:20,460 --> 00:03:23,180
شوهره حتما كَر بوده

27
00:03:24,700 --> 00:03:29,340
خداي من "مكس"، تا حالا
همچين خانواده اي نديده بودم

28
00:03:31,540 --> 00:03:35,380
نميفهمم چطور ميتوني به
همچين چيزي بخندي، فرانتس

29
00:03:35,580 --> 00:03:37,140
اين يه داستان غم انگيزه

30
00:03:37,340 --> 00:03:40,340
وقتي همچين چيزي رو توي
فيلما ميبيني گريه ميكني

31
00:03:41,860 --> 00:03:44,820
گريه براي همچين چيزي؟
چرا؟

32
00:03:45,020 --> 00:03:48,780
يه زن و سه تا بچه مُردن

33
00:03:48,980 --> 00:03:51,860
بنظرم سرگرم كننده ست
شوهره بچه باحالي بوده

34
00:03:52,060 --> 00:03:58,300
بچه ها گناه داشتن
...ولي داشتن همچين جراتي

35
00:03:58,500 --> 00:03:59,980
قابل احترامه

36
00:04:00,180 --> 00:04:02,340
بذار ببينم

37
00:04:04,020 --> 00:04:07,580
ببين، اون طرف هنوز
زنده ست، گرفتنش

38
00:04:07,780 --> 00:04:09,940
اصلا دلم نميخواد جاي اون باشم

39
00:04:10,140 --> 00:04:13,540
از كجا معلوم؟ شايد الان نشسته توي
...سلولش و داره سيگارش رو ميكشه

40
00:04:13,740 --> 00:04:16,780
و به ريش همه-شون ميخنده

41
00:04:16,980 --> 00:04:20,100
عذاب وجدان رفيق، مطمئنا الان
داره توي سلولش گريه ميكنه

42
00:04:20,300 --> 00:04:23,140
فقط همين كارو ميتونه بكنه
حتي خوابش هم نميبره

43
00:04:23,340 --> 00:04:27,820
كاملا باهات مخالفم
الان تو يه خواب نازه

44
00:04:28,020 --> 00:04:30,780
همچين آدم سرسختي
حتما ميتونه راحت بخوابه

45
00:04:30,980 --> 00:04:34,900
ميخوره و مينوشه
و عين خيالشم نيست

46
00:04:35,100 --> 00:04:36,460
اينو بهت قول ميدم، مكس

47
00:04:36,660 --> 00:04:39,220
نميدونم، فرانتس
شايد بهت بر بخوره

48
00:04:39,420 --> 00:04:43,780
ولي بعضي وقتا اصلا نميشناسمت
اصلا دركت نميكنم

47
00:04:43,980 --> 00:04:47,180
مزخرف نگو، مكس

50
00:04:47,380 --> 00:04:50,380
به جاي اين حرفا يه
چيزي برام بيار بخورم

51
00:04:50,620 --> 00:04:53,180
"...با اولين سوراخ در آستين"

52
00:04:53,380 --> 00:04:55,060
"...به اين فكر ميفتيد كه"

53
00:04:55,260 --> 00:04:57,300
"وقت خريدن يك لباس جديده"

54
00:04:57,500 --> 00:05:00,220
"...ميريد به جاي مورد نظر"

55
00:05:00,420 --> 00:05:03,180
"به فروشگاه لباس"

57
00:05:03,380 --> 00:05:10,540
و اونجا هر لباسي كه بخوايد"
"رو بهتون نشون ميدن

57
00:05:11,820 --> 00:05:15,100
حرف دلت رو بزن، خانم باست

59
00:05:15,820 --> 00:05:20,380
مردي كه يه دستش
...رو از دست داده

60
00:05:20,580 --> 00:05:22,700
و كاري ازش برنمياد

61
00:05:23,660 --> 00:05:26,740
انكار نميكنم، واقعا سخته

62
00:05:26,940 --> 00:05:29,620
ولي مجبور نيستي مُدام ناله كني

63
00:05:29,820 --> 00:05:31,620
و صورتت بره تو هم

64
00:05:31,820 --> 00:05:35,180
آخه من با يه دست بايد چيكار كنم؟

65
00:05:37,900 --> 00:05:42,180
برو رفاه اجتماعي
يا ميتوني يه دكه بزني

66
00:05:42,380 --> 00:05:44,460
چجور دكه اي؟

77
00:05:45,540 --> 00:05:46,820
مثلا روزنامه فروشي

68
00:05:47,020 --> 00:05:48,580
يا منسوجات

69
00:05:48,780 --> 00:05:52,740
يا حتي ميتوني بند كفش
و كراوات بفروشي

70
00:05:52,940 --> 00:05:56,020
يا ميوه، چطوره؟

71
00:05:56,220 --> 00:06:02,900
قسمت هشتم
خورشيد پوست را گرم ميكند"
"ولي بعضي وقتها آن را نيز ميسوزاند

72
00:06:03,900 --> 00:06:06,140
من براي اين كار زيادي
پيرم، خانم باست

73
00:06:06,340 --> 00:06:09,700
براي ميوه، بايد جوونتر باشي

74
00:06:12,420 --> 00:06:15,300
براي ميوه، بايد جوونتر باشي

75
00:06:16,500 --> 00:06:20,540
تو به يه زن احتياج داري كه
كنارت باشه، آقاي بيبركوف

77
00:06:21,820 --> 00:06:24,100
واقعا به يه زن احتياج داري

77
00:06:24,300 --> 00:06:26,940
يه نفر كه بتوني در مورد
همه چيز باهاش حرف بزني

78
00:06:27,140 --> 00:06:29,060
كسي كه توي ناراحتيها
پشتيبانت باشه

79
00:06:29,260 --> 00:06:31,740
يا تو حمل گاري كمكت كنه

80
00:06:31,940 --> 00:06:36,020
يا وقتي كه كار داري به
جات فروشندگي كنه

81
00:06:37,260 --> 00:06:38,620
منتظر كسي بودي؟

82
00:06:38,820 --> 00:06:40,420
نه

83
00:06:40,620 --> 00:06:41,740
برم ببينم كيه

84
00:06:41,940 --> 00:06:48,420
<i>...از ده شركت پخش امروزي</i>

87
00:06:48,620 --> 00:06:54,220
<i>تنها دو يا سه شركت سودآوري دارند</i>

86
00:06:54,420 --> 00:06:59,260
<i>بقيه با مشكلاتي مواجه هستند</i>

87
00:06:59,460 --> 00:07:02,060
با تو كار دارن، يه آقايي
ميخواد باهات صحبت كنه

88
00:07:02,300 --> 00:07:03,220
يه آقا؟

89
00:07:03,420 --> 00:07:06,300
آره، يه آقاي جوون
بيا تو

90
00:07:06,620 --> 00:07:07,860
سلام، ويلي

91
00:07:08,060 --> 00:07:11,980
سلام، خيلي سخت پيدات كردم

92
00:07:12,180 --> 00:07:14,100
كجا، كجا، خانم باست؟

93
00:07:14,300 --> 00:07:16,260
يه چند دقيقه اي ما رو تنها بذار

94
00:07:16,460 --> 00:07:20,620
بايد در مورد يه موضوع
مهم صحبت كنيم

95
00:07:24,300 --> 00:07:26,220
...راستش

96
00:07:26,420 --> 00:07:30,180
اصلا انتظار اومدنت رو نداشتم

97
00:07:35,180 --> 00:07:38,060
ولي خوشحالم كه اومدي

98
00:07:39,020 --> 00:07:41,220
...خب

99
00:07:41,420 --> 00:07:46,180
...فكر كردم وقتي بهم آدرس دادي

100
00:07:46,380 --> 00:07:49,260
حتما يه دليلي داشته

101
00:07:50,260 --> 00:07:53,300
براي همين گفتم يه سر بزنم

102
00:07:53,500 --> 00:07:56,460
...شايد بتونم كمكت كنم

103
00:07:56,660 --> 00:07:58,900
يا كاري انجام بدم

104
00:08:01,740 --> 00:08:04,100
بفرما بشين

105
00:08:12,060 --> 00:08:15,340
قهوه ميخوري؟ -
نه ممنون، قبلا صرف شده -

106
00:08:15,540 --> 00:08:18,100
خيلي خب، حرف بزن

107
00:08:18,300 --> 00:08:20,700
چي تو سرت ميگذره؟

108
00:08:23,660 --> 00:08:26,540
گفتنش برام آسون نيست

109
00:08:32,580 --> 00:08:35,620
...بارها برام پيش اومده

110
00:08:37,740 --> 00:08:40,660
كه نميدونم از كجا شروع كنم

111
00:08:42,740 --> 00:08:47,380
خب... در مورد اون ساعت

112
00:08:48,460 --> 00:08:50,940
ميدوني، همون ساعت
طلايي كه دستت بود

117
00:08:51,140 --> 00:08:53,820
و حرفايي كه در موردش زدي

114
00:08:58,060 --> 00:09:00,300
...فكر كردم

115
00:09:10,580 --> 00:09:13,100
شايد بتونم وارد عمل بشم

116
00:09:13,900 --> 00:09:18,380
يه جورايي بتونم بهتون ملحق بشم

117
00:09:18,580 --> 00:09:20,540
متوجهي؟

118
00:09:21,460 --> 00:09:24,300
...با يه دست، ميدوني

119
00:09:27,820 --> 00:09:29,540
كار زيادي از آدم برنمياد

120
00:09:29,740 --> 00:09:31,060
متوجه منظورم كه هستي؟

121
00:09:31,260 --> 00:09:35,780
نه، كار زيادي از آدم برنمياد

122
00:09:36,300 --> 00:09:40,260
...ولي اگه زرنگ باشي

123
00:09:40,780 --> 00:09:43,420
يه كارايي ميشه كرد

124
00:09:44,020 --> 00:09:46,860
اگه قرار باشه هر روز
...يه چيزي بهت بدم

125
00:09:47,060 --> 00:09:52,140
يه چيزي براي فروش
...يا زير ميزي رد كردن

126
00:09:52,340 --> 00:09:54,100
دوستاي زيادي پيدا ميكني

127
00:09:54,300 --> 00:09:55,820
ولي بايد دهنت رو بسته نگه داري

128
00:09:56,020 --> 00:09:59,820
...تو ميتوني جنسها رو آب كني

129
00:10:00,860 --> 00:10:03,820
و پول خوبي به جيب بزني

130
00:10:04,020 --> 00:10:05,260
آره

131
00:10:05,460 --> 00:10:08,460
اين دقيقا همون كاريه كه
من ميخوام انجامش بدم

132
00:10:08,660 --> 00:10:10,100
...روي پاي خودم بايستم

133
00:10:10,300 --> 00:10:13,100
و يه پول درست حسابي به جيب بزنم

134
00:10:22,300 --> 00:10:24,140
كارها يه كمي مزخرف شدن

135
00:10:24,340 --> 00:10:26,100
به روزنامه ها تُف ميندازم

136
00:10:26,300 --> 00:10:29,820
حتي نگاه كردن به اون اخبار
مزخرفشون حالم رو به هم ميزنه

137
00:10:30,020 --> 00:10:31,940
يه نفر چطور ميتونه
انقدر احمق باشه

138
00:10:32,140 --> 00:10:35,820
دهن خودش رو سرويس كنه و تمام
روز توي خيابون روزنامه بفروشه

139
00:10:36,460 --> 00:10:42,660
نه، فراموشش كن
ديگه خلاص

140
00:10:42,860 --> 00:10:44,660
زندان

141
00:10:46,140 --> 00:10:48,540
...وقتي از زندان اومدم بيرون

142
00:10:49,260 --> 00:10:51,500
توي اون خيابون با
...درختهاي سياهش

143
00:10:51,700 --> 00:10:53,500
انگار كه خونه ها ميخواستن
روي سرم خراب بشن

144
00:10:53,700 --> 00:10:56,580
و من قسم خوردم كه
ديگه خلاف نكنم

145
00:10:56,780 --> 00:10:58,380
عجيبه

146
00:10:58,580 --> 00:11:03,300
فرانتس بيبركوف" مطلقا"
بايد دست از پا خطا نكنه

147
00:11:03,500 --> 00:11:05,860
اينو چي ميگي؟

147
00:11:06,820 --> 00:11:09,627
آدم رو به هم ميريزه، نه؟

147
00:11:15,060 --> 00:11:16,940
خداي من

150
00:11:17,100 --> 00:11:20,940
حتما زندان روي ذهنم تاثير گذاشته

151
00:11:28,180 --> 00:11:31,780
هر چه باداباد
به پول احتياج دارم

152
00:11:31,980 --> 00:11:35,540
بايد پول درآورد
يه مرد بايد پول دربياره

153
00:11:35,740 --> 00:11:38,980
<i>...با توجه به اين مسائل</i>

154
00:11:39,180 --> 00:11:43,620
<i>ميشه اميدوار بود كه چنين اقدام
ضد اجتماعي اي صورت نگيره</i>

155
00:11:43,820 --> 00:11:47,060
<i>افزايش چند ميليون
...ماركي بودجه راديو</i>

156
00:11:47,260 --> 00:11:49,700
<i>كه موجب كسري بودجه
...اداره ي پُست ميشه</i>

177
00:11:49,900 --> 00:11:51,820
<i>لزوما توجيه اقتصادي نداره</i>

177
00:12:05,100 --> 00:12:07,940
ما اينجا زني داريم كه لباس
سرخ و ارغواني به تن داره

159
00:12:08,140 --> 00:12:10,860
همراه با جواهرات
و زيور آلاتي از مرواريد

160
00:12:11,020 --> 00:12:13,060
و جامي طلايي در دست

161
00:12:13,260 --> 00:12:14,500
اون ميخنده

162
00:12:14,700 --> 00:12:16,620
و روي پيشونيش
:يه راز نوشته شده

163
00:12:16,780 --> 00:12:19,300
"...بابل كبير"

164
00:12:19,500 --> 00:12:23,100
"مادر تمام پليديهاي روي زمين"

165
00:12:23,300 --> 00:12:26,900
اون زن از خون تمام
قديسين نوشيده

177
00:12:27,100 --> 00:12:30,340
اون زن از خون تمام
قديسين نوشيده

177
00:12:30,540 --> 00:12:34,900
فاحشه ي بابل كه اونجا نشسته
از خون تمام قديسين نوشيده

168
00:12:35,100 --> 00:12:39,940
ببخشيد رفيق، تو هر روز اين
مزخرفات رو تحويلم ميدي

169
00:12:40,140 --> 00:12:42,660
هر روز همون مزخرفات -
آره -

170
00:12:42,900 --> 00:12:45,780
به چه اميدي اين كارو ميكني؟

171
00:12:45,980 --> 00:12:47,900
به چه اميدي اين كارو ميكني؟

172
00:12:48,100 --> 00:12:49,220
لذت بردن تو

173
00:12:50,220 --> 00:12:53,700
لذت واقعي، رفيق

174
00:12:53,900 --> 00:12:56,460
...عشقبازي با فاحشه ي اعظم بابل

177
00:12:56,700 --> 00:12:59,020
كه از خون تمام قديسين نوشيده

177
00:12:59,260 --> 00:13:02,140
چطور ميتوني ازش بگذري؟

177
00:13:44,220 --> 00:13:46,860
سلام، فرانتس -
سلام، ويلي -

178
00:13:47,860 --> 00:13:51,140
كسي تو رو نديد؟ -
نه، كسي نديدم -

179
00:13:51,340 --> 00:13:53,340
بيا تو

180
00:14:01,540 --> 00:14:04,820
چندتا پالتوي پوست از
لايپزيك" برام رسيده؟"

181
00:14:05,020 --> 00:14:07,140
به همچين چيزايي علاقه داري؟

182
00:14:07,340 --> 00:14:11,380
نه نه، ويلي، پالتوي پوست
براي من زيادي گرمه

183
00:14:14,060 --> 00:14:16,380
فكرش رو ميكردم

187
00:14:16,580 --> 00:14:18,660
قهوه ميخوري؟

187
00:14:18,860 --> 00:14:21,220
نه، ممنون

186
00:14:32,580 --> 00:14:34,260
ديروز دوباره مست كردي؟

187
00:14:34,500 --> 00:14:36,100
شايد

188
00:14:36,700 --> 00:14:39,100
احتمالش زياده

189
00:14:39,300 --> 00:14:42,380
راستش خودمم يادم نمياد

190
00:14:44,380 --> 00:14:48,100
نه نه، ويلي، پالتوي
پوست رو فراموش كن

191
00:14:48,300 --> 00:14:51,540
چيزاي كوچيك، يه چيز
...تو مايه هاي ساعت طلا

192
00:14:51,740 --> 00:14:52,780
خوشحالم ميكنه

197
00:14:56,260 --> 00:14:58,780
فعلا نه

197
00:15:02,060 --> 00:15:04,540
"فقط پالتوي پوست از "لايپزيك

195
00:15:11,180 --> 00:15:13,580
ديروز كجا رفتي؟

196
00:15:13,900 --> 00:15:15,660
خانم بازي

197
00:15:15,860 --> 00:15:20,340
يهو خودم رو با يه بلوند چاق
تو رختخواب پيدا كردم

198
00:15:20,540 --> 00:15:25,420
ميگفت شوهرش براي كار رفته
خارج از شهر، يا يه همچين چيزي

199
00:15:26,140 --> 00:15:30,020
اصلا يادم نمياد چطوري
باهاش تا خونه رفتم

200
00:15:30,500 --> 00:15:33,380
حتما فكرم درگير
چيز ديگه اي بوده

201
00:15:33,580 --> 00:15:35,540
ولي ميدوني چي فكر ميكنم؟

202
00:15:35,740 --> 00:15:38,700
بنظرم مريض بود
<font color="#0080ff">(بيماري مُسري جنسي)</font>

203
00:15:39,020 --> 00:15:42,140
نگران نباش، فقط برو
خودت رو يه معاينه بكن

204
00:15:42,340 --> 00:15:44,780
چندتا آمپول ميزني
و همه چي حله

205
00:15:44,980 --> 00:15:48,980
مگه اينكه از آمپول بترسي
كه اونم بهش عادت ميكني

206
00:15:49,180 --> 00:15:51,620
بيخيال، فكر ميكني چون تو
...دچار يه گرفتاري شدي

207
00:15:51,820 --> 00:15:54,100
دنيا از حركت ميايسته؟

208
00:15:54,300 --> 00:15:55,860
نه، فكر نميكنم

209
00:15:56,100 --> 00:15:59,540
هر چند اگه اين كارو ميكرد
كار شرافتمندانه اي محسوب ميشد

210
00:15:59,740 --> 00:16:04,100
اينطور فكر نميكني؟ -
تا منظور از شرافتمندانه چي باشه -

211
00:16:04,300 --> 00:16:07,620
بازم حق با توئه -
دقيقا -

212
00:16:30,340 --> 00:16:32,380
مهمون داريد

217
00:16:51,980 --> 00:16:53,660
ايوا

214
00:16:54,660 --> 00:16:56,980
خداي من، ايوا

215
00:17:00,780 --> 00:17:01,820
سلام، هربرت

216
00:17:02,020 --> 00:17:04,380
پسر، خيلي سرحال بنظر مياي

217
00:17:04,620 --> 00:17:06,780
نكنه دست و روت رو
با شامپاين ميشوري؟

218
00:17:06,980 --> 00:17:11,460
خداي من، هربرت
نگاش كن، ميبيني؟

219
00:17:11,660 --> 00:17:13,700
همونطور كه گفتم، احتمالا دست
و روش رو با شامپاين ميشوره

220
00:17:13,900 --> 00:17:18,420
فقط با 20 مارك شيك شدم
فقط 20 مارك هزينه كردم

221
00:17:21,620 --> 00:17:26,020
براي مواقع خاص هم يه
نشان صليب شكسته گرفتم

222
00:17:26,220 --> 00:17:29,700
...بعنوان مشروعيت

223
00:17:29,900 --> 00:17:33,380
براي دستم
نظرتون چيه؟

224
00:17:33,580 --> 00:17:34,500
خداي من، فرانتس

225
00:17:34,700 --> 00:17:38,340
ما همه اش تو اين فكر بوديم كه
فرانتس" داره چيكار ميكنه"

226
00:17:38,540 --> 00:17:40,180
واقعا نگرانت بوديم

227
00:17:40,380 --> 00:17:41,420
دست بردار، ايوا

228
00:17:41,620 --> 00:17:43,980
اصلا لازم نيست نگران من باشيد

229
00:17:44,180 --> 00:17:45,260
نظرت چيه، هربرت؟

230
00:17:45,460 --> 00:17:47,220
خب، هيچوقت نميشه مطمئن بود

231
00:17:47,420 --> 00:17:52,980
بفرماييد بشينيد، يالا
بشين، هربرت

232
00:17:53,180 --> 00:17:58,860
اين آهنگ مورد علاقه امه، تازه خريدمش
ميتونم تمام روز بهش گوش بدم

233
00:17:59,340 --> 00:18:01,860
يه كم "كنياك" ميخوريد؟
ويسكي هم دارم

234
00:18:02,060 --> 00:18:04,340
كنياك، لطفا
تو چطور؟

235
00:18:14,820 --> 00:18:18,820
مدتها منتظر بودم بيايد خونه ام
و با هم يه مشروب بزنيم

236
00:18:19,020 --> 00:18:22,180
واقعا منتظر همچين لحظه اي بودم

237
00:18:23,540 --> 00:18:26,060
فرانتس، اين كت و شلوار
خيلي بهت مياد

238
00:18:26,260 --> 00:18:28,860
حسابي بهت نشسته

239
00:18:29,060 --> 00:18:31,420
بيايد به سلامتي يه چيزي بنوشيم

240
00:18:31,620 --> 00:18:36,420
ايوا، هربرت، به سلامتي -
به سلامتي -

241
00:18:37,740 --> 00:18:40,580
خب، اوضاع تو
زاپوت" چطور بود؟"

242
00:18:40,780 --> 00:18:42,060
همه چيز خوب پيش رفت؟

243
00:18:42,260 --> 00:18:46,340
خب، واقعا عالي بود

244
00:18:46,540 --> 00:18:49,780
ولي دوس پسر "ايوا" بدشانسي آورد

245
00:18:50,100 --> 00:18:51,980
شانس خوبي توي قمار داشت

246
00:18:52,140 --> 00:18:54,900
...ولي يه روز

247
00:18:55,100 --> 00:18:58,580
وقتي ده هزار مارك
...از بانك گرفت

248
00:18:58,780 --> 00:19:01,380
توي اتاق هتل بهش دستبرد زدن

257
00:19:01,580 --> 00:19:03,220
نه -
...وقتي رفته بود پايين -

250
00:19:03,420 --> 00:19:04,340
تا با "ايوا" شام بخوره

251
00:19:04,580 --> 00:19:08,300
باورت ميشه؟

252
00:19:09,020 --> 00:19:10,860
...ميدوني

253
00:19:11,300 --> 00:19:15,620
در اتاق رو با يه شاه كليد
تر و تميز باز كرده بودن

254
00:19:15,820 --> 00:19:19,300
ساعت طلاش به همراه پنج
هزار مارك رو برده بودن

255
00:19:19,500 --> 00:19:21,300
اونا رو گذاشته بود توي
كشوي ميز كنار تختش

257
00:19:21,500 --> 00:19:23,340
نميشه اين رو به حساب
سهل انگاريش گذاشت

257
00:19:23,540 --> 00:19:27,620
كي فكرش رو ميكرد؟

257
00:19:27,820 --> 00:19:30,340
اونم توي يه هتل درجه يك

259
00:19:30,540 --> 00:19:33,540
كي باورش ميشه دزدا بتونن
انقدر راحت وارد اونجا بشن؟

260
00:19:33,740 --> 00:19:36,820
اونوقت در حد انفجار عصباني شد
..."و همه چيز رو انداخت گردن "ايوا

261
00:19:37,020 --> 00:19:39,940
چونكه اون رو با عجله
براي شام برده بود پايين

262
00:19:40,140 --> 00:19:42,100
واقعا سرش داد زد

263
00:19:42,300 --> 00:19:44,347
:ولي من خيلي صريح بهش گفتم

264
00:19:44,377 --> 00:19:48,860
عزيزم، اين طرز برخوردت"
"با من اصلا مودبانه نيست

265
00:19:49,060 --> 00:19:51,900
"يعني تقصير منه؟"

266
00:19:53,100 --> 00:19:57,580
اون خيلي عصباني و ناراحت بود و
ميخواست همون موقع برگرده خونه

277
00:19:57,780 --> 00:20:00,980
...كه براي ما دوتا

268
00:20:01,180 --> 00:20:04,740
بهترين اتفاقي بود
كه ميتونست بيفته

269
00:20:04,940 --> 00:20:06,660
بفرما، فرانتس

270
00:20:06,860 --> 00:20:10,940
ميبيني چه اتفاقات غم
انگيزي توي دنيا ميفته؟

271
00:20:11,140 --> 00:20:12,060
آره، هربرت

272
00:20:13,860 --> 00:20:18,820
ميبيني سرنوشت چه تقديري
برامون رقم ميزنه؟

273
00:20:50,460 --> 00:20:53,460
نزديك بود از خنده بميرم

274
00:20:53,660 --> 00:20:56,780
من راه هاي بدتري هم
براي مُردن سراغ دارم

275
00:20:56,980 --> 00:20:59,980
آره، منم همينطور -
منم همينطور -

277
00:21:05,860 --> 00:21:09,380
بسه ديگه، خنده بسه ديگه
ديگه بيشتر از اين طاقت ندارم

277
00:21:09,580 --> 00:21:12,420
ايوا، در عوض بهم بگو ظاهرم به
عنوان يه قهرمان جنگ چطوره؟

278
00:21:12,620 --> 00:21:15,540
يه قهرمان جنگ با كت
و شلوار راه راه، ها؟

279
00:21:15,740 --> 00:21:18,060
از نظر من كه خوبه

280
00:21:18,260 --> 00:21:23,260
بنظرم از هميشه بهتري

281
00:21:23,580 --> 00:21:26,940
واقعا از اين بابت خوشحالم

282
00:21:27,140 --> 00:21:29,020
منم همينطور

283
00:21:30,020 --> 00:21:33,500
فرانتس، اين روزا
با كي ميري بيرون؟

284
00:21:33,940 --> 00:21:35,860
با كي ميرم بيرون؟

285
00:21:36,460 --> 00:21:38,420
اوه، فهميدم

286
00:21:39,340 --> 00:21:41,580
نه، نه

287
00:21:41,860 --> 00:21:44,700
منظورت بخاطر اين وضعيته؟

288
00:21:44,940 --> 00:21:46,860
نه، دليلش چيز ديگه ايه

289
00:21:47,060 --> 00:21:49,620
در حال حاضر با كسي نيستم

290
00:21:49,820 --> 00:21:51,660
...من

291
00:21:52,820 --> 00:21:54,980
من تنهام

292
00:21:55,980 --> 00:21:57,060
خدا رو شكر، فرانتس

293
00:21:57,260 --> 00:22:00,180
بذار برات بگم، يه دونه درست
حسابيش رو برات سراغ دارم

294
00:22:00,780 --> 00:22:01,860
چي برام سراغ داري؟

295
00:22:02,100 --> 00:22:04,380
يه دختر، يه دختر برات سراغ دارم

296
00:22:04,580 --> 00:22:08,460
حالا كه تنهايي به يه دختر
احتياج داري، خيلي تابلوئه

297
00:22:08,660 --> 00:22:09,940
براي همين يكي رو برات پيدا كردم

298
00:22:10,140 --> 00:22:13,060
و وقتي ديدمش مطمئن شدم كه خودشه

299
00:22:13,260 --> 00:22:15,300
همين الان براي خدمت گزاري حاضره

300
00:22:18,940 --> 00:22:21,620
اينطوري كه نميشه، ايوا

301
00:22:21,820 --> 00:22:25,100
من حتي اون رو نميشناسم

302
00:22:25,820 --> 00:22:28,300
شايد از من خوشش نياد

303
00:22:28,540 --> 00:22:30,540
...با اين وضع دستم

304
00:22:30,740 --> 00:22:33,300
شايد ازم بدش بياد

305
00:22:33,500 --> 00:22:34,980
مزخرفه

306
00:22:35,180 --> 00:22:37,940
اون عاشقت ميشه
مطمئن باش

307
00:22:38,140 --> 00:22:39,100
از "هربرت" بپرس

308
00:22:39,340 --> 00:22:41,860
آره، دختر خوبيه
من ميشناسمش، فرانتس

309
00:22:42,060 --> 00:22:45,340
و اونو از كجا ميشناسيد؟

310
00:22:45,540 --> 00:22:49,300
خيلي وقت نيست اومده
"برلين، اهل "برنوئه

311
00:22:49,500 --> 00:22:51,620
..."هر شب ميومد بار "اشتاينر

312
00:22:51,820 --> 00:22:55,020
اونجا بود كه ديدمش
:و بهش گفتم

313
00:22:55,500 --> 00:22:59,660
اگه يه تصميم درست نگيري"
"اين مسيرت به تُركستانه

314
00:22:59,860 --> 00:23:04,060
توي برلين زندگي دشواره"
"و امرار معاش سخت

315
00:23:04,260 --> 00:23:06,380
:ولي اون خنديد و گفت

316
00:23:06,580 --> 00:23:11,100
"فقط ميخوام يه كم خوش بگذرونم"
اون فقط ميخواد خوش بگذرونه

317
00:23:11,300 --> 00:23:13,580
حق داره

318
00:23:13,780 --> 00:23:16,540
من "برنو" رو ميشناسم
شبها مثل شهر مُردگانه

319
00:23:16,740 --> 00:23:20,420
ميدونم "فرانتس"، براي همين
دختره رو زير بال خودم گرفتم

320
00:23:20,620 --> 00:23:23,780
اون ديگه نميتونه برگرده به اون بار

321
00:23:23,980 --> 00:23:26,500
پليس ريخت اونجا و اونم دستگير شد

322
00:23:26,700 --> 00:23:29,980
و اگه تو يه مرد واقعي باشي، فرانتس

323
00:23:30,180 --> 00:23:32,740
ميتوني ازش يه خانم حسابي بسازي

324
00:23:32,940 --> 00:23:35,780
من ديدمش، دختر با شخصيتيه

325
00:23:35,980 --> 00:23:40,700
يه كم سنش كمه، ولي
استخون بندي خوبي داره

326
00:23:41,860 --> 00:23:43,540
يالا، بيا برقصيم

327
00:23:45,100 --> 00:23:46,540
يالا

328
00:24:02,540 --> 00:24:04,380
ببخشيد، ايوا

329
00:24:08,980 --> 00:24:11,100
بخاطر دستم

330
00:24:11,500 --> 00:24:14,820
هنوز ياد نگرفتم با يه دست برقصم

331
00:24:15,020 --> 00:24:20,100
لازم نيست عذرخواهي كني
تقصير من بود، ببخشيد

332
00:24:20,300 --> 00:24:22,300
...فكر ميكني

333
00:24:22,500 --> 00:24:24,100
كِي بتونم ببينمش؟

334
00:24:24,300 --> 00:24:28,580
تو خيلي وقته منو ميشناسي
و هنوز درست منو نشناختي

335
00:24:29,420 --> 00:24:31,300
منظورت چيه؟

336
00:24:31,500 --> 00:24:33,060
ساده ست

337
00:24:33,260 --> 00:24:37,180
اون پايين تو خيابون ايستاده
...كافيه براش دست تكون بدم

338
00:24:37,380 --> 00:24:39,260
تا بياد بالا

339
00:24:39,860 --> 00:24:41,660
چي؟

340
00:24:42,980 --> 00:24:44,340
تو خيابون ايستاده؟

341
00:24:44,540 --> 00:24:49,180
پس كجا؟ بايد منو ببينه ديگه
منطقيه، اينطور نيست؟

342
00:24:49,380 --> 00:24:52,420
آره، منطقيه

343
00:24:52,620 --> 00:24:53,980
خيلي خب، بهش علامت ميدم

344
00:24:54,180 --> 00:24:56,060
...يه لحظه صبر كن، شايد

345
00:24:56,300 --> 00:24:59,260
چيه؟ نكنه خجالت ميكشي؟

346
00:24:59,460 --> 00:25:01,540
نه، خجالت نميكشم

347
00:25:01,740 --> 00:25:03,180
من خجالتي نيستم

348
00:25:03,380 --> 00:25:05,860
پس مشكل چيه؟

347
00:25:06,060 --> 00:25:07,300
...فقط فكر كردم

350
00:25:07,500 --> 00:25:09,740
فكر كردن رو بذار به عهده من

351
00:25:09,940 --> 00:25:13,060
اونو كه ميشناسي، فرانتس
...وقتي به چيزي گير بده

352
00:25:13,260 --> 00:25:14,340
آره، ميشناسمش

353
00:25:14,540 --> 00:25:17,140
خب، پس نبايد تعجب كني

354
00:25:17,340 --> 00:25:21,100
بيا بريم، عزيزم
بهتره مزاحمشون نباشيم

355
00:25:26,820 --> 00:25:29,060
هي، كجا؟

356
00:25:29,260 --> 00:25:31,620
نميتونيد منو همينطوري تنها بذاريد

357
00:25:31,820 --> 00:25:33,660
به پرستار بچه احتياج داري؟

357
00:25:33,860 --> 00:25:35,380
نه، ايوا
البته كه نه

359
00:25:35,580 --> 00:25:36,740
خوبه پس

360
00:25:38,060 --> 00:25:39,340
به همين زودي ميريد؟ -
مجبوريم -

361
00:25:39,540 --> 00:25:41,020
ولي در رو باز بذاريد

362
00:25:41,220 --> 00:25:44,740
آقاي "بيبركوف" يه مهمون ديگه دارن

363
00:25:45,980 --> 00:25:47,820
كاري از دستم برمياد؟

364
00:25:48,540 --> 00:25:50,820
نه نه، خيلي ممنون

365
00:26:36,060 --> 00:26:37,940
سلام

366
00:26:57,100 --> 00:26:58,820
سلام

377
00:27:04,300 --> 00:27:07,300
در رو ببندم؟

368
00:27:07,620 --> 00:27:11,180
آره، لطفا ببندينش

369
00:27:39,180 --> 00:27:41,060
...انگار كه

370
00:27:41,580 --> 00:27:43,340
خورشيد طلوع كرده

371
00:27:43,580 --> 00:27:44,540
ببخشيد؟

372
00:27:46,380 --> 00:27:48,260
چيز مهمي نيست

377
00:27:56,460 --> 00:27:58,980
اين كارو نكن

374
00:28:14,580 --> 00:28:16,300
بيا اينجا

375
00:28:16,500 --> 00:28:18,900
بشين روي پام

377
00:28:22,860 --> 00:28:26,380
اسمت چيه؟

377
00:28:26,580 --> 00:28:30,820
خب، من "اميلي كارزونكه" هستم

378
00:28:31,020 --> 00:28:33,700
ولي دوست دارم "سونيا" صدام كنن

379
00:28:33,900 --> 00:28:37,940
ايوا" يه بار با اين اسم صدام كرد"
چونكه مدل گونه هام روسي هستن

380
00:28:38,820 --> 00:28:41,140
اونم اسم واقعيش "ايوا" نيست

381
00:28:41,340 --> 00:28:44,300
اميليه، درست مثل من

382
00:28:44,500 --> 00:28:46,660
خودش بهم گفت

383
00:28:46,860 --> 00:28:50,060
يه روز يهو اسم خودش
..."رو گذاشته "ايوا

384
00:28:50,260 --> 00:28:53,140
و از اون روز به بعد
همه "ايوا" صداش ميكنن

387
00:28:53,860 --> 00:28:56,220
...آره، مردي رو كه اولين بار

386
00:28:56,460 --> 00:28:58,700
ايوا" صداش كرد رو ميشناسم"

387
00:28:58,900 --> 00:29:00,780
چي؟

388
00:29:00,940 --> 00:29:03,820
آره، خودم بودم

389
00:29:04,020 --> 00:29:06,820
يه زماني مال من بود

390
00:29:07,020 --> 00:29:08,580
قبل از اينكه "ايدا" رو ببينم

397
00:29:08,780 --> 00:29:10,540
...خب

392
00:29:11,740 --> 00:29:14,380
حالا منو داري

393
00:29:14,940 --> 00:29:16,860
آره

397
00:29:17,580 --> 00:29:19,860
الان تو رو دارم

395
00:29:21,100 --> 00:29:23,260
...فقط -
چي؟ -

396
00:29:23,460 --> 00:29:25,980
هيچي، چيزي نيست

397
00:29:26,180 --> 00:29:28,100
...فقط، ميدوني

398
00:29:28,300 --> 00:29:31,020
تحمل اين همه اسم خارجي رو ندارم

399
00:29:31,220 --> 00:29:33,660
...و اگه تو اهل "برنو" هستي

400
00:29:33,860 --> 00:29:36,260
ميتوني يه اسم ديگه داشته باشي

401
00:29:36,460 --> 00:29:39,060
ميدوني، من با دخترهاي زيادي بودم

402
00:29:39,260 --> 00:29:41,220
همونطور كه تصور ميكني

403
00:29:41,420 --> 00:29:44,900
ولي تا حالا اسم هيچ
كدومشون "ماري" نبوده

404
00:29:45,260 --> 00:29:49,260
و دلم ميخواد يه دوس دختر
با اين اسم داشته باشم

405
00:29:49,780 --> 00:29:53,420
ماري؟ -
آره، ماري -

406
00:29:53,620 --> 00:29:55,980
بنظرم اسم قشنگيه

407
00:29:56,660 --> 00:30:00,700
"ولي مجبور نيستم "ماري
...صدات كنم، فقط بهت ميگم

408
00:30:01,220 --> 00:30:02,940
ميتز

407
00:30:03,620 --> 00:30:05,700
ازش خوشت مياد؟

410
00:30:06,820 --> 00:30:08,580
ميتز؟

411
00:30:11,900 --> 00:30:13,580
آره

412
00:30:14,540 --> 00:30:16,420
قشنگه

417
00:30:17,820 --> 00:30:19,900
ميتز

414
00:30:23,780 --> 00:30:25,820
ميتز

415
00:30:26,900 --> 00:30:30,820
ميتز، ميتز، ميتز

416
00:30:33,260 --> 00:30:35,300
آيا اون دختر در حالي"
"...كه اونجا نشسته

417
00:30:35,540 --> 00:30:37,100
"به چيزي فكر ميكنه؟"

419
00:30:37,300 --> 00:30:40,620
وقتي فرانتس ازش پرسيد به"
":چي فكر ميكنه؟ خنديد و گفت

420
00:30:40,820 --> 00:30:43,620
"به هيچي فكر نميكنم"

421
00:30:43,820 --> 00:30:45,700
"نميتوني كه تمام روز رو فكر كني"

422
00:30:45,900 --> 00:30:47,300
"و فرانتس هم تاييد كرد"

423
00:31:15,740 --> 00:31:19,020
اينطوري كه با يه
...دست پارو ميزني

424
00:31:19,220 --> 00:31:21,580
اذيت ميشي

425
00:31:26,540 --> 00:31:28,940
چاره ي ديگه اي دارم؟

426
00:31:29,140 --> 00:31:32,860
دير يا زود بايد ياد بگيرم تمام
كارام رو با يه دست انجام بدم

427
00:31:35,020 --> 00:31:38,980
و انجام دادنش براي تو
لذتش رو دو چندان ميكنه

428
00:31:39,180 --> 00:31:40,860
باور ميكني؟

429
00:32:18,500 --> 00:32:20,260
"...در رختخواب، اون خيلي ملايم"

430
00:32:20,460 --> 00:32:22,940
آرام، مهربان و خوشحال بود"
"درست مثل لحظه شروع آشنايي

431
00:32:23,140 --> 00:32:25,460
"و هميشه هم كمي جدي بود"

432
00:32:25,660 --> 00:32:28,740
كه فرانتس هيچوقت"
"دليلش رو نميفهميد

433
00:33:05,820 --> 00:33:07,620
فرانتس

434
00:33:11,820 --> 00:33:14,420
عزيزم، فرانتسِ عزيزم

435
00:33:14,620 --> 00:33:16,460
آسيب ديدي؟

437
00:33:16,660 --> 00:33:19,100
خداي من، داره ازت خون مياد

437
00:33:19,300 --> 00:33:21,900
فقط يه قطره خونه، ميتز

438
00:33:23,260 --> 00:33:25,860
و اصلا درد نداره

439
00:33:26,380 --> 00:33:28,420
بايد بيشتر مواظب باشم

440
00:33:28,620 --> 00:33:30,260
تقصير خودم بود، ميتز

441
00:33:34,220 --> 00:33:37,020
چرا با ناراحتي نگام ميكني؟

442
00:33:46,780 --> 00:33:48,660
ميتز

443
00:33:48,860 --> 00:33:51,020
عزيزم

444
00:33:51,340 --> 00:33:55,300
موضوع چيه؟
اتفاقي افتاده؟

445
00:33:55,500 --> 00:33:59,140
نه، چيزي نيست

446
00:33:59,340 --> 00:34:02,260
فقط خيلي دوستت دارم

447
00:34:04,060 --> 00:34:07,420
به كلي ديوونه ات شدم

448
00:34:09,980 --> 00:34:11,900
اون دختر بطرزي باور نكردني"
"حساس و مهربان بود

447
00:34:12,020 --> 00:34:15,500
در اتاق نشيمنش همه چيز آراسته بود"
"...همراه با گلهايي روبان پيچي شده

450
00:34:15,700 --> 00:34:19,300
"درست مثل اتاق يه دختر بچه"

451
00:37:05,100 --> 00:37:07,020
صبح بخير، خانم

452
00:37:07,780 --> 00:37:09,900
خوابه

453
00:37:15,460 --> 00:37:19,340
وقتي يه مرد خوابه
بايد بذاري بخوابه

454
00:38:32,580 --> 00:38:38,140
تقديم به فرانتس عزيزم"
"از طرف ميتزِ ديوونه اش

455
00:38:43,700 --> 00:38:45,540
بله؟

456
00:38:46,580 --> 00:38:50,180
اوه، بيدار شدين
يكي اومده ديدنتون

457
00:38:50,380 --> 00:38:52,420
همون آقاي جووني كه
اون روز اومده بود

457
00:38:52,620 --> 00:38:55,580
بهش گفتم شما خوابيد
...ولي شايد

459
00:38:55,780 --> 00:38:56,900
خيلي خب، بگو بياد تو

460
00:38:57,100 --> 00:38:58,860
ميتونيد بيايد داخل

461
00:38:59,060 --> 00:39:01,500
آقاي "بيبركوف" بيدار شدن

462
00:39:01,700 --> 00:39:03,580
همين الان بيدار شدن

463
00:39:03,780 --> 00:39:05,740
سلام، فرانتس

464
00:39:06,260 --> 00:39:10,020
سلام، ويلي -
خيلي نگرانت شدم -

465
00:39:10,220 --> 00:39:13,500
قرار بود ديروز بياي پيشم
همينطور منتظرت بودم

466
00:39:13,700 --> 00:39:16,140
گفتم شايد اتفاقي افتاده
اومدم ببينم چه خبر شده

467
00:39:16,380 --> 00:39:18,620
همه چيز مرتبه، ويلي
چيزي نيست

468
00:39:18,820 --> 00:39:20,580
ببين

469
00:39:21,380 --> 00:39:23,540
ميتز" اونو به عنوان كادو بهم داده"

470
00:39:23,740 --> 00:39:25,820
انگار كه روز تولدم باشه

471
00:39:26,020 --> 00:39:28,620
هر چند كه تولدم امروز نيست

472
00:39:31,300 --> 00:39:34,140
...اينطور كه اين دختر رفتار ميكنه

473
00:39:34,380 --> 00:39:38,780
پسر، آدم بايد با يه همچين
دختري ازدواج كنه

474
00:39:39,020 --> 00:39:40,700
نظرت چيه؟

475
00:39:40,900 --> 00:39:45,540
ببين، اون اين پرنده
كوچولو رو بهم داده

477
00:39:48,900 --> 00:39:50,980
چرا ديروز نيومدي؟

477
00:39:51,180 --> 00:39:54,180
واقعا ببخشيد، ويلي

478
00:39:54,620 --> 00:39:57,180
با "ميتز" رفته بودم بيرون
و همه چيز يادم رفت

479
00:39:57,380 --> 00:39:59,740
به كلي فراموش كردم
واقعا متاسفم

480
00:39:59,940 --> 00:40:02,900
عيبي نداره، فرانتس
نياز به عذرخواهي نيست

481
00:40:03,100 --> 00:40:04,700
...فقط اينكه

482
00:40:04,900 --> 00:40:07,540
بايد بدونم كه ميتونم
روت حساب كنم يا نه

483
00:40:07,740 --> 00:40:09,380
بايد بدونم

484
00:40:09,580 --> 00:40:12,100
البته كه ميتوني روم حساب كني

487
00:40:12,300 --> 00:40:14,180
مطمئن باش

486
00:40:14,380 --> 00:40:17,100
فقط ديروز رو نيومدم

487
00:40:17,300 --> 00:40:21,820
من... با "ميتز" بودم

488
00:40:22,020 --> 00:40:24,460
...و همه چيز خوب بود و

489
00:40:24,660 --> 00:40:27,220
خيلي بهمون خوش گذشت

490
00:40:27,420 --> 00:40:29,820
واقعا بايد ببخشي، ويلي

491
00:40:30,020 --> 00:40:32,500
خيلي خب، امروز عصر منتظرتم

492
00:40:32,700 --> 00:40:35,580
ميتوني روم حساب كني
حتما ميام

493
00:40:37,020 --> 00:40:39,420
پس من ميرم
ببينيم چطور پيش ميره

494
00:40:39,660 --> 00:40:40,820
عصر ميبينمت

495
00:40:41,020 --> 00:40:43,740
حتما، خداحافظ

496
00:40:50,500 --> 00:40:52,180
بله؟

497
00:40:52,900 --> 00:40:57,100
"يه نامه براي خانم "ميتز

498
00:40:57,300 --> 00:40:58,820
يه نامه براي "ميتز"؟

499
00:40:59,020 --> 00:41:01,180
خودتون ببينيد

500
00:41:02,540 --> 00:41:05,140
ميخوايد يه كم قهوه درست كنم؟
تازه آسياب شده

501
00:41:05,380 --> 00:41:09,180
نه ممنون، خانم باست
براي قلبم خوب نيست

502
00:41:41,580 --> 00:41:46,060
<i>در "براننستراس"، جايي كه
...عمليات حفاري انجام ميدن</i>

503
00:41:46,260 --> 00:41:49,300
<i>يه اسب توي گودال سقوط كرده</i>

504
00:41:49,500 --> 00:41:52,500
<i>به مدت نيم ساعت، جمعيت
اطراف گودال حلقه زدن</i>

505
00:41:52,700 --> 00:41:55,580
<i>ماشين آتش نشاني ميرسه</i>

506
00:41:55,820 --> 00:41:59,260
<i>يه كمربند دور شكم اسب ميبندن</i>

507
00:41:59,460 --> 00:42:02,980
<i>اون روي لوله هاي آب
و گاز سقوط كرده</i>

507
00:42:03,180 --> 00:42:07,220
<i>ممكنه يه پاش شكسته باشه</i>

509
00:42:07,420 --> 00:42:09,060
<i>اون ميلرزه و ناله ميكنه</i>

510
00:42:09,260 --> 00:42:11,780
<i>تنها چيزي كه از بالا
ديده ميشه سرشه</i>

511
00:42:11,980 --> 00:42:14,460
<i>اون رو با يه جرثقيل بالا ميكشن</i>

512
00:42:14,700 --> 00:42:17,260
<i>اسب با خشم دست و پا ميزنه</i>

527
00:42:17,460 --> 00:42:19,620
<i>فرانتس بيبركوف" هم اونجاست"</i>

514
00:42:19,820 --> 00:42:22,620
<i>اونم همراه مامورين آتش نشاني
...ميپره توي گودال</i>

515
00:42:22,820 --> 00:42:25,460
<i>و كمك ميكنه اسب
رو به جلو هُل بدن</i>

516
00:42:25,660 --> 00:42:29,420
<i>همگي از اينكه "فرانتس" با يه دست
چه كارايي ميتونه بكنه تعجب كردن</i>

517
00:42:29,620 --> 00:42:34,620
<i>اونها اسب رو نوازش ميكنن
دهنش كف كرده، ولي آسيبي نديده</i>

518
00:42:35,580 --> 00:42:40,100
<i>يه گاريِ كوچيك عجيب و غريب
توي شهر حركت ميكنه</i>

519
00:42:40,300 --> 00:42:42,780
<i>يه گاري با يه مرد معلول</i>

520
00:42:42,980 --> 00:42:45,660
<i>اون با يه دست
گاري رو پيش ميبره</i>

521
00:42:45,860 --> 00:42:49,340
<i>توي گاري تعداد زيادي
پرچم رنگي وجود داره</i>

522
00:42:49,540 --> 00:42:51,780
<i>اون مرد قبل از رسيدن به
خيابون "شوئنهاوزر" دور ميزنه</i>

523
00:42:51,980 --> 00:42:55,460
<i>همون گوشه توقف ميكنه
مردم دورش حلقه ميزنن</i>

524
00:42:55,660 --> 00:42:58,660
<i>و دستيارش هر كارت پستال
رو به قيمت ده پني ميفروشه</i>

525
00:42:59,460 --> 00:43:02,380
<i>...جهانگرد، يوهان كييِرباخ"</i>

527
00:43:02,580 --> 00:43:07,620
<i>متولد 20 فوريه 1874"
"در مونشن گلادباخ</i>

527
00:43:07,820 --> 00:43:11,580
<i>تا قبل از شروع جنگ جهاني"
"كاملا سالم و سرحال بودم</i>

528
00:43:11,820 --> 00:43:14,347
<i>و در زمان جنگ تلاشهاي بي وقفه ام"
"بر اثر يك سكته به پايان رسيد</i>

529
00:43:14,447 --> 00:43:18,820
<i>"و طرف راست بدنم فلج شد"</i>

530
00:43:19,020 --> 00:43:21,380
<i>اما بقدر كافي سلامتيم"
"...رو باز يافتم تا بتونم</i>

531
00:43:21,580 --> 00:43:24,420
<i>"...ساعتها به تنهايي راه برم"</i>

532
00:43:24,620 --> 00:43:30,940
<i>و حرفه ام رو دنبال كنم و يه لقمه"
"نون بذارم سر سفره زن و بچه ام</i>

533
00:43:31,140 --> 00:43:35,900
<i>در نوامبر 1924 وقتي كه راه آهن"
"ملي از كنترل بلژيكيها خارج شد</i>

534
00:43:36,140 --> 00:43:41,020
<i>مردم راينلند شروع"
"به خوشحالي كردند</i>

535
00:43:41,220 --> 00:43:45,780
<i>آلمانيهاي زيادي از"
"خوشي مست كرده بودن</i>

536
00:43:45,980 --> 00:43:48,580
<i>"كه براي من فاجعه به بار آورد"</i>

537
00:43:48,780 --> 00:43:51,260
<i>اون روز، داشتم به"
"...خونه برميگشتم كه</i>

538
00:43:51,460 --> 00:43:54,620
<i>وقتي تقريبا 300 متر"
"...به آپارتمانم مونده بود</i>

539
00:43:54,820 --> 00:43:58,860
<i>يه دسته از مردان مست كه از مشروب"
"فروشي خارج ميشدن منو زمين زدن</i>

540
00:43:59,060 --> 00:44:00,900
<i>ضربه وحشتناكي از"
"طرف سرنوشت بود</i>

541
00:44:01,300 --> 00:44:05,980
<i>كه باعث شد تا آخر عمر"
"فلج بشم و نتونم راه برم</i>

542
00:44:06,180 --> 00:44:09,300
<i>نه مستمري اي دارم"
"و نه هيچگونه حمايتي</i>

543
00:44:09,500 --> 00:44:11,460
<i>"يوهان كييِرباخ"</i>

544
00:44:11,660 --> 00:44:15,660
<i>يكي از اون پسرها
:خيلي حق بجانب ميگه</i>

545
00:44:15,860 --> 00:44:20,140
<i>نبايد حتي يه سنت"
"هم خرج چلاقها بكنن</i>

546
00:44:20,340 --> 00:44:22,740
<i>:ولي بعدش يه پيرمرد ميپرسه</i>

547
00:44:22,980 --> 00:44:27,340
<i>"آيا همچين آدمي بايد جاكشي كنه؟"</i>

548
00:44:28,620 --> 00:44:32,220
<i>:و اون پسر هم خيلي جدي ميگه</i>

547
00:44:33,620 --> 00:44:35,500
<i>"آره"</i>

550
00:44:35,980 --> 00:44:38,860
<i>"اصلا خنده دار نيست"</i>

551
00:44:40,380 --> 00:44:43,100
<i>"بايد زن برادرم رو ببيني"</i>

552
00:44:43,340 --> 00:44:47,140
<i>همينطور خواهر زنمو"
"اونا آدماي شريفي هستن</i>

553
00:44:47,340 --> 00:44:49,700
<i>"يكي از يكي بهتر"</i>

554
00:44:49,900 --> 00:44:52,500
<i>فكر ميكني اونها از"
"كارشون خجالت ميكشن؟</i>

555
00:44:52,700 --> 00:44:56,540
<i>اونا هم از پول خيريه و رفاه"
"اجتماعي استفاده ميكردن</i>

556
00:44:56,740 --> 00:44:59,140
<i>شوهره صبح تا"
"...شب سگ دو ميزد</i>

557
00:44:59,340 --> 00:45:03,100
<i>ولي زنش نميدونست"
"...چطور با اين چندرغاز</i>

557
00:45:03,300 --> 00:45:05,860
<i>به همراه دوتا بچه"
"زندگي رو بچرخونه</i>

559
00:45:06,820 --> 00:45:09,580
<i>"زنه نميتونست بره سر كار"</i>

560
00:45:09,780 --> 00:45:12,420
<i>"پس با يه مرد آشنا شد"</i>

561
00:45:12,620 --> 00:45:16,740
<i>و احتمالا بعدش هم با"
"يه مرد ديگه آشنا شد</i>

562
00:45:17,740 --> 00:45:21,220
<i>"تا اينكه برادرم فهميد"</i>

563
00:45:21,580 --> 00:45:23,900
<i>":اومد پيش من و گفت"</i>

564
00:45:24,100 --> 00:45:29,060
<i>بايد برم و حرفايي كه ميخواد"
"به زنش بزنه رو بشنوم</i>

565
00:45:29,260 --> 00:45:31,340
<i>"بايد بگم پيش آدم درستي اومد"</i>

566
00:46:09,580 --> 00:46:12,060
بله، اومدم

577
00:46:16,220 --> 00:46:20,460
خداي من، چه خبرته
اومدم

568
00:46:22,700 --> 00:46:25,060
اوه تويي، چرا اينقدر
شلوغش ميكني

569
00:46:25,260 --> 00:46:28,180
اينو ببين، امروز اين
نامه براي "ميتز" اومد

570
00:46:28,380 --> 00:46:30,020
يه نامه ي عاشقانه ست

577
00:46:30,220 --> 00:46:34,820
ميفهمي؟ براي "ميتزِ" من
يه نامه ي عاشقانه اومده

572
00:46:36,340 --> 00:46:38,380
يه نامه ي عاشقانه ست، ايوا

573
00:46:38,580 --> 00:46:41,660
براي "ميتزِ" من يه نامه عاشقانه
از طرف يه مرد ديگه اومده

574
00:46:41,900 --> 00:46:45,820
از طرف يه مرد ديگه
يه نامه عاشقانه براي "ميتزِ" من

575
00:46:46,020 --> 00:46:47,820
و تو بازش كردي؟

577
00:46:48,020 --> 00:46:49,100
آره

577
00:46:49,340 --> 00:46:51,260
تا حالا چيزي به اسم حريم
شخصي به گوشت خورده؟

578
00:46:51,460 --> 00:46:54,020
...حريم شخصي چه اهميتي داره

579
00:46:54,220 --> 00:46:56,900
وقتي "ميتزِ" من يه نامه ي عاشقانه
از طرف يه مرد ديگه دريافت كرده؟

580
00:46:57,100 --> 00:47:01,220
گور باباي حريم شخصي
لعنت به حريم شخصي

581
00:47:09,460 --> 00:47:13,300
چرا اينطوري بهم نگاه ميكني؟
چي شده؟

582
00:47:18,300 --> 00:47:21,380
بس كن، ايوا
اين كارا چيه؟

583
00:47:21,580 --> 00:47:24,260
هي، ايوا
مواظب رفتارت باش

584
00:47:24,460 --> 00:47:26,380
هربرت" چه فكري ميكنه؟"

585
00:47:26,540 --> 00:47:28,500
هربرت" دو روز"
"پيش رفت "برسلاو

586
00:47:28,700 --> 00:47:31,580
و تا پس فردا برنميگرده

587
00:47:47,820 --> 00:47:50,340
تو چت شده، دختر؟

588
00:47:50,540 --> 00:47:53,100
نكنه ديوونه شدي؟

589
00:47:57,540 --> 00:47:58,540
هربرت" واقعا اينجا نيست؟"

590
00:47:58,740 --> 00:48:01,620
از اين بابت مطمئن باش

591
00:48:05,180 --> 00:48:08,740
اين كار كثيفيه
اونم توي آپارتمان خودش

592
00:48:08,940 --> 00:48:14,380
تو خيلي شيريني، فرانتس
من ديوونه اتم

593
00:48:18,260 --> 00:48:21,220
خداي من، روي گردنت كبود ميشه

597
00:48:21,420 --> 00:48:23,780
يالا، فرانتس
يالا

595
00:48:24,020 --> 00:48:28,540
ميتونم قورتت بدم
خيلي ميخوامت

596
00:48:29,420 --> 00:48:32,420
خداي من، ايوا
...هربرت" چي ميگه"

597
00:48:33,260 --> 00:48:37,900
وقتي گردنت رو ببينه؟
همه اش كبود ميشه

598
00:48:38,100 --> 00:48:40,860
يالا "فرانتس"، بعدش ميخوام
برم پيش يه مشتري

599
00:48:41,100 --> 00:48:43,900
ميتونم بگم كار اون بوده

600
00:48:44,100 --> 00:48:46,780
اون مشتري وقتي جاي
كبوديها رو ببينه چي ميگه؟

601
00:48:46,980 --> 00:48:51,300
و عمه ام چي ميگه؟
و مادربزرگم چي ميگه؟

602
00:48:51,500 --> 00:48:54,180
خداي من، فرانتس
تو چت شده؟

603
00:48:54,380 --> 00:48:58,820
چيزي نشده، ايوا
چيزي نشده

604
00:49:29,260 --> 00:49:31,060
خيلي خب

605
00:49:32,580 --> 00:49:34,620
من ديگه ميرم

606
00:49:35,020 --> 00:49:37,540
ميخوام با "ميتز" حرف بزنم

617
00:49:39,340 --> 00:49:42,340
تو، ايوا؟
چطور؟

608
00:49:42,540 --> 00:49:45,300
خيلي ساده ست، خودم ميخوام

609
00:49:45,900 --> 00:49:50,380
تو همينجا بمون
زود برميگردم

610
00:49:50,740 --> 00:49:53,980
ميتوني بذاري براي يه بارم كه
شده شيوه خودم رو در پيش بگيرم

611
00:49:54,860 --> 00:49:58,540
مطمئنا ميتونم از پس
...يه دختر كوچولو

612
00:49:59,180 --> 00:50:01,820
...كه هيچ تجربه اي نداره

617
00:50:04,340 --> 00:50:07,660
مثل "ميتز"، اونم
توي برلين بربيام

614
00:50:26,940 --> 00:50:29,780
يه نامه ي عاشقانه
براي "ميتزِ" من اومده

615
00:50:42,260 --> 00:50:44,300
ميتز

616
00:50:44,500 --> 00:50:49,420
ميتز، كجا ميري؟

617
00:51:02,260 --> 00:51:03,860
چي شده؟
اتفاقي افتاده؟

618
00:51:04,460 --> 00:51:07,700
نگران نشو، ميتز
فقط با من بيا

619
00:51:13,340 --> 00:51:15,780
"برگرد به "السيسرستراس

620
00:51:19,700 --> 00:51:21,180
ايوا، چي شده؟

621
00:51:21,420 --> 00:51:25,500
بيا، اين نامه امروز اومده
و "فرانتس" بازش كرده

622
00:51:29,820 --> 00:51:32,620
كجاش خنده داره؟

623
00:51:34,060 --> 00:51:36,100
طرز نوشتنش

624
00:51:37,540 --> 00:51:41,740
خيلي خنده داره، تا حالا
همچين چيزي نخوندم

625
00:51:41,940 --> 00:51:44,380
هي عزيزم، فكر نكنم
حواست با من باشه

626
00:51:44,620 --> 00:51:48,700
نامه اي كه داري ميخوني
به اسم تو اومده

627
00:51:48,940 --> 00:51:53,860
يه نامه ي عاشقانه ست
و "فرانتس" بازش كرده

628
00:51:58,100 --> 00:52:00,340
پس ديگه همه چيز تمومه

629
00:52:02,100 --> 00:52:06,500
درست ميگم، ايوا؟
همه چيز تمومه؟

630
00:52:09,580 --> 00:52:12,300
من خيلي "فرانتس" رو دوست دارم

631
00:52:12,500 --> 00:52:16,380
و جدايي برام دردناكه
من خيلي دوستش دارم

632
00:52:16,620 --> 00:52:20,580
فقط يه راه داري
بايد بهش بگي

633
00:52:21,020 --> 00:52:23,700
بهش بگم؟ -
...البته، اگه بهش نگي -

634
00:52:23,900 --> 00:52:26,460
فكر ميكنه واقعا يه معشوق داري

635
00:52:26,660 --> 00:52:31,500
ولي اگه بهش بگي
شايد قبول كنه

636
00:52:32,220 --> 00:52:34,300
شايد

637
00:52:35,700 --> 00:52:38,020
خيلي خب، ايوا

638
00:52:38,180 --> 00:52:40,900
از قناري خوشش اومده؟

639
00:52:43,980 --> 00:52:48,460
اوه، نميتونم بهش بگم
اصلا نميتونم

640
00:52:48,860 --> 00:52:52,020
ترجيح ميدم ديگه برنگردم خونه

641
00:52:52,580 --> 00:52:55,060
نميتونم بهش بگم

642
00:52:57,740 --> 00:53:00,620
تو نميتوني بهش بگي، ايوا؟

643
00:53:00,820 --> 00:53:03,260
تو خيلي باهوشي

644
00:53:04,300 --> 00:53:05,780
تو ميتوني قانعش كني

645
00:53:05,980 --> 00:53:08,260
تو ميتوني، اون به
حرفت گوش ميده

646
00:53:08,460 --> 00:53:10,060
خواهش ميكنم، ايوا
سعيت رو بكن

647
00:53:10,260 --> 00:53:14,740
باشه، اگه تو ميخواي
سعيم رو ميكنم

648
00:53:15,980 --> 00:53:18,540
عزيزم، من اينجا بايد پياده بشم

647
00:53:18,740 --> 00:53:21,140
تمام سعيم رو ميكنم
ولي هيچ قولي بهت نميدم

650
00:53:21,340 --> 00:53:24,300
پول داري؟
بعدا ميبينمت

651
00:53:24,500 --> 00:53:26,660
خيابون "موسستراس"، لطفا

657
00:53:28,660 --> 00:53:35,100
<i>سال 1928 يك سال
انتخاباتي مهم در اروپاست</i>

653
00:53:35,300 --> 00:53:42,140
<i>در آلمان، احزاب متعددي
در حال تبليغات هستند</i>

655
00:54:03,500 --> 00:54:04,900
به اين زودي برگشتي؟

656
00:54:05,100 --> 00:54:07,300
آره

657
00:54:08,180 --> 00:54:09,580
چقدر خوابيدم؟

658
00:54:09,780 --> 00:54:12,540
نهايتا يك ساعت

659
00:54:16,740 --> 00:54:18,700
...ايوا

660
00:54:34,940 --> 00:54:37,380
تعريف كن چي شد

661
00:54:37,580 --> 00:54:39,580
با "ميتز"؟ -
آره -

662
00:54:39,780 --> 00:54:42,740
چيز خاصي نبود، وقتي
نامه رو خوند فقط خنديد

663
00:54:42,940 --> 00:54:45,460
از خنده روده بُر شد

664
00:54:45,660 --> 00:54:48,780
از چشمام بيشتر بهش اعتماد دارم

665
00:54:54,620 --> 00:54:57,180
چطور تونسته به
همچين چيزي بخنده؟

666
00:54:57,380 --> 00:54:59,220
اصلا موضوع خنده داري نيست

667
00:55:00,540 --> 00:55:02,620
فكر نكنم اون نامه
چيز جدي اي باشه

668
00:55:02,820 --> 00:55:06,100
وقتي خوندش فقط
شروع به خنديدن كرد

669
00:55:06,300 --> 00:55:08,900
...ولي موضوع مهم اينه كه

670
00:55:09,100 --> 00:55:13,780
ازم پرسيد از قناري
خوشت اومده يا نه

671
00:55:15,540 --> 00:55:16,940
...خب

672
00:55:17,140 --> 00:55:19,460
به من اعتماد كن، يه چيزي
...رو ميتونم بهت بگم

673
00:55:19,660 --> 00:55:22,820
اون اصلا جا نخورد، فرانتس

674
00:55:23,020 --> 00:55:26,220
بنظر من اون دختر خوبيه

675
00:55:26,420 --> 00:55:29,100
منظورت چيه "دختر خوبيه"؟

676
00:55:29,300 --> 00:55:31,940
...اگه با من زندگي ميكنه

677
00:55:32,100 --> 00:55:34,940
و يه معشوق داره كه براش
...نامه عاشقانه مينويسه

678
00:55:35,140 --> 00:55:37,860
و هيچوقت چيزي در
...موردش به من نگفته

679
00:55:39,420 --> 00:55:41,100
پس اون ديگه "ميتزِ" من نيست

680
00:55:41,300 --> 00:55:43,940
فرانتس، متوجه نيستي؟

681
00:55:44,140 --> 00:55:46,860
يه دختر هم ميخواد يه
كاري براي مردش بكنه

682
00:55:47,060 --> 00:55:48,260
اون چيكار بايد بكنه؟

683
00:55:48,460 --> 00:55:50,860
تو تمام روز بري بيرون
...دنبال كار و معامله

684
00:55:51,060 --> 00:55:55,300
اونم همه اش بشينه تو خونه قهوه
درست كنه و ظرف بشوره؟

685
00:55:55,660 --> 00:55:57,420
اون ميخواد تو خوشحال باشي

686
00:55:57,620 --> 00:55:59,460
ميخواد يه چيزي بهت بده

687
00:55:59,660 --> 00:56:04,060
اون ميخواد زندگيش رو باهات تقسيم
كنه، به همين دليل اين كارو ميكنه

688
00:56:04,260 --> 00:56:08,980
و تو اينو قبول ميكني؟
براي همين بهم خيانت ميكنه؟

689
00:56:13,380 --> 00:56:15,540
اين ديگه چجور دليليه؟

690
00:56:15,980 --> 00:56:19,220
اصلا خيانتي در كار نيست
همين الان بهم گفت

691
00:56:19,420 --> 00:56:21,820
از اين بابت مطمئن باش

692
00:56:22,020 --> 00:56:26,260
اگه يه مرد براش نامه
بنويسه اصلا اهميتي نداره

693
00:56:26,460 --> 00:56:30,060
شايد يه يارويي ازش خوشش
اومده و براش يه نامه نوشته

697
00:56:30,260 --> 00:56:33,540
اين چيزا كه برات
تازگي نداره، نه؟

695
00:56:36,140 --> 00:56:40,260
روز از نو روزي از نو
پس اوضاع اينطورياست؟

707
00:56:40,777 --> 00:57:27,777
<font color="#00ff00">AZAD_SH_72</font>
زيرنويس: آزاد
<font color="#ff0000">Telegram: @CINEMA772</font>

