﻿1
00:00:30,961 --> 00:00:35,961
‫مترجم: Highbury

2
00:00:38,958 --> 00:00:41,458
‫- هر چی که خواستی اینجاست.
‫- مرسی

3
00:00:56,166 --> 00:01:00,666
‫تنها دو چیز هستن که می‌تونن یه روز
‫بد رو به یه روز عالی تبدیل کنن

4
00:01:02,750 --> 00:01:04,583
‫اولیش عشق ـه

5
00:01:04,666 --> 00:01:07,041
‫ولی راستشو بگم، امروز عشقی در کار نیست

6
00:01:08,375 --> 00:01:11,583
‫آخه، سومین زنم منو ول کرد

7
00:01:15,458 --> 00:01:18,500
‫دومیش سرقت میلیون‌ها یوروست

8
00:01:18,583 --> 00:01:20,208
‫ولی اون یه داستان دیگه‌س

9
00:01:20,291 --> 00:01:22,625
‫امروز یه قدم کوچیک در
‫یه نقشه بسیار بزرگتره

10
00:01:23,125 --> 00:01:24,541
‫قرار بود آسون باشه

11
00:01:24,625 --> 00:01:28,125
‫ولی اگه روز بدی باشه، شاید مجبور بشی
‫یه یارویی رو به زانو دربیاری...

12
00:01:28,208 --> 00:01:30,083
‫حاضر باشی به سر اون
‫بدبخت بیچاره شلیک کنی

13
00:01:36,041 --> 00:01:37,250
‫این گروه منه

14
00:01:37,333 --> 00:01:39,291
‫یکی از سه گروهی که در تمام
‫زندگیم باهاشون کار کردم

15
00:01:39,375 --> 00:01:42,291
‫ولی این گروه خاصه چون
‫به دوران طلایی من برمی‌گرده

16
00:01:43,583 --> 00:01:45,333
‫قبل از اینکه چیزی در مورد بیماریم بدونم

17
00:01:45,416 --> 00:01:47,708
‫قبل از اینکه مثل یه موش
‫در ضرابخانه سلطنتی زندانی بشم...

18
00:01:47,791 --> 00:01:49,500
‫و زندگیم به یه تار مو بند باشه

19
00:01:52,041 --> 00:01:53,375
‫اینم کیلاست

20
00:01:53,458 --> 00:01:55,583
‫با نمره عالی از دانشگاه‌ش
‫فارغ‌التحصیل شده...

21
00:01:55,666 --> 00:01:58,208
‫و در مهندسی الکترونیک یه خبره‌س

22
00:01:58,291 --> 00:02:00,125
‫فقط یه چیز بزرگتر از مغزش وجود داره...

23
00:02:00,208 --> 00:02:01,708
‫و اون خجالت بیماری‌گونه‌شه

24
00:02:01,791 --> 00:02:02,958
‫روی

25
00:02:03,041 --> 00:02:06,041
‫استعداد خیلی خوبی برای باز کردن قفل‌ها
‫و زندانی شدن داره

26
00:02:06,125 --> 00:02:07,250
‫هی! بهم دست نزن، خوک کثیف!

27
00:02:07,333 --> 00:02:10,666
‫اینقدر از زندگی قبلیش متنفر بود که در
‫من پدری که هرگز نداشته رو دیده

28
00:02:10,750 --> 00:02:13,875
‫و منم در اون سگ وفاداری رو دیدم
‫که می‌تونی ببریش پیاده‌روی

29
00:02:13,958 --> 00:02:15,333
‫قرار بود همین باشه

30
00:02:15,833 --> 00:02:17,166
‫دامیان

31
00:02:17,250 --> 00:02:18,416
‫یه قاچاقچی

32
00:02:18,500 --> 00:02:20,750
‫در روز استاد دانشگاه...

33
00:02:20,833 --> 00:02:23,041
‫در شب مغز متفکر خلافکار

34
00:02:23,125 --> 00:02:26,916
‫و مثل تمام نوابغ، یه ذره حواس پرته

35
00:02:27,000 --> 00:02:28,000
‫بروس

36
00:02:28,083 --> 00:02:29,583
‫همه کاره‌س

37
00:02:29,666 --> 00:02:30,666
‫از پس هر چیزی برمیاد

38
00:02:30,708 --> 00:02:33,458
‫سلاح، ماشین آلات سنگین، لیزرهای گرمایی

39
00:02:33,541 --> 00:02:36,750
‫شرط می‌بندم با خودتون میگین،
‫این یارو از تمام وجودش مایه نمیذاره

40
00:02:39,208 --> 00:02:40,208
‫دوباره فکر کنین

41
00:02:52,208 --> 00:02:53,208
‫اونا کین؟

42
00:02:53,250 --> 00:02:55,041
‫- تا حالا ندیدمشون...
‫- ممنونم

43
00:02:55,125 --> 00:02:58,583
‫دنبال یکی به اسم آقای آنتونیو والز می‌گردیم

44
00:03:01,916 --> 00:03:03,875
‫بله، آقا؟

45
00:03:03,958 --> 00:03:07,125
‫یه حکم برای تفتیش خونه و این ملک دارم.
‫میشه با من بیاین، آقا؟

46
00:03:12,916 --> 00:03:14,750
‫دقیقا به چه چیزی متهم شدم؟

47
00:03:14,833 --> 00:03:18,125
‫سلب مالکیت گنجینه‌های ملی،
‫قاچاق غیرقانونی عتیقه‌ها...

48
00:03:18,208 --> 00:03:19,708
‫کلاهبرداری و اختلاس

49
00:03:19,791 --> 00:03:23,291
‫با اتهاماتی روبه‌رو هستین که ممکنه
‫شما رو بیش از نُه سال بندازه زندان، آقای والز

50
00:03:27,625 --> 00:03:29,833
‫- ترسیدم.
‫- پلیس واقعی نیستن

51
00:03:29,916 --> 00:03:31,666
‫نه. طوری که رفتار می‌کنن...

52
00:03:36,375 --> 00:03:37,875
‫این در رو لطفا باز کنین

53
00:03:58,666 --> 00:04:00,541
‫و اون گنجه رو باز کنین

54
00:04:01,083 --> 00:04:02,125
‫ببخشید، خانم

55
00:04:02,208 --> 00:04:04,208
‫بله، تو. تو پلیس نیستی، مگه نه؟

56
00:04:07,458 --> 00:04:08,833
‫هیچکدوم نیستین

57
00:04:08,916 --> 00:04:10,333
‫خب، پس جریان چیه؟

58
00:04:10,416 --> 00:04:11,916
‫مزخرفه

59
00:04:12,416 --> 00:04:14,041
‫معلوم هست اینجا چه خبره؟

60
00:04:19,708 --> 00:04:21,416
‫شرط می‌بندم داری خودتو
‫در زندان تصور می‌کنی...

61
00:04:21,500 --> 00:04:23,666
‫و داری به هم‌سلولی‌هات
‫در مورد هنر اتروسکان آموزش میدی...

62
00:04:23,750 --> 00:04:25,708
‫یه قالب کوچیک صابون رو محکم گرفتی

63
00:04:28,333 --> 00:04:31,250
‫برات خبر خوبی دارم، آقای والز.
‫من با پلیس کار نمی‌کنم

64
00:04:31,958 --> 00:04:36,666
‫ولی در عوض گزارش ندادنت،
‫این جام رو ازت می‌گیریم

65
00:04:39,500 --> 00:04:41,458
‫این میشه راز کوچولوی ما

66
00:04:41,541 --> 00:04:43,381
‫- درخواست دارم با مافوق‌هات حرف بزنم
‫- بشین

67
00:04:43,458 --> 00:04:44,791
‫فکرشم نکن بهم دست بزنی!

68
00:04:44,875 --> 00:04:47,916
‫اسم و شماره نشونت رو می‌خوام.
‫اینجا کی مسئوله؟

69
00:04:48,000 --> 00:04:49,583
‫کی داره شلوغ می‌کنه؟

70
00:04:49,666 --> 00:04:50,875
‫منم

71
00:04:50,958 --> 00:04:53,125
‫اینجا چی کار می‌کنین؟

72
00:04:53,208 --> 00:04:55,000
‫اصلا حق ندارین بیاین اینجا

73
00:04:55,083 --> 00:04:57,708
‫بازرس موران رو می‌شناسی؟
‫از دوستان خوب منه

74
00:04:57,791 --> 00:04:58,625
‫بسیار خب

75
00:04:58,708 --> 00:05:00,916
‫چرا گوشی‌تو بیرون نمیاری؟
‫بیا با هم بهش زنگ بزنیم

76
00:05:01,000 --> 00:05:02,041
‫میذاریمش روی بلندگو

77
00:05:02,750 --> 00:05:03,750
‫باشه

78
00:05:04,333 --> 00:05:06,375
‫دستت نباشه. بذارش روی میز لطفا

79
00:05:06,458 --> 00:05:08,666
‫- باشه
‫- بذار بازش کنم

80
00:05:08,750 --> 00:05:09,750
‫باشه

81
00:05:19,375 --> 00:05:20,208
‫کسی برنمی‌داره

82
00:05:20,291 --> 00:05:21,666
‫حتی آنتن هم نمیده

83
00:05:21,750 --> 00:05:23,708
‫اسم و شماره نشونم رو می‌خواستی، درسته؟

84
00:05:25,875 --> 00:05:28,250
‫اسم من برتاست. نُه میلیمتری

85
00:05:28,333 --> 00:05:32,291
‫و شماره نشونم، خشاب هشت گلوله‌ای
‫برای جنگ آماده شو

86
00:05:32,375 --> 00:05:34,458
‫به مدرک شناسایی بیشتری نیاز داری؟

87
00:05:34,541 --> 00:05:36,625
‫نه. نه، قربان. نیازی نیست

88
00:05:45,916 --> 00:05:48,500
‫قبرستون‌های سرتاسر دنیا پر شده
‫از حرومزاده‌های بدبختی که...

89
00:05:48,583 --> 00:05:50,541
‫روز بدی رو برای قهرمان‌بازی انتخاب کردن

90
00:05:50,625 --> 00:05:52,000
‫ولی در صورتی که یکی از شما حس کرد...

91
00:05:52,083 --> 00:05:54,375
‫باید گزارش شامی که داشتن رو بده...

92
00:05:54,458 --> 00:05:57,708
‫لطفا کارت‌های شناسایی‌تونو
‫بهمون بدین تا بعد بتونیم پیداتون کنیم

93
00:05:58,416 --> 00:05:59,625
‫الان

94
00:06:01,541 --> 00:06:04,166
‫تو باهامون میای، آقا

95
00:06:07,541 --> 00:06:09,375
‫اینجاست که سرت گیج میره

96
00:06:09,458 --> 00:06:10,458
‫نه! لطفا!

97
00:06:11,458 --> 00:06:14,125
‫می‌تونی حسش کنی؟ گره‌ای که
‫توی معده‌ت افتاده رو حس می‌کنی؟

98
00:06:14,208 --> 00:06:15,375
‫دهنت خشک شده؟

99
00:06:15,458 --> 00:06:16,375
‫بله

100
00:06:16,458 --> 00:06:20,166
‫باید قبل از اینکه مزخرف بگی و
‫قهرمان‌بازی دربیاری فکر اینجاشو می‌کردی

101
00:06:20,250 --> 00:06:21,416
‫این کارها برای کیه؟ زنت؟

102
00:06:21,500 --> 00:06:23,750
‫- نه!
‫- نه؟ پس...

103
00:06:26,125 --> 00:06:27,416
‫دوست دخترت؟

104
00:06:27,500 --> 00:06:30,333
‫نمی‌خواستم صدامو ببرم بالا.
‫ببخشید. مضطرب شدم

105
00:06:30,416 --> 00:06:32,256
‫قسم می‌خورم.
‫چند وقته که باهاش رابطه داری؟

106
00:06:33,166 --> 00:06:34,625
‫چند ماهی میشه

107
00:06:35,833 --> 00:06:38,708
‫هیچ می‌دونی الان چی کار کردی؟

108
00:06:39,875 --> 00:06:40,708
‫نه

109
00:06:40,791 --> 00:06:42,916
‫زیبایی عشق در همینه

110
00:06:43,000 --> 00:06:45,000
‫بهترین‌مون رو از وجودمون بیرون می‌کشه

111
00:06:45,083 --> 00:06:48,041
‫حتی یه آدم پستی مثل تو، که
‫زانو زده و التماس می‌کنه بهش رحم کنم...

112
00:06:48,125 --> 00:06:50,625
‫در حالی که چند دقیقه پیش داشتی
‫قهرمان بازی درمی‌اوردی

113
00:06:53,791 --> 00:06:54,708
‫بهم گوش کن

114
00:06:54,791 --> 00:06:56,875
‫عشق ناپدید میشه، احمق!

115
00:07:02,416 --> 00:07:03,458
‫عشق ابدی نیست

116
00:07:07,083 --> 00:07:09,416
‫نباید به خاطر عشق جونتو حروم کنی

117
00:07:34,041 --> 00:07:35,916
‫«سرقت پول: برلین»

118
00:08:41,250 --> 00:08:43,291
‫یه دختر جدید در تیم داریم

119
00:08:46,083 --> 00:08:48,833
‫گفتی پنج نفر میشیم. اون چی کار می‌تونه بکنه؟
‫ببخشید، چی کار می‌تونی بکنی؟

120
00:08:48,916 --> 00:08:51,375
‫هیچی. برای نظارت و حفظ سکوت اینجاست

121
00:08:51,458 --> 00:08:53,083
‫اونو دزد در حال آموزش بدونین

122
00:08:53,166 --> 00:08:54,166
‫اسمش...

123
00:08:54,250 --> 00:08:55,958
‫چه اسمی رو انتخاب کردی؟

124
00:08:56,750 --> 00:08:59,083
‫- کمرون
‫- کمرون

125
00:08:59,166 --> 00:09:00,541
‫خیلی خطر می‌کنه

126
00:09:00,625 --> 00:09:03,333
‫با خطر زندگی می‌کنه و آدرنالین خالصه

127
00:09:03,916 --> 00:09:06,375
‫ولی دلیل بودنش در کنار ما این نیست

128
00:09:06,458 --> 00:09:09,541
‫به خاطر یه چیز بسیار دردناکتر اینجاست

129
00:09:10,375 --> 00:09:13,416
‫کمرون، چرا نمیری پیش همکاران جدیدت بشینی؟

130
00:09:15,208 --> 00:09:18,416
‫مطمئنم می‌خواین بدونین که
‫ما اینجا در پاریس چی کار می‌کنیم؟

131
00:09:18,500 --> 00:09:21,625
‫چی باعث شده که همگی در
‫این لوکس جمع بشیم؟

132
00:09:21,708 --> 00:09:23,166
‫[بهم نگاه نکن]

133
00:09:31,291 --> 00:09:33,833
‫خب، راستش برای بررسی
‫دزدی بعدی‌مون اینجاییم

134
00:09:33,916 --> 00:09:36,500
‫سرقتی که تمام اروپا رو پریشون می‌کنه

135
00:09:36,583 --> 00:09:39,708
‫همه چیز از ده روز پیش شروع شد،
‫وقتی اینو دزدیدیم...

136
00:09:39,791 --> 00:09:41,791
‫یه جام قرن چهارمی باشکوه

137
00:09:41,875 --> 00:09:46,166
‫یه نمونه بسیار زیبا از هنر مقدس فرانسوی.
‫و ۴۰ هزار یورو ارزش داره

138
00:09:46,250 --> 00:09:50,041
‫که ما به ۴۴ میلیون تبدیلش می‌کنیم

139
00:09:50,125 --> 00:09:51,125
‫دامیان؟

140
00:09:59,125 --> 00:10:03,083
‫خیلی ساده بگم این کلیدی
‫برای دزدیدن ۴۴ میلیون جواهراته

141
00:10:03,166 --> 00:10:05,041
‫به نمایش جادویی ما خوش اومدین

142
00:10:05,125 --> 00:10:08,750
‫چطور یه جام رو به ۶۳ جواهر از
‫خاندان‌های سلطنتی اروپا تبدیل کنین

143
00:10:08,833 --> 00:10:11,916
‫جواهراتی که در ۳۴ شهر پراکنده شدن

144
00:10:12,000 --> 00:10:15,750
‫زوریخ، وین، میلان، سنت پترزبورگ

145
00:10:15,833 --> 00:10:19,458
‫خب، دزدیدن از ۳۴ شهر خیلی وقت می‌بره

146
00:10:19,541 --> 00:10:21,833
‫نمایش ما فقط یه شب خواهد بود

147
00:10:21,916 --> 00:10:25,500
‫ولی قبل از اینکه شروع کنیم، اول
‫باید این عتیقه برنزی رو...

148
00:10:25,583 --> 00:10:27,166
‫با یکم آمونیوم کلراید کهنه کنیم

149
00:10:40,791 --> 00:10:43,541
‫پدر تورو، پرفسور سانتانا هستم...

150
00:10:43,625 --> 00:10:46,416
‫از دانشگاه پلی‌‌تکنیک سالامانکا

151
00:10:46,500 --> 00:10:49,541
‫پرفسور واسکز، متخصص در هنر مقدس فرانسوی

152
00:10:49,625 --> 00:10:53,333
‫بقیه هم مسئول تیم حفاری و رادار هستن

153
00:10:53,416 --> 00:10:55,708
‫از آشنایی همه بسیار خرسندم

154
00:10:55,791 --> 00:10:58,541
‫- خیلی خوب اسپانیایی حرف می‌زنین
‫- مادرم در اسپانیا به دنیا اومده

155
00:10:58,625 --> 00:11:00,291
‫- چقدر عالی
‫- و می‌دونم شما کی هستین

156
00:11:00,375 --> 00:11:02,875
‫در مورد شما در اینترنت تحقیق کردم

157
00:11:02,958 --> 00:11:04,458
‫وقتی توی اینترنت دنبال اسمش بگرده...

158
00:11:04,541 --> 00:11:08,541
‫بیش از ۶۵۰ ارجاع در مورد ما رو
‫پیدا می‌کنه که من توی اینترنت گذاشتم

159
00:11:08,625 --> 00:11:11,166
‫حفاری‌ها مقالات منتشر شده
‫در مجلات علمی...

160
00:11:11,250 --> 00:11:13,416
‫یافته‌های باستان‌شناسی و جوایز

161
00:11:14,083 --> 00:11:15,916
‫میشه لطفا دنبالم بیاین؟

162
00:11:16,000 --> 00:11:17,000
‫خوشحال میشیم

163
00:11:18,958 --> 00:11:22,541
‫صبح‌بخیر، بچه‌ها.
‫خیلی عالی دارین کار می‌کنین

164
00:11:22,625 --> 00:11:23,541
‫ببخشید...

165
00:11:23,625 --> 00:11:26,125
‫ولی میشه لطفا یه لحظه ما رو تنها بذارین؟

166
00:11:26,208 --> 00:11:28,416
‫به محکومین سابق کمک می‌کنیم
‫تا دوباره به جامعه برگردن

167
00:11:28,500 --> 00:11:31,000
‫این آقایون بخشی از روز از
‫زندان آزاد میشن تا بیان اینجا

168
00:11:31,083 --> 00:11:32,583
‫اینجا ما بهشون کار میدیم

169
00:11:32,666 --> 00:11:36,291
‫یه فرصتیه براشون تا در
‫راه بهتر شدن موفق بشن

170
00:11:38,458 --> 00:11:41,875
‫- چه کار قابل ستایشیه، پدر
‫- کاملا درسته. خیلی هم زاهدانه‌س

171
00:11:42,708 --> 00:11:45,041
‫در بایگانی کلیسای جامع سانتیاگو...

172
00:11:45,125 --> 00:11:47,166
‫به تازگی اسنادی رو کشف کردیم...

173
00:11:47,250 --> 00:11:49,625
‫که به یه کلیسای کهن در
‫همین نقطه اشاره می‌کرد

174
00:11:49,708 --> 00:11:52,291
‫و متونی رو داریم که
‫از شهادت زائرین به دست اومده...

175
00:11:52,375 --> 00:11:54,375
‫و در نسخه قدیمی بندیکتین ظاهر شده

176
00:11:54,458 --> 00:11:56,916
‫با تمام این مزخرفات لاتین
‫و تاریخی، اینقدر سردر گم میشه...

177
00:11:57,000 --> 00:11:58,120
‫که وقتی برای فکر کردن نداره

178
00:11:58,958 --> 00:12:01,625
‫و تازه در این نسخه قدیمی
‫از کتاب کالج سنت مارتین دو شامپ هم هست

179
00:12:01,708 --> 00:12:04,958
‫و اینجا نوشته، بره خدا، کسی که گناهان
‫دنیا را به دوش می‌کشد، بر ما رحم کن

180
00:12:08,250 --> 00:12:10,125
‫متاسفانه متوجه نمیشم

181
00:12:10,208 --> 00:12:12,625
‫این نسخه قدیمی مال قرن پنجمه

182
00:12:12,708 --> 00:12:15,708
‫ولی کلیسای من بعدها ساخته شده در ۱۲۴۰

183
00:12:16,416 --> 00:12:18,576
‫اگه محاسبات ما درست باشه،
‫قدیمی‌ترین کلیسا...

184
00:12:18,625 --> 00:12:21,541
‫در پاریس نباید قدیمی‌تر از
‫صومعه سنت ژرمن دو پری باشه

185
00:12:23,041 --> 00:12:25,000
‫ولی این کلیسا از اونم قدیمی‌تره

186
00:12:25,083 --> 00:12:26,916
‫و چی سر یه مرد روحانی میاد...

187
00:12:27,000 --> 00:12:29,041
‫که با تمام وجود عاشق کلیساشه...

188
00:12:29,125 --> 00:12:32,958
‫وقتی بفهمه یه گنجینه بی‌قیمت
‫درست زیر پاش داره؟

189
00:12:33,583 --> 00:12:35,333
‫مثل یه زن هرزه توی گرما بی‌تاب میشه

190
00:12:44,416 --> 00:12:47,125
‫شاید همه با هم بتونیم به سردابه بریم

191
00:12:47,208 --> 00:12:50,500
‫یه نگاهی به اطراف بندازیم،
‫آخه همه اینجایین

192
00:13:17,791 --> 00:13:18,791
‫صبر کن

193
00:13:22,041 --> 00:13:23,583
‫رادار یه شالوده رو تشخیص داد

194
00:13:24,791 --> 00:13:26,583
‫این رادار یه مزیت مهم داره

195
00:13:26,666 --> 00:13:30,333
‫مهم نیست چقدر خوب نگاه کنی،
‫هیچکس ازش سر درنمیاره

196
00:13:30,416 --> 00:13:32,166
‫حدود پنج متر زیر اینجاست

197
00:13:32,250 --> 00:13:35,125
‫و پدر تورو همونجاست، تماشا می‌کنه،
‫دنبال سرنخ می‌گرده...

198
00:13:35,208 --> 00:13:36,541
‫سعی داره بفهمه چه اتفاقی داره می‌افته

199
00:13:36,625 --> 00:13:40,500
‫و اون درخشش، اون بازتاب
‫احساسات رو در چشمان‌مون می‌بینه

200
00:13:40,583 --> 00:13:43,250
‫و متوجه میشه که شاهد یه
‫اتفاق تاریخ‌سازه

201
00:13:43,333 --> 00:13:45,041
‫قطعا یه بنای سنگی ـه

202
00:13:45,791 --> 00:13:48,541
‫ممکنه یه طاق رومی باشه

203
00:13:48,625 --> 00:13:51,833
‫و درست وقتی که به
‫اوج امید و انتظارش می‌رسه...

204
00:13:54,125 --> 00:13:55,125
‫بادکنکش رو می‌ترکونیم

205
00:13:56,083 --> 00:13:57,083
‫مطمئن نیستم

206
00:13:57,625 --> 00:13:59,291
‫در مورد چی مطمئن نیستی؟

207
00:13:59,375 --> 00:14:01,375
‫فقط چون رادار یه بنای سنگی رو تشخیص داده...

208
00:14:01,458 --> 00:14:03,166
‫معناش این نیست که یه
‫عمارت بزرگ رو کشف کردیم

209
00:14:03,250 --> 00:14:05,833
‫باید قبل از حفاری شواهد
‫بیشتری جمع کنیم

210
00:14:05,916 --> 00:14:08,708
‫تورو باید به ما اعتقاد و
‫اعتماد کامل داشته باشه

211
00:14:08,791 --> 00:14:11,458
‫چون نمی‌تونیم یه حفاری جعلی
‫باستان‌شناسی راه بندازیم...

212
00:14:11,541 --> 00:14:13,416
‫فقط چون این کشیش تحریک شده

213
00:14:13,500 --> 00:14:15,875
‫برای اون، به چیز لمس‌کردنی‌تر نیاز داریم

214
00:14:17,791 --> 00:14:21,083
‫و چرا باید در این سردابه یه حفاری
‫جعلی باستان‌شناسی راه بندازیم؟

215
00:14:21,166 --> 00:14:22,416
‫چونکه...

216
00:14:22,916 --> 00:14:26,625
‫این سردابه در واقع یه راه مخفی
‫به قبرستون زیرزمینی پاریس داره

217
00:14:26,708 --> 00:14:29,958
‫بیست متر زیر زمین و
‫۳۰۰ کیلومتر تونل...

218
00:14:30,041 --> 00:14:32,208
‫که تمام شهر رو در دسترس ما قرار میده

219
00:14:34,416 --> 00:14:35,416
‫چیزی که می‌خوایم...

220
00:14:36,291 --> 00:14:40,250
‫اینه که این تونل‌ها رو دنبال کنیم تا...

221
00:14:43,250 --> 00:14:44,250
‫به اینجا برسیم

222
00:14:44,625 --> 00:14:46,625
‫۴۵ متر از سردابه دور بشیم

223
00:14:46,708 --> 00:14:48,875
‫دقیقا جایی که تمام خاندان سلطنتی اروپا...

224
00:14:48,958 --> 00:14:51,000
‫جواهرات‌شون رو به نمایش میذارن

225
00:14:51,083 --> 00:14:53,666
‫تا عمو برلین بتونه برشون داره

226
00:14:53,750 --> 00:14:55,833
‫چی هست؟ یه جور گاوصندوق بانک؟

227
00:14:56,333 --> 00:14:58,166
‫- یه موزه؟
‫- نه...

228
00:14:59,083 --> 00:15:02,625
‫بزرگترین و شیک‌ترین سالن مزایده در پاریس

229
00:15:03,500 --> 00:15:04,416
‫اهوم

230
00:15:04,500 --> 00:15:06,541
‫ولی یه مشکلی داریم

231
00:15:06,625 --> 00:15:07,625
‫مشکل؟

232
00:15:07,708 --> 00:15:10,000
‫همزمان به نمایش گذاشته نمیشن

233
00:15:10,083 --> 00:15:13,375
‫در واقع کم کم از ۳۴ شهر متفاوت می‌رسن

234
00:15:13,458 --> 00:15:14,583
‫متوجه نمیشم

235
00:15:14,666 --> 00:15:16,958
‫چطوری باید همه‌شونو در
‫یه شب بدزدیم؟

236
00:15:17,458 --> 00:15:19,375
‫با فهمیدن تاریخ آخرین محموله

237
00:15:19,458 --> 00:15:22,916
‫و برای همین اینجا در این هتل می‌مونیم

238
00:15:24,000 --> 00:15:27,666
‫اونطرف خیابون آقای پولینیاک،
‫مسئول سالن مزایده زندگی می‌کنه

239
00:15:27,750 --> 00:15:30,750
‫فقط اون زمان دقیق
‫رسیدن جواهرات رو می‌دونه

240
00:15:34,333 --> 00:15:35,833
‫یه مدل موی متفاوت؟

241
00:15:35,916 --> 00:15:37,416
‫- اشکالی نداره
‫- مطمئنی؟

242
00:15:37,500 --> 00:15:40,291
‫بله

243
00:15:40,375 --> 00:15:42,416
‫مجبوریم طوری لباس بپوشیم
‫که انگار داریم میریم عروسی؟

244
00:15:42,500 --> 00:15:43,750
‫کیلا

245
00:15:43,833 --> 00:15:45,333
‫دزدها یه عادت مسخره دارن...

246
00:15:45,416 --> 00:15:48,125
‫یا درست مثل دزدها لباس بپوشن
‫یا زیادی شلخته و معمولی باشن

247
00:15:48,208 --> 00:15:51,333
‫مثل اونایی که وقتی میرن
‫مسافرت گرمکن می‌پوشن

248
00:15:51,416 --> 00:15:54,833
‫ولی اگه می‌خوای یواشکی وارد...

249
00:15:54,916 --> 00:15:56,833
‫یه ساختمون خیلی شیک در پاریس بشی...

250
00:15:56,916 --> 00:15:58,916
‫اونوقت باید مناسب اونجا لباس بپوشی

251
00:16:00,000 --> 00:16:01,250
‫موافق نیستی؟

252
00:16:04,000 --> 00:16:08,750
‫و با این کیک باشکوه، کی به فکرش
‫می‌رسه ما دزد باشیم؟

253
00:16:15,125 --> 00:16:17,625
‫خوشگل شدی کیلا.
‫خیلی قشنگه

254
00:16:17,708 --> 00:16:20,000
‫- مطمئن نیستم...
‫- گوش کن، روی

255
00:16:21,166 --> 00:16:25,125
‫می‌خوام بهت گوشزد کنم که حتی در
‫عشق، خطوطی هست که نباید ازشون رد بشیم

256
00:16:26,000 --> 00:16:30,916
‫اتفاقی متوجه شدم که با کمرون
‫چشم تو چشم شدی

257
00:16:31,000 --> 00:16:33,208
‫نه. راه‌مو کشیدم و رفتم

258
00:16:33,291 --> 00:16:35,708
‫راستش اون داشت بهم نگاه می‌کرد

259
00:16:35,791 --> 00:16:39,833
‫بهت نگاه می‌کنه، تو میذاری میری
‫خیلی عالی همه چیزو فهمیدی، روی

260
00:16:40,416 --> 00:16:41,666
‫اوهوم

261
00:16:41,750 --> 00:16:44,750
‫اون خانم جوان گذشته پر دردسری داره...

262
00:16:44,833 --> 00:16:47,625
‫ولی متاسفانه الان وقتش نیست
‫که بهش اشاره کنم

263
00:16:47,708 --> 00:16:51,541
‫فقط می‌تونم بگم توی
‫یه بیمارستان روانی بستری بوده

264
00:16:52,750 --> 00:16:55,250
‫با توجه به اینکه به
‫درد پدری کردن نمی‌خورم...

265
00:16:55,958 --> 00:16:57,083
‫اینو از تو می‌خوام

266
00:16:57,166 --> 00:16:59,041
‫می‌خوام تو مراقبش باشی

267
00:16:59,541 --> 00:17:01,250
‫چشمش به خودش باشه، نه به خالکوبی‌هاش

268
00:17:01,333 --> 00:17:05,458
‫و باید اصرار کنم که رابطه‌ت افلاطونی بمونه

269
00:17:06,375 --> 00:17:08,625
‫منظورمو واضح رسوندم، روی؟

270
00:17:11,541 --> 00:17:12,541
‫بله، آقا

271
00:17:12,916 --> 00:17:14,333
‫پس حل شد

272
00:17:20,041 --> 00:17:21,041
‫همگی حاضر باشن

273
00:17:22,083 --> 00:17:24,666
‫بسیار خب. الان از خونه اومدن بیرون.
‫وقت رفتنه

274
00:17:26,083 --> 00:17:28,458
‫بروس، دنبال‌شون برو
‫چون ممکنه برگردن

275
00:17:36,291 --> 00:17:39,625
‫آروم باش. زیادی شق و رق شدی

276
00:17:39,708 --> 00:17:42,750
‫دارین میرین یه مهمونی
‫دوستانه نه مجلس عزا

277
00:18:00,583 --> 00:18:02,708
‫زیادی بهم نزدیکی. دستم به قفل نمی‌رسه

278
00:18:02,791 --> 00:18:04,250
‫مجبورم. مردم دارن تماشامون می‌کنن

279
00:18:08,125 --> 00:18:09,375
‫نمی‌تونم بازش کنم

280
00:18:10,958 --> 00:18:14,000
‫سعی دارم یه کلید کوچیک رو بکنم
‫توی یه سوراخ خیلی کوچیکتر

281
00:18:16,416 --> 00:18:17,666
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

282
00:18:17,750 --> 00:18:19,291
‫حالا دستت می‌رسه؟

283
00:18:28,250 --> 00:18:29,958
‫در باز شد

284
00:18:30,041 --> 00:18:31,250
‫کیلا، نوبت توئه. برو

285
00:18:40,500 --> 00:18:42,583
‫- روز بخیر
‫- روز بخیر

286
00:18:50,541 --> 00:18:52,458
‫روی، پله‌ها رو ببین

287
00:19:07,791 --> 00:19:09,666
‫سه تا قفل روی در هستن

288
00:19:26,166 --> 00:19:28,250
‫مراقب باش. همسایه توی ساختمونه

289
00:19:31,416 --> 00:19:32,875
‫- عجله کن.
‫- بیا

290
00:19:38,125 --> 00:19:39,708
‫آماده

291
00:19:39,791 --> 00:19:40,791
‫یکی باز شد

292
00:20:02,333 --> 00:20:04,250
‫دو تا باز شد

293
00:20:09,916 --> 00:20:11,416
‫کمرون

294
00:20:20,500 --> 00:20:21,958
‫شش، پنج، هفت، هشت

295
00:20:22,041 --> 00:20:23,583
‫وارد شدیم

296
00:21:04,041 --> 00:21:05,500
‫داری می‌بینی؟

297
00:21:05,583 --> 00:21:06,875
‫دیدمش

298
00:21:08,250 --> 00:21:10,708
‫و حالا چی؟ منو می‌بینی؟

299
00:21:10,791 --> 00:21:11,625
‫دیدمت

300
00:21:11,708 --> 00:21:12,708
‫باشه

301
00:22:01,625 --> 00:22:03,583
‫تمام دوربین‌ها فعال شدن. وقتشه بریم بیرون

302
00:22:03,666 --> 00:22:05,083
‫وقتشه بریم

303
00:22:10,250 --> 00:22:11,250
‫زود باش! قایم شو!

304
00:22:13,208 --> 00:22:14,708
‫لعنتی! یکی داره میاد

305
00:22:15,625 --> 00:22:16,791
‫اونجا

306
00:22:18,333 --> 00:22:19,375
‫کیلا، آژیر

307
00:22:33,875 --> 00:22:34,958
‫کوئنتین؟

308
00:22:39,541 --> 00:22:41,833
‫زود باش، میلو. بیا بریم
‫کوئنتین رو پیدا کنیم

309
00:22:41,916 --> 00:22:43,000
‫کوئنتین؟

310
00:22:43,083 --> 00:22:45,166
‫کوئنتین؟ کجایی؟

311
00:22:46,541 --> 00:22:47,541
‫کوئنتین؟

312
00:22:49,750 --> 00:22:51,541
‫کوئنتین

313
00:22:53,041 --> 00:22:54,083
‫کوئنتین!

314
00:22:55,750 --> 00:22:56,750
‫هیس

315
00:22:57,333 --> 00:22:59,083
‫کوئنتین!

316
00:23:05,625 --> 00:23:06,666
‫بیا اینجا

317
00:23:08,708 --> 00:23:09,750
‫کوئنتین، برو بگیرش!

318
00:23:10,458 --> 00:23:12,208
‫هیس

319
00:23:13,375 --> 00:23:15,666
‫تو اینجایی. ای شیطون

320
00:23:15,750 --> 00:23:17,375
‫می‌خوای بازی کنی؟

321
00:23:17,958 --> 00:23:19,041
‫زود باش

322
00:23:19,125 --> 00:23:20,333
‫بیا بریم، میلو

323
00:23:22,333 --> 00:23:25,250
‫برو! برو!
‫بیا اینجا. میلو، بیا!

324
00:23:29,208 --> 00:23:32,208
‫بیا اینجا. زود باش. باید بریم

325
00:23:32,791 --> 00:23:34,191
‫زود باش. زود باش، میلو. بیا بریم

326
00:23:34,250 --> 00:23:35,375
‫زود باش

327
00:23:36,000 --> 00:23:37,375
‫زود باش. زود باش

328
00:24:08,000 --> 00:24:09,666
‫رفتش

329
00:24:21,916 --> 00:24:24,958
‫اون چکمه‌ها رو از کجا گرفتی، دارتانیان؟

330
00:24:30,208 --> 00:24:31,833
‫باشه. از ساختمون رفت بیرون

331
00:24:31,916 --> 00:24:32,958
‫حالا می‌تونین شروع کنین

332
00:24:46,041 --> 00:24:47,625
‫- میشه حرف بزنیم؟
‫- بیا تو

333
00:24:47,708 --> 00:24:49,291
‫ترجیح میدم اینجا بمونم. مرسی

334
00:24:49,375 --> 00:24:51,375
‫هر جور راحتی

335
00:24:51,458 --> 00:24:53,500
‫می‌خواستم زودتر حرف بزنم،
‫ولی اونا می‌شنیدن

336
00:24:53,583 --> 00:24:57,208
‫به هر حال، وقتی داشتم اون قفل رو
‫باز می‌کردم و باسن منو گرفتی...

337
00:24:57,291 --> 00:24:58,731
‫به نظرم از یه خط قرمز رد شدی

338
00:24:58,791 --> 00:25:03,125
‫و لطفا اینو شخصی نگیر، ولی
‫ترجیح میدم رابطه‌مون...

339
00:25:03,791 --> 00:25:04,666
‫حرفه‌ای بمونه

340
00:25:04,750 --> 00:25:05,916
‫حرفه‌ای بود

341
00:25:06,000 --> 00:25:07,541
‫داشتم کمکت می‌کردم در رو باز کنی

342
00:25:07,625 --> 00:25:09,083
‫ولی نگران نباش، درک می‌کنم

343
00:25:09,166 --> 00:25:10,250
‫بدرود

344
00:25:11,791 --> 00:25:15,083
‫خب، وقتی داشتم لباس می‌پوشیدم
‫هم متوجه شدم داری نگاه‌م می‌کنی

345
00:25:15,166 --> 00:25:16,333
‫یه جورایی عجیب بود

346
00:25:16,916 --> 00:25:18,250
‫خصومت شخصی ندارم

347
00:25:18,333 --> 00:25:20,041
‫داشتم پیش خودم خیال‌پردازی می‌کردم

348
00:25:20,625 --> 00:25:22,583
‫وقتی شب در تنهایی بیدار میشم...

349
00:25:23,250 --> 00:25:24,333
‫خودارضایی می‌کنم

350
00:25:25,375 --> 00:25:27,333
‫واقعا کمک می‌کنه زود خوابم ببره

351
00:25:27,833 --> 00:25:29,500
‫برای اون قرص هست، می‌دونی که؟

352
00:25:29,583 --> 00:25:30,666
‫جدی؟

353
00:25:30,750 --> 00:25:32,333
‫البته منظورم برای بی‌خوابیه

354
00:25:32,416 --> 00:25:35,000
‫آره. البته، برای بی‌خوابیم

355
00:25:35,083 --> 00:25:36,500
‫نظر دیگه‌ای داری؟

356
00:25:36,583 --> 00:25:38,750
‫نمی‌خوام هیچ سوتفاهمی پیش بیاد

357
00:25:39,833 --> 00:25:41,125
‫سوتفاهم در مورد چی؟

358
00:25:42,208 --> 00:25:45,208
‫رابطه‌مون. در مورد
‫اتفاقی که امروز افتاد

359
00:25:45,291 --> 00:25:47,333
‫چه خیالی، چه حرفه‌ای، چه هرچی

360
00:25:47,416 --> 00:25:48,416
‫فهمیدم

361
00:25:48,916 --> 00:25:51,583
‫دوست داری از اولین رابطه‌م بدونی؟

362
00:25:51,666 --> 00:25:52,875
‫تنها رابطه‌م بود

363
00:25:52,958 --> 00:25:54,666
‫و از اون به بعد، وقتی با یه مرد هستم...

364
00:25:54,750 --> 00:25:57,333
‫تنها چیزی که علاقه‌مو جلب می‌کنه
‫تاریخ انقضاشه

365
00:25:57,416 --> 00:26:01,583
‫اینجا با حروف بزرگ نوشته شده. ۲۵ اکتبر

366
00:26:01,666 --> 00:26:04,791
‫پس نگران نباش، روی.
‫اصلا سوتفاهمی در کار نیست

367
00:26:04,875 --> 00:26:05,916
‫پس همه چی روشن شد

368
00:26:06,000 --> 00:26:07,041
‫مثل روز روشنه

369
00:26:07,541 --> 00:26:09,625
‫وقتشه بری. وقتشه بری شیر گرمت رو بخوری

370
00:26:09,708 --> 00:26:12,208
‫با اون عینک خیلی ناز میشی، هری پاتر

371
00:26:15,000 --> 00:26:18,208
‫اینم که عینک قلابی ـه

372
00:26:18,291 --> 00:26:20,041
‫چون باحاله روی چشمش میذارمش

373
00:26:20,666 --> 00:26:22,750
‫- یه هدیه از طرف برلین ـه
‫- آه، برلین

374
00:26:22,833 --> 00:26:24,233
‫مدت زیادیه که دوستیم

375
00:26:24,291 --> 00:26:27,958
‫- میشه گفت من دست راستشم
‫- و همیشه کاری که بهت میگن رو انجام میدی؟

376
00:26:28,041 --> 00:26:30,625
‫گمونم اون بهت گفته
‫امشب بیای دیدن من

377
00:26:30,708 --> 00:26:32,458
‫خیلی مطیع هستی، نه؟

378
00:26:32,541 --> 00:26:33,875
‫بله، اون ازم خواست بیام اینجا

379
00:26:33,958 --> 00:26:36,208
‫راستش، بهم دستور داد مراقبت باشم

380
00:26:36,875 --> 00:26:39,916
‫تا جایی که شنیدم، انگار تو یه تخته‌ت کمه

381
00:26:42,458 --> 00:26:45,208
‫پس پیشنهاد میدم درست رفتار کنی

382
00:26:46,000 --> 00:26:47,291
‫وگرنه برات شیر گرم نمیارم

383
00:26:52,291 --> 00:26:55,166
‫شب خوش، آقای دست راست

384
00:27:31,166 --> 00:27:32,291
‫خبر جدیدی شد؟

385
00:27:34,166 --> 00:27:36,416
‫نه، خوابیدن. تو چرا بیداری؟

386
00:27:36,500 --> 00:27:38,666
‫هیچی. نتونستم بخوابم

387
00:27:41,250 --> 00:27:42,750
‫خبری ازش شنیدی؟

388
00:27:42,833 --> 00:27:45,250
‫آدرس وکیلش و حساب بانکی‌شو دارم

389
00:27:48,458 --> 00:27:52,125
‫گمونم طلاق سوم از طلاق اول سخت‌تره

390
00:27:52,208 --> 00:27:53,708
‫ولی باید مثبت فکر کنی

391
00:27:53,791 --> 00:27:56,125
‫شاید برای همدیگه ساخته نشده بودین

392
00:27:56,958 --> 00:27:59,000
‫من ۲۴ سال با زنم زندگی کردم

393
00:27:59,833 --> 00:28:02,541
‫ولی قبل از آشنایی با اون
‫دو تا رابطه بد داشتم

394
00:28:02,625 --> 00:28:06,458
‫- پیدا کردن عشق زندگیت زمان می‌بره
‫- نه، دامیان. باید همینجا جلوتو بگیرم

395
00:28:06,541 --> 00:28:09,125
‫عشق زندگیت یه چیز خیالیه!

396
00:28:09,875 --> 00:28:14,625
‫متاسفم که من باید بهم بگم،
‫ولی عشق محو و کمرنگ میشه

397
00:28:15,125 --> 00:28:17,625
‫تنها چیزی که ارزشمنده اولشه

398
00:28:17,708 --> 00:28:19,708
‫بهترین قسمت عشق همینه

399
00:28:19,791 --> 00:28:22,000
‫وقتی هر آهنگی که می‌شنوی
‫تو رو یاد اون میندازه

400
00:28:22,083 --> 00:28:26,416
‫وقتی دارین با هم غذا می‌خورین،
‫و فقط می‌تونی حرف بزنی

401
00:28:26,500 --> 00:28:29,875
‫وقتی هر چیزی که میگه
‫تو رو به خنده میندازه

402
00:28:29,958 --> 00:28:31,250
‫نه، نه، نه

403
00:28:31,333 --> 00:28:34,291
‫عشق دقیقا چیزیه که بعد از اینا میاد

404
00:28:34,375 --> 00:28:35,666
‫وقتی جادوش تموم شده

405
00:28:36,166 --> 00:28:38,291
‫بعدش موقع شام خوردن
‫خوشحالی که ساکتی...

406
00:28:38,375 --> 00:28:39,833
‫چون آرامش داری

407
00:28:39,916 --> 00:28:42,166
‫برای اینکه عاشق یکی باشی
‫باید خوب اونو رو بشناسی

408
00:28:42,250 --> 00:28:44,583
‫وقتی کسی رو نشناسی
‫چطور می‌تونی عاشقش بشی؟

409
00:28:44,666 --> 00:28:46,916
‫گمونم پس اونو اصلا نمی‌شناختم

410
00:28:47,000 --> 00:28:48,583
‫ها

411
00:28:48,666 --> 00:28:51,375
‫ولی اینو بدون، حتی اگه سومین
‫ازدواجم هم از هم بپاشه...

412
00:28:51,458 --> 00:28:53,166
‫اصلا اذیتم نمی‌کنه

413
00:28:53,250 --> 00:28:57,875
‫مشتاق پاریس بودم و از زندگی
‫مجردی لذت می‌بردم و بعد...

414
00:28:59,541 --> 00:29:02,750
‫و بعد فهمیدم که تنها بودن
‫چقدر غم‌انگیزه

415
00:29:02,833 --> 00:29:05,583
‫بیدار بشی و ببینی روی
‫تخت تنهایی چقدر غم‌انگیزه

416
00:29:05,666 --> 00:29:11,291
‫هیچ کاری نداری بکنی
‫و هیچکس نیست مراقبش باشی

417
00:29:12,750 --> 00:29:15,166
‫هیچکس نیست بهش فکر کنی

418
00:29:16,750 --> 00:29:18,125
‫هیچکس نیست تسخیرت کنه

419
00:29:26,041 --> 00:29:27,916
‫می‌بینی، عاشق شدن یعنی همین

420
00:29:31,416 --> 00:29:33,041
‫دلم برای همین تنگه

421
00:29:37,708 --> 00:29:39,708
‫برو یه کم بخواب، دامیان. من اینجا می‌مونم

422
00:29:39,791 --> 00:29:41,791
‫یه ذره روی تختت دراز می‌کشم

423
00:29:41,875 --> 00:29:43,750
‫تخت من؟ منظورت چیه روی
‫تختم دراز می‌کشی؟

424
00:29:44,541 --> 00:29:45,833
‫- چرا که نه؟
‫- فکرشو بکن

425
00:29:45,916 --> 00:29:47,875
‫بدن مرتب داره سموم ترشح می‌کنه

426
00:29:47,958 --> 00:29:49,250
‫عرق. پوست مرده

427
00:29:49,333 --> 00:29:51,583
‫- روغن بدن و بوی بدن و موم گوش
‫- لعنتی

428
00:29:51,666 --> 00:29:53,208
‫نمی‌دونستم اینقدر حساسی

429
00:29:53,291 --> 00:29:55,601
‫با خودت چی فکر کردی؟
‫توی یه هتل پنج ستاره...

430
00:29:55,625 --> 00:29:56,791
‫در ترشحات همدیگه غلت بزنیم؟ نه

431
00:29:56,875 --> 00:29:59,541
‫بگذریم. میرم یه چرتی بزنم و زود برمی‌گردم

432
00:32:00,416 --> 00:32:01,541
‫وقت بخیر!

433
00:32:44,000 --> 00:32:47,791
‫و حالا، دوست دارم آهنگ
‫دوستم رو گوش کنین

434
00:32:49,333 --> 00:32:50,208
‫کامیل

435
00:32:50,291 --> 00:32:51,541
‫نه. نمی‌تونم. نه!

436
00:32:52,458 --> 00:32:53,791
‫گیتار رو بهش بده

437
00:33:47,958 --> 00:33:49,666
‫اون سگ منه

438
00:34:28,208 --> 00:34:29,875
‫بله، البته! آره!

439
00:35:14,541 --> 00:35:16,000
‫و بعد یهو...

440
00:35:17,416 --> 00:35:19,750
‫بعد از شب‌های بسیار بی‌خوابی...

441
00:35:23,666 --> 00:35:25,416
‫خوابم برد

442
00:35:37,625 --> 00:35:38,833
‫بیا خوب و محکم دفنش کنیم

443
00:35:40,083 --> 00:35:42,708
‫خوب شد. میشه لطفا پتک رو برام بیاری؟

444
00:35:54,333 --> 00:35:55,208
‫چی کار می‌کنی؟

445
00:35:55,291 --> 00:35:58,166
‫هیچی

446
00:36:04,208 --> 00:36:05,208
‫دیدمت

447
00:36:07,000 --> 00:36:09,125
‫جدی؟ خب که چی؟ وقتی
‫نگاه می‌کنم خوشت نمیاد؟

448
00:36:09,208 --> 00:36:12,083
‫البته که نه. راستش به نظرم چندش‌آوره

449
00:36:12,166 --> 00:36:13,708
‫وقتی آدم‌ها بهم نگاه می‌کنن خوشم میاد

450
00:36:13,791 --> 00:36:15,791
‫مثلا وقتی لب ساحل لباسمو درمیارم

451
00:36:15,875 --> 00:36:17,541
‫مگه چه اشکالی داره؟

452
00:36:17,625 --> 00:36:18,708
‫می‌دونی چی چندشه؟

453
00:36:18,791 --> 00:36:22,041
‫لباست رو دربیاری و
‫یه شکم گنده و چاق بزنه بیرون

454
00:36:23,583 --> 00:36:25,291
‫بهت یه راز کوچولویی رو میگم

455
00:36:26,291 --> 00:36:29,291
‫قبل از اینکه برم لب ساحل،
‫روی تمام بدنم روغن می‌مالم

456
00:36:29,916 --> 00:36:33,375
‫پس وقتی پیرهن‌مو درمیارم،
‫سینه‌م قشنگ و براقه

457
00:36:34,125 --> 00:36:36,625
‫عجب. گمونم خانم‌ها خوششون میاد؟

458
00:36:36,708 --> 00:36:38,750
‫متوجه نمیشم. دوست نداری
‫سکس داشته باشی؟

459
00:36:39,916 --> 00:36:41,125
‫چی؟

460
00:36:41,208 --> 00:36:43,541
‫یه طوری ازش حرف می‌زنی
‫انگار یه بازیه

461
00:36:43,625 --> 00:36:45,625
‫مثل گلف بازی کردن یا تنیس

462
00:36:45,708 --> 00:36:46,750
‫خب، ساده‌س

463
00:36:46,833 --> 00:36:49,333
‫ببین یا عاشقش میشی یا نمیشی

464
00:36:49,833 --> 00:36:51,125
‫من که خیلی سکس رو دوست دارم

465
00:36:51,916 --> 00:36:53,833
‫به خصوص بار اول...

466
00:36:54,750 --> 00:36:57,500
‫وقتی رازهای مخفی و جزییات
‫کوچیکش رو می‌فهمی

467
00:36:59,625 --> 00:37:01,625
‫منظورت از جزییات کوچیک چیه؟

468
00:37:01,708 --> 00:37:04,625
‫خب وقتی برای اولین بار
‫همدیگه رو می‌بینین...

469
00:37:04,708 --> 00:37:06,583
‫طبیعیه که یه چیزهایی رو تصور کنی

470
00:37:06,666 --> 00:37:10,041
‫و بعد که پیش هم هستین، متوجه
‫رنگ ناخن‌های پاش...

471
00:37:10,125 --> 00:37:12,416
‫رنگ شورتش و اینکه جلوشو
‫اصلاح کرده یا نه میشی

472
00:37:14,083 --> 00:37:16,541
‫متوجه هستی که آدم‌هایی مثل
‫تو منقرض میشن، نه؟

473
00:37:16,625 --> 00:37:19,875
‫متوجهی که هیچکس دیگه نه اینطوری
‫حرف می‌زنه و نه اینطوری شوخی می‌کنه؟

474
00:37:19,958 --> 00:37:23,083
‫نباید بگی دوست دارم
‫به اون باسن خوشگلت دست بزنم

475
00:37:23,166 --> 00:37:24,791
‫- می‌دونی که؟
‫- اشکالی نداره

476
00:37:24,875 --> 00:37:27,333
‫پس دیگه هیچی نمیگم. تمام

477
00:37:32,708 --> 00:37:34,125
‫خیلی خوب شد

478
00:37:35,375 --> 00:37:37,291
‫تا حالا اینطوری بهم فکر کردی؟

479
00:37:37,375 --> 00:37:41,416
‫خب، همونطور که گفتم هر بار که یه زن
‫رو می‌بینم، یه چیزهایی تصور می‎‌کنم

480
00:37:41,500 --> 00:37:44,291
‫و در مورد من چه تصوری کردی؟

481
00:37:44,791 --> 00:37:46,250
‫شورت نخی سفید...

482
00:37:46,333 --> 00:37:48,916
‫زیر شکم تمیز و مرتب و پشمالو
‫و بدون لاک

483
00:37:49,625 --> 00:37:50,916
‫به اندازه کافی گفتی

484
00:37:51,000 --> 00:37:54,000
‫ولی خودت ازم پرسید.
‫مگه اشتباه گفتم؟

485
00:37:54,083 --> 00:37:55,708
‫یه بوته بزرگ هم خیلی قشنگه

486
00:37:55,791 --> 00:37:58,416
‫- از بوته‌های بزرگ خوشم میاد
‫- همیشه از این چیزها حرف می‌زنی

487
00:37:58,500 --> 00:38:00,875
‫سکس و این چیزها، شورت و واژن

488
00:38:00,958 --> 00:38:03,083
‫هیچوقت تاثیر نداره. زیادی سطحی هستی.
‫کلاه رو بذار سرت

489
00:38:07,791 --> 00:38:09,125
‫- دفنش کردین؟
‫- بله

490
00:38:09,208 --> 00:38:10,416
‫خوبه

491
00:38:10,500 --> 00:38:14,208
‫روی، کمرون، منطقه رو علامت‌گذاری کنین
‫تا به نظر بیاد داریم اینجا رو حفاری می‌کنیم

492
00:38:23,875 --> 00:38:25,041
‫صبح همگی بخیر

493
00:38:25,125 --> 00:38:26,250
‫دامیان، بیا اینجا

494
00:38:29,000 --> 00:38:30,680
‫وسط روزه. کدوم گوری بودی؟

495
00:38:30,750 --> 00:38:33,208
‫آره، می‌دونم. ببخشید.
‫یه کم خواب موندم

496
00:38:33,291 --> 00:38:35,166
‫دیشب، با یکی آشنا شدم

497
00:38:35,250 --> 00:38:38,250
‫توی یه میخونه پر از دود دیدمش

498
00:38:38,333 --> 00:38:41,958
‫با آدم‌هایی که تماش شب مهمونی گرفتن.
‫بلند شد و رفت روی صحنه آواز خوند

499
00:38:42,041 --> 00:38:43,375
‫با سگش

500
00:38:43,458 --> 00:38:46,791
‫و تنها چیزی که می‌خواستم این بود
‫که تمام شب اونجا باشم و اون سگه باشم!

501
00:38:46,875 --> 00:38:48,666
‫هی. یه لطفی ازت می‌خوام

502
00:38:48,750 --> 00:38:50,125
‫- باهام بیا
‫- باهات بیام؟

503
00:38:50,208 --> 00:38:51,500
‫آره. ازت می‌خوام باهاش حرف بزنی

504
00:38:51,583 --> 00:38:55,083
‫خب، دامیان، اون حس رو یادته
‫که کاملا شیفته شدی...

505
00:38:55,166 --> 00:38:56,375
‫و می‌خوای همه چی رو بدونی؟

506
00:38:56,458 --> 00:38:58,333
‫اون کیه؟ چطوری حرف می‌زنه؟

507
00:38:59,250 --> 00:39:01,083
‫طوری که می‌خندید رو که نگو

508
00:39:01,166 --> 00:39:03,375
‫دامیان، باید خنده‌شو می‌دیدی

509
00:39:03,458 --> 00:39:05,625
‫خیلی درخشان بود

510
00:39:05,708 --> 00:39:08,333
‫پس دیشب دیروقت که برگشتم،
‫اونجا نبودی

511
00:39:09,375 --> 00:39:11,375
‫و خانم اون خونه هم اونجا نبود

512
00:39:11,458 --> 00:39:12,458
‫اثری ازش نبود

513
00:39:12,541 --> 00:39:15,791
‫پس با خودم گفتم چی شده.
‫می‌دونم شاید احمقانه به نظر بیاد

514
00:39:15,875 --> 00:39:18,958
‫ولی امکان داره اون زن شگفت‌انگیزی
‫که ازش حرف می‌‎زنی زن پولینیاک باشه؟

515
00:39:19,041 --> 00:39:20,041
‫کاملا حق با توست

516
00:39:20,125 --> 00:39:22,000
‫ولی چه ربطی به بقیه چیزها داره؟

517
00:39:23,208 --> 00:39:27,250
‫با هم یه حفاری جعلی باستان‌‌شناسی
‫زیبا درست کردیم

518
00:39:27,333 --> 00:39:29,791
‫و می‌خوایم زیرزمین این یارو
‫رو با تیرکهای چوبی پر کنیم...

519
00:39:29,875 --> 00:39:32,000
‫پر از هیلتی‌های بزرگ و مته کنیمش

520
00:39:32,083 --> 00:39:33,791
‫و ازم می‌خوای برم با زن مردی که...

521
00:39:33,875 --> 00:39:36,375
‫می‌خوایم ازش دزدی کنیم
‫یه قهوه کوفتی بنوشم؟

522
00:39:39,916 --> 00:39:40,791
‫راست میگی

523
00:39:40,875 --> 00:39:45,250
‫اینقدر دلم می‌خواست با یکی
‫آشنا بشم که نقشه رو پاک یادم رفت

524
00:39:45,916 --> 00:39:47,500
‫و همه رو به خطر انداختم

525
00:39:47,583 --> 00:39:51,291
‫آندرس، گوش کن. می‌دونی که میلیاردها
‫زن روی کره زمین وجود داره

526
00:39:51,375 --> 00:39:52,750
‫قضیه رو با...

527
00:39:52,833 --> 00:39:54,916
‫زن مردی که می‌خوایم ازش
‫دزدی کنیم پیچیده نکن

528
00:39:55,000 --> 00:39:55,875
‫پیشت!

529
00:39:55,958 --> 00:39:57,291
‫کشیش برگشت

530
00:40:02,250 --> 00:40:03,916
‫پرفسور، یه چیزی پیدا کردم

531
00:40:04,791 --> 00:40:06,000
‫سیگنالش خیلی قوی ـه

532
00:40:12,541 --> 00:40:14,041
‫انگار برنزیه

533
00:40:34,000 --> 00:40:35,125
‫یه جام ـه

534
00:40:37,000 --> 00:40:39,791
‫به نظر من که مال زمان بیزانس ـه
‫اینطور فکر نمی‌کنین؟

535
00:40:42,083 --> 00:40:44,750
‫پدر، وقت بیشتری برای حفاری نیاز داریم

536
00:40:44,833 --> 00:40:48,000
‫من که میگم سه هفته. با تجهیزات

537
00:40:48,083 --> 00:40:51,791
‫بلافاصله مجوز پارک
‫کامیون‌ها رو می‌گیرم

538
00:41:03,125 --> 00:41:04,833
‫میشه بهم بگی اینجا چی کار می‌کنیم؟

539
00:41:07,583 --> 00:41:11,458
‫روی، تا حالا با کسی در
‫مترو یا قطار برخورد نکردی...

540
00:41:11,541 --> 00:41:13,791
‫که حس کنی بیشتر دلت
‫می‌خواد ازش بدونی؟

541
00:41:13,875 --> 00:41:14,750
‫قطعا

542
00:41:14,833 --> 00:41:17,291
‫خب، دقیقا همین اتفاق دیشب
‫برای من افتاد

543
00:41:17,375 --> 00:41:18,208
‫توی اون میخونه

544
00:41:18,291 --> 00:41:20,125
‫پس همینجا منتظرم،
‫به امید اینکه برگرده...

545
00:41:20,208 --> 00:41:21,250
‫تا بتونم باهاش حرف بزنم

546
00:41:21,333 --> 00:41:22,500
‫دو دقیقه دیگه

547
00:41:22,583 --> 00:41:23,583
‫دو دقیقه کوتاه

548
00:41:23,625 --> 00:41:26,500
‫دو دقیقه چه فایده داره؟
‫یک ساعت نیاز داری

549
00:41:26,583 --> 00:41:28,291
‫قهوه بخوری، بشناسیش

550
00:41:28,375 --> 00:41:30,583
‫دو دقیقه. فقط همینقدر نیاز دارم

551
00:41:31,416 --> 00:41:34,750
‫وقتی شیفته یه زن میشی،
‫واقعا مجنون میشی

552
00:41:34,833 --> 00:41:36,473
‫و وقتی مجنون بشی، دخلت اومده

553
00:41:36,541 --> 00:41:38,125
‫آسیب‌پذیر میشی

554
00:41:38,208 --> 00:41:40,625
‫یکی دیگه از اون احمق‌های چندش میشی...

555
00:41:40,708 --> 00:41:41,875
‫که هر شب بهشون برخورد می‌کنه

556
00:41:41,958 --> 00:41:45,208
‫سعی دارن بخندوننش،
‫التماس می‌کنن باهاشون بیرون بره

557
00:41:45,291 --> 00:41:47,958
‫- و من قرار نیست یکی از اونا باشم.
‫- پس می‌خوای چی کار کنی؟

558
00:41:48,041 --> 00:41:49,208
‫تاکتیک‌های نظامی رو دنبال می‌کنی

559
00:41:49,291 --> 00:41:51,500
‫منطقه رو می‌گردی، میری جلو و حمله می‌کنی

560
00:41:51,583 --> 00:41:52,875
‫بعدش عقب‌نشینی

561
00:41:54,250 --> 00:41:56,333
‫بهش نزدیک میشی، گپ کوچولو می‌زنی...

562
00:41:56,416 --> 00:41:58,083
‫و بعد عقب می‌کشی

563
00:41:58,916 --> 00:42:02,375
‫می‌خوام حسابی تحت تاثیر قرار بگیره
‫و از این واقعیت مطمئن بشه...

564
00:42:02,458 --> 00:42:06,166
‫من اولین مردی هستم که سعی نداره
‫اونو عاشق خودش بکنه

565
00:42:06,250 --> 00:42:07,958
‫تاکتیک بدی نیست

566
00:42:09,166 --> 00:42:11,041
‫حلال‌زاده هم هست

567
00:42:21,625 --> 00:42:23,458
‫روی، تو بیا...

568
00:42:23,541 --> 00:42:26,000
‫و مثل دوستی که مدتهاست منو ندیده
‫باهام سلام و احوالپرسی کن

569
00:42:26,083 --> 00:42:28,791
‫دو دقیقه، باشه؟ دو دقیقه، همین و بس

570
00:42:28,875 --> 00:42:29,875
‫لعنتی! کتاب. زود باش

571
00:42:29,916 --> 00:42:32,166
‫خیلی عالی میشه

572
00:42:37,083 --> 00:42:38,625
‫ممنونم، باستیان

573
00:42:38,708 --> 00:42:41,333
‫یه کروسان و آب پرتقال میل داری؟

574
00:42:41,416 --> 00:42:42,958
‫- بله، لطفا.
‫- الان میارم

575
00:42:43,041 --> 00:42:44,166
‫ممنونم

576
00:42:49,000 --> 00:42:50,333
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

577
00:42:50,416 --> 00:42:52,625
‫- چی میل دارین؟
‫- کافه لاته، لطفا

578
00:42:52,708 --> 00:42:53,833
‫- باشه
‫- ممنونم

579
00:43:01,541 --> 00:43:04,416
‫ببخشید. شما کامیل هستین؟

580
00:43:04,500 --> 00:43:06,625
‫بله. همدیگه رو می‌شناسیم؟

581
00:43:06,708 --> 00:43:08,625
‫نه. نه، نه، نه

582
00:43:08,708 --> 00:43:11,250
‫- مرسی.
‫- برای تعطیلات اومدم پاریس

583
00:43:11,333 --> 00:43:12,958
‫اسمم سیمون ـه

584
00:43:13,041 --> 00:43:17,666
‫دیشب افتخار اینو داشتم که
‫آواز خوندن شما رو بشنوم

585
00:43:17,750 --> 00:43:19,958
‫تحت تاثیر قرار گرفتم

586
00:43:21,666 --> 00:43:23,208
‫اسپانیایی بلدم

587
00:43:23,291 --> 00:43:25,041
‫زبان اولمه

588
00:43:25,666 --> 00:43:26,666
‫کامیلام

589
00:43:27,458 --> 00:43:29,291
‫خب، اینجا توی پاریس منو کامیل صدا می‌زنن

590
00:43:29,375 --> 00:43:31,416
‫هشت سالی میشه که اینجام

591
00:43:32,416 --> 00:43:34,791
‫به خاطر تعریفی که کردی ممنونم

592
00:43:34,875 --> 00:43:36,708
‫ولی زیادم خواننده خوبی نیستم

593
00:43:41,500 --> 00:43:43,000
‫[در مورد بهشت، چارلز دوپوند]

594
00:43:43,083 --> 00:43:44,125
‫از دوپوند می‌خونی؟

595
00:43:45,791 --> 00:43:47,208
‫نگو که تو هم دوپوند رو دوست داری

596
00:43:47,833 --> 00:43:50,500
‫- مرسی
‫- زیادی خودشو جدی می‌گیره

597
00:43:50,583 --> 00:43:52,958
‫منظورت اینه که خسته‌کننده‌س

598
00:43:53,041 --> 00:43:54,208
‫- درسته
‫- می‌دونم

599
00:43:54,875 --> 00:43:58,083
‫مدام سعی دارم تمومش کنم،
‫ولی اگه شانس بیارم ولش می‌کنم

600
00:44:01,416 --> 00:44:02,916
‫دیشب، باید می‌اومدی یه سلامی می‌کردی

601
00:44:03,000 --> 00:44:04,916
‫نه، نه. نمی‌خواستم مزاحم بشم

602
00:44:05,541 --> 00:44:08,041
‫دیشب، اونجا نشسته بودم

603
00:44:08,125 --> 00:44:10,291
‫با خودم فکر می‌کردم و می‌گفتم...

604
00:44:10,375 --> 00:44:12,083
‫چه جور موسیقی رو
‫باید دوست داشته باشه

605
00:44:12,166 --> 00:44:15,000
‫و فکر کنم ۲۰ یا ۳۰ آهنگ به
‫ذهنم رسید که شاید دوست داشته باشی

606
00:44:15,833 --> 00:44:19,541
‫زیاد اسپاتیفای رو دوست ندارم.
‫صفحات موسیقی رو ترجیح میدم

607
00:44:20,375 --> 00:44:22,666
‫خب، بیا ببینیم درست حدس زدی یا نه

608
00:44:23,166 --> 00:44:25,208
‫باشه. دو تا هنرمند رو بهت میگم

609
00:44:26,208 --> 00:44:30,291
‫و اگه درست حدس زدم، باید
‫منو یه جای شگفت‌انگیز ببری

610
00:44:33,000 --> 00:44:34,125
‫زیر وی...

611
00:44:35,708 --> 00:44:37,166
‫ونسا پارادایز...

612
00:44:38,375 --> 00:44:39,875
‫و وینیسیون دی مورس

613
00:44:39,958 --> 00:44:42,375
‫عجب! خوشم اومد

614
00:44:44,083 --> 00:44:46,458
‫و نیازی نیست نگران شرط
‫کوچولومون باشی

615
00:44:46,541 --> 00:44:49,833
‫راستش اومدم اینجا دوستی رو
‫ببینم که مدتهاست ندیدمش

616
00:44:49,916 --> 00:44:52,208
‫چه حلال‌زاده هم هست

617
00:44:57,458 --> 00:45:00,625
‫خیلی وقته ندیدمت. چطوری؟

618
00:45:00,708 --> 00:45:03,041
‫- از دیدنت خوشحالم
‫- آره

619
00:45:03,958 --> 00:45:05,791
‫- چطوری؟
‫- خوبم. مرسی

620
00:45:05,875 --> 00:45:07,041
‫ام...

621
00:45:07,666 --> 00:45:08,791
‫از دیدنت خوشحال شدم

622
00:45:08,875 --> 00:45:11,750
‫امیدوارم یه فرصت دیگه پیش بیاد
‫بیام و آواز خوندنت رو ببینم

623
00:45:11,833 --> 00:45:12,833
‫امیدوارم

624
00:45:12,916 --> 00:45:13,791
‫خوشوقت شدم

625
00:45:13,875 --> 00:45:15,666
‫- منم.
‫- خب، از پاریس لذت ببر

626
00:45:15,750 --> 00:45:17,500
‫ممنونم. عاشق پاریس میشم

627
00:45:17,583 --> 00:45:18,958
‫بدرود

628
00:45:19,041 --> 00:45:19,875
‫بدرود

629
00:45:19,958 --> 00:45:21,375
‫- خداحافظ
‫- بدرود

630
00:45:21,458 --> 00:45:24,250
‫خیلی آروم. زیاد تند نرو.
‫خیلی آروم و یواش برو

631
00:45:24,333 --> 00:45:26,291
‫میایم اینطرف می‌شینیم

632
00:45:27,500 --> 00:45:33,125
‫درست کنار در خروجی، و تماشا می‌کنیم
‫فرشته عشق جادوشو چطور انجام میده

633
00:45:35,791 --> 00:45:38,392
‫- و از کجا فهمیم جواب میده؟
‫- یه چیز زیرکانه‌س

634
00:45:38,416 --> 00:45:41,083
‫شاید موقع بیرون رفتن به ما
‫نگاه کنه یا لبخند بزنه

635
00:45:41,666 --> 00:45:42,958
‫اینطوری می‌فهمم تاکتیکم جواب داده

636
00:45:43,041 --> 00:45:45,208
‫هی بچه! زل نزن

637
00:45:46,916 --> 00:45:48,125
‫سریع یه چیزی بهم بگو

638
00:45:48,208 --> 00:45:49,416
‫مادربزرگت چطوره؟

639
00:45:49,500 --> 00:45:50,500
‫مادربزرگم؟

640
00:45:50,583 --> 00:45:51,583
‫داره میاد. زود باش

641
00:45:51,666 --> 00:45:54,000
‫- شروع کن به حرف زدن. یه چیزی بگو.
‫- آره. مامان‌بزرگ. آره

642
00:45:54,083 --> 00:45:55,392
‫- خودش تنهاست.
‫- که اینطور. آره

643
00:45:55,416 --> 00:45:58,458
‫سعی داریم بریم دیدنش،
‫ولی آسون نیست، می‌دونی؟

644
00:46:06,000 --> 00:46:07,166
‫چه وضعشه؟

645
00:46:07,833 --> 00:46:08,833
‫چی شد؟

646
00:46:09,791 --> 00:46:11,291
‫حتی بهم نگاه نکرد

647
00:46:12,250 --> 00:46:17,791
‫شاید. احتمالا متوجه شدی که
‫که اون خانم زن پولینیاک ـه

648
00:46:17,875 --> 00:46:18,916
‫متاهله

649
00:46:19,000 --> 00:46:20,000
‫پس شاید...

650
00:46:20,083 --> 00:46:21,458
‫نه. نه!

651
00:46:22,125 --> 00:46:23,791
‫شاید زیادی پیاز داغش رو زیاد کردم

652
00:46:23,875 --> 00:46:27,416
‫یا مثل بقیه مردها شیفته
‫و عاشقش نشدم

653
00:46:28,041 --> 00:46:31,333
‫شاید بد متوجه شد و فکر می‌کنه
‫من همجنسگرایی چیزی هستم

654
00:46:32,791 --> 00:46:34,958
‫یعنی دید که تو از در اومدی تو

655
00:46:35,041 --> 00:46:37,291
‫طوری بهم نگاه کردی که
‫انگار مریم مقدس رو دیدی

656
00:46:37,375 --> 00:46:40,175
‫گفتی بهترین دوست هم بودیم
‫و مدتی میشه همدیگه رو ندیدیم، پس...

657
00:46:40,208 --> 00:46:42,416
‫و جریان سه تا بوس چیه؟
‫چی کار می‌کردی؟

658
00:46:42,500 --> 00:46:45,125
‫- توی فرانسه اینطوری روبوسی می‌‌کنن
‫- و کدوم یکی از ما فرانسوی هستیم؟

659
00:46:45,208 --> 00:46:46,568
‫می‌دونی، یه جورایی خیلی عجیبه...

660
00:46:46,625 --> 00:46:48,958
‫دو تا مرد عادی شروع کنن
‫به بوسیدن همدیگه!

661
00:46:50,041 --> 00:46:52,500
‫- آره
‫- پلوتونیوم کار گذاشتیم

662
00:46:53,208 --> 00:46:55,291
‫این رابطه رو خراب کردیم

663
00:46:55,375 --> 00:46:58,125
‫آقا، کتابتونو روی میز جا گذاشتین

664
00:46:58,208 --> 00:46:59,208
‫آها

665
00:47:01,875 --> 00:47:03,791
‫و حالا فکر می‌کنه از دوپوند خوشم میاد

666
00:47:13,166 --> 00:47:15,458
‫کمرون، شروع کن به گذاشتن
‫علامت‌های درخشان

667
00:47:15,541 --> 00:47:17,250
‫بعضی‌ها هرگز نتونستن
‫از اینجا سالم بیرون بیان

668
00:47:30,791 --> 00:47:34,583
‫[بقایایی از قبرستان بی‌گناهان مقدس]
‫[در آوریل ۱۷۸۶ دفن شده]

669
00:47:45,916 --> 00:47:47,041
‫از اینطرف

670
00:48:06,125 --> 00:48:07,125
‫اونطرف؟

671
00:48:08,041 --> 00:48:09,083
‫نه

672
00:48:11,083 --> 00:48:12,125
‫اونطرف

673
00:48:40,916 --> 00:48:45,125
‫دقیقا اینجاست

674
00:48:45,750 --> 00:48:48,958
‫یه تونل ۱۴ متری رو در
‫زاویه ۲۷ درجه حفر می‌کنیم

675
00:48:49,041 --> 00:48:51,125
‫اینطوری دسترسی مستقیمی
‫به دیوار حامل...

676
00:48:51,208 --> 00:48:52,916
‫زیرزمین سالن مزایده خواهیم داشت

677
00:49:00,208 --> 00:49:03,166
‫دقیقا جایی که لیزر
‫نشون میده رو باید حفاری کنیم

678
00:49:10,916 --> 00:49:12,208
‫[دوران در سوربن سخنرانی می‌کند]

679
00:49:12,291 --> 00:49:14,416
‫بله؟

680
00:49:14,500 --> 00:49:16,500
‫عزیزم، داره دیرم میشه

681
00:49:16,583 --> 00:49:19,041
‫میشه لباس‌هامو بیاری پایین، لطفا؟

682
00:49:19,541 --> 00:49:21,000
‫دیر به کنسرت می‌رسیم

683
00:49:21,083 --> 00:49:22,208
‫کدوم کنسرت؟

684
00:49:23,333 --> 00:49:25,958
‫اوپرا دیگه. چند روز پیش
‫ازش حرف زدیم

685
00:49:26,041 --> 00:49:27,250
‫کامیل، ببخشید

686
00:49:27,333 --> 00:49:30,625
‫پاک یادم رفته بود. سی دقیقه دیگه
‫در سفارت ایتالیا قرار شام دارم

687
00:49:30,708 --> 00:49:33,250
‫بهت گفتم که برام مهمه.
‫دوستانم اجرا دارن

688
00:49:35,250 --> 00:49:37,500
‫بازی شروع شد. دارن دعوا می‌کنن

689
00:49:37,583 --> 00:49:39,833
‫شوهرش یه اوپرا رو یادش رفته.
‫اونم خیلی عصبانی شده

690
00:49:40,541 --> 00:49:42,583
‫هیچوقت چیزی ازت نمی‌خوام

691
00:49:42,666 --> 00:49:44,041
‫همیشه چیزی که تو می‌خوای مهمه

692
00:49:44,125 --> 00:49:47,125
‫بیخیال، کامیل.
‫لحظه آخر که نمی‌تونم عوضش کنم

693
00:49:47,875 --> 00:49:49,708
‫باید امروز صبح یادم می‌نداختی

694
00:49:49,791 --> 00:49:51,000
‫پس همین؟

695
00:49:51,083 --> 00:49:52,803
‫چیه؟ برات مهم نیست چی برام مهمه؟

696
00:49:53,625 --> 00:49:56,416
‫فراموشش کن. خودم تنهایی میرم

697
00:49:57,416 --> 00:50:00,291
‫این یارو چیزی که براش
‫مهمه رو یادش رفته؟ ای احمق

698
00:50:04,708 --> 00:50:06,583
‫کت‌شلوار تاکسیدمو پیدا کن. بهش نیاز دارم!

699
00:50:06,666 --> 00:50:07,791
‫صبر کن. کجا میری؟

700
00:50:07,875 --> 00:50:09,125
‫میرم اوپرا!

701
00:50:10,875 --> 00:50:13,208
‫برو طبقه پایین و کفش‌هامو واکس بزن

702
00:50:13,291 --> 00:50:14,375
‫عجله کن

703
00:50:35,458 --> 00:50:37,166
‫پرفسور واسکز؟

704
00:50:38,291 --> 00:50:39,708
‫اینجام، پدر

705
00:50:40,833 --> 00:50:42,333
‫خدا به دستان شما توان بده

706
00:50:42,416 --> 00:50:45,083
‫یه کم غذا و خوراکی اوردم

707
00:50:45,166 --> 00:50:46,875
‫پدر، نیازی به این کار نبود

708
00:50:46,958 --> 00:50:48,250
‫مایه افتخار منه

709
00:50:48,333 --> 00:50:50,541
‫راستش، یه لطف کوچیکی ازتون دارم

710
00:50:52,250 --> 00:50:54,625
‫میشه جام رو به من قرض بدین؟

711
00:50:55,208 --> 00:50:56,791
‫جام؟

712
00:50:57,375 --> 00:50:58,208
‫برای چی؟

713
00:50:58,291 --> 00:51:00,666
‫خب، دارم یه سفر کوچیک میرم اسپانیا...

714
00:51:00,750 --> 00:51:03,375
‫و امیدوار بودم که یه
‫سر به دانشگاه شما بزنم

715
00:51:03,458 --> 00:51:07,000
‫و جام رو به رییس دانشگاه نشون بدم

716
00:51:07,083 --> 00:51:08,833
‫خب، ببینین، پدر، معمولا...

717
00:51:08,916 --> 00:51:11,291
‫سعی داریم خبر حفاری‌هامون
‫رو محرمانه نگه داریم

718
00:51:11,375 --> 00:51:14,916
‫دلایلی براش وجود داره،
‫ولی مهمترینش امنیته

719
00:51:15,416 --> 00:51:18,375
‫ولی قطعا رییس دانشگاه
‫اینو درک می‌کنه

720
00:51:18,458 --> 00:51:19,625
‫با عقل جور درنمیاد

721
00:51:19,708 --> 00:51:20,750
‫باید خبردار بشه...

722
00:51:20,833 --> 00:51:23,125
‫که یه جام قرن چهارمی رو کشف کردیم...

723
00:51:23,208 --> 00:51:25,833
‫و احتمالا قدیمی‌ترین کلیسا
‫در تمام پاریس در اینجاست

724
00:51:25,916 --> 00:51:27,708
‫متاسفانه نمی‌تونم چنین
‫اجازه‌ای بدم، پدر

725
00:51:29,875 --> 00:51:33,333
‫پرفسور واسکز، درک می‌کنم که خودتون می‌خواین
‫خبرها رو به روساتون بگید

726
00:51:33,416 --> 00:51:36,875
‫ولی اینجا کلیسای منه و من
‫خبرها رو می‌برم

727
00:51:37,875 --> 00:51:39,458
‫جام کجاست؟

728
00:51:39,541 --> 00:51:40,541
‫اوه!

729
00:51:54,375 --> 00:51:57,583
‫و چرا نباید کشیش جام رو به اسپانیا ببره؟

730
00:52:04,708 --> 00:52:06,791
‫اینجا کلیساشه

731
00:52:08,541 --> 00:52:09,708
‫جام اونم هست

732
00:52:12,000 --> 00:52:13,791
‫اون جام رو می‌بره

733
00:52:21,208 --> 00:52:23,166
‫ممنونم، پرفسور عزیزم

734
00:52:23,250 --> 00:52:25,291
‫باید برم و چمدونم رو ببندم

735
00:52:25,375 --> 00:52:27,750
‫هواپیمام ساعت ۸:۳۰ بلند میشه

736
00:52:27,833 --> 00:52:28,916
‫خدانگهدار!

737
00:52:36,666 --> 00:52:38,500
‫- دامیان؟
‫- کشیش جام رو برد

738
00:52:38,583 --> 00:52:39,708
‫داره میره اسپانیا...

739
00:52:39,791 --> 00:52:42,583
‫و قصد داره به دانشگاه سالامانکا ببردش

740
00:52:42,666 --> 00:52:45,625
‫تا ۱۲ ساعت دیگه می‌فهمه جعلیه
‫و پلیس رو خبر می‌کنه

741
00:52:56,625 --> 00:52:58,708
‫پس بعد از ماه‌ها شب بیداری...

742
00:52:58,791 --> 00:53:00,666
‫و شور و شوق نقشه کشیدن
‫برای دزدی‌مون...

743
00:53:01,250 --> 00:53:04,083
‫حالا خودمون رو در آستانه شکست می‌بینیم

744
00:53:04,166 --> 00:53:06,000
‫همه‌ش به خاطر خودبینی یه مرد

745
00:53:06,083 --> 00:53:10,458
‫وقتش بود بهش یادآوری کنم که
‫غرور یکی از هفت گناه کبیره‌س

746
00:53:10,541 --> 00:53:11,833
‫ولی در همین لحظه...

747
00:53:11,916 --> 00:53:14,500
‫اونطرف خیابون، اون زن اونجا بود...

748
00:53:14,583 --> 00:53:18,083
‫بی‌خبر از بزرگترین عشق تاریخ
‫که منتظرمونه

749
00:53:18,583 --> 00:53:19,750
‫ستاره‌ها همراستا شدن...

750
00:53:19,833 --> 00:53:22,583
‫و این فرصت رو بهمون هدیه دادن
‫تا به اوپرا بریم

751
00:53:22,666 --> 00:53:23,583
‫با هم

752
00:53:23,666 --> 00:53:25,375
‫و مشکل من همین بود

753
00:53:25,458 --> 00:53:28,583
‫بین دو نیروی بسیار کهن کیهان
‫یکی رو انتخاب کنم

754
00:53:28,666 --> 00:53:31,000
‫پول یا عشق

755
00:53:45,916 --> 00:53:47,208
‫با دقت به حرفم گوش بده

756
00:53:47,291 --> 00:53:49,500
‫باید جام رو پس بگیریم، فهمیدی؟

757
00:53:49,583 --> 00:53:51,833
‫هر کاری لازمه بکن تا بدستش بیاری

758
00:53:51,916 --> 00:53:54,791
‫برام مهم نیست، حتی شده از تخم‌هاش دارش بزن

759
00:53:54,875 --> 00:53:56,958
‫ولی اون جام رو برام برگردون

760
00:54:02,083 --> 00:54:04,791
‫کی اهمیت میده که عشق
‫تموم میشه یا کمرنگ؟

761
00:54:05,416 --> 00:54:08,000
‫تنها چیزی که ارزش زندگی رو داره همین عشقه

762
00:54:14,958 --> 00:54:16,083
‫کامیل!

763
00:54:17,333 --> 00:54:18,791
‫کامیل!

764
00:54:23,793 --> 00:54:28,793
‫« مترجم: Highbury »

