﻿1
00:00:11,828 --> 00:00:13,826
‏كاملاً متوجهم

2
00:00:13,861 --> 00:00:16,994
 ‏كه ‏اولين نفري نيستم
‏كه اينطور شريكي براش باشم

3
00:00:17,029 --> 00:00:19,462
 ‏و اونايي كه قبل از من
،‏اون اعماق تاريك رو ديدن

4
00:00:19,497 --> 00:00:21,162
‏ديگه هيچوقت به سطح برنگشتن

5
00:00:21,198 --> 00:00:23,996
‏پس يه ناوگان داريم و دو تا مدعي

6
00:00:24,031 --> 00:00:26,830
‏تا اونجايي كه مي‌دونم
‏براي حل اين مشكل فقط يه راه حل هست

7
00:00:26,865 --> 00:00:28,630
‏- ‏از پس اون برنمياي
‏- برام مهم نيست

8
00:00:28,665 --> 00:00:31,731
،‏اونا خونه‌م رو گرفتن
‏نمي‌تونم به همين سادگي پا پس بكشم

9
00:00:31,766 --> 00:00:33,898
‏تو مي‌توني؟

10
00:00:33,933 --> 00:00:35,865
‏اگه اون ناوگان رو داشتيم
‏خيلي بهمون كمك مي‌كرد

11
00:00:35,901 --> 00:00:39,399
...‏شايد بتونم چيزي به مايملك‌مون اضافه كنم

12
00:00:39,434 --> 00:00:41,967
‏يه صندوقچه پر از جواهر ‏مي‌تونه

13
00:00:42,002 --> 00:00:44,200
‏ كليد شكست نيروهاي انگليسي در ناسو باشه

14
00:00:44,235 --> 00:00:46,033
‏اگه نتونيم اون صندوقچه رو پيدا كنيم

15
00:00:46,069 --> 00:00:48,234
‏ناوگان ترسناك هاوانا حركت مي‌كنه

16
00:00:48,269 --> 00:00:50,368
‏تا ناسو رو با خاك يكسان كنه

17
00:00:50,404 --> 00:00:52,702
،‏صندوقچه رو بهش نميدم ‏و با اين كار

18
00:00:52,737 --> 00:00:56,803
‏مطمئن ميشم ناسو دست هر كسي
‏كه بيفته ‏دست انگليسي‌ها نميفته

19
00:00:56,838 --> 00:00:58,536
‏اسم شخص فراري ان باني‌ـه

20
00:00:58,572 --> 00:01:00,336
‏مي‌دونين كه چقدر خطرناكه

21
00:01:05,528 --> 00:01:20,517
ارائه‌اي از تيم ترجمه ايران‌فيلم
IranFilm.net

22
00:02:41,882 --> 00:02:56,871
ترجمه از مـهـرداد و ايـليـا
EILIA & Mehrdadss

23
00:02:56,895 --> 00:03:00,895
: هماهنگ  شده با نسخه ي بلوري 
www.IranFilm.Net

24
00:03:07,864 --> 00:03:10,563
‏من تنهام

25
00:03:10,599 --> 00:03:12,896
‏همونجوري كه قول دادم

26
00:03:15,065 --> 00:03:18,064
‏شبي كه رفتي، توي غار

27
00:03:18,100 --> 00:03:21,364
‏گفتي جك دستگير شده

28
00:03:21,399 --> 00:03:23,499
‏چه خبر شده؟

29
00:03:23,534 --> 00:03:25,866
‏سرويس جاسوسي اسپانيا

30
00:03:25,901 --> 00:03:28,533
‏از وجود صندوقچه خبردار شدن

31
00:03:28,568 --> 00:03:32,834
‏از فرماندار خواستن پيداش كنه و برش‌گردونه

32
00:03:32,869 --> 00:03:37,668
‏خيلي واضح و شفاف اعلام كردن كه
‏شكست در انجام اينكار منجر به از بين رفتن ناسو ميشه

33
00:03:37,703 --> 00:03:40,369
‏فرماندار آدم منطقي‌ايه

34
00:03:40,404 --> 00:03:44,337
‏آدم مهربونيه ولي به اون صندوقچه نياز داره

35
00:03:44,372 --> 00:03:46,503
‏كون لقش

36
00:03:46,538 --> 00:03:47,937
‏جك نمي‌خواد صندوقچه تحويل داده بشه

37
00:03:47,972 --> 00:03:49,771
،‏اگه مي‌خواست
‏خودش ازم مي‌خواست اينكارو انجام بدم

38
00:03:49,806 --> 00:03:51,403
‏دارن شكنجه‌اش ميدن، ان

39
00:03:53,206 --> 00:03:55,672
‏- چي؟
‏- حق با تو بود

40
00:03:55,707 --> 00:03:58,006
‏اون جسور و مبارزه

41
00:03:58,041 --> 00:04:01,940
‏پس دارن مجبورش مي‌كنن باهاشون همكاري كنه

42
00:04:01,975 --> 00:04:04,640
‏كه از تو بخواد همكاري كني

43
00:04:06,109 --> 00:04:10,842
،‏اون قبول نمي‌كنه
‏پس من دارم از طرف اون اين درخواست رو مي‌كنم

44
00:04:12,310 --> 00:04:15,543
‏كون لقت

45
00:04:16,811 --> 00:04:19,777
‏درك مي‌كنم كه داري چي مي‌كشي

46
00:04:19,812 --> 00:04:22,344
‏لطفاً درك كن كه من بخاطر اون اومدم اينجا

47
00:04:22,379 --> 00:04:27,411
‏صندوقچه رو تحويل بده
‏اونوقت ترتيبي ميدم تا جك آزاد بشه

48
00:04:27,447 --> 00:04:29,378
‏قول ميدم

49
00:04:36,382 --> 00:04:39,014
‏اينكارو ميكنه

50
00:04:39,049 --> 00:04:41,381
‏با مبادله موافقت كرد؟

51
00:04:41,416 --> 00:04:44,249
‏خودش اينو گفت؟
‏- نه

52
00:04:44,284 --> 00:04:46,882
‏ولي نمي‌تونه با فكر شكنجه شدن جك كنار بياد

53
00:04:50,152 --> 00:04:52,517
‏يه مدتي مقاومت مي‌كنه

54
00:04:52,552 --> 00:04:55,251
‏اين موضوع از تو نابودش مي‌كنه

55
00:04:55,286 --> 00:04:57,351
‏ولي دير يا زود، تسليم ميشه

56
00:04:57,386 --> 00:04:59,718
‏چطور مي‌توني انقدر مطمئن باشي؟

57
00:05:01,954 --> 00:05:03,886
‏مي‌دونه

58
00:05:05,722 --> 00:05:07,586
‏مي‌دونه

59
00:05:13,989 --> 00:05:16,755
‏جك ركهام. جك ركهام ديگه كيه؟

60
00:05:16,790 --> 00:05:20,356
‏در حال حاضر تحت تعقيب‌ترين
‏و مهم‌ترين فرد در سرزمين‌هاي غربيه

61
00:05:20,391 --> 00:05:23,257
‏يه صندوقچه پُر از جواهرات كمياب در اختيارشه

62
00:05:23,292 --> 00:05:25,589
‏سرآغار جايزه‌ي بزرگ اسپانيايي‌هاست

63
00:05:25,625 --> 00:05:27,891
‏و اگه بخت باهامون يار باشه

64
00:05:27,926 --> 00:05:32,558
‏تنها اميدمون براي
‏پيروزي برابر رژيم راجرز در ناسو

65
00:05:32,593 --> 00:05:35,359
‏از اينجا رفتي تا يه ناوگان با خودت بياري

66
00:05:35,394 --> 00:05:40,027
‏تا شايد بتونيم تجارت ناسو رو
‏مختل كنيم و زمين‌گيرش كنيم

67
00:05:40,062 --> 00:05:42,060
‏بهم گفتي كه بدون اون كشتي‌ها

68
00:05:42,095 --> 00:05:45,761
‏راه ديگه‌اي براي پيروزي در اين نبرد سراغ نداري

69
00:05:45,796 --> 00:05:49,295
‏و حالا برگشتي در حاليكه فقط اين مرد همراهته

70
00:05:49,330 --> 00:05:51,596
‏و ميخواي با پول اينكارو انجام بدي؟

71
00:05:51,632 --> 00:05:54,530
‏پول نه، طعمه

72
00:05:55,599 --> 00:05:57,430
‏اطلاعات باارزشي

73
00:05:57,466 --> 00:05:59,397
‏ كه مال سرويس جاسوسي اسپانيا بود
‏به دستم رسيد

74
00:05:59,432 --> 00:06:02,397
‏توش از صندوقچه‌اي از جواهرات صحبت شده بود

75
00:06:02,432 --> 00:06:05,365
‏صندوقچه‌اي كه مي‌دونم در اختيار جكه

76
00:06:05,400 --> 00:06:07,866
‏اسپانيا از اين موضوع خيلي عصبانيه

77
00:06:07,901 --> 00:06:09,867
‏اينو يه بي حرمتي مي‌دونن

78
00:06:09,902 --> 00:06:12,600
‏در حقيقت خيلي عصبانين

79
00:06:12,636 --> 00:06:16,733
‏فقط براي اينكه عصبانيتشون رو نشون بدن
‏حاضرن ناسو رو با خاك يكسان كنن

80
00:06:16,769 --> 00:06:18,934
‏تنها راهي كه راجرز
‏مي‌تونه مانع از انجام اينكار بشه

81
00:06:18,970 --> 00:06:21,702
‏اينه كه صندوقچه رو پيدا كنه و برش‌گردونه

82
00:06:21,737 --> 00:06:24,902
‏كه يعني اگه ما مي‌تونيم زودتر پيداش كنيم

83
00:06:24,937 --> 00:06:27,770
‏مي‌تونيم اتفاقات بعدي رو مشخص كنيم

84
00:06:27,805 --> 00:06:30,037
‏و پيشنهاد ميدي اون اتفاقات ممكنه چي باشه؟

85
00:06:30,072 --> 00:06:33,871
...‏قدرت راجرز در نيروي درياييش خلاصه ميشه

86
00:06:33,906 --> 00:06:37,772
‏كشتي‌ها و سربازهايي كه از سلطنت قرض گرفته

87
00:06:37,807 --> 00:06:39,739
‏به خوبي آموزش ديده و مسلح هستن

88
00:06:39,775 --> 00:06:42,707
،‏در شرايط برابر
‏در جنگ با اون‌ها شانس پيروزي نداريم

89
00:06:42,742 --> 00:06:47,074
‏ولي اگه بتونيم كاري كنيم
‏كه در شرايط نابرابر باهامون رو در رو بشن

90
00:06:47,109 --> 00:06:49,707
‏شرايط كه به نفع ما باشه

91
00:06:49,742 --> 00:06:50,807
‏ممكنه اوضاع فرق كنه

92
00:06:50,842 --> 00:06:54,309
‏از صندوقچه استفاده كنيم
 ‏تا مجبورش كنيم افرادش رو

93
00:06:54,344 --> 00:06:56,709
‏به يه ميدان نبرد ناخواسته
‏و نامطلوب اعزام كنه

94
00:06:56,744 --> 00:06:58,909
‏تمام افرادش رو به اونجا اعزام كنه

95
00:06:58,944 --> 00:07:00,910
،‏با يه همچين خطري

96
00:07:00,945 --> 00:07:04,210
‏ چاره‌اي جز اين نداره
‏تا از تمام داشته‌هاش استفاده كنه

97
00:07:04,245 --> 00:07:07,811
‏مجبورش مي‌كنيم در يك نبرد سخت
‏و قطعي حاضر بشه

98
00:07:07,846 --> 00:07:09,311
‏جنگي كه ما برتري قابل توجهي درش داريم

99
00:07:09,346 --> 00:07:11,979
‏و جنگي كه در اون، با كمي شانس

100
00:07:12,014 --> 00:07:14,379
‏شايد بتونيم شكست سنگيني بهش تحميل كنيم

101
00:07:14,414 --> 00:07:16,380
‏و كمر ارتشش رو بشكنيم

102
00:07:16,415 --> 00:07:19,814
‏و مسيري رو براي حمله‌ي مستقيم
‏به ناسو باز كنيم

103
00:07:19,849 --> 00:07:24,282
‏چه ميدان نبرديه كه بهمون اجازه ميده
‏همچين قدرتي رو شكست بديم؟

104
00:07:24,317 --> 00:07:26,615
‏اينجا

105
00:07:26,651 --> 00:07:28,283
‏اينجا؟

106
00:07:28,318 --> 00:07:30,516
‏نقشه‌ت اينه كه
‏نيروي دريايي بريتانيا رو به اينجا بكشوني؟

107
00:07:34,085 --> 00:07:37,617
‏مي‌خوام با ناخدا حرف بزنم، تنها

108
00:07:37,653 --> 00:07:38,885
‏همين الان

109
00:07:48,156 --> 00:07:49,887
‏چند نفرن؟

110
00:07:49,922 --> 00:07:53,620
‏تصور ميكنيم راجرز 500 تا سرباز عادي داره

111
00:07:53,656 --> 00:07:56,655
‏شبه‌نظامي‌ها چي؟
‏سرباز وظيفه‌ها؟ تمام نيروهاشون؟

112
00:07:56,690 --> 00:07:59,389
‏حدوداً دو برابر اون تعدادي كه گفتم

113
00:07:59,424 --> 00:08:00,889
‏و نقشه‌مون براي كشتي‌هاشون چيه؟

114
00:08:00,924 --> 00:08:02,590
‏بدون داشتن وسيله‌اي براي درگير شدن باهاشون

115
00:08:02,625 --> 00:08:06,457
‏توپ‌هاشون مانع از هر گونه تلاش
‏براي شكست دادن ساحل ميشه

116
00:08:06,493 --> 00:08:08,090
‏اگه نتونين به محل تخليه‌شون حمله كنين

117
00:08:08,125 --> 00:08:09,658
‏مطمئناً پيروزي هم بدست نمياد

118
00:08:09,693 --> 00:08:11,558
‏براي مقابله با اين موضوع چه پيشنهادي ميدي؟

119
00:08:11,593 --> 00:08:12,792
‏هنوز نمي‌دونم

120
00:08:12,827 --> 00:08:14,925
‏و فرض كنيم به يه طريقي مي‌تونين

121
00:08:14,960 --> 00:08:17,425
‏تعدادي از افرادشون در ساحل رو از بين ببرين

122
00:08:17,460 --> 00:08:19,593
‏نه نيروي انساني و نه مهمات لازم

123
00:08:19,628 --> 00:08:22,327
‏براي جنگيدن در اين
‏جنگي كه داري پيشنهاد ميدي رو نداريم

124
00:08:22,361 --> 00:08:24,728
‏حتي با اينكه زمين و موقعيت محيط نبرد به نفعمونه

125
00:08:24,763 --> 00:08:26,261
‏با اين برنامه‌اي كه ريختي، چه پيشنهادي

126
00:08:26,296 --> 00:08:27,727
‏براي بدست آوردن اين چيزا داري؟

127
00:08:27,762 --> 00:08:29,395
‏هنوز نمي‌دونم

128
00:08:29,430 --> 00:08:31,628
‏با "هنوز نمي‌دونم" در اين جنگ شركت نمي‌كنم

129
00:08:33,764 --> 00:08:36,896
‏اين مردم مي‌دونن كه
‏قراره زندگيشون عوض بشه

130
00:08:36,931 --> 00:08:39,097
‏مي‌دونن كه براي زنده موندن بايد بجنگن

131
00:08:39,132 --> 00:08:40,763
‏ولي قبل از اينكه مطمئن نشم

132
00:08:40,799 --> 00:08:43,731
‏كه مي‌تونيم در اين جنگ پيروز بشيم

133
00:08:43,766 --> 00:08:47,231
‏نميرم در مقابلشون بايستم
‏و از اين جنگ حمايت كنم

134
00:08:47,266 --> 00:08:50,265
‏و خطر از دست همه‌چيز رو
‏در آنِ واحد به جون بخرم

135
00:08:51,467 --> 00:08:54,901
‏از پيروزي مطمئنم؟

136
00:08:54,936 --> 00:08:57,267
‏نه

137
00:08:57,303 --> 00:08:59,834
‏ولي احتمال پيروزي هيچوقت از چيزي

138
00:08:59,869 --> 00:09:03,268
‏كه الان و در اين لحظه هست
‏بهتر و بيشتر نميشه

139
00:09:03,304 --> 00:09:05,436
‏از اين بابت، مطمئنم

140
00:09:17,174 --> 00:09:20,238
‏براي پيدا كردن جك ركهام
‏بايد به ناسو برين، درسته؟

141
00:09:21,373 --> 00:09:23,139
‏فكر مي‌كنيم الان از اونجا دور شده

142
00:09:23,175 --> 00:09:25,940
‏ولي ناسو جاييه كه ردش رو دنبال مي‌كنيم، بله

143
00:09:28,710 --> 00:09:31,141
‏چيزاي ديگه‌اي هم هستن
‏كه وقتي اونجايين پيدا كنين

144
00:09:31,177 --> 00:09:34,741
‏همسرمون برامون سلاح و توپ فراهم كرده

145
00:09:34,776 --> 00:09:37,809
‏تا خودمون رو مسلح و از اين اردوگاه دفاع كنيم

146
00:09:37,844 --> 00:09:40,610
‏همينطور براي آماده بودن براي يه همچين روزي

147
00:09:40,645 --> 00:09:43,610
‏ذخيره‌اي از مواد و وسايل مورد نياز رو
‏توي ناسو آماده كرده

148
00:09:43,645 --> 00:09:47,111
‏تا جايي كه مي‌دونيم، هنوز اونجاست
‏و توسط عواملش ازش محافظت ميشه

149
00:09:47,146 --> 00:09:50,012
‏بهم بگو كجا پيداش كنم، برش‌مي‌گردونم

150
00:09:50,047 --> 00:09:51,611
‏بهت اعتماد نمي‌كنن

151
00:09:51,646 --> 00:09:54,278
‏و همينطور وجود يه همچين جايي رو

152
00:09:54,314 --> 00:09:56,779
‏جز براي شوهرم براي هيچكس تاييد نمي‌كنن

153
00:09:56,815 --> 00:09:58,947
‏اونم اونقدر ضعيفه
‏كه نميشه تحت مراقبت ما نباشه

154
00:10:01,482 --> 00:10:03,948
‏پس بايد مناسب‌ترين
و نزديك‌ترين فرد رو بفرستيم

155
00:10:06,950 --> 00:10:09,981
‏بهتون كمك مي‌كنه
‏چيزي كه احتياج دارين رو بدست بيارين

156
00:10:10,017 --> 00:10:12,849
‏ولي يه چيز ديگه

157
00:10:12,884 --> 00:10:15,350
‏مي‌دونم كه راه و روشتون در ميدان نبرد

158
00:10:15,385 --> 00:10:18,251
‏انتخاب كردن يه ناخدا با اختيار تامه

159
00:10:18,286 --> 00:10:22,484
،‏ولي به همون اندازه كه اين جنگ
‏جنگ شماست، جنگ ما هم هست

160
00:10:22,520 --> 00:10:26,252
‏يا حرف دوتامون با هم يكيه
‏و هماهنگ عمل مي‌كنه يا اصلاً عمل نمي‌كنه

161
00:10:28,688 --> 00:10:33,221
،‏و وقتي كه من حضور نداشته باشم
‏اين حرف رو دخترم مي‌زنه

162
00:10:46,658 --> 00:10:47,789
‏قربان

163
00:10:49,693 --> 00:10:50,990
‏آنفولانزا گرفتم قربان

164
00:10:51,026 --> 00:10:52,391
‏خوب ميشم

165
00:10:52,427 --> 00:10:56,425
‏ظرف 4 ساعت گذشته
‏تو سومين نفري هستي كه همچين حرفي بهم زده

166
00:10:57,961 --> 00:10:59,292
‏مرخصت مي‌كنم

167
00:10:59,328 --> 00:11:01,693
‏لطفاً همين الان برو پيش دكتر ماركوس

168
00:11:01,729 --> 00:11:03,127
‏بله قربان

169
00:11:19,732 --> 00:11:21,497
‏تقريباً تمومه

170
00:11:21,533 --> 00:11:24,931
‏اين برخورد نه چندان دوستانه بين من و تو

171
00:11:29,900 --> 00:11:32,766
‏- چي؟
‏- ارتباط با ان باني برقرار شد

172
00:11:32,801 --> 00:11:34,867
‏شرايط براش توضيح داده شده

173
00:11:34,901 --> 00:11:36,666
‏كه هر چه زودتر صندوقچه رو برگردونه

174
00:11:36,702 --> 00:11:38,601
‏براي تو بهتر خواهد بود

175
00:11:40,136 --> 00:11:44,602
‏ناراحت شد ولي فكر مي‌كنيم در نهايت متقاعد ميشه

176
00:11:44,637 --> 00:11:45,968
‏ناراحت؟

177
00:11:50,638 --> 00:11:52,604
‏بهش گفتين دارين شكنجه‌م ميدين

178
00:11:52,639 --> 00:11:56,170
‏اگه مردم مي‌شنيدن داره باهات بدرفتاري ميشه

179
00:11:56,206 --> 00:11:57,938
‏يا مي‌ديدن كه در حاليكه آسيب ديدي

180
00:11:57,973 --> 00:12:00,439
،‏از اينجا خارج ميشي يا اصلاً خارج نشي
‏ممكن بود وجهه‌م رو پيششون از دست بدم

181
00:12:00,474 --> 00:12:01,805
‏مي‌دونم

182
00:12:01,841 --> 00:12:04,206
‏تصور مي‌كنم روش حساب مي‌كردي

183
00:12:04,241 --> 00:12:07,273
‏اين عقيده كه تنها چيزي كه جلو روم قرار دادي
‏انتخاب‌هاي بد بود، ‏درسته

184
00:12:07,308 --> 00:12:10,007
‏و ‏در نهايت منجر به رسيدن به هدف‌هات مي‌شد

185
00:12:10,043 --> 00:12:13,975
‏اينجوري كسي خبردار نميشه جز اون

186
00:12:14,010 --> 00:12:16,042
‏چيزي كه مي‌خوام رو بدست ميارم

187
00:12:16,077 --> 00:12:17,875
‏اين جزيره زنده مي‌مونه

188
00:12:17,910 --> 00:12:20,643
‏و هيچكسم آسيب نمي‌بينه

189
00:12:20,678 --> 00:12:24,544
‏در مسير ايجاد ثبات در ناسو
‏با خطرهايي روبرو ميشم

190
00:12:24,579 --> 00:12:26,877
،‏خطري كه تا سر حد توانم باهاش مقابله مي‌كنم

191
00:12:26,912 --> 00:12:30,978
‏اينه كه منو به عنوان
‏تبهكار و شرور ناسو در نظر بگيرن

192
00:12:31,013 --> 00:12:33,845
،‏وقتي كه صندوقچه تحويل داده بشه
‏هردوتون آزادين هر كاري مي‌خواين انجام بدين

193
00:12:40,216 --> 00:12:41,813
‏زن داري؟

194
00:12:45,750 --> 00:12:47,048
‏ببخشيد؟

195
00:12:47,083 --> 00:12:49,282
‏زن داري؟

196
00:12:51,317 --> 00:12:53,116
‏آره

197
00:12:54,252 --> 00:12:56,283
‏تصور مي‌كني اگه بهش مي‌گفتن

198
00:12:56,318 --> 00:12:57,850
 ‏داري زجر مي‌كشي
و بدجوري اذيت ميشي

199
00:12:57,885 --> 00:13:01,017
‏و اينكه تنها راهي‏

200
00:13:01,053 --> 00:13:02,651
‏كه مي‌تونه بهش پايان بده

201
00:13:02,686 --> 00:13:05,052
‏اينه كه به اعتمادت خيانت كنه
‏چه حالي پيدا مي‌كرد؟

202
00:13:05,087 --> 00:13:07,853
‏فكر مي‌كني اگه با علم به اينكه
‏اون اعتماد رو براي هميشه

203
00:13:07,887 --> 00:13:10,552
‏از دست داده بهت خيانت مي‌كرد
‏و بعدش متوجه مي‌شد كه

204
00:13:10,587 --> 00:13:13,586
‏تمام اين ماجراها
‏براساس يه حقه بوده چه حالي پيدا مي‌كرد؟

205
00:13:15,589 --> 00:13:17,988
‏و هيچكسي هم آسيب نديده بود

206
00:13:20,724 --> 00:13:22,989
‏همه‌ي مايي كه در ناسو هستيم تبه‌كار و شروريم

207
00:13:23,024 --> 00:13:26,289
‏فكر نكن چون تازه‌واردي با بقيه فرق داري

208
00:13:44,362 --> 00:13:47,961
‏قراره مبادله فردا صورت بگيره

209
00:13:47,996 --> 00:13:52,062
‏ناخدا ركهام در ازاي مبادله آزاد ميشه

210
00:13:52,097 --> 00:13:55,963
‏به محض اينكه اين اتفاق بيفته
‏و صندوقچه به هاوانا فرستاده بشه

211
00:13:55,998 --> 00:13:57,895
‏تمام گنجينه‌ي اركا د ليما

212
00:13:57,930 --> 00:13:59,663
‏در اختيار اسپانيا خواهد بود

213
00:13:59,698 --> 00:14:02,464
...‏ناخدا ركهام

214
00:14:02,499 --> 00:14:03,830
‏توي زندان فرمانداره

215
00:14:06,533 --> 00:14:08,365
‏هيچوقت حرفي از اين موضوع نزدي

216
00:14:08,400 --> 00:14:10,366
...‏- متاسفم، من
‏- عيبي نداره

217
00:14:16,735 --> 00:14:19,134
‏به مكالمه‌ي قبليمون فكر كردم

218
00:14:20,936 --> 00:14:23,001
‏نگران وضعيتت هستم

219
00:14:23,036 --> 00:14:25,201
‏اصلاً دلم نمي‌خواد آسيبي بهت برسه

220
00:14:26,536 --> 00:14:28,669
‏اگه فرماندار گنج اركا رو برگردونه

221
00:14:28,704 --> 00:14:32,102
‏مافوق‌هام قول دادن
‏ناوگان رو به اينجا نمي‌فرستن

222
00:14:35,373 --> 00:14:38,138
‏و مافوق‌هام افراد مغروري هستن

223
00:14:38,173 --> 00:14:39,671
‏و عصباني‌ان

224
00:14:42,340 --> 00:14:44,005
...‏اگه من جاي تو بودم

225
00:14:45,241 --> 00:14:48,306
‏شايد فرماندار راجرز رو تشويق مي‌كردم

226
00:14:48,341 --> 00:14:52,474
‏فقط طلا رو نفرسته بلكه چيز بيشتري بفرسته

227
00:14:52,509 --> 00:14:56,508
‏يه پيشكش كه بيانگر نيّت خوب و دوستي باشه

228
00:14:56,543 --> 00:15:00,675
‏نه فقط طلاي دزديده شده
‏بلكه كسي كه از اول كار

229
00:15:00,710 --> 00:15:02,309
‏مسئول دزديده شدنش بوده

230
00:15:04,011 --> 00:15:06,176
،‏و اگه دوست داري
‏بهش بگو ما خواستيم اون هم تحويل داده بشه

231
00:15:06,211 --> 00:15:08,710
‏هيچكس نمي‌فهمه

232
00:15:08,746 --> 00:15:12,811
‏ولي اگه وقتي كه طلا در هاوانا تحويل داده ميشه

233
00:15:12,846 --> 00:15:15,111
...‏آقاي ركهام هم همراهش باشه

234
00:15:16,714 --> 00:15:18,713
‏امنيت ناسو و تو كاملاً تامين ميشه

235
00:15:22,082 --> 00:15:25,314
‏پيش ان قسم خوردم
‏كه حتماً اون شرايط رعايت ميشن

236
00:15:25,349 --> 00:15:27,882
‏صندوقچه رو تحويل بده، جك آزاد ميشه

237
00:15:27,917 --> 00:15:30,415
‏- بهش قول دادم
‏- مي‌دونم

238
00:15:30,450 --> 00:15:33,482
‏در آخرين لحظات قوانين رو تغيير دادن

239
00:15:33,517 --> 00:15:35,849
‏مي‌تونستيم مقاومت كنيم
‏ولي چيزي براي چونه زدن نداشتيم

240
00:15:37,085 --> 00:15:38,417
‏اگه كاري از دستم برمي‌اومد

241
00:15:38,452 --> 00:15:39,584
‏اگه كاري از دست فرماندار برمي‌اومد

242
00:15:39,619 --> 00:15:41,484
‏بهت اطمينان ميدم، انجام مي‌شد

243
00:15:41,519 --> 00:15:43,318
‏ولي جك، يا همراه با طلاها تحويل داده ميشه

244
00:15:43,353 --> 00:15:45,050
‏يا ناسو نابود ميشه

245
00:15:45,086 --> 00:15:47,085
‏بله؟

246
00:15:47,120 --> 00:15:50,619
‏چند تا مورد هست كه بايد تاييدشون كنين

247
00:15:53,521 --> 00:15:55,686
‏- همه‌چيز روبراهه؟
‏- آره، چيه؟

248
00:15:57,589 --> 00:16:00,988
.‏ببخشيد. مسئله‌ي خيلي مهمي نيست
‏باشه براي بعد

249
00:16:01,023 --> 00:16:02,889
‏معذرت مي‌خوام

250
00:16:29,762 --> 00:16:31,560
‏وقتي كه افراد فرماندار بدون جك

251
00:16:31,596 --> 00:16:34,195
‏در محل انجام معامله حاضر بشن
‏و ان متوجه بشه

252
00:16:34,230 --> 00:16:36,395
‏مقاومت مي‌كنه

253
00:16:36,430 --> 00:16:39,096
‏عاجزانه درخواست مي‌كنم
...‏افراد فرماندار از هر گونه واكنشي خودداري

254
00:16:39,131 --> 00:16:43,062
‏از شليك كردن منع شدن

255
00:16:43,098 --> 00:16:46,863
‏از تحريك كردنش منع شدن

256
00:16:46,899 --> 00:16:49,364
‏از بكار بردن هر نوع خشونت در قبال ان منع شدن

257
00:16:49,400 --> 00:16:52,732
‏مگراينه از سر ناچاري و براي دفاع از خود باشه

258
00:16:53,801 --> 00:16:55,232
‏چرا؟

259
00:16:56,402 --> 00:16:57,900
‏چون من اينو خواستم

260
00:17:00,235 --> 00:17:02,700
‏بخاطر احترامي كه براي شراكتت قائلم

261
00:17:11,071 --> 00:17:13,003
...‏نمي‌دونم كدومش بدتره

262
00:17:15,406 --> 00:17:17,771
...‏اينكه در راه مبارزه بخاطر جك كشته بشه

263
00:17:19,472 --> 00:17:22,705
‏يا اينكه بدون اون زنده بمونه

264
00:17:22,740 --> 00:17:25,572
‏اگه حتي واقعاً زنده موندن باشه

265
00:17:25,608 --> 00:17:28,307
‏اينجوري نيمي از وجودش رو از دست ميده

266
00:17:49,712 --> 00:17:51,977
‏هنوز اون توئه؟

267
00:17:54,580 --> 00:17:57,378
‏النور گاتري، هنوز اون تو پيش مكسه؟

268
00:17:57,414 --> 00:17:59,279
‏آره

269
00:17:59,315 --> 00:18:01,713
‏مشكل تو چيه؟

270
00:18:02,782 --> 00:18:04,880
...‏فكر كردم شنيدم كه دارن يه چيزي درباره‌ي

271
00:18:06,548 --> 00:18:08,047
‏يه چيزي درباره‌ي چي؟

272
00:18:10,749 --> 00:18:13,515
‏هيچي. بيخيال

273
00:18:22,819 --> 00:18:25,685
‏بايد تا چند ساعت ديگه جزيره رو ببينيم

274
00:18:25,720 --> 00:18:30,452
‏با استفاده از تاريكي شب
‏به غرب ناسو نزديك ميشيم

275
00:18:30,487 --> 00:18:34,953
‏دو تا كشتي بزرگ، افرادي كه
‏بايد وارد ساحل بشن رو جابجا مي‌كنن

276
00:18:34,988 --> 00:18:39,253
‏وارد شهر ميشي تا رد ركهام و باني رو پيدا كني

277
00:18:39,289 --> 00:18:42,354
‏هر چي زودتر بفهميم
‏براي پيدا كردن صندوقچه بايد كجا بريم بهتره

278
00:18:42,389 --> 00:18:45,422
‏به افرادمون كه به طرف مِيخانه رفتن ملحق ميشي

279
00:18:45,457 --> 00:18:48,056
‏با عوامل پدرت در اونجا ارتباط برقرار مي‌كني

280
00:18:48,091 --> 00:18:50,456
‏و ترتيب دريافت اسلحه‌ها و توپ‌ها رو ميدي

281
00:18:50,491 --> 00:18:51,756
‏وارد مِيخانه نميشه

282
00:18:51,792 --> 00:18:53,557
‏قرار نيست وارد مِيخانه بشه

283
00:18:53,592 --> 00:18:55,290
‏به انتخاب خودتون يه نفر همراهيش مي‌كنه

284
00:18:55,326 --> 00:18:57,791
‏قبل از اينكه كسي خبردار بشه
‏اون وارد شهر شده برمي‌گرده تو كشتي

285
00:18:57,826 --> 00:19:02,058
‏در همين حين، من و بيلي وارد مِيخانه ميشيم
‏و استخدام سرباز رو شروع مي‌كنيم

286
00:19:02,093 --> 00:19:04,258
‏هنوزم متوجه نميشم كه
‏فكر مي‌كني اينكار چه كمكي بهمون مي‌كنه

287
00:19:04,294 --> 00:19:07,493
‏- استخدام افراد بيشتر؟
‏- استخدام اون افراد

288
00:19:08,629 --> 00:19:11,093
‏تمام افرادي كه توي اون ساحل باقي موندن

289
00:19:11,129 --> 00:19:12,760
‏تصميم گرفتن دزدي دريايي رو ترك كنن

290
00:19:12,796 --> 00:19:15,761
‏حتي اگه بهمون ملحق بشن

291
00:19:15,797 --> 00:19:19,129
‏چي باعث ميشه فكر كني
‏لحظه‌اي كه جنگ شروع ميشه

292
00:19:19,164 --> 00:19:21,130
‏دوباره تركمون نكنن؟

293
00:19:21,164 --> 00:19:24,063
‏موضوع فراتر از اون تعداديه
‏كه نظرشون رو جلب مي‌كنيم

294
00:19:24,098 --> 00:19:27,030
‏پيغاميه كه براي اون افرادي
‏كه نظرشون رو جلب نكرديم مي‌فرستيم

295
00:19:27,065 --> 00:19:30,064
‏اگه قبول نكنن شونه به شونه‌مون بجنگن

296
00:19:30,099 --> 00:19:33,765
‏مي‌خوام از اين فكر كه درمقابلمون بجنگن بترسن

297
00:19:33,801 --> 00:19:35,865
‏خب پس، تو نبايد اينكارو انجام بدي

298
00:19:35,900 --> 00:19:37,399
‏اگه مي‌خواي ازت بترسن

299
00:19:37,435 --> 00:19:39,033
‏تو نبايد اين پيغام رو بهشون برسوني

300
00:19:39,068 --> 00:19:41,233
‏تو از مرگ برگشتي

301
00:19:41,268 --> 00:19:43,400
‏ولي تا حالا داستاني درباره‌ي ارواح نشنيدم

302
00:19:43,435 --> 00:19:46,467
‏كه خود اون روح، خودشو معرفي كنه

303
00:19:46,502 --> 00:19:50,235
‏منظورم اينه، اينكه مي‌خواي وارد اونجا بشي
‏و روي ترسناك و مهيب بودن خودت اصرار كني

304
00:19:50,270 --> 00:19:53,369
‏يه جورايي اين تهديد رو به همراه داره كه
‏بيش از اينكه برامون سود داشته باشه، ضرر داشته باشه

305
00:19:53,404 --> 00:19:56,403
‏متوجه لزوم ارسال پيغام هستم
‏ولي فكر مي‌كنم يه نفر ديگه بايد اينكارو انجام بده

306
00:19:56,439 --> 00:19:58,437
‏يه نفر ديگه؟

307
00:19:58,472 --> 00:19:59,738
‏كي؟

308
00:20:01,743 --> 00:20:03,776
‏اون

309
00:20:03,812 --> 00:20:06,979
‏نمي‌تونم كسي رو ماهرتر از اون
‏در تسخير كردن ذهن افراد در نظر بگيرم

310
00:20:07,014 --> 00:20:09,817
‏و شايد اين موضوع هم به همون اندازه مهم باشه

311
00:20:09,852 --> 00:20:12,653
‏با توجه به اينكه بايد تا جايي كه ميشه
...‏اين لحظه و موقعيت نهايت استفاده رو بكنيم

312
00:20:12,688 --> 00:20:16,057
‏كي مي‌تونه نگاهش رو
‏از يه موجود يه پا دور كنه؟

313
00:20:24,034 --> 00:20:27,036
‏خشكي ديده ميشه
‏حركت به طرف خشكي رو شروع كنيم؟

314
00:20:30,675 --> 00:20:32,509
‏انجامش بده

315
00:20:32,544 --> 00:20:34,911
‏و قايق‌ها رو آماده كن

316
00:20:34,946 --> 00:20:37,481
‏به محض اينكه برسيم افرادي
‏كه بايد وارد ساحل بشن رو رهبري مي‌كنم

317
00:20:50,899 --> 00:20:52,899
‏اون صندلي لعنتي

318
00:20:54,302 --> 00:20:57,371
‏براي بدست آوردنش، بايد با افراد شريك بشي

319
00:20:57,406 --> 00:21:01,208
‏اونا رو دوست خودت بدوني

320
00:21:01,243 --> 00:21:04,045
‏بهشون قول‌ها وعده‌هايي بدي

321
00:21:04,080 --> 00:21:08,048
،‏براي نگه داشتنش
‏بايد بزني زير تمام اون قول‌ها و وعده‌ها

322
00:21:08,083 --> 00:21:09,684
‏يه روز وقتي كه همه‌چيز درست شد

323
00:21:09,720 --> 00:21:12,320
‏بايد اون صندلي لعنتي رو بسوزونيم

324
00:21:17,896 --> 00:21:20,530
‏واي خدا، چقدر ازت متنفر بودم

325
00:21:23,268 --> 00:21:25,568
‏يه زماني بود كه نمي‌تونستم راهي رو

326
00:21:25,603 --> 00:21:27,671
‏براي بخشيدنت در نظر بگيرم

327
00:21:30,509 --> 00:21:32,676
‏و در اين لحظه، مثل توام

328
00:21:36,050 --> 00:21:37,715
‏بنظر موقعيت من در اين لحظه

329
00:21:37,751 --> 00:21:39,952
‏متزلزل‌تر از موقعيت توئه

330
00:21:40,955 --> 00:21:44,256
‏اين چيزي نيست كه من مي‌شنوم

331
00:21:44,291 --> 00:21:46,726
‏يعني چي؟

332
00:21:48,730 --> 00:21:50,564
‏يه زماني دزداي دريايي
‏وارد اين كاروانسرا مي‌شدن

333
00:21:50,599 --> 00:21:53,668
‏و مي‌شنيدم كه چي مي‌گفتن

334
00:21:53,703 --> 00:21:55,402
...‏حالا كه سربازها وارد اين كاروانسرا ميشن

335
00:21:55,438 --> 00:21:58,406
‏مي‌شنوي كه سربازا چي ميگن

336
00:21:59,943 --> 00:22:01,809
‏و درباره‌ي من چي ميگن؟

337
00:22:04,882 --> 00:22:07,950
‏ميگن جدا نشدني هستين

338
00:22:07,986 --> 00:22:10,920
‏مگين بيش از هر كسي
‏به تو اعتماد داره و بهت تكيه مي‌كنه

339
00:22:13,959 --> 00:22:16,093
‏بعضي وقتا حرفاي ديگه‌اي هم مي‌زنن

340
00:22:18,330 --> 00:22:21,732
‏مي‌دونستي افرادش همچين حرفايي مي‌زنن؟

341
00:22:21,767 --> 00:22:23,568
‏نه

342
00:22:23,604 --> 00:22:25,937
‏فعلاً فقط شايعه‌ست

343
00:22:25,973 --> 00:22:29,541
‏ولي دير يا زود، روش تاثير مي‌ذاره

344
00:22:29,576 --> 00:22:32,111
‏حمايتش كم كم از بين ميره

345
00:22:32,146 --> 00:22:35,715
‏نقشي كه در اينجا بايد ايفا بكنه رو پيچيده مي‌كنه

346
00:22:35,750 --> 00:22:37,617
‏بدون شك صندلي فرماندار

347
00:22:37,652 --> 00:22:39,585
‏به اندازه‌ي صندلي من بي‌رحمه

348
00:22:39,621 --> 00:22:42,756
‏به همون اندازه فداكاري مي‌طلبه

349
00:22:42,791 --> 00:22:46,594
‏و به همون اندازه
‏براي نزديك‌ترين افراد بهش خطر داره

350
00:22:46,630 --> 00:22:50,832
‏بايد اينو بدوني

351
00:22:50,867 --> 00:22:54,737
‏با هشدار دادن درباره‌ي
‏خطراتي كه وجود داره بهت توهين نمي‌كنم

352
00:22:54,772 --> 00:22:57,406
‏ولي بخاطر احترامي كه براي شراكت‌مون قائلم

353
00:22:57,441 --> 00:23:01,077
‏فكر كردم بهتر باشه بدوني چه حرفايي زده ميشه

354
00:23:01,112 --> 00:23:04,681
‏و همينطور اينكه بدوني
‏چقدر اون خطرات ممكنه نزديك باشن

355
00:24:04,017 --> 00:24:06,018
 ‏

356
00:25:20,370 --> 00:25:22,970
‏اگه حرفي نزني، مجبورم من حرف بزنم

357
00:25:31,149 --> 00:25:33,282
‏هشت تا از افرادم بيمار شدن

358
00:25:35,854 --> 00:25:38,756
‏يكي از انبارهاتون به خليج بيماران تبديل شده

359
00:25:42,228 --> 00:25:44,963
‏اگه با خودمون روراست مي‌بوديم
‏بايد انتظار اين مشكل رو مي‌داشتيم

360
00:25:46,700 --> 00:25:49,267
‏وقتي كه اولين موضوع مهم
‏"فتح كردن يه سرزمين بيگانه" باشه

361
00:25:49,303 --> 00:25:52,971
‏هميشه دومين موضوع مهم، رنج بردن از بيماري‌ايه
‏كه افراد محلي بهش مصون هستن

362
00:25:55,977 --> 00:25:58,144
‏اون هشت نفر آخرين افراد نيستن

363
00:25:59,981 --> 00:26:02,149
‏خيلي از افرادم مي‌ميرن

364
00:26:04,920 --> 00:26:07,454
‏هر مرد و زني كه دنبال من به اين جزيره اومده

365
00:26:07,489 --> 00:26:09,190
‏مستعد پذيرش اين بيماريه

366
00:26:11,995 --> 00:26:15,664
‏و در حاليكه اينجا دراز كشيدم، سه كلمه‌اي كه

367
00:26:15,699 --> 00:26:18,467
...‏بارها و بارها توي ذهنم مي‌شنوم اينه كه

368
00:26:20,004 --> 00:26:22,004
"‏"به جز اون

369
00:26:31,884 --> 00:26:33,885
‏تو يكي از اونايي

370
00:26:35,756 --> 00:26:38,723
‏چه بخوام اين حقيقت رو بپذيرم چه نخوام

371
00:26:38,759 --> 00:26:41,093
‏در روزهاي آينده با وقوع مرگ هر يك از افرادمون

372
00:26:41,128 --> 00:26:44,363
‏طبيعت اين حقيقت رو به يادم مياره

373
00:26:46,134 --> 00:26:48,134
‏فكر مي‌كني من برات يه خطر محسوب ميشم؟

374
00:26:51,874 --> 00:26:54,174
‏مي‌دونم كه با هر روز حضورم در اينجا

375
00:26:54,209 --> 00:26:57,111
‏مي‌تونم كم شدن ارتباطم با لندن رو احساس كنم

376
00:26:57,146 --> 00:27:00,214
‏فقط مي‌تونم تصور كنم كه ارتباط تو
‏با اينجا با همون سرعت در حال افزايشه

377
00:27:00,249 --> 00:27:02,350
‏و اينكه دير يا زود

378
00:27:02,385 --> 00:27:06,355
‏غريزه‌هايي كه منجر به افتادنت توي
‏اون سلولي كه من توش پيدات كردم برمي‌گرده

379
00:27:19,004 --> 00:27:22,406
‏يه بار ازم پرسيدي حرفايي كه
‏دشمنانم در موردم ميزنن حقيقت داره؟

380
00:27:24,244 --> 00:27:26,577
‏كه اگه به نفعم باشه
به همه خيانت مي‌كنم

381
00:27:26,612 --> 00:27:28,579
‏مهم نيست چقدر بهم نزديك باشن

382
00:27:32,953 --> 00:27:35,020
‏يه زماني اينجوري بود

383
00:27:38,459 --> 00:27:40,727
‏ولي ديگه دلم نمي‌خواد اونجوري باشم

384
00:27:43,698 --> 00:27:45,866
‏تصميم گرفتم تغيير كنم

385
00:27:48,136 --> 00:27:50,971
‏تصميم گرفتم حرفي كه مي‌زنم اعتبار داشته باشه

386
00:27:59,784 --> 00:28:01,583
...‏بهت قول ميدم

387
00:28:04,822 --> 00:28:07,490
‏تعهد من به تو ناگسستني خواهد بود

388
00:28:10,529 --> 00:28:14,464
‏نه به خاطر اينكه آزادي‌ام
‏به موفقيت تو بستگي داره

389
00:28:14,500 --> 00:28:16,601
‏نه به خاطر اينكه مي‌خوام
‏چيزي كه ازم گرفتن رو پس بگيرم

390
00:28:16,636 --> 00:28:19,670
‏نه به خاطر انتقام
از اونايي كه همه چيزمو گرفتن

391
00:28:22,342 --> 00:28:24,309
‏پس چرا ؟

392
00:29:01,219 --> 00:29:03,019
‏هيس

393
00:29:04,222 --> 00:29:06,190
‏مي‌خوان به اسپانيايي‌ها تحويلش بدن؟

394
00:29:06,225 --> 00:29:08,225
‏مكس به يه معاوضه اشاره كرد

395
00:29:08,261 --> 00:29:10,527
‏بين افراد فرماندار و ان باني

396
00:29:10,563 --> 00:29:12,564
‏به نظرم ان باني مي‌خواد

397
00:29:12,599 --> 00:29:16,101
 ‏سهمش از گنج اركا رو
‏در ازاي آزادي جك، تحويل بده

398
00:29:16,136 --> 00:29:18,438
...‏- ولي اون موقع
،‏- اون موقع كه ان بفهمه بهش دروغ گفتن

399
00:29:18,473 --> 00:29:21,107
‏ديگه خيلي دير شده كه كاري بكنه

400
00:29:21,142 --> 00:29:24,177
 ‏تو مي‌دونستي
‏ولي با اين وجود هيچكاري نكردي

401
00:29:24,212 --> 00:29:25,846
‏مي‌خواي چيكار كنم؟

402
00:29:25,881 --> 00:29:27,681
،‏حتي اگه مي‌تونستم به كسي بگم

403
00:29:27,716 --> 00:29:30,017
‏فكر كردي چه جوابي دارن؟

404
00:29:30,052 --> 00:29:32,954
"‏"جك رو تحويل بده وگرنه ناسو تو آتيش مي‌سوزه

405
00:29:32,989 --> 00:29:34,555
"‏"اينقدر مسئله بغرنجي نيست

406
00:29:35,993 --> 00:29:38,126
‏پس كمكم كن

407
00:29:38,161 --> 00:29:41,430
‏كمك كن بفهمم مبادله رو كجا انجام ميدن

408
00:29:41,466 --> 00:29:43,599
‏تا بتونم جلوش رو بگيرم

409
00:29:45,470 --> 00:29:46,735
‏مي‌خواي از دختراي مكس استفاده كني

410
00:29:46,770 --> 00:29:48,438
‏تا بفهمي عمليات فرماندار چيه

411
00:29:48,474 --> 00:29:50,573
‏بدون اينكه مكس بدونه؟

412
00:29:50,609 --> 00:29:54,045
‏سرگرد اندروز يكي از افراد نزديك به فرمانداره

413
00:29:54,080 --> 00:29:56,247
‏و چند هفته‌ست
‏كه هر روز به اينجا مياد

414
00:29:56,282 --> 00:30:00,685
 ‏تو راحت مي‌توني اطلاعات لازم رو
‏‏از كله‌ش بكشي بيرون

415
00:30:02,322 --> 00:30:05,625
‏وقتي عفو رو امضا كردي
‏گفتي مي‌خواي يه شروع تازه داشته باشي

416
00:30:05,660 --> 00:30:08,327
‏فرصت يه زندگي باثبات‌تر

417
00:30:08,362 --> 00:30:11,263
‏حالا يهويي آماده‌اي كه دوباره
‏خودتو فداي چارلز وين كني

418
00:30:11,298 --> 00:30:14,167
‏بر ضد اون فرماندار گور به گوري توطئه مي‌چيني

419
00:30:14,202 --> 00:30:16,802
‏اگه من اشتباه كنم
‏هيچكس لازم نيست بدونه

420
00:30:16,838 --> 00:30:18,772
‏كه اين كار رو انجام دادي

421
00:30:18,807 --> 00:30:20,574
‏و همه‌مون با خيال راحت‌تر مي‌خوابيم

422
00:30:20,609 --> 00:30:24,112
‏چون ميفهميم فرماندارمون
‏اون گوهي نيست كه مي‌ترسيم باشه

423
00:30:24,148 --> 00:30:26,281
‏ولي اگه راست بگم

424
00:30:26,316 --> 00:30:29,151
‏به ‏من و تو و خيلياي ديگه
در مورد چيزي دروغ گفتن

425
00:30:29,186 --> 00:30:32,755
‏كه هيچكس دوست نداره
‏راجع‌بهش دروغ بشنوه

426
00:30:32,790 --> 00:30:35,558
‏و اين تنها راهيه كه مي‌تونيم ازش مطمئن بشيم

427
00:31:20,010 --> 00:31:22,544
‏تو امي هستي

428
00:31:22,580 --> 00:31:24,179
‏تو مامور پدرمي

429
00:31:24,215 --> 00:31:27,317
‏اينجا مخفيانه باهاش همكاري مي‌كردي

430
00:31:27,352 --> 00:31:28,851
‏كه براي اردوگاهمون آذوغه بفرستي

431
00:31:29,887 --> 00:31:31,355
‏من مدي هستم

432
00:31:33,526 --> 00:31:36,426
‏پدرت كجاست؟

433
00:31:36,461 --> 00:31:38,496
...‏- هيچكس اونو نديده
‏- خوبه

434
00:31:43,203 --> 00:31:44,536
‏داره مي‌ميره

435
00:31:44,571 --> 00:31:47,039
‏خونه پيش ماست

436
00:31:49,076 --> 00:31:51,244
‏خيلي خيلي متاسفم

437
00:31:51,279 --> 00:31:53,012
‏ازت مي‌خواد به لطفي بكني

438
00:31:53,047 --> 00:31:55,516
‏خطرش كم نيست

439
00:31:55,551 --> 00:31:58,185
‏هرچي بخواد

440
00:31:58,220 --> 00:31:59,653
‏چيكار مي‌تونم بكنم؟

441
00:32:30,122 --> 00:32:33,258
‏فهميدم اينجا جاييه كه ترسوها ميان

442
00:32:33,294 --> 00:32:36,695
‏تا از يه پادشاه طلب بخشش كنن

443
00:32:38,031 --> 00:32:41,301
‏اسمتون رو بنويسين و امضا كنين
‏تا شبا راحت بخوابين

444
00:32:43,637 --> 00:32:46,239
‏و به اين فكر كنين كه
همه گناه‌هاتون ‏آمرزيده شدن

445
00:32:47,810 --> 00:32:50,511
‏ولي بعضي گناه‌ها رو

446
00:32:50,546 --> 00:32:52,980
‏حتي يه پادشاه هم نمي‌تونه پاك كنه

447
00:32:56,453 --> 00:32:59,487
‏شما

448
00:32:59,523 --> 00:33:01,456
‏همه‌تون

449
00:33:01,491 --> 00:33:06,028
‏همه كوني‌هاي فاسد اين جزيره

450
00:33:06,063 --> 00:33:08,030
‏به مردي خيانت كردين كه

451
00:33:08,065 --> 00:33:10,300
‏خيلي بيشتر از شاه جورج پير بخشنده‌ست

452
00:33:13,239 --> 00:33:15,339
‏من به عنوان دست راستش
‏به اينجا اومدم

453
00:33:18,644 --> 00:33:21,446
‏با ماموريت بخشش اينجا اومدم

454
00:33:21,481 --> 00:33:25,117
‏كه مسير بخشايش اون رو بهتون نشون بدم

455
00:33:29,423 --> 00:33:32,023
‏از طرف ناخدا فلينت اومدم

456
00:33:34,563 --> 00:33:37,196
‏ناخدا فلينت مُرده

457
00:33:39,335 --> 00:33:42,303
‏ديگه نه، نمرده

458
00:33:47,110 --> 00:33:48,542
‏زود برو

459
00:33:51,382 --> 00:33:53,215
‏انبار نزديكه

460
00:33:53,251 --> 00:33:56,018
‏مردمم منتقلش مي‌كنن به كشتي‌تون

461
00:33:56,053 --> 00:33:57,553
‏ممنون

462
00:34:02,627 --> 00:34:05,329
‏همه چي مرتبه؟

463
00:34:05,364 --> 00:34:08,599
‏اينجا ‏مال اون بود، مگه نه؟

464
00:34:08,634 --> 00:34:10,669
‏مال النور گاتري بود؟

465
00:34:10,704 --> 00:34:13,672
‏آره بود

466
00:34:13,707 --> 00:34:16,008
‏عجيبه

467
00:34:16,043 --> 00:34:17,343
‏قبلاً اينجا بودم

468
00:34:17,378 --> 00:34:21,546
‏هيچ خاطره‌اي ازش ندارم
‏ولي مي‌دونم قبلاً اينجا بودم

469
00:34:23,384 --> 00:34:27,287
‏آخرين باري كه النور گاتري رو ديدم
‏هر دو بچه بوديم

470
00:34:27,322 --> 00:34:28,355
‏همبازي بوديم

471
00:34:30,459 --> 00:34:34,229
‏حالا تو آينده‌اي كه روبرومونه
‏در دو طرف مخالف هستيم

472
00:34:34,264 --> 00:34:36,231
‏آينده‌اي كه خيلي خونين ميشه

473
00:34:39,101 --> 00:34:41,537
‏موضوع چيه؟

474
00:34:41,572 --> 00:34:43,739
‏چه اتفاقي قراره بيفته؟

475
00:34:51,182 --> 00:34:54,818
‏تمام اسامي اين دفتر
‏به مردايي تعلق داره

476
00:34:54,854 --> 00:34:58,155
‏كه اول عهد كردن
به ناخدا فلينت خدمت كنن

477
00:34:58,190 --> 00:35:03,061
‏كه از ناسو در مقابل پادشاه دفاع كنن

478
00:35:03,096 --> 00:35:05,630
‏همه اسامي اين دفتر به مردايي تعلق داره

479
00:35:05,666 --> 00:35:08,901
‏كه عهد رو شكستن و پشتشو خالي كردن

480
00:35:10,537 --> 00:35:12,104
‏اين دفتر

481
00:35:14,208 --> 00:35:16,141
‏ديگه به من تعلق داره

482
00:35:17,847 --> 00:35:21,081
‏ناخدا فلينت فردا به ناسو برمي‌گرده

483
00:35:22,485 --> 00:35:24,285
،‏هركس تو ساحل به استقبالمون بياد

484
00:35:24,320 --> 00:35:27,955
‏دوباره پذيرفته ميشه و به خدمه ملحق ميشه

485
00:35:27,991 --> 00:35:31,593
‏اسمش از اين دفتر پاك ميشه

486
00:35:31,628 --> 00:35:36,632
 ‏به خاطر گناه‌هانش بر ضد برادرانش
‏بخشيده ميشه

487
00:35:37,869 --> 00:35:40,669
‏ولي وقتي بادبان‌ها رو بكشيم

488
00:35:40,705 --> 00:35:44,207
‏اسمايي كه توي ليست باقي مونده رو نگه مي‌دارم

489
00:35:44,242 --> 00:35:48,012
‏اون آدما ديگه بخشيده نميشن

490
00:35:48,047 --> 00:35:51,181
‏و مطمئن باشين

491
00:35:51,217 --> 00:35:53,619
‏اون آدما دوباره ما رو مي‌بينن

492
00:35:57,090 --> 00:35:58,990
‏همين؟

493
00:36:05,667 --> 00:36:07,867
‏مطمئناً بايد چيز بيشتري باشه

494
00:36:09,704 --> 00:36:14,675
،‏مطمئناً اگه ناخدا فلينت واقعاً زنده بود

495
00:36:14,710 --> 00:36:18,547
 ‏وسط شب
‏‏به جاي فرستادن چند تا مرد

496
00:36:18,582 --> 00:36:21,583
‏به رهبري يه آدم چلاق

497
00:36:21,618 --> 00:36:25,488
‏كه پيام تهديد آميزش رو به همه بدن

498
00:36:25,523 --> 00:36:28,491
‏پيامي كه چي ميگه؟

499
00:36:30,228 --> 00:36:32,896
"‏"از اسمم بترسين

500
00:36:36,902 --> 00:36:39,403
‏آدماي راضي، حافظه ضعيفي دارن

501
00:36:39,439 --> 00:36:42,240
‏و دلايل كمي دارن كه از تاريكي بترسن

502
00:36:42,276 --> 00:36:46,578
‏اسم ناخدا فلينت تقريباً فراموش شده

503
00:36:46,613 --> 00:36:48,414
‏درست مثل تو

504
00:36:50,451 --> 00:36:54,521
 ‏انقدر ازت مي‌دونم

505
00:36:54,556 --> 00:36:57,557
‏كه يادمه انقدر بي ارزش بودي
‏كه هيچ توجهي بهت نمي‌كرديم

506
00:37:01,063 --> 00:37:06,200
‏و الان به عنوان يه بي اصل و نسب عوضي

507
00:37:06,235 --> 00:37:07,869
‏انتظار داري چي عوض بشه؟

508
00:37:55,724 --> 00:37:57,491
...‏يا ‏فردا بهمون ملحق ميشين

509
00:37:59,195 --> 00:38:01,496
 ‏يا تا آخر عمر

510
00:38:01,532 --> 00:38:03,565
‏بايد از سايه خودتون بترسين

511
00:38:06,135 --> 00:38:08,704
‏اسم من جان سيلوره

512
00:38:08,739 --> 00:38:11,607
‏و حافظه خيلي قوي‌اي دارم

513
00:38:23,689 --> 00:38:25,622
!‏نگهبان‌ها رو خبر كنين

514
00:38:36,937 --> 00:38:38,838
‏چي شده؟

515
00:38:38,873 --> 00:38:40,807
‏خوبم

516
00:38:40,842 --> 00:38:42,374
‏بريم

517
00:38:55,057 --> 00:38:56,691
‏آروم

518
00:39:06,871 --> 00:39:07,937
‏بيارش پايين

519
00:39:07,972 --> 00:39:10,340
‏بعد جان اينجوري سرش رو تركوند

520
00:39:10,375 --> 00:39:12,042
 ‏

521
00:39:16,082 --> 00:39:17,581
‏تو هم اونجا بودي؟

522
00:39:28,630 --> 00:39:30,929
‏كجاست؟

523
00:39:39,609 --> 00:39:42,176
‏حالت خوبه؟

524
00:39:43,412 --> 00:39:46,715
 ‏وقتي بهش ضربه مي‌زدم
‏پامو حس نمي‌كردم

525
00:39:46,750 --> 00:39:49,617
‏وقتي داشتيم فرار مي‌كرديم هم حسش نمي‌كرديم

526
00:39:50,620 --> 00:39:54,256
‏ولي ‏الان حسش مي‌كنم

527
00:39:54,292 --> 00:39:56,859
‏در مورد پات حرف نمي‌زدم

528
00:39:58,664 --> 00:40:00,197
‏يه لحظه تنهامون بذار

529
00:40:15,048 --> 00:40:16,782
‏حق داشتي

530
00:40:18,419 --> 00:40:21,320
‏در مورد هزينه‌اي كه داشت

531
00:40:21,355 --> 00:40:23,623
‏نقشي كه بايد ايفا مي‌كردم

532
00:40:25,527 --> 00:40:28,362
‏از دست دادن ميراندا

533
00:40:28,397 --> 00:40:33,667
‏چيزايي كه با از دست دادن ميراندا
‏به سمتشون كشيده شدم

534
00:40:35,004 --> 00:40:37,672
‏پس مي‌دونم الان چه احساسي داري

535
00:40:41,579 --> 00:40:46,048
‏تاثيراتي كه روت داشته رو ديدم

536
00:40:46,083 --> 00:40:51,788
‏چيزي كه فهميدم، غم و اندوه و تنهايي بود

537
00:40:53,325 --> 00:40:56,961
‏و بدتر از همه وحشت از چيزي
‏كه داشتي بهش تبديل ميشدي

538
00:40:58,698 --> 00:41:03,934
‏اين سفر به عمق تاريكي
يه چيزي رو باخودش داره

539
00:41:05,573 --> 00:41:08,274
‏كه الان تازه دارم دركش مي‌كنم

540
00:41:10,110 --> 00:41:11,944
‏چي؟

541
00:41:14,015 --> 00:41:15,982
‏اين كه شرور بودن
چه حس خوبي به آدم ميده

542
00:41:33,771 --> 00:41:36,106
‏حالت خوبه؟

543
00:41:36,141 --> 00:41:38,174
‏اينجا نبودم

544
00:41:38,209 --> 00:41:40,176
‏كي اين كارو كرده؟

545
00:41:40,211 --> 00:41:43,180
‏ميگن جان سيلور بوده

546
00:41:43,215 --> 00:41:45,949
‏ميگن از طرف ناخدا فلينت حرف مي‌زده

547
00:41:45,984 --> 00:41:48,787
‏كسي اونو زنده ديده؟

548
00:41:48,822 --> 00:41:51,356
‏هيچكس فلينت رو نديده

549
00:41:51,391 --> 00:41:55,227
‏فقط آدماش بودن
‏از جمله يه نفر كه ادعا كرده جان سيلوره

550
00:41:55,262 --> 00:41:56,695
‏خودش بوده؟

551
00:41:56,730 --> 00:41:59,765
‏اونايي كه اينجا بودن به حد كافي نميشناختنش
‏كه از هويتش مطمئن باشن

552
00:41:59,801 --> 00:42:02,368
‏به جز آقاي دوفرين

553
00:42:03,638 --> 00:42:05,772
‏ولي فكر كنم همونقدر كه هويتش نامشخصه

554
00:42:05,808 --> 00:42:09,409
‏پيغامي كه فرستادن واضح و مشخصه

555
00:42:09,445 --> 00:42:12,213
‏ادعا كردن فلينت فردا برمي‌گرده

556
00:42:12,248 --> 00:42:14,915
‏از شرق خليج، تا نيرو استخدام كنه

557
00:42:14,951 --> 00:42:18,320
،‏خب اگه فلينت زنده باشه

558
00:42:18,356 --> 00:42:19,921
،‏اگه به اون ساحل برسه

559
00:42:19,957 --> 00:42:23,058
‏نمي‌تونم بذارم 200 نفر آدم
‏از اونجا بهش ملحق بشن

560
00:42:23,093 --> 00:42:25,428
‏حتي 10 نفر هم نبايد بهش ملحق بشن

561
00:42:25,464 --> 00:42:27,330
‏تصوير اينكه كسي اينجا رو ترك كرده
‏تا به اون ملحق بشه

562
00:42:27,365 --> 00:42:29,232
‏شهر رو به هم مي‌ريزه

563
00:42:29,267 --> 00:42:32,635
...‏- من چند نفر رو توي ساحل مي‌ذارم
‏- نه نه نه

564
00:42:32,671 --> 00:42:33,737
‏خودم شخصاً ميرم اونجا

565
00:42:33,772 --> 00:42:36,975
‏و اگه فلينت پيداش نشد؟

566
00:42:37,010 --> 00:42:39,077
‏اين يعني چي؟

567
00:42:39,112 --> 00:42:40,578
‏يعني من خيلي ضعيفم
‏و از يه روح مي‌ترسم

568
00:42:40,613 --> 00:42:42,181
‏نه ترجيح مي‌دم هيچكس اونجا نره

569
00:42:42,216 --> 00:42:44,483
‏چون خودشون نمي‌‌خوان اونجا باشن

570
00:42:44,518 --> 00:42:45,984
‏مي‌توني كاري كني اين اتفاق بيفته؟

571
00:42:48,054 --> 00:42:49,622
‏بله

572
00:42:57,733 --> 00:42:59,099
‏شايد مكس بتونه مانع چند نفرشون بشه

573
00:42:59,134 --> 00:43:02,370
‏ولي نمي‌تونه جلوي همه‌شون رو بگيره
‏كه اونجا نرن

574
00:43:02,405 --> 00:43:06,007
‏نه فكر نمي‌كنم بتونه

575
00:43:06,042 --> 00:43:08,676
‏ولي شايد يه راهي باشه كه بتوني
‏جلوي همه‌شون رو بگيري

576
00:43:10,214 --> 00:43:13,549
‏بدون اينكه اينطور نشون بدي
‏كه مي‌خواي جلوي چيزي رو بگيري

577
00:43:20,859 --> 00:43:24,394
 ‏شما همه‌تون تو جمع‌آوري اطلاعات
،‏حسابي مهارت دارين

578
00:43:24,430 --> 00:43:28,866
‏ولي چرخ روزگار باعث شده ايندفعه
‏در مسير عكس عمل كنين

579
00:43:28,902 --> 00:43:32,003
‏به جاي اينكه با ناز و نوازش
،‏اطلاعات رو از مغز مردا در بيارين

580
00:43:32,039 --> 00:43:35,506
 ‏در عوض بايد اطلاعات رو
‏وارد كله‌شون كنين

581
00:43:37,778 --> 00:43:40,512
‏اگه فردا 100 نفر توي ساحل جمع بشن

582
00:43:40,548 --> 00:43:43,015
،‏و بخوان به خدمه ناخدا فلينت ملحق بشن

583
00:43:43,052 --> 00:43:45,552
‏مشكل بزرگي براي فرماندار درست ميشه

584
00:43:45,587 --> 00:43:48,188
‏و مشكل بزرگي براي من درست ميشه

585
00:43:48,223 --> 00:43:52,392
‏امشب به هر كسي كه مياد ‏بايد بگين

586
00:43:52,428 --> 00:43:54,695
‏كار ناخدا فلينت چقدر زشت و رقت‌انگيزه

587
00:43:54,730 --> 00:43:57,065
‏كه به نظرتون چقدر ناپسنده

588
00:43:57,100 --> 00:44:01,035
‏اگه مردي كه بهش فرصت خوشبخت شدن
،‏با صلح توي ناسو داده شده

589
00:44:01,071 --> 00:44:04,106
‏بخواد به اين فكر كنه كه

590
00:44:04,141 --> 00:44:06,675
‏دوباره خطر و محروميت از آزادي رو به جون بخره

591
00:44:06,710 --> 00:44:10,246
،‏اگه سوالي در مورد نحوه انجام كارتون دارين

592
00:44:10,282 --> 00:44:12,449
‏يه خانم جديد تعيين كردم

593
00:44:12,484 --> 00:44:16,053
‏كه بيشتر از بقيه مي‌تونه راهنماييتون كنه

594
00:44:16,089 --> 00:44:19,858
‏عصر بخير دخترا

595
00:44:19,893 --> 00:44:22,259
‏خوشحالم كه به خونه‌ام برگشتم

596
00:44:22,295 --> 00:44:24,662
‏خب، ميشه برگرديم سر كارمون؟

597
00:44:25,800 --> 00:44:27,700
‏در رو باز كن

598
00:44:30,004 --> 00:44:31,938
‏كي ميخواد خوش بگذرونه؟

599
00:44:34,810 --> 00:44:38,245
‏ممنون عزيزم. كه بهم اعتماد كردي

600
00:44:38,280 --> 00:44:40,614
 ‏توي موضوعي كه اينقدر
‏براي سعادت ناسو مهمه

601
00:44:40,649 --> 00:44:43,017
‏بهت اعتماد كردم؟

602
00:44:43,052 --> 00:44:44,952
‏حق داري

603
00:44:44,988 --> 00:44:48,089
‏شايد نبايد در مورد خودمون حرفي بزنيم

604
00:44:48,125 --> 00:44:53,396
 ‏ولي به هرحال، مطمئن ميشم
‏خبرها درست بين همه پخش بشه

605
00:44:53,431 --> 00:44:54,763
‏خوبه

606
00:44:56,367 --> 00:45:00,703
‏اگه اجازه باشه خانم
‏به نظر مشكلي براتون پيش اومده

607
00:45:02,173 --> 00:45:05,108
‏يادمه مي‌ديدم خانوم گاتري هم
‏اين تجربه رو از سر مي‌گذروند

608
00:45:05,144 --> 00:45:09,581
‏چه تجربه‌اي؟

609
00:45:09,616 --> 00:45:13,584
‏ياد مي‌گرفت سنگيني قدرتش رو
‏روي شونه‌هاش تحمل كنه

610
00:45:13,619 --> 00:45:17,122
‏و شرايط سخت و تنهايي‌اي
‏كه براش به ارمغان آورده بود

611
00:45:18,825 --> 00:45:21,561
‏مي‌خواي بدوني اون موقع
چه نصيحتي بهش كردم؟

612
00:45:23,998 --> 00:45:28,702
 ‏تو اين شغل، هركس كه
‏به نيازهات توجه كنه

613
00:45:28,737 --> 00:45:32,941
‏در عوض چيز خيلي بيشتري ازت مي‌خواد

614
00:45:32,976 --> 00:45:35,777
،‏ولي اگه نيازهاشونو برآوره نكني

615
00:45:35,812 --> 00:45:38,079
‏ديگه هيچوقت اون تجربه رو كسب نميكني

616
00:45:39,650 --> 00:45:42,184
...‏بهتره مطمئن بشي

617
00:45:42,219 --> 00:45:46,055
‏كسي كه انتخاب مي‌كني

618
00:45:46,091 --> 00:45:49,592
‏تنها چيزي كه بهش بدهكاري، پول باشه

619
00:45:52,531 --> 00:45:53,663
‏جورجيا؟

620
00:46:20,962 --> 00:46:23,764
‏40 تا بشكه پودر
‏20 تا جعبه ساچمه

621
00:46:23,799 --> 00:46:27,001
‏و چهار جين تفنگ فيتيله‌اي

622
00:46:27,036 --> 00:46:29,271
‏دوستان پدرم گفتن اينا بيشترين مقداري بود

623
00:46:29,306 --> 00:46:31,440
‏كه بدون جلب توجه تونستن جمع كنن

624
00:46:31,475 --> 00:46:32,774
‏كافيه؟

625
00:46:32,809 --> 00:46:35,745
،‏خب بيشتر از مقداريه كه ديروز داشتيم

626
00:46:35,780 --> 00:46:38,514
‏پس از جهاتي جلومون ميندازه

627
00:46:38,549 --> 00:46:39,882
‏ناخدا؟

628
00:46:49,462 --> 00:46:52,964
‏هنوز آدم زيادي توي ساحل نمي‌بينم

629
00:46:52,999 --> 00:46:56,434
.‏حداقل هيچ نيروي نظامي منتظرمون نيست
‏خودش يه شروع خوبه

630
00:46:56,470 --> 00:46:59,639
‏تا وقتي ما رو نبينن، سربازاشون رو نشون نميدن

631
00:46:59,674 --> 00:47:03,276
‏دو يا سه ساعت ديگه
‏ميرسن اونجا و ميتونيم ببينيمشون

632
00:47:05,981 --> 00:47:07,914
‏به سمت ساحل حركت كن

633
00:47:07,949 --> 00:47:09,949
‏راه زيادي نمونده

634
00:47:09,985 --> 00:47:14,288
‏اميدوارم چارلز طبق برنامه
‏ما رو محل قرار ملاقات كنه

635
00:47:14,323 --> 00:47:15,956
‏به سرعت هرچه تمامتر

636
00:47:15,992 --> 00:47:18,226
‏هركسي اومده باشه رو مياريم روي عرشه
و ميزنيم به چاك

637
00:47:19,629 --> 00:47:21,362
‏اين ديگه يعني چي؟

638
00:47:28,339 --> 00:47:29,971
‏اون فرمانداره؟

639
00:47:35,647 --> 00:47:36,979
‏چيه؟

640
00:47:39,451 --> 00:47:41,485
‏اگه آدما رو با زور تفنگ از ساحل دور نگه داره

641
00:47:41,521 --> 00:47:44,355
‏فقط باعث ميشه بيشتر كنجكاو بشن

642
00:47:44,390 --> 00:47:46,523
‏ولي اينطوري هركسي بهمون ملحق بشه

643
00:47:46,558 --> 00:47:49,794
‏بايد كنار خودش منتظر ما بمونه
‏و زير سنگيني نگاه و قضاوتش باشه

644
00:47:49,830 --> 00:47:52,130
‏اينجوري همه رو با كمك شرم و خجالتشون
‏از ساحل دور نگه داشته

645
00:47:53,835 --> 00:47:55,667
‏پس چيكار كنيم؟

646
00:48:36,349 --> 00:48:40,017
‏لرد توماس هميلتون

647
00:48:40,052 --> 00:48:43,422
‏من نميشناختمش
‏ولي فهميدم كه شما ميشناختيش

648
00:48:43,457 --> 00:48:46,024
‏دوشيزه گاتري بهم گفته كه
شما اولين نفر بودين

649
00:48:46,059 --> 00:48:49,496
‏كه با لرد هميلتون و پيتر اش تلاش كردين
‏يه عفو عمومي براي ناسو بگيرين

650
00:48:51,400 --> 00:48:54,567
‏مثل بيشتر چيزايي كه
‏براي اولين بار كسي خواسته انجامش بده

651
00:48:54,603 --> 00:48:57,271
‏با بيشترين تلفات مواجه شده

652
00:48:57,306 --> 00:48:58,371
‏ولي با ديدن اين پيروزي ميشه فهميد كه

653
00:48:58,407 --> 00:49:02,443
‏اونا كسايي بودن كه قرباني شدنشون
‏باعث شدن اين هدف ممكن بشه

654
00:49:02,478 --> 00:49:07,249
‏بدون تلاش‌هاي لرد هميلتون
‏و تلاش‌هاي شما

655
00:49:07,285 --> 00:49:09,451
‏ممكن بود نتونم توي تلاشم موفق بشم

656
00:49:09,486 --> 00:49:12,789
‏و بالاخره عفو رو اجرا كنم

657
00:49:12,824 --> 00:49:15,458
‏تمام كارايي كه اينجا كردم

658
00:49:15,493 --> 00:49:19,262
‏به پايان رسوندن چيزيه كه شما شروع كردين

659
00:49:19,298 --> 00:49:22,766
 ‏من الان چيزي‌ام كه
‏اون‌موقع شما بودي

660
00:49:22,802 --> 00:49:26,603
‏و بدون شما، من هم وجود نداشتم

661
00:49:28,942 --> 00:49:30,607
‏حرفاي هوشمندانه‌اي بود

662
00:49:32,179 --> 00:49:34,546
‏ممنون

663
00:49:34,581 --> 00:49:36,148
‏پس اينطوره

664
00:49:36,183 --> 00:49:39,719
‏ما آدماي منطقي‌اي هستيم
‏هر دو يه چيز مي‌خوايم

665
00:49:39,754 --> 00:49:43,056
‏به من پيشنهاد عفو مي‌كني
‏منم قبول مي‌كنم و همه چي تموم ميشه؟

666
00:49:43,091 --> 00:49:44,758
‏شايد

667
00:49:46,428 --> 00:49:49,230
‏پيشنهاد عفو روي ميزه

668
00:49:49,265 --> 00:49:51,298
‏هيچكس اعدام نميشه

669
00:49:51,334 --> 00:49:53,801
‏يا حتي مورد آزمايش قرار نمي‌گيره

670
00:49:53,837 --> 00:49:57,473
‏همه چي بخشيده ميشه
‏همونطور كه خودت مي‌خواستي

671
00:49:57,508 --> 00:50:00,108
‏همونطور كه توماس هميلتون مي‌خواست

672
00:50:02,813 --> 00:50:04,180
‏پس چيه كه من پيشنهادش ندادم و

673
00:50:04,215 --> 00:50:06,082
‏داري به خاطرش مي‌جنگي؟

674
00:50:07,953 --> 00:50:12,756
‏توماس هميلتون براي عفو جنگيد

675
00:50:12,791 --> 00:50:14,392
‏تا به هدف ديگه‌اي هم برسه

676
00:50:15,828 --> 00:50:17,895
‏تا باعث تغيير در سياست انگليس بشه

677
00:50:20,233 --> 00:50:23,034
‏و به اين خاطر كشته شد

678
00:50:23,069 --> 00:50:27,840
‏من و همسرش به چارلز تاون رفتيم
،‏تا در مورد شرايط عفو صحبت كنيم

679
00:50:27,876 --> 00:50:32,512
‏تا با انگليس صلح كنيم
‏ولي همسرشم كشتن

680
00:50:36,018 --> 00:50:38,119
‏انگليس خود واقعيش رو بهم نشون داد

681
00:50:39,655 --> 00:50:42,823
‏پليد و مرموز

682
00:50:44,261 --> 00:50:49,864
‏و كينه‌توز، نسبت كه هركسي كه
‏زير پرچم انگليس خوشبختي رو پيدا كنه

683
00:50:50,902 --> 00:50:53,869
‏من ديگه هيچي از انگليس نمي‌خوام

684
00:50:53,905 --> 00:50:57,373
‏به جز اينكه گورشو از جزيره‌ام گم كنه

685
00:50:57,409 --> 00:50:59,709
‏اينجا اول مال انگليس بوده

686
00:51:02,047 --> 00:51:04,148
‏تصور نمي‌كنم بخواد به راحتي از دستش بده

687
00:51:04,183 --> 00:51:06,317
‏منم تصور نمي‌كنم

688
00:51:06,352 --> 00:51:07,584
‏كه اينطور

689
00:51:07,619 --> 00:51:09,554
‏پس ديگه حرفي نمي‌مونه

690
00:51:09,589 --> 00:51:10,989
‏ديگه حرفي نمي‌مونه

691
00:51:13,293 --> 00:51:15,394
‏براي افرادت مي‌خواي چه داستاني بگي كه

692
00:51:15,430 --> 00:51:18,530
‏منو تبديل به شروري كنه كه ارزش داشته باشه
‏جونشون رو به خاطر فدا كنن؟

693
00:51:18,566 --> 00:51:21,000
‏من با اينجور داستان‌ها زندگي كردم

694
00:51:21,035 --> 00:51:24,504
‏مطمئناً يه فكري واسه‌ش مي‌كنم

695
00:51:24,539 --> 00:51:26,673
‏مطمئنم مي‌كني

696
00:51:30,112 --> 00:51:33,047
‏پس بذار در مورد يه چيز
‏خيلي واضح و رك صحبت كنيم

697
00:51:33,083 --> 00:51:36,885
‏من در مورد صلح و آشتي
‏كاملاً منطقي هستم

698
00:51:38,888 --> 00:51:42,458
‏ولي اگه اصرار داشته باشي
،‏من رو دشمن اصلي خودت بدوني

699
00:51:42,493 --> 00:51:45,095
‏نقشم رو خوب بازي مي‌كنم

700
00:51:45,130 --> 00:51:48,064
‏پس اينطور درنظر مي‌گيريم كه
‏از اين لحظه به بعد

701
00:51:48,100 --> 00:51:51,235
‏ديگه خبري از عفو بي‌قيد و شرط نيست

702
00:51:51,270 --> 00:51:53,437
‏از الان به بعد

703
00:51:53,473 --> 00:51:57,642
‏هركسي در اعمال مرتبط با
‏دزدي دريايي مشاركت كنه

704
00:51:57,677 --> 00:51:59,544
،‏به عنوان يكي از افراد تو در نظر گرفته ميشه

705
00:51:59,579 --> 00:52:02,714
‏به عنوان دشمن مملكت

706
00:52:02,749 --> 00:52:07,753
‏من دنبالش ميرم، دستگيرش مي‌كنم
‏و اعدامش مي‌كنم

707
00:52:10,191 --> 00:52:15,128
‏و چون مي‌دونم چه احساسي
‏در مورد اين موضوع داري

708
00:52:15,163 --> 00:52:20,067
‏بگم كه ‏من آدمي نيستم كه
از ترس تو ‏‏كمر خم كنم

709
00:52:23,706 --> 00:52:25,706
‏مي‌دوني كجا پيدام كني

710
00:52:55,476 --> 00:53:00,145
‏فكر كن ايدل بتونه محل قرار رو بفهمه

711
00:53:00,181 --> 00:53:02,815
‏فكر كن قبل از اونا تونستي به ان برسي

712
00:53:04,987 --> 00:53:07,621
‏چي مي‌خواي بهش بگي؟

713
00:53:07,656 --> 00:53:09,122
‏منظورت چيه؟

714
00:53:09,157 --> 00:53:11,325
‏اگه معامله رو لغو كنه

715
00:53:11,360 --> 00:53:14,729
‏چيزي نيست كه بخواي اينجوري جزيره رو ترك كني

716
00:53:14,764 --> 00:53:16,798
‏كه جك رو به حال خودش رها كني

717
00:53:16,833 --> 00:53:20,368
‏- البته كه نه
‏- پول آزادي جك رو هم نمي‌توني تامين كني

718
00:53:20,404 --> 00:53:23,072
،‏اگه بخوان اين كارو بكنن

719
00:53:23,108 --> 00:53:25,241
‏از اولش هم نبايد خودمونو قاطي كنيم

720
00:53:35,454 --> 00:53:37,855
‏فهميدي معامله كجا انجام ميشه؟

721
00:54:00,082 --> 00:54:01,982
‏وايسا حيوون

722
00:54:10,393 --> 00:54:12,628
‏جك اونجاست؟

723
00:54:12,664 --> 00:54:15,564
‏اول بايد صندوقچه رو ببينيم

724
00:54:15,599 --> 00:54:17,466
‏بكش كنار بذار يه نگاه بندازيم

725
00:54:17,501 --> 00:54:20,637
‏- بعد مي‌ذاريم بره
‏- گوه نخور

726
00:54:20,673 --> 00:54:22,072
‏مي‌خوام ببينمش

727
00:54:22,107 --> 00:54:25,609
.‏اول ما بايد صندوقچه رو ببينيم
‏دستورمون اينه

728
00:54:38,125 --> 00:54:39,658
‏يه لحظه صبر كن

729
00:54:39,694 --> 00:54:41,727
‏دارين چه غلطي مي‌كنين؟

730
00:54:50,472 --> 00:54:52,907
‏اونو نياوردين مگه نه؟

731
00:54:52,942 --> 00:54:54,710
!‏هي

732
00:55:09,728 --> 00:55:11,661
 ‏

733
00:55:11,697 --> 00:55:14,732
 ‏

734
00:55:16,202 --> 00:55:17,634
 ‏

735
00:55:41,430 --> 00:55:44,098
‏بهتر حق با تو بوده باشه

736
00:55:50,107 --> 00:55:52,674
‏چرا اون صندوقچه لعنتي رو تحويل دادي؟

737
00:55:52,709 --> 00:55:54,209
‏چون بايد اين كارو مي‌كرديم

738
00:55:54,245 --> 00:55:57,413
‏الان برتري با ماست

739
00:55:57,448 --> 00:55:59,515
‏هيچ وقتي نداشتيم

740
00:55:59,550 --> 00:56:01,418
‏و راهي نبود كه از آزادي جك
‏مطمئن باشيم

741
00:56:01,453 --> 00:56:05,822
 ‏ولي ‏اينطوري فرماندار
‏هرچي كه مي‌خواد رو داره

742
00:56:05,857 --> 00:56:08,859
‏و دليلي نداره كه به چيزي مشكوك بشه

743
00:56:08,895 --> 00:56:11,061
‏ميذاريم طبق نقشه‌ش پيش بره

744
00:56:11,097 --> 00:56:14,199
‏نقشه‌اي كه فكر مي‌كني مي‌تونيم نقش بر آب كنيم؟

745
00:56:14,234 --> 00:56:17,703
 ‏جك و جواهرات رو
‏مخفيانه با يه كاروان منتقل مي‌كنن

746
00:56:17,738 --> 00:56:22,374
 ‏به يه كشتي كه يه جايي
‏تو خليج جنوبي منتظرشونه

747
00:56:22,410 --> 00:56:24,677
‏اگه بتونيم اون كاروان رو بزنيم

748
00:56:24,712 --> 00:56:27,915
 ‏مي‌تونيم هم پول رو
‏براي شروع جنگ به دست بياريم

749
00:56:27,950 --> 00:56:29,883
‏هم شريكي كه كنارمون بجنگه

750
00:56:31,788 --> 00:56:34,789
‏يا جك و جواهرات رو با هم به دست مياريم

751
00:56:34,824 --> 00:56:36,590
‏يا هيچكدوم

752
00:56:38,592 --> 00:56:43,592
ترجمه از مـهـرداد و ايـليـا
EILIA & Mehrdadss

753
00:56:43,593 --> 00:56:48,594
ارائه‌اي از تيم ترجمه ايران‌فيلم
IranFilm.net

754
00:56:48,618 --> 00:56:52,618
: هماهنگ  شده با نسخه ي بلوري 
www.IranFilm.Net

