﻿1
00:00:01,067 --> 00:00:02,796
اسم من مايكل وستن است.

2
00:00:02,869 --> 00:00:05,531
من جاسوس بودم تا اينكه

3
00:00:05,605 --> 00:00:08,096
- ما يك اخطار سوختگي در مورد شما دريافت كرديم. شما در ليست سياه قرار گرفته ايد.

4
00:00:08,174 --> 00:00:10,574
وقتي سوختي، چيزي نداري...

5
00:00:10,643 --> 00:00:13,203
بدون پول نقد، بدون اعتبار، بدون سابقه شغلي.

6
00:00:13,279 --> 00:00:16,407
- تو هر شهري كه تصميم بگيرن تو رو بندازن گير كردي - من كجام؟

7
00:00:16,483 --> 00:00:18,110
ميامي

8
00:00:18,184 --> 00:00:20,812
شما هر كاري از دستتان بر مي آيد را انجام مي دهيد.

9
00:00:20,887 --> 00:00:23,879
شما به هر كسي كه هنوز با شما صحبت مي كند تكيه مي كنيد-

10
00:00:23,957 --> 00:00:26,482
- يك دوست دختر سابق خوشحال - آيا بايد به آنها شليك كنيم؟

11
00:00:26,559 --> 00:00:29,392
يك دوست قديمي كه شما را به FBI اطلاع مي دهد

12
00:00:29,462 --> 00:00:31,760
شما جاسوس ها را مي شناسيد. دسته دختر كوچولوي عوضي.

13
00:00:31,831 --> 00:00:34,163
-خانواده هم--هي بازم مامانت؟

14
00:00:34,234 --> 00:00:36,395
-اگه نااميد هستي - كسي به كمك شما نياز دارد، مايكل.

15
00:00:36,469 --> 00:00:38,801
خط آخر: تا زماني كه بفهمي چه كسي تو را سوزانده است...

16
00:00:40,974 --> 00:00:42,965
تو هيچ جا نميري

17
00:00:56,656 --> 00:00:59,853
واي مايك، آسان.

18
00:00:59,926 --> 00:01:02,190
- مي داني كه تو را مي كشد. - آره، نه شوخي.

19
00:01:02,262 --> 00:01:04,321
نه، سطل چربي ترانس كه به آنجا رسيديد.

20
00:01:04,397 --> 00:01:07,764
ورونيكا با شما تماس گرفت؟ چون اگر شما در مورد كل كلسترول طرف او را بگيريد...

21
00:01:07,834 --> 00:01:10,200
اين يك فشار جدي بر دوستي ما خواهد گذاشت.

22
00:01:10,270 --> 00:01:12,761
- نه، تو مي توني در آرامش پرخوري كني، سام. -آره خب ممنون

23
00:01:12,839 --> 00:01:16,468
اما اين تنها دليل حضور من در اينجا نيست. پيشنهاد كاري گرفتم

24
00:01:19,479 --> 00:01:22,812
اوه، ما مي رويم. پيت - يكي از دوستان من از تيم هاي SEAL -

25
00:01:22,882 --> 00:01:24,816
او خانمي دارد كه مشكلاتي دارد.

26
00:01:24,884 --> 00:01:27,910
او او را صدا زد، زيرا او در نيروهاي ويژه است. اما او اين فشار خون را دارد ...

27
00:01:27,987 --> 00:01:29,921
پس با من تماس گرفت

28
00:01:29,989 --> 00:01:32,219
- چه مي گوييد؟ - بشقاب من كمي پر است، سام.

29
00:01:32,292 --> 00:01:34,317
منظورت از كل اين موضوع فيليپ كوان چيست؟

30
00:01:34,394 --> 00:01:36,828
مايك، تو دراز و نشست مسلحانه انجام مي دهي. من نگران تو هستم.

31
00:01:36,896 --> 00:01:39,922
- فكر كردم اين ممكن است ذهن شما را از بين ببرد. - كوان من را سوزاند.

32
00:01:39,999 --> 00:01:43,127
كوان كسي را فرستاد تا مرا بكشد. حالا او از شبكه خارج شد.

33
00:01:43,203 --> 00:01:45,797
- من نياز دارم كه ذهنم روي اين موضوع متمركز باشد. - خيلي خوب. به اندازه كافي منصفانه

34
00:01:45,872 --> 00:01:49,205
- اشكالي داري كه با اين بدوم؟ پولش بد نيست - نه. خودت را ناك اوت كن.

35
00:01:49,275 --> 00:01:51,209
خيلي خوب.

36
00:01:59,452 --> 00:02:01,579
آن چيست؟

37
00:02:01,654 --> 00:02:04,248
- خب، به نظر مي رسد كه رفيق شما كوان بالاخره با شما تماس گرفت.

38
00:02:04,324 --> 00:02:06,258
ميخواي من بيام پشتت؟

39
00:02:06,326 --> 00:02:09,523
- مطمئن. سطل چربي خود را بياوريد - مرغم را هم مي آورم.

40
00:02:09,596 --> 00:02:11,530
اوه، آره

41
00:02:23,810 --> 00:02:26,438
- آره سام - خب، ساعت جادوگري است.

42
00:02:26,513 --> 00:02:30,210
- به نظر مي رسد دوست شما نشان داده نشده است. - او فقط ظاهر نمي شود.

43
00:02:30,283 --> 00:02:32,342
- داره نگاه ميكنه - تو فكر مي كني؟

44
00:02:33,653 --> 00:02:36,019
به نظر شما او كجا خواهد بود؟

45
00:02:36,089 --> 00:02:39,024
من مي دانم كجا خواهم بود.

46
00:03:35,148 --> 00:03:37,639
- فكر مي كني او چه مي خواهد، مايك؟ - فكر كن او مي خواهد ملاقات كند.

47
00:03:37,717 --> 00:03:39,742
- پس چرا فقط ملاقات نمي كنيم؟ - او به من اعتماد ندارد.

48
00:03:39,819 --> 00:03:41,980
به اندازه كافي منصفانه من به او اعتماد ندارم

49
00:03:42,055 --> 00:03:45,183
اولين قدم در برخورد با يك عمليات مخفي ...

50
00:03:45,258 --> 00:03:48,250
در حال ايجاد راهي براي برقراري ارتباط خصوصي است، يك كد.

51
00:03:48,328 --> 00:03:51,422
مي تواند يك رمز رمزگذاري شده با كليد باشد. اما، واقعا...

52
00:03:51,497 --> 00:03:53,795
تنها چيزي كه نياز داريد پايه اي از دانش است كه به اشتراك بگذاريد.

53
00:03:53,866 --> 00:03:57,131
او كل حرفه من را مي داند - تا حدودي آن را جعل كرده است.

54
00:03:57,203 --> 00:04:00,639
پيدا كردن راهي براي صحبت كردن با من نبايد براي او سخت باشد.

55
00:04:00,707 --> 00:04:04,609
آه، رقص جفت گيري جاسوس.

56
00:04:04,677 --> 00:04:07,942
جاي تعجب است كه جاسوسان آنقدر نزديك مي شوند كه يكديگر را بكشند، اينطور نيست؟

57
00:04:08,014 --> 00:04:11,711
- اوه، بايد برم. - ورونيكا شما را به يك افسار محكم بسته است، ها؟

58
00:04:11,784 --> 00:04:14,150
هاردي-هار. من با يك مشتري احتمالي ملاقات مي كنم.

59
00:04:14,220 --> 00:04:16,882
مايك، رفيق، اگر چيزي لازم داري با من تماس بگير.

60
00:04:16,956 --> 00:04:19,925
فيونا، فقط هر كاري كه داري انجام بده.

61
00:04:34,407 --> 00:04:37,740
از ملاقات با من متشكرم من- فكر كردم شما دو نفر هستيد.

62
00:04:37,810 --> 00:04:41,211
اوه، بله، معمولا، اما شريك زندگي من در حال حاضر چيز ديگري دارد. اما خوب است.

63
00:04:43,149 --> 00:04:46,710
خب، اوم، پيت مي‌گويد كه مشكلي داري؟

64
00:04:46,786 --> 00:04:49,152
اوه، من سرپرست SXG هستم

65
00:04:49,222 --> 00:04:54,319
ما هواپيما، ماهواره، سيستم هاي تسليحاتي مي سازيم. قراردادهاي دولتي

66
00:04:54,394 --> 00:04:58,353
10 سال آنجا كار مي كنم. كار خوبي است.

67
00:04:58,431 --> 00:05:00,899
- حالت خوبه؟ - من-

68
00:05:00,967 --> 00:05:03,663
ببين اشكالي نداره من مثل يك دكتر يا يك وكيل هستم.

69
00:05:03,736 --> 00:05:06,136
خب وكيل نيست اما نكته اينجاست...

70
00:05:06,205 --> 00:05:09,697
مي توني هر چي مي خواي بهم بگي، فقط بين ما دوتا.

71
00:05:09,776 --> 00:05:14,338
دوست من مليسا-ما با هم كار مي كنيم. او با هم رابطه داشت.

72
00:05:14,414 --> 00:05:18,214
شوهرش، كنت، بدرفتار و كنترل كننده است.

73
00:05:18,284 --> 00:05:20,582
تنها زماني كه او تنهاست در دفتر است.

74
00:05:20,653 --> 00:05:24,783
اما براي ورود به مهمانان، بايد مجوز امنيتي داشته باشيد، بنابراين

75
00:05:24,857 --> 00:05:28,054
پس به او لطف كردي

76
00:05:30,096 --> 00:05:33,862
دوست پسرش پرونده ها را دزديد...

77
00:05:33,933 --> 00:05:37,096
از آنها با هم در ساختمان عكس گرفت.

78
00:05:37,170 --> 00:05:41,800
من كسي هستم كه او را امضا كرده ام. ممكن است مجوز، شغلم را از دست بدهم، حتي به زندان بروم.

79
00:05:41,874 --> 00:05:45,002
- داره از ما سياه نمايي ميكنه. - اين پسر از شما چه مي خواهد؟

80
00:05:45,078 --> 00:05:48,309
من بايد براي بسته ها امضا كنم و مليسا آنها را قاچاق مي كند.

81
00:05:48,381 --> 00:05:51,407
آيا مي دانيد چه چيزي در اين بسته ها وجود دارد؟

82
00:05:51,484 --> 00:05:55,750
آنها از يك شركت تابعه SXG در تركيه هستند.

83
00:05:55,822 --> 00:05:58,620
يكي رو چك كردم اين - اين مواد مخدر است.

84
00:05:58,691 --> 00:06:02,821
-نميدونم چه جوريه - خب، آن قسمت از جهان، احتمالاً هروئين است.

85
00:06:04,397 --> 00:06:07,332
يكي ديگر از اين هفته در راه است.

86
00:06:07,400 --> 00:06:10,767
-فقط ميخوام برم بيرون - تا ببينم چي كار ميتونم بكنم.

87
00:06:12,305 --> 00:06:15,069
من - من - من كمك نمي خواهم.

88
00:06:15,141 --> 00:06:18,235
من - من مي خواهم راز خود را حفظ كنم. مجبور هستم.

89
00:06:18,311 --> 00:06:21,075
من نمي خواهم كسي را به دردسر بياندازم. من اينجا نيستم كه قضاوت كنم

90
00:06:21,147 --> 00:06:25,140
من خودم اشتباهات زيادي كرده ام، فقط خدا مي داند.

91
00:06:25,218 --> 00:06:27,709
گوش كن. من تنها بودم.

92
00:06:27,787 --> 00:06:29,812
و ديو بود- من اشتباه كردم.

93
00:06:29,889 --> 00:06:31,823
من فقط مي خواهم آن را پشت سر بگذارم.

94
00:06:31,891 --> 00:06:33,415
باشه. ديو-

95
00:06:33,493 --> 00:06:36,189
اوه، جيليان مي گفت كه تو با اين ديو در يك بار ملاقات كردي.

96
00:06:36,262 --> 00:06:38,321
كدام يك؟

97
00:06:38,398 --> 00:06:40,662
من نمي دانم. من - نه - يادم نيست.

98
00:06:40,733 --> 00:06:44,100
خونه شوهرم بيا لطفا بايد بروي.

99
00:06:44,170 --> 00:06:47,230
باشه. تو ميدوني چطوري منو نگه داري

100
00:06:49,308 --> 00:06:53,540
نگرانش نباش حدس مي‌زنم ما فقط خودمان جاهاي خالي را پر مي‌كنيم.

101
00:06:53,613 --> 00:06:58,448
حالا، گوش كن، اولين باري كه مليسا درباره دوست جديدش ديو صحبت كرد، كي بود؟

102
00:07:01,020 --> 00:07:03,716
مامان؟ من به سرعت به اينجا رسيدم. مشكل چيست؟

103
00:07:03,790 --> 00:07:06,122
مايكل با من تماس گرفت. من ترسيده بودم.

104
00:07:06,192 --> 00:07:09,161
- تماس تلفني؟ چه نوع تماس تلفني؟ - براي تو بود. فلان مرد

105
00:07:09,228 --> 00:07:11,958
نه اسمش را گذاشت و نه شماره اش را - هيچ چيز.

106
00:07:12,031 --> 00:07:15,899
تنها چيزي كه گفت «خيابان ون بورن» بود و بعد تلفن را قطع كرد.

107
00:07:15,968 --> 00:07:18,801
- يعني چي؟ - اوه، احتمالاً فقط يك دوست بود.

108
00:07:18,871 --> 00:07:22,398
رفتار دوستان اينطور نيست، مايكل. خيلي خوب؟

109
00:07:22,475 --> 00:07:24,409
طرز گفتنش منو ترسوند.

110
00:07:24,477 --> 00:07:27,037
اوه! مايكل!

111
00:07:30,416 --> 00:07:33,214
مامان؟ كليدم را گم كردم

112
00:07:33,286 --> 00:07:35,311
نگران بودي دوستت باشه؟

113
00:07:38,624 --> 00:07:41,923
سلام داداش. تو خسته به نظر ميرسي.

114
00:07:41,994 --> 00:07:45,361
هي، نيت تميز به نظر ميرسي تو قيمه را از صورتت تراشيده اي

115
00:07:48,668 --> 00:07:52,536
پس چه چيزي نمي توانست صبر كند، مادر؟ من مجبور شدم از يك سرمايه گذار واقعا بزرگ خارج شوم.

116
00:07:52,605 --> 00:07:54,266
منظور شما از سرمايه گذار چيست؟

117
00:07:54,340 --> 00:07:57,776
بله، يكي از دوستان من، او فرآيندي دارد كه چوب هاي گلف تيتانيوم را بازيافت مي كند.

118
00:07:57,844 --> 00:08:00,608
اين باشگاه گلف را كاملا متحول خواهد كرد-

119
00:08:00,680 --> 00:08:03,547
- فراموشش كن. -مامان چرا به نت زنگ زدي؟

120
00:08:03,616 --> 00:08:06,016
به برادرت هم زنگ زدم چون ترسيده بودم.

121
00:08:06,085 --> 00:08:08,053
اينجا چه خبر است؟

122
00:08:08,120 --> 00:08:10,281
يك مرد عجيب به اينجا تلفن زد.

123
00:08:10,356 --> 00:08:13,018
مايكل چيزي در مورد او به من نمي گويد زيرا همه اينها يك راز بزرگ است.

124
00:08:13,092 --> 00:08:16,323
فقط اگر وارد آن نشوم بهتر است. به من اعتماد كن. من ميدانم چه كار دارم ميكنم.

125
00:08:16,395 --> 00:08:20,024
جاي نگراني نيست اين مردي كه زنگ زد - فقط مي خواهد صحبت كند.

126
00:08:20,099 --> 00:08:23,262
اما شما نمي توانيد با ما صحبت كنيد؟

127
00:08:23,336 --> 00:08:26,237
مي داني، در 20 سال گذشته، مايكل، من هيچ سوالي نپرسيده ام.

128
00:08:26,305 --> 00:08:28,239
اما اينجا خانه من است.

129
00:08:28,307 --> 00:08:31,799
اينطور نيست كه در يك كشور جنگي باشد كه من حتي در مورد آن نشنيده ام.

130
00:08:31,878 --> 00:08:34,711
اين - اين خانواده شما هستند.

131
00:08:34,780 --> 00:08:36,714
آه من مي دانم.

132
00:08:41,621 --> 00:08:43,885
باشه. شما مي توانيد به من بگوييد.

133
00:08:43,956 --> 00:08:45,890
جدي، اينجا چه خبر است؟

134
00:08:45,958 --> 00:08:48,825
نيت، من به تو نياز دارم كه مامان را تماشا كني. اين فقط يك احتياط است.

135
00:08:48,895 --> 00:08:52,729
من به شما نياز دارم كه براي مدتي دراز بكشيد. مشخصات پايين را حفظ كنيد.

136
00:08:52,798 --> 00:08:55,460
از خانه بيرون نرويد شما مي توانيد اين كار را انجام دهيد، درست است؟

137
00:08:59,906 --> 00:09:01,840
- آره - ايمني خاموش است

138
00:09:05,044 --> 00:09:07,308
البته، ميدوني، از كار مرخصي ميگيرم...

139
00:09:07,380 --> 00:09:11,009
و من بايد مقداري لوازم تهيه كنم...

140
00:09:11,083 --> 00:09:14,484
در صورتي كه همه چيز در اين اطراف تيره و تار شود.

141
00:09:14,554 --> 00:09:16,818
تيتانيوم بازيافتي، ها؟

142
00:09:16,889 --> 00:09:19,119
اسم اسب چيه؟

143
00:09:24,697 --> 00:09:26,824
خب فيونا

144
00:09:26,899 --> 00:09:30,528
هي، چطوري؟ ممنون كه اومدي

145
00:09:30,603 --> 00:09:32,935
واي عالي به نظر مياي بشين

146
00:09:33,005 --> 00:09:37,806
- پس من چه لذتي از اين دعوت دارم؟

147
00:09:37,877 --> 00:09:41,904
- آيا من رفيق نوشيدني جديد شما باشم؟ - آه - آره

148
00:09:41,981 --> 00:09:44,779
اوه، اين شغلي است كه من انجام مي دهم - به يك نسخه پشتيبان نياز دارم.

149
00:09:44,850 --> 00:09:47,944
و ذهن مايك تقريباً در كل اين تجارت كوان است. بنابراين من فكر كردم -

150
00:09:48,020 --> 00:09:51,012
از من.

151
00:09:51,090 --> 00:09:53,991
به تو فكر كردم بله، اين چيزي بود كه من فكر كردم.

152
00:09:54,060 --> 00:09:56,722
كار چيه؟

153
00:09:56,796 --> 00:09:58,627
خب، اين يك كار سياه نمايي است.

154
00:09:58,698 --> 00:10:02,190
و يكي از قربانيان ترسيده بود، بنابراين او نمي گويد كجا با مرد بد ملاقات كرده است.

155
00:10:02,268 --> 00:10:04,395
اما من فكر مي كنم به اندازه كافي براي جمع كردن آن به دست آوردم.

156
00:10:04,470 --> 00:10:08,201
او او را در يك بار ملاقات كرد و من يك تاريخ تقريبي دارم.

157
00:10:11,077 --> 00:10:14,513
- اين چيز زيادي براي ادامه دادن نيست. - من پسري دارم كه صورت حساب كارت اعتباري اش را مي گيرد.

158
00:10:14,580 --> 00:10:17,572
شارژ را پيدا كنيد، نوار را پيدا كنيد، آن مرد را پيدا كنيد.

159
00:10:17,650 --> 00:10:20,881
- و شما به يك وينگمن نياز داريد. - لعنتي مستقيم، پرخاشگر.

160
00:10:20,953 --> 00:10:24,821
حق الزحمه من 500 پيش پرداخت، هزينه ها و هر ساعتي كه مي رويم.

161
00:10:24,890 --> 00:10:27,984
- تو هرگز مايك را شارژ نمي كني. - اوه، من از مايكل انتظار چيزهاي ديگري دارم.

162
00:10:36,335 --> 00:10:39,532
- آره، في. - سام من را براي يك كار استخدام كرد.

163
00:10:39,605 --> 00:10:41,539
فكر ميكردم مريض ميشه

164
00:10:41,607 --> 00:10:45,202
خيلي جالب بود مايكل من آروز داشتم شما هم آنجا بوديد.

165
00:10:45,277 --> 00:10:48,508
كوان به من پيام داد. من در حال جستجوي كافه هاي ساحل جنوبي براي بريدگي هستم.

166
00:10:48,581 --> 00:10:52,108
فكر نميكني خودش بياد؟ به نظر مي رسد او مشتاق ديدار شما است.

167
00:10:52,184 --> 00:10:54,118
من شك دارم. او كسي را مي فرستد

168
00:10:54,186 --> 00:10:59,055
من سالها پيش در بلگراد چنين كاري انجام دادم. داستان بلند.

169
00:10:59,125 --> 00:11:02,754
خوش بگذره. دليلي وجود دارد كه من هرگز حوصله جاسوسي را نداشتم.

170
00:11:02,828 --> 00:11:04,819
خيلي خوب.

171
00:11:04,897 --> 00:11:07,525
افراد پارانوئيد واقعاً خودشان به جلسات نمي روند.

172
00:11:07,600 --> 00:11:10,433
آنها از يك برش استفاده مي كنند - شخصي كه با آنها ارتباطي ندارد ...

173
00:11:10,503 --> 00:11:13,529
استخدام شد تا يك علامت از پيش تعيين شده را نشان دهد و پيامي را تحويل دهد.

174
00:11:13,606 --> 00:11:18,236
نشانه چيزي بي ضرر است اما به سختي مي توان آن را از دست داد.

175
00:11:18,310 --> 00:11:21,279
مورد علاقه من راهنماي گردشگري مديسون، ويسكانسين است.

176
00:11:21,347 --> 00:11:23,838
هيچكس دوبار بهش نگاه نميكنه...

177
00:11:23,916 --> 00:11:25,884
اما مگر اينكه در غرب ميانه باشم...

178
00:11:25,951 --> 00:11:28,419
مي دانم كه منتظر مايكل وستن هستند.

179
00:11:28,487 --> 00:11:30,455
- براي پاكت اينجايي؟ - شما كي هستيد؟

180
00:11:30,523 --> 00:11:32,457
كسي نيست، مرد

181
00:11:32,525 --> 00:11:34,459
ببين، فلاني به من صد دلار مي دهد.

182
00:11:34,527 --> 00:11:37,826
او مي گويد اين را به اولين پسري كه مي آيد و مرا ايراد مي گيرد، بده.

183
00:11:37,897 --> 00:11:39,831
تو داري منو اذيت ميكني

184
00:12:03,489 --> 00:12:05,480
بنابراين اينجا جايي بود كه مليسا با دوست پسرش آشنا شد.

185
00:12:06,992 --> 00:12:10,291
كمي بعيد به نظر مي رسد اما او قطعاً براي نوشيدني هاي اينجا پول مي داد.

186
00:12:10,362 --> 00:12:12,387
چگونه مي خواهيد با اين موضوع كنار بياييد؟

187
00:12:14,600 --> 00:12:17,569
- خوب، فكر مي كنم توپ ها در زمين شما هستند. - اوه، عالي.

188
00:12:17,636 --> 00:12:19,695
به هر حال من به شما پول مي دهم؟

189
00:12:21,107 --> 00:12:24,235
هي، چطوري؟ اوم، من دنبال يكي از دوستانم هستم.

190
00:12:24,310 --> 00:12:26,335
فقط مي خواهم ببينم آيا مي توانيد به من كمك كنيد.

191
00:12:26,412 --> 00:12:28,642
پسر خوشتيپ همانجا

192
00:12:28,714 --> 00:12:31,808
هي بچه ها حالتون چطوره؟

193
00:12:31,884 --> 00:12:34,614
آن دلفين ها چطور؟

194
00:12:38,057 --> 00:12:41,857
- پس چطور شديم؟ - خب، دوستان جديدم به من اطلاع دادند...

195
00:12:41,927 --> 00:12:46,387
كه ديو اسرارآميز در واقع مردي به نام ري واگنر است.

196
00:12:46,465 --> 00:12:51,198
بنابراين او فقط به دنياي هيجان انگيز باج خواهي و داد و ستد مي رفت.

197
00:12:51,270 --> 00:12:55,673
آره حدس مي زنم او چند قلب را شكسته و چند كيف پول را اينجا بلند كرده است.

198
00:12:55,741 --> 00:12:59,837
- اما من آدرسش را دارم. - ميدوني سام، بايد بگم...

199
00:12:59,912 --> 00:13:01,846
تو اونجا مجذوب كننده بودي

200
00:13:01,914 --> 00:13:05,372
خوب، هي، يك نوشيدني رايگان يك نوشيدني رايگان است، عزيزم.

201
00:13:05,451 --> 00:13:07,885
آنها پيراهن را دوست داشتند.

202
00:13:43,522 --> 00:13:45,649
اين روش خيلي خوبي براي سلام كردن نيست.

203
00:13:45,724 --> 00:13:48,022
بياييد دوباره آن را امتحان كنيم. من سام هستم

204
00:13:48,093 --> 00:13:50,891
- حالا شما مي گوييد "سلام، من ري هستم." - چه چيزي مي خواهيد؟

205
00:13:52,364 --> 00:13:57,199
ما از شما مي خواهيم كه راه جديدي براي واردات هروئين خود پيدا كنيد.

206
00:13:57,269 --> 00:14:01,700
من جدي نمي دانم در مورد چه چيزي صحبت مي كنيد.

207
00:14:01,774 --> 00:14:04,265
جيليان والش، مليسا فونتنوت

208
00:14:05,511 --> 00:14:08,241
- تو آنها را تنها مي گذاري. او؟

209
00:14:08,314 --> 00:14:11,613
من هيچوقت باهاش ​​درگير نشدم ما چند قرار ملاقات رفتيم.

210
00:14:11,684 --> 00:14:15,245
تنها كاري كه او هميشه مي خواست انجام دهد اين بود كه در يك ساختمان عكس بگيرد. صد دلار يك شات

211
00:14:15,321 --> 00:14:17,312
او عكس ها را گرفت؟

212
00:14:17,389 --> 00:14:20,256
آره و شوهرش پول داد چند مرد - تخت.

213
00:14:20,326 --> 00:14:24,285
عجيب بود. من سوالي نپرسيدم

214
00:14:27,666 --> 00:14:29,896
مليسا به ما دروغ گفت.

215
00:14:29,969 --> 00:14:32,563
- ميدونستم - شما انجام نمي.

216
00:14:32,638 --> 00:14:35,903
- مشكوك شدم - مشكوك به حساب نمي آيد.

217
00:14:35,975 --> 00:14:37,909
بايد با مايك صحبت كنيم

218
00:14:40,212 --> 00:14:45,047
اگر او من را تنظيم مي كرد، چرا بايد در عكس ها حضور داشته باشد؟ چرا فقط فايل ها را سرقت نمي كنيد؟

219
00:14:45,117 --> 00:14:48,018
خوب، او تنها كسي است كه مي تواند بسته ها را بيرون بياورد.

220
00:14:48,087 --> 00:14:52,524
اگر مليسا «باج‌گيري» نمي‌شد، مي‌دانستيد كه او در اين كار بوده است.

221
00:14:52,591 --> 00:14:56,083
اوه خداي من. من-باورم نميشه كه گرفتار اين موضوع شدم.

222
00:14:56,161 --> 00:14:58,527
اينقدر به خودت سخت نگير باج گيري مضاعف كلاسيك است.

223
00:14:58,597 --> 00:15:00,531
مي دانيد كه قدمت آن به اندازه اهرام است.

224
00:15:00,599 --> 00:15:04,035
شما به عنوان هدف همكار نقشه باج خواهي خود قرار مي گيريد.

225
00:15:04,103 --> 00:15:06,333
به اين ترتيب، شما هميشه مي‌دانيد كه قربانيان چه كار مي‌كنند.

226
00:15:06,405 --> 00:15:09,966
- حرفه اي ها هميشه از آن استفاده مي كنند. - پس چيكار كنيم؟

227
00:15:10,042 --> 00:15:13,534
بايد به كنت نزديك بشيم اگر بتوانيم شواهدي به دست آوريم كه او را به هروئين مرتبط مي كند...

228
00:15:13,612 --> 00:15:15,944
ما مي توانيم باج گيري خودمان را انجام دهيم، شما را از قلاب خارج كنيم.

229
00:15:16,015 --> 00:15:18,006
مي داني، آتش را با آتش شروع كن.

230
00:15:18,083 --> 00:15:20,017
اما مليسا مي داند كه من شما را استخدام كردم.

231
00:15:20,085 --> 00:15:22,781
ما بايد كاري كنيم كه او فكر كند كه تحقيقات متوقف شده است.

232
00:15:22,855 --> 00:15:26,814
بعلاوه، كمك بيشتري دريافت خواهيم كرد - كمي تسكين از گاو نر.

233
00:15:26,892 --> 00:15:30,225
خوب، هر كاري كه نياز داريد انجام دهيد. من بيشتر پرداخت خواهم كرد. من در پس انداز خود فرو خواهم رفت.

234
00:15:30,296 --> 00:15:32,560
نگران پول نباش، جيليان.

235
00:15:32,631 --> 00:15:35,122
ما بايد پوشش داده شود.

236
00:15:44,873 --> 00:15:48,832
- هي، مايك. او دوباره مي دود؟ - كم و بيش، تقريبا.

237
00:15:48,910 --> 00:15:51,105
رقصت با كوان چطوره؟

238
00:15:51,179 --> 00:15:54,740
من نمي دانم. در اين شرايط سخت است كه به كسي اعتماد كنيم.

239
00:15:54,816 --> 00:15:56,750
اما من چاره اي ندارم، نه؟

240
00:15:56,818 --> 00:16:00,083
آن بخش از كار، من آن را از دست نمي دهم. شما بچه ها هنوز ملاقاتي ترتيب داده ايد؟

241
00:16:00,155 --> 00:16:03,750
من هم اينچنين فكر ميكنم. او مقاله اي درباره كاري كه در بوداپست انجام دادم فرستاد.

242
00:16:03,825 --> 00:16:06,419
آنجا زير پله هاي شهرداري با يك مخاطب آشنا شدم.

243
00:16:06,495 --> 00:16:08,929
- حدس مي زنم آنجاست كه مي خواهد ملاقات كند. - واي.

244
00:16:08,997 --> 00:16:10,988
كوان ستاره طلايي را براي باهوشي مي گيرد، اينطور نيست؟

245
00:16:11,066 --> 00:16:14,194
- يا او فقط دوست دارد من را در اين گرما تماشا كند. -ميخواي باهات بيام؟

246
00:16:14,269 --> 00:16:17,761
ممنون، اما فكر مي كنم او مي خواهد كمي با من خلوت كند.

247
00:16:17,839 --> 00:16:19,773
آه

248
00:16:19,841 --> 00:16:21,775
آره هي اوه، مايك گوش كن.

249
00:16:21,843 --> 00:16:24,744
اوم، اين مشتري جديد من، جيليان-

250
00:16:24,813 --> 00:16:26,940
او در يك نوع نقطه سخت است.

251
00:16:27,015 --> 00:16:29,882
داشتم سوارش مي كردم خونه و خب...

252
00:16:29,951 --> 00:16:34,047
او اينجاست، من در ماشين من همان جاست.

253
00:16:34,122 --> 00:16:36,886
- بي شرم، سام. حتي براي تو - ببين مايك، ميدونم سرت شلوغه.

254
00:16:36,958 --> 00:16:39,188
اما من در اين مورد نياز به چهره اي تازه دارم.

255
00:16:39,261 --> 00:16:42,924
اين يك بخش كوچك كوچك است. شما به عنوان يك كلاه سبز ظاهر مي شويد. مثل افتادن از درخت.

256
00:16:42,998 --> 00:16:44,932
كار چيه؟

257
00:16:45,000 --> 00:16:46,934
خب، معلوم شد كه كنت، شوهر مليسا...

258
00:16:47,002 --> 00:16:48,936
تمام قاچاق را در SXG انجام مي دهد

259
00:16:49,004 --> 00:16:52,997
اين يك باج گيري مضاعف است. بايد بهت بگم ديدم داره مياد

260
00:16:53,074 --> 00:16:54,564
- واقعا؟ - آره

261
00:16:54,643 --> 00:16:56,873
كاري كه من به شما نياز دارم اين است كه با كنت دوست شويد.

262
00:16:56,945 --> 00:17:00,881
باشه؟ فقط او را تشويق كنيد كه تجارتش را گسترش دهد، كمي افق ديدش را باز كنيد.

263
00:17:00,949 --> 00:17:04,214
بنابراين ما تهديد مي كنيم كه به رؤسايش مي گوييم و او را مي كشيم مگر اينكه كار را اخراج كند.

264
00:17:04,286 --> 00:17:07,084
- دقيقا. ديدن؟ تو خيلي جلوتر از من هستي - شما آن را كمي بخشي مي ناميد؟

265
00:17:07,155 --> 00:17:09,589
خب ببين مايك بيا ديگه. من اين كار را براي شما انجام مي دهم.

266
00:17:09,658 --> 00:17:12,286
خوب.

267
00:17:23,071 --> 00:17:26,268
شيرين سياه است. اين يك شارژر است.

268
00:17:26,341 --> 00:17:28,502
من قبلاً آن را نديده بودم.

269
00:17:28,577 --> 00:17:30,977
يك دقيقه صبر كن

270
00:17:31,046 --> 00:17:33,776
- آره نه، من با شما تماس خواهم گرفت. - گوشي خوبيه آن ريزر چيست؟

271
00:17:33,848 --> 00:17:36,510
مي خواهيد از كاميونم پياده شويد؟

272
00:17:36,585 --> 00:17:39,145
- مطمئن. من متوجه برچسب شدم. تفنگداران دريايي؟ - قبلا بود

273
00:17:39,220 --> 00:17:42,280
- راد باكسي، كلاه سبز. من سال 97 بيرون آمدم. - تبريك مي گويم.

274
00:17:42,357 --> 00:17:44,518
- از سر راهم برو كنار. عجله دارم. - حتما، كنت.

275
00:17:44,593 --> 00:17:47,926
من فقط مي‌خواهم ابتدا كمي تجارت صحبت كنم.

276
00:17:47,996 --> 00:17:50,430
- اسم من رو از كجا فهميدي؟ - من بيشتر از نام تو مي دانم، كنت.

277
00:17:50,498 --> 00:17:54,161
من مي دانم كه شما يك راكت قاچاق شيرين در آن مركز SXG به دست آورده ايد.

278
00:17:54,235 --> 00:17:57,762
بسته ها ساختمان را كاملاً كنترل نشده رها مي كنند. بدون علامت چيزي است كه به آن علاقه دارم.

279
00:17:57,839 --> 00:18:00,535
- تو نميدوني در مورد چي حرف ميزني. - حتما.

280
00:18:00,609 --> 00:18:04,045
دوستان خدمت من در استانبول مرا راهنمايي كردند كه چه خبر است.

281
00:18:04,112 --> 00:18:07,206
اين كه چه خبره به تو مربوط نيست

282
00:18:07,282 --> 00:18:09,216
- برام مهم نيست دوستات كي هستن. - آرام باش.

283
00:18:09,284 --> 00:18:12,310
- ما اينجا داريم صحبت مي كنيم. - اوه، نه، نه، نه. شما به طور غير منتظره ظاهر مي شويد.

284
00:18:12,387 --> 00:18:14,821
شما در مورد من و عمل من مي دانيد. ما اينجا فقط حرف نميزنيم

285
00:18:14,889 --> 00:18:19,121
مطمئنا ما هستيم. و من به شما مي گويم كه حاضرم براي قلاب شما در SXG دلار بالايي بپردازم

286
00:18:19,194 --> 00:18:21,719
ببين، من همانجايي كه تو هستي بوده‌ام، دستور مي‌گيرم.

287
00:18:21,796 --> 00:18:24,560
در حالي كه شما كارهاي سنگين را انجام مي دهيد، بقيه عقب مي نشينند.

288
00:18:24,633 --> 00:18:27,124
من مي توانم همه اينها را تغيير دهم.

289
00:18:27,202 --> 00:18:29,329
مثل اين است كه آنها در آموزش رزمي به ما ياد مي دهند -

290
00:18:29,404 --> 00:18:31,838
شما به دنبال فرصت هستيد، شات خود را مي گيريد.

291
00:18:34,709 --> 00:18:37,041
گوش كن. بچه هايي كه من براي آنها كار مي كنم -

292
00:18:37,112 --> 00:18:39,137
هرگز لازم نيست در مورد آن بدانيد.

293
00:18:40,949 --> 00:18:44,385
ما پا به پاي كسي نمي گذاريم

294
00:18:44,452 --> 00:18:46,647
و هيچ كس، به جز حساب بانكي شما...

295
00:18:46,721 --> 00:18:48,882
هرگز تفاوت را خواهد فهميد

296
00:18:51,893 --> 00:18:55,294
-بايد بهش فكر كنم -تو وقتت رو بگير تو بهش فكر كن

297
00:18:55,363 --> 00:18:58,389
وقتي آماده شدي به من زنگ ميزني ما در مورد شرايط صحبت خواهيم كرد.

298
00:19:02,070 --> 00:19:04,004
سمپر في.

299
00:19:09,944 --> 00:19:14,074
في، آن موچين كوچك را روي داشبورد قرار دهيد، مي‌خواهيد؟

300
00:19:21,456 --> 00:19:24,118
اشكالي ندارد. دريافت كردم. با تشكر.

301
00:19:25,794 --> 00:19:29,855
آيا شما در آنجا انجام داده ايد؟ او معمولا بين ساعت 7:00 تا 8:00 براي دويدن بيرون مي رود.

302
00:19:29,931 --> 00:19:33,094
خب، من به ساعت 7:00 اميدوارم. به همان اندازه كه با تو بودن سرگرم كننده است...

303
00:19:33,168 --> 00:19:35,102
اين سهميه كوچك براي من هزينه زيادي دارد.

304
00:19:35,170 --> 00:19:38,867
نمي توانيد حداقل ساعتي خود را كاهش دهيد؟ تنقلات خريدم

305
00:19:38,940 --> 00:19:41,238
من هزينه ميان وعده ها را به شما پس مي دهم.

306
00:19:44,713 --> 00:19:47,375
اوه، آره ما آنجا هستيم.

307
00:19:47,449 --> 00:19:49,417
باشه. بياييد اين را حساب كنيم.

308
00:19:52,353 --> 00:19:54,287
اوه تو. خوشحالم كه گرفتمت

309
00:19:54,355 --> 00:19:56,619
اينجا چه ميكني؟ اگر شوهرم شما را اينجا ببيند -

310
00:19:56,691 --> 00:20:00,991
من ميفهمم. متاسفم. ميدونم كه ميخواستي محتاط باشي پس منتظر رفتم.

311
00:20:01,062 --> 00:20:03,587
من فقط فكر كردم كه شما به روز رساني را مي خواهيد.

312
00:20:03,665 --> 00:20:05,997
- چي؟ چيزي پيدا كردي؟ - نه

313
00:20:06,067 --> 00:20:10,094
منظورم اين است كه اگر در مورد ديو به من سرنخ ندهيد، كار زيادي نمي توانم انجام دهم.

314
00:20:10,171 --> 00:20:15,040
-چيزي داري؟ -نه بهت گفتم من چيزي نمي دانم.

315
00:20:15,110 --> 00:20:17,510
اگر مي خواهيد تلفن همراه را به صورت بي سيم باگ كنيد...

316
00:20:17,579 --> 00:20:20,013
شما به تجهيزات اسكن تخصصي زيادي نياز داريد...

317
00:20:20,081 --> 00:20:22,845
و يك كامپيوتر براي مقابله با رمزگذاري.

318
00:20:22,917 --> 00:20:25,579
من رويكرد عملي را ترجيح مي دهم.

319
00:20:25,653 --> 00:20:28,451
شما فقط يك گوشي تكراري را باگ مي كنيد و كارت SI M را عوض مي كنيد...

320
00:20:28,523 --> 00:20:30,889
بنابراين گوشي جديد همان شماره را دارد.

321
00:20:34,362 --> 00:20:36,523
هدف شما تمام روز صحبت خواهد كرد...

322
00:20:36,598 --> 00:20:39,533
مطمئن باشيد كه احتمالاً كسي نمي تواند گوش كند.

323
00:20:39,601 --> 00:20:42,832
وقتي داشتم به سمت مغازه مي رفتم با آن مرد برخورد كردم.

324
00:20:42,904 --> 00:20:45,134
من به شما مي گويم، او فقط يك PI نيمه كاره يا چيزي است.

325
00:20:45,206 --> 00:20:47,174
او ديگر به جيليان كمك نمي كند.

326
00:20:47,242 --> 00:20:51,269
خوب من به كسي نياز ندارم كه اطراف را بو بكشد. من آن جلسه را فردا گرفتم.

327
00:20:51,346 --> 00:20:54,213
فكر نمي كني بايد با رابط ما در مورد مرد كلاه سبز صحبت كني؟

328
00:20:54,282 --> 00:20:58,218
ابدا. جهنم-ديوانه شدي؟

329
00:20:58,286 --> 00:21:00,550
آره رفيق.

330
00:21:00,622 --> 00:21:04,456
بله، شما خوب هستيد كه برويد. كنت ملاقات كوچك ما را مخفي نگه مي دارد.

331
00:21:04,526 --> 00:21:06,593
من فكر مي كنم او از تامين كننده خود مي ترسد.

332
00:21:06,661 --> 00:21:08,595
من حتي فكر نمي كنم او نام آن پسر را بداند.

333
00:21:08,663 --> 00:21:10,858
من از شما حمايت مي كنم. بياييد اين توده را روي نوار بچسبانيم.

334
00:21:10,932 --> 00:21:15,301
بله، در مورد آن براي اين كار چقدر به من دستمزد مي دهيد، زيرا نرخ من اندك است-

335
00:21:15,370 --> 00:21:17,201
اوه من بايد برم

336
00:21:17,338 --> 00:21:20,865
-مامان اينجا چيكار ميكني؟ - به برادرت تفنگ دادي؟

337
00:21:20,942 --> 00:21:23,069
متاسفم. سعي كردم جلوي او را بگيرم، اما او آن را پيدا كرد.

338
00:21:23,144 --> 00:21:25,578
- چه خبره؟ - نيت، بهت گفتم-

339
00:21:25,647 --> 00:21:28,377
-ميدونم چي بهم گفتي ولي تو اونو ميشناسي. - چه كار مي كني؟

340
00:21:28,449 --> 00:21:30,474
بس كنيد، هر دوي شما! بس كن!

341
00:21:32,987 --> 00:21:35,148
ممكن است يك لحظه فرصت داشته باشم؟

342
00:21:47,969 --> 00:21:50,403
مايكل، اين در مورد چيست؟

343
00:21:50,471 --> 00:21:52,666
اين پيچيده است.

344
00:21:52,740 --> 00:21:54,935
به اندازه كافي از "پيچيده است" خسته شده ام...

345
00:21:55,009 --> 00:21:57,705
"اين يك راز است"، "اين براي امنيت خودم است."

346
00:21:57,779 --> 00:21:59,770
كافي.

347
00:22:01,049 --> 00:22:03,108
به نظرت چيكار كنم مامان؟

348
00:22:05,653 --> 00:22:08,554
- فكر مي كني من اينجا دارم بازي مي كنم؟ - نه، نه.

349
00:22:08,623 --> 00:22:11,786
مايكل خانواده تو هستيم

350
00:22:11,860 --> 00:22:13,919
من از شما مي خواهم كه به ما اعتماد كنيد.

351
00:22:16,598 --> 00:22:18,930
و چه زماني ياد مي گرفتم كه چگونه اين كار را انجام دهم؟

352
00:22:25,306 --> 00:22:29,106
خوب، گاهي اوقات اعتماد چيزي است كه شما روي آن كار مي كنيد.

353
00:22:30,478 --> 00:22:32,946
خيلي وقت بود كه نبودي مايكل.

354
00:22:33,014 --> 00:22:36,211
و تو بودي كه ما را ترك كردي

355
00:22:38,887 --> 00:22:40,821
من تو را ترك كردم؟

356
00:22:44,459 --> 00:22:47,917
- مامان، من - - و تو هنوز ماشين رو گرفتي.

357
00:22:50,365 --> 00:22:52,663
مايكل

358
00:22:52,734 --> 00:22:55,760
يه جلسه دارم كه بايد برم پس اگر بتوانيم اين را جمع بندي كنيم -

359
00:23:02,277 --> 00:23:04,905
بيا بريم نيت يه جلسه داره

360
00:23:14,856 --> 00:23:16,983
- تفنگت را فراموش نكن. - مامان

361
00:23:17,058 --> 00:23:19,219
براي خودت مبلمان بگير من تو را بزرگ نكردم...

362
00:23:19,294 --> 00:23:21,785
براي زندگي در يك انبار و غذا خوردن از روي نيمكت.

363
00:23:45,586 --> 00:23:48,680
براي پولدار شدن آماده اي؟

364
00:23:48,756 --> 00:23:50,690
بياييد در مورد آن صحبت كنيم.

365
00:23:54,362 --> 00:23:57,058
قبل از اينكه به ادامه مطلب برويم، بايد به چند جزئيات بپردازيم.

366
00:23:57,131 --> 00:24:00,623
اولين محموله در هفته آينده مي آيد. برش شما 10 بزرگ يك محموله است.

367
00:24:00,702 --> 00:24:02,567
- اوه، لعنتي. - آن جزئيات را چگونه دوست داري؟

368
00:24:02,637 --> 00:24:05,197
بايد بدونم كي در مورد من بهت گفته...

369
00:24:05,273 --> 00:24:08,640
به طور مشخص.

370
00:24:08,710 --> 00:24:13,545
- واقعاً مهم نيست كه - - براي من مهم است، مرداني كه براي آنها كار مي كنم.

371
00:24:13,614 --> 00:24:16,981
اگر بفهمند من محصول را براي ديگري اجرا مي كنم، مرا مي كشند...

372
00:24:17,051 --> 00:24:18,882
فهميدم درباره من شنيدي

373
00:24:18,953 --> 00:24:21,251
نكته همين است. آنها نمي دانند. اين مال تو است.

374
00:24:21,322 --> 00:24:22,121
امتياز ديگري نيست كه بايد آنها را كاهش دهيد.

375
00:24:22,156 --> 00:24:23,851
امتياز ديگري نيست كه بايد آنها را كاهش دهيد.

376
00:24:23,925 --> 00:24:26,519
داشتن يك تفنگ به سر شما به زمان بندي بستگي دارد...

377
00:24:26,594 --> 00:24:28,562
پيدا كردن زمان مناسب براي حركت

378
00:24:28,629 --> 00:24:31,996
- كي بهت در مورد من گفته؟ - سخت نگير.

379
00:24:32,066 --> 00:24:35,001
سخت نگير.

380
00:24:35,069 --> 00:24:38,095
بهتر است ابتدا انگشت ماشه را محكم كنيد.

381
00:24:38,172 --> 00:24:40,663
بعد از آن بيشتر سراشيبي است.

382
00:25:10,138 --> 00:25:13,107
اوه مرد همين الان درستش كردم

383
00:25:18,279 --> 00:25:21,612
يك دقيقه بعد از اينكه معامله ات خراب شد، كنت و مليسا مشغول تلفن بودند.

384
00:25:21,682 --> 00:25:22,482
پسر عوضي پشتيبان داشت. يك نفر سه لجن را داخل موتور من گذاشت.

385
00:25:22,517 --> 00:25:26,419
پسر عوضي پشتيبان داشت. يك نفر سه لجن را داخل موتور من گذاشت.

386
00:25:26,487 --> 00:25:28,819
- چقدر مي داند؟ - خيلي زياد.

387
00:25:28,890 --> 00:25:30,824
ما بايد اين را تعطيل كنيم.

388
00:25:30,892 --> 00:25:33,258
نمي تواند. نه هنوز. بسته ديگري در قفل وجود دارد.

389
00:25:33,327 --> 00:25:36,990
از او بخواهيد آن را بيرون بياورد، و من اين آشفتگي را پاك مي كنم.

390
00:25:38,399 --> 00:25:40,424
نمي توان به آنها اجازه داد بدانند كه ما شلخته ايم.

391
00:25:41,803 --> 00:25:45,569
كنت ترسيده مي دود. همه چيز را براي ما پيچيده مي كند.

392
00:25:45,640 --> 00:25:48,609
وقتي گفت "اين آشفتگي را پاك كن" در مورد من صحبت مي كرد؟

393
00:25:48,676 --> 00:25:52,806
آره اين چيزي است كه رقص كوچك ما در محل ساخت و ساز در مورد آن بود.

394
00:25:52,880 --> 00:25:55,246
- مايك اولين پروژه پاكسازي آنها بود. - خيلي متاسفم.

395
00:25:55,316 --> 00:25:59,184
- كنت - شيشه جلوي من را شكست. دوباره تعميرش ميكنم

396
00:25:59,253 --> 00:26:01,312
- او سعي كرد تو را بكشد. - هميشه اتفاق مي افتد.

397
00:26:01,389 --> 00:26:05,086
در مورد آن نگران نباشيد، به خصوص با كمك پاره وقت در مشاغل آسان.

398
00:26:05,159 --> 00:26:08,492
مشكل اين است كه ما شواهد كافي براي استفاده عليه او نداريم.

399
00:26:08,563 --> 00:26:11,794
خب حالا چيكار كنم؟

400
00:26:12,900 --> 00:26:15,630
مي توانستي بدوي كنت ممكن است شما را پيدا نكند.

401
00:26:15,703 --> 00:26:18,171
اما شما بايد پنج، 10 سال در حركت بمانيد.

402
00:26:18,239 --> 00:26:21,436
بعلاوه، او هنوز همه مطالب باج خواهي را در اختيار دارد، بنابراين او همچنان مي تواند شما را پايين بياورد.

403
00:26:21,509 --> 00:26:25,673
- اما اگر به مليسا كمك كنيد آن بسته را از SXG خارج كند - - مي خواهيد دوباره آن را انجام دهم؟

404
00:26:25,746 --> 00:26:28,476
ميدونم ميترسي اما من تمام مدت بيرون خواهم بود و تماشا مي كنم.

405
00:26:28,549 --> 00:26:32,508
وقتي كنت آن هروئين را داشت، مي‌توانيم از آن براي پايين آوردن او استفاده كنيم.

406
00:26:38,459 --> 00:26:41,087
بايد به ما اعتماد كنيد

407
00:26:42,663 --> 00:26:44,597
باشه.

408
00:27:18,699 --> 00:27:21,998
اوه، بيا اوه، مزخرف

409
00:27:22,069 --> 00:27:25,163
لعنتي محافظ تلفن همراه

410
00:27:25,239 --> 00:27:27,673
اين كه آيا از مشتري محافظت مي كنيد ...

411
00:27:27,742 --> 00:27:29,369
نظارت بر نظارت الكترونيكي

412
00:27:29,443 --> 00:27:31,707
- سلام؟ - مي توني امروز بسته رو بگيري؟

413
00:27:31,779 --> 00:27:34,577
بهت گفتم جيليان براي آن قرارداد امضا مي كند. ما مي توانيم آن را امشب دريافت كنيم.

414
00:27:34,649 --> 00:27:36,708
يا ملاقات با مردي كه تو را سوزاند...

415
00:27:36,784 --> 00:27:38,718
شما بايد صبور باشيد

416
00:27:38,786 --> 00:27:42,415
در دنياي واقعي، عمليات هاي مخفي شامل تعقيب و گريز ماشين يا درگيري با اسلحه زيادي نمي شود.

417
00:27:42,490 --> 00:27:44,617
بيشتر اوقات فقط عجله كنيد و منتظر بمانيد.

418
00:27:44,692 --> 00:27:46,626
خيلي هيجان انگيز نيست

419
00:27:46,694 --> 00:27:49,424
اما شما صبر مي كنيد و تماشا مي كنيد و هوشيار مي مانيد...

420
00:27:49,497 --> 00:27:53,365
زيرا، در هر لحظه، كار مي تواند بسيار هيجان انگيز شود.

421
00:27:53,434 --> 00:27:56,665
فقط مي خواستم بدوني كه ما آماده رفتن هستيم. امروز داريم بيرون مياريم

422
00:27:56,737 --> 00:27:59,672
- و زن؟ - امروز صبح ماشينش را تنظيم كردم. انجام شد.

423
00:27:59,740 --> 00:28:03,437
تا زماني كه تمام نشود انجام نمي شود. تصويري دريافت كنيد. بعد بگو تموم شد

424
00:28:08,249 --> 00:28:10,479
- مي تونم باهات تماس بگيرم، في؟ - ما مشكل داريم.

425
00:28:10,551 --> 00:28:13,315
- كنت امشب به جيليان ضربه مي زند. - به سام زنگ بزن

426
00:28:13,387 --> 00:28:17,414
-نميتونم هيچ پذيرش سلولي وجود ندارد. - خيلي خوب. من در راه هستم.

427
00:28:17,491 --> 00:28:19,982
برنامه ريزي مجدد يك جلسه پنهاني هميشه سخت است.

428
00:28:20,061 --> 00:28:23,258
دقيقاً نمي توانيد يادداشت بگذاريد. پس بايد پشت سر بگذاري...

429
00:28:23,331 --> 00:28:26,596
فقط كافي است آنها را به جايي كه مي خواهيد برسانيد.

430
00:28:58,733 --> 00:29:00,166
باشه.

431
00:29:15,750 --> 00:29:19,709
- امشب تا دير وقت كار مي كني؟ - آره شما مهندسان را مي شناسيد.

432
00:29:19,787 --> 00:29:22,278
بايد اين مزخرف را به ماشين‌فروشي برسانيد، آن را درست كنيد.

433
00:29:22,356 --> 00:29:24,290
بايد تا فردا همه چيز انجام شود.

434
00:29:24,358 --> 00:29:27,350
پس شوهرم اينجاست تا مرا به بندر بال ببرد.

435
00:29:27,428 --> 00:29:30,795
- مي شنوم. موفق باشيد با آن. - با تشكر.

436
00:30:13,064 --> 00:30:16,124
نميشه بريم خونه؟ من نمي خواهم تماشا كنم.

437
00:30:16,201 --> 00:30:18,829
سپس نكن.

438
00:30:40,492 --> 00:30:42,221
- دلم تنگ شده؟ - اوه، آره

439
00:30:42,293 --> 00:30:45,262
- كنت ماشين گيليان را سيم كشي كرد تا منفجر شود. - عيسي.

440
00:30:45,330 --> 00:30:48,857
خب، به همين دليل است كه او پس از آن تماشا مي كند. وانت سفيد، ساعت 10:00.

441
00:30:48,933 --> 00:30:50,628
وقتي بيرون آمد بايد به او هشدار دهيم.

442
00:30:50,702 --> 00:30:52,966
فكر مي‌كني كنت براي آن در كنار زمين مي‌نشيند؟

443
00:30:53,038 --> 00:30:56,030
عاليه سام بنابراين ما اينجا مي نشينيم و هيچ كاري نمي كنيم، و او مرده است.

444
00:30:56,107 --> 00:30:59,201
- منظورم اين نبود. - بچه ها بچه ها ماشينش كدومه؟

445
00:30:59,277 --> 00:31:02,041
اونجا جيپ سياهه

446
00:31:02,347 --> 00:31:05,145
نگهبان را مشغول نگه داريد. من كفپوش شما را قرض مي گيرم.

447
00:31:09,054 --> 00:31:11,420
- سلام عصر بخير چه كارا مي كني'؟ - عصر

448
00:31:11,489 --> 00:31:14,322
- گوش كن. ما براي ساعت 20:00 رزرو داريم - رزرو؟

449
00:31:14,392 --> 00:31:17,327
- آره خب، اين خانه نمودار است، درست است؟ - خانه نمودار؟

450
00:31:17,395 --> 00:31:18,794
- آره اين يك رستوران است. - نه

451
00:31:18,863 --> 00:31:20,888
چي؟ نه؟

452
00:31:25,370 --> 00:31:28,271
- گفتم از اتوبان پياده نشو. - اوه، ساكت، مافين.

453
00:31:28,339 --> 00:31:31,934
اين مرد فقط با ما سرگرم مي شود. چاك فينلي، مهماني دو نفره.

454
00:31:32,010 --> 00:31:33,637
اوه تو. هي بيا

455
00:31:33,712 --> 00:31:35,737
يه سرويس كوچولو اينجا دارم سعي ميكنم بخورم من گرسنه ام

456
00:31:35,814 --> 00:31:38,510
- اينجا خانه نمودار نيست. - اينجا چارت هاوس نيست؟

457
00:31:38,583 --> 00:31:40,676
اينجا هيچ رزروي وجود ندارد

458
00:31:43,755 --> 00:31:46,519
من بايد اينجا چيزي را روشن كنم.

459
00:31:48,493 --> 00:31:52,520
دو راه اساسي براي منفجر كردن خودرو وجود دارد.

460
00:31:52,597 --> 00:31:55,589
از بنزين در باك استفاده كنيد يا مواد منفجره خود را تهيه كنيد.

461
00:31:55,667 --> 00:31:59,194
آنها دو تكنيكي هستند كه از انتهاي مخالف ماشين استفاده مي كنند...

462
00:31:59,270 --> 00:32:01,970
و متفاوت خلع سلاح مي شوند.

463
00:32:02,040 --> 00:32:04,304
برخي از افراد مخزن بنزين را ترجيح مي دهند.

464
00:32:04,375 --> 00:32:06,309
- بيشتر شبيه تصادف است - بيا!

465
00:32:06,377 --> 00:32:08,174
اما كمتر قابل اعتماد است.

466
00:32:08,246 --> 00:32:12,376
برخي ديگر مواد منفجره پلاستيكي روي باتري را ترجيح مي دهند كه به اشتعال متصل شده است.

467
00:32:13,451 --> 00:32:16,011
بيا ديگه.

468
00:32:17,055 --> 00:32:19,285
بيا ديگه.

469
00:32:39,410 --> 00:32:42,379
- فكر كردم گفتي ماشين را تقلب كردي. - من كردم!

470
00:32:42,447 --> 00:32:45,746
حتما مشكلي در چاشني وجود دارد.

471
00:32:45,817 --> 00:32:49,344
- آنها عصباني خواهند شد، كنت! - فكر نمي كني من اين را مي دانم؟

472
00:33:05,303 --> 00:33:07,897
- واقعاً قصد كشتن من را داشتند؟ - مي ترسم اينطور باشه.

473
00:33:07,972 --> 00:33:10,440
با اون زير ماشينم؟

474
00:33:10,508 --> 00:33:13,773
اره. اين يك ماشين بمب گذاري شده است.

475
00:33:13,845 --> 00:33:16,871
اين ممكن است سخت باشد كه سرتان را درگير كنيد، اما اين چيز خوبي است.

476
00:33:16,948 --> 00:33:20,406
اونا ازت ميترسن به همين دليل اين اسباب بازي كوچك را در كنار موتور شما قرار داده اند.

477
00:33:20,485 --> 00:33:23,249
- از من مي ترسي؟ - آنها از خيلي ها مي ترسند -

478
00:33:23,321 --> 00:33:25,050
پليس، افرادي كه براي آنها كار مي كنند.

479
00:33:25,123 --> 00:33:28,854
و حالا آنها يك جعبه بزرگ هروئين دارند كه بايد از شر آن خلاص شوند.

480
00:33:28,927 --> 00:33:31,896
-خب حالا چيكار كنم؟ - به تعطيلات رفتن.

481
00:33:31,963 --> 00:33:35,091
تا زماني كه برگردي، مشكلت را حل خواهيم كرد. نيوهمپشاير خوب است.

482
00:33:35,166 --> 00:33:38,067
- ورمونت - باشه. و چه خواهيد كرد؟

483
00:33:38,136 --> 00:33:42,732
كنت و مليسا قرار است يك معامله مستند و كمي در حال خريد داشته باشند.

484
00:33:42,807 --> 00:33:45,139
اوه، ما اون مدرك رو ميگيريم، برو كنت...

485
00:33:45,210 --> 00:33:48,202
او را وادار كنيد تا عمليات كوچك خود را تعطيل كند و او را از كار بازگردانيد.

486
00:33:48,279 --> 00:33:50,804
متشكرم. من- باورم نميشه اين كارو براي من كردي

487
00:33:50,882 --> 00:33:54,318
خب ما هنوز اين كار را نكرديم. چرا نميري، اوم، مقدماتت رو درست كن؟

488
00:33:54,385 --> 00:33:56,376
باشه.

489
00:33:59,157 --> 00:34:02,615
- اين معامله - زمان - مي دانم، مايك. تو تمام اين چيزهاي كوان را گرفتي.

490
00:34:02,694 --> 00:34:04,628
خوبه. ما تحت پوشش هستيم تو خوبي. عرقش نكن

491
00:34:04,696 --> 00:34:06,789
- مطمئني؟ - آره ما فقط عكس مي گيريم

492
00:34:06,865 --> 00:34:10,631
- شما كسي هستيد كه نياز به پشتيبان داريد. - نه، من اين كار را به تنهايي انجام مي دهم.

493
00:34:10,702 --> 00:34:13,899
باشه. من آن را دريافت مي كنم. موفق باشيد.

494
00:34:13,972 --> 00:34:15,997
به من نگاه نكن من آن را نمي فهمم.

495
00:34:16,074 --> 00:34:18,838
- من متوجه نمي شوم كه چرا براي بازگشت به داخل اينقدر مرده اي.

496
00:34:18,910 --> 00:34:21,470
چرا برگرديد و براي افرادي كه شما را در اين همه كار قرار داده اند كار كنيد؟

497
00:34:21,546 --> 00:34:24,413
ميخوام اسممو پاك كنم مي خواهم بدانم چه كسي اين كار را با من كرده است.

498
00:34:24,482 --> 00:34:28,646
من تمام كارم را صرف كاري كردم كه به آن اعتقاد داشتم، في. يه چيز مهم

499
00:34:28,720 --> 00:34:30,779
تو اينجا داري كار مهمي انجام ميدي، مايكل.

500
00:34:30,855 --> 00:34:32,789
در مورد آن فكر كنيد.

501
00:34:32,857 --> 00:34:36,190
دفعه بعد كه زندگي خود را به خطر مي اندازيد تا با اين همكار فيليپ كوان صحبت كنيد...

502
00:34:36,261 --> 00:34:38,354
بهش فكر كن.

503
00:34:39,931 --> 00:34:41,865
في.

504
00:34:50,575 --> 00:34:52,702
بسيار خوب، آنجاست كه ملاقات كوچك كنت در حال پايان است.

505
00:34:52,777 --> 00:34:55,007
من ماشينو ميبرم اون طرف پايين...

506
00:34:55,079 --> 00:34:57,775
از لنز تله بر روي دوربين استفاده كنيد تا چيزي به دست آوريم.

507
00:34:57,849 --> 00:35:00,613
باشه. عجله اي نيست. من روي ساعت هستم.

508
00:35:00,685 --> 00:35:03,813
- من برنزه‌ام كار مي‌كنم. - دفعه بعد يك نرخ ثابت مي خواهم.

509
00:35:03,888 --> 00:35:05,822
مممم

510
00:35:35,453 --> 00:35:39,150
- مطمئني ساعت 3:00 بهشون گفتي. - آره.

511
00:35:43,761 --> 00:35:45,820
وقتي در حال برقراري ارتباط با كد هستيد ...

512
00:35:45,897 --> 00:35:49,230
گاهي فقط بايد اميدوار باشي كه با هركسي كه حرف ميزني...

513
00:35:49,300 --> 00:35:51,894
آنقدر باهوش است كه بفهمد چه مي گوييد.

514
00:35:51,970 --> 00:35:54,768
از كدي استفاده كنيد كه خيلي ساده است و خراب مي شود.

515
00:35:54,839 --> 00:35:56,807
از كدي استفاده كنيد كه خيلي پيچيده است...

516
00:35:56,874 --> 00:35:59,502
و تو فقط با خودت حرف ميزني

517
00:35:59,577 --> 00:36:02,512
- بدون كارت تبريك من صدمه ديده ام - خوشحالم كه موفق شدي

518
00:36:02,580 --> 00:36:04,741
آره يه چيزي پيش اومد ببخشيد جلسه مون رو از دست دادم

519
00:36:04,816 --> 00:36:07,683
سنت جان در 3:16، پسر باهوش.

520
00:36:07,752 --> 00:36:09,686
-آماده اي براي ملاقات؟ - شما اينجاييد؟

521
00:36:09,754 --> 00:36:12,314
در چمن من همديگر را ملاقات خواهيم كرد.

522
00:36:12,390 --> 00:36:15,086
با تشكر. من به جايي برگشتم كه اولين پيامم را گرفتي.

523
00:36:15,159 --> 00:36:19,186
تنها بيا، يا من مي روم - بدون سلاح، يا مي روم - تا 10 دقيقه ديگر، يا مي روم.

524
00:36:19,263 --> 00:36:23,092
- بيش از يك مايل دورتر است. - آره، خب، حدس بزن بهتره بدو.

525
00:36:32,677 --> 00:36:36,238
لطفا آرام باش.

526
00:36:36,314 --> 00:36:38,748
قرار بود 20 دقيقه پيش اينجا باشند. چيزي اشتباه است.

527
00:36:38,816 --> 00:36:40,909
من مطمئن هستم كه آنها در راه هستند.

528
00:36:40,985 --> 00:36:44,216
شايد حق با رئيس بود. شايد ما به خطر افتاده ايم.

529
00:36:44,288 --> 00:36:47,451
- كنت، به آنها گفتي؟ - مليسا، بله.

530
00:36:47,525 --> 00:36:50,858
اينها افراد بسيار جدي هستند. اگر فكر مي كردند مشكلي وجود دارد ما را مي كشند.

531
00:36:50,928 --> 00:36:53,988
بهتر است آن را از ما بشنويم. بهتره از من بشنوي

532
00:37:01,672 --> 00:37:05,438
- الان چيكار ميكني؟ - به خريدار زنگ مي زنم. او پنج دقيقه وقت دارد.

533
00:37:07,245 --> 00:37:09,611
- بيا ديگه. برو تو ماشين. - چي؟

534
00:37:09,680 --> 00:37:11,614
- بيا ديگه! - چي؟ چيست؟

535
00:37:11,682 --> 00:37:14,173
برو فقط سوار ماشين شو

536
00:37:15,520 --> 00:37:17,579
عجله كن!

537
00:37:27,999 --> 00:37:30,365
پسر-

538
00:37:30,435 --> 00:37:32,369
- بيرون از ماشين! - صبر كن. هي

539
00:37:33,571 --> 00:37:35,129
حركت كن! بيا بريم!

540
00:37:36,174 --> 00:37:38,199
ش-

541
00:38:23,121 --> 00:38:25,089
مايكل!

542
00:38:26,557 --> 00:38:28,548
دوباره سلام.

543
00:38:42,740 --> 00:38:45,937
من هميشه متوجه مي شوم كه دستم بعد از يك چنين دويدن كمي مي لرزد.

544
00:38:46,010 --> 00:38:50,310
هر مزيتي كه مي توانم به دست بياورم - خوب، مي دانيد، نمي توانم خيلي مراقب باشم.

545
00:38:50,381 --> 00:38:52,645
- من اينجا نيستم كه تو را بكشم. - واقعا؟

546
00:38:52,717 --> 00:38:56,175
از زماني كه شنيدم براي من شكار مي كني هر شب با اسلحه زير بالش مي خوابيدم.

547
00:38:56,254 --> 00:38:58,222
شنيدن اين حرف شما در حال حاضر - تقريباً نااميد كننده است.

548
00:38:58,289 --> 00:39:00,849
ميخوام بدونم چرا منو سوزوندي

549
00:39:00,925 --> 00:39:03,393
- فكر ميكني سوزوندمت؟ - ميدونم كه كردي

550
00:39:03,461 --> 00:39:05,622
چرا، چون آن را روي يك فايل خوانديد؟

551
00:39:05,696 --> 00:39:08,460
واي! شما واقعاً آن راز كوچك را كشف كرديد، نه؟

552
00:39:10,268 --> 00:39:14,637
شما فكر مي كنيد اين در مورد من است. يك مرد تو را تماشا كرد، هدفت گرفت، تو را سوزاند؟

553
00:39:14,705 --> 00:39:17,697
حساب هاي خود را مسدود كرده ايد؟ سفر خود را قطع كنيد؟

554
00:39:17,775 --> 00:39:21,711
يك مرد همه اين كارها را انجام داد و سپس تصميم گرفت به ميامي بيايد و خودش را توضيح دهد.

555
00:39:21,779 --> 00:39:24,475
تو سعي كردي منو بكشي

556
00:39:24,549 --> 00:39:26,642
هيچ چيز شخصي نيست

557
00:39:26,717 --> 00:39:30,448
در موقعيت من هم همين كار را انجام دهيد. مايكل، تو مدام فكر مي كني كه اين در مورد من است.

558
00:39:30,521 --> 00:39:35,823
اين فكر را دور كن دوست من تو در آستانه چيزي بسيار بسيار بزرگتر از ما هستي.

559
00:39:35,893 --> 00:39:39,454
- افرادي كه من براي آنها كار مي كنم، آنها براي شما برنامه دارند. - افرادي كه براي آنها كار مي كنيد؟

560
00:39:39,530 --> 00:39:43,159
افراد قدرتمند و خطرناك و اي مرد، آيا آنها از من ناراحت هستند.

561
00:39:43,234 --> 00:39:47,170
من شما را اشتباه خواندم مايكل انتظار نداشتم اينقدر پول خرج كني

562
00:39:47,238 --> 00:39:48,762
داري همه رو عصبي ميكني

563
00:40:18,169 --> 00:40:20,103
- سلام داداش. - نيت، سوار كاميونت شو...

564
00:40:20,171 --> 00:40:22,196
و من را در گوشه پمبروك و فلچر ملاقات كنيد.

565
00:40:22,273 --> 00:40:24,298
- حالا برو - خيلي خوب. چي؟

566
00:40:24,375 --> 00:40:26,536
- نيت، همين الان سوار كاميونت شو... - چي؟

567
00:40:26,611 --> 00:40:29,978
- و من را آنجا ملاقات كن -ولي صبر كن چه اتفاقي دارد ميوفتد؟

568
00:40:30,047 --> 00:40:33,244
حقيقت-

569
00:40:33,317 --> 00:40:35,251
هيچ نظري ندارم.

570
00:40:35,686 --> 00:40:38,519
10-4.

571
00:40:47,231 --> 00:40:49,165
اين مرد كاوان چيزي به شما مي گويد، يا چه؟

572
00:40:49,233 --> 00:40:52,134
او در حال انجام است.

573
00:40:52,203 --> 00:40:55,070
- فكر ميكني به خاطر همين تير خورده؟ - شايد.

574
00:40:55,139 --> 00:40:57,164
من نمي دانم. شايد فكر مي كردند او را مي كشم.

575
00:40:57,241 --> 00:40:59,334
اين يك تنظيم بود. پليس ها خيلي سريع آنجا بودند.

576
00:40:59,410 --> 00:41:02,573
قبل از شليك گلوله يك نفر با آنها تماس گرفت.

577
00:41:02,647 --> 00:41:04,581
اين عميق است، برادر.

578
00:41:08,486 --> 00:41:10,511
نيت، مي‌خواهم بروي مامان را ببري.

579
00:41:10,588 --> 00:41:13,182
وقت آن است كه شما دو نفر از شهر خارج شويد.

580
00:41:13,257 --> 00:41:15,589
درست.

581
00:41:15,660 --> 00:41:18,060
متشكرم، نيت.

582
00:41:20,831 --> 00:41:24,198
- فقط ميدوني - نه، اينطوري حرف نزن. تو در آن خوب نيستي

583
00:41:24,268 --> 00:41:27,999
اما دفعه بعد كه از شما 20 دلار براي بنزين خواستم، اين را به خاطر بسپاريد.

584
00:41:45,790 --> 00:41:48,452
در واقع، من فكر مي كنم من با شما مي روم.

585
00:41:51,762 --> 00:41:54,128
- مايكل - في، مي‌توانم با شما تماس بگيرم؟

586
00:41:54,198 --> 00:41:56,223
معامله مايكل، كنت و مليسا بد شد.

587
00:41:56,300 --> 00:42:00,794
- اونا مردن و سام - واي، واي، واي. چي؟ آهسته، في. آهسته تر

588
00:42:00,871 --> 00:42:03,601
فكر مي كنم رئيس كنت خانه را تميز مي كند.

589
00:42:03,674 --> 00:42:06,234
آنها ما را زير نظر داشتند. سام را بردند.

590
00:42:06,310 --> 00:42:09,040
- كي انجام داد؟ - من نمي دانم. هر كي هستن خوبن

591
00:42:09,113 --> 00:42:11,877
- كجايي في؟ - من نمي توانم صحبت كنم.

592
00:42:11,949 --> 00:42:16,283
من در منطقه انبار كنار پل خيابان اول هستم.

593
00:42:16,354 --> 00:42:19,414
دارند مي آيند
