﻿1
00:23:39,770 --> 00:23:42,770
TypeSet

2
00:00:03,280 --> 00:00:04,510
‫چرا...؟

3
00:00:10,110 --> 00:00:14,190
‫این آخرین مسئولیت من به‌عنوان اِنولای توـه.

4
00:00:14,190 --> 00:00:15,460
‫منتظر چی هستی، بل؟!

5
00:00:18,320 --> 00:00:19,820
‫چرا؟!

6
00:00:21,450 --> 00:00:27,000
‫بای بای ،

7
00:00:22,910 --> 00:00:27,000
‫بای بای ،
‫زمین

8
00:00:29,460 --> 00:00:32,340
صیاد دریاچه

9
00:00:36,330 --> 00:00:39,030
‫این‌همه های‌وهوی برای چیه؟

10
00:00:39,560 --> 00:00:45,990
‫جشنواره‌ای چیزی در کار نیست، مجرمی رو هم محاکمه نمی‌کنن.

11
00:00:45,990 --> 00:00:50,770
‫عرضم به حضورت که، رودخونه بالا اومد و
‫بذری از توی دریا رو به اینجا آورد.

12
00:00:51,100 --> 00:00:52,260
‫عجب؟

13
00:00:52,260 --> 00:00:56,280
‫حالا داره توی دریاچه گل می‌ده و سمّش همه‌جا پخش می‌شه.

14
00:00:56,280 --> 00:00:58,160
‫یه گل‌ماهی داره دریاچه رو مسموم می‌کنه؟

15
00:00:58,160 --> 00:00:59,610
‫با نمک. آب شور.

16
00:00:59,610 --> 00:01:03,070
‫لابد سعی داره آب تمیز رو تغییر بده.

17
00:01:03,070 --> 00:01:05,840
‫یه نگاه به گاوهای جوون بنداز.

18
00:01:05,840 --> 00:01:07,840
‫یکیشونو به همین زودی زمین زده.

19
00:01:08,140 --> 00:01:12,790
‫برای همین موش‌ها تصمیم گرفتن از یه خانه‌به‌دوش کمک بخوان.

20
00:01:13,830 --> 00:01:16,100
‫خانه‌به‌دوش؟ پس می‌تونی یه نفس راحت بکشی!

21
00:01:14,050 --> 00:01:17,970
خانه‌به‌دوش
کسی که سفر می‌کند

22
00:01:16,100 --> 00:01:21,780
‫مشکل اینجاست که این خانه‌به‌دوشه با یه دختره
‫زندگی می‌کنه و اون رو از طرف خودش فرستاده.

23
00:01:22,470 --> 00:01:23,430
‫دختر؟

24
00:01:23,720 --> 00:01:26,690
‫شایعات عجیبی درموردش شنیدم.

25
00:01:26,690 --> 00:01:32,360
‫می‌گن به‌خاطر آشوب به پا کردن توی پارک‌شهر، بیرونش کردن.

26
00:01:32,360 --> 00:01:36,500
‫تازه این تمام ماجرا نیست.
‫هیچ‌کس نمی‌تونه ازش چشم برداره.

27
00:01:36,500 --> 00:01:38,110
‫چون که...

28
00:01:38,400 --> 00:01:39,620
‫تاحالا همچین چیزی ندیدم.

29
00:01:39,620 --> 00:01:40,690
‫اهل کجاست؟

30
00:01:40,690 --> 00:01:42,440
‫عجب خرتوخری‌ـه.

31
00:01:42,440 --> 00:01:43,490
‫اون چیه دیگه؟

32
00:01:42,440 --> 00:01:43,800
‫لرزه به تنم میندازه.

33
00:01:43,490 --> 00:01:45,570
‫نه گوش داره و نه شاخ...

34
00:01:45,570 --> 00:01:46,890
‫اون چیه؟

35
00:01:46,890 --> 00:01:48,610
‫تاحالا درمورد همچین قبیله‌ای نشنیده بودم.

36
00:01:48,610 --> 00:01:51,160
‫بدنش اصلاً مو نداره!

37
00:01:51,160 --> 00:01:52,880
‫درواقع هیچی نداره.

38
00:01:52,880 --> 00:01:53,910
‫عجیب‌غریب.

39
00:01:53,910 --> 00:01:55,220
‫هیچ صفت خاصی نداره...

40
00:01:56,880 --> 00:01:59,410
‫روز از نو روزی از نو، ها؟

41
00:01:59,410 --> 00:02:01,060
‫چه گونه‌ی عجیبی.

42
00:02:01,060 --> 00:02:02,520
‫از کجا اومده؟

43
00:02:02,520 --> 00:02:03,500
‫یه‌روز...

44
00:02:04,050 --> 00:02:07,460
‫لابلاک بل! این اسم منه.

45
00:02:07,870 --> 00:02:12,020
‫به دستور استادم، لابلاک شیان اومدم اینجا.

46
00:02:12,410 --> 00:02:15,490
‫ممنون که تشریف آوردی، خانم بل.

47
00:02:15,830 --> 00:02:19,620
‫بنده حاکمِ «برج چرخ هوا» هستم.

48
00:02:19,620 --> 00:02:21,000
‫از آشنایی‌تون خوش‌وقتم.

49
00:02:21,000 --> 00:02:23,770
‫خب، طرف کجاست؟

50
00:02:23,770 --> 00:02:25,070
‫اونجا.

51
00:02:25,480 --> 00:02:27,980
‫دست‌هاش همه از تنه‌ی درخت کلفت‌ترن.

52
00:02:27,980 --> 00:02:31,190
‫بدن قرمز روشنش، تیغه‌ی شمشیر و نیزه رو می‌شکنه.

53
00:02:31,190 --> 00:02:34,450
‫از دهنش جوهر سمی بیرون می‌زنه.

54
00:02:34,450 --> 00:02:38,130
‫استادم گفت احتمالاً یه نِگرونی‌ـه.

55
00:02:38,510 --> 00:02:42,470
‫با این‌حال، تاوقتی با چشم‌های خودم ندیدم نمی‌تونم مطمئن بشم.

56
00:02:43,100 --> 00:02:44,960
‫پس می‌کشیش؟

57
00:02:44,960 --> 00:02:48,950
‫گوشتِ گل، غذای موردعلاقمه. فرقی نمی‌کنه چه نوعی باشه.

58
00:02:50,040 --> 00:02:53,200
‫خیال‌تون راحت. قول می‌دم از بین ببرمش.

59
00:02:54,300 --> 00:02:55,990
‫چه جانورصفت...

60
00:02:56,600 --> 00:03:01,110
‫نچ. پس چون فقط علف و میوه می‌خورم، شدم وحشی‌صفت؟

61
00:03:05,500 --> 00:03:07,700
‫چیکار داری می‌کنی؟

62
00:03:07,700 --> 00:03:09,810
‫بدنم رو سبک‌تر می‌کنم.

63
00:03:09,810 --> 00:03:10,660
‫باورم نمی‌شه!

64
00:03:11,170 --> 00:03:12,670
‫رسماً هیچ ویژگی نداره!

65
00:03:48,690 --> 00:03:50,730
‫برید کنار. دارم رد می‌شم.

66
00:03:51,630 --> 00:03:53,790
‫آب هنوز سرده.

67
00:03:56,940 --> 00:03:59,130
‫پس واقعاً یه نگرونی‌ـه.

68
00:03:59,870 --> 00:04:01,990
‫ولی نه هر نگرونی‌ای، از اون گنده‌هاشه.

69
00:04:04,040 --> 00:04:06,140
‫نوبت توـه، همکار.

70
00:04:33,340 --> 00:04:35,170
‫بخوان، روندینگ!

71
00:05:19,580 --> 00:05:20,480
‫فرار کنید!

72
00:05:45,850 --> 00:05:47,470
‫بوی آب شور میاد.

73
00:05:53,410 --> 00:05:54,380
‫تف!

74
00:05:54,380 --> 00:05:55,350
‫آب شور!

75
00:05:55,350 --> 00:05:56,400
‫یا خدا!

76
00:05:55,500 --> 00:05:56,560
‫غذاها رو جمع کنین!

77
00:05:56,560 --> 00:05:57,280
‫بدبخت شدیم رفت!

78
00:05:57,280 --> 00:05:58,170
‫شرشو کم کن!

79
00:05:58,170 --> 00:05:59,290
‫عجب مصیبتی!

80
00:05:58,170 --> 00:05:59,290
‫همه‌شون به فنا می‌رن!

81
00:05:59,610 --> 00:06:00,810
‫با این وضع...

82
00:06:09,520 --> 00:06:14,070
‫هی، برای چی اومدی اینجا؟

83
00:06:14,070 --> 00:06:17,060
‫خونه‌ای نداری؟

84
00:06:25,670 --> 00:06:28,700
‫می‌خوام برم خونه... به دریا...

85
00:06:28,700 --> 00:06:30,510
‫خب پس چی جلوتو گرفته؟

86
00:06:31,070 --> 00:06:33,280
‫حالا دیگه نمی‌تونم برگردم...

87
00:06:34,620 --> 00:06:36,610
‫همین‌جا بمیر...

88
00:06:37,220 --> 00:06:39,990
‫بذرها رو پخش کن...

89
00:06:44,420 --> 00:06:45,810
‫ببخشید.

90
00:07:24,460 --> 00:07:27,790
‫آ ـ آه، خیلی ممنونم!

91
00:07:27,790 --> 00:07:32,310
‫پاداشت رو بعداً می‌فرستیم به خونه‌تون.

92
00:07:32,870 --> 00:07:37,690
‫می‌تونم این بذر و اون دست رو با خودم ببرم؟

93
00:07:37,690 --> 00:07:40,840
‫به چه کارت میان؟

94
00:07:40,840 --> 00:07:45,310
‫گفتم که، گوشت گل غذای موردعلاقمه.

95
00:07:46,600 --> 00:07:47,650
‫باورم نمی‌شه...

96
00:07:48,820 --> 00:07:50,410
‫چه جانورصفت.

97
00:08:05,730 --> 00:08:10,280
‫احتمالاً تک تک بذرها رو از بین می‌برن.

98
00:08:16,710 --> 00:08:21,120
‫یه‌وقت اگه مجبور شم طرف مقابل بجنگم،

99
00:08:22,870 --> 00:08:24,170
‫باید...

100
00:08:41,860 --> 00:08:43,530
‫برگشتم، استاد.

101
00:08:44,080 --> 00:08:45,490
‫خسته نباشی.

102
00:08:47,790 --> 00:08:48,960
‫شیان...

103
00:08:54,290 --> 00:08:56,620
‫برای چی به خودش زحمت این‌کارو می‌ده؟

104
00:08:56,620 --> 00:08:58,850
‫می‌تونه به‌راحتی از جادو استفاده کنی.

105
00:08:58,850 --> 00:09:00,770
‫این موضوع درخصوص درگیری امروزم صدق می‌کنه.

106
00:09:00,770 --> 00:09:05,680
‫لازم نبود من انجامش بدم. شیان بهتر از من از پسش برمی‌اومد.

107
00:09:07,750 --> 00:09:09,180
‫اینم از این.

108
00:09:13,030 --> 00:09:14,470
‫اون دیگه چیه؟

109
00:09:14,470 --> 00:09:15,930
‫غنائم جنگی!

110
00:09:16,690 --> 00:09:20,190
‫کارت خوب بود. خیلی تمیز قطعش کردی.

111
00:09:21,220 --> 00:09:24,100
‫ولی بازم می‌تونستی دقیق‌تر ببریش.

112
00:09:24,100 --> 00:09:26,100
‫می‌خواستم ببینم چی توی چنته داره.

113
00:09:26,100 --> 00:09:28,660
‫یاد بگیر فقط با یه ضربه، تمام ظرفیت شمشیرت رو آزاد کنی.

114
00:09:29,050 --> 00:09:31,370
‫بگذریم، می‌خوای چیکارش کنی؟

115
00:09:31,370 --> 00:09:34,610
‫می‌خورمش، درست مثل گل‌ماهی‌های دیگه.

116
00:09:35,670 --> 00:09:38,900
‫گمونم خوردن بهترین روش عزاداری واسه‌ی مرده‌ست.

117
00:09:42,150 --> 00:09:45,810
‫نگرونی‌ها جز گوشت‌شون کاربردهای
‫دیگه‌ای هم دارن. پوست‌شونم خیلی سفته.

118
00:09:46,200 --> 00:09:48,770
‫پس، شاید باهاش کفش درست کنم.

119
00:09:51,950 --> 00:09:53,410
‫باز شروع کردی.

120
00:09:55,330 --> 00:09:56,360
‫خوش‌مزه‌ست.

121
00:09:56,360 --> 00:09:58,040
‫طعمش رو خراب می‌کنی.

122
00:09:58,040 --> 00:10:00,100
‫بهش می‌گن این‌کاره بودن.

123
00:10:00,100 --> 00:10:03,820
‫اگه انقدر به طعم غذات اهمیت می‌دی، چرا خودت آشپزی نمی‌کنی؟

124
00:10:04,730 --> 00:10:07,070
‫بیخیال، شوخی کردم!

125
00:10:08,830 --> 00:10:09,800
‫خوش‌مزه‌ست.

126
00:10:12,470 --> 00:10:13,920
‫هی، استاد.

127
00:10:13,920 --> 00:10:17,000
‫به‌نظرت چرا این نگرونی از دریا رفته؟

128
00:10:17,000 --> 00:10:20,420
‫چه می‌دونم؟ شاید از زندگی در اونجا راضی نبوده.

129
00:10:20,770 --> 00:10:23,440
‫می‌خواست برگرده.

130
00:10:23,440 --> 00:10:27,190
‫سعی داشت وظیفه‌ش به‌عنوان یه گل رو به انجام برسونه.

131
00:10:27,190 --> 00:10:30,000
‫وظیفه‌ی کسی که بذرها رو پخش می‌کنه.

132
00:10:30,000 --> 00:10:31,150
‫وظیفه؟

133
00:10:31,540 --> 00:10:33,240
‫گل‌ها تنها نیستن.

134
00:10:33,240 --> 00:10:38,110
‫هرچیزی توی این دنیا سعی داره با باقی چیزها ادغام بشه.

135
00:11:12,790 --> 00:11:16,190
‫همه‌شون ازم ترسیده بودن.

136
00:11:16,540 --> 00:11:19,830
‫تو اگه رفته بودی، بهتر از من از پسش برمی‌اومدی.

137
00:11:19,830 --> 00:11:23,160
‫آخه می‌خواستم به یه ماهی چی یاد بدم؟

138
00:11:23,540 --> 00:11:28,130
‫خیلی متعصبی. چرا مهارت‌هات رو توی
‫زمینه‌های دیگه‌ای جز تعلیم به کار نمی‌بری؟

139
00:11:28,130 --> 00:11:31,550
‫این وظیفه‌ی من به‌عنوان یه اِنولاـه.

140
00:11:28,720 --> 00:11:32,480
اِنولا
یک آموزگار

141
00:11:32,040 --> 00:11:35,360
‫اینجا هم نمی‌تونیم مدت زیادی بمونیم.

142
00:11:35,730 --> 00:11:38,030
‫پس، باروبندیل‌مون رو ببندیم و راه بیفتیم؟

143
00:11:38,030 --> 00:11:42,680
‫هنوز خیلی جاها توی این کشور مونده که تو ندیدی.

144
00:11:43,350 --> 00:11:46,510
‫آدم‌هایی مثل من پیدا می‌کنیم؟

145
00:11:46,880 --> 00:11:47,470
‫نه.

146
00:11:48,710 --> 00:11:53,650
‫دفعات قبل که رفتم، کسی رو مثل تو ندیدم.

147
00:11:54,100 --> 00:11:56,130
‫اگه همین‌طور ادامه بدیم،

148
00:11:56,130 --> 00:11:59,610
‫«ارتش پوچی سیری‌ناپذیر» دیر یا زود منو می‌برن.

149
00:11:57,230 --> 00:12:01,780
ارتش پوچی سیری‌ناپذیر

150
00:11:59,610 --> 00:12:03,120
‫راجع‌بهشون صحبت نکن. هیچ ایده‌ای نداری که چه شکلی‌ان.

151
00:12:03,420 --> 00:12:06,310
‫می‌دونم چی بهم یاد دادی.

152
00:12:06,310 --> 00:12:09,570
‫اون‌ها افرادی‌ان که دیگه نمی‌تونن از دنیا لذت ببرن، درسته؟

153
00:12:09,910 --> 00:12:14,030
‫اگه یه‌زمان گیرم بندازن، کارم تمومه. شک ندارم.

154
00:12:14,420 --> 00:12:19,020
‫کجا باید برم تا آدم‌هایی مثل خودم ببینم؟

155
00:12:19,020 --> 00:12:22,020
‫منم می‌خوام با دنیا ادغام شم.

156
00:12:22,020 --> 00:12:24,520
‫این‌جور زندگی‌کردن عذاب‌آوره.

157
00:12:25,040 --> 00:12:29,980
‫من به این احساس درونت، غربت‌زدگی می‌گم.

158
00:12:30,340 --> 00:12:33,110
‫غربت‌زدگی؟ این چیه دیگه؟

159
00:12:33,110 --> 00:12:34,760
‫خب...

160
00:12:35,150 --> 00:12:39,640
‫می‌تونه عشق به زادگاهت باشه، شوق آرمان‌شهر،

161
00:12:39,640 --> 00:12:46,710
‫یا ناتوانی دردناک برای دوست‌داشتن خودت و محل سکونتت.

162
00:12:46,710 --> 00:12:50,940
‫پس یادم بده چطوری غربت‌زدگی‌ام رو درمان کنم.

163
00:12:50,940 --> 00:12:53,540
‫من خونه‌ای ندارم.

164
00:12:53,540 --> 00:12:55,660
‫دراون‌صورت، چطوره به یه سفر بری؟

165
00:13:01,550 --> 00:13:02,840
‫گوش کن چی می‌گم، بل.

166
00:13:03,650 --> 00:13:08,570
سرزمین شوورت
کشور شمشیران

167
00:13:03,780 --> 00:13:07,860
‫توی «سرزمین شوورت» کسی مثل تو پیدا نمی‌شه.

168
00:13:07,860 --> 00:13:11,190
‫ولی اگه به مسیرت ادامه بدی و دور دنیا سفر کنی،

169
00:13:11,190 --> 00:13:15,480
‫شاید بتونی دنیایی پیدا کنی که واقعاً‌ متعلق به خودت باشه.

170
00:13:15,600 --> 00:13:19,860
پارک‌شهر

171
00:13:15,810 --> 00:13:19,290
‫برو به پارک‌شهر و آزمون‌هایی که
‫برای خانه‌به‌دوش شدن لازمه رو انجام بده.

172
00:13:20,000 --> 00:13:22,930
‫می‌دونم که از پسش برمیای.

173
00:13:23,280 --> 00:13:27,020
‫ناسلامتی، شاگرد خودمی.

174
00:13:39,280 --> 00:13:42,880
‫این از کجا به ذهنت زد؟

175
00:13:43,520 --> 00:13:47,860
‫سفر یعنی تمام وجودت رو بذاری وسط.

176
00:13:47,860 --> 00:13:50,260
‫هیچ‌ کمکی از دست کسی برات ساخته نیست.

177
00:13:50,600 --> 00:13:54,750
‫درسته که من اِنولای تواَم، ولی نمی‌تونم به تو تبدیل بشم،

178
00:13:54,750 --> 00:13:57,780
‫همون‌طور که تو نمی‌تونی به من تبدیل شی.

179
00:13:58,360 --> 00:14:03,320
‫می‌دونم. زندگی مشترک‌مون بالأخره یه‌روزی به پایان می‌رسه،

180
00:14:03,710 --> 00:14:07,270
‫و این شروعشه...

181
00:14:07,620 --> 00:14:11,600
‫تصمیم با خودته. خوب سبک و سنگینش کن.

182
00:14:17,090 --> 00:14:18,960
‫دنیای خودم...

183
00:14:25,300 --> 00:14:26,690
‫روندینگ؟

184
00:14:37,720 --> 00:14:39,690
‫اون دختره دیگه کیه؟

185
00:14:39,690 --> 00:14:41,700
‫می‌گن از یه سنگ متولد شده.

186
00:14:41,700 --> 00:14:43,280
‫جان من؟

187
00:14:43,280 --> 00:14:45,110
‫لرزه به تنم میندازه.

188
00:14:45,110 --> 00:14:47,000
‫واقعاً وحشتناکه!

189
00:14:46,160 --> 00:14:48,320
‫حتی گوش و دم هم نداره.

190
00:14:48,320 --> 00:14:49,600
‫هیچ صفت خاصی نداره.

191
00:14:49,600 --> 00:14:50,650
‫بی‌صفت!

192
00:14:50,650 --> 00:14:52,660
‫شنیدین که یه‌نفر بهش جاومکان داده؟

193
00:14:52,510 --> 00:14:54,680
‫قطعاً‌ یه مشکلی داره.

194
00:14:52,660 --> 00:14:53,570
‫کار سنگ‌تراش‌ـه.

195
00:14:53,570 --> 00:14:54,680
‫کدوم احمقی همچین بچه‌ای رو می‌خواد؟

196
00:14:54,680 --> 00:14:55,270
‫سر درنمیارم.

197
00:14:59,670 --> 00:15:00,520
‫حالت خوبه؟

198
00:15:00,220 --> 00:15:01,530
‫چرا انقدر خرزوره؟

199
00:15:55,720 --> 00:15:59,230
‫یه دوست پیدا کردم...

200
00:16:08,550 --> 00:16:09,380
‫کی اونجاست؟!

201
00:16:09,380 --> 00:16:10,230
‫هی، صبر کن!

202
00:16:10,230 --> 00:16:11,040
‫وایستا!

203
00:16:11,040 --> 00:16:12,290
‫آماده باشید!

204
00:16:25,130 --> 00:16:27,300
‫دوشبوغن زی دی ولت.

205
00:16:25,130 --> 00:16:27,300
‫دنیا را سوراخ کن؛ به زبان آلمانی

206
00:16:28,440 --> 00:16:29,660
‫راه فراری نداری!

207
00:16:31,050 --> 00:16:33,530
‫دنیا را سوراخ کن!

208
00:16:31,380 --> 00:16:33,550
دوشبوغن زی دی ولت
دنیا را سوراخ کن

209
00:16:31,380 --> 00:16:33,550
دوشبوغن زی دی ولت
دنیا را سوراخ کن

210
00:16:50,040 --> 00:16:51,690
‫چرا این‌کارو کردی؟

211
00:16:53,370 --> 00:16:54,950
‫دوستم...

212
00:16:54,950 --> 00:16:57,380
‫اون شمشیره رو می‌خواستی؟

213
00:17:24,560 --> 00:17:28,080
‫که اینطور، پس متوجه شدی.

214
00:17:38,570 --> 00:17:40,720
‫خب دیگه، با اجازه‌تون...

215
00:17:43,530 --> 00:17:45,190
‫اشکالی نداره.

216
00:17:45,190 --> 00:17:49,590
‫کسی رو بابت تنهایی‌ام، سرزنش نمی‌کنم.

217
00:17:50,840 --> 00:17:54,100
‫تا یه‌مدت لازم نیست نگران غذا باشیم.

218
00:17:55,240 --> 00:17:57,560
‫باهات حرف دارم، شیان.

219
00:17:57,560 --> 00:17:59,940
‫چیه؟

220
00:17:59,940 --> 00:18:03,400
‫می‌خوام آزمون‌هایی رو که برای سفر کردن لازمه، انجام بدم.

221
00:18:04,560 --> 00:18:06,350
‫می‌بینم کاملاً مصممی.

222
00:18:06,880 --> 00:18:09,690
‫خیلی زود تصمیم گرفتی.

223
00:18:11,790 --> 00:18:14,270
‫برو شمشیرمون رو بیار.

224
00:18:17,400 --> 00:18:21,660
‫خیلی‌خب، این آخرین درسی‌ـه که بهت می‌دم.

225
00:18:22,070 --> 00:18:25,710
‫اگر از عهده‌ی یه نفرین برنیای، نمی‌تونی خانه‌به‌دوش بشی.

226
00:18:26,190 --> 00:18:31,630
‫نفرین بسته به زندگی حامل‌اش، می‌تونه به شکل‌های مختلفی دربیاد.

227
00:18:31,990 --> 00:18:36,510
‫این نفرین اولین آزمونت در مسیر خانه‌به‌دوش شدن‌ـه.

228
00:18:36,510 --> 00:18:39,590
‫همون‌طور که رو به جلو پیش می‌ری، همچنان تسخیرت می‌کنه.

229
00:18:39,960 --> 00:18:45,550
‫من به‌شخصه نمی‌تونم از قدرتم برای چیزی جز تدریس استفاده کنم.

230
00:18:45,990 --> 00:18:49,770
‫نفرین‌ها از طریق خون خانه‌به‌دوشی منتقل می‌شن.

231
00:18:49,770 --> 00:18:51,190
‫آماده‌ای؟

232
00:19:10,330 --> 00:19:14,120
‫مقصودت از این سفر چیه، ای فرزند؟

233
00:19:14,120 --> 00:19:15,540
‫با صدای بلند و رسا به زبون بیار!

234
00:19:15,540 --> 00:19:19,760
‫می‌خوام... می‌خوام اصل‌ونسبم رو بدونم!

235
00:19:19,760 --> 00:19:22,540
‫می‌خوام با آدم‌هایی مثل خودم آشنا بشم!

236
00:19:22,540 --> 00:19:28,630
‫من... من هم می‌خوام با این دنیا ادغام بشم!

237
00:19:32,380 --> 00:19:37,530
‫ایمان داشته باش که این نفرین
‫یه‌روز تبدیل به یه نعمت می‌شه و بپذیرش.

238
00:19:39,210 --> 00:19:40,480
‫یه جای کار می‌لنگه.

239
00:19:40,840 --> 00:19:44,330
‫شیان، صورتت یه‌طوره که...

240
00:19:44,330 --> 00:19:46,240
‫یه‌طوره که تاحالا ندیدی؟

241
00:19:46,680 --> 00:19:50,200
‫این یعنی کم مونده آخرین درس‌ات رو تموم کنی.

242
00:19:52,210 --> 00:19:55,920
‫نه، شیان... داری ناپدید می‌شی!

243
00:19:55,920 --> 00:20:00,750
‫یه دانش‌آموخته دیگه نیازی به خاطرات با استادش نداره.

244
00:20:00,750 --> 00:20:03,420
‫فقط باید تعالیمش‌ رو به یاد داشته باشه.

245
00:20:04,000 --> 00:20:07,780
‫این‌طوری هیچ‌وقت به انگیزه‌ی پنهانم پی نمی‌بری.

246
00:20:07,780 --> 00:20:09,150
‫چیت؟

247
00:20:09,150 --> 00:20:14,360
‫به تو واگذارش می‌کنم تا جاهایی رو که
‫من دستم ازشون کوتاه موند، ببینی.

248
00:20:15,380 --> 00:20:18,030
‫حدس می‌زدم یه همچین چیزی باشه.

249
00:20:18,030 --> 00:20:22,200
‫لعنت بهت که افکارم رو به بازی گرفتی!

250
00:20:22,200 --> 00:20:23,530
‫چه اِنولایی! برو به جهنم!

251
00:20:23,530 --> 00:20:24,870
‫گندش بزنن!

252
00:20:24,870 --> 00:20:26,200
‫متأسفم، بل.

253
00:20:26,730 --> 00:20:30,200
‫پاک کردن من از خاطراتت، تو رو از این درد خلاص می‌کنه.

254
00:20:30,200 --> 00:20:36,050
‫همیشه همین‌کارو می‌کنی!
‫همیشه می‌خوای مطمئن بشی که کسی بهت نیاز نداره!

255
00:20:36,050 --> 00:20:40,540
‫این سرنوشت من به‌عنوان یه آموزگاره.

256
00:20:40,980 --> 00:20:42,380
‫چرا...؟

257
00:20:44,790 --> 00:20:47,180
‫والدینت سراغتو نمی‌گیرن.

258
00:20:48,010 --> 00:20:52,320
‫چرا که از این به بعد، من والد تو می‌شم.

259
00:20:53,170 --> 00:20:54,650
‫همراهم بیا.

260
00:20:55,060 --> 00:20:57,760
‫بهت یاد می‌دم چطوری از اون شمشیر استفاده کنی.

261
00:21:00,230 --> 00:21:01,690
‫چرا؟!

262
00:21:02,190 --> 00:21:09,070
‫یه‌روزی معنیِ «ارهون»، ورد روی شمشیرت رو می‌فهمی.

263
00:21:10,160 --> 00:21:16,460
آرمان‌شهر

264
00:21:10,190 --> 00:21:16,460
‫معنای واقعی و ازیادرفته‌ی کلمه‌ای که
‫تحت‌عنوان «جهان ایده‌آل» می‌شناسیمش.

265
00:21:17,970 --> 00:21:20,520
‫دوستت دارم، شیان.

266
00:21:20,920 --> 00:21:25,370
‫مردی خیلی بهتر از من پیدا می‌کنی، دخترکم.

267
00:21:35,440 --> 00:21:39,570
‫این آخرین مسئولیت من به‌عنوان اِنولای توـه.

268
00:21:39,570 --> 00:21:40,810
‫منتظر چی هستی، بل؟!

269
00:21:55,000 --> 00:22:00,000
اولین حرکت

270
00:21:55,000 --> 00:22:00,000
در ساعت سرخ</b> جدایی

271
00:22:22,590 --> 00:22:24,490
{\an8}بای بای ، زمین

272
00:23:30,340 --> 00:23:33,300
‫باید برای یه‌مدت به‌عنوان یه تک‌نواز به این سرزمین خدمت کنی.

273
00:23:33,300 --> 00:23:34,650
‫خداوند هیچ‌وقت اجازه‌ی این‌کارو نمی‌ده.

274
00:23:34,650 --> 00:23:37,060
‫نکنه دیگه نمی‌تونم چیزی رو بِبُرم؟

275
00:23:37,060 --> 00:23:39,770
‫دخترِ عقل‌وخرد.

276
00:23:38,270 --> 00:23:39,970
دومین حرکت

277
00:23:38,270 --> 00:23:39,970
در زمین‌تاب </b>علت

