﻿1
00:23:39,490 --> 00:23:42,490
TypeSet

2
00:00:04,470 --> 00:00:09,030
‫من تو بچگی از یکی از این سنگ‌ها متولد شدم.

3
00:00:09,920 --> 00:00:14,160
‫تخم سنگ‌، ها؟ یعنی از کجا پیداشون شده.

4
00:00:21,790 --> 00:00:25,180
‫زادگاهم توی آسمونه یا یه جای دیگه؟

5
00:00:26,780 --> 00:00:28,650
‫جالب نمی‌شه.

6
00:00:33,510 --> 00:00:34,860
‫ولی می‌خوام پیداش کنم...

7
00:00:35,270 --> 00:00:40,780
‫با تمام وجود دنیایی رو می‌خوام که میذاره باهاش ادغام شم.

8
00:00:46,560 --> 00:00:49,720
‫پیدات کردم. بالأخره پیدات کردم،

9
00:00:50,350 --> 00:00:53,110
‫دخترِ‌ منطق.

10
00:01:13,090 --> 00:01:16,470
بای بای، زمین

11
00:01:16,470 --> 00:01:18,390
بای بای، زمین

12
00:02:32,000 --> 00:02:35,360
‫اوکراک به همین زودی آبی شده.

13
00:02:32,130 --> 00:02:35,380
سنگ گاه‌شمار
اوکراک

14
00:02:35,630 --> 00:02:39,090
جنگل کوارتز

15
00:02:39,580 --> 00:02:42,770
‫سال‌هاست پا توی جنگل کوارتز نذاشتم،

16
00:02:43,210 --> 00:02:45,510
‫ولی سر سوزنی دلم برای اینجا تنگ نشده.

17
00:02:53,160 --> 00:02:54,770
‫خـ ـ‌ خرگوش؟!

18
00:02:54,770 --> 00:02:57,330
‫تو یه بچه ربیتیایی، نه؟

19
00:02:54,860 --> 00:02:57,610
ربیتیا

20
00:02:57,850 --> 00:02:59,840
‫چقدر خوشگله. مثل عروسک می‌مونه.

21
00:03:02,430 --> 00:03:04,160
‫بیا. نوشیدنی می‌خوری؟

22
00:03:07,320 --> 00:03:11,770
‫می‌گن که دیدن یه ربیتیای مسافر سر راه، نماد خوش‌شانسیه.

23
00:03:15,330 --> 00:03:17,060
‫آ ـ آهای!

24
00:03:20,290 --> 00:03:22,960
‫تاحالا بهت گفتن که چقدر قیافه‌ی مسخره‌ای داری؟

25
00:03:23,710 --> 00:03:26,190
‫فکر نکنم درگیر شدن با این کوچولو فکر خوبی باشه.

26
00:03:26,990 --> 00:03:29,910
‫بمونه پیش خودت. چندتا لیوان دیگه دارم.

27
00:03:39,640 --> 00:03:41,990
‫چه بچه‌ی عجیبی.

28
00:03:48,240 --> 00:03:51,080
پارک‌شهر، شوورت لند

29
00:03:54,580 --> 00:03:56,740
‫این چیه دیگه؟

30
00:03:56,740 --> 00:03:59,380
‫چه گونه‌ی عجیبی!

31
00:04:06,220 --> 00:04:09,890
زیر غرب

32
00:04:12,560 --> 00:04:15,070
‫می‌بینم اینجا هنوزم مثل قبل شلوغ و پرسروصداست.

33
00:04:16,500 --> 00:04:18,970
‫بهتره قبل از همه‌چی یه فکری به حال شکم گرسنه‌م بکنم.

34
00:04:21,440 --> 00:04:22,250
‫چشه؟

35
00:04:22,250 --> 00:04:23,910
‫عجیب‌غریب.

36
00:04:23,910 --> 00:04:25,290
‫کاملاً بی‌صفته...

37
00:04:28,540 --> 00:04:31,380
‫اینجا بیرون‌ـه، خانم کوچولو.

38
00:04:32,280 --> 00:04:34,330
‫گمونم ظواهر می‌تونه غلط‌انداز باشه.

39
00:04:34,330 --> 00:04:38,060
‫خیال کردم یه پری‌دریایی از قلعه، اتفاقی سر از اینجا درآورده.

40
00:04:38,060 --> 00:04:41,300
‫داخل و بیرون... برای من فرقی نداره.

41
00:04:41,300 --> 00:04:42,470
‫هان؟

42
00:04:42,470 --> 00:04:44,510
‫یه‌چیزی بده بخورم.

43
00:04:44,510 --> 00:04:46,690
‫و همین‌طور چای گلِ سرد برام بیار.

44
00:04:46,690 --> 00:04:49,210
‫خوب گوش‌هاتو وا کن، خانم کوچولوی داهاتی.

45
00:04:49,210 --> 00:04:52,470
‫ما توی پارک‌شهر، پایبند قانون تم ایم.

46
00:04:51,180 --> 00:04:54,600
قانون تم

47
00:04:52,760 --> 00:04:58,520
‫خیر یا شر بودن برای تمام اهالی اینجا از بدو تولد مقدر شده.

48
00:04:59,000 --> 00:05:02,390
‫اگه از این نظام سرپیچی کنی، ممکنه کله‌ت رو به باد بدی.

49
00:05:02,390 --> 00:05:05,110
‫یه حسی بهم می‌گه منو دست انداختی.

50
00:05:05,110 --> 00:05:06,980
‫و ضمناً «خانم کوچولو» صدام نکن.

51
00:05:07,260 --> 00:05:10,200
‫اسمم لابلک بل ـه.

52
00:05:10,490 --> 00:05:13,180
‫شرمنده‌ی روی ماهت، لابلک.

53
00:05:13,180 --> 00:05:16,280
‫من صاحب آمارِتّو، هاگیس‌ام.

54
00:05:16,650 --> 00:05:19,490
‫چقدر درمورد شوورت لند می‌دونی؟

55
00:05:19,810 --> 00:05:22,470
‫گمونم تقریباً همه‌چیو.

56
00:05:22,470 --> 00:05:28,630
‫مردم پارک‌شهر به دو دسته‌ی تاپ‌داگ‌های نیکو و آندرداگ‌های شر تقسیم می‌شن،

57
00:05:23,760 --> 00:05:36,940
نیکو

58
00:05:23,760 --> 00:05:36,940
تاپ‌داگ‌ها
ساکنین قلعه

59
00:05:23,760 --> 00:05:36,940
شر

60
00:05:23,760 --> 00:05:36,940
آندرداگ‌ها
بیرون دیوارهای قلعه

61
00:05:28,630 --> 00:05:32,110
‫یا به عبارتی مردم داخل و بیرون شهر، درست می‌گم؟

62
00:05:28,760 --> 00:05:36,940
تاپ‌داگ‌ها
ساکنین قلعه

63
00:05:28,760 --> 00:05:36,940
آندرداگ‌ها
بیرون دیوارهای قلعه

64
00:05:32,110 --> 00:05:36,940
‫همین‌طوره! قانون تم به‌واسطه‌ی این تقسیم‌بندیه که پابرجاست.

65
00:05:36,940 --> 00:05:40,270
‫هیچ‌کس نمی‌تونه این توازن رو به‌هم بریزه و از زیرش قسر در بره.

66
00:05:40,270 --> 00:05:45,150
‫به‌نفعته دست دست نکنی و بفهمی کدوم طرفی.

67
00:05:46,860 --> 00:05:48,620
‫چه نیازی هست؟

68
00:05:48,620 --> 00:05:51,730
‫به‌هرحال همین زودی‌ها از کشور می‌رم.

69
00:05:51,730 --> 00:05:53,730
‫چی گفتی؟ نکنه...

70
00:05:55,030 --> 00:05:56,730
‫قراره یه نومد شم.

71
00:05:55,160 --> 00:05:59,330
نومد
کسی که سفر می‌کند

72
00:05:56,730 --> 00:05:59,330
‫برای همین اومدم به پارک‌شهر.

73
00:06:01,040 --> 00:06:02,490
‫ولش کن.

74
00:06:02,490 --> 00:06:04,750
‫خدا هرگز اجازه‌ش رو نمی‌ده.

75
00:06:04,750 --> 00:06:05,710
‫هان؟

76
00:06:06,080 --> 00:06:08,140
‫امان از روستایی‌ها...

77
00:06:08,650 --> 00:06:10,340
‫گوش کن، لابلک.

78
00:06:10,340 --> 00:06:14,050
‫کسی که به این کشور حکومت می‌کنه، دراصل پادشاه توی قلعه نیست.

79
00:06:14,050 --> 00:06:16,270
‫خدا حکومت می کنه. خدا.

80
00:06:20,160 --> 00:06:21,520
‫هوی، چت شده؟

81
00:06:21,520 --> 00:06:25,730
‫یادم افتاد. اسم این خدا...

82
00:06:26,220 --> 00:06:28,620
‫دئوس اکس ماکینا.

83
00:06:29,190 --> 00:06:31,450
‫«دئوس»... چی؟

84
00:06:31,450 --> 00:06:33,950
‫خودم هم زیاد سر درنمیارم.

85
00:06:34,240 --> 00:06:38,310
‫فقط یه‌چیزیه که سال‌ها پیش یه لاشی بی‌مروت بهم گفته.

86
00:06:38,970 --> 00:06:43,420
‫آره... من یکیو کشتم.

87
00:06:43,420 --> 00:06:45,740
‫ولی آخه کی؟ برای چی؟

88
00:06:49,790 --> 00:06:52,220
‫از دست تو! فقط مایه‌ی دردسری!

89
00:06:52,220 --> 00:06:53,440
‫همون بچه‌ایه که دیدم!

90
00:06:53,440 --> 00:06:56,390
‫آهای پسرها، می‌خواین با اون بچه چیکار کنین؟

91
00:06:56,390 --> 00:06:59,240
‫از چیزی که می‌خوام بگم شاخ درمیاری، آقاجون هاگیس!

92
00:06:59,240 --> 00:07:02,370
‫این جغله شمشیرمو به دندون گرفت و آب شد رفت توی زمین...

93
00:07:02,370 --> 00:07:04,510
‫دهن‌مون سرویس شد تا این نفله رو بیاریم اینجا!

94
00:07:04,510 --> 00:07:06,150
‫شمشیرزنان شر، ها؟

95
00:07:06,150 --> 00:07:08,600
‫ولی الان شانس‌مون زده.

96
00:07:08,600 --> 00:07:10,200
‫نکنه شماهاــ

97
00:07:10,200 --> 00:07:12,610
‫ای جانم، یه ربیتیا گیر آوردیم!

98
00:07:12,610 --> 00:07:14,690
‫با کشتنش اسم‌ورسمی به‌هم بزنیم که بیا و ببین!

99
00:07:14,690 --> 00:07:18,620
‫و با نوشیدن خون ربیتیا، شمشیرهامون شکست‌ناپذیر می‌شه!

100
00:07:18,620 --> 00:07:19,510
‫نادون‌ها!

101
00:07:19,510 --> 00:07:22,490
‫ربیتیاها فقط یه‌مشت هیولان!

102
00:07:26,130 --> 00:07:27,840
‫لابلاک، صبر کن!

103
00:07:27,840 --> 00:07:32,360
‫شما موظفید با شنیدن صدای برخورد تیغه‌ها، شمشیر بکشید.

104
00:07:32,360 --> 00:07:36,190
‫ولی می‌بینم شمشیرزن‌های شر با قبلاًها فرق کردن.

105
00:07:38,120 --> 00:07:42,860
‫اگر نتونی فرق بین شر بودن و شرارت کردن رو تشخیص بدی،

106
00:07:42,860 --> 00:07:44,300
‫لیاقت شمشیرو نداری.

107
00:07:44,300 --> 00:07:45,880
‫عفریته!

108
00:07:49,280 --> 00:07:50,230
‫چی؟

109
00:07:51,190 --> 00:07:52,360
‫اون دیگه چی بود؟

110
00:07:58,620 --> 00:07:59,720
‫بازم اتفاق افتاد.

111
00:08:00,060 --> 00:08:02,130
‫یه‌چیزی داره مانعم می‌شه.

112
00:08:02,420 --> 00:08:04,930
‫خر خدا! کدوم نادونی راه میفته و رو این و اون شمشیر می‌کشه؟!

113
00:08:04,930 --> 00:08:06,530
‫تقاصش رو پس می‌دی!

114
00:08:08,860 --> 00:08:10,240
‫برو به جهنم!

115
00:08:14,670 --> 00:08:16,460
‫جریان چیه؟

116
00:08:16,460 --> 00:08:19,140
‫رسماً دارم با یه قطعه آهن می‌جنگم.

117
00:08:19,140 --> 00:08:23,210
‫اگر از عهده‌ی یه نفرین برنیای، نمی‌تونی نومد بشی.

118
00:08:23,210 --> 00:08:25,170
‫این نفرین منه؟

119
00:08:25,170 --> 00:08:28,950
‫نکنه دیگه نمی‌تونم چیزیو بِبُرم؟

120
00:08:28,950 --> 00:08:30,070
‫این...

121
00:08:30,070 --> 00:08:31,390
‫هوی!‌ کافیه دیگه!

122
00:08:49,360 --> 00:08:53,000
‫همه‌مون فهمیدیم چه شمشیرزن قهاری هستی.

123
00:08:53,000 --> 00:08:55,990
‫و همین‌طور چقدر جانورصفتی.

124
00:08:55,990 --> 00:08:57,730
‫مـ ـ‌ من...

125
00:08:57,730 --> 00:09:00,300
‫آب ریخته جمع‌شدنی نیست.

126
00:09:00,700 --> 00:09:03,510
‫اون‌ها برای رشد دادن اون شمشیرها از جون مایه گذاشته بودن.

127
00:09:00,970 --> 00:09:02,360
‫شمشیرم...

128
00:09:02,360 --> 00:09:03,530
‫چطور ممکنه.

129
00:09:03,860 --> 00:09:05,970
‫دیگه هرگز احیاء نمی‌شن.

130
00:09:06,320 --> 00:09:08,410
‫فقط به‌مرور زمان فرسوده می‌شن و از بین می‌رن.

131
00:09:08,930 --> 00:09:10,310
‫آه، اومدن!

132
00:09:10,310 --> 00:09:11,780
‫شمشیرزن‌های تاپ‌داگ!

133
00:09:11,780 --> 00:09:13,660
‫آدم‌های نیکو اَن!

134
00:09:14,010 --> 00:09:16,130
‫داگ تگ داری؟

135
00:09:14,150 --> 00:09:18,660
داگ تگ
مجوز مبارزه

136
00:09:16,130 --> 00:09:17,440
‫نه اون چیه دیگه.

137
00:09:17,440 --> 00:09:18,770
‫پس راه بیفت برو.

138
00:09:18,770 --> 00:09:22,410
‫بدون داگ تگ، از شمشیر استفاده کردی.
‫نمی‌تونی از زیرش قسر در بری.

139
00:09:22,850 --> 00:09:23,950
‫اون بچه چی می‌شه؟

140
00:09:24,590 --> 00:09:25,950
‫فرار کرده.

141
00:09:28,510 --> 00:09:29,830
‫هـ ـ‌ هی.

142
00:09:48,480 --> 00:09:51,400
قلعه

143
00:09:51,390 --> 00:09:55,120
‫دلت برای اون‌موقع که داخل بودی، تنگ شده؟

144
00:09:56,250 --> 00:10:01,580
‫من غیر از دیدن تو، چیز دیگه‌ای از اینجا یادم نمیاد،

145
00:10:02,210 --> 00:10:03,550
‫روندینگ.

146
00:10:07,260 --> 00:10:11,700
‫وقتی اون شمع خاموش شد، بازجویی رو شروع می‌کنیم.

147
00:10:11,700 --> 00:10:14,060
‫تا اون‌موقع اینجا منتظر بمون.

148
00:10:20,720 --> 00:10:23,870
‫توی همچین اتاقی بود.

149
00:10:23,870 --> 00:10:27,320
‫پیدات کردم و بعد کلی منتظر موندم.

150
00:10:28,300 --> 00:10:31,640
‫واقعاً دیگه نمی‌تونم چیزیو ببرم؟

151
00:10:32,560 --> 00:10:35,660
‫نفرینم به این‌شکل دراومده،

152
00:10:36,230 --> 00:10:38,110
‫اولین آزمونم در مسیرِ...

153
00:10:38,110 --> 00:10:39,570
‫نومد شدن.

154
00:10:40,730 --> 00:10:44,730
‫همینه. مدت‌ها منتظر موندم.

155
00:10:44,730 --> 00:10:46,010
‫تا اینکه...

156
00:10:46,010 --> 00:10:46,970
‫یه‌نفر اومد.

157
00:10:47,460 --> 00:10:48,300
‫کی بود؟

158
00:10:54,410 --> 00:10:56,490
‫چه مرگته، لابلاک بل؟

159
00:10:56,490 --> 00:10:59,040
‫هیچ‌کس نمیاد تو رو از اینجا نجات بده!

160
00:10:59,040 --> 00:11:01,720
‫زل‌زدن به در باعث نمی‌شه زودتر از وقتش باز بشه!

161
00:11:02,640 --> 00:11:03,830
‫روندینگ!

162
00:11:12,120 --> 00:11:14,390
‫شمع خاموش شده.

163
00:11:15,020 --> 00:11:19,740
‫آه، راستی. می‌تونی به یه شمشیرزن به‌اسم گاف بگی بیاد پیشم؟

164
00:11:19,740 --> 00:11:23,540
‫گمونم یه‌جورایی شاگرد یه استاد بودیم.

165
00:11:24,650 --> 00:11:26,690
‫پاک فراموشم شده بود.

166
00:11:28,100 --> 00:11:29,430
‫متوجه حرفم شدی؟

167
00:11:34,410 --> 00:11:37,660
‫آقاجون هاگیس، کسی شمشیرت رو شکسته؟

168
00:11:37,660 --> 00:11:41,950
‫نه، مال من نیست. برای من مدت‌ها قبل از بین رفت.

169
00:11:42,670 --> 00:11:45,000
‫خیلی‌وقته همو ندیدیم، هاگیس.

170
00:11:45,340 --> 00:11:47,020
‫آدونیس!

171
00:11:47,020 --> 00:11:48,660
‫این بیرون چیکار می‌کنی؟

172
00:11:48,980 --> 00:11:51,690
‫اگه برای تو نشکسته، پس برای کیه؟

173
00:11:51,690 --> 00:11:54,910
‫آه، والا، برای چندتا جوونه.

174
00:11:54,910 --> 00:11:56,530
‫بدجوری له‌ولورده شدن.

175
00:11:56,530 --> 00:11:58,470
‫بردمشون به یکی‌ از اتاق‌های مهمانِ طبقه‌ی بالا.

176
00:11:59,190 --> 00:12:00,970
‫می‌تونم باهاشون حرف بزنم؟

177
00:12:02,320 --> 00:12:04,230
‫بگو سیر تا پیاز ماجرا رو برات تعریف کنن.

178
00:12:07,600 --> 00:12:10,460
‫آدونیس، به دیدن خانواده‌ت رفتی؟

179
00:12:10,460 --> 00:12:12,150
‫قصدشو ندارم.

180
00:12:13,750 --> 00:12:17,140
‫فکر می‌کنی برای چی برگشته؟

181
00:12:17,140 --> 00:12:18,380
‫چه می‌دونم؟

182
00:12:18,380 --> 00:12:20,800
‫امروز تا دلت بخواد مشتری فتنه‌گر داشتم.

183
00:12:22,300 --> 00:12:24,510
‫ا ـ ارتش پوچی سیری‌ناپذیره!

184
00:12:22,500 --> 00:12:23,930
‫دارن میان!

185
00:12:23,930 --> 00:12:24,960
‫بجنبین! از این‌ور!

186
00:12:24,510 --> 00:12:28,100
ارتش پوچی سیری‌ناپذیر

187
00:12:24,960 --> 00:12:26,290
‫اگه گیرت بیارن، کارت تمومه!

188
00:12:26,290 --> 00:12:27,430
‫نمی‌خوام سایه بشم!

189
00:12:27,430 --> 00:12:28,720
‫برید داخل خونه‌هاتون!

190
00:12:34,910 --> 00:12:38,390
‫به حق چیزهای ندیده!‌ درست وسط شهر سبز شدن!

191
00:12:38,390 --> 00:12:42,170
‫لابد بوی یکی از هم‌نوعانشون به مشام‌شون رسیده.

192
00:12:42,170 --> 00:12:47,910
‫امروز یه‌نفر توی پارک‌شهر به ارتش پوچی سیری‌ناپذیر ملحق می‌شه.

193
00:12:47,910 --> 00:12:51,240
‫کسی که دیگه از هیچ‌چیزی نمی‌تونه لذت ببره.

194
00:12:57,890 --> 00:13:00,580
‫واقعاً خیلی مدیونتم، گاف.

195
00:13:00,580 --> 00:13:03,680
‫الان مهمون منی، می‌دونی که؟

196
00:13:03,680 --> 00:13:07,550
‫ولی بازم، خیلی خوش‌حالم که ازت کمک خواستم.

197
00:13:07,550 --> 00:13:12,260
‫باورم نمی‌شه علاوه‌بر تبرئه‌کردنم، یه‌جایی برای موندن واسه‌م پیدا کردی.

198
00:13:12,260 --> 00:13:16,050
‫ای کاش از همون اولش می‌اومدی سراغ من.

199
00:13:17,500 --> 00:13:21,850
‫استادت ازم خواسته هواتو داشته باشم.

200
00:13:23,430 --> 00:13:24,910
‫اینم یه داگ تگ.

201
00:13:24,910 --> 00:13:28,730
‫فقط باید طلسم شخصی‌اتو روش حک کنی.

202
00:13:29,130 --> 00:13:30,630
‫شاندی گاف،

203
00:13:30,630 --> 00:13:35,110
‫یه شمشیرزن عالی‌رتبه مثل تو چرا باید
‫کاراشو بذاره کنار تا فقط یه لطفی درحق استادم بکنه؟

204
00:13:35,110 --> 00:13:38,320
‫یعنی استادم انقدر کاردرست بوده؟

205
00:13:38,320 --> 00:13:41,390
‫من به گرد پاشم نمی‌رسم.

206
00:13:41,870 --> 00:13:43,230
‫هومـــم؟

207
00:13:44,000 --> 00:13:46,190
‫ازش بدت میاد؟

208
00:13:46,470 --> 00:13:52,130
‫چطوری ازش بدم بیاد؟ هر خاطره‌ای که ازش داشتم رو از ذهنم پاک کرده.

209
00:13:52,130 --> 00:13:56,600
‫بگذریم، شرمنده ولی نمی‌تونم اینو قبول کنم.

210
00:13:57,230 --> 00:13:59,530
‫من قراره نومد شم.

211
00:13:59,530 --> 00:14:00,890
‫می‌دونم.

212
00:14:01,230 --> 00:14:07,480
‫ولی تاوقتی به یه قرارداد با پادشاه عمل نکردی،
‫نمی‌تونی سفرت رو آغاز کنی.

213
00:14:07,830 --> 00:14:12,180
‫بایستی تا یه‌مدت به‌عنوان یه شمشیرزن به این سرزمین خدمت کنی.

214
00:14:14,190 --> 00:14:17,690
‫من نفرین شدم.

215
00:14:17,690 --> 00:14:24,040
‫فکر کنم باعث شده شمشیرم سلیقه‌ای بشه.

216
00:14:24,890 --> 00:14:28,590
‫قبلاً می‌تونستم درست همون‌طور که
‫شمشیرم رو توی گل، سنگ یا چوب فرو می‌برم،

217
00:14:28,590 --> 00:14:31,220
‫بدن هر آدمی از هر گونه‌ای رو بشکافم.

218
00:14:33,220 --> 00:14:35,010
‫چطور می‌تونی همچین حرفی بزنی؟!

219
00:14:35,010 --> 00:14:35,800
‫هــــه؟

220
00:14:36,160 --> 00:14:42,260
‫به‌نظرم نفرین واقعی تو اینه که بین فرو بردن شمشیرت...

221
00:14:42,260 --> 00:14:45,460
‫توی بدن آدم‌ها و گل‌ها تفاوتی حس نمی‌کنی.

222
00:14:46,500 --> 00:14:48,230
‫منظورت اینه که جانورصفتم؟

223
00:14:48,700 --> 00:14:53,710
‫شمشیر من مثل یه دستکشه که وقتی چیزیو لمس می‌کنم، دستم می‌کنم.

224
00:14:54,040 --> 00:14:57,400
‫یه حسی بهم می‌گه نباید تبعیض قائل بشه.

225
00:14:58,610 --> 00:15:04,060
‫دراین‌صورت، این هم به حل معمای نفرینت
‫کمک می‌کنه و هم توی سفرهات به کارت میاد.

226
00:15:04,060 --> 00:15:05,630
‫چرا قبولش نمی‌کنی؟

227
00:15:06,630 --> 00:15:08,480
‫برای خودمم سؤاله.

228
00:15:09,360 --> 00:15:11,500
‫طلسمم، ها؟

229
00:15:11,500 --> 00:15:13,480
‫گمونم بنویسم «جانورصفت».

230
00:15:13,480 --> 00:15:14,420
‫بل...

231
00:15:14,980 --> 00:15:17,710
‫بابت همه‌چیز ازت ممنونم، گاف.

232
00:15:17,710 --> 00:15:21,140
‫راستشو بخوای، نمی‌خواستم دست به دامن کسی بشم.

233
00:15:21,670 --> 00:15:25,680
‫ولی حالا که خودت پیشنهادشو دادی، سر هرچیزی ازت کمک می‌گیرم.

234
00:15:25,680 --> 00:15:27,410
‫یه‌وقت پشیمون نشی!

235
00:15:29,610 --> 00:15:32,660
‫هی تو! از کجا پیدات شد؟!

236
00:15:33,080 --> 00:15:36,810
‫اینجا چیکار داری؟ اومدی ازم تشکر کنی؟

237
00:15:36,810 --> 00:15:41,290
‫نیازی نبود. اونجا خودم تصمیم گرفتم مداخله کنم.

238
00:15:41,290 --> 00:15:44,730
‫پس اون‌همه الم‌شنگه سر این بچه بود؟

239
00:15:44,730 --> 00:15:46,260
‫آره، یه‌جورایی.

240
00:15:46,630 --> 00:15:51,790
‫باید از اینکه یه ربیتیای مسافر مهمونته، به خودت ببالی.

241
00:15:51,790 --> 00:15:53,710
‫مهمون، ها؟

242
00:15:55,580 --> 00:15:58,090
‫هرچه زودتر یه قرار ملاقات با پادشاه برات ترتیب می‌دم.

243
00:15:58,090 --> 00:16:01,090
‫جداً خیلی کله‌گنده‌ای ها، نه؟

244
00:16:04,210 --> 00:16:05,940
‫این موسیقی نوازنده‌های کشاورزه.

245
00:16:04,270 --> 00:16:08,820
نوازنده‌های کشاورز

246
00:16:06,430 --> 00:16:10,400
‫وای، یادش به‌خیر. قبلاًها شب‌وروز تمرینش می‌کردم.

247
00:16:10,890 --> 00:16:15,610
‫البته نوازندگی‌ام هیچ‌وقت آنچنان پیشرفت نکرد.

248
00:16:16,450 --> 00:16:18,910
‫نمی‌خوای به دیدن خانواده‌ت بری؟

249
00:16:18,910 --> 00:16:20,670
‫توی یه فرصت مناسب می‌رم.

250
00:16:21,360 --> 00:16:25,690
‫چطوره اقلاً یه تک پا بری احوال‌شونو بپرسی.

251
00:16:28,310 --> 00:16:30,900
‫هنوز نمی‌تونم ببینمشون.

252
00:16:32,770 --> 00:16:33,920
‫که اینطور.

253
00:16:37,970 --> 00:16:40,900
‫خیلی‌وقته یه حموم شاهانه نکردم!

254
00:16:44,390 --> 00:16:48,150
‫از حموم‌کردن خوشت نمیاد؟ خب، بدا به حالت.

255
00:16:50,860 --> 00:16:53,340
‫ببینم تو پسری؟

256
00:16:54,660 --> 00:16:57,620
‫راستی، می‌خواستی کجا بری؟

257
00:17:00,430 --> 00:17:03,510
‫نکنه نمی‌تونی حرف بزنی...

258
00:17:10,450 --> 00:17:13,720
‫اذیت می‌شم وقتی آدم‌های اطرافم با محبت باهام رفتار می‌کنن.

259
00:17:19,910 --> 00:17:21,600
‫«لابلاک» ها؟

260
00:17:20,140 --> 00:17:26,060
لابلک
«یک‌چیز کمیاب»

261
00:17:22,300 --> 00:17:25,490
‫تو دومین نفری هستی که این اسم رو حک کردی.

262
00:17:25,490 --> 00:17:27,970
‫هــــه؟ پس فقط من نیستم؟

263
00:17:27,970 --> 00:17:29,410
‫تو و استادت.

264
00:17:29,410 --> 00:17:31,710
‫دیگه از چشمم افتاد.

265
00:17:31,710 --> 00:17:32,810
‫شرمنده.

266
00:17:32,810 --> 00:17:36,890
‫حالا اصلاً چرا می‌خواد پادشاه رو ملاقات کنم؟

267
00:17:36,890 --> 00:17:43,330
{\an8}‫به‌عنوان یک نوازنده‌ی شمشیر، برای به‌جا آوردنِ
‫مراسم قراردادها، باید خداوند را سرگرم کنی.

268
00:17:39,410 --> 00:17:44,040
نوازنده‌ی شمشیر

269
00:17:43,330 --> 00:17:44,730
{\an8}‫این صدا...

270
00:17:44,730 --> 00:17:48,610
‫باز چه خبره؟ سعی داره راهنمایی‌ام کنه؟

271
00:17:48,610 --> 00:17:50,530
‫پادشاه به خواست خداوند عمل می‌کند.

272
00:17:50,530 --> 00:17:56,500
‫و درهای به‌روی یک سفر، تنها درحضور خانواده‌ی سلطنتی گشوده می‌شوند.

273
00:17:58,180 --> 00:18:03,600
پابلیک آو جاستیس
تالار شمشیر و ترازو

274
00:18:03,600 --> 00:18:07,810
تالار شاه‌نشین

275
00:18:09,090 --> 00:18:16,190
‫«پابلیک آو جاستیس» شامل سه سالن تئاتر است
‫که بالاترین نقطه‌ی شوورت لند محسوب می‌شود.

276
00:18:17,100 --> 00:18:21,870
{\an8}‫احاطه‌شدنِ خداوند از سه‌طرف توسط صحنه‌های نمایش،

277
00:18:18,990 --> 00:18:25,870
تالار رقص

278
00:18:18,990 --> 00:18:25,870
تالار شاه‌نشین

279
00:18:18,990 --> 00:18:25,870
میدان شمشیرها

280
00:18:21,870 --> 00:18:25,510
{\an8}‫خودِ فضا را برای ملت مقدس می‌کند.

281
00:18:30,800 --> 00:18:34,020
‫مثل یه سنگ قبره.

282
00:18:39,970 --> 00:18:44,890
ایگدراسیل
خدای درخت شمشیر

283
00:18:40,130 --> 00:18:44,440
{\an8}‫ایگدراسیل، تخت پادشاهی خدایی که ساکن این سرزمین است را بنگر.

284
00:18:44,860 --> 00:18:49,140
{\an8}‫یک شمشیر سرطانی که از آغاز آفرینش درحال رشد است.

285
00:18:47,640 --> 00:18:51,730
شمشیر سرطانی

286
00:18:50,380 --> 00:18:52,270
‫یه خدا ساکن این درخته؟

287
00:18:56,170 --> 00:18:57,960
‫قضیه چیه؟

288
00:18:59,260 --> 00:19:02,530
‫درخت به من نگاه نمی‌کنه.

289
00:19:07,570 --> 00:19:13,390
‫پادشاهِ کاهنه که جسمش را به درخت تسلیم کرده است، نزد خداوند می‌ماند.

290
00:19:15,580 --> 00:19:18,760
‫دو چهره: تاپ‌داگ و آندرداگ.

291
00:19:18,760 --> 00:19:23,550
‫جهان، فطرت دوگانه‌اش را ازطریق شکل پادشاه آشکار می‌کند.

292
00:19:23,550 --> 00:19:29,520
‫حضورت را در پیشگاه خود و خدایان گرامی می‌داریم.

293
00:19:23,680 --> 00:19:28,270
پادشاه روهاید

294
00:19:31,490 --> 00:19:36,870
‫اگر شکل‌وشمایل‌مان موجب رنجشت می‌شود،
‫با کمال میل به آغوش خداوند بازمی‌گردیم.

295
00:19:36,870 --> 00:19:42,060
‫که اینطور. تو از هیچ گونه‌ای نیستی.

296
00:19:42,060 --> 00:19:46,460
‫شاید برای همینه که ادب و نزاکت نداری.

297
00:19:46,460 --> 00:19:47,400
‫بل.

298
00:19:52,210 --> 00:19:54,430
‫پادشاه داره بهم نگاه می‌کنه.

299
00:19:55,080 --> 00:19:56,610
‫خب پس خدا چی؟!

300
00:20:05,230 --> 00:20:06,420
‫می‌دونستم.

301
00:20:06,420 --> 00:20:08,890
‫درخت بازم بهم نگاه نمی‌کنه.

302
00:20:20,850 --> 00:20:25,200
‫چه کسی در مراسم قراردادها شرکت می‌کند؟

303
00:20:25,200 --> 00:20:27,050
‫جواب بده، گاف.

304
00:20:27,940 --> 00:20:32,350
‫یکی از شاگردانِ اِنولای پرآوازه، لابلاک شیان،

305
00:20:32,360 --> 00:20:36,490
‫آخرین درسش رو تموم کرده و به پارک‌شهر اومده.

306
00:20:36,490 --> 00:20:41,170
‫هم‌شاگردی‌ام، به‌اسم لابلاک بل.

307
00:20:41,400 --> 00:20:45,220
‫و برای چه در مراسم شرکت می‌کنی؟

308
00:20:45,530 --> 00:20:46,880
‫می‌خوام یه نومد بشم!

309
00:20:46,880 --> 00:20:49,650
‫که چی بشه؟

310
00:20:49,650 --> 00:20:52,360
‫که بتونم رگ‌وریشه‌م رو پیدا کنم.

311
00:20:52,830 --> 00:20:58,240
‫می‌خوام بدونم کی هستم، از کجا اومدم و کجا باید برم!

312
00:20:58,680 --> 00:21:01,070
‫می‌خوام آدم‌هایی مثل خودم پیدا کنم!

313
00:21:01,600 --> 00:21:03,230
‫وگرنه...

314
00:21:04,380 --> 00:21:07,790
‫تا ابد تنها می‌مونم.

315
00:21:09,650 --> 00:21:15,300
‫بسیارخب. آزمونی به تو ارزانی می‌داریم،
‫بلکه از آن قراردادی پدید آوری.

316
00:21:15,740 --> 00:21:20,900
‫نام سازت را بخوان، جوان.

317
00:21:24,260 --> 00:21:29,380
‫روندینگ، اثر استاد شمشیرسازیِ نامدار، درم!

318
00:21:29,760 --> 00:21:35,220
‫تبحرت به‌عنوان یک نوازنده‌ی شمشیر مورد آزمون قرار خواهد گرفت.

319
00:21:35,560 --> 00:21:40,000
‫شمشیرزنی برگزیده می‌شود که تو را به مبارزه بطلبد.

320
00:21:40,000 --> 00:21:41,030
‫حریفم کیه؟

321
00:21:41,030 --> 00:21:45,360
‫یه‌نفر که در گذشته باهاش برخورد داشتی.

322
00:21:45,360 --> 00:21:49,950
‫کیر رویال، یکی از چهار قهرمان‌مون.

323
00:21:49,950 --> 00:21:54,680
‫قبلاً شمشیرش رو شکوندی.

324
00:21:55,000 --> 00:22:00,000
دومین حرکت

325
00:21:55,000 --> 00:22:00,000
در زمین‌تاب <b>علت</b>

326
00:23:30,270 --> 00:23:33,250
‫بود و نبودمون درگرو این مبارزه‌ست.

327
00:23:33,250 --> 00:23:34,630
‫من میون همه یه وصله‌ی ناجورم.

328
00:23:34,630 --> 00:23:36,230
‫پیش برو و به دیگران بگو.

329
00:23:36,230 --> 00:23:38,100
‫به تو فرصت برخورد می‌دهیم.

330
00:23:37,590 --> 00:23:39,490
‫مامان! بابا!

331
00:23:38,270 --> 00:23:39,970
سومین حرکت

332
00:23:38,270 --> 00:23:39,970
به کسانی که زمین را اجرا می‌کنند <b>بدرود</b>

