﻿1
00:23:39,660 --> 00:23:42,660
TypeSet

2
00:00:18,440 --> 00:00:21,030
‫گمونم جوجه‌ات بالأخره لونه رو ترک کرد،

3
00:00:21,310 --> 00:00:22,760
‫لابلک.

4
00:00:22,760 --> 00:00:23,990
‫یه‌جورایی.

5
00:00:24,420 --> 00:00:26,540
‫دستم رو با خشونت قطع کرد.

6
00:00:27,130 --> 00:00:29,230
‫به‌زور جون سالم به در بردم.

7
00:00:29,620 --> 00:00:32,590
‫بدنم بهبود پیدا کرد،

8
00:00:32,590 --> 00:00:35,290
‫ولی شمشیرم نه.

9
00:00:35,640 --> 00:00:38,790
‫مثل همیشه بی‌احتیاطی.

10
00:00:39,710 --> 00:00:43,430
‫یه دلیل بهم بده که چرا باید این رو ترمیم کنم.

11
00:00:43,430 --> 00:00:47,870
‫تو خودت اون شمشیرو ساختی،‌ درم.

12
00:00:47,870 --> 00:00:50,350
‫کس دیگه‌ای نمی‌تونه ترمیمش کنه.

13
00:00:51,420 --> 00:00:54,270
‫می‌بینم هنوزم وهم و خیال دود می‌کنی.

14
00:00:56,150 --> 00:00:58,500
‫شندی کوچولو چطوره؟

15
00:00:58,500 --> 00:01:02,270
‫گاف دیگه اون پسربچه‌ی قدیما نیست.

16
00:01:02,290 --> 00:01:04,480
‫قراره شاهزاده‌ی بخت بعدی بشه.

17
00:01:04,740 --> 00:01:09,030
‫می‌دونه خاکسترهای مقدس چطوری ساخته می‌شن؟

18
00:01:09,030 --> 00:01:10,470
‫بعید می‌دونم.

19
00:01:10,470 --> 00:01:14,180
‫ولی یه‌نفر به قلعه رفته تا از این راز پرده برداره.

20
00:01:14,470 --> 00:01:16,400
‫دختر منطق.

21
00:01:16,990 --> 00:01:19,570
‫اون پاسخ دعاهامونه،

22
00:01:19,570 --> 00:01:24,220
‫وارث تمام آموزه‌هام و دارنده‌ی شمشیری که تو ساختی.

23
00:01:24,710 --> 00:01:27,750
‫من گایدنسم رو درون بدن اون گذاشتم.

24
00:01:26,100 --> 00:01:30,650
گایدنس
آن که مسیر را نشان می‌دهد

25
00:01:27,750 --> 00:01:32,860
‫به‌موقعش، اون رو به جاهایی هدایت
‫می‌کنه که حتی پاهای ما هم به اونجاها نرسیده.

26
00:01:33,180 --> 00:01:35,360
‫اون فرزند رویاهامونه.

27
00:01:36,500 --> 00:01:40,320
‫یکی رو لازم داریم که به منطق شک داشته باشه.

28
00:01:40,640 --> 00:01:42,270
‫فرد خاصی مدنظرت هست؟

29
00:01:42,270 --> 00:01:44,730
‫ارتش پوچی سیری‌ناپذیر، شامه‌ی تیزی داره.

30
00:01:45,250 --> 00:01:49,960
‫اصول این سرزمین سرانجام مورد امتحان قرار می‌گیره،

31
00:01:50,530 --> 00:01:53,080
‫از جمله دئوس اکس ماکینا.

32
00:01:54,160 --> 00:01:57,300
‫شمشیرت که آماده شد، ازشون می‌خوام بهت تحویلش بدن.

33
00:01:59,450 --> 00:02:01,870
‫به امید دیدار دوباره.

34
00:02:22,950 --> 00:02:26,430
بای بای، زمین

35
00:02:26,430 --> 00:02:28,330
بای بای، زمین

36
00:03:33,980 --> 00:03:37,440
میدان شمشیرها

37
00:03:44,170 --> 00:03:48,820
‫من کیر رویال هستم، یکی از چهار شمشیرزنی که
‫بر مراسم قراردادها نظارت دارن!

38
00:03:49,530 --> 00:03:53,410
‫هیچ فکرشو نمی‌کردم مبارزه‌ی مجددمون اینطوری باشه.

39
00:03:53,670 --> 00:03:55,110
‫کیر رویال...

40
00:03:55,910 --> 00:03:57,650
‫حتماً اون شمشیرزنه.

41
00:03:58,560 --> 00:04:01,360
‫فکر نکنم از کسی شکست بخورم،

42
00:04:01,700 --> 00:04:06,670
‫ولی حالا که نفرین شدم، می‌تونم بدنش رو بشکافم؟

43
00:04:06,940 --> 00:04:11,890
‫این شمشیر جدید رو از بذر شمشیری که شکوندی، رشد دادم.

44
00:04:11,890 --> 00:04:14,100
‫لیودم رو نظاره کن.

45
00:04:14,400 --> 00:04:17,480
‫با شکستن شمشیرم، قوی‌تر شدم.

46
00:04:17,480 --> 00:04:20,020
‫بابتش ازت ممنونم.

47
00:04:20,330 --> 00:04:23,450
‫بود و نبودمون درگرو این مبارزه‌ست.

48
00:04:23,450 --> 00:04:24,770
‫متوجه هستی که!

49
00:04:24,770 --> 00:04:26,120
‫متوجهم.

50
00:04:31,210 --> 00:04:32,620
‫آدونیس؟

51
00:04:33,250 --> 00:04:37,130
‫خیال می‌کردم از شوورت موزیکی که
‫برای سرگرم‌کردن خداوند اجرا می‌شه، بیزاری.

52
00:04:34,580 --> 00:04:38,540
شوورت موزیک
(موسیقی شمشیر)

53
00:04:37,130 --> 00:04:38,610
‫برای چی اومدی اینجا؟

54
00:04:38,610 --> 00:04:41,840
‫خودشه، مگه نه؟ دختری که از استادت آموزش دیده.

55
00:04:42,280 --> 00:04:44,730
‫عجب شمشیری داره.

56
00:04:45,060 --> 00:04:48,130
‫بل... «دخترک»، ها؟

57
00:04:54,180 --> 00:04:57,910
‫تاوقتی که تو رو داشته باشم، می‌تونم هر مانعی رو از سر راه بردارم.

58
00:05:22,570 --> 00:05:24,300
‫به غرش شمشیرش گوش بده!

59
00:05:27,320 --> 00:05:29,140
‫اما می‌دونم پیروزی از آن منه!

60
00:05:35,460 --> 00:05:36,850
‫تو مشتمه!

61
00:05:37,300 --> 00:05:39,190
‫جراحتی برنداشت؟

62
00:05:39,490 --> 00:05:40,690
‫بعداز اون ضربه؟!

63
00:05:40,690 --> 00:05:42,640
‫به‌نظر من که ضربه‌ی کاری‌ای بود.

64
00:05:42,900 --> 00:05:44,010
‫نفرینم...

65
00:05:48,690 --> 00:05:50,370
‫اگر نتونم بدنشو بشکافم، چطوری باید پیروز شم؟!

66
00:05:56,110 --> 00:05:57,530
‫فقط یه راه دارم!

67
00:06:18,790 --> 00:06:19,680
‫خلاصم کن.

68
00:06:29,760 --> 00:06:31,370
‫این تنها کاریه که ازم ساخته‌ست.

69
00:06:32,920 --> 00:06:34,690
‫چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.

70
00:06:36,070 --> 00:06:37,080
‫چیکار داری...

71
00:06:39,120 --> 00:06:40,110
‫این‌کارو نکن!

72
00:06:49,980 --> 00:06:51,670
‫چطور تونست شمشیرشو بشکنه؟!

73
00:06:51,670 --> 00:06:52,940
‫باورم نمی‌شه!

74
00:06:52,940 --> 00:06:55,060
‫چطور می‌تونه انقدر وقیح باشه؟!

75
00:06:55,060 --> 00:06:57,080
‫این حرمت‌شکنی محضه!

76
00:06:55,950 --> 00:06:58,010
‫از ترس به خودت بپیچ، عجیب‌الخلقه‌ی بی‌صفت!

77
00:06:58,010 --> 00:06:59,930
‫تقاص این‌کارتو با ترس پس می‌دی!

78
00:06:59,930 --> 00:07:02,070
‫پتک ترس رو پایین بیار!

79
00:07:02,070 --> 00:07:07,620
‫پتک ترس! پتک ترس!

80
00:07:07,620 --> 00:07:15,410
‫پتک ترس! پتک ترس! پتک ترس!

81
00:07:09,660 --> 00:07:11,790
‫من این‌جوری کارهامو پیش می‌برم!

82
00:07:11,790 --> 00:07:15,420
‫اگه به مذاق‌تون خوشت نمیاد، بیاید جلو و باهام بجنگید!

83
00:07:15,830 --> 00:07:21,360
‫پتک ترس! پتک ترس!

84
00:07:23,210 --> 00:07:25,200
‫زنده باد پیروزِ نبرد!

85
00:07:25,200 --> 00:07:29,540
‫تو از آزمونت توی مراسم قراردادها، سربلند بیرون اومدی.

86
00:07:30,370 --> 00:07:32,010
‫به شکستم اعتراف می‌کنم.

87
00:07:32,010 --> 00:07:33,760
‫تو قوی هستی.

88
00:07:38,800 --> 00:07:40,870
‫آره جون عمه‌ام.

89
00:07:42,160 --> 00:07:47,570
‫به‌عنوان یک شمشیرزن به تو خوشامد می‌گوییم، دخترک.

90
00:07:47,570 --> 00:07:51,540
‫من به پارک‌شهر نیومدم که شوورت موزیک اجرا کنم.

91
00:07:51,540 --> 00:07:57,630
‫تویی که درِ سفرها را می‌کوبی،
‫سه‌تا وظیفه درانتظارت هست.

92
00:07:58,080 --> 00:08:01,170
‫مطابق با بالاترین نقطه‌ی شوورت لند،

93
00:08:01,170 --> 00:08:05,350
‫سه قطعه‌ی شوورت موزیک را اجرا می‌کنی تا ‫به خدایمان آرامش دهی.

94
00:08:05,350 --> 00:08:08,490
‫اما تنها این کافی نیست.

95
00:08:08,490 --> 00:08:10,980
‫به تو فرصت برخورد می‌دهیم.

96
00:08:10,980 --> 00:08:11,890
‫فرصت؟

97
00:08:12,130 --> 00:08:15,510
‫نفرینی را که به عهده‌ات گذاشته شده، مشاهده کن.

98
00:08:15,510 --> 00:08:21,010
‫از این راه، عاقبت یک نعمت نصیبت می‌شود.

99
00:08:26,150 --> 00:08:27,240
‫این چیه؟

100
00:08:27,240 --> 00:08:28,520
‫خاکسترهای مقدس.

101
00:08:27,360 --> 00:08:31,990
خاکسترهای مقدس

102
00:08:28,520 --> 00:08:29,690
‫گاف.

103
00:08:30,130 --> 00:08:31,990
‫این‌ها خاکسترهای مقدسن؟

104
00:08:33,790 --> 00:08:34,790
‫هی!

105
00:08:35,160 --> 00:08:38,250
‫کـ ـ کافیه دیگه. بقیه رو خودم یه‌کاریش می‌کنم.

106
00:08:38,700 --> 00:08:41,270
‫چی شده؟ اون سوختگی‌ها جاشون می‌مونه.

107
00:08:41,270 --> 00:08:45,280
‫دست خودم نیست. دردش انقدر
‫زود از بین رفت که از ترس به خودم لرزیدم.

108
00:08:45,280 --> 00:08:47,010
‫این کار خاکسترهای مقدسه.

109
00:08:47,010 --> 00:08:49,170
‫بدش به من.

110
00:08:49,530 --> 00:08:53,140
‫حتی درد هم توی پارک‌شهر الکی به‌نظر می‌رسه.

111
00:08:53,140 --> 00:08:57,600
‫مبارزه‌ات با کیر عالی بود. بهت افتخار می‌کنم.

112
00:08:58,140 --> 00:08:59,120
‫ولی‌ــ

113
00:08:59,600 --> 00:09:05,750
‫شمشیرزن‌ها تمام عمرشان را صرف
‫رشد دادنِ شمشیرشان به‌عنوان گواهی از خودشان می‌کنند.

114
00:09:05,750 --> 00:09:09,900
‫وقتی شمشیر بشکند، دیگر رشد نمی‌کند. صرفاً می‌پوسد و از بین می‌رود.

115
00:09:09,900 --> 00:09:11,960
‫اینو خودم می‌دونم!

116
00:09:11,960 --> 00:09:16,370
‫ولی چون نمی‌تونم بدن کسی رو ببرم، مجبورم
‫شمشیر تمام کسایی که باهاشون می‌جنگم رو بشکنم.

117
00:09:17,250 --> 00:09:19,320
‫من میون همه یه وصله‌ی ناجورم.

118
00:09:19,770 --> 00:09:22,410
‫همیشه همه‌جا همین بساطه.

119
00:09:24,410 --> 00:09:29,550
‫آن دخترک را به خواست خودت در قربانگاه قربانی می‌کنی؟

120
00:09:29,550 --> 00:09:35,500
‫می‌خواهی از خدایمان، خدایی که نفرینش
‫گرفتارت کرده، انتقام بگیری؟

121
00:09:35,500 --> 00:09:37,580
‫تو اشراف‌زاده به‌دنیا آمدی.

122
00:09:37,580 --> 00:09:39,460
‫یه کشیش به‌دنیا اومدی.

123
00:09:39,460 --> 00:09:42,820
‫با اِنولا شدن، از خدایمان فرار کردی.

124
00:09:42,820 --> 00:09:46,170
‫با نومد شدن، از قلمرویمان فرار کردی.

125
00:09:46,170 --> 00:09:50,640
‫شاگردهای مقدرشده‌ات به چه منزله‌ای هستند؟

126
00:09:50,640 --> 00:09:55,110
‫در پایان سفرت چی به‌دست آوردی؟

127
00:09:57,630 --> 00:10:03,030
‫که اینطور. پس برای وداع بازگشتی.

128
00:10:03,030 --> 00:10:07,570
‫پس برگشتی نابودمون کنی.

129
00:10:07,840 --> 00:10:10,930
‫آن‌یکی به دوردست‌ها می‌رود...

130
00:10:10,930 --> 00:10:13,170
‫دختر منطق.

131
00:10:13,170 --> 00:10:17,460
‫حالا، حقیقتاً‌ آزادت می‌کنیم.

132
00:10:17,460 --> 00:10:19,930
‫مثل مرده‌ها زندگی کن.

133
00:10:19,930 --> 00:10:22,880
‫کسی مرد مرده را دنبال نمی‌کند.

134
00:10:22,880 --> 00:10:25,410
‫حتی یه خدا.

135
00:10:26,090 --> 00:10:28,440
‫این‌طور نیست، شیان؟

136
00:10:35,990 --> 00:10:39,090
‫بدرود، برادر کوچک.

137
00:10:50,740 --> 00:10:52,750
‫اوهو.

138
00:10:57,740 --> 00:11:01,680
‫عجب. پس این اشتاین در وایسن ـه.

139
00:10:59,090 --> 00:11:01,680
اشتاین در وایسن
سنگ فیلسوف

140
00:11:02,020 --> 00:11:05,830
‫چه طعم عجیبی. واقعاً تهوع‌آوره.

141
00:11:07,550 --> 00:11:12,140
‫عجب احمقی. کدوم خری از این و تارهای سرنوشت دست می‌کشه؟

142
00:11:12,400 --> 00:11:15,120
‫حتی لازم نیست به خودم زحمت بدم دوباره محاسبه‌اش کنم.

143
00:11:15,120 --> 00:11:19,570
‫تمام فرمولایم، پیش بروید و به دیگران بگویید.

144
00:11:16,320 --> 00:11:19,570
فرمولا

145
00:11:22,220 --> 00:11:23,370
‫پیداش کردم.

146
00:11:26,650 --> 00:11:28,620
‫خاکسترهای مقدس؟

147
00:11:28,620 --> 00:11:33,810
‫آدونیس گفت با این می‌تونیم شمشیرهامون رو احیاء کنیم.

148
00:11:33,810 --> 00:11:34,630
‫مطمئنی؟

149
00:11:35,070 --> 00:11:36,960
‫ولی عجیبه.

150
00:11:36,960 --> 00:11:40,380
‫یه‌چیزی تو مایه‌های «محک‌زدنِ اهریمنِ درون‌مون» راجع‌بهش گفت.

151
00:11:40,640 --> 00:11:42,630
‫چه اهمیتی داره؟!

152
00:11:42,630 --> 00:11:44,780
‫همین‌که شمشیرم احیاء بشه،

153
00:11:44,780 --> 00:11:48,440
‫به اون خرگوش و اون عجیب‌الخلقه‌ی بی‌صفت
‫یه درس حسابی می‌دم که تا عمر دارن فراموش نکنن!

154
00:11:48,950 --> 00:11:51,420
‫این رو از اون خرگوشه کش رفتم.

155
00:11:51,890 --> 00:11:53,310
‫با این گولش می‌زنم وــ

156
00:11:53,310 --> 00:11:55,350
‫می‌بینم براتون درس عبرت نشد.

157
00:11:55,670 --> 00:11:58,200
‫بگو ببینم، می‌خواستین به کی یه درس حسابی بدین؟

158
00:11:58,980 --> 00:12:00,500
‫چطوری اومدی داخل؟!

159
00:12:00,500 --> 00:12:02,980
‫برای سروکله‌زدن با شما، فقط به محاسبات ذهنی نیاز دارم.

160
00:12:10,330 --> 00:12:12,120
‫مـ ـ می‌سوزه!

161
00:12:12,120 --> 00:12:13,450
‫آتیش!

162
00:12:14,950 --> 00:12:16,720
‫کابوس‌های شیرین ببینید.

163
00:12:18,490 --> 00:12:20,850
‫پس این محصول محلی شوورت لنده؟

164
00:12:20,850 --> 00:12:22,210
‫چقدر داغونه.

165
00:12:25,650 --> 00:12:28,970
‫یه‌نفر بدون‌شک از صدای آواز خوندن خودش لذت می‌بره.

166
00:12:29,580 --> 00:12:31,340
‫خودمو درگیر نمی‌کنم.

167
00:12:31,340 --> 00:12:36,430
‫عزیز دلم به این راحتی‌ها طعمه‌ی خواب‌های برزخی نمی‌شه.

168
00:12:36,780 --> 00:12:39,190
‫مگه نه، دختر منطق؟

169
00:12:40,870 --> 00:12:43,500
‫اون خاکسترهای مقدس عجب چیزی‌ان.

170
00:12:43,500 --> 00:12:46,520
‫انقدر کارایی‌شون بالاست که منو می‌ترسونه،
‫ولی بازم خوش‌حالم که دارمشون.

171
00:12:46,520 --> 00:12:48,570
‫خوش‌حالم که خیلی زود بهبود پیدا کردی.

172
00:12:49,440 --> 00:12:53,840
‫همین روزهاست که شمشیرزن‌های شر به منطقه‌ی آندر است شبیخون بزنن.

173
00:12:53,840 --> 00:12:55,120
‫چی؟!

174
00:12:55,380 --> 00:12:59,570
‫دقیقاً اون‌جایی حمله‌ور می‌شن که پدرومادرت زندگی می‌کنن.

175
00:13:02,630 --> 00:13:05,800
‫اگه اینو می‌دونستی، چرا زودتر بهم نگفتی؟!

176
00:13:06,170 --> 00:13:08,290
‫برخلاف قانون تم ـه.

177
00:13:08,290 --> 00:13:11,400
‫پادشاه از حمله‌ی برنامه‌ریزی‌شده خبر داره،

178
00:13:11,400 --> 00:13:16,390
‫ولی فقط شمشیرزن‌های برگزیده‌شده
‫ازطریق احضار مقدس، به جنگ می‌رن.

179
00:13:12,770 --> 00:13:16,750
احضار مقدس

180
00:13:16,390 --> 00:13:19,260
‫خب نابغه اگه تاموقعی که حمله کنن
‫منتظر بمونیم که خیلی دیر می‌شه!

181
00:13:20,830 --> 00:13:22,930
‫گزینش به‌زودی توی قلعه آغاز می‌شه.

182
00:13:23,230 --> 00:13:25,140
‫انتظار داری تا اون‌موقع صبر کنم؟!

183
00:13:25,840 --> 00:13:26,970
‫صبر نمی‌کنی؟

184
00:13:27,710 --> 00:13:29,110
‫گرفتم.

185
00:13:29,110 --> 00:13:33,250
‫گاف اجازه نداره چیزی بگه، ولی ته دلش...

186
00:13:33,990 --> 00:13:36,660
‫اگه برگزیده نشم، چی؟

187
00:13:36,660 --> 00:13:41,120
‫مجبور می‌شی بهای شمشیرت رو با دناری‌ طلا بپردازی.

188
00:13:41,410 --> 00:13:43,830
‫اگه کار به اونجا بکشه، قطعاً ورشکسته می‌شم.

189
00:13:52,020 --> 00:13:53,360
‫خیلی دیر کردم؟!

190
00:13:54,960 --> 00:13:56,940
‫مامان! بابا!

191
00:13:57,740 --> 00:13:58,930
‫بابا؟!

192
00:14:00,220 --> 00:14:01,870
‫چه بلایی سر مردمِ اینجا اومده؟

193
00:14:01,870 --> 00:14:03,240
‫همه‌ی اهالی کجان؟!

194
00:14:04,170 --> 00:14:07,230
‫خـ ـ‌ خارجی‌ها همه‌شونو بردن...

195
00:14:11,160 --> 00:14:13,280
‫پس این جنگی بر سر نوازنده‌های کشاورزه، ها؟

196
00:14:13,630 --> 00:14:16,400
‫خارجی‌ها آلات موسیقی یا محصولات کشاورزی زیادی ندارن،

197
00:14:16,400 --> 00:14:18,780
‫پس این براشون مسئله‌ی مرگ و زندگیه، ولی بازم.

198
00:14:21,250 --> 00:14:22,130
‫می‌بینمشون!

199
00:14:41,440 --> 00:14:42,350
‫آماده باش!

200
00:14:50,270 --> 00:14:52,150
‫اون جغله‌ مایه‌ی دردسره.

201
00:14:52,150 --> 00:14:53,030
‫بریم سراغش!

202
00:14:58,350 --> 00:15:01,750
‫شنیدم یه بچه‌ی وحشی توی پارک‌شهر پیداش شده، این همونه؟

203
00:14:58,800 --> 00:15:00,290
‫لعنتی!

204
00:15:00,960 --> 00:15:02,330
‫وای!

205
00:15:01,750 --> 00:15:03,070
‫بخت یارمون نیست.

206
00:15:03,070 --> 00:15:03,590
‫بیا.

207
00:15:10,630 --> 00:15:13,340
‫طلسمم رو با شمشیر لعنتی‌اش از بین برد؟!

208
00:15:21,890 --> 00:15:23,380
‫چقدر لفتش دادن.

209
00:15:26,150 --> 00:15:27,560
‫بریدمش!

210
00:15:30,840 --> 00:15:31,820
‫بل؟

211
00:15:32,340 --> 00:15:33,440
‫مامان!

212
00:15:34,040 --> 00:15:36,110
‫تویی، بل!

213
00:15:36,110 --> 00:15:37,820
‫آه، شکر خدا!

214
00:15:37,820 --> 00:15:39,420
‫بل! بل!

215
00:15:39,420 --> 00:15:40,340
‫بل.

216
00:15:40,340 --> 00:15:41,360
‫بابا!

217
00:15:41,360 --> 00:15:43,900
‫خیلی خوش‌حالم که برگشتی پیشمون، بل.

218
00:15:45,490 --> 00:15:47,090
‫از اون‌موقع پیرتر شدین.

219
00:15:47,090 --> 00:15:49,260
‫مامان! بابا!

220
00:15:52,130 --> 00:15:54,040
‫خانم شمشیرزن، ممنونم.

221
00:15:55,290 --> 00:15:59,510
‫مامان و بابا یه دختر واقعی داشتن...

222
00:16:04,900 --> 00:16:07,230
‫اسمت چیه، خانم کوچولو؟

223
00:16:07,690 --> 00:16:08,890
‫بل‌موتو.

224
00:16:09,280 --> 00:16:13,200
بل‌موتو
خواهر کوچک بل

225
00:16:09,460 --> 00:16:13,190
{\an8}‫بل‌موتو؟ «خواهر کوچیک بل»؟

226
00:16:21,450 --> 00:16:23,990
‫بل، اگه خواستی‌ــ

227
00:16:23,990 --> 00:16:26,720
‫خوش‌حالم فرصت این رو داشتم که
‫لطف‌تونو بابت بزرگ‌کردنم جبران کنم.

228
00:16:33,970 --> 00:16:36,980
‫من قراره یه نومد شم.

229
00:16:47,440 --> 00:16:48,510
‫نیستش!

230
00:16:48,510 --> 00:16:49,900
‫حتماً توی مبارزه گمش کردم.

231
00:16:53,380 --> 00:16:54,490
‫چه می‌شه کرد.

232
00:16:55,450 --> 00:16:58,490
‫دیر یا زود به قله می‌رسم.

233
00:17:01,920 --> 00:17:05,140
‫عجب بچه‌ی وحشی‌ای بود.

234
00:17:05,140 --> 00:17:07,620
‫هی، میست، اون چیه دستت؟

235
00:17:07,620 --> 00:17:09,200
‫برای بچه‌ی وحشی‌ـه.

236
00:17:09,200 --> 00:17:11,530
‫جون من؟ ازش کش رفتی؟

237
00:17:11,530 --> 00:17:13,380
‫چیه مگه؟ اعصابمو خرد کرد.

238
00:17:13,380 --> 00:17:15,040
‫یه سر و گردن ازمون بالاتر بود.

239
00:17:21,890 --> 00:17:23,750
‫خرگوش؟

240
00:17:23,750 --> 00:17:25,880
‫از جون‌مون چی می‌خوای؟

241
00:17:25,880 --> 00:17:27,820
‫نیومدم باهاتون بجنگم.

242
00:17:27,820 --> 00:17:30,890
‫می‌خواستم یه لطفی درحقم بکنید.

243
00:17:35,850 --> 00:17:37,840
‫عصر بخیر، خانم جوان.

244
00:17:41,250 --> 00:17:43,370
‫دنبال چیزی می‌گردی؟

245
00:17:43,370 --> 00:17:45,500
‫ها؟ آه، نه.

246
00:17:45,500 --> 00:17:47,840
‫به‌هرحال چیزی نیست که پیداش کنم.

247
00:17:47,840 --> 00:17:51,070
‫عجب، دوست داری کمی باهام قدم بزنی؟

248
00:17:54,590 --> 00:17:56,950
‫آه، ولی یادم رفت خودمو معرفی کنم.

249
00:17:56,950 --> 00:18:00,510
‫من «کیتی د آل»‌ هستم.

250
00:18:00,510 --> 00:18:01,710
‫من‌ــ

251
00:18:02,100 --> 00:18:05,400
‫می‌شناسمت، لابلک بل.

252
00:18:06,090 --> 00:18:08,530
‫ا ـ‌ اسمم رو از کجا می‌دونی؟

253
00:18:09,520 --> 00:18:12,730
‫تو از یه پسر بچه مراقبت می‌کردی.

254
00:18:13,090 --> 00:18:15,340
‫اسمش «کیتی د ناثینگ»ـه.

255
00:18:15,340 --> 00:18:17,210
‫می‌خواستم ازطرفش ازت تشکر کنم.

256
00:18:17,210 --> 00:18:21,150
‫خب، پس یعنی برادرش اینا هستی؟

257
00:18:21,430 --> 00:18:25,110
‫جایی که من ازش میام، همه‌ی ربیتیاها باهم خانواده‌ان.

258
00:18:25,430 --> 00:18:26,600
‫اینجا کجاست؟

259
00:18:26,600 --> 00:18:28,370
‫آن د راکس.

260
00:18:28,780 --> 00:18:32,710
‫توی همه‌ی سرزمین‌ها، جاهایی هستش که نومدها دور هم جمع می‌شن.

261
00:18:32,710 --> 00:18:34,830
‫این یکی از هموناست.

262
00:18:37,810 --> 00:18:41,250
‫نمی‌دونم چرا، اینجا به‌طرز عجیبی بهم حس خونه می‌ده.

263
00:18:41,250 --> 00:18:44,140
‫من الان یه آهنگ درخواست کردم.

264
00:18:44,140 --> 00:18:44,860
‫آهنگ؟

265
00:18:45,180 --> 00:18:50,230
‫اون خانم پرستو، یه نغمه‌سرای دوره‌گرده که برار امرار معاش آواز می‌خونه.

266
00:18:50,230 --> 00:18:51,270
‫آواز می‌خونه؟

267
00:18:51,820 --> 00:18:54,490
‫برنامه داری اینجا محصولات کشاورزی‌ چیزی پرورش بدی؟

268
00:18:54,870 --> 00:18:58,450
‫فکر نکنم چیزی بسازی،
‫پس چرا آهنگ درخواست می‌دی؟

269
00:18:58,460 --> 00:19:02,910
‫درسته، برای ساختن چیزی به آهنگ نیاز ندارم.

270
00:19:03,180 --> 00:19:03,960
‫چی؟

271
00:19:16,170 --> 00:19:21,050
‫کلاویه را بزن.

272
00:19:21,050 --> 00:19:27,180
‫تمام مدتی که آینه‌ی شکسته تو را برید،

273
00:19:27,180 --> 00:19:32,150
‫مدام دنبال چیزی می‌گشتی که امیدوار بودی پیدا کنی،

274
00:19:32,150 --> 00:19:37,150
‫از آنجایی که می‌دانستی مسیرت به خانه است.

275
00:19:37,150 --> 00:19:40,780
...‫چشمانت را درمقابل تابش تازه‌تولد‌یافته

276
00:19:40,780 --> 00:19:43,070
‫درهم می‌کشی.

277
00:19:43,070 --> 00:19:48,370
‫ آن‌موقع که رسید، باشد که حتی تو، دخترک،

278
00:19:48,370 --> 00:19:53,920
‫راهی برای زندگی درجایی که آرامش حقیقی برقرار است، پیدا کنی.

279
00:19:53,920 --> 00:19:59,670
‫اوه، بگذار بیدار شویم...

280
00:20:05,010 --> 00:20:13,440
‫بدون اجرای طلسم‌های بیشتر.

281
00:20:21,390 --> 00:20:26,670
‫«باشد که نفرین مسافر آینده‌مان،
‫بالأخره تبدیل به یک نعمت شود.»

282
00:20:26,670 --> 00:20:28,240
‫یا من این‌طوری فهمیدم.

283
00:20:28,680 --> 00:20:29,520
‫هـــه؟

284
00:20:33,650 --> 00:20:34,920
‫ممنونم.

285
00:20:40,000 --> 00:20:43,320
‫غیراز موقعی که آواز می‌خونه، نمی‌تونه حرف بزنه.

286
00:20:44,060 --> 00:20:47,820
‫گمونم این نفرین نومدشه.

287
00:20:48,190 --> 00:20:53,760
‫واقعاً‌ پولی درنیاورد؟ صدای خیلی زیبایی داره.

288
00:20:53,760 --> 00:20:56,730
‫گمونم به‌نظرت یه استعداد هدررفته‌ست.

289
00:20:56,730 --> 00:21:00,080
‫ولی هیچ‌وقت آهنگشو فراموش نمی‌کنم.

290
00:21:00,080 --> 00:21:03,440
‫اسمم بل رو خوند، «دخترک».

291
00:21:03,980 --> 00:21:06,520
‫اون چیزی که دنبالش می‌گشتی رو پیدا کردی؟

292
00:21:06,520 --> 00:21:07,150
‫هـــه؟

293
00:21:07,580 --> 00:21:12,270
‫ممکنه پدرومادرتم یه‌جایی این آهنگو شنیده باشن.

294
00:21:12,270 --> 00:21:15,000
‫آهنگِ کسی که به‌زودی سفرش رو شروع می‌کنه.

295
00:21:16,300 --> 00:21:17,680
‫که اینطور.

296
00:21:17,680 --> 00:21:20,250
‫اسم «بل» رو از اون آهنگ برداشتن.

297
00:21:21,060 --> 00:21:23,720
‫اون‌ها می‌دونستن من یه‌روزی به سفر می‌رم،

298
00:21:24,730 --> 00:21:28,310
‫ولی بازم اون‌قدر عشق و محبت به پام ریختن...

299
00:21:50,970 --> 00:21:54,080
‫چیزی رو که دنبالش می‌گشتم پیداش کردم...

300
00:21:55,000 --> 00:22:00,000
حرکت سوم

301
00:21:55,000 --> 00:22:00,000
به کسانی که زمین را اجرا می‌کنند <b>بدرود</b>

302
00:23:30,480 --> 00:23:32,970
‫به دید حقارت بهشون نگاه نمی‌کنه.

303
00:23:32,240 --> 00:23:34,610
‫شمشیرزن‌ها نمی‌تونن بدون بریدن چیزی، رشد کنن.

304
00:23:33,900 --> 00:23:35,930
‫شنیدم مردم «شمشیردزد» صدات می‌زنن.

305
00:23:35,930 --> 00:23:37,930
‫توازن به‌طور چشمگیری تغییر می‌کنه.

306
00:23:37,930 --> 00:23:39,660
‫این گزینش نمی‌تونست بدتر از این بشه.

307
00:23:38,180 --> 00:23:39,970
حرکت چهارم

308
00:23:38,180 --> 00:23:39,970
گواهی همچنان دور <b>طلسمِ</b>

