﻿1
00:23:39,530 --> 00:23:42,530
TypeSet

2
00:00:02,320 --> 00:00:03,100
‫دارن میان!

3
00:00:03,100 --> 00:00:05,820
‫خطایی ازتون سر نزنه!

4
00:00:17,230 --> 00:00:23,860
‫ببینیم وقتی خیر و شر باهم اجرا کنن،
‫چه شوورت موزیکی می‌تونیم بسازیم.

5
00:00:44,020 --> 00:00:47,460
بای بای، زمین

6
00:00:47,460 --> 00:00:49,360
بای بای، زمین

7
00:01:58,660 --> 00:02:01,450
‫حالا چیکار کنیم؟ بهترین کار چیه؟

8
00:02:04,950 --> 00:02:06,130
‫تموم شد؟

9
00:02:06,610 --> 00:02:07,750
‫کمابیش.

10
00:02:07,750 --> 00:02:09,100
‫بهم یه خلاصه بده.

11
00:02:09,100 --> 00:02:10,280
‫سه پرده.

12
00:02:10,730 --> 00:02:12,550
‫بیشتر از سه‌تا لازمم می‌شه.

13
00:02:13,220 --> 00:02:15,040
‫همه‌شونو به آتیش می‌کشیم.

14
00:02:16,320 --> 00:02:17,700
‫آتیش، ها؟

15
00:02:17,700 --> 00:02:18,480
‫بله.

16
00:02:19,180 --> 00:02:22,590
‫خیلی‌خب. ازت می‌خوام خودتو قاطی زدوخورد نکنی.

17
00:02:22,590 --> 00:02:23,770
‫همین‌طور از مخت کار بکش.

18
00:02:23,770 --> 00:02:24,710
‫چشم.

19
00:02:24,700 --> 00:02:28,580
پرده‌ی اول

20
00:02:25,060 --> 00:02:28,200
‫حالا دیگه وقتشه این نمایش رو شروع کنیم.

21
00:02:32,090 --> 00:02:34,940
‫روی این پل مستقر می‌شیم.

22
00:02:34,940 --> 00:02:38,260
‫اینجا فقط از دو سمت می‌تونن بیان سراغ‌مون.

23
00:02:38,260 --> 00:02:40,720
‫اینجا رو تبدیل به یه دژ کن.

24
00:03:14,050 --> 00:03:15,250
‫جناب جین باک!

25
00:03:42,070 --> 00:03:44,750
‫هنر حصار وارونه رو ملاحظه فرمودید.

26
00:03:45,780 --> 00:03:48,000
‫خب حالا! بازم هستش!

27
00:03:56,030 --> 00:03:58,010
‫همین کافیه؟

28
00:03:58,940 --> 00:04:00,460
‫این‌ها چه مرگشونه؟!

29
00:04:00,460 --> 00:04:01,650
‫ولم کن!

30
00:04:13,800 --> 00:04:14,860
‫آدونیس!

31
00:04:14,860 --> 00:04:15,850
‫تو روحش!

32
00:04:27,380 --> 00:04:28,250
‫چـــی...؟

33
00:04:31,860 --> 00:04:33,430
‫داره می‌پوسه.

34
00:04:34,170 --> 00:04:36,950
‫شمشیرش داره ضجه می‌زنه،

35
00:04:37,320 --> 00:04:38,850
‫و ذره ذره از بین می‌ره.

36
00:04:41,510 --> 00:04:46,090
‫دخترک آبی گوربه‌گور. افرادش رو به بازی گرفته.

37
00:04:46,090 --> 00:04:48,830
‫دراین‌باره حق با تو بود.

38
00:04:48,830 --> 00:04:54,670
‫منم همیشه‌ اسباب‌بازی‌های خودمو می‌شکونم.
‫باعث می‌شه احساس بهتری داشته باشم.

39
00:04:54,670 --> 00:04:58,510
‫هی دلایل بیشتری پیدا می‌کنم که ازت بترسم.

40
00:05:03,280 --> 00:05:04,180
‫کلود!

41
00:05:05,560 --> 00:05:06,740
‫تقاصش رو پس می‌دی!

42
00:05:07,390 --> 00:05:08,500
‫دهنتو!

43
00:05:14,540 --> 00:05:15,610
‫اجازه نمی‌دم!

44
00:05:22,700 --> 00:05:23,640
‫بنت!

45
00:05:25,970 --> 00:05:27,260
‫من خوبم.

46
00:05:31,850 --> 00:05:32,890
‫گور خودتو کندی!

47
00:05:39,470 --> 00:05:40,510
‫بل...

48
00:05:48,750 --> 00:05:49,640
‫گندش بزنن!

49
00:05:49,960 --> 00:05:51,020
‫بی‌شرف...

50
00:05:57,290 --> 00:05:59,240
‫حالم خوبه، بل.

51
00:05:59,240 --> 00:06:00,490
‫بنت؟

52
00:06:00,910 --> 00:06:01,970
‫نگو که...

53
00:06:02,500 --> 00:06:06,570
‫زن درونم رو حس می‌کنم که داره به خواب می‌ره.

54
00:06:07,350 --> 00:06:09,430
‫ممکنه دیگه تا ابد بیدار نشه.

55
00:06:10,160 --> 00:06:14,200
‫پری‌های دریایی دل‌بخواهی جنسیت‌شون رو تغییر نمی‌دن،

56
00:06:14,730 --> 00:06:19,430
‫به‌ این خاطر تغییر می‌دن که انتخاب کردن
‫چه چیزی رو توی آینه‌های مغزشون منعکس کنن.

57
00:06:20,060 --> 00:06:24,420
‫حالا با گوش‌هام هدف می‌گیرم، نه چشم‌هام.

58
00:06:26,860 --> 00:06:32,130
‫می‌تونیم تمام روز اجساد رو له‌ولورده کنیم، اما
‫تازمانی که دخترک آبی بهشون ملحق نشده، اهمیتی نداره.

59
00:06:32,130 --> 00:06:33,290
‫متوجهم.

60
00:06:33,540 --> 00:06:35,400
‫چجوری بکشیمش بیرون؟

61
00:06:35,400 --> 00:06:39,130
‫بهش می‌فهمونیم که خطرناکیم،
‫و بعد یه افتتاحیه براش اجرا می‌کنیم.

62
00:06:39,130 --> 00:06:44,580
‫نهایتاً، بهش القاء می‌کنیم که کارمون
‫تمومه و حسابی روی سگشو بالا میاریم.

63
00:06:44,580 --> 00:06:45,930
‫کفری‌اش می‌کنیم، ها؟

64
00:06:46,220 --> 00:06:49,870
‫فقط خشم باعث می‌شه خودشو نشون بده.

65
00:06:50,680 --> 00:06:55,850
‫براش مثل یه کتاب بازه. تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

66
00:06:55,850 --> 00:06:58,500
‫فکر نکنم بیشتر از این بتونیم دووم بیاریم.

67
00:06:58,500 --> 00:07:01,230
‫خیلی‌خب، پس نوبت پرده‌ی دوم‌ـه!

68
00:07:01,310 --> 00:07:06,070
پرده‌ی دوم

69
00:07:11,760 --> 00:07:14,530
‫بیاید تاوقتی فرصتشو داریم، مجرای این رودخانه رو ببندیم.

70
00:07:14,530 --> 00:07:15,450
‫حتماً.

71
00:07:20,630 --> 00:07:22,840
‫این‌سمت! مسیر اون آبراه رو تغییر بدید!

72
00:07:22,840 --> 00:07:24,030
‫بسپاریدش به من.

73
00:07:24,630 --> 00:07:27,310
‫هی، واسه چی اومدیم اینجا؟

74
00:07:27,310 --> 00:07:30,490
‫می‌خوایم آبراه درمسیر تیتزیانو رو مسدود کنیم.

75
00:07:30,490 --> 00:07:33,250
‫به‌هرحال، آب محیط زیست یه پری دریایی‌ـه.

76
00:07:33,250 --> 00:07:36,530
‫بعدش، این چشمه رو مسدود کنید.

77
00:07:36,530 --> 00:07:37,850
‫با اجازه‌تون.

78
00:07:38,500 --> 00:07:40,510
‫اون پدر آدونیس‌ـه.

79
00:07:46,340 --> 00:07:48,440
‫آه،‌ مـ ـ‌ می‌گما...

80
00:07:48,440 --> 00:07:50,990
‫اینجا خیلی تاریکه، برام تعجب‌آوره که راهتونو گم نمی‌کنید.

81
00:07:51,360 --> 00:07:52,640
‫مسیرشو حفظ کردید؟

82
00:07:52,640 --> 00:07:54,320
‫این‌طور نیست.

83
00:07:54,320 --> 00:08:01,280
‫چشم‌هام رو می‌بندم و تمرکزم رو درونی می‌کنم،
‫خود زمین رو حس می‌کنم تا راهمو پیدا کنم.

84
00:08:01,280 --> 00:08:03,410
‫منظورتون از تمرکز درونی چیه؟

85
00:08:03,410 --> 00:08:07,000
‫اعتماد به تصاویر توی ذهنت که نگاه کوتاهی بهشون داشتی.

86
00:08:07,000 --> 00:08:13,730
‫یه‌نوع اراده‌ی نامرئی رو بازنمود می‌کنن که مسیرو بهت نشون می‌ده.

87
00:08:15,530 --> 00:08:21,880
‫پرورش مهارتِ دیدنِ چیزهای غیرقابل‌دیدن توی تاریکی آسون نیست،

88
00:08:22,240 --> 00:08:27,550
‫اما ماوراءالطبیعی هم نیست، و نیازی نیست مادرزادی داشته باشیش.

89
00:08:28,030 --> 00:08:33,980
‫به‌نظرم همه‌مون گاهی بدون اینکه متوجه باشیم، بهش متوسل می‌شیم.

90
00:08:35,760 --> 00:08:37,140
‫همه‌مون؟

91
00:08:42,060 --> 00:08:43,940
‫همین‌قدر باید کافی باشه.

92
00:08:43,940 --> 00:08:44,780
‫آره.

93
00:08:49,350 --> 00:08:51,680
‫حدس می‌زدم، چاره‌ی دیگه‌ای نداریم.

94
00:08:53,440 --> 00:08:55,180
‫آره. راه رو نشون بده.

95
00:08:57,760 --> 00:08:58,630
‫دنبالم بیاید.

96
00:09:01,590 --> 00:09:04,350
‫حالا کجا می‌ریم؟

97
00:09:04,350 --> 00:09:07,560
‫گورستان راه‌هوایی صداش می‌کنیم.

98
00:09:07,960 --> 00:09:09,640
‫باغ مردگان‌ـه.

99
00:09:11,530 --> 00:09:17,740
گورستان راه‌هوایی

100
00:09:28,800 --> 00:09:30,470
‫شکوفه‌های کلاغ...

101
00:09:34,750 --> 00:09:37,100
‫دارن پرواز می‌کنن که برن به داغ‌دیده‌ها اطلاع بدن.

102
00:09:37,810 --> 00:09:41,240
‫واقعاً‌ هم گورستانی‌ـه که به آسمون منتهی می‌شه.

103
00:09:41,240 --> 00:09:45,800
‫مقدس‌ترین و مصون‌ترین فضا توی کاتاکومبه‌ست.

104
00:09:46,750 --> 00:09:49,880
‫برای آخرین‌بار اینجا مستقر می‌شیم.

105
00:09:50,290 --> 00:09:52,310
‫شرمنده، کولینز.

106
00:09:52,310 --> 00:09:57,040
‫گنج‌های جنگ برازنده‌ی شما هستن.
‫از تصمیم‌تون اطاعت می‌کنم.

107
00:09:59,380 --> 00:10:01,710
‫دور کل گورستان حصار بکش.

108
00:10:01,710 --> 00:10:04,120
‫ای وای من. چه چیزهایی هم از آدم می‌خواید.

109
00:10:04,390 --> 00:10:07,650
‫باید چند لحظه صبر کنید تا این‌همه زمین رو پوشش بدم.

110
00:10:07,650 --> 00:10:09,320
‫چرا اینجا؟!

111
00:10:09,320 --> 00:10:12,690
‫اینجا یه لشکر جسد دفن شده که
‫می‌تونه تحت‌کنترل درشون بیاره!

112
00:10:12,690 --> 00:10:15,040
‫و فقط یه ورودی هست و راه فرار نداریم!

113
00:10:30,500 --> 00:10:35,050
‫هرگز شمشیرم رو نمی‌کشم مگر اینکه خدا اجازه بده.

114
00:10:35,770 --> 00:10:39,140
‫من قبل از اینکه یه شمشیرزن باشم، یه کشیشم.

115
00:10:44,680 --> 00:10:45,780
‫اومدن.

116
00:10:57,860 --> 00:10:59,930
‫حصار نازکه. فاصله‌ی خیلی دوری رو پوشش داده.

117
00:10:59,930 --> 00:11:01,720
‫اوضاع خیته!

118
00:11:07,670 --> 00:11:10,320
‫حالا می‌خوای چه خاکی تو سرمون بریزیم؟!

119
00:11:12,030 --> 00:11:13,180
‫یه‌چیزی داره میاد.

120
00:11:13,740 --> 00:11:15,010
‫صدای آبه؟

121
00:11:15,600 --> 00:11:17,290
‫تیتزیانوی لعنتی.

122
00:11:17,290 --> 00:11:19,850
‫حصاری رو که آبراه رو مسدود کرده بود، شکونده.

123
00:11:19,850 --> 00:11:20,690
‫چی؟!

124
00:11:21,740 --> 00:11:23,360
‫خیلی طول نمی‌کشه.

125
00:11:23,360 --> 00:11:24,310
‫نه.

126
00:11:25,340 --> 00:11:27,610
‫به‌نظرتون می‌تونم نقشم رو اجرا کنم؟

127
00:11:27,610 --> 00:11:32,120
‫از قبل می‌دونستم یه‌روز بالأخره اینجا دفن می‌شم.

128
00:11:32,420 --> 00:11:37,820
‫منم فکر نکنم از عهده‌ی نقشم بربیام، ولی گزینه‌ی دیگه‌ای نداریم.

129
00:11:38,340 --> 00:11:41,800
‫می‌خوام باور کنم که اینقدر ارزش دارم.

130
00:11:42,360 --> 00:11:45,320
‫که زندگی‌ام ارزشمنده...

131
00:11:48,080 --> 00:11:50,480
‫گل گفتی.

132
00:11:57,100 --> 00:11:58,180
‫جناب جین باک!

133
00:11:58,180 --> 00:11:59,400
‫عقب‌نشینی کنید!

134
00:12:01,380 --> 00:12:02,850
‫تو هم برو.

135
00:12:02,850 --> 00:12:03,630
‫اطاعت.

136
00:12:09,350 --> 00:12:12,490
‫به به، دخترک آبی، دوباره همو دیدیم.

137
00:12:29,950 --> 00:12:33,840
‫فراموش کرده بودم با پای پیاده چقدر کندم.

138
00:12:35,360 --> 00:12:36,560
‫جین باک!

139
00:12:36,940 --> 00:12:39,700
‫احمق‌ها! منو بیخیال شین!

140
00:12:41,580 --> 00:12:42,770
‫گم‌شید کنار!

141
00:12:42,770 --> 00:12:45,690
‫بدوئید، کودن‌های شل‌مغز!

142
00:12:46,700 --> 00:12:47,830
‫حالا...

143
00:12:47,830 --> 00:12:50,850
‫توی پرده‌ی دوم، پرده رو می‌کشیم!

144
00:12:59,590 --> 00:13:03,510
پرده‌ی سوم

145
00:13:01,320 --> 00:13:03,500
‫یا خدا.

146
00:13:03,500 --> 00:13:07,950
‫پس برای همین دور کل گورستان حصار کشیدید؟

147
00:13:07,950 --> 00:13:09,470
‫آره.

148
00:13:09,470 --> 00:13:12,140
‫ولی چرا آب یهو ناپدید شد؟

149
00:13:12,140 --> 00:13:16,720
‫از کیتی خواستیم توهمی توی حصار
‫ایجاد کنه که جلوی آب رو می‌گیره.

150
00:13:16,720 --> 00:13:21,950
‫برای همین، وقتی شکوندش، یه آبراه باریک به‌صورت یه سیلاب ظاهر شد.

151
00:13:21,950 --> 00:13:25,140
‫فکر کردم کارمون تمومه.

152
00:13:25,140 --> 00:13:27,340
‫باید ولم می‌کردین.

153
00:13:27,340 --> 00:13:31,360
‫نباید بعداز انجام همچین کار خطرناکی،
‫با سربلندی جون سالم به در ببری.

154
00:13:33,010 --> 00:13:40,610
‫ما یه‌جای مقدس و مردگان رو به آتیش کشیدیم
‫تا فقط جون خودمون رو نجات بدیم.

155
00:13:40,960 --> 00:13:43,640
‫هنوز بذرهای کلاغ رو دارید.

156
00:13:43,640 --> 00:13:46,690
‫اگه اوضاع تغییر کرد، بازم بکاریدشون.

157
00:13:47,670 --> 00:13:50,970
‫امروز خیلی‌ها رو از دست دادیم.

158
00:13:50,970 --> 00:13:52,470
‫دراین‌باره شکی نیست.

159
00:13:52,930 --> 00:13:55,940
‫ولی خودمون هنوز زنده‌ایم.

160
00:13:56,450 --> 00:13:59,730
‫اگرچه حقیقت تلخی‌ـه، اما باید بپذیریمش.

161
00:14:00,110 --> 00:14:02,340
‫من ازش نمی‌گذرم!

162
00:14:02,890 --> 00:14:05,630
‫یه‌نفر باید تقاصش رو پس بده.

163
00:14:06,730 --> 00:14:08,000
‫دارن میان.

164
00:14:08,000 --> 00:14:09,200
‫به‌نظر سر و مر و گنده میان.

165
00:14:09,200 --> 00:14:12,150
‫پرده‌ی آخر هم‌اکنون شروع می‌شه!

166
00:14:15,910 --> 00:14:18,150
‫می‌دونستم دفعه‌ی بعد این حقه رو سوار می‌کنه.

167
00:14:18,150 --> 00:14:19,120
‫منم همین‌طور.

168
00:14:35,260 --> 00:14:37,310
‫اگه سروکله‌تون پیدا نشده بود،
‫گرفتار این وضعیت نمی‌شدیم!

169
00:14:39,630 --> 00:14:41,020
‫نمی‌میرم.

170
00:14:41,410 --> 00:14:43,190
‫و نمیذارم تو هم بمیری!

171
00:14:43,190 --> 00:14:44,950
‫تا اینجا پیش اومدم!

172
00:14:44,950 --> 00:14:45,890
‫تا اینجا!

173
00:15:23,730 --> 00:15:26,490
‫راه دیگه‌ای نبود؟

174
00:15:30,840 --> 00:15:32,040
‫احمق.

175
00:15:36,820 --> 00:15:38,990
‫میست، اینو بگیر.

176
00:15:38,990 --> 00:15:39,740
‫هــــه؟

177
00:15:40,130 --> 00:15:44,230
‫ازت می‌خوام این شمشیر رو به‌جام رشد بدی.

178
00:15:44,840 --> 00:15:49,460
‫من اون‌قدری قوی نیستم که با یه دست از پسش بربیام.

179
00:15:49,840 --> 00:15:51,400
‫این چه طلسمی‌ـه؟

180
00:15:51,400 --> 00:15:54,970
‫ایورن. «شجاعت و بزدلی.»

181
00:15:55,290 --> 00:15:58,570
‫با همدیگه معنی پیدا می‌کنن.

182
00:15:59,480 --> 00:16:01,620
‫شجاعت و بزدلی...

183
00:16:02,210 --> 00:16:06,350
‫من هزاران درس بزدلی بهش دادم،

184
00:16:06,350 --> 00:16:09,680
‫پس الان ازت می‌خوام یه درس شجاعت بهش بدی.

185
00:16:11,250 --> 00:16:13,670
‫مثل اون‌موقع که سرزنشت کردم؟

186
00:16:13,670 --> 00:16:14,710
‫ممنون می‌شم.

187
00:16:15,510 --> 00:16:16,660
‫گینس!

188
00:16:24,510 --> 00:16:27,430
‫این شمشیر داره دارنده‌ش رو جذب می‌کنه؟

189
00:16:28,270 --> 00:16:31,330
‫لگنا؟ «کسی که فرمان می‌دهد.»

190
00:16:32,490 --> 00:16:34,870
‫در این وهله، صرفاً رقت‌انگیز به‌نظر میاد.

191
00:16:42,470 --> 00:16:45,550
‫این چه احساسی‌ـه؟

192
00:17:43,360 --> 00:17:45,830
‫آدونیس!

193
00:17:48,740 --> 00:17:49,720
‫آدونیس!

194
00:17:51,080 --> 00:17:52,410
‫عزیزم!

195
00:18:01,440 --> 00:18:07,620
‫نمی‌دونم کِی یا کجا، ولی قبلاً این احساس رو تجربه کردم.

196
00:18:08,880 --> 00:18:10,750
‫تخم‌مرغ سنگی...

197
00:18:21,390 --> 00:18:22,640
‫کیتی!

198
00:18:24,160 --> 00:18:27,210
‫تشخیص بالا از پایین، چپ از راست...

199
00:18:27,210 --> 00:18:30,290
‫تسلط بر جایگاه، مسیر، زمان و مکان...

200
00:18:30,290 --> 00:18:32,790
‫ذات ریاضیاته.

201
00:18:33,490 --> 00:18:36,970
‫همیشه یه حقه توی آستینش داره.

202
00:18:38,470 --> 00:18:39,670
‫اوناهاشن.

203
00:18:40,170 --> 00:18:41,240
‫آدونیس!

204
00:18:42,160 --> 00:18:45,250
‫گمونم داره از آشناش عوض جای پا استفاده می‌کنه.

205
00:18:46,280 --> 00:18:49,290
‫اون شمشیر پری نیست؟

206
00:18:50,860 --> 00:18:53,790
‫یه علامت کوئسشن! چرا؟!

207
00:18:53,790 --> 00:18:57,750
‫گویا هرچیزی که با دست‌هاش تماس پیدا می‌کنه، می‌پوسه.

208
00:18:57,750 --> 00:18:59,190
‫مسخره‌ست.

209
00:18:59,520 --> 00:19:04,150
‫الان با چشم‌های خودت دیدی
‫شمشیری که لمس کرد، پوسید.

210
00:19:04,150 --> 00:19:05,500
‫آره، ولی آخه چطور ممکنه!

211
00:19:27,140 --> 00:19:28,620
‫داره می‌خنده؟

212
00:19:28,620 --> 00:19:30,450
‫عجب رقص مردگانی.

213
00:19:31,570 --> 00:19:35,460
‫تقصیر من بود، تیتا؟

214
00:19:36,660 --> 00:19:40,770
‫اگه شمشیرت شکسته می‌موند، خوش‌حال‌تر بودی؟

215
00:19:42,770 --> 00:19:45,900
‫اون شمشیر درست مثل درخت خداست.

216
00:19:46,310 --> 00:19:47,770
‫یه شمشیر سرطانی.

217
00:19:46,580 --> 00:19:49,830
شمشیر سرطانی

218
00:19:48,250 --> 00:19:52,370
‫بیماری مرگبار، تخت یه خدای ساختگی رو درش ظاهر می‌کنه.

219
00:19:50,580 --> 00:19:56,090
خدای ساختگی

220
00:19:52,370 --> 00:19:55,630
‫یا، بهتره بگم، یه پناهگاه ساختگی برای روح؟

221
00:19:55,630 --> 00:19:57,580
‫منظورت از «خدای ساختگی»‌ چیه؟

222
00:19:57,870 --> 00:19:59,580
‫یه‌روز خودت می‌فهمی.

223
00:20:00,210 --> 00:20:06,300
‫خدایان ساختگی کهن و اهالی بهشت،
‫همین‌الانش نبردشون رو شروع کردن.

224
00:20:06,300 --> 00:20:07,680
‫با عقل جور درمیاد.

225
00:20:07,910 --> 00:20:11,930
‫درهرصورت، چطوری می‌تونیم از اینجا کمک‌شون کنیم؟

226
00:20:11,930 --> 00:20:13,320
‫من انجامش می‌دم.

227
00:20:13,610 --> 00:20:14,770
‫هرطور مایلی.

228
00:20:20,150 --> 00:20:21,650
‫بهت ایمان دارم.

229
00:20:25,230 --> 00:20:26,240
‫بدترین خودت باش!

230
00:20:26,530 --> 00:20:30,760
‫آدونیس!

231
00:21:04,140 --> 00:21:08,620
‫اون هم درست مثل بقیه‌شون، آلت دست شمشیرش بود؟

232
00:21:13,890 --> 00:21:15,540
‫آدونیس؟

233
00:21:18,480 --> 00:21:20,880
‫دیگه خیالت راحت باشه، تیتا.

234
00:21:30,420 --> 00:21:33,130
‫حالا دیگه اشکالی نداره... بهت دست بزنم.

235
00:21:35,590 --> 00:21:39,100
‫درونت بذر کلاغ می‌کارم،

236
00:21:40,230 --> 00:21:42,840
‫و ازشون مراقبت می‌کنم،

237
00:21:43,790 --> 00:21:45,740
‫تا به‌زیبایی شکوفه کنن.

238
00:21:55,040 --> 00:22:00,000
حرکت ششم

239
00:21:55,040 --> 00:22:00,000
در سرزمینی که مرگ شکوفه می‌کند <b>کنسرتو</b>

240
00:23:30,490 --> 00:23:33,820
‫حالا می‌فهمم! این شهر به‌واقع سرشار از درده!

241
00:23:33,820 --> 00:23:35,180
‫می‌خوام صدای آواز خوندنت رو بشنوم.

242
00:23:35,180 --> 00:23:36,830
‫شمشیر تیتزیانو؟

243
00:23:36,070 --> 00:23:37,800
‫شمشیر، دارنده‌ش رو محک می‌زنه.

244
00:23:37,800 --> 00:23:39,530
‫چرا، بل؟

245
00:23:38,270 --> 00:23:39,970
حرکت هفتم

246
00:23:38,270 --> 00:23:39,970
نفرین‌ها، نعمت‌ها و اشکال‌شان <b>آزمون‌گر</b>

