﻿1
00:00:06,060 --> 00:00:08,350
‫[موسیقی متن برنامه]

2
00:00:08,650 --> 00:00:11,243
‫<font color="#87DB2D">
‫«مزرعه کلارکسون»
‫<font color="#ff8c10">

3
00:00:11,244 --> 00:00:13,490
‫<font color="#bb6b16">
‫«قسمت 21»
‫<font color="#ff8c10">

4
00:00:13,491 --> 00:00:18,510
‫<font color="#bb6b16">
‫«قسمت 21»
‫«درمان»

5
00:00:20,420 --> 00:00:25,510
‫Afshin
‫Telegram: @AfshinSubs
‫Donate: hamibash.com/AfshinSubs

6
00:00:25,639 --> 00:00:28,396
‫[موسیقی ملایم]

7
00:00:28,553 --> 00:00:30,896
‫<i>
‫[جرمی] هم‌اکنون اوایل آپریل بود،

8
00:00:31,803 --> 00:00:34,480
‫<font color="#ffe017">
‫ [موسیقی: Short Change Hero
‫از The Heavy]

9
00:00:34,756 --> 00:00:37,368
‫<i>
‫و بعد از بدبختی مرگ خوک‌ها،

10
00:00:37,369 --> 00:00:39,762
‫<i>
‫رسیدن بهار...

11
00:00:39,763 --> 00:00:42,909
‫<i>
‫به همه روحیه‌ای که
‫بسیار لازم بود رو داد.

12
00:00:44,560 --> 00:00:49,043
‫{\an8}<i>
‫♪ I can't see where you're comin' from ♪
‫♪ نمی‌تونم ببینم از کجا اومدی ♪

13
00:00:49,286 --> 00:00:53,806
‫{\an8}<i>
‫♪ But I know just what you're runnin' from ♪
‫♪ ولی می‌دونم داری از چی فرار می‌کنی ♪

14
00:00:50,179 --> 00:00:52,299
‫- [کیلب] نگاه خیلی خوبه!
‫- [چارلی] آره.

15
00:00:52,880 --> 00:00:53,813
‫[لیزا] خوک، خوک، خوک.

16
00:00:53,813 --> 00:00:56,993
‫{\an8}<i>
‫♪ This ain't no place for no hero ♪
‫♪ اینجا جایی برای قهرمان‌ها نیست ♪

17
00:00:58,360 --> 00:01:02,060
‫{\an8}<i>
‫♪ This ain't no place for no better man ♪
‫♪ اینجا جایی برای آدم خوب‌ها نیست ♪

18
00:01:01,460 --> 00:01:04,719
‫<i>
‫[جرمی] حالا می‌تونستیم برگردیم
‫سراغ کاشت محصولات...

19
00:01:02,894 --> 00:01:05,934
‫{\an8}<i>
‫♪ This ain't no place for no hero ♪
‫♪ اینجا جایی برای قهرمان‌ها نیست ♪

20
00:01:04,720 --> 00:01:07,516
‫<i>
‫و پرورش و تولید غذا.

21
00:01:06,387 --> 00:01:08,280
‫{\an8}<i>
‫♪ To call home ♪
‫♪ که صداش کنن خونه ♪

22
00:01:08,787 --> 00:01:10,559
‫<i>
‫پس لامبو رو آتیش کردم،

23
00:01:10,560 --> 00:01:15,600
‫<i>
‫چون یه ایده‌ی فکری دیگه
‫برای کشاورزی غیر زراعی داشتم.

24
00:01:14,280 --> 00:01:17,320
‫{\an8}<i>
‫♪ This ain't no place for no hero ♪
‫♪ اینجا جایی برای قهرمان‌ها نیست ♪

25
00:01:17,775 --> 00:01:19,611
‫{\an8}<i>
‫♪ To call home ♪
‫♪ که صداش کنن خونه ♪

26
00:01:20,317 --> 00:01:23,009
‫<font color="#ffe017">
‫ (ترجمه موسیقی از سایتِ musixmatch.com)

27
00:01:27,183 --> 00:01:28,603
‫[جرمی] همه جای مزرعه،

28
00:01:28,604 --> 00:01:29,959
‫همچین تیکه زمین‌هایی هست،

29
00:01:29,960 --> 00:01:31,697
‫یه جریب اینجا،
‫دو جریب اونجا و غیره،

30
00:01:31,698 --> 00:01:33,120
‫که طی سال‌ها،

31
00:01:33,265 --> 00:01:35,603
‫بیشتر توش ذرت می‌کاشتم،

32
00:01:35,604 --> 00:01:37,399
‫که برای «پرندگان آوازخوان» عالیه،<font color="#ff8c10">
‫(گونه‌ای از پرندگان که برای
‫ارتباط با هم‌نوع‌شان آواز می‌خوانند)

33
00:01:37,400 --> 00:01:40,785
‫غذای خوبیه براشون و
‫جایی برای پنهان شدن‌شونه.

34
00:01:40,786 --> 00:01:42,086
‫همچنین...

35
00:01:42,306 --> 00:01:45,679
‫برای قرقاول‌هایی که موقع کریسمس
‫شکار می‌کنم هم خیلی مفیده،

36
00:01:45,680 --> 00:01:47,415
‫ولی خب بگذریم ازش.

37
00:01:48,340 --> 00:01:51,307
‫ولی به‌جای ذرت،

38
00:01:51,399 --> 00:01:53,826
‫چیزی که می‌خوام اینجا بکارم...

39
00:01:54,233 --> 00:01:55,772
‫«خردل»ــه.<font color="#ff8c10">
‫(نوعی ادویه زرد رنگ، سلاح شیمیاییِ
‫خردل هیچ ربطی به این گیاه ندارد)

40
00:01:55,773 --> 00:01:57,666
‫هنوز هم برای پرندگان آوازخوان خوبه.

41
00:01:57,667 --> 00:01:59,992
‫عاشق خوردنش و
‫قایم شدن درونش هستن.

42
00:02:00,292 --> 00:02:01,400
‫و بعدش...

43
00:02:01,401 --> 00:02:03,378
‫می‌تونم تبدیلش کنم به «خردل انگلیسی»،<font color="#ff8c10">
‫(خردلی که بیشتر به رنگ قهوه‌ای است)

44
00:02:03,379 --> 00:02:05,065
‫که می‌تونم توی فروشگاه بفروشمش،

45
00:02:05,066 --> 00:02:08,999
‫و توی ون برگر به عنوانِ
‫سسِ کنارِ گوشت خوک.

46
00:02:09,000 --> 00:02:11,166
‫[موسیقی راک]

47
00:02:11,299 --> 00:02:12,479
‫[جرمی] طبق حساب کتابم،

48
00:02:12,480 --> 00:02:15,599
‫همین تیکه زمینِ اینجا قراره...

49
00:02:15,600 --> 00:02:18,880
‫40,000 شیشه خردل تولید کنه.

50
00:02:19,067 --> 00:02:21,097
‫[ادامه موسیقی]

51
00:02:21,232 --> 00:02:23,199
‫[جرمی] تنها مشکلش اینه که...

52
00:02:23,200 --> 00:02:26,192
‫تمامِ حساب کتاب‌هایی که...

53
00:02:26,193 --> 00:02:28,039
‫در چهار سال گذشته
‫توی مزرعه انجام داده‌ام،

54
00:02:28,040 --> 00:02:30,280
‫اشتباه از آب در اومدن.

55
00:02:32,453 --> 00:02:36,636
‫<i>
‫[جرمی] در همین حال، کیلب توی
‫یکی دیگه از زمین‌ها مشغول بود،

56
00:02:36,766 --> 00:02:39,419
‫<i>
‫از اونجایی که خاک بالاخره
‫به اندازه کافی خشک بود...

57
00:02:39,420 --> 00:02:42,539
‫<i>
‫تا بتونه گندم نی‌رشته‌ش رو بکاره.

58
00:02:43,400 --> 00:02:47,879
‫[کیلب] الان گندم زمستونه تقریبا
‫340 پوند در هر تن قیمتشه،

59
00:02:47,880 --> 00:02:50,759
‫که در اصل همون نون
‫و خمیر شما و غیره‌ست.

60
00:02:50,760 --> 00:02:53,080
‫ولی این گندم یه محصول بهاره‌ست،

61
00:02:53,081 --> 00:02:55,178
‫و در اصل ماکارونی شماست.

62
00:02:55,179 --> 00:02:57,300
‫و قیمتش حدود 500 پوند در هر تنه،

63
00:02:57,301 --> 00:03:00,301
‫پس تفاوت بزرگی بین این دو تاست.

64
00:03:00,670 --> 00:03:03,283
‫[ادامه موسیقی]

65
00:03:03,866 --> 00:03:06,739
‫[کیلب] فکر کنم به‌خاطر بارونِ مارس
‫حدود یه ماهه که تاخیر دارم.

66
00:03:06,740 --> 00:03:08,412
‫اصلا بارون بند نمی‌اومد.

67
00:03:08,413 --> 00:03:10,511
‫امیدوارم که،
‫دعا می‌کنم...

68
00:03:10,513 --> 00:03:12,894
‫که روی حجم خروجی تاثیری نداشته باشه،

69
00:03:12,895 --> 00:03:14,319
‫و مشکلی پیش نمی‌اد.

70
00:03:15,033 --> 00:03:17,846
‫<i>
‫[کیلب در بیسیم] 
‫حال می‌ده، مگه نه؟
‫تراکتورها باز دارن کار می‌کنن.

71
00:03:17,847 --> 00:03:20,319
‫<i>
‫[جرمی در بیسیم] 
‫آره، همین‌طوره.
‫خوشم می‌اد.

72
00:03:21,607 --> 00:03:25,200
‫[جرمی] و می‌ره بالا.

73
00:03:27,226 --> 00:03:30,000
‫[جرمی] و می‌ره پایین.

74
00:03:30,600 --> 00:03:33,759
‫[جرمی] اولین بارم که
‫شخم‌زنی کردم رو یادمه،

75
00:03:33,760 --> 00:03:35,540
‫چهار سال پیش بود؟

76
00:03:36,130 --> 00:03:38,676
‫[جرمی] Errrrrr...

77
00:03:39,127 --> 00:03:40,300
‫حالا ببینین.

78
00:03:41,919 --> 00:03:43,360
‫[جرمی] دارم یاد می‌گیرم.

79
00:03:44,839 --> 00:03:46,940
‫[موسیقی تنش‌آمیز]

80
00:03:47,543 --> 00:03:48,720
‫<i>
‫[جرمی] اما روز بعد،

81
00:03:48,721 --> 00:03:52,310
‫<i>
‫وقتی که برگشتم
‫تا دونه‌های خردل رو بکارم...

82
00:03:53,400 --> 00:03:55,715
‫[جرمی] خب، دارم خردل می‌کارم.

83
00:03:56,020 --> 00:03:58,086
‫کاریه که دارم می‌کنم.

84
00:03:58,240 --> 00:04:02,806
‫<i>
‫[جرمی] ...با دردسرِ
‫شماره یکم مواجه شدم.

85
00:04:03,999 --> 00:04:05,705
‫ای ریدم توش!

86
00:04:06,139 --> 00:04:10,245
‫مطلقا نمی‌تونم نشانه‌گذارم رو ببینم.

87
00:04:10,546 --> 00:04:13,419
‫خب آخه چطوری باید...؟

88
00:04:14,840 --> 00:04:18,139
‫قبلا اینو میلیون‌ها بار
‫توضیح داده‌ام، ولی اون...

89
00:04:19,886 --> 00:04:21,320
‫سوسک فلزی کوچیکی که...

90
00:04:21,321 --> 00:04:23,239
‫روی زمین می‌کشمش،

91
00:04:23,240 --> 00:04:25,599
‫3 متر با چپِ تراکتور فاصله داره،

92
00:04:25,600 --> 00:04:27,672
‫پس وقتی دور بزنم و برگردم،

93
00:04:27,673 --> 00:04:30,186
‫اگه خطی که این می‌سازه رو...

94
00:04:30,579 --> 00:04:32,272
‫وسطِ کاپوتم نگه دارم،

95
00:04:32,273 --> 00:04:36,232
‫این‌طوری می‌فهمم که 3 متر با جایی
‫که قبلا بذرپاشی کردم فاصله دارم.

96
00:04:36,793 --> 00:04:39,400
‫مشکل اینه که
‫اصلا خطی نمی‌اندازه.

97
00:04:39,401 --> 00:04:40,640
‫واقعا هیچی.

98
00:04:44,080 --> 00:04:45,820
‫فقط حدس می‌زنم
‫که کجاها رو کاشته‌ام.

99
00:04:45,821 --> 00:04:47,954
‫اصلا هیچ ایده‌ای ازش ندارم.

100
00:04:51,092 --> 00:04:54,205
‫<i>
‫[جرمی] خیلی سخت و آزاردهنده بود.

101
00:04:54,207 --> 00:04:55,033
‫<i>
‫اما...

102
00:04:55,034 --> 00:04:58,359
‫<i>
‫حداقل زمانی که سوار تراکتور بودم،
‫فضای ذهنی پیدا کردم...
‫(مشغله ذهنی نداشتم)

103
00:04:58,360 --> 00:05:02,675
‫<i>
‫تا بتونم راه‌های جدیدی
‫برای کشاورزیِ غیر زراعی بیابم.

104
00:05:04,366 --> 00:05:06,459
‫<i>
‫و خیلی زود، یه ایده به ذهنم رسید،

105
00:05:06,460 --> 00:05:09,586
‫<i>
‫که مشتاق بودم
‫با چارلی در میون بذارم.

106
00:05:10,300 --> 00:05:12,013
‫[جرمی] قارچ.

107
00:05:12,699 --> 00:05:13,719
‫[چارلی] قارچ؟

108
00:05:13,720 --> 00:05:15,213
‫[جرمی] قارچ.

109
00:05:16,526 --> 00:05:18,065
‫[چارلی] باشه، خوبه.

110
00:05:19,166 --> 00:05:20,313
‫چرا؟

111
00:05:20,413 --> 00:05:21,753
‫خیلی کار ریخته سرمون.

112
00:05:21,754 --> 00:05:25,932
‫[جرمی] آره، کلی کار داریم.
‫ولی این یکی شدیدا آسونه.

113
00:05:25,933 --> 00:05:28,725
‫داشتم بررسیش می‌کردم.
‫یه طرح تجاری ریخته‌ام.

114
00:05:28,726 --> 00:05:30,252
‫[چارلی] طرح تجاری ریختی؟

115
00:05:30,253 --> 00:05:32,320
‫[جرمی] 200 تا بلوک می‌گیریم.

116
00:05:32,321 --> 00:05:34,052
‫...کیسه، خب؟

117
00:05:34,053 --> 00:05:37,263
‫- [چارلی] «کیسه‌ی کِشت»؟
‫- آره، همین.<font color="#ff8c10">
‫(بسته‌هایی که درون آن از قبل دانه گیاه
‫و مواد لازم برای رشد آن قرار داده شده)

118
00:05:37,420 --> 00:05:40,052
‫[جرمی] و بار اولی که رشد می‌کنن،
‫توی دو هفته،

119
00:05:40,053 --> 00:05:44,252
‫1.2 کیلوگرم قارچ به دست می‌آریم.

120
00:05:44,585 --> 00:05:45,319
‫[چارلی] خب.

121
00:05:45,320 --> 00:05:48,192
‫[جرمی] که می‌تونیم به قیمتِ...

122
00:05:48,193 --> 00:05:51,532
‫24 پوند به ازای هر کیلوگرم بفروشیم،
‫اگه «قارچ صدفی خاکستری» باشند،<font color="#ff8c10">
‫(قارچی که کلاهی صدفی
‫یا بادبزن شکل و پهن دارد)

123
00:05:51,533 --> 00:05:53,839
‫و در «فلاشِ» اول،<font color="#ff8c10">
‫ (Flush مرحله‌ای که خوشه‌ای از قارچ‌ها
‫با هم رشد می‌کنند و بالغ می‌شوند)

124
00:05:53,840 --> 00:05:55,566
‫سودمون...

125
00:05:55,673 --> 00:05:58,378
‫- [چارلی] «توی فلاش اول؟» فلاش چیه؟
‫- می‌شه دو هفته.

126
00:05:58,380 --> 00:06:00,012
‫[چارلی] دو هفته؟ پس
‫می‌شه اولین دوره‌ی رشد.

127
00:06:00,013 --> 00:06:02,158
‫[جرمی] اولین دوره‌ی رشد، دو هفته‌ست.

128
00:06:02,159 --> 00:06:05,212
‫[سودمون] 3,620 پونده.

129
00:06:06,233 --> 00:06:07,219
‫[چارلی] خب.

130
00:06:07,579 --> 00:06:08,412
‫[چارلی] خیلی خوبه.

131
00:06:08,413 --> 00:06:10,320
‫[جرمی] آره، خیلی خوبه.

132
00:06:10,586 --> 00:06:11,793
‫[چارلی] تقریبا خیلی خیلی خوبه.

133
00:06:11,794 --> 00:06:14,919
‫[جرمی] این قیمتِ بعد از کم کردنِ
‫هزینه‌ی خریدِ کیسه‌های کِشته.

134
00:06:14,920 --> 00:06:15,380
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫[جرمی] این قیمتِ بعد از کم کردنِ
‫هزینه‌ی خریدِ کیسه‌های کِشته.

135
00:06:15,381 --> 00:06:16,632
‫که توش...

136
00:06:16,633 --> 00:06:18,982
‫فکر کنم از قبل هاگ‌های قارچ رو داره.

137
00:06:18,983 --> 00:06:19,841
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫فکر کنم از قبل هاگ‌های قارچ رو داره.

138
00:06:19,842 --> 00:06:21,734
‫بار دومی که رشد می‌کنن...

139
00:06:21,735 --> 00:06:23,685
‫[چارلی] پس بیشتر از یه بار
‫می‌تونی برداشت کنی.

140
00:06:23,686 --> 00:06:26,319
‫[جرمی] بار دومی که رشد کنن، فقط...

141
00:06:26,320 --> 00:06:28,525
‫350 گرم در هر کیسه گیرت می‌اد.

142
00:06:28,526 --> 00:06:32,066
‫پس از 1.2 کیلوگرم
‫به 350 گرم کاهش پیدا می‌کنه.

143
00:06:32,067 --> 00:06:34,519
‫ولی لازم نیست کیسه رو دوباره بخری.

144
00:06:34,520 --> 00:06:38,999
‫پس سودمون از 3,620 به
‫2,135 پوند کاهش پیدا می‌کنه.

145
00:06:39,000 --> 00:06:40,063
‫[چارلی] خب.

146
00:06:40,260 --> 00:06:41,213
‫- همم؟
‫- [چارلی] آره، آره.

147
00:06:41,214 --> 00:06:44,627
‫- [جرمی] ولی هنوزم خیلی خوبه.
‫- [چارلی] پس شد 5,700 پوند و...؟

148
00:06:44,628 --> 00:06:49,350
‫[جرمی] و بعدش رشد سوم رو داریم
‫که بازم می‌شه 2,100 پوند.

149
00:06:49,600 --> 00:06:51,752
‫بعدش دیگه تمومه،
‫کیسه‌هات تموم می‌شن.

150
00:06:51,753 --> 00:06:53,960
‫و با 200 تا کیسه‌ی دیگه
‫جایگزین‌شون می‌کنی.

151
00:06:53,961 --> 00:06:55,839
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫و با 200 تا کیسه‌ی دیگه
‫جایگزین‌شون می‌کنی.

152
00:06:55,927 --> 00:06:57,714
‫[چارلی] باشه، پس شد حدود 8,000 پوند.

153
00:06:57,715 --> 00:06:58,379
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫[چارلی] باشه، پس شد حدود 8,000 پوند.

154
00:06:58,380 --> 00:07:00,086
‫[چارلی] به برق هم نیاز داری؟

155
00:07:00,087 --> 00:07:00,720
‫آره.

156
00:07:00,720 --> 00:07:02,626
‫[جرمی] فقط یه ذره
‫برای یه بخاری کوچیک.

157
00:07:02,627 --> 00:07:03,112
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫[جرمی] فقط یه ذره
‫برای یه بخاری کوچیک.

158
00:07:03,113 --> 00:07:04,825
‫[چارلی] شاید برق خیلی
‫نیاز نداشته باشی، ولی...

159
00:07:04,826 --> 00:07:06,193
‫اما هزینه کابلش خیلی زیاد می‌شه.

160
00:07:06,194 --> 00:07:07,233
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫اما هزینه کابلش خیلی زیاد می‌شه.

161
00:07:07,306 --> 00:07:09,357
‫[چارلی] خودت برداشت‌شون می‌کنی؟

162
00:07:09,358 --> 00:07:09,826
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫[چارلی] خودت برداشت‌شون می‌کنی؟

163
00:07:09,827 --> 00:07:11,951
‫- [چارلی] کجا می‌فروشی‌شون؟
‫- توی فروشگاه.

164
00:07:11,952 --> 00:07:15,258
‫- [چارلی] گفتی که سودمون 8,000 پونده.
‫- آره، قفسه چوبی می‌سازیم.

165
00:07:15,260 --> 00:07:17,245
‫- [جرمی] «آلن» رو می‌ارم تا...
‫- آها، پس هزینه‌های بیشتری داره.

166
00:07:17,246 --> 00:07:19,185
‫[جرمی] خب، البته که هزینه هم داره!

167
00:07:19,186 --> 00:07:20,839
‫پنکه مه‌پاش: 40 پوند.

168
00:07:20,840 --> 00:07:23,052
‫فنِ استخراج هوا
‫برای دریچه: 400 پوند.

169
00:07:23,053 --> 00:07:25,865
‫چراغ اتاق رشد: 60 پوند.

170
00:07:25,866 --> 00:07:27,746
‫مه‌پاش اولتراسونیک: 160 پوند.

171
00:07:27,747 --> 00:07:30,186
‫جاروی آبی برای تمیزکردن: 95 پوند.

172
00:07:30,187 --> 00:07:32,659
‫- [جرمی] جمع: 455 پوند.
‫- که عالیه.

173
00:07:32,660 --> 00:07:36,063
‫[چارلی] ولی همه‌شون با برق
‫کار می‌کنن که اونجا نداریش.

174
00:07:36,193 --> 00:07:38,606
‫[چارلی] ولی واقعا از
‫این ایده خوشم اومد.

175
00:07:38,900 --> 00:07:40,679
‫- [جرمی] جدی؟
‫- به نظرم خیلی خوبه.

176
00:07:40,680 --> 00:07:41,960
‫[جرمی] بیا حساب کتاب‌هام رو ببین.

177
00:07:41,960 --> 00:07:45,828
‫[چارلی] حساب کتابتو که بررسی نمی‌کنم.
‫معلم ریاضی که نیستم.

178
00:07:46,173 --> 00:07:51,199
‫[جرمی] دیگه دارم توی برنامه‌ریزیِ
‫هزینه‌ها کمی بهتر می‌شم.
‫[نامفهوم]

179
00:07:51,200 --> 00:07:52,749
‫قبل از این‌که بخوام
‫کاری کنم [حساب کتاب می‌کنم]،

180
00:07:52,750 --> 00:07:55,148
‫به جای این‌که بعدش
‫بفهمم چی‌کار کرده‌ام.

181
00:07:56,240 --> 00:07:57,812
‫<i>
‫[جرمی] جلسه‌ی قارچ تموم شد،

182
00:07:57,813 --> 00:08:01,512
‫<i>
‫بعدش چارلی اصرار کرد
‫که تولد بچه‌خوک‌ها رو...

183
00:08:01,512 --> 00:08:03,947
‫<i>
‫در سایت پلیسِ خوکِ دولت ثبت کنیم.

184
00:08:04,007 --> 00:08:05,652
‫<i>
‫و این به معنای به کارگیریِ...

185
00:08:05,653 --> 00:08:09,900
‫<i>
‫تمامِ اعضای تیم ریاضیاتِ Diddly Squat بود.

186
00:08:11,453 --> 00:08:13,390
‫[جرمی] خب، درنهایت
‫چند تا بچه‌خوک مُردن؟

187
00:08:13,720 --> 00:08:16,099
‫- [لیزا] 2 تا از خوک اولی.
‫- [چارلی] 3 تا از خوک اولی.

188
00:08:16,100 --> 00:08:17,879
‫- [جرمی] 3 تا از خوک اولی.
‫- [لیزا] نه، 10 تا به دنیا آورد.

189
00:08:17,880 --> 00:08:19,039
‫- [جرمی] 5 تا.
‫- [چارلی] 5.

190
00:08:19,040 --> 00:08:22,632
‫[لیزا] ساو دومی، که همین‌جا بود،
‫10 تا داشت، نشست روی 2 تاشون.

191
00:08:22,633 --> 00:08:24,613
‫[چارلی] ولی فقط 7 تا
‫ازشون باقی‌مونده.

192
00:08:24,773 --> 00:08:29,054
‫- [جرمی] مطمئنی که 8 تا نداره؟
‫- [لیزا] آره، چند روز پیش شمردم، 8 تا بودن.

193
00:08:29,493 --> 00:08:31,299
‫[جرمی] عمرا بتونیم انجامش بدیم.

194
00:08:31,299 --> 00:08:33,806
‫[جرمی] یه ساعته اینجا نشستیم
‫و فقط یک دونه ثبت کردیم.

195
00:08:33,807 --> 00:08:35,643
‫<font color="#ffd306">
‫- [چارلی] 2 تا.</font>
‫[جرمی] یه ساعته اینجا نشستیم
‫و فقط یک دونه ثبت کردیم.

196
00:08:38,040 --> 00:08:41,505
‫<i>
‫[جرمی] متاسفانه، مجبور شدم
‫کلاس ریاضی رو زودتر ترک کنم،

197
00:08:41,506 --> 00:08:44,119
‫<i>
‫چون قرار گذاشته بودم که به آلنِ بنا...

198
00:08:44,120 --> 00:08:48,726
‫<i>
‫مکانی که برای عملیات پرورش قارچم
‫اختصاص داده بودم رو نشون بدم.

199
00:08:51,200 --> 00:08:53,172
‫[جرمی] خب، تولید قارچ.

200
00:08:53,173 --> 00:08:56,099
‫این مکان هست که
‫حتی نمی‌تونی ببینیش.
‫[آلن می‌خندد]

201
00:08:56,153 --> 00:08:58,799
‫- [آلن] خوب نیست، نه.
‫- [جرمی] فکر کنم این
‫تلمبه خونه‌ی قدیمی...

202
00:08:58,800 --> 00:08:59,920
‫[جرمی] ...برای مزرعه‌ست.

203
00:08:59,921 --> 00:09:02,919
‫- [جرمی] برای 150 سال پیشه؟
‫- ایستگاه پمپاژ «ویکتوریایی»، آره.<font color="#ff8c10">
‫ (Victorian era دوره اوج انقلاب
‫صنعتی در بریتانیا، 1837-1901)

204
00:09:02,920 --> 00:09:03,879
‫[آلن] خدای بزرگ!

205
00:09:03,960 --> 00:09:06,723
‫- [جرمی] کار تعمیرِ آسون برای شما.
‫- لعنتی!

206
00:09:06,919 --> 00:09:08,079
‫[آلن] اصلا امکان نداره.

207
00:09:08,080 --> 00:09:11,146
‫[جرمی] و تاسیسات عالی
‫برای پرورش قارچ.

208
00:09:11,220 --> 00:09:11,973
‫[آلن] نه.

209
00:09:11,974 --> 00:09:14,205
‫- [جرمی] منظورت چیه که «نه»؟
‫- خطرناکه!

210
00:09:14,206 --> 00:09:16,838
‫- [جرمی] چیش خطرناکه؟
‫- خب لامصب می‌ریزه رو سر کسی.

211
00:09:16,839 --> 00:09:17,758
‫[جرمی] نمی‌ریزه!

212
00:09:17,759 --> 00:09:18,980
‫[آلن] پس برو بپر روش!

213
00:09:19,053 --> 00:09:21,792
‫[آلن] اون «طاق آهنگی» قدیمی
‫رو ببین، خاک ریخته‌ان بالاش.<font color="#ff8c10">
‫(طاقی که از حرکت دو قوس بر
‫دو دیوار موازی ساخته می‌شود)

214
00:09:21,793 --> 00:09:24,306
‫هر کسی هر وزنی
‫روش بذاره، فرو می‌ریزه.

215
00:09:24,307 --> 00:09:25,200
‫آره، نمی‌تونیم.

216
00:09:25,201 --> 00:09:29,205
‫[جرمی] آیا با پلِ «میدنهد برونل» آشنایی داری؟<font color="#ff8c10">
‫ (پلی طاقی، طراحی توسط برونل در 1839،
‫که میدنهد و بارک‌شر را به یکدیگر متصل می‌کند)

217
00:09:29,206 --> 00:09:30,112
‫[آلن با خنده] کی؟

218
00:09:30,113 --> 00:09:32,656
‫[آلن] نه رفیق، ببین پوسیده.

219
00:09:33,000 --> 00:09:34,273
‫- [جرمی] نه، خب...
‫- آره، ولی...

220
00:09:34,274 --> 00:09:37,319
‫- [جرمی] خرابش نکن دیگه.
‫- ولی خیلی زود فرو می‌ریزه.

221
00:09:37,326 --> 00:09:39,228
‫- می‌ریزه توی این رودخونه.
‫- [جرمی] ولی این...

222
00:09:39,229 --> 00:09:42,119
‫[جرمی] به تموم اون طاق‌هایِ
‫کلیساهای قرن 12ام نگاه کن!

223
00:09:42,120 --> 00:09:44,085
‫[آلن] و کلی کثافت همه‌جا
‫توی دست و پامونه.

224
00:09:44,086 --> 00:09:45,519
‫اشتباه برداشت نکن،
‫می‌تونم انجامش بدم.

225
00:09:45,520 --> 00:09:48,006
‫فقط خیلی خرج می‌بره.

226
00:09:48,220 --> 00:09:50,532
‫[جرمی] هیچ‌وقت این‌قدر
‫موج منفی نشنیده بودم.

227
00:09:50,533 --> 00:09:51,240
‫[آلن] لعنتی.

228
00:09:51,241 --> 00:09:54,821
‫تا آخر عمرمون قارچ پرورش می‌دیم
‫ولی هنوزم پولی درنمی‌اریم.

229
00:09:54,886 --> 00:09:56,766
‫- خیلی‌خب، بی‌خیال پس.
‫- [آلن] شرمنده، رئیس.

230
00:09:58,313 --> 00:10:01,339
‫<i>
‫[جرمی] سپس بردمش به یه مکانِ زاپاس:

231
00:10:01,340 --> 00:10:04,146
‫<i>
‫یک پناهگاه زیرزمینی
‫در نوک بالایی مزرعه...

232
00:10:04,147 --> 00:10:08,120
‫<i>
‫در زمینی که زمانی فرودگاه بوده.

233
00:10:08,806 --> 00:10:10,939
‫[جرمی] شخصا فکر می‌کنم که این
‫یه پناهگاه حمله هوایی بوده.

234
00:10:10,940 --> 00:10:13,240
‫یه پایگاه بمب‌ افکن‌های آمریکایی
‫توی جنگ جهانی دوم اینجا بوده.

235
00:10:13,241 --> 00:10:14,189
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫یه پایگاه بمب‌ افکن‌های آمریکایی
‫توی جنگ جهانی دوم اینجا بوده.

236
00:10:14,273 --> 00:10:15,663
‫[آلن] خب ببینیمش.

237
00:10:15,806 --> 00:10:18,672
‫- [آلن] چیزی که بهت می‌گفتم...
‫- قراره تاسیسات پرورش قارچ باشه.

238
00:10:18,673 --> 00:10:21,539
‫- [آلن] ولی اینجارو ببین.
‫- ولی مشکل اینه که
‫امنیت‌مون نیاز به تقویت داره.

239
00:10:21,540 --> 00:10:23,859
‫- [آلن] خب، جرالد کجاست؟
‫- یه تابلو می‌ذارم... آره، دقیقا.

240
00:10:23,860 --> 00:10:25,706
‫- [جرمی] حالش داره بهتر می‌شه.
‫- آره.

241
00:10:25,707 --> 00:10:28,228
‫چون داره «پرتودرمانی» می‌کنه.<font color="#ff8c10">
‫(درمان بیماری با استفاده از پرتوهایِ
‫نافذ مانند ایکس، امواج آلفا، بتا و گاما)

242
00:10:28,313 --> 00:10:30,105
‫[جرمی] نور لازم داریم.

243
00:10:30,499 --> 00:10:32,106
‫<font color="#ffe017">
‫«خانه»

244
00:10:32,413 --> 00:10:34,326
‫- [جرمی] این بتنه؟
‫- آره.

245
00:10:34,327 --> 00:10:36,080
‫[آلن] آره، می‌تونی تیرچه‌ها رو ببینی.

246
00:10:36,187 --> 00:10:37,187
‫آره.

247
00:10:37,679 --> 00:10:40,574
‫[جرمی] خب، بدبین بودن و زیاده‌روی کردن.
‫بتنش باید این‌قدر ضخامتش باشه.

248
00:10:40,575 --> 00:10:41,986
‫حتما انجامش دادن.

249
00:10:42,300 --> 00:10:45,240
‫[جرمی] مشخصه که خیلی
‫از تلمبه خونه بزرگ‌تره.

250
00:10:45,280 --> 00:10:46,400
‫- [آلن] دسترسی بهش آسونه.
‫- آره.

251
00:10:46,401 --> 00:10:48,879
‫- نیازی به مجوز ساخت‌وساز نداره.
‫- [آلن] نه، از قبل همین‌جا بوده.

252
00:10:48,880 --> 00:10:50,094
‫[آلن] پس گوش کن...

253
00:10:50,095 --> 00:10:51,538
‫خیلی که نمی‌خوای خرج کنی؟

254
00:10:51,539 --> 00:10:53,360
‫- [جرمی] نمی‌دونم.
‫- نه!

255
00:10:53,486 --> 00:10:55,278
‫- [آلن] نه!
‫- زیاد خرج نمی‌بره؟

256
00:10:55,415 --> 00:10:56,839
‫[جرمی] حدس احتمالیت چقدره؟
‫[آلن می‌خندد]

257
00:10:56,840 --> 00:11:00,063
‫[آلن] تو... همیشه
‫همین کارو باهام می‌کنی.

258
00:11:00,520 --> 00:11:01,319
‫[آلن] لعنت بهت.

259
00:11:01,320 --> 00:11:04,638
‫[جرمی] خب، این یکی از اون چیزهاست
‫که یه جورایی طبیعیه...

260
00:11:04,639 --> 00:11:07,159
‫که از یه بنا بپرسی:
‫«فلان چیز چقدر...[خرج می‌بره؟]»

261
00:11:07,160 --> 00:11:09,180
‫[آلن] آره، ولی من فقط
‫دو دقیقه‌ست که دیدمش.

262
00:11:09,181 --> 00:11:11,438
‫بیا مثلا بگیم که می‌تونیم
‫با زیر 10 هزارتا انجامش بدیم.

263
00:11:11,439 --> 00:11:12,319
‫[جرمی] عه!

264
00:11:12,399 --> 00:11:13,760
‫[آلن] قیمت خوبیه!
‫(مفته)

265
00:11:13,761 --> 00:11:14,712
‫[جرمی] خوبه.

266
00:11:14,713 --> 00:11:18,290
‫[آلن] آره، می‌تونیم راحت توی
‫یه هفته بسازیمش، مگه نه؟

267
00:11:18,672 --> 00:11:21,579
‫<font color="#ffd306">
‫- [جرمی] تا حالا نشنیده‌ام که بناها بگن:</font>
‫- آره، واسه‌ت راه‌اندازیش می‌کنیم.

268
00:11:21,580 --> 00:11:23,999
‫<font color="#ffd306">
‫...«می‌تونم این کارو توی یه هفته
‫و با کمتر از ده هزارتا انجامش بدم.»

269
00:11:24,000 --> 00:11:25,719
‫- هیچکس تا حالا اینو نشنیده.
‫- [آلن] باشه، گوش کن.

270
00:11:25,720 --> 00:11:28,645
‫[آلن] تا زمانی که من کارو شروع کنم،
‫می‌تونی توی فروشگاه تبلیغش رو بکنی.

271
00:11:28,646 --> 00:11:30,742
‫این‌قدر سریع کار می‌کنم.
‫[هر دو می‌خندند]

272
00:11:30,770 --> 00:11:32,889
‫[موسیقی شاد]

273
00:11:33,073 --> 00:11:35,329
‫<i>
‫[جرمی] همان‌طور که آلن
‫برای تهیه وسایل رفت،

274
00:11:35,330 --> 00:11:38,990
‫<i>
‫من هم کار روی یه ایده فکریِ
‫دیگه‌ام رو شروع کردم.

275
00:11:39,105 --> 00:11:40,916
‫<i>
‫«گزنه»</i><font color="#ff8c10">
‫(گیاهی که سطح زیر برگ‌هایش
‫دارای کرک‌هایی گزنده است)

276
00:11:40,979 --> 00:11:44,526
‫<i>
‫رسما تمام جنگل با
‫اون‌ها فرش شده بود.

277
00:11:46,247 --> 00:11:50,719
‫<i>
‫و منم تصمیم گرفتم که ازشون
‫برای تهیه سوپ استفاده کنم.

278
00:11:52,260 --> 00:11:54,340
‫- [جرمی] خوبی، «لوکا»؟
‫- اوضاع چطوره؟

279
00:11:54,506 --> 00:11:57,899
‫<i>
‫[جرمی] لوکا چاقویِ
‫سوئیسیِ Diddly Squatــه.
‫(همه کاره‌ست)

280
00:11:57,900 --> 00:11:59,792
‫<i>
‫راننده‌ی مسابقه‌ست،

281
00:11:59,792 --> 00:12:01,739
‫<i>
‫توی فروشگاه مزرعه کار می‌کنه،

282
00:12:01,740 --> 00:12:06,596
‫<i>
‫و از یک خاندانِ آشپزیِ معروف ایرلندیه.

283
00:12:07,906 --> 00:12:09,579
‫[جرمی] خب، سوپ گزنه.

284
00:12:09,679 --> 00:12:12,525
‫در واقع لوکا قبلا برام درست کرده،
‫کی بود؟ یه سال پیش؟

285
00:12:12,526 --> 00:12:13,138
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫در واقع لوکا قبلا برام درست کرده،
‫کی بود؟ یه سال پیش؟

286
00:12:13,139 --> 00:12:16,643
‫[جرمی] بهترین چیزی بود که
‫تابه‌حال گذاشتم توی دهنم.

287
00:12:16,880 --> 00:12:18,479
‫حیرت‌آور بود.

288
00:12:18,787 --> 00:12:20,540
‫[جرمی] تمام مواد اولیه که
‫نیاز داریم همین‌جاست.

289
00:12:20,541 --> 00:12:22,959
‫سیب‌زمینی، پیاز،
‫که همین‌جا داریم‌شون.

290
00:12:22,960 --> 00:12:24,498
‫دیگه چی نیاز داری؟

291
00:12:24,499 --> 00:12:27,800
‫[لوکا] گزنه داریم، پیاز داریم،
‫سیب‌زمینی داریم.

292
00:12:28,007 --> 00:12:29,292
‫نمک، فلفل،

293
00:12:29,293 --> 00:12:31,646
‫آب مرغ، خامه و کره.

294
00:12:31,707 --> 00:12:33,186
‫- [جرمی] و همین؟
‫- آره.

295
00:12:33,266 --> 00:12:35,563
‫[موسیقی هیجانی]

296
00:12:36,366 --> 00:12:38,359
‫<i>
‫[جرمی] وقتی لوکا
‫پخت‌وپزش رو تموم کرد،

297
00:12:38,360 --> 00:12:42,339
‫<i>
‫حالا فقط یه نفر رو
‫با ذائقه‌ی پیچیده نیاز داشتم...

298
00:12:42,340 --> 00:12:44,012
‫<i>
‫تا طعم‌شو بچشه.

299
00:12:44,987 --> 00:12:47,853
‫- [جرمی] تا حالا سوپ گزنه نخوردی؟
‫- [کیلب] تا حالا نخورده‌ام.

300
00:12:47,926 --> 00:12:49,839
‫[جرمی] آخه رنگ‌شو ببین.

301
00:12:50,000 --> 00:12:52,239
‫[جرمی] رنگش باورنکردنیه.

302
00:12:52,239 --> 00:12:56,423
‫[لوکا] سوپ غلیظی هم هست،
‫پس با کمی خمیرترش، عالی می‌شه.

303
00:12:57,373 --> 00:12:58,653
‫[جرمی] خدایا، چقدر خوبه.

304
00:12:58,654 --> 00:12:59,244
‫[کیلب] پشمام!

305
00:12:59,245 --> 00:13:01,452
‫[جرمی با خنده] 
‫خیلی خوبه، مگه نه؟

306
00:13:01,453 --> 00:13:03,893
‫[کیلب] رفیق، آشپزی هم بلدیا!
‫[جرمی می‌خندد]

307
00:13:04,319 --> 00:13:05,359
‫[کیلب] اووی!

308
00:13:05,432 --> 00:13:07,392
‫[جرمی] و نکته جالبش اینه که...

309
00:13:07,393 --> 00:13:09,125
‫هیچکی نمی‌دونه
‫گزنه چه طعمی داره.

310
00:13:09,126 --> 00:13:10,779
‫[کیلب] چه طعمی داره؟

311
00:13:10,780 --> 00:13:12,587
‫[جرمی] ولی می‌دونی که گزنه‌ست.

312
00:13:12,627 --> 00:13:15,598
‫[لوکا] توی ته‌مزه‌ش باید کمی
‫طعم گزنه‌ مانند رو بچشی.

313
00:13:15,599 --> 00:13:16,913
‫[کیلب] عالیه.

314
00:13:17,619 --> 00:13:19,419
‫[جرمی] باید اینو
‫توی مغازه بفروشی.

315
00:13:19,420 --> 00:13:20,743
‫[کیلب] آره، این...

316
00:13:20,800 --> 00:13:23,759
‫این تنها چیزیه که من رو
‫در مورد جدول‌مون نگران می‌کنه.

317
00:13:23,760 --> 00:13:26,076
‫اگه کلی از این بسازین...
‫[جرمی و لوکا می‌خندند]

318
00:13:26,266 --> 00:13:28,916
‫[جرمی] باید اینو توی مغازه بفروشیم.

319
00:13:29,066 --> 00:13:32,312
‫این قراره اتفاق بزرگ بعدی‌مون باشه.

320
00:13:32,572 --> 00:13:34,279
‫[کیلب] می‌رم همه‌شون رو
‫سم‌پاشی می‌کنم تا نتونید.

321
00:13:34,280 --> 00:13:35,200
‫<font color="#ffd306">
‫- نه، نمی‌ری!</font>
‫[کیلب] می‌رم همه‌شون رو
‫سم‌پاشی می‌کنم تا نتونید.

322
00:13:35,201 --> 00:13:36,880
‫[همه می‌خندند]

323
00:13:36,960 --> 00:13:38,280
‫[موسیقی راک]

324
00:13:38,358 --> 00:13:40,185
‫<i>
‫[جرمی] با تکمیلِ مزه کردن،

325
00:13:40,186 --> 00:13:44,045
‫<i>
‫دستگاه مخصوص برداشت اجاره کردم،

326
00:13:44,046 --> 00:13:46,806
‫<i>
‫و رفتم به درون جنگل.

327
00:13:49,220 --> 00:13:51,236
‫[جرمی] اینو یافتم،

328
00:13:51,659 --> 00:13:54,816
‫که برای برداشت چای استفاده می‌شه.

329
00:13:55,510 --> 00:13:57,650
‫[صدای تق تق مانند موتور]

330
00:13:57,879 --> 00:14:01,099
‫[جرمی] اساسا مثل پرچین‌زن هست.

331
00:14:01,959 --> 00:14:02,959
‫آره؟

332
00:14:03,806 --> 00:14:05,139
‫این یه پره هست که...

333
00:14:05,140 --> 00:14:07,992
‫برگ‌ها رو هل می‌ده به داخل کیسه.

334
00:14:07,992 --> 00:14:09,132
‫و بعدش...

335
00:14:09,193 --> 00:14:11,199
‫اگه یه آدم فضایی بیاد،

336
00:14:11,393 --> 00:14:15,379
‫می‌تونم یه حرکتِ
‫«سیگورنی ویور»ــی روش بزنم.<font color="#ff8c10">
‫(بازیگر آمریکایی، بازی در فیلم‌های
‫ Aliens و Avatar و Ghostbusters)

337
00:14:15,946 --> 00:14:16,746
‫خب.

338
00:14:19,006 --> 00:14:20,320
‫درو می‌کنیم!

339
00:14:20,997 --> 00:14:23,060
‫[غرش موتور]

340
00:14:26,226 --> 00:14:27,546
‫وای نه.

341
00:14:27,880 --> 00:14:31,693
‫کاری که کردم اینه که
‫کیسه دستگاهم رو درو کردم.

342
00:14:31,780 --> 00:14:34,833
‫قاعدتا نباید همچین اتفاقی می‌افتاد.

343
00:14:34,913 --> 00:14:35,880
‫وای خدا.

344
00:14:37,107 --> 00:14:39,473
‫وای خدا، خورد تو صورتم.

345
00:14:39,617 --> 00:14:42,980
‫[نفس نفس می‌زند]

346
00:14:43,997 --> 00:14:46,260
‫[نفس نفس می‌زند]

347
00:14:46,926 --> 00:14:50,576
‫خب، گیر کردم به درخت
‫و کیسه‌ام گیر کرده توی...

348
00:14:51,286 --> 00:14:52,846
‫ای لعنت بهش!

349
00:14:53,317 --> 00:14:54,660
‫[بازدم عمیق]

350
00:14:55,517 --> 00:14:56,650
‫آخ!

351
00:14:57,567 --> 00:14:58,927
‫لعنتی.

352
00:14:59,757 --> 00:15:02,020
‫[نفس نفس می‌زند]

353
00:15:02,723 --> 00:15:03,373
‫[شکستن شاخه]

354
00:15:03,373 --> 00:15:04,733
‫ای تو روحش.

355
00:15:04,803 --> 00:15:07,876
‫[موسیقی هیجانی]
‫[غرش موتور]

356
00:15:10,566 --> 00:15:11,799
‫<i>
‫[جرمی] به درو ادامه دادم،

357
00:15:11,800 --> 00:15:15,263
‫<i>
‫تا زمانی که دیگه بدن پیرم کم آورد.

358
00:15:15,626 --> 00:15:17,120
‫وای کمرم!

359
00:15:17,297 --> 00:15:18,540
‫آخ!

360
00:15:19,706 --> 00:15:23,886
‫و بعدش، با غنیمتم به مزرعه برگشتم...

361
00:15:23,986 --> 00:15:24,993
‫عالیه.

362
00:15:25,319 --> 00:15:27,380
‫صدها تا برگ چیدم.

363
00:15:28,199 --> 00:15:31,132
‫<i>
‫...جایی که مشخص شد،
‫یه مشکلی وجود داره.

364
00:15:32,393 --> 00:15:36,746
‫<i>
‫لوکا گفته بود که فقط گزنه‌هایِ
‫جوون و شیرین رو می‌خواد.

365
00:15:36,959 --> 00:15:40,585
‫<i>
‫ولی دستگاه من اینو نمی‌فهمید.

366
00:15:41,260 --> 00:15:44,940
‫[جرمی] فکر کنم علف و تمشک و...

367
00:15:44,941 --> 00:15:47,599
‫درخت و ساختمون درو کرده.

368
00:15:47,700 --> 00:15:50,239
‫[لوکا] بهترین راه برای چیدن گزنه...

369
00:15:50,240 --> 00:15:52,780
‫اینه که چند تا جوون
‫از فروشگاه مزرعه بیاری.

370
00:15:53,659 --> 00:15:56,452
‫[جرمی] به نظرت بچه‌های تویِ
‫فروشگاه می‌رن گزنه بچینن؟

371
00:15:56,453 --> 00:15:58,173
‫[لوکا] آره، حتما.

372
00:15:58,811 --> 00:16:00,271
‫[لوکا] ساعتی 8.50 پوند به‌شون بده.

373
00:16:00,272 --> 00:16:01,812
‫[جرمی] ولی این‌طوری خرجم می‌ره بالا.

374
00:16:01,813 --> 00:16:04,851
‫پس برای ساخت 200 تا شیشه،

375
00:16:04,852 --> 00:16:07,592
‫باید 38 پوند برای کره خرج کنیم.

376
00:16:07,593 --> 00:16:08,359
‫خب.

377
00:16:08,360 --> 00:16:10,599
‫77 پوند روی خامه.

378
00:16:10,600 --> 00:16:11,325
‫[لوکا] درسته.

379
00:16:11,326 --> 00:16:13,923
‫[جرمی] گزنه‌ها رایگانن، که خب...

380
00:16:14,040 --> 00:16:17,935
‫اما نه اگه مجبور باشم
‫به کسی پول بدم تا بره بچینه.

381
00:16:18,047 --> 00:16:20,599
‫سیب‌زمینی: 6.40 پوند.

382
00:16:20,600 --> 00:16:24,826
‫آب مرغ که از
‫سوپرمارکت گرفتیم: 67 پوند.

383
00:16:24,827 --> 00:16:27,305
‫و ظرف‌ها 120 پوند.

384
00:16:27,379 --> 00:16:28,878
‫برچسب‌ها می‌شه 50 پوند.

385
00:16:28,880 --> 00:16:31,325
‫حدس من اینه که می‌تونیم
‫هر کدوم رو 5 پوند بفروشیم.

386
00:16:31,326 --> 00:16:32,219
‫<font color="#ffd306">
‫- به آسونی.</font>
‫حدس من اینه که می‌تونیم
‫هر کدوم رو 5 پوند بفروشیم.

387
00:16:32,219 --> 00:16:34,019
‫- [جرمی] نظرت همینه؟
‫- آره، چجورشم.

388
00:16:34,093 --> 00:16:38,005
‫<i>
‫[جرمی] متاسفانه، قبل از این‌که فرصتی برای
‫تکمیل حساب کتاب‌مون داشته باشیم،

389
00:16:38,006 --> 00:16:41,152
‫<i>
‫آقای قوانین و مقررات وارد شدند...

390
00:16:41,213 --> 00:16:42,012
‫[چارلی] سلام.

391
00:16:42,013 --> 00:16:46,050
‫<i>
‫[جرمی] ...تا مشارکت خسته‌کننده‌یِ
‫معمولش رو انجام بده.

392
00:16:46,160 --> 00:16:49,412
‫[چارلی] مجوز بهداشت محیطی رو گرفته؟<font color="#ff8c10">
‫(بهداشت مواد غذایی،
‫آشامیدنی، ایمنی و محیط)

393
00:16:49,472 --> 00:16:50,625
‫- [جرمی] لوکا؟
‫- بله؟

394
00:16:50,626 --> 00:16:52,513
‫[جرمی] مجوز بهداشت محیطی داری؟

395
00:16:52,514 --> 00:16:54,145
‫<font color="#ffd306">
‫- [چارلی] مجوز.</font>
‫[جرمی] مجوز بهداشت محیطی داری؟

396
00:16:54,146 --> 00:16:55,443
‫[لوکا] آره، آره.

397
00:16:55,680 --> 00:16:56,639
‫[جرمی با خنده] انگار که...

398
00:16:56,640 --> 00:17:00,271
‫[چارلی] انگار عین لیزا 
‫داره می‌گه: «آره آره.»
‫[همه می‌خندند] 

399
00:17:00,373 --> 00:17:02,402
‫[جرمی] توی ایرلند یادتون
‫می‌دن که چطور بگید:

400
00:17:02,403 --> 00:17:04,480
‫«آره آره»، وقتی که
‫منظورتون «نه» هست؟

401
00:17:04,481 --> 00:17:07,731
‫[جرمی] قانع شدم که توی ایرلند
‫درس‌هایِ واقعی هست که یاد می‌دن:

402
00:17:07,732 --> 00:17:10,753
‫<i><font color="#ffd306">
‫«وقتی کسی ازتون سوالی
‫می‌پرسه و پاسخش 'نه' است،</i>

403
00:17:10,753 --> 00:17:13,085
‫<i><font color="#ffd306">
‫- ...بگید 'آره' اما این‌طوری بگید.»</i></font>
‫- [چارلی] دو بار بگید!

404
00:17:13,086 --> 00:17:15,332
‫- «آره آره»
‫- «آره آره»

405
00:17:15,333 --> 00:17:17,025
‫[جرمی] واقعا مجوزش رو داری یا نه؟

406
00:17:17,026 --> 00:17:18,786
‫[لوکا] عه، آره نه، در حقیقت....

407
00:17:18,787 --> 00:17:22,476
‫[چارلی] «آره نه!»، پس
‫انواعش هم وجود داره!
‫[همه می‌خندند] 

408
00:17:22,533 --> 00:17:24,119
‫[چارلی] چی توی
‫سوپ گزنه‌تون می‌ریزید؟

409
00:17:24,119 --> 00:17:25,572
‫کره، خامه...

410
00:17:25,573 --> 00:17:26,686
‫[جرمی] آره، داریم...

411
00:17:26,687 --> 00:17:29,065
‫[چارلی] خب باید برچسب
‫تاریخ انقضا روش بذارید.

412
00:17:29,066 --> 00:17:30,023
‫<font color="#ffd306">
‫- [جرمی] آره.</font>
‫[چارلی] خب باید برچسب
‫تاریخ انقضا روش بذارید.

413
00:17:30,119 --> 00:17:32,332
‫- [چارلی] بهش فکر نکردی، نه؟
‫- [جرمی] آره آره.

414
00:17:32,397 --> 00:17:33,799
‫[جرمی] آره نه.
‫[چارلی می‌خندد] 

415
00:17:33,800 --> 00:17:34,832
‫[جرمی] آره آره.

416
00:17:34,926 --> 00:17:36,319
‫[جرمی] دارم یاد می‌گیرم.

417
00:17:37,720 --> 00:17:41,238
‫<i>
‫[جرمی] با ترکِ لوکا
‫برای ادامه‌ی کارِ سوپ،

418
00:17:41,239 --> 00:17:45,125
‫<i>
‫به مزرعه‌ی گندم و لوبیای وحشی رفتم،

419
00:17:45,126 --> 00:17:48,756
‫<i>
‫تا با اندی کاتو کلاس شیمی برگزار کنیم.

420
00:17:49,533 --> 00:17:51,753
‫[اندی] این «آزمایش بریکس»ــه،<font color="#ff8c10">
‫ (Brix آزمایشی برای تعیین
‫میزان شکر در یک محلول)

421
00:17:51,866 --> 00:17:53,865
‫که مقدار قند توی هر گیاهی که...

422
00:17:53,866 --> 00:17:57,159
‫آزمایش کنیم رو اندازه‌گیری می‌کنه.

423
00:17:57,339 --> 00:18:00,472
‫[اندی] خب کاری که قراره بکنیم
‫اینه که مقداری برگ جمع کنیم،

424
00:18:00,646 --> 00:18:02,118
‫بذاریمش توی دستگاه سیر خردکن،

425
00:18:02,119 --> 00:18:05,826
‫یه کم مایعش رو بریزیم روی
‫اون لنز و ببینیم چی می‌گه.

426
00:18:06,400 --> 00:18:07,479
‫[اندی] می‌خوای امتحانش کنی؟

427
00:18:07,480 --> 00:18:10,365
‫[جرمی] وقتی فکر می‌کردم یه کشاورز
‫می‌شم، هرگز فکر نمی‌کردم که:

428
00:18:10,366 --> 00:18:14,385
‫«عه قطعا به یه سیر خردکن
‫و یه میکروسکوپ نیاز دارم.»

429
00:18:15,466 --> 00:18:18,405
‫[اندی] مقداری برگ بچین، بیشتر از
‫اونی نیاز داری که فکر می‌کنی.

430
00:18:19,186 --> 00:18:20,445
‫[جرمی] خب.

431
00:18:21,420 --> 00:18:22,420
‫[اندی] اینم از این.

432
00:18:23,019 --> 00:18:24,640
‫[جرمی] برگشتیم به دوران مدرسه.

433
00:18:24,706 --> 00:18:25,852
‫[اندی] هر روز یه روزِ مدرسه‌ست.
‫(روز یادگیریه)

434
00:18:25,853 --> 00:18:28,472
‫[اندی] خب از داخل اون
‫به سمت خورشید نگاه کن.

435
00:18:28,526 --> 00:18:32,126
‫و باید یه قسمتِ
‫آبی و یه سفید ببینی.

436
00:18:33,766 --> 00:18:36,031
‫[جرمی] یه کم بالاتر از 5.
‫من که می‌گم 6.

437
00:18:36,032 --> 00:18:37,243
‫[اندی] 6

438
00:18:37,393 --> 00:18:39,546
‫[اندی] این میزان از بریکس
‫یعنی این‌که گیاه‌ها...

439
00:18:39,547 --> 00:18:42,079
‫تمام مواد مغذی مورد
‫نیازشون رو دریافت نکرده‌ان.

440
00:18:42,186 --> 00:18:43,673
‫پس باید «آزمایش شیره گیاه» انجام بدیم،

441
00:18:43,674 --> 00:18:46,159
‫که مثل آزمایش خون برای گیاه‌هاست.

442
00:18:46,445 --> 00:18:49,325
‫[اندی] و نکته‌ش اینه که فقط گیاه‌هایِ
‫خوب و خوشگل رو نچینی.

443
00:18:49,326 --> 00:18:51,712
‫فقط توی یه خط مستقیم راه برو
‫و هر چی که اومد جلوت رو بچین.

444
00:18:51,713 --> 00:18:53,023
‫[جرمی] گرفتم.

445
00:18:54,959 --> 00:18:55,938
‫[اندی] خوبه؟

446
00:18:55,939 --> 00:18:58,199
‫عالیه، این‌ها رو می‌برم آزمایشگاه.

447
00:18:58,257 --> 00:19:00,196
‫[موسیقی راک]

448
00:19:00,673 --> 00:19:02,412
‫<i>
‫[جرمی] وقتی که
‫نتایج آزمایش‌ها برگشت،

449
00:19:02,413 --> 00:19:05,971
‫<i>
‫من دوباره رفته بودم
‫برای فیلم‌برداری «گرند تور».

450
00:19:05,972 --> 00:19:10,819
‫<i>
‫پس چارلی و کیلب باید
‫در مورد نتایج با اندی بحث می‌کردن.

451
00:19:12,119 --> 00:19:14,172
‫[چارلی] نتایج آزمایش نشون می‌ده که...

452
00:19:14,833 --> 00:19:16,436
‫[اندی] رونمایی کن.

453
00:19:18,513 --> 00:19:21,896
‫[چارلی] آبی یعنی خوبه،
‫سبز خوبه، قرمز بده.

454
00:19:22,066 --> 00:19:24,026
‫- [چارلی] منیزیم.
‫- [کیلب] منیزیم.

455
00:19:24,459 --> 00:19:25,969
‫[چارلی] پس...

456
00:19:26,179 --> 00:19:28,405
‫برای این‌که محصولات به نوعی...

457
00:19:28,406 --> 00:19:29,845
‫- [کیلب] متعادل بشن.
‫- [چارلی] ...متعادل بشن.

458
00:19:29,846 --> 00:19:31,765
‫[چارلی] باید مقداری
‫منیزیم بپاشیم روشون.

459
00:19:31,766 --> 00:19:36,463
‫خوشبختانه، می‌تونیم
‫اون رو به شکلی ساده بپاشیم.

460
00:19:37,106 --> 00:19:38,558
‫[چارلی] «نمک اپسوم»<font color="#ff8c10">
‫ (Epsom or Bath salt با فرمول MgSO4
‫مورد استفاده در پزشکی و کشاورزی)

461
00:19:38,559 --> 00:19:40,563
‫- [اندی] «نمک حمام»
‫- [چارلی] «نمک حمام»
‫ (Bath Salts)

462
00:19:40,693 --> 00:19:41,838
‫[چارلی] به معنی واقعی کلمه.

463
00:19:41,839 --> 00:19:44,199
‫[کیلب] ولی من فکر می‌کردم
‫چیزی روشون نمی‌پاشیم.

464
00:19:44,200 --> 00:19:45,487
‫فکر می‌کردم می‌ذاریم
‫همین‌طوری بمونه.

465
00:19:45,488 --> 00:19:48,918
‫[اندی] نه، نمی‌تونیم همین‌طور رهاش کنیم،
‫چون نمی‌تونیم امیدوار باشیم که...

466
00:19:48,919 --> 00:19:52,478
‫که خاک در شرایطی باشه که
‫بتونه تمام مواد لازم گیاه رو تامین کنه.

467
00:19:52,478 --> 00:19:54,574
‫و در صورت کمبود،

468
00:19:54,575 --> 00:19:56,210
‫از یه محصولِ مغذیِ
‫طبیعی استفاده می‌کنیم،

469
00:19:56,212 --> 00:19:57,685
‫در این مورد مثل نمک حمام،

470
00:19:57,686 --> 00:20:00,663
‫- ...تا بپاشیم روشون، گرفتی؟
‫- [کیلب] فهمیدم.

471
00:20:01,360 --> 00:20:03,706
‫<i>
‫[جرمی] مطمئن نیستم که فهمیده باشه،

472
00:20:03,706 --> 00:20:09,893
‫<i>
‫با توجه به میزان غرهایی که
‫هنگام پاشیدن نمک حمام، می‌زد.

473
00:20:11,419 --> 00:20:12,983
‫[کیلب] گندم من بهتره.

474
00:20:13,059 --> 00:20:14,799
‫چرا این‌قدر تکه تکه‌ست.

475
00:20:14,800 --> 00:20:17,296
‫اینجاش خیلی سبزه و اونجاش...[نیست]

476
00:20:17,866 --> 00:20:19,579
‫و اینجاش خیلی کم‌پشته.

477
00:20:19,653 --> 00:20:23,699
‫<i>
‫[جرمی] غرهایی که حتی پس از
‫پایان کارش هم ادامه داشت.

478
00:20:23,846 --> 00:20:25,116
‫[چارلی] خوب بود؟

479
00:20:25,626 --> 00:20:28,492
‫[کیلب] یعنی اون می‌اد
‫و به من می‌گه...

480
00:20:28,493 --> 00:20:31,045
‫به عنوان یه کشاورز، چی‌کار کنم،
‫به تو می‌گه که چی‌کار کنی.

481
00:20:31,046 --> 00:20:34,280
‫من که نمی‌رم به خونه‌ش و بهش
‫بگم برای فلان آهنگ، گیتار نیاز داری.

482
00:20:34,281 --> 00:20:35,919
‫[چارلی] فکر نکنم که داره به‌مون
‫می‌گه که «چی‌کار کنیم».

483
00:20:35,920 --> 00:20:39,480
‫به نظرم داره پیش‌زمینه‌یِ
‫ایده‌هاش رو به‌مون می‌ده،

484
00:20:39,481 --> 00:20:41,238
‫و این‌که چطور می‌خوان
‫محصول پرورش بدن.

485
00:20:41,239 --> 00:20:42,274
‫[کیلب] رو مخمه.

486
00:20:42,313 --> 00:20:44,320
‫[چارلی] به‌خاطر اینه که راه و روشش
‫برای انجام کارها متفاوته؟

487
00:20:44,321 --> 00:20:46,208
‫[کیلب] به عنوان یه کشاورز
‫از تغییر خوشم نمی‌اد.

488
00:20:46,209 --> 00:20:48,354
‫فکر کنم تمام کشاورزها
‫از تغییر خوش‌شون نیاد.

489
00:20:48,519 --> 00:20:50,227
‫حالا دیگه از این زمین متنفرم.

490
00:20:50,228 --> 00:20:53,078
‫<font color="#ff8c10">
‫(دانلود زیرنویس‌های من، رایگان، بدون سانسور،
‫اصلی و مستقیم از کانال تلگرامم: AfshinSubs)

491
00:20:53,079 --> 00:20:55,479
‫<i>
‫[جرمی] وقتی که از
‫سفرِ فیلم‌برداریم برگشتم،

492
00:20:55,480 --> 00:20:59,406
‫<i>
‫تصمیم گرفتم که باید
‫تعمیرات سد رو ادامه بدیم.

493
00:20:59,440 --> 00:21:02,725
‫<i>
‫و برای توقف جر و بحثی
‫که معمولا ایجاد می‌کنه،

494
00:21:02,726 --> 00:21:06,292
‫<i>
‫من و کیلب گفتیم
‫که باید «تغییر کنیم».

495
00:21:06,746 --> 00:21:08,845
‫- [کیلب] یادت باشه
‫وقتی اینو تنت کنی...
‫- خب؟

496
00:21:08,846 --> 00:21:10,192
‫...دیگه می‌شیم کارگر ساختمونی.

497
00:21:10,193 --> 00:21:12,503
‫- خب، دیگه کشاورز نیستیم.
‫- [کیلب] دقیقا.

498
00:21:12,673 --> 00:21:14,533
‫[جرمی] پس الان کاملا در امنیتم.

499
00:21:14,626 --> 00:21:15,846
‫[کیلب] یه فنجون چای می‌خوای؟

500
00:21:15,847 --> 00:21:17,280
‫- [جرمی] وقت چاییه؟
‫- آره.

501
00:21:17,386 --> 00:21:18,886
‫[کیلب] ساعت دهه، وقت چایه.

502
00:21:18,965 --> 00:21:20,160
‫[جرمی می‌خندد]

503
00:21:20,340 --> 00:21:21,979
‫[جرمی] خیلی‌خب،
‫وقت چای، حالا چی؟

504
00:21:21,979 --> 00:21:23,485
‫[کیلب] یه سیگار می‌کشیم.

505
00:21:23,660 --> 00:21:26,153
‫[جرمی] بعدش باز چای می‌زنیم
‫وقتی که سیگارو کشیدیم؟

506
00:21:26,200 --> 00:21:29,019
‫[کیلب] نه، نه، توی
‫وقت چایت سیگار نمی‌کشی.

507
00:21:29,127 --> 00:21:31,478
‫اول چای و بعد که کارو دوباره
‫شروع کردی سیگارت رو می‌کشی.

508
00:21:31,479 --> 00:21:34,879
‫پس تمام کارگرهای ساختمونی به دلیل گفتنِ
‫این‌ها از دست‌مون خیلی عصبانی می‌شن.

509
00:21:34,960 --> 00:21:36,886
‫[کیلب] فکر نمی‌کنم، فکر کنم
‫می‌فهمن و درک می‌کنن.

510
00:21:36,886 --> 00:21:39,090
‫دقیقا می‌دونن که
‫دارن چی‌کار می‌کنن.
‫[جرمی می‌خندد]

511
00:21:40,986 --> 00:21:45,750
‫<i>
‫[جرمی] کار اول‌مون، ریختنِ مقداری
‫خاک رس در کنار سد بود.

512
00:21:46,053 --> 00:21:47,813
‫[جرمی] وای خدای بزرگ!

513
00:21:53,803 --> 00:21:54,803
‫[کیلب] عه...

514
00:21:55,232 --> 00:21:56,476
‫[جرمی] چیه؟

515
00:21:57,386 --> 00:21:58,226
‫چیه؟

516
00:21:59,253 --> 00:22:01,426
‫[کیلب] فقط یه ذره از
‫خاک رس رفت داخلش.

517
00:22:01,427 --> 00:22:02,780
‫[جرمی] یه ذره؟

518
00:22:04,380 --> 00:22:07,787
‫- [جرمی] بهتره در موردش بحث کنیم.
‫- با یه فنجون چای؟

519
00:22:07,788 --> 00:22:09,360
‫[هر دو می‌خندند]

520
00:22:11,030 --> 00:22:13,403
‫[هر دو آهِ بعد از چای می‌کشند]

521
00:22:18,257 --> 00:22:19,537
‫[آه بعد از چای]

522
00:22:20,163 --> 00:22:21,113
‫[آه بعد از چای]

523
00:22:21,113 --> 00:22:23,177
‫[جرمی] فردا کیو داریم؟ «وست بروم»؟<font color="#ff8c10">
‫ (West Brom باشگاه فوتبال
‫با 1 قهرمانی در لیگ انگستان)

524
00:22:23,178 --> 00:22:23,840
‫نه.

525
00:22:23,913 --> 00:22:24,918
‫[کیلب] کی؟ «چلسی»؟<font color="#ff8c10">
‫ (Chelsea با 6 قهرمانی لیگ انگستان
‫ و 2 قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا)

526
00:22:24,920 --> 00:22:26,280
‫[جرمی] نه، «برنتفورد».<font color="#ff8c10">
‫ (Brentford تاسیس 1889)

527
00:22:26,479 --> 00:22:28,632
‫- [کیلب] این بازیو می‌بازین.
‫- آره می‌دونم.

528
00:22:28,633 --> 00:22:30,099
‫[جرمی] فکر کنم ممکنه سقوط کنیم.

529
00:22:30,099 --> 00:22:32,659
‫فکر کنم با «ورکسام» روبه‌رو بشیم.<font color="#ff8c10">
‫ (Wrexham قدیمی‌ترین تیم در ولز)

530
00:22:32,819 --> 00:22:35,598
‫[کیلب] تو هم می‌تونی به‌شون ملحق بشی.
‫برای شهرتش... «رایان رینولدز».<font color="#ff8c10">
‫ (بازیگر نقش Deadpool)

531
00:22:35,599 --> 00:22:37,811
‫[جرمی] گور پدرش، حالا دیگه
‫تیم چدلینگتون رو داریم.

532
00:22:37,812 --> 00:22:40,439
‫[کیلب] شنبه شب
‫باهاش توی میخونه بودم.

533
00:22:40,546 --> 00:22:42,392
‫[جرمی] تازه بُردن.
‫شنبه بازی رو بُردن.

534
00:22:42,393 --> 00:22:44,960
‫[کیلب] یارو اومد پیشم و گفت:<i><font color="#ffd306">
‫«می‌تونم توی مچ‌اندازی شکستت بدم.»

535
00:22:44,961 --> 00:22:46,525
‫- عه دیدمش.
‫- [کیلب] جدی؟

536
00:22:46,526 --> 00:22:48,625
‫<i><font color="#ffd306">
‫- «آره آره، شکستت می‌دم.»</font></i>
‫- [جرمی] ولی تو شکستش دادی.

537
00:22:48,626 --> 00:22:51,373
‫[کیلب] منم گفتم:<i>
‫«باشه اگه من ببرم،
‫تو برام یه آبجو می‌گیری.»

538
00:22:51,473 --> 00:22:53,733
‫<i>
‫«اگه تو منو ببری
‫من یکی برات می‌خرم.»

539
00:22:56,763 --> 00:23:00,919
‫[جرمی] یکیو می‌شناسم که با
‫خواهرِ نامادریش ازدواج کرده،

540
00:23:01,012 --> 00:23:04,645
‫که فکر کنم الان
‫خودش دایی خودشه.

541
00:23:05,119 --> 00:23:08,112
‫آره، الان خودش دایی خودشه.

542
00:23:10,586 --> 00:23:11,880
‫[آه بعد از چای]

543
00:23:13,283 --> 00:23:14,483
‫[آه بعد از چای]

544
00:23:16,653 --> 00:23:18,043
‫- [کیلب] تموم شد؟
‫- آره.

545
00:23:18,146 --> 00:23:19,539
‫[کیلب] بریم یه نخ بکشیم.

546
00:23:19,540 --> 00:23:21,000
‫[هر دو می‌خندند]

547
00:23:21,812 --> 00:23:25,845
‫<i>
‫[جرمی] کار بعدی راه‌اندازی لیزر برای
‫به دست آوردن ارتفاع‌ مناسب بود،

548
00:23:25,846 --> 00:23:27,438
‫<i>
‫و بعدش برداشتن لوله...

549
00:23:27,439 --> 00:23:28,679
‫[کیلب] نه، وای!

550
00:23:28,813 --> 00:23:31,472
‫<i>
‫[جرمی] ...تا بتونیم خاک رس رو بریزیم.

551
00:23:31,979 --> 00:23:32,899
‫آره.

552
00:23:33,453 --> 00:23:35,200
‫<i>
‫اما قبل از این‌که
‫بتونیم انجامش بدیم،

553
00:23:35,201 --> 00:23:38,813
‫<i>
‫باید سطحِ آب برکه
‫رو کاهش می‌دادیم.

554
00:23:39,313 --> 00:23:40,739
‫[جرمی] مشکلی که داریم اینه که...

555
00:23:40,740 --> 00:23:42,093
‫اون لوله‌ی سرریزه،

556
00:23:42,094 --> 00:23:44,059
‫که می‌تونین اونجا ببینینش،

557
00:23:44,086 --> 00:23:45,393
‫و مشخصه که مسدود شده،

558
00:23:45,394 --> 00:23:49,293
‫چون به سختی چیزی
‫از اون ته‌ش می‌اد بیرون.

559
00:23:49,912 --> 00:23:52,338
‫اگه بتونیم اون رو با
‫چند تا میله تمیزش کنیم،

560
00:23:52,339 --> 00:23:54,545
‫باعث می‌شه کلی آب تخلیه بشه،

561
00:23:54,547 --> 00:23:59,006
‫که میزان آب عبوری از
‫محل سد رو کاهش می‌ده.

562
00:23:59,507 --> 00:24:04,629
‫<i>
‫[جرمی] این بدین معنا بود که کیلب باید
‫لباس گیمپ دیگه‌ای رو به تن می‌کرد.

563
00:24:05,780 --> 00:24:08,693
‫- [کیلب] عمیقه.
‫- فقط گل و لایه، چیزی نیست.

564
00:24:08,780 --> 00:24:10,980
‫[جرمی] فقط 7 فوت عمق داره.

565
00:24:10,981 --> 00:24:12,400
‫[کیلب] وااای!

566
00:24:12,573 --> 00:24:15,850
‫[جرمی] هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم
‫کار فاصلاب انجام بدم.

567
00:24:18,596 --> 00:24:20,090
‫[کیلب] اینم از این.

568
00:24:20,153 --> 00:24:22,336
‫داره سریع‌تر تخلیه می‌شه؟

569
00:24:23,466 --> 00:24:25,599
‫[جرمی] نه، تقریبا
‫هیچ تفاوتی ایجاد نکرد.

570
00:24:25,600 --> 00:24:27,929
‫هنوز مسدوده داخلش، رفیق.

571
00:24:27,930 --> 00:24:29,256
‫[کیلب فریاد می‌زند]

572
00:24:29,380 --> 00:24:32,706
‫<i>
‫[جرمی] سعی کردیم
‫از اون ته‌ش راه‌شو باز کنیم.

573
00:24:32,840 --> 00:24:35,449
‫[تلمبه زدن و پاشش آب]

574
00:24:37,433 --> 00:24:39,709
‫<i>
‫[جرمی] اما اینم جواب نداد.

575
00:24:39,792 --> 00:24:40,840
‫نه.

576
00:24:41,459 --> 00:24:44,626
‫<i>
‫[جرمی] پس فقط
‫یه کار می‌تونستیم بکنیم.

577
00:24:45,137 --> 00:24:46,756
‫[آه بعد از چای]

578
00:24:51,163 --> 00:24:52,033
‫[آه بعد از چای]

579
00:24:52,033 --> 00:24:55,359
‫[جرمی] چی می‌شه اگه یه کپسولِ
‫آتش‌نشانی خالی کنیم توش؟

580
00:24:55,506 --> 00:24:56,506
‫[کیلب] جواب نمی‌ده، می‌شه؟

581
00:24:56,507 --> 00:24:59,293
‫[جرمی] شدیدا فشارش
‫رو زیاد می‌کنه، مگه نه؟

582
00:24:59,393 --> 00:25:01,933
‫[کیلب] آره، ولی فکر نکنم...
‫کپسول آتش‌نشانی؟

583
00:25:02,060 --> 00:25:02,859
‫[جرمی] هی!

584
00:25:02,860 --> 00:25:05,732
‫یادته اون پمپ رو خریدم برای آبیاری؟

585
00:25:05,733 --> 00:25:06,665
‫[کیلب] برای برکه قزل‌آلا!

586
00:25:06,666 --> 00:25:08,205
‫[جرمی] آره، برای برکه قزل‌آلا بود.

587
00:25:08,206 --> 00:25:11,252
‫یادته خریدمش و بدرد نخور بود؟

588
00:25:11,253 --> 00:25:12,665
‫- خب زیادی قوی بود.
‫- آره.

589
00:25:12,666 --> 00:25:14,679
‫اگه با اون آب بپاشیم توش.

590
00:25:14,680 --> 00:25:16,365
‫همه چیزو شوت می‌کنه بیرون.

591
00:25:16,366 --> 00:25:17,630
‫[کیلب] آره.

592
00:25:18,033 --> 00:25:18,960
‫[جرمی] دیدین...

593
00:25:18,961 --> 00:25:22,746
‫اگه فقط یه لحظه وقت
‫بذارید برای یه فنجون قهوه.

594
00:25:22,820 --> 00:25:24,540
‫تقریبا 18 تا امروز خوردیم.

595
00:25:26,137 --> 00:25:28,020
‫[غرش موتور]

596
00:25:28,557 --> 00:25:30,180
‫[کیلب می‌خندد]

597
00:25:35,720 --> 00:25:37,110
‫[جرمی] بکن توش.

598
00:25:37,320 --> 00:25:39,823
‫- [کیلب] لعنت بهش!
‫- خوبه.

599
00:25:40,699 --> 00:25:42,139
‫[خاموش شدن موتور]

600
00:25:42,566 --> 00:25:44,000
‫[کیلب می‌خندد]

601
00:25:44,157 --> 00:25:45,360
‫[جرمی] ریدم توش.

602
00:25:45,446 --> 00:25:48,079
‫[کیلب] اون طرفش رو در بیار،
‫بذار هوا از اون سرش بره بیرون،

603
00:25:48,080 --> 00:25:49,317
‫شاید بعدش بتونم درش بیارم.

604
00:25:49,318 --> 00:25:52,344
‫- [جرمی] خب چرا فقط این چیز کوچیکو...؟
‫- پیچ کوچیک بالاش رو باز کن.

605
00:25:52,847 --> 00:25:55,813
‫[جرمی] وای کیر توش!
‫[کیلب می‌خندد]

606
00:25:56,266 --> 00:25:57,973
‫[کیلب] دوباره امتحان کنیم.

607
00:26:00,223 --> 00:26:01,223
‫[کیلب] آه!

608
00:26:01,470 --> 00:26:04,016
‫[کیلب] اوه!

609
00:26:05,103 --> 00:26:07,429
‫[کیلب] اووه!

610
00:26:10,099 --> 00:26:11,512
‫[کیلب] نمی‌شه.

611
00:26:14,573 --> 00:26:17,311
‫[جرمی] خب فکر
‫نکنم بتونیم کاری کنیم.

612
00:26:17,380 --> 00:26:18,697
‫[کیلب] آره، همین‌طوره.

613
00:26:19,140 --> 00:26:19,924
‫خب...

614
00:26:19,925 --> 00:26:23,276
‫[جرمی] پس تمام کاری که
‫امروز انجام دادیم...

615
00:26:23,386 --> 00:26:24,797
‫هیچیه.

616
00:26:27,426 --> 00:26:29,983
‫[کیلب] منو از توی این چیز بیار بیرون.

617
00:26:30,153 --> 00:26:32,056
‫[جرمی] نه، وایسا،
‫تازه برگشتیم به عقب.

618
00:26:32,100 --> 00:26:37,006
‫لوله سیاه بزرگ رو
‫از توی کانال درآوردیم،

619
00:26:37,306 --> 00:26:40,129
‫و همون‌جا رهاش کردیم.

620
00:26:41,246 --> 00:26:42,239
‫[کیلب] ساعت چنده؟

621
00:26:42,240 --> 00:26:43,251
‫[جرمی] پنج، پنج و نیم.

622
00:26:43,252 --> 00:26:45,805
‫[کیلب] خدایا، کارگر ساختمونیم
‫و هنوز داریم کار می‌کنیم؟

623
00:26:45,806 --> 00:26:47,252
‫[جرمی] نکته خوبی بود.

624
00:26:47,300 --> 00:26:49,128
‫[کیلب] باید 3 ساعت
‫پیش تموم می‌کردیم.

625
00:26:49,128 --> 00:26:50,013
‫[جرمی می‌خندد]

626
00:26:50,013 --> 00:26:51,120
‫[جرمی] بریم.

627
00:26:54,519 --> 00:26:55,452
‫<i>
‫[جرمی] روز بعد...

628
00:26:55,453 --> 00:26:57,911
‫<i>
‫من و کیلب دوباره کشاورز شدیم،

629
00:26:57,919 --> 00:27:03,118
‫<i>
‫و رفتیم برای قدم زدن
‫توی یکی از مزارع جو.

630
00:27:03,679 --> 00:27:05,032
‫[جرمی] همه‌ی این...

631
00:27:05,060 --> 00:27:07,185
‫- خب؟
‫- ...می‌شه آبجو.

632
00:27:07,472 --> 00:27:09,119
‫[کیلب] امسال خوب
‫به نظر می‌رسن، نه؟

633
00:27:09,173 --> 00:27:11,673
‫[جرمی] چند جریب جو بهاره کاشتیم؟

634
00:27:11,674 --> 00:27:14,033
‫[کیلب] اینجا؟ تقریبا
‫300 تن جو گیرت می‌اد.

635
00:27:14,033 --> 00:27:15,851
‫[جرمی] پس 300 تن جو بهاره.

636
00:27:15,853 --> 00:27:17,439
‫[کیلب] به واحد «پاینت» چقدر می‌شه؟<font color="#ff8c10">
‫ (Pint واحد حجم در حدود نیم لیتر،
‫نام لیوانی بزرگ برای نوشیدن آبجو)

637
00:27:17,440 --> 00:27:19,185
‫[جرمی] خیلی زیاد.
‫[کیلب می خندد]

638
00:27:19,266 --> 00:27:22,259
‫- [جرمی] اون دیگه از کجا اومده؟
‫- نمی‌دونم.

639
00:27:22,327 --> 00:27:23,460
‫[کیلب] ولی نمی‌خواد که اونجا باشه.

640
00:27:23,461 --> 00:27:25,536
‫می‌خوای اون یکی رو ببری بیرون؟

641
00:27:26,380 --> 00:27:28,964
‫[کیلب] اگه بخوره به تیغه‌های کمباین...

642
00:27:29,806 --> 00:27:32,232
‫[جرمی] سنگ‌های خونگی‌مون.
‫(مثل حیوون خونگی)

643
00:27:32,306 --> 00:27:33,565
‫[جرمی] اسم سنگ من «رونالد»ــه.

644
00:27:33,566 --> 00:27:35,296
‫[کیلب] مال من اسمش «دونالد»ــه.

645
00:27:35,613 --> 00:27:36,970
‫[جرمی] بگذریم.

646
00:27:38,150 --> 00:27:39,190
‫[جرمی] عهم...

647
00:27:39,280 --> 00:27:40,220
‫[کیلب] چیه؟

648
00:27:40,286 --> 00:27:41,383
‫[جرمی] خب...

649
00:27:41,673 --> 00:27:43,240
‫بازم یه تیکه‌شو از دست دادی.

650
00:27:43,346 --> 00:27:45,358
‫[کیلب] درسته که
‫یه کم کم‌پشت‌تره، ولی...

651
00:27:45,360 --> 00:27:48,112
‫[جرمی] فکر کردم بعد از سال
‫گذشته با اون «قاچ کون کیلب»...
‫ (Kaleb's Crack)

652
00:27:48,113 --> 00:27:49,167
‫[کیلب] بی‌خیال دیگه!

653
00:27:49,168 --> 00:27:53,796
‫[جرمی] تقریبا 60 تا پاینتِ
‫«هاوکستون» از دست رفت.<font color="#ff8c10">
‫(برند آبجوی تولید جرمی کلارکسون)

654
00:27:53,913 --> 00:27:56,299
‫[کیلب] تو که نباید
‫اینو به من بگی دیگه.

655
00:27:56,300 --> 00:27:56,725
‫<font color="#ffd306">
‫- چی؟</font>
‫[کیلب] تو که نباید
‫اینو به من بگی دیگه.

656
00:27:56,726 --> 00:27:59,039
‫تو نمی‌تونی اینو به من بگی.

657
00:27:59,233 --> 00:28:01,699
‫- [جرمی] واقعا؟ چرا؟
‫- زمینِ «Louse» رو دیدی؟

658
00:28:01,753 --> 00:28:04,393
‫- [جرمی] نه اخیرا.
‫- به نظر یه سر باید بریم.

659
00:28:05,426 --> 00:28:08,436
‫[جرمی] خیلی‌خب،
‫هم‌اکنون آزادی، سنگ.

660
00:28:09,246 --> 00:28:11,079
‫<i>
‫[جرمی] سپس کیلب
‫منو به زمین Louse برد،

661
00:28:11,080 --> 00:28:14,319
‫<i>
‫زمینی که توش خردل کاشته بودم،

662
00:28:14,440 --> 00:28:16,350
‫<i>
‫و کوبید توی سرم.

663
00:28:16,806 --> 00:28:18,439
‫[کیلب] خب ببین، از اینجا
‫شروع کردی به بذرپاشی.

664
00:28:18,440 --> 00:28:20,260
‫از اینجا شروع کردیم، آره؟
‫خط‌های خوبی داره.

665
00:28:20,261 --> 00:28:23,783
‫می‌تونی ببینی که
‫خردل‌ها دارن رشد می‌کنن.

666
00:28:23,899 --> 00:28:25,592
‫و یه کم بیای جلوتر.

667
00:28:27,006 --> 00:28:28,792
‫یه تیکه‌ی بزرگ!

668
00:28:28,966 --> 00:28:30,807
‫ولی نگران این نباش.
‫فقط ادامه بده.

669
00:28:30,966 --> 00:28:32,972
‫خط‌های خوشگل اینجا، ببین.

670
00:28:33,899 --> 00:28:35,692
‫عه ببین یه تیکه دیگه.

671
00:28:36,146 --> 00:28:39,245
‫[کیلب] و بعدش:<i><font color="#ffd306">
‫«ای لعنت بهش، بهتر که
‫این تیکه رو هم از دست دادم.

672
00:28:39,246 --> 00:28:40,919
‫<i><font color="#ffd306">
‫بذرپاشی این تیکه
‫چه بدردی می‌خوره؟»

673
00:28:40,960 --> 00:28:43,219
‫[جرمی] تقصیر اون بازوهایِ
‫لامصب بود که می‌ان بیرون.

674
00:28:43,220 --> 00:28:45,393
‫یعنی اگه یه «گوش‌خیزک»
‫توی این زمین راه می‌رفت،<font color="#ff8c10">
‫(حشره‌ای با دو قلاب
‫انبرک مانند در انتهای شکم)

675
00:28:45,394 --> 00:28:48,040
‫رد مشخص‌تری از
‫خودش به جا می‌ذاشت.

676
00:28:48,133 --> 00:28:50,211
‫وقتی که انجامش می‌دادم،
‫می‌دونستم [این‌طوری می‌شه.]

677
00:28:50,213 --> 00:28:52,326
‫ولی فکر می‌کردم روی
‫هر بخشش دو بار می‌رم،

678
00:28:52,327 --> 00:28:54,816
‫به جای این‌که چند
‫ تیکه رو جا بندازم.

679
00:28:56,833 --> 00:28:58,446
‫[کیلب] خب ریدی دیگه.

680
00:28:59,535 --> 00:29:01,580
‫[موسیقی هیجانی]

681
00:29:02,640 --> 00:29:07,510
‫<i>
‫[جرمی] خوشبختانه،
‫پروژه سوپم موفق‌تر بود.

682
00:29:07,646 --> 00:29:11,706
‫<i>
‫لوکا چند تا جوون جمع
‫کرده بود تا گزنه بچینن،

683
00:29:12,413 --> 00:29:14,526
‫<i>
‫مقدار زیادیش رو پختن،

684
00:29:14,573 --> 00:29:18,863
‫<i>
‫و به مسائل مربوط به
‫«تاریخ انقضا»ی چارلی رسیدگی کرد.

685
00:29:18,979 --> 00:29:23,590
‫<i>
‫اما بعدش، وقتی که نشستم
‫تا درنهایت قیمت رو بررسی کنم،

686
00:29:23,653 --> 00:29:26,419
‫<i>
‫همه چیز یه کمی اشتباه پیش رفت.

687
00:29:27,594 --> 00:29:30,995
‫[جرمی زیر لب حرف می‌زند]

688
00:29:34,477 --> 00:29:35,393
‫اوه..

689
00:29:35,393 --> 00:29:36,880
‫خدایا این که...

690
00:29:39,860 --> 00:29:41,380
‫[جرمی] خدایا!

691
00:29:42,366 --> 00:29:43,685
‫<i>
‫[جرمی] رفتم به سمت فروشگاه،

692
00:29:43,686 --> 00:29:48,530
‫<i>
‫با دونستن این‌که باید
‫چاپ‌لوسیِ لیزا رو بکنم.

693
00:29:50,400 --> 00:29:52,149
‫- [لیزا] سلام!
‫- ببین چی آوردم.

694
00:29:52,200 --> 00:29:54,299
‫- [جرمی] آب جنگلی!
‫- وای خدایا.

695
00:29:54,300 --> 00:29:56,280
‫[جرمی] سوپ گزنه سرد!

696
00:29:56,359 --> 00:29:57,769
‫[لیزا] اوی!

697
00:29:58,106 --> 00:29:59,745
‫[لیزا] «آب جنگلی»،
‫عاشق اسمشم.

698
00:29:59,746 --> 00:30:03,126
‫[جرمی] آره، آب جنگلی.
‫خنک و خوشمزه.

699
00:30:03,127 --> 00:30:03,927
‫[لیزا] اوی!

700
00:30:03,928 --> 00:30:04,695
‫آره.

701
00:30:04,746 --> 00:30:07,426
‫[جرمی] تنها مشکل جزئی
‫که داره اینه که...

702
00:30:07,513 --> 00:30:10,579
‫باید مشتری‌ها رو متقاعد کنی که...

703
00:30:10,779 --> 00:30:13,252
‫که گزنه بذارند توی دهن‌شون...

704
00:30:13,493 --> 00:30:17,439
‫و 10 پوند برای همچین سعادتی پول بدن.

705
00:30:17,506 --> 00:30:18,566
‫[لیزا] چرا 10 پوند؟

706
00:30:18,686 --> 00:30:19,613
‫[جرمی] 10 پوند.

707
00:30:19,687 --> 00:30:20,779
‫[لیزا] چرا؟

708
00:30:20,780 --> 00:30:22,432
‫[جرمی] حساب کتاب کردم.

709
00:30:22,433 --> 00:30:23,873
‫[لیزا] چرا قبل از این‌که انجامش
‫بدی حساب کتاب نمی‌کنی؟

710
00:30:23,874 --> 00:30:25,679
‫[جرمی] قبلش حساب کتاب کردم.

711
00:30:25,733 --> 00:30:26,693
‫ولی...

712
00:30:26,840 --> 00:30:28,213
‫برای برداشت‌شون...

713
00:30:28,213 --> 00:30:30,553
‫باید بچه‌ها رو استخدام می‌کردیم.

714
00:30:30,606 --> 00:30:32,633
‫8 ساعت کار کردن،

715
00:30:32,686 --> 00:30:36,566
‫گزنه‌ها رو چیدن، برگ‌های بالایی
‫رو جدا کردن و بعد شستنش.

716
00:30:36,619 --> 00:30:39,192
‫و فقط به اندازه‌ی
‫80 لیوان تولید کردن.

717
00:30:39,193 --> 00:30:41,405
‫[لیزا] پس فکر کردی
‫بچه‌ها مفت کار می‌کنن؟

718
00:30:41,453 --> 00:30:42,990
‫[جرمی] فکر نمی‌کردم مجبور باشم
‫از بچه‌ها استفاده کنم.

719
00:30:42,991 --> 00:30:45,550
‫فکر می‌کردم بتونم
‫با دستگاه انجامش بدم،

720
00:30:45,551 --> 00:30:46,850
‫ولی جواب نداد.

721
00:30:46,886 --> 00:30:48,572
‫[لیزا] باید کمی سرش ضرر کنی.

722
00:30:48,573 --> 00:30:50,318
‫[جرمی] ضرر نمی‌کنم!

723
00:30:50,319 --> 00:30:53,066
‫[لیزا] خب پس اصلا فروش نمی‌رن.
‫باید کم و زیادش کنی.

724
00:30:53,107 --> 00:30:55,366
‫[جرمی] و یه مشکل دیگه هم هست.

725
00:30:55,367 --> 00:30:57,800
‫- [لیزا] می‌تونم تاریخ انقضا رو ببینم.
‫- آره.

726
00:30:57,879 --> 00:30:59,626
‫[جرمی] سه روز تاریخ مصرف داره.

727
00:30:59,627 --> 00:31:03,166
‫و روز تولید هم به عنوان روز اول
‫حساب می‌شه که دیروز بود.

728
00:31:03,166 --> 00:31:05,299
‫پس امروز روز دومه.

729
00:31:05,367 --> 00:31:08,012
‫و باید تا پایان ساعتِ
‫کاری فردا فروخته بشن.

730
00:31:08,013 --> 00:31:09,719
‫[لیزا] خب می‌دونی که
‫امروز مغازه بسته‌ست.

731
00:31:09,719 --> 00:31:11,199
‫- [جرمی] چی؟
‫- موجودی.

732
00:31:11,293 --> 00:31:12,346
‫[لیزا] شمارشِ موجودی می‌کنم.

733
00:31:12,347 --> 00:31:15,112
‫می‌دونی که من
‫چهارشنبه‌ها شمارش می‌کنم.

734
00:31:16,079 --> 00:31:18,365
‫[لیزا] خب این جدول شمارش موجودیمه.
‫ببین دارم شمارش می‌کنم.

735
00:31:18,366 --> 00:31:21,126
‫[جرمی] آره، می‌دونم ولی 80 تا
‫از این‌ها برای فروش دارم.

736
00:31:21,127 --> 00:31:22,872
‫[لیزا] بهتره کنار
‫جاده وایسی بفروشی.

737
00:31:22,906 --> 00:31:24,425
‫[جرمی] سعی کن 10 پوند بفروشیش.

738
00:31:24,426 --> 00:31:26,078
‫[لیزا] نه، 10 پوند فروش نمی‌ره.

739
00:31:26,080 --> 00:31:27,678
‫[جرمی] پس 9.99 پوند بفروش.

740
00:31:27,679 --> 00:31:30,219
‫[لیزا] می‌تونم به عنوان
‫هدیه بدم‌شون.

741
00:31:30,220 --> 00:31:33,116
‫[جرمی] نه، لطفا سعی کن؟

742
00:31:37,432 --> 00:31:41,052
‫<i>
‫[جرمی] با حسی مثل کاندیدهای «کارآموز»
‫که توی هفته اول اخراج می‌شن،</i><font color="#ff8c10">
‫ ( برنامه بریتانیایی با استایل کسب‌وکار)

743
00:31:41,053 --> 00:31:43,326
‫<i>
‫از اونجا رفتم.

744
00:31:44,800 --> 00:31:47,679
‫<i>
‫و روز بعد، وقتی که فروشگاه باز شد،

745
00:31:47,680 --> 00:31:52,826
‫<i>
‫شمارش معکوس تاریخ
‫انقضای سوپ گزنه شروع شد.

746
00:31:53,093 --> 00:31:55,346
‫<font color="#ffe017">
‫«10 صبح»

747
00:31:55,666 --> 00:31:58,649
‫[موسیقی تنش‌آمیز]

748
00:32:01,210 --> 00:32:03,430
‫<font color="#ffe017">
‫«12 ظهر»

749
00:32:03,930 --> 00:32:06,500
‫[ادامه موسیقی]

750
00:32:07,130 --> 00:32:09,357
‫<font color="#ffe017">
‫«2 بعد از ظهر»

751
00:32:10,070 --> 00:32:13,110
‫[فروسنده] سوپ گزنه‌ست
‫با قیمت 9.99 پوند.

752
00:32:13,146 --> 00:32:14,579
‫[مرد] جدی می‌گی؟

753
00:32:15,053 --> 00:32:18,606
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«5 بعد از ظهر»

754
00:32:17,193 --> 00:32:21,497
‫<i>
‫[جرمی] در زمان بستن مغازه،
‫لیزا اصلا خوش‌حال نبود.

755
00:32:22,172 --> 00:32:24,960
‫[لیزا] مسخره‌ست، هیچ‌کاری
‫نمی‌تونم بکنم با این‌ها.

756
00:32:24,961 --> 00:32:27,194
‫و از قبل برنامه‌ریزی نمی‌کنه.

757
00:32:27,246 --> 00:32:29,096
‫هیچ هشداری بهم نمی‌ده.

758
00:32:29,133 --> 00:32:31,886
‫فقط این سوپ‌ها رو...

759
00:32:31,946 --> 00:32:33,752
‫با اون چهره‌یِ احمقانه‌ش
‫روشون برای من می‌اره،

760
00:32:33,753 --> 00:32:36,018
‫قیمت‌شو می‌ذاره 10 تا و می‌گه:<i><font color="#ffd306">
‫«بفروش‌شون.»

761
00:32:36,019 --> 00:32:37,899
‫و منصفانه نیست، احمقانه‌ست.

762
00:32:37,900 --> 00:32:39,680
‫یه جورایی مغازه رو
‫احمقانه جلوه می‌ده که...

763
00:32:39,681 --> 00:32:42,607
‫داره این‌ها رو 10 پوند
‫می‌فروشه تا واسه خودش...

764
00:32:44,263 --> 00:32:45,916
‫[موسیقی تنش‌زا]

765
00:32:46,080 --> 00:32:48,119
‫<i>
‫[جرمی] با پروژه‌ی سوپ گزنه‌م که...

766
00:32:48,120 --> 00:32:52,972
‫<i>
‫که باعث وخیم‌تر شدن اوضاع
‫در جبهه اقتصادی و داخلی شد،

767
00:32:53,039 --> 00:32:55,739
‫<i>
‫تصمیم گرفتم که رهاش کنم،

768
00:32:55,873 --> 00:32:59,153
‫<i>
‫و روی پروژه قارچ‌ها تمرکز کنم.

769
00:33:02,126 --> 00:33:04,936
‫<i>
‫آلن، برق رو به پناهگاه رسوند،

770
00:33:04,960 --> 00:33:07,880
‫<i>
‫تجهیزات لازم رو نصب کرد...

771
00:33:07,881 --> 00:33:09,173
‫[آلن] و اینو ببین.

772
00:33:09,453 --> 00:33:12,363
‫برای «سلامت و ایمنی».
‫خیلی غیرعادیه.

773
00:33:13,113 --> 00:33:14,919
‫- [جرمی] چیه این؟
‫- برای این‌که سقفو نگه داره.

774
00:33:14,920 --> 00:33:17,126
‫- [جرمی] «رول بار»ــه.
‫- آره همینه!<font color="#ff8c10">
‫ (Roll cage اسکلتی که درون خودروهای
‫اسپرت برای ایمنی راننده نصب می‌شود)

775
00:33:17,166 --> 00:33:21,186
‫<i>
‫[جرمی] ...و زمانی که «والتر وایت»
‫همه چیز رو ضدعفونی کرد،</i><font color="#ff8c10">
‫ (Walter White نام کاراکتری
‫ در سریال Breaking Bad)

776
00:33:21,186 --> 00:33:25,636
‫<i>
‫آماده بودیم تا اولین
‫محموله رو دریافت کنیم.

777
00:33:28,560 --> 00:33:30,419
‫[جرمی] شما آدم‌های قارچی هستین؟

778
00:33:30,420 --> 00:33:32,610
‫[اسکار] آره، مردهای قارچی هستیم.

779
00:33:34,707 --> 00:33:35,879
‫[آلن] وای خدایا، جرمی.

780
00:33:35,880 --> 00:33:38,525
‫- [جرمی] پشمام.
‫- [آلن] یا موسی!

781
00:33:38,526 --> 00:33:41,539
‫[اسکار] فقط چند تا کیسه برای شما.

782
00:33:41,540 --> 00:33:44,506
‫[جرمی] خب، چند نوع قارچه؟

783
00:33:44,647 --> 00:33:46,247
‫[راف] سه نوع قارچ.

784
00:33:46,248 --> 00:33:47,167
‫[جرمی] که چی هستن؟

785
00:33:47,168 --> 00:33:48,507
‫[راف] «صدف خاکستری»،

786
00:33:48,508 --> 00:33:49,687
‫«شاه‌بلوط خال‌دار»،<font color="#ff8c10">
‫(قارچی که لایه بیرونی آن خال‌دار است و
‫طعم و بویی مانند مارچوبه و بامبو دارد)

787
00:33:49,688 --> 00:33:51,229
‫و «یال شیر».<font color="#ff8c10">
‫(قارچی با خارهای بلند و طعم
‫و بویی مانند شاه‌میگو یا خرچنگ)

788
00:33:51,230 --> 00:33:52,226
‫[جرمی] چی؟

789
00:33:52,227 --> 00:33:54,239
‫- [راف] استیک خوبی ازش در می‌اد.
‫- [جرمی] با یال شیر؟

790
00:33:54,240 --> 00:33:55,000
‫[اسکار] آره.

791
00:33:55,001 --> 00:33:57,252
‫- [اسکار] قاچش می‌کنید...
‫- [جرمی] گاوها استیک خوبی می‌سازن.

792
00:33:57,253 --> 00:33:59,213
‫[راف] قارچ هم همین‌طور، آره.

793
00:33:59,305 --> 00:34:00,372
‫[آلن] چی داره می‌گه؟

794
00:34:00,373 --> 00:34:01,905
‫- [آلن] استیکِ قارچ؟
‫- [راف] آره!

795
00:34:01,906 --> 00:34:03,383
‫[آلن] مسخره‌ست.

796
00:34:03,518 --> 00:34:06,430
‫[جرمی] چی داخل این کیسه‌هاست؟

797
00:34:06,499 --> 00:34:10,319
‫[راف] تقریبا ترکیبی از هر چیزیه که
‫به صورت محلی در دسترس‌مون بوده.

798
00:34:10,320 --> 00:34:12,606
‫خب می‌ریم به چوب‌بری‌های محلی،

799
00:34:12,640 --> 00:34:15,925
‫هر کسی که چیزی تولید
‫می‌کنه که «ماده آلی زائد» داره،<font color="#ff8c10">
‫(ماده‌ای از ترکیبات آلی که از بقایایِ
‫گیاهان، جانوران و غیره به‌دست می‌اید)

800
00:34:15,926 --> 00:34:17,246
‫می‌ریم و جمع‌آوریش می‌کنیم.

801
00:34:17,310 --> 00:34:19,558
‫[جرمی] چطور قارچ‌ها می‌دونن
‫که توش رشد کنن؟

802
00:34:19,559 --> 00:34:21,851
‫یا توی هر چیزی که
‫ماده آلی باشه رشد می‌کنن؟

803
00:34:21,852 --> 00:34:24,152
‫[راف] تقریبا توی هر چیزی که
‫ماده آلی باشه رشد می‌کنن.

804
00:34:24,153 --> 00:34:26,439
‫مثلا قارچ صدفی می‌تونی
‫توی پارچه رشدش بدی.

805
00:34:26,440 --> 00:34:28,513
‫مردم توی کلاه و لباس
‫و کفش رشدش دادن.

806
00:34:28,514 --> 00:34:29,640
‫- [جرمی] کلاه؟
‫- [راف] هر چیزی.

807
00:34:29,641 --> 00:34:31,479
‫[اسکار] البته برداشت کمی داره.

808
00:34:31,533 --> 00:34:32,879
‫- [جرمی] کلاه؟!
‫- آره.

809
00:34:32,880 --> 00:34:34,379
‫[جرمی] خب، ببریم‌شون داخل، آره؟

810
00:34:34,380 --> 00:34:35,227
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫[جرمی] خب، ببریم‌شون داخل، آره؟

811
00:34:39,237 --> 00:34:41,350
‫[موسیقی شاد]

812
00:34:43,299 --> 00:34:44,579
‫[جرمی] هنوزم هست.

813
00:34:46,913 --> 00:34:48,099
‫[جرمی] خیلی هم هست.

814
00:34:48,200 --> 00:34:49,487
‫[آلن] لعنت بهش.

815
00:34:50,793 --> 00:34:54,269
‫[آلن] نگرفتم چی شد، همه این‌ها
‫رو که نمی‌بریم داخل، مگه نه؟

816
00:34:55,393 --> 00:34:57,173
‫[جرمی] فکر کنم زیادی خریدم.

817
00:34:57,893 --> 00:35:00,220
‫[ادامه موسیقی]

818
00:35:02,200 --> 00:35:04,120
‫[جرمی] قطعا زیادی خریدم.

819
00:35:06,553 --> 00:35:07,433
‫[آلن] خدایا.

820
00:35:07,434 --> 00:35:10,392
‫[آلن] قراره از «سینزبوریز» هم
‫بیشتر قارچ داشته باشی.<font color="#ff8c10">
‫ (شرکت فروشگاه‌های زنجیره‌ای در بریتانیا)

821
00:35:10,393 --> 00:35:12,723
‫- [آلن] نگاه کن!
‫- [جرمی] این‌قدر غر نزن!

822
00:35:15,340 --> 00:35:17,219
‫<i>
‫[جرمی] همین‌طور که
‫قفسه‌ها رو پر می‌کردیم،

823
00:35:17,220 --> 00:35:22,743
‫<i>
‫به درون یه درس زیست‌شناسیِ
‫واقعا شگفت‌انگیز کشیده شدم.

824
00:35:22,853 --> 00:35:26,839
‫[راف] قارچ فقط اندام تناسلیِ «میسیلیوم» هست.<font color="#ff8c10">
‫ (Mycelium شبکه‌ای از رشته‌های
‫درهم‌پیچیده که ریشه‌ی قارچ هستند)

825
00:35:26,840 --> 00:35:29,026
‫[جرمی] نمی‌دونم این کلمه‌ای
‫که هِی می‌گی چیه.

826
00:35:29,027 --> 00:35:30,152
‫میسیلیوم.

827
00:35:30,153 --> 00:35:31,679
‫[راف] میسیلیوم یه موجود زنده‌ست.

828
00:35:31,680 --> 00:35:33,479
‫قارچ هم اندام تناسلی برای تکثیرشه.

829
00:35:33,480 --> 00:35:36,900
‫[جرمی] اندام تناسلی
‫برای تکثیر میسیلیوم...

830
00:35:36,901 --> 00:35:37,939
‫- [جرمی] ...قارچه؟
‫- [راف] آره.

831
00:35:37,940 --> 00:35:40,133
‫[جرمی] پس قارچ می‌شه کیر.

832
00:35:40,160 --> 00:35:41,200
‫[راف] قارچ مثل کیرشه.

833
00:35:41,201 --> 00:35:44,578
‫تمام هدف زندگیش
‫اینه که میوه(ثمر) بده،

834
00:35:44,579 --> 00:35:47,366
‫تا جایی که ممکنه «هاگ»
‫آزاد کنه و بعد بمیره.

835
00:35:47,433 --> 00:35:50,198
‫[جرمی] پس وقتی که یه گیاه‌خوار
‫ببینم که داره قارچ می‌خوره،

836
00:35:50,199 --> 00:35:51,560
‫می‌تونم بگم:

837
00:35:51,635 --> 00:35:54,609
‫- [جرمی] «در واقع داری یه کیر گنده می‌خوری.»
‫- [راف] [بگو:] «اون کیرو از دهنت در بیار.»

838
00:35:54,610 --> 00:35:56,316
‫[همه می‌خندند]

839
00:35:56,317 --> 00:35:57,443
‫[راف] قطعا می‌تونی بگی!

840
00:35:57,443 --> 00:35:59,303
‫[جرمی] میسیلیوم چه شکلیه؟

841
00:35:59,347 --> 00:36:00,440
‫[راف] یه موجود زنده‌ست.

842
00:36:00,441 --> 00:36:02,008
‫- [جرمی] موجود زنده‌ست؟
‫- آره.

843
00:36:02,009 --> 00:36:03,840
‫[جرمی] پس مثل من.

844
00:36:03,886 --> 00:36:06,083
‫- [راف] مثل ما، دقیقا.
‫- آره.

845
00:36:06,433 --> 00:36:10,490
‫[راف] در حقیقت، ما خیلی خیلی
‫نزدیک به میسیلیوم هستیم.
‫(وابسته هستیم)

846
00:36:10,653 --> 00:36:12,752
‫بیشتر از هر چیز
‫دیگه‌ای روی این سیاره.

847
00:36:12,753 --> 00:36:14,330
‫- [جرمی] چی؟
‫- [راف] آره.

848
00:36:14,453 --> 00:36:18,346
‫[راف] به عنوان انسان هنوز یه لایه
‫میسیلیوم در سراسر بدن‌مون داریم.

849
00:36:18,426 --> 00:36:19,399
‫[جرمی] چی؟

850
00:36:19,440 --> 00:36:21,172
‫یعنی می‌تونی روی من قارچ رشد بدی؟<font color="#ff8c10">
‫ (مشابه سکانسی در سریال Hannibal)

851
00:36:21,173 --> 00:36:23,159
‫[راف] قطعا می‌تونیم
‫روت قارچ پرورش بدیم.

852
00:36:23,160 --> 00:36:24,846
‫البته اول باید بکشیمت،

853
00:36:24,846 --> 00:36:27,710
‫- [راف] ...ولی می‌تونیم روت پرورش بدیم.
‫- [جرمی] ولی می‌تونید؟

854
00:36:27,880 --> 00:36:30,645
‫<i>
‫[جرمی] همان‌طور که جلوی کیسه‌ها
‫رو ضدعفونی می‌کردیم،

855
00:36:30,646 --> 00:36:34,739
‫<i>
‫درس زیست‌شناسیم
‫حتی عجیب‌تر هم شد.

856
00:36:35,233 --> 00:36:37,433
‫[جرمی] ولی میسیلیوم...

857
00:36:37,620 --> 00:36:39,745
‫روی «DNA» کجاست؟<font color="#ff8c10">
‫(ساختاری درون هسته سلول‌ها،
‫دارای دستورالعمل‌های ژنتیک)

858
00:36:39,746 --> 00:36:42,406
‫مثل دایناسورهاست یا مثل ما؟

859
00:36:42,493 --> 00:36:43,999
‫[راف] براش تئوری‌های
‫مختلفی وجود داره.

860
00:36:44,000 --> 00:36:47,205
‫یکی از مطرح‌ترین‌هاش
‫می‌گه که در واقع از فضا می‌اد.

861
00:36:47,206 --> 00:36:49,286
‫این چیزیه که بهش معتقدند.

862
00:36:49,693 --> 00:36:53,319
‫ساختارهایی مشابه میسیلیوم
‫رو روی شهاب‌سنگ‌ها...

863
00:36:53,426 --> 00:36:55,532
‫و تکه زباله‌های فضایی پیدا کردن.

864
00:36:55,533 --> 00:36:56,663
‫[جرمی] خب...

865
00:36:56,759 --> 00:36:59,364
‫این یعنی قارچ‌ها
‫کیرهای فضایی هستن.

866
00:36:59,365 --> 00:37:00,219
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫این یعنی قارچ‌ها
‫کیرهای فضایی هستن.

867
00:37:00,220 --> 00:37:02,964
‫[جرمی] با همین اسم توی
‫فروشگاه می‌فروشم‌شون.

868
00:37:03,053 --> 00:37:05,472
‫«کیرهای فضایی درجه یک جرمی»
‫[راف می‌خندد]

869
00:37:05,473 --> 00:37:07,504
‫[راف] حتی به‌شون برچسب
‫قارچ هم نمی‌زنه! فقط...

870
00:37:07,505 --> 00:37:09,751
‫[جرمی] «کیرهای فضایی»

871
00:37:11,166 --> 00:37:15,486
‫<i>
‫[جرمی] با ایجاد برش‌هایی در کیسه‌ها
‫برای رشد کیرهای فضایی،

872
00:37:15,487 --> 00:37:18,413
‫<i>
‫رطوبت‌ساز رو روشن کردیم،

873
00:37:19,059 --> 00:37:21,992
‫<i>
‫و گذاشتیم جادو آغاز شود.

874
00:37:23,486 --> 00:37:24,518
‫[راف] کار خوبیه.

875
00:37:24,519 --> 00:37:26,599
‫- آره، خوب به نظر‌ می‌رسه.
‫- [جرمی] خیلی‌خب.

876
00:37:27,083 --> 00:37:29,490
‫[موسیقی تنش‌زا]

877
00:37:33,146 --> 00:37:35,016
‫<i>
‫[جرمی] پناهگاه رو با
‫خوش‌حالی از این‌که...

878
00:37:35,017 --> 00:37:38,428
‫<i>
‫مردهای قارچی از دم و دستگاهِ
‫من راضی بودند، ترک کردم.

879
00:37:39,886 --> 00:37:43,912
‫<i>
‫و روز بعد، مشغول به
‫ساختن یه آغل شدم،

880
00:37:44,573 --> 00:37:47,745
‫<i>
‫برای تعدادی ورودی‌هایِ
‫جدیدِ Diddly Squat.

881
00:37:48,066 --> 00:37:50,159
‫[جرمی] یه هفته‌شونه.
‫سن‌شون یه هفته‌ست.

882
00:37:50,160 --> 00:37:51,339
‫[لیزا] اوووی!

883
00:37:51,399 --> 00:37:55,012
‫<i>
‫[جرمی] خیلی مشتاقِ این رویداد بودم.

884
00:37:55,112 --> 00:37:56,579
‫<i>
‫اما کیلب...

885
00:37:56,673 --> 00:37:58,166
‫<i>
‫خیلی کمتر.

886
00:37:58,733 --> 00:38:00,579
‫[کیلب] نگاه چقدر از 
‫فضای سوله رو گرفته.

887
00:38:00,580 --> 00:38:01,125
‫<font color="#ffd306">
‫- چی؟</font>
‫[کیلب] نگاه چقدر از 
‫فضای سوله رو گرفته.

888
00:38:01,126 --> 00:38:02,785
‫نگاه چقدر از فضا رو گرفته.

889
00:38:02,786 --> 00:38:03,720
‫[جرمی] گوش کن کیلب.

890
00:38:03,721 --> 00:38:05,571
‫بذار فقط سعی کنم
‫یه چیزی رو برات توضیح بدم.

891
00:38:05,572 --> 00:38:06,821
‫<font color="#ffd306">
‫- بگو.</font>
‫بذار فقط سعی کنم
‫یه چیزی رو برات توضیح بدم.

892
00:38:06,933 --> 00:38:08,546
‫کمک‌های مالی رو دارن حذف می‌کنن.

893
00:38:08,547 --> 00:38:09,318
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫کمک‌های مالی رو دارن حذف می‌کنن.

894
00:38:09,319 --> 00:38:12,732
‫<font color="#ffd306">
‫- خودم خبر دارم.</font>
‫قراره با یارانه‌هایِ
‫زیست محیطی جایگزین بشن.

895
00:38:12,733 --> 00:38:13,359
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫قراره با یارانه‌هایِ
‫زیست محیطی جایگزین بشن.

896
00:38:13,360 --> 00:38:15,780
‫مواردی مثل استفاده از بزها...

897
00:38:15,781 --> 00:38:17,925
‫برای ایجاد زمین کشاورزی بیشتر.

898
00:38:17,926 --> 00:38:19,293
‫آره، این یارانه‌ها رو دیده‌ام.

899
00:38:19,294 --> 00:38:21,612
‫و بز رو توی اون لیست ندیده‌ام.

900
00:38:21,613 --> 00:38:24,559
‫هر چی بخوای باهات شرط می‌بندم
‫که برای اون بزها کمک مالی می‌گیرم.

901
00:38:24,560 --> 00:38:25,499
‫چون که...

902
00:38:25,846 --> 00:38:28,079
‫چون قراره از بزها...

903
00:38:28,080 --> 00:38:30,918
‫برای کاری استفاده کنم که
‫یه دستگاه معمولا انجام می‌ده،

904
00:38:30,919 --> 00:38:34,019
‫که به عنوان کشاورزیِ
‫زیست محیطی به‌شمار می‌اد.

905
00:38:35,466 --> 00:38:36,573
‫<i>
‫[جرمی] به‌طور خلاصه:

906
00:38:36,574 --> 00:38:39,785
‫<i>
‫نیاز داشتم که تا جایِ
‫ممکن خارها و بوته‌ها رو...

907
00:38:39,786 --> 00:38:42,393
‫<i>
‫از زمین‌های غیر زراعیم پاک کنم.

908
00:38:43,079 --> 00:38:44,199
‫<i>
‫و به‌طرز آزاردهنده‌ای،

909
00:38:44,200 --> 00:38:48,799
‫<i>
‫مناطق زیادی وجود داشت که «WALL-E»،
‫رباتِ خردکنِ دوست داشتنیِ من،</i><font color="#ff8c10">
‫ (نام شخصیت و انیمیشنی معروف)

910
00:38:48,799 --> 00:38:51,121
‫<i>
‫نمی‌تونست به‌شون
‫دسترسی پیدا کنه.

911
00:38:51,653 --> 00:38:55,533
‫[جرمی] اون ضخیم‌ترین
‫بوته توی کل مزرعه‌ست،

912
00:38:55,533 --> 00:38:59,623
‫و هیچ راهی نداره که
‫بتونم اینو ببرم اونجا.

913
00:38:59,851 --> 00:39:03,003
‫<i>
‫پس ایده‌ی هوشمندانه‌یِ
‫خرید بزها رو داشتم،

914
00:39:03,004 --> 00:39:05,157
‫<i>
‫تا کارو انجام بدن،

915
00:39:05,273 --> 00:39:09,115
‫<i>
‫که کیلب فکر می‌کرد
‫فقط هدر دادنِ پوله.

916
00:39:09,186 --> 00:39:10,488
‫<font color="#ff8c10">
‫(دیالوگ‌های سریع و زیاد)

917
00:39:10,553 --> 00:39:13,525
‫[جرمی] می‌دونی این
‫30 تا بز چند بودن؟

918
00:39:13,526 --> 00:39:14,965
‫- [کیلب] چقدر؟
‫- [لیزا] هر کدوم 10 پوند؟
‫- [جرمی] کلا 300 پوند.

919
00:39:14,966 --> 00:39:16,318
‫[جرمی] هر کدوم 10 پوند.

920
00:39:16,319 --> 00:39:19,455
‫- [جرمی] 10 پوند!
‫- [کیلب] باید مجانی می‌دادن بهت.

921
00:39:19,559 --> 00:39:21,847
‫<font color="#ffd306">
‫- فقط 10 پونده!</font>
‫- [کیلب] برای این‌که پول در بیاری
‫باید مفت می‌گرفتی‌شون.

922
00:39:21,848 --> 00:39:23,605
‫- [کیلب] برای این‌که پول در بیاری
‫باید مفت می‌گرفتی‌شون.

923
00:39:23,686 --> 00:39:25,659
‫[لیزا] ببین چی می‌گم، من
‫می‌تونم ازشون پول در بیارم.

924
00:39:25,660 --> 00:39:28,119
‫یه «باغ وحش اهلی» می‌زنیم توی مغازه.<font color="#ff8c10">
‫(باغ وحشی که مردم می‌توانند
‫حیوون‌های اهلی رو نوازش کنند)

925
00:39:28,120 --> 00:39:31,232
‫- [لیزا] 10 پوند به ازای 15 دقیقه.
‫- [کیلب] اون که«مزرعه تفریحی»ــه!<font color="#ff8c10">
‫(مزارعی که به هدف تفریح و بدون
‫انتظارِ منبع درآمد ساخته می‌شوند)

926
00:39:31,233 --> 00:39:32,466
‫- [جرمی] خدای بزرگ!
‫- [لیزا] اما ازش پول در می‌ارم.
‫[نامفهوم]

927
00:39:32,467 --> 00:39:34,920
‫[کیلب] یه مزرعه هزار جریبیه! می‌خوای
‫یه باغ وحش 21 جریبی بزنی.

928
00:39:34,921 --> 00:39:36,292
‫<font color="#ffd306">
‫- نه، نیست.</font>
‫[کیلب] یه مزرعه هزار جریبیه! می‌خوای
‫یه باغ وحش 21 جریبی بزنی.

929
00:39:36,366 --> 00:39:38,079
‫[جرمی] بخشِ تو فقط 500 جریبه.

930
00:39:38,080 --> 00:39:39,845
‫بخش منم 500 جریبه،

931
00:39:39,846 --> 00:39:42,759
‫و حدود 490 جریبش پر از بوته‌ست.

932
00:39:42,806 --> 00:39:44,580
‫بزها رو می‌ذاریم توی بوته‌ها،

933
00:39:44,581 --> 00:39:47,067
‫زمین کشاورزی بیشتری می‌سازیم.

934
00:39:47,173 --> 00:39:50,040
‫-[جرمی]  نمی‌تونم دستگاهم رو ببرم اونجا!
‫- [کیلب] دستگاتو ببر، تو که عاشقشی!

935
00:39:50,041 --> 00:39:51,040
‫[جرمی] نشونت دادم که،
‫نمی‌تونی بری...

936
00:39:51,041 --> 00:39:53,120
‫[کیلب] با لودر بلندش می‌کنم
‫می‌ذارمش اونجا برات.

937
00:39:53,121 --> 00:39:54,160
‫[نامفهوم]

938
00:39:54,161 --> 00:39:55,905
‫[لیزا] دیگه دیره، بزها دارن می‌ان.

939
00:39:55,906 --> 00:39:57,852
‫[لیزا] فقط جفت‌تون ساکت بشین.

940
00:39:57,959 --> 00:39:59,599
‫[جرمی] باید اینو راه بندازیم.

941
00:39:59,680 --> 00:40:01,226
‫فعلا هنوز شیر می‌خورن.

942
00:40:01,226 --> 00:40:03,133
‫- [لیزا] چند تا بزغاله‌ن؟
‫- [جرمی] 30 تا.

943
00:40:03,193 --> 00:40:05,079
‫[جرمی] باید یادشون بدیم که
‫چطور استفاده کنن ازش.

944
00:40:05,080 --> 00:40:08,011
‫- [لیزا] این دیگه می‌شه «بقای اصلح».
‫- [جرمی] چطور می‌شه به یه
‫بز یاد داد از برنامه استفاده کنه؟؟<font color="#ff8c10">
‫(اصطلاحی که می‌گوید گونه‌ی قوی‌تر و
‫مناسب‌تر، زنده می‌ماند، «هربرت اسپنسر»)

945
00:40:08,012 --> 00:40:10,191
‫- [جرمی] یا از اون برنامه کامپیوتری؟
‫- [کیلب] اون که برای استفاده‌ی توئه.

946
00:40:10,193 --> 00:40:13,249
‫[کیلب] تو فقط شیر خشک
‫رو می‌ریزی این بالا.

947
00:40:13,320 --> 00:40:15,036
‫[لیزا] اون شیرخشکه.

948
00:40:15,206 --> 00:40:16,459
‫[کیلب] می‌دونی هر گونیش چقدره؟

949
00:40:16,460 --> 00:40:17,846
‫[لیزا] وای خدا، چقدره؟

950
00:40:17,847 --> 00:40:18,912
‫[نامفهوم]
‫[لیزا] وای خدا، چقدره؟

951
00:40:18,913 --> 00:40:22,159
‫- [کیلب] حدس بزن هر کیسه چقدره؟
‫- [لیزا] 40 پوند؟ 50 تا؟

952
00:40:22,259 --> 00:40:24,212
‫- [جرمی] نه! نیست؟
‫- [لیزا] 60 پوند؟

953
00:40:24,213 --> 00:40:25,438
‫- [لیزا] 80 پوند؟!
‫- [کیلب] 70 پوند.

954
00:40:25,439 --> 00:40:28,043
‫- [لیزا] 70 پوند؟
‫- [جرمی] این 70 پونده؟!

955
00:40:28,650 --> 00:40:32,098
‫- [کیلب] حالا بازم می‌گی
‫ازش پول درمی‌اری یا نه؟
‫- [لیزا] چیز گرونیه.

956
00:40:32,099 --> 00:40:34,250
‫[جرمی] دارم زمین می‌سازم.

957
00:40:34,666 --> 00:40:35,866
‫[موسیقی ملایم] 

958
00:40:36,006 --> 00:40:38,839
‫<i>
‫[جرمی] به محض این‌که
‫همه چیز رو آماده کردیم...

959
00:40:38,840 --> 00:40:40,080
‫[جرمی] بزها!

960
00:40:40,333 --> 00:40:43,219
‫<i>
‫«لیزی»، خانوم پرورش‌دهنده بزها از راه رسید.

961
00:40:43,220 --> 00:40:44,466
‫[لیزی] صبح‌تون بخیر!

962
00:40:44,506 --> 00:40:46,093
‫خب 30 تا بز.

963
00:40:46,094 --> 00:40:47,879
‫همه‌شون بزغاله‌ن، خدمت شما.

964
00:40:47,953 --> 00:40:50,440
‫خب بیاید این‌طرف.
‫درب شیب‌دار.

965
00:40:51,390 --> 00:40:52,390
‫[جرمی] اووی!

966
00:40:52,593 --> 00:40:55,066
‫خدای من! نگاه‌شون کن!

967
00:40:55,117 --> 00:40:56,816
‫[بع بع بزغاله‌ها]

968
00:40:56,999 --> 00:40:58,866
‫<i>
‫[جرمی] اما قبل از این‌که
‫بتونیم پیاده‌شون کنیم،

969
00:40:58,867 --> 00:41:02,009
‫<i>
‫لیزی باید دستگاه شیردهی
‫رو راه‌اندازی می‌کرد.

970
00:41:02,099 --> 00:41:04,225
‫[لیزی] آره، باید نوک پستونک‌ها
‫رو فشار بدی داخل.

971
00:41:04,226 --> 00:41:05,758
‫آره، اون‌طرفش. یه دونه قرمز...

972
00:41:05,759 --> 00:41:07,725
‫- [لیزی] ...و بعد یه دونه سفید.
‫- [لیزا] و بذار داخلش، آره.

973
00:41:07,726 --> 00:41:10,752
‫[لیزی] و بعد همین کار رو
‫اون‌طرف و اونجا انجام می‌دید.

974
00:41:10,753 --> 00:41:12,133
‫[جرمی] خب، اینم از این.

975
00:41:12,199 --> 00:41:14,385
‫[لیزی] می‌تونی اون
‫یکی رو وصل کنی؟ عالیه.

976
00:41:14,387 --> 00:41:17,526
‫و بعدش فقط باید کیسه‌یِ
‫شیرخشک رو بریزید توی مخزن بالاش.

977
00:41:17,566 --> 00:41:19,585
‫[جرمی] هر کیسه 70 پوند.

978
00:41:19,586 --> 00:41:21,438
‫[لیزی] مثل طلای مایع‌ست.

979
00:41:21,439 --> 00:41:24,199
‫به شدت باید از شیرخشک‌تون محافظت کنید.

980
00:41:24,327 --> 00:41:25,712
‫[لیزا] بریز داخلش پس.

981
00:41:25,793 --> 00:41:27,473
‫[لیزی] کاری که می‌کنه اینه که...

982
00:41:27,474 --> 00:41:29,412
‫مقدار مشخصی شیرخشک رو...

983
00:41:29,413 --> 00:41:31,153
‫به مقدار مشخصی آب اضافه می‌کنه.

984
00:41:31,154 --> 00:41:32,852
‫- [لیزا] پس عرضه و تقاضاست؟
‫- آره.

985
00:41:32,853 --> 00:41:33,632
‫[لیزی] و دائما وصله.

986
00:41:33,633 --> 00:41:35,751
‫به محض این‌که به
‫یه نقطه خاص برسه،

987
00:41:35,752 --> 00:41:37,825
‫به‌طور خودکار دوباره پر می‌شه.

988
00:41:37,826 --> 00:41:39,965
‫[جرمی] و یه پمپ
‫داخلشه دیگه، مگه نه؟

989
00:41:39,966 --> 00:41:40,912
‫[لیزی] نه، پمپ نداره.

990
00:41:40,913 --> 00:41:43,233
‫- [جرمی] پس خودشون باید بمکن؟
‫- آره و به کمک جاذبه.

991
00:41:43,234 --> 00:41:47,692
‫[جرمی] خب باید «لیندا لاولیس» باشن
‫تا این همه مسیر رو بمکن.<font color="#ff8c10">
‫ (Linda Lovelace پورن‌استار آمریکایی
‫ معروف برای ژانر Deep Throat)

992
00:41:47,800 --> 00:41:50,206
‫[لیزا] و یه کیسه تا کِی جوابه؟

993
00:41:50,279 --> 00:41:53,559
‫[لیزی] با 30 تا بزغاله توی
‫این سن، حداقل یه روز.

994
00:41:53,673 --> 00:41:56,372
‫- [لیزی] خیلی زیاد نمی‌خورن.
‫- [لیزا] یه روز؟

995
00:41:56,373 --> 00:41:58,940
‫[جرمی] یه روز؟ فکر کردم
‫می‌خوای بگی 3 هفته.

996
00:41:59,000 --> 00:42:00,239
‫- [لیزی] خب این خیالِ خامه.
‫- [جرمی] یه روز؟

997
00:42:00,240 --> 00:42:02,846
‫- [لیزی] ما معمولا...
‫- [جرمی] 70 پوند در روز؟

998
00:42:02,939 --> 00:42:04,360
‫[جرمی] می‌تونم ازت
‫یه لطف بزرگ بخوام؟

999
00:42:04,361 --> 00:42:06,586
‫هیچی به کیلب نگو!

1000
00:42:06,820 --> 00:42:08,879
‫[لیزی] فرایندیه که لازمه بدونه.

1001
00:42:08,986 --> 00:42:10,680
‫<i>
‫[جرمی] با رسیدگی به تمام موارد،

1002
00:42:10,681 --> 00:42:13,940
‫<i>
‫حالا نوبتِ جای خوبش رسیده بود.

1003
00:42:14,526 --> 00:42:15,692
‫[جرمی] سلام، بزغاله‌ها!

1004
00:42:15,693 --> 00:42:18,800
‫- [لیزا] اون‌ها بزرگن.
‫- [جرمی] به Diddly Squat خوش اومدید.

1005
00:42:19,720 --> 00:42:20,600
‫[لیزا] بفرمایید.

1006
00:42:20,601 --> 00:42:21,772
‫[جرمی] چند سال‌شونه؟

1007
00:42:21,773 --> 00:42:23,900
‫- [لیزی] دو هفته‌شونه.
‫- دو هفته؟

1008
00:42:24,200 --> 00:42:25,700
‫[بع بع] 

1009
00:42:26,726 --> 00:42:27,953
‫[لیزا] چقدر خوشگلی.

1010
00:42:27,954 --> 00:42:29,280
‫[بع بع] 

1011
00:42:29,326 --> 00:42:31,606
‫[موسیقی ملایم و امیدبخش] 

1012
00:42:31,726 --> 00:42:34,446
‫[جرمی] آماده؟ خونه جدیدتو ببین!

1013
00:42:35,987 --> 00:42:37,827
‫[جرمی] اخته هم شدن؟

1014
00:42:37,873 --> 00:42:39,950
‫[لیزی] آره، اخته شدن.

1015
00:42:40,366 --> 00:42:42,629
‫[جرمی] حیوون بودن عالیه.

1016
00:42:42,693 --> 00:42:45,726
‫«عه مَردی؟ پس تخم‌هاتو می‌کنیم!»

1017
00:42:45,853 --> 00:42:49,109
‫- «ولی ممکنه به‌شون نیاز پیدا کنم؟»
‫- «نه، نداری.»

1018
00:42:49,733 --> 00:42:52,316
‫- [لیزا] دو تای آخره، آره؟
‫- اینم از این.

1019
00:42:53,406 --> 00:42:54,458
‫[جرمی] خب، نگاه‌شون کن.

1020
00:42:54,459 --> 00:42:55,606
‫خیلی بامزه‌ن.

1021
00:42:55,607 --> 00:42:56,959
‫و این‌طرف هم دارن غذا می‌خورن.

1022
00:42:56,960 --> 00:42:59,419
‫[لیزی] آره، این چیزیه که نیاز دارید.
‫دارن شیر می‌نوشن.

1023
00:42:59,546 --> 00:43:01,198
‫[لیزا] و بقای اصلح که نیست؟

1024
00:43:01,199 --> 00:43:03,180
‫[لیزی] نه، خودش می‌دونن
‫دارن چی‌کار می‌کنن.

1025
00:43:03,181 --> 00:43:04,359
‫همه‌شون می‌دونن چطور بخورن.

1026
00:43:04,360 --> 00:43:07,039
‫[جرمی] چطور جلوی این همه
‫شیر خوردن‌شون رو بگیریم؟

1027
00:43:07,040 --> 00:43:09,413
‫چون خیلی گرونه.
‫[لیزا می‌خندد] 

1028
00:43:09,600 --> 00:43:11,100
‫[بع بع] 

1029
00:43:12,226 --> 00:43:13,346
‫[جرمی] نظاره کن!

1030
00:43:13,347 --> 00:43:14,285
‫بی‌خیال دیگه!

1031
00:43:14,286 --> 00:43:15,859
‫[کیلب] این نشونه خوبیه.
‫از همین حالا دارن می‌خورن.

1032
00:43:15,860 --> 00:43:16,879
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫[کیلب] این نشونه خوبیه.
‫از همین حالا دارن می‌خورن.

1033
00:43:16,880 --> 00:43:18,525
‫[لیزا] می‌دونی چقدر
‫شیر می‌خورن، کیلب؟

1034
00:43:18,526 --> 00:43:20,409
‫[جرمی] نه، ای خدا... چرا...

1035
00:43:20,506 --> 00:43:22,159
‫[جرمی] چرا داری بهش می‌گی؟

1036
00:43:22,160 --> 00:43:25,323
‫[لیزا] به نظرت هر هفته
‫چند تا کیسه می‌خورن؟

1037
00:43:25,393 --> 00:43:27,588
‫[کیلب] نمی‌دونم، 2 تا کیسه؟

1038
00:43:27,699 --> 00:43:29,012
‫[لیزا] 7 تا...

1039
00:43:29,040 --> 00:43:30,379
‫در هفته.

1040
00:43:31,159 --> 00:43:33,619
‫[جرمی] پس برای دو ماه اینجا هستن.

1041
00:43:33,646 --> 00:43:35,398
‫[لیزی] معمولا می‌گن که 12 هفته.
‫(سه ماه)

1042
00:43:35,400 --> 00:43:37,013
‫مال ما معمولا...

1043
00:43:37,014 --> 00:43:39,238
‫از هفته دهم از شیر می‌گیریم‌شون،

1044
00:43:39,239 --> 00:43:40,832
‫البته اگه شروع خوبی داشته باشین.

1045
00:43:40,833 --> 00:43:42,733
‫[جرمی] پس ده هفته...

1046
00:43:42,806 --> 00:43:44,280
‫و بعدش می‌تونن بوته‌ بخورن؟

1047
00:43:44,393 --> 00:43:45,959
‫[لیزی] تقریبا همه چیز می‌خورن.

1048
00:43:45,960 --> 00:43:48,652
‫اما آره، اگه بخوای برات
‫مقداری پاک‌سازی هم می‌کنن.

1049
00:43:48,653 --> 00:43:50,158
‫[جرمی] قطعا، برای
‫همین نیازشون دارم.

1050
00:43:50,159 --> 00:43:53,185
‫چون می‌تونن جاهایی برن
‫که ماشینِ محشر من نمی‌تونه.

1051
00:43:53,186 --> 00:43:54,412
‫<font color="#ffd306">
‫- خدمت شما.</font>
‫چون می‌تونن جاهایی برن
‫که ماشینِ محشر من نمی‌تونه.

1052
00:43:54,466 --> 00:43:55,986
‫و گازوئیل کمتری مصرف می‌کنند.

1053
00:43:55,987 --> 00:43:57,946
‫[لیزا] چقدر تو نازی.

1054
00:43:58,293 --> 00:43:59,859
‫اومدی برای بوس؟

1055
00:44:01,473 --> 00:44:02,569
‫بوس؟

1056
00:44:04,150 --> 00:44:05,830
‫[موسیقی ملایم و امیدبخش] 

1057
00:44:06,040 --> 00:44:09,946
‫<i>
‫[جرمی] با مستقر شدن بزها، حالا باید
‫وینرها رو تفکیک جنسیتی می‌کردیم،

1058
00:44:09,947 --> 00:44:11,639
‫<i>
‫که در زبان انگلیسی...

1059
00:44:11,640 --> 00:44:16,179
‫<i>
‫یعنی باید خوک‌های نر رو
‫از خواهرهاشون جدا کنیم،

1060
00:44:16,292 --> 00:44:20,819
‫<i>
‫چون به این... سِن رسیدن.

1061
00:44:22,073 --> 00:44:23,500
‫[جرمی] نرها می‌رن داخل این.

1062
00:44:23,501 --> 00:44:24,832
‫پس سه متر بین‌شون فاصله‌ست.

1063
00:44:24,833 --> 00:44:27,166
‫بعد ماده‌ها می‌رن داخل این.

1064
00:44:22,073 --> 00:44:25,993
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫متن روی تی‌شرت جرمی:
‫«دارم وینرهام رو تفکیک جنسیتی می‌کنم»</font>

1065
00:44:27,167 --> 00:44:27,800
‫آره.

1066
00:44:30,507 --> 00:44:32,129
‫[جرمی] تفکیک جنسیتی.

1067
00:44:32,699 --> 00:44:35,083
‫- تفکیک جنسیتی داره رخ می‌ده؟
‫- [جرمی] نه.

1068
00:44:35,246 --> 00:44:36,596
‫[جرمی] خوب پیش رفت.

1069
00:44:36,686 --> 00:44:39,079
‫[لیزا] فقط داری پشت
‫سرشون راه می‌ری.

1070
00:44:39,080 --> 00:44:43,396
‫[جرمی] نه، دارم برمی‌گردونم‌شون
‫سمتِ تو تا ببریم‌شون توی یه گوشه.

1071
00:44:44,073 --> 00:44:46,796
‫[جرمی] نه، نتونستم
‫ببرم‌شون توی یه گوشه.

1072
00:44:46,846 --> 00:44:48,512
‫[جرمی] دارن می‌ان.

1073
00:44:48,732 --> 00:44:50,019
‫و می‌رن.

1074
00:44:51,200 --> 00:44:52,712
‫[جرمی] بیا بیرون خوکولی.

1075
00:44:52,753 --> 00:44:54,253
‫[لیزا] بیا بیرون.

1076
00:44:54,664 --> 00:44:55,545
‫[جرمی] نه؟

1077
00:44:55,546 --> 00:44:57,166
‫بیاین بیرون خوکولی‌ها.

1078
00:44:57,499 --> 00:44:59,019
‫بیاین خوکولی‌ها.

1079
00:44:59,020 --> 00:45:00,380
‫لعنت بهش!

1080
00:45:01,973 --> 00:45:03,343
‫[لیزا] عه آره!

1081
00:45:03,386 --> 00:45:04,346
‫آره!

1082
00:45:04,660 --> 00:45:05,352
‫وای خدایا!

1083
00:45:05,353 --> 00:45:07,838
‫[جرمی] نه، از یه جای
‫باریک رفتن بیرون،

1084
00:45:07,839 --> 00:45:09,513
‫و فرار کردن.

1085
00:45:09,514 --> 00:45:11,343
‫[لیزا می‌خندد] 

1086
00:45:11,460 --> 00:45:15,489
‫- [لیزا] من که نمی‌تونم...
‫- چطور وینرها رو تفکیک می‌کنن؟

1087
00:45:16,239 --> 00:45:18,758
‫<i>
‫[جرمی] درنهایت، کیلب ظاهر شد،

1088
00:45:18,759 --> 00:45:21,241
‫<i>
‫و نشون‌مون داد که
‫چطوری انجام می‌شه.

1089
00:45:21,242 --> 00:45:22,640
‫[لیزا] اوووه!

1090
00:45:23,125 --> 00:45:24,868
‫[لیزا] عالی بود.

1091
00:45:26,693 --> 00:45:27,960
‫[جرمی] همینه.

1092
00:45:28,517 --> 00:45:29,810
‫[جرمی] اونو ببر اون‌طرف.

1093
00:45:30,052 --> 00:45:30,852
‫[جرمی] کیلب؟

1094
00:45:30,853 --> 00:45:32,143
‫برو تو کارش.

1095
00:45:33,000 --> 00:45:34,480
‫[جرمی] پشمام!

1096
00:45:35,766 --> 00:45:37,883
‫- [لیزا] قطعا یه پسره دیگه؟
‫- آره.

1097
00:45:39,520 --> 00:45:41,939
‫[کیلب] خب، دختر، دختر، دختر.

1098
00:45:42,239 --> 00:45:43,400
‫تمومه.

1099
00:45:45,433 --> 00:45:46,980
‫<i>
‫[جرمی] در ماه مارس،

1100
00:45:47,060 --> 00:45:50,133
‫<i>
‫گفتم که دیگه نمی‌خوام خوک نگهدارم.

1101
00:45:50,320 --> 00:45:52,820
‫<font color="#ffd306">
‫- [جرمی] همین الان نشست
‫روی یکی دیگه‌شون.
‫- [لیزا] وای ببین!

1102
00:45:52,893 --> 00:45:55,063
‫<i>
‫[لیزا] مرگ بچه‌خوک‌ها...

1103
00:45:55,120 --> 00:45:57,012
‫<i>
‫خیلی دلخراش بود.

1104
00:46:01,077 --> 00:46:03,380
‫[موسیقی ملایم روستایی]

1105
00:46:05,853 --> 00:46:07,119
‫<i>
‫[جرمی] اما به جاش،

1106
00:46:07,120 --> 00:46:12,176
‫<i>
‫تصمیم گرفتم راهی برای زنده نگه
‫داشتن بچه‌خوک‌های بیشتری پیدا کنم.

1107
00:46:14,487 --> 00:46:17,990
‫<i>
‫و سپس، آژاکسِ نر رو
‫دوباره استخدام کردم...

1108
00:46:18,040 --> 00:46:19,453
‫[جرمی] سلام، خوک.

1109
00:46:19,540 --> 00:46:20,920
‫برگشتی.

1110
00:46:21,392 --> 00:46:25,923
‫<i>
‫...تا کارشو با 4 تا خانمِ
‫باقی‌مونده انجام بده.

1111
00:46:27,820 --> 00:46:28,600
‫خب.

1112
00:46:28,601 --> 00:46:31,043
‫- [لیزا] خیلی خوبه.
‫- [جرمی] تا کی باید نگه‌ش داریم؟

1113
00:46:31,080 --> 00:46:32,750
‫- [مرد] 4 هفته.
‫- 4 هفته.

1114
00:46:32,819 --> 00:46:33,332
‫[جرمی] عاشق‌شونم.

1115
00:46:33,333 --> 00:46:35,206
‫این‌ها حیوون‌های
‫مورد علاقه‌ی من بودن...

1116
00:46:35,207 --> 00:46:37,739
‫که تا‌به‌حال توی مزرعه داشتیم.

1117
00:46:38,017 --> 00:46:39,940
‫[موسیقی ملایم]

1118
00:46:41,133 --> 00:46:43,216
‫<i>
‫[جرمی] صبح فوق‌العاده‌ای بود،

1119
00:46:43,217 --> 00:46:46,999
‫<i>
‫یادگیری نحوه‌ی تفکیکِ
‫جنسیتی وینرهای پدرسوخته...

1120
00:46:47,073 --> 00:46:49,806
‫<i>
‫و خوش‌آمد دوباره‌ای به آژاکس.

1121
00:46:50,633 --> 00:46:52,813
‫<i>
‫و سپس، همون بعد از ظهر،

1122
00:46:52,814 --> 00:46:56,606
‫<i>
‫درحالی که بیرون و در
‫چمن‌زارهای گل های وحشی بودم،

1123
00:46:56,793 --> 00:46:58,900
‫<i>
‫روزم حتی بهترم شد.

1124
00:47:00,070 --> 00:47:01,070
‫عه...

1125
00:47:03,773 --> 00:47:05,113
‫یه لحظه...

1126
00:47:05,613 --> 00:47:06,900
‫امکان نداره.

1127
00:47:07,230 --> 00:47:08,372
‫[میٰ‌خندد]

1128
00:47:08,373 --> 00:47:10,073
‫نه! برگشته!

1129
00:47:10,119 --> 00:47:11,959
‫جرالد برگشته!

1130
00:47:12,900 --> 00:47:15,039
‫باورم نمی‌شه!

1131
00:47:15,703 --> 00:47:17,949
‫[با ذوق می‌خندد]

1132
00:47:18,306 --> 00:47:19,600
‫[جرمی] جرالد!

1133
00:47:19,727 --> 00:47:21,260
‫برگشتی!

1134
00:47:22,072 --> 00:47:23,931
‫- [جرمی] برگشتی!
‫- [جرالد] سلام.

1135
00:47:23,933 --> 00:47:25,299
‫[جرالد] حالت خوبه، جرمی؟

1136
00:47:25,300 --> 00:47:27,539
‫از دیدنت خوش‌حالم، رفیق.

1137
00:47:27,753 --> 00:47:30,239
‫- [جرالد] حالت چطوره؟
‫- [جرمی] امیدوارم مثل تو خوب باشم.

1138
00:47:30,240 --> 00:47:32,950
‫- [جرمی] حال تو چطوره؟
‫- آره، بهترم.

1139
00:47:33,006 --> 00:47:34,560
‫[جرمی] و مستقیم برگشتی سر کارت.

1140
00:47:34,561 --> 00:47:35,236
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫[جرمی] و مستقیم برگشتی سر کارت.

1141
00:47:35,237 --> 00:47:37,558
‫[جرمی] یالا، تعریف کن برام.
‫[جرالد می‌خندد]

1142
00:47:37,559 --> 00:47:40,165
‫[جرمی] چون می‌دونم که
‫حالت خیلی بد بوده، ولی...

1143
00:47:40,166 --> 00:47:42,212
‫«شیمی‌درمانی» کردی یا پرتودرمانی؟<font color="#ff8c10">
‫ (روشی که با ایجاد اختلال در DNA
‫از تکثیر سلول‌ها جلوگیری می‌کنند)

1144
00:47:42,213 --> 00:47:43,358
‫[جرالد] پرتودرمانی.

1145
00:47:43,359 --> 00:47:44,357
‫- خب.
‫- آره.

1146
00:47:44,358 --> 00:47:47,519
‫- [جرمی] خوب بود؟ چطور بود؟
‫- 37 بار باید می‌رفتم.

1147
00:47:47,520 --> 00:47:49,193
‫- [جرمی] 37 بار؟
‫- آره.

1148
00:47:49,194 --> 00:47:51,227
‫[جرمی] و کاملا درمان شدی؟
‫مسئله اصلی اینه.

1149
00:47:51,228 --> 00:47:53,706
‫[جرالد] خب هنوز
‫خطر کامل دفع نشده.

1150
00:47:53,707 --> 00:47:56,293
‫ولی خب... بزنم به تخته.

1151
00:47:56,606 --> 00:47:58,626
‫[جرمی] حتی نمی‌تونم 
‫تصورش هم بکنم.

1152
00:47:58,713 --> 00:48:00,966
‫[جرمی] خب چطوری بود؟
‫«کاتتر» داشتی براش؟<font color="#ff8c10">
‫ (Catheter لوله‌های پزشکی که برای کارهایی
‫مانند تزریق، تخلیه و غیره استفاده می‌شوند)

1153
00:48:00,967 --> 00:48:02,023
‫[جرالد] آره.

1154
00:48:02,179 --> 00:48:06,259
‫[سخنان رمزنگاری شده با علوم فضایی]
‫[سخنان نامفهوم جرالد]

1155
00:48:06,260 --> 00:48:07,244
‫...همین‌طور ادامه می‌ده.

1156
00:48:07,246 --> 00:48:09,579
‫خودت باید انجامش بدی.
‫من به‌شون می‌گم پاینت...

1157
00:48:09,579 --> 00:48:11,742
‫[سخنانی فراتر از دایره‌ی فهم ما]

1158
00:48:11,743 --> 00:48:13,237
‫پس اون چیزه اینجاست،

1159
00:48:13,238 --> 00:48:14,670
‫مثل یه قارچ بزرگه.

1160
00:48:14,671 --> 00:48:17,517
‫وقتی که تکون می‌خوره، تو باید...

1161
00:48:17,606 --> 00:48:20,286
‫یه قوری چای یا همچین چیزی داره.

1162
00:48:20,287 --> 00:48:22,374
‫و یه پد داره برای...

1163
00:48:22,375 --> 00:48:25,440
‫مثل همون مشکی‌ها
‫که یه روز اونجا بود.

1164
00:48:25,517 --> 00:48:27,486
‫[جرالد] دونک، دونک، دونک، دونک.

1165
00:48:27,486 --> 00:48:30,880
‫[جرمی] این بهترین توصیف از درمانِ
‫سرطانه که تابه‌حال شنیده‌ام!

1166
00:48:30,881 --> 00:48:34,340
‫[هر دو می‌خندند]

1167
00:48:34,600 --> 00:48:37,863
‫[جرمی] نمی‌دونی چقدر همه‌مون
‫دل‌مون برات تنگ شده بود.

1168
00:48:37,906 --> 00:48:40,012
‫برگشتنت توی همچین
‫روزی باید خیلی خوب باشه.

1169
00:48:40,020 --> 00:48:41,290
‫<font color="#ffd306">
‫- آره، هست.</font>
‫برگشتنت توی همچین
‫روزی باید خیلی خوب باشه.

1170
00:48:41,433 --> 00:48:43,639
‫[جرالد] خوشحالم که برگشتم
‫و همه دوستام رو دیدم.

1171
00:48:43,640 --> 00:48:44,558
‫<font color="#ffd306">
‫- آره.</font>
‫[جرالد] خوشحالم که برگشتم
‫و همه دوستام رو دیدم.

1172
00:48:44,559 --> 00:48:46,256
‫[جرالد] پس به همین دلیل...

1173
00:48:46,720 --> 00:48:48,600
‫مثل کوتاه کردن چمن‌ها
‫با ماشین چمن‌زنیه، نه؟

1174
00:48:48,601 --> 00:48:51,946
‫[سخنانی سنگین‌تر از قدرتِ فهم مغز ناچیز ما]

1175
00:48:51,947 --> 00:48:53,285
‫...با برنامه و همه چیز.

1176
00:48:53,286 --> 00:48:54,827
‫خب نمی‌تونی.

1177
00:48:55,246 --> 00:48:56,405
‫ولی می‌دونی دیگه.

1178
00:48:56,666 --> 00:48:59,998
‫[جرمی] خب، فکر می‌کنم که...
‫یعنی خب با... خب نمی‌دونم....

1179
00:48:59,999 --> 00:49:00,979
‫آره، ولی...

1180
00:49:00,980 --> 00:49:02,833
‫[جرالد] نه، نه، نه، مشکلی نیست.

1181
00:49:02,900 --> 00:49:05,380
‫[جرالد] مثل نازل ته آب‌پاشه.

1182
00:49:05,967 --> 00:49:09,746
‫<font color="#ffe017">
‫ [موسیقی: ?What Makes A Good Man
‫از The Glorious Dead]

1183
00:49:11,546 --> 00:49:16,000
‫<i>
‫[جرمی] خیلی وقت‌ها،
‫کشاورزی بی‌رحم و سخته.

1184
00:49:16,680 --> 00:49:20,839
‫<i>
‫♪ Ain't nothin' wrong with this chemistry ♪

1185
00:49:20,880 --> 00:49:24,259
‫<i>
‫اما در این زمان از سال
‫که همه چیز سرزنده...

1186
00:49:24,372 --> 00:49:27,160
‫<i>
‫و در حال رشده و سرشار از زندگیه...

1187
00:49:27,306 --> 00:49:29,186
‫<i>
‫و همه حال‌شون خوبه...

1188
00:49:30,587 --> 00:49:34,239
‫<i>
‫می‌تونه بهترین شغل دنیا باشه.

1189
00:49:34,240 --> 00:49:36,040
‫<i>♪ Is another one meant for me ♪</i>

1190
00:49:36,041 --> 00:49:38,599
‫<i>♪ To tell me now ♪</i>

1191
00:49:38,600 --> 00:49:41,200
‫<i>♪ And show me how ♪</i>

1192
00:49:41,201 --> 00:49:43,742
‫<i>♪ To understand ♪</i>

1193
00:49:43,743 --> 00:49:46,480
‫<i>♪ What makes a good man? ♪</i>

1194
00:49:46,481 --> 00:49:48,920
‫<i>♪ Tell me now... ♪</i>

1195
00:49:50,040 --> 00:49:51,438
‫<i>
‫[جرمی] روی سطح زمین،

1196
00:49:51,439 --> 00:49:54,299
‫<i>
‫Diddly Squat مکانی
‫سرسبز و شاد بود،

1197
00:49:54,300 --> 00:49:56,777
‫<i>
‫همین‌طور که وارد تابستون می‌شدیم.

1198
00:49:58,420 --> 00:50:00,237
‫<i>
‫اما زیر زمین...

1199
00:50:00,393 --> 00:50:02,633
‫<i>
‫شکلی از حیات فرازمینی...

1200
00:50:02,634 --> 00:50:04,520
‫<i>
‫درحال جمع‌آوری یه ارتش بود.

1201
00:50:05,397 --> 00:50:08,069
‫[موسیقی تنش‌زا و ترسناک]

1202
00:50:09,903 --> 00:50:11,723
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫« در قسمت بعد»

1203
00:50:11,859 --> 00:50:14,479
‫[جرمی] می‌تونم توجه‌تون رو به محصولاتِ
‫جدید Diddly Squat جلب کنم؟

1204
00:50:14,480 --> 00:50:16,606
‫[زن] کیر فضایی می‌فروشین؟

1205
00:50:15,693 --> 00:50:16,920
‫{\an8}<font color="#ffe017">
‫«کیر فضایی»
‫«فروش فقط امروز!»

1206
00:50:16,920 --> 00:50:20,196
‫[جرمی] نمی‌تونم
‫به زبون بیارم که چقدر خوبه.

1207
00:50:20,766 --> 00:50:22,443
‫[مرد] 6.1 کیلوگرم.

1208
00:50:22,572 --> 00:50:24,203
‫[کیلب] آماده‌ای؟

1209
00:50:24,480 --> 00:50:25,680
‫- [نخست وزیر] کیلب! حالت چطوره؟
‫- [کیلب] حال شما چطوره؟

1210
00:50:25,681 --> 00:50:26,840
‫[نخست وزیر] خیلی خوبم، ممنون.

1211
00:50:26,841 --> 00:50:33,271
‫<font color="#8aff67">
‫«امیدوارم لذت برده باشین»

