﻿1
00:01:30,310 --> 00:01:34,990
 دالیا شکوفه می‌زند

2
00:01:30,310 --> 00:01:34,990
قسمت ۱۲

3
00:01:47,910 --> 00:01:51,770
.حس می‌کنم مدت‌هاست که به اینجا نیومدم

4
00:01:51,770 --> 00:01:55,010
.منم همینطور. سر جفتمون خیلی شلوغ بود

5
00:01:56,300 --> 00:01:58,630
کمپ‌تون چطور بود؟

6
00:01:58,630 --> 00:02:00,400
.به یه گله هارپی خوردیم

7
00:01:58,630 --> 00:02:00,400
.هارپی: نوعی هیولا که شبیه انسانه و بال داره

8
00:02:00,880 --> 00:02:03,280
.افتاده بودن دنبال گوسفندای روستای اطراف

9
00:02:03,280 --> 00:02:05,700
.وقتی داشتیم شکارشون می‌کردیم چندتا بچه رو گرفتن

10
00:02:05,700 --> 00:02:07,590
.خوشحالم که به خوشی ختم شد

11
00:02:07,870 --> 00:02:10,590
بچه‌ها چیزی‌شون نشد؟

12
00:02:10,590 --> 00:02:15,600
نه. جراحاتی که هارپی‌ها بهشون
.وارد کرده بودن رو با جادو اوکی کردن

13
00:02:16,000 --> 00:02:19,100
.خداروشکر که هم شماها هم بچه‌ها در امانید

14
00:02:19,600 --> 00:02:21,910
.این خیلی کمک کرد

15
00:02:22,250 --> 00:02:25,240
،وقتی بچه‌های دزدیده شده از آسمون افتادن

16
00:02:25,240 --> 00:02:27,950
.بدون این نمی‌تونستم به موقع بگیرمشون

17
00:02:28,670 --> 00:02:30,240
واقعاً؟

18
00:02:31,220 --> 00:02:32,760
.خداروشکر

19
00:02:36,530 --> 00:02:39,750
.خب، بیا بریم سراغ ساخت نمونه‌ اولیه‌ی شمشیر جادویی

20
00:02:39,750 --> 00:02:40,950
.باشه

21
00:02:40,950 --> 00:02:43,750
،دفعه‌ی قبل، به لطف اسلایم سیاه

22
00:02:43,750 --> 00:02:47,060
تونستیم شمشیر کوچیکی بسازیم
.که نمیشد بدون دستکش نگهش داشت

23
00:02:47,060 --> 00:02:51,220
این دفعه، اسلایم زرد رو به کار می‌بریم
.که از جادوی زمین استفاده می‌کنه

24
00:02:51,480 --> 00:02:53,160
جادوی زمین، ها؟

25
00:02:53,590 --> 00:02:58,250
،ولی اگه اسلایم زرد وقت کافی داشته باشه
.می‌تونه فلز رو ذوب کنه

26
00:02:58,250 --> 00:03:02,960
،آره، ولی برعکس اسلایم سیاه، وقتی که تبدیل به پودر بشن

27
00:03:02,960 --> 00:03:04,780
.خاصیت ذوب‌کنندگی‌شون رو از دست میدن

28
00:03:05,440 --> 00:03:08,740
،ذراتش خیلی ریزن
.پس لطفاً ماسک بزن

29
00:03:08,740 --> 00:03:10,320
.دستکش هم بپوش

30
00:03:11,280 --> 00:03:12,250
.چشم

31
00:03:20,400 --> 00:03:22,960
.لطفاً خیلی آروم اینو هم بزن

32
00:03:23,570 --> 00:03:24,570
.حله

33
00:03:25,480 --> 00:03:28,970
.وقتی تو مشغول اونی، منم میرم سراغ اشباع کردن شمشیر

34
00:03:28,970 --> 00:03:33,370
خب... داشتم فکر می‌کردم که از
،همون جادوی دفعه‌ی قبل استفاده کنم

35
00:03:33,370 --> 00:03:35,830
چیزی هست که دوست داشته باشی تغییرش بدیم؟

36
00:03:35,830 --> 00:03:39,480
نه، همون روش قبلی خوبه. دلم می‌خواد بتونم
.با دفعه‌ی قبلی مقایسه‌ش کنم

37
00:03:39,750 --> 00:03:41,590
.پس از همون جادوها استفاده می‌کنم

38
00:03:49,500 --> 00:03:52,520
.همه‌چی اوکیه. مقاومتی وجود نداره

39
00:03:52,520 --> 00:03:54,340
.اینجوری می‌تونم دوباره سرهمش کنم

40
00:03:54,990 --> 00:03:56,830
.اوه، نزدیک بودا

41
00:03:56,830 --> 00:03:58,190
مشکلش چیه؟

42
00:03:58,520 --> 00:04:02,420
.دسته آب رو ساطع نمی‌کنه و  غلاف سبک‌تر نشده

43
00:04:02,420 --> 00:04:04,360
.احتمالاً به‌خاطر جادوی زمینه

44
00:04:04,360 --> 00:04:07,290
.هرچی که توی شمشیر اشباع شده رو از بین برده

45
00:04:08,190 --> 00:04:10,170
.پس بازم به کار نیومد

46
00:04:10,170 --> 00:04:13,260
.فکر کنم باید مواد مختلفی رو تست کنیم

47
00:04:13,260 --> 00:04:17,460
که یعنی... شاید شاخ اسب تک‌شاخ؟

48
00:04:17,990 --> 00:04:20,890
.دفعه‌ی بعد سعی می‌کنم کمی از اونو پودر کنم

49
00:04:21,420 --> 00:04:23,920
حالا که فکر می‌کنم، شاید اولین تلاشمون روی

50
00:04:23,920 --> 00:04:27,980
.شمشیر کوچیک افراد پادشاه شیاطین، زیادی خوب شد

51
00:04:28,490 --> 00:04:32,340
اون اولین تلاشمون بود، اما
.موفق شدیم سرهم و فعالش کنیم

52
00:04:32,340 --> 00:04:33,820
.آره، راست میگی

53
00:04:37,570 --> 00:04:41,390
،اگه می‌تونستیم با دست‌خالی اون شمشیر رو بگیریم

54
00:04:41,390 --> 00:04:45,400
به این معنی بود که پروسه‌ی ساختش
غلط نبود، مگه نه؟

55
00:04:45,760 --> 00:04:51,810
،حتی اگه پروسه‌ش غلط نبوده
.هنوز باید بگم که از لحاظ امنیتی خراب بود

56
00:04:51,810 --> 00:04:55,430
جادوی زمین روی اسلایم سیاه کار می‌کنه، نه؟

57
00:04:55,430 --> 00:04:58,580
پس اگه این راه‌حل اسلایم زرد رو روی

58
00:04:58,580 --> 00:05:01,420
...شمشیر کوچیک افراد پادشاه شیاطین به‌کار ببریم

59
00:05:01,840 --> 00:05:03,580
به‌نظرت چی میشه؟

60
00:05:04,570 --> 00:05:06,130
...خب

61
00:05:06,810 --> 00:05:08,310
!بیا امتحانش کنیم

62
00:05:18,720 --> 00:05:21,660
.با گذاشتن گوشت روی اونا شروع می‌کنم

63
00:05:23,990 --> 00:05:25,840
!به‌نظر که امنه

64
00:05:27,800 --> 00:05:29,070
!من این کار رو می‌کنم

65
00:05:29,070 --> 00:05:32,550
،من نمی‌ذارم مسئولیت این کار رو گردن بگیری
.پس فکرش رو هم نکن

66
00:05:38,040 --> 00:05:39,310
...این

67
00:05:39,680 --> 00:05:41,130
حالت خوبه؟

68
00:05:41,130 --> 00:05:43,700
.آره. هیچ مشکلی نداره

69
00:05:43,700 --> 00:05:45,810
!آب رو ساطع می‌کنه، و غلاف هم سبک‌تر شده

70
00:05:46,230 --> 00:05:47,610
!موفق شدیم

71
00:05:48,390 --> 00:05:50,580
،اگه این روش عملی شه

72
00:05:50,580 --> 00:05:53,580
.نباید برای اجراش روی یک شمشیر بلندتر مشکلی داشته باشیم

73
00:05:53,580 --> 00:05:56,930
!خیلی‌خب! پس این میشه شمشیر جادویی‌مون، نسخه‌ی 1

74
00:06:05,870 --> 00:06:11,920
...چشمای من آلبالو گیلاس می‌چینه
یا این داره تکون می‌خوره؟

75
00:06:11,920 --> 00:06:16,210
.قطعاً داره تکون می‌خوره. انگار که جون داره

76
00:06:16,210 --> 00:06:20,010
...نه، نمیشه جون داشته باشه... محاله

77
00:06:20,340 --> 00:06:26,030
.ولی واقعاً اینجوری به‌نظر می‌رسه
.انگار داره می‌خزه اینور اونور

78
00:06:26,030 --> 00:06:28,640
.فقط مغایرت بین انواع جادوئه

79
00:06:28,640 --> 00:06:30,920
.یه سوال عجیب دارم

80
00:06:30,920 --> 00:06:33,950
امکانش هست که ابزار جادویی، چیزی مثل

81
00:06:33,950 --> 00:06:36,480
روح رو برای خودشون به‌دست بیارن، احتمالش هست؟

82
00:06:37,730 --> 00:06:40,090
...تا حالا به گوشم نخورده

83
00:06:40,550 --> 00:06:45,060
ولی روح مردگان می‌تونن توی اسلحه و زره زندگی کنن، درسته؟

84
00:06:45,060 --> 00:06:47,830
.آره، چیزیه که میگن

85
00:06:47,830 --> 00:06:51,860
تو که فکر نمی‌کنی یه چیزی اومده باشه توش، مگه نه؟

86
00:06:51,860 --> 00:06:55,340
.فکر نمی‌کنم. ما توی برجیم

87
00:06:56,070 --> 00:06:58,540
...اگه چیزی می‌خواست بره توش، باید خانواده‌ی تـ

88
00:06:58,540 --> 00:07:00,330
!نه، بیخیال کلاً

89
00:07:00,860 --> 00:07:05,110
!پدر و اجدادم هیچقت نمیان برن توی چیزی

90
00:07:13,210 --> 00:07:14,610
اون چیه؟

91
00:07:16,020 --> 00:07:19,380
.فلس مار آینه‌ای

92
00:07:19,380 --> 00:07:21,570
.برای فریب چشم به‌کار میاد

93
00:07:21,570 --> 00:07:26,080
.جدی؟ نمی‌دونستم مارهای آینه‌ای انقدر قشنگن

94
00:07:26,080 --> 00:07:31,800
یه مشتری بهم لطف داشت و اینو
.برام فرستاد، چون خیلی کم‌یابه

95
00:07:32,160 --> 00:07:36,350
.منم دفعه‌ی اولم بود که می‌دیدم
برقش انقدر قشنگ بود که

96
00:07:36,350 --> 00:07:38,680
.فکر کردم مال یه مار رنگین‌کمونیه

97
00:07:38,680 --> 00:07:39,930
مار رنگین‌کمونی؟

98
00:07:39,930 --> 00:07:42,890
،آره، یه هیولای خیلی کم‌یاب

99
00:07:42,890 --> 00:07:48,470
مردم میگن اگه یه فانوس رو با یک
.فلس از اون اشباع کنی، می‌تونی آینده رو ببینی

100
00:07:48,930 --> 00:07:51,620
.هرچند که ممکنه فقط یه تصادف باشه

101
00:07:51,620 --> 00:07:57,270
که اینطور. ولی فلس مار آینه‌ای هم برای خودش 
چیز خفنیه، مگه نه؟

102
00:07:57,270 --> 00:08:02,180
،اگه بشه باهاش چشما رو فریب داد
.شاید برای فرار از هیولاها مفید باشه

103
00:08:02,180 --> 00:08:05,100
دراین‌صورت، هستی یه چیزی رو باهاش اشباع کنیم؟

104
00:08:05,410 --> 00:08:08,520
ولی ماده‌ی کم‌یابیه، مگه نه؟

105
00:08:08,520 --> 00:08:10,860
.دقیقاً برای همینه که منتظر بودم تستش کنم

106
00:08:15,100 --> 00:08:16,100
ها؟

107
00:08:20,450 --> 00:08:21,360
!دالیا

108
00:08:34,780 --> 00:08:36,560
...رئیس شرکت روستّی

109
00:08:37,150 --> 00:08:40,040
میشه افتخار همراهی‌تون رو داشته باشم؟

110
00:08:40,040 --> 00:08:40,870
ها؟

111
00:08:41,360 --> 00:08:43,530
!بـ ـ بله

112
00:08:44,060 --> 00:08:46,780
.از پیشنهاد سخاوتمندانه‌تون ممنونم

113
00:08:49,040 --> 00:08:54,640
،منو ببخشید. کفشام پاشنه‌های باریکی داره
.برای همین اگه پاتونو لگد کنم درد می‌گیره

114
00:08:55,120 --> 00:08:57,050
.خواهش می‌کنم راحت باشین

115
00:08:57,400 --> 00:09:01,060
.چون من مطمئنم شما به سبکی پر هستین

116
00:09:24,980 --> 00:09:26,060
حالت خوبه؟

117
00:09:26,600 --> 00:09:30,080
...آره... اون چی

118
00:09:30,080 --> 00:09:32,580
توهم زدیم؟

119
00:09:32,580 --> 00:09:35,100
...فکر نمی‌کنی که

120
00:09:35,100 --> 00:09:39,110
.اوه، خب... مطمئن نیستم

121
00:09:39,850 --> 00:09:42,870
اگه اون یه مار رنگین‌کمونیه و 
،نه یه مار آینه‌ای

122
00:09:42,870 --> 00:09:46,150
پس یعنی این... یه چشمه از آینده بوده؟

123
00:09:46,150 --> 00:09:47,100
دالیا؟

124
00:09:47,100 --> 00:09:49,110
بـ ـ بله؟

125
00:09:49,110 --> 00:09:51,310
دالیا می‌خوای برقصی؟

126
00:09:51,310 --> 00:09:54,820
.نـ ـ نه. نه اصلاً

127
00:09:55,160 --> 00:09:58,980
.پس حتماً فقط یه توهم بوده

128
00:09:58,980 --> 00:10:02,420
.درسته! قطعاً یه توهم توخالیه

129
00:10:02,780 --> 00:10:05,190
یعنی تو هم همون چیزی که من دیدم رو دیدی؟

130
00:10:05,190 --> 00:10:07,350
.فکر کنم همینطوره

131
00:10:07,960 --> 00:10:12,290
...آها. اگه، شانسی شانسی، اون آینده بوده باشه

132
00:10:12,650 --> 00:10:14,300
اگه باشه چی میشه؟

133
00:10:14,300 --> 00:10:17,800
.پس باید یکم رقص تمرین کنم

134
00:10:25,970 --> 00:10:28,040
.پس، فعلاً خداحافظ

135
00:10:28,780 --> 00:10:30,380
.شب خوش

136
00:10:30,380 --> 00:10:31,590
.خوابای خوب ببینی

137
00:10:32,450 --> 00:10:33,680
.تو هم همینطور

138
00:10:43,880 --> 00:10:45,990
...اگه اون آینده بود

139
00:10:47,050 --> 00:10:48,430
!فراموشش کن

140
00:10:52,990 --> 00:10:54,300
.همه‌ش همین بود

141
00:10:54,710 --> 00:10:56,870
سوال دیگه‌ای ندارین؟

142
00:10:56,870 --> 00:10:58,420
.من که مشکلی نمی‌بینم

143
00:10:58,420 --> 00:10:59,820
.خوبه

144
00:11:02,310 --> 00:11:06,180
دالیا، اوضاع با ولفرد-ساما چطوره؟

145
00:11:07,580 --> 00:11:08,760
جانم؟

146
00:11:09,420 --> 00:11:11,930
.اوضاع تغییر به‌خصوصی نکرده

147
00:11:12,240 --> 00:11:17,100
،وقتی که تولید جوراب‌های پنج انگشتی رونق بگیره و فروش بره

148
00:11:17,100 --> 00:11:21,030
.ممکنه کم‌کم پیشنهادات زیادی برای ازدواج دریافت کنی

149
00:11:21,030 --> 00:11:22,880
،قدردان این طرز فکر هستم

150
00:11:22,880 --> 00:11:25,960
.ولی فعلاً تو نخ عشق و ازدواج نیستم

151
00:11:25,960 --> 00:11:28,660
،پس اگه پیشنهادی دریافت کنیم

152
00:11:28,660 --> 00:11:30,920
باید همه رو رد کنیم؟

153
00:11:30,920 --> 00:11:33,640
.بله. همینکارو بکنین

154
00:11:35,840 --> 00:11:39,840
.گابریلا-سان، اینی که میگم یکم خودمونیه

155
00:11:40,470 --> 00:11:43,200
،اگه پسر یک اِرل به شهر بیاد

156
00:11:40,470 --> 00:11:43,200
.ارل: یک عنوان اشرافی در انگلیسه که از ویسکنت بالاتر و از مارکس پایین‌تره*

157
00:11:43,200 --> 00:11:47,340
می‌تونه با دختر یک خانواده‌ی تاجر وصلت کنه؟

158
00:11:47,340 --> 00:11:50,310
.این برای پسر یک اِرل یکم سخته

159
00:11:50,310 --> 00:11:55,570
.مخصوصاً اگه خانواده‌ش در شرف تبدیل شدن به مارکیز باشن

160
00:11:50,310 --> 00:11:55,570
.مارکیز: اینم یه عنوان اشرافیه که از کنت بالاتره و از دوک پایین‌تره*

161
00:11:55,570 --> 00:11:58,290
.اینجوری پشت‌سرهم دردسر درست میشه

162
00:11:58,290 --> 00:12:00,570
...حسادت و اذیت‌وآزار

163
00:12:00,570 --> 00:12:03,380
.و همه‌ی آسیب‌ها هم به دختره می‌رسه

164
00:12:03,380 --> 00:12:06,580
خب اگه دختر تاجر، شرکت خودش رو تاسیس کنه

165
00:12:06,580 --> 00:12:09,470
،و تبدیل به یکی از تامین‌کننده‌های رسمی کاخ بشه

166
00:12:09,470 --> 00:12:13,590
یا هم به عنوان یک نگهبان، درجه‌ی اشرافیِ بالا
کسب کنه و یک بارون بشه چی؟

167
00:12:09,470 --> 00:12:13,590
.بارون: این یک مقام بالاست و به کسی که در زمینه‌ی صنعت و تجارت قدرتمند باشه، میگن بارون*

168
00:12:13,590 --> 00:12:15,600
اون‌وقت می‌تونه باهاش ازدواج کنه؟

169
00:12:16,730 --> 00:12:19,830
.در این صورت، به‌گمونم بشه

170
00:12:20,880 --> 00:12:26,260
پس اینو به عنوان یک هدف کوچیک
.در لیست برنامه‌های خودم برای شرکت می‌ذارم

171
00:12:27,610 --> 00:12:29,260
.چه بلندپرواز شدی

172
00:12:29,660 --> 00:12:32,710
.مسیر سخت و دشواریه

173
00:12:32,710 --> 00:12:38,470
با شناختی که از رئیسمون دارم، اون می‌تونه یه دستگاه
.جادویی برای از بین بردن سختی‌ها بسازه

174
00:12:43,350 --> 00:12:45,100
ببخشید، منتظرت گذاشتم؟

175
00:12:45,100 --> 00:12:47,440
!نه، به هیچ‌وجه

176
00:12:47,440 --> 00:12:52,450
.دالیا، هر روز خوشگل‌تر می‌شیا
.عالی به نظر می‌رسی

177
00:12:52,720 --> 00:12:57,330
.ممنونم. راستی اون لباس خیلی بهت میاد، ایرما

178
00:12:58,580 --> 00:13:02,100
اینطور فکر می‌کنی؟
.مارچلا برام خریده

179
00:13:03,230 --> 00:13:06,880
.هی، مارچلا، تو هم یه چیزی بگو

180
00:13:08,510 --> 00:13:12,850
.دالیا-چان، مثل گل‌های نو شکفته شدی

181
00:13:13,090 --> 00:13:14,910
.خیلی خوشگل شدی

182
00:13:14,910 --> 00:13:19,050
.هی، ایرما، داره به مارچلا-سان فشار میاد
.بهش بگو بس کنه

183
00:13:20,340 --> 00:13:25,850
،مارچلا، در این مورد حسودی نمی‌کنم
!راحت تا می‌تونی به تعریف از دالیا ادامه بده

184
00:13:25,850 --> 00:13:30,880
!مارچلا-سان، حالا که دستت تو کاره، یکم از منم تعریف کن لطفاً

185
00:13:31,130 --> 00:13:34,380
!رواله! لوسیا-چان تو هم خیلی قشنگ شدی

186
00:13:34,380 --> 00:13:38,180
!من خیلی خوشبختم، می‌تونم با این همه بانوی زیبا نوشیدنی بخورم

187
00:13:39,100 --> 00:13:40,220
اینو کجا بذارم؟

188
00:13:40,220 --> 00:13:42,800
.اوه، اونم بذار روی میز لطفاً

189
00:13:43,970 --> 00:13:46,240
.خیلی‌خب. شروع کنیم

190
00:13:52,750 --> 00:13:56,670
...ایرما، لوسیا، مارچلا-سان

191
00:13:56,670 --> 00:13:59,850
،بابت حمایت از من سر قضیه‌ی طلاق
،و اینکه ضامن شرکت من شدین

192
00:13:59,850 --> 00:14:04,160
...و حتی توی فروش جوراب‌ها هم کمکم کردین
.بابت همه‌ی اینا عمیقاً قدردانم

193
00:14:04,160 --> 00:14:07,910
.بس کن. ما که کار خاصی نکردیم

194
00:14:07,910 --> 00:14:12,610
و اون قضیه‌ی ضامن شدن هم چیزی بود که اگه
.نمی‌گفتی خودم پا پیش می‌ذاشتم

195
00:14:12,610 --> 00:14:14,150
.درسته

196
00:14:14,150 --> 00:14:19,150
و به لطف تو، حالا می‌تونم زود برای
.محل‌کارم سرمایه جمع کنم

197
00:14:19,450 --> 00:14:22,250
.تنهایی از پس این‌کار برنمی‌اومدم

198
00:14:22,700 --> 00:14:26,170
.پس امروز، با جون و دل بخورید و بنوشید

199
00:14:26,470 --> 00:14:27,680
.هرچی تو بگی

200
00:14:28,100 --> 00:14:30,190
!پس من جلوی خودمو نمی‌گیرم

201
00:14:30,190 --> 00:14:33,220
!منم امروز ناهار نخوردم تا امشب جبران کنم

202
00:14:33,220 --> 00:14:35,590
،به سلامتی تاسیس شرکت روستّی

203
00:14:35,590 --> 00:14:39,430
،و سالن زیبایی ایرما
...و جمع‌آوری سرمایه‌ی محل کار لوسیا

204
00:14:39,430 --> 00:14:42,090
.به امید اینکه فردا همه‌چی بر وفق مرادمون باشه

205
00:14:42,090 --> 00:14:43,870
!بزنین بر بدن

206
00:14:43,870 --> 00:14:45,670
!به‌سلامتی

207
00:15:19,370 --> 00:15:22,140
!بابا جون! بابا جون

208
00:15:22,430 --> 00:15:24,680
دوباره تا دیروقت بیدار بودی؟

209
00:15:25,230 --> 00:15:27,290
.یه ایده‌ای به ذهنم اومد

210
00:15:27,760 --> 00:15:31,530
.فکر می‌کنم و می‌سازم. باز فکر می‌کنم و می‌سازم
.این چرخه تمومی نداره

211
00:15:31,960 --> 00:15:33,960
.تا الان نتونستم حتی به تموم کردنش فکر کنم

212
00:15:34,830 --> 00:15:36,240
...ولی دالیا

213
00:15:37,510 --> 00:15:39,140
.می‌دونم که تو می‌تونی

214
00:15:40,800 --> 00:15:42,260
!پدر جان

215
00:15:42,550 --> 00:15:45,340
بعدش باید چه وسیله‌ی جادویی‌ای بسازم؟

216
00:16:05,880 --> 00:16:10,020
رنگ دسته‌گل مشکلی نداره؟

217
00:16:10,310 --> 00:16:12,810
.نه، خیلی ممنون

218
00:16:13,540 --> 00:16:16,060
.خوشحالم که امروز هوا خوبه

219
00:16:16,060 --> 00:16:19,260
.آره. اخیراً زیاد بارندگی داشتیم

220
00:16:24,220 --> 00:16:28,490
...ولف، اون روز یکی از دوستام گفت که

221
00:16:39,550 --> 00:16:44,550
.خب، اینجا باید از هم جدا بشیم
.قبر پدرم اون طرفه

222
00:16:44,550 --> 00:16:48,510
.باشه. پس همینجا دوباره همدیگه رو می‌بینیم

223
00:17:02,500 --> 00:17:05,300
.مادر جان، مشتاق دیدارتون بودم

224
00:17:06,550 --> 00:17:09,960
.چند وقت پیش، با برادر بزرگم، گوئیدو حرف زدم

225
00:17:10,440 --> 00:17:13,490
.ازش شنیدم که پدر هم به اینجا سر می‌زنه

226
00:17:14,350 --> 00:17:17,170
.من مثل بچه‌ها رفتار می‌کردم

227
00:17:17,740 --> 00:17:22,260
،اگه باهاتون دربارش صحبت می‌کردم
.مطمئنم سرزنشم می‌کردین

228
00:17:28,000 --> 00:17:30,850
.یک دوستی پیدا کردم که می‌خوام ازش محافظت کنم

229
00:17:31,520 --> 00:17:35,600
.اون منو از گمراهیِ بی‌پایانم نجات داد

230
00:17:36,190 --> 00:17:39,900
.اون ابزار جادویی ساخت تا ازم محافظت کنه

231
00:17:40,430 --> 00:17:44,290
.و یک روز، ممکنه باهم یک شمشیر جادویی خارق‌العاده بسازیم

232
00:17:45,370 --> 00:17:48,250
،درحال حاضر، فقط براش مایه‌ی دردسرم

233
00:17:48,250 --> 00:17:52,790
.ولی امیدوارم که یه روز بتونم ازش محافظت کنم

234
00:17:53,430 --> 00:17:57,310
.و برای این مورد، باید از شما هم بهتر بشم، مادر جان

235
00:18:06,090 --> 00:18:10,310
.پدر جان، رابطه‌ی من و توبیاس دووم نیاورد

236
00:18:11,090 --> 00:18:14,420
.ولی اگه دلیلش رو بفهمی، مطمئنم از دستم عصبانی نمیشی

237
00:18:18,140 --> 00:18:20,670
.من شرکتی به نام روستّی تاسیس کردم

238
00:18:20,670 --> 00:18:25,000
.ایوانو-سان به شرکتم پیوسته و کلی بهم کمک می‌کنه

239
00:18:25,510 --> 00:18:28,110
.همچنین، تونستم حتی کاخ رو هم ببینم

240
00:18:28,580 --> 00:18:33,830
اولین محصول شرکت‌مونم ظاهراً جوراب
،پنج انگشتی و کفیِ کفشه

241
00:18:33,830 --> 00:18:35,510
.ولی مردم خیلی مشتاقشن

242
00:18:37,040 --> 00:18:40,970
.من اونا رو برای شما ساخته بودم
.حس عجیبی داره

243
00:18:42,390 --> 00:18:47,300
.نمی‌دونستم که سرگرمیت این بوده که مردم رو به خودت بدهکار کنی

244
00:18:48,040 --> 00:18:52,330
...رئیس گیلد دادوستد، گابریلا، اوزوالد-سان

245
00:18:52,770 --> 00:18:54,810
.حتی ممکنه کسای دیگه‌ای هم باشن که هنوز خبر ندارم

246
00:18:56,400 --> 00:18:59,660
.همیشه توی همه‌چیز بی‌نظم و بی‌خیال بودی

247
00:18:59,660 --> 00:19:02,320
.اینکه بخش خوبت رو ازم مخفی کردی یکم نامردی بود

248
00:19:03,990 --> 00:19:07,340
.ولی... ازت ممنونم، پدر جان

249
00:19:12,290 --> 00:19:16,000
.وقتی کوچیک بودم، یه سوالی ازم پرسیدین

250
00:19:16,510 --> 00:19:18,930
ازم پرسیدین که چه‌جور شوالیه‌ای می‌خوام بشم؟

251
00:19:19,760 --> 00:19:26,480
.همیشه فکر می‌کردم که درباره‌ی سرعت و قدرت و استایل نبرد حرف می‌زدین

252
00:19:30,430 --> 00:19:34,970
،شرمنده که یکم دیر جواب میدم
...ولی می‌خوام شوالیه‌ای بشم که

253
00:19:36,090 --> 00:19:40,500
.بتونه از کسایی که براش عزیزن محافظت کنه

254
00:19:41,290 --> 00:19:46,840
،شاید به عنوان یک شوالیه، این جواب درستی نباشه
.ولی آرزوم همینه

255
00:19:51,750 --> 00:19:53,250
.این شمشیر شماست

256
00:19:53,920 --> 00:19:57,970
،میگن که وقتی کسی برای محافظت از دیگری بمیره

257
00:19:57,970 --> 00:20:00,460
.بعد از مرگش هم به محافظت از بقیه ادامه میده

258
00:20:01,790 --> 00:20:04,470
.و من به این حرف باور دارم

259
00:20:05,560 --> 00:20:07,690
.می‌تونم تنهایی بجنگم

260
00:20:08,260 --> 00:20:14,780
،اگه میشه، ازت خواهش می‌کنم که نه از من
.بلکه از دوستم دالیا محافظت کنی

261
00:20:16,030 --> 00:20:19,680
،خوشحالم که همیشه مواظبم بودی

262
00:20:19,680 --> 00:20:22,060
.ولی فکر نکنم دیگه بتونم اینجوری ادامه بدم

263
00:20:22,790 --> 00:20:28,840
اگه ادامه بدم، همیشه دختری می‌مونم که نگرانش
.بودی، و نمی‌تونم یه استادکار جادوی کامل بشم

264
00:20:33,130 --> 00:20:36,410
،من توی قدرت و مهارت جادویی ضعف دارم

265
00:20:36,980 --> 00:20:39,810
،نمی‌دونم چند دهه ممکنه طول بکشه

266
00:20:40,280 --> 00:20:45,790
.ولی می‌خوام...استادکار جادویی بشم که از شما هم بهتر باشه

267
00:20:47,620 --> 00:20:50,760
.یک دوست خوب پیدا کردم که ازم حمایت می‌کنه

268
00:20:52,270 --> 00:20:55,260
.دیگه تنها نیستم. برای همین نگران چیزی نیستم

269
00:21:11,480 --> 00:21:15,780
.یک روز، از شما هم استادکار جادوی خارق‌العاده‌تری میشم

270
00:21:16,280 --> 00:21:17,790
!از الان مشتاق اون روز باش

271
00:21:27,000 --> 00:21:28,010
بعدش برنامت چیه؟

272
00:21:28,350 --> 00:21:30,560
.می‌خوام برم به گیلد دادوستد

273
00:21:30,560 --> 00:21:32,560
و بحث شمشیر جادوییِ اون روز چی؟

274
00:21:32,560 --> 00:21:37,440
نمیشه چیزی که به عنوان هیولا درنظر گرفته میشه
.رو با خودم به گیلد ببرم

275
00:21:37,440 --> 00:21:41,100
،راست میگی. اگه یهو خودبه‌خود حرکت کنه

276
00:21:41,100 --> 00:21:43,750
:مردم ممکنه بهش بگن
.شمشیر جادوییِ خیزان

277
00:21:43,750 --> 00:21:47,790
.احتمالش کمه، ولی اگه به کسی حمله کنه، مسئله جدی میشه

278
00:21:47,790 --> 00:21:53,230
،اگه این اتفاق بی‌افته، احتمالاً از این به بعد
.یکی از ما رو پادشاه شیاطین صدا می‌زنن

279
00:21:53,230 --> 00:21:55,260
.می‌ذارم این امتیاز نصیب تو بشه، ولف

280
00:21:55,260 --> 00:21:59,060
.پس تو میشی ساحره‌ی هم‌دستم

281
00:22:03,290 --> 00:22:06,010
.عه! درشکه به این زودی رسیده

282
00:22:06,010 --> 00:22:06,900
!عجله کن

283
00:22:06,900 --> 00:22:07,650
.چشم

284
00:22:07,650 --> 00:22:15,350
*امیدوارم از تماشای این انیمه با زیرنویس ما لذت برده باشید*
[Sokka / ترجمه شده توسط ساکا]

