‫﻿۱
00:00:59,220 --> 00:01:03,110
‫meysam:typesetter،encoding

2
00:00:32,990 --> 00:00:37,380
‫مترجم : ziex

3
00:01:26,770 --> 00:01:29,680
‫اعتراف ها

4
00:01:32,350 --> 00:01:33,050
‫لایت

5
00:01:33,580 --> 00:01:37,350
‫کیرای دوم ،  یه پیام دیگه برای کیرا به ساکورا تی وی فرستاده

6
00:01:37,960 --> 00:01:39,990
‫این دفعه اون ها یک نوار ویدئو و یک دفترچه خاطرات فرستادند

7
00:01:39,990 --> 00:01:42,170
‫فکر کردم بد نباشه اینها رو بدونی

8
00:01:42,550 --> 00:01:43,660
‫دفتر خاطرات؟

9
00:01:44,260 --> 00:01:46,020
‫شرط می بندم اون احمق ، دوباره کار احمقانه ای کرده

10
00:01:46,590 --> 00:01:48,180
‫اونا نمی تونن ساکت یه جا بشینن !؟

11
00:01:52,370 --> 00:01:54,020
‫اون ها میخوان دفترچه خاطرات رو توی تلوزیون نشون بدن؟

12
00:01:54,530 --> 00:01:55,820
‫بله

13
00:01:57,980 --> 00:02:01,400
‫می ۲۰۰۶

14
00:01:57,980 --> 00:02:01,900
‫روز اول : اگرچه گفتم بودم در فعالیت ها شرکت نمیکنم ، دوستانم هنوز تماس می گیرن و از من می خواند باهاشون همکاری کنم

15
00:01:57,980 --> 00:02:02,480
‫روز چهارم : با دوستانم رفتم به دیدن " مورنینگ موزیوم "  در ساتیما سوپر آرنا

16
00:01:57,980 --> 00:02:02,480
‫روز پنجم : روز آخر تعطیلاته ، اما من داخل خونه تنبلی میکنم

17
00:01:57,980 --> 00:02:02,480
‫روزهفتم : مدرسه شروع شده ، اما  جزوه های من دست دوستانم هست ، برای همین سر کلاس حاظر نشدم

18
00:01:57,980 --> 00:02:02,480
‫روز دهم :  به یک مهمانی دعوت شدم ، اما رد کردم ، چون یوکوهاما خیلی دوره

19
00:01:58,860 --> 00:02:02,480
‫سیزدهم : یک دوست ، که بهش قول قرض دادن سی دی داده بودم ، اومد پیشم

20
00:01:59,730 --> 00:02:02,480
‫روز شانزدهم : گزارشی که قرار بود انجام بدم رو فراموش کرده بودم . از یک دوست خواستم بیاد تا از روی گزارش اون کپی بگیرم

21
00:02:00,900 --> 00:02:02,480
‫روز نوزدهم : خواندن کتاب " پرش " برای اولین بار . خواندنش برای یکبار جالبه

22
00:02:02,030 --> 00:02:02,480
‫روز بیست و دوم : ملاقات با دوستی در اویاما ، یه نگاهی به دفترچه همدیگه انداختیم

23
00:01:58,750 --> 00:02:00,730
‫دفتر خاطرات سال گذشته ، سال ۲۰۰۶ ، عجب؟

24
00:02:01,030 --> 00:02:02,120
‫دفتر خاطرات سال گذشته ، سال ۲۰۰۶ ، عجب؟

25
00:02:03,020 --> 00:02:05,450
‫به یاداشت های زیر روز سی ام نگاه کن

26
00:02:06,280 --> 00:02:09,910
‫تی اچ:ظاهراً اونها می خوان  " پی زد ۳ " رو آزاد کنن ، همونی که از پی زد ۲ شگفت انگیز تر میشه. یک نگاه

27
00:02:06,280 --> 00:02:09,910
‫روز سی ام : وجود یک شینیگامی در مسابقات بزرگ " گنبد توکیو"  تأیید شد

28
00:02:07,280 --> 00:02:09,910
‫وجود یک شینیگامی در مسابقات بزرگ " گنبد توکیو"  تأیید شد

29
00:02:10,440 --> 00:02:13,760
‫من تصور میکنم اونها پیشنهاد میکنن که ما این کار رو در" ۳۰ می " انجام بدیم

30
00:02:14,850 --> 00:02:19,000
‫اگر این داخل تلویزیون پخش بشه ، حتی مردم عادی هم منظورشون رو درک می کنن

31
00:02:20,630 --> 00:02:24,380
‫به هر حال ، تنها راه دیدن یک شینیگامی لمس کردن دفترچه مرگ هست

32
00:02:24,380 --> 00:02:25,670
‫اونها چه طوری .... ؟

33
00:02:26,510 --> 00:02:29,510
‫بیست و دوم : ملاقات با دوستی در اویاما ، یه نگاهی به دفترچه همدیگه انداختیم

34
00:02:31,420 --> 00:02:32,330
‫هی ، رم؟

35
00:02:32,880 --> 00:02:33,310
‫هاه؟

36
00:02:34,250 --> 00:02:38,260
‫با وجود داشتن چشم های شینیگامی نمی تونم طول عمر خودم رو ببینم ، می تونی توضیح بدی چرا ؟

37
00:02:37,770 --> 00:02:40,060
‫آمانه میسا

38
00:02:38,260 --> 00:02:40,060
‫با وجود داشتن چشم های شینیگامی من نمی تونم طول عمرم رو ببینم ، می تونی توضیح بدی چرا ؟

39
00:02:40,990 --> 00:02:45,490
‫انسانی که مالک دفترچه مرگ هستش ، فقط نیاز به دیدن طول عمر انسان هایی که کشته خواهند شد ، رو داره

40
00:02:45,890 --> 00:02:54,290
‫شینیگامی ها نمی تونن طول عمر همدیگر رو ببینن ، و قانون مشابه ای برای انسان هایی که دفترچه مرگ رو دارند وجود داره

41
00:02:57,390 --> 00:03:01,880
‫توی آیوما [۲۲ می ]، ما به دفترچه های همدیگه نگاه کردیم

42
00:03:02,030 --> 00:03:07,550
‫اگر منظور از دفترچه ، همون دفترچه مرگ باشه ، پس تنها من به عنوان کیرا منظورشون رو خواهم فهمید

43
00:03:08,390 --> 00:03:11,690
‫پلیس باید روی یاداشت های سی ام می تمرکز کرده باشه.....

44
00:03:11,690 --> 00:03:16,930
‫وجود یک شینیگامی در مسابقات بزرگ در " گنبد توکیو "  تأیید شد

45
00:03:17,790 --> 00:03:22,010
‫احتمالا این فرضیه من که ، مطالب ثبت شده در مورد آیوما پیغام اصلیه ، درسته

46
00:03:22,680 --> 00:03:24,270
‫اما در این صورت...

47
00:03:25,170 --> 00:03:27,190
‫از این چی فهمیدی ، لایت؟

48
00:03:29,440 --> 00:03:31,160
‫بهتر مواظب باشم سوتی ندم....

49
00:03:31,640 --> 00:03:33,770
‫بهتره که اجازه بدم اون اول نظر بده

50
00:03:35,040 --> 00:03:38,330
‫حالا ، احمقانه به نظر می رسه

51
00:03:38,690 --> 00:03:43,340
‫درسته ، واضحه که اون ها سعی می کنن کیرا رو در " جاینت گیم " ملاقات کنند

52
00:03:43,900 --> 00:03:49,760
‫انتشار این خبر باعث وحشت میشه ، و مسابقه لغو میشه اونها حتی این مطلب ساده رو نمی فهمن ؟

53
00:03:50,480 --> 00:03:57,760
‫اگر صادق باشم .... این خیلی احمقانه است ، من مطمئن نیستم چه طوری با اون برخورد می کنیم

54
00:03:59,650 --> 00:04:05,770
‫اگر قرار باشه ما مضامین دفترچه خاطرات رو منتشر کنیم ،  مجبوریم اعلام کنیم که مسابقه سی ام لغو خواهد شد

55
00:04:06,520 --> 00:04:10,070
‫و اگر منتشر نکنیم ، کیرای دوم حرکتی نخواهد کرد

56
00:04:14,490 --> 00:04:19,730
‫به نظر می رسه کیرای دوم ، کیرا رو ستایش میکنه

57
00:04:10,390 --> 00:04:14,210
‫به علاوه ، اگر بازی رو لغو کنیم ، ممکنه اونها خشمگین بشند ، کی میدونه بعدش اونها چیکار....

58
00:04:19,970 --> 00:04:25,150
‫ما باید به قولی که به کیرای قلابی خودمون داده ، مبنی بر اینکه ، جون انسان های بی گناه رو نمی گیره باور داشته باشیم

59
00:04:26,370 --> 00:04:30,840
‫به هر حال ، اول ، ما باید این دفترچه خاطرات رو منتشر کنیم و اعلام کنیم مسابقه ها لغو شده

60
00:04:31,060 --> 00:04:37,220
‫بعدش باید اعلام کنیم که در روز سی ام ، تمام راه هایی که به " گنبد توکیو " ختم می شه ، توسط ما کنترل میشه

61
00:04:37,650 --> 00:04:44,560
‫در آخر ، ما پیغامی در مورد قبول ملاقات ، به وسیله کیرای قلابی خودمون می فرستیم

62
00:04:44,730 --> 00:04:49,860
‫نگو که.... فکر می کنی اونها با وجود تدابیر شدید امنیتی سر قرار حاظر میشن ؟

63
00:04:50,680 --> 00:04:54,870
‫شک ندارم که کیرای واقعی خودش رو نشون می ده ، اما در مورد کیرای دوم چیزی نمی دونم

64
00:04:55,380 --> 00:05:01,870
‫ما نمی دونیم اونها واقعا احمق هستند ....  یا حتی اون ها به احمقی که نشون می دن ، هستند یا نه

65
00:05:02,650 --> 00:05:06,450
‫سعی میکنم ببینم می تونم پیغام مخفی دیگه ای رو پیدا کنم

66
00:05:09,090 --> 00:05:16,760
‫اگر اونها از رمزهایی استفاده کنند که فقط افرادی با قدرت شینیگامی بتونن اونها رو بفهمند ، اونوقت که دیگه من نمی تونم رمز رو پیدا کنم

67
00:05:17,100 --> 00:05:22,480
‫اما .... ما باید مطمئن بشیم که تمام مناطق نام برده ، تحت نظارت هستند

68
00:05:23,380 --> 00:05:26,670
‫بیست و دوم ؛ با یک دوست در آیوما ملاقات کردم

69
00:05:27,090 --> 00:05:30,480
‫بیست و چهارم : ملاقات با دوستی در شیبویا

70
00:05:31,210 --> 00:05:39,620
‫درواقع ، ما نباید انتظار نتیجه گرفتن داشته باشیم ، باید مواظب هر کس که در آیوما دفتری داره ، و یا هر کسی که در شیبویا لباس میخره ، باشیم

71
00:05:40,750 --> 00:05:42,170
‫همان طوری که فکر می کردم

72
00:05:42,720 --> 00:05:47,630
‫اگر کیرای دوم گرفته بشه ،  باید به سرعت دفترش رو بگیرم

73
00:05:48,170 --> 00:05:52,050
‫و در بدترین شرایط ، اون ها و هرکسی که اونجاست رو بکشم

74
00:05:52,730 --> 00:05:58,240
‫من ترتیب افزایش تعداد دوربین های نظارتی در شیبویا و آیوما رو می دم

75
00:05:58,240 --> 00:06:02,020
‫به علاوه در روز مزبور ، ما به تعداد زیادی پلیس لباس شخصی در محل نیاز داریم

76
00:06:02,650 --> 00:06:06,600
‫خوب ، من میرم ، چون من خیلی راحت می تونم داخل جمعیتی که در آیوما و شیبویا هستن ، مخفی بشم

77
00:06:07,830 --> 00:06:08,810
‫من هم میرم

78
00:06:09,090 --> 00:06:09,800
‫لایت...

79
00:06:10,310 --> 00:06:11,770
‫مشکلی نیست ، پدر.

80
00:06:12,360 --> 00:06:19,740
‫من خیلی به آیوما و شیبویا میرم . به علاوه ، من کمتر از ماتسوی جلب توجه میکنم

81
00:06:20,310 --> 00:06:24,250
‫به علاوه ، تنها کسی که کیرای دوم به اون علاقه منده کیراست

82
00:06:28,040 --> 00:06:32,480
‫خوب ، ماتسوی - سان ، اجازه بده برنامه ی آیوما و شیبویا رو ،  بزاریم برای فردا

83
00:06:32,480 --> 00:06:35,110
‫باشه ، فهمیدم ، لایت-کان ، مراقب باش

84
00:06:44,960 --> 00:06:47,480
‫به محض این که بیرون میام و تلفنم رو روشن میکنم ،همیشه این اتفاق می افته....

85
00:06:48,510 --> 00:06:48,920
‫بله؟

86
00:06:49,530 --> 00:06:50,300
‫ریوزاکیم

87
00:06:51,070 --> 00:06:54,770
‫من ازت می خوام لایت ـ کان رو طی این دو روز ، به دقت تحت مراقبت داشته باشی

88
00:06:55,490 --> 00:06:57,450
‫این موضوع محرمانه است ، پس لطفآ به کسی نگو

89
00:06:57,720 --> 00:07:00,530
‫بله .... فهمیدم

90
00:07:02,180 --> 00:07:07,620
‫تا زمانی که شک من از بین نرفته ، نسبت به هر حرکتش مشکوک باش  .... این چیزیه که اون میگه ؟

91
00:07:09,340 --> 00:07:10,290
‫من خونه ام

92
00:07:10,530 --> 00:07:12,770
‫لایت ! تو دیر کردی ؟

93
00:07:13,210 --> 00:07:13,670
‫آره

94
00:07:14,410 --> 00:07:17,780
‫اونها گفتن که تحقیقاتم رو مخفی نگه دارم....

95
00:07:18,600 --> 00:07:21,050
‫من دوست دختری داخل دانشگاه دارم

96
00:07:21,520 --> 00:07:22,030
‫اه!!

97
00:07:22,890 --> 00:07:25,300
‫چی !؟ ، اُنی - چان دوست دختر داره !؟

98
00:07:25,300 --> 00:07:25,890
‫شگفت انگیزه

99
00:07:26,500 --> 00:07:31,200
‫هی ،هی ،من یک دانشجوی ۱۸ ساله ام ؛ این طبیعیه ، درسته ؟

100
00:07:31,990 --> 00:07:33,130
‫سایو ، تو هم باید سخت تر تلاش کنی

101
00:07:33,440 --> 00:07:36,280
‫من نمی خوام سخت تلاش کنم

102
00:07:36,750 --> 00:07:38,410
‫لایت ، نظرت راجع به شام چیه؟

103
00:07:38,930 --> 00:07:41,030
‫من داخل  هتل غذا خوردم ، پس مشکلی ندارم

104
00:07:42,400 --> 00:07:44,460
‫انی - چان ! منظورت از هتل چیه؟

105
00:07:44,460 --> 00:07:47,160
‫چی !؟ ، چی؟ من تحت چه اتهاماتی هستم؟

106
00:07:48,680 --> 00:07:51,760
‫ریوک .... چیزی هست که می خوام ازت بپرسم

107
00:07:52,130 --> 00:07:54,000
‫فکرش رو می کردم

108
00:07:54,590 --> 00:07:56,500
‫اگر می تونی جواب بدی ، لطفأ جواب بده

109
00:07:57,270 --> 00:08:01,190
‫شینیگامی هایی که به زمین اومدن ، اجازه دارد با همدیگه حرف بزنن؟

110
00:08:01,970 --> 00:08:02,970
‫خیلی مطمئن نیستم

111
00:08:03,530 --> 00:08:10,330
‫فکر کنم از لحظه ای که بوسیله یک انسان  تسخیر می شیم ، انجام دادن
‫بعضی کارها بدون اجازه انسان ها خلاف قانونه

112
00:08:10,330 --> 00:08:15,770
‫اما قانونی علیه حرف زدن نیست ، پس شینیگامی های دیگه ممکنه بیان و با من صحبت کنند

113
00:08:16,690 --> 00:08:23,770
‫پس ، امکان داره اگر شینیگامی کیرای دوم ، تو رو ببینه ،  به کیرای دوم بگه که من کیرا هستم ؟

114
00:08:24,370 --> 00:08:27,680
‫معمولاً اینکار رو نمیکنن ، بستگی به شخصیت شون داره

115
00:08:27,920 --> 00:08:32,230
‫پس ، می تونم مطمئن باشم که شخصیت تو طوریه که ، من انتظارش رو دارم ؟

116
00:08:32,630 --> 00:08:37,550
‫بله ، اگر من انسانی رو با شینیگامی ببینم به تو نمیگم

117
00:08:38,420 --> 00:08:41,430
‫خوب ، فکر کنم انتخاب درستیه ، ریوک

118
00:08:41,430 --> 00:08:42,300
‫ممنون

119
00:08:43,690 --> 00:08:48,050
‫هاه !؟ ، کیرای قلابی این قدر در موردش فکر کرده؟

120
00:08:48,750 --> 00:08:49,730
‫این چیه؟

121
00:08:50,320 --> 00:08:56,150
‫آیوما جای خیلی بزرگیه ، من تحقیقاتی درباره ی نحوه ی
‫پیدا کردن اون ها کردم و این رو پیدا کردم

122
00:08:56,560 --> 00:09:01,150
‫در روز ۲۲ ، رویدادی در کلوپ شبانه  " یاداشت آبی " هست

123
00:09:01,950 --> 00:09:03,310
‫آیوما

124
00:09:01,950 --> 00:09:06,120
‫آیوما لفظاً به معنی کوه های آبیه

125
00:09:03,310 --> 00:09:06,120
‫آبی .... و یاداشت...

126
00:09:07,450 --> 00:09:09,330
‫به نظر میرسه اون ها بیشتر رو این موضوع معطوف شدن

127
00:09:09,690 --> 00:09:11,750
‫امکان داره اونها باهوش تر از اون چیزی باشند که فکرشو می کردم

128
00:09:12,490 --> 00:09:16,210
‫به هر حال ، من مجبورم بیشتر مواظب باشم

129
00:09:16,570 --> 00:09:20,260
‫به نظر می رسه رفتن به کلوپ " یاداشت آبی " ممکنه مفید باشه

130
00:09:20,630 --> 00:09:25,510
‫اما تو که نمی خوای اونها بفهمند تو کیرایی ، می خوای؟

131
00:09:33,910 --> 00:09:36,440
‫اررر .... لایت - کان...

132
00:09:36,820 --> 00:09:38,040
‫چیه؟

133
00:09:38,560 --> 00:09:40,320
‫اینها دوست های من در دانشگاه هستند

134
00:09:42,020 --> 00:09:42,910
‫از دیدنتون خوشبختم

135
00:09:43,460 --> 00:09:44,820
‫این پسر عموی من ، تارو- سانه

136
00:09:45,490 --> 00:09:50,680
‫این اولین بارش که به توکیو اومده ، و می گه می خواد یکم جاهایی دیدنی مثل آیوما یا روپونجی رو ببینه

137
00:09:51,190 --> 00:09:52,330
‫پس بیا بهترین کاری که می تونیم رو براش انجام بدیم

138
00:09:52,700 --> 00:09:57,040
‫اون دنبال دوست دختر هم می گرده ، داوطلبی هست؟

139
00:09:57,800 --> 00:09:59,160
‫هی ، لایت - کان

140
00:10:02,110 --> 00:10:03,530
‫همون چیزی که من از لایت - کان انتظار داشتم

141
00:10:03,960 --> 00:10:08,430
‫هیچ کس فکر نمیکنه که پلیسی در این گروه جوان وجود داره

142
00:10:12,130 --> 00:10:18,310
‫اگر گروهی گردش کنیم ، حتی اگر ریوک دیده بشه ، اونها نمی فهمند چه کسی صاحبشه

143
00:10:18,760 --> 00:10:21,320
‫به علاوه ، اینکار مثل یک دیوار در مقابل دوربین های نظارتی عمل خواهد کرد

144
00:10:21,890 --> 00:10:28,890
‫برای مقاصد تحقیق هم بد نیست ، تنها کار باقی مانده اینه که قبل و در حال نمایش و بعد از نمایش مراقب ورودی کلوپ " یاداشت آبی " باشیم

145
00:10:37,360 --> 00:10:38,710
‫پیدات کردم

146
00:10:45,300 --> 00:10:48,720
‫یاگامی .... تسوکی - کان ، درسته؟

147
00:10:46,780 --> 00:10:51,310
‫=تسوکی[ماه] دراینجا لایت خوانده می شود ، اما طریقه نوشتنش این را نشان نمی دهد؟

148
00:10:48,720 --> 00:10:50,910
‫تو تنها کسی هستی که طول عمرش رو نمی تونم ببینم

149
00:10:51,570 --> 00:10:53,060
‫مشکل حل شد ، اون کیراست

150
00:10:53,560 --> 00:10:56,770
‫فکر نمی کردم به همین سادگی بتونم پیدات کنم

151
00:11:02,790 --> 00:11:04,440
‫هی ، رم ، بیا بریم خونه

152
00:11:04,940 --> 00:11:07,950
‫هاه ، الان ؟ ، اون هم بعد از اون همه تلاشی که برای پیدا کردنش کردی؟

153
00:11:08,280 --> 00:11:14,790
‫برای من بد میشه اگر با این همه آدمی که اطرافم هست ، بگم " از دیدنت خوشحالم کیرا - سان " ، مگه نه ؟

154
00:11:15,510 --> 00:11:18,770
‫حالا که اسمش رو می دونم ، فهمیدن چیزهای بیشتر ساده میشه

155
00:11:19,810 --> 00:11:21,750
‫اسم عجیبی داره

156
00:11:35,120 --> 00:11:36,570
‫پس تسوکی نوشته میشه ولی لایت خوانده میشه

157
00:11:36,160 --> 00:11:39,250
‫یاگامی لایت

158
00:11:36,160 --> 00:11:39,250
‫مشخصات

159
00:11:36,160 --> 00:11:39,250
‫متولد ۲۸ فوریه ی ۱۹۸۹

160
00:11:36,160 --> 00:11:39,250
‫قد : ۱۷۹ سانتی متر

161
00:11:36,160 --> 00:11:39,250
‫وزن : ۵۴ کیلو گرم

162
00:11:36,160 --> 00:11:39,250
‫گروه خونی : آ

163
00:11:36,570 --> 00:11:39,270
‫پس تسوکی نوشته میشه ولی لایت خوانده میشه

164
00:11:39,600 --> 00:11:41,040
‫یک جورایی قشنگه

165
00:11:41,600 --> 00:11:44,400
‫با این وجود ، اون خیلی جالبه  ، مگه نه ، یاگامی لایت....

166
00:11:44,890 --> 00:11:49,030
‫ظاهرآ ،  موقعی که دوم و سوم دبیرستان بوده ، بازیکن جهانی تنیس بوده

167
00:11:49,320 --> 00:11:53,780
‫همچنین ، امسال برای جشن ورودی  "دانشگاه تودی "  ، اون
‫به عنوان نماینده سال اولی ها سخنرانی کرده

168
00:11:54,560 --> 00:11:58,530
‫عکسی وجود نداره ، اما امکان نداره فرد دیگه ای با همچنین اسمی وجود داشته باشه

169
00:11:59,530 --> 00:12:02,960
‫من فکرش رو هم نمی کردم کیرا این همه جوون و خوش تیپ باشه....

170
00:12:03,510 --> 00:12:05,630
‫همه چیز بهتر از اون چیزی هست که من تصور می کردم

171
00:12:06,660 --> 00:12:08,980
‫مکان هایی وجود دارند که بدون شرم ثبت نام می فروشند

172
00:12:08,980 --> 00:12:11,000
‫این دنیا عجب جای پیچیده ای هست

173
00:12:11,000 --> 00:12:12,410
‫حالا من آدرسش رو هم می دونم

174
00:12:14,300 --> 00:12:21,900
‫در آخر ،  در روز بیست و دوم در آیوما و بیست و چهارم در شیبویا ، سرنخی از انجام شدن فعالیت های مشکوک نبود

175
00:12:22,410 --> 00:12:24,580
‫همه چیز های باقی مانده در گنبد و در روز ۳۰ام هست

176
00:12:26,050 --> 00:12:29,620
‫هیچ فرد مشکوکی هم در کلوپ " یاداشت آبی " نبود....

177
00:12:30,270 --> 00:12:31,860
‫نگو که همه اتفاقاًت در گنبد اتفاق خواهد افتاد؟

178
00:12:33,520 --> 00:12:38,690
‫ریوزاکی ،  " ساکورا تی وی " پیغام دیگه ای از کیرای دوم دریافت کرده

179
00:12:39,710 --> 00:12:42,170
‫بیست و سوم رو لغو کرده

180
00:12:43,850 --> 00:12:45,960
‫من  تونستم کیرا رو پیدا کنم

181
00:12:46,470 --> 00:12:51,720
‫از همه ی نیروهای پلیس و کارکنان ایستگاه تلویزیونی ، متشکرم

182
00:12:52,490 --> 00:12:56,560
‫امکان نداره !؟ ، کجا ؟  ، آیوما؟

183
00:12:57,180 --> 00:13:00,270
‫نکنه شینیگامی اونها ریوک رو دیده و به اونها گفته؟

184
00:13:00,650 --> 00:13:04,560
‫نه ... داخل جمعیت ، امکان نداشت بفهمه چه کسی ریوک رو تسخیر کرده....

185
00:13:04,560 --> 00:13:07,150
‫من خیلی مواظب بودم که تعقیب نشم....

186
00:13:07,870 --> 00:13:11,790
‫اگر این واقعآ ربطی به دفترچه خاطرات داشته باشه ... و واقعآ د ر  ۲۳ام پست شده باشه

187
00:13:11,790 --> 00:13:15,670
‫به عنوان تاریخ مرتبط با موضوع تنها تاریخ باقی مانده ۲۲ام هست ، در آیوما

188
00:13:16,180 --> 00:13:20,120
‫تنها افرادی که از دفتر مرکزی رفته بودند ماتسودا و یاگامی لایت بودند

189
00:13:20,750 --> 00:13:22,770
‫پس ، یاگامی لایت کیراست؟

190
00:13:23,260 --> 00:13:25,270
‫هنوز هیچ مدرکی وجود نداره که در آیوما اتفاق افتاده باشه.....

191
00:13:26,060 --> 00:13:27,770
‫خیلی بد شد ، اون ها رو پیدا کردن

192
00:13:29,160 --> 00:13:32,470
‫آیا این به معنی اینه که کیرا و کیرای دوم به هم ملحق شدند ....؟

193
00:13:32,840 --> 00:13:35,380
‫نه ، ما به طور قطع نمی دونیم که اونها به هم ملحق شدند یا نه

194
00:13:36,090 --> 00:13:39,010
‫کیرای دوم فقط گفت که اون ها کیرا رو پیدا کردند

195
00:13:39,340 --> 00:13:41,230
‫اون ها ممکن هست با هم ارتباط برقرار کنند

196
00:13:42,960 --> 00:13:50,900
‫حالا که ما این همه پیش رفتیم ، تنها کاری که می تونیم بکنیم ، متوجه کردن پلیس به کیرای دوم هستش

197
00:13:51,290 --> 00:13:52,420
‫متوجه کنیم؟

198
00:13:52,950 --> 00:14:00,870
‫بله ، پلیس باید به کیرای دوم پیشنهاد خوبی بده ، تا به ما بگه کیرا کیه

199
00:14:02,860 --> 00:14:05,770
‫فرقی به حال تو نمیکنه ، میکنه ؟

200
00:14:06,270 --> 00:14:10,800
‫کار درستی نیست .... من در مورد واکنش کیرای دوم نمی تونم چیزی بگم....

201
00:14:11,040 --> 00:14:13,920
‫با این وجود ، هیچ راهی وجود نداره تا بتونم اونها رو متوقف کنم....

202
00:14:15,530 --> 00:14:20,310
‫اگر کیرا ندونه تو کی هستی ، هنوز خیلی دیر نشده

203
00:14:21,010 --> 00:14:24,100
‫تو نباید فقط برای سرگرمی ، به کیرا نزدیک بشی

204
00:14:24,740 --> 00:14:27,780
‫اگر با کیرا تماس برقرار کنی ، میشه گفت خواهی مرد

205
00:14:28,370 --> 00:14:29,860
‫تو تنها استفاده خواهی شد

206
00:14:30,350 --> 00:14:34,660
‫تنها کاری که الان باید بکنی ، فکر کردن به ارزش زندگی انسان هاست

207
00:14:35,130 --> 00:14:38,320
‫تمام اطلاعاتت رو درباره ی کیرا به ما بده و اینطوری گناه هانت رو جبران کنی

208
00:14:38,840 --> 00:14:41,760
‫مردم دنیا رو از ترس کیرا نجات بده

209
00:14:45,490 --> 00:14:46,730
‫کجا می ری؟

210
00:14:47,250 --> 00:14:48,500
‫اعتراف کنم

211
00:14:50,440 --> 00:14:51,840
‫اوه ، پس تو این تصمیم رو گرفتی....

212
00:14:53,390 --> 00:14:54,370
‫با خودم فکر میکنم اگر پدر....

213
00:14:54,730 --> 00:14:55,720
‫داره میاد

214
00:14:57,530 --> 00:14:59,250
‫به خونه خوش اومدی

215
00:15:00,450 --> 00:15:01,430
‫چی ؟

216
00:15:02,240 --> 00:15:05,030
‫عصر به خیر ، اسم من آمانه میسا ست

217
00:15:05,500 --> 00:15:09,370
‫من اومدم دفتری رو که لایت - سان در دانشگاه جا گذاشت برگردونم

218
00:15:09,370 --> 00:15:11,760
‫لطفأً کمی صبر کنید

219
00:15:13,370 --> 00:15:14,810
‫انی - چان !!!ِ

220
00:15:15,960 --> 00:15:16,640
‫دفتر !؟

221
00:15:17,110 --> 00:15:18,280
‫نگو که !؟

222
00:15:32,040 --> 00:15:35,470
‫از دیدنتون خوشبختم ، من آمانه میسا هستم

223
00:15:36,290 --> 00:15:41,430
‫من داشتم تلویزیون نگاه می کردم ، و فکر کردم تو ممکنه نگران من بشی ،  برای همین مجبور شدم بیام

224
00:15:41,940 --> 00:15:42,760
‫این دفتر....

225
00:15:44,640 --> 00:15:45,850
‫دفترچه مرگ !؟

226
00:15:53,290 --> 00:15:54,900
‫یک شینیگامی

227
00:15:55,470 --> 00:15:56,650
‫این کیرای تقلبیه....

228
00:15:58,770 --> 00:15:59,670
‫بیا داخل

229
00:16:00,230 --> 00:16:03,050
‫مطمئن هستید که اشکالی نداره؟ ، من که خیلی خوشحال می شوم

230
00:16:03,830 --> 00:16:07,740
‫مادر ، اون این همه راه رو برای آوردن این دفتر اومده ،  ما
‫می تونیم یک مقدار چایی یا چیز دیگه ای بخوریم؟

231
00:16:07,990 --> 00:16:09,460
‫بله ، البته

232
00:16:11,880 --> 00:16:12,960
‫من دربارش قبلاً بهت گفتم

233
00:16:18,860 --> 00:16:19,630
‫بنشین

234
00:16:21,680 --> 00:16:22,610
‫ممنون

235
00:16:33,550 --> 00:16:34,620
‫چطور فهمیدی؟

236
00:16:35,410 --> 00:16:39,030
‫تو که واقعاً چشمهات رو معامله نکردی ، کردی؟

237
00:16:40,540 --> 00:16:45,710
‫اگر تو چشمات رو با یک شینیگامی معامله کنی می تونی اسم مردم و طول عمرشون رو ببینی

238
00:16:45,710 --> 00:16:49,540
‫اما نمی تونی طول عمر کسی که دفترچه مرگ رو داره ، ببینم

239
00:16:52,060 --> 00:16:56,170
‫اوه ، من این همه دربارش اطلاعات نداشتم....

240
00:16:56,830 --> 00:17:04,390
‫من متوجه شدم ، اما اگر تو گیر بیافتی ، راز کیرا فاش خواهد شد

241
00:17:04,700 --> 00:17:10,800
‫مشکلی نیست، تا حالا که گیر نیافتادم ، و اگر همان طور
‫که تو خواهی گفت عمل کنم ، گیر نخواهم افتاد

242
00:17:11,430 --> 00:17:12,440
‫درست میگم ، نه؟

243
00:17:12,930 --> 00:17:15,440
‫و من اسم ال رو می تونم ببینم

244
00:17:16,010 --> 00:17:17,750
‫من چشم های تو خواهم بود....

245
00:17:19,210 --> 00:17:20,110
‫پس....

246
00:17:22,770 --> 00:17:23,420
‫پس چی؟

247
00:17:24,800 --> 00:17:26,620
‫لطفأً من رو دوست دختر خودت کن

248
00:17:28,580 --> 00:17:29,470
‫دوست دختر؟

249
00:17:30,490 --> 00:17:31,150
‫بله

250
00:17:33,370 --> 00:17:37,830
‫اگر اشتباهی کنم ، ممکنه بمیرم ، اما....

251
00:17:38,900 --> 00:17:39,490
‫امکان نداره

252
00:17:40,120 --> 00:17:44,640
‫اون روز داخل آیوما ، سه  برابر معمول دوربین نظارتی وجود داشت

253
00:17:45,090 --> 00:17:49,290
‫اگر اون روز تو به آیوما رفته باشی ، یک جایی روی نوار تصویرت ضبط شده

254
00:17:49,820 --> 00:17:51,160
‫من هم اونجاخواهم بود

255
00:17:51,160 --> 00:17:53,770
‫اگر ما بعدش به هم نزدیک بشیم...

256
00:17:53,770 --> 00:17:57,020
‫حتی ملاقات ما با هم ، الانش هم خطرناکه

257
00:17:57,020 --> 00:17:58,640
‫لااقل این رو بفهم

258
00:17:59,230 --> 00:18:02,950
‫عکس هایی که از اون روز از من گرفته شده

259
00:18:05,640 --> 00:18:08,120
‫شکی نیست که غیر قابل تشخیص هست

260
00:18:08,450 --> 00:18:09,990
‫در مورد اثر انگشت چی؟

261
00:18:10,440 --> 00:18:15,250
‫اثر انگشت تو روی تمام چیزهایی که به ایستگاه تلویزیونی فرستادی وجود داره

262
00:18:15,500 --> 00:18:17,530
‫اما اونها اثر انگشت من نیستند

263
00:18:17,530 --> 00:18:20,760
‫حتی من هم من قبل از اینکه دست به کار بشم ، خوب فکر کردم

264
00:18:21,090 --> 00:18:25,970
‫تا این اواخر ، من توی  " کانسای " زندگی می کردم ، و اونجا
‫دوستی داشتم که به مخفی کاری علاقه مند بود

265
00:18:26,280 --> 00:18:32,180
‫من نوار های ویدویی تقلبی در مورد ارواح درست کردم و اون رو مجبور کردم به ایستگاه تلویزیونی بفرسته

266
00:18:32,180 --> 00:18:36,980
‫اون واقعاً این ایده رو دوست داشت ، و من اون رو مجبور کردم در ده نسخه دوبله اش کنه

267
00:18:36,980 --> 00:18:44,000
‫سپس من تصویر کیرا رو روی اون فیلم ها کپی کردم بدون این که اثر انگشتی بذارم ، و صدا رو اضافه کردم

268
00:18:45,090 --> 00:18:47,910
‫دوستت حالا چیکار میکنه؟

269
00:18:48,050 --> 00:18:51,620
‫اگر به من گفته بودی بکشمشون ، تا حالا این کا رو انجام داده بودم

270
00:18:53,810 --> 00:18:59,590
‫اگر هنوز نمی تونی به من اعتماد کنی ، می تونی این دفترچه رو چک کنی

271
00:19:00,010 --> 00:19:05,510
‫تا زمانی که من صاحب این دفترچه هستم هرچند تو از اون مواظبت  می کنی ،  باید بتونم از قدرت چشم هام استفاده کنم

272
00:19:05,510 --> 00:19:07,350
‫درسته ، رم؟

273
00:19:07,930 --> 00:19:08,890
‫درسته

274
00:19:10,630 --> 00:19:17,140
‫این طوری ، من نمی تونم تو رو بکشم ، اما اگر برای تو بی استفاده بشم ، تو می تونی من رو بکشی

275
00:19:17,740 --> 00:19:19,630
‫چرا اون این همه مشتاقه....

276
00:19:20,810 --> 00:19:26,030
‫اما تو می تونی یکی از صفحات دفترچه مرگ رو پاره کرده باشی و یه جایی مخفی کرده باشی

277
00:19:27,070 --> 00:19:29,200
‫تو چرا این همه به من مشکوک هستی؟

278
00:19:29,200 --> 00:19:32,680
‫من مشکلی ندارم ، اگر توسط تو مورد استفاده قرار بگیرم

279
00:19:32,960 --> 00:19:34,120
‫لطفآ ، به من اعتماد کن....

280
00:19:35,260 --> 00:19:37,330
‫اون چه طوری می تونه چنین چیز هایی رو بگه؟

281
00:19:39,360 --> 00:19:46,050
‫یک سال پیش ، والدین من در مقابل چشمانم ، توسط یک دزد به قتل رسیدن

282
00:19:46,550 --> 00:19:53,760
‫من نمی تونستم اونو ببخشم .... محاکمه ادامه داشت تا اینکه قضات اعلام کردند اون به اشتباه مورد اتهام قرار گرفته

283
00:19:54,610 --> 00:19:58,770
‫ولی بعد .... کیرا عدالت رو در مورد اون اجرا کرد

284
00:19:59,550 --> 00:20:02,790
‫برای من ، کیرا یک فرد کامله

285
00:20:05,350 --> 00:20:09,730
‫مهم نبود .... مهم نبود چه طوری ،  هر طور شده من می خواستم تو رو ببینم

286
00:20:09,940 --> 00:20:11,790
‫من می خواستم ازت تشکر کنم

287
00:20:15,780 --> 00:20:20,460
‫تو تمام این مشکلات رو تحمل کردی ، فقط برای دیدن کیرا؟

288
00:20:20,660 --> 00:20:26,530
‫اون تونست اقدام های ساده ای برای مقابله با دوربین های
‫نظارتی و از بین بردن اثر انگشت انجام بده....

289
00:20:26,530 --> 00:20:28,470
‫او اون قدرها هم که فکر می کردم احمق نیست....

290
00:20:28,940 --> 00:20:32,470
‫به علاوه ، اون می گه هر کاری بگم ، انجام می ده

291
00:20:52,610 --> 00:20:54,080
‫فهمیدم....

292
00:20:54,080 --> 00:20:57,240
‫من نمی تونم دوست پسرت باشم ، اما می تونم وانمود کنم هستم

293
00:20:57,860 --> 00:21:05,380
‫اون چشم های تو ، که نصف عمرت رو برای پیدا کردن من معامله کردی اسلحه های خوبی خواهند بود

294
00:21:06,740 --> 00:21:11,510
‫ممنون ، من به سختی تلاش خواهم کرد که تو من رو دوست داشته باشی

295
00:21:23,750 --> 00:21:26,310
‫من رویاهایی را میبینم

296
00:21:26,310 --> 00:21:28,730
‫که کسی دیگر نمی تواند ببیند

297
00:21:28,730 --> 00:21:34,480
‫من هر چیز بی مصرف را دور میریزم

298
00:21:34,480 --> 00:21:43,280
‫فکرهایی وجود دارد که من نمی توانم با آنها در قلبم مبارزه کنم

299
00:21:43,280 --> 00:21:49,570
‫من بین واقعیت و ایده ال گم شده ام

300
00:21:49,570 --> 00:21:54,570
‫حتی اگر من خودم را قربانی کنم

301
00:21:54,570 --> 00:21:59,730
‫من نمی توانم احساساتم را کنترل کنم

302
00:21:59,730 --> 00:22:07,630
‫بخاطر اینکه من قلبی سرشار از آرزو دارم

303
00:22:07,630 --> 00:22:12,770
‫"دروغ" "ترس" "تظاهر" "اندوه"

304
00:22:12,770 --> 00:22:17,700
‫من نگران این چیزهای بد نیستم

305
00:22:17,700 --> 00:22:23,670
‫من ضعیف نیستم

306
00:22:23,670 --> 00:22:29,210
‫من حقه بازی هستم که تنهایی را حس نمیکند

307
00:22:33,200 --> 00:22:35,210
‫پیش نمایش

308
00:22:35,710 --> 00:22:39,400
‫تو دوستی هستی که من واقعا میخوام با تو باشم

309
00:22:40,410 --> 00:22:43,130
‫من تنها هستم زمانی که تو توی دانشگاه غایب میشی

310
00:22:43,730 --> 00:22:46,090
‫من دوست دارم باز هم با تو تنیس بازی کنم

311
00:22:46,090 --> 00:22:48,180
‫قسمت بعد

312
00:22:46,090 --> 00:22:48,180
‫دوست

