‫﻿۱
00:01:26,210 --> 00:01:29,650
‫تصمیم

2
00:01:40,200 --> 00:01:43,490
‫من مالکیت این دفترچه رو واگذار میکنم.

3
00:01:44,290 --> 00:01:47,870
‫روت حساب میکنم... میسا رو نجات بده.

4
00:02:05,940 --> 00:02:07,490
‫آقای آدم ربا؟

5
00:02:07,870 --> 00:02:11,040
‫هوی، آقای آدم ربا؟ کجایی؟

6
00:02:11,420 --> 00:02:14,020
‫این مسخره بازی ها رو تمومش کن.

7
00:02:15,070 --> 00:02:17,510
‫آدم ربا؟ منظورش از این حرف ها چیه؟

8
00:02:17,890 --> 00:02:20,200
‫چرا رفتارش یه دفعه اینقدر تغییر کرد...

9
00:02:26,950 --> 00:02:30,110
‫همون طور که انتظار داشتم، تا وقتی
‫که دفترچه ی ریوک رو داشته باشم...

10
00:02:30,190 --> 00:02:34,830
‫،خاطراتم در مورد رم پاک نمی شه
‫حتی با از دست دادن مالکیت دفترچه ی رم.

11
00:02:35,210 --> 00:02:36,870
‫اما رم...

12
00:02:37,250 --> 00:02:43,350
‫همه ی این دردسرها به این خاطر که تو یه
‫دفترچه ی دیگه رو با خودت به دنیای انسان ها آوردی...

13
00:02:43,730 --> 00:02:45,940
‫مطمئنی این کار درسته، لایت؟

14
00:02:46,320 --> 00:02:47,510
‫آره.

15
00:02:48,660 --> 00:02:54,300
‫یه چیزی رو می دونی، به هیچ وجه فکر نمی کردم
‫کار به جایی برسه که دفترچه ی نازنینو خاک کنی.

16
00:02:54,680 --> 00:02:58,580
‫گوش کن، ریوک، در حال حاضر فقط خاکش کردم.

17
00:02:58,960 --> 00:03:00,360
‫نمی خوام مالک باشم...

18
00:03:00,740 --> 00:03:04,880
‫،از حالا به بعد، هر وقت گفتم
‫از دست بدم، منظورم مالکیت دفترچه ست.

19
00:03:05,260 --> 00:03:11,070
‫،حالا هر طور که بیانش کردم، وقتی این کلمه رو شنیدی
‫باید بدونی که می خوام از مالکیتش دست بکشم.

20
00:03:11,450 --> 00:03:12,990
‫تفهیم شد.

21
00:03:13,410 --> 00:03:16,510
‫آقای آدم ربا؟ آدم ربایی جرم بزرگیه، می دونی یا نه؟

22
00:03:16,890 --> 00:03:18,560
‫آقای آدم ربا؟ هی؟

23
00:03:18,940 --> 00:03:22,770
‫از وقتی که به هوش اومده، همین طور رفتار میکنه.

24
00:03:23,150 --> 00:03:26,740
‫واقعا که، فکر کرده می تونه با این فیلم ها ما رو گول بزنه؟

25
00:03:27,120 --> 00:03:28,210
‫راستی، یه چیزی!

26
00:03:28,590 --> 00:03:31,310
‫می شه خواهشا چشم بند رو برداری؟

27
00:03:31,690 --> 00:03:34,140
‫خیلی دوست دارم صورت آدم ربامو ببینم.

28
00:03:35,910 --> 00:03:38,610
‫ماتسودا-سان، موگی-سانو برام بگیر.

29
00:03:42,000 --> 00:03:42,990
‫بیا.

30
00:03:43,370 --> 00:03:48,390
‫موگی-سان، به آمانه میسا گفتی به این خاطر که
‫ممکنه کیرای دوم باشه، داره دستگیر می شه، درسته؟

31
00:03:48,770 --> 00:03:51,000
‫آره. همون طور که خودت گفتی.

32
00:03:51,380 --> 00:03:57,810
‫ما چشما و دهنشو بستیم و من گفتم: شما به
‫این خاطر که ممکنه کیرای دوم باشید، دستگیر می شید.

33
00:03:58,190 --> 00:04:03,650
‫هیچ مقاومتی نسبت به دستبند
‫و یا چشم بند از خودش نشون نداد.

34
00:04:04,080 --> 00:04:06,390
‫هم امضا بهت می دم و هم باهات دست می دم!

35
00:04:06,770 --> 00:04:09,360
‫آهان، فهمیدم، صورتتو هم می بوسم.

36
00:04:09,740 --> 00:04:12,630
‫باشه؟! میسا قول می ده فرار نکنه!

37
00:04:13,010 --> 00:04:16,680
‫قبل از این بهش گفتیم که به
‫خاطر پرونده ی کیرا دستگیر شده....

38
00:04:17,060 --> 00:04:19,660
‫آخه چرا فکر میکنه ربوده شده؟

39
00:04:21,400 --> 00:04:22,790
‫آمانه میسا.

40
00:04:23,170 --> 00:04:25,000
‫آقای آدم ربا، چی می خوای؟

41
00:04:25,380 --> 00:04:26,900
‫می خوای آزادم کنی؟

42
00:04:27,280 --> 00:04:31,100
‫،قبل از این، همه چیو انکار کردی
‫و حتی ازم خواستی بکشمت.

43
00:04:31,480 --> 00:04:33,690
‫چرا خودتو می زنی به کوچه ی علی چپ؟

44
00:04:34,070 --> 00:04:35,260
‫چی چی می گی؟

45
00:04:35,640 --> 00:04:39,030
‫اون کسی که میسا رو بی هوش
‫کرد و آوردش اینجا، تو بودی.

46
00:04:39,410 --> 00:04:44,840
‫این چه وضعیه؟ مثلا داری از
‫آمانه میسا بازجویی می کنی؟

47
00:04:46,400 --> 00:04:49,020
‫می دونی چرا این طور بستیمت؟

48
00:04:49,400 --> 00:04:52,290
‫چه می دونم؟ شاید چون من یه ستاره ام.

49
00:04:52,670 --> 00:04:57,190
‫راستی، آقای آدم ربا، تو اولین آدم ربایی
‫هستی که باهام این طور رفتار کرده...

50
00:04:58,110 --> 00:04:59,340
‫هوی، آمانه!

51
00:04:59,720 --> 00:05:01,770
‫برای ما فیلم بازی نکن!

52
00:05:02,540 --> 00:05:04,260
‫من می ترسم... اینجا چه خبره؟!

53
00:05:04,640 --> 00:05:05,910
‫دیگه تحمل ندارم!

54
00:05:06,290 --> 00:05:08,840
‫بذار برم! بذار برم!

55
00:05:09,220 --> 00:05:10,930
‫آه، دستشویی، باید برم دستشویی.

56
00:05:11,310 --> 00:05:13,430
‫دستشویی! می فهمی، دستشویی؟!

57
00:05:13,810 --> 00:05:17,000
‫همین چهار دقیقه پیش رفتی دستشویی.

58
00:05:17,380 --> 00:05:18,530
‫خواهشا نگهش دار.

59
00:05:18,910 --> 00:05:22,270
‫چی؟! کار دارم، باید برم، می فهمی؟

60
00:05:22,650 --> 00:05:26,380
‫نکنه می خوای دوباره خودمو
‫خیس کنم؟! خوشت میاد، نه؟!

61
00:05:26,760 --> 00:05:28,150
‫منحرف جنسی!

62
00:05:28,530 --> 00:05:31,550
‫یعنی من... منحرفم؟!

63
00:05:31,970 --> 00:05:32,900
‫آمانه...

64
00:05:33,280 --> 00:05:36,880
‫،مسخره بازی رو تموم کن
‫برمی گردیم به ادامه ی بازجویی...

65
00:05:37,260 --> 00:05:39,120
‫تو یاگامی لایتو می شناسی؟

66
00:05:39,500 --> 00:05:41,520
‫اگه می شناسی، چطور باهاش آشنا شدی؟

67
00:05:42,590 --> 00:05:45,700
‫البته که دوست پسرمو می شناسم!

68
00:05:46,080 --> 00:05:48,000
‫قبل از بی هوشی حرفی نمی زد...

69
00:05:48,380 --> 00:05:50,160
‫اما حالا خیلی راحت می گه دوست پسرشه؟

70
00:05:50,540 --> 00:05:52,490
‫جریان چیه؟

71
00:05:54,930 --> 00:05:56,580
‫لایت-کون.

72
00:05:57,620 --> 00:05:58,810
‫صدا و تصویر رو قطع کن.

73
00:05:59,190 --> 00:06:00,340
‫باشه.

74
00:06:02,140 --> 00:06:03,020
‫بله؟

75
00:06:03,400 --> 00:06:04,910
‫باشه، فهمیدم.

76
00:06:05,290 --> 00:06:07,760
‫کی اسم مستعار هتله. من تو اتاق ۲۸۰۱ هستم.

77
00:06:08,140 --> 00:06:10,880
‫پسرم داره میاد اینجا؟

78
00:06:24,420 --> 00:06:27,520
‫ریوزاکی، همون طور که پشت تلفن گفتم...

79
00:06:28,100 --> 00:06:30,740
‫امکانش هست که من کیرا باشم.

80
00:06:31,560 --> 00:06:32,980
‫حماقت نکن!

81
00:06:33,360 --> 00:06:35,150
‫هیچ معلوم هست چی می گی؟! لایت؟!

82
00:06:35,530 --> 00:06:36,800
‫اتفاقی افتاده؟!

83
00:06:37,180 --> 00:06:38,240
‫هان؟!

84
00:06:38,620 --> 00:06:40,870
‫مدرک معتبری ندارم که یاگامی لایت کیراست...

85
00:06:41,250 --> 00:06:44,930
‫اما اینکه می گه امکانش هست که کیرا باشم...

86
00:06:45,310 --> 00:06:46,330
‫نقش بازی کردنه.

87
00:06:46,710 --> 00:06:49,340
‫نه تنها ممکنه کیرا باشی، مطمئنم خودتی.

88
00:06:49,720 --> 00:06:51,830
‫چی تو سرت می گذره؟

89
00:06:52,210 --> 00:06:57,120
‫،پدر، اگه ریوزاکی همون ال باشه
‫پس کارگاه باهوشیه، شاید بهترین در دنیا.

90
00:06:57,500 --> 00:07:00,390
‫در حال حاضر، ال معتقده که من کیرا هستم.

91
00:07:00,770 --> 00:07:02,590
‫پس واقعا هستم.

92
00:07:02,970 --> 00:07:05,960
‫این چه حرفیه می زنی، لایت؟!

93
00:07:06,340 --> 00:07:12,040
‫،من همونی ام که مأمور اف.بی.آی، ری پنبر
‫درست قبل از مرگش، راجع بهش تحقیق می کرد...

94
00:07:12,420 --> 00:07:15,070
‫من همونی ام که ۲۲ ماه می در آیویاما بود...

95
00:07:15,450 --> 00:07:21,230
‫،و من همونی ام که آمانه میسا، مظنون به کیرای دوم
‫بعد از اومدن به کانتو باهاش ارتباط برقرار کرد...

96
00:07:21,610 --> 00:07:23,420
‫من بودم.

97
00:07:24,430 --> 00:07:28,590
‫اگه منم جای ال بودم، به این
‫نتیجه می رسیدم که من کیرا هستم.

98
00:07:28,970 --> 00:07:34,860
‫من خودمم نمی دونم، احتمالا کیرا
‫بودن یه چیز ناخودآگاهانه ست.

99
00:07:35,240 --> 00:07:36,690
‫لایت...

100
00:07:37,070 --> 00:07:40,560
‫خیلی زرنگی... ناخودآگاهانه، که این طور؟

101
00:07:40,940 --> 00:07:44,060
‫من حتی از حال خودمم خبر ندارم.

102
00:07:44,440 --> 00:07:51,200
‫شاید به طور ناخودآگاهانه، وقتی که خواب
‫هستم، دست به کشتن مجرمین می زنم؟!

103
00:07:51,580 --> 00:07:53,610
‫امکان نداره.

104
00:07:54,230 --> 00:07:56,110
‫منظورت چیه، ریوزاکی؟!

105
00:07:56,490 --> 00:08:01,880
‫راستش، ما برای پنج روز اتاقتو با
‫دوربین و میکروفون زیرنظر داشتیم.

106
00:08:02,260 --> 00:08:03,450
‫دوربین؟

107
00:08:03,830 --> 00:08:04,510
‫بله.

108
00:08:04,890 --> 00:08:08,310
‫وقت خواب چیز مشکوکی ندیدیم.

109
00:08:08,690 --> 00:08:12,910
‫وقتی دیدم قتل عام مجرمین، با وجود اینکه
‫اطلاعاتی در موردشون به تو نمی رسه، ادامه داره...

110
00:08:13,290 --> 00:08:14,950
‫نتیجه گیری من این نبود که تو بی گناهی...

111
00:08:15,330 --> 00:08:20,930
‫،نتیجه گیری من این بود که تو حتما کیرا هستی
‫چون با دوربین و میکروفن نمی شه دستتو رو کرد.

112
00:08:22,000 --> 00:08:25,120
‫،چون من کیرام و قدرت دارم
‫برای همین لو نرفتم، درسته؟

113
00:08:25,510 --> 00:08:27,640
‫شاید هم این طور باشه.

114
00:08:28,090 --> 00:08:33,630
‫راستش، من خودم فکر میکنم که بهتر
‫باشه بسیاری از مجرمین خطرناک بمیرن.

115
00:08:34,030 --> 00:08:38,410
‫،هر کسی که این طور فکر میکنه
‫می تونه به کیرا تبدیل بشه.

116
00:08:38,790 --> 00:08:41,810
‫لایت-کون! منم مثل تو فکر میکنم!

117
00:08:42,190 --> 00:08:45,520
‫منم بعضی اوقات فکر میکنم که
‫بعضی ها مرده شون بهتر از زنده شونه...

118
00:08:45,900 --> 00:08:49,880
‫اما این به این معنی نیست که
‫برم و بکشمشون، درسته؟!

119
00:08:50,260 --> 00:08:53,890
‫به علاوه، قتل عام مجرمین با اینکه
‫تو ازشون بی اطلاع بودی، ادامه پیدا کرد.

120
00:08:54,270 --> 00:08:56,950
‫دوربین ها اینو اثبات کردن!

121
00:08:57,330 --> 00:08:58,490
‫ن...نه...

122
00:08:58,870 --> 00:09:02,650
‫اون وقت تعدادمون کم بود، و فقط
‫توی خونه تحت نظر داشتیمش.

123
00:09:03,030 --> 00:09:06,510
‫در واقع، نظارت ما ۲۴ ساعته نبود.

124
00:09:06,890 --> 00:09:10,900
‫شاید بیرون از خونه مجرمینو می کشته.

125
00:09:14,020 --> 00:09:17,840
‫یعنی همه ی این اتفاقاًتو
‫پیش بینی کرده بودی، یاگامی لایت؟

126
00:09:18,960 --> 00:09:24,000
‫اما، اگه لایتو مثل آمانه دستگیر و زندانی کنیم...

127
00:09:24,380 --> 00:09:27,100
‫و بازم قتل عام مجرمین ادامه پیدا کنه...

128
00:09:27,480 --> 00:09:31,260
‫این یعنی اینکه یاگامی لایت کیرا نیست.

129
00:09:32,130 --> 00:09:34,030
‫یعنی نقشه ی تو اینه؟

130
00:09:39,580 --> 00:09:44,380
‫در هر صورت، این وضع زیاد راضی کننده نیست...

131
00:09:44,940 --> 00:09:46,230
‫باشه.

132
00:09:47,300 --> 00:09:51,420
‫یاگامی لایتو دستگیر و برای یه
‫مدت طولانی زندانی می کنیم.

133
00:09:51,800 --> 00:09:52,770
‫چی... چی گفتی؟!

134
00:09:53,150 --> 00:09:54,470
‫لایت-کونو...

135
00:09:54,850 --> 00:09:55,820
‫زندانی کنیم؟!

136
00:09:56,200 --> 00:09:59,410
‫اگه می خواین انجامش بدیم، باید از حالا شروع کنیم.

137
00:09:59,780 --> 00:10:02,520
‫نمی خوام یه لحظه هم از جلوی چشام دور بشه.

138
00:10:02,900 --> 00:10:04,240
‫د...دیوانگی محضه!

139
00:10:04,620 --> 00:10:06,440
‫امکان نداره پسر من کیرا باشه!

140
00:10:06,820 --> 00:10:08,130
‫پسرم هرگز...

141
00:10:08,510 --> 00:10:09,790
‫عیبی نداره، پدر.

142
00:10:10,170 --> 00:10:11,080
‫لایت؟!

143
00:10:11,460 --> 00:10:18,860
‫دوست ندارم با این وضعیت که خودمم نمی دونم
‫کیرا هستم یا نه، تو پیدا کردنش بهتون کمک کنم.

144
00:10:19,240 --> 00:10:20,050
‫ولی ازت می خوام...

145
00:10:20,430 --> 00:10:30,310
‫،تا وقتی به طور قطع مطمئن نشدی که من کیرا نیستم
‫آزادم نکنی، حالا هر اتفاقی که افتاد و یا هر چیزی که گفتم.

146
00:10:31,090 --> 00:10:32,260
‫فهمیدم.

147
00:10:32,640 --> 00:10:33,620
‫یاگامی-سان...

148
00:10:34,000 --> 00:10:38,340
‫می تونید یه بهانه برای این
‫غیبت طولانی لایت پیدا کنید؟

149
00:10:38,720 --> 00:10:40,360
‫نه... همین حالا یه فکری بکند، بهتره.

150
00:10:40,740 --> 00:10:43,030
‫انتظار داری به همین راحتی...

151
00:10:43,410 --> 00:10:45,530
‫در درجه ی اول، نمی فهمم چرا باید پسرمو زندانی کنی!

152
00:10:45,910 --> 00:10:47,200
‫موضوع رو شخصیش نکنین، پدر.

153
00:10:47,580 --> 00:10:50,800
‫این تنها راهیه که می تونم خودمو متقاعد کنم.

154
00:10:51,180 --> 00:10:53,650
‫اینو از ته دل می گی، لایت؟

155
00:10:54,030 --> 00:10:54,800
‫بله.

156
00:10:55,180 --> 00:11:01,130
‫با سلب آزادی از خودم، می تونم بر ترسی
‫که در وجودم از کیرا بودن دارم، غلبه کنم!

157
00:11:02,690 --> 00:11:04,630
‫آیزاوا-سان، می سپارمش به تو.

158
00:11:18,350 --> 00:11:23,050
‫،تغییر در زمان و جزئیات مرگ امکان پذیر است
‫اما بعد از نوشتن اسم میزبان، مرگ وی حتمی میشه.

159
00:11:23,400 --> 00:11:28,400
‫اگر دفترچه ی مالک گم شود و یا شخصی آن
‫،را بدزدد، مالکیت دفترچه از وی گرفته می شود
‫مگر اینکه در ۴۹۰ روز بعدی آن را دوباره پیدا کند.

160
00:11:05,190 --> 00:11:06,340
‫باشه.

161
00:11:30,780 --> 00:11:33,080
‫اولین روز از زندانی شدن لایت

162
00:11:33,460 --> 00:11:36,040
‫تنها کاری که باید بکنم اینه که
‫مالکیت دفترچه رو واگذار کنم.

163
00:11:36,420 --> 00:11:39,350
‫یعنی اینجا هیچ سیبی وجود نداره که بخورم؟

164
00:11:49,890 --> 00:11:51,160
‫ریوزاکی...

165
00:11:51,540 --> 00:11:53,920
‫من از ادامه ی همکاری با شما معذورم.

166
00:11:54,300 --> 00:11:55,400
‫رئیس!

167
00:11:55,780 --> 00:11:59,990
‫اونی که الان زندانی شده کسی نیست جز پسر من.

168
00:12:00,370 --> 00:12:03,090
‫من هیچ حقی ندارم که اینجا باشم.

169
00:12:03,470 --> 00:12:10,630
‫،حتی وقتی داشتیم در مورد زندانی کردنش بحث می کردیم
‫احساسات شخصی بهم غلبه کرد و باهاتون مخالفت کردم.

170
00:12:11,100 --> 00:12:12,260
‫درسته.

171
00:12:12,640 --> 00:12:15,060
‫ما نباید احساسات شخصیمونو دخالت بدیم.

172
00:12:15,700 --> 00:12:22,850
‫،اگه مشخص بشه که پسر من کیراست
‫خودمم نمی دونم چه کاریی ممکنه ازم سر بزنه.

173
00:12:23,230 --> 00:12:24,180
‫بله...

174
00:12:24,560 --> 00:12:30,810
‫حتی ممکنه تصمیم بگیرید خودتون و پسرتونو بکشید.

175
00:12:31,190 --> 00:12:35,260
‫منم میگم شما اینجا نباشید، خیلی بهتره.

176
00:12:36,470 --> 00:12:37,390
‫ریوزاکی...

177
00:12:37,770 --> 00:12:40,150
‫منم می خوام زندانی بشم.

178
00:12:40,630 --> 00:12:41,780
‫الان آرومم.

179
00:12:42,160 --> 00:12:44,980
‫اما اون پسرمه و من ممکنه
‫دست به کارهای ناخواسته بزنم.

180
00:12:45,360 --> 00:12:47,530
‫می دونستم اینو خواهید گفت...

181
00:12:47,910 --> 00:12:50,490
‫برای همین به واتاری گفتم یه سلول دیگه آماده کنه.

182
00:12:52,540 --> 00:12:55,180
‫اگرچه زندانی می شید...

183
00:12:55,560 --> 00:13:01,510
‫،اما تلفن همراتونو طبق معمول روشن می ذارید
‫این جوری می تونید با خانواده تون در ارتباط باشید.

184
00:13:02,130 --> 00:13:04,150
‫در این مورد چیزی به لایت-کون نمی گیم...

185
00:13:04,530 --> 00:13:09,600
‫طوری وانمود می کنیم که انگار
‫شما هنوز عضوی از گروه هستید.

186
00:13:10,050 --> 00:13:16,400
‫درسته که زندانی می شید، اما قول می دم هر
‫پیشرفتی در تحقیقات کردیم، شما رو هم بی خبر نذاریم.

187
00:13:18,070 --> 00:13:19,980
‫نظرتون چیه؟

188
00:13:20,500 --> 00:13:22,950
‫بهت مدیونم، ریوزاکی.

189
00:13:24,810 --> 00:13:27,950
‫سومین روز از زندانی شدن لایت

190
00:13:31,470 --> 00:13:34,640
‫آقای آدم ربا، می خوام یه حموم بگیرم.

191
00:13:35,020 --> 00:13:39,670
‫تو که می دونی من کجا زندگی
‫میکنم، نه؟ می شه لباسامو برام بیاری.

192
00:13:40,050 --> 00:13:42,200
‫اوضاع داره بد جوری پیچیده می شه...

193
00:13:42,580 --> 00:13:45,620
‫دلم برای رئیس می سوزه.

194
00:13:48,160 --> 00:13:49,510
‫ریوزاکی، اوضاع چطوره؟

195
00:13:49,890 --> 00:13:55,380
‫امروز و دیروز هیچ گزارشی در مورد کشته
‫شدن مجرمین توسط کیرا دریافت نکردی؟

196
00:13:55,760 --> 00:13:58,810
‫موردی بوده یا نه؟ کیرا کسی رو کشته یا نه؟

197
00:13:59,980 --> 00:14:02,920
‫گزارشاتی در مورد مجرمین تو تلوزیون پخش شده...

198
00:14:03,300 --> 00:14:08,290
‫،اما از وقتی که تو رو زندانی کردیم
‫کشته شدن مجرمین کاملا متوقف شده.

199
00:14:08,670 --> 00:14:10,290
‫کشتنشون متوقف شده؟

200
00:14:10,670 --> 00:14:11,380
‫حقیقت داره؟

201
00:14:11,760 --> 00:14:12,800
‫بله.

202
00:14:13,180 --> 00:14:17,540
‫که این طور، پس من کیرا بودم و خودم نمی دونستم.

203
00:14:17,920 --> 00:14:20,550
‫پسر، من سیب می خوام.

204
00:14:20,930 --> 00:14:22,680
‫آخه یعنی چی؟

205
00:14:23,060 --> 00:14:27,920
‫فکر می کردم با زندانی کردن
‫یاگامی لایت، کشتار ادامه پیدا کنه.

206
00:14:28,300 --> 00:14:30,630
‫اما، متوقف شده.

207
00:14:31,280 --> 00:14:34,760
‫یاگامی لایت با پای خودش
‫برای زندانی شدن به اینجا اومد...

208
00:14:35,140 --> 00:14:39,110
‫اما این جوری که همه چی ضد
‫یاگامی لایت داره پیش می ره.

209
00:14:39,490 --> 00:14:44,010
‫مسئله ای که مطرحه اینه: آیا
‫لایت می دونست که کیراست یا نه.

210
00:14:44,390 --> 00:14:50,820
‫حالا گیرم که کیرا باشه، یعنی می خواد طوری
‫وانمود کنه که نمی دونسته کیراست و تبرئه بشه؟

211
00:14:51,880 --> 00:14:53,600
‫یاگامی لایت هیچ وقت این طور عمل نمیکنه...

212
00:14:53,980 --> 00:14:57,030
‫نه، کیرا هیچ وقت این طور عمل نمیکنه.

213
00:14:58,440 --> 00:15:01,750
‫پنجمین روز از زندانی شدن لایت

214
00:15:02,460 --> 00:15:03,780
‫پدرم در اومد، لایت.

215
00:15:04,160 --> 00:15:05,740
‫اگه بهم سیب نرسه...

216
00:15:06,120 --> 00:15:09,840
‫در هر حال، فقط باید صبور باشم.
‫حتی با وجود بی کاری...

217
00:15:10,220 --> 00:15:16,310
‫آقای آدم ربا... اگه می خوای فیلم منو
‫پخش کنی، محتویاتش باید یه چیز دیگه باشه.

218
00:15:19,690 --> 00:15:23,440
‫برخلاف لایت-کون و آمانه، به نظر میاد
‫یاگامی-سان تو وضعیت بدتری باشه.

219
00:15:23,820 --> 00:15:24,970
‫البته!

220
00:15:25,350 --> 00:15:31,850
‫،تو این پنج روزی که لایت زندانی بوده
‫حتی یه مجرم هم توسط کیرا کشته نشده.

221
00:15:32,230 --> 00:15:36,150
‫تو همچین شرایطی، پدر بودن خیلی سخته.

222
00:15:36,530 --> 00:15:40,720
‫خوب، این جور که معلومه
‫لایت-کون بدون شک کیراست...

223
00:15:42,120 --> 00:15:42,890
‫یاگامی-سان...

224
00:15:43,270 --> 00:15:43,870
‫چی شده؟!

225
00:15:44,190 --> 00:15:46,710
‫خبر خوب یا خبر بد؟!

226
00:15:47,550 --> 00:15:50,720
‫نه، به نظرم بهتره زیاد به خودتون فشار نیارین...

227
00:15:51,100 --> 00:15:55,380
‫شما هر چقدرم به خودتون
‫سختی بدین، نتیجه تغییری نمیکنه.

228
00:15:55,760 --> 00:16:00,560
‫نظرتون چیه شما رو به جای راحتر منتقل کنیم؟

229
00:16:00,640 --> 00:16:01,600
‫حرفت بی معنیه!

230
00:16:01,980 --> 00:16:05,120
‫تو همچین شرایطی، چطور می تونم احساس راحتی کنم؟

231
00:16:05,500 --> 00:16:08,440
‫اینجا راحترین جاست.

232
00:16:09,040 --> 00:16:13,610
‫،نتیجه هر چیزی که خواست باشه
‫من فقط با پسرم از اینجا خارج می شم.

233
00:16:14,510 --> 00:16:15,920
‫می فهمم.

234
00:16:16,980 --> 00:16:20,290
‫هفتمین روز از زندانی شدن لایت

235
00:16:28,390 --> 00:16:32,630
‫لایت-کون، خیلی داغونی، تازه یه هفته گذشته.

236
00:16:33,010 --> 00:16:34,560
‫حالت خوبه؟

237
00:16:38,560 --> 00:16:42,240
‫دیگه وقتشه... حالا که تا اینجاش اومدم...

238
00:16:48,470 --> 00:16:49,120
‫آره.

239
00:16:49,500 --> 00:16:52,710
‫درسته که ظاهرم خوب به نظر نمیاد...

240
00:16:53,090 --> 00:16:55,540
‫اما می خوام همچین غرور مسخره ای رو...

241
00:16:56,690 --> 00:16:57,940
‫از دست بدم!

242
00:17:03,310 --> 00:17:04,880
‫باشه.

243
00:17:12,750 --> 00:17:14,060
‫فهمیدم!

244
00:17:20,400 --> 00:17:21,850
‫تا بعد.

245
00:17:32,340 --> 00:17:35,150
‫هان؟ من اینجا چی کار میکنم؟

246
00:17:36,020 --> 00:17:36,980
‫ریوزاکی!

247
00:17:37,360 --> 00:17:46,850
‫می دونم که خودم خواستم زندانیم کنی، اما حالا
‫که فکر میکنم، می بینم این کار کاملا بی معنیه.

248
00:17:47,230 --> 00:17:48,880
‫چون من کیرا نیستم.

249
00:17:49,260 --> 00:17:51,470
‫زود باش منو از اینجا بیار بیرون!

250
00:17:53,200 --> 00:17:54,050
‫نمی تونم.

251
00:17:54,430 --> 00:17:59,910
‫،تا وقتی که مطمئن نشدم تو کیرا هستی یا نه
‫هر چی هم که بگی، نباید آزادت کنم.

252
00:18:00,290 --> 00:18:02,620
‫اونوقت عقلم سر جاش نبود!

253
00:18:03,000 --> 00:18:08,160
‫،تو واقعا فکر می کنی من مجرمینو می کشم
‫بدون اینکه خودمم خبر داشته باشم؟!

254
00:18:08,540 --> 00:18:11,860
‫من در وجودم چیزی به نام کیرا ندارم! من کیرا نیستم!

255
00:18:12,740 --> 00:18:17,930
‫به نظر من کیرا نمی تونه از
‫چیزی که هست خبر نداشته باشه...

256
00:18:18,310 --> 00:18:22,240
‫اما اگه تو کیرا باشی، همه چی با هم جور درمیاد.

257
00:18:22,620 --> 00:18:27,060
‫از وقتی که زندانی کردیمت، کشتار متوقف شده.

258
00:18:27,710 --> 00:18:32,650
‫خوب گوش کن، ریوزاکی، دروغ نمیگم!
‫به هیچ وجه دروغ نمیگم!

259
00:18:33,030 --> 00:18:34,500
‫من کیرا نیستم!

260
00:18:34,880 --> 00:18:37,990
‫مطمئنم یه نفر برام پاپوش دوخته!

261
00:18:38,370 --> 00:18:40,480
‫قضیه چیه، یاگامی لایت؟

262
00:18:40,860 --> 00:18:46,240
‫حرفایی که می زنی کاملا بی خودن. اما یه حسی
‫بهم می گه دارم به حقیقت نزدیکتر می شم.

263
00:18:46,620 --> 00:18:47,950
‫زود باش منو بیار بیرون!

264
00:18:48,030 --> 00:18:49,090
‫ادامه ی این کار بی معنیه!

265
00:18:49,870 --> 00:18:51,990
‫نه. نمی تونم بیارمت بیرون.

266
00:18:52,370 --> 00:18:55,130
‫لعنتی، آخ چرا این طوری شد؟

267
00:18:55,510 --> 00:18:58,430
‫چرا این جوری میکنه؟ لایت-کون که این طوری نبود.

268
00:18:58,810 --> 00:19:02,330
‫داره همه چیزو تکذیب میکنه، اصلا منطقی نیست.

269
00:19:02,710 --> 00:19:07,330
‫،حالا که کشتار مجرمین متوقف شده
‫به هیچ وجه نباید آزادش کنیم.

270
00:19:07,710 --> 00:19:09,780
‫شکی که داشتم به یقین تبدیل شده.

271
00:19:10,160 --> 00:19:17,640
‫خوب، جدا از همه ی صحبت هایی که شد، یاگامی لایت
‫کیراست. باید پرونده رو ببندیم، همه هم راضی می شن.

272
00:19:20,330 --> 00:19:22,360
‫پانزدهمین روز از زندانی شدن لایت

273
00:19:22,740 --> 00:19:23,750
‫چی شده؟!

274
00:19:24,130 --> 00:19:28,600
‫تموم جنایتکارانی که دو هفته ی پیش از رسانه ها
‫اعلام شده بودن، طی امروز و دیروز کشته شدن؟!

275
00:19:28,700 --> 00:19:31,300
‫آره... کیرا برگشته.

276
00:19:29,870 --> 00:19:31,070
‫بار دیگر کیرا

277
00:19:31,750 --> 00:19:33,470
‫به رئیس گفتین؟!

278
00:19:33,950 --> 00:19:35,390
‫نه، هنوز نه.

279
00:19:36,870 --> 00:19:38,990
‫رئیس! کیرا برگشته!

280
00:19:39,370 --> 00:19:39,990
‫چی؟!

281
00:19:40,070 --> 00:19:44,500
‫مثل اینکه داشته استراحت می کرده.
‫کشت و کشتار مجرمین دوباره شروع شده!

282
00:19:44,870 --> 00:19:46,980
‫ج...جدی می گی، ماتسودا؟!

283
00:19:47,360 --> 00:19:49,780
‫پ...پس پسر من...

284
00:19:50,160 --> 00:19:55,210
‫،از اینکه کشتار شروع شده خوشحال نیستم
‫اما ظنی که به پسرم داشتی...

285
00:19:55,590 --> 00:19:59,510
‫نه، می دونم ظن ریوزاکی کاملا برطرف نشده.

286
00:20:02,590 --> 00:20:04,710
‫خوب، تا حدی برطرف شده.

287
00:20:05,090 --> 00:20:06,440
‫شنیدید، رئیس؟!

288
00:20:06,820 --> 00:20:07,420
‫آره.

289
00:20:07,680 --> 00:20:09,140
‫نزدیک بود گناه کار شناخته بشه...

290
00:20:09,520 --> 00:20:10,190
‫خدا رو شکر.

291
00:20:10,570 --> 00:20:13,180
‫مطمئنم ظنی که ریوزاکی داره خیلی ناچیزه!

292
00:20:13,560 --> 00:20:14,550
‫خوب، باید به لایت-کون هم...

293
00:20:14,930 --> 00:20:15,770
‫ماتسودا!

294
00:20:16,150 --> 00:20:18,020
‫منظورم اینه که، ماتسودا-سان، لطفأ دست نزن.

295
00:20:18,400 --> 00:20:19,440
‫ماتسودا؟!

296
00:20:19,820 --> 00:20:22,130
‫خواهشا به لایت-کون نگو.

297
00:20:22,510 --> 00:20:24,270
‫چ...چرا؟

298
00:20:25,040 --> 00:20:26,210
‫لایت-کون...

299
00:20:26,590 --> 00:20:28,350
‫چی شده، ریوزاکی؟

300
00:20:28,730 --> 00:20:32,900
‫الان دو هفته می شه که هیچ مجرمی کشته نشده.

301
00:20:33,280 --> 00:20:36,580
‫چرا نمی خوای قبول کنی که کیرا هستی؟

302
00:20:36,960 --> 00:20:38,200
‫خیلی احمقی، ریوزاکی؟

303
00:20:38,580 --> 00:20:40,170
‫اشتباه می کنی.

304
00:20:40,250 --> 00:20:45,730
‫،اون طور که از شواهد و قرائن پیداست
‫من کیرا هستم، اما همه ی اینا یه تله ست.

305
00:20:46,110 --> 00:20:47,590
‫من کیرا نیستم!

306
00:20:47,970 --> 00:20:50,740
‫با اون دوربین زوم کن و خوب نگاه کن!

307
00:20:51,120 --> 00:20:54,290
‫این چشای کسیه که دروغ می گه؟!

308
00:20:58,370 --> 00:21:02,550
‫آمانه، مطمئنی که کیرا رو نمی شناسی؟

309
00:21:03,410 --> 00:21:04,370
‫بازم شروع شد؟!

310
00:21:04,750 --> 00:21:06,500
‫میسا دلش می خواد بشناسدش.

311
00:21:06,880 --> 00:21:13,570
‫کیرا عدالت مطلقه، کیرا همونیه که
‫قاتل والدین میسا رو به سزای عملش رسوند.

312
00:21:19,000 --> 00:21:21,980
‫من که نمی فهمم اینجا چه خبره...

313
00:21:22,360 --> 00:21:26,310
‫ادامه دارد

314
00:22:36,220 --> 00:22:37,430
‫پیش پرده

315
00:22:37,810 --> 00:22:39,350
‫اح...احمقانه ست!

316
00:22:39,730 --> 00:22:41,020
‫صبر کنین، پدر!

317
00:22:41,400 --> 00:22:44,640
‫اگه خودتو بکشی، نمی تونی از حقیقت
‫اینکه من کیرا هستم یا نه سر دربیاری!

318
00:22:45,020 --> 00:22:47,060
‫یعنی شما به ال بیشتر از پسرتون ایمان دارین؟!

319
00:22:47,440 --> 00:22:48,110
‫پدر!

320
00:22:48,490 --> 00:22:51,630
‫قسمت بعد
‫اعدام

