‫﻿۱
00:01:26,400 --> 00:01:28,900
‫اعدام

2
00:01:32,840 --> 00:01:37,170
‫ازت می خوام همین طور
‫به کشتن مجرمین ادامه بدی.

3
00:01:37,320 --> 00:01:40,350
‫بعد از این کار، می تونی هر جور که
‫می خوای از دفترچه استفاده کنی.

4
00:01:40,500 --> 00:01:41,830
‫یه معامله بین من و تو.

5
00:01:43,030 --> 00:01:47,610
‫اگه همه چی طبق نقشه ی یاگامی لایت
‫پیش بره، میسا بزودی نجات پیدا میکنه.

6
00:01:48,790 --> 00:01:53,450
‫این معامله برای هر دومون سود داره، مگه نه؟

7
00:01:53,600 --> 00:01:57,680
‫شما انسان ها به این می گین: سود متقابل.

8
00:02:02,800 --> 00:02:05,440
‫پنجاهمین روز از زندانی شدن لایت

9
00:02:04,030 --> 00:02:05,440
‫یاگامی-سان، حالتون خوبه؟

10
00:02:06,660 --> 00:02:09,410
‫مجبور نیستین به این کار ادامه بدین...

11
00:02:10,050 --> 00:02:15,550
‫الان بیشتر از یه ماه می شه که کشتن
‫جنایتکاران توسط کیرا دوباره آغاز شده.

12
00:02:15,700 --> 00:02:19,360
‫من مطمئنم که پسرم کیرا نیست.

13
00:02:19,510 --> 00:02:23,680
‫تنها تو هستی که هنوز مطمئن
‫نیستی، ریوزاکی، تو هم باید باور کنی.

14
00:02:23,830 --> 00:02:27,670
‫اگه قراره از اینجا بیرون بیام، با پسرم بیرون میام.

15
00:02:29,400 --> 00:02:31,240
‫رئیس خیلی یه دنده ست...

16
00:02:32,740 --> 00:02:34,300
‫لایت-کون، حالت خوبه؟

17
00:02:35,230 --> 00:02:37,800
‫آره، خوبم...

18
00:02:37,950 --> 00:02:40,610
‫اما، ریوزاکی... از وقتی که زندانی شدم...

19
00:02:40,760 --> 00:02:42,920
‫قتل عام جنایتکاران متوقف شده...

20
00:02:43,070 --> 00:02:47,870
‫این یعنی اینکه کیرا می بایست
‫از وضعیت فعلی من باخبر باشه.

21
00:02:48,120 --> 00:02:49,370
‫اگه بتونیم یه بار دیگه...

22
00:02:48,930 --> 00:02:49,530
‫نه.

23
00:02:49,580 --> 00:02:52,820
‫دلیل متوقف شدن قتل عام جنایتکاران
‫اینه که تو کیرا هستی، لایت-کون.

24
00:02:53,060 --> 00:02:53,880
‫حقیقت نداره!

25
00:02:54,030 --> 00:02:55,010
‫من کیرا نیستم!

26
00:02:55,160 --> 00:02:56,320
‫چند بار باید اینو تکرار کنم؟!

27
00:02:57,870 --> 00:03:02,080
‫اگه واقعا کیرا بود، باید می دونست که
‫قتل عام جنایتکاران دوباره آغاز شده...

28
00:03:02,230 --> 00:03:03,760
‫ولی هنوز هم بهش مشکوکم.

29
00:03:04,440 --> 00:03:10,330
‫ریوزاکی دیگه شورشو درآورده، هنوز به لایت-کون
‫نگفته که قتل عام جنایتکاران دوباره شروع شده.

30
00:03:11,930 --> 00:03:12,910
‫آمانه.

31
00:03:13,060 --> 00:03:14,270
‫بله؟

32
00:03:14,420 --> 00:03:16,870
‫سرحال به نظر نمیای، حالت خوبه؟

33
00:03:17,020 --> 00:03:18,900
‫داری با میسا شوخی می کنی؟

34
00:03:19,050 --> 00:03:23,130
‫باید تعجب کنی که بعد از این همه
‫بلایی که سر میسا آوردی، هنوز می تونه حرف بزنه.

35
00:03:23,280 --> 00:03:24,390
‫آره، حق با توئه.

36
00:03:25,400 --> 00:03:27,430
‫لطفأ بذار برم...

37
00:03:27,580 --> 00:03:29,600
‫می خوام لایتو ببینم...

38
00:03:29,750 --> 00:03:30,860
‫لایت...

39
00:03:31,410 --> 00:03:32,650
‫لایت...

40
00:03:33,300 --> 00:03:34,240
‫لایت...

41
00:03:36,000 --> 00:03:38,980
‫هیچ کدومشون نمی تونن بیش از این تحمل کنن.

42
00:03:39,130 --> 00:03:42,200
‫ریوزاکی، چرا داری زمان حبس لایتو بیشتر می کنی؟!

43
00:03:42,350 --> 00:03:43,400
‫باید آزادش کنی!

44
00:03:43,550 --> 00:03:45,940
‫این جوری، رئیس هم آزاد می شه!

45
00:03:46,090 --> 00:03:50,590
‫برخلاف اینکه آمانه میسا و لایت هیچ اطلاعاتی از
‫مجرمین دریافت نمی کنن، اما قتل عام هنوز ادامه داره.

46
00:03:50,740 --> 00:03:53,390
‫این برات کافی نیست؟!

47
00:03:53,540 --> 00:03:54,790
‫نه.

48
00:03:54,940 --> 00:03:59,570
‫تنها چیزی که تا حالا برام ثابت شده
‫عشق بی حد و اندازه ی آمانه میسا نسبت به لایته.

49
00:04:00,300 --> 00:04:02,420
‫ریوزاکی، منو ببخش، اما شخصا...

50
00:04:02,570 --> 00:04:08,180
‫فکر میکنم داری به این کار ادامه می دی، چون نمی خوای
‫قبول کنی حدس هایی که در مورد لایت زدی، غلط بوده!

51
00:04:08,760 --> 00:04:10,890
‫پس تو این طور فکر می کنی؟

52
00:04:11,520 --> 00:04:15,520
‫همون طور که لایت-کون گفت.
‫کیرا لیند ال. تیلر و مأموران اف بی آی رو کشت.

53
00:04:16,170 --> 00:04:21,030
‫،اگه کیرا بدون اطلاعات هم قادر به کشتن می بود
‫دیگه لازم نبود تیلر و یا مأموران اف.بی.آی رو بکشه!

54
00:04:21,410 --> 00:04:24,560
‫هرچقدرم به تحقیقاتمون ادامه
‫بدیم، دستگیر کردن کیرا غیر ممکنه!

55
00:04:24,710 --> 00:04:26,670
‫کیرا بی خود کسی رو نمی کشه.

56
00:04:26,820 --> 00:04:29,750
‫این حرف خودته، ریوزاکی!

57
00:04:29,900 --> 00:04:31,100
‫الان فهمیدم.

58
00:04:31,250 --> 00:04:33,110
‫اگه کیرا می تونست تو این وضعیت هم کسی رو بکشه...

59
00:04:33,260 --> 00:04:36,630
‫،از کشتن مأمورین اف.بی.آی صرف نظر می کرد
‫چون تهدیدی براش محسوب نمی شد.

60
00:04:38,530 --> 00:04:40,370
‫پنجاه روز گذشته.

61
00:04:40,520 --> 00:04:42,990
‫زندانی کردن اونا کاملا بی معنیه.

62
00:04:43,140 --> 00:04:46,300
‫به جای این، باید وقتمونو
‫صرف دستگیر کردن کیرای واقعی کنیم.

63
00:05:03,280 --> 00:05:04,970
‫می فهمم...

64
00:05:07,190 --> 00:05:07,790
‫یاگامی-سان؟

65
00:05:08,640 --> 00:05:09,750
‫چی شده؟

66
00:05:09,900 --> 00:05:12,740
‫اگه می شه هرچه زودتر خودتونو به اینجا برسونید؟

67
00:05:12,890 --> 00:05:15,710
‫دوست دارم نظرمو در مورد پرونده به شما بگم.

68
00:05:16,920 --> 00:05:20,210
‫،دوست دارم شما، به عنوان پدر لایت
‫اولین نفری باشید که نظرمو می شنوه.

69
00:05:22,000 --> 00:05:23,140
‫باشه...

70
00:05:41,340 --> 00:05:45,150
‫سه روز بعد

71
00:05:46,180 --> 00:05:49,740
‫هیچ وقت فکر نمی کردم پیرمردی
‫به سن شما منو دزدیده باشه.

72
00:05:49,890 --> 00:05:52,660
‫من آدم ربا نیستم. من یه بازرسم.

73
00:05:53,100 --> 00:05:54,260
‫بازرس؟!

74
00:05:54,410 --> 00:05:56,080
‫یا...یادم اومد!

75
00:05:56,230 --> 00:05:59,290
‫وقتی داشتن دستگیرم می کردن، گفتن، من مظنون
‫هستم به کشتن مجرمین به عنوان کیرای دوم.

76
00:05:59,440 --> 00:06:01,210
‫یعنی همه چی جدی بوده؟!

77
00:06:02,170 --> 00:06:07,160
‫البته که نه...
‫پلیس هیچ وقت کسی رو اون جوری به بند نمی کشه.

78
00:06:07,310 --> 00:06:12,060
‫،راستی، اگه داری آزادم می کنی
‫چرا دیگه دست و پاهامو بستی؟

79
00:06:12,420 --> 00:06:13,780
‫ساکت باش.

80
00:06:26,220 --> 00:06:27,950
‫لایت!

81
00:06:27,070 --> 00:06:27,950
‫میسا.

82
00:06:28,100 --> 00:06:29,610
‫لایت! خیلی خیلی دوست داشتم ببینمت!

83
00:06:29,760 --> 00:06:31,530
‫پدر، معنی این کارها چیه؟

84
00:06:31,680 --> 00:06:33,040
‫هان؟! پدر؟!

85
00:06:33,190 --> 00:06:36,980
‫،اوه، نه! میسا پدر لایتو آدم ربا صدا زد
‫و کلی حرفای زشت دیگه هم بهش زد!

86
00:06:37,130 --> 00:06:39,000
‫از ملاقاتتون خوشوقتم!
‫من آمانه میسا هستم.

87
00:06:39,150 --> 00:06:40,800
‫من دوست دختر لایت...

88
00:06:40,140 --> 00:06:41,540
‫بفرمایید، قربان.

89
00:06:44,970 --> 00:06:46,760
‫به چی نگاه می کنین؟ سریعتر سوار شید.

90
00:06:52,660 --> 00:06:56,370
‫به نظر میاد دیگه بهمون مظنون
‫نیستن و می خوان آزادمون کنن.

91
00:06:57,200 --> 00:06:57,940
‫نه.

92
00:06:58,700 --> 00:07:02,190
‫دارم شما دو تا رو به محل اعدامتون می برم.

93
00:07:04,060 --> 00:07:10,200
‫من داوطلب شدم تا شما دو تا رو به اتاقک اعدام
‫فوق سری که یه جایی زیر زمین واقع شده، ببرم.

94
00:07:10,530 --> 00:07:11,690
‫اتاقک اعدام؟!

95
00:07:11,220 --> 00:07:11,820
‫چی؟!

96
00:07:11,840 --> 00:07:13,630
‫هیچ معلوم هست چی می گید، پدر؟

97
00:07:11,840 --> 00:07:13,630
‫شوخی می کنید، مگه نه، پدر؟

98
00:07:13,780 --> 00:07:18,520
‫ال به این نتیجه رسید که یاگامی لایت کیراست...
‫و آمانه میسا هم کیرای دوم.

99
00:07:18,670 --> 00:07:23,090
‫،و همچنین گفت که با کشتن شما
‫قتل عام مجرمین متوقف می شه.

100
00:07:23,840 --> 00:07:26,090
‫مگه قتل عام مجرمین توسط کیرا متوقف نشده بود؟!

101
00:07:26,240 --> 00:07:27,950
‫نه، هنوز هم ادامه داره.

102
00:07:28,100 --> 00:07:29,540
‫ادامه داره؟!

103
00:07:29,690 --> 00:07:31,680
‫ال اینو بهم نگفته بود...

104
00:07:32,280 --> 00:07:36,000
‫،حتما یکی از تکنیک های ال بوده
‫بهت نگفت تا بتونه ازت اعتراف بگیره.

105
00:07:36,150 --> 00:07:38,570
‫اما دیگه فرقی به حالتون نداره...

106
00:07:38,720 --> 00:07:44,280
‫تصمیم ال برای کشتن شما دو تا و قولش مبنی
‫بر اینکه با کشتن شما قتل عام متوقف می شه...

107
00:07:44,430 --> 00:07:48,150
‫خیلی سریع توسط ایالات متحده و
‫همچنین دولت ژاپن مورد تایید قرار گرفت.

108
00:07:48,770 --> 00:07:52,160
‫،کیرا مخفیانه اعدام خواهد شد
‫به دور از چشمان عموم.

109
00:07:52,510 --> 00:07:55,580
‫اح...احمقانه ست! صبر کنین، پدر! من کیرا نیستم!

110
00:07:55,730 --> 00:07:56,640
‫درسته، پدر!

111
00:07:56,790 --> 00:07:59,420
‫معلوم هست چی کار می کنید؟ اون پسرتونه!

112
00:07:59,570 --> 00:08:01,720
‫تصمیم من نبود...

113
00:08:01,870 --> 00:08:03,250
‫تصمیم ال بود.

114
00:08:04,120 --> 00:08:09,050
‫ال تعداد بسیاری از پرونده های پیچیده
‫رو حل کرده، و هرگز هم اشتباه نکرده.

115
00:08:09,910 --> 00:08:11,420
‫پدر...

116
00:08:11,570 --> 00:08:13,720
‫یعنی شما به ال بیشتر از پسرتون ایمان دارین؟!

117
00:08:14,340 --> 00:08:17,040
‫ال گفت اگه قتل عام متوقف نشد...

118
00:08:17,190 --> 00:08:20,100
‫،مسئولیت کامل رو به عهده می گیره
‫و جونشو در این راه می ده.

119
00:08:21,660 --> 00:08:24,110
‫ال، با خودت چی فکر کردی؟!

120
00:08:24,260 --> 00:08:28,920
‫،درسته که با در نظر گرفتن تمام شواهد و مدارک
‫انتخاب ما تنها نتیجه ی ممکن بوده...

121
00:08:29,070 --> 00:08:31,050
‫اما اشتباه ست!

122
00:08:31,200 --> 00:08:33,320
‫ال، تو چطور به این نتیجه گیری راضی شدی؟!

123
00:08:34,210 --> 00:08:38,010
‫یه کاسه ای زیر نیم کاسه ست...
‫ال هیچ وقت این طوری نتیجه نمی گرفت.

124
00:08:38,160 --> 00:08:42,290
‫در تموم پرونده های قبلیش، ال همیشه مدارک
‫و شواهد محکمی برای نتیجه گیری ارائه می داد.

125
00:08:42,440 --> 00:08:44,670
‫یعنی می خواد این پرونده رو مختومه اعلام کنه؟

126
00:08:44,820 --> 00:08:46,700
‫داریم می رسیم.

127
00:09:04,270 --> 00:09:05,890
‫اینجا دیگه کجاست؟

128
00:09:06,040 --> 00:09:09,660
‫هیچ کس این اطراف نیست...
‫می خواین با ما چی کار کنین، پدر؟

129
00:09:09,810 --> 00:09:12,760
‫پدر، نکنه می خواین ما رو آزادمون کنین؟!

130
00:09:12,910 --> 00:09:16,470
‫،خوب، اینجا هر کاری که بکنم
‫کسی متوجه نمی شه.

131
00:09:16,620 --> 00:09:20,660
‫من عمدا شما رو به جای اتاقک اعدام به اینجا آوردم.

132
00:09:22,400 --> 00:09:23,600
‫لایت...

133
00:09:25,290 --> 00:09:27,880
‫اول تو رو می کشم و بعد هم خودمو.

134
00:09:28,900 --> 00:09:32,760
‫چی... چی گفتید، پدر؟! حماقت نکنید!

135
00:09:30,460 --> 00:09:32,760
‫تمومش کنید، پدر! شما حالتون خوب نیست!

136
00:09:32,910 --> 00:09:34,670
‫یعنی واقعا می خواین فرزندتونو بکشید؟!

137
00:09:34,820 --> 00:09:37,090
‫اگه خیلی دوست دارن بمیرین، فقط خودتونو بکشین!

138
00:09:37,240 --> 00:09:39,310
‫،اگه این کار رو بکنید
‫با کیرا هیچ فرقی ندارین!

139
00:09:39,460 --> 00:09:41,110
‫نه، من با کیرا فرق دارم.

140
00:09:41,260 --> 00:09:45,770
‫،من مسئولیت دارم، هم به عنوان یه پدر
‫و هم به عنوان یه افسر پلیس!

141
00:09:46,130 --> 00:09:47,900
‫پدر، میسا درست می گه!

142
00:09:48,270 --> 00:09:50,820
‫اگه خودتو بکشی، نمی تونی از حقیقت
‫اینکه من کیرا هستم یا نه سر دربیاری!

143
00:09:51,170 --> 00:09:53,470
‫پس، بهتره همه مون از اینجا فرار کنیم!

144
00:09:52,530 --> 00:09:53,530
‫دیگه دیر شده، لایت!

145
00:09:54,850 --> 00:09:57,070
‫در هر صورت اعدام خواهی شد...

146
00:09:57,220 --> 00:09:59,370
‫پس بهتره با دست های خودم بکشمت.

147
00:10:02,050 --> 00:10:04,160
‫دست نگه دار، پدر! من کیرا نیستم!

148
00:10:04,500 --> 00:10:06,370
‫کشته شدن من همون چیزیه که کیرا می خواد!

149
00:10:06,520 --> 00:10:07,330
‫چرا نمی خواین بفهمین؟!

150
00:10:09,080 --> 00:10:14,840
‫آمانه، من و پسرم اینجا می میریم.
‫اما دلیلی برای کشتن تو ندارم.

151
00:10:15,490 --> 00:10:18,690
‫پلیس خیلی زود این اتومبیلو پیدا میکنه...

152
00:10:18,840 --> 00:10:22,100
‫و تو در اتاقک اعدام رسما اعدام خواهی شد.

153
00:10:25,390 --> 00:10:27,540
‫لایت...

154
00:10:27,690 --> 00:10:30,480
‫ما هر دومون جنایتکار هستیم، دیدار به جهنم!

155
00:10:31,820 --> 00:10:32,900
‫پدر!

156
00:10:35,830 --> 00:10:38,740
‫صبر کن!

157
00:10:40,560 --> 00:10:45,280
‫اگر مالک دفترچه چشمانش را با چشمان شینیگامی
‫معامله کرده باشد، هنگام از دست دادن مالکیت، خاطرات
‫دفترچه و همچنین چشمان شینیگامی را از دست خواهد
‫داد. ولی نیمه عمری که برای داشتن چشمان شینیگامی
‫از مالک گرفته شده، به وی باز نخواهد گشت.

158
00:10:45,530 --> 00:10:50,180
‫شخص می تواند دفترچه را با حفظ مالکیت به
‫شخص دیگری قرض دهد. قرض دادن دفترچه
‫از طرف مقروض به دیگری هم امکان پذیر است.

159
00:10:51,690 --> 00:10:52,690
‫لایت...

160
00:10:53,310 --> 00:10:55,670
‫ما هر دومون جنایتکار هستیم، دیدار به جهنم!

161
00:10:55,820 --> 00:10:56,510
‫پدر!

162
00:11:16,950 --> 00:11:18,330
‫خالی بود؟

163
00:11:21,830 --> 00:11:23,370
‫خدا رو شکر...

164
00:11:24,020 --> 00:11:25,920
‫خدا رو شکر؟!

165
00:11:26,070 --> 00:11:27,880
‫منظورتون از این کارها چیه، پدر؟

166
00:11:28,030 --> 00:11:30,140
‫از هردوتون معذرت می خوام.

167
00:11:30,290 --> 00:11:34,210
‫این تنها راه برای آزاد کردنتون بود.

168
00:11:34,760 --> 00:11:41,050
‫اما، خواهش میکنم درک کن، این کار رو کردم
‫چون ایمان داشتم که تو کیرا نیستی.

169
00:11:41,200 --> 00:11:42,640
‫دیدی، ریوزاکی؟

170
00:11:43,010 --> 00:11:46,390
‫،درست همون طور که دستور دادی عمل کردم
‫و همون طور که می بینی، هنوز زنده ام.

171
00:11:48,020 --> 00:11:50,480
‫بله، خیلی خیلی خوب نقش بازی کردید.

172
00:11:51,340 --> 00:11:55,710
‫در این وضعیت اگه آمانه کیرای دوم بود، یعنی کیرایی
‫که می تونست با دیدین صورت افراد، اونا رو بکشه...

173
00:11:55,860 --> 00:11:59,740
‫می بایست یاگامی-سان رو قبل از اینکه
‫به لایت-کون شلیک کنه، می کشت.

174
00:12:00,460 --> 00:12:02,690
‫و اگه لایت-کون کیرا بود...

175
00:12:02,840 --> 00:12:07,130
‫اون طوری که من کیرا رو شناختم، قادر می بود
‫حتی والدینشو برای ادامه ی راهش بکشه.

176
00:12:07,280 --> 00:12:12,530
‫با این حال، با توجه به هوش بالای لایت-کون، نمی تونم
‫از این چشم پوشی کنم که فهمیده بود اینا همش فیلمه.

177
00:12:12,680 --> 00:12:16,340
‫،اما، همون طور که قول دادم
‫زندانی کردنشون متوقف می شه.

178
00:12:17,080 --> 00:12:19,040
‫و همون طور که قول دادم...

179
00:12:19,190 --> 00:12:22,170
‫آمانه میسا، اگرچه ادعا می کنی که
‫نوارهای ویدیویی از غیب برات فرستاده شده...

180
00:12:22,320 --> 00:12:25,810
‫اما به دلیل اعتراف تو مبنی بر فرستادن اونا
‫به شبکه ی تلویزیونی و همچنین مدارک دیگه...

181
00:12:25,960 --> 00:12:29,680
‫تو همچنان تحت نظر خواهی بود، تا وقتی
‫کیرا دستگیر بشه و پرونده مختومه اعلام بشه.

182
00:12:29,830 --> 00:12:32,490
‫آخه یعنی که چی؟!
‫هنوز به من مظنونی؟!

183
00:12:32,640 --> 00:12:36,780
‫خوب، خدا رو شکر کن که از زندان آزاد شدی.
‫همین برات کافی نیست؟

184
00:12:36,930 --> 00:12:41,740
‫تو که مطمئنی بی گناهی، برای تو تحت نظر بودن
‫به این معنیه که پلیس داره از جونت محافظت میکنه.

185
00:12:42,430 --> 00:12:43,510
‫اوه، واقعا؟

186
00:12:43,660 --> 00:12:48,520
‫،چون میسا کیرای دوم نیست
‫میسا به این فکر افتاده بود که بادیگارد بگیره!

187
00:12:48,670 --> 00:12:51,410
‫همچنین، لایت-کون، طبق قرارم با پدرت...

188
00:12:51,560 --> 00:12:54,130
‫من تو رو تایید میکنم...

189
00:12:54,280 --> 00:12:58,190
‫،یعنی، تمام وقت، ۲۴ ساعته
‫به من در حل این پرونده کمک خواهی کرد.

190
00:13:04,640 --> 00:13:05,890
‫به روی چشم، ریوزاکی.

191
00:13:06,040 --> 00:13:08,860
‫با هم قطعا کیرا رو دستگیر می کنیم.

192
00:13:09,010 --> 00:13:11,340
‫بله، روت حساب میکنم.

193
00:13:16,290 --> 00:13:18,520
‫یعنی اینقدر باید بهم نزدیک باشیم، ریوزاکی؟

194
00:13:19,000 --> 00:13:21,490
‫می دونی، منم از این وضعیت زیاد راضی نیستم.

195
00:13:21,950 --> 00:13:26,110
‫ای بابا! منظورت از ۲۴ ساعته با هم بودن، این بود؟

196
00:13:26,260 --> 00:13:27,930
‫دوتا پسر... یه جورییه...

197
00:13:28,080 --> 00:13:29,510
‫ریوزاکی-سان، تو به پهلو می خوابی؟

198
00:13:29,660 --> 00:13:32,620
‫گفتم که، منم از این وضعیت زیاد راضی نیستم.

199
00:13:32,920 --> 00:13:35,120
‫اما لایت تماما به میسا تعلق داره...

200
00:13:35,390 --> 00:13:39,110
‫،و اگه تو ۲۴ ساعته پیشش باشی
‫میسا کی با دوست پسرش خوش بگذرونه؟

201
00:13:39,270 --> 00:13:42,220
‫به ناچار، باید سه نفری خوش بگذرونیم.

202
00:13:42,620 --> 00:13:45,680
‫هان؟! یعنی می خوای بگی جلوی تو
‫همدیگه رو ببوسیم و فلان - بسیار کنیم؟!

203
00:13:45,830 --> 00:13:47,580
‫نگفتم مجبوری فلان - بسیار کنی.

204
00:13:47,730 --> 00:13:49,470
‫اما من همیشه در حال مشاهده هستم.

205
00:13:49,770 --> 00:13:52,700
‫ای بــابــا... منظورت چیه؟!
‫تو پسر خیلی خیلی چشم چرونی هستی!

206
00:13:52,730 --> 00:13:55,350
‫لایت-کون، لطفأ میسا-سانو خفه کن.

207
00:13:55,820 --> 00:13:57,850
‫میسا، اینقدر خودخواه نباش.

208
00:13:58,000 --> 00:14:01,150
‫اونا ثابت کردن که تو نوارها رو فرستادی...

209
00:14:01,300 --> 00:14:04,430
‫باید خدا رو شکر کنی که آزادت کردن.

210
00:14:04,580 --> 00:14:06,710
‫هان؟ تو هم که داری همینو می گی، لایت!

211
00:14:06,860 --> 00:14:09,700
‫میسا معشوقه ی توئه!
‫یعنی به معشوقه ات ایمان نداری؟

212
00:14:10,780 --> 00:14:11,970
‫گفتی معشوقه...

213
00:14:12,120 --> 00:14:16,150
‫اما تو که معشوقه ی من نیستی، فقط دنبال من
‫راه افتادی و به همه می گی که با یه نگاه عاشقم شدی.

214
00:14:16,300 --> 00:14:20,900
‫پس اون بار که بهت گفتم دوستت دارم و یواشکی
‫منو بوسیدی، داشتی ازم سو استفاده می کردی!

215
00:14:21,050 --> 00:14:23,190
‫کثافت! کثافت! کثـــافت! کثافت!

216
00:14:23,960 --> 00:14:25,750
‫راستی، در مورد عاشق شدنت با یک نگاه...

217
00:14:25,900 --> 00:14:29,510
‫بیست و دوم ماه می در
‫آیویاما بود، مگه نه، میسا-سان؟

218
00:14:29,660 --> 00:14:30,300
‫آهان...

219
00:14:30,940 --> 00:14:33,280
‫چرا اون روز به آیویاما رفته بودی؟

220
00:14:33,430 --> 00:14:34,640
‫چه لباسی پوشیده بودی؟

221
00:14:35,220 --> 00:14:38,340
‫ببین، رفتم، چون دوست داشتم!
‫چند بار باید اینو بهت بگم؟!

222
00:14:38,490 --> 00:14:42,270
‫ولی واقعا به یاد ندارم اون روز
‫چه حالی داشتم و یا اینکه چی پوشیده بودم.

223
00:14:42,420 --> 00:14:46,030
‫یعنی میسا حق نداره برای وقت گذرونی به آیومایا بره؟

224
00:14:46,180 --> 00:14:51,340
‫پس، وقتی برگشتی خونه، از ناکجا آباد
‫اسم عشقت در یک نگاه رو می دونستی؟

225
00:14:51,490 --> 00:14:52,000
‫بله.

226
00:14:52,040 --> 00:14:54,910
‫و حتی نمی دونستی از کدوم
‫ناکجا آباد اسمشو می دونی؟

227
00:14:55,060 --> 00:14:56,350
‫آره، حرفی بود؟

228
00:14:56,500 --> 00:14:59,310
‫،حالا، اگه لایت-کون کیرا می بود
‫چه حسی بهت دست می داد؟

229
00:14:59,460 --> 00:15:00,100
‫هان؟

230
00:15:00,250 --> 00:15:01,960
‫اگه لایت-کون کیرا می بود؟

231
00:15:02,110 --> 00:15:03,060
‫آره.

232
00:15:05,640 --> 00:15:07,260
‫از بهتر هم بهتر می شد.

233
00:15:07,410 --> 00:15:12,720
‫میسا همیشه از کیرا به خاطر برقراری عدالت
‫و کشتن دزدی که والدین میسا رو کشته بود، سپاسگذاره!

234
00:15:12,870 --> 00:15:16,420
‫،اگه لایت کیرا می بود
‫هر روز عشقم بهش بیشتر و بیشتر می شد!

235
00:15:16,570 --> 00:15:20,020
‫اگرچه، حالاشم اینقدر دوستش دارم که فکر
‫نمیکنم بتونم بیشتر از این دوستش داشته باشم!

236
00:15:20,360 --> 00:15:21,890
‫داریم در مورد کیرا حرف می زنیم...

237
00:15:22,040 --> 00:15:25,530
‫از این نمی ترسی که کیرا رو دوست داشته باشی؟

238
00:15:25,910 --> 00:15:27,740
‫تو حرفت اینه که لایت کیرا باشه، مگه نه؟

239
00:15:27,890 --> 00:15:29,510
‫اصلا هم ترسناک نیست!

240
00:15:29,660 --> 00:15:35,490
‫من یکی از طرفداران کیرا هستم، به جای
‫اینکه ازش بترسم، سعی میکنم بهش کمک کنم!

241
00:15:37,110 --> 00:15:41,290
‫،تو اگه بخوای هم نمی تونی بهش کمک کنی
‫فقط جلوی دست و پاشو می گیری...

242
00:15:41,790 --> 00:15:46,980
‫،با همه ی این حرفهایی که زده شد
‫مشخصه که میسا-سان کیرای دومه، اما...

243
00:15:47,130 --> 00:15:50,500
‫از طرف دیگه اینقدر مشخص و تابلوئه که
‫باور کردنش کمی دور از ذهنه.

244
00:15:50,650 --> 00:15:54,560
‫با این طرز فکرت خیلی موافقم.
‫چون میسا کیرای دوم نیست!

245
00:15:54,970 --> 00:15:58,070
‫در هر صورت، تو رو تحت نظر می گیریم.

246
00:15:58,220 --> 00:16:02,490
‫،هر وقت خواستی بری بیرون
‫لطفأ بهمون با استفاده از تلفن خبر بده.

247
00:16:02,640 --> 00:16:06,940
‫ما با آژانسی که توش کار می کنی هماهنگ
‫می کنیم که چه برای کار و چه برای کارهای شخصی...

248
00:16:07,090 --> 00:16:11,020
‫،ماتسودا-سان، ۲۴ ساعته
‫به عنوان مدیر تو رو همراهی میکنه.

249
00:16:11,170 --> 00:16:15,020
‫،پلیس از این موضوع خبر نداره
‫پس مواظب باش چیزی رو لو ندی.

250
00:16:15,170 --> 00:16:17,850
‫من دوست ندارم همچین مرد
‫کهنسالی مدیر برنامه ام باشه.

251
00:16:18,000 --> 00:16:21,470
‫یعنی چی؟!
‫آخه من کجام کهنساله، میسا-میسا؟!

252
00:16:24,100 --> 00:16:26,520
‫،خوش گذرونی، ماچ و بوسه
‫میسا-میسا یا هر کوفت دیگه ای!

253
00:16:26,670 --> 00:16:27,950
‫تمومش کنید!

254
00:16:28,100 --> 00:16:30,690
‫داریم در مورد کیرا تحقیق می کنیم!
‫می شه یه کمی جدی باشین؟!

255
00:16:31,650 --> 00:16:33,030
‫م...متاسفم.

256
00:16:33,940 --> 00:16:37,860
‫نه، من متاسفم. می دونم دارین
‫تموم سعی تونو می کنید، اما...

257
00:16:38,720 --> 00:16:41,110
‫زود باش، آمانه، برو تو اتاق خودت!

258
00:16:41,260 --> 00:16:41,860
‫ای بــابــا؟!

259
00:16:42,990 --> 00:16:44,940
‫من بابات نیستم.

260
00:16:45,090 --> 00:16:48,050
‫،لایت، سه نفری هم شد عیبی نداره
‫هر وقت خواستی بیا دنبالم!

261
00:16:50,440 --> 00:16:52,710
‫لایت-کون، واقعا آمانه رو دوست داری...

262
00:16:52,860 --> 00:16:55,870
‫نه، گفتم که، یه جورایی یه طرفه ست...

263
00:16:56,020 --> 00:16:59,680
‫خوب، می شه یه جوری
‫وانمود کنی که انگار دوستش داری؟

264
00:17:00,410 --> 00:17:03,960
‫،با توجه به نوارهایی که فرستاده
‫بدون شک با کیرای دوم ارتباط داره.

265
00:17:04,400 --> 00:17:06,960
‫همچنین، معلومه که خیلی دوستت داره.

266
00:17:07,830 --> 00:17:11,800
‫یعنی می گی خودمو بهش نزدیک کنم
‫و در مورد کیرای دوم اطلاعات جمع کنم؟

267
00:17:12,230 --> 00:17:15,360
‫آره. فکر کنم بتونی از عهده اش بربیای.

268
00:17:15,510 --> 00:17:21,430
‫یکی از دلایلی که هردوتونو آزاد کردم این بود که با استفاده
‫از تو بتونم از آمانه در مورد کیرای دوم اطلاعات کسب کنم.

269
00:17:23,160 --> 00:17:24,560
‫ریوزاکی...

270
00:17:25,560 --> 00:17:27,890
‫اگرچه می دونم این کار برای حل پرونده ی کیراست...

271
00:17:28,040 --> 00:17:31,220
‫اما به هیچ وجه نمی تونم خودمو راضی کنم
‫که با احساسات یه دختر این طور بازی کنم.

272
00:17:33,700 --> 00:17:35,430
‫متاسفم، اما سعی کن درک کنی.

273
00:17:35,580 --> 00:17:38,070
‫برای من، بازی با احساسات یه دختر...

274
00:17:38,320 --> 00:17:41,670
‫زشت ترین کاریه که یه انسان می تونه انجام بده.
‫هرگز چنین چیزی رو نمی بخشم.

275
00:17:42,090 --> 00:17:44,040
‫یه چیزی جور درنمیاد...

276
00:17:44,190 --> 00:17:46,520
‫یعنی امکان داره شخصیت انسان تغییر کنه...

277
00:17:46,670 --> 00:17:49,070
‫یعنی امکان داره انسان اینقدر خوب نقش بازی کنه؟

278
00:17:49,220 --> 00:17:54,590
‫،با وجود همه ی این چیزها
‫تنها آمانه نبوده که توسط کیرا کنترل می شده...

279
00:17:54,740 --> 00:17:56,340
‫یاگامی لایت هم...

280
00:17:58,120 --> 00:17:59,280
‫چیزی شده، ریوزاکی؟

281
00:17:59,430 --> 00:18:01,310
‫نه، حق باتوئه، لایت-کون.

282
00:18:02,160 --> 00:18:08,270
‫در هر صورت، اگه بهش بگی که تحقیقات ما کاملا
‫مخفیانه ست و نباید به بیرون درز کنه، ازت ممنون می شم.

283
00:18:09,370 --> 00:18:15,190
‫ریوزاکی، نمی شه این برنامه ی از
‫این هتل به اون هتل رفتنت رو تغییر بدی؟

284
00:18:16,010 --> 00:18:19,200
‫آره، خودمم خیلی وقته می خوام یه جا مستقر بشم.

285
00:18:19,460 --> 00:18:26,860
‫برای همین، بعد از نشون دادن خودم به بقیه و قبول کردن
‫همکاری با یاگامی-سان، دستور ساخت یه ساختمونو دادم.

286
00:18:27,510 --> 00:18:29,120
‫ساختش تا چند روز دیگه تموم می شه.

287
00:18:30,560 --> 00:18:31,420
‫اینه.

288
00:18:33,450 --> 00:18:36,250
‫بیست و سه طبقه داره، به علاوه دو انبار زیرزمینی.

289
00:18:36,400 --> 00:18:41,020
‫،طوری ساخته شده که سقفش از بیرون دیده نمی شه
‫دو فروند بالگرد هم برای مواقع اضطراری در نظر گرفته شده.

290
00:18:42,050 --> 00:18:43,040
‫شگفت انگیزه!

291
00:18:43,590 --> 00:18:46,620
‫ازتون می خوام تا اونجایی که
‫ممکنه تو این ساختمون زندگی کنید.

292
00:18:47,610 --> 00:18:51,220
‫اگه دوست داشته باشیم می تونیم به تعدادمون
‫اضافه کنیم، این ساختمون برای ۶۰ نفر جا داره.

293
00:18:52,040 --> 00:18:55,220
‫،به طبقه ی کاملو در اختیار میسا قرار می دیم
‫این جوری از شر نق نق هاش هم راحت می شیم.

294
00:18:55,930 --> 00:18:59,210
‫واقعا حیرت آوره. این همه تجهیزات...

295
00:18:59,360 --> 00:19:02,700
‫راستی، ریوزاکی، این همه پولو از کجا آوردی؟

296
00:19:03,400 --> 00:19:08,920
‫،این ساختمون یعنی اینکه برای حل این پرونده
‫هر کاری لازم باشه، انجام می دم.

297
00:19:09,330 --> 00:19:11,070
‫قبول نیست، نگفتی پولشو از کجا آوردی...

298
00:19:11,220 --> 00:19:12,420
‫آره، حق با توئه.

299
00:19:12,950 --> 00:19:19,010
‫با توجه به اینکه کیرا یه قاتل روانیه، و با توجه به کاری که
‫با من و پدرم کرد، به همین راحتی ها نمی ذارم قصر دربره.

300
00:19:19,520 --> 00:19:21,970
‫منم هر کاری لازم باشه برای حل این پرونده انجام می دم.

301
00:19:22,310 --> 00:19:26,040
‫،خوب، حالا که می خوای هر کاری انجام بدی
‫چرا به میسا-سان نزدیکتر نمی شی و...

302
00:19:26,210 --> 00:19:28,810
‫نه، اون نه. به شرافتم لطمه می خوره.

303
00:19:28,960 --> 00:19:30,370
‫که این طور.

304
00:19:30,520 --> 00:19:31,480
‫حیف شد...

305
00:19:33,620 --> 00:19:36,450
‫چیزی نیست. در واقع، هر لحظه
‫دارم به خودمون امیدوارتر می شم.

306
00:19:37,130 --> 00:19:39,420
‫ریوزاکی، یاگامی-سان، لایت-کون...

307
00:19:39,570 --> 00:19:41,730
‫باید هر طوری شده کیرا رو دستگیر کنیم.

308
00:19:42,590 --> 00:19:45,550
‫اوم... اسم منو نگفتی؟

309
00:19:56,560 --> 00:19:58,370
‫خوب، همه حضور دارن.

310
00:19:58,520 --> 00:20:00,640
‫بهتره جلسه رو شروع کنیم.

311
00:20:01,340 --> 00:20:07,680
‫برای پیشبرد فعالیت های شرکت و همچنین
‫تبدیل یوتسوبا به بزرگترین قطب تجارت در دنیا...

312
00:20:07,830 --> 00:20:09,440
‫چه کسی رو باید بکشیم؟

313
00:20:10,590 --> 00:20:13,930
‫کشتن یه نفر هر هفته کار خطرناکیه.

314
00:20:14,080 --> 00:20:20,160
‫عجیب نیست که کیرا علی الرغم قتل عام
‫مجرمین، درخواست ترور هم قبول میکنه؟

315
00:20:20,310 --> 00:20:23,810
‫تاکاهاشی، یعنی هنوز متوجه نشدی؟

316
00:20:24,830 --> 00:20:28,000
‫چون این ترورها برای کیرا سودمنده.

317
00:20:28,490 --> 00:20:29,700
‫برای کیرا سودمنده؟

318
00:20:29,850 --> 00:20:32,270
‫یعنی می خوای بگی کیرا
‫به به مزدور تبدیل شده، هیگوچی؟

319
00:20:32,570 --> 00:20:35,370
‫اگه جای تو بودم، لالمونی می گرفتم.

320
00:20:35,520 --> 00:20:37,550
‫به خاطر این حماقت ها ممکنه بمیری.

321
00:20:38,870 --> 00:20:41,700
‫هر هشت نفر ما هنوز جوان هستیم...

322
00:20:41,850 --> 00:20:45,480
‫اما همه مون می دونیم که هر هشت نفرمون
‫می تونیم رئیس آینده ی شرکت باشیم.

323
00:20:45,630 --> 00:20:51,610
‫،در واقع، از ابتدای شروع این جلسات
‫حقوق ماهانه ی ما خیلی بیشتر از کارکنان دیگه شده.

324
00:20:52,470 --> 00:20:56,230
‫برای من جای تعجبه که کیرا
‫به یه شرکت تجاری کمک کنه.

325
00:20:56,380 --> 00:20:57,990
‫نمی دونم نظر شماها چیه اما...

326
00:20:58,140 --> 00:21:00,250
‫من فکر میکنم که یکی از ما هشت نفر...

327
00:21:00,400 --> 00:21:02,210
‫کیراست!

328
00:21:07,160 --> 00:21:10,570
‫برگردیم سر موضوع، کسی پیشنهادی داره؟

329
00:21:10,950 --> 00:21:14,050
‫بالاخره چه کسی رو برای پیشبرد اهدافمون بکشیم؟

330
00:21:15,910 --> 00:21:18,190
‫می دونستم، انسان ها...

331
00:21:20,040 --> 00:21:22,000
‫مخلوقات پستی هستن.

332
00:21:22,300 --> 00:21:26,460
‫ادامه دارد

333
00:22:36,250 --> 00:22:38,150
‫پیش پرده

334
00:22:38,550 --> 00:22:39,150
‫این چه حرفیه...

335
00:22:40,410 --> 00:22:44,510
‫از لحنت معلومه راضی نمی شی
‫مگه اینکه من کیرا باشم.

336
00:22:45,880 --> 00:22:48,540
‫مسخره بازی رو بذار کنار، ریوزاکی!

337
00:22:48,600 --> 00:22:51,460
‫قسمت بعد
‫دوست

